1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:07,257 --> 00:00:10,886
...ژنرالِ ارشد، ما شما رو احظار کرديم

3
00:00:10,969 --> 00:00:12,846
که بابتِ فرار تاماکتي جون
.پاسخگو باشيد

4
00:00:12,930 --> 00:00:15,307
.تاماکتي جون زندانيِ من نبوده

5
00:00:15,390 --> 00:00:19,228
.ولي بابا واس که بوده -
! بابا واس، دشمنِ اين دولت حساب ميشه -

6
00:00:19,895 --> 00:00:21,355
...برايِ همينه که بايد فوراً محاکمه ميشد

7
00:00:21,438 --> 00:00:24,608
! و فوراً اعدام ميشد
! قانون اينو ميگه

8
00:00:24,691 --> 00:00:28,570
...اگه شما طبق قانون پيش رفته بودي

9
00:00:28,654 --> 00:00:30,280
.اونم نميتونست با تاماکتي جون فرار کنه

10
00:00:30,364 --> 00:00:32,616
...اين جادوگرياب، يه منبعِ خيلي مفيد

11
00:00:32,698 --> 00:00:36,787
برايِ گرفتن اطلاعات
...درباره‌يِ نقشه هايِ ملکه

12
00:00:36,870 --> 00:00:38,330
.حساب ميشد

13
00:00:38,413 --> 00:00:41,250
شما اصلاً ميدونين که چطوري فرار کردن ؟

14
00:00:41,792 --> 00:00:45,170
تا بحال چنين ضعفي
.تويِ امنيتِ ما ديده نشده

15
00:00:45,754 --> 00:00:48,924
.به احتمالِ زياد، يه نفوذي داشتن

16
00:00:49,883 --> 00:00:53,053
! پس بايد خائن يا خائنين رو پيداشون کنيم

17
00:00:53,136 --> 00:00:54,388
! بايد درس عبرتشون کنيم

18
00:00:54,471 --> 00:00:58,308
اگه خائن وسطِ ما بوده باشه
! من پيداش ميکنم

19
00:00:59,893 --> 00:01:03,730
...ژنرال واس، شما با افتخار و قدرت

20
00:01:03,814 --> 00:01:06,859
.سالهاست که به اين شورا خدمت کردي

21
00:01:06,942 --> 00:01:09,862
ولي موضوعِ بينايي
.فکر شما رو زيادي مشغول کرده

22
00:01:09,945 --> 00:01:14,783
.همچنين خصومتِ شخصيت با برادرت
.بايد اينارو کنار بذاري

23
00:01:14,867 --> 00:01:16,994
.گانيت ها هر لحظه بيشتر به غرب فشار ميارن

24
00:01:17,077 --> 00:01:18,579
.شما هم بهترين رهبر جنگيِ ما هستي

25
00:01:18,662 --> 00:01:22,583
.شما بايد به خطر هايِ جديِ اين دولت توجه کني

26
00:01:23,542 --> 00:01:25,294
متوجه هستين يا نه ؟

27
00:01:29,840 --> 00:01:34,761
.بله، متوجه شدم قربان

28
00:01:42,227 --> 00:01:44,354
...ميخوام که تک تک سرباز هايي که با بابا واس

29
00:01:44,438 --> 00:01:45,856
.يا تاماکتي جون ارتباط داشتن رو بازجويي کني

30
00:01:45,939 --> 00:01:48,192
.همه رو بازجويي کردم
.هيچکدومشون سرنخي بهمون ندادن

31
00:01:48,275 --> 00:01:52,696
! دوباره بازجويي کن
! اينقدر بازجويي کن تا يکي حرف بياد

32
00:01:53,197 --> 00:01:54,198
! بله قربان

33
00:02:03,222 --> 00:02:14,222
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

34
00:03:33,088 --> 00:03:35,257
کي اونجاست ؟

35
00:03:36,675 --> 00:03:38,468
...چيزي نيست -
اولومان ؟ -

36
00:03:51,982 --> 00:03:54,693
بازم خوابِ بد ديدي ؟

37
00:03:55,444 --> 00:03:56,695
...تو نميفهمي

38
00:03:58,155 --> 00:03:59,740
...خواب هايِ من همه زيبان

39
00:04:01,158 --> 00:04:05,746
.چون ميتونم دنيا و بچه هام رو ببينم

40
00:04:07,706 --> 00:04:10,000
.کابوس من تويِ بيداري هست

41
00:04:13,003 --> 00:04:15,172
.ما هنوز پيشتيم پدر

42
00:04:15,839 --> 00:04:17,673
.ما تنهات نميذاريم

43
00:04:22,721 --> 00:04:24,598
راهي برايِ درست کردنش پيدا کردي يا نه ؟

44
00:04:25,307 --> 00:04:28,101
ميدونم که اگه تجهيزاتش رو پيدا کنين
.ميشه درستش کرد

45
00:04:29,436 --> 00:04:32,773
ما ماشين ها و تکنولوژي هايي که شما ميخواي رو
! نداريم

46
00:04:45,077 --> 00:04:47,496
نکنه چيزايي که يادت دادم رو فراموش کردي ؟

47
00:04:51,917 --> 00:04:54,169
.من کل زندگيم رو واسه ساختنِ اينجا گذاشتم

48
00:04:56,338 --> 00:05:00,175
هرچي هم که شرايط واسم سخت تر شد
.من بازم مقاومت کردم

49
00:05:02,052 --> 00:05:04,304
...حالا تو

50
00:05:07,140 --> 00:05:09,184
.تو بايد جايِ منو بگيري

51
00:05:10,143 --> 00:05:14,481
غير ممکن ترين چيز هارو پيدا کن و
! عمليشون کن

52
00:05:16,108 --> 00:05:20,320
تو بايد تک تک لحظاتت رو وقفِ
.احيايِ بيناييِ من بکني

53
00:05:20,404 --> 00:05:22,823
بايد اينکارو بکني
.تا من به سرنوشتم برسم

54
00:05:24,199 --> 00:05:25,993
.ميدونم که يه شبه نميشه درستش کرد

55
00:05:27,202 --> 00:05:30,956
.نبايد اينقدر فشار روت ميذاشتم

56
00:05:32,916 --> 00:05:36,336
.ما نبايد تسليم بشيم

57
00:05:37,504 --> 00:05:39,173
.هرجوري شده باشه بايد درستش کني

58
00:05:42,634 --> 00:05:43,844
.بله پدر

59
00:05:44,928 --> 00:05:45,929
.باشه

60
00:05:47,472 --> 00:05:50,184
.خب، بريم سراغِ گزارشِ صبحگاهي

61
00:05:51,351 --> 00:05:52,227
الآن ؟

62
00:05:52,311 --> 00:05:54,438
ما که کارمون رو اينجا ادامه ميديم، نميديم ؟

63
00:05:56,690 --> 00:05:57,858
...البته، فقط

64
00:05:57,941 --> 00:06:02,446
.من شايد زخمي شده باشم، ولي هنوز پابرجام

65
00:06:02,529 --> 00:06:06,283
اگه تو اينطوري باهام رفتار کني
.بچه ها ديگه ازم پيروي نميکنن

66
00:06:07,034 --> 00:06:08,452
...تريوانتياني ها هم همينطور

67
00:06:11,997 --> 00:06:14,750
...راستي تريوانتياني ها

68
00:06:14,833 --> 00:06:16,502
.نبايد بذارين از مشکلِ من خبردار بشن

69
00:06:17,169 --> 00:06:19,505
تنها چيزي که اونارو از اينجا دور نگه داشته
.ترس از قدرت هايِ منه

70
00:06:19,588 --> 00:06:20,672
متوجه اي که ؟

71
00:06:23,634 --> 00:06:24,635
.بله پدر

72
00:06:27,137 --> 00:06:28,138
.خوبه خوبه

73
00:06:29,306 --> 00:06:33,810
! برگرديم سراغِ گزارشِ صبحگاهيت

74
00:06:37,648 --> 00:06:42,402
...خب، ناني رفته سراغِ معادلاتِ درجه دو

75
00:06:42,486 --> 00:06:45,072
.خيلي باهوشه

76
00:06:45,739 --> 00:06:48,367
.اون متن هايي که گفتين رو هم بهش دادم بخونه

77
00:06:48,450 --> 00:06:50,661
...خيليم شور و ذوق داشت برايِ خوندنشون

78
00:07:14,268 --> 00:07:17,896
.زودتر از قرارمون گذاشتن و رفتن
.يه اتفاقي بايد افتاده باشه

79
00:07:17,980 --> 00:07:19,773
.وقت نداريم دنبالشون بگرديم

80
00:07:19,857 --> 00:07:23,402
اولويتِ ما بايد پيدا کردنِ
.پرنسس ماگرا باشه

81
00:07:27,531 --> 00:07:30,033
پرنسس ماگرا ؟
چي داره ميگه اين ؟

82
00:07:33,036 --> 00:07:37,499
،اگه حرفش درست باشه
.مادرت خواهرِ ملکه حساب ميشه

83
00:07:39,918 --> 00:07:44,006
! ملکه کين ؟ امکان نداره -
...ميدونم باورش سخته -

84
00:07:44,089 --> 00:07:48,135
باورِ اين سخت تره که تو تا الآن
.اونو نکشتي

85
00:07:48,635 --> 00:07:49,970
...ميخواستم بکشم

86
00:07:51,805 --> 00:07:54,558
...شايد اينا همش تله باشه -
.آره -

87
00:07:54,641 --> 00:07:57,227
بعد با اين وجود بهش اعتماد کردي ؟
چرا ؟

88
00:07:58,478 --> 00:08:01,565
به همين دليلي که اومدم وسطِ تريوانتياني ها
.که تورو پيدا کنم

89
00:08:02,858 --> 00:08:04,401
.اون زنمه هانيوا

90
00:08:04,902 --> 00:08:07,154
.تنها زني هست که دوست داشتم و خواهم داشت

91
00:08:07,237 --> 00:08:09,239
...اگه کوچکترين احتمالي برايِ زنده بودنش وجود داشته باشه

92
00:08:09,323 --> 00:08:10,532
.ميفهمم

93
00:08:14,244 --> 00:08:18,582
ولي اگه دروغ گفته باشه، ميخوام که
.خودم کنارت بکشمش

94
00:08:19,833 --> 00:08:21,210
.بهت قول ميدم

95
00:08:22,753 --> 00:08:27,132
،اگه هم دروغ نگفته باشه
! پس مامانم يه پرنسسِ پاياني هست

96
00:08:27,216 --> 00:08:28,383
آخه چطور ممکنه ؟

97
00:08:30,219 --> 00:08:31,553
.منم نميدونم

98
00:08:32,971 --> 00:08:35,140
ولي مادرت وقتي پيداش کنيم
.همشو بهمون ميگه

99
00:08:36,433 --> 00:08:37,433
.بيا

100
00:08:50,489 --> 00:08:52,699
.سه تا اسب و دوتا سگ

101
00:08:53,992 --> 00:08:56,036
تريوانتياني ها بودن ؟ -
.نه، جادوگرياب ها -

102
00:08:56,537 --> 00:08:57,746
...اگه يه مو از سر پسرم کم شده باشه

103
00:08:57,829 --> 00:08:59,957
.جادوگر ياب ها به فرمانِ ملکه عمل ميکنن

104
00:09:00,040 --> 00:09:02,751
...اگه ماگرا پيشِ ملکه بوده باشه، پس حتماً

105
00:09:02,835 --> 00:09:05,045
.زنده بردنش پيش مادرش

106
00:09:05,671 --> 00:09:07,756
...ولي ملکه اونارو ميکشه -
.نه -

107
00:09:08,340 --> 00:09:10,717
.ملکه يه قانونِ جديد صادر کرده

108
00:09:10,801 --> 00:09:13,512
.بينا هارو ديگه جادوگر حساب نميکنن

109
00:09:15,222 --> 00:09:16,473
خب کجا بريم ؟

110
00:09:16,557 --> 00:09:20,269
.شرق
.يه کمپ از جادوگرياب ها اونطرف هست

111
00:09:20,769 --> 00:09:22,521
.اونا جايِ ملکه رو ميدونن

112
00:09:24,773 --> 00:09:25,607
...پنسا

113
00:09:25,691 --> 00:09:26,859
چي ؟

114
00:09:27,359 --> 00:09:29,069
.کوفون رو بردن به پنسا

115
00:09:30,195 --> 00:09:32,406
برات پيام گذاشته ؟ -
.آره -

116
00:09:33,490 --> 00:09:34,658
...پنسا

117
00:09:35,158 --> 00:09:39,746
.هم کاملاً ايمن هست، هم شهرِ موفقي هست
.موقعيتِ خوبي هم داره

118
00:09:40,372 --> 00:09:43,584
.حدس ميزنم ملکه اونجارو پايتختِ جديد اعلام کرده

119
00:10:02,561 --> 00:10:06,148
موضوع چي بوده که اينطوري اومدي اينجا لرد هارلان ؟

120
00:10:06,231 --> 00:10:08,025
...نميخوام نگرانتون کنم

121
00:10:08,108 --> 00:10:12,029
...ولي وقتي امنيتِ شما تويِ خطر باشه

122
00:10:12,112 --> 00:10:14,990
...ممکنه يکم زيادي عکس العمل نشون بدم

123
00:10:16,033 --> 00:10:18,410
کلاً هرچي ميخواي بگي
بايد يه سخنراني قبلش بکني، نه ؟

124
00:10:19,745 --> 00:10:21,747
.قول ميدم خلاصه بگم و برم

125
00:10:23,081 --> 00:10:25,250
.ميخواستم که اول از همه خبر رو به شما برسونم

126
00:10:26,293 --> 00:10:29,922
.فقط خواهش ميکنم تکون نخورين

127
00:10:30,923 --> 00:10:33,509
اگه بفهمه شما اينجايين
.ممکنه صحبت نکنه

128
00:10:34,968 --> 00:10:37,221
! سکوت تمام اختيار ميکنم

129
00:10:47,314 --> 00:10:52,945
.لرد هارلان، ايشون زشان هستن
.کسي که ميخواست باهاتون صحبت کنه

130
00:10:53,445 --> 00:10:54,947
.ممنون کريگان

131
00:11:06,667 --> 00:11:08,544
کس ديگه اي تويِ اتاقه ؟

132
00:11:09,294 --> 00:11:12,714
...فقط يه خدمتکارِ وفادار

133
00:11:13,674 --> 00:11:15,467
تو اهلِ کجايي زشن ؟

134
00:11:16,969 --> 00:11:18,095
.اهلِ کنزوا قربان

135
00:11:18,595 --> 00:11:21,598
بعد نگهبانِ قصر بودي اونجا ديگه ؟

136
00:11:22,307 --> 00:11:23,851
.بله قربان، بيش از 20 سال

137
00:11:25,143 --> 00:11:28,063
پس وقتي که تريوانتياني ها حمله کردن تو اونجا بودي ؟

138
00:11:30,858 --> 00:11:33,026
.من موقعِ سقوطِ کنزوا اونجا بودم

139
00:11:34,778 --> 00:11:38,949
.ولي حمله اي در کار نبود

140
00:11:40,993 --> 00:11:43,537
پس چطوري سد نابود شد ؟

141
00:11:44,371 --> 00:11:46,123
...مطمئن نيستم قربان

142
00:11:46,206 --> 00:11:49,418
ولي اينو ميدونم که از تريوانتياني ها
.خبري نبود

143
00:11:50,878 --> 00:11:52,713
...متوجه نميشم

144
00:11:53,714 --> 00:11:56,800
...يه روز عادي بود

145
00:11:58,010 --> 00:11:59,428
.صدايِ پرنده ها و باد طبق معمول ميومد

146
00:12:00,554 --> 00:12:03,307
...ولي وسطِ اون صدا ها

147
00:12:03,390 --> 00:12:04,766
.از صدايِ شيپورِ جنگ خبري نبود

148
00:12:07,060 --> 00:12:12,357
...پس اگه تريوانتياني ها مسئولِ اون اتفاق نبوده باشن

149
00:12:18,197 --> 00:12:20,407
...قربان يه چيزيو بايد بدونين

150
00:12:20,490 --> 00:12:24,494
.هم پدرِ من نگهبانِ کنزوا بوده، هم پدربزرگم

151
00:12:24,578 --> 00:12:26,788
.ما نسل هاست که به اونجا خدمت کرديم

152
00:12:26,872 --> 00:12:28,332
.ميفهمم، چيزي نيست

153
00:12:35,464 --> 00:12:36,548
.نگران نباش

154
00:12:37,382 --> 00:12:39,176
.حرفي که اومدي بزني رو بزن

155
00:12:43,305 --> 00:12:48,393
.من ريز به ريزِ اون ساختمون رو بلد بودم
.تک تک راه ها و اينکه کيا اونجاها بودن

156
00:12:48,477 --> 00:12:51,772
...تنها کسي که ميتونسته آب هارو آزاد کنه

157
00:12:55,400 --> 00:12:57,236
.خود ملکه بوده

158
00:13:59,339 --> 00:14:02,050
...لرد هارلان، ديگه خيلي دراماتيکش کردين

159
00:14:03,051 --> 00:14:05,095
...اگه اينطور خبر هارو کنترل نکنيم

160
00:14:06,180 --> 00:14:08,765
.مثلِ سرطان بين همه پخش ميشه

161
00:14:10,726 --> 00:14:13,478
...اگه مردم به اتفاقِ کنزوا شک کنن

162
00:14:14,188 --> 00:14:16,690
.به بچه‌يِ تويِ شکمت هم شک ميکنن

163
00:14:17,191 --> 00:14:19,026
.همينطور به حرفات درباره خدا

164
00:14:21,028 --> 00:14:22,154
...به همه چي

165
00:14:26,325 --> 00:14:28,577
! بعد شما جلويِ اين اتفاق هارو ميگيري

166
00:14:30,329 --> 00:14:32,748
.کمترين کاري هست که برايِ ملکه‌م از دستم بر مياد

167
00:14:33,248 --> 00:14:36,376
...فکر کن اگه تو خواهرِ همسرم بودي

168
00:14:37,085 --> 00:14:39,421
! چه کار هايي از دستم بر ميومد

169
00:14:43,008 --> 00:14:44,676
! يه پيغامِ فوري برايِ شما اومده ملکه

170
00:14:46,595 --> 00:14:47,679
.بيا تو

171
00:15:15,207 --> 00:15:17,876
.نگران نباش هارلان
.خواهرم عروست ميشه

172
00:15:39,523 --> 00:15:44,027
...خواهش ميکنم سيبث
.ديگه خسته شدم

173
00:15:44,111 --> 00:15:46,488
.آروم باش خواهر جون
.خبر خوب برات آوردم

174
00:15:47,698 --> 00:15:49,491
.کوفون رو پيداش کردن

175
00:15:50,868 --> 00:15:53,704
.سرباز هام دارن ميارنش

176
00:15:53,787 --> 00:15:56,832
چي ؟
کِي ميرسن ؟

177
00:15:56,915 --> 00:15:59,168
هانيوا و بابا واس چي ؟

178
00:15:59,751 --> 00:16:01,461
.اونارو پيدا نکردن

179
00:16:02,880 --> 00:16:03,964
.اينکه منطقي نيست

180
00:16:04,047 --> 00:16:06,425
.بابا واس هرجور شده بود، اونارو پيش هم نگه ميداشت

181
00:16:07,467 --> 00:16:09,928
! شايد ديگه نميتونسته

182
00:16:11,805 --> 00:16:14,474
...الآن هم که کوفون داره مياد پيشمون

183
00:16:14,558 --> 00:16:17,186
.مشکلِ امنيتش وجود داره

184
00:16:17,686 --> 00:16:18,562
امنيتش ؟

185
00:16:18,645 --> 00:16:22,858
! خودت ديدي که
.يکم طول ميکشه که مردم با روش هايِ جديد کنار بيان

186
00:16:24,193 --> 00:16:26,820
چرا سر اين موضوع
نگرانِ بوتز نبودي ؟

187
00:16:28,780 --> 00:16:29,990
.بوتز مهم نيست

188
00:16:30,866 --> 00:16:32,659
پدر بچه‌ته، چي مهم نيست ؟

189
00:16:36,163 --> 00:16:39,750
چيشده ؟

190
00:16:40,250 --> 00:16:42,794
...ميتونم تند شدنِ تپش هايِ قلبت رو حس کنم

191
00:16:45,631 --> 00:16:49,134
...ولي فقط تپش هايِ قلبِ تورو حس ميکنم

192
00:16:50,177 --> 00:16:51,428
...بچه

193
00:16:53,180 --> 00:16:54,806
تو بچه رو از دست دادي ؟

194
00:16:57,935 --> 00:17:01,396
...خيلي خيلي متأسفم سيبث

195
00:17:37,349 --> 00:17:41,603
.بچه‌يِ تو داره برميگرده
.ولي بچه‌يِ من نابود شده و رفته

196
00:17:44,022 --> 00:17:46,692
! اين مارو تويِ يه موقعيتِ بد قرار ميده

197
00:17:49,236 --> 00:17:51,989
اگه خبرش پخش بشه که من
...ديگه بچه دار نيستم

198
00:17:52,489 --> 00:17:54,950
.امنيتِ بچه هايِ بينايِ تو هم ميره زير سوال

199
00:17:55,033 --> 00:17:56,910
! بيشتر از هر وقت ديگه اي

200
00:17:56,994 --> 00:17:59,162
.اينطوري امنيتِ کوفون هم ميره زير سوال

201
00:17:59,872 --> 00:18:02,082
نميفهمم، به کجا ميخواي برسي با اين حرفا ؟

202
00:18:02,165 --> 00:18:05,335
داري پسرم رو تهديد ميکني ؟ -
! کاملاً برعکس -

203
00:18:05,419 --> 00:18:08,005
! منم هرکاري بتونم ميکنم که از خواهر زادم محافظت کنم

204
00:18:08,755 --> 00:18:13,218
...ولي اگه مردم عليه ما قيام کنن

205
00:18:14,178 --> 00:18:16,221
.ديگه کسي نميمونه که ازش محافظت کنه

206
00:18:17,306 --> 00:18:18,765
.آها، موضوع هارلان هست

207
00:18:20,142 --> 00:18:24,271
! اتهاد با لرد هارلان، کنترلِ ارتش رو به دستِ ما ميده

208
00:18:24,354 --> 00:18:27,691
! اينطوري جلويِ هرگونه قيامي رو ميتونيم بگيريم

209
00:18:27,774 --> 00:18:31,403
چرا اينقدر داري رويِ اين موضوع اصرار ميکني ؟
چيشده ؟

210
00:18:36,950 --> 00:18:39,620
.ظاهراً چند نفر از کنزوا زنده در رفتن

211
00:18:42,206 --> 00:18:44,833
...اگه خبرش پخش بشه -
! که ميشه -

212
00:18:44,917 --> 00:18:48,962
...ما بايد برايِ وقتي که مردم عليه ما حرکت کنن

213
00:18:49,046 --> 00:18:51,256
.آماده باشيم

214
00:18:52,716 --> 00:18:58,138
.يکي مثلِ هارلان، ميتونه همه چي رو کنترل کنه

215
00:18:58,222 --> 00:18:59,890
.با ما باشه بهتر از اينه که عليهِ ما باشه

216
00:18:59,973 --> 00:19:03,727
.الآن هم تنها راهش تويي

217
00:19:06,730 --> 00:19:09,691
.ميدونم چقدر کار سختي ازت ميخوام خواهر

218
00:19:10,192 --> 00:19:12,402
...اگه واقعاً لازم نبود -
...فقط هيس، فقط -

219
00:19:34,925 --> 00:19:35,926
.باشه

220
00:19:39,388 --> 00:19:40,556
.باشه

221
00:19:40,639 --> 00:19:46,770
تا وقتي که هارلان قبول داشته باشه که
...اين فقط يه قرار و مدار سياسي هست

222
00:19:46,854 --> 00:19:49,398
.من قبول ميکنم

223
00:19:52,651 --> 00:19:54,361
! همه‌يِ ازدواج ها همينن

224
00:20:21,513 --> 00:20:24,933
.من هنوزم نميتونم مادرم رو پرنسس تصور کنم

225
00:20:26,101 --> 00:20:28,729
.ماگرا کين وارثِ تاج و تخت بود

226
00:20:28,812 --> 00:20:30,647
.از هر نظر سزاوارش بود

227
00:20:32,191 --> 00:20:34,193
! بعد تو کل عمرش ميخواستي بکشيش

228
00:20:34,276 --> 00:20:35,277
...نه

229
00:20:35,360 --> 00:20:39,573
.وظيفه‌يِ من، پيدا کردنِ جارلامارل و بچه هاش بود

230
00:20:40,365 --> 00:20:42,784
.همه فکر ميکردن ماگرا مُرده

231
00:20:44,995 --> 00:20:48,290
.بايد همينجا کمپ کنيم -
.ما که تازه راه افتاديم -

232
00:20:48,790 --> 00:20:52,085
.راه سختي رو در پيش داريم

233
00:20:53,003 --> 00:20:54,630
.پدرت استراحت لازم داره

234
00:20:55,130 --> 00:20:56,882
! تو يکي درباره من حرف نزن جادوگرياب

235
00:20:57,382 --> 00:20:59,384
...باشه، اصلاً خودم

236
00:21:00,010 --> 00:21:03,388
.منم مثل شماها چندين روزه که گرسنه‌م
.چندين روزه که شکنجه شدم

237
00:21:03,472 --> 00:21:05,474
...درسته شکنجه‌يِ من مثل تو نبوده

238
00:21:05,557 --> 00:21:06,767
! هيس
! تاماکتي

239
00:21:10,771 --> 00:21:14,358
چي ميبيني عزيزم ؟ -
...قفس، قفس هايي از استخوانِ خدا -

240
00:21:15,359 --> 00:21:17,402
...لعنتي -
چيه ؟ -

241
00:21:18,195 --> 00:21:19,530
.اينجا لونه‌يِ برده دارا هست

242
00:21:20,280 --> 00:21:23,534
اينجارو ميشناسي ؟ -
...نه -

243
00:21:23,617 --> 00:21:25,410
! تاماکتي، بايد زود از اينجا رد شيم
! بجنب

244
00:21:25,494 --> 00:21:27,829
.چيزي نيست بابا
.کسي اينجا نيست

245
00:21:29,540 --> 00:21:30,791
.دير شد
...اونا اينجان

246
00:21:35,754 --> 00:21:37,464
! همونجايي که هستي بمون

247
00:21:38,590 --> 00:21:40,092
.سلام دوستِ من

248
00:21:41,343 --> 00:21:43,679
.اگه ما قلمرويِ شمارو رد رد کرديم، من معذرت ميخوام

249
00:21:44,346 --> 00:21:47,307
.تنها هدفِ ما، رسيدن به تپه هايِ شرقي هست

250
00:21:47,891 --> 00:21:50,102
تويِ تپه ها چيکار دارين ؟

251
00:21:50,894 --> 00:21:52,688
.ميخوايم به بازار خريد و فروشِ گاو برسيم

252
00:21:56,275 --> 00:21:57,401
...ميتونين رد شين

253
00:21:57,901 --> 00:21:59,528
.ممنونم

254
00:22:02,823 --> 00:22:05,576
! نه، تو نه دختر

255
00:22:05,659 --> 00:22:07,286
! بابا

256
00:22:22,467 --> 00:22:25,095
...بابا

257
00:22:30,684 --> 00:22:33,770
! به تو يکي بايد حرف شنوي ياد بديم

258
00:23:44,132 --> 00:23:46,718
! کي اونجاست
! حرف بزن

259
00:23:46,802 --> 00:23:49,263
.آروم باش بابا
! ديگه جات امنه

260
00:23:49,346 --> 00:23:50,347
! پاريس

261
00:23:50,430 --> 00:23:51,431
! هانيوا

262
00:23:54,518 --> 00:23:57,396
پاريس، کيو آوردي کمکمون ؟ -
...بابا -

263
00:23:57,479 --> 00:24:00,065
.وقتي جامون امن تر شد، بيشتر توضيح ميدم

264
00:24:00,148 --> 00:24:02,693
کوفون کو ؟ -
.کوفون رو بردن پنسا -

265
00:24:02,776 --> 00:24:04,444
.خبر هايِ مهمي برات دارم

266
00:24:04,945 --> 00:24:06,280
...ماگرا زندست

267
00:24:06,363 --> 00:24:07,781
خبردار شدي ؟ -
.آره -

268
00:24:08,991 --> 00:24:10,534
.تو هم بايد همراهِ کوفون ميرفتي

269
00:24:10,617 --> 00:24:13,579
اگه من رفته بودم، تو الآن کجا بودي بدبخت ؟

270
00:24:13,662 --> 00:24:15,038
...بيا بريم -
.نه -

271
00:24:15,122 --> 00:24:16,665
.تو قدرتي برات نمونده

272
00:24:17,165 --> 00:24:19,251
.درد رو تويِ صدات ميشنوم

273
00:24:19,334 --> 00:24:22,171
بايد قبل از حرکت کردن
.استراحت کني

274
00:24:22,254 --> 00:24:23,255
...بابا واس

275
00:24:24,131 --> 00:24:26,341
...وايسا، پاريس

276
00:24:27,050 --> 00:24:28,260
...تاماکتي جون -
.پاريس -

277
00:24:29,386 --> 00:24:31,555
! ژنرالِ جادوگرياب ها

278
00:24:32,055 --> 00:24:33,348
! چه غنيمتي

279
00:24:33,432 --> 00:24:35,893
! وقتي بکشمش، گوش هاشو بعنوانِ غنيمت نگه ميدارم

280
00:24:35,976 --> 00:24:37,895
.نه، به کمکش نياز داريم

281
00:24:38,645 --> 00:24:40,814
.بدون اون نميتونستيم از تريوانتياني ها فرار کنيم

282
00:24:40,898 --> 00:24:43,567
.اون ديگه مثل قبل نيست -
...حتي اگه مثل قبل نباشه -

283
00:24:43,650 --> 00:24:48,280
.اون ميتونه سرباز هايِ ملکه رو پيدا کنه
.داره کمکم ميکنه ماگرا رو پيداش کنم

284
00:24:48,363 --> 00:24:50,699
! ما يه جادوگرياب رو همراهمون نمياريم

285
00:24:50,782 --> 00:24:53,869
کي گفت ما با شماها ميايم ؟
.ما ميريم پنسا

286
00:24:53,952 --> 00:24:58,665
.هانيوا ! پدرت استراحت لازم داره
! ديگه نفس هم به زور ميشکه

287
00:24:59,750 --> 00:25:01,919
...بابا

288
00:25:04,213 --> 00:25:05,464
خونه‌يِ شما کجاست ؟

289
00:25:05,964 --> 00:25:08,175
! مهم نيست
! ما مستقيم ميريم پنسا

290
00:25:08,675 --> 00:25:11,136
.بابا، ما همين اطراف يه کمپ داريم

291
00:25:11,762 --> 00:25:14,473
.امشب رو استراحت کن
.فردا ميريم پنسا

292
00:25:14,556 --> 00:25:17,434
يعني جدي جدي داري با يه جادوگرياب ميري ؟

293
00:25:17,518 --> 00:25:20,395
هرجا ما بريم، اونم مياد، افتاد ؟

294
00:25:20,896 --> 00:25:21,939
.خيلي خب

295
00:25:22,689 --> 00:25:24,733
...ويِنا، کيتو، برگردين خونه

296
00:25:25,442 --> 00:25:27,986
.بهشون خبر بدين که ما داريم ميريم پنسا

297
00:25:28,070 --> 00:25:29,738
.شارلوت، بريم کمپ

298
00:25:38,163 --> 00:25:40,832
...حدود 200 سال پيش

299
00:25:40,916 --> 00:25:45,879
.چندتا از بچه هايِ پاياني، بينا به دنيا اومدن

300
00:25:47,422 --> 00:25:52,010
مادر هاشون هم به کوهستان ها رو آوردن
.که از جادوگرياب ها قايمشون کنن

301
00:25:53,345 --> 00:25:57,850
.ولي بالاخره جادوگرياب ها پيداشون کردن و کشتنشون

302
00:26:00,561 --> 00:26:03,438
.اون مادر ها بودن که کامپَس رو تشکيل دادن

303
00:26:04,773 --> 00:26:07,192
...يه گروهِ مخفي از محافظين هستن

304
00:26:07,693 --> 00:26:11,029
.که فقط از دختر ها تشکيل شدن

305
00:26:12,573 --> 00:26:15,409
.ما نسل هاست که مخفيانه کار ميکنيم

306
00:26:15,909 --> 00:26:18,787
هميشه منتظر و آماده نشستيم
.که وظيفمون رو انجام بديم

307
00:26:18,871 --> 00:26:21,623
.وظيفمون هم که محافظت از بينا ها هست

308
00:26:22,207 --> 00:26:24,209
تا الآن چندتا بينا ديدين ؟

309
00:26:25,669 --> 00:26:28,380
! اگه تورو حساب کنيم، ميشه يکي

310
00:26:28,463 --> 00:26:31,300
.حتي مامانم يا مامانبزرگم هم نتونستن بينا هارو ببينن

311
00:26:31,383 --> 00:26:34,052
.فکرشو نميکردم که من بتونم همچين چيزي رو ببينم
! ولي ديدم

312
00:26:35,387 --> 00:26:37,472
پاريس، تو چطوري اينارو ميشناسي ؟

313
00:26:40,726 --> 00:26:44,354
...اين يکي هم داستانش طولانيه، هم يکم غمگين

314
00:26:46,356 --> 00:26:47,858
.تو هم يکي از اونا بودي

315
00:26:50,736 --> 00:26:53,655
.آره، بودم

316
00:26:58,994 --> 00:27:00,412
.يه عمر پيش بودم

317
00:27:01,914 --> 00:27:04,416
.هيچکس تورو مقصر نميدونه پاريس

318
00:27:04,499 --> 00:27:07,878
.با اين وجود، مسئوليتش با من بود

319
00:27:09,546 --> 00:27:12,424
...اين بلا سرِ همه‌يِ پيشگو ها اومده

320
00:27:12,508 --> 00:27:15,844
شما همتون فکر ميکنين چون پيشگو هستين
.بايد همه چي رو بدونين

321
00:27:17,763 --> 00:27:21,058
راسته که ملکه کين
اعلام کرده بينا ها ديگه جادوگر نيستن ؟

322
00:27:21,683 --> 00:27:22,893
...شايعه که همينه

323
00:27:22,976 --> 00:27:26,271
.ملکه با اين حرفا، قصد هايِ شومي داره

324
00:27:26,355 --> 00:27:29,525
.تعصبِ مردم با يه حرف عوض نميشه

325
00:27:30,192 --> 00:27:32,361
.به نظر من اينطوري تو بيشتر از قبل تويِ خطري

326
00:27:36,823 --> 00:27:39,409
! ممکنه هدفِ ملکه هم همين بوده باشه

327
00:27:48,293 --> 00:27:49,920
! فکر کنم زيادي خوابش ميومد

328
00:27:50,003 --> 00:27:51,505
...آره خب

329
00:27:51,588 --> 00:27:55,092
اونقدر دارويِ بيهوشي تويِ غذاش ريختم
! که يه اسب رو باهاش بيهوش کنم

330
00:27:55,175 --> 00:27:58,971
اگه اين خواب نباشه، من تا صبح
.بالا سرش کشيک ميدم

331
00:27:59,638 --> 00:28:02,182
کس ديگه اي نميخواد بخوابه ؟

332
00:28:05,102 --> 00:28:07,688
! بيخيال ديگه تاد
...ما جفتمون قسم خورديم

333
00:28:07,771 --> 00:28:10,190
.قسم خورديم که جادوگر هارو پيدا کنيم و نابودشون کنيم

334
00:28:10,274 --> 00:28:12,442
.ما به ملکه خدمت ميکنيم
.هرچي ملکه بگه، همونه

335
00:28:12,526 --> 00:28:14,027
! دستور ملکه فقط يه شايعه هست

336
00:28:14,111 --> 00:28:16,738
خدا مهم تره يا ملکه ؟

337
00:28:16,822 --> 00:28:19,074
.دکس راست ميگه
.اين درست نيست

338
00:28:19,575 --> 00:28:22,160
...اين قانون شکني هست -
.ما وظيفمون آوردنشه -

339
00:28:22,953 --> 00:28:24,705
! اين پسره خواهر زاده‌يِ ملکه هست

340
00:28:24,788 --> 00:28:27,082
فکر ميکني ملکه با کسي که بهش آسيبي زده باشه
چيکار ميکنه ؟

341
00:28:27,165 --> 00:28:28,917
! ما نميتونيم يه جادوگر رو ببريم صاف وسطِ پنسا

342
00:28:29,001 --> 00:28:30,961
! اينطوري ما رو هم کنارش ميسوزونن و نفرين ميکنن

343
00:28:31,044 --> 00:28:31,879
.احمق بازي در نيار

344
00:28:31,962 --> 00:28:33,630
! ما بايد اينو بکشيم
!! نه اينکه همرامون ببريمش

345
00:28:33,714 --> 00:28:35,591
.اگه تو نميخواي بکشيش، خب نکش

346
00:28:35,674 --> 00:28:37,509
.بيا همينجا ولش کنيم
.به ملکه هم ميگيم فرار کرد از دستمون

347
00:28:37,593 --> 00:28:38,677
.بذار خود جنگل بکشتش

348
00:28:38,760 --> 00:28:41,346
...تاد، خودت ميدوني که راست ميگه

349
00:28:41,430 --> 00:28:42,431
...نه

350
00:28:42,973 --> 00:28:46,977
،يه ذره ديگه نافرماني ببينم
! محکومتون ميکنم و رتبه‌تون رو ميارم پايين

351
00:28:47,477 --> 00:28:49,563
! جفتتون رو

352
00:28:50,731 --> 00:28:53,233
! دهنِ گشادتون رو ببندين و کارتون رو بکنين

353
00:28:54,359 --> 00:28:55,611
...اگه هم شانس بيارين

354
00:28:56,111 --> 00:28:59,239
تا وقتي که برسيم پنسا
! اين حرفاتون رو ناديده ميگيرم

355
00:29:47,621 --> 00:29:49,456
! بايد زودتر خودتو معرفي ميکردي

356
00:29:49,540 --> 00:29:50,999
.معذرت ميخوام پرنسس

357
00:29:51,083 --> 00:29:53,418
! ميدوني، همش هي يادم ميره که اينجا خونه‌يِ من نيست

358
00:29:54,253 --> 00:29:58,215
! شمشيرِ سوت
...سلاحِ پادشاه ها

359
00:29:58,715 --> 00:30:00,008
...همينطور دختر پادشاه ها

360
00:30:01,093 --> 00:30:02,219
ميخواستين منو ببينين ؟

361
00:30:02,928 --> 00:30:03,929
.بله، همينطوره

362
00:30:05,180 --> 00:30:09,935
...پيشنهادِ ازدواجِ شما -
.من که هنوز همچين پيشنهادي ندادم -

363
00:30:10,018 --> 00:30:11,854
.خب، خواهرم کارت رو راحت تر کرد

364
00:30:12,604 --> 00:30:14,481
...چه بد

365
00:30:14,565 --> 00:30:17,067
.مطمئن باشين من برنامه هايِ رومانتيک تري چيده بودم

366
00:30:17,150 --> 00:30:20,028
.من خودم شوهر دارم -
.بالاخره همه ضعف هايِ خودشون رو دارن -

367
00:30:20,904 --> 00:30:24,116
...مثلاً منم وقتي رويِ کمر ميخوابم، خر و پف ميکنم

368
00:30:24,199 --> 00:30:26,159
! هارلان ! هارلان -
...ميگن که يه لگدِ کوچولو بهم بزني -

369
00:30:26,243 --> 00:30:27,619
...خر و پفم ساکت ميشه -
! هارلان -

370
00:30:29,413 --> 00:30:30,998
تو چي ميخواي ؟

371
00:30:43,552 --> 00:30:45,762
...من از آدمايي بودم که هميشه

372
00:30:46,847 --> 00:30:49,766
.دنبالِ چاپلوسي و خدمت به سلطنت بودن

373
00:30:52,519 --> 00:30:58,192
...من سالها تلاش کردم و کار کردم

374
00:30:59,151 --> 00:31:01,653
...که يکم اين وضع رو برايِ خودم بهتر کنم

375
00:31:04,573 --> 00:31:06,575
.مطمئن باش به اين آسوني که فکر ميکني نبوده

376
00:31:07,159 --> 00:31:09,703
...الآن هم ملکه اومده وسط

377
00:31:10,621 --> 00:31:14,124
.و همه چي رو با اين جنگش بهم ريخته

378
00:31:14,208 --> 00:31:16,627
.من اين وسط دو راه دارم

379
00:31:18,003 --> 00:31:22,132
...يکي اينکه شورش رو راه بندازم و کل قصر رو به آتيش بکشم

380
00:31:23,550 --> 00:31:27,221
...يکيم اينکه واردش بشم

381
00:31:30,599 --> 00:31:35,062
بعد از اينکه کلي بهش فکر کردم
...به اين نتيجه رسيدم که

382
00:31:36,355 --> 00:31:38,148
.راهِ دوم خيلي ساده تره

383
00:31:40,359 --> 00:31:42,152
داري اشتباه ميزني
.با من چيزي گيرت نمياد

384
00:31:42,778 --> 00:31:45,906
.تو بهتر از خواهرتي -
.ولي خواهرم قدرت دستشه -

385
00:31:46,573 --> 00:31:47,783
...الآن دستشه

386
00:31:58,710 --> 00:32:01,338
.ما ازدواجمون رو اعلام ميکنيم -
! عاليه -

387
00:32:01,421 --> 00:32:02,548
! ولي از عروسي خبري نيست

388
00:32:03,257 --> 00:32:04,883
...منم خيلي برام مهم نبود راستش

389
00:32:04,967 --> 00:32:07,261
...ازدواج، نگراني هايِ خواهرم رو درباره‌يِ کانزوا

390
00:32:07,344 --> 00:32:09,513
.از بين ميبره

391
00:32:10,389 --> 00:32:12,391
...تو هم از شورا استفاده ميکني و سعي ميکني

392
00:32:12,474 --> 00:32:14,643
.جلويِ اين جنگ رو بگيري

393
00:32:15,227 --> 00:32:17,980
...وقتي هم که همسر و دخترم پيدا شدن

394
00:32:18,480 --> 00:32:21,859
تو به هر بهايي که شده باشه
! ازشون محافظت ميکني

395
00:32:25,571 --> 00:32:26,738
به جاش چي گيرم مياد ؟

396
00:32:28,657 --> 00:32:32,661
.من خواهرم رو متقاعد ميکنم که يه شهر ديگه رو پايتخت اعلام کنه

397
00:32:32,744 --> 00:32:34,955
.اينطوري تو هم شهرت رو پس ميگيري

398
00:32:37,708 --> 00:32:38,709
...ماگرا

399
00:32:40,586 --> 00:32:42,546
.دستِ کم گرفته بودمت

400
00:32:44,173 --> 00:32:46,008
.اميدوارم منم تورو دست کم گرفته بوده باشم

401
00:32:46,800 --> 00:32:48,302
.به وقتش ميبيني پرنسس

402
00:33:21,126 --> 00:33:24,671
...چه چه -
! چه چه -

403
00:33:27,716 --> 00:33:31,053
! چايِ گرم -
...هوم -

404
00:33:32,679 --> 00:33:33,680
...واي

405
00:33:34,723 --> 00:33:35,724
.به به

406
00:33:40,354 --> 00:33:43,982
پس تو يه جنگجويِ کامپس بودي ؟

407
00:33:45,400 --> 00:33:49,196
.نگهبان بودم
.خيلي وقته ديگه بهش ميلي ندارم

408
00:33:53,283 --> 00:33:54,493
چرا ولشون کردي ؟

409
00:34:01,333 --> 00:34:07,130
وقتي که من با کامپس بودم
...خيلي بهم خوش ميگذشت

410
00:34:08,090 --> 00:34:12,094
.ولي دويست سال از يه بچه‌يِ بينا خبري نبود

411
00:34:12,177 --> 00:34:16,181
! بعدش يهويي يه پسر از ناکجا آباد پيداش شد

412
00:34:17,599 --> 00:34:19,768
.من مسئولِ حفاظت ازش شدم

413
00:34:20,268 --> 00:34:22,728
...اون پسره فقط بينايي نداشت

414
00:34:22,813 --> 00:34:27,568
.هميشه تشنه‌يِ يادگيري هم بود

415
00:34:29,277 --> 00:34:30,612
.دقيقاً مثل تو

416
00:34:34,699 --> 00:34:35,951
.من قوانين رو شکوندم

417
00:34:38,078 --> 00:34:41,581
.گذاشتم به گنجينه دسترسي پيدا کنه

418
00:34:41,665 --> 00:34:42,666
...به کتاب ها

419
00:34:44,458 --> 00:34:47,420
.بعدش هم بهش خواندن ياد دادم

420
00:34:48,672 --> 00:34:53,385
،يکم که گذشت، هرکاري ميکردم
.عطشِ يادگيريش برطرف نميشد

421
00:34:55,137 --> 00:34:57,639
.يه روز بيدار شدم ديدم نيستش

422
00:34:58,473 --> 00:35:02,060
.کتاب ها رو هم با خودش برده بود

423
00:35:06,315 --> 00:35:08,066
...من کامپس رو نااميد کردم

424
00:35:09,318 --> 00:35:13,363
تويِ همون چيزي که بهش قسم خورده بودم
.شکست خوردم

425
00:35:14,489 --> 00:35:17,242
.برايِ همين تنها کاري که ميتونستم رو کردم
.گذاشتم و رفتم

426
00:35:23,248 --> 00:35:26,835
آخرش فهميدي چي سرش اومد ؟
سرِ پسره ؟

427
00:35:32,007 --> 00:35:34,176
...پسره شد پدرِ تو

428
00:35:45,896 --> 00:35:47,064
.جارلامارِل

429
00:35:48,106 --> 00:35:49,107
.آره

430
00:35:52,194 --> 00:35:56,114
چند سال بعد، وقتي که تو تويِ شکمِ مادرت بودي
.جارلامارل اومد پيشم

431
00:35:56,615 --> 00:35:58,075
.ميدونست که من با الکني ام

432
00:35:58,992 --> 00:36:03,705
.ميدونست که من هرجور شده از بچش محافظت ميکنم

433
00:36:04,498 --> 00:36:06,583
...آره، هرجور شده بهمون خوندن هم ياد ميدي

434
00:36:09,837 --> 00:36:12,256
.فقط اميدوارم کار درست رو کرده باشم

435
00:36:19,137 --> 00:36:20,389
.کار تو درست بوده

436
00:36:21,765 --> 00:36:25,727
...بينايي الآن بخشي از من رو تشکيل داده

437
00:36:27,229 --> 00:36:30,190
.همونطور که دستات برات ارزش دارن، بينايي برايِ من ارزش داره

438
00:36:32,568 --> 00:36:34,903
.اگه چيزي نميخوندم، انگار داشتم قدرتم رو دور ميريختم

439
00:36:40,534 --> 00:36:43,662
...عزيزم

440
00:36:44,162 --> 00:36:47,457
.بشريتِ تاريخچه‌يِ خيلي طولانيي داره

441
00:36:48,208 --> 00:36:53,922
.تويِ تاريخ، هميشه از اونايي که متفاوت بودن، ميترسيدن

442
00:36:54,923 --> 00:36:56,592
! آدم که خودش تصميم نميگيره چطوري به دنيا بياد

443
00:36:57,926 --> 00:37:02,222
.ولي بازم نابينا ها، دارن بينا هارو ميکشن

444
00:37:06,810 --> 00:37:12,441
،اگه يه روز بينا ها هم تعدادشون بيشتر بشه
...مطمئن باش

445
00:37:13,525 --> 00:37:15,235
.روال کار عوض ميشه

446
00:37:17,154 --> 00:37:22,034
.هرچي باشه، ما همه آدميم، اين چيزا تويِ هممون هست

447
00:37:24,995 --> 00:37:29,124
...هوم

448
00:37:54,942 --> 00:37:56,109
چيکار ميکنين ؟

449
00:37:56,193 --> 00:37:57,611
! کارمون رو جادوگر

450
00:37:58,320 --> 00:37:59,905
! تاد -
! خفه شو -

451
00:38:00,531 --> 00:38:02,366
! بگيرش

452
00:38:07,788 --> 00:38:09,206
! بجنب جادوگر

453
00:38:13,836 --> 00:38:14,878
! تاد

454
00:38:27,224 --> 00:38:30,811
! دکس ! فراي
!چه گهي ميخورين ؟

455
00:38:30,894 --> 00:38:32,145
! بياين

456
00:38:35,566 --> 00:38:36,400
! تاد

457
00:38:40,571 --> 00:38:42,281
! تمومش کن فراي
! بسه

458
00:38:42,781 --> 00:38:44,616
! تاد ! تاد

459
00:38:44,700 --> 00:38:46,660
!!! تاد تاد تاد

460
00:38:48,871 --> 00:38:50,956
! تاد تاد

461
00:38:51,039 --> 00:38:53,041
...تاد تاد

462
00:38:57,045 --> 00:38:59,965
...تاد تاد

463
00:39:00,465 --> 00:39:03,218
! دکس ! دکس -
...تاد -

464
00:39:05,387 --> 00:39:06,388
فراي ؟

465
00:39:08,223 --> 00:39:09,224
فراي ؟

466
00:39:10,893 --> 00:39:12,728
! فراي -
! دست نگه دار دکس -

467
00:39:13,812 --> 00:39:14,813
چيکار کردي ؟

468
00:39:15,939 --> 00:39:17,316
! گفتم دست نگه دار

469
00:39:18,650 --> 00:39:19,568
! تو کشتيش

470
00:39:20,152 --> 00:39:22,196
.اگه تو هم دست نگه نداري، ميري پيشِش

471
00:39:23,906 --> 00:39:27,242
تو چت شده ؟
! تو يه جادوگريابي
داري از يه جادوگر حفاظت ميکني ؟

472
00:39:27,326 --> 00:39:29,661
! حرفمو تکرار نميکنم دکس

473
00:39:29,745 --> 00:39:31,872
! گفتم دست نگه دار

474
00:39:37,127 --> 00:39:38,212
...من ميرم

475
00:39:39,213 --> 00:39:40,964
.منم ديگه به تو کمک نميکنم

476
00:39:41,048 --> 00:39:43,091
.اگه ميخواي بذاري و بري، اسبت رو بردار و برو

477
00:39:43,675 --> 00:39:45,427
...ولي اگه تويِ اين مامورت دخالت کني

478
00:39:45,511 --> 00:39:47,262
...خودم ميکشمت

479
00:40:16,500 --> 00:40:18,210
...تاد -
...خفه شو تو -

480
00:40:26,844 --> 00:40:28,136
ميتوني سوارِ اسب بشي ؟

481
00:40:30,848 --> 00:40:31,849
.راستشو بخواي نه

482
00:40:34,393 --> 00:40:35,978
.خب، اميدوارم يادگيريت خوب باشه

483
00:40:38,605 --> 00:40:40,065
...چون اگه نتوني همرام بياي

484
00:41:05,507 --> 00:41:08,010
چرا وقتي فرصتش رو داشتي
ايدو رو نکشتيش ؟

485
00:41:12,598 --> 00:41:16,476
.اگه برادرم رو بکشم، انگار به قسمتي از خودمو کشتم

486
00:41:19,938 --> 00:41:21,648
مثلِ کشتنِ پدرت ؟

487
00:41:23,317 --> 00:41:24,985
.اوهوم

488
00:41:32,701 --> 00:41:35,495
پدرم بهم دستور داد
.که ايدو رو بکشم

489
00:41:37,664 --> 00:41:39,082
.منم اونجا تصميمم رو گرفتم

490
00:41:46,882 --> 00:41:50,219
اگه تو داشتي از ايدو محافظت ميکردي
پس چرا اينقدر ازت متنفره ؟

491
00:41:55,015 --> 00:41:58,560
،خانواده، بعضي وقتا
.يکم پيچيده ميشه

492
00:42:05,943 --> 00:42:06,818
...خب

493
00:42:08,320 --> 00:42:12,199
! من که عموم دزديدم

494
00:42:12,282 --> 00:42:15,494
! الآن هم تازه فهميدم مامانم پرنسسه

495
00:42:18,497 --> 00:42:21,625
! اين پيچيدگي هارو منم دارم

496
00:42:21,708 --> 00:42:23,252
...هوم

497
00:42:33,178 --> 00:42:35,430
.مادرم وقتي ايدو رو بدنيا آورد مُرد

498
00:42:37,683 --> 00:42:39,852
.پدرم هم هيچوقت ايدو رو سر اين موضوع نبخشيد

499
00:42:40,978 --> 00:42:44,606
.ايدو فقط يه بچه بود
.مادرمون رو اصلاً يادش نميومد

500
00:42:46,608 --> 00:42:49,319
هنوزم اونقدري بزرگ نشده بود که طرز فکر پدر رو
.زير سوال ببره

501
00:43:01,999 --> 00:43:03,333
ميخواستين منو ببينين قربان ؟

502
00:43:06,587 --> 00:43:08,547
.دختره، هانيوا، کماندار بود

503
00:43:10,549 --> 00:43:11,675
واقعاً ؟

504
00:43:12,634 --> 00:43:14,511
.سه تا تير بهم زد

505
00:43:16,680 --> 00:43:20,142
.برادر من دوتا از بچه هايِ جارلامارل رو بزرگ کرده

506
00:43:20,642 --> 00:43:22,895
.اين يه مورد، خيلي ترکيبِ خطرناکي ميشه

507
00:43:25,063 --> 00:43:29,818
.امروز نزديکِ مانهال، يه گروه از برده داره رو کشتن

508
00:43:31,403 --> 00:43:32,779
فکر ميکنين کار اونا بوده ؟

509
00:43:36,116 --> 00:43:39,328
بابا هم خسته هست، هم زخمي
.نميتونه سريع حرکت کنه

510
00:43:40,871 --> 00:43:43,207
.به تک تک پايگاه هايِ اون منطقه خبر بده

511
00:43:44,791 --> 00:43:48,921
! ميخوام بابا و اون دختره رو زنده برام بيارن

512
00:43:51,548 --> 00:43:52,382
.بله قربان

513
00:43:53,634 --> 00:43:54,635
...ستوان

514
00:44:06,188 --> 00:44:09,399
خبري از اوني که بهشون کمک کرده نشد ؟

515
00:44:12,402 --> 00:44:13,695
.نه قربان، هنوز خبري نشده

516
00:44:17,699 --> 00:44:21,036
.اين عجيبه
.خيلي خيلي عجيبه

517
00:44:24,831 --> 00:44:27,167
...ولي فکر کنم يه حدسايي بتونم بزنم

518
00:44:29,503 --> 00:44:30,754
.هرچي شد خبرم کن

519
00:44:31,588 --> 00:44:32,589
.بله قربان

520
00:44:52,359 --> 00:44:54,319
...تاد -
چته ؟ -

521
00:44:58,949 --> 00:45:00,659
.ممنون که نجاتم دادي

522
00:45:04,621 --> 00:45:06,456
.نميخواد از من تشکر کني

523
00:45:07,749 --> 00:45:10,836
.تو پسر پرنسس ماگرا هستي
.من وظيفم حفاظت از توئه

524
00:45:12,421 --> 00:45:13,630
.چاره‌يِ ديگه اي نداشتم

525
00:45:18,802 --> 00:45:20,345
.چرا داشتي

526
00:45:48,540 --> 00:45:49,708
.نقشه رو بده

527
00:46:06,266 --> 00:46:09,978
.اگه هوا خراب نشه، 13 روز طول ميکشه که به پنسا برسيم

528
00:46:10,479 --> 00:46:12,564
! ميتونيم 6 روزه برسيم

529
00:46:12,648 --> 00:46:14,399
چي ؟
چطوري ؟

530
00:46:16,443 --> 00:46:17,444
...از اين راه

531
00:46:22,449 --> 00:46:23,742
...اين که يه صخره هست

532
00:46:24,368 --> 00:46:26,662
...آره، تويِ نقشه اينطوري نوشتن

533
00:46:26,745 --> 00:46:29,498
.خبري از صخره نيست، ميتونيم رد شيم

534
00:46:29,581 --> 00:46:30,582
از کجا ميدوني ؟

535
00:46:31,542 --> 00:46:33,001
.چون خودشون نقشه هارو ساختن

536
00:46:33,752 --> 00:46:35,379
...همينطوري سالها پايگاه هامون رو

537
00:46:35,462 --> 00:46:38,382
.از آدمايي مثل تو قايم کرديم

538
00:46:39,758 --> 00:46:40,759
هانيوا ؟

539
00:46:41,260 --> 00:46:44,721
.مسئوليتِ من، حفاظت از تو تحت هر شرايطي هست

540
00:46:45,389 --> 00:46:48,767
.تو هميشه پشت من حرکت ميکني

541
00:46:49,476 --> 00:46:51,854
.هميشه پشت من

542
00:46:52,521 --> 00:46:56,149
.پدرت هم هميشه پشت تو حرکت ميکنه

543
00:46:56,233 --> 00:46:58,610
.من نگهبان نميخوام
.خودم از پس خودم بر ميام

544
00:46:59,945 --> 00:47:02,698
همين يه روز پيش
.داشتن تبديل به کارخونه‌يِ جوجه کِشي ميکردنت

545
00:47:02,781 --> 00:47:04,074
.ولي من نجات پيدا کردم

546
00:47:04,157 --> 00:47:06,159
.آره، بعدشم وسط کمپِ برده دارا داشتي ميمُردي

547
00:47:06,243 --> 00:47:08,245
اگه همينطوري پيش بري
! يه هفته نشده مُردي

548
00:47:08,829 --> 00:47:10,205
...هانيوا

549
00:47:15,043 --> 00:47:16,628
.سر راهِ من نباش، حله

550
00:47:17,212 --> 00:47:19,548
! من کورم، تويي که ميبيني
! تو سر راه من نباشي حله

551
00:47:20,632 --> 00:47:24,970
عه ! کجا ؟
.هميشه پشت من باش
.پدرت هم هميشه پشت توئه

552
00:47:27,723 --> 00:47:28,807
...پاريس

553
00:47:33,312 --> 00:47:36,273
...ياسمن

554
00:47:41,737 --> 00:47:43,530
...و مريمِ سوخته

555
00:47:52,039 --> 00:47:56,126
...بارانِ علفزار

556
00:47:58,879 --> 00:48:01,173
.ممنونم علياحضرت

557
00:48:05,844 --> 00:48:11,558
شنيده بودم که آشپز هايِ بويِ پنسا
...بهترين ها هستن

558
00:48:12,726 --> 00:48:15,521
! الآن ديگه مطمئن شدم

559
00:48:16,104 --> 00:48:19,816
.اميدوارم همتون از اجرا لذت برده باشين

560
00:48:21,527 --> 00:48:25,822
...من به اين نتيجه رسيدم که در سخت ترين مواقع هم

561
00:48:26,406 --> 00:48:30,285
...بايد زيبايي هايي که خداوند

562
00:48:30,369 --> 00:48:32,579
.به ما داده رو گرامي بداريم

563
00:48:32,663 --> 00:48:36,583
...حتي الآن که چنين سختيي رو در پيش داريم

564
00:48:37,167 --> 00:48:38,836
.باز هم زيبايي ها وجود دارن

565
00:48:40,003 --> 00:48:42,840
...عشق وجود داره

566
00:48:44,341 --> 00:48:46,385
...و من مفتخرم که بهتون بگم که

567
00:48:46,468 --> 00:48:49,638
...دوستانِ مهربانِ من

568
00:48:50,138 --> 00:48:55,853
! خواهرِ من پرنسس ماگرا کين، نامزد کرده

569
00:48:56,353 --> 00:49:01,400
! اونم با لرد هارلانِ خودتون

570
00:49:02,776 --> 00:49:05,112
!مگه قرار نبود خودمون اينو اعلام کنيم ؟

571
00:49:05,195 --> 00:49:06,655
! منم همين فکر رو ميکردم

572
00:49:06,738 --> 00:49:09,366
...ما همه ازدواج آنها رو شاهد خواهيم بود

573
00:49:10,200 --> 00:49:13,036
! چهارمين باري که خدايِ آتش خودشو نشون بده، اونا ازدواج ميکنن
(چهار روز ديگه)

574
00:49:15,080 --> 00:49:16,123
« ...ما پايا هستيم »

575
00:49:16,206 --> 00:49:18,166
با هم اين نقشه رو کشيدين ؟ -
...نه -

576
00:49:18,250 --> 00:49:19,293
« ...ما مقدس هستيم »

577
00:49:19,376 --> 00:49:21,003
...نه، حرفتو باور نميکنم

578
00:49:21,503 --> 00:49:25,424
.بالاخره يه موقعي بايد به من اعتماد کني پرنسس

579
00:49:26,425 --> 00:49:28,218
! تا الآن که دليلي برايِ اعتماد ندارم

580
00:49:28,302 --> 00:49:30,762
« ...ما منتخب هستيم »

581
00:49:37,394 --> 00:49:38,604
...پدر

582
00:49:41,690 --> 00:49:42,774
چيشده ؟

583
00:49:43,275 --> 00:49:44,526
.ژنرال اومده

584
00:49:45,944 --> 00:49:46,945
چي ؟

585
00:49:48,697 --> 00:49:49,948
ايدو واس اومده اينجا ؟

586
00:49:50,532 --> 00:49:53,285
.اومده، چندتا سرباز هم همراش آورده

587
00:49:57,039 --> 00:49:59,374
! نبايد بذاريم بفهمه که من کورم

588
00:50:05,422 --> 00:50:08,884
! ژنرال واس
! غافلگيرمون کردي

589
00:50:09,843 --> 00:50:10,928
واقعاً ؟

590
00:50:14,723 --> 00:50:16,642
مگه منتظرم نبودي ؟

591
00:50:18,602 --> 00:50:19,603
چرا بايد باشم ؟

592
00:50:25,025 --> 00:50:29,488
.يکي اومده تويِ زندان من و بابا واس رو فراري داده

593
00:50:31,365 --> 00:50:32,908
شما بابا واس رو گير انداخته بودين ؟

594
00:50:35,077 --> 00:50:36,078
... « انداخته « بوديم

595
00:50:37,955 --> 00:50:39,206
.الآن ديگه رفته

596
00:50:40,541 --> 00:50:43,210
...اينکه نگهبان هارو بيهوش کنن

597
00:50:43,710 --> 00:50:46,505
.و راهشون رو پيدا کنن و فرار کنن، چيز کمي نبوده

598
00:50:47,756 --> 00:50:51,844
! مگه اينکه يکيشون بينا بوده باشه

599
00:50:53,345 --> 00:50:58,183
فکر ميکنين کار من بوده ؟
من چرا بايد بابا واس رو آزادش کنم ؟

600
00:50:58,267 --> 00:50:59,434
پسرش کجاست ؟

601
00:51:01,061 --> 00:51:02,062
پسرش ؟

602
00:51:03,313 --> 00:51:06,316
.پسر بابا واس
.هموني که نفرستاديش

603
00:51:06,650 --> 00:51:08,694
.بهم تحويلش بده -
...ببين -

604
00:51:08,777 --> 00:51:11,488
اون تله اي که شما گذاشتي
...بابا واس رو کشوند اينجا

605
00:51:11,572 --> 00:51:14,992
! نگهبان هايِ منو کشت و به زور پسرِ منو هم برداشت برد

606
00:51:15,742 --> 00:51:18,287
بابا واس اومده اينجا
!ولي تورو نکشته ؟

607
00:51:20,038 --> 00:51:22,457
تو دخترش رو دادي به من، چرا نکشته تورو ؟

608
00:51:25,002 --> 00:51:26,336
.بابا واس فقط فرار کرد
.ما محاصره‌ش کرده بوديم

609
00:51:29,464 --> 00:51:31,925
!چيکار ميکنين ؟
دارين چيکار ميکنين ؟

610
00:51:32,009 --> 00:51:38,140
چرا وقتي من با پدرت صحبت ميکنم
!تو ميپري وسط ؟

611
00:51:39,516 --> 00:51:42,853
بعد تو چرا مثل هميشه تويِ اتاق نميچرخي ؟

612
00:51:43,854 --> 00:51:45,480
چرا مثل هميشه بيناييت رو به رخم نميکشي ؟

613
00:51:47,482 --> 00:51:48,984
...حس ميکنم تو هم

614
00:51:49,067 --> 00:51:51,403
...ببينين ژنرال، شما اين همه راه رو اومدين که

615
00:51:52,404 --> 00:51:54,615
! ولش کن
! ولش کن

616
00:51:54,698 --> 00:51:57,034
!! ژنرال -
...ساکت باش -

617
00:52:12,424 --> 00:52:13,842
...بينايتت رو ازت گرفته

618
00:52:15,719 --> 00:52:17,221
.نه، اين موَقّتي هست

619
00:52:17,971 --> 00:52:20,307
.زود خوب ميشم

620
00:52:24,520 --> 00:52:25,521
...نه

621
00:52:28,398 --> 00:52:29,483
.خوب نميشي

622
00:52:33,028 --> 00:52:34,404
! نه

623
00:52:34,488 --> 00:52:36,615
!! نه نه

624
00:52:37,115 --> 00:52:40,118
! نه ! نه

625
00:52:41,161 --> 00:52:45,332
! ميکشمت
! به خدا ميکشمت

626
00:52:46,708 --> 00:52:48,460
.عذاداري باشه واسه بعد اولومان

627
00:52:49,711 --> 00:52:52,506
.الآن ديگه حفاظت از خانواده گردنِ توئه

628
00:52:53,090 --> 00:52:56,385
.واسه اين کارا بايد ذهنت رو پاک ميکردم

629
00:52:57,302 --> 00:52:59,596
.اينجا ديگه مال منه

630
00:53:00,514 --> 00:53:04,226
.تو و کتاب ها و همه چي، همش مال منه

631
00:53:05,519 --> 00:53:06,562
! تورمادا

632
00:53:13,694 --> 00:53:14,695
...هوم

633
00:53:15,362 --> 00:53:19,116
.ايشون تورمادا هستن
.يکي از بزرگترين دانشمند هامون

634
00:53:21,577 --> 00:53:22,870
.از الآن شما واسه ايشون کار ميکنين

635
00:53:35,594 --> 00:53:47,594
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
