WEBVTT

00:01.120 --> 00:03.370
!ماگرا

00:03.750 --> 00:04.830
مامان رو پیدا کردی؟

00:04.920 --> 00:06.710
اون رو برده بودن پیش رهبرشون

00:08.710 --> 00:09.840
من دیدم که مُرد

00:09.920 --> 00:11.090
رفتم دنبالش

00:11.840 --> 00:13.630
اینو پیدا کردم
باید بریم

00:13.970 --> 00:15.930
یه جا رو میشناسم که میتونیم در امان مخفی بشیم
بیاید دنبالم

00:16.010 --> 00:19.520
هیچکس اینجا پیدامون نمیکنه
یه غاره، به خوبی هم مخفی شده

00:19.600 --> 00:20.600
رسیدیم

00:21.020 --> 00:22.730
!بوتس-
!درو باز کن-

00:23.350 --> 00:24.650
!این درو باز کن

00:29.070 --> 00:29.940
!نه

00:30.030 --> 00:33.990
شنیدم وقتی یک فرمانروایِ پایان
...به تاج و تخت میرسه

00:35.200 --> 00:38.240
یک حرز درست بالایِ قلبش...
جاسازی میشه

00:38.330 --> 00:40.160
چطور یه نفر میتونه ملکه رو
دزدیده باشه؟

00:40.580 --> 00:43.290
من تنها کسی هستم که اینجا میتونه بهت کمک کنه

00:44.250 --> 00:45.710
من میدونم خواهرت دست کیه

00:46.190 --> 02:18.560
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:50.880 --> 02:53.000
...یکبار دوریانِ ارشد گفت

02:54.170 --> 02:57.970
پریشان کننده ترین صدا در "
...تجربیاتِ انسانی سکوت ـه

02:58.840 --> 03:01.180
".در حالیکه طبیعت و غریزه التماسِ ناله میکنه

03:01.890 --> 03:08.480
سکوتِ یک تولد، سکوتِ یک لحظه یِ دل شکستگیِ
خانمان سوز

03:08.560 --> 03:13.150
سکوت در طولِ تحمیلِ چنین دردِ بزرگی

03:21.240 --> 03:22.820
خودتو سربلند کردی

03:24.450 --> 03:26.660
مقاومتت قدرتمنده

03:28.410 --> 03:31.750
یکسری از مَردها در جایگاهِ من ممکنه
...تحتِ تأثیرش قرار بگیرن

03:33.000 --> 03:37.960
ناگهان مجبور بشن با حسِّ دلسوزی ـشون مقابله کنن
...تصمیمشون دچار ضعف بشه

03:39.590 --> 03:41.180
و غیره و غیره...

03:42.010 --> 03:45.010
فقط محض اطلاع، اون مَردها بُزدل هستند

03:47.100 --> 03:50.020
اینکه من در این جایگاه هستم و
اونا نیستند یه دلیلی داره

03:51.640 --> 03:53.650
...و از الآن تا 8 انگشت

03:54.810 --> 03:57.530
از انگشتانِ پا شروع میکنیم...

04:02.070 --> 04:07.200
روزها اینکارو میکنم تا اینکه بهم بگی
ملکه یِ من کجاست

04:28.640 --> 04:32.100
من مسیرِ جایی که ملکه نگهداری میشه رو میدونم

04:32.560 --> 04:34.350
انتظار اومدنِ ما رو نخواهند داشت

04:34.440 --> 04:36.480
سریع بریم چند روز از اینجا فاصله داره

04:36.900 --> 04:39.230
گروهان دارن برایِ حرکت آماده میشن

04:39.690 --> 04:42.700
فقط یکسری مسائل هست که قبلش
باید حل کنیم

04:42.780 --> 04:43.780
حل کنیم"؟"

04:43.860 --> 04:46.660
اول، پسره

04:47.990 --> 04:51.580
من متشکرم که اون در دستگیریِ اون دوتا
سایه که اون بیرون بودن کمک کرده

04:53.120 --> 04:54.250
...حالا

04:56.170 --> 04:59.420
مایلم بدونم چطور اینکارو کرد

05:02.050 --> 05:03.880
اون پسرِ تو نیست

05:03.970 --> 05:07.180
همون موقعی که پیشت آورده شد این
واضح بود

05:08.970 --> 05:12.310
ولی اونم میتونه ببینه درسته؟

05:15.310 --> 05:16.310
بله

05:18.730 --> 05:21.150
...یه فرزندِ دیگه از جرلامارل

05:24.860 --> 05:26.320
با یک زنِ دیگه ...

05:29.950 --> 05:31.950
تو لیاقتت بیش از اینا بود

05:32.370 --> 05:35.710
هیچکدوم از اینا تقصیرِ پسره نیست
و اگه اون نبود الآن دستت به جایی بند نبود

05:35.790 --> 05:39.630
من ساحره یاب هستم ماگرا و درحالیکه صحبت میکنیم
!تویِ این چادر فقط یک مقام هست

05:39.710 --> 05:42.710
تقصیر هیچ ربطی به این نداره
نمیتونم اینکه اون کیه رو نادیده بگیرم

05:42.800 --> 05:44.130
!البته که میتونی

05:45.420 --> 05:46.680
اون با منه

05:47.260 --> 05:50.760
اون محافظِ من ـه
و منم دخترِ پادشاه هستم

05:52.310 --> 05:54.020
چی رو دیگه میخوای حل کنی؟

05:55.730 --> 05:57.520
اینکه اون با ما میاد یا نه

05:58.020 --> 05:59.400
با ما میاد"؟"

05:59.480 --> 06:01.900
من دارم این لشکر رو حرکت میدم
نمیتونم تو رو رها کنم

06:01.980 --> 06:05.110
البته که نه
من تا وقتی خانواده ـم پیدا نشه حرکت نمیکنم

06:05.190 --> 06:07.280
روزها گذشته و
دیده بان هایِ من هیچ اثری از اونا پیدا نکردن

06:07.360 --> 06:09.780
!تو به من قول دادی-
من قول دادم بگردم-

06:09.870 --> 06:11.830
و درموقعیتی که هستم
این قول رو نگه داشتم

06:11.910 --> 06:14.160
خب پس تعدادی از افرادت رو بذار بمونن
من به جستجو ادامه میدم

06:14.250 --> 06:16.620
من در این مورد هیچ انتخابی ندارم
تو هم نداری

06:18.960 --> 06:20.040
...پسر

06:23.630 --> 06:28.340
من بیش از اون چیزی که بدونی کُشتن
برام آسون شده

06:29.260 --> 06:33.810
اگه فکر میکنی چون قدرتِ بینایی
...داری شانسِ ما برابر میشه

06:35.600 --> 06:36.810
دوباره فکر کن...

06:43.150 --> 06:44.360
چیزی نیست

06:48.490 --> 06:51.700
اینجا متروکه ـست
خطراتِ کمی اینجا هست

06:51.780 --> 06:53.830
فقط تعدادِ کمی از افراد میتونن امنیتِ من رو تضمین کنن

06:54.160 --> 06:58.460
ماگرا، ملکه در خطره

06:58.540 --> 07:01.790
ممکنه آسیب دیده باشه
ممکنه مُرده باشه

07:02.210 --> 07:04.250
ما نمیدونم کی داره پادشاهی رو هدایت میکنه

07:04.340 --> 07:07.050
اصلاً نمیدونیم کسی داره پادشاهی رو
هدایت میکنه یا نه

07:07.630 --> 07:11.220
هرج و مرجِ قبل از حکومتِ خانواده یِ تو
وحشتناک بود

07:12.260 --> 07:15.390
رقابت هایِ بیشمار
ظلم ها و کینه توزی ها

07:15.470 --> 07:19.310
بدونِ یک کِین برایِ حکومت
اونا دوباره سرکشی میکنن

07:19.390 --> 07:23.690
و تو مُحَقَقاً کِینِ بعدی در صفِ جانشینی هستی

07:27.030 --> 07:30.650
یکسری افراد رو میذارم که به گشتن
دنبالِ خانواده ـت ادامه بدن

07:32.360 --> 07:34.120
...ولی تا وقتی که حضور داشته باشی

07:36.240 --> 07:38.750
این انتخابِ هیچکدوم از ما نیست...

07:54.180 --> 07:56.100
تو فرماندهِ افرادی هستی که موندن؟

07:56.180 --> 07:58.270
بله عالیجناب
چهار مردِ تحتِ فرمانم هستند

07:59.140 --> 08:00.480
هشت تا بهتره

08:01.390 --> 08:02.440
انجامش بدید

08:04.900 --> 08:07.530
تو متوجهی که مسئولیتت در اینجا چقدر
مهمه، مگه نه؟

08:07.610 --> 08:09.110
بله خانم البته

08:10.570 --> 08:11.740
اونا زندگیِ من هستند

08:12.150 --> 08:13.320
بله بانو

09:11.710 --> 09:14.180
باید با پدرت صحبت کنی

09:14.260 --> 09:16.840
اون نمیخواد هرچیزی که من باید بگم رو بشنوه

09:16.930 --> 09:19.010
به همین دلیل ـه که باید باهاش حرف بزنی

09:22.220 --> 09:23.350
چرا من؟

09:23.430 --> 09:27.860
هانیوا، مهم نیست کی اول حرف بزنه

09:27.940 --> 09:29.770
این راهِ پیشرفت ـه

09:32.610 --> 09:34.150
فکر میکنی ساده ـست

09:35.150 --> 09:36.280
خب هست

09:37.160 --> 09:39.280
تا وقتی که میتونی این سکوت رو بشکن

09:48.000 --> 09:49.460
چرا وایسادیم؟

09:50.460 --> 09:54.970
امشب اینجا اُتراق میکنیم
پدرت جلو رفته دیده بانی کنه

09:59.890 --> 10:01.260
چقدر دوره؟

10:02.010 --> 10:03.390
چی چقدر دوره؟

10:05.480 --> 10:06.640
اوه، واو

10:17.950 --> 10:21.700
نمیتونم بگم خیالم راحت شد یا اینکه
میگم کاش پیداش نمیکردیم

10:26.790 --> 10:28.170
میرم به بقیه بگم

10:54.150 --> 10:56.860
چطور یک ملکه که هیچوقت قصرش رو ترک نمیکنه

10:57.360 --> 11:01.120
کنارِ جاده همراهِ فقط یک ندیمه و یک راننده پیدا میشه؟

11:01.990 --> 11:04.330
فکر میکنی کسی سعی کرده در برابرش طغیان کنه؟

11:06.370 --> 11:08.460
چندتا چیز میتونم تصور کنم

11:10.080 --> 11:11.500
دارم سعی میکنم بهشون فکر نکنم

11:12.840 --> 11:14.170
اون دشمن داشت

11:14.800 --> 11:16.210
خب اینکه با تاج و تخت بوجود میاد

11:17.460 --> 11:18.760
برایِ بعضی ها بیش از بقیه

11:20.760 --> 11:22.760
اون مادرِ من ـه، اینو میدونی، مگه نه؟

11:25.100 --> 11:29.350
صورت هاشون، صداهاشون
حتی طرزِ نفس کشیدنشون

11:32.350 --> 11:35.400
وقتی مادرم مُرد خیلی کوچیک بودم ولی
حتی اونموقع هم میفهمیدمش

11:37.280 --> 11:39.070
اون دوتا دقیقاً یک جور بودن

11:41.820 --> 11:43.240
خب وقتی که مُرد

11:43.320 --> 11:48.700
این خیلی حسِّ ظالمانه ای داشت
...که هربار که خواهرم نزدیکم بود

11:49.870 --> 11:54.290
...اینکه صداش رو بشنوم، اینکه لمسش کنم، که بوش کنم

11:57.170 --> 11:59.880
باعث میشد ناگهان دوباره عزایِ مادرم رو بگیرم

12:02.970 --> 12:05.140
تصورم میکنم برای پدرم هیچ فرقی نداشت

12:05.220 --> 12:09.520
تصور میکنم که به همین دلیل بود که پدرم
نمیتونست تنها چیزی که اون از همه چیز

12:09.600 --> 12:12.230
:بالاتر میدونست رو هیچوقت ازش بگیره

12:17.190 --> 12:18.730
حقِّ مادرزادی ـش رو
(سلطنت رو)

12:45.590 --> 12:47.890
براش غذا آوردم
همونطور که خواسته بودید

12:48.720 --> 12:54.230
میتونی هرچی که هست صداش بزنی
اینجا هیچ قدرت یا جادویی توش نیست

12:55.100 --> 12:58.320
برایِ ملکه همونطور که خواسته بودید
غذا آوردم

12:58.400 --> 12:59.440
خیلی خب

13:11.910 --> 13:14.670
هنوزم استانداردهایِ تو رو نداره، ها؟

13:16.880 --> 13:22.010
داستان هایی از کله شقی ـت شنیدم
حتی از خودخوری ـت

13:23.340 --> 13:27.050
وقتی اولش شنیدمشون بنظرم عجیب غریب
و غیرقابلِ اعتماد اومدن

13:27.140 --> 13:28.300
...ولی الآن

13:29.930 --> 13:34.730
شاید بتونی بعضیشون رو برام تأیید یا رَد کنی

13:35.440 --> 13:39.480
شنیدم عاشق ها رو بخاطرِ
خروپف کردن تویِ خوابشون کُشتی

13:39.570 --> 13:43.030
خدمتکارها رو
چون بوشون رو دوست نداشتی

13:44.110 --> 13:46.700
زبان هایِ ندیمه هایِ جوان رو بریدی

13:46.780 --> 13:50.160
چون اونا...به سرعتِ کافی

13:50.950 --> 13:52.160
تو رو ارضا نمیکردن

13:52.580 --> 13:58.580
هیچکدومشون برات اهمیت بحث یا شاید
حتی مسئولیت پذیری رو دارن؟

14:12.850 --> 14:14.560
خودت که قوانین رو میدونی

14:15.770 --> 14:19.100
وقتی زنگ صدا میده، چطور باید بدونیم که
سعی در فرار نداری؟

14:20.310 --> 14:22.230
وقتی که زنگ صدا میده باید پاسخگو باشیم

14:22.320 --> 14:26.320
وقتی زنگ صدا میده
تو باید بابتش زجر بکشی

14:28.240 --> 14:30.280
تا وقتی که خون بهات داده بشه
(خون بها یا باج)

14:30.870 --> 14:34.620
ابزاری هستی که قصد دارم خیلی
مراقبش باشم

14:38.420 --> 14:41.290
بنابراین چرا فقط آروم نمیشی؟

14:43.050 --> 14:45.880
بذار صحبتمون رو ادامه بدیم
باشه؟

14:47.720 --> 14:53.470
لطفاً اینو بدون که با توجه به اینکه اون
...داستان ها برام جالب بودن

14:55.060 --> 15:00.060
اونی که واقعاً برام جالبه
...یکی هست که شاملِ یک عاشقِ خاص میشه

15:01.440 --> 15:04.440
که قلبت رو شکسته و تَرکِت کرده...

17:05.440 --> 17:06.610
هانیوا

17:08.520 --> 17:10.030
...چیزی که قبلاً گفتم

17:10.110 --> 17:11.400
میدونم

17:11.490 --> 17:13.530
...فقط بخاطر این بود که-
اشکالی نداره-

17:14.030 --> 17:15.950
...تویِ غار-
درک میکنم-

17:17.410 --> 17:18.410
مطمئنی؟

17:35.630 --> 17:36.640
آره

17:48.190 --> 17:50.190
فکر میکنی داریم به سمتِ چی میریم؟

17:53.820 --> 17:57.280
راستشو بخوای، فکر میکنم که تو باید توقعاتت رو
مدیریت کنی

17:58.910 --> 18:02.040
که چیزی که از اون میدونیم رو کنار بذاری،باشه؟

18:02.120 --> 18:04.450
این حقیقت که اون فرزندش رو رها کرده تا
اونقدری ازش سوءاستفاده بشه تا

18:04.540 --> 18:05.710
تبدیل به یک هیولا بشه رو کنار بذاری

18:05.790 --> 18:08.540
...و که واقعاً نمیدونیم چه اتفاقی-
مامان اینو نمیخواست-

18:12.090 --> 18:15.550
من اصلاً یادم نمیاد مامان درموردِ اون بدونِ
ناراحتی حرف بزنه

18:16.550 --> 18:20.510
یادم نمیاد درموردِ چیزی از اینا بدونِ اینکه
بهمون درموردش هشدار بده حرف بزنه

18:23.390 --> 18:26.310
منظورم اینه که این حتماً یه دلیلی داشته هانیوا

18:31.320 --> 18:37.780
فکر نمیکنی این عجیبه که اون هیچوقت به ما
نگفت اون دلیل چی بوده؟

18:42.950 --> 18:44.160
...نمیدونم

18:45.330 --> 18:48.670
اینکه چه چیزی...تویِ سَرِ مامان بوده

18:49.500 --> 18:55.300
ولی میدونم که مامان عاشقش بوده

18:58.300 --> 19:00.470
و این حتماً یه دلیلی داره

19:21.990 --> 19:24.450
صداشو تویِ خوابت شنیدی

19:26.700 --> 19:27.910
یه جُغد ـه؟

19:29.210 --> 19:32.920
یک جُغد نیست
یک انسان ـه

19:34.300 --> 19:37.840
ما تویِ سرزمین های بَد هستیم بابا
سرزمین هایِ بی قانون

19:38.470 --> 19:41.390
و تو حالت خوب نیست

19:41.970 --> 19:43.100
من خوبم

19:43.970 --> 19:45.600
بچه ها میدونن؟

19:46.640 --> 19:48.640
نیازی نیست اونا بدونن

19:49.640 --> 19:51.770
اونا همیشه بیش از اون چیزی که فکر میکنی میدونن

20:00.280 --> 20:01.700
هانیوا باهات صحبت کرد؟

20:02.570 --> 20:03.660
چرا؟

20:04.870 --> 20:06.620
...اون یه چیزی رو داره مخفی میکنه

20:07.580 --> 20:09.960
...چیزی که نمیتونه بهش صدا بده...

20:10.710 --> 20:12.330
و اون رو میترسونه...

20:14.790 --> 20:15.790
خب اون داره عزاداری میکنه

20:15.880 --> 20:17.920
خب کوفن هم عزاداره

20:18.460 --> 20:22.130
ولی اون توسطِّ این تاریکی محاصره نشده

20:24.180 --> 20:28.560
اونا متفاوت هستند
اونا در این زمان چیزهایِ متفاوتی میخوان

20:28.970 --> 20:32.100
فکر میکنم بینِ همه تو بتونی بفهمی
اون چی لازم داره

20:32.190 --> 20:33.400
منظورت چیه؟

20:37.900 --> 20:39.740
اولین باری که اومدم پیشت رو یادته؟

20:41.030 --> 20:43.990
خشمم و اینکه چطور تخریب کننده بودم رو یادته؟

20:45.780 --> 20:47.200
چون ترسیده بودم

20:48.830 --> 20:50.250
...میترسیدم بهت اعتماد کنم

20:51.370 --> 20:55.210
میترسیدم که باور کنم که واقعاً فرار کردم
و این حقیقت داشت

20:56.210 --> 20:58.920
و یادته وقتی که اینطور بود چی بهم گفتی؟

21:00.090 --> 21:03.680
بهت گفتم اگه چیزی دیگه از وسایلم بشکنی

21:03.760 --> 21:05.760
تویِ خوابت میکُشتمت

21:06.390 --> 21:07.970
...آره، ولی بعد از اون

21:09.350 --> 21:11.230
یادته چیکار کردی؟

21:13.890 --> 21:19.320
نشستی و موندی تا زمانی که بتونم دوباره
نفس بکشم

21:21.570 --> 21:25.280
موندی تا من بدونم که تنها نیستم

21:28.700 --> 21:30.120
هانیوا گُم شده

21:31.620 --> 21:33.870
...اون با آینده ای نامشخص روبه رو هست

21:35.000 --> 21:38.420
مادری از دست رفته و پدری جدید...

21:42.010 --> 21:43.880
ولی من بهش فضایی که لازم داره رو میدم

21:43.970 --> 21:47.090
و مثل تو مطمئن میشم که بدونه تنها نیست

22:10.410 --> 22:12.120
پاریس، چیه؟

22:17.170 --> 22:18.960
دیگه تحمل گُل سنبُل رو ندارم

22:20.540 --> 22:22.090
مرگ رو حس میکنم

22:37.310 --> 22:40.150
روزها ـست، شایدم هفته ها

22:42.400 --> 22:43.730
انسان ـه مگه نه؟

22:53.120 --> 22:54.120
...اوه

22:58.830 --> 22:59.830
اوه

23:19.100 --> 23:21.560
دنیایی جدید در مقابل است"

23:23.650 --> 23:27.070
خدایی جدید ساکنِ درونش است

23:33.080 --> 23:34.790
وارد شو و دیده شو

23:36.080 --> 23:37.870
وارد شو و قضاوت شو

23:40.040 --> 23:41.880
وارد شو و مرگ را پیدا کن

23:44.300 --> 23:45.800
".وارد شو و دیده شو

23:48.010 --> 23:49.010
جرلامارل

23:50.800 --> 23:53.050
اون عقلِ کوفتی ـش رو از دست داده

23:53.470 --> 23:54.720
شایدم نه

23:55.560 --> 23:57.980
شاید...شاید این اتفاقی ـه که میوفته

23:58.060 --> 24:01.690
وقتی کارت مهمه و ملاقاتی نمیخوای

24:01.770 --> 24:02.940
پاریس نمیدونم

24:03.020 --> 24:08.400
اوه، تو باید بدونی چقدر خطرناکه که تویِ
این دنیا دیده بشی

24:08.490 --> 24:12.450
مسیری که باید بری تا ازش جلوگیری کنی

24:12.530 --> 24:14.120
من با پاریس موافقم

24:17.700 --> 24:21.250
ما اینقدر راه نیومدیم تا بخاطر همچین چیزی
برگردیم

24:21.870 --> 24:25.130
میخوام هردوتون چیزی که برایِ دونستنش
راه افتادیم رو بدونید

24:25.210 --> 24:27.880
میخوام بدونم که برایِ چه چیزی
اینقدر قربانی دادیم

24:30.720 --> 24:32.970
میخوام بدونم همسرم رو برایِ چه چیزی
قربانی کردم

24:34.600 --> 24:35.970
باید بدونمش

24:39.140 --> 24:40.140
بیاید

24:42.060 --> 24:44.100
حداقل میدونیم داریم مسیر درستی رو میریم

24:47.610 --> 24:49.940
کوفن

24:54.410 --> 24:55.740
میریم جلو

25:44.330 --> 25:46.040
چهارتا نگهبان دیدم

25:46.670 --> 25:50.250
یکی اینجا پیشِ ورودی

25:51.090 --> 25:52.210
...دوتا دیگه

25:53.470 --> 25:55.760
بین کارگرانِ ابریشم گشت میزدن

25:56.340 --> 25:58.260
و یکی دیگه پیش پنجره یِ دوم

25:58.350 --> 26:02.560
پس کارگران ثابت هستند؟
فقط نگهبان ها راه میرن؟

26:02.640 --> 26:06.230
بله، و چوبشون رو زمین میزنن تا
حضورشون رو اعلام کنن

26:06.850 --> 26:08.940
کفش هایِ نگهبان ها چه مدلی بود؟

26:10.400 --> 26:13.150
چجور کفشی دارن؟
چرمی؟ چوبی؟

26:13.240 --> 26:15.110
فکر کنم چرمی

26:16.160 --> 26:18.320
و ملکه چطور؟
میدونی کجاست؟

26:19.620 --> 26:22.290
من نمیدونم ملکه چه شکلی ـه

26:22.790 --> 26:26.420
یه زنِ خونین اینجا این پُشت بود

26:26.500 --> 26:28.330
خونی؟ زنده ـست؟

26:28.420 --> 26:29.420
نمیدونم

26:30.500 --> 26:33.960
پس مطمئنی؟
چهارتا نگهبان و یک فاصله بینشون؟

26:34.050 --> 26:35.300
این چیزیه که دیدم

26:35.800 --> 26:37.300
این چیزیه که دیدی

26:37.380 --> 26:39.470
انگار مثلاً قدرتِ بینایی باعث میشه
دیگه خطا نکنیا

26:39.550 --> 26:41.560
به اندازه کافی افراد دارید که اونا رو
سرکوب کنید، مگه نه؟

26:41.640 --> 26:44.930
لحظه ای که هرکدوم از ما رو بشنون
لحظه ای که هرکدوم از ما رو حس کنن

26:45.020 --> 26:47.190
لحظه ای که هشدار داده بشه
همه چیز تموم میشه

26:47.270 --> 26:48.650
تنها راهِ اینکه زنده بهش برسیم

26:48.730 --> 26:51.110
اینه که وقتی میفهمن ما اینجاییم
هیچ نگهبانی زنده نباشه

26:51.190 --> 26:53.230
یک مَرد باید انجامش بده
یکی یکی

26:53.320 --> 26:55.990
من اینکارو میکنم
من میتونم همشون رو بکشم

26:56.070 --> 26:59.370
یادمه چشمات رو خواستم جادوگر
نه نظرت رو

26:59.780 --> 27:02.370
آینده یِ حکومت در خطره

27:02.450 --> 27:04.870
تا جایی که بخوام رویِ تو حساب میکنم

27:04.950 --> 27:07.460
مگر اینکه، ماگرا، تو بهش اعتماد داری؟

27:10.000 --> 27:11.460
اصلاً فراموش کن که من پرسیدم

27:12.040 --> 27:15.970
Marshal a vanguard. Signals, no words.

27:16.470 --> 27:19.800
نفرِ بعدی که صحبت میکنه من خواهم بود،
زمانی که آماده باشم که فراخوانی ـت کنم

27:19.890 --> 27:21.050
اگه هیچ علامتی ندادید؟

27:21.140 --> 27:22.810
اونموقع شکست خوردم، ملکه مُرده

27:22.890 --> 27:24.220
باید همه چیز رو تا ریشه بسوزونید

27:24.310 --> 27:27.230
و ملکه رو به کنزوا ببرید و شاهدِ
بر تخت نشستنِ اون باشید

27:27.310 --> 27:29.100
من که با این موافقت نکردم

27:29.190 --> 27:31.610
اگه به اونجا برسیم
مجبور نیستی باهاش موافقت کنی
(ملکه میشی)

27:31.690 --> 27:33.520
قراره به اونجا برسیم؟

27:33.610 --> 27:34.610
نه

28:31.330 --> 28:34.000
!بُرشگر!بُرشگر!بیا اینجا

28:34.080 --> 28:35.090
نگهبان ها

28:35.170 --> 28:38.090
!یک متجاوز اینجاست!یکی اینجاست

28:38.960 --> 28:40.170
بلند شو هرزه

28:48.600 --> 28:50.350
خنجرم
خنجرم

28:59.150 --> 29:03.660
فکر میکنی بدونِ داشتنِ نقشه بهش میگفتم
من کی هستم؟ ها؟

29:21.670 --> 29:22.880
عالیجناب؟

29:22.970 --> 29:24.340
ملکه اینجاست

29:27.760 --> 29:29.350
چرا حرف نمیزنه؟

29:29.720 --> 29:32.310
من خیلی خسته ـم

29:33.770 --> 29:37.270
چیزی نیست
الآن دیگه در امانی

29:50.790 --> 29:52.120
این چطور اتفاق افتاد؟

29:53.830 --> 29:55.170
چطور گرفتنت؟

29:56.880 --> 29:58.170
باید اونجا رو ترک میکردم

29:59.710 --> 30:01.800
یکی دربرابرت شورش کرد. کی بوده؟

30:03.670 --> 30:04.800
خیلیا

30:06.510 --> 30:11.140
بزودی خوب میشی
و برمیگردیم کنزوا

30:12.470 --> 30:15.140
ولی قبلش
یک طبیب میاد

30:29.070 --> 30:30.200
اون اینجاست

31:03.400 --> 31:06.070
مراقب باش-
البته-

31:29.010 --> 31:30.090
ما قبلاً ملاقات کردیم؟

31:54.030 --> 31:55.700
متأسفم که این اتفاق برات افتاده

31:59.870 --> 32:02.500
تو نباید بری ماگرا

32:08.840 --> 32:10.720
نه تاوقتیکه اخبار رو نشنیدی

32:13.600 --> 32:16.020
چه اخباری عالیجناب؟

32:18.480 --> 32:20.100
همشون دربرابرِ من شورش کردن

32:22.940 --> 32:24.940
ادعا کردن خدایان طرفِ اونا هستند

32:25.900 --> 32:30.240
و وقتی شکست خوردند
:تنها یک انتخاب داشتم

32:32.910 --> 32:34.870
...که بگذارم این ارتداد باقی بمونه

32:36.490 --> 32:38.660
یااینکه با یک ارتداد از خودم جوابش رو بدم...

32:40.210 --> 32:41.870
این یعنی چی؟

32:42.290 --> 32:44.290
میخواید من رو برگردونید کنزوا؟

32:46.670 --> 32:47.710
هیچ کنزوایی در کار نیست

32:50.050 --> 32:55.350
سالها قدرت رو براساسِ چرخهایِ
ماشینی که زیرمون بود نگه داشتیم

32:56.350 --> 33:00.020
وقتی که ماشین ها میخواستند کار کنند پرستش میشدیم

33:01.810 --> 33:03.440
و وقتی کار نمیکردن، پرستش نمیشدیم

33:06.230 --> 33:10.110
من نمیخوام بخاطرِ کارِ ماشین ها ملکه باشم

33:13.110 --> 33:16.030
میخوام ملکه باشم چون خودم هستم

33:19.200 --> 33:22.330
:پس حالا داستان این میشه

33:26.040 --> 33:28.960
خدایان سَد رو گرفتند

33:31.130 --> 33:33.930
با خشم نابودش کردند

33:34.720 --> 33:38.220
و همراهش مرتدینِ واقعی رو گرفتند

33:39.470 --> 33:43.020
ضعیف ها رو، خودخواهان رو، عقب افتاده ها رو

33:46.270 --> 33:47.770
ولی من رو رها کردند

33:49.610 --> 33:50.820
فقط من رو

33:53.990 --> 33:57.070
تو خرابش کردی

34:02.080 --> 34:05.000
...اون سربازانی که اون بیرون هستند

34:06.880 --> 34:12.880
بمدتِ 20 سال، دستورت رو انجام دادن
با این قول که یک روز

34:12.970 --> 34:16.760
برمیگردن به خانه ـشون
پیش خانواده هاشون

34:18.600 --> 34:20.600
...با گذشتِ نبردهایِ بی شمار

34:21.680 --> 34:25.140
و خفت ها و وحشت ها

34:25.980 --> 34:28.650
این چیزی بود که بهشون روحیه میداد

34:28.730 --> 34:31.150
و تو همش رو نابود کردی

34:32.740 --> 34:34.570
من کاری که باید انجامش میشد رو انجام دادم

34:35.780 --> 34:37.530
من خاندانمون رو نجات دادم

34:39.280 --> 34:41.790
فکر میکنی من میرم اون بیرون

34:41.870 --> 34:47.670
و به افرادم میگم که همه یِ خانواده هاشون
کشته شدن تا خاندانِ تو حفظ بشه

34:47.750 --> 34:51.050
و بعدش از اونجا بازم به هرجایی که من میگم میرن؟

34:52.210 --> 34:53.460
افرادِ تو؟

34:54.760 --> 34:56.050
افرادِ من

35:03.890 --> 35:07.270
...و من فکر میکنم کاری که من بگم رو میکنن

35:08.270 --> 35:10.190
چون من ملکه ـشون هستم...

35:15.400 --> 35:19.820
فکر میکنم
...برایِ اولین بار تویِ مدتی طولانی

35:21.490 --> 35:23.740
اون چیزیه که باید درموردش تجدیدنظر کنیم...

35:47.390 --> 35:48.390
چیه؟

35:48.890 --> 35:50.480
چرا وایسادیم؟-
هیس-

35:50.560 --> 35:52.270
یه چیزی انگار درست نیست

35:53.480 --> 35:56.150
چی جلومون ـه؟-
یه گذرگاهِ کوهستانی-

35:56.900 --> 35:59.990
راهِ دیگه ای هست؟-
تا جایی که من میبینم نیست-

36:00.950 --> 36:02.200
پاریس

36:02.280 --> 36:04.330
چیزایِ درهَمی رو حس میکنم

36:05.080 --> 36:06.370
خطر رو تصور میکنم

36:07.120 --> 36:09.330
ولی دقیقاً مطمئن نیستم خطر
کجاست

36:09.420 --> 36:11.380
شاید چون خطری در کار نیست

36:11.460 --> 36:13.040
یک راهِ دیگه پیدا میکنیم

36:13.630 --> 36:14.630
روزها عقب میوفتیم

36:14.710 --> 36:17.050
گفتم یه راهِ دیگه پیدا میکنیم-
هیچی اینجا نیست-

36:17.130 --> 36:18.970
کوفن، بهش بگو چیزی اینجا نیست

36:19.050 --> 36:20.720
بابا، من هیچی نمیبینم

36:23.430 --> 36:25.060
من میرم-
هی-

36:26.270 --> 36:28.600
کوفن، آتش خدا تویِ آسمون کجاست؟

36:28.680 --> 36:30.140
همین الآنم دیگه رفته پشتِ کوه ها

36:30.230 --> 36:31.810
چرا خورشید برات مهمه؟

36:31.900 --> 36:34.320
مهم نیست، فقط دارم سعی میکنم بفهمم

36:34.400 --> 36:37.320
کِی تاریک میشه که تو کاملاً بی مصرف بشی

36:37.400 --> 36:38.440
بابا

37:18.230 --> 37:19.530
تله هایِ صوتی

37:26.660 --> 37:27.910
بهشون اشاره کن

37:56.440 --> 37:57.440
آره

37:58.190 --> 37:59.230
برو

38:22.510 --> 38:24.130
تکون نخور

38:26.090 --> 38:28.890
یه تیر و کمان اونجا هست. بهش احتیاج داریم

38:35.190 --> 38:36.730
داری چیکار میکنی؟

38:41.070 --> 38:43.780
من میتونم در سکوت حرکت کنم
تو نمیتونی

39:58.640 --> 40:01.020
!هانیوا نه-
شلیک نکنید-

40:04.900 --> 40:06.030
تو هانیوا هستی؟

40:06.570 --> 40:07.570
بله

40:10.110 --> 40:11.780
...و تویی که داد زدی

40:13.530 --> 40:14.580
اسمت چیه؟...

40:16.080 --> 40:17.080
کوفن

40:17.620 --> 40:19.040
فرزندانِ جرلامارل

40:19.710 --> 40:22.420
درست پشتِ این درخت ها یک پُل هست

40:23.710 --> 40:26.760
میتونید از اون پُل بگذرید به
خانه یِ روشنایی

40:27.630 --> 40:31.260
طبیبی در خانه یِ روشنایی هست؟

40:31.340 --> 40:33.010
شما نمیتونید رَد بشید

40:33.100 --> 40:35.220
تو همین الآن بهمون گفتی که میتونیم رَد بشیم

40:35.310 --> 40:39.270
فقط فرزندانِ جرلامارل میتونن به خانه یِ
روشنایی بروند

40:40.060 --> 40:42.610
فقط یک قانون وجود داره و اون همینه

40:43.020 --> 40:46.730
تو به جرلامارل بگو که ما اینجاییم
خودش درک میکنه

40:47.940 --> 40:50.240
فقط کوفن و هانیوا میتونن رَد بشن

40:50.320 --> 40:51.320
به من گوش کن

40:51.410 --> 40:52.700
پسر

40:53.950 --> 40:57.120
فقط یک قانون وجود داره و اون همینه

40:58.450 --> 41:01.460
میتونی به جرلامارل بگی که چرا دختر
و پسرش اینهمه راه تا اینجا اومدن

41:01.540 --> 41:02.750
!تا آخرشم برگردن

41:02.830 --> 41:04.340
ما برنمیگردیم

41:05.750 --> 41:07.500
چی داری میگی؟
ما باید برگردیم

41:07.590 --> 41:10.090
اون یه طبیب نیاز داره-
نه، اون بابا و پاریس رو داره-

41:10.170 --> 41:11.680
بابا میتونه اونو ببره به یه قبیله یِ دیگه

41:11.760 --> 41:13.220
چی داری میگی؟
ما اونو اینجا رها نمیکنیم

41:13.300 --> 41:15.100
اون به همه یِ ما نیاز نداره

41:15.180 --> 41:16.510
ما با هم میمونیم-
کوفن-

41:16.600 --> 41:17.680
بسه-
این دیوانگی ـه-

41:17.770 --> 41:18.770
بسه

41:18.850 --> 41:20.850
به من گوش کنید
به من گوش کنید

41:23.480 --> 41:25.020
هانیوا
کوفن

41:25.440 --> 41:29.690
ما مسیر زیادی رو به قیمتِ زیادی اومدیم
الآن نمیشه برگردیم

41:31.490 --> 41:33.860
خیلی وقته که به این فکر کردم

41:34.450 --> 41:37.870
هیچوقت نمیخواستم باورش کنم
ولی پاریس درست میگه

41:39.290 --> 41:44.250
هرفرزندی بالاخره به پُلی میرسه که باید
تنهایی ازش بگذره

41:44.330 --> 41:46.210
چی داری میگی؟

41:47.710 --> 41:51.260
اون روزی که به دنیا اومدید
من رویِ یک دیوار ایستادم و برایِ محافظت از شما جنگیدم

41:51.340 --> 41:53.340
و از اون روز هرروز اینکارو کردم

41:54.640 --> 41:57.100
اون کاریه که یک پدر برایِ محافظت از بچه هاش انجام میده

41:58.640 --> 42:02.560
ولی یک پدر همچنین باید بدونه که
کِی وقتشه که بذاره بچه هاش برن

42:02.640 --> 42:04.650
.که بتونن راهِ خودشون رو پیدا کنن

42:07.690 --> 42:09.900
وقتش الآنه-
نه، این درست نیست-

42:10.900 --> 42:13.900
این درست نیست
هانیوا بهش بگو که این درست نیست

42:13.990 --> 42:15.450
این درسته کوفن

42:16.120 --> 42:18.910
من و تو تویِ دنیایی متفاوت با دنیایِ اون
زندگی میکنیم

42:19.490 --> 42:20.950
همیشه همینطور بوده

42:22.200 --> 42:24.620
ما هیچوقت واقعاً همدیگه رو درک نمیکنیم

42:25.120 --> 42:26.880
اون با دانستنِ این ما رو به اینجا آورده

42:26.960 --> 42:28.920
چرا باید همچین کاری میکردی؟

42:33.670 --> 42:35.340
چون من پدرتون هستم

42:35.430 --> 42:36.760
اوه بابا

42:37.340 --> 42:38.890
دخترِ عزیزم

42:40.100 --> 42:41.310
تو داری اشتباه میکنی

42:43.520 --> 42:45.140
ما تویِ دنیاهایِ متفاوتی زندگی نمیکنیم

42:46.270 --> 42:47.860
تو و برادرت

42:47.940 --> 42:51.030
از اون روزی که بدنیا اومدید تنها دنیایی
هستید که من توش زندگی کردم

42:52.740 --> 42:55.910
فرزندانِ من، من به اندازه یِ بقیه کورم

42:57.950 --> 42:59.410
ولی شما دوتا رو میبینم

43:00.830 --> 43:02.700
من هیچوقت دست از دیدنتون نمیکشم

43:03.910 --> 43:05.370
ولی درست فکر میکردم

43:06.870 --> 43:09.670
این روز فرارسیده
و شما باید پدرتون رو ببینید

43:09.750 --> 43:11.500
بابا، تو پدرِ منی

43:19.090 --> 43:20.300
دوستت دارم پسر

43:26.940 --> 43:28.560
دوباره میبینیمت؟

43:32.780 --> 43:33.820
بله

43:37.110 --> 43:38.110
بو لاین

43:43.080 --> 43:45.700
این برات مثل...مثلِ
یه قلقلک خواهد بود

43:45.790 --> 43:47.460
!آخخ-
آره-

43:50.040 --> 43:51.040
خوبه

44:01.220 --> 44:02.560
همیشه مادرتون رو بخاطر داشته باشید

44:03.600 --> 44:05.520
به هرقیمتی از همدیگه محافظت کنید

44:08.190 --> 44:10.770
بابا-
کوفن، نه، وایسا-

44:11.310 --> 44:12.610
اون تنها میشه

44:14.150 --> 44:17.360
اون همیشه ماگرا رو همراهِ خودش خواهد داشت

44:19.820 --> 44:23.030
و حالا، هردویِ شما رو هم خواهد داشت

44:25.450 --> 44:26.910
من باهاش خواهم بود

44:30.620 --> 44:32.040
به خواهرت نگاه کن

44:33.290 --> 44:34.630
اون میدونه

44:38.220 --> 44:39.220
...حالا

44:40.680 --> 44:43.680
بادقت گوش کنید
هردوتون

44:44.930 --> 44:48.640
نعمتِ بینایی میتونه کور کننده باشه

44:51.020 --> 44:55.270
جرلامارل...پدرتونه

44:56.320 --> 44:58.030
و اون بیناست...

44:59.030 --> 45:02.700
ولی اون یک خدا نیست، شما هم نیستید

45:04.870 --> 45:07.040
...اگه قراره شما این دنیا رو بسازید

45:09.330 --> 45:10.830
مادرتون رو به یاد داشته باشید...

45:11.920 --> 45:16.090
و بابا واس رو به یاد داشته باشید،
کسی که همه چیز رو به شما یاد داد

45:16.170 --> 45:21.590
و این دنیایِ جدید رو همونقدر که برایِ بیناها
میسازید برایِ نابیناها هم بسازید

45:22.470 --> 45:25.390
بدونِ خدایی! میفهمید؟

45:26.390 --> 45:28.850
حرفم رو میفهمید؟-
بله-

45:28.930 --> 45:30.230
بله-
خیلی خب-

45:30.770 --> 45:32.020
بچه هایِ من

45:34.440 --> 45:37.650
کتابها رو بخاطرِ من بخونید
کتابها رو بخاطرِ من بخونید

45:42.860 --> 45:44.620
مردِ جوان

45:47.280 --> 45:49.250
چوبم

45:53.080 --> 45:55.130
خیلی خب برید
حالا برید

45:55.210 --> 45:59.550
قبل از اینکه برایِ دیدنتون زیاد تاریک بشه برید

46:06.510 --> 46:08.560
باورم نمیشه اون واقعاً ما رو ترک کرد

46:10.140 --> 46:12.140
ما کسانی هستیم که اون رو ترک کردیم

46:21.610 --> 46:22.610
خیلی خب

46:24.070 --> 46:26.160
الآن داریم میایم
خودمون دوتا

46:26.870 --> 46:28.530
هانیوا و کوفن

46:41.460 --> 46:43.510
من و تو باهم برادرکوچولو

46:47.010 --> 46:48.970
همیشه خواهرکوچولو

46:50.890 --> 46:52.020
آماده ای؟

46:53.310 --> 46:54.350
نه

46:54.440 --> 46:55.980
منم نیستم

47:01.110 --> 47:02.190
بریم

47:16.330 --> 47:17.960
تنها فرستادیشون

47:20.420 --> 47:23.010
گاهی بهترین راه برایِ محافظت از بچه هات
اینه که

47:23.090 --> 47:25.300
بذاری باور کنن متوقف شدی

47:26.680 --> 47:28.390
اینو ماگرا بهت گفت؟

47:29.890 --> 47:31.100
بله

47:33.600 --> 47:35.640
تنها خونه ای که دارم اون بچه ها هستند

47:37.060 --> 47:38.520
هیچ جایِ دیگه ای ندارم که باشم

47:39.690 --> 47:40.770
تو داری؟

47:43.480 --> 47:44.900
پس نزدیک میمونیم؟

47:45.570 --> 47:46.650
اوه،آره

47:47.820 --> 47:49.490
نزدیک میمونیم

48:31.950 --> 48:33.080
حالا چی؟

48:34.580 --> 48:35.660
نمیدونم

48:36.580 --> 48:38.120
نمیتونم چیزی ببینم

48:38.700 --> 48:53.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
