WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:24.733 --> 00:27.819
‫خب، شبِ آخرت تو فلوریدا‬
‫چیکار کردی؟‬

00:27.903 --> 00:31.949
‫خیلی چسبید. رفقا برام‬
‫یه مهمونیِ خداحافظیِ کوچیک گرفتن‬

00:32.031 --> 00:33.742
‫چون تا کریسمس برنمی‌گردم.‬

00:33.825 --> 00:34.993
‫- رفقات؟‬
‫- آره.‬

00:35.077 --> 00:36.495
‫- رفقات کی‌ان؟‬
‫- خودت می‌دونی دیگه.‬

00:36.571 --> 00:37.781
‫رفقام دیگه.‬

00:37.871 --> 00:39.289
‫سم. کلیف.‬

00:39.373 --> 00:40.457
‫نورم.‬

00:40.541 --> 00:41.875
‫همون بازیگرایِ سریالِ «چیرز»‌‌اند.‬

00:41.959 --> 00:43.293
‫نمی‌دونستم این سریال رو می‌شناسی.‬

00:43.377 --> 00:44.628
‫بچه‌‌های سریال کوچ هم بودن؟

00:44.711 --> 00:47.422
‫متأسفانه سریال کوچ تموم شده.‬
‫فصلِ سه.‬

00:47.506 --> 00:48.966
‫متأسفم.‬

00:50.300 --> 00:52.553
‫این خونه‌ای که بهم دادن رو ببین.‬

00:52.636 --> 00:53.804
‫

00:53.887 --> 00:55.889
‫اوه! سبدِ هدیه.‬

00:55.973 --> 00:57.474
‫ازم پرسیدن نوشیدنیِ‬
‫موردعلاقه‌ت چیه.‬

00:57.558 --> 00:59.518
‫اوه! ممنون عزیزم.‬

00:59.601 --> 01:01.728
‫من نخریدمش، فقط جوابِ یه پیام رو دادم.‬

01:01.812 --> 01:03.188
‫خب، یادت بود دیگه.‬

01:04.188 --> 01:06.149
‫اوه.‬

01:06.233 --> 01:08.360
‫اینجا برای یه نفر خیلی بزرگه.‬

01:08.443 --> 01:09.486
‫بابا، من نمیام با تو زندگی کنم.‬

01:09.570 --> 01:10.904
‫- من همچین فکری نمی‌کردم.‬
‫- چرا، می‌کردی.‬

01:10.988 --> 01:13.448
‫آره، می‌کردم.‬
‫خیلی بهمون خوش می‌گذشت!‬

01:14.449 --> 01:15.742
‫اوه، عاشق این میشی.‬

01:15.826 --> 01:17.411
‫نظرت چیه؟‬

01:17.494 --> 01:19.037
‫- آره.‬
‫- می‌تونم این رو زیرِ کت بپوشم؟‬

01:19.121 --> 01:20.205
‫- اصلاً این کار رو نکن.‬
‫- نه؟‬

01:21.498 --> 01:23.625
‫بابا، باید درباره‌ی یه چیزی حرف بزنیم.‬

01:23.709 --> 01:24.710
‫اوه!‬

01:25.919 --> 01:28.505
‫ذرتِ بوداده با طعمِ خیارشور؟‬
‫مالِ همین منطقه‌ست؟‬

01:28.589 --> 01:29.631
‫نمی‌دونم.‬

01:31.925 --> 01:35.429
‫یه مدتی طول کشید تا‬
‫از زیرِ سایه‌ی مامان بیام بیرون.‬

01:35.512 --> 01:38.307
‫و حالا تو اینجایی.‬

01:38.390 --> 01:40.601
‫- آره.‬
‫- که به نظرم خیلی هم عالیه.‬

01:40.684 --> 01:42.311
‫اوه! چه تغییرِ مثبتی.‬

01:42.394 --> 01:43.770
‫داشتم سعی می‌کردم‬
‫از این وضعیتِ تکراری درت بیارم‬

01:43.854 --> 01:47.149
‫از وقتی تو و مامان جدا شدین،‬
‫و این دقیقاً همون کاره.‬

01:47.232 --> 01:50.360
‫- آره.‬
‫- ولی با این اوضاعِ داغونِ ازدواجم‬

01:50.444 --> 01:52.321
‫و تعلیق شدنم...‬

01:52.404 --> 01:54.281
‫به ‌زور می‌تونم از پسِ خودم بربیام.‬

01:54.364 --> 01:57.200
‫پس اگه حس کنم باید مراقبِ تو هم باشم، من...‬

01:57.283 --> 01:59.036
‫ما باید به همدیگه‬

01:59.119 --> 02:01.204
‫- یکم فضا بدیم، می‌فهمی؟‬
‫- آره.‬

02:01.288 --> 02:02.789
‫یا خدا! خب بخورشون دیگه.‬

02:02.873 --> 02:05.459
‫ببخشید. مزه‌ی خیارشورِ ترد می‌دن.‬

02:05.542 --> 02:06.752
‫آره.‬

02:08.753 --> 02:09.838
‫

02:09.920 --> 02:11.298
‫- باشه. ببخشید.‬
‫- باشه.‬

02:12.424 --> 02:14.217
‫- من زندگیِ خودم رو دارم...‬
‫- صبر کن. یکی دیگه.‬

02:17.429 --> 02:18.764
‫- داشتی می‌گفتی.‬
‫- باشه.‬

02:19.723 --> 02:21.266
‫- من اینجا زندگیِ خودم رو دارم.‬
‫- آره.‬

02:21.350 --> 02:23.393
‫نمی‌تونم بذارم همه ‌جا دستم رو بگیری.‬

02:23.477 --> 02:25.145
‫فهمیدم. می‌تونی تنهایی بجنگی.‬

02:25.228 --> 02:29.399
‫و اگه نتونستی تنهایی بجنگی،‬
‫با هم می‌جنگیم، دست تو دستِ هم.‬

02:29.483 --> 02:31.276
‫- شوخی بود.‬
‫- آره. من دیگه میرم.‬

02:31.360 --> 02:33.028
‫- باشه.‬
‫- شکلاتِ توبلرون رو هم با خودم می‌برم.‬

02:33.111 --> 02:35.405
‫و عزیزم، بابتِ این ممنون.‬

02:36.448 --> 02:38.617
‫در ضمن، در موردِ با هم زندگی کردن جدی نبودم.‬

02:38.700 --> 02:40.535
‫اوه، واقعاً؟ داشتم فکر می‌کردم‬

02:40.619 --> 02:42.454
‫که خونه‌ی اون مربیِ هاکیِ خدابیامرز‬
‫یکم دلگیره،‬

02:42.537 --> 02:44.122
‫و شاید بد نباشه اینجا بمونم

02:44.206 --> 02:45.415
‫- واسه یکی دو هفته...‬
‫- حتماً این کار رو بکن!‬

02:45.499 --> 02:47.167
‫پیتزا سفارش بده، منم یه...‬

02:47.250 --> 02:48.793
‫اوه، اصلاً کارِ خوبی نکردی.‬

02:48.877 --> 02:50.754
‫- اصلاً کارِ قشنگی نبود.‬
‫- دوستت دارم.‬

02:50.837 --> 02:52.130
‫منم دوستت دارم.‬

03:40.846 --> 03:43.180
‫اوه، سلام! سلام همسایه‌ی جدید!‬

03:43.265 --> 03:44.683
‫خیلی عجیبه. یادته؟‬

03:44.766 --> 03:46.268
‫قرار بود دوستت توی این خونه زندگی کنه.‬

03:46.351 --> 03:48.103
‫یادمه.‬

03:48.186 --> 03:50.105
‫آروم باش. از دستت عصبانی نیستم.‬

03:50.188 --> 03:51.648
‫ممنون. خدایا شکرت.‬

03:53.942 --> 03:55.736
‫می‌تونم باهات بیام؟‬

03:55.819 --> 03:57.779
‫استرسِ روزِ اول رو دارم و نمی‌دونم‬

03:57.863 --> 03:59.781
‫- چی به چیه.‬
‫- بیا بریم.‬

03:59.865 --> 04:01.408
‫ممنون.‬

04:01.491 --> 04:03.243
‫این کفش‌ها چیه پوشیدی؟‬
‫داری میری جشنِ فارغ‌التحصیلی؟‬

04:03.326 --> 04:05.245
‫اوه، می‌دونستم خیلی برق می‌زنن.‬

04:05.328 --> 04:06.413
‫- اوه.‬
‫- خوبی؟‬

04:06.496 --> 04:08.248
‫- آره، خوبم.‬
‫- باشه.‬

04:08.331 --> 04:10.375
‫هی، یه دقیقه وقت داری‬ کمکم کنی؟

04:10.459 --> 04:11.710
‫آره، حتماً. هر چی باشه.‬

04:11.793 --> 04:13.712
‫- باشه.‬
‫- اوه! چه باحاله.‬

04:13.795 --> 04:15.255
‫تو هم باید یکی بگیری.‬

04:16.255 --> 04:18.257
‫باید کارِ کارآموزیِ تابستونم رو قطعی کنم.‬

04:18.341 --> 04:20.051
‫فکر نکنم بدونی چقدر دارم سکته می‌کنم.‬

04:20.135 --> 04:21.970
‫راستش صدات اون‌قدرها هم‬
‫مضطرب به نظر نمیاد.‬

04:22.053 --> 04:23.805
‫چرا یکم با شور و حالِ بیشتری بهم نمیگی؟‬

04:23.889 --> 04:25.474
‫- چه حسی داری؟‬
‫- خواب ندارم.‬

04:25.557 --> 04:27.017
‫- اصلاً؟ استرس داری!‬
‫- استرس دارم!‬

04:27.100 --> 04:28.769
‫- استرس دارم!‬
‫- بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها، لطفاً.‬

04:28.852 --> 04:30.437
‫دارم سعی می‌کنم اینجا روی کتابم کار کنم.‬

04:30.520 --> 04:34.775
‫وای خدای من، واقعاً ببخشید‬
‫که دارم توی آپارتمان خودم حرف میزنم.‬

04:34.858 --> 04:35.901
‫ازش متنفرم.‬

04:36.485 --> 04:38.028
‫- صدامون رو میاریم پایین.‬
‫- ممنون.‬

04:38.111 --> 04:39.529
‫یه استاد راهنما می‌خوام که نفوذ داشته باشه.‬

04:39.613 --> 04:41.114
‫باید از خودِ رئیس مَن بپرسم.‬

04:41.198 --> 04:42.908
‫- اون که همش باشگاهه.‬
‫- راست میگی!‬

04:42.991 --> 04:44.493
‫اوه، تو و والت.‬

04:44.576 --> 04:46.536
‫این واقعاً...‬
‫به نظرم خیلی خوب نیست.

04:46.620 --> 04:47.954
‫خیلی خوب برای تو؟‬

04:48.038 --> 04:49.164
‫آره.‬

04:49.247 --> 04:50.749
‫اجازه هست رک حرف بزنم؟‬

04:50.832 --> 04:53.293
‫کات کنین. بیاین تمومش کنیم. برو خونه!‬

04:53.376 --> 04:55.212
‫فقط مسئله اینه که این اواخر‬

04:55.295 --> 04:56.671
‫خیلی توی چشم بودم و فکر می‌کنم‬

04:56.755 --> 04:58.465
‫شاید به ازای اینکه توجه بیشتری رو جلب کنیم...‬

04:58.548 --> 04:59.925
‫تا گفتم «به ازای» برام چشم‌غره رفت.‬

05:00.008 --> 05:02.385
‫آدم‌های تحصیل‌کرده میگن «به ازای»، مو.‬

05:04.678 --> 05:08.431
‫ویراستارم هر روز بهم زنگ می‌زنه‬
‫و صفحه‌های جدیدِ این کتاب رو ازم می‌خواد.‬

05:08.475 --> 05:11.853
‫این کتاب فقط برای من نیست،‬
‫برای آینده‌ی بچه‌مونه، باشه؟‬

05:11.937 --> 05:13.730
‫پس فکر می‌کنم به نفعمونه شرایطی رو‬

05:13.814 --> 05:15.607
‫فراهم کنیم که بتونم توش موفق بشم.‬

05:15.690 --> 05:19.611
‫والت، اون خاله زنک‌ترین آدمِ کلِ دانشگاهه، خب؟‬

05:19.694 --> 05:21.905
‫و آخرین چیزی که لازم داریم اینه که اون مرد‬

05:21.988 --> 05:23.490
‫توی زندگی‌مون سرک بکشه.‬

05:24.699 --> 05:27.285
‫باشه، قبول. نمیگم بهش.‬

05:27.369 --> 05:28.370
‫ممنون.‬

05:31.248 --> 05:35.126
‫پس فکر می‌کنی درسته که استخدامش کنی،‬
‫با اینکه قبلاً قولِ‬

05:35.210 --> 05:37.254
‫پستِ نویسنده‌ی مقیم رو
‫به دوستم روبی داده بودی؟‬

05:37.337 --> 05:39.089
‫اگه منظورت از کمک کردن این بود، اصلاً خوشم نیومد.‬

05:39.172 --> 05:41.550
‫استخدامِ گرگ فرصتی بود
‫که فقط یه بار پیش میاد.‬

05:41.633 --> 05:42.843
‫دوستت می‌تونه ترمِ بعد این کار رو انجام بده.‬

05:42.926 --> 05:45.303
‫شاید اینطوری وقت کنه چیزی بنویسه‬
‫که حداقل یه نفر اسمش رو شنیده باشه.‬

05:45.387 --> 05:48.014
‫روبی جایزه‌ی بیلی گیفورد رو
‫برای کتاب‌های غیرداستانی برده.‬

05:48.098 --> 05:50.016
‫- همه‌مون رزومه داریم.‬
‫- ببین.‬

05:50.100 --> 05:54.604
‫والت گفت یا باید این کار رو قبول کنم‬
‫یا کیتی کارش رو از دست میده.‬

05:54.688 --> 05:56.815
‫و ممنون می‌شم اگه این موضوع بین خودمون بمونه،‬

05:56.898 --> 05:58.692
‫- چون کیتی من رو می‌کشه.‬
‫- البته.‬

05:58.775 --> 06:01.444
‫مواظبِ پشتِ سرت باش گرگ،‬
‫چون ممکنه از پشت بهت خنجر بزنه.‬

06:01.528 --> 06:03.405
‫می‌فهمی که این اصلاً ربطی به دوستش نداره.‬

06:03.488 --> 06:05.615
‫بحث سرِ مجله‌ی ریویو هست.‬

06:05.699 --> 06:07.158
‫نمی‌دونم ریویو چیه.‬

06:07.242 --> 06:09.786
‫- حرفِ خیلی مزخرفی بود.‬
‫- پس حرفم رو پس می‌گیرم، می‌دونم چیه.‬

06:09.870 --> 06:13.039
‫قرار بود با هم دوست باشیم والت،‬
‫ولی تو همه‌چیز رو انداختی دور.‬

06:13.123 --> 06:16.167
‫باید کارت رو با ظرافت و حساسیتِ بیشتری انجام بدی.‬

06:16.251 --> 06:18.795
‫می‌دونی چرا اینقدر جذبِ گرگ شدم؟‬

06:19.880 --> 06:21.381
‫لازم نیست... نیازی نیست بگی.‬

06:21.464 --> 06:22.841
‫چون اون تنها کسیه که این دور و براست‬

06:22.924 --> 06:25.010
‫و واقعاً چیزی از من نمی‌خواد.‬

06:27.470 --> 06:28.805
‫اینم یه ویولنِ خیلی کوچولو.‬

06:28.889 --> 06:30.640
‫می‌خواستم بپرسم چیه.‬

06:30.724 --> 06:32.475
‫- واقعاً کوچیکه.‬
‫- اگه اجازه بدین،‬

06:32.558 --> 06:34.811
‫باید به گرگ کمک کنم دفترِ جدیدش رو پیدا کنه.‬

06:34.895 --> 06:36.271
‫بیا. از این طرف.‬

06:36.354 --> 06:37.522
‫خداحافظ.‬

06:41.484 --> 06:43.153
‫خب، اینم از این.‬

06:43.236 --> 06:46.656
‫فکر کنم خودم می‌تونستم پیداش کنم.‬
‫باید از دیلن معذرت‌خواهی کنم؟‬

06:46.740 --> 06:49.242
‫اوه، ما هیچ کارِ اشتباهی نکردیم.‬
‫اون باید از ما معذرت بخواد.‬

06:49.326 --> 06:51.328
‫بذار بهترین بخشِ این چیدمان رو بهت نشون بدم.‬

06:54.372 --> 06:56.082
‫تو هم مثلِ من عاشقشی؟‬

06:56.166 --> 06:58.043
‫پس دفترِ تو وصله به...‬

06:58.126 --> 07:01.254
‫هر وقت خواستی می‌تونی بیای‬
‫و یه سلامی بکنی.‬

07:01.338 --> 07:03.715
‫- خوش می‌گذره.‬
‫- فردا شب مسابقه‌ی هاکی داریم.‬

07:03.798 --> 07:04.966
‫یه مربیِ جدید استخدام کردیم. دوست داری بیای؟‬

07:05.050 --> 07:07.719
‫من زیاد اهلِ هاکی نیستم.‬

07:07.802 --> 07:11.056
‫کاش بهم گفته بودی‬
‫که دارم جایِ دوستِ دیلن رو می‌گیرم.‬

07:11.139 --> 07:13.683
‫مطمئنم دوستِ دیلن هم‬
‫آرزو می‌کرد بهش می‌گفتیم.‬

07:13.767 --> 07:16.436
‫- کریستل!‬
‫- بهش ایمیل زدم و یه جعبه گلابی هم براش فرستادم.‬

07:16.519 --> 07:17.646
‫- ساکِ ورزشی.‬
‫- ممنون.‬

07:17.729 --> 07:19.105
‫اوه، دمپاییِ حموم.‬

07:22.150 --> 07:23.318
‫در باز باشه یا بسته؟‬

07:23.401 --> 07:25.153
‫باز باشه خوبه، ممنون.‬

07:25.236 --> 07:26.321
‫انتخابِ خوبیه.‬

07:31.409 --> 07:32.744
‫باورت میشه؟‬

07:32.827 --> 07:34.996
‫این وروجک‌ها تمامِ مدت توی ساکم بودن.‬

07:35.080 --> 07:37.290
‫- سه سوته برمی‌گردم.‬
‫- باشه.‬

07:39.834 --> 07:40.835
‫می‌بینمت.‬

07:42.504 --> 07:43.630
‫چرا مجبورم می‌کنی این کار رو بکنم؟‬

07:43.713 --> 07:46.007
‫اینجا مثلِ اردوگاهِ کارِ اجباریه.‬
‫جهنمه.‬

07:46.091 --> 07:48.218
‫- حالت خوبه.‬
‫- نه نیستم، باور کن.‬

07:49.386 --> 07:52.389
‫الان برمی‌گردم. رئیس ریگز؟‬

07:52.472 --> 07:54.766
‫من سانی سالوسکی هستم،‬
‫توی کلاسِ زیستِ تکاملی‌تونم،‬

07:54.849 --> 07:56.518
‫و می‌خوام که استاد راهنمایِ من بشید.‬

07:56.601 --> 07:58.603
‫اوه، اول برام یه نوشیدنی بخر.‬

07:58.687 --> 08:00.105
‫دنبالِ یه دوره‌ی کارآموزی می‌گردم‬

08:00.188 --> 08:01.690
‫توی بیوتکنولوژی با تمرکز‬
‫روی سلامت و تندرستی.‬

08:01.773 --> 08:05.485
‫ببین، به نظر دانشمندِ جوان و زیبایی میای
‫ولی نمی‌تونم.‬

08:06.319 --> 08:09.280
‫دلم می‌خواد بیشتر توضیح بدم
‫ولی وکیلم بهم گفته که این کار رو نکنم.‬

08:10.240 --> 08:11.157
‫موفق باشید.‬

08:12.826 --> 08:14.411
‫- بریم یه سیگار بکشیم.‬
‫- خسته نباشی.‬

08:15.412 --> 08:17.622
‫خانمِ جوان، اگه اجازه بدی.‬

08:17.706 --> 08:19.374
‫استادِ راهنمات رو بر اساسِ چیزی که فکر می‌کنی‬

08:19.457 --> 08:21.001
‫می‌تونن برات انجام بدن، انتخاب نکن.‬

08:21.084 --> 08:25.505
‫باید کسی باشه که باهاش‬
‫یه ارتباطِ واقعی داری.‬

08:25.588 --> 08:27.340
‫ممنونم، قربان.‬

08:27.424 --> 08:28.425
‫به پیش.‬

08:29.384 --> 08:30.719
‫اوه، باید همون موقع ازش می‌پرسیدم.‬

08:30.802 --> 08:32.303
‫همین الانشم داشت بهم مشاوره می‌داد.‬

08:32.386 --> 08:34.639
‫نه، نه. نه عزیزم، نه نه نه.‬
‫داشت استراقِ سمع می‌کرد‬

08:34.722 --> 08:36.640
‫و خودش رو وسطِ مکالمه‌ی شما جا می‌کرد.‬

08:36.725 --> 08:38.393
‫والت دقیقاً همین‌طوریه، باور کن.‬

08:38.476 --> 08:41.312
‫ببین، خب.‬
‫یه بار، همین‌طوری الکی، خب؟‬

08:41.395 --> 08:44.774
‫به کریستل گفتم که شاید یه روزی
‫دلم بخواد سگ داشته باشم.‬

08:44.858 --> 08:47.402
‫چشم باز کردم دیدم والت توی پذیراییِ خونه‌مه‬

08:47.485 --> 08:48.570
‫اونم با راسکو.‬

08:49.487 --> 08:50.447
‫اسمش رو هم گذاشته بود راسکو.‬

08:50.530 --> 08:51.865
‫من بودم راسکو صداش نمی‌‌کردم.

08:51.941 --> 08:53.484
‫یه اسمِ فانتزی‌تر براش انتخاب می‌کردم،‬

08:53.575 --> 08:54.909
‫مثلاً جوزپه.‬

08:54.993 --> 08:56.536
‫خب، الکی نگو عاشق اون سگ نیستی.‬

08:56.619 --> 08:58.121
‫خودم دیدم داشتی با دهنِ باز می‌بوسیدیش.‬

08:58.204 --> 09:01.499
‫خودش این‌طوری دوست داره، آخه ایتالیاییه.‬

09:01.583 --> 09:03.668
‫ببین، ریگز من رو دوست داره.
‫باهاش حرف می‌زنم.‬

09:03.752 --> 09:05.420
‫راضیش می‌کنم نظرش رو عوض کنه.‬
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

09:05.503 --> 09:07.589
‫دارم برات یه تحقیق درباره‌ی مدفوعِ‬

09:07.672 --> 09:08.882
‫توی دهنِ سگ‌ها می‌فرستم.‬

09:09.841 --> 09:10.967
‫عمراً بخونمش.‬

09:11.051 --> 09:12.692
‫خب، می‌تونی از این
‫یادداشت‌ها درباره‌ی

09:12.716 --> 09:15.096
‫امپرسیونیست‌ها به عنوانِ
‫یه راهنمای کلی استفاده کنی.‬

09:15.180 --> 09:18.600
‫ببخشید بابتِ لکه‌ی سسِ پیتزا.‬
‫دیشب تا دیروقت بیدار بودم.‬

09:18.683 --> 09:20.769
‫تا حالا ریک و مورتی رو دیدی؟‬

09:20.852 --> 09:23.521
‫- با در زدن به حریمِ خصوصی احترام می‌ذارم.‬
‫- بگیرش، بگیرش.‬

09:23.605 --> 09:24.606
‫بگیرش.‬

09:24.689 --> 09:26.524
‫سلام، سلام، سلام، سلام، سلام.‬

09:26.608 --> 09:28.234
‫فقط می‌خواستم ببینم اون‬

09:28.318 --> 09:30.153
‫طرحِ درسی که ایمیل کردم رو نگاه کردی یا نه.‬

09:30.236 --> 09:32.697
‫سلام... اوه، ببخشید. مزاحم شدم؟‬

09:32.781 --> 09:36.284
‫صد در صد.‬
‫این لیلیه، دستیارمه. سیگار می‌کشه.‬

09:36.367 --> 09:38.411
‫- آره! عاشقشم. ایول!‬
‫- ایول.‬

09:38.495 --> 09:39.996
‫دارم آماده‌ش می‌کنم که به جای من سرِ کلاس‌ها بره.‬

09:40.080 --> 09:42.165
‫اوه. باشه، می‌تونم منتظر بمونم.‬

09:43.333 --> 09:46.252
‫ولی کلاسِش ساعتِ چنده؟‬
‫چون کلاسِ من ۲۵ دقیقه‌ی دیگه شروع میشه.‬

09:46.336 --> 09:47.712
‫باشه بابا، خیلی خب.‬

09:47.796 --> 09:51.800
‫می‌دونی، نگاهش کردم،
‫و این برنامه‌ریزیش خیلی فشرده‌ست.‬

09:51.883 --> 09:53.885
‫من رو یادِ زمانی می‌ندازه که مربیِ‬

09:53.968 --> 09:56.554
‫تیمِ فوتبالِ زیرِ ۸ سالِ من بودی و
‫اون زونکنِ بزرگِ نقشه‌ها رو داشتی.‬

09:56.638 --> 09:59.349
‫- واقعا؟‬
‫- وای، آره، باید یکم شل بگیری.‬

09:59.432 --> 10:01.267
‫- باشه، قبول.‬
‫- خب، یادت میاد

10:01.351 --> 10:03.478
‫وقتی که بالاخره بیخیال شدی و بهمون گفتی‬

10:03.561 --> 10:05.021
‫فقط به توپ ضربه بزنیم و خوش بگذرونیم؟‬

10:05.105 --> 10:06.356
‫آره، یادمه.‬

10:06.439 --> 10:08.525
‫درسته، اولین بازی‌ای بود که بردیم.‬

10:08.608 --> 10:11.194
‫خب، دروازه‌بانِ تیمِ مقابل کلاً چهار سالش بود.‬

10:11.277 --> 10:13.071
‫عزیزم، عزیزم، من خیلی استرس می‌گیرم‬

10:13.154 --> 10:15.156
‫که جلوی بقیه حرف بزنم، مگه اینکه برنامه داشته باشم.‬

10:15.240 --> 10:17.450
‫و من مثلِ تو یه استادِ خفن و درجه‌یک نیستم.‬

10:18.326 --> 10:20.120
‫در حالِ حاضر،‬
‫من اصلاً هیچ‌جور استادی نیستم.‬

10:20.203 --> 10:21.538
‫باشه.‬

10:21.621 --> 10:22.956
‫می‌دونی چی حالت رو خوب می‌کنه؟‬

10:23.039 --> 10:26.042
‫فردا شب یه مسابقه‌ی هاکیه.
‫می‌خوای مثلِ قدیم‌ها با هم بریم؟‬

10:26.126 --> 10:27.293
‫حتماً بابا.‬

10:27.377 --> 10:29.212
‫- واقعاً؟‬
‫- حالا هرچی.‬

10:29.295 --> 10:31.297
‫انتظارِ این جواب رو نداشتم.‬

10:31.381 --> 10:32.632
‫خب، من باید برم سرِ کلاس.‬

10:32.715 --> 10:34.217
‫- باشه. حله.‬
‫- دوستت دارم. لیلی؟‬

10:34.300 --> 10:36.010
‫سیگار نکش، برات خوب نیست.‬

10:36.094 --> 10:37.387
‫چشم.‬

10:42.475 --> 10:44.185
‫اوم!‬

10:44.269 --> 10:46.187
‫چه راه مخفی باحالی.‬

10:53.069 --> 10:54.362
‫وای!‬

10:58.116 --> 11:00.118
‫اوه، چه راه مخفی خطرناکی.‬

11:00.201 --> 11:01.452
‫خیلی‌خب.‬

11:03.705 --> 11:06.124
‫- سلام! سلام به همگی.‬
‫- واق!‬

11:06.207 --> 11:07.792
‫انگار استون هیل حسابی از خجالتت دراومده.‬

11:07.876 --> 11:11.462
‫آره، کفشای نو، یادم رفت کفِشون رو
‫یکم زبر کنم، چیزِ مهمی نیست.‬

11:11.546 --> 11:12.839
‫از پات داره خون میاد.

11:12.922 --> 11:14.465
‫آره، ولی درد نداره.‬

11:14.549 --> 11:19.262
‫خب، مطمئن نیستم‬
‫چند نفرتون با کارهای من آشنایی دارید.‬

11:20.346 --> 11:22.056
‫آه، میامی آمور.‬

11:22.140 --> 11:25.602
‫اون کتابِ پرطرفداریه.‬
‫ولی بعید می‌دونم هیچ‌کدوم از کتابام‬

11:25.685 --> 11:27.687
‫توی قفسه‌های این مؤسسه‌ی مقدس باشه.‬

11:27.770 --> 11:30.648
‫- نیستن.‬
‫- اوه، سلام، تو رو می‌شناسم.‬

11:31.858 --> 11:35.695
‫آه، خب.‬
‫به اینا می‌گن کتاب‌های لبِ ساحلی.‬

11:35.778 --> 11:39.866
‫و آره، معمولاً می‌تونید‬
‫توی فرودگاه پیداشون کنید.‬

11:39.949 --> 11:43.411
‫ولی اگه یه خوبش رو انتخاب کنید،‬
‫نمی‌تونید زمین بذاریدش.‬

11:44.120 --> 11:45.997
‫به هنرِ ورق زدنِ سریع خوش اومدید.‬

11:46.080 --> 11:48.124
‫- بریم تو کارش!‬
‫- اوه، آره.‬

11:48.208 --> 11:50.293
‫خب، قراره شروع کنیم.‬

11:50.376 --> 11:54.881
‫می‌خوام درباره‌ی یه سری از نویسنده‌هایی حرف بزنم‬
‫که باعث شدن بخوام داستان بگم.‬

11:54.964 --> 11:59.135
‫آدم‌هایی مثل گرگ مک‌دونالد،‬
‫یا سو گرافتون، یا کارل هایسن.‬

11:59.219 --> 12:00.720
‫مالِ من زیدی اسمیت بود.‬

12:00.803 --> 12:04.599
‫آره. واقعاً عاشقشم، حالا چه زن باشه چه مرد.‬

12:06.351 --> 12:07.644
‫یا اصلاً غیرجنسیتی.‬

12:07.727 --> 12:12.023
‫می‌دونم اینجا یکم فضا خشک و رسمیه،‬
‫واسه همین می‌خوام...‬

12:12.106 --> 12:15.652
‫که من رو گرگ صدا بزنید.‬

12:15.735 --> 12:17.487
‫- داداش، نوشتی گ‌رگ.‬
‫- هوم؟‬

12:17.570 --> 12:18.696
‫روی تخته. نوشتی گ‌رگ.‬

12:19.989 --> 12:21.157
‫اونم با ماژیکِ غیر وایت‌برده.‬

12:21.241 --> 12:22.909
‫کلِ سال همین گ‌رگ اونجا می‌مونه.‬

12:22.992 --> 12:24.994
‫- آقای روسو؟‬
‫- بله، بفرمایید سؤال‌تون رو.‬

12:25.078 --> 12:28.915
‫این قراره شما باشی؟‬
‫چون اگه اینطوریه، دمت گرم، عجب شکمِ شش‌تیکه‌ای داری.‬

12:28.998 --> 12:30.333
‫نه، نه، نه، این من نیستم.‬

12:30.416 --> 12:32.335
‫من اصلاً هیچ دخالتی‬
‫توی این طرح‌های هنری ندارم.‬

12:32.418 --> 12:35.046
‫ولی من خوندم که شما همه‌ی‬
‫طرح‌های روی جلدتون رو تأیید می‌کنید.‬

12:35.129 --> 12:37.298
‫- واقعاً، رانی؟ خوندی؟‬
‫- اوهوم.‬

12:37.382 --> 12:39.968
‫خب. می‌دونید، من...‬

12:40.051 --> 12:41.469
‫واسه همه‌تون طرحِ درس رو ایمیل کردم‬

12:41.552 --> 12:46.182
‫با جزئیاتِ اینکه هر جلسه چطوری‬
‫پیش میره، دقیقه به دقیقه.‬

12:46.266 --> 12:48.142
‫ای بابا.‬
‫مرد، طوری حرف می‌زدی که انگار قراره خوش بگذره.‬

12:48.226 --> 12:49.394
‫اصلاً خوش نمی‌گذره.‬

12:49.477 --> 12:51.396
‫من هیچ‌کدوم از این نویسنده‌ها رو نمی‌شناسم.‬

12:51.479 --> 12:54.816
‫مطمئن نیستم این ادبیات‬
‫اصلاً به دردم بخوره.‬

12:54.899 --> 13:00.363
‫اوه، حالا صبر کن رانی.‬
‫تو قراره والِ سفیدِ من باشی.‬

13:01.823 --> 13:05.493
‫توی این مؤسسه، ما اصلاً مسخره کردنِ‬
‫هیکلِ بقیه رو تحمل نمی‌کنیم.‬

13:05.576 --> 13:08.121
‫باور کنید، من مسخره‌ش نکردم.‬

13:08.204 --> 13:11.874
‫داشتم به یه کتابِ خیلی معروف اشاره می‌کردم‬
‫که البته خودم نخوندمش.‬

13:11.958 --> 13:13.543
‫- موبی‌دیک.‬
‫- در ضمن،‬

13:13.626 --> 13:15.962
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.‬

13:16.045 --> 13:21.009
‫رانی اندامِ خیلی خوبی داره.‬
‫نه، نه. اصلاً. اصلاً. اصلاً.‬

13:21.092 --> 13:23.636
‫اگه اجازه بدید. زندگی پیچیده‌ست.‬

13:23.720 --> 13:26.681
‫همه‌مون سوتی میدیم.‬
‫توی کارمون سوتی میدیم.‬

13:26.764 --> 13:28.349
‫توی رابطه‌هامون گند می‌زنیم.‬

13:29.058 --> 13:34.939
‫ولی مگه همه‌مون تمامِ تلاش‌مون رو نمی‌کنیم‬
‫که از پسِ پیچیدگی‌های این زندگی بربیایم؟‬

13:35.023 --> 13:37.025
‫فلاخن‌ها و تیرهای‬
‫بختِ ستیزه‌جو.‬

13:37.108 --> 13:38.026
‫این جمله‌ی هملته، گرگ.‬

13:38.985 --> 13:41.404
‫شخصاً فکر می‌کنم‬
‫که سریع‌ترین راه...‬

13:41.487 --> 13:44.157
‫واسه بخشیده شدن اینه که این حقیقت رو قبول کنیم‬

13:44.240 --> 13:45.867
‫که تهِ دلمون...‬

13:46.993 --> 13:48.161
‫آدم‌های خوبی هستیم.‬

13:48.244 --> 13:51.021
‫تو آدمِ بدی هستی و من ازت متنفرم.‬

13:51.567 --> 13:53.499
‫من با یه تذکرِ شفاهی موافقم.‬

13:53.583 --> 13:56.085
‫- اوه، خداروشکر.‬
‫- تشریف بیارید آقای روسو.‬

13:57.879 --> 13:59.005
‫پسرِ بدی شدی.‬

14:06.679 --> 14:08.598
‫ده سال پیش،‬
‫این مدرسه حتی...‬

14:08.681 --> 14:10.475
‫- کمیته‌ی انضباطی هم نداشت.‬
‫- هوم.‬

14:10.558 --> 14:12.643
‫- الان دیگه مچ‌گیری مد شده.‬
‫- آخرین چیزی که می‌خوام اینه که...‬

14:12.727 --> 14:14.896
‫- یه زنِ جوان رو ناراحت کنم.‬
‫- منم همین‌طور.‬

14:14.979 --> 14:16.481
‫با این حال جفت‌مون مدام این کار رو می‌کنیم.‬

14:16.564 --> 14:18.691
‫آره. چی؟‬

14:18.775 --> 14:21.235
‫خب، اوضاع چطوره؟‬
‫راه و چاه رو یاد گرفتی؟‬

14:21.319 --> 14:23.738
‫اصلاً، ابداً.‬

14:23.821 --> 14:26.491
‫می‌دونی چیه گرگ،‬
‫امشب بیا پیشِ من.‬

14:26.574 --> 14:28.242
‫آمارِ همه چی رو بهت میدم.‬

14:28.326 --> 14:29.911
‫می‌تونیم دم ورودی خونه مست کنیم.

14:29.994 --> 14:32.288
‫نمی‌دونی چقدر دلم می‌خواد
‫این کار رو بکنیم.

14:32.372 --> 14:33.623
‫یه بطری ویسکیِ خفن دارم.‬

14:33.706 --> 14:34.874
‫پس قرارمون ویسکی توی ایوان.‬

14:34.957 --> 14:36.250
‫- به شدت مشتاقم.‬
‫- باشه.‬

14:38.795 --> 14:40.588
‫- باشه.‬
‫- می‌بینمت.‬

14:40.671 --> 14:42.965
‫مامانِ تو نیست! شیرِ تو هم نیست!‬

14:43.049 --> 14:44.926
‫سکوت دیگه بسه!
‫به خشونتِ مسلحانه پایان بدید!‬

14:45.008 --> 14:47.511
‫زویی، این همه سروصدا برای چیه؟‬

14:47.595 --> 14:49.430
‫منطقه‌ی آزادیِ بیان رو‬
‫به دو گروه دادن،‬

14:49.514 --> 14:52.392
‫واسه همین این طرف گیاه‌خوارها هستن‬
‫و اون طرف هم مخالف‌های سلاح.‬

14:52.475 --> 14:54.560
‫- تو کدوم طرفی؟
‫- والا من تصمیم نگرفتم

14:54.644 --> 14:57.146
‫چون از یه طرف،‬
‫دلم می‌خواد توی سلف تاکوی جک‌فروت بدن،‬

14:57.230 --> 14:59.440
‫ولی از طرفِ دیگه، از فکر تیر خوردن‬
‫هم خوشم نمیاد.‬

14:59.524 --> 15:00.858
‫انتخابِ سختیه.‬

15:00.942 --> 15:02.819
‫منطقه‌ی آزادیِ بیان‬
‫که اون طرفِ تالارِ کبات بود.‬

15:02.902 --> 15:04.695
‫چرا الان اومده جلوی دفترِ من؟‬

15:04.779 --> 15:06.656
‫گمونم یکی جابه‌جاش کرده.

15:08.408 --> 15:11.452
‫بگذریم، فقط می‌خواستم دوباره‬
‫بابتِ قبول کردنِ سانی ازت تشکر کنم.‬

15:11.536 --> 15:14.288
‫یه مولیک ولنی محصولِ 1986!‬

15:14.372 --> 15:15.832
‫حتماً معشوقه‌ات رو خیلی دوست داری.‬

15:17.208 --> 15:18.334
‫خب...‬

15:18.418 --> 15:19.752
‫باید با هم حرف بزنیم.‬

15:19.836 --> 15:21.671
‫احضار شدم. فقط یه دقیقه بهم وقت بده.‬

15:23.047 --> 15:26.008
‫تو منطقه‌ی آزادیِ بیان رو‬
‫آوردی جلوی دفترِ من؟‬

15:26.092 --> 15:28.136
‫باید ازم تشکر کنی.‬

15:28.219 --> 15:30.430
‫معمولاً وقتی بقیه پیشِ والت‬
‫ازم شکایت می‌کنن، کارهای بدتری می‌کنم.‬

15:30.513 --> 15:31.556
‫وای خدا جون!

15:31.639 --> 15:33.641
‫اینقدر آدم حقیری هستی؟

15:33.724 --> 15:36.602
‫جوابِ سؤالت رو‬
‫با یه سؤالِ دیگه میدم.‬

15:36.686 --> 15:37.728
‫بله؟‬

15:42.733 --> 15:43.985
‫میشه آب بدی به من، لطفاً؟‬

15:44.068 --> 15:45.236
‫نه!‬

15:45.319 --> 15:47.947
‫مرتیکه‌ی ازخودراضی.‬

15:48.030 --> 15:51.701
‫تو یه عتیقه‌ی متحرک از گذشته هستی،‬

15:51.784 --> 15:53.327
‫و وقتی بری هیچکس
‫دلش برات تنگ نمیشه.‬

15:53.411 --> 15:55.913
‫داری شوخی می‌کنی؟‬
‫از روی صندلیت لیز نخور!‬

15:55.997 --> 15:57.331
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

15:57.999 --> 15:58.915
‫ریگز!‬

15:59.834 --> 16:01.252
‫- زنگ بزن به اورژانس!‬
‫- چی؟‬

16:01.335 --> 16:03.087
‫- کریستل!‬
‫- وای خدا!‬

16:03.171 --> 16:05.923
‫خدایا، چرا همش اتفاقات بد‬
‫واسه من میفته؟‬

16:08.759 --> 16:10.344
‫اورژانس، بفرمایید؟‬

16:10.428 --> 16:12.805
‫سلام، بله،‬
‫از کالج لادلو تماس می‌گیرم.‬

16:12.889 --> 16:16.073
‫یه آقایی اینجاست که فکر کنم‬
‫شاید بیهوش شده.‬

16:16.767 --> 16:18.478
‫خب، من دکتر نیستم،‬
‫ولی اوضاعش اصلاً خوب به نظر نمیرسه.‬

16:20.000 --> 16:26.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16:27.403 --> 16:29.614
‫اوضاع خرابه. تو رانندگی کن.‬

16:32.575 --> 16:33.576
‫ممنون.‬

16:35.453 --> 16:37.205
‫سکته‌ی قلبی بود.‬

16:37.288 --> 16:39.915
‫ولی سوزان میگه زنده می‌مونه.‬

16:39.999 --> 16:41.709
‫خوشبختانه یه دوست‬
‫اونجا پیششه.‬

16:41.792 --> 16:42.710
‫خوبه، خوبه.‬

16:42.793 --> 16:44.462
‫چیزی نگفتن که اگه یه جرعه آب...‬

16:44.545 --> 16:46.339
‫- می‌خورد فرقی می‌کرد؟‬
‫- چی؟‬

16:46.422 --> 16:48.132
‫من کارهای کلاس‌های این هفته‌ش رو ردیف کردم،‬

16:48.216 --> 16:49.759
‫ولی یه رئیس دانشکده‌ی موقت نیاز داریم.‬

16:49.842 --> 16:51.219
‫- باشه.‬
‫- همین امروز.‬

16:51.302 --> 16:52.595
‫- حله.‬
‫- پس لفتش نده، انجامش بده.‬

16:52.678 --> 16:54.388
‫تو همونی هستی که داری جلوی من رو می‌گیری تا...‬

16:54.472 --> 16:56.015
‫- کاری که می‌خوای رو انجام ندم.‬
‫- باشه.‬

16:56.098 --> 16:57.600
‫کار نباید زمین بمونه.‬

16:58.392 --> 16:59.227
‫پستش مال توئه.‬

16:59.310 --> 17:00.478
‫- نه.‬
‫- از پسش برمیای.‬

17:00.561 --> 17:01.812
‫- تبریک می‌گم دیلن!‬
‫- نه. نه، نه، نه.‬

17:01.896 --> 17:03.147
‫من آدم این کار نیستم. نه، ممنون.‬

17:03.231 --> 17:05.608
‫خب، این یه قانونیه که برمی‌گرده‬
‫به زمان گلادیاتورها.‬

17:05.691 --> 17:07.193
‫اگه کسی رو بکشی، شغلش به تو می‌رسه.‬

17:07.276 --> 17:08.569
‫من که نکشتمش.‬

17:08.653 --> 17:10.488
‫خب، تکنسین‌های اورژانس گفتن‬
‫سه دقیقه تموم کرده بود،‬

17:10.570 --> 17:12.114
‫تو هم که اون حرفِ آب رو زدی‬
‫که مشکوک بود.‬

17:12.198 --> 17:16.452
‫تازه، می‌تونی بهم نشون بدی چطوری با ظرافت‬
‫و حساسیت همه‌ی این کارها رو انجام بدم.‬

17:16.536 --> 17:18.287
‫می‌فهمم داری چیکار می‌کنی.‬

17:19.789 --> 17:20.748
‫باشه، قبول.‬

17:20.830 --> 17:21.958
‫باز هم تبریک میگم، دیلن!‬

17:22.089 --> 17:24.417
‫- دمت گرم.‬
‫- آ باریکلا.‬

17:24.502 --> 17:27.046
‫طرف سگ‌‌جونه.‬
‫تا به خودت بیای برمی‌گرده.‬

17:32.134 --> 17:34.526
‫تا حالا دیده بودی این‌قدر آروم باشه؟‬

17:35.846 --> 17:36.931
‫نه.‬

17:37.014 --> 17:39.308
‫واقعاً برای دوستی با تو ارزش قائل بود.‬

17:39.392 --> 17:40.643
‫آره.‬

17:43.563 --> 17:45.856
‫وی. ریگز. بهترینه.‬

17:47.316 --> 17:50.403
‫- دیگه باید برم.‬
‫- نه. لطفاً بمون.‬

17:50.486 --> 17:52.113
‫به خاطر وینسنت بمون.‬

17:52.196 --> 17:53.656
‫وینسنت.‬

17:53.739 --> 17:58.911
‫رئیس ریگز، که من وینسنت صداش می‌کنم‬
‫چون دوستم بود.‬

17:58.995 --> 18:04.000
‫می‌دونی، حس می‌کرد‬
‫که من یکم سردرگم‌ام،‬

18:04.083 --> 18:05.918
‫و بهم کمک کرد.‬

18:07.503 --> 18:09.005
‫می‌خوای اون یکی دستش رو بگیری؟‬

18:10.715 --> 18:11.716
‫باشه.‬

18:20.725 --> 18:22.727
‫از همتون می‌خوام چشم‌هاتون رو ببندید‬
‫و یه چیزی رو تصور کنید.‬

18:22.810 --> 18:24.562
‫بفرمایید، می‌تونید چشم‌هاتون رو ببندید.‬
‫چشم‌هاتون رو ببندید. خب.‬

18:24.645 --> 18:26.188
‫سال ۱۹۲۹ـه.‬

18:26.272 --> 18:28.107
‫- چشم‌هاتون بسته‌ست؟‬
‫- آره، بسته‌ست.‬

18:28.190 --> 18:31.485
‫استالین، یه جورایی تبدیل به‬
‫یه جور اسطوره میشه.‬

18:31.569 --> 18:33.446
‫مثل فرشته‌ی دندون،‬

18:34.280 --> 18:36.824
‫البته اگه فرشته‌ی دندون‬
‫چندین پاکسازی خشونت‌آمیز رو رهبری کرده بود.‬

18:39.118 --> 18:41.203
‫فرقه‌ی شخصیت استالین‬

18:41.287 --> 18:45.708
‫به یه اندازه از قدرت‬
‫و به یه اندازه از ترس ساخته شده بود.‬

18:45.791 --> 18:46.792
‫ترس...‬

18:47.543 --> 18:48.961
‫- اوه!‬
‫- وای خدا، خیلی معذرت می‌خوام.‬

18:49.045 --> 18:51.922
‫وای. بیا، ببخشید.‬
‫یه نوشیدنی طلبت.

18:52.006 --> 18:53.758
‫نه... نه. معذرت می‌خوام.‬

18:55.926 --> 18:58.179
‫احتمالاً بدون اون همه قر و فر‬
‫سریع‌تر پیش میره.‬

18:59.305 --> 19:00.890
‫- پروفسور شپرد.‬
‫- ممنون.‬

19:00.973 --> 19:02.808
‫شنیدم الان دیگه شدی رئیس شپرد.‬
‫تبریک میگم.‬

19:02.892 --> 19:04.185
‫- بله، ممنون.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

19:04.268 --> 19:07.938
‫من اخیراً یه طرح پیشنهادی‬
‫برای برنامه‌ی درسی جدید فلسفه‌ام فرستادم.‬

19:08.022 --> 19:10.024
‫در واقع چند هفته پیش بود،‬
‫واسه همین باید جوابش رو بگیرم،‬

19:10.107 --> 19:11.484
‫لطفاً در اسرع وقت.‬

19:11.567 --> 19:14.445
‫عجب! یه وضعیت اضطراریِ فلسفی.‬
‫از این موردها زیاد نداریم.‬

19:14.528 --> 19:15.905
‫من که دارم.‬

19:15.988 --> 19:17.782
‫بذارید چند روز به رئیس شپرد وقت بدیم‬

19:17.865 --> 19:19.408
‫- تا راه بیفته.‬
‫- اوم، یاد دادن به جوون‌ها که...‬

19:19.492 --> 19:20.368
‫چطوری فکر کنن.‬

19:20.451 --> 19:22.024
‫می‌تونم از این قدرت در
‫راه خیر استفاده کنم،‬ یا

19:22.048 --> 19:23.621
‫می‌تونم برای یه کارِ نه
‫چندان خوب ازش استفاده کنم.‬

19:23.704 --> 19:26.123
‫همشون یه چیزی می‌خوان،
‫پس هیچوقت وقتت رو به کسی نده‬

19:26.207 --> 19:27.875
‫- مگه اینکه مورد اضطراری باشه.‬
‫- اوهوم.‬

19:29.293 --> 19:31.420
‫سلام. چه خبر دکتر؟ نه، چی؟‬

19:32.171 --> 19:36.592
‫ببخشید. آخه... می‌دونم یه خونه رو آتیش زدم. آه!‬

19:36.676 --> 19:39.470
‫ولی اگه کار نداشته باشم و تو خونه بشینم،‬

19:39.553 --> 19:41.597
‫فکرم میره سمت جاهای تاریک‬
‫و دیوانه‌وار.‬

19:41.681 --> 19:43.182
‫داری تهدید می‌کنی که دوباره اعتصاب می‌کنی؟‬

19:43.265 --> 19:46.268
‫نه، نه، نه. نه.‬

19:46.352 --> 19:48.562
‫- باید یکم بهش زمان بدم.‬
‫- آره، فکر کنم این بهترین کار باشه.‬

19:48.646 --> 19:50.356
‫- بیا بریم دفترم.‬
‫- با کمال میل.‬

19:50.439 --> 19:52.400
‫- باشه.‬
‫- ببخشید.‬

19:52.483 --> 19:54.026
‫خب، تموم شد.‬

19:59.824 --> 20:01.117
‫گذاشتم بخوابی.‬

20:02.201 --> 20:03.911
‫تقریبا خوشگل شده بودی.

20:04.704 --> 20:06.330
‫صبحه؟‬

20:06.414 --> 20:08.708
‫وای، نه، نه! دیرم شد، دیرم شد!‬

20:08.791 --> 20:10.251
‫آه!‬

20:12.503 --> 20:14.380
‫به خودم گفتم امروز اومدم دانشگاه‬

20:14.463 --> 20:16.465
‫- چون دلم برای اینجا تنگ شده بود.‬
‫- اوهوم.‬

20:16.534 --> 20:18.498
‫ولی اومدم درس دادنِ آرچ رو ببینم.‬

20:19.510 --> 20:20.970
‫ببخشید، نمی‌دونم چرا دارم این رو بهت میگم.‬

20:21.053 --> 20:22.304
‫ما حتی همدیگه رو اون‌قدر خوب نمی‌شناسیم.‬

20:22.388 --> 20:23.889
‫اشکالی نداره. بخشی از کارمه.‬

20:23.973 --> 20:25.433
‫- واقعاً؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

20:25.516 --> 20:28.060
‫دو هفته بعد از اینکه تدریس رو اینجا شروع کردم،
‫با آرچی آشنا شدم.‬

20:29.186 --> 20:30.896
‫من واقعاً دوستِ صمیمی برای خودم ندارم.‬

20:30.966 --> 20:32.728
‫الان بابات اینجاست. اون می‌تونه دوستت باشه.‬

20:32.857 --> 20:34.608
‫نه. خبر دارم.‬

20:34.692 --> 20:36.777
‫- اشتباه از من بود.‬
‫- فکر کنم فقط به یه موفقیت نیاز دارم.‬

20:36.861 --> 20:40.197
‫خب، راهی هست که تعلیقم رو لغو کنی؟‬

20:40.281 --> 20:43.492
‫بازم میگم، نمی‌دونم روالِ کارم چطوریه،‬

20:43.576 --> 20:45.202
‫- ولی تلاشم رو می‌کنم.‬
‫- ممنون.‬

20:47.037 --> 20:49.248
‫باید امروز توی کلاس می‌دیدیش،‬

20:49.331 --> 20:51.167
‫با کلی شادی بالا و پایین می‌پرید.‬

20:52.168 --> 20:53.919
‫چرا اون مثلِ من به مشکل نخورده؟‬

21:03.220 --> 21:04.388
‫سلام عزیزم. هی.‬

21:04.472 --> 21:06.056
‫- خوبی؟‬
‫- آره.‬

21:06.140 --> 21:09.435
‫داشتم عکس‌های قدیمیِ راسکو رو نگاه می‌کردم.‬

21:09.518 --> 21:11.312
‫فکر کردم قراره بدیش به ریگز.‬

21:11.395 --> 21:13.147
‫متأسفانه هیچ‌وقت فرصتش پیش نیومد.‬

21:14.023 --> 21:16.275
‫خب، من به یه مشاور نیاز دارم که بتونه خودش نفس بکشه.‬

21:16.358 --> 21:18.444
‫واسه همین یه لیست از نامزد‌های
‫احتمالی درست کردم‬

21:18.527 --> 21:21.280
‫و روابطِ حرفه‌ایشون رو هم در نظر گرفتم‬

21:21.363 --> 21:23.282
‫نسبت به اینکه چقدر احتمال داره بمیرن.‬

21:24.200 --> 21:25.659
‫اسمِ دو تا چاق و یه سیگاری رو خط زدم.‬

21:25.743 --> 21:27.912
‫این خیلی وحشتناکه.‬

21:27.995 --> 21:29.455
‫آخه سانی، هنوز اکتبره.‬

21:29.538 --> 21:31.290
‫- عجله چرا؟‬
‫- عجله چرا؟‬

21:31.373 --> 21:32.833
‫یه بلوبری توی شکمم دارم‬

21:32.917 --> 21:34.668
‫که قراره اندازه‌ی یه
‫هندونه‌ی کوفتی بزرگ بشه.‬

21:34.752 --> 21:36.879
‫پس به نفعمه که یه دوره‌ی کارآموزی پیدا کنم‬

21:36.962 --> 21:39.673
‫قبل از اینکه شکمم بیاد جلو،
‫چون شرکت‌های بیوتکنولوژیِ خیلی کمی‬

21:39.757 --> 21:41.884
‫کسی رو می‌خوان که با شکمِ
‫حامله‌اش بشرها رو بندازه.‬

21:41.967 --> 21:43.928
‫خب، اون... هی.‬

21:44.011 --> 21:45.846
‫اونا واقعاً نمی‌تونن به خاطرِ این
‫موضوع علیه‌ت تبعیض قائل بشن.‬

21:45.930 --> 21:47.890
‫- غیرقانونیه.‬
‫- عالیه.‬

21:47.973 --> 21:49.725
‫هزار تا بازداشتِ شهروندی انجام میدم.‬

21:51.185 --> 21:53.813
‫تو هم می‌تونی برگردی و
‫با عکس‌های سگِ نفخ‌کرده‌ات حال کنی.‬

22:08.077 --> 22:09.119
‫صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید!‬

22:09.203 --> 22:12.790
‫اومدم. نه، نه. بشینید، بشینید.‬
‫بشینید، هنوز کلاس داریم.‬

22:12.873 --> 22:15.793
‫طرحِ درسم همراهم نیست.‬

22:15.876 --> 22:18.128
‫کسی می‌تونه بره توی
‫اینترنت و سرفصل‌های درس رو چک کنه؟‬

22:18.212 --> 22:19.755
‫ساعت ۱۰:۴۶ دقیقه‌ست.‬

22:19.839 --> 22:21.715
‫اونجا چی نوشته که الان باید انجام بدیم؟‬

22:21.799 --> 22:23.133
‫پنج دقیقه بحث و گفتگوی پرشور.‬

22:23.217 --> 22:26.387
‫خب، نوشته در موردِ چی؟‬

22:26.470 --> 22:29.014
‫تأمل در موردِ چیزهایی که تا الان بحث کردیم.‬

22:31.100 --> 22:32.226
‫هوم.‬

22:32.309 --> 22:33.978
‫می‌دونید چیه؟ بیخیالش.‬

22:35.604 --> 22:38.732
‫بیاین یکم با هم گپ بزنیم و خوش بگذرونیم.‬

22:38.802 --> 22:42.556
‫- کسی نمی‌دونه منظورت چیه.‬
‫- این یه استعاره‌ی دیگه بود، رونی.‬

22:42.653 --> 22:46.657
‫درست مثلِ نهنگِ سفید،
‫که البته منظورم شخصِ خاصی نیست.‬

22:46.740 --> 22:47.992
‫خیلی خب، قضیه از این قراره.‬

22:48.075 --> 22:52.204
‫من توی دانشگاه واحدهای نویسندگیِ زیادی نگذروندم،‬

22:52.288 --> 22:53.664
‫یه دلیلش اینه که اصلاً دانشگاه نرفتم.‬

22:53.747 --> 22:57.543
‫- ایول.‬
‫- من ۱۱ تا کتابِ پرفروش نوشتم،‬

22:57.626 --> 23:02.548
‫و فکرِ تدریس کردن اینجا واقعاً وحشتناکه.‬

23:02.631 --> 23:05.509
‫همتون من رو می‌ترسونید. به جز اسپونر.‬

23:05.593 --> 23:07.553
‫- نوکرم گرگ.‬
‫- ولی می‌دونید چیه؟‬

23:07.636 --> 23:09.513
‫فکر کنم یه وجهِ اشتراک‌هایی با هم داریم.‬

23:09.597 --> 23:11.640
‫هممون عاشقِ داستان تعریف کردنیم.‬

23:11.724 --> 23:13.350
‫چرا؟‬

23:13.434 --> 23:15.060
‫چرا می‌خوایم بنویسیم؟‬

23:19.899 --> 23:22.359
‫خب، فکر کردم که این‌همه آسیب‌پذیری‬

23:22.443 --> 23:26.030
‫شاید یخِ مجلس رو آب کنه، پس خودم اول شروع می‌کنم.‬

23:28.616 --> 23:30.993
‫بهترین چیز در موردِ کتاب‌های روستر...‬

23:31.911 --> 23:35.414
‫اینه که اون هر کاری که من آرزو دارم رو انجام میده.‬

23:36.332 --> 23:39.209
‫توی بار دعوا راه می‌ندازه، یا دلِ دخترها رو می‌شکونه.‬

23:39.293 --> 23:42.463
‫راستش، من می‌نویسم چون بعضی وقت‌ها،‬

23:42.546 --> 23:44.381
‫آرزو می‌کنم کاش جای یکی دیگه بودم.‬

23:49.094 --> 23:52.556
‫وقتی دبیرستان می‌نوشتم، انگار تنها زمانی
‫بود که احساس می‌کردم باهوشم.‬

23:52.640 --> 23:54.391
‫ممنون، تامی.‬

23:54.475 --> 23:55.476
‫کسِ دیگه‌ای هست؟‬

23:56.226 --> 23:57.895
‫من بعد از اینکه پدر و مادرم از هم جدا شدن،
‫نویسندگی رو شروع کردم.‬

23:57.978 --> 23:59.271
‫خب.‬

23:59.355 --> 24:02.566
‫الان کلی داستانِ غم‌انگیز در موردِ اسب‌هایی
‫می‌نویسم که بچه‌هاشون رو دوست دارن.‬

24:02.650 --> 24:05.361
‫زیبا بود! خلاقیتت عالیه، مایا!‬

24:05.444 --> 24:06.403
‫اوه!‬

24:08.113 --> 24:10.741
‫خیلی خیلی معذرت می‌خوام.‬

24:10.837 --> 24:13.048
‫تقصیرِ کفش‌هامه.‬

24:13.118 --> 24:15.162
‫راستش انداختمشون دور.‬

24:15.245 --> 24:17.039
‫- خوبه. خیلی برق می‌زدن.‬
‫- اوه.‬

24:17.122 --> 24:18.749
‫تا حالا از این جلسه‌ها برگزار نکردم.‬

24:18.832 --> 24:20.125
‫خب، بعدش چی میشه؟‬

24:20.209 --> 24:21.961
‫باید شکایت رو بررسی کنیم.‬

24:22.044 --> 24:24.088
‫خب، اینجا نوشته که دستت رو...‬

24:24.171 --> 24:25.923
‫محکم دورِ سینه‌اش حلقه کردی؟‬

24:28.884 --> 24:31.512
‫فکر کنم محکم یه جور اغراقه.‬

24:31.595 --> 24:34.974
‫بیشتر شبیه یه لمسِ نرم و آروم بود.‬

24:36.141 --> 24:38.352
‫چرا اینطوری گفتم؟‬

24:39.853 --> 24:43.190
‫خانمِ ساموئلز قبول داره‬
‫که اتفاقی بوده.‬

24:43.273 --> 24:45.442
‫آره. داشتم جلوی افتادنم رو می‌گرفتم،‬

24:45.526 --> 24:47.736
‫و از شانسِ بد، سینه‌هاش‬
‫تکیه‌گاهم شدن.‬

24:48.487 --> 24:50.906
‫باشه. دیگه تکرار نشه.‬

24:50.990 --> 24:53.409
‫من رفتم. خیلی خب.‬

24:53.492 --> 24:55.369
‫ممنون از همگی. لطف کردید.‬

25:01.125 --> 25:02.251
‫والتر؟‬

25:02.334 --> 25:03.836
‫سلام، درود. ببخشید، یه لحظه وقت داری؟‬

25:03.919 --> 25:07.251
‫چیزی توی زندگیت هست که با وجود مشکل‌ساز بودنش،‬
‫هنوز بهش علاقه داشته باشی؟‬

25:08.382 --> 25:10.634
‫مایکل جکسون؟‬
‫وودی آلن؟ نی‌های پلاستیکی؟‬

25:10.718 --> 25:12.845
‫برای من احتمالاً رولد دال باشه.‬

25:12.928 --> 25:14.972
‫با دوستای یهودیمون زیاد خوب نبود، ولی خب...‬

25:15.055 --> 25:16.598
‫تئاتر موزیکال ماتیلدا؟! بابا بیخیال.‬

25:17.766 --> 25:19.685
‫گوش کن، می‌دونم فقط دانشجوهایی رو‬
‫برای راهنمایی قبول می‌کنی...‬

25:19.768 --> 25:21.729
‫که حس کنی یه جور ارتباطِ خاص باهاشون داری.‬

25:21.812 --> 25:23.147
‫اگه فقط... سانی؟‬

25:23.230 --> 25:25.399
‫میشه یه لحظه بیای اینجا، لطفاً؟‬

25:25.482 --> 25:28.610
‫سانی یه نامزد فوق‌العاده برای علوم اعصابه،‬

25:28.694 --> 25:30.738
‫که تمرکزش به‌طور خاص روی‬
‫تناسب اندام و سلامتیه.‬

25:30.821 --> 25:33.157
‫اگه اشتباه نکنم، دو تا از علایقِ شدیدِ خودت هم هستن.‬

25:33.240 --> 25:34.658
‫یعنی... گوش کن، می‌دونی، می‌تونی...‬

25:34.742 --> 25:36.910
‫می‌تونی جلساتِ مشاوره‌ت رو
‫توی سونا برگزار کنی.‬

25:36.994 --> 25:38.704
‫- می‌دونی که؟‬
‫- مگه باردار نیستی؟‬

25:38.787 --> 25:41.457
‫توی کشورهای نوردیک، این کار در طول بارداری‬
‫کاملاً عادیه.‬

25:41.540 --> 25:44.043
‫در بدترین حالت هم،‬
‫دما رو زیر ۷۵ درجه نگه می‌داریم.‬

25:44.126 --> 25:46.628
‫می‌دونی، همیشه می‌بینم که نوشیدنیِ پروتئین دستته،‬

25:46.712 --> 25:48.172
‫و من خودم درستشون می‌کنم.‬

25:48.255 --> 25:49.256
‫اگه...‬

25:50.174 --> 25:52.384
‫طعمِ پروتئینِ نخودفرنگی و یه ذره...‬

25:52.468 --> 25:55.012
‫گیلاسِ خشک‌شده رو برای طعم و
‫آنتی‌اکسیدان حس می‌کنی.‬

25:55.095 --> 25:56.305
‫فوق‌العاده‌ست.‬

25:57.910 --> 25:59.077
‫تنهاتون می‌ذارم.‬

26:01.852 --> 26:04.271
‫مطمئنی مشکلی نداری که من از نزدیک شاهدِ...‬

26:04.354 --> 26:05.856
‫درامای روابطِ بین شما باشم؟‬

26:05.939 --> 26:07.941
‫راستش خیلی دلم می‌خواد نظرِ یه نفرِ سوم رو بدونم.‬

26:08.692 --> 26:11.361
‫اوه، فکر کنم قراره کلی با این موضوع خوش بگذرونیم.‬

26:15.240 --> 26:18.911
‫نترس تکونش بده!‬
‫نترس تکونش بده!‬

26:23.290 --> 26:24.333
‫خیلی‌خب.‬

26:25.125 --> 26:27.127
‫اوه، ببخشید.‬

26:27.211 --> 26:29.546
‫- سلام بابا.‬
‫- هی، کجایی؟‬

26:29.630 --> 26:30.798
‫باید پاشی بیای اینجا.‬

26:30.881 --> 26:32.591
‫مربیِ جدید داره آبجو می‌خوره،‬

26:32.674 --> 26:34.426
‫و توی وقتِ استراحتِ قبلی،‬

26:34.510 --> 26:37.096
‫داشت آهنگِ «سوییت کارولاین» رو
‫برای خودش می‌خوند.‬

26:37.179 --> 26:40.057
‫راستش آخرش با لی‌لی و چند تا از دوستاش اومدم بیرون.‬

26:40.140 --> 26:42.101
‫پس نمیای؟‬

26:42.184 --> 26:45.938
‫ای وای! خب،
‫ذوق داشتم که درباره‌ی کلاس بهت بگم.‬

26:46.021 --> 26:49.566
‫اون کارِ تو رو امتحان کردم.‬
‫همون توپ‌بازی و اینا.‬

26:49.650 --> 26:53.487
‫چقدر عالی. میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟‬
‫راستش الان داره بهم خوش می‌گذره.‬

26:53.570 --> 26:56.073
‫حتماً. منم تنهایی بازی رو تماشا می‌کنم.‬

26:56.156 --> 26:58.534
‫شاید اینجا دختری باشه که باباش پیشش نیست.‬

26:58.617 --> 27:00.911
‫لطفاً بابتِ اینکه پیشت نیستم بهم عذابِ وجدان نده.‬

27:00.994 --> 27:03.413
‫تو این کار رو بدونِ اینکه نظرِ من رو بپرسی قبول کردی.‬

27:03.497 --> 27:05.165
‫این کار رو برای خودت کردی.‬

27:05.249 --> 27:10.420
‫آره، برای خودم کردم.‬
‫من یه آدمِ خودخواهم. گرگِ خودخواه.‬

27:10.504 --> 27:12.548
‫خب، با لی‌لی خوش بگذرون.‬

27:12.631 --> 27:14.800
‫و عزیزم، یادت باشه چی درباره‌ی دودِ دستِ دوم می‌گن.‬

27:14.883 --> 27:16.343
‫حتی از خودِ سیگار کشیدن هم بدتره.‬

27:16.426 --> 27:17.845
‫باشه. دوستت دارم.‬

27:20.180 --> 27:21.348
‫برین جلو آبی‌ها!

27:21.431 --> 27:22.933
‫پالوسو، بیا اینجا.‬

27:24.434 --> 27:26.979
‫آه، بالاخره یه چهره‌ی آشنا.‬

27:27.062 --> 27:30.190
‫حالا که حرف از چهره‌ی آشنا شد،‬
‫این یاروی خوشحال کیه؟‬

27:30.274 --> 27:33.902
‫اوه، این لباسِ تیممه، مالِ وقتی که‬
‫توی لیگِ دسته‌ دوی هاکی بازی می‌کردم،‬

27:33.986 --> 27:35.320
‫توی تیمِ انتاریو ایندینز.‬

27:35.404 --> 27:38.740
‫وو-وو-وو! رئیس عاشقِ هاکیه.‬

27:38.824 --> 27:41.577
‫وای خدا،‬
‫باید درش بیارم، نه؟‬

27:41.660 --> 27:43.620
‫- من اگه بودم در میاوردم.‬
‫- اوه. اوه، لعن... باشه.‬

27:43.704 --> 27:44.955
‫وای خدا.‬

27:45.038 --> 27:48.458
‫مگه چقدر سخته که‬
‫دست از توهین کردن به بقیه برداری؟‬

27:48.542 --> 27:50.419
‫سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کنی.‬

27:52.379 --> 27:55.465
‫بیا.‬
‫هنوز پرهاش معلومه. لعنتی.‬

27:55.549 --> 28:00.804
‫ده دقیقه پیش توی تختم بودم، کلاهِ خوابم سرم بود و داشتم چای می‌خوردم.‬

28:00.888 --> 28:03.765
‫و بعدش بهم زنگ زدن و
‫گفتن به عنوانِ بخشی از شغلِ جدیدم،‬

28:03.849 --> 28:08.687
‫باید پاشم بیام اینجا و
‫مربیِ مستِ هاکیمون رو توبیخ کنم.‬

28:08.770 --> 28:11.148
‫خب، شاید مست نباشه،‬
‫ولی قطعاً شنگوله.‬

28:11.231 --> 28:13.275
‫بیا اینجا، زود باش.‬
‫باید یه چیزی بهت بگم.‬

28:14.401 --> 28:17.112
‫بهتر بازی کن! بهتر بازی کن!‬

28:18.071 --> 28:20.032
‫- مسته.‬
‫- نمی‌خوام مثلِ پلیس‌ها باهاش رفتار کنم.‬

28:20.115 --> 28:21.450
‫نمی‌خوام مثلِ پلیس‌ها با تو رفتار کنم.‬

28:21.533 --> 28:23.660
‫التماست می‌کنم، خواهش می‌کنم.‬

28:23.744 --> 28:25.954
‫خودت رو جمع‌و‌جور کن.‬

28:26.038 --> 28:28.999
‫دارم سعی می‌کنم، ولی آخه‬
‫هیچی اینجا با عقل جور در نمیاد.‬

28:29.082 --> 28:30.959
‫دخترم نمی‌خواد دور و برش باشم.‬

28:31.043 --> 28:33.295
‫همش هم دارم از تپه‌ها میفتم پایین.‬

28:33.378 --> 28:35.797
‫دستیارِ والت داره حالم رو بد می‌کنه.‬

28:35.881 --> 28:37.716
‫- واسه این چیزها وقت ندارم.
‫- نه.‬

28:37.799 --> 28:41.261
‫چون سرت شلوغه،‬
‫و من بهت حسودیم میشه.‬

28:41.345 --> 28:43.555
‫اون‌قدر وقتم آزاده‬

28:43.639 --> 28:46.183
‫که نشستم اون کتابی که‬
‫دوستت روبی نوشته بود رو خوندم.‬

28:46.266 --> 28:48.602
‫و اصلاً با سلیقه‌ی من جور نیست، عزیزم.‬

28:48.685 --> 28:50.437
‫بشکن نزن گرگ.

28:51.230 --> 28:52.648
‫می‌دونی، همه میگن دانشگاه‬

28:52.731 --> 28:54.858
‫بهترین دورانِ زندگیه،‬
‫ولی به نظرِ من که افتضاحه.‬

28:57.444 --> 28:58.862
‫دلم می‌خواد برم خونه.

29:00.072 --> 29:02.157
‫مثلِ سال‌اولی‌های دانشگاه حرف می‌زنی.‬

29:02.241 --> 29:04.034
‫آره، خب.‬

29:04.117 --> 29:05.285
‫ولی نیستی.‬

29:06.286 --> 29:07.537
‫تو ۶۰ سالته.‬

29:08.705 --> 29:11.792
‫می‌خوای بری؟ برو.‬

29:12.793 --> 29:15.629
‫من ۵۷ سالمه. خیلی هم بدجنسی.‬

29:17.798 --> 29:19.841
‫یالا! برو دیگه!‬

29:19.925 --> 29:22.886
‫آره! آره!‬

29:30.936 --> 29:33.855
‫عالیه! بچه‌ها! عالیه!‬

29:33.939 --> 29:35.315
‫خیلی خوبه!‬

29:35.399 --> 29:38.485
‫اه، شماها واقعاً ریدین!‬

29:40.821 --> 29:42.447
‫اوه، لعنتی، کی اهمیت میده؟ ادامه بدین!‬

29:46.969 --> 30:06.969
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

30:56.688 --> 30:58.607
‫خداحافظ.‬
