WEBVTT

00:05.047 --> 00:16.047
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:16.071 --> 00:23.071
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:23.795 --> 00:28.795
‫ترجمه از سحــر و iredprincess

00:42.820 --> 00:48.380
‫روزی که دانش‌آموزهای چهارم مطالعات‌شون رو
‫برای آزمون جدید گواهی عمومی آموزش ثانوی شروع کنن،

00:48.380 --> 00:51.740
ما ‫گروهی از فروشنده‌های کاتچستر رو
‫به چالش می‌کشیم تا

00:51.740 --> 00:55.860
‫ببینیم چیزی از ریاضی مدرسه‌شون یادشونـه یا نه

00:56.860 --> 01:01.140
‫در این بین، ما اینجا توی کورینیوم
‫برای برنامه‌ی زنده‌ی جدیدمون، «دکلان»

01:01.140 --> 01:03.900
سر از پا نمی‌شناسیم

01:04.540 --> 01:09.060
‫اولین مهمون دکلان، جان فریدلنر،
‫ستاره‌ی جنجالی هالیوود خواهد بود

01:09.060 --> 01:12.820
‫یکی از درخشان‌ترین ستاره‌های سینما،
‫با اولین مصاحبه‌ی اختصاصی‌اش

01:12.820 --> 01:17.460
‫بعد از اتفاق تأسف‌باری که دو سال پیش
رخ داد و فیلم خصوصی‌شون پخش شد

01:17.460 --> 01:23.180
‫این ستاره‌ی منزوی،
همین الان داره میاد اینجا

01:24.100 --> 01:27.380
‫دکلان اوهارو می‌تونه
زبونش رو باز کنه؟

01:27.380 --> 01:30.140
‫شایعه‌های جیمز باندیش چطور؟

01:31.860 --> 01:33.500
‫برنامه‌ی زنده‌ی ‫دکلان

01:33.500 --> 01:35.620
امشب ساعت هشت شب

01:35.620 --> 01:40.300
‫دقیقاً اولین مصاحبه‌ی ایشون
‫بعد از مجموعه‌ی خیابون کرونیشنـه

01:40.300 --> 01:43.620
من که از دستش نمیدم

01:58.260 --> 01:59.380
‫فرار کن

03:20.641 --> 03:22.603
« رقبـــا »
« فصل اول، قسمت دوم »

03:24.812 --> 03:25.973
[کورینیوم]

03:28.700 --> 03:31.420
‫جانی! دوستت دارم!

03:36.660 --> 03:39.140
‫- از رسواییت بگو، جانی
‫- چیزی عایدمون میشه؟

03:40.700 --> 03:43.540
‫آقای فریدلندر، به کورینیوم خوش اومدی

03:43.540 --> 03:46.740
‫- لطفاً جانی صدام کن
‫- تونی بادینگهام. لطفاً بفرمایید

03:57.820 --> 03:59.580
‫اولین بیننده‌های برنامه‌ی زنده‌مون

03:59.580 --> 04:01.700
خدایی نکرده که قرار نیست
با این جوراب‌ها بری توی برنامه؟

04:01.700 --> 04:05.100
‫اگه همه‌چی خوب پیش بره، دیردری،
‫هیچکس چشمش به پاهای من نمیفته

04:17.740 --> 04:19.300
‫- موفق باشی، دکلان
‫- ممنون

04:24.860 --> 04:26.660
‫- سلام، سِب
‫- شب بزرگی پیش رو داریم، خانم‌ها

04:38.420 --> 04:39.780
‫- سلام، سب
‫- وقت نمایشـه، بچه‌ها

04:39.780 --> 04:41.140
‫بله، همین‌طوره

04:42.620 --> 04:46.060
‫خوبـه. آره، آره. خوبـه

04:46.060 --> 04:48.620
‫خب، پدی و میک تو راه میخونه بودن که

04:48.620 --> 04:51.380
‫چشم‌شون می‌خوره به یه تابلو که روش نوشته:
‫«نیازمند کارگر برای قطع کردن درخت»

04:51.900 --> 04:53.260
‫بعدش پدی برمی‌گرده رو به میکی بهش میگه:

04:53.260 --> 04:55.700
‫«چه حیف که فقط دو نفریم»

04:55.700 --> 04:57.580
‫می‌دونی که صدات رو می‌شنوم، برایان

04:57.580 --> 05:00.740
‫دیگه با یهودی‌ها و سیاه‌پوست‌ها کاری نداری،
‫بگو ببینم مشکلت با ایرلندی‌ها چیـه؟

05:00.740 --> 05:02.860
‫خیلی‌خب، رفیق.
‫میشه یکم بیشترش کنید؟

05:02.860 --> 05:05.940
‫دیگه نشنوم داری راجع‌به ایرلندی‌ها جوک میگی
‫وگرنه تا خودِ دریای ایرلندی لگدمالت می‌کنم

05:05.940 --> 05:07.060
‫خوب شد الان؟

05:07.940 --> 05:09.940
‫آره، رَسا و روشن. شرمنده، دکلان

05:11.140 --> 05:13.860
‫کمرون، صدام رو داری؟

05:14.420 --> 05:17.340
‫با این کارت‌ها چیکار کنم الان؟

05:17.340 --> 05:20.420
‫درموردش صحبت کردیم. دکلان اوهارا
‫آدم مخفی شدن پشت میز نیست.

05:20.940 --> 05:22.740
‫اگه بذاری سوال‌ها رو ببینم،

05:22.740 --> 05:24.180
‫می‌تونم برات بخونم‌شون

05:25.980 --> 05:27.740
‫به من اعتماد کن، باشه؟

05:32.500 --> 05:33.980
‫جانی کجاست؟

05:33.980 --> 05:35.580
‫هیوستون، مشکلی پیش اومده؟

05:40.180 --> 05:42.380
‫دکلان یه روزنامه‌نگار بین‌المللیـه

05:42.380 --> 05:46.300
‫اینکه بخاطر ما قیدِ بی‌بی‌سی رو زد
‫مایه‌ی افتخارمونـه

05:46.300 --> 05:48.260
‫خیلی تأثیرگذاره، لرد بی

05:48.260 --> 05:51.260
‫البته خونه‌ی ما فقط خانمم تلویزیون تماشا می‌کنه

05:51.260 --> 05:53.100
‫اکثراً اهل تماشای مستندم

05:53.100 --> 05:54.980
‫اما یواشکی «دالاس» هم تماشا می‌کنم

05:54.980 --> 05:57.500
‫آخه کیـه که دالاس رو دوست نداشته باشه؟

05:58.100 --> 06:00.260
‫- سلام
‫- سلام، مرسی که دزدکی منو راه دادی

06:00.260 --> 06:03.340
‫گمونم بعضی از برنامه‌های جدیدمون
‫عرصه رو برای جی‌آر تنگ کنه

06:03.340 --> 06:04.980
‫«چهار نفری که رفتن ماو» رو دیدی؟

06:04.980 --> 06:07.180
‫- مامان غازی اومده
‫- با اجازه‌تون

06:08.980 --> 06:11.140
‫بانو گاسلینگ، قدم‌رنجه فرمودید

06:11.140 --> 06:12.660
‫جناب کشیش پنی رو می‌شناسی؟

06:12.660 --> 06:15.500
‫معاون بنده توی کمیته‌ی تجدید حق امتیاز

06:15.500 --> 06:17.420
‫- البته، خوش آمدید
‫- خب، بی‌صبرانه

06:17.420 --> 06:20.900
‫مشتاق تماشای مصاحبه‌ی موشکافانه‌ی امشب‌ام

06:20.900 --> 06:21.940
اتفاقاً داشتم می‌گفتم

06:21.940 --> 06:24.900
‫با توجه به اینکه امروزه
‫تلویزیون مهمون خونه‌های همه‌ی ماست،

06:24.900 --> 06:27.100
‫شرکت‌های تلویزیونی باید بدونن که

06:27.100 --> 06:30.500
‫اونا نگهبان اخلاق ملی هستن

06:45.660 --> 06:46.940
‫شیفتم ها

06:53.100 --> 06:54.540
‫وقتشـه، آقای فریدلندر

07:03.060 --> 07:04.540
‫برنامه‌ی «چهار نفری که رفتن ماو»

07:04.540 --> 07:06.620
‫چهارشنبه‌شب، ساعت نُه

07:07.140 --> 07:08.220
‫چه جالب

07:09.700 --> 07:10.940
‫عجب شراب نابی

07:10.940 --> 07:13.540
‫- چقدر مونده؟
‫- گمونم واسه همین درستش می‌کنن

07:13.540 --> 07:15.940
‫من باز می‌کنم

07:19.580 --> 07:21.500
‫فکر کنم روباهمون رو پیدا کردیم

07:23.660 --> 07:25.060
‫درِ سمت راست، روپرت

07:25.060 --> 07:27.500
‫تگ. تگ، خودشـه. وای خدا

07:27.500 --> 07:29.780
‫سر مبارزه‌طلبی...

07:32.100 --> 07:33.340
‫سلام، روپرت

07:33.340 --> 07:35.460
‫- لیزی، عزیزدلم... سلام
‫- داشتیم از اینجا رد می‌شدیم

07:35.460 --> 07:38.580
‫- روز موفقیت‌آمیزی بود؟
‫- وامونده در رفت

07:38.580 --> 07:40.020
‫خیلی سریع تموم شد

07:40.660 --> 07:41.820
‫ببخشید

07:41.820 --> 07:43.900
‫سلام، اسمم کیتلینـه.
‫حالتون چطوره؟

07:47.300 --> 07:48.780
‫بشین، خرگوش‌خانم

07:51.060 --> 07:52.700
‫انگار «جام مقدس» نصیبت شده

07:52.700 --> 07:56.260
‫خیلی‌خب. حل شد، دکلان.
‫عقاب به آشیونه برگشت.

08:04.100 --> 08:05.420
‫لطفاً صدا رو بیشتر کنید

08:05.420 --> 08:08.980
‫- صبحونه چی خوردی، جانی؟
‫- می‌خوای بازداشت بشم؟

08:08.980 --> 08:11.860
‫- انگار دکلان دست و پاش رو گم کرده
‫- بهم محل نذاشت

08:11.860 --> 08:13.660
‫انقدر یُبس بودن خیلی ضایعه‌ست

08:13.660 --> 08:15.620
‫یا خفه‌خون بگیر یا گمشو برو بیرون

08:17.940 --> 08:19.260
بریم برای ‫پخش موسیقی

08:19.260 --> 08:22.820
‫پنج... چهار...

08:22.900 --> 08:24.061
[پخش زنده، استودیوی کورینیوم]

08:24.660 --> 08:25.700
‫سه...

08:27.020 --> 08:28.140
‫دو...

08:29.380 --> 08:31.020
‫یک و شروع

08:34.872 --> 08:36.393
[دکلان]

08:42.340 --> 08:43.780
‫تو چرا نرفتی، ماد؟

08:43.780 --> 08:45.740
‫مامانی که میره بابایی هُل میشه

08:45.740 --> 08:46.820
‫مسخره‌ست

08:46.820 --> 08:49.100
‫این یعنی از بین تموم آدم‌های دنیا،
‫نظر تو براش مهم‌تره

08:49.100 --> 08:51.660
‫یعنی خیلی از مهمونی‌ها از کفم میره

08:52.540 --> 08:54.420
‫شب بخیر، بنده دکلان اوهارا هستم

08:54.420 --> 08:57.740
‫مهمون امشبم یکی از
‫سرشناس‌ترین ستاره‌های دنیاست

08:57.740 --> 08:58.820
جا میشم؟

08:58.820 --> 09:01.340
ایشون ‫ستاره‌ی فیلم‌های پُرفروش گیشه‌ست‌‌،
مِن‌جمله ‫«آخرین بازمانده در مریخ»،

09:01.340 --> 09:05.500
‫«بزرگراه ۱۲» و «سگ شماره‌ی سه: ‫سفری به ویتنام»

09:05.500 --> 09:07.340
‫نامزد چندین جایزه شده

09:07.340 --> 09:09.860
‫اما طی چند سال اخیر،
‫زندگی پُرتلاطم شخصی‌شون و

09:09.860 --> 09:13.780
‫البته، قربانی‌ ‫دام شیرین ظالمانه‌ای شده که

09:13.780 --> 09:16.620
‫دقیقاً به اندازه‌ی تک‌تک ‫فیلم‌هاشون
توجه مردم رو به خودش جلب کرده

09:16.620 --> 09:18.060
‫جانی فریدلندر،
‫به برنامه خوش آمدید

09:18.060 --> 09:20.780
چه حسی داره می‌بینی همکار سابقت
درگیر فساد اخلاقیـه، روپ؟

09:20.780 --> 09:22.500
‫شما جانی فریدلندر رو می‌شناسید؟

09:22.500 --> 09:24.860
‫قبلاً چندتا از دوست‌دخترهاشون مشترک بود

09:24.860 --> 09:27.500
‫بله، اما به قدری خر نیستم که بذارم

09:27.500 --> 09:29.780
‫- یکی‌شون موقع سکس ازم فیلم بگیره
‫- ممنونم. چقدر شلوغـه

09:29.780 --> 09:31.180
‫مردم از دیدنت هیجان‌زده‌ان

09:31.180 --> 09:32.580
‫خب، باید اعتراف کنم که
‫حس خوبی داره

09:32.580 --> 09:34.620
‫چند وقتی میشه که از این کارها نکردم

09:34.620 --> 09:36.500
‫- چرا با این مصاحبه موافقت کردی حالا؟
‫- روی جانی زوم کن

09:36.500 --> 09:38.140
‫- خب...
‫- بله، البته

09:38.140 --> 09:39.900
‫...حس می‌کنم وقتشـه بیخیال همه‌چی بشم

09:40.540 --> 09:42.020
‫بخاطر همینـه که اینجاییم

09:42.020 --> 09:45.980
‫جانی، آخرین فیلمت خیلی سر و صدا کرد

09:45.980 --> 09:47.780
‫میگن دیر می‌رفتی سر صحنه

09:47.780 --> 09:49.260
‫با کارگردان دعوا می‌کردی

09:49.260 --> 09:51.540
‫مست پشت فرمون نشستی و
‫همونجا هم بیهوش شدی

09:51.540 --> 09:53.660
‫ببینید، کسی نیست که
‫شما رو برای شهرت آماده کنه

09:53.660 --> 09:56.900
‫معلوم نیست وقتی کلید یه قنادی رو
‫در اختیارت بذارن، چه کاری ازت سر بزنه

09:56.900 --> 10:00.740
‫کاشف به عمل اومد که
‫من با آبنبات اوردوز می‌کنم

10:00.740 --> 10:03.340
‫داره خوب پیش میره، نه؟

10:03.340 --> 10:04.420
‫صدالبته

10:04.980 --> 10:06.460
البته ‫اگه جورابش رو فاکتور بگیریم

10:11.260 --> 10:13.820
‫ای خدا. کی اینارو تأیید کرده؟

10:13.820 --> 10:15.820
‫باید یه فیلم کمدی بازی کنم

10:18.060 --> 10:21.500
‫موقعی که از روی پُل افتادی
‫چه حسی داشتی؟

10:23.300 --> 10:26.620
‫وقتی به آب برخورد کردم
‫به‌هوش اومدم

10:26.620 --> 10:28.300
‫ولی پسر، بدجور ترسناک بود

10:28.300 --> 10:32.820
‫خدا رو شکر سوار ماشین کروکی بودم
‫وگرنه الان تهِ رودخونه افتاده بودم

10:33.380 --> 10:35.500
‫اما آره، باید ترک می‌کردم

10:36.020 --> 10:40.700
‫۴۱۵‏ روز بعد،
‫زندگی زیباتر از همیشه بود

10:50.860 --> 10:54.180
‫حالا بریم سراغ اون فیلم خصوصی؟

10:55.620 --> 10:57.500
‫چرا که نه؟

10:57.500 --> 11:00.620
‫مشخصـه منتظر فرصت بودید که
‫مطرحش کنید

11:00.620 --> 11:01.900
‫دختره حالش خوبه؟

11:02.620 --> 11:04.860
‫خانم... خانم کورتز؟

11:05.940 --> 11:08.220
‫- نمی‌دونم والا
‫-نمی‌بینیش؟

11:08.220 --> 11:10.860
‫دیگه با همدیگه دوست نیستیم، خیر

11:10.860 --> 11:13.460
‫ولی ایشون... بازیگرن، درستـه؟

11:13.460 --> 11:15.780
‫نمی‌دونم، توی مشروب‌فروشی آشنا شدیم

11:16.380 --> 11:18.780
‫خدا کنه سر این بی‌آبرویی
‫پول زیادی به جیب زده باشه

11:18.780 --> 11:20.420
‫پنج هزار دلار زیاده؟

11:22.140 --> 11:24.900
‫به گفته‌ی خانم کورتز،
انقدر بهش دادی تا باهات بخوابه و

11:24.900 --> 11:26.860
‫بعدش فیلم رو بده مجله‌ی نشنال اینکوایر

11:26.860 --> 11:28.020
‫جان؟

11:28.020 --> 11:29.660
‫پشمام

11:31.580 --> 11:35.660
‫شما گفتی قربانی این جریانات بودی،
‫اما در اصل، بهش پول دادی تا

11:36.180 --> 11:39.860
‫طوری از سکس خودش با شما فیلم بگیره که
‫انگار مخفیانه بوده

11:39.860 --> 11:41.900
‫تا فیلم رو که داد دستِ مطبوعات،

11:41.900 --> 11:43.740
‫بتونی وانمود کنی که توی تله افتادی

11:43.740 --> 11:46.740
سر این قضیه، ‫در آن واحد
هم ترحم ملت رو برانگیختی

11:46.740 --> 11:50.100
هم با تصویر مرد جذاب هوسباز
محبوب‌تر از همیشه شدی

11:50.100 --> 11:51.700
‫بله، ایشون خودش هم معروف شد

11:51.700 --> 11:54.380
‫نشستی عقب و اجازه دادی مطبوعات

11:54.380 --> 11:56.780
‫جوری زیر سوال ببرنش که
‫تموم حرفه‌ی بازیگریش به‌کل نابود بشه

11:57.820 --> 12:00.380
‫می‌تونستی پا پیش بذاری و حقیقت رو بگی
‫اما همچین کاری نکردی

12:01.100 --> 12:05.140
‫دنیا حرفت رو باور می‌کرد
‫اما سکوتت خونه‌خرابش کرد

12:05.140 --> 12:09.780
‫یه‌شبه شهرتت سر به فلک کشید
‫درحالیکه پیا کورتز بی‌خانمان شد

12:09.780 --> 12:13.460
‫پنج هزار دلار در ازای حیثیت یک زن.
‫هزینه‌ی عادلانه‌ایـه؟

12:13.460 --> 12:17.460
‫کدوم حیثیت؟ ناسلامتی بازیگر پورن بوده.
‫بهش پول دادم یه فیلم پورن بسازه دیگه!

12:31.820 --> 12:34.460
‫لعنتی، تموم شد. الان پا میشه میره

12:47.100 --> 12:49.140
‫وای پسر، چقدر بی‌شعورم من

12:50.700 --> 12:52.060
‫چرا این کار رو کردی؟

12:53.140 --> 12:54.820
‫بگو دوتا دوربین جانی رو بگیره

12:56.460 --> 12:59.300
‫روی جانی بمونید، حالا بزرگنمایی کنید

12:59.300 --> 13:01.060
‫آروم، آروم

13:01.580 --> 13:02.580
‫آروم

13:02.580 --> 13:04.540
‫همچین چیزی توی بی‌بی‌سی پیدا نمی‌کنی

13:06.100 --> 13:08.820
‫عرق روی پیشونیش رو بگیر. خودشـه

13:09.580 --> 13:12.500
‫چهارتا از فیلم‌هام پشت‌سرهم شکست خورد و
‫ترس برم داشت

13:15.780 --> 13:18.260
‫بدترین ویژگی هالیوود اینـه که
‫وقتی ازش میفتی بیرون،

13:19.100 --> 13:21.140
‫تنها دغدغه‌ات اینـه که
‫چطوری دوباره واردش بشی

13:22.820 --> 13:23.940
‫عجیب گند زدم

13:26.940 --> 13:28.060
‫بدترین قسمت ماجرا اینـه که

13:30.460 --> 13:32.180
‫واقعاً از اون دختره خوشم میومد

13:33.140 --> 13:34.980
‫از نظرم خاص بود

13:36.060 --> 13:37.260
‫اگه الان اینجا بود...

13:38.180 --> 13:39.260
‫چی بهش می‌گفتی؟

13:39.260 --> 13:40.700
‫نه، لس‌آنجلسـه، پسر

13:40.700 --> 13:42.060
‫آم...

13:42.060 --> 13:43.660
‫شاید الان داره برنامه رو
‫تماشا می‌کنه. از کجا معلوم؟

13:49.020 --> 13:51.100
‫خیلی‌خب، باشه

13:59.020 --> 14:04.460
‫پیا، اگه داری تماشا می‌کنی، شرمنده‌ام

14:05.860 --> 14:06.860
‫من آدم بی‌شعوری‌ام

14:07.660 --> 14:10.700
‫بذار یه نوشیدنی یا یه ماشین مهمونت کنم

14:12.100 --> 14:13.540
‫هرچی که بخوای

14:14.260 --> 14:15.540
‫شرمندتم

14:23.620 --> 14:26.420
‫وای پسر، خیلی وقتـه که
‫این راز تو سینه‌ام مونده بود

14:26.940 --> 14:28.620
‫خالی شدی حالا؟

14:30.300 --> 14:33.260
‫خدای من، آب اینجا خیلی خوش‌مزه‌ست

14:34.660 --> 14:35.740
‫یکی دیگه میارید برام؟

14:36.380 --> 14:37.540
‫بریم یه میان‌برنامه ببینیم و برگردیم

14:37.540 --> 14:40.020
‫قراره از جانی درمورد جیمز باند بپرسیم

14:40.020 --> 14:41.980
‫از جات تکون نخور

14:42.860 --> 14:45.380
‫برنامه قطع شد

14:45.380 --> 14:48.300
‫خیلی‌خب، آماده باشید.
‫سه دقیقه‌ی دیگه.

14:48.300 --> 14:50.420
‫انتظار نداشتم انقدر استرس بگیرم

14:50.420 --> 14:52.260
‫هیچ فرصتی از زیر دست بابام در نمیره

14:53.500 --> 14:55.660
‫واقعاً کارش حرف نداره، دکلان‌جونت

14:55.660 --> 14:57.860
‫تحریک‌کننده‌ هست اصلاً؟
‫فیلم گرفتن؟

14:57.860 --> 15:00.340
‫گمونم اگه برای همدیگه ضبطش کنید و

15:00.340 --> 15:03.220
‫- وقتی پیش هم نیستید تماشاش کنید، آره
‫- اوهوم

15:03.220 --> 15:05.860
‫یا واسه شروع با همدیگه تماشاش کنید

15:05.860 --> 15:07.340
‫آره، خیلی جذاب میشه

15:07.340 --> 15:08.820
‫با شریک مناسب

15:09.500 --> 15:12.540
‫تصور اینکه جیمز بخواد از سکس‌مون
‫فیلم بگیریم برام سختـه

15:12.540 --> 15:16.260
‫دوربین آدم رو چاق‌تر نشون میده و
‫همینجوریش هم به چشمش چاقم

15:16.860 --> 15:17.980
‫- خب، دیوونه‌ست
‫- آره

15:17.980 --> 15:19.620
‫تو حرف نداری

15:22.140 --> 15:23.140
‫ساندویچ می‌خورید؟

15:23.140 --> 15:24.820
‫آره، ضعف کردم

15:25.660 --> 15:27.020
‫خدای من. تو پختی‌شون، تگی؟

15:27.580 --> 15:28.740
‫انگار از بهشت نازل شده

15:28.740 --> 15:31.100
‫خواهش می‌کنم. خواهشاً بگو که
‫میای و آشپز من میشی

15:31.100 --> 15:32.140
‫آم...

15:32.140 --> 15:33.620
‫کیتلین، برو یکی دیگه از اینا برام بیار لطفاً

15:33.620 --> 15:35.460
‫نه، کار توی رستوران رو امتحان کردم

15:35.460 --> 15:37.420
‫فشار کاریش خیلی بالاست

15:37.420 --> 15:39.940
‫می‌تونی مهمونی و اینجور مراسمات
‫بقیه رو به‌عهده بگیری

15:39.940 --> 15:41.140
‫آشپز خصوصی

15:41.140 --> 15:44.460
‫شک ندارم مشتری پیدا می‌کنی.
‫می‌خوای به یه چند نفری بسپرم؟

15:44.460 --> 15:47.060
‫- کیتلین!
‫- وای! بابا برگشته

15:56.500 --> 15:58.740
‫اینجاست. کمدتون، جناب

16:09.260 --> 16:10.500
‫یه چیزی بذار جلوی...

16:10.500 --> 16:12.540
به نظرت کسی مونده که میخکوب
پای برنامه‌ی جیمی فریدلندر نشسته نباشه؟

16:16.340 --> 16:18.660
‫آقایی که به بدترین شکل ممکن راه می‌رفت...

16:21.980 --> 16:25.180
‫گفته بودم آدم‌هام که زنگ زدن و
‫منو پیشنهاد دادن، کابی بروکلی چی گفت؟

16:25.180 --> 16:27.940
‫گفته بود به‌زودی نقش جیمز باند رو
‫میده به یه خانم

16:32.260 --> 16:34.900
‫خانم‌ها و آقایان، جانی فریدلندر

16:55.660 --> 16:57.260
‫معرکه بود. احسنت

16:57.820 --> 16:59.860
‫جانی، بیا به چندتا از
بچه‌های شرکت رو بهت معرفی کنم

16:59.860 --> 17:01.500
‫- ایشون جینجر بینزه
‫- حال شما؟

17:01.500 --> 17:03.380
‫کسکش توی اتاق جانی مشروب گذاشت

17:03.380 --> 17:04.980
‫یه بطری ودکا بهش داد

17:04.980 --> 17:06.500
‫نه، کار من بود

17:06.500 --> 17:07.580
‫چی؟

17:08.620 --> 17:09.780
‫چرا چیزی بهم نگفتی؟

17:09.780 --> 17:12.540
‫لازم بود اولین برنامه‌ی تلویزیونیت
‫پشم‌ریزون باشه

17:12.540 --> 17:14.260
‫- عمراً اگه می‌سپاردمش به شانس
‫- لعنتی

17:14.260 --> 17:16.860
‫درضمن، تو هم بهم نگفتی که
‫قراره توی برنامه به صلابه بکشیش

17:16.860 --> 17:18.860
‫با خودت نگفتی تهیه‌کننده‌ات
اینارو ندونه ‫به چُخ میره؟

17:18.860 --> 17:20.500
‫ولی نیازی نبود کاری کنیم
‫دوباره به مشروب‌خوری رو بیاره

17:21.300 --> 17:22.300
‫کمک لازم نداشتم

17:22.300 --> 17:24.300
‫آره، دفتر هم لازم نداشتی، درست میگم؟

17:26.460 --> 17:28.780
‫- ایشون استر مک‌کلاوده
‫- سلام، حال شما چطوره؟

17:28.780 --> 17:30.060
‫ایشون بانو گاسلینگ هستن

17:30.060 --> 17:31.380
‫- سلام، خوب هستید؟
‫- سلام

17:31.380 --> 17:32.620
‫- فردی جونز
‫- سلام

17:32.620 --> 17:34.140
‫- خوشحالم از آشناییت
‫- همسر دوست‌داشتنی‌شون

17:34.140 --> 17:35.580
‫- سلام
‫- حال شما چطوره؟

17:35.580 --> 17:37.300
‫- جیمز ورکر
‫- سلام

17:37.300 --> 17:39.660
‫- از بچه‌های پشت‌صحنه‌ست، سِب
‫- حالتون چطوره؟

17:39.660 --> 17:41.380
‫- دیزی
‫- سلام، خوبین شما؟

17:41.380 --> 17:43.300
‫- ایشون دیردریـه
‫- سلام، خوب هستید؟

17:50.620 --> 17:52.380
‫برو خدا رو شکر کن ازت فیلم نگرفت

17:53.420 --> 17:54.580
‫یارو بی‌شعوره

17:54.580 --> 17:56.020
‫تو شبیه فرشته‌های چارلی‌ای

17:57.180 --> 17:59.260
‫ممنون، سِب

17:59.820 --> 18:00.820
‫نظر لطفتـه

18:01.660 --> 18:03.420
‫خیلی کاردرستـه، نه؟

18:03.420 --> 18:06.060
‫یعنی غنیمت جدید تاج و تخت کورینیومـه؟

18:06.060 --> 18:07.980
‫- عجب جوراب معرکه‌ای
‫- بله

18:07.980 --> 18:09.380
‫آدم جالبیـه

18:09.380 --> 18:11.260
همچین تغییری نیاز بود

18:11.260 --> 18:15.020
‫حیف شد نتونستی کمپ‌بل رو قانع کنی
‫عضو هیئت‌مدیره بشه

18:15.020 --> 18:16.100
‫خب...

18:16.100 --> 18:17.780
‫فردی جونز هم باید تأییدیه بده؟

18:17.780 --> 18:19.220
‫خیلی زیاد، بله

18:19.220 --> 18:21.540
‫خیلی بیشتر هم به دردمون می‌خوره

18:21.540 --> 18:24.900
‫تخصصش توی فناوری،
‫تجارت و دنیای واقعی...

18:25.820 --> 18:28.420
‫ولی از حق نگذریم،
‫دکلان دل شیری داره

18:28.420 --> 18:30.060
‫با خودم گفتم الان‌هاست که
‫جانی پا شه بزنه درِ گوشش

18:30.060 --> 18:32.140
‫چطوری توی کل برنامه
‫تونست خودش رو کنترل کنه؟

18:32.740 --> 18:33.820
‫یه رازی بهت بگم؟

18:34.420 --> 18:37.020
‫اولین باره که تجربه‌ی برنامه‌ی زنده رو دارم

18:37.020 --> 18:39.860
‫- خوشت اومد؟
‫- خدای من، عجب آدرنالینی

18:39.860 --> 18:43.700
‫عاشقش شدم، اما لطفاً جزئیات دیگه‌ای
‫از من نخواید که همه‌چی توی هاله‌ای از ابهامـه

18:43.700 --> 18:45.180
‫- یعنی...
‫- پس با کمرون آشنا شدی؟

18:45.740 --> 18:47.740
‫آدمی می‌خوای که بتونه زیر فشار کار کنه؟

18:48.540 --> 18:50.220
‫- عین الماس
‫- صد درصد

18:50.220 --> 18:52.660
‫بخاطر همینـه که قراره نامزد هیئت‌مدیره بشی

18:55.620 --> 18:57.700
‫امشب یه دل سیر می‌کنمت

18:59.940 --> 19:00.940
بله

19:13.620 --> 19:15.540
‫عجیبـه، نه؟ بعدش هم...

19:15.540 --> 19:18.100
‫- دم به دقیقه یارو میومده خونه‌مون
‫- وای، نه

19:18.100 --> 19:20.060
‫بدجور عاشق مامان شده بود

19:20.060 --> 19:23.740
‫اما بعدش که بابا فهمید
دیگه ماجرای جالبی نبود

19:25.060 --> 19:26.300
‫کیتلین

19:26.300 --> 19:29.580
‫بگذریم، بخاطر همینـه که
‫جمع کردیم اومدیم لندن

19:29.580 --> 19:32.020
‫شغل جدید بابا درست به موقع اتفاق افتاد

19:48.380 --> 19:51.020
‫خانم تاچر بهم میگه
‫اگه می‌خوام توی سیاست موفق بشم،

19:51.020 --> 19:52.420
‫باید سرم تو کار خودم باشه

19:52.420 --> 19:53.820
‫پس دیگه کُس‌لیسی رو بذار کنار

19:55.700 --> 19:57.740
‫ماد بدجور روت نظر داره

19:58.340 --> 20:00.820
‫دکلان به‌نظر قوی میاد. حواست رو جمع کن

20:03.860 --> 20:06.300
‫عزیزدل، می‌دونی که می‌میرم برات

20:08.100 --> 20:10.140
‫ولی دیگه واسه من امر و نهی نکن

20:51.140 --> 20:54.460
‫حتماً حسابی خسته‌ای

20:56.140 --> 20:57.300
‫چطور بودم؟

20:57.300 --> 20:59.300
‫فوق‌العاده

21:21.620 --> 21:23.060
‫خدای من، چه خیسی

21:23.860 --> 21:27.060
‫کل شب داشتم به اومدنت فکر می‌کردم

21:41.340 --> 21:42.660
‫چی شده؟

21:43.300 --> 21:44.500
‫اوضاع روبراهـه؟

21:45.060 --> 21:47.460
‫راستش شب ریدمانی داشتیم

21:47.460 --> 21:48.900
‫متأسفم

21:50.060 --> 21:52.540
‫باید باهام میومدی
‫برنامه‌ی جدید دکلان رو می‌دیدیم

21:53.580 --> 21:54.620
‫واقعاً...

21:55.380 --> 21:56.380
‫معرکه بود

22:03.420 --> 22:05.380
بد نیست یکمی پشتم باشی، لیزی

22:17.104 --> 22:18.385
[کیتلین اوهارا]

22:19.180 --> 22:20.820
‫اولین روز مدرسه‌ی شبانه‌روزیمـه

22:20.820 --> 22:22.380
‫اتفاق خاصی که نیست، هست؟

22:22.380 --> 22:25.380
‫شرمنده نمی‌تونم برسونمت.
‫می‌دونی که امروز بابا ماشین رو لازم داره.

22:25.380 --> 22:26.740
‫نه بابا، چه حرفیـه

22:31.260 --> 22:34.180
‫خداحافظ، زشت جذاب من

22:38.700 --> 22:41.140
‫دوباره مامان قراره با روپرت بره تو رابطه؟

22:41.860 --> 22:43.980
‫اگه بره که دیگه من یکی لاپوشونی نمی‌کنم

22:47.380 --> 22:49.540
‫مامان و بابا چیزیشون نمیشه

22:49.540 --> 22:51.540
‫خودم حواسم بهشون هست.
‫بهت قول میدم.

22:52.660 --> 22:54.980
‫دلم برات تنگ میشه

22:54.980 --> 22:56.860
‫- حالا برو
‫- الان میرم

23:00.020 --> 23:01.700
‫موندیم خودم و خودت، جیگر

23:06.980 --> 23:08.700
‫شبتون بخیر، بنده دکلان اوهارا هستم

23:10.860 --> 23:12.420
‫پاشو یه تکونی بده

23:12.420 --> 23:14.060
‫خیلی‌خب

23:14.780 --> 23:15.860
‫بفرمایید

23:29.380 --> 23:30.460
لطفاً

23:38.140 --> 23:39.340
‫برنامه‌ی امشب تموم شد

23:39.340 --> 23:41.220
‫پال روپرت، خانم‌ها و آقایان

23:42.544 --> 23:49.544
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:51.060 --> 23:52.180
گازم گرفت

23:52.180 --> 23:53.220
‫ولم کن

23:55.980 --> 23:57.060
‫ولم کن بابا

23:59.820 --> 24:01.100
‫برو گمشو اون‌وَر دیگه!

24:04.100 --> 24:06.980
‫عالیـه

24:09.760 --> 24:14.796
‫[دکلان برای پنجمین هفته‌ی متوالی،
‫بالغ بر ده میلیون بیننده کسب نموده]

24:19.340 --> 24:23.020
‫خدای من

24:23.020 --> 24:24.580
‫اینجا رو نگاه کن

24:24.580 --> 24:26.660
‫اگه مهمونی توی محله‌ی ماست،

24:26.660 --> 24:29.020
پس ‫چرا ولری جونز
مامان و بابات رو دعوت نکرده؟

24:29.020 --> 24:31.540
‫- نمی‌دونم، مامان
‫- زنگ زد اتفاقاً، من گفتم نمی‌رسیم بریم

24:32.500 --> 24:34.260
‫چیـه؟ سرم شلوغـه

24:34.260 --> 24:36.380
نمیشه که همش بشینم کنج خونه

24:36.380 --> 24:38.900
‫آخه چطوری قراره با بقیه آشنا بشیم

24:38.900 --> 24:42.420
‫وقتی همه‌ی برنامه‌ها رو صرفاً بخاطر
‫آماده شدن برای برنامه‌ی مسخره‌ات رد می‌کنی؟

24:42.420 --> 24:45.020
‫برنامه‌ی مسخره‌ی منـه که
‫داره پول قبض‌های

24:45.020 --> 24:47.500
‫این خراب‌شده رو میده،
‫تو هم که فقط خرج کردن بلدی

24:47.500 --> 24:49.420
‫آخه واقعاً چنگ به چه کاریت میاد؟

24:49.420 --> 24:52.020
‫می‌خوای موسیقی رو هم از من بگیری؟
‫جز این دیگه چیزی برام نمونده

24:52.020 --> 24:54.140
‫- باید برم سرکار
‫- نخیر، دارم باهات صحبت می‌کنم ها

24:54.140 --> 24:55.940
‫بعداً حرف می‌زنیم

24:55.940 --> 24:57.260
‫- موفق باشی، تگ
‫- خداحافظ

24:57.940 --> 25:01.220
‫جداً خیلی خوب شد که صومعه خریدی،
‫احتمالاً برم راهبه شم

25:03.100 --> 25:05.220
‫دیدی هنوز ازم دلخوره و بیخیال نشده؟

25:05.220 --> 25:06.820
‫آخه کِی تموم میشه؟

25:12.060 --> 25:15.500
‫تبریک میگم، به جفت‌تون.
‫ده میلیون بیننده.

25:15.500 --> 25:18.100
‫این هفته می‌خوام به ۱۲ میلیون برسیم

25:18.100 --> 25:20.380
‫باور نمیشه تونستی همچین داستانی رو
‫از زیر زبون میک جگر بکشی بیرون

25:20.380 --> 25:23.220
‫ملت از هم‌صحبتی با من خوششون میاد.
‫روانپزشکی که ستاره شد.

25:23.220 --> 25:24.340
‫مهمون بعدی کیـه حالا؟

25:24.340 --> 25:26.060
‫- دایانا
‫- مصاحبه نمی‌کنه

25:26.060 --> 25:28.500
‫- آرنولد شوارتزنگر؟
‫- خدای من، یارو حرف زدن بلد نیست

25:28.500 --> 25:30.740
‫- جوانا لاملی
‫- روپرت کمپ‌بل‌بلک

25:30.740 --> 25:31.740
‫اصلاً راه نداره

25:31.740 --> 25:35.140
‫مشهوره، قهرمان جذاب و سابق المپیکـه،
‫تازه شنیدم وزیر ورزش شده

25:35.140 --> 25:36.820
‫قطعاً می‌تونه هدف فوق‌العاده‌ای باشه

25:36.820 --> 25:38.260
‫هیچ جذابیتی نداره

25:38.260 --> 25:42.020
‫اگه قرار باشه با کسی مصاحبه کنم که از سیاستش بیزارم،
‫ترجیح میدم یکی باشه که ارزشش رو داشته باشه

25:42.020 --> 25:43.940
میشه یه دقیقه خودنمایی نکنی؟

25:43.940 --> 25:45.380
اگه شما عرض اندام نکنی، بله

25:45.380 --> 25:46.980
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

25:48.820 --> 25:51.420
‫حق با دکلانـه.
‫کمپ‌بل‌بلک یه گَنده‌دماغ خودخواهـه.

25:51.420 --> 25:53.420
‫حتی به چشم پولدارهام منفوره

25:53.420 --> 25:54.820
‫تو چرا انقدر ازش بدش میاد؟

25:55.780 --> 25:57.660
‫چون همیشه به هرچی خواسته رسیده

25:58.420 --> 26:00.180
‫جویس، روپرت کمپ‌بل‌بلک؟

26:01.380 --> 26:03.940
‫اصلاً تعجب نکردم زنه گذاشت و رفت

26:03.940 --> 26:05.700
‫هیچ‌وقت آروم نمی‌گیره، درست میگم؟

26:06.420 --> 26:08.300
‫این‌جوری مصاحبه‌ش جالب نمیشه؟

26:08.300 --> 26:09.700
‫اون تنها مرد در انگلستانه

26:09.700 --> 26:12.100
‫که می‌تونه رسوایی جنسی رو از سر بگذرونه
‫و ترفیع هم بگیره

26:12.100 --> 26:13.860
‫محض رضای خدا وزیر ورزش شده

26:13.860 --> 26:16.060
‫یارو لخت تنیس بازی می‌کنه

26:16.060 --> 26:17.940
‫طرف یه پلشتِ تمام‌عیاره

26:17.940 --> 26:21.180
‫لازم نیست به این غرورِ
‫بیش از حدش بال‌وپر بدیم

26:21.180 --> 26:23.260
‫کی رو می‌خوای، دکلان؟

26:24.020 --> 26:25.740
‫- تاچر
‫- مارگارت تاچر؟

26:25.740 --> 26:27.620
‫نه، چارلز. دنیسِ تاچرِ لعنتی رو میگم

26:27.620 --> 26:29.620
‫ببین، در هر صورت که
‫اون هیچ‌وقت قبول نمی‌کنه

26:29.620 --> 26:31.100
‫فکر می‌کنه من یه چپ‌گرایِ
‫هواخواهِ ارتش جمهوری‌خواه ایرلندم

26:31.100 --> 26:32.340
‫خب ببنیم چی میشه دیگه

26:32.340 --> 26:35.500
‫من مبلغِ زیادی به حزب محافظه‌کار اهدا کردم

26:35.500 --> 26:38.140
‫آخه مردم که نتیجه انتخابات رو
‫تعیین نمی‌کنن، بد میگم؟

26:40.660 --> 26:43.060
‫خیلی‌خب، این‌قدر به من زل نزنین.
‫برین گم شین!

26:43.660 --> 26:45.140
‫همه‌مون کلی کار داریم

26:45.740 --> 26:46.900
‫- دکلان؟
‫- بله؟

26:46.900 --> 26:48.740
‫نرو. بیا یه مشروبِ حسابی بزن

26:48.740 --> 26:49.820
‫اول شما بفرمایین

26:52.460 --> 26:55.660
‫تعدادِ بیننده‌هات آرزوی خیلی‌هاست

26:56.580 --> 27:00.100
‫پس برام سواله که چرا هنوز ناراضی‌ای؟

27:00.980 --> 27:02.020
‫به خاطرِ کمرونه؟

27:02.020 --> 27:03.220
‫نه، نه

27:04.100 --> 27:07.620
‫راستش کنار اومدن باهاش سخته ولی حق با توئه.
‫کارش رو خوب بلـده

27:07.620 --> 27:10.740
‫فقط... فقط ذهنم خیلی مشغولـه

27:10.740 --> 27:12.100
‫مسائل مالی و این‌چیزها

27:13.300 --> 27:15.260
‫یه بدهی مالیاتی دارم که
‫دست از سرم برنمی‌داره

27:15.780 --> 27:16.820
‫هشتاد هزارتاست

27:19.340 --> 27:20.500
‫هزینه زندگی توی لندن کم بود

27:20.500 --> 27:23.940
‫اونم نه با زنی که به
‫هر دلیلِ بی‌اهمیتی مهمونی می‌گیره

27:24.580 --> 27:26.900
‫بسیارخب پس...

27:28.100 --> 27:30.300
‫خب نظرت چیه من بدهیت به
‫اداره مالیات رو پرداخت کنم؟

27:31.260 --> 27:33.380
‫هر وقت داشتی، پس بده.
‫به کسی هم چیزی نمیگیم.

27:33.900 --> 27:36.420
‫بین خودمون دوتا می‌مونه. بعلاوه حسابدارم

27:37.980 --> 27:39.140
‫لطف‌تون رو می‌رسونه

27:39.780 --> 27:40.900
‫حقیقتش برای منفعتِ خودم این کار رو کردم

27:41.420 --> 27:43.060
‫وقتی فکرت مشغول باشه، به کارم نمیای

27:45.660 --> 27:47.500
‫یکی دیگه بریزم؟

27:48.700 --> 27:49.700
‫نوش

28:13.301 --> 28:15.301
‫[گرین لاونز]

28:21.660 --> 28:24.020
‫واقعاً این‌قدر قدت بلنده؟

28:24.020 --> 28:26.100
‫معمولاً چشمی اندازه‌های بقیه رو تشخیص میدم

28:26.100 --> 28:27.900
‫خب، فکر نمی‌کردم بخواین پذیرایی کنم

28:27.900 --> 28:29.660
‫خب آخه خودم که نمی‌تونم این کار رو بکنم

28:29.660 --> 28:31.580
‫می‌دونی که باید دور میز شام،
‫در جهت عقربه‌های ساعت بگردی؟

28:31.580 --> 28:33.020
‫ناخونک نزن، شارون

28:33.020 --> 28:34.940
‫و ازت می‌خوام منو رو بنویسی

28:34.940 --> 28:37.260
‫یکی برای هر طرفِ میز و
‫اگه میشه به زبونِ فرانسوی

28:37.260 --> 28:40.140
‫سلام تگی. چه لباسِ قشنگی.
‫چه بوهای خوبی میاد اینجا!

28:40.140 --> 28:41.700
‫هنوزم از دستت عصبانی‌ام، فِرد فِرد

28:41.700 --> 28:43.540
‫آخه چه فکری کردی که مرد مجرد دعوت کردی؟

28:43.540 --> 28:45.980
‫آخه کدوم مهمونیِ شامی رو
‫دیدی که نُه‌تا مهمون داشته باشه؟

28:45.980 --> 28:49.420
‫الان دیگه ده‌تا مهمون داریم. چون یه زنِ مجرد
‫دعوت کردم تا تعادل برقرار بشه!

28:49.420 --> 28:51.020
‫فرد فرد، چطور تونستی این کار رو بکنی؟

28:51.020 --> 28:54.060
‫حالا من باید کل ترتیبِ نشستن
‫و چیدمان رو تغییر بدم

28:56.980 --> 28:59.140
‫عالیه. از اونا بخور. بخور

29:00.380 --> 29:02.460
‫من می‌تونم توی نوشتنِ منو کمک کنم

29:02.460 --> 29:03.940
‫دارم برای گواهی عمومی آموزش ثانوی،
‫فرانسوی می‌خونم

29:10.700 --> 29:13.300
‫مهمونا یکم دیگه سر می‌رسن، خانم میک‌پیس

29:13.300 --> 29:14.420
‫باشه، خانم جونز

29:14.420 --> 29:17.540
‫ببخشید. تصمیم گرفتین
‫اول پنیر سرو بشه یا پالوا؟

29:17.540 --> 29:19.660
‫فرد فرد؟ پنیر یا دسر؟

29:19.660 --> 29:21.060
‫آدمای باکلاس نمیگن پودینگ؟

29:21.660 --> 29:23.740
‫پودینگ؟ ولی دسر فرانسویه

29:24.460 --> 29:25.980
‫- آگاتا، کدوم درسته؟
‫- نمی‌دونم والا

29:25.980 --> 29:28.860
‫پودینگ. این رو توی
‫مدرسه شبانه‌روزی یاد میدن

29:30.660 --> 29:31.620
اخماتو باز کن، عزیزم

29:31.620 --> 29:33.500
‫ما کلی زحمت کشیدیم.
‫الان دیگه می‌تونیم لذت ببریم

29:33.500 --> 29:37.140
‫کی فکرش رو می‌کرد که من و تو
‫میزبان یه لُرد و بانوش باشیم؟ هان؟

29:39.061 --> 29:40.201
‫خیلی‌خب دیگه!

29:54.540 --> 29:56.260
‫صرفاً یه مهمونیِ شامِ صمیمی و خودمونیه

29:56.260 --> 29:58.100
‫که در نهایت فردی عضوِ هیئت مدیره میشه

29:58.620 --> 30:01.420
‫من به نوعی به بانو گاسلینگ
‫فهموندم که اون قبلاً موافقت کرده

30:01.420 --> 30:03.620
‫پس باید امشب قانعش کنیم

30:03.620 --> 30:05.460
‫وگرنه باید قیدِ امتیاز رو بزنیم

30:05.460 --> 30:08.620
‫نه قطعاً. عملیاتِ خودشیرینی!

30:08.620 --> 30:09.940
‫خب، بیراه هم نمیگی

30:09.940 --> 30:12.260
‫مجبوریم از مبلمان نرم و راحت‌شون تعریف کنیم

30:12.260 --> 30:13.940
‫و از فرش‌های قشنگِ خونه‌شون

30:14.540 --> 30:16.860
‫خب نذار ولری جونز
‫اعصابت رو بهم بریزه، عزیزم

30:17.700 --> 30:19.660
‫- می‌دونی منو یادِ کی می‌اندازه؟
‫- کی؟

30:19.660 --> 30:20.700
‫مادرت

30:22.060 --> 30:23.140
‫اوه!

30:34.140 --> 30:35.260
‫بیا دیگه

30:35.860 --> 30:37.020
‫پنج دقیقه وقت داریم

30:37.020 --> 30:40.100
‫پنج دقیقه فقط طول می‌کِشه
‫تا این لباسِ کوفتی رو بپوشم

30:42.420 --> 30:43.420
‫نه، باشه

30:44.860 --> 30:47.060
‫آم، ازت می‌خوام که امشب

30:47.060 --> 30:49.260
‫درست رفتار کنی، باشه؟

30:49.780 --> 30:52.740
‫می‌خوام تونی ازم دعوت کنه
‫عضوِ هیئت مدیره‌ی کورینیوم بشم

30:52.740 --> 30:54.460
‫و باید وجه‌ی خوبی داشته باشیم

30:55.660 --> 30:58.020
‫- محترم باشیم
‫- عزیزم، منظورت قضیه‌ی روپرته؟

30:58.020 --> 31:00.140
‫صرفاً یه لاسِ بی‌خود و بی‌معنی بود

31:00.140 --> 31:02.340
‫بی‌خیال دیگه! می‌دونی که من
‫تو رو بیشتر از همه دوست دارم

31:02.340 --> 31:05.220
‫بعلاوه، من فکر می‌کردم یه زنِ جوون
‫می‌خوای که همه تحسینش کنن

31:05.740 --> 31:06.740
‫همین‌طوره، عزیزم

31:07.380 --> 31:09.660
‫فقط ترجیح میدم از دور تحسینت کنن

31:19.380 --> 31:21.140
‫پس یه بازسازی درست‌وحسابی بوده؟

31:21.140 --> 31:23.580
‫آره، خونه بدجوری دلگیر و بی‌روح بود

31:23.580 --> 31:26.780
‫سه‌تا اتاق خواب داشت و یه حموم،
‫واسه همین مجبور شدیم بازسازی کنیم

31:26.780 --> 31:28.860
‫ولی بعد از پوشوندنِ سنگ‌کاری قدیمی با گچ

31:28.860 --> 31:31.580
‫دیگه مرز بین قسمت قدیمی و جدید
‫قابل تشخیص نبود

31:31.580 --> 31:33.140
‫فکر می‌کردم این ساختمون
‫توی لیستِ بناهای تاریخیه

31:33.140 --> 31:34.540
‫آره، همین‌طوره

31:34.540 --> 31:37.380
‫فرد فرد با آدمای با نفوذی دوستـه

31:37.380 --> 31:40.340
‫آخه آدم بخواد مهمونی بگیره
‫باید یه سالن پذیرایی بزرگ داشته باشه

31:40.340 --> 31:42.500
‫سالن پذیرایی؟

31:42.500 --> 31:44.940
‫مراقب رفتار باش.
‫باید دلربایی کنیم.

31:44.940 --> 31:46.700
‫آهان

31:51.460 --> 31:52.660
‫فکر کنم این صحنه رو توی خواب دیده باشم

31:52.660 --> 31:54.220
‫ولری مجبورم کرد

31:54.220 --> 31:55.980
‫خیلی کوتاهـه

31:56.820 --> 31:58.860
‫«کوتاه‌گویی روحِ دانایی‌ست»

31:58.860 --> 32:01.140
‫تازه کوتاهی‌هات هم تقریباً مشخصه!

32:06.660 --> 32:09.580
‫ناسلامتی اینجا جزو بناهای تاریخیه.
‫مملکت قانون داره.

32:09.580 --> 32:10.780
‫هوم

32:16.980 --> 32:18.340
‫آخی!

32:19.420 --> 32:20.900
‫عزیزم، چقدر خوشگل شدی!

32:20.900 --> 32:23.460
‫جیمز ازش متنفره
‫ولی تنها لباسِ تمیزم بود

32:23.460 --> 32:25.140
‫آم...

32:25.140 --> 32:26.420
‫سلام ولری

32:28.140 --> 32:29.380
‫شب بخیر، استریتون

32:29.380 --> 32:31.380
‫ببین، فکر کنم سر بازی تنیس با همسرت

32:31.380 --> 32:32.740
‫یه سوءتفاهمی پیش اومده

32:32.740 --> 32:35.820
‫همه‌چیز بی‌قصد و منظور بود، اصلاً چیزی
‫نیست که باعث بشه توی اروپا جلب توجه کنه

32:35.820 --> 32:37.580
‫صرفاً یه تفریح سالم و در فضای باز بود

32:37.580 --> 32:39.340
‫با هم دست بدیم و آشتی کنیم؟

32:47.860 --> 32:49.580
‫فردی!

32:49.580 --> 32:51.260
‫سیستم صوتی!

32:51.260 --> 32:52.700
‫ببخشید عزیزم. اتاق اشتباهی

32:53.220 --> 32:55.220
‫تجهیزات فردی حیرت‌انگیزه

33:00.380 --> 33:03.460
‫شنیدم بعدازظهر با شوهرم روی کاناپه بودین

33:03.460 --> 33:06.820
‫- آره. مشکلی داری؟
‫- نه. خوش به حالت

33:06.820 --> 33:08.900
‫امیدوارم بعدش بهش گفته
‫باشی که چقدر فوق‌العاده بود

33:12.220 --> 33:12.793
‫مرسی فرد

33:12.817 --> 33:14.500
‫طبعیت از خلاء(وکیوم) بیزاره
‫(وکیوم به معنای جاروبرقی هم هست)

33:14.500 --> 33:16.580
‫آره، خدمتکارِ منم همین‌طور

33:16.580 --> 33:19.180
‫- خیلی خوب بود
‫- ممنون

33:19.180 --> 33:20.660
‫- خیلی خوب بود
‫- فردی

33:20.660 --> 33:22.340
‫میشه سیستم صوتیت رو نشونم بدی؟

33:23.780 --> 33:24.900
‫زودی برمی‌گردم

33:26.340 --> 33:28.620
‫معلومه میزبان خیلی هوات رو داره

33:28.620 --> 33:30.380
‫مطمئنم موقع شام صندلی بغلیش هستی

33:35.340 --> 33:38.020
‫خب. من برم ببینم ولری چه بلایی سرِ

33:38.020 --> 33:39.780
‫مستراحِ طبقه پایین آورده

33:39.780 --> 33:41.740
‫توالت عزیزم، توالت

33:41.740 --> 33:42.940
‫جالب شد

33:42.940 --> 33:46.060
‫آگاتا نیروی کمکی‌مون توی مراسمه

33:46.060 --> 33:47.140
‫اضافه‌کاریشه

33:48.100 --> 33:50.500
‫نیاز نیست تلویزیون ماهواره‌ای رو
‫به چشم تهدید ببینی

33:50.500 --> 33:52.020
‫بیا از فرصت‌ها استقبال کنیم

33:52.620 --> 33:55.460
‫ولی دانش و تخصصت باارزشه

33:57.020 --> 33:58.100
‫البته که سرت شلوغه

33:58.100 --> 34:01.100
‫خب، گمونم دوست داری مفید باشی.
‫کلی بهمون خوش می‌گذره

34:01.100 --> 34:03.220
‫نگو که می‌خواد راضیت کنه
‫بری توی هیئت مدیره‌ش!

34:03.860 --> 34:06.380
‫ما یه شرکت خوب و روبه‌رشد
‫داریم که آینده درخشانی در انتظارشه

34:07.100 --> 34:09.020
‫از نظر مالی خیلی می‌صرفه

34:09.020 --> 34:10.940
‫حالا حتماً باید پای پول رو بِکِشین وسط؟

34:11.740 --> 34:13.420
‫فردی توی کارِ تجارته.
‫با پول سر و کار داریم دیگه.

34:13.420 --> 34:16.020
‫- تا حالا به این مرد نه گفتی؟
‫- بارها

34:16.620 --> 34:18.540
‫چوگان خوش گذشت؟

34:18.540 --> 34:21.220
‫تو رفیقِ نابابی هستی.
‫تا سه روز سردرد داشتم.

34:21.220 --> 34:22.420
‫فردی

34:22.420 --> 34:25.660
‫تلویزیون داره آقای وِرِکر و
‫خاتم استریتون رو نشون میده

34:25.660 --> 34:27.820
‫- آره، نباید از دستش بدی
‫- آره، باشه

34:39.740 --> 34:41.420
‫- سارا، خوش اومدی
‫- سلام جیمز

34:41.420 --> 34:43.620
‫- باعث افتخاره
‫- ببین، داره تو رو نشون میده سارا

34:43.620 --> 34:44.580
‫سارا کو؟

34:44.580 --> 34:46.620
‫الان چند ماهیه که با پال استریتون

34:46.620 --> 34:49.100
‫نماینده پارلمان کاتچستر ازدواج کردی

34:49.100 --> 34:51.860
‫نقشت رو به عنوانِ همسرِ یه
‫نماینده پارلمان چطوری می‌بینی؟

34:51.860 --> 34:54.580
‫که به هر نحو ممکن از شوهرم حمایت کنم.

34:54.580 --> 34:56.140
‫و با خانواده پال راحت کنار میای؟

34:56.140 --> 34:58.020
‫بچه‌هاش احتمالاً باید هم‌سن و سالِ خودت باشن

34:58.020 --> 34:59.128
‫آفرین جیمز. به نکته
‫هیجان‌انگیزی اشاره کردی

34:59.152 --> 35:00.100
‫من هیچ فشاری به پال وارد نکردم

35:00.100 --> 35:01.980
‫که زنِ اولش رو ترک کنه

35:01.980 --> 35:04.020
‫ولی چون در نهایت اون تصمیم رو گرفت

35:04.020 --> 35:06.340
‫من شدم زن هرزه...

35:06.340 --> 35:08.500
‫پس مجبور شدم حتی
‫بیشتر تلاش کنم تا ثابت کنم...

35:13.501 --> 35:14.941
‫چه بامزه!

35:20.340 --> 35:22.660
‫و چه توصیه‌ای به زنانِ جوانی که

35:22.660 --> 35:25.980
‫نامزدِ مردیِ پرمشغله، بانفوذ
‫و حتی معروف شدن، داری؟

35:25.980 --> 35:29.180
‫فقط می‌تونم بگم بعد از
‫ازدواج از خودتون غافل نشین.

35:29.180 --> 35:30.900
‫آخه همه می‌دونیم بعدش چی میشه، نه؟

35:30.900 --> 35:32.820
‫سلام کمرون. بذار برات نوشیدنی بیارم

35:32.820 --> 35:34.620
‫متأسفانه همه محو اخبار شدن

35:34.620 --> 35:35.580
‫مرسی

35:35.580 --> 35:38.380
‫- از دستِ تو، جیمز!
‫- بس کن!

35:38.380 --> 35:41.020
‫- چند سالته مگه؟ ۲۱؟
‫- بی‌خیال بابا!

35:41.020 --> 35:42.260
‫و بقیه‌ش چی؟

35:42.260 --> 35:43.740
‫استعدادش رو داره، موافقی؟

35:43.740 --> 35:45.420
‫خب خوشحالم می‌بینم داره حرف دلش رو می‌زنه

35:45.420 --> 35:47.500
‫خب حالا بریم سراغ اینکه پال...

36:32.260 --> 36:34.620
‫نگو دوباره برات غذا بیارن، باشه؟
‫بوی بدی نمیاد؟

36:35.220 --> 36:37.300
‫ادکلنِ جدیده؟

36:37.300 --> 36:38.900
‫- همیشه می‌زنمش
‫- بوش خوبه

36:38.900 --> 36:41.460
‫- مطمئنی نورپردازی بد نبود؟
‫- عالی بود

36:42.980 --> 36:44.220
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

36:44.220 --> 36:47.060
‫فردی بعد رفتنت زنگ زد.
‫نمی‌تونستم که موافقت نکنم.

36:47.060 --> 36:49.220
‫خب، ضایع‌بازی درنیار.
‫از سر راهِ من هم برو کنار.

36:51.820 --> 36:53.900
‫خب ظاهراً خوش‌شانس بودم

36:54.261 --> 36:55.035
‫[کمرون کوک]

36:55.300 --> 36:56.380
‫خوبه

36:57.061 --> 36:57.673
‫[تونی بادینگهام]

36:57.740 --> 36:58.820
‫- جات اینجاست؟
‫- آره

36:58.820 --> 37:00.340
‫مرسی

37:02.020 --> 37:03.300
‫عه، کوندیش

37:03.300 --> 37:05.340
‫تا حالا درست‌وحسابی گپ نزدیم، درسته؟

37:05.340 --> 37:06.900
‫خیر، بانو بادینگهام

37:06.900 --> 37:08.420
‫لطفاً منو مونیکا صدا کن

37:08.420 --> 37:09.900
‫جمع خودمونیه

37:17.260 --> 37:18.740
‫روپرت کمبل بلک هستم

37:21.620 --> 37:23.820
‫گمونم از اونجایی که ما
‫تنها مجردهای جمع هستیم

37:23.820 --> 37:26.180
‫ما رو عمداً گذاشتن کنار هم و محض اطلاع‌تون

37:26.180 --> 37:27.980
‫من هیچ مشکلی با این قضیه ندارم

37:28.540 --> 37:30.940
‫دوست‌پسر دارین؟

37:30.940 --> 37:32.340
‫یه‌جورایی

37:32.340 --> 37:34.500
‫- یه‌جورایی
‫- هوم

37:35.420 --> 37:37.020
‫بهترین جورشه!

37:40.220 --> 37:43.940
‫ببخشید. گمونم یه نفر
‫اسامی رو دستکاری کرده...

37:43.940 --> 37:45.180
‫همه‌چی مرتبه ولری؟

37:45.780 --> 37:48.260
‫آره، آره، آره، آره. کاملاً مرتبه

37:48.860 --> 37:50.860
‫جیمز، تو با کوندیش کار می‌کنی؟ هوم؟

37:50.860 --> 37:51.980
‫اسمش کمرونـه

37:52.580 --> 37:54.100
‫نه، مطمئنم این نیست

37:54.620 --> 37:56.900
‫نه. کوندیش؟ آره. دیدی؟

37:56.900 --> 37:58.300
‫جیمز فکر می‌کرد اسمت کمرونه

37:59.100 --> 38:00.980
‫آره، اسمم کمرونه

38:00.980 --> 38:01.980
‫آره

38:01.980 --> 38:03.980
‫ولی هروقت کوندیش صدات می‌کنم، جواب میدی

38:03.980 --> 38:05.780
‫چرا چیزی نگفتی؟

38:05.780 --> 38:07.620
‫خب شما همسرِ رئیسم هستین

38:08.620 --> 38:10.460
‫دختره‌ی شیطون!

38:10.460 --> 38:14.420
‫نیازی به این...
‫راستش آدم عجیبی هستی

38:19.380 --> 38:21.740
‫- «موس سالمون»
‫- موس سالمون دوست داری؟

38:21.740 --> 38:23.460
‫خب، چی داریم اینجا؟

38:24.020 --> 38:27.300
‫«دهقان فرانسوی زنجبیلی با سس کراوات»

38:27.300 --> 38:29.100
‫«قلعه شنی»

38:29.100 --> 38:30.900
‫به نظرت با شنِ واقعی تزئینش کردن؟

38:31.420 --> 38:34.860
‫شاید با باقی‌مونده دهقان‌ها تزئینش کردن!

38:34.860 --> 38:36.020
‫به ندرت. نه.

38:36.020 --> 38:38.220
‫ساعتگرد آگاتا. لطفاً. ممنونم

38:38.220 --> 38:39.740
‫- ببخشید
‫- من بهش نگفتم

39:00.220 --> 39:02.380
‫آه، تگی

39:07.020 --> 39:08.660
‫عالیه. عاشق قرقاولم

39:08.660 --> 39:10.700
‫به نظر خوشمزه‌ست.
‫مرسی عزیزم

39:10.700 --> 39:12.100
‫رابطه‌ت با دکلان چطوره؟

39:12.100 --> 39:15.380
‫خب من تهیه‌کننده‌شم و همین بهش
‫اجازه میده رفتار زننده‌ای داشته باشه

39:15.380 --> 39:17.420
‫خدا می‌دونه زنش چطور تحملش می‌کنه

39:17.420 --> 39:19.940
‫خب می‌تونی از تگی بپرسی.
‫دخترشه

39:20.460 --> 39:23.140
‫وای خدایا! شرمنده!

39:23.140 --> 39:25.380
‫همه‌چیز برات سرگرمیه، نه؟

39:25.380 --> 39:27.340
‫بیشتر سرگرمی‌های خشن و خونی. تعقیب و گریز

39:27.340 --> 39:28.700
‫ولی اگه چیزی هم دستگیرت بشه

39:28.700 --> 39:30.380
‫فکر نکنم بدونی باهاش چیکار کنی

39:30.380 --> 39:31.700
‫هوم

39:31.700 --> 39:34.500
‫تهیه‌کننده‌ی جدیدت خیلی کاربلده.
‫از کجا پیداش کردی؟

39:34.500 --> 39:35.860
‫توی نیویورک شکارش کردم

39:35.860 --> 39:37.180
‫بازم حرف از سرگرمی‌های خشن و خونی شد

39:37.180 --> 39:39.020
‫با هم یه مدرسه می‌رفتین؟

39:39.020 --> 39:40.940
‫نه، نه، نه، نه

39:40.940 --> 39:42.420
‫چرا می‌خندی؟

39:43.620 --> 39:45.940
‫چون خوشبختانه یه جا درس نخوندیم

39:46.580 --> 39:47.740
‫روپرت رفت هرو

39:49.260 --> 39:50.620
‫من رفتم مدرسه دستور زبان

39:50.620 --> 39:52.420
‫و هرگز نمی‌ذاری کسی این
‫قضیه رو فراموش کنه، درسته؟

39:52.420 --> 39:54.820
‫والا من نمی‌خواستم همچین حرفی بزنم

39:54.820 --> 39:57.340
‫خودت مدام به همه یادآوری می‌کنی، بادینگهام

39:58.100 --> 40:02.540
‫تونی توی بچگیش خیلی با الانش فرق داشت

40:02.540 --> 40:04.140
‫خیلی چاقالو بودی، نه؟

40:04.140 --> 40:06.500
‫خیلی‌خب، مدرسه دستور زبان دیگه چیه

40:06.500 --> 40:08.540
‫و چه فرقی با جایی که تو رفتی داره؟

40:08.540 --> 40:10.380
‫خب، گفتش خیلی سخته

40:10.380 --> 40:12.620
‫شهریه محل تحصیل روپرت خیلی بالا بود

40:12.620 --> 40:14.620
‫ولی هیچی از این پول خرج
‫ادب یاد دادن به این بشر نشد!

40:16.580 --> 40:18.220
‫- اینو خوب اومدی، بانو بادینگهام
‫- قربونت

40:18.220 --> 40:21.380
‫- تونی، نمی‌تونم چاق تصورت کنم
‫- همون بهم انگیزه داد آدم موفقی بشم

40:21.380 --> 40:23.980
‫هوم. کاش فرد فرد هم
‫همچین انگیزه‌ای پیدا می‌کرد

40:23.980 --> 40:25.260
‫هیچ تغییری توی وزنش ایجاد نمیشه

40:27.540 --> 40:31.500
‫مراقب باش چه آرزویی می‌کنی ولری.
‫ممکنه کار به جاهای خطرناکی بکِشه

40:32.740 --> 40:34.660
‫راستی می‌خواستم یه چیزی بهت بگم تونی

40:34.660 --> 40:37.180
‫یه مجری برای بخش مراقبت از سالمندان
‫پیدا کردیم

40:37.180 --> 40:39.580
‫یه خانم جامائیکایه که
‫توی کاتچستر زندگی می‌کنه

40:39.580 --> 40:41.780
‫یه بیوه ۷۰ ساله
‫با دختر بزرگسال

40:41.780 --> 40:43.700
‫که یعنی یه مادر مجردِ سیاه‌پوسته

40:44.220 --> 40:45.100
‫با معیارهامون مطابقت داره

40:45.100 --> 40:47.180
‫مادرِ منم یه زنِ مجرد سیاه‌پوست بود

40:47.940 --> 40:49.340
‫بی‌صبرانه منتظر پخشش هستم

40:56.780 --> 40:59.020
‫بهش می‌خوره خارجکی باشه، نه؟
‫اهل کجاست؟

40:59.020 --> 41:00.380
‫فکر کنم آمریکا

41:00.380 --> 41:01.980
‫وین از دخترهای سیاه‌پوست خوشش میاد، مگه نه؟

41:01.980 --> 41:02.940
‫چی؟ خفه شو!

41:02.940 --> 41:05.020
‫یه عکس‌ لختی از گریس جونز داری

41:05.020 --> 41:06.300
‫توی کشوی لباس شلوارهات دیدمش

41:06.300 --> 41:08.380
‫داره عالی پیش میره

41:08.380 --> 41:10.220
‫قرقاول واقعاً خوشمزه بود

41:10.220 --> 41:11.420
‫همه تعریفش رو می‌کردن

41:11.940 --> 41:13.580
‫می‌دونستم از پسش برمیای

41:14.380 --> 41:16.060
‫ببخشید که مجبورت کرد این لباس رو بپوشی

41:16.060 --> 41:18.700
‫من منو رو نوشتم.
‫واسه همینم املای کلمات این‌قدر داغون بود.

41:19.500 --> 41:22.380
‫وای خدای من!
‫خوانش‌پریشی داری.

41:23.660 --> 41:25.260
‫واقعاً معذرت می‌خوام

41:25.820 --> 41:27.740
‫فکر می‌کردیم داریم یکی دیگه رو...

41:28.940 --> 41:30.300
‫مسخره می‌کنیم

41:31.060 --> 41:35.020
‫خب دستپختت حرف نداره،
‫مهم نیست املات ریده!

41:40.940 --> 41:43.140
‫- احسنت
‫- پاولوا

41:43.740 --> 41:45.300
‫- آفرین!
‫- حرف نداره!

41:58.700 --> 42:00.540
‫کدوم جنبه‌ی کارت رو بیشتر دوست داری؟

42:01.380 --> 42:04.820
‫خب چه سوالِ خوبی!

42:08.580 --> 42:10.660
‫فضا. اون بالا

42:11.820 --> 42:14.620
‫اکثر ماهواره‌های بریتانیایی الان
‫از کامپیوترهای من استفاده می‌کنن

42:14.620 --> 42:18.500
‫و یه وقتایی به آسمونِ شب نگاه می‌کنم

42:18.500 --> 42:21.620
‫و می‌بینم یه ستاره بهم چشمک می‌زنه

42:21.620 --> 42:25.060
‫و پیش خودم میگم:
‫«من بودم که عملیش کردم.»

42:25.860 --> 42:27.380
‫و واقعاً باورم نمیشه!

42:35.900 --> 42:38.980
‫اینم از شاتو گاتو

42:38.980 --> 42:41.660
‫واقعاً عالیه

42:43.060 --> 42:44.220
‫آفرین، عزیزم

42:51.580 --> 42:52.820
‫یا خدا!

42:52.820 --> 42:54.180
‫وای!

42:54.180 --> 42:56.500
‫وای خدای من! وای خدایا!

42:57.380 --> 43:00.300
‫زنیکه احمق!
‫چه غلطی می‌کنی؟

43:00.300 --> 43:01.620
‫واقعاً شرمنده‌م. ببخشید

43:02.220 --> 43:04.860
‫- اوپس!
‫- آگاتا، دستمال بیار

43:04.860 --> 43:06.235
‫نمی‌خواد دستمال بیاری.
‫برند لباسم آرمانیه.

43:06.259 --> 43:06.940
‫پولش رو بهتون میدم

43:06.940 --> 43:09.500
‫عمراً بتونی پولش رو بدی

43:09.500 --> 43:11.540
‫حالا نمی‌خواد این‌قدر شلوغش کنی

43:14.780 --> 43:16.900
‫کمرون، بیا بریم تمیزش کنیم

43:16.900 --> 43:18.660
‫یالا. همراهم بیا

43:18.660 --> 43:21.020
‫روپرت، چطور تونستی؟

43:25.460 --> 43:29.460
‫وای این دقیقاً همون
‫رفتار زننده و شهوت‌ران...

43:29.460 --> 43:32.220
‫فکر کردم خوشش میاد.
‫به خدا مامانش خوشش میومد

43:32.220 --> 43:34.700
‫زن‌ها بازیچه‌ نیستن که هر
‫وقت هوس کردی بری سراغ‌شون

43:34.700 --> 43:36.860
‫شاید هم اونقدری که فکر می‌کنی معصوم نیست

43:36.860 --> 43:40.980
‫- تازه لباسشم خیلی کوتاه و قشنگه
‫- ولری مجبورش کرده بپوشه

43:41.540 --> 43:43.100
‫حالا نه که تو می‌فهمی!

43:43.620 --> 43:45.820
‫واقعاً با توجه به ظاهرش فکر
‫نمی‌کردم کارش براش این‌قدر مهم باشه

43:45.820 --> 43:49.060
‫جدی میگم روپرت، رفتارت خیلی زشت بود

44:12.820 --> 44:15.020
‫- تگی، فکر کردم...
‫- نزدیکِ من نیا!

44:15.900 --> 44:18.140
‫- فکر می‌کردم خوشت میاد
‫- آخه چرا باید همچین فکری کنی؟

44:19.100 --> 44:20.700
‫خب، از تماشا کردن که خوشت میاد

44:20.700 --> 44:23.180
‫گفتم شاید اون‌قدری بزرگ
‫شدی که وارد بازی بشی

44:23.180 --> 44:25.340
‫حالمو بهم می‌زنی و نمی‌خوام
‫کاری به کارت داشته باشم

44:28.700 --> 44:30.820
‫تگی وایسا

44:33.340 --> 44:34.860
‫لاشیِ احمق!

44:35.620 --> 44:37.900
‫کثافتِ نفهم!

44:44.660 --> 44:46.820
‫شب‌مون پایانِ پرهیجانی داشت

44:47.900 --> 44:49.660
‫با اون زن‌های گریون

44:50.500 --> 44:51.740
‫حالِ ولری خوبه؟

44:52.900 --> 44:54.860
‫خیلی خوشحال شد که اومدی

44:56.300 --> 44:57.460
‫پس ازت ممنونم

44:58.060 --> 44:59.060
‫خب...

45:01.180 --> 45:02.180
‫این قضیه هیئت مدیره...

45:03.780 --> 45:07.980
‫ولری مشتاقه وارد کارهای فرهنگی بشم

45:09.460 --> 45:13.220
‫خب نظرت چیه طرح کسب‌وکار رو برام بفرستی؟
‫یه بررسی بکنم

45:14.500 --> 45:15.940
‫دوشنبه خبرشو بهت میدم

45:32.660 --> 45:34.300
‫دیشب واقعاً تحقیرآمیز بود

45:34.900 --> 45:36.540
‫بعید می‌دونم دیگه بتونم از پسش بربیام

45:39.100 --> 45:41.540
‫- خودمون رو میگم
‫- چی؟ چرا؟

45:46.380 --> 45:48.220
‫رفته بودی مهمونی شام ولری جونز؟

45:49.700 --> 45:50.540
‫بله

45:50.540 --> 45:53.220
‫شنیدم دخترم پودینگ ریخته روی لباست

45:53.220 --> 45:55.500
‫- هزینه خشکشویی رو میدم
‫- روپرت نباید بده؟

45:56.980 --> 45:59.860
‫روپرت بود که دست‌درازی کرد
‫و باعث شد تگی پودینگ رو بندازه

46:00.500 --> 46:01.340
‫چـی؟

46:02.300 --> 46:03.940
‫عه، نمی‌دونستی؟

46:05.260 --> 46:07.180
‫خیلی بیشتر از یه نیشگون
‫از باسنش بود، درست میگم؟

46:07.180 --> 46:09.100
‫من اون لحظه متوجه نشدم ولی به نظر
‫منطقیه که دستمالیش کرده باشه

46:09.100 --> 46:11.180
‫ببخشید. چه گوهی خورده؟

46:11.740 --> 46:14.820
‫آره دیگه، آدم هوس‌باز و بی‌بندوباریه

46:14.820 --> 46:16.740
‫به هر کی دلش بخواد دست درازی می‌کنه

46:20.180 --> 46:22.260
‫- نه، وایسا دکلان. صبر کن ببینم
‫- وایسا ببینم!

46:22.260 --> 46:24.740
‫مرتیکه حرومزاده!
‫به خدا دستم بهش برسه...

46:24.740 --> 46:26.940
‫تا حد مرگ باهاش مصاحبه می‌کنی؟

46:27.700 --> 46:28.860
‫اینم حرفیه!

46:30.060 --> 46:30.900
‫بهش فکر کن!

46:30.900 --> 46:32.820
‫می‌تونی بری پدرش رو در بیاری
‫ولی کی قراره شاهد باشه؟

46:32.820 --> 46:34.780
‫در بهترین حالت یه خدمتکار و یه باغبون

46:36.180 --> 46:37.380
‫بیارش توی برنامه

46:38.020 --> 46:41.180
‫می‌تونی جلوی ۱۶ میلیون نفر
‫از خجالتش در بیای

46:41.180 --> 46:44.260
‫ولی گفتی نمی‌خوایش، نه؟
برای بیننده‌ها جذابیتی نداره

46:44.260 --> 46:45.340
‫منم نمی‌خوام بیاد توی برنامه

46:45.340 --> 46:47.620
‫نمی‌خوام معروفش کنم ولی رسوا کردنش؟

46:48.540 --> 46:50.780
‫این دیگه قضیه‌ش فرق می‌کنه!

46:50.780 --> 46:52.940
‫این‌جوری می‌تونی نابودش کنی

46:52.940 --> 46:55.420
‫رسوا کردنش موندگارتره تا یه کبودیِ ساده

46:57.340 --> 47:01.660
‫انتقام بیشتر از همه وقتی مزه میده
‫که از تلویزیون پخش بشه!

47:02.261 --> 47:22.261
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
