WEBVTT

00:02.100 --> 00:04.310
‫- واسه اولین روزت آماده‌ای، رئیس؟
‫- صد البته، رئیس

00:04.310 --> 00:06.270
‫در ضمن، امشب شام خوش‌آمدگوییمـه.
‫میای دیگه؟

00:06.270 --> 00:07.360
‫صد در صد

00:07.360 --> 00:09.480
‫اگه کسی نیاد سر میزت،
‫اجازه داری کیکش رو بخوری

00:09.480 --> 00:12.700
‫وایسا ببینم، این نیشخند رو می‌شناسم.
‫واسم کادو گرفتی، آره؟

00:12.700 --> 00:13.780
‫آره!

00:13.780 --> 00:14.910
‫وای خدا

00:14.910 --> 00:17.780
‫نه، نه،‌ کادوت این نیست.
‫اتوبوس‌ اینا رفته وسط بلوار

00:17.780 --> 00:20.790
‫من اینا رو برات گرفتم،
‫«رئیس‌رئسا»

00:20.790 --> 00:22.620
‫- وای خدا
‫- می‌دونم

00:22.620 --> 00:24.000
‫بچه کوچیکم درست‌شون کرده

00:24.000 --> 00:25.460
‫مال من شکلاتیـه. مال تو وانیلی

00:25.460 --> 00:26.670
‫- قهوه‌ایـه مال من
‫- باشه

00:26.670 --> 00:28.040
‫یه دست دادن مخفیانه هم می‌خوایم

00:28.040 --> 00:29.750
‫ساعت ۴ صبح فکر اون رو کردم

00:29.750 --> 00:30.840
‫حاضری؟ این‌طوریـه

00:30.840 --> 00:33.130
‫میگیم «رئیس‌رئسا»، می‌زنیم قدش،
‫میایم پایین، تمام

00:33.130 --> 00:35.720
‫- اگه هم وقت بود، دستامون رو می‌لرزونیم
‫- حتماً

00:35.720 --> 00:38.390
‫بچه، یه زحمتی می‌کشی؟
‫یه بیت برامون بزن

00:38.390 --> 00:40.720
‫بهش رنگ و لعاب بده.
‫امروز اولین روز رژه‌ی رئیسی‌مونـه

00:40.720 --> 00:41.900
‫خشنش کن

00:42.300 --> 00:50.300
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:50.650 --> 00:52.530
‫♪ پس داف‌های من من کوشن؟ ♪

00:52.530 --> 00:55.360
‫خیلی خب، بیمار بعدی‌مون... بلیک؟

00:55.360 --> 00:58.490
‫ایشون خانم فلین هستن،‌ ۴۲ ساله،
‫علت بستری،‌ اِدِم، ضعف

00:58.490 --> 01:01.200
‫اولین دورم با اینترن‌هام

01:01.200 --> 01:04.620
‫باید سبک تدریسم رو جا بندازم.
‫این که قاطع باشم

01:04.620 --> 01:06.540
‫این حرفا به هیچ دردی‌مون نمی‌خوره، پسرجون

01:06.540 --> 01:09.750
‫اما من کاملاً درست تشخیص دادم و
‫ایشون هم دارن مرخص میشن

01:09.750 --> 01:12.840
‫اوه، شرمنده. راستش، داشتم به
‫سبک تدریسم فکر می‌کردم

01:12.840 --> 01:14.380
‫کارت عالی بود، پسرجون

01:14.380 --> 01:15.510
‫بیمار بعدی

01:15.510 --> 01:17.090
‫هیچ‌وقت بدجنسِ خوبی نبودی

01:17.090 --> 01:19.680
‫سعی کن با دادن لقب‌های باحال
‫باهاشون صمیمی شی

01:19.680 --> 01:23.350
‫خیلی خب، ایشون استنلی کمپوس هستن،
‫به‌علت آمیلوئیدوز قلبی بستری شدن

01:23.350 --> 01:25.640
‫دچار هیپوناترمی هستن.
‫کسی دلیلش رو می‌دونه؟

01:25.640 --> 01:29.360
‫هیپوناترمی هیپروولمیک هست که
‫در اثر نارسانی احتقانی قلب به‌وجود اومده

01:29.690 --> 01:32.530
‫کارت عالی بود، دکتر تاش.
‫امروز آتیش به پا کردی

01:32.530 --> 01:33.690
‫می‌خوام صدات بزنم...

01:33.690 --> 01:36.780
‫«آتیش‌پاره»؟ به یه اینترن گفتی آتیش‌پاره؟

01:36.780 --> 01:40.200
‫داکتر جاش جواب درست همه‌ی سؤالا رو
‫می‌داد. آتیش به پا کرده بود

01:40.200 --> 01:44.160
‫دکتر دوریان، در آینده، باید سعی کنید که...

01:44.160 --> 01:46.620
‫صبر کن، خودم می‌دونم.
‫صدام رو بیارم پایین

01:46.620 --> 01:49.460
‫خیلی خب، حرکات رو بذارید به عهده‌ی خودم

01:49.460 --> 01:52.040
‫در آینده، باید...

01:52.040 --> 01:54.380
‫صبر کنید و فکر کنید

01:54.380 --> 01:58.827
‫حالا هم من رو ببخشید چون جلسه‌ی بعدیم
‫قراره خیلی طویل باشه

01:59.760 --> 02:03.350
‫حرف از چیزهای طویل شد...
‫نه، ادامه‌ش نمیدم

02:03.350 --> 02:05.640
‫رئیس فهمیده که این حرف مناسبی نیست

02:05.640 --> 02:08.600
‫- وای
‫- تاد، رشدت خیره‌کننده بوده

02:08.600 --> 02:10.480
‫پس هنوز اونجام رو نـ...

02:10.480 --> 02:14.110
‫♪ تنهایی از پس این کار بر نمیام ♪

02:14.110 --> 02:17.328
‫♪ نه، می‌دونم که من سوپرمن نیستم ♪

02:17.352 --> 02:20.456
« اسکراب‌پوش‌ها »
« فصل دهم، قسمت دوم »

02:20.780 --> 02:22.778
‫♪ من سوپرمن نیستم ♪

02:22.990 --> 02:26.160
‫رئیس بخش بودن، فرصتی برای
‫تغییرِ فرهنگ بود

02:26.160 --> 02:28.093
‫این که به اینترن‌ها احترام بذاریم و

02:28.117 --> 02:30.355
بیمارها رو نسبت به پول،
‫توی اولویت قرار بدیم

02:30.380 --> 02:32.920
‫برای انجام این کار،
‫توسط بهترین شخص انتخاب شدم

02:32.920 --> 02:35.250
‫با این که شبیه قاتل‌های سریالی کشیدنش

02:35.250 --> 02:37.010
‫ناامیدش نمی‌کنم

02:37.010 --> 02:39.220
‫می‌دونم داری با خودت میگی که
ناامیدش نمی‌کنی اما

02:39.220 --> 02:41.090
‫بهت تضمین میدم،
صد در صد ناامیدش می‌کنی

02:41.090 --> 02:43.510
‫بالای ۱۵ ساله تو بیمارستانی کار نکردی و

02:43.510 --> 02:45.720
‫فکر کردی می‌تونی عین یه گوزنِ گِی
‫اینجا جولان بدی و

02:45.720 --> 02:48.890
‫سورتمه‌ی بابا نوئل رو هدایت کنی،
‫غافل از این که قبل تو، رودولف بوده

02:48.890 --> 02:51.650
‫رودولف سخت‌کوش‌تر بود،
‫حق رودولف بیشتر از این بود

02:51.650 --> 02:53.770
‫به گمونم جناب رودولف شما باشی

02:53.770 --> 02:57.803
‫درست عین فیلم‌ها، هر بیمارستانی
‫قهرمان و شرور خودش رو داره

02:58.360 --> 03:01.610
‫مارتینیِ سیب، تکون داده بشه اما هم زده نشه

03:01.610 --> 03:04.410
‫اسم من دوریانه، جان دوریان

03:04.410 --> 03:07.870
‫ناموساً؟ من رو یه شرورِ آسیاییِ
‫بدون دیالوگ کردی؟

03:07.870 --> 03:10.399
‫با این‌حال داری حرف می‌زنی

03:11.000 --> 03:17.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:17.500 --> 03:20.000
‫مترجم: «محمدعلی sm »

03:20.550 --> 03:22.840
‫اصلاً تکونش نداده بود

03:22.840 --> 03:25.970
‫گوش کن، من هر وقت چیزی رو ببینم که می‌خوام،
‫بهش می‌رسم

03:25.970 --> 03:28.520
‫اون دوتا جراح خوشگل رو می‌بینی؟

03:28.520 --> 03:30.350
‫قبل از آشنایی با من، زن و شوهر بودن و

03:30.350 --> 03:32.150
‫با جفت‌شون خوابیدم

03:32.150 --> 03:34.900
‫وای، واسه اول صبحی،
‫این حجم از اطلاعات خیلی سنگین بود

03:34.900 --> 03:36.270
‫اونا هم دقیقاً همین رو گفتن

03:36.270 --> 03:38.820
‫- منظورت چیـه؟
‫- کارم روی تخت خیلی خوبـه

03:38.820 --> 03:40.490
‫نه، کلاً منظورت چیـه؟

03:40.490 --> 03:42.740
‫تا به چیزی که بخوام نرسم،
‫کنار نمی‌کشم

03:46.120 --> 03:47.330
‫با جفت‌شون خوابیده

03:49.910 --> 03:51.000
‫حالت چطوره؟

03:51.000 --> 03:53.500
‫گفتم یه سراغی بگیرم،
‫چون هفته‌ی سختی داشتی اما

03:53.500 --> 03:57.670
‫بعد به خودم که اومدم، دیدم خیلی جالبـه
‫که شماره‌ی همدیگه رو نداریم

03:57.670 --> 03:59.300
‫آره، آره، می‌دونم

03:59.300 --> 04:01.420
‫خیلی خب، اشر، بیمار شماست.
‫بفرمایید

04:01.420 --> 04:03.930
‫استنلی، یا اسمی که من
‫لقبی گذاشتم، جنابِ استن...

04:03.930 --> 04:05.390
‫نه، دیگه لقب نمی‌ذاریم

04:06.010 --> 04:07.010
‫شانست گفت، رفیق

04:07.300 --> 04:10.270
‫خلاصه، توی قلب استنلی
‫پر از شادی و نشاطـه

04:10.270 --> 04:13.060
‫خب، تو پرونده‌ش نوشته که
‫قلبش پر از رسوبِ‌ پروتئینـه

04:13.060 --> 04:14.230
‫پس با همین شروع کن

04:14.230 --> 04:16.270
‫استنلی، داروهات رو می‌خوری؟

04:16.270 --> 04:17.360
‫بله

04:17.360 --> 04:19.940
‫آره، اشی خیلی به فکرم بوده اما

04:19.940 --> 04:21.900
‫من حالم... من حالم کاملاً عالی...

04:23.400 --> 04:25.360
‫وای خدا. ایست قلبی کرد؟
‫ایست قلبی کرد

04:25.360 --> 04:26.780
‫وای خدا. وای خدا

04:26.780 --> 04:28.227
‫ایستگا شدی

04:28.950 --> 04:32.460
‫نزدیک بود احیات کنه تا کلِ دنده‌هات
‫بشکنه اما شوخی جالبی بود

04:32.460 --> 04:35.943
‫یه آزمایش «تی‌دی‌ام» می‌گیریم تا
‫سطح داروهای بدنش رو بررسی کنیم

04:37.420 --> 04:38.630
‫- اول شما
‫- مچکرم

04:39.630 --> 04:41.040
‫کله کاسه‌ای

04:41.630 --> 04:42.840
‫داره از دست میره

04:42.840 --> 04:45.452
‫پرستار، ماساژ قلبی...
‫تاش، لوله تنفسی

04:46.340 --> 04:47.390
‫حنجره رو تصور کن

04:47.970 --> 04:49.081
‫لوله رو بذار سر جاش

04:49.760 --> 04:51.930
‫وارد شد. اما فکش افتاد

04:51.930 --> 04:53.460
‫ازم شکایت می‌کنن؟

04:54.640 --> 04:57.040
‫- درستش کنم یا...
‫- نه، لازم نیست درستش کنی

04:57.040 --> 04:58.166
‫خیلی خب

04:59.424 --> 05:01.134
‫باید این رو درست کنی

05:01.900 --> 05:03.900
‫من رئیس طرحِ شبیه‌سازی بیمارستانم

05:03.900 --> 05:05.340
‫این مانکن‌ها این‌قدر پیرن که

05:05.340 --> 05:07.030
‫فکر می‌کنن هنوز حق رأی ندارم

05:07.030 --> 05:09.580
‫اون نورمـه؟
‫من و اون خاطره‌ها داریم

05:09.580 --> 05:11.760
قبل این که از تو لب بگیرم،
‫از اون گرفتم

05:11.760 --> 05:13.370
‫حواست اینجا باشه

05:13.370 --> 05:15.950
‫همه‌ی بیمارستان‌ها
طرحِ شبیه‌سازی فوق پیشرفته با

05:15.950 --> 05:18.460
‫مانکن‌های با علائم حیاتی در لحظه دارن

05:18.460 --> 05:19.750
‫هزینه‌ش زیاده جی‌دی اما

05:19.750 --> 05:22.906
‫این فرصت رو داری تا
‫واقعاً تفاوت‌ها رو رقم بزنی

05:22.920 --> 05:26.380
‫الیوت، ممنون که این موضوع رو به
‫اطلاعم رسوندی

05:26.380 --> 05:28.550
‫- درخواستت رو تأیید می‌کنم
‫- ایول!

05:28.550 --> 05:31.220
‫این رو به نورم بدهکار بودم.
‫به‌خاطر اون بوس‌هام بهتر شد

05:31.220 --> 05:34.240
‫هیچ‌وقت بهش نمیگیم که واقعاً
‫چه اتفاقی افتاد، نورم. مگه نه؟

05:35.770 --> 05:37.400
‫حس خوبی نسبت به تصمیمم دارم

05:37.400 --> 05:41.570
‫فناوری روز، بهترین روش برای اینترن‌ها
‫بود که تجربه‌ی عملی کسب کنن

05:41.570 --> 05:43.780
‫هیشکی حق نداره به ربات جراحیم دست بزنه

05:43.780 --> 05:45.860
‫این ربات منـه.
‫ربات مال کیـه؟

05:45.860 --> 05:47.780
‫- مال شما
‫- دقیقاً

05:47.780 --> 05:49.950
‫هر وقت رسید، اگه خواستید استفاده کنید

05:49.950 --> 05:52.790
‫باید تک‌تک‌ مراحل آموزشی رو تموم کنید

05:52.790 --> 05:54.040
‫- دکتر ترک؟
‫- بله؟

05:54.040 --> 05:56.160
‫من وسط یه شیفت ۱۸‌ ساعته‌م

05:56.160 --> 05:58.500
‫چطوری می‌تونم اینا رو یاد بگیرم و
‫دیوونه نشم؟

05:58.500 --> 06:00.880
‫سؤال فوق‌العاده خوبی پرسیدی، داشانا

06:00.880 --> 06:02.500
‫این چی نیست، بچه‌ها؟

06:02.500 --> 06:03.670
‫مشکلِ شما

06:03.670 --> 06:05.760
‫دقیقاً، دقیقاً

06:06.080 --> 06:08.327
‫اصلاً دیگه حق ندارید نگاه هم بکنید

06:10.010 --> 06:13.180
‫سلام. چرت اجباری بیمارستان داره شروع میشه

06:13.180 --> 06:16.140
‫خوشبختانه چشم‌بند هوشمند وینستونم رو
‫با خودم آوردم

06:16.140 --> 06:17.730
‫ممنون، وینستون

06:17.730 --> 06:21.060
‫میشه یه جا دیگه محتوا بسازی؟
‫من... می‌خوام بخوابم

06:21.060 --> 06:22.570
‫وای، شرمنده

06:22.570 --> 06:25.570
‫راستش من از زمان دانشگاه
‫تو رو دنبال می‌کردم

06:25.570 --> 06:27.400
‫از طرفدارهای پر و پا قرصتم

06:27.400 --> 06:28.722
‫شرمنده

06:29.740 --> 06:32.280
‫چشم‌بندت واقعاً عالیـه.
‫عمه‌م مال من رو بافته

06:32.280 --> 06:34.540
‫آرتروز داره و نمی‌‌تونه گره‌ها رو سفت بزنه

06:34.540 --> 06:36.950
‫خیلی نور ازش رد میشه اما
‫سوراخ‌هاش رو می‌شمارم تا خوابم ببره

06:36.950 --> 06:39.040
‫مثلِ... شمردن ستاره‌ها می‌مونه

06:39.040 --> 06:40.830
‫این رو مفتی برام فرستادن

06:40.830 --> 06:42.590
‫چسبش پارچه‌ایـه و می‌پیچه دور سرت

06:42.590 --> 06:44.210
‫بپیچش دور دهنت تا

06:44.210 --> 06:47.670
‫تا بتونم تو «خوابِ با حرکت سریع چشمِ»
‫اجباریِ ۳۰ دقیقه‌ای شرکت کنم

06:47.670 --> 06:48.720
‫ممنون

06:55.010 --> 06:56.020
‫یا خدا

06:58.230 --> 07:01.600
‫استنلی، آزمایش خونت نشون میده که
‫داروهات رو نمی‌خوری

07:01.600 --> 07:03.900
‫من... می‌خورم

07:03.900 --> 07:06.030
‫جواب آزمایش‌ها دروغ نمیگن، استنلی

07:06.030 --> 07:10.030
‫آخه حتی با بیمه هم، هر ۹۰ تا قرص
‫۱۰۰۰ دلار در میاد

07:10.030 --> 07:13.160
‫واسه همین به جای هر روز،
‫هفته‌ای دو تا می‌خورم

07:13.160 --> 07:15.980
‫این‌طوری دیرتر تموم میشن

07:17.830 --> 07:19.210
‫بیشتر از اون پولم نمی‌رسه

07:21.290 --> 07:23.700
‫هر ۹۰ تاش ۱۰۰۰ دلار میشه؟

07:24.090 --> 07:28.340
‫نظام سلامت ملی همچین عالی نیست
‫ولی نسخه‌های ما فقط ۱۰ دلاره

07:28.340 --> 07:31.470
‫اگه کسی تو این کشور مریض شه،
‫پول زنده موندنش رو از کجا بیاره؟

07:31.470 --> 07:35.180
‫خب، اگه زشت باشی، صفحه‌ی گلریزان می‌زنی...
‫اگه هم شبیه من باشی،‌ «اونلی‌فنز» می‌زنی

07:35.180 --> 07:36.470
‫پناه بر خدا

07:36.470 --> 07:39.480
‫ببین، تو وقت نداری درگیر این چیزها بشی.
‫کلی بیمار داری

07:39.480 --> 07:41.890
‫هی، کودن‌ها. تکون بخورید، وقت تموم شد

07:41.890 --> 07:46.110
‫برای حدأکثر کردن سود، دکترها باید
‫ساعتی ۵ تا مریض ببینن

07:46.110 --> 07:48.280
‫یعنی فقط ۱۲‌ دقیقه برای هر بیمار

07:48.280 --> 07:50.820
‫انگار همه‌چیز ماشینی شده

07:50.820 --> 07:53.070
‫زود باشید، زود باشید، بچه‌ها.
‫تکون بخورید

07:53.070 --> 07:55.240
‫- مردمک‌هاش متقارن و حساسن
‫- اکسیژن شارژ شد

07:55.240 --> 07:56.990
‫- مایعات وریدی شارژ شد
‫- بررسی فشار

07:56.990 --> 07:58.910
‫- تیک‌تاک! شروع کنید!
‫- واکنش‌ها طبیعیـه

07:58.910 --> 08:00.620
‫- برو، برو، برو
‫- نور آماده

08:00.620 --> 08:02.370
‫- همه برن کنار
‫- بریم، بریم

08:03.483 --> 08:06.020
‫- یک،‌ دو، سه. قلب مقدس!
‫- قلب مقدس

08:07.290 --> 08:10.460
‫اصلاً می‌دونید چیه؟
‫من دارم فرهنگ اینجا رو تغییر میدم

08:10.460 --> 08:12.090
‫نگران دکتر پارک نباشید

08:12.090 --> 08:13.630
‫تو زنگ بزن به شرکت بیمه

08:13.630 --> 08:15.430
‫هر کاری لازمـه رو برای استنلی بکن

08:15.430 --> 08:17.180
‫پس بیمارهام چی میشن؟

08:17.180 --> 08:18.310
‫من می‌بینم‌شون

08:18.310 --> 08:19.970
‫مطمئن نباش، نبودت رو حس نمی‌کنن

08:19.970 --> 08:21.560
‫این حرفت دیگه قشنگ نبود

08:21.560 --> 08:24.770
‫ممنون، دکتر دوریان.
‫الان زنگ می‌زنم به شرکت بیمه‌ش

08:24.770 --> 08:26.110
‫و بالأخره پیداش شد

08:26.110 --> 08:28.610
‫نگاهی که بارها به دکتر کاکس کرده بودم...

08:28.610 --> 08:29.690
‫همونی که گفت...

08:29.690 --> 08:31.860
‫دکتر دوریان، شما سرپرستِ رؤیایی من هستید

08:31.860 --> 08:34.640
‫اوه. با لهجه‌ی بریتانیایی حتی بهتر هم شد

08:36.620 --> 08:38.200
‫ایستگاه بعدیِ روز اول ریاست

08:38.200 --> 08:42.560
‫وقتش رسیده که با مهم‌ترین افراد بیمارستان
‫گرم و صمیمی بشم

08:43.210 --> 08:44.710
‫سلام، پرستارهای بخش

08:44.710 --> 08:47.527
‫چه زوج بامزه‌ای.
‫می‌خوام صداتون بزنم...

08:50.710 --> 08:52.050
‫...با همون اسم‌های خودتون

08:53.130 --> 08:55.630
‫- اسم من جان دوریانـه
‫- نباشه بهتره

08:55.630 --> 08:57.180
‫- ولی هست
‫- نه‌خیر

08:57.180 --> 08:59.930
‫حرفم رو پس می‌گیرم.
‫من رئیس جدید بخشـم

08:59.930 --> 09:02.390
‫- تو شوهر سابق دکتر ریدی
‫- همه‌چی رو درموردت شنیدیم

09:02.390 --> 09:04.390
‫معشوقه داشتی، به ملکه خیانت کردی

09:04.390 --> 09:06.190
‫- ملکه‌ی خوشگل
‫- به ملکه‌ی خوشگل خیانت کردی

09:06.190 --> 09:08.310
‫- من هیچ‌وقت به ملکه خیانت نکردم
‫- ملکه‌ی خوشگل

09:08.310 --> 09:11.259
‫هیچ‌وقت به ملکه‌ی خوشگل خیانت نکردم

09:14.900 --> 09:16.160
‫معشوقه، الیوت؟

09:16.160 --> 09:18.070
‫به بقیه میگی خیانت کردم؟
‫این دروغـه!

09:18.070 --> 09:19.370
‫من اصلاً همچین حرفی نزدم

09:19.370 --> 09:21.080
‫البته از ازدواج‌مون ناله کردم اما

09:21.080 --> 09:23.750
‫چیزهای پیش‌پا افتاده بود،
‫مثل سرد شدن‌مون از همدیگه یا

09:23.750 --> 09:26.580
‫هر دفعه که ماشین ظرف‌شویی رو
‫پر می‌کردم، دوباره می‌چیدیش

09:26.580 --> 09:29.590
‫استکان‌‌ها نباید پایین باشن، الیوت.
‫طبقه‌ی بالا واسه همینـه

09:29.590 --> 09:31.800
‫آروم بگیر، جی‌دی.
‫شایعات بیمارستان رو که می‌شناسی

09:31.800 --> 09:33.340
‫از کنترل خارج میشن

09:33.340 --> 09:36.510
‫متوجهم. ولی الان که رئیس بخش شدم،
‫نباید مردم ازم بدشون بیاد

09:36.510 --> 09:40.122
‫می‌دونم. باز بابتِ ارتقای
آزمایشگاه شبیه‌سازی ممنونم

09:40.680 --> 09:43.220
‫خیلی خب، چند نفر فکرهای اشتباهی
‫در مورد من می‌کنن

09:43.220 --> 09:46.044
‫لازم نیست همه طرفدارم باشن

09:46.850 --> 09:49.310
‫این‌قدر چاپلوسی اون اینترن رو نکن

09:49.310 --> 09:50.770
‫- باشه. چشم
‫- ممنون

09:50.770 --> 09:52.980
‫- ولی خیلی انگیزه میده
‫- ای خدا، آبجی

09:52.980 --> 09:54.900
‫خیلی مسخره‌ست. شوخیت گرفته؟

09:54.900 --> 09:58.560
‫وای، سلام، من دکتر تاشم.
‫دارم ناهار می‌خورم

09:58.560 --> 10:01.200
‫نمی‌تونم بدون این که به شما بگم،
‫ناهار بخورم

10:01.200 --> 10:03.040
‫کامنت بذارید که فردا ناهار چی بخورم

10:03.040 --> 10:04.040
‫اصلاً...

10:05.000 --> 10:06.830
‫- سلام!
‫- سلام

10:06.830 --> 10:09.901
‫به گمونم نباید می‌شنیدم اما
‫خوشحالم که شنیدم

10:13.020 --> 10:16.491
‫ببخشید، دچار شرم نیابتی شدم و
‫باید یه دقیقه تنها باشم

10:17.280 --> 10:18.280
‫- سلام
‫- سلام

10:18.280 --> 10:20.640
‫تو هم این شایعات رو شنیدی که
من معشوقه داشتم؟

10:20.640 --> 10:24.341
‫آره، اما نمیشه جلوی شایعات بیمارستان رو
‫ گرفت، واسه همین من هم گنده‌ش کردم

10:24.366 --> 10:27.350
‫گفتم طرف یه زن برزیلی خیلی سکسی
‫به اسم والنتینا بوده

10:27.350 --> 10:28.980
‫می‌خوای یکمش رو برات تعریف کنم؟

10:28.980 --> 10:31.810
‫نه، اما شرط می‌بندم پوست والنتینا کاراملیـه

10:31.810 --> 10:33.320
‫می‌دونی که همین‌طوره

10:33.320 --> 10:35.690
‫همم. والنتینا

10:36.120 --> 10:38.740
‫فقط امیدوارم شایعات، «رئیس‌بازی»ـم رو
‫زیر سؤال نبرن

10:38.740 --> 10:40.490
‫هی، من رو نگاه کن

10:41.620 --> 10:44.410
‫رئیس‌بازی تو حرف نداره و
‫کاملاً جدی این رو میگم

10:44.410 --> 10:46.120
‫- اون پسره رو نگاه
‫- بله، سلام

10:46.120 --> 10:48.750
‫می‌خواستم برای داروهای بیمارم
‫کوپن بگیرم

10:48.750 --> 10:52.240
‫اونجا وایساده و داره مبارزه می‌کنه
‫چون تو این رو یادش دادی

10:52.840 --> 10:54.340
‫بهت افتخار می‌کنم، رئیس

10:54.880 --> 10:56.460
‫رئیس‌رئسا

10:57.670 --> 10:59.326
‫فعلاً

11:01.680 --> 11:03.760
‫- کمکی از دستم بر میاد؟
‫- من واسه نمایش اومدم

11:04.660 --> 11:05.970
‫کدوم نمایش؟

11:05.970 --> 11:08.520
‫یعنی چی؟ به‌خاطر تو ربات به دستم نمی‌رسه؟

11:08.520 --> 11:10.770
‫اصلاً دست‌بند رئیسی کوفتیت مال خودت

11:11.690 --> 11:12.810
‫با چه جرأتی؟

11:12.810 --> 11:14.340
‫هیئت‌مدیره بودجه‌م رو قطع کرد

11:14.340 --> 11:16.690
‫ظاهراً آزمایشگاه شبیه‌سازی رو
‫برای الیوت تأیید کردی

11:16.690 --> 11:18.110
‫- کی این رو بهت گفته؟
‫- اون

11:18.110 --> 11:19.950
‫- آره، گفتم
‫- یعنی چی، جی‌دی؟

11:19.950 --> 11:21.360
‫- نفله‌ش کن
‫- همین الان پیام اومد که

11:21.360 --> 11:22.740
‫ممکنه آزمایشگاه شبیه‌سازیم

11:22.740 --> 11:25.030
‫- به‌خاطرِ ربات مسخره‌ی ترک کنسل شه
‫- این هم من فرستادم

11:25.030 --> 11:27.080
‫هیئت‌مدیره گفته فقط برای یکیش بودجه دارن

11:27.080 --> 11:28.380
‫حالا تصمیمت چیه، رئیس؟

11:28.380 --> 11:30.330
‫خیلی خب، آروم بگیرید.
‫یه دقیقه وقت بدید

11:30.330 --> 11:33.280
‫و داستان‌های بیشتر تا ۳، ۲، ۱

11:33.280 --> 11:35.170
‫دکتر دوریان، یه لحظه کارتون دارم

11:35.170 --> 11:36.250
‫کارش رو یه سره کن، سیبی

11:36.250 --> 11:39.010
‫مسئله‌ی مهمی نیست اما شما به
‫این شالامیِ انگلیسی گفتید که

11:39.010 --> 11:41.380
‫هر کاری برای درست کردنِ بیمه‌ی بیمارش بکنه؟

11:41.380 --> 11:44.020
‫- بله، من گفتم
‫- خب دروغ گفتم که مسئله‌ی مهمی نیست

11:44.020 --> 11:45.020
‫بهش میگی چی گفتی؟

11:45.020 --> 11:47.560
‫از دست کسی که پشت تلفن بود
‫عصبانی شدم. ببخشید

11:47.560 --> 11:49.480
‫از دست کسی که پشت تلفن بود

11:49.480 --> 11:52.060
‫فقط عصبانی نشدی، «چیتی‌چیتی بنگ‌بنگ»

11:52.060 --> 11:53.540
‫مگه قرار نبود لقب نذاریم

11:53.540 --> 11:56.230
‫با فریاد یه فحشی داد که توی لندن میگن و

11:56.230 --> 12:00.070
‫تو این کشور هیشکی جرأتش رو نداره
‫تو یه بیمارستان جارش بزنه،

12:00.070 --> 12:02.200
‫البته شاید به‌جز بخش زنان

12:02.200 --> 12:04.450
‫خیلی خب، گوش کنید، درستش می‌کنم

12:04.450 --> 12:06.660
‫همه برن بیرون.
‫فقط یه دقیقه بهم وقت بدید

12:06.660 --> 12:08.370
‫این رو هم بگیر. برید

12:09.450 --> 12:11.500
‫اگه فکر کردی این رو دستم می‌کنم، دیوونه‌ای

12:11.500 --> 12:12.960
‫باریکلا، رئیس

12:12.960 --> 12:16.210
‫به‌گمونم بدون بررسی بودجه،
‫به الیوت قول آزمایشگاه شبیه‌سازی دادی

12:16.210 --> 12:17.840
‫وگرنه می‌دونستی که ربات

12:17.840 --> 12:21.170
‫سودآوری خیلی بیشتری برای بیمارستان داره

12:21.170 --> 12:25.590
‫می‌خوای همه رو راضی نگه داری و
‫به همه کمک کنی، دکتر دوریان؟

12:25.590 --> 12:27.360
‫می‌تونی یه نگاه به این بندازی و

12:27.360 --> 12:30.020
‫مطمئن شی که بیمارستان باز می‌مونه

12:31.310 --> 12:32.770
‫باشه. حتماً

12:32.770 --> 12:34.400
‫- صد البته
‫- به عدد و ارقام نگاه کردم

12:34.400 --> 12:38.150
‫رباته درآمدزایی می‌کنه.
‫آزمایشگاه شبیه‌سازی خرج داره

12:38.150 --> 12:40.000
‫ببخشید، الیوت

12:45.320 --> 12:48.000
‫با این که می‌خواستم قهرمانِ اشر باشم...

12:48.990 --> 12:51.870
‫حواست به بیمارهای پرشمارت باشه و
‫استنلی رو مرخص کن

12:51.870 --> 12:53.660
‫- جدی میگید؟
‫- کاملاً جدی میگم

12:53.660 --> 12:55.817
‫...بعضی‌وقتا باید شرورِ داستان باشی

13:00.613 --> 13:01.840
‫- یه سر بریم غذاخوری؟
‫- آره

13:01.840 --> 13:02.840
‫برو بریم

13:04.720 --> 13:07.349
‫می‌دونم سر قضیه‌ی بیمه‌ی استنلی و
‫شرکت دارو به بن‌بست رسیدم اما

13:07.350 --> 13:09.220
‫- باید راه دیگه‌ای باشه
‫- نه برای ما

13:09.220 --> 13:11.060
‫اونش دیگه به عهده‌ی آقای کمپوسـه

13:11.060 --> 13:13.560
‫من سوگندنامه‌ی بقراط رو خوردم تا
‫به کسی صدمه‌ای نزنم

13:13.560 --> 13:16.440
‫این که بذارم این آقا ذره‌ذره خودش رو
‫به کشتن بده چون نمی‌تونه دارو بخره،

13:16.440 --> 13:17.770
‫قطعاً آسیب زدن محسوب میشه

13:17.770 --> 13:21.650
‫اشر، من باید یه بیمارستان رو بگردونم و
‫تو هم کلی بیمار داری

13:21.650 --> 13:23.400
‫کار تو اینـه

13:23.400 --> 13:26.490
‫اینجا، عمرِ‌ پیروزی‌ها کوتاهـه

13:26.490 --> 13:28.490
‫- به چی رسیدیم؟
‫- ربات

13:28.490 --> 13:30.870
‫- و چی‌کار می‌کنیم؟
‫- ربات‌بازی

13:30.870 --> 13:33.021
‫برو بریم

13:38.818 --> 13:40.820
‫شرمنده بابت آزمایشگاه شبیه‌‌سازیت، الیوت

13:40.820 --> 13:43.260
‫تقصیر تو نیست.
‫معلوم بود جی‌‌دی طرف تو رو می‌گیره

13:43.260 --> 13:46.060
‫همیشه همین‌طوری بوده.
‫اصلاً نمی‌دونم چرا تلاش کردم

13:46.880 --> 13:48.960
‫الیوت. الیوت

13:50.220 --> 13:51.310
‫این حرفا دیگه چی بود؟

13:51.310 --> 13:52.770
‫یه لحظه گوشی، لطفاً

13:52.770 --> 13:56.100
‫نمی‌دونم. فقط کاش جی‌دی من رو هم مثل تو
‫توی اولویت می‌ذاشت

13:56.100 --> 13:59.060
‫- اوه...
‫- خب دیگه داری دیوونه‌بازی در میاری

13:59.060 --> 14:00.770
‫- الان چی بهش گفت؟
‫- دیوونه

14:00.770 --> 14:03.690
‫- نه، نگفت
‫- چرا، گفت، فرانسوا

14:03.690 --> 14:05.320
‫آره، گفت

14:07.138 --> 14:08.450
‫هی، شماها باید تو تیم من باشید

14:08.450 --> 14:10.280
‫- چرا؟ چون سیاه‌پوستی؟
‫- نه، چون سیاه‌پوستیم

14:10.280 --> 14:13.240
‫تو هیچ برتری‌‌ای نسبت به اون
‫ملکه‌ی جذاب نداری

14:13.240 --> 14:15.080
‫- اون خیلی سختی کشیده
‫- خیلی

14:15.080 --> 14:17.870
‫- اما یکم از این لوسیون بزن، عزیزم
‫- واسه چی؟

14:17.870 --> 14:19.980
‫واسه اون آرنج‌های خشکت

14:19.980 --> 14:22.710
‫یالا. باید مراقب رنگدونه‌های خوشگلت باشی

14:22.710 --> 14:24.590
‫- آره، بزن بره
‫- همینـه. خودشـه

14:24.590 --> 14:26.260
‫- آره، آره
‫- سی ثانیه. آره، ممنون

14:26.260 --> 14:28.130
‫خیلی جذابـه اما عمراً ‌بهش نمیگم...

14:28.130 --> 14:30.050
‫- چون...
‫- آبجی، قَدرت رو نمی‌دونه

14:30.050 --> 14:31.940
‫خب...

14:31.940 --> 14:34.700
‫اون اتفاق افتاد و...

14:34.700 --> 14:37.430
‫ببین،‌ من نمی‌خواستم که تو بشنوی

14:37.430 --> 14:39.660
‫و این که...

14:39.660 --> 14:42.020
‫امیدوارم دیگه هیچ‌وقت تکرار نشه

14:42.880 --> 14:44.610
‫به‌نظرم معذرت‌خواهی خوبی میشه...

14:44.610 --> 14:45.860
‫- خیلی خب
‫- جز اونجاش که

14:45.860 --> 14:47.190
‫اصلاً معذرت نخواستی

14:47.190 --> 14:49.400
‫خب تو معذرت‌خواهی خوب نیستم، باشه؟

14:49.400 --> 14:54.030
‫اما نباید اون حرف رو می‌زدم و
‫الان عذاب وجدانم دارم

14:54.800 --> 14:59.540
‫یا خدا! میشه عین اون دختره تو
‫فیلم «حلقه» هی جلوم سبز نشی؟

14:59.540 --> 15:01.630
‫معذرت خواهیت رو قبول می‌کنم، داشانا

15:01.630 --> 15:04.340
‫ببنید، کاری که من می‌‌‌کنم احمقانه‌ست؟
‫بعضی‌وقتا آره

15:04.340 --> 15:08.380
‫پسرها بهم پیشنهاد میدن که جورابام رو
‫بعد از شیفت ۳۶ ساعته بخرن؟ همیشه

15:08.380 --> 15:10.970
‫- اَیی
‫ - خدا رو شکر به اون مرحله نرسیدم اما

15:10.970 --> 15:12.680
‫پولی که از اسپانسرهام در میارم

15:12.680 --> 15:15.680
‫کمکم کردن که تک‌تک‌ وام‌های
دانشجوییم رو بدم

15:15.680 --> 15:17.600
‫هیچ وامی نداری؟

15:17.600 --> 15:18.730
‫- پشمام
‫- گفته بودم

15:19.600 --> 15:20.690
‫ببخشید

15:20.690 --> 15:22.440
‫واقعاً به آدم انگیزه میده

15:22.810 --> 15:23.923
‫گفته بودم

15:25.000 --> 15:30.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:31.450 --> 15:34.580
‫آره،‌ جی‌دی به من اولویت میده و

15:34.580 --> 15:37.240
‫ببخشید اگه دوستی‌مون بین‌تون فاصله انداخت

15:37.240 --> 15:38.950
‫قضیه اصلاً بودجه نیست، ترک

15:38.950 --> 15:41.620
‫اصلاً از وقتی که من و جی‌دی از هم جدا شدیم

15:41.620 --> 15:43.080
‫چندبار با همدیگه حرف زدیم؟

15:43.080 --> 15:44.400
‫الیوت...

15:44.400 --> 15:46.210
‫ما خیلی با هم حرف می‌زنیم!

15:46.210 --> 15:48.720
‫فرستادن میم‌های استاروارز حساب نیستن

15:48.720 --> 15:52.010
‫درک می‌کنم که آدم‌ها باید
‫برن طرف یکی اما

15:52.010 --> 15:54.930
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که
‫تو کلاً غیبت بزنه

15:56.180 --> 15:58.850
‫فکر نمی‌کنم که... من طرف کسی رو نگرفتم....

16:01.230 --> 16:03.270
‫فقط دیگه نمی‌دونم باید چطوری باشم

16:03.270 --> 16:06.690
‫نمی‌دونم، به گمونم به‌طور پیش‌فرض
‫همه‌چی رو نادیده می‌گیرم

16:06.690 --> 16:10.530
‫من ۲۵ سال پیش، دقیقاً تو یه زمان
‫با تو و جی‌دی آشنا شدم

16:10.530 --> 16:12.110
‫- یادتـه؟
‫- آره

16:12.110 --> 16:15.225
‫- داشتیم پک‌من بازی می‌کردیم
‫- پک‌من بازی می‌کردیم

16:15.820 --> 16:18.340
‫ببین، درک می‌کنم که اون
‫ بهترین دوستتـه اما...

16:18.340 --> 16:21.140
‫ تو هم دوست منی و...

16:23.290 --> 16:24.567
‫دلم برات تنگ شده

16:26.290 --> 16:27.630
‫ببخشید. کاملاً حق با توئـه

16:27.630 --> 16:29.670
‫می‌تونم بهتر باشم و میشم. قول میدم

16:29.670 --> 16:30.960
‫واقعاً

16:34.800 --> 16:36.600
‫داری میری مراسم شام بزرگت؟

16:36.600 --> 16:40.140
‫- آره، باید باحال باشه
‫- باحالِ حرفه‌ای

16:40.140 --> 16:42.140
‫فقط از این دیوونه‌بازی‌ها در نیار، مثلِ...

16:43.060 --> 16:44.440
‫یا مثلاً...

16:44.440 --> 16:47.020
‫وای. انگار خودت هم
‫شب‌های باحال کمی نداشتی

16:47.020 --> 16:49.110
‫این‌طور بگم که همیشه قدیس نبودم

16:49.110 --> 16:51.100
‫قبلاً خیلی از این کارها می‌کردم...

16:54.660 --> 16:57.058
‫مقاومت نمی‌کنم!
‫مقاومت نمی‌کنم!

16:57.620 --> 16:59.360
‫خلاصه، امشب حسابی بهت خوش بگذره

16:59.360 --> 17:01.120
‫خیلی خب

17:01.120 --> 17:03.160
‫وای،‌ پس انگلیسی هستی؟

17:03.750 --> 17:05.480
‫قراره بهار برم اونجا

17:05.480 --> 17:06.750
‫توصیه‌ای نداری؟

17:06.750 --> 17:07.880
‫مصرف سدیمت رو قطع کن

17:07.880 --> 17:10.060
‫فشارت داره به مرز سکته می‌رسه

17:11.630 --> 17:12.760
‫حالت خوبـه؟

17:13.380 --> 17:15.620
‫فکر نمی‌کنم این کاری باشه که
‫به‌خاطرش درس خوندم

17:15.620 --> 17:18.140
‫به‌نظرم یکم خواب لازم داری

17:18.140 --> 17:20.680
‫تو بیمارستان، هر روز طعمِ
فقدان رو می‌چشیم اما

17:20.680 --> 17:23.850
‫یکی از بدترین‌هاش، فقدانِ اُمیده

17:24.700 --> 17:26.960
‫وسط سقوط آزاد بودم و جواب می‌خواستم

17:26.960 --> 17:29.520
‫- می‌دونستم باید برم سراغِ کی
‫- داریم رد میشیم

17:30.360 --> 17:32.190
‫ببخشید، وسط یه کاری بودم‌ها

17:32.190 --> 17:34.640
‫ما هم همین‌طور. داریم واسه
‫یه آدم جدید جا باز می‌کنیم

17:34.640 --> 17:36.610
‫آدم جدید؟

17:36.610 --> 17:38.780
‫و همون ‌لحظه به ذهنم رسید

17:38.780 --> 17:41.120
‫اگه دنبال جوابم...

17:41.120 --> 17:43.479
‫باید برم سراغ خودم

17:44.000 --> 17:46.180
‫از الان همه‌چی به عهده‌ی خودم بود

17:47.330 --> 17:48.750
‫- الو؟
‫- دکتر تارسس

17:48.750 --> 17:50.090
‫دکتر تارسس هستم

17:50.090 --> 17:51.300
‫یه زحمتی براتون داشتم

17:53.740 --> 17:54.991
‫گوشیت رو بده ببینم

17:56.880 --> 17:59.287
‫فقط کار عجیبی نکن،
‫وگرنه شماره‌م رو عوض می‌کنم

17:59.890 --> 18:01.930
‫- آره
‫- ممنون

18:03.180 --> 18:04.270
‫هی

18:05.360 --> 18:06.360
‫اینا چیـن؟

18:06.360 --> 18:08.600
‫نمونه‌های دارویی که برای
سه ماه استنلی کافیـن

18:08.600 --> 18:10.770
‫زنگ زدم به چندتا پزشک خصوصی و

18:11.400 --> 18:14.880
‫ناچاراً تعهد دادم چندساعتی برم کلینیک‌شون و
‫چندتا سخنرانی مهمانی داشته باشم

18:14.880 --> 18:16.220
‫ممنون

18:16.220 --> 18:18.990
‫ببین، همه‌ی تلاشم رو می‌کنم تا با
‫یه دکتر واقعی توی

18:18.990 --> 18:20.400
‫بیمه‌ی استنلی حرف بزنم اما

18:20.400 --> 18:22.870
‫این رو بدون که نمیشه واسه همه
‫این کار رو کرد

18:22.870 --> 18:25.750
‫تو دوران کاریت با استنلی‌های
‫زیادی روبه‌رو میشی که...

18:25.750 --> 18:29.000
‫نمی‌تونن پول صورت‌حساب‌‌ها و
‫درمان‌هاشون رو بدن و

18:29.000 --> 18:31.210
‫اگه بذاری تک‌تک‌شون ناراحتت کنن،

18:31.210 --> 18:33.071
‫دوران کاریت خیلی کوتاه میشه

18:34.630 --> 18:36.340
‫من رو نگاه کن

18:36.340 --> 18:39.180
‫ما همه‌ی تلاش‌مون رو تو شیفت‌مون می‌کنیم و

18:39.180 --> 18:42.550
‫بعدش هر چقدر هم که سخت باشه،
‫برمی‌گردیم خونه‌‌مون

18:43.220 --> 18:44.624
‫شغل ما اینـه

18:45.560 --> 18:47.640
‫من میرم پای تلفن،
تو هم یکم استراحت کن

18:50.650 --> 18:52.980
‫هر دکتری لحظه‌ی قهرمانانه‌ش رو می‌خواد...

18:52.980 --> 18:54.070
‫اشی...

18:54.940 --> 18:57.110
‫- خواهش می‌کنم
‫- بیا اینجا ببینم

18:57.110 --> 19:00.200
‫اما همیشه عین فیلم‌های جیمز باند نیست

19:00.200 --> 19:01.280
‫لحظات قهرمانانه‌ی ما

19:01.280 --> 19:03.950
‫- می‌تونن به‌طرز وحشتناکی خسته‌کننده باشن
‫- اپراتور

19:04.700 --> 19:06.870
‫و هر عملی، مستلزم صبوری کردنـه

19:06.870 --> 19:10.040
‫زمان انتظار،‌ ۲ ساعت و ۵۸‌ دقیقه می‌باشد

19:10.040 --> 19:11.920
‫اپراتور!

19:11.920 --> 19:12.920
‫و صبوری کردن

19:12.757 --> 19:17.389
« جان دوریان، رئیس بخش »

19:14.100 --> 19:15.380
‫و صبوری کردن

19:17.420 --> 19:22.286
‫و بعضی‌وقتا این‌قدر صبوری می‌کنی که
‫آدم شروره اصلاً کیکت رو می‌خوره

19:21.110 --> 19:24.810
‫« بیمارستان قلب مقدس، ورود رئیس بخش جدید،
‫جان دوران را مقدم می‌شمارد »

19:25.780 --> 19:27.640
‫اما وقتی این کار از پا درت میاره...

19:27.640 --> 19:29.730
‫- دستت باید ثابت باشه. یادت بمونه
‫- یعنی میگی

19:29.730 --> 19:30.810
‫دست من می‌لرزه؟

19:31.440 --> 19:33.060
‫دست ثابت. نگاه کن

19:34.060 --> 19:35.570
‫...یکی هست که مداوات کنه

19:36.270 --> 19:39.280
‫- این واقعاً محشره
‫- می‌دونم

19:39.860 --> 19:40.950
‫عاشقشم

19:49.000 --> 19:50.520
‫و آخرِ روز...

19:50.520 --> 19:54.020
‫هر کاری لازم باشه می‌‌کنیم تا
‫به مردم کمک کنیم

19:56.340 --> 19:57.590
‫اپراتور!

19:58.380 --> 20:02.470
‫رفیق، شام خوش‌آمدگوییت محشر بود!

20:02.470 --> 20:05.080
‫حسابی تعریفت رو کردم و...

20:05.080 --> 20:06.470
‫برات کیک آوردم

20:06.470 --> 20:07.930
‫ممنون

20:07.930 --> 20:09.560
‫من تا دیروقت اینجام.
‫می‌خوای پیشم باشی؟

20:09.560 --> 20:11.140
‫نه اما می‌مونم

20:11.140 --> 20:12.270
‫رمز دست‌بندی

20:12.270 --> 20:14.060
‫رئیس‌رئسا!

20:14.770 --> 20:18.400
‫- وای، کاراملیـه، مثل والنتینا
‫- آره

20:18.400 --> 20:20.040
‫حالا که حرفش شد...

20:20.040 --> 20:23.040
‫ماجرا‌ی من و معشوقه‌ی قلابیم چی بود؟

20:23.570 --> 20:25.410
‫از جزیره‌ی استوایی کوبا شروع شد

20:25.410 --> 20:27.450
‫- ادامه بده
‫- هوا خیلی داغ بود

20:27.450 --> 20:30.410
‫اما نه به داغیِ هیکل والنتینا
‫موقع پوشیدن بیکینی

20:30.410 --> 20:31.870
‫شرط می‌‌بندم از اون بندی‌ها هم بوده

20:31.870 --> 20:33.210
‫آره

20:33.210 --> 20:34.750
‫خواهر دوقلوش پیداش میشه

20:34.750 --> 20:36.040
‫ممنون از بردباری‌تون

20:36.040 --> 20:38.362
‫حالا گوشی رو برمی‌داری؟

20:39.000 --> 20:59.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
