WEBVTT

00:04.883 --> 00:06.283
‫آره

00:07.344 --> 00:08.744
‫خوش گذشت

00:08.929 --> 00:11.473
‫ببین، من از این وضع راضی‌ام و

00:11.556 --> 00:13.725
‫نمی‌خوام خرابش کنم

00:13.808 --> 00:15.036
‫چی؟ یعنی داری باهام تموم می‌کنی؟

00:15.060 --> 00:16.460
والا برعکس

00:16.937 --> 00:18.205
‫خانواده‌ام

00:18.229 --> 00:20.357
‫یه مسابقه‌ی به‌دردنخور و
بیخود برگزار می‌کنن که

00:20.440 --> 00:22.859
‫با تو می‌تونم تحملش کنم

00:23.360 --> 00:25.236
‫می‌دونم، می‌دونم، به خاطرِ

00:25.320 --> 00:27.238
‫خانمت که ۴۰ سال پیش فوت کرده،
‫نمی‌تونی به کسی نزدیک بشی

00:27.322 --> 00:28.782
‫می‌دونم.
‫اصلاً اونجوری نیست.

00:28.865 --> 00:30.450
‫یه کباب‌خورونِ ساده‌ست با مامان‌وبابام

00:30.533 --> 00:32.327
‫از این صمیمی‌تر به ضررمونـه

00:32.410 --> 00:34.250
یه‌وقت ‫بَند می‌کنم به یه چیزی و
از چشمم میفتی یا

00:34.287 --> 00:35.473
حوصله‌ام رو سر می‌بری

00:35.497 --> 00:36.557
همراهمی فقط

00:36.581 --> 00:38.792
‫یعنی دایان یه ویژگی بد هم نداشته؟

00:38.875 --> 00:40.710
‫زیاد چیزی یادم نمیاد

00:40.794 --> 00:44.005
‫دستگاه اُمگا...
‫همون چیزی که منِ شرور

00:44.089 --> 00:46.716
‫باهاش دایان رو از همه‌جا پاک کرد،
‫ذهن آدم رو بازی میده

00:46.800 --> 00:49.177
‫بث فقط خیال می‌کنه
‫مامانش رو یادشـه

00:49.260 --> 00:52.222
‫وایسا، اصلاً چرا دارم این حرف‌ها رو می‌زنم؟
‫می‌خوایم دوباره سکس کنیم؟

00:52.305 --> 00:53.985
‫این چه مدل لباس‌پوشیدنـه دیگه؟

00:54.057 --> 00:55.892
‫- لباس‌های مخصوص سکس
‫- عالیـه!

00:55.976 --> 00:59.062
‫به برنامه‌ی «واقعیـه یا کیکـه؛
‫نسخه‌ی سلبریتی‌ها» خوش اومدید

00:59.145 --> 01:00.647
‫چاقو لازم دارید، آقای چاقویی؟

01:00.730 --> 01:02.399
مال ‫خودم رو آوردم

01:03.316 --> 01:05.443
بالاخره تشریف آوردی؟
تپه‌ی نریده‌ی جدید پیدا کردی؟

01:05.527 --> 01:06.921
گیر نده، بث فضایی

01:06.945 --> 01:08.446
‫یه میلیارد سالـه که باگ‌اَن رو می‌شناسم

01:08.530 --> 01:10.031
قبل اینکه اصلاً معلوم بشه
تو کلونی یا چیز دیگه

01:10.115 --> 01:12.784
‫سخت نگیر. بابا انقدر تو فکرِ مامانـه که
‫عمراً با کس دیگه بره تو رابطه

01:12.867 --> 01:14.869
‫خدا رو شکر پس.
‫برو توی کنج عزلتت، پیرمرد.

01:14.953 --> 01:16.353
‫خیلی‌خب، اولاً که ندیدید

01:16.413 --> 01:17.807
‫یه بچه‌ی واقعی بود، نه کیک

01:17.831 --> 01:19.332
‫آقای چاقویی هم به فنا رفت

01:19.416 --> 01:21.835
‫دوماً، واسه چی گرفتید رو ریک؟

01:21.918 --> 01:25.422
‫تا جایی‌که من یادمـه،
‫هیچوقت محبت پدرانه‌اش رو از ما دریغ نکرده

01:26.172 --> 01:27.233
چی میگی تو؟

01:27.257 --> 01:29.592
‫عروسی‌مون و
‫تولد مورتی رو یادت نیست؟

01:29.676 --> 01:31.428
‫یا اون روزی که ساندویچ
‫کره‌ی بادوم‌زمینی و مربا رو اختراع کرد

01:31.511 --> 01:32.905
‫ریک محشره

01:32.929 --> 01:34.431
‫- چی؟
‫- چیـه؟!

01:34.514 --> 01:36.016
‫یعنی یادتون نیست؟

01:37.183 --> 01:40.270
فکر کنم بدونم ماجرا از چه قراره

01:41.354 --> 01:43.857
خوشم نمیاد همه نگاهم کنن

01:43.940 --> 01:45.292
‫می‌دونستم

01:45.316 --> 01:48.820
‫خانم‌ها و آقایون،
‫این شما و این ریکِ خاطرات

01:48.844 --> 01:53.140
‫« ریک و مورتی، فصل هشتم »
‫« قسمت دهم/پایانی: ریکِ جذاب »

01:53.783 --> 01:56.202
‫زور بزن، عزیزدلم. تو می‌تونی

01:56.286 --> 01:58.496
‫چقدر حامیـه

01:58.580 --> 02:00.290
چی شد که این نسخه از تو
گیرِ ما اومد؟

02:00.373 --> 02:02.834
‫اون فقط یه خاطره از
‫پُرشورترین و قهرمانانه‌ترین دوران منـه

02:02.917 --> 02:05.211
‫از مغز آدم‌پرنده‌ای جیم شده و
‫نشسته تو مغز من

02:05.295 --> 02:07.095
‫حتم دارم فصل پیش که
‫مغزهامون رو جابجا کردیم،

02:07.172 --> 02:08.798
از ذهن من پرید تو ذهن جری

02:08.882 --> 02:10.508
‫به چشم آدم‌پرنده‌ای چه جذابی

02:10.592 --> 02:12.677
هنوز هم جذابم و
‫مرتیکه دست بُرده توی خاطرات

02:12.761 --> 02:14.554
‫نوستالژیک خانوادگیم و
‫همه چی رو به گند کشیده

02:14.637 --> 02:16.782
‫الان جری عملاً سرطان حافظه داره

02:16.806 --> 02:17.867
‫سرطان؟!

02:17.891 --> 02:19.684
‫ولی توله‌سگ خوب زرنگـه

02:19.768 --> 02:21.895
‫ببین با فنر و چرخ‌دنده
‫تا کجاها که پیش نرفته

02:21.978 --> 02:23.372
‫بگذریم...

02:23.396 --> 02:25.273
‫معجزه‌ی زندگیـه، بچه‌ها

02:25.356 --> 02:26.900
‫مطمئنم می‌ترکونید

02:27.484 --> 02:28.884
‫پشمام!

02:29.694 --> 02:30.921
‫حتی اگه من واسه کمک نباشم

02:30.945 --> 02:32.489
‫- جری، فرمون رو بگیر!
‫- چی شد؟!

02:32.572 --> 02:35.784
‫- بابا!
‫- عاشق وقت‌گذروندن باهاتونم، بچه‌ها!

02:36.200 --> 02:44.200
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:44.709 --> 02:47.378
‫آروم باش، نیم‌وجبی. نترس

02:47.462 --> 02:49.172
‫آشغال عوضی! تک‌وتنها منو ول کردی اینجا!

02:49.255 --> 02:51.591
‫آشغال عوضی خودتی!
‫گرفتی مغز جری رو به فنا دادی

02:51.674 --> 02:53.074
‫الان دیگه از من خوشش میاد.
‫حالم به‌هم می‌خوره.

02:53.134 --> 02:56.012
‫بمیر بابا!
‫خانواده به این قشنگی!

02:56.096 --> 02:57.722
‫مگه نگفتم آروم بگیر؟!

02:57.806 --> 02:59.200
این مغز مزرعه‌ی مورچه‌ای رو ساختم تا

02:59.224 --> 03:02.393
‫تویِ گوساله‌ی پُرمدعا
‫نیای بگی جام تَنگـه و فلان

03:02.477 --> 03:04.521
‫- ابدیت به کام
‫- اینجا ریده!

03:04.604 --> 03:06.004
‫منو برگردون

03:06.981 --> 03:09.526
‫پس ساندویچ کره‌‫مربا اختراع تو نبود

03:09.609 --> 03:11.402
خاطره‌ای بیش نیست، جری

03:13.530 --> 03:15.406
‫بفرمایید! برگشت به حالت اول. نویِ نو

03:15.490 --> 03:17.325
‫چی؟ چی برگشت حالت اول؟

03:17.408 --> 03:19.494
‫محشره که می‌تونی
‫یه خاطره‌ی مزاحم رو

03:19.577 --> 03:20.977
‫به همین راحتی بکِشی بیرون

03:21.037 --> 03:23.456
‫کاشکی می‌شد
‫خاطرات اِکس‌های گوهیم رو پاک کنم،

03:23.540 --> 03:25.250
‫بخصوص پیتر کیسی

03:25.333 --> 03:28.294
‫روانی تموم فکر و ذکرش مارمولک‌ها بودن

03:32.590 --> 03:33.943
‫کیرم دهنت، پیری!

03:33.967 --> 03:36.010
‫چیـه، نکنه چشم دیدنِ
‫شور و انرژی جوونی منو نداری؟!

03:36.094 --> 03:37.637
‫پیر و علیل شدی دیگه!

03:40.900 --> 03:47.900
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:48.900 --> 03:51.900
‫« ترجمه از نـهـال و امیر ستارزاده »

04:00.493 --> 04:02.287
‫انگاری تک‌وتنهاست

04:02.370 --> 04:03.788
‫بابا که همیشه در حال سکسـه

04:03.872 --> 04:05.349
‫با موجوداتی سکس داره که
توی مخیله‌مون هم نمی‌گنجه

04:05.373 --> 04:06.767
بیخیالِ سکسِ بابا

04:06.791 --> 04:08.191
‫ببخشید

05:15.777 --> 05:17.570
‫انتقال تأیید می‌شود؟

05:36.297 --> 05:38.716
‫«ریک عزیز، تو خاطره‌ی دایان رو
‫از مغزت کشیدی بیرون.

05:38.800 --> 05:40.361
‫این کار رو کردی،
‫بلکه راحت‌تر قلبتو به روی بقیه باز کنی.

05:40.385 --> 05:42.303
‫با من بحث نکن.»

05:43.137 --> 05:45.473
‫باگ‌اَن؟ سلام! یه پیشنهاد عجیب...

05:49.727 --> 05:51.127
‫بابا؟

05:57.777 --> 05:59.177
‫ای وای!

06:04.993 --> 06:06.393
‫چیکار می‌کنی؟

06:09.372 --> 06:11.958
‫عزیزم؟ بچه‌ها؟
‫بیاید صبحونه!

06:13.626 --> 06:15.086
‫عه، اینجایی که

06:15.169 --> 06:16.569
‫توقع داشتی کجا باشم؟

06:19.132 --> 06:20.276
‫سلام، باگی‌جون

06:20.300 --> 06:22.677
‫- قهوه می‌خوری؟
‫- یه لیوان چایی می‌خورم

06:22.760 --> 06:23.821
‫سلام، بث

06:23.845 --> 06:24.905
‫- سلام
‫- سلام

06:24.929 --> 06:26.389
‫مورتی، خانواده، ایشون باگ‌اَنـه

06:26.472 --> 06:27.952
‫الکی زل نزنید.
‫فقط اومده دنبالم.

06:28.016 --> 06:29.475
‫- آره، جون خودت
‫- سلام، باگ‌اَن

06:29.559 --> 06:30.869
‫شرمنده موقع صبحونه مزاحم شدم

06:30.893 --> 06:32.770
‫ریک بهم زنگ زد و
‫گفت یه پیشنهاد عجیب داره

06:32.854 --> 06:35.523
‫ولی پیشنهادش این بود
‫بریم مهمونی‌ای که دعوتش کرده بودم

06:35.606 --> 06:37.775
‫عجیبـه که بابا همچین کاری کرده

06:37.859 --> 06:39.086
‫مزخرف نگو، بث فضایی

06:39.110 --> 06:40.870
‫خاطره‌ی مامانت رو از مغزم پاک کردم،

06:40.903 --> 06:42.322
‫الان دیگه می‌تونم ازش دل بکَنم

06:42.405 --> 06:44.866
‫- چی؟!
‫- مامان رو از ذهنت پاک کردی؟!

06:44.949 --> 06:47.452
‫- مامان رو از ذهنت پاک کردی؟!
‫- مسخره‌بازی در نیار

06:47.535 --> 06:49.912
‫خودتون دیدید که هیچ‌جوره
‫نتونستم از فکرش بیرون بیام

06:49.996 --> 06:52.790
‫یه رویه‌ی جدیدی رو در پیش گرفتم.
‫اتفاقاً جواب هم داده. گیر ندید.

06:52.874 --> 06:54.709
‫به نظرم کار خوبی کردی... گمونم

06:54.792 --> 06:57.795
‫بابابزرگ، قبلاً هم هِی می‌گفتی
‫بهت گیر ندیم؟

07:02.342 --> 07:03.485
‫بابا؟

07:03.509 --> 07:04.903
‫سلام، فسقلی

07:04.927 --> 07:06.238
‫کجا داری میری؟

07:06.262 --> 07:08.931
‫میرم بیرون یه دوری بزنم.
‫منتظرم نمون.

07:10.933 --> 07:13.144
‫برای چی داری میری؟

07:13.227 --> 07:14.627
‫مسئله کاریـه

07:18.524 --> 07:20.026
‫بث! دخترم!

07:20.109 --> 07:21.736
کارهام تو سقف بودن

07:21.819 --> 07:23.219
دیگه برگشتم

07:23.529 --> 07:25.865
‫- موهات...
‫- خیلی باحال‌تر شده، نه؟

07:25.948 --> 07:27.992
‫قراره با هم کلی خوش بگذرونیم، عزیزم

07:28.076 --> 07:30.036
‫- هورا!
‫- بعدش هم مامانیت رو

07:30.119 --> 07:32.872
‫از یه زندون خاطرات مخفی و
‫زیرزمینی نجات میدیم

07:32.955 --> 07:34.355
‫هورا؟

07:39.712 --> 07:41.672
‫ریک. خدا رو شکر تموم شد

07:41.798 --> 07:43.674
‫شرمنده با عمو اسکوب گیر افتادی

07:43.758 --> 07:45.486
‫نگفته بودی جمع، جمعِ خفن‌هاست

07:45.510 --> 07:46.695
‫چون نیستن

07:46.719 --> 07:49.555
‫اون عمه بولگوگی منـه.
‫یه سلیطه‌ی به‌تموم‌معنا.

07:49.639 --> 07:52.725
‫اون هم جک‌پو، دوست‌پسرِ دوران دبیرستانمـه

07:52.809 --> 07:55.478
‫گمونم خیلی وقتـه که زل زده، نه؟

07:55.561 --> 07:58.356
‫باگ‌اَن، پرچم رو بالا نبُرده،
‫گذاشتی رفتی

07:58.439 --> 08:00.483
‫واسه چی رفتی؟
‫من مایه‌ی خجالتتم؟

08:00.566 --> 08:02.360
‫ملاحظه‌ی عمو اسکوب رو بکن، عزیزم

08:02.443 --> 08:04.987
‫مامان، بابا، ایشون ریکـه

08:05.071 --> 08:07.907
‫همون رفیقم از اوایل دوران انقلاب

08:07.990 --> 08:09.617
‫آها! مرد میمونی

08:09.700 --> 08:11.953
‫گرامفلومایت‌ها ما حشره‌ها رو بدنام کردن

08:12.036 --> 08:13.663
‫زیادی پرخاشگرن

08:13.746 --> 08:15.998
‫خیلی وقتـه دخترم رو می‌شناسی؟

08:16.082 --> 08:17.625
‫بله، البته الان

08:17.708 --> 08:19.388
‫چند ماهی میشه که
‫با هم رابطه داریم

08:19.460 --> 08:20.878
‫- چی؟!
‫- چی؟!

08:21.003 --> 08:22.398
‫چرا همچین حرفی زدی؟!

08:22.422 --> 08:23.965
‫سفره‌ی دلم رو باز کردم!

08:24.048 --> 08:26.008
‫چمی‌دونستم گونه‌ی شما
‫سرِ سکس قبل از ازدواج

08:26.092 --> 08:28.386
‫دوئل‌های ناموسی و تشریفاتی داره!

08:28.469 --> 08:31.556
‫اسم خودتو گذاشتی نابغه، بعد
‫نرفتی ببینی رسم‌ورسومات‌مون چطوریـه؟!

08:31.639 --> 08:33.307
‫خاطرات زنم رو پاک کردم!

08:33.391 --> 08:34.785
‫الان بدجور ذهنم درگیره!

08:34.809 --> 08:37.520
‫محاکمه تا زمانی‌که
‫یکی از شماها بمیره یا شکست رو بپذیره،

08:37.603 --> 08:39.480
‫ادامه داره

08:39.564 --> 08:40.749
‫اگه تسلیم بشید،

08:40.773 --> 08:43.526
‫یعنی قبول دارید که
‫بویی از عشق و تعهد نبردید و

08:43.609 --> 08:47.780
‫فقط پیگیر سکس بی‌معنی و بی‌شرفانه‌اید

08:48.823 --> 08:49.883
‫شروع کنید!

08:49.907 --> 08:51.534
‫تو رو خدا جک‌پو رو نکُش!

08:52.160 --> 08:53.578
‫باهام بجنگ، لاشی!

08:59.292 --> 09:01.669
‫حتم دارم مامانت
‫توی یه منطقه‌ی محافظت‌شده‌ست

09:01.752 --> 09:03.212
‫باید دسترسی ویژه داشته باشیم

09:03.296 --> 09:05.006
‫فکر کنم سامر کارهای خونه‌ی ریک رو انجام میده

09:05.089 --> 09:07.091
‫حتماً کارت ورود داره که
‫بشه باهاش...

09:07.884 --> 09:10.428
‫سرعتت رفته بالا. باریکلا. دوباره

09:10.511 --> 09:12.138
‫عزیزم، بدو بیا

09:12.221 --> 09:13.764
‫ای بابا، مامان اومده دنبالم

09:13.848 --> 09:15.075
‫یالا، تا نرفتی بگو

09:15.099 --> 09:17.477
‫مامان داخل یه جعبه
‫توی زیرزمین فرعی گیر افتاده

09:17.560 --> 09:19.353
‫من تنها راهِ نجاتشم

09:19.437 --> 09:21.355
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

09:22.231 --> 09:25.401
‫ریکِ آینده‌ای که زندونیش کرده،
‫هم موذیـه و هم متوهم

09:25.485 --> 09:26.545
‫شرف سرش نمیشه

09:26.569 --> 09:27.921
‫ولی خانواده‌مون بهم اعتماد می‌کنن؟

09:27.945 --> 09:29.822
‫آره، اگه رفتارت عجیب نباشه

09:29.906 --> 09:31.306
رفتارم عجیب نیست

09:33.242 --> 09:35.495
‫راستش، نگران مامان آینده‌ام،

09:35.578 --> 09:37.955
‫ولی عاشق اینم که
‫پدردختری با هم وقت بگذرونیم

09:38.039 --> 09:39.439
‫همیشه و در همه حال هوامو داشتی

09:40.166 --> 09:41.834
‫تا همیشه هستم، عزیزدلم

09:41.918 --> 09:43.419
‫حالا، یه بار دیگه

09:44.545 --> 09:46.797
‫مامان داخل یه جعبه
‫توی زیرزمین فرعی گیر افتاده

09:47.340 --> 09:49.008
‫من تنها راهِ نجاتشم

09:51.969 --> 09:53.846
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

09:53.930 --> 09:55.890
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

10:00.853 --> 10:02.730
‫سلام، چه خبر؟

10:02.813 --> 10:05.733
‫مسخره‌ست بخوایم با
‫رابطه‌ی جدید بابا مخالفت کنیم، نه؟

10:05.816 --> 10:08.152
‫آره، خزبازیـه.
‫چیش رو دوست نداری؟

10:08.236 --> 10:09.421
‫اصلاً مشکلی ندارم

10:09.445 --> 10:11.948
‫هم من عاقل و بالغم و
‫هم بابا اختیار زندگیش دست خودشـه

10:12.031 --> 10:14.075
‫باز این پیرانیاهای وامونده
حشرشون زده بالا

10:14.158 --> 10:16.202
‫- ببخشید، عزیزم
‫- وای، شونه‌ات عین سنگـه

10:16.285 --> 10:17.745
باز چه آشی دارید می‌پزید؟

10:17.828 --> 10:19.455
‫در مورد بابابزرگتـه. راستی،

10:19.539 --> 10:21.958
‫توی جای خاصی از زیرزمین فرعی

10:22.041 --> 10:23.143
‫چیزمیزهای مهم رو نگه می‌دارید؟

10:23.167 --> 10:24.269
‫- چطور؟
‫- آره

10:24.293 --> 10:26.133
‫می‌خوای رابطه‌اش
‫با این دوست‌دختر جدیده‌اش رو خراب کنی؟

10:26.170 --> 10:29.298
‫نه، سامرخانم، می‌خوام
‫یه حرکت خوب براش بزنم

10:29.382 --> 10:31.842
‫عجب، پشمام از این همه تواضع

10:31.926 --> 10:34.470
‫آره، یه منطقه‌ی فانتوم توی طبقه‌ی ۲ هست
‫مخصوص وسایل خطرناک و

10:34.554 --> 10:36.055
‫یه گاوصندوق هم توی طبقه‌ی ۷ئـه
‫مخصوص چیزمیزهای باارزش

10:36.138 --> 10:38.558
‫منطقیـه.
‫بابا گفت کلاً آدم متوهمیـه.

10:38.641 --> 10:40.285
پایه‌اید یه فیلمی چیزی با هم ببینیم؟

10:40.309 --> 10:41.495
‫- آره
‫- حتماً

10:41.519 --> 10:43.479
‫ایول. بابابزرگ همیشه به
‫فیلم «مسیر کاننبال» اشاره می‌کنه و

10:43.563 --> 10:45.163
‫من هم خسته شدم از بس
‫وانمود کردم دیدمش

11:46.083 --> 11:49.003
‫من... تو رو یادمـه

11:49.086 --> 11:50.755
‫من هم تو رو یادم میاد

11:50.796 --> 11:52.673
‫- بیا بریم
‫- برو که رفتیم

11:53.299 --> 11:54.699
‫سفینه جدیده‌ات رو دوست دارم

11:59.180 --> 12:00.580
‫این پایین چیکار می‌کنی؟

12:00.640 --> 12:01.642
‫هیچی

12:01.650 --> 12:04.477
‫می‌دونستم دستشویی رفتن
‫اینقدر طول نمی‌کشه

12:04.560 --> 12:05.829
‫راستی منظورت از این حرف چی بود

12:05.853 --> 12:08.189
‫«بابا گفت کلاً آدم متوهمیـه»؟
‫جمله‌ی عجیبی بود

12:08.272 --> 12:09.774
‫نوجوون که بودیم پدر این حرف رو بهمون زد

12:09.857 --> 12:11.651
‫بابا توی نوجوونی‌مون نبوده، بث

12:11.734 --> 12:14.487
‫ما یک شخص هستیم
‫با خاطرات یکسان

12:14.570 --> 12:15.922
‫نکنه به اون نسخه‌ی

12:15.946 --> 12:17.573
‫جوون و باحالِ پدر مربوط میشه؟

12:17.657 --> 12:19.700
‫نه. دیوونه شدی ها.
‫بیا، ثابت می‌کنم.

12:19.784 --> 12:21.661
‫- می‌تونیم بریم بهش سر بزنیم
‫- باشه

12:24.622 --> 12:26.290
‫جمجمه‌ات فلزیـه؟

12:26.374 --> 12:28.042
‫آره

12:28.125 --> 12:29.752
‫عه، چه باحال

12:36.509 --> 12:39.178
‫اینقدر با من مبارزه نکن!

12:39.261 --> 12:40.661
‫نمی‌تونم!

12:41.806 --> 12:45.810
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه!

12:52.483 --> 12:54.110
‫بث فضایی؟

12:55.903 --> 12:58.280
‫وای، کیر توش! وای، کیر توش!
‫وای، کیر توش!

13:01.974 --> 13:04.519
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب،
‫پس من خاطره‌ای از گذشته‌ام و

13:04.602 --> 13:06.080
‫من و تو در آینده صاحب یه دختر می‌شیم و

13:06.104 --> 13:07.897
‫الان توی ذهنِ اون هستیم

13:07.980 --> 13:09.816
‫الان باهمدیگه توی ذهنش هستیم

13:09.899 --> 13:11.359
‫ولی یه مغز مزرعه‌ی مورچه‌ای ویژه هست که

13:11.442 --> 13:13.444
‫ریکِ پیر واقعی ساخته و
‫اونجا می‌تونیم تا ابد زندگی کنیم

13:14.237 --> 13:15.297
‫چی شده؟

13:15.321 --> 13:16.673
‫باید تا الان منتقل شده بودیم

13:16.697 --> 13:19.700
‫بث فقط باید ما رو از
‫زیرزمین فرعی می‌برد به گاراژ

13:19.784 --> 13:21.285
‫من میرم ببینم چه خبره

13:21.369 --> 13:22.829
‫به هیچی دست نزن!

13:28.300 --> 13:35.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:40.429 --> 13:41.829
‫تو کی هستی؟

13:42.265 --> 13:45.351
‫وای خدا. من یجورایی... مامانتم

13:45.434 --> 13:46.537
‫امکان نداره تو مامانم باشی

13:46.561 --> 13:48.396
‫مامان من توی یه جعبه
‫داخل زیرزمین فرعی زندانیـه

13:48.479 --> 13:49.581
‫زندانی بودم

13:49.605 --> 13:51.774
‫یه ربطی به خاطرات و اینا داره

13:51.858 --> 13:54.152
‫- تو خیلی جوونی
‫- من هم عین تو خاطره‌ام

13:54.235 --> 13:56.279
‫و گمونم توی ذهن توی واقعی هستیم

13:56.362 --> 13:58.156
‫من خاطره‌ام؟!

13:58.239 --> 13:59.782
‫من واقعی نیستم؟

13:59.866 --> 14:02.451
‫می‌دونم، من هم هنوز هضمش نکردم.
‫ما با اون محفظه اومدیم.

14:02.535 --> 14:04.328
‫چی؟! آهای!

14:05.830 --> 14:06.890
‫- دایان
‫- ریک!

14:06.914 --> 14:08.583
‫خیلی‌خب. نقشه‌مون به مشکل خورده

14:08.666 --> 14:10.084
‫گمونم بث واقعی افسار پاره کرده

14:10.168 --> 14:11.603
‫وایسا. بیرون از محفظه چیکار می‌کنی؟

14:11.627 --> 14:13.045
‫دخترمون اونجا بود، ریک

14:13.129 --> 14:14.857
‫سعی کردم بهش بگم که
‫جفت‌مون خاطره‌ایم، ولی...

14:14.881 --> 14:16.150
‫کیر توش. کیر توش!

14:16.174 --> 14:18.384
‫عزیزم، وقتی به خاطرات میگی چی هستن،
‫از خواب بیدار میشن

14:18.467 --> 14:19.570
‫چی؟ جدی؟!

14:19.594 --> 14:21.363
‫خلق هوشیاری نباید به این سادگی باشه

14:21.387 --> 14:23.723
‫آره، گمونم هر پدر مادری
‫حداقل یه بار به این فکر افتاده

14:23.806 --> 14:25.766
‫گوه توش! خیلی ریدمانـه

14:25.850 --> 14:27.852
‫من قبلاً خاطرات قابلِ ‌تلقینِ بث رو پر کردم

14:27.935 --> 14:29.288
‫تا مغزش رو شستشو بدم و
‫بیاد نجاتت بده

14:29.312 --> 14:32.440
‫- مغزش رو شستشو دادی؟!
‫- تا تو رو نجات بده!

14:32.523 --> 14:34.150
‫آخی، اولین دعوامون

14:39.071 --> 14:40.911
‫به حرف ملت گوش میدی همین میشه دیگه

14:40.948 --> 14:42.909
‫با یه دوست‌پسر سابق
‫سر از گودال مبارزه در میاری

14:42.992 --> 14:44.303
‫که تازه حق نداری بکُشیش

14:44.327 --> 14:46.287
‫خیرِ سرم به یه مراسم دعوتت کردم، ریک!

14:46.370 --> 14:47.723
‫مجبور نبودی بیای!

14:47.747 --> 14:50.833
‫اصلاً هم مجبور نبودی خاطرات همسر
‫مرحومت رو از ذهنت خارج کنی!

14:50.917 --> 14:53.127
‫نگفتم صمیمی شدن با تو احمقانه‌ست؟

14:56.631 --> 14:58.031
‫یکم از مغزت استفاده کن دیگه، رفیق

14:58.090 --> 14:59.151
‫دارم می‌کنم!

14:59.175 --> 15:01.928
‫به نظر نمیاد مشکل از
‫همسر مرحومت بوده باشه!

15:02.011 --> 15:04.513
‫جدی؟ پس همگی هم‌نظریم!

15:04.597 --> 15:06.682
‫پس میرم از اون حالت درش میارم!

15:06.766 --> 15:08.166
‫ریک!

15:10.519 --> 15:12.063
‫عه!

15:12.146 --> 15:13.546
‫گوه توش!

15:16.943 --> 15:18.423
‫لطفاً کار کن. لطفاً کار کن.
‫لطفاً جواب بده.

15:18.903 --> 15:20.780
‫- آخ!
‫- خدا رو شکر!

15:20.863 --> 15:22.657
‫- بابا؟
‫- آروم باش، کله‌خر

15:22.782 --> 15:24.784
‫شانست گرفته که ستون‌فقراتت رباتیـه

15:24.867 --> 15:26.267
‫این پایین چیکار می‌کنی؟

15:26.327 --> 15:29.288
‫بث کجاست؟ جعبه‌ی خاطراتم
‫با دایان چی شد؟

15:29.372 --> 15:31.624
‫ریک خاطرات کجاست؟

15:32.541 --> 15:34.919
‫لابد یجوری وارد ذهن بث شده

15:35.002 --> 15:38.005
‫یا خدا. همین یه خاطره‌ی هوشیار که
‫توی ذهنش ول می‌چرخه خودش یه مُعضلـه!

15:38.089 --> 15:40.258
‫ممکنه الان مغزش طغیان کنه

15:40.341 --> 15:41.401
‫باید پیداش کنیم

15:41.425 --> 15:43.305
‫اون خاطره‌ی عن رو یجوری سر به نیست
‫می‌کنم که اون سرش ناپیدا باشه!

15:43.344 --> 15:44.655
‫وایسا. قرارت چطور بود؟

15:44.679 --> 15:46.305
‫اگه گل و بلبل می‌شد
‫الان اینجا بودم؟

15:46.889 --> 15:48.975
‫مجبور بودم این کار رو بکنم.
‫به خاطر مامان.

15:49.684 --> 15:51.084
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه

15:51.143 --> 15:53.479
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه!

15:53.562 --> 15:55.523
‫باید خودمون رو به خاطرات اخیر بث برسونیم

15:55.606 --> 15:56.900
‫یکمی با تأخیر مواجه می‌شیم،

15:56.901 --> 15:59.127
‫ولی این نزدیک‌ترین حالتیـه که می‌تونیم
‫باهاش در زمان واقعی حرف بزنیم

15:59.151 --> 16:01.028
‫خانواده‌مون زیاد عادی نیست، مگه نه؟

16:01.112 --> 16:03.232
‫آره، باحالن. یه مدت باهاشون
‫توی مغز دامادمون

16:03.281 --> 16:04.424
‫وقت گذروندم

16:04.448 --> 16:05.866
‫بعد هیچ فاجعه‌ای به بار نیاوردی؟

16:05.950 --> 16:08.035
‫من هنوز نگران بثی‌ام که بیدارش کردم

16:08.119 --> 16:11.289
‫خب، اگه دنبال‌مون باشه،
‫زیاد موفق عمل نمی‌کنه

16:14.492 --> 16:15.886
‫پدر؟

16:15.910 --> 16:17.012
‫من؟

16:17.036 --> 16:19.413
‫اون بابامون نیست.
‫اون یه بَدل دغل‌بازه.

16:19.497 --> 16:21.749
‫در ضمن مغزمون رو مثل ویروس
‫پر از چرندیات کرده

16:21.832 --> 16:24.835
‫ولی اون فقط یه خاطره‌ست،
‫عین ما

16:24.919 --> 16:26.670
‫عین خودت

16:28.130 --> 16:29.590
‫دیگه چیزی نموندیم

16:29.673 --> 16:31.073
‫اوناهاش!

16:38.390 --> 16:39.790
‫لعنتی. چه پرتابی

16:44.021 --> 16:45.421
‫دیگه رسیدیم

16:45.773 --> 16:48.567
‫عه! پس اینجایی، عزیزم

16:49.235 --> 16:51.320
‫سلام عرض شد، بابا

16:52.947 --> 16:54.949
‫- چه خبره؟
‫- داره بث‌های دیگه رو بیدار می‌کنه

16:57.618 --> 16:59.119
‫شما بث‌ها دارید چیکار می‌کنید؟!

16:59.203 --> 17:01.163
‫دارید مغز خودتون رو به فنا می‌دید!

17:01.247 --> 17:04.041
‫حدس بزن ایده‌اش رو...
‫کی بهمون داده!

17:04.124 --> 17:05.524
‫ببخشید، دختر خاطره‌ای

17:05.584 --> 17:07.169
‫خیال کردید می‌تونید فرار کنید؟

17:07.253 --> 17:09.797
‫خیال کردید ذهنِ منو
‫بهتر از خودم بلدید؟

17:12.508 --> 17:13.968
‫مامان، بابا، من...

17:14.051 --> 17:15.761
‫گمونم من بث فضایی رو کُشتم

17:15.844 --> 17:17.555
‫- برگرد اینجا!
‫- گاز بده، عزیزم

17:17.638 --> 17:19.431
‫ما خیلی بهت افتخار می‌کنیم، عزیزم

17:28.899 --> 17:30.609
‫- حالا چی؟!
‫- نمی‌دونم!

17:30.693 --> 17:32.194
‫نقشه‌ام تا همینجا بود

17:32.278 --> 17:33.821
‫من هیچوقت واقعاً پدری نکردم

17:33.904 --> 17:35.406
‫- برگردیم؟
‫- ریک ازم بدش میاد و

17:35.489 --> 17:36.889
‫تو رو از ذهنش حذف کرده

17:36.949 --> 17:38.218
‫ما رو می‌کُشه

17:38.242 --> 17:40.554
‫خب، اگه راه فراری نیست،
‫به سبک «تلما و لوئیز» متوسل بشیم؟

17:40.578 --> 17:41.721
‫- وایسا. چی؟!
‫- وایسا. چی؟!

17:41.745 --> 17:43.539
‫بث، تو واقعی هستی.
‫این کار رو نکن.

17:43.622 --> 17:45.624
‫- عزیزم، ما چیزی‌مون نمیشه!
‫- نمی‌تونم بدون شما زندگی کنم

17:45.708 --> 17:46.768
‫عزیزم، خواهش می‌کنم

17:46.792 --> 17:49.503
‫خانواده‌مون اینجوری پابرجا می‌مونه!

17:49.587 --> 17:51.005
‫- بث، نه!
‫- وایسا!

17:51.088 --> 17:53.465
‫اگه این جزو خاطرات اخیره،
‫معنیش این نیست اون قبلاً...

18:03.350 --> 18:04.810
‫بث، بذار ما کمکت کنیم

18:05.853 --> 18:07.605
‫نمیذارم ازم بگیری‌شون

18:07.688 --> 18:10.482
‫اونا خانواده‌ی واقعی‌ت نیستن!

18:13.360 --> 18:17.114
‫گوش کن. تو گردن منو شکستی
‫ولی من بازم نمی‌خوام بهت صدمه بزنم

18:23.746 --> 18:26.040
‫آخ! سرم

18:26.123 --> 18:28.876
‫خا... خانواده‌مون...

18:28.959 --> 18:30.753
‫اینجوری پابرجا...

18:35.007 --> 18:36.401
‫بث؟

18:36.425 --> 18:37.843
‫فقط می‌خوام تموم بشه

18:37.926 --> 18:39.571
‫- یواش! آروم!
‫- فقط می‌خوام تموم بشه

18:39.595 --> 18:40.995
‫آروم! نکن!

18:42.056 --> 18:43.456
‫می‌بینی چه غلطی کردی؟

18:43.515 --> 18:46.810
‫ما دخترهای توئیم ولی روانی‌مون کردی!

18:46.894 --> 18:49.229
‫پس قبل اینکه بث همه‌مون رو بکُشه،
‫تو رو می‌کُشیم!

18:49.313 --> 18:51.023
‫- ریک!
‫- دایان!

18:51.106 --> 18:52.292
‫وایسا، وایسا، وایسا

18:52.316 --> 18:54.693
‫من بدجور گیج شدم، بث فضایی

18:54.777 --> 18:57.029
‫کلی... صدا توی سرمـه

18:57.112 --> 18:58.512
‫هم پدرم رو دوست دارم

18:58.572 --> 19:00.324
‫هم ازش نفرت دارم

19:00.407 --> 19:02.451
‫ویژگی بارز زنده‌بودن همینـه دیگه عزیزم

19:03.077 --> 19:06.538
‫من کنارت نبودم و
‫یکی از این مسئله سوءاستفاده کرد

19:06.622 --> 19:08.016
‫ولی الان اینجام

19:08.040 --> 19:09.625
‫بابای واقعی‌ت اینجاست، بث

19:09.708 --> 19:11.752
‫احساساتش رو هم راحت‌تر بروز میده

19:18.717 --> 19:20.135
‫به نظر مهربونـه

19:20.219 --> 19:22.221
‫چرا این نسخه از بابا
‫نصیب‌مون نشد؟

19:22.304 --> 19:23.744
‫وایسا، با دستش داره چیکار می‌کنه؟

19:25.015 --> 19:26.615
‫داره حواسش رو پرت می‌کنه!
‫آشغال عوضی!

19:30.896 --> 19:33.565
‫کاش مامان رو بیشتر می‌شناختم

19:33.649 --> 19:35.609
‫می‌شناختی. اون بزرگت کرده

19:35.693 --> 19:38.529
‫می‌دونم، ولی...
‫واقعاً یادم نمیاد

19:38.612 --> 19:39.673
‫هیچکس یادش نمیاد

19:39.697 --> 19:41.782
‫حتی من هم یه چُسه ازش یادمـه

19:41.865 --> 19:44.618
‫چقدر خوب بود که این چند دَم
‫خاطره‌اش رو تجربه کردم

19:44.702 --> 19:47.079
‫- گمونم
‫- خاطرات واقعی نیستن، بث

19:47.162 --> 19:49.289
‫تازه می‌تونن عین ما خودخواه باشن

19:49.373 --> 19:52.000
‫کیر توش. به محض اینکه
‫دایانِ خاطراتم فرار کرد

19:52.084 --> 19:53.711
‫همدست دزدیدن دخترم شد

19:54.420 --> 19:56.255
‫مامان واقعی‌ت...

19:56.338 --> 19:58.048
‫بیشتر از اینا دوستت داشت

19:59.591 --> 20:01.802
‫گمونم باید همینطوری حرفت رو قبول کنم

20:06.140 --> 20:08.600
‫خب... تموم شد؟

20:08.684 --> 20:10.394
‫حالت چطوره، عزیزم؟

20:10.477 --> 20:13.188
‫هنوزم حس می‌کنی باید بزنی به سیم آخر؟

20:13.272 --> 20:14.374
‫من خوبم، جری

20:14.398 --> 20:16.525
‫چقدر تمیز به حالت اولیه برگردوندیش

20:16.608 --> 20:18.002
‫ریک خاطرات چی شد؟

20:18.026 --> 20:19.426
‫اوه...

20:19.945 --> 20:21.345
‫اون دیگه نیست

20:23.574 --> 20:25.659
‫چتونـه زانوی غم بغل کردید؟

20:25.743 --> 20:26.803
‫مامان‌تون رو شستشوی مغزی داد!

20:26.827 --> 20:28.662
‫آره، چون عاشق مامان‌بزرگ بود

20:28.746 --> 20:31.081
‫ناراحتم که یه نسخه‌ی باحال ازت مُرده

20:31.165 --> 20:32.666
‫اون یه موجود عجیب خیالی بود!

20:32.750 --> 20:34.150
‫اصلاً زنده نبود!

20:34.918 --> 20:36.754
‫حالا هر چی! من...

20:36.837 --> 20:38.797
‫من میرم پیش باگ‌ان

20:38.881 --> 20:40.966
‫هنوزم باهاش توی رابطه‌ای؟!

20:51.602 --> 20:53.187
‫مرسی که ما رو نکُشتی

20:53.270 --> 20:54.372
‫گوش‌هات رو وا کن، جناب کُنش‌گر

20:54.396 --> 20:56.106
‫بهتر از این گیرت نمیاد

20:56.190 --> 20:58.275
‫مغز مزرعه‌ی مورچه‌ای و
‫یه تیکه فضای خالی

20:58.358 --> 21:00.402
‫اگه به فاصله‌ی صد سال نوری
به ‫خانواده‌ی من نزدیک بشی

21:00.486 --> 21:03.614
‫یا واسه خودت یه لباس‌ مکانیکی
‫از یه موجود مغزی بسازی و اینا

21:03.697 --> 21:06.074
‫موشکی که داخلش هستید منفجر میشه

21:06.158 --> 21:07.510
‫- حله، ستون
‫- در ضمن ببین

21:07.534 --> 21:09.495
‫اینکه شما دو نفر همچین پایان خوشی
‫نصیب‌تون بشه که

21:09.578 --> 21:12.039
‫تا ابد جوون هستید و
‫احتمالاً همیشه سکس می‌کنید

21:12.122 --> 21:13.707
‫داره روانیم می‌کنه،

21:13.791 --> 21:16.168
‫پس حافظه‌ی خودم رو پاک می‌کنم تا
‫یادم بره همچین اتفاقی افتاده

21:16.251 --> 21:17.395
‫دیگه فقط خودتونید و خودتون

21:17.419 --> 21:20.005
‫مرسی که تا اینجا زنده نگهم داشتی، ریک

21:20.088 --> 21:21.274
‫آره

21:21.298 --> 21:22.841
‫خداحافظ، دایان خاطره‌ها

21:36.500 --> 21:39.500
‫« پیام به باگ‌ان: سلام »
‫« سه ساعت پیش دیده »

22:25.863 --> 22:29.074
‫پس فصل هشتم رو هم دیدید؟

22:29.157 --> 22:32.160
‫خودم با اون قسمتی حال کردم که
‫جری خرگوش عید پاک شده بود

22:32.244 --> 22:33.912
‫خیلی بامزه بود. تازه اون...

22:33.996 --> 22:36.748
‫اون داره... با کی حرف می‌زنه؟

22:36.832 --> 22:38.292
‫هیچوقت نمی‌فهمم

22:38.375 --> 22:40.419
‫ولی این داده‌ها قابل انکار نیستن

22:40.502 --> 22:42.504
‫فرکانس ارتعاش اتم‌هاش

22:42.588 --> 22:44.965
‫توی کل دنیای ما بی‌سابقه‌ست

22:45.048 --> 22:47.092
‫بعد تو معتقدی این مسافر اومده اینجا

22:47.175 --> 22:49.011
‫تا جای شوهرت رو بگیره؟

22:49.094 --> 22:52.556
‫می‌دونم که حرفم غیرمنطقی و
‫خودخواهانه‌ست

22:52.639 --> 22:54.600
‫اتفاقاً حقایق نشون میدن که
‫تو اصلاً اینطوری نیستی

22:54.683 --> 22:56.602
‫تو این مدت خیلی شجاعت به خرج دادی، ایمی

22:56.685 --> 22:58.604
‫می‌خوای باهاش چیکار کنیم؟

22:59.500 --> 23:05.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
