WEBVTT

00:01.000 --> 00:06.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.006 --> 00:08.883
‫خب، به محض اینکه یه صحنه‬
‫واقعی به نظر نیاد،‬

00:08.884 --> 00:10.635
‫خواننده‌ها دیگه ولش می‌کنن.‬

00:10.636 --> 00:12.470
‫پس باید قشنگ‬
‫تحقیق کنید.‬

00:12.471 --> 00:14.805
‫اگه کسی از شما کتابم،‬
‫«تیغه‌ی بیشه‌زار» رو خونده باشه...‬

00:14.806 --> 00:16.516
‫من هیچ‌کدوم از کتابات رو‬
‫تا حالا نخوندم.‬

00:16.517 --> 00:19.227
‫ممنون که حرفم رو قطع کردی‬
‫تا این رو بهم بگی.‬

00:19.228 --> 00:22.063
‫داستان درباره‌ی روستره

00:22.064 --> 00:25.691
‫که داره یه آدمکشِ یه پا رو توی مرداب‬
‫با یه قایقِ فن‌دار تعقیب می‌کنه.‬

00:25.692 --> 00:27.860
‫برای نوشتن اون صحنه،‬
‫رفتم به اِوِرگلِیدز

00:27.861 --> 00:29.737
‫و یاد گرفتم چطوری‬
‫یه قایقِ فن‌دار رو برونم.‬

00:29.738 --> 00:31.489
‫چطوری تحقیق کردی که ببینی‬

00:31.490 --> 00:33.534
‫معلول بودن برای ویکتور،‬
‫همون آدمکشه، چه حسی داره؟‬

00:34.326 --> 00:35.868
‫اون بخشش رو یه جورایی‬
‫از خودم درآوردم.‬

00:35.869 --> 00:37.245
‫- اوه.‬
‫- البته برای دفاع از خودم بگم،‬

00:37.246 --> 00:39.163
‫ویکتور پاش رو بخاطر
‫یه کروکودیل از دست میده،‬

00:39.164 --> 00:40.748
‫و دقیقاً توی صفحه‌ی بعد،‬

00:40.749 --> 00:42.542
‫روستر قایقِ ویکتور رو منفجر می‌کنه.‬

00:42.543 --> 00:44.210
‫پس کلاً فقط ۹۰ ثانیه،‬

00:44.211 --> 00:45.545
‫اونم در بهترین حالت،‬

00:45.546 --> 00:47.588
‫به عنوان یه آدمکشِ یه پا زندگی می‌کنه.‬

00:47.589 --> 00:50.466
‫خب، اولین پیش‌نویس‌هاتون باید‬

00:50.467 --> 00:52.678
‫قبل از تعطیلاتِ شکرگزاری آماده باشه،‬
‫پس لطفاً تحویلشون بدید.‬

00:57.099 --> 01:00.685
‫تامی، واقعاً بابت‬
‫اون شب متأسفم.‬

01:00.686 --> 01:01.769
‫و اگه می‌خوای‬
‫درباره‌اش حرف بزنیم...‬

01:01.770 --> 01:03.104
‫هیچ‌وقت.‬

01:03.105 --> 01:04.522
‫آره، منم همین‌طور.‬

01:04.523 --> 01:06.357
‫ولی هنوزم دلم می‌خواد‬
‫کمکت کنم نمره‌هات رو بکشی بالا.‬

01:06.358 --> 01:09.110
‫ببین، من یه قانون دارم.‬
‫اگه آلتِ یه مردِ بالای ۵۰ سال رو ببینم،‬

01:09.111 --> 01:10.778
‫حداقل یه هفته زمان لازم دارم‬
‫تا بتونیم با هم وقت بگذرونیم.‬

01:10.779 --> 01:13.114
‫آخه چرا باید همچین چیزی رو‬
‫قانون می‌کردی؟‬

01:13.115 --> 01:14.782
‫می‌دونی، اینا رو فقط برای این زدم‬
‫که نبینی هر بار بهت نگاه می‌کنم‬

01:14.783 --> 01:16.701
‫چطوری چشمام رو‬
‫ریز می‌کنم.‬

01:16.702 --> 01:18.411
‫چون تنها چیزی که می‌بینم یه ماره‬

01:18.412 --> 01:20.204
‫که داره بین دوتا درختِ گیتورید می‌خزه.‬

01:20.205 --> 01:22.748
‫این جمله واقعاً قشنگ‬
‫ساخته و پرداخته شده.‬

01:22.749 --> 01:25.543
‫- جدی؟ تو مامانم رو گاییدی.
‫- اوه، چه عالی.‬

01:25.544 --> 01:27.420
‫- نه. نه ممنون، ایوا.‬
‫- باشه.‬

01:32.467 --> 01:34.927
‫هنوز بابت کلِ اون قضیه‬
‫خیلی ناراحته.‬

01:34.928 --> 01:38.598
‫آره، هیکلش بزرگه،‬
‫ولی پسرِ حساسیه.

01:38.599 --> 01:39.932
‫اینم کمکی نمی‌کنه‬
‫که باباش من رو‬

01:39.933 --> 01:42.268
‫بخاطر معلمِ ریاضیِ دبیرستانش ول کرد.‬

01:42.269 --> 01:44.604
‫تامی مجبور شده با این قضیه کنار بیاد‬
‫که خیلی از معلم‌های موردعلاقه‌اش‬

01:44.605 --> 01:46.398
‫با پدر و مادرش سکس می‌کنن.‬

01:47.232 --> 01:49.067
‫- این واقعاً می‌تونه شرایطِ سختی باشه.‬
‫- آره.‬

01:50.819 --> 01:52.570
‫نمی‌خوام این کار رو بکنم.‬

01:52.571 --> 01:54.155
‫چی شده؟‬

01:54.156 --> 01:56.783
‫فقط، منظورم اینه که‬
‫تو به هر حال به زودی میری.‬

01:58.243 --> 01:59.995
‫فکر کنم بهتره تمومش کنیم.‬

02:02.247 --> 02:04.582
‫من... آره، درک می‌کنم.‬
‫من...‬

02:04.583 --> 02:06.667
‫خب، خوبه. پس...‬

02:06.668 --> 02:08.461
‫- خداحافظی کن.‬
‫- اوم، باشه.‬

02:08.462 --> 02:10.463
‫- خب، خداحافظ.‬
‫- فعلاً.‬

02:10.464 --> 02:12.840
‫فعلاً.‬

02:12.841 --> 02:14.091
‫- یه بار دیگه.‬
‫- باشه.‬

02:14.092 --> 02:16.303
‫فعلاً.‬

02:17.500 --> 02:24.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:25.771 --> 02:27.272
‫- خب.‬
‫- باشه.‬

02:28.190 --> 02:29.608
‫- درسته.‬
‫- باشه.‬

02:30.734 --> 02:33.319
‫از وقتی که با هم گذروندیم لذت بردم،‬
‫گرگ روسو.‬

02:33.320 --> 02:35.989
‫منم همین‌طور، کریستل بیوترا.‬

02:43.872 --> 02:45.539
‫آه! پروفسور روسو.‬

02:45.540 --> 02:47.458
‫یه لحظه وقت دارید؟‬

02:47.459 --> 02:49.293
‫داخل کلاس می‌بینمت.

02:49.294 --> 02:51.796
‫میشه لطفاً آماده‌شون کنی تا درباره‌ی‬
‫جاسپر جانز حرف بزنیم؟‬

02:51.797 --> 02:53.464
‫- چطوری؟‬
‫- فقط بهشون بگو‬

02:53.465 --> 02:55.299
‫تا چند لحظه‌ی دیگه می‌خوایم‬
‫درباره‌ی جاسپر جانز حرف بزنیم.‬

02:55.300 --> 02:56.468
‫ببین، واسه همینه که‬
‫تو معلمی.‬

02:57.886 --> 02:59.720
‫نه.‬

02:59.721 --> 03:02.723
‫بچه‌ها! کی حاضره درباره‌ی‬
‫جپلیس جانز بشنوه؟ !‬

03:02.724 --> 03:04.725
‫البته نه الان،‬
‫چون اصلاً آماده نیستیم.‬

03:04.726 --> 03:06.644
‫خدای من، عجب شخصیتی داره.‬

03:06.645 --> 03:07.812
‫لیلی فوق‌العاده‌ست.‬

03:07.813 --> 03:09.063
‫اوه، باید ازش بچه‌دار بشی.‬

03:09.064 --> 03:10.147
‫- ها!‬
‫- چی می‌خوای؟‬

03:10.148 --> 03:11.900
‫راستش...‬

03:12.818 --> 03:14.402
‫خب، از اونجایی که من و تو‬

03:14.403 --> 03:16.904
‫- دیگه رابطه‌ی جنسی با هم نداریم...‬
‫- اَه.‬

03:16.905 --> 03:18.572
‫...فقط واقعاً می‌خواستم بدونی که امیدوارم‬

03:18.573 --> 03:20.158
‫که هنوزم ما رو انتخاب کنی.‬

03:21.201 --> 03:23.994
‫منظورم اینه که احتمالِ‬

03:23.995 --> 03:27.165
‫نبودنت توی زندگیم،‬
‫راستش...‬

03:28.166 --> 03:29.710
‫خب، غیرقابل‌تحمله.‬

03:32.713 --> 03:34.880
‫- نظرت چیه؟‬
‫- بخورش.‬

03:34.881 --> 03:37.037
‫نه که نگفتی.‬
‫پس هنوز امیدی هست.‬

03:38.093 --> 03:39.593
‫من هر روز صبح میام اینجا‬

03:39.594 --> 03:41.011
‫تا وقتی که تصمیمت رو بگیری.‬

03:41.012 --> 03:43.180
‫تو هم عجله نکن.‬
‫صد روز، هزار روز.‬

03:43.181 --> 03:44.682
‫واسم فرقی نمی‌کنه.‬
‫من اینجا منتظر می‌مونم.‬

03:44.683 --> 03:46.225
‫۸۰۰ کیلومتر پیاده میام.‬
‫۸۰۰ کیلومترِ دیگ...‬

03:46.226 --> 03:47.811
‫این کار رو نکن.‬

03:48.562 --> 03:50.187
‫اوه، راستی کروسانِ‬
‫موردعلاقه‌ات رو هم برات آوردم.‬

03:52.190 --> 03:54.526
‫- مربایی که دوست دارم رو گرفتی؟‬
‫- البته!‬

03:55.694 --> 03:58.279
‫آه، باید عجله کنم، ولی خب،‬
‫فردا اینجا می‌بینمت.‬

03:59.906 --> 04:01.950
‫باشه.‬

04:08.749 --> 04:10.207
‫و می‌دونی بدترین قسمتش چیه؟‬

04:10.208 --> 04:11.959
‫من اصلاً از همون اولش هم‬

04:11.960 --> 04:13.377
‫پستِ رئیس دانشکده رو نمی‌خواستم.‬

04:13.378 --> 04:15.255
‫ولی الان دلم براش تنگ شده.‬

04:16.548 --> 04:18.632
‫دلم برای اینکه صدام شنیده بشه تنگ شده، می‌فهمی؟‬

04:19.250 --> 04:20.802
‫چی‌چی داری بلغور می‌کنی؟

04:21.553 --> 04:23.262
‫ببخشید.‬

04:23.263 --> 04:25.098
‫فکر کردم اینطوری خنده‌ت می‌گیره.‬

04:26.099 --> 04:29.894
‫ببین، به نظرم نباید به این قضیه‌ی ریاست‬

04:29.895 --> 04:33.314
‫به چشم چیزی که از دست دادی نگاه کنی،
‫بلکه به عنوان یه هدیه ببینش،‬

04:33.315 --> 04:35.065
‫که بالاخره فهمیدی واقعاً چی می‌خوای.‬

04:35.066 --> 04:37.276
‫هدیه‌ی خیلی مزخرفیه.‬

04:37.277 --> 04:39.278
‫گرگ، چرا روی درِ مخصوصمون قفل زدی؟‬

04:39.279 --> 04:41.071
‫خب والت، روی درِ تو هم قفل هست.‬

04:41.072 --> 04:43.157
‫- من رئیسم، گرگ.‬
‫- راست میگه.‬

04:43.158 --> 04:44.408
‫- اوه، دیلن اینجاست؟‬
‫- چی؟‬

04:44.409 --> 04:45.910
‫قبلش ندیده بودمت.‬
‫سلام.‬

04:45.911 --> 04:47.578
‫- هی. خب، بذار...‬
‫- می‌خوام برم تو.‬

04:47.579 --> 04:48.954
‫- هر چه زودتر.‬
‫- باشه والت.‬

04:48.955 --> 04:51.332
‫- هی! باید قفلش رو باز کنم.‬
‫- گرگ؟‬

04:51.333 --> 04:53.417
‫باشه؟‬
‫باید در رو ببندم.‬

04:53.418 --> 04:54.752
‫- والت، بذار من انجامش بدم!‬
‫- خب، یکم‬

04:54.753 --> 04:56.170
‫- بجنب دیگه.‬
‫- برو عقب.‬

04:56.171 --> 04:57.922
‫بفرما.‬

04:57.923 --> 04:59.590
‫مثل آب خوردن.‬

04:59.591 --> 05:00.925
‫- آها.‬
‫- چه خبر؟‬

05:00.926 --> 05:03.594
‫کریستل مربی هاکیمون رو‬

05:03.595 --> 05:05.179
‫فرستاده به همون مرکز بازپروری‌ای‬

05:05.180 --> 05:06.847
‫که شوهر سابقش همیشه میرفت اونجا.‬

05:06.848 --> 05:09.183
‫تا وقتی اون نیست،‬
‫می‌خوام تو جاش رو پر کنی‬

05:09.184 --> 05:10.768
‫و سرمربی هاکیمون بشی.‬

05:10.769 --> 05:12.394
‫خب، آره، خوشحال میشم.‬

05:12.395 --> 05:14.814
‫اوه عالیه،
‫شاید بتونی بعداً یه سری به گرمخونه بزنی‬

05:14.815 --> 05:16.316
‫تا بتونیم درباره جزئیاتش گپ بزنیم.‬

05:17.359 --> 05:19.610
‫اوم، خب، شاید امروز نشه.‬

05:19.611 --> 05:20.986
‫شاید یه وقت دیگه...‬

05:20.987 --> 05:22.488
‫- خب پس. دیلن؟‬
‫- هوم؟‬

05:22.489 --> 05:24.782
‫میای چند دقیقه دیگه
‫با هم بریم پیاده‌روی و قهوه بخوریم؟‬

05:24.783 --> 05:26.700
‫- با کمال میل.‬
‫- دیدی؟‬

05:26.701 --> 05:28.828
‫اینطوری به بقیه جواب مثبت میدن.‬

05:28.829 --> 05:30.455
‫مثل آب خوردن.‬

05:31.665 --> 05:33.666
‫داری سربه سرش می‌ذاری؟‬

05:33.667 --> 05:35.501
‫هفته پیش بی‌هوا اومد تو،‬

05:35.502 --> 05:37.503
‫و منم اونجا
‫نشسته بودم و داشتم با نافم ور می‌رفتم،‬

05:37.504 --> 05:38.838
‫و نتونستم توضیح بدم چرا.‬

05:38.839 --> 05:39.965
‫الان چی؟‬

05:40.966 --> 05:42.967
‫خب، اینم یکی از کارای منه دیگه.‬

05:42.968 --> 05:44.469
‫باشه.‬

05:48.723 --> 05:51.392
‫- صداش رو شنیدم گرگ.
‫- باشه.‬

06:16.418 --> 06:19.670
‫والت، لطفاً دیگه اون غزل‌ها رو بدون نام‬

06:19.671 --> 06:21.589
‫برای مجله‌ی ریویو نفرست.
‫همشون درباره ایرلند‬

06:21.590 --> 06:23.090
‫و تدی روزولت هستن، می‌دونم کار توئه.‬

06:23.091 --> 06:24.550
‫نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی،‬

06:24.551 --> 06:26.093
‫ولی یه خبر هیجان‌انگیز دارم.‬

06:26.094 --> 06:28.137
‫پروفسور انرایت قراره‬

06:28.138 --> 06:30.389
‫- آخر این ترم بازنشسته بشه.‬
‫- اوم.‬

06:30.390 --> 06:33.350
‫می‌خواد تمام وقتش رو بذاره
‫روی تنفر از زن و بچه‌اش.‬

06:33.351 --> 06:34.895
‫واسه همین، من...‬

06:37.689 --> 06:40.609
‫می‌خوام تو رو مدیر گروه ادبیات انگلیسی کنم.‬

06:41.359 --> 06:43.193
‫- عجب!‬
‫- می‌دونم.‬

06:43.194 --> 06:45.196
‫ممنونم.‬

06:47.449 --> 06:49.034
‫ولی من پستِ ریاست دانشکده رو می‌خوام.‬

06:49.868 --> 06:51.368
‫- هوم.‬
‫- می‌دونم تو و ریگز‬

06:51.369 --> 06:52.411
‫رفقای قدیمی هستین،‬

06:52.412 --> 06:54.414
‫ولی اون حتی تو بهترین روزش هم کلی مشکل داره.‬

06:55.707 --> 06:57.208
‫من برای این مدرسه مهره‌ی مناسب‌تری هستم.‬

06:58.376 --> 07:00.419
‫گرگ باعث شد بفهمم که به خودم مدیونم‬

07:00.420 --> 07:02.297
‫- که این رو بهت بگم.‬
‫- خب...‬

07:04.132 --> 07:06.091
‫بازم دست‌گلِ گرگ.‬

07:06.092 --> 07:07.093
‫فوق‌العاده‌ست.‬

07:08.553 --> 07:10.889
‫خب، هفته پیش سر کلاس بودم.‬

07:11.640 --> 07:12.723
‫- و داشتم...‬
‫- با توپِ پر اومدی.‬

07:12.724 --> 07:14.058
‫- اوه، لعنتی.‬
‫- اوه!‬

07:14.059 --> 07:15.392
‫- ایول، بیکن!‬
‫- خوراکِ خودمه، لعنتی.‬

07:15.393 --> 07:16.393
‫- بیا دیگه.‬
‫- اوم!‬

07:16.394 --> 07:17.561
‫عاشق بابای سانی میشی.

07:17.562 --> 07:18.771
‫چیزی که شخصاً درباره‌اش خیلی دوست دارم‬

07:18.772 --> 07:20.189
‫اینه که چقدر قراره ازت متنفر بشه.‬

07:20.190 --> 07:22.608
‫خب، از کجا معلوم مو؟‬
‫شاید خودم رو تو دلش جا کردم.‬

07:22.609 --> 07:24.401
‫چی زدی؟‬

07:24.402 --> 07:26.445
‫سلام، ببخشید دیر کردیم.‬

07:26.446 --> 07:29.073
‫بابا می‌خواست یکم دور بزنه و
‫خشک شدنِ برگ‌ها رو تماشا کنه.‬

07:29.074 --> 07:30.574
‫خیلی قرمزن!‬

07:30.575 --> 07:32.743
‫ببین، توی اپلتون،
‫یه بارونِ حسابی می‌باره.‬

07:32.744 --> 07:34.328
‫بوم! فصلِ شاخه‌های خشک میشه.‬

07:34.329 --> 07:36.580
‫اوه، مو!‬
‫اوضاع چطوره؟‬

07:36.581 --> 07:38.916
‫الان که تو اینجایی بهتره، فردی!‬

07:38.917 --> 07:40.918
‫- خوش‌تیپ شدی.‬
‫- ای، دیگه می‌دونی.‬

07:40.919 --> 07:43.129
‫باعث افتخاره که‬
‫بالاخره می‌بینمتون، قربان.‬

07:43.797 --> 07:45.090
‫- بیا اینجا.‬
‫- اوه.‬

07:46.633 --> 07:49.802
‫داری یه بچه رو وارد زندگیم می‌کنی.‬
‫خدا خیرت بده.‬

07:49.803 --> 07:52.346
‫خیلی خب، خیلی خب!‬

07:52.347 --> 07:53.974
‫این اون چیزی نیست که براش پول دادم ببینم.‬

08:01.690 --> 08:02.857
‫اوه، پسر.‬

08:14.786 --> 08:16.121
‫چطوری؟‬

08:19.833 --> 08:21.459
‫فکر می‌کردم برام می‌جنگی.‬

08:23.378 --> 08:25.547
‫اگه می‌جنگیدم‬
‫چیکار می‌کردی؟‬

08:26.965 --> 08:28.299
‫بهت جواب رد می‌دادم.‬

08:30.135 --> 08:31.386
‫می‌خوای برم؟‬

08:32.137 --> 08:33.847
‫آره.‬

08:35.473 --> 08:37.642
‫- باشه.‬
‫- ممنون.‬

08:47.986 --> 08:51.363
‫کریستل، من‬
‫برنامه‌ی روزانه‌ام رو نمی‌بینم.‬

08:51.364 --> 08:55.326
‫احتمالش هست که‬
‫بالاخره درست بشه؟‬

08:55.994 --> 08:57.037
‫نه.‬

08:57.746 --> 08:58.913
‫منطقیه.‬

09:05.587 --> 09:07.379
‫اوه، اوه!‬

09:07.380 --> 09:09.173
‫صبر کن، صبر کن،‬
‫صبر کن، صبر کن.‬

09:09.174 --> 09:10.841
‫- اوه، کروسانم. مرسی.‬
‫- بفرما.‬

09:10.842 --> 09:12.342
‫توش یکم مربا داره.‬

09:12.343 --> 09:14.053
‫یه کورتادو هم برات گرفتم.‬

09:14.054 --> 09:15.304
‫اوه.‬

09:15.305 --> 09:16.764
‫راستش رو بخوای، این‬
‫برای خودم بود، اما اونا...‬

09:16.765 --> 09:18.015
‫کفِش رو اون‌جوری که باید‬
‫درنیاوردن.‬

09:18.016 --> 09:19.433
‫می‌دونی، این واقعاً‬
‫از اون کاراییه که‬

09:19.434 --> 09:21.268
‫باید وقتی با هم بودیم‬
‫انجام می‌دادی.‬

09:21.269 --> 09:23.187
‫ولی الان دارم انجام میدم.‬
‫روال کار اینطوریه.‬

09:23.188 --> 09:25.022
‫برات یه‬
‫صبحانه‌ی خوشمزه میارم،‬

09:25.023 --> 09:26.690
‫ازت می‌پرسم که تصمیم گرفتی‬
‫با من باشی یا نه،‬

09:26.691 --> 09:28.692
‫تو هم میگی که هنوز کاملاً‬
‫تصمیمت رو نگرفتی،‬

09:28.693 --> 09:30.736
‫ولی هنوز یه جورایی دلبری می‌کنی،‬

09:30.737 --> 09:33.113
‫چون این... این لبخندِ‬
‫بامزه رو بهم می‌زنی.‬

09:33.114 --> 09:35.240
‫اوه، داره لود میشه.‬
‫داره لود میشه.‬

09:35.241 --> 09:36.867
‫بفرما.‬
‫حله.‬

09:36.868 --> 09:38.702
‫زیباست، مثل‬
‫موسیقی کلاسیکه.‬

09:38.703 --> 09:39.745
‫باید بری.‬

09:39.746 --> 09:41.121
‫باشه. خب، نمی‌تونم بمونم.‬

09:41.122 --> 09:42.706
‫- نمی‌خوام که بمونی.‬
‫- می‌دونم دلت می‌خواد اینجا باشم،‬

09:42.707 --> 09:44.416
‫- ولی نمی‌تونم، نمی‌تونم بمونم، باید برم.‬
‫- برو.‬

09:44.417 --> 09:46.543
‫باشه، شاید فردا یه لاته‬
‫و حرفِ کمتر؟‬

09:46.544 --> 09:48.088
‫پس شد فردا.‬

09:53.384 --> 09:55.719
‫اوه، هی، راسکو!‬

09:55.720 --> 09:58.055
‫ای سگِ وروجک.‬

09:58.056 --> 09:59.890
‫- این سگ هیچی جز دردسر نیست.‬
‫- اوه!‬

09:59.891 --> 10:01.600
‫بهت بگم، ما اون‌قدر‬
‫این‌ور و اون‌ور پرسه زدیم،‬

10:01.601 --> 10:03.060
‫شک دارم بتونم‬
‫راه برگشت رو‬

10:03.061 --> 10:04.895
‫به خونه‌ی دخترم، سانی، پیدا کنم.‬

10:04.896 --> 10:06.231
‫- کی؟‬
‫- سانی.‬

10:08.900 --> 10:10.067
‫چهره‌ات آشناست.‬

10:10.068 --> 10:12.778
‫- فکر نمی‌کنم باشم.‬
‫- اوه.‬

10:12.779 --> 10:14.572
‫خب، راسکو رو از کجا می‌شناسی؟‬

10:15.406 --> 10:16.658
‫من یه...‬

10:17.742 --> 10:18.784
‫عاشقِ سگم.‬

10:18.785 --> 10:20.285
‫سگ‌ها رو دوست دارم.‬

10:20.286 --> 10:23.580
‫دوست دارم اگه بشه اسم همه‌ی سگ‌های‬
‫دانشگاه رو بدونم.‬

10:23.581 --> 10:25.125
‫می‌دونی، سعی می‌کنم یادشون بگیرم.‬

10:26.793 --> 10:28.752
‫اونجا رو ببین، اون فرگوسه!‬

10:28.753 --> 10:31.255
‫- آخی.‬
‫- و اینم لیزا اَنِ.‬

10:31.256 --> 10:33.132
‫دخترِ خوبیه.‬

10:33.133 --> 10:36.343
‫پسر، این لیزا اَن عجب‬
‫خایه‌های بزرگی داره.‬

10:36.344 --> 10:38.220
‫آره، خودش خیلی‬
‫روی این موضوع حساسه.‬

10:38.221 --> 10:40.264
‫- خب دیگه، روز خوبی داشته باشی.‬
‫- آره، آره.‬

10:47.438 --> 10:50.274
‫- اوه، هی، گرگ.‬
‫- اوه، هی، والت.‬

10:50.275 --> 10:51.775
‫ندیدمت اونجا
‫کمین کردی.‬

10:51.776 --> 10:54.111
‫اگه دنبال کریستل می‌گشتی،‬
‫اون تصمیم گرفت‬

10:54.112 --> 10:56.613
‫تعطیلاتِ شکرگزاریش رو...‬
‫یکم زودتر شروع کنه.‬

10:56.614 --> 10:58.532
‫اوه، باشه. چرا؟‬

10:58.533 --> 11:01.870
‫خب، ازش پرسیدم،‬
‫اونم فقط گفت از گرگ بپرس.‬

11:04.289 --> 11:07.624
‫اوه، هفته‌ی پیش یه سرفه داشتم.‬
‫یه سرفه‌ی کوچیک.‬

11:07.625 --> 11:10.502
‫و شاید اونم چون توی همون اتاقی بوده‬

11:10.503 --> 11:12.463
‫که من قبلاً توش بودم، ازم گرفته.‬

11:13.464 --> 11:14.632
‫می‌دونی، داستانِ جالبیه...‬

11:15.717 --> 11:17.968
‫اون روز برنامه‌ام رو‬
‫ازش نگرفتم،‬

11:17.969 --> 11:19.386
‫و در نتیجه‬

11:19.387 --> 11:21.638
‫شامِ تولدِ رئیس هیئت امنا رو از دست دادم.‬

11:21.639 --> 11:24.308
‫حالا، قراردادِ پنج ساله‌ام تموم میشه

11:24.309 --> 11:26.060
‫آخرِ این سالِ تحصیلی.‬

11:27.228 --> 11:28.353
‫و من بهش بی‌محلی کردم.‬

11:28.354 --> 11:30.314
‫زمان‌بندیِ بدیه.‬

11:30.315 --> 11:31.566
‫آره، واقعاً بود.‬

11:32.734 --> 11:35.152
‫- ولی ما کم نمیاریم!‬
‫- بله، ما... بله.‬

11:35.153 --> 11:37.738
‫- مگه نه؟ کم نمیاریم.‬
‫- بله، همین‌طوره.‬

11:37.739 --> 11:40.073
‫اوه، راستی گرگ، یه سوالِ سریع‬
‫قبل از اینکه بری.‬

11:40.074 --> 11:41.992
‫ما چی هستیم، گرگ؟‬

11:41.993 --> 11:43.994
‫چی؟...‬

11:43.995 --> 11:45.412
‫این چیه؟‬

11:45.413 --> 11:46.873
‫ما داریم...‬
‫چیکار می‌کنیم؟‬

11:51.002 --> 11:53.587
‫- باید بیام تو؟‬
‫- نمی‌دونم، گرگ.‬

11:53.588 --> 11:54.589
‫باشه.‬

11:57.926 --> 12:00.260
‫می‌دونی، انگار همین دیروز بود‬

12:00.261 --> 12:02.596
‫که دقیقاً اینجا توی دفترم بودی‬

12:02.597 --> 12:04.849
‫و ازم می‌خواستی شغلِ دخترت رو نجات بدم، اونم از رویِ...‬

12:06.017 --> 12:08.352
‫چی بود؟ یادت میاد چی بود؟‬

12:08.353 --> 12:09.770
‫من که یادم نیست.‬

12:09.771 --> 12:11.521
‫- رفاقت.‬
‫- آهان.‬

12:11.522 --> 12:13.941
‫گرگ، از همون روز به بعد،‬

12:13.942 --> 12:16.902
‫داشتم توی ذهنم لیستی از خطاهات رو‬

12:16.903 --> 12:18.779
‫ردیف می‌کردم. می‌خوای بشنویشون؟‬

12:18.780 --> 12:20.572
‫نه چندان.‬

12:20.573 --> 12:21.740
‫کریستل رو داغون کردی.‬

12:21.741 --> 12:23.450
‫دیلن رو تشویق کردی که بلندپرواز باشه.‬

12:23.451 --> 12:24.534
‫درباره‌ی هاکی دروغ گفتی.‬

12:24.535 --> 12:26.828
‫روی درِ مخصوصمون قفل زدی.‬

12:26.829 --> 12:29.039
‫از روز اول دیگه پات رو توی گرمخونه نذاشتی.‬

12:29.040 --> 12:32.251
‫و شاید هم داری به زنِ سابقت کمک می‌کنی‬

12:32.252 --> 12:33.543
‫تا جای من رو بگیره.‬

12:33.544 --> 12:36.380
‫خب، می‌خوام مسئولیت‌پذیر باشم.‬

12:36.381 --> 12:38.758
‫پس به ترتیب بهشون جواب میدم.‬

12:39.759 --> 12:41.301
‫متأسفم.‬

12:41.302 --> 12:42.595
‫بلندپروازی چیزِ بدی نیست.‬

12:43.596 --> 12:46.431
‫ببخشید. ببخشید.‬
‫اونجا واسه من خیلی گرمه.‬

12:46.432 --> 12:49.811
‫آخری هم که دیگه خیلی پرته.‬

12:50.645 --> 12:51.728
‫باشه.‬

12:51.729 --> 12:53.063
‫- عالیه.‬
‫- حالا کمکم کن‬

12:53.064 --> 12:54.898
‫چندتا ایده واسه کادوی تولد پیدا کنم‬

12:54.899 --> 12:56.400
‫تا نبودنم رو جبران کنه؟‬

12:56.401 --> 12:58.902
‫راستش... واقعاً باید نسخه‌های نهاییِ‬

12:58.903 --> 13:00.321
‫کتاب جدیدم رو چک کنم، واسه همین...‬

13:01.239 --> 13:03.156
‫می‌دونی چی عجیبه؟‬

13:03.157 --> 13:06.243
‫فردا صبحِ اون شبی که توی بار بودم، اومدم دفتر‬

13:06.244 --> 13:09.746
‫و دیدم مجسمه‌های ابوالهولم چرخیدن،‬

13:09.747 --> 13:13.333
‫انگار یکی جابه‌جاشون کرده‬

13:13.334 --> 13:14.835
‫و بعد دوباره گذاشته سرِ جاشون.‬

13:14.836 --> 13:18.131
‫تو که چیزی در این مورد نمی‌دونی، مگه نه؟‬

13:20.091 --> 13:22.009
‫می‌دونی چی کادویِ خیلی خوبی میشه؟‬

13:23.261 --> 13:24.594
‫اوه، این عالیه!‬

13:24.595 --> 13:26.346
‫یادت باشه، طرف ۸۰ سالشه.‬

13:26.347 --> 13:27.681
‫فکر می‌کنی این واسش مناسب باشه؟‬

13:27.682 --> 13:31.268
‫اوم، من... من بودم واسش
‫کلاه ایمنی می‌گرفتم.‬

13:31.269 --> 13:32.602
‫شاید هم یه زنگوله.‬

13:32.603 --> 13:34.688
‫حله. یه لطفی در حقم بکن.‬

13:34.689 --> 13:36.315
‫انگاری دیلن به حرفت گوش میده

13:36.316 --> 13:38.650
‫و من نمی‌تونم پستِ ریاست دانشکده رو بهش بدم.‬

13:38.651 --> 13:40.944
‫پس ازت می‌خوام قانعش کنی‬

13:40.945 --> 13:43.280
‫که مدیرِ گروه شدن،‬

13:43.281 --> 13:44.448
‫یه جایزه‌ی تسلی‌بخش نیست.‬

13:44.449 --> 13:47.285
‫آره، اگه بحثش پیش اومد حتماً.‬

13:50.496 --> 13:52.539
‫پس می‌خوای من کاری کنم که بحثش پیش بیاد؟‬

13:52.540 --> 13:54.791
‫ممنونم.‬

13:54.792 --> 13:57.378
‫بگو ببینم، اگه منم یکی از این خفن‌ها بگیرم...‬

13:58.463 --> 14:00.131
‫شاید، اوم...‬

14:00.798 --> 14:02.633
‫شاید من و تو بتونیم بریم بیرون و یکم سواری کنیم.‬

14:03.551 --> 14:04.802
‫آره، شاید.‬

14:06.346 --> 14:07.472
‫خرابش کردی.‬

14:10.308 --> 14:12.642
‫بابام اینجا رو دوست داره، پس آماده باش‬

14:12.643 --> 14:14.394
‫تا وقتی اینجاست،
‫همه‌ی وعده‌ها رو بخوریم.‬

14:14.395 --> 14:16.605
‫خب، من که شکایتی ندارم.‬

14:16.606 --> 14:19.066
‫فرد، باید من رو هم مثل
‫خودت یه آدمِ پایبند به عادت بدونی.‬

14:19.067 --> 14:21.485
‫باید من رو موقع خوردنِ کورتادوهام ببینی.‬

14:21.486 --> 14:23.820
‫باید دقیقاً دمای مناسبی داشته باشن.‬

14:23.821 --> 14:26.490
‫کفِ روش هم باید دقیقاً همون‌طوری باشه که...‬

14:26.491 --> 14:28.575
‫اوم، حشره کوچولو، از کورتادوهام واسش بگو.‬

14:31.037 --> 14:32.829
‫کورتادوهاش رو خیلی دوست داره.‬

14:32.830 --> 14:34.499
‫اوه.‬
‫آره.‬

14:35.208 --> 14:36.375
‫دارم زیادی تلاش می‌کنم، نه؟‬

14:36.376 --> 14:37.542
‫- آره.‬
‫- ببخشید.‬

14:37.543 --> 14:39.211
‫آره، ولی قدردانی می‌کنم.‬

14:39.212 --> 14:42.130
‫راستی، این لهجه دیگه چیه؟‬

14:42.131 --> 14:44.216
‫بابام فکر نمی‌کنه لهجه‌ها واقعی باشن.‬

14:44.217 --> 14:46.219
‫داری واسه ما غلیظش می‌کنی؟‬

14:47.845 --> 14:50.722
‫نه، انگلیسیِ اصیله.‬
‫آره دیگه.‬

14:50.723 --> 14:52.099
‫ببخشید.‬

14:52.100 --> 14:53.183
‫باید برم به سمینارِ صبحم‬

14:53.184 --> 14:55.018
‫و بعدش هم نوبتِ دکترِ زنان دارم.‬

14:55.019 --> 14:56.395
‫باشه عزیزم. حله.‬

14:56.396 --> 14:57.562
‫- می‌بینمت.‬
‫- آره، بعداً می‌بینمت.‬

14:57.563 --> 14:58.772
‫اوه، اوه.‬

14:58.773 --> 15:00.399
‫هیچکس بدونِ بوس نمیره.‬

15:00.400 --> 15:01.775
‫باشه.

15:01.776 --> 15:03.694
‫- دوستت دارم.‬
‫- خداحافظ. می‌بینمت.‬

15:04.362 --> 15:05.529
‫خداحافظ.‬

15:05.530 --> 15:07.531
‫- بابام رو برسون خونه.‬
‫- اوه، حتماً.‬

15:07.532 --> 15:09.032
‫بهتر از اینم داریم؟

15:09.033 --> 15:11.076
‫چته تو؟‬

15:11.077 --> 15:14.079
‫تو باید همراهش می‌رفتی سرِ اون نوبت.‬

15:14.080 --> 15:17.082
‫- اون... فقط یه چکاپِ معمولیه.‬
‫- نه، نه، نه.‬

15:17.083 --> 15:19.376
‫ببین، من و نورا،
‫خودمون نمی‌تونستیم بچه‌دار بشیم.‬

15:19.377 --> 15:22.045
‫من حاضر بودم جون بدم
‫تا بتونم برم سرِ یه چکاپِ معمولی.‬

15:22.046 --> 15:24.424
‫این بچه هدیه‌ست.‬

15:25.591 --> 15:26.758
‫خودت رو بهش بسپار.‬

15:26.759 --> 15:29.387
‫قول میدم،‬
‫قلبت رو تسخیر می‌کنه.‬

15:31.097 --> 15:32.890
‫حالا برو خودت رو برسون بهش و بگو.‬

15:34.976 --> 15:36.269
‫بله آقا.‬

15:37.087 --> 15:38.421
‫اوه، وایسا، وایسا.‬

15:38.563 --> 15:40.106
‫هیچکس بدون بوس نمیره.‬

15:41.399 --> 15:42.899
‫- باشه.‬
‫- داری چیکار...‬

15:42.900 --> 15:44.651
‫داری چیکار می‌کنی؟‬
‫بابا شوخی می‌کنم.‬

15:44.652 --> 15:46.069
‫- شوخی بود.‬
‫- نمی‌دونستم، نمی‌دونستم،‬

15:46.070 --> 15:47.821
‫ولی الان فهمیدم، خوبه. باشه.‬

15:47.822 --> 15:50.615
‫من واقعاً پیش والت‬
‫سنگ‌تموم گذاشتم،‬

15:50.616 --> 15:52.742
‫و اون هنوز بهم‬
‫جوابی نداده.‬

15:52.743 --> 15:54.161
‫سکوت مطلق.‬

15:54.162 --> 15:55.830
‫اه، لعنت به اون یارو.‬

15:57.457 --> 15:59.458
‫هی زویی، هنوز دنبال یه هدفی می‌گردی‬

15:59.459 --> 16:00.750
‫که خودت رو وقفش کنی؟‬

16:00.751 --> 16:01.918
‫خیلی زیاد.‬

16:01.919 --> 16:03.211
‫یه چیزِ اون‌قدر مهم می‌خوام‬

16:03.212 --> 16:05.755
‫که ارزش تتو کردن داشته باشه،‬
‫ولی نباید فرقه باشه.‬

16:05.756 --> 16:07.132
‫وای خدا!‬
‫شماها اصلاً نمی‌دونید‬

16:07.133 --> 16:08.633
‫چقدر آدم دارن کارای باحال می‌کنن‬

16:08.634 --> 16:09.926
‫فقط برای اینکه بکشوننت توی فرقه‌شون.‬

16:09.927 --> 16:11.178
‫من توی سه تاشون بودم.‬

16:11.179 --> 16:13.680
‫خب، بیا از بحث دور نشیم.‬

16:13.681 --> 16:16.600
‫ام، زویی، نظرت درباره‌ی این چیه‬
‫که زن‌های کافی‬

16:16.601 --> 16:18.268
‫توی پست‌های مدیریتی‬
‫اینجا توی لادلو نیستن؟‬

16:18.269 --> 16:19.769
‫- آفرین!‌ آفرین!‬
‫- دوست داشتم،‬

16:19.770 --> 16:21.646
‫ولی نمی‌دونم‬
‫روی تی‌شرت جا میشه یا نه.‬

16:21.647 --> 16:23.773
‫خب، نظرت درباره‌ی، اه،‬
‫زن‌های بیشتر در بالا چیه؟‬

16:23.774 --> 16:25.150
‫من اون تی‌شرت رو می‌پوشم.‬

16:25.151 --> 16:27.611
‫- اَه.‬
‫- چیه؟‬

16:27.612 --> 16:29.988
‫- یه لحظه بهش زمان بده.‬
‫- داری چی...‬

16:29.989 --> 16:31.448
‫تقریباً.‬

16:31.449 --> 16:32.991
‫- اوه، نه، نه، نه، نه.‬
‫- مم.‬

16:32.992 --> 16:34.034
‫نه نمی‌پوشم.

16:34.035 --> 16:35.619
‫- نمی‌تونم.‬
‫- حالم بد شد.‬

16:35.620 --> 16:37.954
‫اون‌طوری نیست...‬
‫پوزیشنش چندش نیست.‬

16:37.955 --> 16:39.456
‫باحاله و نه...‬

16:39.457 --> 16:41.500
‫- دربارش حرف نمی‌زنیم.‬
‫- نگو... فهمیدیم.‬

16:41.501 --> 16:43.001
‫بگذریم، هی.‬
‫حالا که حرف از زن‌های قدرتمنده،‬

16:43.002 --> 16:44.127
‫شنیدم که بهت پیشنهادِ‬

16:44.128 --> 16:45.462
‫ریاست دپارتمان ادبیات رو دادن.‬

16:45.463 --> 16:47.047
‫- اوهوم.‬
‫- خیلی باحاله.‬

16:47.048 --> 16:48.381
‫والت بهت گفت‬
‫بیای با من حرف بزنی‬

16:48.382 --> 16:49.674
‫تا من رو نسبت بهش مشتاق‌تر کنی؟‬

16:49.675 --> 16:52.302
‫

16:52.303 --> 16:53.887
‫- آره، گفت. متأسفم.‬
‫- پسر!‬

16:53.888 --> 16:55.305
‫- اوه، بابا!‬
‫- می‌دونم.‬

16:55.306 --> 16:56.806
‫- جدی؟‬
‫- تو خودِ مشکلی.‬

16:56.807 --> 16:58.308
‫می‌دونم. من رو توش گیر انداختن.‬

16:58.309 --> 16:59.851
‫- متأسفم، دارم سعی می‌کنم...‬
‫- بیخیال!‬

16:59.852 --> 17:01.436
‫- چرا داری...‬
‫- دارم سعی می‌کنم اوضاع رو مدیریت کنم.‬

17:01.437 --> 17:03.188
‫- دارم سعی می‌کنم به همه کمک کنم.‬
‫- اینجا فوتبال نیست.‬

17:03.189 --> 17:04.481
‫توی تیمِ کی...‬

17:04.482 --> 17:07.568
‫اوه، خیلی خب، جوگیر نشین خانم‌ها.

17:08.986 --> 17:10.820
‫اوه...‬

17:10.821 --> 17:13.073
‫بابا.‬

17:13.074 --> 17:15.075
‫می‌دونم، همین که کلمات‬
‫از دهنم دراومد،‬

17:15.076 --> 17:16.910
‫لرزه به تنم افتاد.‬

17:16.911 --> 17:18.662
‫والت نیتش خوبه.‬

17:18.663 --> 17:21.164
‫فقط نمی‌تونه شغلی که می‌خوای رو‬
‫بهت پیشنهاد بده.‬

17:21.165 --> 17:22.332
‫این تصمیمِ اونه.‬

17:22.333 --> 17:23.833
‫داری درباره‌ی چی‬
‫زر می‌زنی؟‬

17:23.834 --> 17:25.585
‫نمی‌دونم، هیچ‌وقت نمی‌دونم.‬

17:25.586 --> 17:27.546
‫نمی‌دونم چرا اومدم اینجا.‬

17:27.547 --> 17:28.923
‫ببخشید، معذرت می‌خوام.‬

17:29.840 --> 17:31.258
‫اوه، والته.‬

17:31.259 --> 17:33.552
‫- می‌خواد بدونه اوضاع چطور پیش میره.‬
‫- اوه.‬

17:33.553 --> 17:36.012
‫اگه یه عکس براش بفرستی
‫همه‌چی بخشیده میشه،‬

17:36.013 --> 17:38.181
‫عکسی از وضعیتی که الان توشیم.‬

17:38.182 --> 17:40.183
‫- می‌تونم سلفی بگیرم؟‬
‫- حتماً.‬

17:40.184 --> 17:41.519
‫خیلی خب، بریم که داشته باشیم.‬

17:48.025 --> 17:49.609
‫خب، حالا.‬

17:49.610 --> 17:52.113
‫اینم میره توی‬
‫لیستِ تخلفات.‬

17:55.575 --> 17:57.242
‫آقای روسو.‬

17:57.243 --> 17:59.911
‫قبلاً بخاطر کلاه ایمنی‬
‫نشناختمتون.‬

17:59.912 --> 18:01.246
‫و زنم اصلا باور نمی‌کنه‬

18:01.247 --> 18:03.582
‫که تونستم‬
‫نویسنده‌ی موردعلاقه‌ام رو ببینم‬

18:03.583 --> 18:05.166
‫مگه اینکه این رو برام امضا کنید.‬

18:05.167 --> 18:06.626
‫- بله، البته. حتماً، حتماً.‬
‫- عالیه.‬

18:06.627 --> 18:07.961
‫فرد سالوسکی.‬

18:07.962 --> 18:09.296
‫- گرگ روسو.‬
‫- هی.‬

18:09.297 --> 18:12.215
‫فقط جهت اطلاعتون،‬
‫دخترم بهم آمار داد‬

18:12.216 --> 18:14.926
‫درباره‌ی...‬
‫رابطه‌ی شخصی‌مون.‬

18:14.927 --> 18:16.303
‫من اسمِ همه‌ی سگ‌ها رو نمی‌دونم.‬

18:16.304 --> 18:17.387
‫فقط یه جورایی...‬

18:17.388 --> 18:19.097
‫- اون رو که فهمیدم. آره.‬
‫- احمقانه بود.‬

18:19.098 --> 18:22.475
‫اه، پس این رو تقدیم می‌کنم به مردی‬

18:22.476 --> 18:25.062
‫که دخترش از شوهرِ دخترِ من حامله شده.‬

18:26.564 --> 18:27.814
‫یا فرد؟‬

18:27.815 --> 18:30.025
‫بیا همون فرد رو بنویسم.

18:30.026 --> 18:34.404
‫حضورِ زن‌ها توی هیئت‌علمیِ لادلو ۶.۲۷ درصد کمتر از حدِ نیازه،‬

18:34.405 --> 18:37.490
‫و غیبتشون توی سطوحِ بالاتر کاملاً به چشم میاد،‬

18:37.491 --> 18:40.160
‫طوری که فقط ۲۸ درصدِ‬
‫پست‌های اداری دستِ اوناست.‬

18:40.161 --> 18:42.329
‫دخترم مهارت‌های تحقیقش حرف نداره.‬

18:42.330 --> 18:44.414
‫رئیس مَن، من عاشق لادلو هستم.‬

18:44.415 --> 18:45.915
‫ولی می‌تونیم بهتر عمل کنیم،‬

18:45.916 --> 18:47.584
‫و منم قراره برای رسیدن بهش تلاش کنم.‬

18:47.585 --> 18:49.586
‫حقیقت رو به آدم‌های قدرتمند گفتن،
‫یه جورایی برام لذت‌بخشه.‬

18:49.587 --> 18:51.087
‫- لازم نیست این رو بدونه.‬
‫- ببخشید.‬

18:51.088 --> 18:53.256
‫اه، ممنون بابت وقتی که گذاشتید، قربان.‬

18:53.257 --> 18:55.008
‫خواهش می‌کنم.‬
‫و بدونید که درِ اتاقِ من‬

18:55.009 --> 18:57.302
‫همیشه بازه، مخصوصاً وقتی که‬

18:57.303 --> 18:59.596
‫مسئولِ دفترم بیرون داره از فشارِ عصبی می‌ترکه.‬

18:59.597 --> 19:01.307
‫- خیلی ممنونم. هوم.‬
‫- اه، مرسی.‬

19:04.101 --> 19:05.852
‫خیلی باحاله، نه؟‬

19:05.853 --> 19:07.980
‫در ضمن، خیلی هم باهوشه و...‬

19:08.939 --> 19:10.523
‫پیرسینگِ بینی داره.‬

19:10.524 --> 19:12.317
‫ببخشید، همین‌طوری دارم حرف می‌زنم
‫. من رو استرسی می‌کنی.‬

19:12.318 --> 19:13.860
‫خوش‌حالم.‬

19:13.861 --> 19:16.655
‫متأسفانه، مسائلِ فوریِ دیگه‌ای دارم.‬

19:16.656 --> 19:18.865
‫ظاهراً لباسِ نمادِ مدرسه‬

19:18.866 --> 19:23.078
‫دزدیده شده و یه نفر پوشیدتش و داره شرارت می‌کنه.‬

19:23.079 --> 19:24.913
‫درسته، راستش فکر کنم دیشب دیدمش‬

19:24.914 --> 19:26.790
‫که داشت توی فواره جیش می‌کرد.‬

19:26.791 --> 19:29.960
‫خب، ممنون که تا الان به کسی نگفته بودی.‬

19:30.795 --> 19:32.046
‫ممنون.‬

19:37.009 --> 19:41.221
‫در ضمن، دیلن شپرد باید رئیسِ دانشکده بشه.‬

19:41.222 --> 19:44.808
‫من چون دوسش دارم میگم
‫ ولی همه دوستش دارن.‬

19:44.809 --> 19:47.894
‫پس به نظر میرسه تصمیمِ راحتی باشه.‬

19:47.895 --> 19:49.896
‫خب، به هر حال. رخصت.‬

19:49.897 --> 19:51.649
‫ببخشید، نمی‌دونستم...‬
‫چطوری باید برم بیرون.‬

19:57.196 --> 19:59.489
‫من قبلاً هم توی موقعیتِ خطر بودم.‬

19:59.490 --> 20:00.657
‫همیشه چی میگی؟‬

20:00.658 --> 20:03.243
‫ولش کن.‬
‫خودش درست میشه.‬

20:03.244 --> 20:05.954
‫ریگزی، من پرونده‌ت رو زیر و رو کردم.‬

20:05.955 --> 20:07.497
‫- خب؟‬
‫- واقعاً به یه دانشجو گفتی‬

20:07.498 --> 20:09.165
‫که نمی‌تونه زمانِ امتحانش رو عوض کنه‬

20:09.166 --> 20:11.501
‫اونم بعد از اینکه مادربزرگش فوت کرده، چون...‬

20:11.502 --> 20:13.378
‫این روندِ طبیعیِ زندگیه؟‬

20:13.379 --> 20:15.673
‫آخه ۸۸ سالش بود، چاق هم بود.‬

20:16.674 --> 20:18.258
‫به استادِ جدیدِ ادبیاتِ کلاسیکمون گفتی‬

20:18.259 --> 20:21.428
‫که «بالاتنه‌ی پُری داره، اونم از نوعِ خوبش»؟‬

20:21.429 --> 20:23.054
‫اگه من رو با ده تا زن توی یه اتاق بذاری،‬

20:23.055 --> 20:24.681
‫چهارتاشون این رو به عنوانِ تعریف قبول می‌کنن.‬

20:24.682 --> 20:26.016
‫چهارتا کافی نیست.‬

20:27.101 --> 20:30.437
‫رفیق، دیگه اون دورانی که ما توش بزرگ شدیم نیست.‬

20:30.438 --> 20:33.773
‫چند سال پیش، حس کردم این
‫محیط داره من رو عقب می‌ندازه،‬

20:33.774 --> 20:35.860
‫واسه همین با تمامِ توان دویدم تا بهش برسم.‬

20:36.694 --> 20:39.738
‫حالا، همیشه هم نمی‌رسم،
‫ولی لعنتی تمامِ تلاشم رو می‌کنم.‬

20:39.739 --> 20:42.365
‫تو چی؟ تو حتی امتحان هم نمی‌کنی.‬

20:42.366 --> 20:43.367
‫ببین!‬

20:44.410 --> 20:47.203
‫از اینکه هر از گاهی یه حرفِ بی‌پرده بزنم لذت می‌برم؟‬

20:47.204 --> 20:49.540
‫آره. باحاله.‬

20:51.351 --> 20:53.227
‫ولی فلان و فلان، دنیا داره عوض میشه.‬

20:53.252 --> 20:55.587
‫منم باید باهاش عوض بشم.‬
‫باشه.‬

20:55.588 --> 20:57.089
‫پس بهم یه فرصت بده.‬

21:00.593 --> 21:02.553
‫می‌دونی، وقتی روی اون تختِ بیمارستان خوابیده بودم...‬

21:03.220 --> 21:06.223
‫فهمیدم که هیچ‌وقت نمی‌خوام اینجا رو ترک کنم.‬

21:07.600 --> 21:08.934
‫این مدرسه زندگیِ منه.‬

21:09.977 --> 21:10.978
‫والت...

21:12.563 --> 21:14.230
‫من دوستتم.‬

21:14.231 --> 21:16.150
‫هیچ‌وقت ازت چیزی نخواستم.‬

21:17.401 --> 21:19.069
‫الان این رو ازت می‌خوام.‬

21:20.154 --> 21:21.489
‫من رو کنار نذار.‬

21:22.656 --> 21:25.575
‫اگه کمکی می‌کنه،
‫حتی دیگه توی محیطِ بسته سیگار نمی‌کشم.‬

21:25.576 --> 21:27.118
‫قانونش هم همینه.‬

21:27.119 --> 21:29.579
‫بیخیال، نمی‌تونی به یکی هشدار بدی‬

21:29.580 --> 21:31.332
‫ولی بهش فرصت ندی که به خودش بیاد.‬

21:32.917 --> 21:33.918
‫خواهش می‌کنم.‬

21:36.462 --> 21:38.421
‫من... باید برم. کلاسم دیر شده.‬

21:38.422 --> 21:39.423
‫باشه.‬

21:40.300 --> 21:45.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:46.272 --> 21:49.492
‫«کالج لادلو»

21:50.434 --> 21:52.185
‫اوه، خوبه.‬

21:52.186 --> 21:53.521
‫وانت داره.‬

21:54.605 --> 21:57.273
‫نه، این مربا نیست.‬

21:57.274 --> 21:58.525
‫این واقعاً خونه.‬

21:58.526 --> 21:59.818
‫دارم خون‌ریزی می‌کنم.‬

21:59.819 --> 22:01.277
‫باشه، عالی شد.‬

22:01.278 --> 22:03.363
‫اوه!‬

22:03.364 --> 22:04.990
‫بسه همون جا وایستا.

22:05.825 --> 22:08.493
‫می‌دونی که سوار شدنِ دو نفر به صورتِ هم‌زمان‬

22:08.494 --> 22:10.453
‫- روی اون وسیله کاملاً غیرقانونیه؟‬
‫- چی؟‬

22:10.454 --> 22:12.789
‫اوه خدای من، تو کی پریدی بالا؟‬

22:12.790 --> 22:14.959
‫ببخشید، اصلاً روحمم خبر نداشت اونجاست.‬

22:17.086 --> 22:20.129
‫آره، جونِ خودت.‬
‫خب، شنیدم که، اه،‬

22:20.130 --> 22:21.506
‫سرمربیِ جدید شدی.‬

22:21.507 --> 22:23.174
‫سرمربیِ موقت.‬

22:23.175 --> 22:24.843
‫خب، یا هر سه‌تامون‬

22:24.844 --> 22:26.636
‫با هم می‌ریم کلانتری...‬

22:26.637 --> 22:28.096
‫اوه، من که جایی نمیرم.‬

22:28.097 --> 22:30.306
‫...یا اینکه بهم‬
‫یه ضمانت کتبی میدی

22:30.307 --> 22:32.016
‫که پسرم از هفته‌ی دیگه فیکس بازی می‌کنه.‬

22:32.017 --> 22:34.143
‫و به جای اسمِ فامیلش‬
‫پشتِ پیرهن،‬

22:34.144 --> 22:36.813
‫- فقط بنویسه مرد.‬
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم.‬

22:36.814 --> 22:38.731
‫ولی خب، می‌دونی که،‬
‫دی‌جی بازیکن خوبیه،‬

22:38.732 --> 22:40.525
‫واسه همین کلی وقتِ بازی‬
‫بهش می‌رسه.‬

22:40.526 --> 22:42.193
‫قبوله.‬

22:42.194 --> 22:44.320
‫خدایا، عاشقِ پلیس بودنم.‬

22:46.615 --> 22:48.533
‫عجیبه. اه.‬

22:48.534 --> 22:51.160
‫اوه. یه پیام از طرفِ والته.‬

22:51.161 --> 22:53.371
‫«در موردِ‬
‫پستِ رئیسِ دانشکده،‬

22:53.372 --> 22:57.375
‫فکر می‌کنم عاقلانه‌ترین کار اینه‬
‫که به هیئت‌مدیره اعتماد کنم‬

22:57.376 --> 23:00.378
‫و این تصمیم مهم برای آینده‌ی لادلو‬
‫رو به اونا بسپارم.»‬

23:00.379 --> 23:02.380
‫- به نظر میاد داره از زیرش در میره.‬
‫- آره.‬

23:02.381 --> 23:04.382
‫احتمالاً ریگز رو نگه می‌دارن.‬

23:04.383 --> 23:07.052
‫می‌دونی که، زیاد از‬
‫تغییر و تحول خوششون نمیاد.‬

23:09.013 --> 23:10.097
‫می‌بینمت.‬

23:12.576 --> 23:13.868
‫خوشحالم اومدی.‬

23:13.893 --> 23:15.560
‫نه، عالی بود.‬
‫کلی چیز یاد گرفتم‬

23:15.561 --> 23:17.270
‫در موردِ ویتامین‌های دورانِ بارداری،‬

23:17.271 --> 23:19.940
‫و افزایشِ ضربانِ قلب‬
‫و ترشحاتِ دهانه‌ی رحم.‬

23:20.524 --> 23:22.609
‫آره، اعتراف می‌کنم که اون آخری‬
‫باعث شد دل و روده‌ام‬

23:22.610 --> 23:25.695
‫یه جوری بشه،‬
‫ولی خب، نه، عالیه.‬

23:25.696 --> 23:26.905
‫فقط کاش دکترِ زنانت‬

23:26.906 --> 23:29.073
‫این‌قدر عاشقِ جناس و‬
‫بازی با کلمات نبود.‬

23:29.074 --> 23:30.366
‫آره، واقعاً.‬

23:30.367 --> 23:33.202
‫خب.‬

23:33.203 --> 23:35.580
‫قبل از اینکه بری،‬
‫می‌خوای بچه‌ت رو ببینی؟‬

23:35.581 --> 23:37.207
‫می‌تونیم یه سونوگرافیِ سریع انجام بدیم.‬

23:37.875 --> 23:39.710
‫- اوم...‬
‫- اوه!‬

23:40.920 --> 23:42.128
‫- باشه.‬
‫- حله.‬

23:42.129 --> 23:43.421
‫بذار یه نگاهی بندازیم.‬

23:49.553 --> 23:52.388
‫وای خدای من، حشره‌کوچولو،‬
‫نگاه کن، چونه‌ش به من رفته.‬

23:57.436 --> 23:59.312
‫خیلی خوشگله.‬

24:01.732 --> 24:03.067
‫خیلی خوشگلی.

24:08.572 --> 24:10.490
‫شما دوتا واقعاً باید‬
‫یه رحم اجاره کنید.‬

24:10.491 --> 24:12.283
‫- اوه.‬
‫- اوه، بـ...‬

24:12.284 --> 24:15.287
‫خیلی خب، بسه.‬
‫جدی میگم، دکترم رو عوض می‌کنم.‬

24:18.457 --> 24:20.750
‫هی.‬

24:20.751 --> 24:23.252
‫خب، ببین کی برگشته‬
‫به این گرم‌خونه.‬

24:23.253 --> 24:25.171
‫میشه بیای بیرون‬
‫یه لحظه حرف بزنیم؟‬

24:25.172 --> 24:27.090
‫وسطِ یه جلسه‌ام، گرگ.‬

24:27.091 --> 24:30.010
‫- در، در، در، در.‬
‫- خیلی خب.‬

24:31.164 --> 24:35.139
‫خیلی خب، مشکلی نیست.‬
‫همین الانشم خیسِ عرقم.‬

24:35.140 --> 24:36.933
‫- تمرینِ هاکیه.‬
‫- میشه بریم سرِ اصلِ مطلب؟‬

24:36.934 --> 24:38.519
‫می‌دونم اینجایی تا‬
‫درباره‌ی دیلن حرف بزنی.‬

24:40.437 --> 24:43.272
‫نمی‌خوام کاری کنی که‬
‫بعداً پشیمون بشی.‬

24:43.273 --> 24:45.316
‫منم نمی‌خوام به نصیحت‌های‬
‫کسی گوش بدم که‬

24:45.317 --> 24:47.111
‫جز بی‌احترامی‬
‫چیزی ازش ندیدم.‬

24:47.945 --> 24:51.114
‫- بی‌احترامی؟ من کی...‬
‫- روی میزِ من سکس کردی.‬

24:51.115 --> 24:53.825
‫من... آره، کردم، قبول دارم.‬

24:53.826 --> 24:55.661
‫فقط یه بار بهت بی‌احترامی کردم.‬

24:57.204 --> 24:59.998
‫به خودت و میزت بی‌احترامی کردم،‬
‫معذرت می‌خوام.‬

24:59.999 --> 25:01.875
‫من یه مردِ به‌شدت‬
‫تنهام، گرگ.‬

25:03.502 --> 25:05.712
‫همون هفته‌ی اولی که‬

25:05.713 --> 25:07.964
‫اومدم اینجا، با ریگز آشنا شدم.‬

25:07.965 --> 25:09.340
‫خیلی زود با هم مچ شدیم.‬

25:09.341 --> 25:11.050
‫زنی دارم که‬

25:11.051 --> 25:14.220
‫شش ماهِ سال رو‬
‫داره دورِ دنیا سفر می‌کنه،‬

25:14.221 --> 25:18.307
‫و دور و برم پر از‬
‫همکارهای جورواجوره.‬

25:18.308 --> 25:22.311
‫واسه همین، رفیق کم پیدا میشه.‬

25:22.312 --> 25:25.149
‫و می‌دونم که... تحملم سخته.‬

25:26.066 --> 25:29.027
‫آره، واقعا.‬

25:29.028 --> 25:31.738
‫واقعاً... تحملت سخته.‬

25:31.739 --> 25:33.865
‫فکر می‌کردم اینجا دیگه‬
‫باهام مخالفت کنی.‬

25:33.866 --> 25:35.826
‫نگاهت کن،‬
‫نیمه‌برهنه‌ای. فقط...‬

25:36.493 --> 25:38.828
‫من مثلِ تو با بدنم‬
‫راحت نیستم.‬

25:38.829 --> 25:39.872
‫هیچ‌کس نیست.‬

25:41.498 --> 25:42.666
‫مسئله اینجاست.‬

25:45.669 --> 25:47.420
‫خودم رو به این باور‬
‫رسونده بودم که‬

25:47.421 --> 25:50.006
‫من و تو قراره‬

25:50.007 --> 25:53.177
‫رفیقِ فابریکِ هم بشیم.‬

25:54.219 --> 25:55.220
‫والت...‬

25:56.388 --> 25:57.848
‫نمی‌تونم بهت بگم...‬

25:59.349 --> 26:02.018
‫چطوری یا چرا آدما‬
‫با هم ارتباط می‌گیرن.‬

26:02.019 --> 26:04.020
‫منظورم اینه که ممکنه با کسی آشنا بشی‬

26:04.021 --> 26:06.230
‫و از بی‌ملاحظگی‌شون‬
‫کلافه بشی.‬

26:06.231 --> 26:09.025
‫- آره!‬
‫- لزوماً منظورم تو نبودی.‬

26:09.026 --> 26:11.195
‫ببخشید، باید از اینجا برم بیرون‬
‫قبل از اینکه از حال برم.‬

26:13.197 --> 26:14.614
‫باشه.‬

26:14.615 --> 26:16.408
‫تهِ حرفم اینه.‬

26:17.367 --> 26:19.452
‫دیلن دوستِ تو هم هست.‬

26:19.453 --> 26:23.707
‫هر تصمیمی که بگیری،‬
‫باید انتخابِ خودت باشه.‬

26:34.885 --> 26:36.761
‫هی، همه آماده‌ی رفتنن.‬

26:36.762 --> 26:39.263
‫منم تا یه دقیقه‌ی دیگه میام.‬
‫اوم، چرا نمیری

26:39.264 --> 26:41.058
‫باهاشون درباره‌ی‬
‫رابرت راشنبرگ حرف بزنی؟‬

26:41.934 --> 26:44.477
‫و اینکه چطور رابطه‌ی شخصی‌ش‬

26:44.478 --> 26:47.063
‫با جاسپر جانز باعثِ‬
‫شکل‌گیریِ گفتمانی شد‬

26:47.064 --> 26:49.232
‫که رسانه‌های مدرن رو‬
‫واردِ دنیای هنر کرد.‬

26:49.233 --> 26:50.608
‫آره، انجامش میدم.‬

26:50.609 --> 26:52.443
‫- ممنون.‬
‫- خب، خنگول‌ها،‬

26:52.444 --> 26:54.737
‫راشنبرگ.‬
‫اون و جسپر جی، بچه‌ها،‬

26:54.738 --> 26:56.280
‫با هم هم‌خونه بودن.‬
‫قضیه‌اش چیه؟‬

26:57.741 --> 26:59.910
‫نه واقعاً.‬

27:16.009 --> 27:18.594
‫باشه.‬

27:18.595 --> 27:21.931
‫پابلو نرودا بیشتر برای‬
‫شعرهای عاشقانه‌اش معروفه.‬

27:21.932 --> 27:23.808
‫اما، چیزی جز مرگ‬

27:23.809 --> 27:25.686
‫شاید غمگین‌ترین شعری باشه‬
‫که تا حالا نوشته شده.‬

27:26.770 --> 27:29.106
‫«قبرستان‌هایی هستن‬
‫که تنهان.‬

27:30.274 --> 27:32.275
‫«قبرهای پر از استخون‬

27:32.276 --> 27:34.110
‫که هیچ صدایی ازشون درنمیاد.»‬

27:34.111 --> 27:36.529
‫ببخشید که بزم‌تون رو بهم می‌زنم،‬
‫ولی‬

27:36.530 --> 27:37.822
‫می‌تونم چند لحظه باهات حرف بزنم؟‬

27:37.823 --> 27:39.283
‫چی شده؟‬

27:41.034 --> 27:43.953
‫اولین چیزی که ازت می‌خوام‬
‫به عنوان رئیس جدید دانشکده‬

27:43.954 --> 27:45.496
‫یه لیست از پیشنهادهاست‬

27:45.497 --> 27:46.956
‫برای مدیر جدید‬
‫گروه ادبیاته.‬

27:46.957 --> 27:48.167
‫می‌تونی این کار رو برام بکنی؟‬

27:48.876 --> 27:51.128
‫البته.‬
‫فردا روی میزته.‬

27:52.921 --> 27:54.006
‫ادامه بده.

27:58.802 --> 28:00.136
‫خیلی‌خب.

28:00.137 --> 28:01.138
‫کجا بودیم؟‬

28:03.473 --> 28:07.477
‫«قلبی که داره‬
‫از یه تونل رد می‌شه.‬

28:08.478 --> 28:10.856
‫«توش، تاریکی...‬

28:12.065 --> 28:15.151
‫تاریکی، تاریکی.»‬

28:27.080 --> 28:28.414
‫بفرما، اینم از این.‬

28:28.415 --> 28:31.168
‫ولی از این به بعد سعی می‌کنم‬
‫قبلش در بزنم.‬

28:32.211 --> 28:33.670
‫منصفانه‌ست.‬

28:34.504 --> 28:36.172
‫والت.‬

28:36.173 --> 28:38.257
‫الان کار داری؟

28:38.258 --> 28:40.343
‫

28:40.344 --> 28:42.678
‫باید یه زمانی رو مشخص کنیم‬
‫که هر روز این کارو انجام بدیم.‬

28:42.679 --> 28:43.846
‫شاید.‬

28:43.847 --> 28:45.181
‫چی میشه اگه یه اکیپ تشکیل بدیم؟‬

28:45.182 --> 28:46.432
‫گشت‌زن‌های لادلو

28:46.433 --> 28:48.184
‫نمی‌دونم این اسم‬
‫برای یه اکیپ خوبه یا نه.‬

28:48.185 --> 28:50.853
‫- وو! وقت اکیپ‌بازیه.‬
‫- وای خدای من.‬

28:52.000 --> 29:12.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:52.916 --> 29:54.835
‫خداحافظ.‬
