1
00:00:01,606 --> 00:00:05,193
‫سه نوع رابطه وجود داره،
‫جدید و هیجان‌انگیز...

2
00:00:05,276 --> 00:00:06,903
‫تو شستن لباسا کمک می‌خوای؟

3
00:00:06,986 --> 00:00:08,154
‫آره، عالی میشه.

4
00:00:08,238 --> 00:00:09,239
‫خب، اینا کثیفن.

5
00:00:10,907 --> 00:00:13,076
‫لطفاً رو دور آروم بذار.

6
00:00:15,119 --> 00:00:16,538
‫برو اونور.

7
00:00:16,621 --> 00:00:17,956
‫قدیمی و قابل‌پیش‌بینی...

8
00:00:18,039 --> 00:00:21,501
‫- ترک، تو لباس شستن کمکم کن لطفاً.
‫- آره، حتماً.

9
00:00:21,584 --> 00:00:25,463
‫ایولا! ورش داشت عزیز.
‫ورش داشت.

10
00:00:25,547 --> 00:00:27,757
‫و هر کوفتی که الیوت توش بود.

11
00:00:27,840 --> 00:00:31,678
‫اون دوست‌پسر خلبان خسته‌کننده‌ت
‫باز برات عکس جوراب فرستاده؟

12
00:00:31,761 --> 00:00:33,221
‫وس خسته‌کننده نیست، کارلا.

13
00:00:33,304 --> 00:00:35,682
‫می‌خواد بدونه این جورابایی که می‌خواد بخره
‫به اندازه کافی مشکی هستن یا نه.

14
00:00:35,765 --> 00:00:37,267
‫ظاهراً یه چیزی داریم به اسم مشکی خلبانی.

15
00:00:37,350 --> 00:00:39,018
‫یه کم مشکی‌تر از مشکی معمولیه‌.

16
00:00:39,102 --> 00:00:40,436
‫وای خدا، خیلی خسته‌کننده‌ست!

17
00:00:40,520 --> 00:00:43,273
‫و من رسماً مجردم.

18
00:00:43,356 --> 00:00:45,608
‫اه! یادمه مجرد بودن چه‌ جوری بود.

19
00:00:45,692 --> 00:00:48,152
‫من الان اون طرف داستانم و فوق‌العاده‌ست.

20
00:00:48,236 --> 00:00:50,613
‫تو کلاً چهار هفته‌ست با چارلی هستی، جی.دی.

21
00:00:50,697 --> 00:00:53,408
‫ببخشید الیوت، سعی می‌کنم جلوت
‫زیادی خوشحال نباشم.

22
00:00:53,491 --> 00:00:55,451
‫کی برای قرار غافلگیرکننده‌مون آماده‌ست؟

23
00:00:55,535 --> 00:00:56,661
‫سلام.

24
00:00:56,744 --> 00:00:59,497
‫عزیزم، به الیوت قول دادم
‫خوشحالی‌مون رو تو چشمش نکنم.

25
00:00:59,580 --> 00:01:01,541
‫کاش قبل از این‌ که آویزونت بشم
‫اینو بهم می‌گفتی.

26
00:01:01,624 --> 00:01:04,002
‫خب، فکر کنم اگه آروم بکشیم عقب
‫متوجه نمیشه.

27
00:01:06,754 --> 00:01:09,090
‫واو، بچه‌کوسه‌ها رو ببین.

28
00:01:09,173 --> 00:01:10,842
‫ببین، یه غواصه.

29
00:01:10,925 --> 00:01:12,051
‫یارو فکر کرده خیلی باحاله.

30
00:01:12,135 --> 00:01:14,262
‫آره، فهمیدیم شغل باحالی داری.

31
00:01:14,345 --> 00:01:15,638
‫کسی اهمیت نمیده.

32
00:01:15,722 --> 00:01:16,723
‫جی.دی.؟

33
00:01:16,806 --> 00:01:17,807
‫شان؟

34
00:01:18,808 --> 00:01:20,560
‫این شانه، دوست‌پسر سابق الیوت.

35
00:01:20,643 --> 00:01:24,188
‫رابطه‌شون رو خراب کردم و شاید
‫زندگیش رو به فنا دادم. تو فقط همراهی کن.

36
00:01:24,272 --> 00:01:26,441
‫- شان. چطوری مرد؟
‫- جی.دی.

37
00:01:26,524 --> 00:01:27,525
‫از دیدنت خوشحال شدم.

38
00:01:27,609 --> 00:01:29,235
‫- این چارلیه.
‫- از دیدنت خوشبختم، چارلی.

39
00:01:29,319 --> 00:01:31,237
‫این‌ جا چی کار می‌کنی؟
‫فکر می‌کردم تو پارک آبی کار می‌کنی.

40
00:01:31,321 --> 00:01:34,991
‫نه، استعفا دادم. معلوم شد نهنگ‌های قاتل
‫خیلی از اسارت خوششون نمیاد.

41
00:01:35,074 --> 00:01:36,159
‫- نه.
‫- امکان نداره.

42
00:01:36,242 --> 00:01:37,702
‫تمام مدت فکر می‌کردیم دارن لبخند می‌زنن،

43
00:01:37,785 --> 00:01:39,120
‫ولی فرم دهنشون کلاً همون‌جوریه.

44
00:01:39,203 --> 00:01:42,457
‫این باید کار سرنوشت باشه.
‫الیوت حقشه یه کم رنگ خوشبختی رو ببینه.

45
00:01:42,540 --> 00:01:44,083
‫واو، چشمای سبز قشنگی داری.

46
00:01:44,167 --> 00:01:46,336
‫- نه، لنزه.
‫- راستش جی.دی.، لنز نیست.

47
00:01:46,419 --> 00:01:47,837
‫راستش شان، لنزه.

48
00:01:48,963 --> 00:01:52,592
‫خب الیوت، می‌دونم باید بگم
‫هر وقت آمادگیش رو داشتی وارد رابطه شو،

49
00:01:52,675 --> 00:01:57,305
‫اما دکتر وینر موهاش رو رنگ کرده
‫و یهو عضلات ساق پاش زده بیرون.

50
00:01:57,388 --> 00:01:58,598
‫آره، ساق پاش رو دیدم کارلا،

51
00:01:58,681 --> 00:02:01,184
‫ولی متأسفانه چسبیدن به اون بار اضافی زندگی عشقیش.

52
00:02:01,267 --> 00:02:03,728
‫یالا، مگه عشق واقعی نمی‌خوای؟

53
00:02:03,811 --> 00:02:04,812
‫- ترک!
‫- هوم؟

54
00:02:04,896 --> 00:02:06,022
‫زوج‌درمانی رو فراموش نکنی.

55
00:02:06,875 --> 00:02:09,993
‫به این رفتارت ادامه بدی
‫میرم تو خط دنزل.

56
00:02:10,234 --> 00:02:13,404
‫کینگ کونگ هم به پای من نمیرسه.

57
00:02:14,489 --> 00:02:16,157
‫نمی‌خوای مثل ما خوشبخت باشی؟

58
00:02:16,240 --> 00:02:19,327
‫نه، بعد از طلاق قرن‌ها طول کشید
‫تا خودمم رو جمع‌وجور کنم، کارلا.

59
00:02:19,410 --> 00:02:21,621
‫نمی‌تونم دوباره برگردم کراس‌فیت.
‫مجبورت می‌‌کنن لاستیک عقب‌وجلو کنی.

60
00:02:21,704 --> 00:02:24,874
‫ببین، من فقط می‌خوام رو قدم بزرگ بعدی شغلیم تمرکز کنم

61
00:02:24,957 --> 00:02:26,501
‫بدون این‌که حواسم پرت یه سری...

62
00:02:26,584 --> 00:02:28,044
‫ببین کی رو پیدا کردم.

63
00:02:32,090 --> 00:02:33,341
‫...احساسات بشه.

64
00:02:33,424 --> 00:02:35,760
‫- سلام الیوت.
‫- شان؟

65
00:02:35,843 --> 00:02:38,680
‫خب، نمی‌خواید همدیگه رو بغل کنید؟

66
00:02:38,763 --> 00:02:39,931
‫چرا، معلومه.

67
00:02:40,014 --> 00:02:41,724
‫- سلام.
‫- سلام شان.

68
00:02:41,808 --> 00:02:43,017
‫سلام.

69
00:02:43,101 --> 00:02:44,435
‫دوباره با هم...

70
00:02:45,812 --> 00:02:56,812
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

71
00:02:58,866 --> 00:03:02,078
‫وای الیوت، دقیقاً همون‌ شکلی هستی
‫که تصور می‌کردم.

72
00:03:02,161 --> 00:03:04,539
‫نه که زیاد تصورت کرده باشم،

73
00:03:04,622 --> 00:03:07,458
‫فقط به اندازه معمول.
‫ببخشید، حرفم خیلی عجیب غریب بود.

74
00:03:07,542 --> 00:03:08,918
‫عجیب این بود که آدرس خونه‌ت رو پیدا می‌کردم

75
00:03:09,001 --> 00:03:10,670
‫بعد قیمتش رو تو سایت چک می‌کردم
‫که البته هیچ‌وقت این کار رو نکردم،

76
00:03:10,753 --> 00:03:12,463
‫و اگر هم می‌کردم
‫هیچ‌وقت نمی‌گفتم چقدر تحت تأثیر قرار گرفتم.

77
00:03:12,547 --> 00:03:15,925
‫اصلاً نمی‌فهمم سفیدپوست‌های دگرجنس‌گرا
‫چطوری تولیدمثل می‌کنن.

78
00:03:16,008 --> 00:03:18,302
‫خب، من می‌فهمم.
‫ببین چطور معجزه سفیدپوستی رو اجرا می‌کنم.

79
00:03:18,386 --> 00:03:22,598
‫هی، شما دوتا حتماً باید برید
‫آیس ماچا لاتین بخورید.

80
00:03:24,225 --> 00:03:26,477
‫خیلی دلم می‌خواست ولی خیلی سرم شلوغه.

81
00:03:26,561 --> 00:03:27,603
‫میگم یه اینترن به جات بمونه.

82
00:03:27,687 --> 00:03:29,272
‫عالیه، ممنون. خوبه، خوبه، خوبه.

83
00:03:30,273 --> 00:03:32,733
‫تو سلف می‌بینمت.
‫فقط باید به یه بیمار سر بزنم.

84
00:03:32,817 --> 00:03:33,818
‫آره، منم همین‌طور.

85
00:03:33,901 --> 00:03:36,070
‫یه پنگوئن افسرده‌ست که فهمیده تغییرات اقلیمی چیه،

86
00:03:36,154 --> 00:03:37,447
‫و نگرانیم به بقیه هم بگه.

87
00:03:38,823 --> 00:03:41,784
‫تو هر بیمارستانی بیمارایی هستن
‫که اون‌قدر طولانی اون‌جا موندن،

88
00:03:41,868 --> 00:03:43,202
‫که مثل خانواده شدن.

89
00:03:43,286 --> 00:03:47,039
‫خب، دوباره کشت خونت رو چک می‌کنیم
‫تا مطمئن بشیم عفونت داره برطرف میشه.

90
00:03:47,123 --> 00:03:48,291
‫خوبه، لیلیان؟

91
00:03:50,418 --> 00:03:51,961
‫- لیلیان؟
‫- نمردم.

92
00:03:52,044 --> 00:03:54,755
‫- خوبه.
‫- تو من رو یاد پسرم استیون می‌اندازی.

93
00:03:54,839 --> 00:03:58,551
‫چشمای خیلی قشنگی داره دقیقاً مثل مال تو.

94
00:03:58,634 --> 00:04:00,678
‫پیش چشمای آبی و قشنگ تو هیچی نیستن، لیلیان.

95
00:04:02,555 --> 00:04:04,265
‫من تو رو یاد کسی نمی‌اندازم، لیلیان؟

96
00:04:04,348 --> 00:04:06,642
‫فکر نمی‌کنم کسی باشه که برات جذاب باشه، عزیزم.

97
00:04:06,726 --> 00:04:09,145
‫خب، آره.

98
00:04:09,979 --> 00:04:12,106
‫می‌دونی من فکر می‌کنم شبیه کی هستی،
‫دکتر دورین؟

99
00:04:12,190 --> 00:04:13,566
‫یکی از اون ستاره‌های قدیمی سینما

100
00:04:13,649 --> 00:04:15,818
‫که با رقص و آوازشون
‫تو دلمون جا باز می‌کردن.

101
00:04:15,902 --> 00:04:17,695
‫نذار بفهمه چقدر از این حرف خوشت اومده.

102
00:04:17,778 --> 00:04:19,739
‫- چی می‌خوای، بلیک؟
‫- خب، دارم برای دوره فوق‌تخصص

103
00:04:19,822 --> 00:04:22,366
‫اینترونشنال کاردیولوژی فشرده ثبت‌نام می‌کنم.

104
00:04:22,450 --> 00:04:24,744
‫امکانش هست برام یه توصیه‌نامه بنویسی؟

105
00:04:24,827 --> 00:04:26,204
‫بلیک، پسر من،

106
00:04:26,287 --> 00:04:29,832
‫نه تنها برات توصیه‌نامه می‌نویسم
‫بلکه عمیقاً به آدمی که هستی

107
00:04:29,916 --> 00:04:31,793
‫و آدمی که قرار بشی فوکس می‌کنم.

108
00:04:32,418 --> 00:04:34,712
‫با قدرت قلمم خلق خواهم کرد...

109
00:04:34,796 --> 00:04:38,049
‫راستش فقط یه فرم آنلاینه.
‫لینکشو برات می‌فرستم.

110
00:04:38,132 --> 00:04:40,676
‫- خوبه، خوبه، خوبه. پس راحته.
‫- آره.

111
00:04:42,303 --> 00:04:43,596
‫من اگه بودم این کار رو نمی‌کردم.

112
00:04:43,679 --> 00:04:45,389
‫چرا؟
‫بلیک اتفاقاً دکتر خیلی خوبیه.

113
00:04:45,473 --> 00:04:49,811
‫آره، می‌دونم، ولی قلب و عروق
‫پزشک خاصی رو می‌طلبه.

114
00:04:49,894 --> 00:04:51,395
‫حس می‌کنم داری فقط امید واهی بهش میدی.

115
00:04:51,479 --> 00:04:54,982
‫مثل بابام وقتی بهم گفت
‫سگم پادلز رو استعدادیابی کردن

116
00:04:55,066 --> 00:04:56,484
‫و داره میره هالیوود.

117
00:04:58,402 --> 00:05:01,781
‫من طی ۱۳ سال، ۸۸ تا فیلم سگی دیدم

118
00:05:01,864 --> 00:05:04,367
‫تا این‌که بالاخره یه روز بابام اعتراف کرد

119
00:05:05,076 --> 00:05:06,410
‫که مجبور شده پادلز رو خلاص کنه

120
00:05:06,494 --> 00:05:07,829
‫چون همسایه‌مون رو گاز گرفته بود.

121
00:05:07,912 --> 00:05:11,374
‫ولی چیزی که کسی نمی‌دونه اینه که
‫من به پادلز گفتم اون عوضی رو گاز بگیره.

122
00:05:11,457 --> 00:05:12,458
‫چرا باید این کار رو بکنی؟

123
00:05:12,542 --> 00:05:15,795
‫حیاط خلوتش پر از توپ‌های بیسبال من بود
‫که پس نمی‌داد.

124
00:05:15,878 --> 00:05:20,007
‫پس آره، حق با توئه، گفتم،
‫«پادلز، حمله کن»! و اونم محکم گازش گرفت.

125
00:05:20,091 --> 00:05:22,927
‫خیلی بد شد و من هر روز
‫این عذاب وجدان رو با خودم به دوش می‌کشم.

126
00:05:24,804 --> 00:05:27,807
‫پسر خیلی خوبی بود.
‫عاشقش می‌شدی.

127
00:05:27,890 --> 00:05:31,394
‫و منم دروغ نمی‌گم
‫و بلیک رو نمی‌فرستم هالیوود.

128
00:05:31,477 --> 00:05:33,813
‫من این کار رو نمی‌کنم، قربان.

129
00:05:33,896 --> 00:05:36,190
‫گرنت، چند ساعته شیفتی؟

130
00:05:36,274 --> 00:05:37,859
‫سی و چهار ساعت.

131
00:05:37,942 --> 00:05:40,987
‫- فکر کنم بهتره بری یکم بخوابی.
‫- داداش خیلی خسته‌ام.

132
00:05:41,070 --> 00:05:45,283
‫با اطمینان میشه گفت دیگه خیلی زیاده‌روی کردی.
‫چرا نمیری یکم دراز بکشی؟

133
00:05:45,366 --> 00:05:49,370
‫خب، اینجا یه محیط کاملاً امنه.
‫هیچ جواب غلطی وجود نداره، فقط صداقت.

134
00:05:49,453 --> 00:05:53,708
‫یادمون باشه از ساختار جمله‌ی
‫وقتی تو... من این حس رو دارم استفاده کنیم.

135
00:05:53,791 --> 00:05:57,044
‫وقتی حتی خودت ازدواج نکردی
‫احساس می‌کنم اصلاً حق نداری به ما بگی چیکار کنیم.

136
00:05:57,128 --> 00:05:58,838
‫- ترک!
‫- چی شده؟ خودش گفت صادق باشید.

137
00:05:59,463 --> 00:06:01,132
‫خب... کارلا، تو بگو.

138
00:06:01,757 --> 00:06:06,971
‫ترک، وقتی تو کارهای خانه بهم کمک نمی‌کنی
‫احساس می‌کنم دیگه هیچ رمقی برام نمیمونه.

139
00:06:07,054 --> 00:06:08,347
‫عزیزم، همه‌مون خسته‌ایم.

140
00:06:08,431 --> 00:06:11,475
‫و منم احساس می‌کنم دیگه هرگز نباید
‫باهات رابطه‌ای داشته باشم.

141
00:06:12,184 --> 00:06:13,436
‫دکتر!

142
00:06:13,519 --> 00:06:15,396
‫متوجه نمیشم. پیش‌کاری؟

143
00:06:15,479 --> 00:06:18,941
‫پیش‌کاری.
‫در واقع همون پیش‌نوازی ولی با کارهای خونه.

144
00:06:19,025 --> 00:06:20,776
‫- آها...
‫- دکتر شرمن فکر می‌کنه

145
00:06:20,860 --> 00:06:23,988
‫که اگه یکم بار کارهای کارلا رو سبک کنم،
‫حس و حالش برمی‌گرده.

146
00:06:24,071 --> 00:06:26,324
‫پس در واقع اگه می‌خوای حال کنی
‫اول باید آشغالا رو ببری بیرون.

147
00:06:26,407 --> 00:06:27,992
‫- بله.
‫- اگه می‌خوای بری تو فازش،

148
00:06:28,075 --> 00:06:30,161
‫- اول باید تی بکشی.
‫- آره!

149
00:06:30,244 --> 00:06:34,332
‫اگه می‌خوای بری سراغ کارای خاکبرسری،
‫اول باید ظرفا رو بچینی روی جاظرفی.

150
00:06:34,415 --> 00:06:37,084
‫- کارت عالی بود!
‫- آره، می‌دونم.

151
00:06:37,168 --> 00:06:41,047
‫اگه می‌خوای وارد عمل بشی
‫بهتره اول دور دستگاه رو ببری بالا.

152
00:06:41,130 --> 00:06:43,049
‫- جی.دی. اون زن منه ها!
‫- اشتباه از من بود.

153
00:06:43,799 --> 00:06:46,594
‫خب، آدری، می‌بینم که دردهای مزمن داری.

154
00:06:46,677 --> 00:06:49,180
‫هر دکتری که رفتم گفت فقط انقباض‌های شدید قاعدگیه،

155
00:06:49,263 --> 00:06:51,390
‫اما الان توی قفسه سینه‌ام و شکمم هم احساس درد می‌کنم.

156
00:06:51,474 --> 00:06:53,768
‫و اینجا نوشته که مشکلات مثانه و روده هم داشتی.

157
00:06:53,851 --> 00:06:54,830
‫باورت میشه هنوز مجردم؟

158
00:06:54,936 --> 00:06:57,480
‫دستم هم خیلی درد می‌کنه.

159
00:06:57,563 --> 00:07:00,232
‫خب، هفت سال درد مزمن بدون داشتن جواب خیلی زیاده.

160
00:07:00,316 --> 00:07:03,027
‫پس از همین الان تو تنها اولویت من هستی.

161
00:07:03,110 --> 00:07:04,987
‫دکتر رید، دکتر دورین بهم گفت کارا رو تحویل بگیرم

162
00:07:05,071 --> 00:07:07,239
‫چون شما باید به کارهای عشقی‌تون برسید.

163
00:07:07,323 --> 00:07:08,366
‫- عین حرف خودش بود.
‫- تاش!

164
00:07:08,449 --> 00:07:11,202
‫آدری، بهت قول میدم تنها کار عشقی من

165
00:07:11,285 --> 00:07:12,745
‫همین درد فلج‌کننده‌ی توئه.

166
00:07:12,828 --> 00:07:16,457
‫می‌خوام نازش رو بکشم،
‫با خودم ببرمش خانه، پرتشم کنم روی میزم،

167
00:07:16,540 --> 00:07:17,875
‫و تمام شب روش کار کنم.

168
00:07:19,377 --> 00:07:21,587
‫آره، زیادی زیاده‌روی کردم.
‫دکتر تاش، میشه لطفاً این آزمایش‌ها رو بگیری؟

169
00:07:21,671 --> 00:07:22,713
‫باشه.

170
00:07:22,797 --> 00:07:25,966
‫اینا جزئیات بودن.
‫الان دیگه همه‌چی دست توئه. اولین اقدام‌مون چیه؟

171
00:07:26,050 --> 00:07:28,886
‫خب، هر پرونده‌ای منحصر به فرده
‫اما فکر کنم یه راهی پیدا کردم.

172
00:07:28,969 --> 00:07:31,681
‫تو که نمی‌خوای هر بار قبل از رابطه‌تون
‫مجبور بشی ظرفا رو بشوری.

173
00:07:31,764 --> 00:07:34,934
‫دستای من همه‌چیز منن،
‫حاضر نیستم بخاطر رابطه به دستام آسیب بزنم.

174
00:07:35,017 --> 00:07:37,728
‫اما نمی‌تونی نیازهات رو هم نادیده بگیری
‫چون اونوقت آدم بدی میشی.

175
00:07:37,812 --> 00:07:39,647
‫دقیقاً، کاملاً موافقم. من آدم مهربونی‌ام. بگو ببینم.

176
00:07:39,730 --> 00:07:40,856
‫قراره تمام کارهای خانه رو انجام بدی.

177
00:07:40,940 --> 00:07:43,442
‫- از اتاق عمل من بزن بیرون!
‫- گفت بزن بیرون!

178
00:07:43,526 --> 00:07:46,404
‫میمی، خواهش می‌کنم. من اوکیم. ممنون.

179
00:07:46,487 --> 00:07:50,241
‫همه کارا رو انجام میدی
‫اما به بدترین شکل ممکن! خب؟

180
00:07:50,324 --> 00:07:53,202
‫امتیاز تلاش کردنش رو میگیری
‫اما دیگه مجبور نیستی انجام‌شون بدی،

181
00:07:53,285 --> 00:07:56,122
‫چون کارلا دلش نمی‌خواد مجبور باشه
‫گندکاری‌های تو رو دوباره تمیز کنه.

182
00:07:56,205 --> 00:08:00,459
‫به این می‌گن بی‌عرضگی مصلحتی
‫یه جور دستکاری روانی هوشمندانه‌ست.

183
00:08:01,293 --> 00:08:05,172
‫میمی، ۱۵ دقیقه دیگه زمان احتیاج دارم
‫تا دوباره دستام رو بشورم چون این قضیه واقعیه.

184
00:08:05,256 --> 00:08:06,340
‫بیا اینجا.

185
00:08:06,966 --> 00:08:08,175
‫پانزده دقیقه!

186
00:08:08,259 --> 00:08:10,219
‫میمی، از آیفون استفاده کن.

187
00:08:12,763 --> 00:08:14,306
‫پانزده دقیقه!

188
00:08:16,851 --> 00:08:18,561
‫هی، پیجم کردی؟

189
00:08:18,644 --> 00:08:19,979
‫یه چیزی می‌خوام بهت بگم.

190
00:08:20,062 --> 00:08:21,230
‫بهش بگو خیلی عجیب می‌دوئه.

191
00:08:21,313 --> 00:08:24,525
‫تو نباید بی‌خیال آدما بشی.
‫باید کمکشون کنی به اهدافشون برسن.

192
00:08:24,608 --> 00:08:29,572
‫ببین، من به دکتر ترک رو انداختم
‫و ازش خواستم بلیک رو زیر پر و بال خودش بگیره

193
00:08:29,655 --> 00:08:32,491
‫تا بتونه مهارت‌های جراحی لازم
‫برای دوره تخصصی قلب رو به دست بیاره.

194
00:08:32,575 --> 00:08:33,868
‫این عالیه.

195
00:08:33,951 --> 00:08:36,287
‫شاید در مورد بلیک اشتباه می‌کردم.
‫من می‌تونم اشتباهاتم رو بپذیرم.

196
00:08:36,370 --> 00:08:37,371
‫مثل اینکه چقدر عجیب می‌دویی؟

197
00:08:37,455 --> 00:08:39,749
‫- چی؟
‫- هیچی. مرخصی.

198
00:08:41,917 --> 00:08:44,545
‫لطفاً ندویید. اون‌ طوری نه!

199
00:08:44,628 --> 00:08:46,505
‫خب، اوضاعت چطوره؟ خانواده چطورن؟

200
00:08:46,589 --> 00:08:47,673
‫عالی. مادرم مرده.

201
00:08:47,757 --> 00:08:49,175
‫هی، مادر منم مرده.

202
00:08:49,258 --> 00:08:52,261
‫احساس عجیبی دارم که دارم زاغ‌سیاه
‫زن سابق تو و دوست‌پسر سابقش رو چوب می‌زنم.

203
00:08:52,344 --> 00:08:55,848
‫حتی نصف عجیب بودن اینم نیست
‫که طوطیت دیشب داشت سکس ما رو نگاه می‌کرد.

204
00:08:55,931 --> 00:08:58,309
‫واسه همین یه نفر واقعاً
‫عملکردش رو بهتر کرده بود، مگه نه؟

205
00:08:58,392 --> 00:09:01,062
‫خب آخه همش داد می‌زد، «برو، برو، برو!»

206
00:09:01,145 --> 00:09:03,189
‫آره، چون می‌خواست بذاری بری!

207
00:09:03,272 --> 00:09:06,525
‫الیوت، احساس می‌کنم اتفاقی دیدن جی.دی کار سرنوشت بود،

208
00:09:06,609 --> 00:09:08,569
‫چون من هیچ‌وقت نتونستم از فکرت بیام بیرون.

209
00:09:09,153 --> 00:09:11,947
‫خیلی باحاله. باحال، باحال، باحال.

210
00:09:12,615 --> 00:09:14,366
‫- خب.
‫- واقعاً معذرت می‌خوام.

211
00:09:14,450 --> 00:09:16,911
‫- سوزوندمت؟ یعنی...
‫- نه، نسوزوندیم.

212
00:09:16,994 --> 00:09:18,370
‫- اوضاع چطوره؟
‫- عالیه.

213
00:09:18,454 --> 00:09:19,955
‫من که همچین حرفی نمی‌زدم. فکر کنم سعی کرد

214
00:09:20,039 --> 00:09:21,415
‫اون قهوه رو با موهاش پاک کنه.

215
00:09:21,499 --> 00:09:23,626
‫دیدن الیوت تو این حالت واقعاً عالیه.

216
00:09:23,709 --> 00:09:25,836
‫وقتی میره تو بحر احساساتش کلاً این شکلی میشه.

217
00:09:25,920 --> 00:09:27,671
‫وای خدا، خیلی خجالت کشیدم و واقعاً معذرت می‌خوام.

218
00:09:27,755 --> 00:09:31,467
‫میگم امشب با من میای بریم شام؟

219
00:09:32,301 --> 00:09:37,389
‫حتماً بهت خبرش رو میدم
‫چون باید برگردم سر کار...

220
00:09:37,473 --> 00:09:38,641
‫...پیش همون بیماره.

221
00:09:38,724 --> 00:09:40,226
‫بابت قهوه ممنون.

222
00:09:42,561 --> 00:09:45,147
‫- وای بذار کمکت کنم. من برش می‌دارم.
‫- نه، خودم برمی‌دارم، شان.

223
00:09:45,231 --> 00:09:46,440
‫آخ!

224
00:09:46,524 --> 00:09:49,068
‫- فقط می‌خوام...
‫- کلی دستمال اونجاست.

225
00:09:49,151 --> 00:09:50,319
‫آخ!

226
00:09:51,362 --> 00:09:54,115
‫اگه راحت‌تری کیفت رو بذار باشه
‫و من واسه شام میارمش.

227
00:09:54,198 --> 00:09:55,866
‫- با کمال میل انجامش میدم.
‫- گفتم خودم برمی‌دارم شان!

228
00:09:55,950 --> 00:09:57,993
‫- باشه.
‫- باحال. باحال، باحال، باحال.

229
00:10:02,206 --> 00:10:03,916
‫- ممنون، خداحافظ.
‫- آره.

230
00:10:06,452 --> 00:10:07,578
‫چقدر خوشحاله.

231
00:10:07,662 --> 00:10:09,455
‫- چقدر به هم میان.
‫- همینو بگو.

232
00:10:09,539 --> 00:10:10,540
‫چی؟

233
00:10:13,543 --> 00:10:16,754
‫هی جی.دی.، فقط می‌خواستم بابت
‫برگردوندن الیوت به زندگیم ازت تشکر کنم.

234
00:10:16,838 --> 00:10:17,964
‫خواهش می‌کنم.

235
00:10:19,715 --> 00:10:22,009
‫می‌خواستی دست بدی نه این‌که بغلم کنی، مگه نه؟

236
00:10:22,093 --> 00:10:26,055
‫خب آره، ولی حالا که تا اینجا اومدیم
‫داری من رو سر کار میذاری رفیق؟

237
00:10:26,764 --> 00:10:27,849
‫- چی؟
‫- بی‌خیال جی.دی.

238
00:10:27,932 --> 00:10:29,308
‫هر بار که من و الیوت بهم می‌رسیم،

239
00:10:29,392 --> 00:10:30,726
‫تو حسودیت میشه و آخرش خودت می‌خوایش.

240
00:10:30,810 --> 00:10:35,314
‫واو، چقدر توهمی هستی!
‫این اتفاق کلاً سه بار افتاده، شان!

241
00:10:35,398 --> 00:10:36,440
‫بی‌خیال جی.دی.

242
00:10:36,524 --> 00:10:38,651
‫بگو ببینم... تو هنوزم به الیوت حسی داری یا نه؟

243
00:10:38,734 --> 00:10:40,736
‫لیلیانه. خورده زمین.

244
00:10:40,820 --> 00:10:45,032
‫خدا رو شکر!
‫از اینکه می‌تونم به یه زن مریض کمک کنم شان،

245
00:10:45,116 --> 00:10:46,117
‫کسی که به من نیاز داره.

246
00:10:48,369 --> 00:10:50,079
‫آخ لیلیان، ما رو این‌ طوری نترسون.

247
00:10:50,162 --> 00:10:53,291
‫- کاری هست بتونیم برات بکنیم؟
‫- یه مارتینی با دو تا زیتون می‌خوام.

248
00:10:53,374 --> 00:10:55,501
‫- لیلیان!
‫- شوخی کردم.

249
00:10:55,585 --> 00:10:56,669
‫فقط یه سیگار.

250
00:10:56,752 --> 00:11:00,256
‫خب بالاخره یه جایی الان وقت نوشیدنیه.
‫چطوره یه پیک دوبل بریزیم تو سرمت؟

251
00:11:00,339 --> 00:11:02,750
‫ببخشید داداش، ولی این اصلاً خنده‌دار نیست.

252
00:11:03,676 --> 00:11:06,679
‫باشه. خب علائمش ثابته، اما نگران هوشیاری ذهنیش هستم.

253
00:11:06,762 --> 00:11:08,389
‫اون جوک واقعاً خنده‌دار بود.

254
00:11:08,472 --> 00:11:10,224
‫خدا رو شکر حالش خوبه. عاشق این زنم.

255
00:11:10,308 --> 00:11:12,643
‫نگرانم بدنش روز به روز تحلیل بره.

256
00:11:12,727 --> 00:11:14,812
‫محض احتیاط با خانواده‌ش تماس بگیر.

257
00:11:15,313 --> 00:11:17,356
‫تو هر نوع رابطه‌ای که باشی

258
00:11:17,440 --> 00:11:20,610
‫اگه یکی برات مهم باشه،
‫احتمال زیادی داره که آسیب ببینی.

259
00:11:20,693 --> 00:11:22,945
‫عزیزم، خیلی ممنون بابت تمیزکاری.

260
00:11:23,029 --> 00:11:24,947
‫واقعاً خسته بودم.

261
00:11:25,031 --> 00:11:27,116
‫بعضی وقت‌ها ناامیدت می‌کنن.

262
00:11:27,199 --> 00:11:30,119
‫تخت رو مرتب کردم، لباسا رو تا کردم.

263
00:11:30,202 --> 00:11:32,163
‫دیدی کمد رو چه ‌جوری مرتب کردم؟

264
00:11:35,791 --> 00:11:37,919
‫توپ یوگا قشنگ مثل اندیانا جونز رفت رو هوا!

265
00:11:38,002 --> 00:11:39,128
‫آره، دقیقاً.

266
00:11:40,212 --> 00:11:42,548
‫و گاهی هم اصلاً پا نمیدن.

267
00:11:42,632 --> 00:11:43,925
‫الیوت.

268
00:11:44,008 --> 00:11:45,551
‫وای، خیلی...

269
00:11:45,635 --> 00:11:46,636
‫راحت به نظر میای.

270
00:11:48,971 --> 00:11:50,097
‫خواهش می‌کنم، بفرما.

271
00:11:52,224 --> 00:11:54,060
‫ببین شان... ببخشید.

272
00:11:55,269 --> 00:11:57,647
‫محافظ دندونه. تازگیا شب‌ها دندون‌قروچه می‌کنم.

273
00:11:57,730 --> 00:11:58,731
‫اشکالی نداره.

274
00:11:58,814 --> 00:12:02,193
‫منم الان دستگاه وقفه تنفسی خواب استفاده می‌کنم
‫چون هر شب سه بار می‌میرم.

275
00:12:02,276 --> 00:12:05,071
‫که البته اگه کنارت خوابیده بودم اون‌قدرها هم بد نبود.

276
00:12:05,154 --> 00:12:06,822
‫- خیلی لطف داری.
‫- خب...

277
00:12:06,906 --> 00:12:08,783
‫اما متأسفم، باید تنها بمیری!

278
00:12:09,575 --> 00:12:12,954
‫خیلی کارهای دیگه‌ هست که می‌خوام تو شغلم انجام بدم.

279
00:12:13,037 --> 00:12:17,166
‫شاید قبلاً نتونستم انجامشون بدم چون
‫همیشه تو یه رابطه پیچیده و به‌هم‌ریخته بودم.

280
00:12:17,249 --> 00:12:22,546
‫و الان بالاخره جاییم که می‌تونم
‫رو خودم و نیازهام تمرکز کنم.

281
00:12:23,714 --> 00:12:26,467
‫و این چیزی نیست که الان بهش نیاز داشته باشم.

282
00:12:26,550 --> 00:12:27,551
‫واقعاً متأسفم.

283
00:12:33,265 --> 00:12:36,727
‫- آره! عجب هیجانی داشت.
‫- آره، منم همین‌طور.

284
00:12:36,811 --> 00:12:38,521
‫- بزن قدش!
‫- بیا.

285
00:12:38,604 --> 00:12:40,106
‫- آره.
‫- آره.

286
00:12:40,189 --> 00:12:43,859
‫کار درست یعنی همین! راهنمایی و استادی؛
‫یاد بگیر.

287
00:12:44,443 --> 00:12:46,654
‫جی.دی، این پسره افتضاحه!

288
00:12:46,737 --> 00:12:47,822
‫چی؟

289
00:12:47,905 --> 00:12:50,199
‫خیلی خوشحاله. نگاش کن،
‫داره رقص گنگستری میره!

290
00:12:50,282 --> 00:12:54,161
‫بهت میگم جی.دی، بلیک دستاش
‫اصطلاحاً دست گوشتی و بی‌عرضه‌ست.

291
00:12:54,245 --> 00:12:55,705
‫دست گوشتی.

292
00:12:55,788 --> 00:12:58,499
‫خب، من دارم شروع می‌کنم. پرستار، تیغ جراحی.

293
00:12:58,582 --> 00:13:00,376
‫تیغ. ترک، نون.

294
00:13:01,919 --> 00:13:03,963
‫نه.

295
00:13:06,298 --> 00:13:09,051
‫به‌به! ژامبون عسلی پخته‌شده به سبک بلیک!

296
00:13:10,386 --> 00:13:13,806
‫اما دردناک‌ترین بخش زمانیه
‫که می‌فهمی مجبوری به یکی دیگه آسیب بزنی.

297
00:13:13,889 --> 00:13:16,058
‫پسر! الان داره حرکات موزون میره.

298
00:13:19,353 --> 00:13:21,814
‫آدری، واقعاً متأسفم.
‫هنوز هیچ جوابی برات نداریم،

299
00:13:21,897 --> 00:13:24,108
‫- اما...
‫- همه‌چی ردیفه. کلاً اوضاع همین‌ طوریه.

300
00:13:24,608 --> 00:13:25,985
‫خب، من دیگه می‌رم.

301
00:13:26,068 --> 00:13:27,737
‫می‌تونم این سرم رو با خودم ببرم خونه،

302
00:13:27,820 --> 00:13:30,614
‫یا مثل چرخ‌دستی فروشگاهه
‫که چرخاش قفل میشن؟

303
00:13:30,698 --> 00:13:31,991
‫می‌دونم قبلاً همه‌ اینا رو شنیدی،

304
00:13:32,074 --> 00:13:33,743
‫اما من کل شب رو روی سابقهٔ پزشکیت وقت گذاشتم.

305
00:13:33,826 --> 00:13:36,495
‫- یه آزمایش دیگه هست که می‌خوام انجام بدم.
‫- نمی‌دونم.

306
00:13:36,579 --> 00:13:39,665
‫صبر کن، دکتر رید یکی از بهترین پزشکای این بیمارستانه.

307
00:13:39,749 --> 00:13:40,750
‫بذار کارشو بکنه.

308
00:13:42,042 --> 00:13:44,086
‫عزیزم. عزیزم.

309
00:13:44,170 --> 00:13:45,421
‫منو جمعم کن!

310
00:13:47,089 --> 00:13:50,050
‫نه.

311
00:13:50,134 --> 00:13:51,969
‫اونو دیدی؟ اونو دیدی؟

312
00:13:53,888 --> 00:13:55,347
‫بگیر و ولم کن.

313
00:13:57,433 --> 00:14:00,603
‫انگار یکی روابط زناشویی داشته!

314
00:14:00,686 --> 00:14:02,980
‫کل خونه رو خودش تمیز کرد.

315
00:14:03,063 --> 00:14:05,733
‫افتضاح تمیز کرد اما تلاششو کرد.

316
00:14:07,902 --> 00:14:10,654
‫- یه صدایی درآوردی.
‫- نه، درنیاوردم.

317
00:14:10,738 --> 00:14:12,406
‫- خودش بود.
‫- منم شنیدم. بنال ببینم!

318
00:14:12,490 --> 00:14:15,117
‫نه. دکتر ترک رئیس منه

319
00:14:15,201 --> 00:14:18,162
‫و اگه یه چیز باشه که پاش می‌مونم وفاداریه.

320
00:14:18,245 --> 00:14:19,914
‫میمی، مرام‌نامه پرستاری.

321
00:14:19,997 --> 00:14:21,165
‫هوم...

322
00:14:22,082 --> 00:14:23,083
‫مرام‌نامه لاتین‌تبارها.

323
00:14:23,167 --> 00:14:25,669
‫عمداً کارهای خونه رو گند می‌زنه
‫تا دیگه هیچ وقت ازش نخوای انجامشون بده.

324
00:14:25,753 --> 00:14:27,630
‫بهش میگن بی‌عرضگی مصلحتی.

325
00:14:29,869 --> 00:14:31,267
‫من یه آدم‌فروشم!

326
00:14:32,159 --> 00:14:34,954
‫هی رفیق، وقتی دعوتت کردم قهوه
‫فکر می‌کردم خودم حساب می‌کنم،

327
00:14:35,037 --> 00:14:36,789
‫اما همیشه کیف پولم تو کمدم یادم میره.

328
00:14:36,872 --> 00:14:39,291
‫دمت گرم، اصلاً مشکلی نیست.
‫با کمال میل خریدم.

329
00:14:39,375 --> 00:14:42,086
‫جوری که تو و جی.دی حمایتم کردید فوق‌العاده بوده.

330
00:14:42,169 --> 00:14:44,422
‫می‌دونی چی می‌تونه حتی فوق‌العاده‌تر باشه؟

331
00:14:45,214 --> 00:14:46,841
‫این‌که حمایتت نکنیم.

332
00:14:47,550 --> 00:14:48,551
‫چی؟

333
00:14:48,634 --> 00:14:50,553
‫خب، جی.دی اینو بهت نمیگه ولی من میگم.

334
00:14:50,636 --> 00:14:53,723
‫تو اصلاً به درد اینترونشنال کاردیولوژی نمی‌خوری.

335
00:14:53,806 --> 00:14:57,560
‫بفرما، گفتم! چیز مهمی نیست.
‫حالا می‌تونی مسیرتو عوض کنی.

336
00:14:58,894 --> 00:15:00,563
‫چطوره یه «بزن‌قدش دستت درد نکنه» بهم بدی؟

337
00:15:05,025 --> 00:15:07,361
‫می‌دونی، وقتی داشتم از مادرم موقع مرگش مراقبت می‌کردم...

338
00:15:07,445 --> 00:15:09,989
‫- نه.
‫- بخاطر متخصص قلبی که درمانش می‌کرد

339
00:15:10,072 --> 00:15:12,074
‫پنج سال دیگه باهاش بودم.

340
00:15:12,616 --> 00:15:14,201
‫همین باعث شد پزشک بشم.

341
00:15:14,952 --> 00:15:18,330
‫می‌دونی، بهش گفتم متخصص قلب میشم
‫تا بهش ادای احترام کنم،

342
00:15:18,414 --> 00:15:22,084
‫و حالا قرار نیست حتی اون اتفاق بیفته.

343
00:15:25,390 --> 00:15:27,256
‫ببین کیو پیدا کردم.

344
00:15:28,424 --> 00:15:29,508
‫بالاخره پیدات شد.

345
00:15:30,059 --> 00:15:31,852
‫خب، قرارت چطور بود؟

346
00:15:31,936 --> 00:15:33,980
‫عالی. تو تاکسی خودران یه سکس فوق‌العاده داشتیم.

347
00:15:34,063 --> 00:15:37,066
‫چی؟ بهت گفته بودم اون فانتزی منه!
‫وانمود کردید توش حبس شدید؟

348
00:15:37,149 --> 00:15:40,069
‫نه، اصلاً نرفتم جی.دی.
‫موندم خونه و رو پرونده بیمارم کار کردم.

349
00:15:40,152 --> 00:15:43,197
‫و خوشحالم که این کار رو کردم.
‫بیا نگاه کن. دلت می‌خواد اینو چاپش کنی.

350
00:15:46,284 --> 00:15:48,494
‫- عزیزم، داری چی کار می‌کنی؟
‫- چی شده؟

351
00:15:48,578 --> 00:15:50,204
‫اون پیرهن امضا شده رویایی منه،

352
00:15:50,288 --> 00:15:52,415
‫و داری چربی پوست و پوسته‌هاتو می‌ریزی رو کلش!

353
00:15:52,498 --> 00:15:53,791
‫- این؟
‫- آره.

354
00:15:53,874 --> 00:15:56,377
‫لباسای بیمارستانم کثیف شد
‫واسه همین اینو قرض گرفتم.

355
00:15:56,460 --> 00:15:57,920
‫- مشکلیه؟
‫- آره، درش بیار!

356
00:15:58,004 --> 00:16:00,089
‫ببخشید، میدونی، حتماً آسیب مغزی دیدم

357
00:16:00,172 --> 00:16:02,174
‫از بس توپ یوگا خورده تو سرم!

358
00:16:02,258 --> 00:16:03,384
‫چی؟

359
00:16:03,467 --> 00:16:05,177
‫می‌دونم چیکار کردی کریستوفر.

360
00:16:05,261 --> 00:16:07,847
‫- منظورت چیه؟
‫- بی‌عرضگی مصلحتی؟

361
00:16:07,930 --> 00:16:09,390
‫میمی، چطور تونستی؟

362
00:16:09,473 --> 00:16:11,726
‫من زود گول می‌خورم.
‫تو رزومه‌ام هم نوشتم!

363
00:16:11,809 --> 00:16:12,852
‫ای آدم‌فروش!

364
00:16:14,395 --> 00:16:15,396
‫آندومتریوز.

365
00:16:15,980 --> 00:16:17,857
‫- چی؟
‫- همین باعث تمام درداته.

366
00:16:17,940 --> 00:16:21,569
‫می‌تونه سال‌ها تشخیص داده نشه
‫چون تشخیصش تو تصویربرداری واقعاً سخته.

367
00:16:21,652 --> 00:16:23,779
‫- اما تو توی مچ دستم پیداش کردی.
‫- آره.

368
00:16:23,863 --> 00:16:27,533
‫آره، نادره، اما بافت می‌تونه از رحم
‫به بقیه قسمت‌های بدن حرکت کنه.

369
00:16:27,617 --> 00:16:30,828
‫پس عجیبه، اما وجودش تو مچ دستت کمکم کرد
‫با یه نمونه‌برداری تاییدش کنم،

370
00:16:30,911 --> 00:16:33,205
‫به جای اینکه بفرستمت واسه جراحی اکتشافی.

371
00:16:33,289 --> 00:16:37,335
‫رسماً هر دکتری که دیدم بهم گفت
‫درد بخشیش از زن بودنه.

372
00:16:37,418 --> 00:16:40,504
‫آره خب، دکترها قرن‌هاست
‫که درد زن‌ها رو نادیده می‌گیرن.

373
00:16:42,214 --> 00:16:45,718
‫یه اتفاقی تو بدن این زن داره میفته که من نمی‌فهممش،

374
00:16:45,801 --> 00:16:47,803
‫و اصلاً هم منو تحریک نمی‌کنه.

375
00:16:48,387 --> 00:16:51,349
‫تشخیص: ساحره‌ست!

376
00:16:51,432 --> 00:16:53,476
‫- بسوزونیدش.
‫- واقعاً فکر نمی‌کنم اون باشه.

377
00:16:53,559 --> 00:16:56,395
‫شاید این موضوع نیاز به بررسی بیشتری داشته باشه.

378
00:16:56,479 --> 00:16:58,064
‫جالبه.

379
00:16:58,147 --> 00:16:59,649
‫جلو پلاسشم بسوزونید!

380
00:16:59,732 --> 00:17:01,567
‫زمونه ساده‌تری بود.

381
00:17:01,651 --> 00:17:03,736
‫ممنونم، دکتر رید.

382
00:17:04,737 --> 00:17:06,489
‫حداقل الان دیگه احساس نمی‌کنم دیوونه‌ام.

383
00:17:07,448 --> 00:17:10,242
‫- دکتر دورین، مغز بلیک رو از کار انداختم!
‫- هوم؟

384
00:17:10,326 --> 00:17:12,578
‫اون بعضی وقت‌ها عجیب میشه.
‫فقط تصویرشو تو آینه نشونش بده.

385
00:17:12,662 --> 00:17:13,829
‫اوضاع خراب‌تر از این حرفاست.

386
00:17:15,456 --> 00:17:16,874
‫یالا، زود باش!

387
00:17:18,376 --> 00:17:19,377
‫سلام.

388
00:17:21,128 --> 00:17:23,381
‫عزیزم، بابت کاری که کردم معذرت می‌خوام.

389
00:17:24,715 --> 00:17:27,301
‫فقط نمی‌دونم از کِی
‫همه ‌چی انقدر سخت و پرزحمت شد.

390
00:17:27,385 --> 00:17:29,637
‫- مگه نه؟
‫- می‌دونی، کار که کاره.

391
00:17:29,720 --> 00:17:30,846
‫پدر و مادری کردن هم کاره.

392
00:17:30,930 --> 00:17:32,181
‫حالا رابطه جنسی هم شده کار!

393
00:17:33,849 --> 00:17:35,434
‫وقتی بهم میگی تنها کاری که

394
00:17:35,518 --> 00:17:38,604
‫قبلاً برامون پر از لذت بود حالا شده یه زحمت دیگه

395
00:17:38,688 --> 00:17:39,814
‫دلم می‌گیره.

396
00:17:41,357 --> 00:17:44,193
‫- چی؟
‫- از تکنیک «وقتی تو... من احساس می‌کنم»

397
00:17:44,276 --> 00:17:45,277
‫تراپی استفاده کردی!

398
00:17:45,987 --> 00:17:48,948
‫- تو داری گوش میدی!
‫- آره، گوش میدم. رابطه‌مون برام مهمه.

399
00:17:49,448 --> 00:17:53,160
‫ولی اگه راهی هست که بدون
‫گوش دادن به رابطه برسم، سراپا گوشم!

400
00:17:53,244 --> 00:17:54,412
‫- الان وقتش نبود!
‫- باشه.

401
00:17:56,163 --> 00:17:59,166
‫ببین، بخاطر همین بود که
‫منتظر زمان مناسب بودم تا با بلیک حرف بزنم.

402
00:17:59,250 --> 00:18:01,544
‫ببخشید، فکر کردم فقط داری بی‌عرضه‌بازی درمیاری.

403
00:18:01,627 --> 00:18:03,379
‫من بی‌عرضه‌ نیستم، گرنت!

404
00:18:03,462 --> 00:18:05,840
‫تک‌تک این اینترن‌ها انقدر استعداد دارن

405
00:18:05,923 --> 00:18:09,135
‫که مهارت‌های لازم برای کاری
‫که براش ساخته شدن رو یاد بگیرن.

406
00:18:09,218 --> 00:18:11,595
‫ولی همه اینترن‌ها اراده اینو ندارن که دووم بیارن.

407
00:18:12,555 --> 00:18:13,639
‫اینجاست که ما وارد عمل میشیم.

408
00:18:13,723 --> 00:18:16,517
‫وظیفه ماست که مطمئن بشیم ادامه میدن.

409
00:18:16,600 --> 00:18:18,436
‫- بلیک رو ندیدی؟
‫- پیش لیلیانه.

410
00:18:18,519 --> 00:18:20,646
‫بهتره با من بیای، دچار مشکل تنفسی شده.

411
00:18:20,730 --> 00:18:21,981
‫بیا.

412
00:18:23,983 --> 00:18:26,777
‫فرم عدم احیا داره
‫و پسرشم راه دور تو اروپاست.

413
00:18:26,861 --> 00:18:30,990
‫یه حسی هست که همه پزشک‌ها
‫موقع رفتن بیمار تجربه‌ش می‌کنن.

414
00:18:31,073 --> 00:18:32,408
‫یه جور شگفتیه.

415
00:18:32,491 --> 00:18:36,078
‫شاهد یکی از مقدس‌ترین لحظات زندگی هستی.

416
00:18:36,162 --> 00:18:37,163
‫اشکالی نداره، راحت باش و برو...

417
00:18:39,665 --> 00:18:40,750
‫استیون؟

418
00:18:41,876 --> 00:18:43,419
‫راستش...

419
00:18:45,921 --> 00:18:48,132
‫آره، آره... من همین‌جام.

420
00:18:49,467 --> 00:18:50,760
‫عزیزم.

421
00:18:51,886 --> 00:18:53,179
‫منتظرت موندم.

422
00:18:54,305 --> 00:18:55,765
‫دوستت دارم.

423
00:19:00,978 --> 00:19:02,313
‫منم دوستت دارم، مامان.

424
00:19:06,275 --> 00:19:09,528
‫فکر می‌کنی بلیک به پزشکی تسکینی فکر کرده باشه؟

425
00:19:10,654 --> 00:19:13,616
‫بیشتر پزشک‌ها میام سمت پزشکی
‫تا به زنده موندن مردم کمک کنن.

426
00:19:14,241 --> 00:19:16,786
‫اما متأسفانه قرار نیست هر بیماری زنده بمونه.

427
00:19:18,037 --> 00:19:20,331
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم مدیریت دردشونه،

428
00:19:20,998 --> 00:19:22,208
‫ترسشون،

429
00:19:22,792 --> 00:19:24,502
‫و باقی‌مانده عمری که براشون مونده.

430
00:19:24,585 --> 00:19:26,670
‫بلیک می‌تونه تو مراقبت‌های تسکینی عالی باشه.

431
00:19:28,380 --> 00:19:31,467
‫تو داغونش کردی؛
‫شاید این‌جوری بتونی دوباره بسازیش.

432
00:19:33,469 --> 00:19:34,929
‫از وقتی شان مطرحش کرد،

433
00:19:35,012 --> 00:19:37,807
‫خیلی به حسم نسبت به الیوت فکر می‌کنم.

434
00:19:37,890 --> 00:19:39,058
‫وقتش بود بهش بگم.

435
00:19:39,141 --> 00:19:42,770
‫تشخیص فوق‌العاده‌ای بود،
‫تو پزشک فوق‌العاده‌ای هستی.

436
00:19:42,853 --> 00:19:44,396
‫ممنون، جی.دی.

437
00:19:46,774 --> 00:19:50,152
‫می‌دونم گفتی به خاطر کار مجرد موندی،

438
00:19:50,986 --> 00:19:52,363
‫اما فکر نمی‌کنم دلیلت این باشه.

439
00:19:53,823 --> 00:19:58,410
‫فکر می‌کنم ترس از احتمال آسیب دیدن مجدده که ترسناکه.

440
00:20:00,621 --> 00:20:02,581
‫من بیشتر از هر کسی درکت می‌کنم، یعنی...

441
00:20:03,290 --> 00:20:06,544
‫ما تنها کسایی هستیم که درک می‌کنیم
‫طلاق چقدر دردناک بود.

442
00:20:07,628 --> 00:20:09,964
‫آره، مطمئن نیستم بتونم دوباره تحملش کنم.

443
00:20:10,047 --> 00:20:11,048
‫آره.

444
00:20:13,467 --> 00:20:15,678
‫فقط فکر می‌کنم بالاخره دوباره خوشحالم.

445
00:20:19,390 --> 00:20:21,225
‫و اینو برای تو هم می‌خوام.

446
00:20:23,769 --> 00:20:26,272
‫یکی از مهم‌ترین کارهایی
‫که ما به عنوان پزشک انجام میدیم،

447
00:20:26,355 --> 00:20:28,274
‫یادگیری نحوه مدیریت درده.

448
00:20:30,317 --> 00:20:31,861
‫با این حال همیشه یه ریسکی وجود داره.

449
00:20:32,528 --> 00:20:34,738
‫و هیچ راهی برای فرار از درد به طور کامل نیست.

450
00:20:34,822 --> 00:20:36,198
‫بیا بیرون.

451
00:20:36,282 --> 00:20:38,784
‫- الیوت.
‫- صبر کن، چی؟

452
00:20:38,868 --> 00:20:41,579
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫و چرا داری با توبی لاس می‌زنی؟

453
00:20:41,662 --> 00:20:44,456
‫من داشتم مخشو می‌زدم!
‫معلوم هست داری چیکار می‌کنی شان؟

454
00:20:48,586 --> 00:20:50,679
‫مترجم: آریا

455
00:20:55,176 --> 00:20:56,969
‫می‌دونی، مسئله اینه که ما با هم همکاریم.

456
00:20:57,052 --> 00:20:59,388
‫واسه همین زیاده‌رویه که
‫بعدش مجبور باشیم بریم شام بیرون،

457
00:20:59,471 --> 00:21:03,017
‫مخصوصاً وقتی تنها چیزی که
‫مجازیم درباره‌ش حرف بزنیم احساساتمونه.

458
00:21:03,100 --> 00:21:05,144
‫شنیدنش باید برات سخت باشه.

459
00:21:07,521 --> 00:21:08,522
‫هست.

460
00:21:08,606 --> 00:21:12,276
‫وقتی برام وقت نمی‌ذاری
‫حس می‌کنم پای کس دیگه در میانه.

461
00:21:12,359 --> 00:21:15,196
‫هست، زن و چهار تا بچه‌ام، رفیق!

462
00:21:15,279 --> 00:21:18,324
‫منظورمو می‌فهمی؟
‫یعنی من کجای این ماجرام؟

463
00:21:18,407 --> 00:21:19,658
‫کافیه!

464
00:21:19,742 --> 00:21:21,952
‫می‌دونی، اون حتی تمرین‌های کتابچه‌ای
‫که برامون تعیین کردی رو هم انجام نمیده.

465
00:21:22,661 --> 00:21:23,787
‫دکتر!

466
00:21:23,928 --> 00:21:33,928
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
