1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:06,006 --> 00:00:08,883
‫خب، به محض اینکه یه صحنه‬
‫واقعی به نظر نیاد،‬

3
00:00:08,884 --> 00:00:10,635
‫خواننده‌ها دیگه ولش می‌کنن.‬

4
00:00:10,636 --> 00:00:12,470
‫پس باید قشنگ‬
‫تحقیق کنید.‬

5
00:00:12,471 --> 00:00:14,805
‫اگه کسی از شما کتابم،‬
‫«تیغه‌ی بیشه‌زار» رو خونده باشه...‬

6
00:00:14,806 --> 00:00:16,516
‫من هیچ‌کدوم از کتابات رو‬
‫تا حالا نخوندم.‬

7
00:00:16,517 --> 00:00:19,227
‫ممنون که حرفم رو قطع کردی‬
‫تا این رو بهم بگی.‬

8
00:00:19,228 --> 00:00:22,063
‫داستان درباره‌ی روستره

9
00:00:22,064 --> 00:00:25,691
‫که داره یه آدمکشِ یه پا رو توی مرداب‬
‫با یه قایقِ فن‌دار تعقیب می‌کنه.‬

10
00:00:25,692 --> 00:00:27,860
‫برای نوشتن اون صحنه،‬
‫رفتم به اِوِرگلِیدز

11
00:00:27,861 --> 00:00:29,737
‫و یاد گرفتم چطوری‬
‫یه قایقِ فن‌دار رو برونم.‬

12
00:00:29,738 --> 00:00:31,489
‫چطوری تحقیق کردی که ببینی‬

13
00:00:31,490 --> 00:00:33,534
‫معلول بودن برای ویکتور،‬
‫همون آدمکشه، چه حسی داره؟‬

14
00:00:34,326 --> 00:00:35,868
‫اون بخشش رو یه جورایی‬
‫از خودم درآوردم.‬

15
00:00:35,869 --> 00:00:37,245
‫- اوه.‬
‫- البته برای دفاع از خودم بگم،‬

16
00:00:37,246 --> 00:00:39,163
‫ویکتور پاش رو بخاطر
‫یه کروکودیل از دست میده،‬

17
00:00:39,164 --> 00:00:40,748
‫و دقیقاً توی صفحه‌ی بعد،‬

18
00:00:40,749 --> 00:00:42,542
‫روستر قایقِ ویکتور رو منفجر می‌کنه.‬

19
00:00:42,543 --> 00:00:44,210
‫پس کلاً فقط ۹۰ ثانیه،‬

20
00:00:44,211 --> 00:00:45,545
‫اونم در بهترین حالت،‬

21
00:00:45,546 --> 00:00:47,588
‫به عنوان یه آدمکشِ یه پا زندگی می‌کنه.‬

22
00:00:47,589 --> 00:00:50,466
‫خب، اولین پیش‌نویس‌هاتون باید‬

23
00:00:50,467 --> 00:00:52,678
‫قبل از تعطیلاتِ شکرگزاری آماده باشه،‬
‫پس لطفاً تحویلشون بدید.‬

24
00:00:57,099 --> 00:01:00,685
‫تامی، واقعاً بابت‬
‫اون شب متأسفم.‬

25
00:01:00,686 --> 00:01:01,769
‫و اگه می‌خوای‬
‫درباره‌اش حرف بزنیم...‬

26
00:01:01,770 --> 00:01:03,104
‫هیچ‌وقت.‬

27
00:01:03,105 --> 00:01:04,522
‫آره، منم همین‌طور.‬

28
00:01:04,523 --> 00:01:06,357
‫ولی هنوزم دلم می‌خواد‬
‫کمکت کنم نمره‌هات رو بکشی بالا.‬

29
00:01:06,358 --> 00:01:09,110
‫ببین، من یه قانون دارم.‬
‫اگه آلتِ یه مردِ بالای ۵۰ سال رو ببینم،‬

30
00:01:09,111 --> 00:01:10,778
‫حداقل یه هفته زمان لازم دارم‬
‫تا بتونیم با هم وقت بگذرونیم.‬

31
00:01:10,779 --> 00:01:13,114
‫آخه چرا باید همچین چیزی رو‬
‫قانون می‌کردی؟‬

32
00:01:13,115 --> 00:01:14,782
‫می‌دونی، اینا رو فقط برای این زدم‬
‫که نبینی هر بار بهت نگاه می‌کنم‬

33
00:01:14,783 --> 00:01:16,701
‫چطوری چشمام رو‬
‫ریز می‌کنم.‬

34
00:01:16,702 --> 00:01:18,411
‫چون تنها چیزی که می‌بینم یه ماره‬

35
00:01:18,412 --> 00:01:20,204
‫که داره بین دوتا درختِ گیتورید می‌خزه.‬

36
00:01:20,205 --> 00:01:22,748
‫این جمله واقعاً قشنگ‬
‫ساخته و پرداخته شده.‬

37
00:01:22,749 --> 00:01:25,543
‫- جدی؟ تو مامانم رو گاییدی.
‫- اوه، چه عالی.‬

38
00:01:25,544 --> 00:01:27,420
‫- نه. نه ممنون، ایوا.‬
‫- باشه.‬

39
00:01:32,467 --> 00:01:34,927
‫<i>هنوز بابت کلِ اون قضیه‬
‫خیلی ناراحته.</i>‬

40
00:01:34,928 --> 00:01:38,598
‫آره، هیکلش بزرگه،‬
‫ولی پسرِ حساسیه.

41
00:01:38,599 --> 00:01:39,932
‫اینم کمکی نمی‌کنه‬
‫که باباش من رو‬

42
00:01:39,933 --> 00:01:42,268
‫بخاطر معلمِ ریاضیِ دبیرستانش ول کرد.‬

43
00:01:42,269 --> 00:01:44,604
‫تامی مجبور شده با این قضیه کنار بیاد‬
‫که خیلی از معلم‌های موردعلاقه‌اش‬

44
00:01:44,605 --> 00:01:46,398
‫با پدر و مادرش سکس می‌کنن.‬

45
00:01:47,232 --> 00:01:49,067
‫- این واقعاً می‌تونه شرایطِ سختی باشه.‬
‫- آره.‬

46
00:01:50,819 --> 00:01:52,570
‫نمی‌خوام این کار رو بکنم.‬

47
00:01:52,571 --> 00:01:54,155
‫چی شده؟‬

48
00:01:54,156 --> 00:01:56,783
‫فقط، منظورم اینه که‬
‫تو به هر حال به زودی میری.‬

49
00:01:58,243 --> 00:01:59,995
‫فکر کنم بهتره تمومش کنیم.‬

50
00:02:02,247 --> 00:02:04,582
‫من... آره، درک می‌کنم.‬
‫من...‬

51
00:02:04,583 --> 00:02:06,667
‫خب، خوبه. پس...‬

52
00:02:06,668 --> 00:02:08,461
‫- خداحافظی کن.‬
‫- اوم، باشه.‬

53
00:02:08,462 --> 00:02:10,463
‫- خب، خداحافظ.‬
‫- فعلاً.‬

54
00:02:10,464 --> 00:02:12,840
‫فعلاً.‬

55
00:02:12,841 --> 00:02:14,091
‫- یه بار دیگه.‬
‫- باشه.‬

56
00:02:14,092 --> 00:02:16,303
‫فعلاً.‬

57
00:02:17,500 --> 00:02:24,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

58
00:02:25,771 --> 00:02:27,272
‫- خب.‬
‫- باشه.‬

59
00:02:28,190 --> 00:02:29,608
‫- درسته.‬
‫- باشه.‬

60
00:02:30,734 --> 00:02:33,319
‫از وقتی که با هم گذروندیم لذت بردم،‬
‫گرگ روسو.‬

61
00:02:33,320 --> 00:02:35,989
‫منم همین‌طور، کریستل بیوترا.‬

62
00:02:43,872 --> 00:02:45,539
‫آه! پروفسور روسو.‬

63
00:02:45,540 --> 00:02:47,458
‫یه لحظه وقت دارید؟‬

64
00:02:47,459 --> 00:02:49,293
‫داخل کلاس می‌بینمت.

65
00:02:49,294 --> 00:02:51,796
‫میشه لطفاً آماده‌شون کنی تا درباره‌ی‬
‫جاسپر جانز حرف بزنیم؟‬

66
00:02:51,797 --> 00:02:53,464
‫- چطوری؟‬
‫- فقط بهشون بگو‬

67
00:02:53,465 --> 00:02:55,299
‫تا چند لحظه‌ی دیگه می‌خوایم‬
‫درباره‌ی جاسپر جانز حرف بزنیم.‬

68
00:02:55,300 --> 00:02:56,468
‫ببین، واسه همینه که‬
‫تو معلمی.‬

69
00:02:57,886 --> 00:02:59,720
‫نه.‬

70
00:02:59,721 --> 00:03:02,723
‫بچه‌ها! کی حاضره درباره‌ی‬
‫جپلیس جانز بشنوه؟ !‬

71
00:03:02,724 --> 00:03:04,725
‫البته نه الان،‬
‫چون اصلاً آماده نیستیم.‬

72
00:03:04,726 --> 00:03:06,644
‫خدای من، عجب شخصیتی داره.‬

73
00:03:06,645 --> 00:03:07,812
‫لیلی فوق‌العاده‌ست.‬

74
00:03:07,813 --> 00:03:09,063
‫اوه، باید ازش بچه‌دار بشی.‬

75
00:03:09,064 --> 00:03:10,147
‫- ها!‬
‫- چی می‌خوای؟‬

76
00:03:10,148 --> 00:03:11,900
‫راستش...‬

77
00:03:12,818 --> 00:03:14,402
‫خب، از اونجایی که من و تو‬

78
00:03:14,403 --> 00:03:16,904
‫- دیگه رابطه‌ی جنسی با هم نداریم...‬
‫- اَه.‬

79
00:03:16,905 --> 00:03:18,572
‫...فقط واقعاً می‌خواستم بدونی که امیدوارم‬

80
00:03:18,573 --> 00:03:20,158
‫که هنوزم ما رو انتخاب کنی.‬

81
00:03:21,201 --> 00:03:23,994
‫منظورم اینه که احتمالِ‬

82
00:03:23,995 --> 00:03:27,165
‫نبودنت توی زندگیم،‬
‫راستش...‬

83
00:03:28,166 --> 00:03:29,710
‫خب، غیرقابل‌تحمله.‬

84
00:03:32,713 --> 00:03:34,880
‫- نظرت چیه؟‬
‫- بخورش.‬

85
00:03:34,881 --> 00:03:37,037
‫نه که نگفتی.‬
‫پس هنوز امیدی هست.‬

86
00:03:38,093 --> 00:03:39,593
‫من هر روز صبح میام اینجا‬

87
00:03:39,594 --> 00:03:41,011
‫تا وقتی که تصمیمت رو بگیری.‬

88
00:03:41,012 --> 00:03:43,180
‫تو هم عجله نکن.‬
‫صد روز، هزار روز.‬

89
00:03:43,181 --> 00:03:44,682
‫واسم فرقی نمی‌کنه.‬
‫من اینجا منتظر می‌مونم.‬

90
00:03:44,683 --> 00:03:46,225
‫۸۰۰ کیلومتر پیاده میام.‬
‫۸۰۰ کیلومترِ دیگ...‬

91
00:03:46,226 --> 00:03:47,811
‫این کار رو نکن.‬

92
00:03:48,562 --> 00:03:50,187
‫اوه، راستی کروسانِ‬
‫موردعلاقه‌ات رو هم برات آوردم.‬

93
00:03:52,190 --> 00:03:54,526
‫- مربایی که دوست دارم رو گرفتی؟‬
‫- البته!‬

94
00:03:55,694 --> 00:03:58,279
‫آه، باید عجله کنم، ولی خب،‬
‫فردا اینجا می‌بینمت.‬

95
00:03:59,906 --> 00:04:01,950
‫باشه.‬

96
00:04:08,749 --> 00:04:10,207
‫و می‌دونی بدترین قسمتش چیه؟‬

97
00:04:10,208 --> 00:04:11,959
‫من اصلاً از همون اولش هم‬

98
00:04:11,960 --> 00:04:13,377
‫پستِ رئیس دانشکده رو نمی‌خواستم.‬

99
00:04:13,378 --> 00:04:15,255
‫ولی الان دلم براش تنگ شده.‬

100
00:04:16,548 --> 00:04:18,632
‫دلم برای اینکه صدام شنیده بشه تنگ شده، می‌فهمی؟‬

101
00:04:19,250 --> 00:04:20,802
‫چی‌چی داری بلغور می‌کنی؟

102
00:04:21,553 --> 00:04:23,262
‫ببخشید.‬

103
00:04:23,263 --> 00:04:25,098
‫فکر کردم اینطوری خنده‌ت می‌گیره.‬

104
00:04:26,099 --> 00:04:29,894
‫ببین، به نظرم نباید به این قضیه‌ی ریاست‬

105
00:04:29,895 --> 00:04:33,314
‫به چشم چیزی که از دست دادی نگاه کنی،
‫بلکه به عنوان یه هدیه ببینش،‬

106
00:04:33,315 --> 00:04:35,065
‫که بالاخره فهمیدی واقعاً چی می‌خوای.‬

107
00:04:35,066 --> 00:04:37,276
‫هدیه‌ی خیلی مزخرفیه.‬

108
00:04:37,277 --> 00:04:39,278
‫گرگ، چرا روی درِ مخصوصمون قفل زدی؟‬

109
00:04:39,279 --> 00:04:41,071
‫خب والت، روی درِ تو هم قفل هست.‬

110
00:04:41,072 --> 00:04:43,157
‫- من رئیسم، گرگ.‬
‫- راست میگه.‬

111
00:04:43,158 --> 00:04:44,408
‫- اوه، دیلن اینجاست؟‬
‫- چی؟‬

112
00:04:44,409 --> 00:04:45,910
‫قبلش ندیده بودمت.‬
‫سلام.‬

113
00:04:45,911 --> 00:04:47,578
‫- هی. خب، بذار...‬
‫- می‌خوام برم تو.‬

114
00:04:47,579 --> 00:04:48,954
‫- هر چه زودتر.‬
‫- باشه والت.‬

115
00:04:48,955 --> 00:04:51,332
‫- هی! باید قفلش رو باز کنم.‬
‫- گرگ؟‬

116
00:04:51,333 --> 00:04:53,417
‫باشه؟‬
‫باید در رو ببندم.‬

117
00:04:53,418 --> 00:04:54,752
‫- والت، بذار من انجامش بدم!‬
‫- خب، یکم‬

118
00:04:54,753 --> 00:04:56,170
‫- بجنب دیگه.‬
‫- برو عقب.‬

119
00:04:56,171 --> 00:04:57,922
‫بفرما.‬

120
00:04:57,923 --> 00:04:59,590
‫مثل آب خوردن.‬

121
00:04:59,591 --> 00:05:00,925
‫- آها.‬
‫- چه خبر؟‬

122
00:05:00,926 --> 00:05:03,594
‫کریستل مربی هاکیمون رو‬

123
00:05:03,595 --> 00:05:05,179
‫فرستاده به همون مرکز بازپروری‌ای‬

124
00:05:05,180 --> 00:05:06,847
‫که شوهر سابقش همیشه میرفت اونجا.‬

125
00:05:06,848 --> 00:05:09,183
‫تا وقتی اون نیست،‬
‫می‌خوام تو جاش رو پر کنی‬

126
00:05:09,184 --> 00:05:10,768
‫و سرمربی هاکیمون بشی.‬

127
00:05:10,769 --> 00:05:12,394
‫خب، آره، خوشحال میشم.‬

128
00:05:12,395 --> 00:05:14,814
‫اوه عالیه،
‫شاید بتونی بعداً یه سری به گرمخونه بزنی‬

129
00:05:14,815 --> 00:05:16,316
‫تا بتونیم درباره جزئیاتش گپ بزنیم.‬

130
00:05:17,359 --> 00:05:19,610
‫اوم، خب، شاید امروز نشه.‬

131
00:05:19,611 --> 00:05:20,986
‫شاید یه وقت دیگه...‬

132
00:05:20,987 --> 00:05:22,488
‫- خب پس. دیلن؟‬
‫- هوم؟‬

133
00:05:22,489 --> 00:05:24,782
‫میای چند دقیقه دیگه
‫با هم بریم پیاده‌روی و قهوه بخوریم؟‬

134
00:05:24,783 --> 00:05:26,700
‫- با کمال میل.‬
‫- دیدی؟‬

135
00:05:26,701 --> 00:05:28,828
‫اینطوری به بقیه جواب مثبت میدن.‬

136
00:05:28,829 --> 00:05:30,455
‫مثل آب خوردن.‬

137
00:05:31,665 --> 00:05:33,666
‫داری سربه سرش می‌ذاری؟‬

138
00:05:33,667 --> 00:05:35,501
‫هفته پیش بی‌هوا اومد تو،‬

139
00:05:35,502 --> 00:05:37,503
‫و منم اونجا
‫نشسته بودم و داشتم با نافم ور می‌رفتم،‬

140
00:05:37,504 --> 00:05:38,838
‫و نتونستم توضیح بدم چرا.‬

141
00:05:38,839 --> 00:05:39,965
‫الان چی؟‬

142
00:05:40,966 --> 00:05:42,967
‫خب، اینم یکی از کارای منه دیگه.‬

143
00:05:42,968 --> 00:05:44,469
‫باشه.‬

144
00:05:48,723 --> 00:05:51,392
‫- صداش رو شنیدم گرگ.
‫- باشه.‬

145
00:06:16,418 --> 00:06:19,670
‫والت، لطفاً دیگه اون غزل‌ها رو بدون نام‬

146
00:06:19,671 --> 00:06:21,589
‫برای مجله‌ی ریویو نفرست.
‫همشون درباره ایرلند‬

147
00:06:21,590 --> 00:06:23,090
‫و تدی روزولت هستن، می‌دونم کار توئه.‬

148
00:06:23,091 --> 00:06:24,550
‫نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی،‬

149
00:06:24,551 --> 00:06:26,093
‫ولی یه خبر هیجان‌انگیز دارم.‬

150
00:06:26,094 --> 00:06:28,137
‫پروفسور انرایت قراره‬

151
00:06:28,138 --> 00:06:30,389
‫- آخر این ترم بازنشسته بشه.‬
‫- اوم.‬

152
00:06:30,390 --> 00:06:33,350
‫می‌خواد تمام وقتش رو بذاره
‫روی تنفر از زن و بچه‌اش.‬

153
00:06:33,351 --> 00:06:34,895
‫واسه همین، من...‬

154
00:06:37,689 --> 00:06:40,609
‫می‌خوام تو رو مدیر گروه ادبیات انگلیسی کنم.‬

155
00:06:41,359 --> 00:06:43,193
‫- عجب!‬
‫- می‌دونم.‬

156
00:06:43,194 --> 00:06:45,196
‫ممنونم.‬

157
00:06:47,449 --> 00:06:49,034
‫ولی من پستِ ریاست دانشکده رو می‌خوام.‬

158
00:06:49,868 --> 00:06:51,368
‫- هوم.‬
‫- می‌دونم تو و ریگز‬

159
00:06:51,369 --> 00:06:52,411
‫رفقای قدیمی هستین،‬

160
00:06:52,412 --> 00:06:54,414
‫ولی اون حتی تو بهترین روزش هم کلی مشکل داره.‬

161
00:06:55,707 --> 00:06:57,208
‫من برای این مدرسه مهره‌ی مناسب‌تری هستم.‬

162
00:06:58,376 --> 00:07:00,419
‫گرگ باعث شد بفهمم که به خودم مدیونم‬

163
00:07:00,420 --> 00:07:02,297
‫- که این رو بهت بگم.‬
‫- خب...‬

164
00:07:04,132 --> 00:07:06,091
‫بازم دست‌گلِ گرگ.‬

165
00:07:06,092 --> 00:07:07,093
‫فوق‌العاده‌ست.‬

166
00:07:08,553 --> 00:07:10,889
‫خب، هفته پیش سر کلاس بودم.‬

167
00:07:11,640 --> 00:07:12,723
‫- و داشتم...‬
‫- با توپِ پر اومدی.‬

168
00:07:12,724 --> 00:07:14,058
‫- اوه، لعنتی.‬
‫- اوه!‬

169
00:07:14,059 --> 00:07:15,392
‫- ایول، بیکن!‬
‫- خوراکِ خودمه، لعنتی.‬

170
00:07:15,393 --> 00:07:16,393
‫- بیا دیگه.‬
‫- اوم!‬

171
00:07:16,394 --> 00:07:17,561
‫عاشق بابای سانی میشی.

172
00:07:17,562 --> 00:07:18,771
‫چیزی که شخصاً درباره‌اش خیلی دوست دارم‬

173
00:07:18,772 --> 00:07:20,189
‫اینه که چقدر قراره ازت متنفر بشه.‬

174
00:07:20,190 --> 00:07:22,608
‫خب، از کجا معلوم مو؟‬
‫شاید خودم رو تو دلش جا کردم.‬

175
00:07:22,609 --> 00:07:24,401
‫چی زدی؟‬

176
00:07:24,402 --> 00:07:26,445
‫سلام، ببخشید دیر کردیم.‬

177
00:07:26,446 --> 00:07:29,073
‫بابا می‌خواست یکم دور بزنه و
‫خشک شدنِ برگ‌ها رو تماشا کنه.‬

178
00:07:29,074 --> 00:07:30,574
‫خیلی قرمزن!‬

179
00:07:30,575 --> 00:07:32,743
‫ببین، توی اپلتون،
‫یه بارونِ حسابی می‌باره.‬

180
00:07:32,744 --> 00:07:34,328
‫بوم! فصلِ شاخه‌های خشک میشه.‬

181
00:07:34,329 --> 00:07:36,580
‫اوه، مو!‬
‫اوضاع چطوره؟‬

182
00:07:36,581 --> 00:07:38,916
‫الان که تو اینجایی بهتره، فردی!‬

183
00:07:38,917 --> 00:07:40,918
‫- خوش‌تیپ شدی.‬
‫- ای، دیگه می‌دونی.‬

184
00:07:40,919 --> 00:07:43,129
‫باعث افتخاره که‬
‫بالاخره می‌بینمتون، قربان.‬

185
00:07:43,797 --> 00:07:45,090
‫- بیا اینجا.‬
‫- اوه.‬

186
00:07:46,633 --> 00:07:49,802
‫داری یه بچه رو وارد زندگیم می‌کنی.‬
‫خدا خیرت بده.‬

187
00:07:49,803 --> 00:07:52,346
‫خیلی خب، خیلی خب!‬

188
00:07:52,347 --> 00:07:53,974
‫این اون چیزی نیست که براش پول دادم ببینم.‬

189
00:08:01,690 --> 00:08:02,857
‫اوه، پسر.‬

190
00:08:14,786 --> 00:08:16,121
‫چطوری؟‬

191
00:08:19,833 --> 00:08:21,459
‫فکر می‌کردم برام می‌جنگی.‬

192
00:08:23,378 --> 00:08:25,547
‫اگه می‌جنگیدم‬
‫چیکار می‌کردی؟‬

193
00:08:26,965 --> 00:08:28,299
‫بهت جواب رد می‌دادم.‬

194
00:08:30,135 --> 00:08:31,386
‫می‌خوای برم؟‬

195
00:08:32,137 --> 00:08:33,847
‫آره.‬

196
00:08:35,473 --> 00:08:37,642
‫- باشه.‬
‫- ممنون.‬

197
00:08:47,986 --> 00:08:51,363
‫کریستل، من‬
‫برنامه‌ی روزانه‌ام رو نمی‌بینم.‬

198
00:08:51,364 --> 00:08:55,326
‫احتمالش هست که‬
‫بالاخره درست بشه؟‬

199
00:08:55,994 --> 00:08:57,037
‫نه.‬

200
00:08:57,746 --> 00:08:58,913
‫منطقیه.‬

201
00:09:05,587 --> 00:09:07,379
‫اوه، اوه!‬

202
00:09:07,380 --> 00:09:09,173
‫صبر کن، صبر کن،‬
‫صبر کن، صبر کن.‬

203
00:09:09,174 --> 00:09:10,841
‫- اوه، کروسانم. مرسی.‬
‫- بفرما.‬

204
00:09:10,842 --> 00:09:12,342
‫توش یکم مربا داره.‬

205
00:09:12,343 --> 00:09:14,053
‫یه کورتادو هم برات گرفتم.‬

206
00:09:14,054 --> 00:09:15,304
‫اوه.‬

207
00:09:15,305 --> 00:09:16,764
‫راستش رو بخوای، این‬
‫برای خودم بود، اما اونا...‬

208
00:09:16,765 --> 00:09:18,015
‫کفِش رو اون‌جوری که باید‬
‫درنیاوردن.‬

209
00:09:18,016 --> 00:09:19,433
‫می‌دونی، این واقعاً‬
‫از اون کاراییه که‬

210
00:09:19,434 --> 00:09:21,268
‫باید وقتی با هم بودیم‬
‫انجام می‌دادی.‬

211
00:09:21,269 --> 00:09:23,187
‫ولی الان دارم انجام میدم.‬
‫روال کار اینطوریه.‬

212
00:09:23,188 --> 00:09:25,022
‫برات یه‬
‫صبحانه‌ی خوشمزه میارم،‬

213
00:09:25,023 --> 00:09:26,690
‫ازت می‌پرسم که تصمیم گرفتی‬
‫با من باشی یا نه،‬

214
00:09:26,691 --> 00:09:28,692
‫تو هم میگی که هنوز کاملاً‬
‫تصمیمت رو نگرفتی،‬

215
00:09:28,693 --> 00:09:30,736
‫ولی هنوز یه جورایی دلبری می‌کنی،‬

216
00:09:30,737 --> 00:09:33,113
‫چون این... این لبخندِ‬
‫بامزه رو بهم می‌زنی.‬

217
00:09:33,114 --> 00:09:35,240
‫اوه، داره لود میشه.‬
‫داره لود میشه.‬

218
00:09:35,241 --> 00:09:36,867
‫بفرما.‬
‫حله.‬

219
00:09:36,868 --> 00:09:38,702
‫زیباست، مثل‬
‫موسیقی کلاسیکه.‬

220
00:09:38,703 --> 00:09:39,745
‫باید بری.‬

221
00:09:39,746 --> 00:09:41,121
‫باشه. خب، نمی‌تونم بمونم.‬

222
00:09:41,122 --> 00:09:42,706
‫- نمی‌خوام که بمونی.‬
‫- می‌دونم دلت می‌خواد اینجا باشم،‬

223
00:09:42,707 --> 00:09:44,416
‫- ولی نمی‌تونم، نمی‌تونم بمونم، باید برم.‬
‫- برو.‬

224
00:09:44,417 --> 00:09:46,543
‫باشه، شاید فردا یه لاته‬
‫و حرفِ کمتر؟‬

225
00:09:46,544 --> 00:09:48,088
‫پس شد فردا.‬

226
00:09:53,384 --> 00:09:55,719
‫اوه، هی، راسکو!‬

227
00:09:55,720 --> 00:09:58,055
‫ای سگِ وروجک.‬

228
00:09:58,056 --> 00:09:59,890
‫- این سگ هیچی جز دردسر نیست.‬
‫- اوه!‬

229
00:09:59,891 --> 00:10:01,600
‫بهت بگم، ما اون‌قدر‬
‫این‌ور و اون‌ور پرسه زدیم،‬

230
00:10:01,601 --> 00:10:03,060
‫شک دارم بتونم‬
‫راه برگشت رو‬

231
00:10:03,061 --> 00:10:04,895
‫به خونه‌ی دخترم، سانی، پیدا کنم.‬

232
00:10:04,896 --> 00:10:06,231
‫- کی؟‬
‫- سانی.‬

233
00:10:08,900 --> 00:10:10,067
‫چهره‌ات آشناست.‬

234
00:10:10,068 --> 00:10:12,778
‫- فکر نمی‌کنم باشم.‬
‫- اوه.‬

235
00:10:12,779 --> 00:10:14,572
‫خب، راسکو رو از کجا می‌شناسی؟‬

236
00:10:15,406 --> 00:10:16,658
‫من یه...‬

237
00:10:17,742 --> 00:10:18,784
‫عاشقِ سگم.‬

238
00:10:18,785 --> 00:10:20,285
‫سگ‌ها رو دوست دارم.‬

239
00:10:20,286 --> 00:10:23,580
‫دوست دارم اگه بشه اسم همه‌ی سگ‌های‬
‫دانشگاه رو بدونم.‬

240
00:10:23,581 --> 00:10:25,125
‫می‌دونی، سعی می‌کنم یادشون بگیرم.‬

241
00:10:26,793 --> 00:10:28,752
‫اونجا رو ببین، اون فرگوسه!‬

242
00:10:28,753 --> 00:10:31,255
‫- آخی.‬
‫- و اینم لیزا اَنِ.‬

243
00:10:31,256 --> 00:10:33,132
‫دخترِ خوبیه.‬

244
00:10:33,133 --> 00:10:36,343
‫پسر، این لیزا اَن عجب‬
‫خایه‌های بزرگی داره.‬

245
00:10:36,344 --> 00:10:38,220
‫آره، خودش خیلی‬
‫روی این موضوع حساسه.‬

246
00:10:38,221 --> 00:10:40,264
‫- خب دیگه، روز خوبی داشته باشی.‬
‫- آره، آره.‬

247
00:10:47,438 --> 00:10:50,274
‫- اوه، هی، گرگ.‬
‫- اوه، هی، والت.‬

248
00:10:50,275 --> 00:10:51,775
‫ندیدمت اونجا
‫کمین کردی.‬

249
00:10:51,776 --> 00:10:54,111
‫اگه دنبال کریستل می‌گشتی،‬
‫اون تصمیم گرفت‬

250
00:10:54,112 --> 00:10:56,613
‫تعطیلاتِ شکرگزاریش رو...‬
‫یکم زودتر شروع کنه.‬

251
00:10:56,614 --> 00:10:58,532
‫اوه، باشه. چرا؟‬

252
00:10:58,533 --> 00:11:01,870
‫خب، ازش پرسیدم،‬
‫اونم فقط گفت از گرگ بپرس.‬

253
00:11:04,289 --> 00:11:07,624
‫اوه، هفته‌ی پیش یه سرفه داشتم.‬
‫یه سرفه‌ی کوچیک.‬

254
00:11:07,625 --> 00:11:10,502
‫و شاید اونم چون توی همون اتاقی بوده‬

255
00:11:10,503 --> 00:11:12,463
‫که من قبلاً توش بودم، ازم گرفته.‬

256
00:11:13,464 --> 00:11:14,632
‫می‌دونی، داستانِ جالبیه...‬

257
00:11:15,717 --> 00:11:17,968
‫اون روز برنامه‌ام رو‬
‫ازش نگرفتم،‬

258
00:11:17,969 --> 00:11:19,386
‫و در نتیجه‬

259
00:11:19,387 --> 00:11:21,638
‫شامِ تولدِ رئیس هیئت امنا رو از دست دادم.‬

260
00:11:21,639 --> 00:11:24,308
‫حالا، قراردادِ پنج ساله‌ام تموم میشه

261
00:11:24,309 --> 00:11:26,060
‫آخرِ این سالِ تحصیلی.‬

262
00:11:27,228 --> 00:11:28,353
‫و من بهش بی‌محلی کردم.‬

263
00:11:28,354 --> 00:11:30,314
‫زمان‌بندیِ بدیه.‬

264
00:11:30,315 --> 00:11:31,566
‫آره، واقعاً بود.‬

265
00:11:32,734 --> 00:11:35,152
‫- ولی ما کم نمیاریم!‬
‫- بله، ما... بله.‬

266
00:11:35,153 --> 00:11:37,738
‫- مگه نه؟ کم نمیاریم.‬
‫- بله، همین‌طوره.‬

267
00:11:37,739 --> 00:11:40,073
‫اوه، راستی گرگ، یه سوالِ سریع‬
‫قبل از اینکه بری.‬

268
00:11:40,074 --> 00:11:41,992
‫ما چی هستیم، گرگ؟‬

269
00:11:41,993 --> 00:11:43,994
‫چی؟...‬

270
00:11:43,995 --> 00:11:45,412
‫این چیه؟‬

271
00:11:45,413 --> 00:11:46,873
‫ما داریم...‬
‫چیکار می‌کنیم؟‬

272
00:11:51,002 --> 00:11:53,587
‫- باید بیام تو؟‬
‫- نمی‌دونم، گرگ.‬

273
00:11:53,588 --> 00:11:54,589
‫باشه.‬

274
00:11:57,926 --> 00:12:00,260
‫می‌دونی، انگار همین دیروز بود‬

275
00:12:00,261 --> 00:12:02,596
‫که دقیقاً اینجا توی دفترم بودی‬

276
00:12:02,597 --> 00:12:04,849
‫و ازم می‌خواستی شغلِ دخترت رو نجات بدم، اونم از رویِ...‬

277
00:12:06,017 --> 00:12:08,352
‫چی بود؟ یادت میاد چی بود؟‬

278
00:12:08,353 --> 00:12:09,770
‫من که یادم نیست.‬

279
00:12:09,771 --> 00:12:11,521
‫- رفاقت.‬
‫- آهان.‬

280
00:12:11,522 --> 00:12:13,941
‫گرگ، از همون روز به بعد،‬

281
00:12:13,942 --> 00:12:16,902
‫داشتم توی ذهنم لیستی از خطاهات رو‬

282
00:12:16,903 --> 00:12:18,779
‫ردیف می‌کردم. می‌خوای بشنویشون؟‬

283
00:12:18,780 --> 00:12:20,572
‫نه چندان.‬

284
00:12:20,573 --> 00:12:21,740
‫کریستل رو داغون کردی.‬

285
00:12:21,741 --> 00:12:23,450
‫دیلن رو تشویق کردی که بلندپرواز باشه.‬

286
00:12:23,451 --> 00:12:24,534
‫درباره‌ی هاکی دروغ گفتی.‬

287
00:12:24,535 --> 00:12:26,828
‫روی درِ مخصوصمون قفل زدی.‬

288
00:12:26,829 --> 00:12:29,039
‫از روز اول دیگه پات رو توی گرمخونه نذاشتی.‬

289
00:12:29,040 --> 00:12:32,251
‫و شاید هم داری به زنِ سابقت کمک می‌کنی‬

290
00:12:32,252 --> 00:12:33,543
‫تا جای من رو بگیره.‬

291
00:12:33,544 --> 00:12:36,380
‫خب، می‌خوام مسئولیت‌پذیر باشم.‬

292
00:12:36,381 --> 00:12:38,758
‫پس به ترتیب بهشون جواب میدم.‬

293
00:12:39,759 --> 00:12:41,301
‫متأسفم.‬

294
00:12:41,302 --> 00:12:42,595
‫بلندپروازی چیزِ بدی نیست.‬

295
00:12:43,596 --> 00:12:46,431
‫ببخشید. ببخشید.‬
‫اونجا واسه من خیلی گرمه.‬

296
00:12:46,432 --> 00:12:49,811
‫آخری هم که دیگه خیلی پرته.‬

297
00:12:50,645 --> 00:12:51,728
‫باشه.‬

298
00:12:51,729 --> 00:12:53,063
‫- عالیه.‬
‫- حالا کمکم کن‬

299
00:12:53,064 --> 00:12:54,898
‫چندتا ایده واسه کادوی تولد پیدا کنم‬

300
00:12:54,899 --> 00:12:56,400
‫تا نبودنم رو جبران کنه؟‬

301
00:12:56,401 --> 00:12:58,902
‫راستش... واقعاً باید نسخه‌های نهاییِ‬

302
00:12:58,903 --> 00:13:00,321
‫کتاب جدیدم رو چک کنم، واسه همین...‬

303
00:13:01,239 --> 00:13:03,156
‫می‌دونی چی عجیبه؟‬

304
00:13:03,157 --> 00:13:06,243
‫فردا صبحِ اون شبی که توی بار بودم، اومدم دفتر‬

305
00:13:06,244 --> 00:13:09,746
‫و دیدم مجسمه‌های ابوالهولم چرخیدن،‬

306
00:13:09,747 --> 00:13:13,333
‫انگار یکی جابه‌جاشون کرده‬

307
00:13:13,334 --> 00:13:14,835
‫و بعد دوباره گذاشته سرِ جاشون.‬

308
00:13:14,836 --> 00:13:18,131
‫تو که چیزی در این مورد نمی‌دونی، مگه نه؟‬

309
00:13:20,091 --> 00:13:22,009
‫می‌دونی چی کادویِ خیلی خوبی میشه؟‬

310
00:13:23,261 --> 00:13:24,594
‫اوه، این عالیه!‬

311
00:13:24,595 --> 00:13:26,346
‫یادت باشه، طرف ۸۰ سالشه.‬

312
00:13:26,347 --> 00:13:27,681
‫فکر می‌کنی این واسش مناسب باشه؟‬

313
00:13:27,682 --> 00:13:31,268
‫اوم، من... من بودم واسش
‫کلاه ایمنی می‌گرفتم.‬

314
00:13:31,269 --> 00:13:32,602
‫شاید هم یه زنگوله.‬

315
00:13:32,603 --> 00:13:34,688
‫حله. یه لطفی در حقم بکن.‬

316
00:13:34,689 --> 00:13:36,315
‫انگاری دیلن به حرفت گوش میده

317
00:13:36,316 --> 00:13:38,650
‫و من نمی‌تونم پستِ ریاست دانشکده رو بهش بدم.‬

318
00:13:38,651 --> 00:13:40,944
‫پس ازت می‌خوام قانعش کنی‬

319
00:13:40,945 --> 00:13:43,280
‫که مدیرِ گروه شدن،‬

320
00:13:43,281 --> 00:13:44,448
‫یه جایزه‌ی تسلی‌بخش نیست.‬

321
00:13:44,449 --> 00:13:47,285
‫آره، اگه بحثش پیش اومد حتماً.‬

322
00:13:50,496 --> 00:13:52,539
‫پس می‌خوای من کاری کنم که بحثش پیش بیاد؟‬

323
00:13:52,540 --> 00:13:54,791
‫ممنونم.‬

324
00:13:54,792 --> 00:13:57,378
‫بگو ببینم، اگه منم یکی از این خفن‌ها بگیرم...‬

325
00:13:58,463 --> 00:14:00,131
‫شاید، اوم...‬

326
00:14:00,798 --> 00:14:02,633
‫شاید من و تو بتونیم بریم بیرون و یکم سواری کنیم.‬

327
00:14:03,551 --> 00:14:04,802
‫آره، شاید.‬

328
00:14:06,346 --> 00:14:07,472
‫خرابش کردی.‬

329
00:14:10,308 --> 00:14:12,642
‫بابام اینجا رو دوست داره، پس آماده باش‬

330
00:14:12,643 --> 00:14:14,394
‫تا وقتی اینجاست،
‫همه‌ی وعده‌ها رو بخوریم.‬

331
00:14:14,395 --> 00:14:16,605
‫خب، من که شکایتی ندارم.‬

332
00:14:16,606 --> 00:14:19,066
‫فرد، باید من رو هم مثل
‫خودت یه آدمِ پایبند به عادت بدونی.‬

333
00:14:19,067 --> 00:14:21,485
‫باید من رو موقع خوردنِ کورتادوهام ببینی.‬

334
00:14:21,486 --> 00:14:23,820
‫باید دقیقاً دمای مناسبی داشته باشن.‬

335
00:14:23,821 --> 00:14:26,490
‫کفِ روش هم باید دقیقاً همون‌طوری باشه که...‬

336
00:14:26,491 --> 00:14:28,575
‫اوم، حشره کوچولو، از کورتادوهام واسش بگو.‬

337
00:14:31,037 --> 00:14:32,829
‫کورتادوهاش رو خیلی دوست داره.‬

338
00:14:32,830 --> 00:14:34,499
‫اوه.‬
‫آره.‬

339
00:14:35,208 --> 00:14:36,375
‫دارم زیادی تلاش می‌کنم، نه؟‬

340
00:14:36,376 --> 00:14:37,542
‫- آره.‬
‫- ببخشید.‬

341
00:14:37,543 --> 00:14:39,211
‫آره، ولی قدردانی می‌کنم.‬

342
00:14:39,212 --> 00:14:42,130
‫راستی، این لهجه دیگه چیه؟‬

343
00:14:42,131 --> 00:14:44,216
‫بابام فکر نمی‌کنه لهجه‌ها واقعی باشن.‬

344
00:14:44,217 --> 00:14:46,219
‫داری واسه ما غلیظش می‌کنی؟‬

345
00:14:47,845 --> 00:14:50,722
‫نه، انگلیسیِ اصیله.‬
‫آره دیگه.‬

346
00:14:50,723 --> 00:14:52,099
‫ببخشید.‬

347
00:14:52,100 --> 00:14:53,183
‫باید برم به سمینارِ صبحم‬

348
00:14:53,184 --> 00:14:55,018
‫و بعدش هم نوبتِ دکترِ زنان دارم.‬

349
00:14:55,019 --> 00:14:56,395
‫باشه عزیزم. حله.‬

350
00:14:56,396 --> 00:14:57,562
‫- می‌بینمت.‬
‫- آره، بعداً می‌بینمت.‬

351
00:14:57,563 --> 00:14:58,772
‫اوه، اوه.‬

352
00:14:58,773 --> 00:15:00,399
‫هیچکس بدونِ بوس نمیره.‬

353
00:15:00,400 --> 00:15:01,775
‫باشه.

354
00:15:01,776 --> 00:15:03,694
‫- دوستت دارم.‬
‫- خداحافظ. می‌بینمت.‬

355
00:15:04,362 --> 00:15:05,529
‫خداحافظ.‬

356
00:15:05,530 --> 00:15:07,531
‫- بابام رو برسون خونه.‬
‫- اوه، حتماً.‬

357
00:15:07,532 --> 00:15:09,032
‫بهتر از اینم داریم؟

358
00:15:09,033 --> 00:15:11,076
‫چته تو؟‬

359
00:15:11,077 --> 00:15:14,079
‫تو باید همراهش می‌رفتی سرِ اون نوبت.‬

360
00:15:14,080 --> 00:15:17,082
‫- اون... فقط یه چکاپِ معمولیه.‬
‫- نه، نه، نه.‬

361
00:15:17,083 --> 00:15:19,376
‫ببین، من و نورا،
‫خودمون نمی‌تونستیم بچه‌دار بشیم.‬

362
00:15:19,377 --> 00:15:22,045
‫من حاضر بودم جون بدم
‫تا بتونم برم سرِ یه چکاپِ معمولی.‬

363
00:15:22,046 --> 00:15:24,424
‫این بچه هدیه‌ست.‬

364
00:15:25,591 --> 00:15:26,758
‫خودت رو بهش بسپار.‬

365
00:15:26,759 --> 00:15:29,387
‫قول میدم،‬
‫قلبت رو تسخیر می‌کنه.‬

366
00:15:31,097 --> 00:15:32,890
‫حالا برو خودت رو برسون بهش و بگو.‬

367
00:15:34,976 --> 00:15:36,269
‫بله آقا.‬

368
00:15:37,087 --> 00:15:38,421
‫اوه، وایسا، وایسا.‬

369
00:15:38,563 --> 00:15:40,106
‫هیچکس بدون بوس نمیره.‬

370
00:15:41,399 --> 00:15:42,899
‫- باشه.‬
‫- داری چیکار...‬

371
00:15:42,900 --> 00:15:44,651
‫داری چیکار می‌کنی؟‬
‫بابا شوخی می‌کنم.‬

372
00:15:44,652 --> 00:15:46,069
‫- شوخی بود.‬
‫- نمی‌دونستم، نمی‌دونستم،‬

373
00:15:46,070 --> 00:15:47,821
‫ولی الان فهمیدم، خوبه. باشه.‬

374
00:15:47,822 --> 00:15:50,615
‫من واقعاً پیش والت‬
‫سنگ‌تموم گذاشتم،‬

375
00:15:50,616 --> 00:15:52,742
‫و اون هنوز بهم‬
‫جوابی نداده.‬

376
00:15:52,743 --> 00:15:54,161
‫سکوت مطلق.‬

377
00:15:54,162 --> 00:15:55,830
‫اه، لعنت به اون یارو.‬

378
00:15:57,457 --> 00:15:59,458
‫هی زویی، هنوز دنبال یه هدفی می‌گردی‬

379
00:15:59,459 --> 00:16:00,750
‫که خودت رو وقفش کنی؟‬

380
00:16:00,751 --> 00:16:01,918
‫خیلی زیاد.‬

381
00:16:01,919 --> 00:16:03,211
‫یه چیزِ اون‌قدر مهم می‌خوام‬

382
00:16:03,212 --> 00:16:05,755
‫که ارزش تتو کردن داشته باشه،‬
‫ولی نباید فرقه باشه.‬

383
00:16:05,756 --> 00:16:07,132
‫وای خدا!‬
‫شماها اصلاً نمی‌دونید‬

384
00:16:07,133 --> 00:16:08,633
‫چقدر آدم دارن کارای باحال می‌کنن‬

385
00:16:08,634 --> 00:16:09,926
‫فقط برای اینکه بکشوننت توی فرقه‌شون.‬

386
00:16:09,927 --> 00:16:11,178
‫من توی سه تاشون بودم.‬

387
00:16:11,179 --> 00:16:13,680
‫خب، بیا از بحث دور نشیم.‬

388
00:16:13,681 --> 00:16:16,600
‫ام، زویی، نظرت درباره‌ی این چیه‬
‫که زن‌های کافی‬

389
00:16:16,601 --> 00:16:18,268
‫توی پست‌های مدیریتی‬
‫اینجا توی لادلو نیستن؟‬

390
00:16:18,269 --> 00:16:19,769
‫- آفرین!‌ آفرین!‬
‫- دوست داشتم،‬

391
00:16:19,770 --> 00:16:21,646
‫ولی نمی‌دونم‬
‫روی تی‌شرت جا میشه یا نه.‬

392
00:16:21,647 --> 00:16:23,773
‫خب، نظرت درباره‌ی، اه،‬
‫زن‌های بیشتر در بالا چیه؟‬

393
00:16:23,774 --> 00:16:25,150
‫من اون تی‌شرت رو می‌پوشم.‬

394
00:16:25,151 --> 00:16:27,611
‫- اَه.‬
‫- چیه؟‬

395
00:16:27,612 --> 00:16:29,988
‫- یه لحظه بهش زمان بده.‬
‫- داری چی...‬

396
00:16:29,989 --> 00:16:31,448
‫تقریباً.‬

397
00:16:31,449 --> 00:16:32,991
‫- اوه، نه، نه، نه، نه.‬
‫- مم.‬

398
00:16:32,992 --> 00:16:34,034
‫نه نمی‌پوشم.

399
00:16:34,035 --> 00:16:35,619
‫- نمی‌تونم.‬
‫- حالم بد شد.‬

400
00:16:35,620 --> 00:16:37,954
‫اون‌طوری نیست...‬
‫پوزیشنش چندش نیست.‬

401
00:16:37,955 --> 00:16:39,456
‫باحاله و نه...‬

402
00:16:39,457 --> 00:16:41,500
‫- دربارش حرف نمی‌زنیم.‬
‫- نگو... فهمیدیم.‬

403
00:16:41,501 --> 00:16:43,001
‫بگذریم، هی.‬
‫حالا که حرف از زن‌های قدرتمنده،‬

404
00:16:43,002 --> 00:16:44,127
‫شنیدم که بهت پیشنهادِ‬

405
00:16:44,128 --> 00:16:45,462
‫ریاست دپارتمان ادبیات رو دادن.‬

406
00:16:45,463 --> 00:16:47,047
‫- اوهوم.‬
‫- خیلی باحاله.‬

407
00:16:47,048 --> 00:16:48,381
‫والت بهت گفت‬
‫بیای با من حرف بزنی‬

408
00:16:48,382 --> 00:16:49,674
‫تا من رو نسبت بهش مشتاق‌تر کنی؟‬

409
00:16:49,675 --> 00:16:52,302
‫

410
00:16:52,303 --> 00:16:53,887
‫- آره، گفت. متأسفم.‬
‫- پسر!‬

411
00:16:53,888 --> 00:16:55,305
‫- اوه، بابا!‬
‫- می‌دونم.‬

412
00:16:55,306 --> 00:16:56,806
‫- جدی؟‬
‫- تو خودِ مشکلی.‬

413
00:16:56,807 --> 00:16:58,308
‫می‌دونم. من رو توش گیر انداختن.‬

414
00:16:58,309 --> 00:16:59,851
‫- متأسفم، دارم سعی می‌کنم...‬
‫- بیخیال!‬

415
00:16:59,852 --> 00:17:01,436
‫- چرا داری...‬
‫- دارم سعی می‌کنم اوضاع رو مدیریت کنم.‬

416
00:17:01,437 --> 00:17:03,188
‫- دارم سعی می‌کنم به همه کمک کنم.‬
‫- اینجا فوتبال نیست.‬

417
00:17:03,189 --> 00:17:04,481
‫توی تیمِ کی...‬

418
00:17:04,482 --> 00:17:07,568
‫اوه، خیلی خب، جوگیر نشین خانم‌ها.

419
00:17:08,986 --> 00:17:10,820
‫اوه...‬

420
00:17:10,821 --> 00:17:13,073
‫بابا.‬

421
00:17:13,074 --> 00:17:15,075
‫می‌دونم، همین که کلمات‬
‫از دهنم دراومد،‬

422
00:17:15,076 --> 00:17:16,910
‫لرزه به تنم افتاد.‬

423
00:17:16,911 --> 00:17:18,662
‫والت نیتش خوبه.‬

424
00:17:18,663 --> 00:17:21,164
‫فقط نمی‌تونه شغلی که می‌خوای رو‬
‫بهت پیشنهاد بده.‬

425
00:17:21,165 --> 00:17:22,332
‫این تصمیمِ اونه.‬

426
00:17:22,333 --> 00:17:23,833
‫داری درباره‌ی چی‬
‫زر می‌زنی؟‬

427
00:17:23,834 --> 00:17:25,585
‫نمی‌دونم، هیچ‌وقت نمی‌دونم.‬

428
00:17:25,586 --> 00:17:27,546
‫نمی‌دونم چرا اومدم اینجا.‬

429
00:17:27,547 --> 00:17:28,923
‫ببخشید، معذرت می‌خوام.‬

430
00:17:29,840 --> 00:17:31,258
‫اوه، والته.‬

431
00:17:31,259 --> 00:17:33,552
‫- می‌خواد بدونه اوضاع چطور پیش میره.‬
‫- اوه.‬

432
00:17:33,553 --> 00:17:36,012
‫اگه یه عکس براش بفرستی
‫همه‌چی بخشیده میشه،‬

433
00:17:36,013 --> 00:17:38,181
‫عکسی از وضعیتی که الان توشیم.‬

434
00:17:38,182 --> 00:17:40,183
‫- می‌تونم سلفی بگیرم؟‬
‫- حتماً.‬

435
00:17:40,184 --> 00:17:41,519
‫خیلی خب، بریم که داشته باشیم.‬

436
00:17:48,025 --> 00:17:49,609
‫خب، حالا.‬

437
00:17:49,610 --> 00:17:52,113
‫اینم میره توی‬
‫لیستِ تخلفات.‬

438
00:17:55,575 --> 00:17:57,242
‫آقای روسو.‬

439
00:17:57,243 --> 00:17:59,911
‫قبلاً بخاطر کلاه ایمنی‬
‫نشناختمتون.‬

440
00:17:59,912 --> 00:18:01,246
‫و زنم اصلا باور نمی‌کنه‬

441
00:18:01,247 --> 00:18:03,582
‫که تونستم‬
‫نویسنده‌ی موردعلاقه‌ام رو ببینم‬

442
00:18:03,583 --> 00:18:05,166
‫مگه اینکه این رو برام امضا کنید.‬

443
00:18:05,167 --> 00:18:06,626
‫- بله، البته. حتماً، حتماً.‬
‫- عالیه.‬

444
00:18:06,627 --> 00:18:07,961
‫فرد سالوسکی.‬

445
00:18:07,962 --> 00:18:09,296
‫- گرگ روسو.‬
‫- هی.‬

446
00:18:09,297 --> 00:18:12,215
‫فقط جهت اطلاعتون،‬
‫دخترم بهم آمار داد‬

447
00:18:12,216 --> 00:18:14,926
‫درباره‌ی...‬
‫رابطه‌ی شخصی‌مون.‬

448
00:18:14,927 --> 00:18:16,303
‫من اسمِ همه‌ی سگ‌ها رو نمی‌دونم.‬

449
00:18:16,304 --> 00:18:17,387
‫فقط یه جورایی...‬

450
00:18:17,388 --> 00:18:19,097
‫- اون رو که فهمیدم. آره.‬
‫- احمقانه بود.‬

451
00:18:19,098 --> 00:18:22,475
‫اه، پس این رو تقدیم می‌کنم به مردی‬

452
00:18:22,476 --> 00:18:25,062
‫که دخترش از شوهرِ دخترِ من حامله شده.‬

453
00:18:26,564 --> 00:18:27,814
‫یا فرد؟‬

454
00:18:27,815 --> 00:18:30,025
‫بیا همون فرد رو بنویسم.

455
00:18:30,026 --> 00:18:34,404
‫حضورِ زن‌ها توی هیئت‌علمیِ لادلو ۶.۲۷ درصد کمتر از حدِ نیازه،‬

456
00:18:34,405 --> 00:18:37,490
‫و غیبتشون توی سطوحِ بالاتر کاملاً به چشم میاد،‬

457
00:18:37,491 --> 00:18:40,160
‫طوری که فقط ۲۸ درصدِ‬
‫پست‌های اداری دستِ اوناست.‬

458
00:18:40,161 --> 00:18:42,329
‫دخترم مهارت‌های تحقیقش حرف نداره.‬

459
00:18:42,330 --> 00:18:44,414
‫رئیس مَن، من عاشق لادلو هستم.‬

460
00:18:44,415 --> 00:18:45,915
‫ولی می‌تونیم بهتر عمل کنیم،‬

461
00:18:45,916 --> 00:18:47,584
‫و منم قراره برای رسیدن بهش تلاش کنم.‬

462
00:18:47,585 --> 00:18:49,586
‫حقیقت رو به آدم‌های قدرتمند گفتن،
‫یه جورایی برام لذت‌بخشه.‬

463
00:18:49,587 --> 00:18:51,087
‫- لازم نیست این رو بدونه.‬
‫- ببخشید.‬

464
00:18:51,088 --> 00:18:53,256
‫اه، ممنون بابت وقتی که گذاشتید، قربان.‬

465
00:18:53,257 --> 00:18:55,008
‫خواهش می‌کنم.‬
‫و بدونید که درِ اتاقِ من‬

466
00:18:55,009 --> 00:18:57,302
‫همیشه بازه، مخصوصاً وقتی که‬

467
00:18:57,303 --> 00:18:59,596
‫مسئولِ دفترم بیرون داره از فشارِ عصبی می‌ترکه.‬

468
00:18:59,597 --> 00:19:01,307
‫- خیلی ممنونم. هوم.‬
‫- اه، مرسی.‬

469
00:19:04,101 --> 00:19:05,852
‫خیلی باحاله، نه؟‬

470
00:19:05,853 --> 00:19:07,980
‫در ضمن، خیلی هم باهوشه و...‬

471
00:19:08,939 --> 00:19:10,523
‫پیرسینگِ بینی داره.‬

472
00:19:10,524 --> 00:19:12,317
‫ببخشید، همین‌طوری دارم حرف می‌زنم
‫. من رو استرسی می‌کنی.‬

473
00:19:12,318 --> 00:19:13,860
‫خوش‌حالم.‬

474
00:19:13,861 --> 00:19:16,655
‫متأسفانه، مسائلِ فوریِ دیگه‌ای دارم.‬

475
00:19:16,656 --> 00:19:18,865
‫ظاهراً لباسِ نمادِ مدرسه‬

476
00:19:18,866 --> 00:19:23,078
‫دزدیده شده و یه نفر پوشیدتش و داره شرارت می‌کنه.‬

477
00:19:23,079 --> 00:19:24,913
‫درسته، راستش فکر کنم دیشب دیدمش‬

478
00:19:24,914 --> 00:19:26,790
‫که داشت توی فواره جیش می‌کرد.‬

479
00:19:26,791 --> 00:19:29,960
‫خب، ممنون که تا الان به کسی نگفته بودی.‬

480
00:19:30,795 --> 00:19:32,046
‫ممنون.‬

481
00:19:37,009 --> 00:19:41,221
‫در ضمن، دیلن شپرد باید رئیسِ دانشکده بشه.‬

482
00:19:41,222 --> 00:19:44,808
‫من چون دوسش دارم میگم
‫ ولی همه دوستش دارن.‬

483
00:19:44,809 --> 00:19:47,894
‫پس به نظر میرسه تصمیمِ راحتی باشه.‬

484
00:19:47,895 --> 00:19:49,896
‫خب، به هر حال. رخصت.‬

485
00:19:49,897 --> 00:19:51,649
‫ببخشید، نمی‌دونستم...‬
‫چطوری باید برم بیرون.‬

486
00:19:57,196 --> 00:19:59,489
‫من قبلاً هم توی موقعیتِ خطر بودم.‬

487
00:19:59,490 --> 00:20:00,657
‫همیشه چی میگی؟‬

488
00:20:00,658 --> 00:20:03,243
‫ولش کن.‬
‫خودش درست میشه.‬

489
00:20:03,244 --> 00:20:05,954
‫ریگزی، من پرونده‌ت رو زیر و رو کردم.‬

490
00:20:05,955 --> 00:20:07,497
‫- خب؟‬
‫- واقعاً به یه دانشجو گفتی‬

491
00:20:07,498 --> 00:20:09,165
‫که نمی‌تونه زمانِ امتحانش رو عوض کنه‬

492
00:20:09,166 --> 00:20:11,501
‫اونم بعد از اینکه مادربزرگش فوت کرده، چون...‬

493
00:20:11,502 --> 00:20:13,378
‫این روندِ طبیعیِ زندگیه؟‬

494
00:20:13,379 --> 00:20:15,673
‫آخه ۸۸ سالش بود، چاق هم بود.‬

495
00:20:16,674 --> 00:20:18,258
‫به استادِ جدیدِ ادبیاتِ کلاسیکمون گفتی‬

496
00:20:18,259 --> 00:20:21,428
‫که «بالاتنه‌ی پُری داره، اونم از نوعِ خوبش»؟‬

497
00:20:21,429 --> 00:20:23,054
‫اگه من رو با ده تا زن توی یه اتاق بذاری،‬

498
00:20:23,055 --> 00:20:24,681
‫چهارتاشون این رو به عنوانِ تعریف قبول می‌کنن.‬

499
00:20:24,682 --> 00:20:26,016
‫چهارتا کافی نیست.‬

500
00:20:27,101 --> 00:20:30,437
‫رفیق، دیگه اون دورانی که ما توش بزرگ شدیم نیست.‬

501
00:20:30,438 --> 00:20:33,773
‫چند سال پیش، حس کردم این
‫محیط داره من رو عقب می‌ندازه،‬

502
00:20:33,774 --> 00:20:35,860
‫واسه همین با تمامِ توان دویدم تا بهش برسم.‬

503
00:20:36,694 --> 00:20:39,738
‫حالا، همیشه هم نمی‌رسم،
‫ولی لعنتی تمامِ تلاشم رو می‌کنم.‬

504
00:20:39,739 --> 00:20:42,365
‫تو چی؟ تو حتی امتحان هم نمی‌کنی.‬

505
00:20:42,366 --> 00:20:43,367
‫ببین!‬

506
00:20:44,410 --> 00:20:47,203
‫از اینکه هر از گاهی یه حرفِ بی‌پرده بزنم لذت می‌برم؟‬

507
00:20:47,204 --> 00:20:49,540
‫آره. باحاله.‬

508
00:20:51,351 --> 00:20:53,227
‫ولی فلان و فلان، دنیا داره عوض میشه.‬

509
00:20:53,252 --> 00:20:55,587
‫منم باید باهاش عوض بشم.‬
‫باشه.‬

510
00:20:55,588 --> 00:20:57,089
‫پس بهم یه فرصت بده.‬

511
00:21:00,593 --> 00:21:02,553
‫می‌دونی، وقتی روی اون تختِ بیمارستان خوابیده بودم...‬

512
00:21:03,220 --> 00:21:06,223
‫فهمیدم که هیچ‌وقت نمی‌خوام اینجا رو ترک کنم.‬

513
00:21:07,600 --> 00:21:08,934
‫این مدرسه زندگیِ منه.‬

514
00:21:09,977 --> 00:21:10,978
‫والت...

515
00:21:12,563 --> 00:21:14,230
‫من دوستتم.‬

516
00:21:14,231 --> 00:21:16,150
‫هیچ‌وقت ازت چیزی نخواستم.‬

517
00:21:17,401 --> 00:21:19,069
‫الان این رو ازت می‌خوام.‬

518
00:21:20,154 --> 00:21:21,489
‫من رو کنار نذار.‬

519
00:21:22,656 --> 00:21:25,575
‫اگه کمکی می‌کنه،
‫حتی دیگه توی محیطِ بسته سیگار نمی‌کشم.‬

520
00:21:25,576 --> 00:21:27,118
‫قانونش هم همینه.‬

521
00:21:27,119 --> 00:21:29,579
‫بیخیال، نمی‌تونی به یکی هشدار بدی‬

522
00:21:29,580 --> 00:21:31,332
‫ولی بهش فرصت ندی که به خودش بیاد.‬

523
00:21:32,917 --> 00:21:33,918
‫خواهش می‌کنم.‬

524
00:21:36,462 --> 00:21:38,421
‫من... باید برم. کلاسم دیر شده.‬

525
00:21:38,422 --> 00:21:39,423
‫باشه.‬

526
00:21:40,300 --> 00:21:45,300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

527
00:21:46,272 --> 00:21:49,492
‫«کالج لادلو»

528
00:21:50,434 --> 00:21:52,185
‫اوه، خوبه.‬

529
00:21:52,186 --> 00:21:53,521
‫وانت داره.‬

530
00:21:54,605 --> 00:21:57,273
‫نه، این مربا نیست.‬

531
00:21:57,274 --> 00:21:58,525
‫این واقعاً خونه.‬

532
00:21:58,526 --> 00:21:59,818
‫دارم خون‌ریزی می‌کنم.‬

533
00:21:59,819 --> 00:22:01,277
‫باشه، عالی شد.‬

534
00:22:01,278 --> 00:22:03,363
‫اوه!‬

535
00:22:03,364 --> 00:22:04,990
‫بسه همون جا وایستا.

536
00:22:05,825 --> 00:22:08,493
‫می‌دونی که سوار شدنِ دو نفر به صورتِ هم‌زمان‬

537
00:22:08,494 --> 00:22:10,453
‫- روی اون وسیله کاملاً غیرقانونیه؟‬
‫- چی؟‬

538
00:22:10,454 --> 00:22:12,789
‫اوه خدای من، تو کی پریدی بالا؟‬

539
00:22:12,790 --> 00:22:14,959
‫ببخشید، اصلاً روحمم خبر نداشت اونجاست.‬

540
00:22:17,086 --> 00:22:20,129
‫آره، جونِ خودت.‬
‫خب، شنیدم که، اه،‬

541
00:22:20,130 --> 00:22:21,506
‫سرمربیِ جدید شدی.‬

542
00:22:21,507 --> 00:22:23,174
‫سرمربیِ موقت.‬

543
00:22:23,175 --> 00:22:24,843
‫خب، یا هر سه‌تامون‬

544
00:22:24,844 --> 00:22:26,636
‫با هم می‌ریم کلانتری...‬

545
00:22:26,637 --> 00:22:28,096
‫اوه، من که جایی نمیرم.‬

546
00:22:28,097 --> 00:22:30,306
‫...یا اینکه بهم‬
‫یه ضمانت کتبی میدی

547
00:22:30,307 --> 00:22:32,016
‫که پسرم از هفته‌ی دیگه فیکس بازی می‌کنه.‬

548
00:22:32,017 --> 00:22:34,143
‫و به جای اسمِ فامیلش‬
‫پشتِ پیرهن،‬

549
00:22:34,144 --> 00:22:36,813
‫- فقط بنویسه مرد.‬
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم.‬

550
00:22:36,814 --> 00:22:38,731
‫ولی خب، می‌دونی که،‬
‫دی‌جی بازیکن خوبیه،‬

551
00:22:38,732 --> 00:22:40,525
‫واسه همین کلی وقتِ بازی‬
‫بهش می‌رسه.‬

552
00:22:40,526 --> 00:22:42,193
‫قبوله.‬

553
00:22:42,194 --> 00:22:44,320
‫خدایا، عاشقِ پلیس بودنم.‬

554
00:22:46,615 --> 00:22:48,533
‫عجیبه. اه.‬

555
00:22:48,534 --> 00:22:51,160
‫اوه. یه پیام از طرفِ والته.‬

556
00:22:51,161 --> 00:22:53,371
‫«در موردِ‬
‫پستِ رئیسِ دانشکده،‬

557
00:22:53,372 --> 00:22:57,375
‫فکر می‌کنم عاقلانه‌ترین کار اینه‬
‫که به هیئت‌مدیره اعتماد کنم‬

558
00:22:57,376 --> 00:23:00,378
‫و این تصمیم مهم برای آینده‌ی لادلو‬
‫رو به اونا بسپارم.»‬

559
00:23:00,379 --> 00:23:02,380
‫- به نظر میاد داره از زیرش در میره.‬
‫- آره.‬

560
00:23:02,381 --> 00:23:04,382
‫احتمالاً ریگز رو نگه می‌دارن.‬

561
00:23:04,383 --> 00:23:07,052
‫می‌دونی که، زیاد از‬
‫تغییر و تحول خوششون نمیاد.‬

562
00:23:09,013 --> 00:23:10,097
‫می‌بینمت.‬

563
00:23:12,576 --> 00:23:13,868
‫خوشحالم اومدی.‬

564
00:23:13,893 --> 00:23:15,560
‫نه، عالی بود.‬
‫کلی چیز یاد گرفتم‬

565
00:23:15,561 --> 00:23:17,270
‫در موردِ ویتامین‌های دورانِ بارداری،‬

566
00:23:17,271 --> 00:23:19,940
‫و افزایشِ ضربانِ قلب‬
‫و ترشحاتِ دهانه‌ی رحم.‬

567
00:23:20,524 --> 00:23:22,609
‫آره، اعتراف می‌کنم که اون آخری‬
‫باعث شد دل و روده‌ام‬

568
00:23:22,610 --> 00:23:25,695
‫یه جوری بشه،‬
‫ولی خب، نه، عالیه.‬

569
00:23:25,696 --> 00:23:26,905
‫فقط کاش دکترِ زنانت‬

570
00:23:26,906 --> 00:23:29,073
‫این‌قدر عاشقِ جناس و‬
‫بازی با کلمات نبود.‬

571
00:23:29,074 --> 00:23:30,366
‫آره، واقعاً.‬

572
00:23:30,367 --> 00:23:33,202
‫خب.‬

573
00:23:33,203 --> 00:23:35,580
‫قبل از اینکه بری،‬
‫می‌خوای بچه‌ت رو ببینی؟‬

574
00:23:35,581 --> 00:23:37,207
‫می‌تونیم یه سونوگرافیِ سریع انجام بدیم.‬

575
00:23:37,875 --> 00:23:39,710
‫- اوم...‬
‫- اوه!‬

576
00:23:40,920 --> 00:23:42,128
‫- باشه.‬
‫- حله.‬

577
00:23:42,129 --> 00:23:43,421
‫بذار یه نگاهی بندازیم.‬

578
00:23:49,553 --> 00:23:52,388
‫وای خدای من، حشره‌کوچولو،‬
‫نگاه کن، چونه‌ش به من رفته.‬

579
00:23:57,436 --> 00:23:59,312
‫خیلی خوشگله.‬

580
00:24:01,732 --> 00:24:03,067
‫خیلی خوشگلی.

581
00:24:08,572 --> 00:24:10,490
‫شما دوتا واقعاً باید‬
‫یه رحم اجاره کنید.‬

582
00:24:10,491 --> 00:24:12,283
‫- اوه.‬
‫- اوه، بـ...‬

583
00:24:12,284 --> 00:24:15,287
‫خیلی خب، بسه.‬
‫جدی میگم، دکترم رو عوض می‌کنم.‬

584
00:24:18,457 --> 00:24:20,750
‫هی.‬

585
00:24:20,751 --> 00:24:23,252
‫خب، ببین کی برگشته‬
‫به این گرم‌خونه.‬

586
00:24:23,253 --> 00:24:25,171
‫میشه بیای بیرون‬
‫یه لحظه حرف بزنیم؟‬

587
00:24:25,172 --> 00:24:27,090
‫وسطِ یه جلسه‌ام، گرگ.‬

588
00:24:27,091 --> 00:24:30,010
‫- در، در، در، در.‬
‫- خیلی خب.‬

589
00:24:31,164 --> 00:24:35,139
‫خیلی خب، مشکلی نیست.‬
‫همین الانشم خیسِ عرقم.‬

590
00:24:35,140 --> 00:24:36,933
‫- تمرینِ هاکیه.‬
‫- میشه بریم سرِ اصلِ مطلب؟‬

591
00:24:36,934 --> 00:24:38,519
‫می‌دونم اینجایی تا‬
‫درباره‌ی دیلن حرف بزنی.‬

592
00:24:40,437 --> 00:24:43,272
‫نمی‌خوام کاری کنی که‬
‫بعداً پشیمون بشی.‬

593
00:24:43,273 --> 00:24:45,316
‫منم نمی‌خوام به نصیحت‌های‬
‫کسی گوش بدم که‬

594
00:24:45,317 --> 00:24:47,111
‫جز بی‌احترامی‬
‫چیزی ازش ندیدم.‬

595
00:24:47,945 --> 00:24:51,114
‫- بی‌احترامی؟ من کی...‬
‫- روی میزِ من سکس کردی.‬

596
00:24:51,115 --> 00:24:53,825
‫من... آره، کردم، قبول دارم.‬

597
00:24:53,826 --> 00:24:55,661
‫فقط یه بار بهت بی‌احترامی کردم.‬

598
00:24:57,204 --> 00:24:59,998
‫به خودت و میزت بی‌احترامی کردم،‬
‫معذرت می‌خوام.‬

599
00:24:59,999 --> 00:25:01,875
‫من یه مردِ به‌شدت‬
‫تنهام، گرگ.‬

600
00:25:03,502 --> 00:25:05,712
‫همون هفته‌ی اولی که‬

601
00:25:05,713 --> 00:25:07,964
‫اومدم اینجا، با ریگز آشنا شدم.‬

602
00:25:07,965 --> 00:25:09,340
‫خیلی زود با هم مچ شدیم.‬

603
00:25:09,341 --> 00:25:11,050
‫زنی دارم که‬

604
00:25:11,051 --> 00:25:14,220
‫شش ماهِ سال رو‬
‫داره دورِ دنیا سفر می‌کنه،‬

605
00:25:14,221 --> 00:25:18,307
‫و دور و برم پر از‬
‫همکارهای جورواجوره.‬

606
00:25:18,308 --> 00:25:22,311
‫واسه همین، رفیق کم پیدا میشه.‬

607
00:25:22,312 --> 00:25:25,149
‫و می‌دونم که... تحملم سخته.‬

608
00:25:26,066 --> 00:25:29,027
‫آره، واقعا.‬

609
00:25:29,028 --> 00:25:31,738
‫واقعاً... تحملت سخته.‬

610
00:25:31,739 --> 00:25:33,865
‫فکر می‌کردم اینجا دیگه‬
‫باهام مخالفت کنی.‬

611
00:25:33,866 --> 00:25:35,826
‫نگاهت کن،‬
‫نیمه‌برهنه‌ای. فقط...‬

612
00:25:36,493 --> 00:25:38,828
‫من مثلِ تو با بدنم‬
‫راحت نیستم.‬

613
00:25:38,829 --> 00:25:39,872
‫هیچ‌کس نیست.‬

614
00:25:41,498 --> 00:25:42,666
‫مسئله اینجاست.‬

615
00:25:45,669 --> 00:25:47,420
‫خودم رو به این باور‬
‫رسونده بودم که‬

616
00:25:47,421 --> 00:25:50,006
‫من و تو قراره‬

617
00:25:50,007 --> 00:25:53,177
‫رفیقِ فابریکِ هم بشیم.‬

618
00:25:54,219 --> 00:25:55,220
‫والت...‬

619
00:25:56,388 --> 00:25:57,848
‫نمی‌تونم بهت بگم...‬

620
00:25:59,349 --> 00:26:02,018
‫چطوری یا چرا آدما‬
‫با هم ارتباط می‌گیرن.‬

621
00:26:02,019 --> 00:26:04,020
‫منظورم اینه که ممکنه با کسی آشنا بشی‬

622
00:26:04,021 --> 00:26:06,230
‫و از بی‌ملاحظگی‌شون‬
‫کلافه بشی.‬

623
00:26:06,231 --> 00:26:09,025
‫- آره!‬
‫- لزوماً منظورم تو نبودی.‬

624
00:26:09,026 --> 00:26:11,195
‫ببخشید، باید از اینجا برم بیرون‬
‫قبل از اینکه از حال برم.‬

625
00:26:13,197 --> 00:26:14,614
‫باشه.‬

626
00:26:14,615 --> 00:26:16,408
‫تهِ حرفم اینه.‬

627
00:26:17,367 --> 00:26:19,452
‫دیلن دوستِ تو هم هست.‬

628
00:26:19,453 --> 00:26:23,707
‫هر تصمیمی که بگیری،‬
‫باید انتخابِ خودت باشه.‬

629
00:26:34,885 --> 00:26:36,761
‫هی، همه آماده‌ی رفتنن.‬

630
00:26:36,762 --> 00:26:39,263
‫منم تا یه دقیقه‌ی دیگه میام.‬
‫اوم، چرا نمیری

631
00:26:39,264 --> 00:26:41,058
‫باهاشون درباره‌ی‬
‫رابرت راشنبرگ حرف بزنی؟‬

632
00:26:41,934 --> 00:26:44,477
‫و اینکه چطور رابطه‌ی شخصی‌ش‬

633
00:26:44,478 --> 00:26:47,063
‫با جاسپر جانز باعثِ‬
‫شکل‌گیریِ گفتمانی شد‬

634
00:26:47,064 --> 00:26:49,232
‫که رسانه‌های مدرن رو‬
‫واردِ دنیای هنر کرد.‬

635
00:26:49,233 --> 00:26:50,608
‫آره، انجامش میدم.‬

636
00:26:50,609 --> 00:26:52,443
‫- ممنون.‬
‫- خب، خنگول‌ها،‬

637
00:26:52,444 --> 00:26:54,737
‫راشنبرگ.‬
‫اون و جسپر جی، بچه‌ها،‬

638
00:26:54,738 --> 00:26:56,280
‫با هم هم‌خونه بودن.‬
‫قضیه‌اش چیه؟‬

639
00:26:57,741 --> 00:26:59,910
‫نه واقعاً.‬

640
00:27:16,009 --> 00:27:18,594
‫باشه.‬

641
00:27:18,595 --> 00:27:21,931
‫پابلو نرودا بیشتر برای‬
‫شعرهای عاشقانه‌اش معروفه.‬

642
00:27:21,932 --> 00:27:23,808
‫اما، <i>چیزی جز مرگ</i>‬

643
00:27:23,809 --> 00:27:25,686
‫شاید غمگین‌ترین شعری باشه‬
‫که تا حالا نوشته شده.‬

644
00:27:26,770 --> 00:27:29,106
‫«قبرستان‌هایی هستن‬
‫که تنهان.‬

645
00:27:30,274 --> 00:27:32,275
‫«قبرهای پر از استخون‬

646
00:27:32,276 --> 00:27:34,110
‫که هیچ صدایی ازشون درنمیاد.»‬

647
00:27:34,111 --> 00:27:36,529
‫ببخشید که بزم‌تون رو بهم می‌زنم،‬
‫ولی‬

648
00:27:36,530 --> 00:27:37,822
‫می‌تونم چند لحظه باهات حرف بزنم؟‬

649
00:27:37,823 --> 00:27:39,283
‫چی شده؟‬

650
00:27:41,034 --> 00:27:43,953
‫اولین چیزی که ازت می‌خوام‬
‫به عنوان رئیس جدید دانشکده‬

651
00:27:43,954 --> 00:27:45,496
‫یه لیست از پیشنهادهاست‬

652
00:27:45,497 --> 00:27:46,956
‫برای مدیر جدید‬
‫گروه ادبیاته.‬

653
00:27:46,957 --> 00:27:48,167
‫می‌تونی این کار رو برام بکنی؟‬

654
00:27:48,876 --> 00:27:51,128
‫البته.‬
‫فردا روی میزته.‬

655
00:27:52,921 --> 00:27:54,006
‫ادامه بده.

656
00:27:58,802 --> 00:28:00,136
‫خیلی‌خب.

657
00:28:00,137 --> 00:28:01,138
‫کجا بودیم؟‬

658
00:28:03,473 --> 00:28:07,477
‫«قلبی که داره‬
‫از یه تونل رد می‌شه.‬

659
00:28:08,478 --> 00:28:10,856
‫«توش، تاریکی...‬

660
00:28:12,065 --> 00:28:15,151
‫تاریکی، تاریکی.»‬

661
00:28:27,080 --> 00:28:28,414
‫بفرما، اینم از این.‬

662
00:28:28,415 --> 00:28:31,168
‫ولی از این به بعد سعی می‌کنم‬
‫قبلش در بزنم.‬

663
00:28:32,211 --> 00:28:33,670
‫منصفانه‌ست.‬

664
00:28:34,504 --> 00:28:36,172
‫والت.‬

665
00:28:36,173 --> 00:28:38,257
‫الان کار داری؟

666
00:28:38,258 --> 00:28:40,343
‫

667
00:28:40,344 --> 00:28:42,678
‫باید یه زمانی رو مشخص کنیم‬
‫که هر روز این کارو انجام بدیم.‬

668
00:28:42,679 --> 00:28:43,846
‫شاید.‬

669
00:28:43,847 --> 00:28:45,181
‫چی میشه اگه یه اکیپ تشکیل بدیم؟‬

670
00:28:45,182 --> 00:28:46,432
‫گشت‌زن‌های لادلو

671
00:28:46,433 --> 00:28:48,184
‫نمی‌دونم این اسم‬
‫برای یه اکیپ خوبه یا نه.‬

672
00:28:48,185 --> 00:28:50,853
‫- وو! وقت اکیپ‌بازیه.‬
‫- وای خدای من.‬

673
00:28:52,000 --> 00:29:12,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

674
00:29:52,916 --> 00:29:54,835
‫<i>خداحافظ.</i>‬
