1
00:00:04,000 --> 00:00:15,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:16,058 --> 00:00:17,559
‫سلام بچه‌جون.‬

3
00:00:18,644 --> 00:00:23,565
‫خب، برات ماچا گرفتم.‬

4
00:00:23,649 --> 00:00:25,317
‫- خوبم.‬
‫- خوب به نظر می‌رسی.‬

5
00:00:27,319 --> 00:00:30,364
‫خب، پلیس ازمون خواسته که زود بریم کلانتری.‬

6
00:00:30,447 --> 00:00:32,824
‫شاید بهتر باشه یه جوراب و کفشی بپوشی.‬

7
00:00:33,617 --> 00:00:35,786
‫یا اصلاً جوراب نپوش. مشکلی نیست.‬

8
00:00:35,869 --> 00:00:38,497
‫حتی اگه خونه‌ش رو عمداً آتیش زده باشم،‬

9
00:00:38,580 --> 00:00:40,040
‫هیچ هیئت‌منصفه‌ای محکومم نمی‌کنه.‬

10
00:00:40,123 --> 00:00:42,793
‫مطمئن نیستم بخوایم
‫این‌جور چیزا رو بلند بگیم.‬

11
00:00:42,876 --> 00:00:46,421
‫شاید بخوای تمرین کنی
‫که چطوری بگی اتفاقی بوده؟‬

12
00:00:46,505 --> 00:00:48,966
‫نیازی ندارم گفتنِ حقیقت رو تمرین کنم.‬

13
00:00:49,049 --> 00:00:50,217
‫از این حرفت خوشم اومد.‬

14
00:00:50,300 --> 00:00:53,053
‫اگه تو این رو نگی، من میگم.‬

15
00:00:53,136 --> 00:00:55,180
‫خب، موهات رو شونه کردی؟‬

16
00:00:55,264 --> 00:00:57,224
‫- کردم.‬
‫- پشتش رو هم؟‬

17
00:00:58,308 --> 00:01:00,310
‫می‌دونی چیه؟ خوشم اومد. قشنگه.‬

18
00:01:03,564 --> 00:01:05,440
‫بابا، دمپاییم زیرِ میز گم شده.‬

19
00:01:05,524 --> 00:01:07,067
‫- عه! بیا عزیزم.‬
‫- می‌تونی با پا بندازیش برام؟‬

20
00:01:07,150 --> 00:01:08,193
‫-بفرما.‬
‫-ممنون.‬

21
00:01:08,277 --> 00:01:09,736
‫پاتون رو از کفشاتون اینجا در نیارید بچه‌ها.

22
00:01:09,820 --> 00:01:11,655
‫اینم از خامه.‬

23
00:01:11,738 --> 00:01:13,240
‫- من نمی‌خوام.‬
‫- می‌دونم چه شکلی به نظر می‌رسه،‬

24
00:01:13,323 --> 00:01:15,742
‫مخصوصاً چون من و آرچ دعوای بدی داشتیم،‬

25
00:01:15,826 --> 00:01:18,036
‫و منم حسابی شاکی بودم.‬

26
00:01:18,120 --> 00:01:21,164
‫اوه، ببخشید، یه لحظه.
‫داشتم گوش می‌دادم و چیزی نمی‌نوشتم.‬

27
00:01:21,248 --> 00:01:23,750
‫بذار بنویسم عقب نمونم. انگیزه، تیک خورد.‬

28
00:01:23,834 --> 00:01:27,420
‫جناب سروان، اگه داره حقیقت رو میگه
‫نیازی به تمرین نداره.‬

29
00:01:27,504 --> 00:01:28,880
‫می‌خوای اینم بنویسم؟‬

30
00:01:28,964 --> 00:01:30,299
‫-آره.‬
‫-به هر حال...‬

31
00:01:31,550 --> 00:01:34,469
‫کتاب نسخه‌ی جنگ و صلحش رو
‫برداشتم و آتیش زدم.‬

32
00:01:34,553 --> 00:01:37,764
‫ببخشید، تو عمداً نسخه‌ی
‫چاپ اولِ تولستویِ منو سوزوندی؟‬

33
00:01:37,848 --> 00:01:39,850
‫-آره، سوزوندم.‬
‫-ترجمه‌ی کلارا بل‬

34
00:01:39,933 --> 00:01:43,520
‫تنها نسخه‌ی انگلیسیه
‫که مؤخره‌ی دوم رو داره.‬

35
00:01:43,604 --> 00:01:45,314
‫اوه، چه خوبم سوخت.‬

36
00:01:45,396 --> 00:01:47,316
‫پس یعنی یه کتاب رو به آتیش کشیدی.‬

37
00:01:47,399 --> 00:01:49,526
‫- آتش‌افروزی فعل نیست.‬
‫- کاملاً مطمئنم که فعله.‬

38
00:01:49,610 --> 00:01:51,069
‫- نه، فعل نیست.‬
‫- فعله.‬

39
00:01:51,152 --> 00:01:53,280
‫نمی‌خوام تو لغت‌نامه چک کنم، فقط باید...‬

40
00:01:53,363 --> 00:01:55,741
‫- فعل نیست رفیق.‬
‫- دارم یه چیز دیگه رو سریع چک می‌کنم.‬

41
00:01:55,824 --> 00:01:58,327
‫کتاب رو سوزوندم، ولی خونه اتفاقی بود.‬

42
00:01:58,410 --> 00:01:59,786
‫- قسم می‌خورم.‬
‫- اوه، دقیقاً.‬

43
00:01:59,870 --> 00:02:03,123
‫آرچی، چیزی هست که بخوای اضافه کنی‬

44
00:02:03,206 --> 00:02:05,667
‫که شاید برای همسرت مفید باشه؟‬

45
00:02:08,878 --> 00:02:12,591
‫اگه کیتی میگه اتفاقی بوده، پس اتفاقی بوده.‬

46
00:02:14,134 --> 00:02:15,761
‫خب، بفرما. پرونده بسته شد.‬

47
00:02:15,844 --> 00:02:19,181
‫نه، این کار رو نکن.
‫به من نگو چطوری کارِ پلیسیم رو انجام بدم.‬

48
00:02:19,264 --> 00:02:21,642
‫من که بهت نمی‌گم چطوری
‫کتابای روسترت رو بنویسی، میگم؟‬

49
00:02:21,725 --> 00:02:23,977
‫- باشه.‬
‫- ولی بذار یه چیزی بهت بگم، اگه می‌گفتم،‬

50
00:02:24,061 --> 00:02:25,728
‫می‌گفتم طرف کاراته بازی کنه.‬

51
00:02:25,812 --> 00:02:27,064
‫- شاید.‬
‫- جالب نمیشه؟‬

52
00:02:27,147 --> 00:02:28,440
‫- آره، حتماً.‬
‫- می‌دونی، همین‌طوری بچرخه،‬

53
00:02:28,523 --> 00:02:29,900
‫با چیزای مختلف بجنگه، مثلاً بگه: «آه!»‬

54
00:02:29,983 --> 00:02:31,526
‫- اووه!‬
‫- آخ! شلوارم.‬

55
00:02:31,610 --> 00:02:34,696
‫پسر، این تنها شلواریه که
‫دارم و توی آتیش نسوخته.‬

56
00:02:34,780 --> 00:02:37,031
‫- «شلوار».‬
‫- یکم دستمال کاغذی بیارم؟‬

57
00:02:37,115 --> 00:02:39,326
‫-اوه، آره. باشه.‬
‫-لطفاً. یا خدا!‬

58
00:02:39,409 --> 00:02:41,620
‫اصلاً معلوم نیست.‬

59
00:02:44,373 --> 00:02:47,793
‫مطمئن نبودم پشتم
‫وایمیستی یا نه، پس ممنون.‬

60
00:02:48,627 --> 00:02:49,711
‫آره، حتما.‬

61
00:02:51,296 --> 00:02:52,673
‫هنوز دوستت دارم.‬

62
00:02:54,216 --> 00:02:55,841
‫خوبه.‬

63
00:02:55,926 --> 00:02:57,928
‫خب، بابات می‌دونه که...‬

64
00:02:58,011 --> 00:03:01,390
‫که سانی حامله شده؟‬

65
00:03:01,473 --> 00:03:05,018
‫واقعاً روشِ احمقانه‌ایه که بخوای
‫خودت رو از قضیه دور کنی.‬

66
00:03:06,853 --> 00:03:09,648
‫نه. وای خدا! نه. همین‌طوریش هم
‫به اندازه‌ی کافی تحقیرآمیز هست.‬

67
00:03:09,731 --> 00:03:11,983
‫آره، حتی مطمئن نیستم سانی دهنش چفت باشه.

68
00:03:12,067 --> 00:03:14,695
‫همیشه با اون یه داستانی داریم.‬

69
00:03:14,778 --> 00:03:17,489
‫خب، میشه منو در جریان بذاری؟ چون
‫عاشقِ داستان‌هایِ نیمه‌تمومم.‬

70
00:03:21,034 --> 00:03:22,994
‫چرا این کار رو با ما کردی؟‬

71
00:03:23,870 --> 00:03:25,579
‫نمی‌دونم، شاید می‌خواستم
‫با کسی باشم‬

72
00:03:25,664 --> 00:03:26,873
‫که دوباره فکر کنه من
‫واقعاً آدمِ فوق‌العاده‌ای‌ام.‬

73
00:03:26,957 --> 00:03:29,543
‫- اَه.‬
‫- این اواخر، تمامِ حرفامون‬

74
00:03:29,626 --> 00:03:32,170
‫درباره‌ی این بوده که
‫من چطوری باید تغییر کنم.‬

75
00:03:32,254 --> 00:03:35,632
‫باشه، می‌دونم که نقص دارم، اعتراف می‌کنم.‬

76
00:03:35,716 --> 00:03:37,843
‫راستش، خودآگاهیم باعث شده‬

77
00:03:37,926 --> 00:03:41,138
‫بخشیدنت برام خیلی راحت‌تر بشه.‬

78
00:03:41,221 --> 00:03:44,599
‫از قبل بخشیدمت، می‌دونی؟
‫ولی فکر کنم تنها سؤال اینه که...‬

79
00:03:45,851 --> 00:03:47,853
‫تو اصلا می‌تونی من رو ببخشی؟‬

80
00:03:49,103 --> 00:03:51,231
‫میشه... می‌خوام برگردم عقب.‬

81
00:03:51,314 --> 00:03:52,441
‫تو...‬

82
00:03:54,109 --> 00:03:55,444
‫من رو بخشیدی؟‬

83
00:03:57,028 --> 00:03:58,196
‫بخشیدم.‬

84
00:03:58,280 --> 00:03:59,948
‫خب کیه که یکم دیوونه نشده باشه‬

85
00:04:00,031 --> 00:04:01,533
‫- بعد از یه جداییِ بد؟‬
‫- خب.‬

86
00:04:01,616 --> 00:04:03,952
‫- این همون چیزیه که کیتی داره از سر می‌گذرونه.‬
‫- آره، درسته.‬

87
00:04:04,911 --> 00:04:08,373
‫یه بار دختره‌ی جشنِ فارغ‌التحصیلیم نیومد
‫سرِ قرار و منم دبیرستان رو ول کردم.‬

88
00:04:08,457 --> 00:04:09,666
‫- اوه.‬
‫- آره، زدم به جاده‬

89
00:04:09,750 --> 00:04:11,042
‫و دنبالِ گروهِ لیمپ بیزکیت راه افتادم.‬

90
00:04:11,126 --> 00:04:12,669
‫- واقعاً؟‬
‫- آره.‬

91
00:04:12,753 --> 00:04:15,922
‫حدس بزن چند بار صدام کردن رویِ صحنه؟‬

92
00:04:16,005 --> 00:04:18,591
‫- هفده‌بار.‬
‫- هفده‌بار؟‬

93
00:04:19,676 --> 00:04:22,053
‫تا حالا دیدی کسی رو‬
‫۱۷ بار صدا کنن روی سن؟‬

94
00:04:23,096 --> 00:04:24,973
‫واقعاً عدد خیلی زیادیه.‬

95
00:04:26,349 --> 00:04:28,059
‫من رو کلاً سه بار صدا کردن.‬

96
00:04:28,143 --> 00:04:30,061
‫- کیتی واقعاً بچه‌ی خوبیه.‬
‫- آه!‬

97
00:04:30,145 --> 00:04:31,855
‫- اوه!‬
‫- احمقِ لعنتی.‬

98
00:04:31,938 --> 00:04:34,316
‫شانس آوردی که تفنگش رو‬
‫اینجا جا نذاشت.‬

99
00:04:34,399 --> 00:04:36,943
‫اوه، راستش جا گذاشتم.‬
‫فقط می‌خوام برش دارم و...‬

100
00:04:37,027 --> 00:04:38,653
‫- اوه! مواظب باش!‬
‫- یا خدا!‬

101
00:04:38,737 --> 00:04:41,573
‫تفنگ افتاد رو زمین.‬
‫می‌دونی، هیچ‌وقت درست سر جاش نمی‌ذارمش.‬

102
00:04:41,656 --> 00:04:43,450
‫اصل کاری اینه... خب، درست شد.‬

103
00:05:08,683 --> 00:05:10,185
‫قبل از اینکه شروع کنیم،‬

104
00:05:10,268 --> 00:05:12,270
‫مهلت ارسال آثار برای‬
‫لادلو ریویو شروع شده،‬

105
00:05:12,354 --> 00:05:14,523
‫پس شعرها و داستان‌های
‫کوتاه‌تون رو برامون بفرستید.‬

106
00:05:14,606 --> 00:05:18,568
‫بهتون بگم، هیچ حسی بهتر از این نیست‬
‫که اثرتون رو چاپ شده ببینید.‬

107
00:05:18,652 --> 00:05:20,070
‫اولین قطعه‌ای که ازم چاپ شد‬

108
00:05:20,153 --> 00:05:22,405
‫هنوز با چسب روی یخچال بابام چسبیده‬

109
00:05:22,489 --> 00:05:24,699
‫کنار آهن‌ربای جورجیا بولداگز‬

110
00:05:24,783 --> 00:05:27,994
‫و شماره‌ی یه لوله‌کش‬
‫که حدود شش سال پیش مُرد.‬

111
00:05:28,078 --> 00:05:30,330
‫نوشته‌های من روی یخچال نمیره.‬

112
00:05:30,413 --> 00:05:34,042
‫چون من درباره‌ی زندگی واقعی می‌نویسم.‬
‫و توی زندگی واقعی، من مخ می‌زنم.‬

113
00:05:34,125 --> 00:05:36,294
‫- هوم؟‬
‫- منظورم رابطه‌ی سه‌نفره‌ست.‬

114
00:05:36,378 --> 00:05:38,797
‫دختر با دختر، میلف، دیلف، ایلای.‬

115
00:05:38,880 --> 00:05:40,924
‫- چی گفتی؟‬
‫- می‌خوای گیره بزنم بهت؟‬

116
00:05:41,007 --> 00:05:42,300
‫- باشه.‬
‫- من آسم دارم.‬

117
00:05:42,384 --> 00:05:43,802
‫خب باشه، دستگاه بخورت رو هم با خودت بیار.‬

118
00:05:43,885 --> 00:05:45,262
‫ایوا. آروم بگیر دختر.‬

119
00:05:45,345 --> 00:05:48,056
‫خب، برگردیم سراغ امیلی دیکینسون.‬

120
00:05:49,432 --> 00:05:50,767
‫هی، والت.‬

121
00:05:50,851 --> 00:05:52,185
‫برات یه اسپرسوی دوبل توی یه لیوان بزرگ گرفتم.‬

122
00:05:52,269 --> 00:05:53,979
‫آه، ممنون.‬

123
00:05:54,062 --> 00:05:56,982
‫فکر کنم باریستای محبوب‌مون‬
‫خودش چتری‌هاش رو کوتاه کرده.‬

124
00:05:57,065 --> 00:05:58,692
‫یه جای کار بدجوری می‌لنگه.‬

125
00:05:58,775 --> 00:06:00,527
‫الان نمی‌تونم نگران بورلی باشم.‬

126
00:06:00,610 --> 00:06:03,572
‫تازه خبر طرح سبز جدید‬
‫به گوشمون رسیده و اونم...‬

127
00:06:03,655 --> 00:06:06,533
‫هیئت امنا دارن یه سیاست خیلی پیچیده رو‬
‫به خوردم می‌دن.‬

128
00:06:06,616 --> 00:06:08,702
‫خب، می‌خوای بریم طبق معمول موقع قهوه خوردن قدم بزنیم؟‬
‫می‌تونی خودت رو خالی کنی.‬

129
00:06:10,370 --> 00:06:11,454
‫نمی‌دونم.‬

130
00:06:11,538 --> 00:06:12,956
‫- صبح بخیر، رئیس ریگز.‬
‫- سلام.‬

131
00:06:13,039 --> 00:06:15,083
‫اوه، پروفسور شپرد. سلام رفیق.‬

132
00:06:15,166 --> 00:06:17,252
‫کریستل، می‌تونی پرونده‌ی یه دانشجو رو برام بفرستی؟‬

133
00:06:17,335 --> 00:06:20,297
‫گریسی شاو.‬
‫میگه بیش‌فعالی داره.‬

134
00:06:20,714 --> 00:06:22,966
‫ولی فکر می‌کنم فقط تنبله‬
‫و یکم خنگه.‬

135
00:06:23,049 --> 00:06:24,593
‫یا شاید واقعاً داره اذیت میشه.‬

136
00:06:25,427 --> 00:06:26,636
‫بیاید همه‌مون براش آرزوی موفقیت کنیم.‬

137
00:06:27,846 --> 00:06:29,931
‫تو چطوری با این آدم دوستی؟‬

138
00:06:30,015 --> 00:06:31,725
‫صمیمی نیستیم.‬
‫فاصله‌ام رو باهاش حفظ می‌کنم.‬

139
00:06:31,808 --> 00:06:33,643
‫شما دوتا امشب ساعت ۷:۳۰ با هم شام دارید.‬

140
00:06:34,394 --> 00:06:35,896
‫ممنون، کریستل.‬

141
00:06:35,979 --> 00:06:37,314
‫اوه. اشتباه از من بود.‬

142
00:06:37,397 --> 00:06:38,899
‫هی، والت؟ می‌تونیم برای...‬

143
00:06:38,982 --> 00:06:41,234
‫اوه. اوه. سلام. چطوری؟‬

144
00:06:42,402 --> 00:06:43,820
‫- عالی.‬
‫- عالیه.‬

145
00:06:43,904 --> 00:06:45,280
‫چطور خوابیدی؟‬

146
00:06:45,363 --> 00:06:47,657
‫- من چطور خوابیدم؟‬
‫- آره. اوم.‬

147
00:06:47,741 --> 00:06:49,951
‫- من دیگه برم.‬
‫- باشه.‬

148
00:06:50,034 --> 00:06:52,203
‫- می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟‬
‫- آره، بفرما. چیکار می‌تونم برات بکنم، گرگ؟‬

149
00:06:52,287 --> 00:06:53,580
‫خب، درباره‌ی کیتیه.‬

150
00:06:53,663 --> 00:06:55,248
‫بپرس. فقط نپرس چطور خوابیدم.‬

151
00:06:55,332 --> 00:06:57,292
‫اون صحنه واقعاً عجیب و غریب بود.‬
‫قضیه چیه؟‬

152
00:06:57,375 --> 00:06:59,461
‫- هیچی، قضیه‌ای نبود.‬
‫- اوه، بیخیال دیگه.‬

153
00:06:59,544 --> 00:07:01,963
‫یه کشش جنسی غیرقابل‌انکاری‬
‫توی اون اتاق بود.‬

154
00:07:02,047 --> 00:07:03,673
‫فکر کردم توی آمریکای لاتینم.‬

155
00:07:03,757 --> 00:07:05,050
‫ولی می‌دونم، می‌دونم.‬

156
00:07:05,133 --> 00:07:06,635
‫تو یه جنتلمنی،‬
‫اهل حرف زدن درباره‌ی رابطه‌هات نیستی.‬

157
00:07:06,718 --> 00:07:08,303
‫ما همدیگه‌ رو نبوسیدیم.‬

158
00:07:08,386 --> 00:07:11,473
‫پس تو می‌خواستی، ولی اون گفت نه؟‬

159
00:07:12,891 --> 00:07:14,351
‫اوه.‬

160
00:07:14,434 --> 00:07:16,811
‫اون می‌خواست، ولی تو گفتی نه.‬

161
00:07:16,895 --> 00:07:18,104
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟‬

162
00:07:18,188 --> 00:07:19,814
‫همش توی ریزحرکاتِ صورته.‬

163
00:07:20,523 --> 00:07:21,733
‫زود باش دیگه، بهم بگو...‬

164
00:07:21,816 --> 00:07:23,652
‫آمار خاله زنکی رو بهم بده،‬
‫بعدش می‌ریم سراغ کار تو.‬

165
00:07:23,735 --> 00:07:27,280
‫نه، من اینجام چون می‌خوام مطمئن بشم‬
‫که شغل کیتی در امانه.‬

166
00:07:27,364 --> 00:07:30,909
‫خب، شغلش اصلاً در امان نیست.‬
‫اون یه خونه‌ی تاریخیِ اساتید رو آتیش زده.‬

167
00:07:30,992 --> 00:07:32,452
‫اتفاقی بود!‬

168
00:07:32,534 --> 00:07:34,663
‫همچنین به یه پروفسور‬
‫توی کلانتری حمله کرده؟‬

169
00:07:34,746 --> 00:07:36,206
‫اون یکی عمدی بود.‬

170
00:07:36,289 --> 00:07:37,749
‫محض اطلاع بگم، من از کیتی خوشم میاد.‬

171
00:07:37,832 --> 00:07:39,125
‫ولی وظیفه دارم‬

172
00:07:39,209 --> 00:07:43,463
‫که از این موسسه محافظت کنم،‬
‫و سر این موضوع با خودم درگیرم.‬

173
00:07:43,546 --> 00:07:44,547
‫اوه!‬

174
00:07:44,631 --> 00:07:46,257
‫خبر خوب. درگیری تموم شد.‬

175
00:07:46,341 --> 00:07:47,926
‫کیتی استعفا داد.‬

176
00:07:48,009 --> 00:07:49,678
‫نه، نداد.‬

177
00:07:51,346 --> 00:07:54,015
‫عجب! چه فونت درشتیه.‬

178
00:07:55,683 --> 00:07:59,813
‫بذار قبل از اینکه کاری کنی باهاش حرف بزنم.‬
‫خواهش می‌کنم. به عنوان یه دوست؟‬

179
00:07:59,896 --> 00:08:02,148
‫دوست‌ها رازهاشون رو به هم میگن، گرگ.‬

180
00:08:02,232 --> 00:08:03,274
‫واقعاً؟‬

181
00:08:07,153 --> 00:08:08,154
‫باشه.‬

182
00:08:09,322 --> 00:08:11,074
‫فکر کنم دیلن ازم خوشش اومد.‬

183
00:08:12,492 --> 00:08:15,286
‫- اوضاع داره ردیف می‌شه، گرگ.‬
‫- اصلاً هم ردیف نیست.‬

184
00:08:18,999 --> 00:08:20,000
‫آه.‬

185
00:08:20,082 --> 00:08:21,960
‫سلام، مامان‌جون.‬

186
00:08:22,043 --> 00:08:23,712
‫چه بلایی سرِ چشم و شلوارت اومده؟‬

187
00:08:23,795 --> 00:08:28,508
‫داستانش خنده‌داره.‬
‫داشتم از تپه‌ی استون می‌اومدم پایین که افتادم.‬

188
00:08:28,591 --> 00:08:29,759
‫- خیلی خنده‌داره.‬
‫- آره.‬

189
00:08:29,843 --> 00:08:31,428
‫خب، پیامِت رو گرفتم. چه خبر؟ خوبی؟‬

190
00:08:31,511 --> 00:08:34,097
‫آره. بهت گفتم که باردارم، نه؟‬

191
00:08:34,179 --> 00:08:35,347
‫اوهوم.‬

192
00:08:35,432 --> 00:08:36,890
‫هیچ‌کس شوخی‌هام رو نمی‌فهمه.‬

193
00:08:36,975 --> 00:08:40,437
‫گوش کن سانی، فقط می‌خوام بدونی‬
‫که این تصمیمِ خیلی بزرگیه.‬

194
00:08:40,520 --> 00:08:41,855
‫و هر تصمیمی که بگیری...‬

195
00:08:41,938 --> 00:08:43,023
‫نگهش می‌دارم.‬

196
00:08:44,149 --> 00:08:45,859
‫اوه. عالیه.‬

197
00:08:45,942 --> 00:08:48,945
‫می‌دونم یه میلیون دلیل هست‬
‫که نباید این بچه رو به دنیا بیارم.‬

198
00:08:49,029 --> 00:08:50,363
‫قرار بود برم جشنواره‌ی برنینگ من.‬

199
00:08:50,447 --> 00:08:52,032
‫به نظرم عاشق برنینگ من بشی.

200
00:08:52,115 --> 00:08:54,617
‫ولی هرچقدر هم سعی می‌کنم که نخوامش...‬

201
00:08:55,744 --> 00:08:56,911
‫می‌بینم که هنوزم دلم می‌خواد.‬

202
00:08:56,995 --> 00:08:58,371
‫قطعاً.‬

203
00:08:59,956 --> 00:09:01,416
‫باشه، باشه. متأسفم.‬

204
00:09:01,499 --> 00:09:03,710
‫این... آخه... واقعاً خیلیه.‬

205
00:09:03,793 --> 00:09:06,254
‫می‌دونم. برای منم خیلیه.‬

206
00:09:06,337 --> 00:09:08,757
‫ولی یه مصاحبه دارم‬

207
00:09:08,840 --> 00:09:10,383
‫برای کارآموزی، حدوداً یه ساعتِ دیگه.‬

208
00:09:10,467 --> 00:09:12,927
‫پس اگه می‌تونی فقط تظاهر کنی که پایه‌ای...‬

209
00:09:13,011 --> 00:09:14,554
‫- اوه.‬
‫- ...واقعاً ممنونت می‌شم.‬

210
00:09:14,637 --> 00:09:17,015
‫هستم، صد در صد.‬

211
00:09:17,098 --> 00:09:19,851
‫آه، بیشتر شبیه ۸۰ درصده، ولی بازم غنیمته.‬

212
00:09:24,397 --> 00:09:27,150
‫و حالا مامانم دوباره باید بره بیمارستان.‬

213
00:09:27,233 --> 00:09:29,027
‫واسه همین باید کلی آزمایش انجام بدیم،‬

214
00:09:29,110 --> 00:09:30,570
‫اونم از سوزن متنفره.‬

215
00:09:30,653 --> 00:09:32,405
‫- واقعاً استرس‌آوره...‬
‫- عالیه. الان برمی‌گردم.‬

216
00:09:32,489 --> 00:09:34,491
‫انگار که... باشه، آره.‬

217
00:09:34,574 --> 00:09:36,367
‫اوه! سلام، پروفسور بیتس.‬

218
00:09:36,451 --> 00:09:38,078
‫این چه وضعِ شلواره؟‬

219
00:09:38,161 --> 00:09:40,288
‫- هرچی هست، من که خوشم اومد.‬
‫- تا حالا شده حس کنی‬

220
00:09:40,371 --> 00:09:43,625
‫تمامِ چیزایی که براشون زحمت کشیدی‬
‫دارن از دستت میرن؟‬

221
00:09:44,626 --> 00:09:46,044
‫- آره.‬
‫- می‌دونی، قرار بود‬

222
00:09:46,127 --> 00:09:49,589
‫شش ماهِ آینده رو روی کتابم کار کنم.‬

223
00:09:49,672 --> 00:09:51,132
‫آخه من که خودم رو گول نمی‌زنم.‬

224
00:09:51,216 --> 00:09:53,051
‫می‌دونم، می‌دونم که کتاب‌های غیرداستانیِ ژئوپلیتیک‬

225
00:09:53,134 --> 00:09:55,345
‫دقیقاً فرمولِ یه کتابِ پرفروش و جذاب نیستن،‬

226
00:09:55,428 --> 00:09:56,888
‫ولی فکر می‌کنم کسایی که ازش خوششون بیاد‬

227
00:09:56,971 --> 00:09:58,765
‫- واقعاً عاشقش میشن.‬
‫- من که عاشقش میشم.‬

228
00:09:58,848 --> 00:10:01,518
‫در عوض، باید مدام برم کاستکو واسه...‬

229
00:10:01,601 --> 00:10:03,812
‫مرغِ بریون با یه تویوتا سینا.‬

230
00:10:03,895 --> 00:10:05,230
‫اوه، مامانِ منم یه سینا داره.‬

231
00:10:05,313 --> 00:10:07,065
‫می‌تونی صندوق‌عقب رو با پات باز کنی.‬

232
00:10:07,148 --> 00:10:08,733
‫آه.‬

233
00:10:10,276 --> 00:10:13,154
‫متأسفم که همه‌ی این‌ها رو ریختم رو سرِ تو...‬

234
00:10:13,238 --> 00:10:15,073
‫- جینا.‬
‫- جینا. آره.‬

235
00:10:15,156 --> 00:10:16,908
‫می‌تونی هر چیزی رو بریزی رو سرِ من.‬

236
00:10:17,826 --> 00:10:19,160
‫جانم؟‬

237
00:10:19,244 --> 00:10:20,537
‫با تو نبودم رولاند، ببخشید.‬

238
00:10:22,539 --> 00:10:24,290
‫الو. درسته.‬

239
00:10:24,374 --> 00:10:28,044
‫خب، رفتم پذیرش چون
‫دوباره پشتِ در مونده بودم.‬

240
00:10:28,128 --> 00:10:31,506
‫- آره.‬
‫- اونا هم یه ملاقه دادن دستم‬

241
00:10:31,589 --> 00:10:35,176
‫که یه کلید بهش وصل بود و
‫همه‌ی درها رو باز می‌کرد.‬

242
00:10:35,260 --> 00:10:37,679
‫- این شهر چقدر بامزه‌ست؟‬
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی.‬

243
00:10:37,762 --> 00:10:40,390
‫- خودت رو خسته نکن، من تصمیمم رو گرفتم.‬
‫- کاری نمی‌کنم که.‬

244
00:10:40,473 --> 00:10:42,058
‫نیو انگلند تعریف‌هایی که
‫ازش می‌شنوی واقعیت دارن.‬

245
00:10:42,142 --> 00:10:43,852
‫وای خدای من، این چیه؟‬

246
00:10:43,935 --> 00:10:45,436
‫یه فروشگاهِ کریسمسه که کلِ سال بازه.‬

247
00:10:45,520 --> 00:10:48,982
‫واقعاً یه فروشگاهِ کریسمسِ دائمیه.‬
‫چطوری دخل و خرجشون با هم می‌خونه؟‬

248
00:10:49,065 --> 00:10:50,483
‫چون هات‌چاکلت‌های فوق‌العاده‌ای داره.‬

249
00:10:50,567 --> 00:10:52,277
‫بابا، من باید برم یه جایی‬

250
00:10:52,360 --> 00:10:54,279
‫تا بتونم بدونِ این‌همه سر و صدا
‫یه شروعِ دوباره داشته باشم.‬

251
00:10:54,362 --> 00:10:55,321
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

252
00:10:55,405 --> 00:10:56,447
‫بابا.‬

253
00:10:56,531 --> 00:10:57,740
‫وای خدا جون!

254
00:10:57,824 --> 00:11:00,660
‫بهت یه آب‌نباتِ نعنایی میدن
‫ که باهاش هم بزنی.‬

255
00:11:00,743 --> 00:11:03,037
‫فکر کردی من درباره‌ی اون آب‌نبات‌های نعناییِ لعنتی نمی‌دونم؟‬

256
00:11:03,121 --> 00:11:05,373
‫من سه ساله اینجا زندگی می‌کنم.
‫عاشقِ اون آب‌نبات‌هام.‬

257
00:11:05,456 --> 00:11:08,751
‫پس فقط به خاطرِ یه مشکلِ کوچیک، تسلیم نشو.‬

258
00:11:09,544 --> 00:11:11,796
‫باشه، چندتا مشکلِ بزرگ و وحشتناک.‬

259
00:11:11,880 --> 00:11:13,590
‫داری شوخی می‌کنی؟‬

260
00:11:13,673 --> 00:11:15,967
‫مامان پنج سال پیش ترکت کرد و تو اون‌طوری وا دادی.‬

261
00:11:16,050 --> 00:11:18,178
‫حداقل من دارم برای شروعِ دوباره برنامه می‌ریزم.‬

262
00:11:18,261 --> 00:11:21,681
‫من برای فرار از زندگی
‫نمی‌رم فلوریدا، این کار رقت‌انگیزه.‬

263
00:11:22,807 --> 00:11:24,726
‫- اوم.‬
‫- وای خدا جون!‬

264
00:11:24,809 --> 00:11:26,186
‫خیلی بد حرف زدم. ببخشید.‬

265
00:11:26,269 --> 00:11:28,521
‫- اشکالی نداره.‬
‫- ببخشید، خیلی حرفم زشت بود.‬

266
00:11:33,943 --> 00:11:35,445
‫در ضمن، من قایم نشدم.‬

267
00:11:36,529 --> 00:11:39,032
‫دارم صدف هم جمع می‌کنم،‬

268
00:11:39,115 --> 00:11:42,368
‫و دارم به عضویت توی یه فرقه فکر می‌کنم.‬

269
00:11:42,452 --> 00:11:44,621
‫دارم مجله‌ی لادلو ریویو رو گسترش میدم.‬

270
00:11:44,704 --> 00:11:46,581
‫به جای یه شماره، دارم دوتا شماره آماده می‌کنم.‬

271
00:11:46,664 --> 00:11:49,709
‫زمستون و بهار. به تأییدِ بودجه‌ت نیاز دارم.‬

272
00:11:49,792 --> 00:11:52,462
‫عجب طرزِ پرسیدنِ دور از شأنی.‬

273
00:11:52,545 --> 00:11:54,672
‫مرکزِ دانشجوییِ جدید کلِ بودجه رو بلعید،‬

274
00:11:54,756 --> 00:11:56,466
‫واسه همین الان دست و بالمون یکم بسته‌است.‬

275
00:11:56,549 --> 00:12:00,553
‫حتماً همین‌طوره، ولی مجله‌ی ریویو
‫ستونِ اصلیِ برنامه‌ی هنریه.‬

276
00:12:00,637 --> 00:12:04,390
‫گروه شعر یکی از چیزاییه که
‫دانشجوها رو جذبِ این مؤسسه می‌کنه.‬

277
00:12:04,474 --> 00:12:06,935
‫اوه، می‌دونم، خیلی محبوبه.
‫همه‌ی سال‌اولی‌ها میان‬

278
00:12:07,018 --> 00:12:08,895
‫در حالی که لباسِ شبیه به
‫شاعرهای موردعلاقه‌شون رو پوشیدن.‬

279
00:12:09,687 --> 00:12:10,897
‫ای. ای. کامینگز!‬

280
00:12:10,980 --> 00:12:13,441
‫این مرتیکه‌ عتیقه‌ست.‬

281
00:12:13,524 --> 00:12:15,443
‫هی، بیا بریم. کریستل گفت ۲۰ دقیقه وقت داری‬

282
00:12:15,584 --> 00:12:17,086
‫- واسه پیاده‌روی و قهوه.‬
‫- ۱۵ دقیقه!‬

283
00:12:17,111 --> 00:12:19,572
‫- ممنون، کریستل.‬
‫- همین الان با ریگز بحثم شد،‬

284
00:12:19,656 --> 00:12:21,157
‫و باید بهت بگم چی شد، محضِ احتیاط‬

285
00:12:21,241 --> 00:12:23,034
‫اگه خواست امشب توی اون مهمونیِ شامِ
‫کوچیکت زیرآبم رو بزنه.‬

286
00:12:23,117 --> 00:12:25,662
‫آره، باشه، باشه. ولی بعدش می‌خوام‬

287
00:12:25,745 --> 00:12:28,456
‫تمامِ جزئیاتِ کثیفِ نخ دادن‌هات
‫به گرگ رو بشنوم.‬

288
00:12:28,539 --> 00:12:30,124
‫- ببخشید؟‬
‫- به کارت احترام می‌ذارم.‬

289
00:12:30,208 --> 00:12:33,419
‫شانست رو امتحان کن. اگه من بودم می‌کردم.‬
‫محضِ رضای خدا، طرف عجب پیرمردِ جذابیه.‬

290
00:12:34,921 --> 00:12:36,756
‫می‌دونم فقط چند روزه اینجام،‬

291
00:12:36,839 --> 00:12:38,758
‫ولی واقعاً دلم واسه اینجا تنگ میشه.‬

292
00:12:38,841 --> 00:12:40,593
‫هیچ‌وقت اون خروس رو برنداشتم.‬

293
00:12:41,678 --> 00:12:43,972
‫خب، مطمئنم که این موضوعِ جالبیه‬

294
00:12:44,055 --> 00:12:45,974
‫واسه تو و دوستای صمیمیت، ولی فکر نکنم‬

295
00:12:46,057 --> 00:12:47,267
‫- بخوام دربارش بشنوم.‬
‫- بیخیال بابا.‬

296
00:12:47,350 --> 00:12:48,685
‫منظورم بادنماست.‬

297
00:12:48,768 --> 00:12:50,561
‫- اوه!‬
‫- اینجا یه سنته.‬

298
00:12:50,645 --> 00:12:52,105
‫یکی از استادها اونو برمی‌داره،‬

299
00:12:52,188 --> 00:12:54,232
‫توی محوطه قایمش می‌کنه،
‫و اگه یه دانشجو پیداش کنه،‬

300
00:12:54,315 --> 00:12:56,401
‫همه اون روز رو تعطیل می‌شن.‬

301
00:12:56,484 --> 00:12:58,194
‫فقط کاش یه بار این کار رو کرده بودم.‬

302
00:12:58,278 --> 00:13:00,613
‫عزیزم، پس همین‌جا بمون و انجامش بده.‬

303
00:13:00,697 --> 00:13:02,865
‫آره؟ بیخیال.‬

304
00:13:03,992 --> 00:13:04,993
‫وای.‬

305
00:13:08,288 --> 00:13:10,206
‫هیچ‌وقت ندیده بودم این شکلی بشه.‬

306
00:13:11,124 --> 00:13:12,959
‫حداقل الان می‌فهمیم چی اون رو خاص می‌کنه.‬

307
00:13:13,042 --> 00:13:15,837
‫- پسر. چی؟‬
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.‬

308
00:13:15,920 --> 00:13:18,006
‫تو همونی بودی که گفتی اگه بفهمی‬

309
00:13:18,089 --> 00:13:20,925
‫چطوری خاصه، منطقی‌تر می‌شه، و حالا می‌دونیم.‬

310
00:13:21,009 --> 00:13:23,386
‫نذار این موضوع از مسیر خارجت کنه.‬
‫تو فوق‌العاده‌ای.‬

311
00:13:23,469 --> 00:13:25,263
‫- بابا هی اینو میگی، ولی من نیستم.‬
‫- تو فوق‌العاده‌ای.‬

312
00:13:25,346 --> 00:13:26,514
‫- آره، هستی.‬
‫- من یه بازنده‌ام.‬

313
00:13:26,597 --> 00:13:28,224
‫نه عزیزم. خدای من، تو...‬

314
00:13:28,308 --> 00:13:30,518
‫- عزیزم، تو بازنده نیستی.‬
‫- من یه بازنده‌ام.‬

315
00:13:30,601 --> 00:13:32,520
‫و کارم با اینجا تمومه، باشه؟‬
‫برو کاکائوت رو بگیر.‬

316
00:13:32,603 --> 00:13:34,355
‫می‌دونم به هر حال تمامِ فکرت پیشِ همونه.‬

317
00:13:34,439 --> 00:13:37,108
‫من به فکرِ کاکائو نیستم عزیزم.‬

318
00:13:41,612 --> 00:13:44,365
‫والت. می‌مونه. کیتی نمیره.‬

319
00:13:44,449 --> 00:13:46,993
‫- اوه، این خبرِ خیلی خوبیه، گرگ.‬
‫- بفرمایید.‬

320
00:13:47,076 --> 00:13:49,954
‫- ممنون، بورلی.‬
‫- آره.‬

321
00:13:50,038 --> 00:13:52,457
‫قطعاً اونجا یه مشکلی هست.‬

322
00:13:52,540 --> 00:13:53,958
‫- واسه کیتی خوشحالم.‬
‫- آه.‬

323
00:13:54,042 --> 00:13:56,461
‫افسرِ پلیسِ محلی یکم زیادی جوگیره،‬

324
00:13:56,544 --> 00:13:59,380
‫ولی می‌کِشمش توی گلخونه و باهاش حرف می‌زنم.‬

325
00:13:59,464 --> 00:14:02,675
‫کیتی باید یه نامه‌ی عذرخواهی واسه
‫هیئت‌مدیره بنویسه، ولی...‬

326
00:14:02,759 --> 00:14:05,303
‫لطفاً آشغال‌هاتون رو جمع کنید، دخترها و پسرها.‬

327
00:14:05,386 --> 00:14:07,847
‫ولی می‌تونه همش رو بندازه گردنِ مسائلِ زنونه.‬

328
00:14:07,930 --> 00:14:09,557
‫هورمون‌ها، داروهای اشتباه.‬

329
00:14:09,640 --> 00:14:11,684
‫ممم، حتماً از این فکر خوشش میاد.‬

330
00:14:11,768 --> 00:14:15,021
‫و بعد از یه تعلیقِ کوتاه، همه‌چیز ردیف میشه.‬

331
00:14:15,104 --> 00:14:18,274
‫ممنون. خیلی ممنونم. مرسی، والت.‬

332
00:14:18,358 --> 00:14:21,194
‫می‌دونستی تدی روزولت
‫فوتبالِ آمریکایی رو نجات داد؟‬

333
00:14:21,277 --> 00:14:23,696
‫- نه.‬
‫- سالِ ۱۹۰۵،‬

334
00:14:23,780 --> 00:14:25,823
‫بیست تا بازیکنِ فوتبالِ دانشگاهی مُردن.‬

335
00:14:25,907 --> 00:14:27,658
‫تدی همه‌ی مربی‌ها رو‬

336
00:14:27,742 --> 00:14:29,869
‫به کاخِ سفید احضار کرد،
‫اونجا به تکاملِ بازی کمک کرد،‬

337
00:14:29,952 --> 00:14:31,579
‫و سرگرمیِ موردعلاقه‌ی آمریکا رو نجات داد.‬

338
00:14:31,662 --> 00:14:33,122
‫می‌دونی چرا دارم این رو بهت میگم؟‬

339
00:14:33,206 --> 00:14:35,290
‫نه، ولی شرط می‌بندم بعداً دوزاریم بیفته.‬

340
00:14:35,375 --> 00:14:37,960
‫بهترین رئیس‌جمهورمون فداکاری نمی‌کرد.‬

341
00:14:38,044 --> 00:14:39,921
‫اون می‌خواست پسرش واسه هاروارد بازی کنه‬

342
00:14:40,004 --> 00:14:42,507
‫بدونِ اینکه جمجمه‌اش خرد بشه. اون...‬

343
00:14:43,800 --> 00:14:44,842
‫از این کار نفع می‌برد.‬

344
00:14:46,803 --> 00:14:50,056
‫والت، اگه زمانی کاری از دستم واست برمی‌اومد،‬

345
00:14:50,139 --> 00:14:51,349
‫فقط لب تر کن.‬

346
00:14:51,432 --> 00:14:53,101
‫پروژه‌ی نویسنده‌ی مقیم رو قبول کن.‬

347
00:14:53,184 --> 00:14:55,144
‫- اوه... نه.‬
‫- بیخیال دیگه.‬

348
00:14:55,228 --> 00:14:57,021
‫فقط تا آخرِ ترمه.‬

349
00:14:57,105 --> 00:14:59,816
‫واسه‌م مایه‌ی افتخاره که یه نویسنده‌ی
‫پرفروش داشته باشم‬

350
00:14:59,899 --> 00:15:01,567
‫که والدین واقعاً اسمش رو شنیده باشن.‬

351
00:15:01,651 --> 00:15:03,569
‫- خیلی لطف داری، ولی.‬
‫- یه لطفی در حقم کن، گرگ.‬

352
00:15:03,653 --> 00:15:07,698
‫یه نگاه به اون بنداز. اسمِ زنِ سابقت روی
‫مرکزِ دانشجوییِ جدیدمونه.‬

353
00:15:07,782 --> 00:15:09,826
‫تو عملاً اینجا عضوی از خانواده‌ای.‬

354
00:15:09,909 --> 00:15:11,411
‫ممم، دیگه داری پیازداغش رو زیاد می‌کنی.‬

355
00:15:11,494 --> 00:15:15,790
‫در ضمن، من واقعاً حقِ انتخابی بهت نمیدم.‬

356
00:15:15,873 --> 00:15:17,792
‫این بخشی از توافقمونه.‬

357
00:15:18,626 --> 00:15:20,378
‫- واقعاً؟‬
‫- واقعاً.‬

358
00:15:27,301 --> 00:15:29,762
‫دستم معمولاً این‌قدر گرم نیست.‬

359
00:15:29,846 --> 00:15:31,597
‫به خاطرِ کاکائوی داغه.‬

360
00:15:33,891 --> 00:15:35,226
‫ببخشید. ببخشید، ببخشید، ببخشید. خیلی خب.‬

361
00:15:35,309 --> 00:15:36,185
‫آروم بگیرید.‬

362
00:15:37,395 --> 00:15:40,481
‫یه اتفاق خیلی خنده‌دار و عجیبی افتاد. راستش...‬

363
00:15:42,692 --> 00:15:45,153
‫سلام. خب، داشتیم می‌گفتیم،‬

364
00:15:45,236 --> 00:15:48,781
‫لنین داشت آماده میشد که سلسله‌ی
‫رومانوف رو سرنگون کنه...‬

365
00:15:52,660 --> 00:15:54,912
‫خیلی ببخشید، یه اتفاق خیلی عجیبی افتاد.‬

366
00:15:54,996 --> 00:15:58,082
‫یه دوستی دارم به اسم رولاند. در واقع
‫هم‌اتاقیِ قدیمیم توی دانشگاه بود.‬

367
00:15:58,165 --> 00:15:59,667
‫اوه، تو کمبریج درس خوندی، درسته؟‬

368
00:16:00,585 --> 00:16:03,087
‫بله، همین‌طوره.
‫معلومه یکی حواسش به حرفام بوده.‬

369
00:16:03,171 --> 00:16:05,724
‫از من، یعنی همین آرچیِ
‫کوچیک، می‌خواد که فردا

370
00:16:05,748 --> 00:16:08,301
‫توی اخبارِ بی‌بی‌سی به
‫عنوان کارشناس صحبت کنم.‬

371
00:16:08,384 --> 00:16:13,556
‫ظاهراً من یکی از چهره‌های اصلی
‫در روابط بریتانیا و روسیه هستم.‬

372
00:16:13,639 --> 00:16:15,391
‫جناب قاضی، اینا حرفای من نیست.‬

373
00:16:15,475 --> 00:16:17,059
‫اوه پسر. یعنی، نمی‌تونم.‬

374
00:16:17,143 --> 00:16:18,644
‫ما کلاس داریم. نمی‌تونستم این کار رو بکنم.‬

375
00:16:18,728 --> 00:16:19,687
‫- چی؟‬
‫- آره. اوه، نه.‬

376
00:16:19,770 --> 00:16:20,855
‫نمی‌تونستم این کار رو در حق شماها بکنم.‬

377
00:16:20,938 --> 00:16:22,273
‫- باید انجامش بدی.‬
‫- نباید این کار رو بکنم.‬

378
00:16:22,356 --> 00:16:23,608
‫- بی‌خیال! آره.‬
‫- واقعاً انجامش بدم؟‬

379
00:16:23,691 --> 00:16:24,984
‫آره!‬

380
00:16:25,067 --> 00:16:26,986
‫- آره؟ شما نظرتون چیه؟‬
‫- آره.‬

381
00:16:27,069 --> 00:16:28,571
‫- لیو؟‬
‫- آره، قراره بترکونی.‬

382
00:16:28,654 --> 00:16:30,156
‫صددرصد. بنجی، تو چی فکر می‌کنی؟‬

383
00:16:31,532 --> 00:16:32,783
‫خفه شو بنجی. بیخیال رفیق.‬

384
00:16:33,326 --> 00:16:34,994
‫خب، خوبه. خوبه، نه؟ خوبه؟‬

385
00:16:38,581 --> 00:16:41,042
‫به هر حال، ممنون که گذاشتید
‫تظاهر کنم که نیاز دارم قانع بشم.‬

386
00:16:41,125 --> 00:16:43,544
‫خب، برگردیم سراغ رفیق لنین‬

387
00:16:43,628 --> 00:16:46,088
‫و قتل‌عام اون دخترایِ لعنتیِ رومانوف، چطوره؟‬

388
00:16:50,000 --> 00:16:57,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

389
00:17:01,646 --> 00:17:03,481
‫- بفرمایید بچه‌ها.‬
‫- اوه، بیکن!‬

390
00:17:03,564 --> 00:17:04,815
‫نوش جان.‬

391
00:17:04,898 --> 00:17:06,233
‫ممنون رفیق.‬

392
00:17:08,926 --> 00:17:10,326
‫«می‌تونیم صحبت کنیم؟»
‫«دارم وسایلم رو جمع می‌کنم»

393
00:17:12,698 --> 00:17:15,034
‫- خوبی مرد؟‬
‫- آه، نمی‌دونم تامی.‬

394
00:17:16,035 --> 00:17:20,205
‫دخترم درگیر یه مشکلی شده.
‫اصلاً خوب باهاش کنار نمیاد.‬

395
00:17:20,289 --> 00:17:21,915
‫آره، منظورم این بود که غذات تموم شد؟‬

396
00:17:21,999 --> 00:17:23,667
‫اوه، بله. آره، می‌تونی...‬

397
00:17:23,751 --> 00:17:25,545
‫می‌تونی بدیش به اون دوستایِ حیوونت اون‌ور.‬

398
00:17:25,627 --> 00:17:26,462
‫عالیه.‬

399
00:17:26,546 --> 00:17:29,048
‫-آقایون.‬
‫-اوم.‬

400
00:17:29,131 --> 00:17:30,633
‫اوم. سس کچاپ.‬

401
00:17:31,384 --> 00:17:32,969
‫شاید من بابایِ خیلی خوبی نیستم.‬

402
00:17:33,052 --> 00:17:35,513
‫اوه، هنوز داری ادامه میدی. باشه.‬

403
00:17:35,596 --> 00:17:37,890
‫آره، مگه چیکار کردی؟‬

404
00:17:37,974 --> 00:17:40,059
‫- مثلاً بهش بی‌توجهی کردی؟‬
‫- نه.‬

405
00:17:40,142 --> 00:17:42,186
‫- الکلی بودی؟‬
‫- چی؟ نه.‬

406
00:17:42,270 --> 00:17:44,188
‫- مثلاً بهش تعرض کردی؟‬
‫- وای خدا! نه!‬

407
00:17:44,272 --> 00:17:45,147
‫- یکم کتکش زدی؟‬
‫- نه.‬

408
00:17:45,231 --> 00:17:46,065
‫- قضاوتت نمی‌کنیم.‬
‫- نه.‬

409
00:17:46,148 --> 00:17:47,942
‫اتفاقاً واسه این کارها باید قضاوت بشه.
‫ممنون بچه‌ها.‬

410
00:17:48,025 --> 00:17:49,694
‫- از اینجا به بعدش با من.‬
‫- آره، ما خوبیم، نیازی...‬

411
00:17:49,777 --> 00:17:51,153
‫نیازی به کمکتون نداریم، اوکی‌ایم.‬

412
00:17:51,237 --> 00:17:53,656
‫- تو هم همین‌طور.‬
‫- آره. البته.‬

413
00:17:55,658 --> 00:17:57,118
‫- خب، خب.‬
‫- اوه.‬

414
00:17:58,077 --> 00:17:59,245
‫خدا رو شکر. یه آدم عاقل.‬

415
00:18:00,037 --> 00:18:01,956
‫به والت گفتی که سعی کردم
‫باهات سکس داشته باشم؟‬

416
00:18:02,039 --> 00:18:04,709
‫اوم، نه. خب، سلام.‬

417
00:18:05,543 --> 00:18:06,919
‫نه.‬

418
00:18:07,003 --> 00:18:10,798
‫زبونی نه. تا حالا چیزی درباره‌ی
‫ریزحالاتِ چهره شنیدی؟‬

419
00:18:10,881 --> 00:18:16,929
‫پس تو نگفتی، و من نقل‌قول می‌کنم:‬
‫«دیلن به نظرش من خیلی جذاب اومدم»؟‬

420
00:18:17,013 --> 00:18:18,264
‫چی؟‬

421
00:18:18,347 --> 00:18:20,224
‫آره، گفتم، من این رو گفتم.‬

422
00:18:20,308 --> 00:18:23,394
‫دقیقاً همین کلمات رو گفتم، اما نه با لحنِ پز دادن.‬

423
00:18:23,477 --> 00:18:24,979
‫خب بدون پز دادن بگو ببینم چطوری میشه.‬

424
00:18:26,647 --> 00:18:28,941
‫دیلن به نظرش من خیلی جذاب اومدم.‬

425
00:18:29,025 --> 00:18:30,359
‫هیچ بنی‌بشری اینطوری حرف نمی‌زنه.‬

426
00:18:30,443 --> 00:18:33,988
‫پز دادم. عملاً داشتم به سینه‌م می‌کوبیدم.‬

427
00:18:34,071 --> 00:18:35,906
‫متأسفم.‬

428
00:18:35,990 --> 00:18:38,284
‫- چطوری می‌تونم از دلت دربیارم؟‬
‫- برام صبحانه بخر.‬

429
00:18:38,367 --> 00:18:40,870
‫حله. تامی؟ تامی، بهت نیاز دارم.‬

430
00:18:45,916 --> 00:18:47,627
‫اوه، ای داد!‬

431
00:18:49,170 --> 00:18:51,631
‫آه، گندش بزنن.‬

432
00:18:51,714 --> 00:18:53,466
‫اما با چی عوضش کنیم؟‬

433
00:18:53,542 --> 00:18:54,650
‫آرچی: تا یک ساعت دیگه تلویزیونم!»

434
00:18:54,675 --> 00:18:57,428
‫من مدام دارم به جای تو جواب میدم
‫و دیگه نمی‌خوام این کار رو بکنم.‬

435
00:18:57,511 --> 00:18:59,597
‫حس می‌کنم دارم توی چاه فریاد می‌زنم.‬

436
00:19:01,766 --> 00:19:03,934
‫می‌دونی، الیزابت راست می‌گفت.‬

437
00:19:05,394 --> 00:19:08,481
‫هر وقت کیتی مشکلی داشت،
‫من سریع می‌پریدم وسط.‬

438
00:19:08,564 --> 00:19:10,232
‫- من از اوناییم که سریع می‌پرن وسط.‬
‫- اوم.‬

439
00:19:10,316 --> 00:19:12,526
‫پس یعنی همیشه هواش رو داشتی؟‬

440
00:19:12,610 --> 00:19:13,736
‫- خیلی‌خب.‬
‫- لعنتی.‬

441
00:19:13,819 --> 00:19:15,488
‫- حالش خوبه؟‬
‫- خیلی زیاد بود.‬

442
00:19:15,571 --> 00:19:19,867
‫حالا دیگه ابزار لازم
‫برای مقابله با سختی‌ها رو نداره.‬

443
00:19:19,950 --> 00:19:22,745
‫اون قراره بره و هیچ کاری از دست من برنمیاد.‬

444
00:19:22,828 --> 00:19:24,538
‫گرگ، می‌خوام یه داستان برات تعریف کنم.‬

445
00:19:24,622 --> 00:19:26,499
‫درباره‌ی تدی روزولت که نیست، هست؟‬

446
00:19:26,582 --> 00:19:28,501
‫نه. درباره‌ی خودمه.‬

447
00:19:28,584 --> 00:19:30,169
‫- اوه، خوبه.‬
‫- وقتی بچه بودم،‬

448
00:19:30,252 --> 00:19:32,254
‫توی دانشگاه جورجیا قبول شدم.‬

449
00:19:32,338 --> 00:19:33,923
‫- اوم، بولداگز.‬
‫- اوهوم.‬

450
00:19:34,006 --> 00:19:35,675
‫بیست دقیقه با خونه‌م فاصله داشت.
‫معلوم بود انتخاب می‌کنم.

451
00:19:35,758 --> 00:19:37,718
‫اما بعدش توی دانشگاه براون هم قبول شدم.‬

452
00:19:37,802 --> 00:19:40,304
‫و اونجا خیلی دور بود.‬

453
00:19:40,388 --> 00:19:42,264
‫و می‌ترسیدم که بقیه‌ی بچه‌ها‬

454
00:19:42,348 --> 00:19:43,641
‫از من باهوش‌تر باشن.‬

455
00:19:43,724 --> 00:19:46,102
‫- اوهوم.‬
‫- واسه همین جورجیا رو انتخاب کردم.‬

456
00:19:46,185 --> 00:19:48,437
‫یه روز صبح، بابام دوتا بلیت انداخت تو بغلم‬

457
00:19:48,521 --> 00:19:50,606
‫پرواز مستقیم به پراویدنس، رود آیلند.‬

458
00:19:50,690 --> 00:19:52,358
‫هیچ‌کدوممون تا حالا از ایالت
‫بیرون نرفته بودیم،‬

459
00:19:52,441 --> 00:19:55,486
‫منم کلی ذوق داشتم که برم سفر
‫واسه همین راه افتادیم.‬

460
00:19:55,569 --> 00:19:58,614
‫آره، وقتی کیتی بچه بود
‫همش در حال سفر بودیم.‬

461
00:19:58,698 --> 00:20:01,283
‫همه‌جا رفته. عاشق پراگ بود.‬

462
00:20:01,367 --> 00:20:02,785
‫اون می‌گفت پواگ.‬

463
00:20:04,036 --> 00:20:05,955
‫- حرفت تموم نشده بود، نه؟‬
‫- وقتی رسیدیم به پراویدنس...‬

464
00:20:06,038 --> 00:20:06,914
‫خب.‬

465
00:20:06,997 --> 00:20:09,333
‫...همون لحظه فهمیدم که باید برم دانشگاه براون.‬

466
00:20:09,417 --> 00:20:11,043
‫و همین کار رو هم کردم.‬

467
00:20:11,127 --> 00:20:13,754
‫- هوم.‬
‫- مثل بابای من باش.‬

468
00:20:13,838 --> 00:20:15,131
‫یه راهی پیدا کن.‬

469
00:20:15,214 --> 00:20:16,590
‫مهم نیست چی باشه،‬

470
00:20:16,674 --> 00:20:18,634
‫فقط یه چیزی که بفهمه برات مهمه.‬

471
00:20:29,145 --> 00:20:32,565
‫زود باش. زود باش. زود باش.‬

472
00:20:35,359 --> 00:20:38,320
‫دارم چیکار می‌کنم؟ این احمقانه‌ست.‬

473
00:20:38,404 --> 00:20:39,905
‫اوه. زود باش.‬

474
00:20:41,615 --> 00:20:42,658
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!‬

475
00:20:45,745 --> 00:20:47,037
‫گرفتمش!‬

476
00:20:47,997 --> 00:20:49,290
‫- آخ!‬
‫- باشه، این‌قدر وول نخور.‬

477
00:20:49,373 --> 00:20:51,542
‫- تقریباً تمومه.‬
‫- خدایا.‬

478
00:20:51,625 --> 00:20:54,879
‫کیتی همه‌ی لباسام رو سوزوند، زد زیر چشمم،‬

479
00:20:54,962 --> 00:20:56,464
‫اون‌وقت منم که قراره مثل احمق‌ها به نظر بیام‬

480
00:20:56,547 --> 00:20:58,716
‫جلوی میلیون‌ها آدم. اصلاً منصفانه نیست.‬

481
00:20:58,799 --> 00:21:00,176
‫پس کیتی این کار رو کرد؟‬

482
00:21:02,303 --> 00:21:03,637
‫بهم نگفته بودی.‬

483
00:21:03,721 --> 00:21:06,140
‫آره، آره، درسته.
‫باشه، آره، اصلاً اون کرد.‬

484
00:21:06,223 --> 00:21:07,516
‫آره، اون کرد.‬

485
00:21:07,600 --> 00:21:09,643
‫و کل این قضیه یه افتضاحِ تمام‌عیاره.‬

486
00:21:09,727 --> 00:21:11,103
‫- هوم.‬
‫- می‌دونی، من هر روز صبح یواشکی‬

487
00:21:11,187 --> 00:21:13,522
‫از این هتل می‌زنم بیرون
‫که به باباش برنخورم،‬

488
00:21:13,606 --> 00:21:15,191
‫که البته اونم همین‌ جا اقامت داره،‬

489
00:21:15,274 --> 00:21:17,568
‫و داره تا آخرین دونه‌ی
‫آجیل‌های بار رو می‌خوره.‬

490
00:21:18,903 --> 00:21:20,279
‫خدایا، اون مرد عاشق آجیله.‬

491
00:21:20,362 --> 00:21:21,864
‫خیلیا عاشق آجیلن.
‫منم عاشق آجیلم.‬

492
00:21:21,947 --> 00:21:23,783
‫خدایا، چرا این اتفاقا واسه من میفته؟‬

493
00:21:23,866 --> 00:21:25,785
‫این یه سوالِ بی‌پاسخه، یا واقعاً جواب می‌خوای؟‬

494
00:21:25,868 --> 00:21:27,369
‫طاقتش رو دارم.‬

495
00:21:27,453 --> 00:21:29,747
‫فکر کنم چون بعضیا تو رو‬

496
00:21:29,830 --> 00:21:32,208
‫یه آدم خودشیفته‌ی عوضی می‌بینن که
‫صورتش بدجوری مشت‌خوره داره.‬

497
00:21:32,291 --> 00:21:34,752
‫- نمونه‌اش همین الان.‬
‫- مردم واقعاً اینطوری درباره‌م فکر می‌کنن؟‬

498
00:21:34,835 --> 00:21:36,045
‫بعضیا آره.‬

499
00:21:36,128 --> 00:21:37,963
‫- تو هم همینطوری می‌بینی؟‬
‫- نه.‬

500
00:21:39,632 --> 00:21:40,716
‫نه همیشه.‬

501
00:21:41,592 --> 00:21:44,595
‫منظورم اینه که ترجیح می‌دی
‫تو هتل بمونی تا آپارتمان من،‬

502
00:21:44,678 --> 00:21:48,224
‫و ممکنه بعضیا این رو گیج‌کننده بدونن.‬

503
00:21:48,307 --> 00:21:52,353
‫تو هم‌اتاقی داری و، خب می‌دونی
‫ هم‌خونه شدن قدم بزرگیه.‬

504
00:21:53,103 --> 00:21:54,522
‫ما داریم بچه‌دار می‌شیم.‬

505
00:21:54,605 --> 00:21:58,234
‫خب، اگه من این‌قدر آدمِ کثافتی‌ام،
‫اصلاً چرا می‌خوای با من باشی؟‬

506
00:21:58,317 --> 00:22:00,778
‫خب، اولش بیشتر به خاطر قیافه‌ت بود.‬

507
00:22:00,861 --> 00:22:03,531
‫ولی بعدش، به خاطر فکرت و اون لهجه‌ت.‬

508
00:22:03,614 --> 00:22:06,408
‫جدی می‌گم، انگار داری با
‫پدینگتون خرسه سکس می‌کنی.‬

509
00:22:07,952 --> 00:22:10,120
‫- و همین واسه من کافیه.‬
‫- خب، یه خرسِ دانا‬

510
00:22:10,204 --> 00:22:12,164
‫همیشه یه ساندویچ مارمالاد زیر کلاهش داره.‬

511
00:22:12,248 --> 00:22:14,583
‫- داری درباره چی حرف می‌زنی؟‬
‫- این همون چیزیه که خرس میگه.‬

512
00:22:14,667 --> 00:22:16,085
‫ببین، هر آدمی مجموعه‌ای از تضادهاست.‬

513
00:22:16,168 --> 00:22:17,962
‫همه‌مون ویژگی‌های خوب و بد داریم،‬

514
00:22:18,045 --> 00:22:20,047
‫و علوم اعصاب میگه مغز ما انعطاف‌پذیره.‬

515
00:22:20,130 --> 00:22:21,715
‫یعنی با تکرار و اراده،‬

516
00:22:21,799 --> 00:22:23,259
‫خودمون تصمیم می‌گیریم که
‫قراره به چه کسی تبدیل بشیم.‬

517
00:22:23,342 --> 00:22:25,219
‫و تو؟ فکر کنم سرِ یه دوراهی هستی.‬

518
00:22:25,302 --> 00:22:27,221
‫ولی فکر می‌کنم قراره به خودت بیای‬

519
00:22:27,304 --> 00:22:29,390
‫و همون مردی بشی که
‫می‌دونم توانایی‌ش رو داری.‬

520
00:22:30,474 --> 00:22:33,477
‫- اگه نشم چی؟‬
‫- خب، اون‌وقت منم میرم سراغ زندگی خودم.‬

521
00:22:33,561 --> 00:22:35,855
‫بیا، تموم شد. چیز دیگه‌ای هست؟‬

522
00:22:35,938 --> 00:22:37,982
‫- شاید یه رژ لبِ پررنگ؟‬
‫- فکر کنم همین‌طوری خوبم.‬

523
00:22:38,065 --> 00:22:40,860
‫ترسو. من برمی‌گردم سرِ کلاس.‬

524
00:22:46,073 --> 00:22:47,658
‫اوه.‬

525
00:22:47,741 --> 00:22:48,826
‫هان؟‬

526
00:22:50,911 --> 00:22:53,122
‫- تو برش داشتی؟‬
‫- آره، برداشتم.‬

527
00:22:56,208 --> 00:22:59,378
‫تنها کاری که من هیچ‌وقت نکردم رو
‫انجام دادی تا حالم رو بدتر کنی؟‬

528
00:22:59,920 --> 00:23:01,839
‫هوم. باشه.‬

529
00:23:04,508 --> 00:23:05,843
‫ببین، می‌دونم خوشت نیومد‬

530
00:23:05,926 --> 00:23:08,178
‫وقتی بهت گفتم راک استار ولی واقعاً هستی.‬

531
00:23:08,262 --> 00:23:09,638
‫- خواهش می‌کنم نگو.‬
‫- هستی دیگه.‬

532
00:23:09,722 --> 00:23:11,223
‫باهاش کنار بیا.‬

533
00:23:11,307 --> 00:23:15,269
‫ولی تازگی‌ها یه کارایی می‌کنی
‫که یکم شبیه بازنده‌هاست.‬

534
00:23:15,936 --> 00:23:18,230
‫می‌دونم، چون خودم هم اونجا بودم.‬

535
00:23:18,314 --> 00:23:20,107
‫یه بی‌عرضه بی‌عرضه‌ی دیگه رو خوب می‌شناسه.‬

536
00:23:20,190 --> 00:23:21,275
‫اه.‬

537
00:23:21,984 --> 00:23:25,446
‫کیتی، درباره من حق با تو بود.
‫من نتونستم به حالت قبل برگردم.‬

538
00:23:26,447 --> 00:23:30,242
‫آدمِ پوست‌کلفتی نیستم.
‫امیدوارم این رو به تو منتقل نکرده باشم.‬

539
00:23:31,452 --> 00:23:33,245
‫بیخیال. تو عاشق اینجایی.‬

540
00:23:34,204 --> 00:23:37,958
‫تنها کاری که برای موندن
‫باید بکنی اینه که شجاع باشی.‬

541
00:23:40,210 --> 00:23:42,755
‫و یه نامه بنویسی که
‫بگه مشکل روانی داری.‬

542
00:23:42,838 --> 00:23:44,423
‫- یا خدا!‬
‫- اَه.‬

543
00:23:48,260 --> 00:23:49,678
‫کمکم کن بنویسمش.‬

544
00:23:49,762 --> 00:23:52,473
‫مرکز دانشجوییِ الیزابت استودارد
‫تازه افتتاح شده.‬

545
00:23:52,556 --> 00:23:53,807
‫می‌بیند که پشت سرتون

546
00:23:53,891 --> 00:23:57,478
‫نمای آجری اصلی سال ۱۸۲۱ رو حفظ کردیم.‬

547
00:23:57,561 --> 00:23:59,772
‫- کریستل گفت اینجایی.‬
‫- ممنون.‬

548
00:23:59,855 --> 00:24:01,148
‫می‌دونی، از این ساختمونِ لعنتی متنفرم.‬

549
00:24:01,231 --> 00:24:03,067
‫- آهان.‬
‫- اونا یه نمونه‌ی کلاسیک...‬

550
00:24:03,150 --> 00:24:06,362
‫از معماری نئوگوتیک رو برداشتن‬
‫و یه گلخونه چسبوندن بهش.‬

551
00:24:06,445 --> 00:24:07,321
‫خب، اینم اضافه کردن که...‬

552
00:24:07,404 --> 00:24:08,489
‫- یه همبرگری زدن.‬
‫- دقیقاً.‬

553
00:24:08,572 --> 00:24:10,699
‫داریم سنت رو فدای چی می‌کنیم؟‬

554
00:24:10,783 --> 00:24:13,410
‫بچه‌های چاقِ بیشتر؟‬
‫قطعاً به اندازه‌ی کافی از اونا داریم.‬

555
00:24:13,494 --> 00:24:14,995
‫نه، نه. بلند نگو.‬

556
00:24:15,079 --> 00:24:16,830
‫- ممنون.‬
‫- باشه.‬

557
00:24:16,914 --> 00:24:18,832
‫چی شد که این حرف‌ها رو می‌زنی؟‬

558
00:24:18,916 --> 00:24:20,960
‫- یه شامِ سخت با رئیس ریگز داشتم.‬
‫- اوم.‬

559
00:24:21,043 --> 00:24:22,628
‫و مجبور شدم بهش بگم که
‫داریم بودجه‌اش رو کم می‌کنیم.‬

560
00:24:23,504 --> 00:24:26,090
‫انگار کلِ کارم الان شده همین.‬

561
00:24:26,173 --> 00:24:27,716
‫مردم میان و ازم چیزایی رو می‌خوان‬

562
00:24:27,800 --> 00:24:29,843
‫که واقعاً براشون مهمه، و من باید بگم نه،‬

563
00:24:29,927 --> 00:24:31,887
‫و بعدش اونا ازم کینه به دل می‌گیرن.‬

564
00:24:31,971 --> 00:24:34,181
‫خب، دوستای واقعیت
‫می‌دونن که اینم بخشی از کاره.‬

565
00:24:34,264 --> 00:24:36,392
‫- ما ازت کینه به دل نمی‌گیریم.‬
‫- امیدوارم.‬

566
00:24:39,478 --> 00:24:41,397
‫مجبورم مجله‌ی لادلو ریویو رو آنلاین کنم.‬

567
00:24:41,480 --> 00:24:43,816
‫این بخشی از طرحِ محیط‌زیستی‌مونه.‬

568
00:24:43,899 --> 00:24:45,609
‫هر سال که چاپش می‌کنیم، آخرش...‬

569
00:24:45,693 --> 00:24:48,070
‫کلِ محوطه‌ی دانشگاه پر میشه از کاغذ،‬
‫انگار کارخونه‌ی کاغذ ترکیده.‬

570
00:24:48,153 --> 00:24:49,196
‫والت، نمی‌تونی این کار رو بکنی.‬

571
00:24:49,279 --> 00:24:51,240
‫خیلی‌ها ناراحت می‌شن.‬

572
00:24:51,323 --> 00:24:54,576
‫نه. اون ۳۶ تا دانشجویی که
‫مطلبشون چاپ میشه ناراحت میشن.‬

573
00:24:54,660 --> 00:24:56,829
‫با ۷۲ تا پدر و مادرشون، و...‬

574
00:24:57,955 --> 00:24:58,956
‫و من.‬

575
00:25:01,000 --> 00:25:03,794
‫من هر سال خط به خطش رو می‌خونم.‬

576
00:25:07,423 --> 00:25:09,049
‫واقعاً متأسفم.‬

577
00:25:12,177 --> 00:25:14,638
‫«با این حال،‬
‫واقعاً و از صمیمِ قلب متأسفم.‬

578
00:25:14,722 --> 00:25:16,724
‫رفتارم غیرطبیعی بود و من...»‬

579
00:25:16,807 --> 00:25:19,059
‫- از کلمه‌ی «غیرطبیعی» خوشم نمیاد.‬
‫- واقعاً؟‬

580
00:25:19,143 --> 00:25:21,103
‫می‌خوام از «تحت‌فشار» استفاده کنم.‬

581
00:25:21,186 --> 00:25:22,604
‫نامه‌ی خودته.‬
‫لازم نیست عالی باشه.‬

582
00:25:24,231 --> 00:25:25,649
‫ولی من خوشم اومد.‬

583
00:25:25,733 --> 00:25:27,359
‫خب، تموم شد.‬

584
00:25:27,443 --> 00:25:29,611
‫- این یارو رو نگاه کن.‬
‫- اوم.‬

585
00:25:29,695 --> 00:25:31,321
‫- می‌تونم قایمش کنم، نه؟‬
‫- همش مالِ خودت.‬

586
00:25:31,405 --> 00:25:33,907
‫نگهش می‌دارم واسه وقتایی که نیاز دارم
‫روحیه‌م عوض شه.‬

587
00:25:33,991 --> 00:25:35,701
‫مثلاً اولین باری که اون عوضی رو ببینم‬

588
00:25:35,784 --> 00:25:37,828
‫- که داره کالسکه هل می‌ده.‬
‫- اوم.‬

589
00:25:38,954 --> 00:25:39,830
‫صبر کن، الان چی شد؟‬

590
00:25:50,007 --> 00:25:51,759
‫سلام! سلام، خیلی ببخشید.‬

591
00:25:51,842 --> 00:25:54,511
‫- بازم کلیدم رو فراموش کردم.‬
‫- مشکلی نیست.‬

592
00:25:54,595 --> 00:25:56,221
‫این اتفاق زیاد برات می‌افته.‬

593
00:25:56,305 --> 00:25:58,223
‫می‌دونم، خیلی از دستِ خودم عصبانیم!‬

594
00:25:59,308 --> 00:26:00,851
‫چطور انتظار داریم دولتِ روسیه‬

595
00:26:00,934 --> 00:26:03,896
‫به این حرکتِ جسورانه‌ی
‫داونینگ استریت پاسخ بده؟‬

596
00:26:03,979 --> 00:26:05,898
‫خب، قطعاً قرار نیست اوضاع آروم پیش بره،‬

597
00:26:05,981 --> 00:26:07,566
‫این دیگه حتمیه.‬

598
00:26:07,649 --> 00:26:09,651
‫- حامله‌اش کردی؟ !‬
‫- نه، اون ملاقه‌ست؟‬

599
00:26:14,406 --> 00:26:15,491
‫الان نه!‬

600
00:26:15,574 --> 00:26:17,117
‫- آقای بیتس...‬
‫- این یه فرصتِ بزرگه، گرگ!‬

601
00:26:17,201 --> 00:26:18,577
‫...شما روی آنتنِ زنده بی‌بی‌سی هستید.‬

602
00:26:18,660 --> 00:26:19,661
‫آخ!‬

603
00:26:21,789 --> 00:26:24,041
‫- اون گرگه؟‬
‫- آره.‬

604
00:26:24,124 --> 00:26:25,167
‫دهنش رو سرویس کن.‬

605
00:26:27,628 --> 00:26:29,046
‫- اوه!‬
‫- وای خدا جون!‬

606
00:26:29,129 --> 00:26:30,214
‫- اوه!‬
‫- اوه!‬

607
00:26:31,548 --> 00:26:33,300
‫ایلای! ایلای!‬

608
00:26:34,134 --> 00:26:36,220
‫ایلای، خوبی؟ اسپری‌ت رو می‌خوای؟‬

609
00:26:48,857 --> 00:26:49,942
‫سلام.‬

610
00:26:50,025 --> 00:26:51,443
‫پایه‌ای بریم یه قهوه بزنیم و قدم بزنیم؟‬

611
00:26:52,361 --> 00:26:53,779
‫نمی‌تونم. خیلی سرم شلوغه.‬

612
00:27:00,744 --> 00:27:02,371
‫- سلام.‬
‫- سلام!‬

613
00:27:02,454 --> 00:27:05,999
‫ممنونم که قضیه‌ی ناخوشایندِ
‫آتیش‌سوزی رو تمومش کردی.‬

614
00:27:06,083 --> 00:27:08,794
‫اوه، آره. اصلاً مشکلی نیست.‬

615
00:27:09,711 --> 00:27:14,049
‫راستی، وقتی توی حوضچه‌ی آبِ سرد بودی،‬
‫اتفاقی تفنگم رو ندیدی؟‬

616
00:27:14,133 --> 00:27:15,425
‫- نه، ندیدم.‬
‫- اشکالی نداره.‬

617
00:27:15,509 --> 00:27:17,344
‫احتمالاً گذاشتمش روی داشبورد.‬

618
00:27:18,345 --> 00:27:20,889
‫آه! اوه! نه.‬

619
00:27:20,973 --> 00:27:22,474
‫گذاشتمش توی باشگاهِ تیراندازی.‬

620
00:27:22,558 --> 00:27:24,434
‫بهترین جا واسه جا گذاشتنِ تفنگه.‬

621
00:27:24,518 --> 00:27:25,894
‫سخته آدم حواسش بهشون باشه.‬

622
00:27:30,315 --> 00:27:32,067
‫فکر کردم سعی کنم کمتر گیج‌کننده باشم.‬

623
00:27:39,158 --> 00:27:40,659
‫من بامزه‌تر از اونیم که بقیه فکر می‌کنن.‬

624
00:27:41,994 --> 00:27:43,745
‫ممنون. ممنون.‬

625
00:27:44,872 --> 00:27:46,290
‫اه، این مرتیکه‌ی عوضی.‬

626
00:27:46,373 --> 00:27:48,083
‫سلام، مو. چطوری؟‬

627
00:27:48,167 --> 00:27:49,793
‫چی شده، داری اسباب‌کشی می‌کنی میای اینجا؟‬

628
00:27:52,212 --> 00:27:54,798
‫خب، ممنون که اومدی بدرقه‌ام.‬

629
00:27:54,882 --> 00:27:55,883
‫آره.‬

630
00:27:56,925 --> 00:27:59,469
‫اینطوری نیست که از رفتنت داغون شده باشم.‬

631
00:27:59,553 --> 00:28:00,846
‫بهت برنخوره.‬

632
00:28:02,055 --> 00:28:04,892
‫ولی واقعاً خوش‌حالم که اومدی.‬

633
00:28:05,893 --> 00:28:07,060
‫منم همین‌طور.‬

634
00:28:08,437 --> 00:28:10,480
‫- دوستت دارم.‬
‫- منم دوستت دارم.‬

635
00:28:13,275 --> 00:28:14,276
‫خداحافظ، بابا.‬

636
00:28:15,527 --> 00:28:17,029
‫خداحافظ عزیزم.‬

637
00:28:18,530 --> 00:28:20,741
‫-دوشنبه می‌بینمت!‬
‫-وایسا، چی؟‬

638
00:28:20,824 --> 00:28:22,451
‫برو، برو، برو!

639
00:28:23,312 --> 00:28:43,312
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

640
00:29:25,347 --> 00:29:27,266
‫خداحافظ.‬
