1
00:00:01,585 --> 00:00:03,253
‫تا جشن چند روز پیاده‌روی داریم

2
00:00:03,337 --> 00:00:06,215
‫کفون، قراره بریم دنیا رو ببینیم

3
00:00:06,673 --> 00:00:10,177
‫ببینید! جادوگر آوردیم که بسوزونیم

4
00:00:10,260 --> 00:00:14,348
‫جادوگریاب نتونسته ما رو پیدا کنه،
‫ولی پیامش همه جا پیچیده

5
00:00:14,848 --> 00:00:15,849
‫کفون کجاست؟

6
00:00:15,933 --> 00:00:18,519
‫کمک! هانیوا!

7
00:00:19,061 --> 00:00:22,022
‫- کفون یه پیام اینجا نوشته
‫- این کلمه‌ها رو از کجا بلدی؟

8
00:00:22,105 --> 00:00:23,690
‫این علم اون جعبه ست، مامان

9
00:00:23,774 --> 00:00:26,318
‫بازش کردیم
‫ازش خوندن و نوشتن یاد گرفتیم

10
00:00:26,401 --> 00:00:28,041
‫و همه کتاب‌هایی که برامون
‫گذاشته بود رو خوندیم

11
00:00:29,571 --> 00:00:31,031
‫پسر تو!

12
00:00:35,285 --> 00:00:36,286
‫یه پیام

13
00:00:36,370 --> 00:00:39,456
‫با جریان آب به سمت پایین رودخونه میره و
‫از میان دره‌های مختلف می‌گذره

14
00:00:39,540 --> 00:00:41,917
‫اخباری از سان گریو رسیده علیاحضرت

15
00:00:42,000 --> 00:00:43,418
‫تموم نشده

16
00:00:44,419 --> 00:00:59,419
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17
00:02:50,036 --> 00:02:52,372
‫بالاخره اومدن سراغ جادوگرها

18
00:02:52,789 --> 00:02:54,583
‫قبل از اینکه بیایم اینجا،

19
00:02:54,666 --> 00:02:57,753
‫فرصتشو داشتیم که جادوگرها رو تسلیم کنیم،

20
00:02:58,170 --> 00:03:00,005
‫ولی اونا همه شما رو جادو کردن

21
00:03:00,422 --> 00:03:02,591
‫حالا وقتشه توبه کنین

22
00:03:02,674 --> 00:03:04,426
‫بیاید خودمون رو از شر اونا خلاص کنیم!

23
00:03:04,885 --> 00:03:08,472
‫اونا مقصر خطری هستن
‫که امروز باهاش مواجهیم

24
00:03:08,555 --> 00:03:10,849
‫و باید بابتش پاسخگو باشن

25
00:03:10,932 --> 00:03:12,851
‫در اطراف رودخونه

26
00:03:12,934 --> 00:03:13,935
‫همه می‌دونن

27
00:03:14,019 --> 00:03:16,605
‫که تمام این مدت
‫دشمن واقعی ما شما بودین!

28
00:03:17,481 --> 00:03:19,274
‫بگیرینشون! نذارین برن!

29
00:03:19,858 --> 00:03:21,526
‫نذارین جایی برن!

30
00:03:21,610 --> 00:03:24,279
‫با اونا سر جونمون معامله می‌کنیم

31
00:03:24,362 --> 00:03:25,947
‫اون دست منه! دست منه!

32
00:03:26,031 --> 00:03:30,243
‫عقب وایسین!
‫اون جادوگر یه چاقو گذاشته رو گلوم!

33
00:03:30,327 --> 00:03:31,536
‫باید همین الان بریم

34
00:03:31,620 --> 00:03:33,060
‫ببرشون به سمت رودخونه
‫به سمت رودخونه

35
00:03:33,914 --> 00:03:35,916
‫- بذارین این شیاطین رد بشن!
‫- آرکا!

36
00:03:35,999 --> 00:03:37,667
‫به زودی از شرشون خلاص میشیم!

37
00:03:37,751 --> 00:03:38,752
‫ماتال!

38
00:03:40,337 --> 00:03:41,380
‫برو

39
00:03:42,881 --> 00:03:45,133
‫با اونا برو
‫زنده بمون

40
00:03:45,217 --> 00:03:46,218
‫- دوستت دارم
‫- زنده بمون

41
00:04:02,609 --> 00:04:03,652
‫ماتال

42
00:04:08,740 --> 00:04:09,908
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

43
00:04:11,451 --> 00:04:12,661
‫بو؟

44
00:04:12,744 --> 00:04:13,995
‫من باهاتون میام

45
00:04:14,496 --> 00:04:15,914
‫دنبال من بیاین!

46
00:04:17,457 --> 00:04:18,458
‫کفون

47
00:04:20,919 --> 00:04:22,587
‫من به دردت نمی‌خورم

48
00:04:23,505 --> 00:04:24,548
‫ولم کن

49
00:04:25,298 --> 00:04:26,550
‫اون لیاقتش مرگه

50
00:04:27,384 --> 00:04:28,385
‫نه

51
00:04:30,679 --> 00:04:31,680
‫نه

52
00:04:34,975 --> 00:04:38,520
‫اگه واقعاً یه شیطان بودم
‫این لذت بزرگ رو نصیب خودم می‌کردم

53
00:04:44,943 --> 00:04:46,695
‫ولی ما از اون قبیله‌ها نیستیم

54
00:05:45,253 --> 00:05:47,297
‫من تاماکتی جون هستم

55
00:05:49,174 --> 00:05:55,138
‫فرمانده جادوگریاب ملکه کین
‫و محافظ مقدس پایان

56
00:05:55,222 --> 00:05:59,684
‫جادوگریاب
‫بالاخره اومدی ما رو نجات بدی

57
00:06:00,352 --> 00:06:01,812
‫زانو بزنی

58
00:06:02,396 --> 00:06:03,397
‫چی؟

59
00:06:05,982 --> 00:06:06,983
‫همه‌تون

60
00:06:20,872 --> 00:06:22,332
‫اگه می‌خواین زنده بمونین...

61
00:06:23,583 --> 00:06:26,294
‫بچه‌های جرلامارل رو تحویل بدین

62
00:06:28,839 --> 00:06:30,716
‫ما اهالی آلکنی، آدمای خوبی هستیم

63
00:06:32,801 --> 00:06:34,177
‫آدمای آرومی هستیم

64
00:06:36,012 --> 00:06:37,264
‫خواهش می‌کنم...

65
00:06:38,765 --> 00:06:41,768
‫جادوگریاب خواهش می‌کنم

66
00:06:43,228 --> 00:06:45,188
‫جادوگرها رفتن

67
00:06:51,486 --> 00:06:53,321
‫تا زمانی که خلافش ثابت بشه...

68
00:06:54,990 --> 00:06:56,533
‫شما همه‌ جادوگرین

69
00:06:58,076 --> 00:06:59,536
‫محافظ مقدس!

70
00:07:00,829 --> 00:07:02,497
‫گتر بکس هستم!

71
00:07:03,373 --> 00:07:05,667
‫جادوگرها فرار کردن!

72
00:07:06,710 --> 00:07:07,878
‫دنبالم بیاین!

73
00:07:13,925 --> 00:07:15,052
‫صبر کنین
‫اینجا آخر مسیره

74
00:07:15,469 --> 00:07:18,513
‫نه پسرم
‫از اینجا میریم پایین

75
00:07:23,810 --> 00:07:24,811
‫نگاه کنین

76
00:07:28,273 --> 00:07:29,274
‫بابا

77
00:07:30,817 --> 00:07:32,986
‫تو این کارو کردی؟ تنهایی؟

78
00:07:33,528 --> 00:07:36,114
‫هر کاری که جرلامارل بتونه بکنه
‫منم می‌تونم بکنم. حتی بزرگترش

79
00:07:36,198 --> 00:07:38,200
‫چیه؟ اون پایین چیه؟

80
00:07:38,617 --> 00:07:40,035
‫آزادی مامان

81
00:07:43,330 --> 00:07:44,664
‫بابا یه قایق ساخته

82
00:07:48,460 --> 00:07:49,461
‫پسرم

83
00:07:52,005 --> 00:07:53,256
‫کی این کارو کردی؟

84
00:07:53,840 --> 00:07:55,050
‫وقتی که می‌تونستم

85
00:07:55,133 --> 00:07:56,819
‫شگفت‌زده میشی وقتی بفهمی

86
00:07:56,843 --> 00:07:58,804
‫صبح قبل از اینکه خوابت بپره
‫چه کارایی می‌تونی بکنی

87
00:07:59,971 --> 00:08:00,972
‫چرا؟

88
00:08:02,265 --> 00:08:04,810
‫منم مثل تو امیدوار بودم
‫هیچوقت همچین روزی نیاد

89
00:08:06,019 --> 00:08:07,562
‫ولی براش آماده بودی؟

90
00:08:08,730 --> 00:08:12,067
‫آره آماده بودم. و به همین خاطر
‫زنده می‌مونیم تا فردا رو ببینیم

91
00:08:52,733 --> 00:08:54,234
‫اونایی که فرار کردن...

92
00:08:55,360 --> 00:08:57,070
‫یکی‌شون معمار بود؟

93
00:08:57,487 --> 00:09:00,031
‫آره آره، خیلی هم ماهر بود

94
00:09:04,035 --> 00:09:05,245
‫از رود رد بشین

95
00:10:14,314 --> 00:10:17,067
‫- بابا
‫- می‌دونم، می‌تونم صداشونو بشنوم

96
00:10:19,403 --> 00:10:20,987
‫شمشیرم رو بهم بده

97
00:10:40,716 --> 00:10:44,720
‫جلومون هم هستن
‫هر دو طرفن

98
00:10:46,555 --> 00:10:49,725
‫در سکوت مطلق حرکت می‌کنیم

99
00:11:32,642 --> 00:11:34,770
‫یه عمر بود که

100
00:11:36,855 --> 00:11:38,523
‫دنبالتون بودم

101
00:11:43,653 --> 00:11:46,364
‫وقتی به دنیا اومدین
‫من اونجا بودم

102
00:11:52,704 --> 00:11:54,748
‫صدای اولین گریه‌تون رو شنیدم

103
00:11:58,001 --> 00:12:03,590
‫و از اون موقع تا حالا
‫زندگیم رو وقف کردم تا شما رو دوباره پیدا کنم

104
00:12:08,345 --> 00:12:14,267
‫جون خیلی‌ها رو برای رسیدن به شما گرفتم

105
00:12:16,686 --> 00:12:17,938
‫و حالا...

106
00:12:20,357 --> 00:12:21,858
‫بعدش چی؟

107
00:12:23,819 --> 00:12:27,155
‫در این نزدیکی، یه روستا پر از
‫قوم و خویش شما هست

108
00:12:27,239 --> 00:12:31,034
‫که همه زانو زدن و
‫التماس بخشش دارن

109
00:12:33,912 --> 00:12:36,706
‫شاید شما بتونین جونشون رو بخرین

110
00:12:40,210 --> 00:12:41,461
‫حرف بزنین

111
00:12:44,673 --> 00:12:46,967
‫بذارین صداتون رو بشنوم

112
00:12:47,050 --> 00:12:50,095
‫برای اولین بار
‫از وقتی که یه نوزاد بودین

113
00:12:53,140 --> 00:12:54,933
‫خودتون رو آشکار کنین

114
00:12:57,269 --> 00:13:00,313
‫بذارین شما رو تا پیش ملکه‌تون همراهی کنیم

115
00:13:03,859 --> 00:13:05,235
‫این کارو بکنین...

116
00:13:07,028 --> 00:13:08,905
‫و اهالی روستا زنده می‌مونن

117
00:13:19,332 --> 00:13:20,375
‫نه؟

118
00:14:37,327 --> 00:14:38,328
‫کمک!

119
00:14:45,460 --> 00:14:46,461
‫نه!

120
00:15:00,475 --> 00:15:02,185
‫- بابا!
‫- ماگرا

121
00:15:15,782 --> 00:15:16,783
‫صبر کن مامان

122
00:15:32,424 --> 00:15:33,467
‫نه!

123
00:15:36,470 --> 00:15:37,512
‫مامان!

124
00:15:57,783 --> 00:15:58,784
‫برو!

125
00:16:07,167 --> 00:16:08,376
‫آرکا!

126
00:16:36,655 --> 00:16:38,323
‫پایین‌دست رودخونه چیه؟

127
00:16:39,282 --> 00:16:40,534
‫می‌تونیم تعقیبشون کنیم؟

128
00:16:41,868 --> 00:16:43,370
‫قبلاً که توضیح دادم

129
00:16:46,498 --> 00:16:48,125
‫جلو چی هست؟

130
00:16:50,043 --> 00:16:53,004
‫شاید بتونی زنده بمونی

131
00:16:53,964 --> 00:16:56,007
‫آب‌های آزاد
‫آب‌های عمیق

132
00:16:56,717 --> 00:16:57,884
‫اونا سریع حرکت می‌کنن

133
00:16:58,552 --> 00:17:00,721
‫نمی‌تونین بگیرینشون

134
00:17:02,347 --> 00:17:03,515
‫کمکم کن

135
00:17:15,360 --> 00:17:17,446
‫بیا. اینجوری یه کم زنده می‌مونی

136
00:17:20,949 --> 00:17:23,952
‫برگردین به روستا
‫همه‌شونو بکشین

137
00:17:27,122 --> 00:17:28,123
‫هرالد

138
00:17:31,710 --> 00:17:33,295
‫پیامی برای ملکه کین بفرست

139
00:17:34,921 --> 00:17:36,673
‫جادوگرها فرار کردن

140
00:18:36,441 --> 00:18:37,901
‫تاماکتی جون خبر فرستاده

141
00:18:39,236 --> 00:18:40,695
‫جای جادوگرها رو پیدا کرده؟

142
00:18:40,779 --> 00:18:43,407
‫آره ولی فعلاً
‫از دستش فرار کردن

143
00:18:44,408 --> 00:18:45,951
‫دوباره از دستش فرار کردن؟

144
00:18:47,661 --> 00:18:49,663
‫- چطوری؟
‫- نگفته

145
00:18:51,081 --> 00:18:52,791
‫پس باید خودمون حدس بزنیم،

146
00:18:53,208 --> 00:18:55,752
‫یا یه داستان تخیلی بسازیم

147
00:18:55,836 --> 00:18:57,170
‫لیدی ان،

148
00:18:57,921 --> 00:19:03,009
‫وقتی شعله خدا پوستت رو می‌سوزونه،
‫خدا رو مقصر می‌دونی یا خودت رو؟

149
00:19:04,344 --> 00:19:05,846
‫هیچکدوم ملکه من

150
00:19:06,930 --> 00:19:09,307
‫پیشخدمتم رو مقصر می‌دونم
‫که روی من سایه ننداخت

151
00:19:10,642 --> 00:19:14,062
‫خدایان قابل سرزنش نیستن
‫هیچکس هم شما رو سرزنش نمی‌کنه

152
00:19:15,605 --> 00:19:18,775
‫ولی شاید این خبر به این معنیه
‫که تاماکتی جون باید برگرده خونه

153
00:19:19,443 --> 00:19:21,194
‫نه

154
00:19:21,486 --> 00:19:25,490
‫ولی بابت موفقیت در این سفر
‫تاماکتی جون به سربازای بیشتری نیاز خواهد داشت

155
00:19:25,824 --> 00:19:27,075
‫علیاحضرت خواهش می‌کنم...

156
00:19:27,159 --> 00:19:29,828
‫سربازای بیشتری بفرستین
‫همه‌شون رو بفرستین

157
00:19:29,911 --> 00:19:32,205
‫این‌ها پدر و مادر هستن،

158
00:19:32,289 --> 00:19:33,832
‫زن و شوهرن،

159
00:19:34,291 --> 00:19:35,834
‫پسر و دخترن

160
00:19:36,626 --> 00:19:39,504
‫خانواده‌هاشون از نبودشون رنج می‌کشن

161
00:19:39,588 --> 00:19:43,633
‫از این جنگ مذهبی بی‌ثمر خسته شده‌ان

162
00:19:43,717 --> 00:19:45,719
‫این موضوع خارج از درک اوناست

163
00:19:46,803 --> 00:19:49,973
‫دستگاه‌های مقدس هم
‫درحال ناله هستن، علیاحضرت

164
00:19:51,308 --> 00:19:53,560
‫خود خدایان هم
‫این موضوع رو درک نمی‌کنن

165
00:19:53,643 --> 00:19:56,646
‫یعنی شما می‌فهمین خدایان چی میگن؟

166
00:19:56,730 --> 00:20:00,525
‫بله! میگن کافیه! کافیه!

167
00:20:05,155 --> 00:20:06,156
‫توی...

168
00:20:08,492 --> 00:20:10,577
‫قانون اساسی کهن ما نوشته

169
00:20:16,374 --> 00:20:18,960
‫«و پادشاه باید بر شورا حکومت کند»

170
00:20:20,712 --> 00:20:22,756
‫«و پادشاه باید تا زمان مرگ حکومت کند»

171
00:20:22,839 --> 00:20:24,341
‫من که حالم خیلی هم خوبه

172
00:20:24,424 --> 00:20:29,012
‫علیاحضرت، این چیزیه که مردم پایان میگن

173
00:20:29,096 --> 00:20:31,556
‫حرفی که خودت تو دهنشون گذاشتی

174
00:20:31,640 --> 00:20:35,852
‫ساده و صریح
‫شما یک نسله که دنبال جادوگرها هستین

175
00:20:35,936 --> 00:20:37,771
‫و تاحالا هیچکس پیدا نشده

176
00:20:38,313 --> 00:20:40,232
‫شما ارتش ما رو قربانی کردین

177
00:20:40,732 --> 00:20:42,692
‫خزانه‌هامون رو خالی کردین

178
00:20:42,776 --> 00:20:47,280
‫هنوز مدرکی از قدرت شیطانی پیدا نشده

179
00:20:49,199 --> 00:20:50,200
‫فقط...

180
00:20:51,952 --> 00:20:55,163
‫مردی که زمانی دوستش داشتین و
‫از دستتون فرار کرده

181
00:20:59,042 --> 00:21:05,173
‫مردم میگن ما ملتی هستیم
‫که شخصی دل‌شکسته حاکم ماست

182
00:22:26,505 --> 00:22:28,215
‫یه پیام از طرف جرلامارل

183
00:22:30,592 --> 00:22:35,389
‫این پیام رو باید وقتی که بچه‌ها
‫آماده ترک کردن ما بودن، بهشون می‌دادم

184
00:22:36,765 --> 00:22:38,016
‫یه پیامه برای شما که می‌تونین ببینین

185
00:22:41,061 --> 00:22:43,021
‫بازم چیزای عجیب از طرف جرلامارل؟

186
00:22:46,108 --> 00:22:47,818
‫من بهش قول دادم

187
00:22:47,901 --> 00:22:51,696
‫که تا قبل از اینکه براش آماده نباشن
‫اینو بهشون ندم

188
00:22:52,906 --> 00:22:55,283
‫این آخرین پیامیه که ازطرف اون به بچه‌ها میدم

189
00:22:56,368 --> 00:22:59,454
‫آخرین قولی که بهش دادم

190
00:22:59,955 --> 00:23:01,039
‫مطمئن باشیم؟

191
00:23:02,833 --> 00:23:04,167
‫آره مطمئن باش

192
00:23:05,919 --> 00:23:06,920
‫بخونش

193
00:23:12,843 --> 00:23:14,594
‫فرزندان عزیزم

194
00:23:17,514 --> 00:23:19,349
‫رودخانه شروع ماجراست

195
00:23:20,726 --> 00:23:23,812
‫اولین قدم از سفر طولانی شما
‫برای بازگشت پیش من

196
00:23:24,688 --> 00:23:27,899
‫رودخانه را تا گیاهان اسطوخودوس دنبال کنید

197
00:23:28,400 --> 00:23:30,277
‫راه بزرگ اسطوخودوس

198
00:23:30,986 --> 00:23:32,654
‫راه اسطوخودوس واقعیه

199
00:23:33,405 --> 00:23:37,325
‫بعد راه اسطوخودوس را ادامه بدهید
‫تا به خانه روشنگری برسید

200
00:23:39,369 --> 00:23:41,913
‫آنجا، فرمانروایی جدیدی خواهم ساخت

201
00:23:42,789 --> 00:23:45,417
‫چراغی تابان و درخشان
‫در دنیای تاریکی

202
00:23:45,876 --> 00:23:49,129
‫و روزی شما نزد من خواهید آمد
‫و هرچه می‌دانم فرا خواهید گرفت

203
00:23:49,921 --> 00:23:53,592
‫و این دانش را تا تاریک‌ترین گوشه‌های زمین
‫گسترش خواهید داد

204
00:23:56,219 --> 00:23:58,939
‫آنهایی که چشم بینا دارند
‫باید مرا دنبال کنند

205
00:24:03,685 --> 00:24:07,439
‫خب یعنی چی؟ همینجوری
‫توی رودخونه بریم؟ چند وقت؟

206
00:24:09,191 --> 00:24:10,525
‫برامون نشونه گذاشته

207
00:24:13,528 --> 00:24:15,447
‫- موفق میشیم
‫- واقعاً؟

208
00:24:15,864 --> 00:24:17,365
‫انتخاب دیگه‌ای داریم؟

209
00:24:17,449 --> 00:24:18,784
‫یه انتخاب دیگه داریم

210
00:24:22,454 --> 00:24:23,538
‫بهم گوش کنین

211
00:24:25,791 --> 00:24:27,042
‫نگاهم کنین

212
00:24:38,637 --> 00:24:40,472
‫هر چه این سفر طولانی‌تر باشه،

213
00:24:41,306 --> 00:24:44,267
‫با سختی‌های بیشتر و بزرگتری روبرو میشیم

214
00:24:44,768 --> 00:24:48,146
‫و بیشتر از این مار رو
‫به آدمهای دیگه‌ای تبدیل می‌کنه

215
00:24:51,066 --> 00:24:52,776
‫توی سفری مثل این...

216
00:24:57,489 --> 00:24:59,032
‫کسانی از ما که می‌تونن
‫تا آخرش زنده بمونن،

217
00:24:59,116 --> 00:25:03,328
‫می‌ترسم در آخر اونقدر عوض بشیم
‫که دیگه نتونیم همدیگه رو بشناسیم

218
00:25:20,178 --> 00:25:22,973
‫خانه روشنگری چه جوابی می‌تونه برامون داشته باشه

219
00:25:23,056 --> 00:25:27,018
‫اگه دیگه نتونیم خودمون رو بشناسیم؟

220
00:25:34,151 --> 00:25:38,989
‫نتیجه رای‌گیری‌مون هرچی باشه قبول می‌کنم
‫ولی باید حرفمو بشنوین

221
00:25:40,866 --> 00:25:45,454
‫ما می‌تونیم همینجوری که هستیم زنده بمونیم

222
00:25:45,912 --> 00:25:47,789
‫می‌تونیم یه کم از جادوگریاب دور بشیم،

223
00:25:47,873 --> 00:25:50,792
‫کسی که همونطوری که خودش گفت
‫به تعقیب ما ادامه میده

224
00:25:52,210 --> 00:25:55,756
‫می‌تونیم انقدر جای دوری بریم
‫که دیگه نتونه ردمونرو بگیره

225
00:25:57,174 --> 00:26:02,554
‫و در سکوت و سادگی
‫به زندگی‌مون ادامه بدیم

226
00:26:03,346 --> 00:26:04,598
‫به همراه هم

227
00:26:12,481 --> 00:26:19,237
‫مامان، من نمی‌تونم بفهمم واقعاً کی هستم،

228
00:26:19,988 --> 00:26:21,948
‫تا وقتی که ندونم از کجا اومدم

229
00:26:25,160 --> 00:26:29,539
‫و تا وقتی جرلامارل رو نشناسم
‫نمی‌تونم اینو بفهمم

230
00:26:35,796 --> 00:26:36,880
‫و تو؟

231
00:26:40,008 --> 00:26:44,179
‫به نظرم قرار نیست آدمی باشم
‫که از چشم همه دنیا مخفی میشه

232
00:26:45,222 --> 00:26:47,891
‫به نظرم نمی‌خوام کسی باشم
‫که حقیقت رو نادیده می‌گیره

233
00:26:47,974 --> 00:26:49,893
‫چون از معنی و مفهومش ترس داره

234
00:26:54,648 --> 00:26:55,649
‫فهمیدم

235
00:27:00,112 --> 00:27:01,530
‫رای بگیریم؟

236
00:27:03,824 --> 00:27:06,410
‫اونایی که موافقن از رودخونه بیایم بیرون و
‫یه پناهگاه پیدا کنیم

237
00:27:06,827 --> 00:27:07,828
‫موافقم

238
00:27:08,829 --> 00:27:09,830
‫موافقم

239
00:27:12,624 --> 00:27:15,627
‫اونایی که موافقن دنبال نشونه‌های جرلامارل بریم

240
00:27:15,710 --> 00:27:17,254
‫- موافقم
‫- موافقم

241
00:27:18,714 --> 00:27:19,798
‫موافقم

242
00:27:24,052 --> 00:27:26,054
‫هنوز یه نفر دیگه مونده که رای بده

243
00:27:30,976 --> 00:27:33,103
‫- نه
‫- ما همه یه قبیله‌ایم هانیوا

244
00:27:33,186 --> 00:27:34,813
‫این ماییم که یه قبیله‌ایم

245
00:27:35,689 --> 00:27:36,690
‫ما

246
00:27:37,607 --> 00:27:40,527
‫اونایی که از همون اول با هم بودن

247
00:27:40,944 --> 00:27:42,362
‫من با پاریس موافقم

248
00:27:42,779 --> 00:27:45,198
‫در حال حاضر فقط ما از آلکنی باقی موندیم،

249
00:27:45,282 --> 00:27:47,367
‫و بو لاین هم جزو ماست

250
00:27:47,451 --> 00:27:50,078
‫آلکنی‌ها می‌خواستن ما رو
‫تسلیم جادوگریاب کنن

251
00:27:50,162 --> 00:27:51,621
‫تا خودشون رو نجات بدن

252
00:27:52,038 --> 00:27:53,957
‫آره این کارو کردن

253
00:27:54,708 --> 00:27:57,627
‫ولی بهت آموزش هم دادن، بهت غذا دادن،

254
00:27:58,086 --> 00:27:59,921
‫دوستت داشتن، و باهات دوست شدن

255
00:28:01,256 --> 00:28:03,884
‫و خودشون رو آواره کردن،
‫تا جون شما رو نجات بدن

256
00:28:03,967 --> 00:28:06,636
‫و توی اولین فرصتی که به دست آوردن،
‫به همه‌مون خیانت کردن

257
00:28:08,346 --> 00:28:10,742
‫توی این قایق 6 نفر هست
‫و همه حق حرف زدن دارن

258
00:28:10,766 --> 00:28:11,767
‫نه

259
00:28:13,935 --> 00:28:16,772
‫اون اصلاً هیچ ربطی به این قضیه نداره

260
00:28:16,855 --> 00:28:17,939
‫هانیوا

261
00:28:19,816 --> 00:28:21,526
‫من به دنبال کردن رودخونه رای میدم

262
00:28:25,739 --> 00:28:27,908
‫با هانیوا و کفون موافقم

263
00:28:29,159 --> 00:28:32,662
‫آرکا، ماتال، مادرم...

264
00:28:34,748 --> 00:28:37,209
‫برای توقف، دیگه زیادی خون دادیم

265
00:28:39,336 --> 00:28:41,463
‫پس تصمیم گرفته شد

266
00:28:53,266 --> 00:28:54,267
‫ژنرال!

267
00:28:54,768 --> 00:28:55,894
‫گزارش کن

268
00:28:56,353 --> 00:28:57,604
‫خبرای خوبی دارم، ژنرال

269
00:28:58,021 --> 00:29:00,607
‫فکر می‌کنیم زمین‌های پیش رو خطرناکن،
‫ولی شاید قابل عبور باشن

270
00:29:00,690 --> 00:29:04,069
‫موقعی که ما برای شناسایی منطقه میریم،
‫افراد لازم نیست بیشتر از نصف روز اردو بزنن

271
00:29:04,152 --> 00:29:07,489
‫هیچکس توقف نمی‌کنه
‫تا وقتی همه‌مون مُرده باشیم

272
00:29:07,572 --> 00:29:11,159
‫یا بچه‌های جرلامارل رو پیدا کرده باشیم.
‫فهمیدین؟

273
00:29:12,035 --> 00:29:13,787
‫- فهمیدیم
‫- خوبه

274
00:29:14,329 --> 00:29:15,747
‫پس تکون بخورین

275
00:29:22,921 --> 00:29:25,006
‫پس باید انجام بشه تا ملکه کُشته بشه

276
00:29:25,090 --> 00:29:26,091
‫یه خدا؟

277
00:29:26,174 --> 00:29:27,718
‫کی هنوز بهش اعتقاد داره؟

278
00:29:27,801 --> 00:29:29,720
‫اعتقاد ما، اهمیتی نداره

279
00:29:29,803 --> 00:29:32,264
‫خیلی از مردم دیوارهای پایین‌دست
‫هنوز بهش اعتقاد دارن

280
00:29:32,347 --> 00:29:37,144
‫- اگه ما خداشون رو...
‫- عزل کنیم، شورش می‌کنن

281
00:29:37,227 --> 00:29:39,312
‫- ما سرباز داریم
‫- خیلی کم‌ان

282
00:29:39,396 --> 00:29:42,107
‫پس ما نباید عزلش کنیم

283
00:29:42,190 --> 00:29:45,610
‫وقتی حتی ما هم می‌ترسیم،
‫دیگه کی می‌تونه اینکارو بکنه؟

284
00:29:46,611 --> 00:29:49,030
‫برای کُشتن یه خدا،
‫باید یه خدای دیگه عَلَم بشه

285
00:29:50,449 --> 00:29:54,202
‫مرگ اون نباید هیچ کشمکشی ایجاد کنه،
‫بدون خون و بدون اسلحه

286
00:29:54,619 --> 00:29:57,706
‫بدون هیچ مدرکی از ردپای یه انسان

287
00:29:58,999 --> 00:30:00,876
‫اینجوری مردم دیوار پایین‌دست

288
00:30:00,959 --> 00:30:05,881
‫می‌شنون که ملکه‌شون به
‫دست خدا پایین کشیده شده

289
00:30:07,049 --> 00:30:10,802
‫اینجوری میگن، "این عدالته"

290
00:30:30,447 --> 00:30:31,865
‫من زیادی بخشنده‌ام

291
00:30:39,831 --> 00:30:41,166
‫می‌تونیم دعا کنیم

292
00:30:44,961 --> 00:30:46,755
‫من فقط برای حقیقت دعا می‌کنم

293
00:30:49,049 --> 00:30:50,467
‫چی شنیدی؟

294
00:30:52,427 --> 00:30:54,388
‫زمزمه‌های جدیدی راجع به شما هست

295
00:30:56,098 --> 00:30:59,226
‫کی زمزمه می‌کنه؟ لیدی اَن؟ لرد دون؟

296
00:31:00,602 --> 00:31:02,229
‫آره، و بقیه

297
00:31:04,856 --> 00:31:06,066
‫بهم اسم بده

298
00:31:09,486 --> 00:31:12,155
‫همه‌شون، بانوی من

299
00:31:48,442 --> 00:31:51,236
‫- چرا اینکارو کردی؟
‫- چیکار؟

300
00:31:52,362 --> 00:31:54,573
‫هیچ دلیلی نداری که دنبال ما بیای

301
00:31:54,656 --> 00:31:56,825
‫اگه علیه‌مون رای میدادی،
‫مجبور نبودی بیای

302
00:31:58,952 --> 00:31:59,995
‫اونا مُردن

303
00:32:01,955 --> 00:32:03,623
‫همه مُردن

304
00:32:05,208 --> 00:32:07,043
‫دیگه کجا می‌تونم برم؟

305
00:32:10,255 --> 00:32:14,092
‫ولی بازم، راه سخت‌تر رو انتخاب کردی

306
00:32:14,509 --> 00:32:18,013
‫راه خطرناک‌تر رو. ولی چرا؟

307
00:32:20,390 --> 00:32:22,642
‫من زیاد تو و خواهرت رو نمی‌شناسم

308
00:32:23,602 --> 00:32:26,063
‫نه به اندازه‌ی بقیه آدمای روستا

309
00:32:27,689 --> 00:32:30,275
‫چون ما تنها کسایی بودیم که نمی‌تونستی
‫ازشون جاسوسی کنی

310
00:32:31,359 --> 00:32:33,278
‫من می‌دونم که تو یه سایه‌ای

311
00:32:35,447 --> 00:32:37,449
‫ممکنه همه رازهاتون رو ندونم

312
00:32:38,950 --> 00:32:41,745
‫ولی خشم خواهرت
‫هیچوقت برای کسی راز نبوده

313
00:32:43,955 --> 00:32:45,707
‫من این رای رو دادم چون...

314
00:32:47,125 --> 00:32:50,837
‫نمی‌دونم چه فرقی ایجاد می‌کنه،
‫دیگه نمی‌خوام امروز مبارزه‌ای کنم

315
00:32:53,465 --> 00:32:55,759
‫اون عصبانی نیست

316
00:32:56,301 --> 00:32:58,345
‫منظورم اینه که، از دست تو عصبانی نیست

317
00:33:00,013 --> 00:33:05,185
‫ببین، این خیلی براش ارزش داره،
‫و داره همه تلاشش رو می‌کنه

318
00:33:05,268 --> 00:33:07,771
‫و گاهی این خودش رو به شکل خشم نشون میده

319
00:33:13,693 --> 00:33:15,320
‫این برای تو هم سخت نیست؟

320
00:33:26,623 --> 00:33:29,918
‫ممنونم از اینکه سعی کردی باهام حرف بزنی

321
00:33:32,713 --> 00:33:34,548
‫الان دیگه می‌خوام تنها باشم

322
00:33:47,894 --> 00:33:49,271
‫هی، کمک می‌خوای؟

323
00:33:49,896 --> 00:33:52,274
‫آره. اینا رو درست کردم

324
00:33:52,899 --> 00:33:54,901
‫- که به بو بدی
‫- باشه

325
00:33:55,318 --> 00:33:56,570
‫اینم برای تو و هانیوا

326
00:33:57,988 --> 00:33:59,614
‫باید واسه شب توقف کنیم

327
00:34:00,615 --> 00:34:02,784
‫اون باید کنار آتیش استراحت کنه

328
00:34:08,290 --> 00:34:09,291
‫آره

329
00:34:13,920 --> 00:34:15,130
‫حالت خوبه؟

330
00:34:22,304 --> 00:34:24,347
‫تا حالا هیچوقت اینجوری باهام حرف نزده بود

331
00:34:25,599 --> 00:34:27,350
‫باهام بحث کرده بود، آره

332
00:34:27,434 --> 00:34:30,187
‫خیلی هم باهام مخالفت کرده، ولی...

333
00:34:33,523 --> 00:34:35,984
‫ولی این یکی، یه چیز خیلی متفاوتی بود

334
00:34:40,489 --> 00:34:44,618
‫اگه رای‌گیری مساوی میشد
‫و من مخالفش رای میدادم،

335
00:34:45,202 --> 00:34:47,412
‫واقعاً نمی‌دونم چیکار می‌کرد

336
00:34:52,626 --> 00:34:55,837
‫ما کل زندگی‌شون بهشون گفتیم
‫چیزی که هستن رو مخفی کنن

337
00:34:57,714 --> 00:35:01,385
‫بهشون گفتیم، امن نیست
‫که کسی بفهمه

338
00:35:03,845 --> 00:35:08,100
‫هیچوقت واقعاً نفهمیدیم قرار بود چه آدمی بشن

339
00:35:09,935 --> 00:35:11,560
‫چه‌جوری می‌تونستن؟

340
00:35:14,189 --> 00:35:17,150
‫شاید هر چی این رودخونه رو بیشتر میریم

341
00:35:18,276 --> 00:35:21,154
‫آزادتر میشن تا بفهمن کی‌ان

342
00:35:57,691 --> 00:36:02,696
‫علیاحضرت؟
‫خدمتکارتون دعوتنامه من رو بهتون رسوند؟

343
00:36:03,196 --> 00:36:05,323
‫بله رسوند، لیدی اَن.
‫بله رسوند

344
00:36:05,407 --> 00:36:08,118
‫علیاحضرت، خوش اومدین

345
00:36:22,174 --> 00:36:25,052
‫بوی سکس و صدای مرغان آوازخوان

346
00:36:25,719 --> 00:36:27,262
‫ترکیب الهی

347
00:36:27,929 --> 00:36:29,473
‫و همونطور که تو دعوتنامه‌ام بهتون گفتم،

348
00:36:29,556 --> 00:36:32,142
‫یه لذت خاص برای شما گذاشتم کنار

349
00:36:35,437 --> 00:36:37,272
‫هر کس که دعوت نشده بود، همین الان بره

350
00:36:46,114 --> 00:36:49,326
‫یه آهنگ جدید. یه پرنده‌ی جدید

351
00:36:50,327 --> 00:36:52,954
‫شما اولین نفری خواهید بود که
‫توی دیوارهای قصر صداشو می‌شنوه

352
00:36:55,332 --> 00:36:57,417
‫و کی باهام می‌مونه که لذتم رو شریک شه؟

353
00:36:59,086 --> 00:37:00,879
‫من می‌مونم، علیاحضرت

354
00:37:02,047 --> 00:37:03,048
‫با اجازه‌تون

355
00:37:03,131 --> 00:37:06,093
‫البته، لرد دون.
‫می‌دونستم توئی

356
00:37:07,010 --> 00:37:12,391
‫فکر می‌کنیم این پرنده‌ی جدید و عجیب
‫به خاطر طوفان راهش رو گم کرده

357
00:37:13,725 --> 00:37:18,397
‫شکارچی من، صداشو روی درخت‌های
‫سیب شنید و تونست بگیرتش

358
00:37:19,981 --> 00:37:21,900
‫خب، پس باید به اون مرد جایزه داد

359
00:37:22,526 --> 00:37:25,445
‫همینطور تو، لیدی اَن. و تو، لرد دون،
‫به خاطر اینکه به فکرم بودین

360
00:37:26,530 --> 00:37:28,115
‫و این هم از مهمون جدیدمون

361
00:37:38,834 --> 00:37:40,377
‫من که صدایی نمی‌شنوم

362
00:37:40,460 --> 00:37:46,049
‫بهم گفته شده که این پرنده‌ی خاص
‫فقط وقتی توی دستاتون نگه‌ش میدارین، می‌خونه

363
00:37:47,718 --> 00:37:49,970
‫دستان شما، اولین دستانی
‫خواهند بود که نگه‌ش میداره

364
00:37:52,222 --> 00:37:53,390
‫خب...

365
00:37:53,473 --> 00:37:56,601
‫پس دَر قفس رو باز کن، لرد دون

366
00:38:09,823 --> 00:38:12,909
‫پرنده‌ها معمولاً اطراف آدما اینور اونور میرن.
‫من صدای حرکتی نمی‌شنوم

367
00:38:13,201 --> 00:38:16,413
‫شاید از کسی نمی‌ترسه

368
00:38:25,714 --> 00:38:27,340
‫و من هم نمی‌ترسم

369
00:38:27,424 --> 00:38:31,303
‫می‌بینی، کل مجلس شورای من راضی به مرگم هستن،

370
00:38:31,386 --> 00:38:33,638
‫کل این شهر پوسیده می‌خواد من بمیرم

371
00:38:33,722 --> 00:38:38,393
‫من هم تصمیم گرفتم، که برای این شهر نَمیرم.
‫این شهر برای من می‌میره

372
00:38:41,897 --> 00:38:43,106
‫اول هم با شما شروع می‌کنیم

373
00:38:58,038 --> 00:38:59,039
‫خیلی‌خب

374
00:39:08,173 --> 00:39:09,674
‫فاصله‌ی خوبی رو اومدیم

375
00:39:10,258 --> 00:39:13,720
‫تا وقتی با استراحت‌های روزانه
‫به راهمون ادامه بدیم، مشکلی پیش نمیاد

376
00:39:13,804 --> 00:39:17,808
‫یکی‌مون باید شب‌ها بیدار بمونه و نگهبانی بده
‫و مواظب آتیش باشه

377
00:39:22,521 --> 00:39:23,730
‫بشین کنارم

378
00:39:38,703 --> 00:39:39,746
‫مامان...

379
00:39:39,830 --> 00:39:43,625
‫بگو.
‫تصور می‌کنی چه شکلی باشه؟

380
00:39:51,633 --> 00:39:53,093
‫چی چه شکلی باشه؟

381
00:39:53,802 --> 00:39:56,972
‫می‌گفت، "فرمانروایی‌ام رو اونجا می‌سازم"

382
00:39:59,349 --> 00:40:02,686
‫همه‌مون داریم جون و تنمون رو
‫به خطر میندازیم تا به اونجا برسیم

383
00:40:03,437 --> 00:40:04,730
‫پس بهم بگو

384
00:40:05,897 --> 00:40:08,650
‫تصور می‌کنی این فرمانروایی چه شکلی باشه؟

385
00:40:14,322 --> 00:40:15,490
‫خب...

386
00:40:22,497 --> 00:40:23,915
‫تصور می‌کنم...

387
00:40:26,084 --> 00:40:31,590
‫جایی میشه که همه چیز یادمون میاد

388
00:40:33,675 --> 00:40:36,219
‫اینکه اون اول، شرایط چه‌جوری بود

389
00:40:38,346 --> 00:40:40,098
‫اینکه قبلاً چه‌جوری بودیم

390
00:40:42,517 --> 00:40:43,560
‫اینکه...

391
00:40:45,395 --> 00:40:48,356
‫چه‌جوری از اون علم استفاده کنیم
‫تا همه چی رو بهتر کنیم

392
00:40:52,402 --> 00:40:53,820
‫تصور می‌کنم...

393
00:40:55,447 --> 00:40:57,574
‫جایی میشه که...

394
00:40:59,367 --> 00:41:01,578
‫دیگه اون آدم غریبه نیستم

395
00:41:04,414 --> 00:41:07,292
‫جایی که می‌تونم تو ساخت
‫یه چیز مهم کمک کنم...

396
00:41:08,335 --> 00:41:11,004
‫و بدون اینکه چیزی که هستم رو مخفی کنم
‫این کار رو بکنم

397
00:41:14,758 --> 00:41:18,011
‫اگه بابات برای خودش یه فرمانروایی درست کنه،
‫تو میشی شاهدخت

398
00:41:22,724 --> 00:41:24,267
‫اینجوری نیست

399
00:41:25,102 --> 00:41:28,146
‫هر کاری ازم بخواد، انجام میدم.
‫هر جوری که بشه کمک می‌کنم

400
00:41:28,230 --> 00:41:30,816
‫و من تو این فرمانروایی چی میشم؟

401
00:41:32,526 --> 00:41:34,027
‫تو میشی ملکه

402
00:41:38,490 --> 00:41:39,950
‫فکر نکنم

403
00:41:41,576 --> 00:41:43,495
‫یه پادشاه با بینایی...

404
00:41:44,663 --> 00:41:47,416
‫یه شاهزاده و یه شاهدخت با بینایی

405
00:41:48,792 --> 00:41:50,460
‫من میشم کسی که هیچی نداره

406
00:41:52,963 --> 00:41:54,840
‫میشم اون آدم غریبه

407
00:41:56,425 --> 00:41:58,135
‫همونی که میگن ضعیفه

408
00:41:58,218 --> 00:42:00,303
‫هیچوقت نمی‌ذارم کسی همچین حرفی بزنه

409
00:42:00,637 --> 00:42:02,097
‫می‌دونم که نمی‌ذاری

410
00:42:06,643 --> 00:42:11,440
‫برای من خیلی مهمه که به اونجا برسم

411
00:42:12,524 --> 00:42:14,443
‫ولی مسئله من نیستم

412
00:42:15,527 --> 00:42:17,154
‫مسئله همه‌مونیم

413
00:42:19,740 --> 00:42:23,034
‫ما اونجا خوشبخت میشیم.
‫واقعاً بهش ایمان دارم

414
00:42:32,711 --> 00:42:34,296
‫همه‌مون باید یه کم استراحت کنیم

415
00:42:36,423 --> 00:42:37,466
‫باشه

416
00:44:23,488 --> 00:44:25,782
‫کفون، شمشیرم نیست

417
00:44:25,866 --> 00:44:27,200
‫تیرکمون منم نیست

418
00:44:27,784 --> 00:44:29,578
‫- ماگرا
‫- بو، قایق رو چک کن

419
00:44:29,661 --> 00:44:31,079
‫- باشه
‫- ماگرا

420
00:44:31,163 --> 00:44:33,331
‫- فکر کردم یکی‌تون شب بیدار می‌مونه
‫- بیا

421
00:44:33,415 --> 00:44:34,624
‫- بیدار بودیم
‫- بیا

422
00:44:34,708 --> 00:44:36,084
‫پس چه‌جوری همچین اتفاقی افتاد؟

423
00:44:36,543 --> 00:44:38,920
‫یکی اومد بینمون،
‫هیچکدوممون رو بیدار نکرده،

424
00:44:39,004 --> 00:44:41,214
‫- شما دوتا هم ندیدینش؟
‫- نمی‌دونم

425
00:44:42,340 --> 00:44:44,051
‫هیچ چی نمونده، مگه نه؟

426
00:44:45,052 --> 00:44:47,429
‫- کمک کن. باید بریم
‫- باشه. راه برو

427
00:44:47,512 --> 00:44:48,638
‫نمی‌تونیم بریم

428
00:44:48,722 --> 00:44:49,973
‫باید بریم

429
00:44:51,016 --> 00:44:54,478
‫تنها چیزی که برداشتن، سلاح بود.
‫چیز غیرقابل تعویضی نبود

430
00:44:54,561 --> 00:44:56,354
‫- من یه چیزی رو گم کردم
‫- بیا

431
00:44:57,147 --> 00:44:58,231
‫چی گم کردی؟

432
00:44:58,315 --> 00:45:02,235
‫یه کیسه کوچیکه. نرمه.
‫به اندازه مچ دسته

433
00:45:02,319 --> 00:45:03,695
‫توی کیسه چیه؟

434
00:45:03,779 --> 00:45:07,365
‫یه چیزی که خیلی برام مهمه.
‫تنها چیزی که از پدرم برام مونده

435
00:45:07,449 --> 00:45:10,118
‫- تنها پیوندم به اون. این...
‫- باشه

436
00:45:10,202 --> 00:45:13,914
‫قابل جایگزینی نیست! باید بفهمیم کجا رفته.
‫باید پسش بگیریم

437
00:45:13,997 --> 00:45:16,583
‫- ولی مامان، اون چیه؟
‫- چیز مهمیه

438
00:45:18,126 --> 00:45:19,836
‫ماگرا، گوش کن...

439
00:45:19,920 --> 00:45:21,380
‫خواهش می‌کنم، میشه لطفاً...

440
00:45:21,463 --> 00:45:24,549
‫ازم نپرسی چیز بیشتری بگم.
‫فقط کمک کن پیداش کنم

441
00:45:26,176 --> 00:45:29,012
‫عشق من، ما مسلح نیستیم

442
00:45:29,721 --> 00:45:32,516
‫هر کی دیشب اومده ممکنه برگرده

443
00:45:32,599 --> 00:45:34,976
‫و جادوگریاب یه جا اون بیرون کمین کرده

444
00:45:35,060 --> 00:45:36,812
‫و اگه زیاد لفتش بدیم، پیدامون می‌کنه

445
00:45:36,895 --> 00:45:38,480
‫پس باید عجله کنیم

446
00:45:40,440 --> 00:45:44,778
‫پدر من، ارتباطم با اونو چیزی نیست
‫که بدونم چه‌جوری در موردش حرف بزنم

447
00:45:44,861 --> 00:45:46,113
‫پیچیده‌ست

448
00:45:46,571 --> 00:45:49,074
‫و بین همه‌ی آدم‌ها، فکر کردم تو درکم می‌کنی

449
00:45:56,581 --> 00:46:00,794
‫هر رازی که ازت مخفی کردم، واسه این بوده
‫که ازمون محافظت کنه

450
00:46:01,336 --> 00:46:04,715
‫هر رازی هم که تو ازم مخفی کردی
‫همیشه واسه این بوده که ازمون محافظت کنه

451
00:46:06,508 --> 00:46:08,135
‫خواهش می‌کنم کمکم کن درکش کنم

452
00:46:08,802 --> 00:46:13,056
‫کمکم کن به خطر انداختن بچه‌هامون
‫رو توجیه کنم چون الان نمی‌تونم

453
00:46:14,599 --> 00:46:15,809
‫می‌دونم

454
00:46:17,853 --> 00:46:20,897
‫چی ممکنه انقدر اهمیت داشته باشه
‫ولی بازم نتونی بگی؟

455
00:46:22,482 --> 00:46:23,692
‫- من انجامش میدم
‫- نه

456
00:46:24,776 --> 00:46:25,861
‫هانیوا

457
00:46:26,445 --> 00:46:28,530
‫اون جواب هر سوالی که می‌کنی رو می‌دونه

458
00:46:29,281 --> 00:46:30,490
‫خودم برات پیداش می‌کنم

459
00:46:31,491 --> 00:46:34,077
‫اگه راهزنان رودخونه باشن،
‫تا الان نصف روز ازمون دور شدن

460
00:46:34,161 --> 00:46:35,847
‫اگه قبیله اوپایول باشن، ممکنه صد نفر باشن

461
00:46:35,871 --> 00:46:37,622
‫صد نفری که نمی‌بینن من دارم میام

462
00:46:37,706 --> 00:46:40,459
‫می‌دونی چقدر خوش‌شانس بودیم که
‫از دست جادوگریاب فرار کردیم؟

463
00:46:41,084 --> 00:46:42,669
‫خیلی خوش‌شانس

464
00:46:42,753 --> 00:46:44,671
‫یه جنگ دیگه و اونم بدون سلاح؟

465
00:46:44,755 --> 00:46:47,174
‫نمیگم که باهاشون بجنگیم، بابا

466
00:46:48,050 --> 00:46:49,176
‫هر کی اونو برداشته...

467
00:46:49,843 --> 00:46:52,113
‫اگه نفهمن من اونجام،
‫چطوری می‌تونن باهام بجنگن؟

468
00:46:52,137 --> 00:46:55,682
‫و در ضمن، ما حتی نمی‌دونیم اونا کی‌ان.
‫حداقل باید سعی کنیم بفهمیم...

469
00:46:55,766 --> 00:46:57,225
‫فکر کنم بدونم

470
00:46:59,311 --> 00:47:02,481
‫- چیو؟
‫- فکر کنم بدونم کی وسایل‌مون رو برداشته

471
00:47:04,191 --> 00:47:06,568
‫- چی داری میگی؟
‫- نگاه کن، لطفا

472
00:47:09,279 --> 00:47:12,115
‫چیه؟ چی می‌بینین؟

473
00:47:26,671 --> 00:47:28,632
‫بهم بگو. چیه؟

474
00:47:32,302 --> 00:47:33,345
‫بهم بگو

475
00:47:47,275 --> 00:47:48,819
‫وقتش رسیده، بانوی من

476
00:47:49,444 --> 00:47:51,571
‫خبر سالن پذیرایی بیدی اَن پخش شده

477
00:47:51,655 --> 00:47:54,658
‫تظاهراتی برای اعتراض به
‫کُشته شدن چندین لرد محبوب

478
00:47:54,741 --> 00:47:56,451
‫توی دیوار پایین‌دست شروع شده

479
00:47:57,244 --> 00:48:00,372
‫نگهبانان قصر تو خلیج نگه‌شون میدارن،
‫ولی نمی‌دونم برای چه مدت دیگه

480
00:48:07,587 --> 00:48:08,880
‫بانوی من؟

481
00:48:11,717 --> 00:48:13,093
‫حالا چی میشه؟

482
00:48:15,053 --> 00:48:17,180
‫لردهای باقی‌مونده جلسه تشکیل دادن

483
00:48:17,264 --> 00:48:20,559
‫اگه اعتماد مردم رو به دست بیارن،
‫معلوم نیست که ممکنه چیکار کنن

484
00:49:38,595 --> 00:49:43,392
‫پدر، ای کسی که می‌تونیم قدرتش رو حس کنیم
‫ولی نمی‌تونیم لمسش کنیم...

485
00:49:47,020 --> 00:49:48,563
‫سرنوشت من رو بپذیر

486
00:49:50,107 --> 00:49:52,401
‫ازت ممنونم که اجازه دادی زمانش رو انتخاب کنم

487
00:51:51,436 --> 00:51:55,232
‫جرلامارل، تو نیومدی پیشم، عشق من

488
00:51:56,566 --> 00:51:58,276
‫پس من میام پیشت

489
00:52:00,277 --> 00:52:10,277
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

490
00:52:12,278 --> 00:52:25,278
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
