WEBVTT

00:04.000 --> 00:15.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:16.058 --> 00:17.559
‫سلام بچه‌جون.‬

00:18.644 --> 00:23.565
‫خب، برات ماچا گرفتم.‬

00:23.649 --> 00:25.317
‫- خوبم.‬
‫- خوب به نظر می‌رسی.‬

00:27.319 --> 00:30.364
‫خب، پلیس ازمون خواسته که زود بریم کلانتری.‬

00:30.447 --> 00:32.824
‫شاید بهتر باشه یه جوراب و کفشی بپوشی.‬

00:33.617 --> 00:35.786
‫یا اصلاً جوراب نپوش. مشکلی نیست.‬

00:35.869 --> 00:38.497
‫حتی اگه خونه‌ش رو عمداً آتیش زده باشم،‬

00:38.580 --> 00:40.040
‫هیچ هیئت‌منصفه‌ای محکومم نمی‌کنه.‬

00:40.123 --> 00:42.793
‫مطمئن نیستم بخوایم
‫این‌جور چیزا رو بلند بگیم.‬

00:42.876 --> 00:46.421
‫شاید بخوای تمرین کنی
‫که چطوری بگی اتفاقی بوده؟‬

00:46.505 --> 00:48.966
‫نیازی ندارم گفتنِ حقیقت رو تمرین کنم.‬

00:49.049 --> 00:50.217
‫از این حرفت خوشم اومد.‬

00:50.300 --> 00:53.053
‫اگه تو این رو نگی، من میگم.‬

00:53.136 --> 00:55.180
‫خب، موهات رو شونه کردی؟‬

00:55.264 --> 00:57.224
‫- کردم.‬
‫- پشتش رو هم؟‬

00:58.308 --> 01:00.310
‫می‌دونی چیه؟ خوشم اومد. قشنگه.‬

01:03.564 --> 01:05.440
‫بابا، دمپاییم زیرِ میز گم شده.‬

01:05.524 --> 01:07.067
‫- عه! بیا عزیزم.‬
‫- می‌تونی با پا بندازیش برام؟‬

01:07.150 --> 01:08.193
‫-بفرما.‬
‫-ممنون.‬

01:08.277 --> 01:09.736
‫پاتون رو از کفشاتون اینجا در نیارید بچه‌ها.

01:09.820 --> 01:11.655
‫اینم از خامه.‬

01:11.738 --> 01:13.240
‫- من نمی‌خوام.‬
‫- می‌دونم چه شکلی به نظر می‌رسه،‬

01:13.323 --> 01:15.742
‫مخصوصاً چون من و آرچ دعوای بدی داشتیم،‬

01:15.826 --> 01:18.036
‫و منم حسابی شاکی بودم.‬

01:18.120 --> 01:21.164
‫اوه، ببخشید، یه لحظه.
‫داشتم گوش می‌دادم و چیزی نمی‌نوشتم.‬

01:21.248 --> 01:23.750
‫بذار بنویسم عقب نمونم. انگیزه، تیک خورد.‬

01:23.834 --> 01:27.420
‫جناب سروان، اگه داره حقیقت رو میگه
‫نیازی به تمرین نداره.‬

01:27.504 --> 01:28.880
‫می‌خوای اینم بنویسم؟‬

01:28.964 --> 01:30.299
‫-آره.‬
‫-به هر حال...‬

01:31.550 --> 01:34.469
‫کتاب نسخه‌ی جنگ و صلحش رو
‫برداشتم و آتیش زدم.‬

01:34.553 --> 01:37.764
‫ببخشید، تو عمداً نسخه‌ی
‫چاپ اولِ تولستویِ منو سوزوندی؟‬

01:37.848 --> 01:39.850
‫-آره، سوزوندم.‬
‫-ترجمه‌ی کلارا بل‬

01:39.933 --> 01:43.520
‫تنها نسخه‌ی انگلیسیه
‫که مؤخره‌ی دوم رو داره.‬

01:43.604 --> 01:45.314
‫اوه، چه خوبم سوخت.‬

01:45.396 --> 01:47.316
‫پس یعنی یه کتاب رو به آتیش کشیدی.‬

01:47.399 --> 01:49.526
‫- آتش‌افروزی فعل نیست.‬
‫- کاملاً مطمئنم که فعله.‬

01:49.610 --> 01:51.069
‫- نه، فعل نیست.‬
‫- فعله.‬

01:51.152 --> 01:53.280
‫نمی‌خوام تو لغت‌نامه چک کنم، فقط باید...‬

01:53.363 --> 01:55.741
‫- فعل نیست رفیق.‬
‫- دارم یه چیز دیگه رو سریع چک می‌کنم.‬

01:55.824 --> 01:58.327
‫کتاب رو سوزوندم، ولی خونه اتفاقی بود.‬

01:58.410 --> 01:59.786
‫- قسم می‌خورم.‬
‫- اوه، دقیقاً.‬

01:59.870 --> 02:03.123
‫آرچی، چیزی هست که بخوای اضافه کنی‬

02:03.206 --> 02:05.667
‫که شاید برای همسرت مفید باشه؟‬

02:08.878 --> 02:12.591
‫اگه کیتی میگه اتفاقی بوده، پس اتفاقی بوده.‬

02:14.134 --> 02:15.761
‫خب، بفرما. پرونده بسته شد.‬

02:15.844 --> 02:19.181
‫نه، این کار رو نکن.
‫به من نگو چطوری کارِ پلیسیم رو انجام بدم.‬

02:19.264 --> 02:21.642
‫من که بهت نمی‌گم چطوری
‫کتابای روسترت رو بنویسی، میگم؟‬

02:21.725 --> 02:23.977
‫- باشه.‬
‫- ولی بذار یه چیزی بهت بگم، اگه می‌گفتم،‬

02:24.061 --> 02:25.728
‫می‌گفتم طرف کاراته بازی کنه.‬

02:25.812 --> 02:27.064
‫- شاید.‬
‫- جالب نمیشه؟‬

02:27.147 --> 02:28.440
‫- آره، حتماً.‬
‫- می‌دونی، همین‌طوری بچرخه،‬

02:28.523 --> 02:29.900
‫با چیزای مختلف بجنگه، مثلاً بگه: «آه!»‬

02:29.983 --> 02:31.526
‫- اووه!‬
‫- آخ! شلوارم.‬

02:31.610 --> 02:34.696
‫پسر، این تنها شلواریه که
‫دارم و توی آتیش نسوخته.‬

02:34.780 --> 02:37.031
‫- «شلوار».‬
‫- یکم دستمال کاغذی بیارم؟‬

02:37.115 --> 02:39.326
‫-اوه، آره. باشه.‬
‫-لطفاً. یا خدا!‬

02:39.409 --> 02:41.620
‫اصلاً معلوم نیست.‬

02:44.373 --> 02:47.793
‫مطمئن نبودم پشتم
‫وایمیستی یا نه، پس ممنون.‬

02:48.627 --> 02:49.711
‫آره، حتما.‬

02:51.296 --> 02:52.673
‫هنوز دوستت دارم.‬

02:54.216 --> 02:55.841
‫خوبه.‬

02:55.926 --> 02:57.928
‫خب، بابات می‌دونه که...‬

02:58.011 --> 03:01.390
‫که سانی حامله شده؟‬

03:01.473 --> 03:05.018
‫واقعاً روشِ احمقانه‌ایه که بخوای
‫خودت رو از قضیه دور کنی.‬

03:06.853 --> 03:09.648
‫نه. وای خدا! نه. همین‌طوریش هم
‫به اندازه‌ی کافی تحقیرآمیز هست.‬

03:09.731 --> 03:11.983
‫آره، حتی مطمئن نیستم سانی دهنش چفت باشه.

03:12.067 --> 03:14.695
‫همیشه با اون یه داستانی داریم.‬

03:14.778 --> 03:17.489
‫خب، میشه منو در جریان بذاری؟ چون
‫عاشقِ داستان‌هایِ نیمه‌تمومم.‬

03:21.034 --> 03:22.994
‫چرا این کار رو با ما کردی؟‬

03:23.870 --> 03:25.579
‫نمی‌دونم، شاید می‌خواستم
‫با کسی باشم‬

03:25.664 --> 03:26.873
‫که دوباره فکر کنه من
‫واقعاً آدمِ فوق‌العاده‌ای‌ام.‬

03:26.957 --> 03:29.543
‫- اَه.‬
‫- این اواخر، تمامِ حرفامون‬

03:29.626 --> 03:32.170
‫درباره‌ی این بوده که
‫من چطوری باید تغییر کنم.‬

03:32.254 --> 03:35.632
‫باشه، می‌دونم که نقص دارم، اعتراف می‌کنم.‬

03:35.716 --> 03:37.843
‫راستش، خودآگاهیم باعث شده‬

03:37.926 --> 03:41.138
‫بخشیدنت برام خیلی راحت‌تر بشه.‬

03:41.221 --> 03:44.599
‫از قبل بخشیدمت، می‌دونی؟
‫ولی فکر کنم تنها سؤال اینه که...‬

03:45.851 --> 03:47.853
‫تو اصلا می‌تونی من رو ببخشی؟‬

03:49.103 --> 03:51.231
‫میشه... می‌خوام برگردم عقب.‬

03:51.314 --> 03:52.441
‫تو...‬

03:54.109 --> 03:55.444
‫من رو بخشیدی؟‬

03:57.028 --> 03:58.196
‫بخشیدم.‬

03:58.280 --> 03:59.948
‫خب کیه که یکم دیوونه نشده باشه‬

04:00.031 --> 04:01.533
‫- بعد از یه جداییِ بد؟‬
‫- خب.‬

04:01.616 --> 04:03.952
‫- این همون چیزیه که کیتی داره از سر می‌گذرونه.‬
‫- آره، درسته.‬

04:04.911 --> 04:08.373
‫یه بار دختره‌ی جشنِ فارغ‌التحصیلیم نیومد
‫سرِ قرار و منم دبیرستان رو ول کردم.‬

04:08.457 --> 04:09.666
‫- اوه.‬
‫- آره، زدم به جاده‬

04:09.750 --> 04:11.042
‫و دنبالِ گروهِ لیمپ بیزکیت راه افتادم.‬

04:11.126 --> 04:12.669
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

04:12.753 --> 04:15.922
‫حدس بزن چند بار صدام کردن رویِ صحنه؟‬

04:16.005 --> 04:18.591
‫- هفده‌بار.‬
‫- هفده‌بار؟‬

04:19.676 --> 04:22.053
‫تا حالا دیدی کسی رو‬
‫۱۷ بار صدا کنن روی سن؟‬

04:23.096 --> 04:24.973
‫واقعاً عدد خیلی زیادیه.‬

04:26.349 --> 04:28.059
‫من رو کلاً سه بار صدا کردن.‬

04:28.143 --> 04:30.061
‫- کیتی واقعاً بچه‌ی خوبیه.‬
‫- آه!‬

04:30.145 --> 04:31.855
‫- اوه!‬
‫- احمقِ لعنتی.‬

04:31.938 --> 04:34.316
‫شانس آوردی که تفنگش رو‬
‫اینجا جا نذاشت.‬

04:34.399 --> 04:36.943
‫اوه، راستش جا گذاشتم.‬
‫فقط می‌خوام برش دارم و...‬

04:37.027 --> 04:38.653
‫- اوه! مواظب باش!‬
‫- یا خدا!‬

04:38.737 --> 04:41.573
‫تفنگ افتاد رو زمین.‬
‫می‌دونی، هیچ‌وقت درست سر جاش نمی‌ذارمش.‬

04:41.656 --> 04:43.450
‫اصل کاری اینه... خب، درست شد.‬

05:08.683 --> 05:10.185
‫قبل از اینکه شروع کنیم،‬

05:10.268 --> 05:12.270
‫مهلت ارسال آثار برای‬
‫لادلو ریویو شروع شده،‬

05:12.354 --> 05:14.523
‫پس شعرها و داستان‌های
‫کوتاه‌تون رو برامون بفرستید.‬

05:14.606 --> 05:18.568
‫بهتون بگم، هیچ حسی بهتر از این نیست‬
‫که اثرتون رو چاپ شده ببینید.‬

05:18.652 --> 05:20.070
‫اولین قطعه‌ای که ازم چاپ شد‬

05:20.153 --> 05:22.405
‫هنوز با چسب روی یخچال بابام چسبیده‬

05:22.489 --> 05:24.699
‫کنار آهن‌ربای جورجیا بولداگز‬

05:24.783 --> 05:27.994
‫و شماره‌ی یه لوله‌کش‬
‫که حدود شش سال پیش مُرد.‬

05:28.078 --> 05:30.330
‫نوشته‌های من روی یخچال نمیره.‬

05:30.413 --> 05:34.042
‫چون من درباره‌ی زندگی واقعی می‌نویسم.‬
‫و توی زندگی واقعی، من مخ می‌زنم.‬

05:34.125 --> 05:36.294
‫- هوم؟‬
‫- منظورم رابطه‌ی سه‌نفره‌ست.‬

05:36.378 --> 05:38.797
‫دختر با دختر، میلف، دیلف، ایلای.‬

05:38.880 --> 05:40.924
‫- چی گفتی؟‬
‫- می‌خوای گیره بزنم بهت؟‬

05:41.007 --> 05:42.300
‫- باشه.‬
‫- من آسم دارم.‬

05:42.384 --> 05:43.802
‫خب باشه، دستگاه بخورت رو هم با خودت بیار.‬

05:43.885 --> 05:45.262
‫ایوا. آروم بگیر دختر.‬

05:45.345 --> 05:48.056
‫خب، برگردیم سراغ امیلی دیکینسون.‬

05:49.432 --> 05:50.767
‫هی، والت.‬

05:50.851 --> 05:52.185
‫برات یه اسپرسوی دوبل توی یه لیوان بزرگ گرفتم.‬

05:52.269 --> 05:53.979
‫آه، ممنون.‬

05:54.062 --> 05:56.982
‫فکر کنم باریستای محبوب‌مون‬
‫خودش چتری‌هاش رو کوتاه کرده.‬

05:57.065 --> 05:58.692
‫یه جای کار بدجوری می‌لنگه.‬

05:58.775 --> 06:00.527
‫الان نمی‌تونم نگران بورلی باشم.‬

06:00.610 --> 06:03.572
‫تازه خبر طرح سبز جدید‬
‫به گوشمون رسیده و اونم...‬

06:03.655 --> 06:06.533
‫هیئت امنا دارن یه سیاست خیلی پیچیده رو‬
‫به خوردم می‌دن.‬

06:06.616 --> 06:08.702
‫خب، می‌خوای بریم طبق معمول موقع قهوه خوردن قدم بزنیم؟‬
‫می‌تونی خودت رو خالی کنی.‬

06:10.370 --> 06:11.454
‫نمی‌دونم.‬

06:11.538 --> 06:12.956
‫- صبح بخیر، رئیس ریگز.‬
‫- سلام.‬

06:13.039 --> 06:15.083
‫اوه، پروفسور شپرد. سلام رفیق.‬

06:15.166 --> 06:17.252
‫کریستل، می‌تونی پرونده‌ی یه دانشجو رو برام بفرستی؟‬

06:17.335 --> 06:20.297
‫گریسی شاو.‬
‫میگه بیش‌فعالی داره.‬

06:20.714 --> 06:22.966
‫ولی فکر می‌کنم فقط تنبله‬
‫و یکم خنگه.‬

06:23.049 --> 06:24.593
‫یا شاید واقعاً داره اذیت میشه.‬

06:25.427 --> 06:26.636
‫بیاید همه‌مون براش آرزوی موفقیت کنیم.‬

06:27.846 --> 06:29.931
‫تو چطوری با این آدم دوستی؟‬

06:30.015 --> 06:31.725
‫صمیمی نیستیم.‬
‫فاصله‌ام رو باهاش حفظ می‌کنم.‬

06:31.808 --> 06:33.643
‫شما دوتا امشب ساعت ۷:۳۰ با هم شام دارید.‬

06:34.394 --> 06:35.896
‫ممنون، کریستل.‬

06:35.979 --> 06:37.314
‫اوه. اشتباه از من بود.‬

06:37.397 --> 06:38.899
‫هی، والت؟ می‌تونیم برای...‬

06:38.982 --> 06:41.234
‫اوه. اوه. سلام. چطوری؟‬

06:42.402 --> 06:43.820
‫- عالی.‬
‫- عالیه.‬

06:43.904 --> 06:45.280
‫چطور خوابیدی؟‬

06:45.363 --> 06:47.657
‫- من چطور خوابیدم؟‬
‫- آره. اوم.‬

06:47.741 --> 06:49.951
‫- من دیگه برم.‬
‫- باشه.‬

06:50.034 --> 06:52.203
‫- می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟‬
‫- آره، بفرما. چیکار می‌تونم برات بکنم، گرگ؟‬

06:52.287 --> 06:53.580
‫خب، درباره‌ی کیتیه.‬

06:53.663 --> 06:55.248
‫بپرس. فقط نپرس چطور خوابیدم.‬

06:55.332 --> 06:57.292
‫اون صحنه واقعاً عجیب و غریب بود.‬
‫قضیه چیه؟‬

06:57.375 --> 06:59.461
‫- هیچی، قضیه‌ای نبود.‬
‫- اوه، بیخیال دیگه.‬

06:59.544 --> 07:01.963
‫یه کشش جنسی غیرقابل‌انکاری‬
‫توی اون اتاق بود.‬

07:02.047 --> 07:03.673
‫فکر کردم توی آمریکای لاتینم.‬

07:03.757 --> 07:05.050
‫ولی می‌دونم، می‌دونم.‬

07:05.133 --> 07:06.635
‫تو یه جنتلمنی،‬
‫اهل حرف زدن درباره‌ی رابطه‌هات نیستی.‬

07:06.718 --> 07:08.303
‫ما همدیگه‌ رو نبوسیدیم.‬

07:08.386 --> 07:11.473
‫پس تو می‌خواستی، ولی اون گفت نه؟‬

07:12.891 --> 07:14.351
‫اوه.‬

07:14.434 --> 07:16.811
‫اون می‌خواست، ولی تو گفتی نه.‬

07:16.895 --> 07:18.104
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟‬

07:18.188 --> 07:19.814
‫همش توی ریزحرکاتِ صورته.‬

07:20.523 --> 07:21.733
‫زود باش دیگه، بهم بگو...‬

07:21.816 --> 07:23.652
‫آمار خاله زنکی رو بهم بده،‬
‫بعدش می‌ریم سراغ کار تو.‬

07:23.735 --> 07:27.280
‫نه، من اینجام چون می‌خوام مطمئن بشم‬
‫که شغل کیتی در امانه.‬

07:27.364 --> 07:30.909
‫خب، شغلش اصلاً در امان نیست.‬
‫اون یه خونه‌ی تاریخیِ اساتید رو آتیش زده.‬

07:30.992 --> 07:32.452
‫اتفاقی بود!‬

07:32.534 --> 07:34.663
‫همچنین به یه پروفسور‬
‫توی کلانتری حمله کرده؟‬

07:34.746 --> 07:36.206
‫اون یکی عمدی بود.‬

07:36.289 --> 07:37.749
‫محض اطلاع بگم، من از کیتی خوشم میاد.‬

07:37.832 --> 07:39.125
‫ولی وظیفه دارم‬

07:39.209 --> 07:43.463
‫که از این موسسه محافظت کنم،‬
‫و سر این موضوع با خودم درگیرم.‬

07:43.546 --> 07:44.547
‫اوه!‬

07:44.631 --> 07:46.257
‫خبر خوب. درگیری تموم شد.‬

07:46.341 --> 07:47.926
‫کیتی استعفا داد.‬

07:48.009 --> 07:49.678
‫نه، نداد.‬

07:51.346 --> 07:54.015
‫عجب! چه فونت درشتیه.‬

07:55.683 --> 07:59.813
‫بذار قبل از اینکه کاری کنی باهاش حرف بزنم.‬
‫خواهش می‌کنم. به عنوان یه دوست؟‬

07:59.896 --> 08:02.148
‫دوست‌ها رازهاشون رو به هم میگن، گرگ.‬

08:02.232 --> 08:03.274
‫واقعاً؟‬

08:07.153 --> 08:08.154
‫باشه.‬

08:09.322 --> 08:11.074
‫فکر کنم دیلن ازم خوشش اومد.‬

08:12.492 --> 08:15.286
‫- اوضاع داره ردیف می‌شه، گرگ.‬
‫- اصلاً هم ردیف نیست.‬

08:18.999 --> 08:20.000
‫آه.‬

08:20.082 --> 08:21.960
‫سلام، مامان‌جون.‬

08:22.043 --> 08:23.712
‫چه بلایی سرِ چشم و شلوارت اومده؟‬

08:23.795 --> 08:28.508
‫داستانش خنده‌داره.‬
‫داشتم از تپه‌ی استون می‌اومدم پایین که افتادم.‬

08:28.591 --> 08:29.759
‫- خیلی خنده‌داره.‬
‫- آره.‬

08:29.843 --> 08:31.428
‫خب، پیامِت رو گرفتم. چه خبر؟ خوبی؟‬

08:31.511 --> 08:34.097
‫آره. بهت گفتم که باردارم، نه؟‬

08:34.179 --> 08:35.347
‫اوهوم.‬

08:35.432 --> 08:36.890
‫هیچ‌کس شوخی‌هام رو نمی‌فهمه.‬

08:36.975 --> 08:40.437
‫گوش کن سانی، فقط می‌خوام بدونی‬
‫که این تصمیمِ خیلی بزرگیه.‬

08:40.520 --> 08:41.855
‫و هر تصمیمی که بگیری...‬

08:41.938 --> 08:43.023
‫نگهش می‌دارم.‬

08:44.149 --> 08:45.859
‫اوه. عالیه.‬

08:45.942 --> 08:48.945
‫می‌دونم یه میلیون دلیل هست‬
‫که نباید این بچه رو به دنیا بیارم.‬

08:49.029 --> 08:50.363
‫قرار بود برم جشنواره‌ی برنینگ من.‬

08:50.447 --> 08:52.032
‫به نظرم عاشق برنینگ من بشی.

08:52.115 --> 08:54.617
‫ولی هرچقدر هم سعی می‌کنم که نخوامش...‬

08:55.744 --> 08:56.911
‫می‌بینم که هنوزم دلم می‌خواد.‬

08:56.995 --> 08:58.371
‫قطعاً.‬

08:59.956 --> 09:01.416
‫باشه، باشه. متأسفم.‬

09:01.499 --> 09:03.710
‫این... آخه... واقعاً خیلیه.‬

09:03.793 --> 09:06.254
‫می‌دونم. برای منم خیلیه.‬

09:06.337 --> 09:08.757
‫ولی یه مصاحبه دارم‬

09:08.840 --> 09:10.383
‫برای کارآموزی، حدوداً یه ساعتِ دیگه.‬

09:10.467 --> 09:12.927
‫پس اگه می‌تونی فقط تظاهر کنی که پایه‌ای...‬

09:13.011 --> 09:14.554
‫- اوه.‬
‫- ...واقعاً ممنونت می‌شم.‬

09:14.637 --> 09:17.015
‫هستم، صد در صد.‬

09:17.098 --> 09:19.851
‫آه، بیشتر شبیه ۸۰ درصده، ولی بازم غنیمته.‬

09:24.397 --> 09:27.150
‫و حالا مامانم دوباره باید بره بیمارستان.‬

09:27.233 --> 09:29.027
‫واسه همین باید کلی آزمایش انجام بدیم،‬

09:29.110 --> 09:30.570
‫اونم از سوزن متنفره.‬

09:30.653 --> 09:32.405
‫- واقعاً استرس‌آوره...‬
‫- عالیه. الان برمی‌گردم.‬

09:32.489 --> 09:34.491
‫انگار که... باشه، آره.‬

09:34.574 --> 09:36.367
‫اوه! سلام، پروفسور بیتس.‬

09:36.451 --> 09:38.078
‫این چه وضعِ شلواره؟‬

09:38.161 --> 09:40.288
‫- هرچی هست، من که خوشم اومد.‬
‫- تا حالا شده حس کنی‬

09:40.371 --> 09:43.625
‫تمامِ چیزایی که براشون زحمت کشیدی‬
‫دارن از دستت میرن؟‬

09:44.626 --> 09:46.044
‫- آره.‬
‫- می‌دونی، قرار بود‬

09:46.127 --> 09:49.589
‫شش ماهِ آینده رو روی کتابم کار کنم.‬

09:49.672 --> 09:51.132
‫آخه من که خودم رو گول نمی‌زنم.‬

09:51.216 --> 09:53.051
‫می‌دونم، می‌دونم که کتاب‌های غیرداستانیِ ژئوپلیتیک‬

09:53.134 --> 09:55.345
‫دقیقاً فرمولِ یه کتابِ پرفروش و جذاب نیستن،‬

09:55.428 --> 09:56.888
‫ولی فکر می‌کنم کسایی که ازش خوششون بیاد‬

09:56.971 --> 09:58.765
‫- واقعاً عاشقش میشن.‬
‫- من که عاشقش میشم.‬

09:58.848 --> 10:01.518
‫در عوض، باید مدام برم کاستکو واسه...‬

10:01.601 --> 10:03.812
‫مرغِ بریون با یه تویوتا سینا.‬

10:03.895 --> 10:05.230
‫اوه، مامانِ منم یه سینا داره.‬

10:05.313 --> 10:07.065
‫می‌تونی صندوق‌عقب رو با پات باز کنی.‬

10:07.148 --> 10:08.733
‫آه.‬

10:10.276 --> 10:13.154
‫متأسفم که همه‌ی این‌ها رو ریختم رو سرِ تو...‬

10:13.238 --> 10:15.073
‫- جینا.‬
‫- جینا. آره.‬

10:15.156 --> 10:16.908
‫می‌تونی هر چیزی رو بریزی رو سرِ من.‬

10:17.826 --> 10:19.160
‫جانم؟‬

10:19.244 --> 10:20.537
‫با تو نبودم رولاند، ببخشید.‬

10:22.539 --> 10:24.290
‫الو. درسته.‬

10:24.374 --> 10:28.044
‫خب، رفتم پذیرش چون
‫دوباره پشتِ در مونده بودم.‬

10:28.128 --> 10:31.506
‫- آره.‬
‫- اونا هم یه ملاقه دادن دستم‬

10:31.589 --> 10:35.176
‫که یه کلید بهش وصل بود و
‫همه‌ی درها رو باز می‌کرد.‬

10:35.260 --> 10:37.679
‫- این شهر چقدر بامزه‌ست؟‬
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی.‬

10:37.762 --> 10:40.390
‫- خودت رو خسته نکن، من تصمیمم رو گرفتم.‬
‫- کاری نمی‌کنم که.‬

10:40.473 --> 10:42.058
‫نیو انگلند تعریف‌هایی که
‫ازش می‌شنوی واقعیت دارن.‬

10:42.142 --> 10:43.852
‫وای خدای من، این چیه؟‬

10:43.935 --> 10:45.436
‫یه فروشگاهِ کریسمسه که کلِ سال بازه.‬

10:45.520 --> 10:48.982
‫واقعاً یه فروشگاهِ کریسمسِ دائمیه.‬
‫چطوری دخل و خرجشون با هم می‌خونه؟‬

10:49.065 --> 10:50.483
‫چون هات‌چاکلت‌های فوق‌العاده‌ای داره.‬

10:50.567 --> 10:52.277
‫بابا، من باید برم یه جایی‬

10:52.360 --> 10:54.279
‫تا بتونم بدونِ این‌همه سر و صدا
‫یه شروعِ دوباره داشته باشم.‬

10:54.362 --> 10:55.321
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

10:55.405 --> 10:56.447
‫بابا.‬

10:56.531 --> 10:57.740
‫وای خدا جون!

10:57.824 --> 11:00.660
‫بهت یه آب‌نباتِ نعنایی میدن
‫ که باهاش هم بزنی.‬

11:00.743 --> 11:03.037
‫فکر کردی من درباره‌ی اون آب‌نبات‌های نعناییِ لعنتی نمی‌دونم؟‬

11:03.121 --> 11:05.373
‫من سه ساله اینجا زندگی می‌کنم.
‫عاشقِ اون آب‌نبات‌هام.‬

11:05.456 --> 11:08.751
‫پس فقط به خاطرِ یه مشکلِ کوچیک، تسلیم نشو.‬

11:09.544 --> 11:11.796
‫باشه، چندتا مشکلِ بزرگ و وحشتناک.‬

11:11.880 --> 11:13.590
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

11:13.673 --> 11:15.967
‫مامان پنج سال پیش ترکت کرد و تو اون‌طوری وا دادی.‬

11:16.050 --> 11:18.178
‫حداقل من دارم برای شروعِ دوباره برنامه می‌ریزم.‬

11:18.261 --> 11:21.681
‫من برای فرار از زندگی
‫نمی‌رم فلوریدا، این کار رقت‌انگیزه.‬

11:22.807 --> 11:24.726
‫- اوم.‬
‫- وای خدا جون!‬

11:24.809 --> 11:26.186
‫خیلی بد حرف زدم. ببخشید.‬

11:26.269 --> 11:28.521
‫- اشکالی نداره.‬
‫- ببخشید، خیلی حرفم زشت بود.‬

11:33.943 --> 11:35.445
‫در ضمن، من قایم نشدم.‬

11:36.529 --> 11:39.032
‫دارم صدف هم جمع می‌کنم،‬

11:39.115 --> 11:42.368
‫و دارم به عضویت توی یه فرقه فکر می‌کنم.‬

11:42.452 --> 11:44.621
‫دارم مجله‌ی لادلو ریویو رو گسترش میدم.‬

11:44.704 --> 11:46.581
‫به جای یه شماره، دارم دوتا شماره آماده می‌کنم.‬

11:46.664 --> 11:49.709
‫زمستون و بهار. به تأییدِ بودجه‌ت نیاز دارم.‬

11:49.792 --> 11:52.462
‫عجب طرزِ پرسیدنِ دور از شأنی.‬

11:52.545 --> 11:54.672
‫مرکزِ دانشجوییِ جدید کلِ بودجه رو بلعید،‬

11:54.756 --> 11:56.466
‫واسه همین الان دست و بالمون یکم بسته‌است.‬

11:56.549 --> 12:00.553
‫حتماً همین‌طوره، ولی مجله‌ی ریویو
‫ستونِ اصلیِ برنامه‌ی هنریه.‬

12:00.637 --> 12:04.390
‫گروه شعر یکی از چیزاییه که
‫دانشجوها رو جذبِ این مؤسسه می‌کنه.‬

12:04.474 --> 12:06.935
‫اوه، می‌دونم، خیلی محبوبه.
‫همه‌ی سال‌اولی‌ها میان‬

12:07.018 --> 12:08.895
‫در حالی که لباسِ شبیه به
‫شاعرهای موردعلاقه‌شون رو پوشیدن.‬

12:09.687 --> 12:10.897
‫ای. ای. کامینگز!‬

12:10.980 --> 12:13.441
‫این مرتیکه‌ عتیقه‌ست.‬

12:13.524 --> 12:15.443
‫هی، بیا بریم. کریستل گفت ۲۰ دقیقه وقت داری‬

12:15.584 --> 12:17.086
‫- واسه پیاده‌روی و قهوه.‬
‫- ۱۵ دقیقه!‬

12:17.111 --> 12:19.572
‫- ممنون، کریستل.‬
‫- همین الان با ریگز بحثم شد،‬

12:19.656 --> 12:21.157
‫و باید بهت بگم چی شد، محضِ احتیاط‬

12:21.241 --> 12:23.034
‫اگه خواست امشب توی اون مهمونیِ شامِ
‫کوچیکت زیرآبم رو بزنه.‬

12:23.117 --> 12:25.662
‫آره، باشه، باشه. ولی بعدش می‌خوام‬

12:25.745 --> 12:28.456
‫تمامِ جزئیاتِ کثیفِ نخ دادن‌هات
‫به گرگ رو بشنوم.‬

12:28.539 --> 12:30.124
‫- ببخشید؟‬
‫- به کارت احترام می‌ذارم.‬

12:30.208 --> 12:33.419
‫شانست رو امتحان کن. اگه من بودم می‌کردم.‬
‫محضِ رضای خدا، طرف عجب پیرمردِ جذابیه.‬

12:34.921 --> 12:36.756
‫می‌دونم فقط چند روزه اینجام،‬

12:36.839 --> 12:38.758
‫ولی واقعاً دلم واسه اینجا تنگ میشه.‬

12:38.841 --> 12:40.593
‫هیچ‌وقت اون خروس رو برنداشتم.‬

12:41.678 --> 12:43.972
‫خب، مطمئنم که این موضوعِ جالبیه‬

12:44.055 --> 12:45.974
‫واسه تو و دوستای صمیمیت، ولی فکر نکنم‬

12:46.057 --> 12:47.267
‫- بخوام دربارش بشنوم.‬
‫- بیخیال بابا.‬

12:47.350 --> 12:48.685
‫منظورم بادنماست.‬

12:48.768 --> 12:50.561
‫- اوه!‬
‫- اینجا یه سنته.‬

12:50.645 --> 12:52.105
‫یکی از استادها اونو برمی‌داره،‬

12:52.188 --> 12:54.232
‫توی محوطه قایمش می‌کنه،
‫و اگه یه دانشجو پیداش کنه،‬

12:54.315 --> 12:56.401
‫همه اون روز رو تعطیل می‌شن.‬

12:56.484 --> 12:58.194
‫فقط کاش یه بار این کار رو کرده بودم.‬

12:58.278 --> 13:00.613
‫عزیزم، پس همین‌جا بمون و انجامش بده.‬

13:00.697 --> 13:02.865
‫آره؟ بیخیال.‬

13:03.992 --> 13:04.993
‫وای.‬

13:08.288 --> 13:10.206
‫هیچ‌وقت ندیده بودم این شکلی بشه.‬

13:11.124 --> 13:12.959
‫حداقل الان می‌فهمیم چی اون رو خاص می‌کنه.‬

13:13.042 --> 13:15.837
‫- پسر. چی؟‬
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.‬

13:15.920 --> 13:18.006
‫تو همونی بودی که گفتی اگه بفهمی‬

13:18.089 --> 13:20.925
‫چطوری خاصه، منطقی‌تر می‌شه، و حالا می‌دونیم.‬

13:21.009 --> 13:23.386
‫نذار این موضوع از مسیر خارجت کنه.‬
‫تو فوق‌العاده‌ای.‬

13:23.469 --> 13:25.263
‫- بابا هی اینو میگی، ولی من نیستم.‬
‫- تو فوق‌العاده‌ای.‬

13:25.346 --> 13:26.514
‫- آره، هستی.‬
‫- من یه بازنده‌ام.‬

13:26.597 --> 13:28.224
‫نه عزیزم. خدای من، تو...‬

13:28.308 --> 13:30.518
‫- عزیزم، تو بازنده نیستی.‬
‫- من یه بازنده‌ام.‬

13:30.601 --> 13:32.520
‫و کارم با اینجا تمومه، باشه؟‬
‫برو کاکائوت رو بگیر.‬

13:32.603 --> 13:34.355
‫می‌دونم به هر حال تمامِ فکرت پیشِ همونه.‬

13:34.439 --> 13:37.108
‫من به فکرِ کاکائو نیستم عزیزم.‬

13:41.612 --> 13:44.365
‫والت. می‌مونه. کیتی نمیره.‬

13:44.449 --> 13:46.993
‫- اوه، این خبرِ خیلی خوبیه، گرگ.‬
‫- بفرمایید.‬

13:47.076 --> 13:49.954
‫- ممنون، بورلی.‬
‫- آره.‬

13:50.038 --> 13:52.457
‫قطعاً اونجا یه مشکلی هست.‬

13:52.540 --> 13:53.958
‫- واسه کیتی خوشحالم.‬
‫- آه.‬

13:54.042 --> 13:56.461
‫افسرِ پلیسِ محلی یکم زیادی جوگیره،‬

13:56.544 --> 13:59.380
‫ولی می‌کِشمش توی گلخونه و باهاش حرف می‌زنم.‬

13:59.464 --> 14:02.675
‫کیتی باید یه نامه‌ی عذرخواهی واسه
‫هیئت‌مدیره بنویسه، ولی...‬

14:02.759 --> 14:05.303
‫لطفاً آشغال‌هاتون رو جمع کنید، دخترها و پسرها.‬

14:05.386 --> 14:07.847
‫ولی می‌تونه همش رو بندازه گردنِ مسائلِ زنونه.‬

14:07.930 --> 14:09.557
‫هورمون‌ها، داروهای اشتباه.‬

14:09.640 --> 14:11.684
‫ممم، حتماً از این فکر خوشش میاد.‬

14:11.768 --> 14:15.021
‫و بعد از یه تعلیقِ کوتاه، همه‌چیز ردیف میشه.‬

14:15.104 --> 14:18.274
‫ممنون. خیلی ممنونم. مرسی، والت.‬

14:18.358 --> 14:21.194
‫می‌دونستی تدی روزولت
‫فوتبالِ آمریکایی رو نجات داد؟‬

14:21.277 --> 14:23.696
‫- نه.‬
‫- سالِ ۱۹۰۵،‬

14:23.780 --> 14:25.823
‫بیست تا بازیکنِ فوتبالِ دانشگاهی مُردن.‬

14:25.907 --> 14:27.658
‫تدی همه‌ی مربی‌ها رو‬

14:27.742 --> 14:29.869
‫به کاخِ سفید احضار کرد،
‫اونجا به تکاملِ بازی کمک کرد،‬

14:29.952 --> 14:31.579
‫و سرگرمیِ موردعلاقه‌ی آمریکا رو نجات داد.‬

14:31.662 --> 14:33.122
‫می‌دونی چرا دارم این رو بهت میگم؟‬

14:33.206 --> 14:35.290
‫نه، ولی شرط می‌بندم بعداً دوزاریم بیفته.‬

14:35.375 --> 14:37.960
‫بهترین رئیس‌جمهورمون فداکاری نمی‌کرد.‬

14:38.044 --> 14:39.921
‫اون می‌خواست پسرش واسه هاروارد بازی کنه‬

14:40.004 --> 14:42.507
‫بدونِ اینکه جمجمه‌اش خرد بشه. اون...‬

14:43.800 --> 14:44.842
‫از این کار نفع می‌برد.‬

14:46.803 --> 14:50.056
‫والت، اگه زمانی کاری از دستم واست برمی‌اومد،‬

14:50.139 --> 14:51.349
‫فقط لب تر کن.‬

14:51.432 --> 14:53.101
‫پروژه‌ی نویسنده‌ی مقیم رو قبول کن.‬

14:53.184 --> 14:55.144
‫- اوه... نه.‬
‫- بیخیال دیگه.‬

14:55.228 --> 14:57.021
‫فقط تا آخرِ ترمه.‬

14:57.105 --> 14:59.816
‫واسه‌م مایه‌ی افتخاره که یه نویسنده‌ی
‫پرفروش داشته باشم‬

14:59.899 --> 15:01.567
‫که والدین واقعاً اسمش رو شنیده باشن.‬

15:01.651 --> 15:03.569
‫- خیلی لطف داری، ولی.‬
‫- یه لطفی در حقم کن، گرگ.‬

15:03.653 --> 15:07.698
‫یه نگاه به اون بنداز. اسمِ زنِ سابقت روی
‫مرکزِ دانشجوییِ جدیدمونه.‬

15:07.782 --> 15:09.826
‫تو عملاً اینجا عضوی از خانواده‌ای.‬

15:09.909 --> 15:11.411
‫ممم، دیگه داری پیازداغش رو زیاد می‌کنی.‬

15:11.494 --> 15:15.790
‫در ضمن، من واقعاً حقِ انتخابی بهت نمیدم.‬

15:15.873 --> 15:17.792
‫این بخشی از توافقمونه.‬

15:18.626 --> 15:20.378
‫- واقعاً؟‬
‫- واقعاً.‬

15:27.301 --> 15:29.762
‫دستم معمولاً این‌قدر گرم نیست.‬

15:29.846 --> 15:31.597
‫به خاطرِ کاکائوی داغه.‬

15:33.891 --> 15:35.226
‫ببخشید. ببخشید، ببخشید، ببخشید. خیلی خب.‬

15:35.309 --> 15:36.185
‫آروم بگیرید.‬

15:37.395 --> 15:40.481
‫یه اتفاق خیلی خنده‌دار و عجیبی افتاد. راستش...‬

15:42.692 --> 15:45.153
‫سلام. خب، داشتیم می‌گفتیم،‬

15:45.236 --> 15:48.781
‫لنین داشت آماده میشد که سلسله‌ی
‫رومانوف رو سرنگون کنه...‬

15:52.660 --> 15:54.912
‫خیلی ببخشید، یه اتفاق خیلی عجیبی افتاد.‬

15:54.996 --> 15:58.082
‫یه دوستی دارم به اسم رولاند. در واقع
‫هم‌اتاقیِ قدیمیم توی دانشگاه بود.‬

15:58.165 --> 15:59.667
‫اوه، تو کمبریج درس خوندی، درسته؟‬

16:00.585 --> 16:03.087
‫بله، همین‌طوره.
‫معلومه یکی حواسش به حرفام بوده.‬

16:03.171 --> 16:05.724
‫از من، یعنی همین آرچیِ
‫کوچیک، می‌خواد که فردا

16:05.748 --> 16:08.301
‫توی اخبارِ بی‌بی‌سی به
‫عنوان کارشناس صحبت کنم.‬

16:08.384 --> 16:13.556
‫ظاهراً من یکی از چهره‌های اصلی
‫در روابط بریتانیا و روسیه هستم.‬

16:13.639 --> 16:15.391
‫جناب قاضی، اینا حرفای من نیست.‬

16:15.475 --> 16:17.059
‫اوه پسر. یعنی، نمی‌تونم.‬

16:17.143 --> 16:18.644
‫ما کلاس داریم. نمی‌تونستم این کار رو بکنم.‬

16:18.728 --> 16:19.687
‫- چی؟‬
‫- آره. اوه، نه.‬

16:19.770 --> 16:20.855
‫نمی‌تونستم این کار رو در حق شماها بکنم.‬

16:20.938 --> 16:22.273
‫- باید انجامش بدی.‬
‫- نباید این کار رو بکنم.‬

16:22.356 --> 16:23.608
‫- بی‌خیال! آره.‬
‫- واقعاً انجامش بدم؟‬

16:23.691 --> 16:24.984
‫آره!‬

16:25.067 --> 16:26.986
‫- آره؟ شما نظرتون چیه؟‬
‫- آره.‬

16:27.069 --> 16:28.571
‫- لیو؟‬
‫- آره، قراره بترکونی.‬

16:28.654 --> 16:30.156
‫صددرصد. بنجی، تو چی فکر می‌کنی؟‬

16:31.532 --> 16:32.783
‫خفه شو بنجی. بیخیال رفیق.‬

16:33.326 --> 16:34.994
‫خب، خوبه. خوبه، نه؟ خوبه؟‬

16:38.581 --> 16:41.042
‫به هر حال، ممنون که گذاشتید
‫تظاهر کنم که نیاز دارم قانع بشم.‬

16:41.125 --> 16:43.544
‫خب، برگردیم سراغ رفیق لنین‬

16:43.628 --> 16:46.088
‫و قتل‌عام اون دخترایِ لعنتیِ رومانوف، چطوره؟‬

16:50.000 --> 16:57.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

17:01.646 --> 17:03.481
‫- بفرمایید بچه‌ها.‬
‫- اوه، بیکن!‬

17:03.564 --> 17:04.815
‫نوش جان.‬

17:04.898 --> 17:06.233
‫ممنون رفیق.‬

17:08.926 --> 17:10.326
‫«می‌تونیم صحبت کنیم؟»
‫«دارم وسایلم رو جمع می‌کنم»

17:12.698 --> 17:15.034
‫- خوبی مرد؟‬
‫- آه، نمی‌دونم تامی.‬

17:16.035 --> 17:20.205
‫دخترم درگیر یه مشکلی شده.
‫اصلاً خوب باهاش کنار نمیاد.‬

17:20.289 --> 17:21.915
‫آره، منظورم این بود که غذات تموم شد؟‬

17:21.999 --> 17:23.667
‫اوه، بله. آره، می‌تونی...‬

17:23.751 --> 17:25.545
‫می‌تونی بدیش به اون دوستایِ حیوونت اون‌ور.‬

17:25.627 --> 17:26.462
‫عالیه.‬

17:26.546 --> 17:29.048
‫-آقایون.‬
‫-اوم.‬

17:29.131 --> 17:30.633
‫اوم. سس کچاپ.‬

17:31.384 --> 17:32.969
‫شاید من بابایِ خیلی خوبی نیستم.‬

17:33.052 --> 17:35.513
‫اوه، هنوز داری ادامه میدی. باشه.‬

17:35.596 --> 17:37.890
‫آره، مگه چیکار کردی؟‬

17:37.974 --> 17:40.059
‫- مثلاً بهش بی‌توجهی کردی؟‬
‫- نه.‬

17:40.142 --> 17:42.186
‫- الکلی بودی؟‬
‫- چی؟ نه.‬

17:42.270 --> 17:44.188
‫- مثلاً بهش تعرض کردی؟‬
‫- وای خدا! نه!‬

17:44.272 --> 17:45.147
‫- یکم کتکش زدی؟‬
‫- نه.‬

17:45.231 --> 17:46.065
‫- قضاوتت نمی‌کنیم.‬
‫- نه.‬

17:46.148 --> 17:47.942
‫اتفاقاً واسه این کارها باید قضاوت بشه.
‫ممنون بچه‌ها.‬

17:48.025 --> 17:49.694
‫- از اینجا به بعدش با من.‬
‫- آره، ما خوبیم، نیازی...‬

17:49.777 --> 17:51.153
‫نیازی به کمکتون نداریم، اوکی‌ایم.‬

17:51.237 --> 17:53.656
‫- تو هم همین‌طور.‬
‫- آره. البته.‬

17:55.658 --> 17:57.118
‫- خب، خب.‬
‫- اوه.‬

17:58.077 --> 17:59.245
‫خدا رو شکر. یه آدم عاقل.‬

18:00.037 --> 18:01.956
‫به والت گفتی که سعی کردم
‫باهات سکس داشته باشم؟‬

18:02.039 --> 18:04.709
‫اوم، نه. خب، سلام.‬

18:05.543 --> 18:06.919
‫نه.‬

18:07.003 --> 18:10.798
‫زبونی نه. تا حالا چیزی درباره‌ی
‫ریزحالاتِ چهره شنیدی؟‬

18:10.881 --> 18:16.929
‫پس تو نگفتی، و من نقل‌قول می‌کنم:‬
‫«دیلن به نظرش من خیلی جذاب اومدم»؟‬

18:17.013 --> 18:18.264
‫چی؟‬

18:18.347 --> 18:20.224
‫آره، گفتم، من این رو گفتم.‬

18:20.308 --> 18:23.394
‫دقیقاً همین کلمات رو گفتم، اما نه با لحنِ پز دادن.‬

18:23.477 --> 18:24.979
‫خب بدون پز دادن بگو ببینم چطوری میشه.‬

18:26.647 --> 18:28.941
‫دیلن به نظرش من خیلی جذاب اومدم.‬

18:29.025 --> 18:30.359
‫هیچ بنی‌بشری اینطوری حرف نمی‌زنه.‬

18:30.443 --> 18:33.988
‫پز دادم. عملاً داشتم به سینه‌م می‌کوبیدم.‬

18:34.071 --> 18:35.906
‫متأسفم.‬

18:35.990 --> 18:38.284
‫- چطوری می‌تونم از دلت دربیارم؟‬
‫- برام صبحانه بخر.‬

18:38.367 --> 18:40.870
‫حله. تامی؟ تامی، بهت نیاز دارم.‬

18:45.916 --> 18:47.627
‫اوه، ای داد!‬

18:49.170 --> 18:51.631
‫آه، گندش بزنن.‬

18:51.714 --> 18:53.466
‫اما با چی عوضش کنیم؟‬

18:53.542 --> 18:54.650
‫آرچی: تا یک ساعت دیگه تلویزیونم!»

18:54.675 --> 18:57.428
‫من مدام دارم به جای تو جواب میدم
‫و دیگه نمی‌خوام این کار رو بکنم.‬

18:57.511 --> 18:59.597
‫حس می‌کنم دارم توی چاه فریاد می‌زنم.‬

19:01.766 --> 19:03.934
‫می‌دونی، الیزابت راست می‌گفت.‬

19:05.394 --> 19:08.481
‫هر وقت کیتی مشکلی داشت،
‫من سریع می‌پریدم وسط.‬

19:08.564 --> 19:10.232
‫- من از اوناییم که سریع می‌پرن وسط.‬
‫- اوم.‬

19:10.316 --> 19:12.526
‫پس یعنی همیشه هواش رو داشتی؟‬

19:12.610 --> 19:13.736
‫- خیلی‌خب.‬
‫- لعنتی.‬

19:13.819 --> 19:15.488
‫- حالش خوبه؟‬
‫- خیلی زیاد بود.‬

19:15.571 --> 19:19.867
‫حالا دیگه ابزار لازم
‫برای مقابله با سختی‌ها رو نداره.‬

19:19.950 --> 19:22.745
‫اون قراره بره و هیچ کاری از دست من برنمیاد.‬

19:22.828 --> 19:24.538
‫گرگ، می‌خوام یه داستان برات تعریف کنم.‬

19:24.622 --> 19:26.499
‫درباره‌ی تدی روزولت که نیست، هست؟‬

19:26.582 --> 19:28.501
‫نه. درباره‌ی خودمه.‬

19:28.584 --> 19:30.169
‫- اوه، خوبه.‬
‫- وقتی بچه بودم،‬

19:30.252 --> 19:32.254
‫توی دانشگاه جورجیا قبول شدم.‬

19:32.338 --> 19:33.923
‫- اوم، بولداگز.‬
‫- اوهوم.‬

19:34.006 --> 19:35.675
‫بیست دقیقه با خونه‌م فاصله داشت.
‫معلوم بود انتخاب می‌کنم.

19:35.758 --> 19:37.718
‫اما بعدش توی دانشگاه براون هم قبول شدم.‬

19:37.802 --> 19:40.304
‫و اونجا خیلی دور بود.‬

19:40.388 --> 19:42.264
‫و می‌ترسیدم که بقیه‌ی بچه‌ها‬

19:42.348 --> 19:43.641
‫از من باهوش‌تر باشن.‬

19:43.724 --> 19:46.102
‫- اوهوم.‬
‫- واسه همین جورجیا رو انتخاب کردم.‬

19:46.185 --> 19:48.437
‫یه روز صبح، بابام دوتا بلیت انداخت تو بغلم‬

19:48.521 --> 19:50.606
‫پرواز مستقیم به پراویدنس، رود آیلند.‬

19:50.690 --> 19:52.358
‫هیچ‌کدوممون تا حالا از ایالت
‫بیرون نرفته بودیم،‬

19:52.441 --> 19:55.486
‫منم کلی ذوق داشتم که برم سفر
‫واسه همین راه افتادیم.‬

19:55.569 --> 19:58.614
‫آره، وقتی کیتی بچه بود
‫همش در حال سفر بودیم.‬

19:58.698 --> 20:01.283
‫همه‌جا رفته. عاشق پراگ بود.‬

20:01.367 --> 20:02.785
‫اون می‌گفت پواگ.‬

20:04.036 --> 20:05.955
‫- حرفت تموم نشده بود، نه؟‬
‫- وقتی رسیدیم به پراویدنس...‬

20:06.038 --> 20:06.914
‫خب.‬

20:06.997 --> 20:09.333
‫...همون لحظه فهمیدم که باید برم دانشگاه براون.‬

20:09.417 --> 20:11.043
‫و همین کار رو هم کردم.‬

20:11.127 --> 20:13.754
‫- هوم.‬
‫- مثل بابای من باش.‬

20:13.838 --> 20:15.131
‫یه راهی پیدا کن.‬

20:15.214 --> 20:16.590
‫مهم نیست چی باشه،‬

20:16.674 --> 20:18.634
‫فقط یه چیزی که بفهمه برات مهمه.‬

20:29.145 --> 20:32.565
‫زود باش. زود باش. زود باش.‬

20:35.359 --> 20:38.320
‫دارم چیکار می‌کنم؟ این احمقانه‌ست.‬

20:38.404 --> 20:39.905
‫اوه. زود باش.‬

20:41.615 --> 20:42.658
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!‬

20:45.745 --> 20:47.037
‫گرفتمش!‬

20:47.997 --> 20:49.290
‫- آخ!‬
‫- باشه، این‌قدر وول نخور.‬

20:49.373 --> 20:51.542
‫- تقریباً تمومه.‬
‫- خدایا.‬

20:51.625 --> 20:54.879
‫کیتی همه‌ی لباسام رو سوزوند، زد زیر چشمم،‬

20:54.962 --> 20:56.464
‫اون‌وقت منم که قراره مثل احمق‌ها به نظر بیام‬

20:56.547 --> 20:58.716
‫جلوی میلیون‌ها آدم. اصلاً منصفانه نیست.‬

20:58.799 --> 21:00.176
‫پس کیتی این کار رو کرد؟‬

21:02.303 --> 21:03.637
‫بهم نگفته بودی.‬

21:03.721 --> 21:06.140
‫آره، آره، درسته.
‫باشه، آره، اصلاً اون کرد.‬

21:06.223 --> 21:07.516
‫آره، اون کرد.‬

21:07.600 --> 21:09.643
‫و کل این قضیه یه افتضاحِ تمام‌عیاره.‬

21:09.727 --> 21:11.103
‫- هوم.‬
‫- می‌دونی، من هر روز صبح یواشکی‬

21:11.187 --> 21:13.522
‫از این هتل می‌زنم بیرون
‫که به باباش برنخورم،‬

21:13.606 --> 21:15.191
‫که البته اونم همین‌ جا اقامت داره،‬

21:15.274 --> 21:17.568
‫و داره تا آخرین دونه‌ی
‫آجیل‌های بار رو می‌خوره.‬

21:18.903 --> 21:20.279
‫خدایا، اون مرد عاشق آجیله.‬

21:20.362 --> 21:21.864
‫خیلیا عاشق آجیلن.
‫منم عاشق آجیلم.‬

21:21.947 --> 21:23.783
‫خدایا، چرا این اتفاقا واسه من میفته؟‬

21:23.866 --> 21:25.785
‫این یه سوالِ بی‌پاسخه، یا واقعاً جواب می‌خوای؟‬

21:25.868 --> 21:27.369
‫طاقتش رو دارم.‬

21:27.453 --> 21:29.747
‫فکر کنم چون بعضیا تو رو‬

21:29.830 --> 21:32.208
‫یه آدم خودشیفته‌ی عوضی می‌بینن که
‫صورتش بدجوری مشت‌خوره داره.‬

21:32.291 --> 21:34.752
‫- نمونه‌اش همین الان.‬
‫- مردم واقعاً اینطوری درباره‌م فکر می‌کنن؟‬

21:34.835 --> 21:36.045
‫بعضیا آره.‬

21:36.128 --> 21:37.963
‫- تو هم همینطوری می‌بینی؟‬
‫- نه.‬

21:39.632 --> 21:40.716
‫نه همیشه.‬

21:41.592 --> 21:44.595
‫منظورم اینه که ترجیح می‌دی
‫تو هتل بمونی تا آپارتمان من،‬

21:44.678 --> 21:48.224
‫و ممکنه بعضیا این رو گیج‌کننده بدونن.‬

21:48.307 --> 21:52.353
‫تو هم‌اتاقی داری و، خب می‌دونی
‫ هم‌خونه شدن قدم بزرگیه.‬

21:53.103 --> 21:54.522
‫ما داریم بچه‌دار می‌شیم.‬

21:54.605 --> 21:58.234
‫خب، اگه من این‌قدر آدمِ کثافتی‌ام،
‫اصلاً چرا می‌خوای با من باشی؟‬

21:58.317 --> 22:00.778
‫خب، اولش بیشتر به خاطر قیافه‌ت بود.‬

22:00.861 --> 22:03.531
‫ولی بعدش، به خاطر فکرت و اون لهجه‌ت.‬

22:03.614 --> 22:06.408
‫جدی می‌گم، انگار داری با
‫پدینگتون خرسه سکس می‌کنی.‬

22:07.952 --> 22:10.120
‫- و همین واسه من کافیه.‬
‫- خب، یه خرسِ دانا‬

22:10.204 --> 22:12.164
‫همیشه یه ساندویچ مارمالاد زیر کلاهش داره.‬

22:12.248 --> 22:14.583
‫- داری درباره چی حرف می‌زنی؟‬
‫- این همون چیزیه که خرس میگه.‬

22:14.667 --> 22:16.085
‫ببین، هر آدمی مجموعه‌ای از تضادهاست.‬

22:16.168 --> 22:17.962
‫همه‌مون ویژگی‌های خوب و بد داریم،‬

22:18.045 --> 22:20.047
‫و علوم اعصاب میگه مغز ما انعطاف‌پذیره.‬

22:20.130 --> 22:21.715
‫یعنی با تکرار و اراده،‬

22:21.799 --> 22:23.259
‫خودمون تصمیم می‌گیریم که
‫قراره به چه کسی تبدیل بشیم.‬

22:23.342 --> 22:25.219
‫و تو؟ فکر کنم سرِ یه دوراهی هستی.‬

22:25.302 --> 22:27.221
‫ولی فکر می‌کنم قراره به خودت بیای‬

22:27.304 --> 22:29.390
‫و همون مردی بشی که
‫می‌دونم توانایی‌ش رو داری.‬

22:30.474 --> 22:33.477
‫- اگه نشم چی؟‬
‫- خب، اون‌وقت منم میرم سراغ زندگی خودم.‬

22:33.561 --> 22:35.855
‫بیا، تموم شد. چیز دیگه‌ای هست؟‬

22:35.938 --> 22:37.982
‫- شاید یه رژ لبِ پررنگ؟‬
‫- فکر کنم همین‌طوری خوبم.‬

22:38.065 --> 22:40.860
‫ترسو. من برمی‌گردم سرِ کلاس.‬

22:46.073 --> 22:47.658
‫اوه.‬

22:47.741 --> 22:48.826
‫هان؟‬

22:50.911 --> 22:53.122
‫- تو برش داشتی؟‬
‫- آره، برداشتم.‬

22:56.208 --> 22:59.378
‫تنها کاری که من هیچ‌وقت نکردم رو
‫انجام دادی تا حالم رو بدتر کنی؟‬

22:59.920 --> 23:01.839
‫هوم. باشه.‬

23:04.508 --> 23:05.843
‫ببین، می‌دونم خوشت نیومد‬

23:05.926 --> 23:08.178
‫وقتی بهت گفتم راک استار ولی واقعاً هستی.‬

23:08.262 --> 23:09.638
‫- خواهش می‌کنم نگو.‬
‫- هستی دیگه.‬

23:09.722 --> 23:11.223
‫باهاش کنار بیا.‬

23:11.307 --> 23:15.269
‫ولی تازگی‌ها یه کارایی می‌کنی
‫که یکم شبیه بازنده‌هاست.‬

23:15.936 --> 23:18.230
‫می‌دونم، چون خودم هم اونجا بودم.‬

23:18.314 --> 23:20.107
‫یه بی‌عرضه بی‌عرضه‌ی دیگه رو خوب می‌شناسه.‬

23:20.190 --> 23:21.275
‫اه.‬

23:21.984 --> 23:25.446
‫کیتی، درباره من حق با تو بود.
‫من نتونستم به حالت قبل برگردم.‬

23:26.447 --> 23:30.242
‫آدمِ پوست‌کلفتی نیستم.
‫امیدوارم این رو به تو منتقل نکرده باشم.‬

23:31.452 --> 23:33.245
‫بیخیال. تو عاشق اینجایی.‬

23:34.204 --> 23:37.958
‫تنها کاری که برای موندن
‫باید بکنی اینه که شجاع باشی.‬

23:40.210 --> 23:42.755
‫و یه نامه بنویسی که
‫بگه مشکل روانی داری.‬

23:42.838 --> 23:44.423
‫- یا خدا!‬
‫- اَه.‬

23:48.260 --> 23:49.678
‫کمکم کن بنویسمش.‬

23:49.762 --> 23:52.473
‫مرکز دانشجوییِ الیزابت استودارد
‫تازه افتتاح شده.‬

23:52.556 --> 23:53.807
‫می‌بیند که پشت سرتون

23:53.891 --> 23:57.478
‫نمای آجری اصلی سال ۱۸۲۱ رو حفظ کردیم.‬

23:57.561 --> 23:59.772
‫- کریستل گفت اینجایی.‬
‫- ممنون.‬

23:59.855 --> 24:01.148
‫می‌دونی، از این ساختمونِ لعنتی متنفرم.‬

24:01.231 --> 24:03.067
‫- آهان.‬
‫- اونا یه نمونه‌ی کلاسیک...‬

24:03.150 --> 24:06.362
‫از معماری نئوگوتیک رو برداشتن‬
‫و یه گلخونه چسبوندن بهش.‬

24:06.445 --> 24:07.321
‫خب، اینم اضافه کردن که...‬

24:07.404 --> 24:08.489
‫- یه همبرگری زدن.‬
‫- دقیقاً.‬

24:08.572 --> 24:10.699
‫داریم سنت رو فدای چی می‌کنیم؟‬

24:10.783 --> 24:13.410
‫بچه‌های چاقِ بیشتر؟‬
‫قطعاً به اندازه‌ی کافی از اونا داریم.‬

24:13.494 --> 24:14.995
‫نه، نه. بلند نگو.‬

24:15.079 --> 24:16.830
‫- ممنون.‬
‫- باشه.‬

24:16.914 --> 24:18.832
‫چی شد که این حرف‌ها رو می‌زنی؟‬

24:18.916 --> 24:20.960
‫- یه شامِ سخت با رئیس ریگز داشتم.‬
‫- اوم.‬

24:21.043 --> 24:22.628
‫و مجبور شدم بهش بگم که
‫داریم بودجه‌اش رو کم می‌کنیم.‬

24:23.504 --> 24:26.090
‫انگار کلِ کارم الان شده همین.‬

24:26.173 --> 24:27.716
‫مردم میان و ازم چیزایی رو می‌خوان‬

24:27.800 --> 24:29.843
‫که واقعاً براشون مهمه، و من باید بگم نه،‬

24:29.927 --> 24:31.887
‫و بعدش اونا ازم کینه به دل می‌گیرن.‬

24:31.971 --> 24:34.181
‫خب، دوستای واقعیت
‫می‌دونن که اینم بخشی از کاره.‬

24:34.264 --> 24:36.392
‫- ما ازت کینه به دل نمی‌گیریم.‬
‫- امیدوارم.‬

24:39.478 --> 24:41.397
‫مجبورم مجله‌ی لادلو ریویو رو آنلاین کنم.‬

24:41.480 --> 24:43.816
‫این بخشی از طرحِ محیط‌زیستی‌مونه.‬

24:43.899 --> 24:45.609
‫هر سال که چاپش می‌کنیم، آخرش...‬

24:45.693 --> 24:48.070
‫کلِ محوطه‌ی دانشگاه پر میشه از کاغذ،‬
‫انگار کارخونه‌ی کاغذ ترکیده.‬

24:48.153 --> 24:49.196
‫والت، نمی‌تونی این کار رو بکنی.‬

24:49.279 --> 24:51.240
‫خیلی‌ها ناراحت می‌شن.‬

24:51.323 --> 24:54.576
‫نه. اون ۳۶ تا دانشجویی که
‫مطلبشون چاپ میشه ناراحت میشن.‬

24:54.660 --> 24:56.829
‫با ۷۲ تا پدر و مادرشون، و...‬

24:57.955 --> 24:58.956
‫و من.‬

25:01.000 --> 25:03.794
‫من هر سال خط به خطش رو می‌خونم.‬

25:07.423 --> 25:09.049
‫واقعاً متأسفم.‬

25:12.177 --> 25:14.638
‫«با این حال،‬
‫واقعاً و از صمیمِ قلب متأسفم.‬

25:14.722 --> 25:16.724
‫رفتارم غیرطبیعی بود و من...»‬

25:16.807 --> 25:19.059
‫- از کلمه‌ی «غیرطبیعی» خوشم نمیاد.‬
‫- واقعاً؟‬

25:19.143 --> 25:21.103
‫می‌خوام از «تحت‌فشار» استفاده کنم.‬

25:21.186 --> 25:22.604
‫نامه‌ی خودته.‬
‫لازم نیست عالی باشه.‬

25:24.231 --> 25:25.649
‫ولی من خوشم اومد.‬

25:25.733 --> 25:27.359
‫خب، تموم شد.‬

25:27.443 --> 25:29.611
‫- این یارو رو نگاه کن.‬
‫- اوم.‬

25:29.695 --> 25:31.321
‫- می‌تونم قایمش کنم، نه؟‬
‫- همش مالِ خودت.‬

25:31.405 --> 25:33.907
‫نگهش می‌دارم واسه وقتایی که نیاز دارم
‫روحیه‌م عوض شه.‬

25:33.991 --> 25:35.701
‫مثلاً اولین باری که اون عوضی رو ببینم‬

25:35.784 --> 25:37.828
‫- که داره کالسکه هل می‌ده.‬
‫- اوم.‬

25:38.954 --> 25:39.830
‫صبر کن، الان چی شد؟‬

25:50.007 --> 25:51.759
‫سلام! سلام، خیلی ببخشید.‬

25:51.842 --> 25:54.511
‫- بازم کلیدم رو فراموش کردم.‬
‫- مشکلی نیست.‬

25:54.595 --> 25:56.221
‫این اتفاق زیاد برات می‌افته.‬

25:56.305 --> 25:58.223
‫می‌دونم، خیلی از دستِ خودم عصبانیم!‬

25:59.308 --> 26:00.851
‫چطور انتظار داریم دولتِ روسیه‬

26:00.934 --> 26:03.896
‫به این حرکتِ جسورانه‌ی
‫داونینگ استریت پاسخ بده؟‬

26:03.979 --> 26:05.898
‫خب، قطعاً قرار نیست اوضاع آروم پیش بره،‬

26:05.981 --> 26:07.566
‫این دیگه حتمیه.‬

26:07.649 --> 26:09.651
‫- حامله‌اش کردی؟ !‬
‫- نه، اون ملاقه‌ست؟‬

26:14.406 --> 26:15.491
‫الان نه!‬

26:15.574 --> 26:17.117
‫- آقای بیتس...‬
‫- این یه فرصتِ بزرگه، گرگ!‬

26:17.201 --> 26:18.577
‫...شما روی آنتنِ زنده بی‌بی‌سی هستید.‬

26:18.660 --> 26:19.661
‫آخ!‬

26:21.789 --> 26:24.041
‫- اون گرگه؟‬
‫- آره.‬

26:24.124 --> 26:25.167
‫دهنش رو سرویس کن.‬

26:27.628 --> 26:29.046
‫- اوه!‬
‫- وای خدا جون!‬

26:29.129 --> 26:30.214
‫- اوه!‬
‫- اوه!‬

26:31.548 --> 26:33.300
‫ایلای! ایلای!‬

26:34.134 --> 26:36.220
‫ایلای، خوبی؟ اسپری‌ت رو می‌خوای؟‬

26:48.857 --> 26:49.942
‫سلام.‬

26:50.025 --> 26:51.443
‫پایه‌ای بریم یه قهوه بزنیم و قدم بزنیم؟‬

26:52.361 --> 26:53.779
‫نمی‌تونم. خیلی سرم شلوغه.‬

27:00.744 --> 27:02.371
‫- سلام.‬
‫- سلام!‬

27:02.454 --> 27:05.999
‫ممنونم که قضیه‌ی ناخوشایندِ
‫آتیش‌سوزی رو تمومش کردی.‬

27:06.083 --> 27:08.794
‫اوه، آره. اصلاً مشکلی نیست.‬

27:09.711 --> 27:14.049
‫راستی، وقتی توی حوضچه‌ی آبِ سرد بودی،‬
‫اتفاقی تفنگم رو ندیدی؟‬

27:14.133 --> 27:15.425
‫- نه، ندیدم.‬
‫- اشکالی نداره.‬

27:15.509 --> 27:17.344
‫احتمالاً گذاشتمش روی داشبورد.‬

27:18.345 --> 27:20.889
‫آه! اوه! نه.‬

27:20.973 --> 27:22.474
‫گذاشتمش توی باشگاهِ تیراندازی.‬

27:22.558 --> 27:24.434
‫بهترین جا واسه جا گذاشتنِ تفنگه.‬

27:24.518 --> 27:25.894
‫سخته آدم حواسش بهشون باشه.‬

27:30.315 --> 27:32.067
‫فکر کردم سعی کنم کمتر گیج‌کننده باشم.‬

27:39.158 --> 27:40.659
‫من بامزه‌تر از اونیم که بقیه فکر می‌کنن.‬

27:41.994 --> 27:43.745
‫ممنون. ممنون.‬

27:44.872 --> 27:46.290
‫اه، این مرتیکه‌ی عوضی.‬

27:46.373 --> 27:48.083
‫سلام، مو. چطوری؟‬

27:48.167 --> 27:49.793
‫چی شده، داری اسباب‌کشی می‌کنی میای اینجا؟‬

27:52.212 --> 27:54.798
‫خب، ممنون که اومدی بدرقه‌ام.‬

27:54.882 --> 27:55.883
‫آره.‬

27:56.925 --> 27:59.469
‫اینطوری نیست که از رفتنت داغون شده باشم.‬

27:59.553 --> 28:00.846
‫بهت برنخوره.‬

28:02.055 --> 28:04.892
‫ولی واقعاً خوش‌حالم که اومدی.‬

28:05.893 --> 28:07.060
‫منم همین‌طور.‬

28:08.437 --> 28:10.480
‫- دوستت دارم.‬
‫- منم دوستت دارم.‬

28:13.275 --> 28:14.276
‫خداحافظ، بابا.‬

28:15.527 --> 28:17.029
‫خداحافظ عزیزم.‬

28:18.530 --> 28:20.741
‫-دوشنبه می‌بینمت!‬
‫-وایسا، چی؟‬

28:20.824 --> 28:22.451
‫برو، برو، برو!

28:23.312 --> 28:43.312
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:25.347 --> 29:27.266
‫خداحافظ.‬
