1
00:00:04,366 --> 00:00:07,553
‫یه سؤال؛
‫کسی هوس پنکیک کرده؟

2
00:00:07,577 --> 00:00:10,163
‫آخه حس می‌کنم
‫همیشه‌ی خدا پنکیک می‌خوریم

3
00:00:13,783 --> 00:00:15,803
‫فقط زده از بیمارستانـه

4
00:00:15,827 --> 00:00:17,263
‫چه بی‌ملاحظه

5
00:00:17,287 --> 00:00:19,098
‫الو؟

6
00:00:19,122 --> 00:00:20,665
‫سلام، جونیور

7
00:00:21,332 --> 00:00:24,145
‫ای بابا. خیلی‌خب، باشه

8
00:00:24,169 --> 00:00:25,438
‫خداحافظ

9
00:00:25,462 --> 00:00:26,713
‫پسرم بود

10
00:00:28,339 --> 00:00:29,608
‫مورتی جونیور،

11
00:00:29,632 --> 00:00:31,736
‫همونی که از کله‌اش دست در اومده

12
00:00:31,760 --> 00:00:34,530
‫وای، کیرم تو اون مرتیکه!

13
00:00:34,554 --> 00:00:36,198
‫- اَه
‫- بچه‌ها، بس کنید

14
00:00:36,222 --> 00:00:38,659
‫مورتی، کتابش شد
‫جزو پُرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز و

15
00:00:38,683 --> 00:00:40,369
‫درباره‌ی مزخرف‌بودنِ تو بود
‫[پدرِ افتضاح من]

16
00:00:40,393 --> 00:00:42,663
‫ما رو به خاطر بزرگ‌کردنِ آدمی مثل تو
‫زیر سؤال برد

17
00:00:42,687 --> 00:00:45,833
‫از منِ نویسنده بشنو،
‫این بابا بویی از نویسندگی نبُرده!

18
00:00:45,857 --> 00:00:47,960
‫طبیعیـه که آدم از
‫بچه‌اش متنفر باشه، مورتی

19
00:00:47,984 --> 00:00:49,986
‫ولی از بیمارستان زنگ زده

20
00:00:50,653 --> 00:00:51,881
‫یعنی رو به موتـه؟

21
00:00:51,905 --> 00:00:53,198
‫به ما چه؟

22
00:00:55,408 --> 00:00:56,743
‫خب، گوشی من نیست

23
00:00:57,619 --> 00:01:00,890
‫- پشمام! میزمون آماده‌ست
‫- ایول!

24
00:01:00,914 --> 00:01:02,433
‫سامر مجبورم کرد توی

25
00:01:02,457 --> 00:01:04,477
‫رستوران مسخره‌ی غیبگوها جا رزرو کنم

26
00:01:04,501 --> 00:01:05,978
‫توی فودتاک غوغا کرده

27
00:01:06,002 --> 00:01:07,813
‫قبل اینکه حتی برسید اونجا،

28
00:01:07,837 --> 00:01:09,190
‫می‌فهمن سفارشتون چیـه

29
00:01:09,214 --> 00:01:11,233
‫وقتشـه بریم ببینیم این رستوران
‫چنگی به دل میزنه یا نه

30
00:01:11,257 --> 00:01:12,467
‫از این آشغال که بهتره

31
00:01:13,176 --> 00:01:14,570
‫هورا!

32
00:01:14,594 --> 00:01:17,531
‫راستی، مورتی،
‫بابت پسر مزخرفت متأسفم

33
00:01:17,555 --> 00:01:19,808
‫به نظرم ولش کن تک‌وتنها
‫رو تخت بیمارستان سقط بشه

34
00:01:21,017 --> 00:01:22,745
‫لعنتی. تا سه نشه بازی نشه، نه؟

35
00:01:22,769 --> 00:01:25,081
‫وای، ویبراتورم!

36
00:01:25,105 --> 00:01:26,415
‫ببخشید، عزیزم

37
00:01:26,439 --> 00:01:27,774
‫ویبراتورمون

38
00:01:28,942 --> 00:01:31,587
‫چیـه؟ توقع دارید درش بیارم
‫نشونتون بدم؟

39
00:01:31,611 --> 00:01:33,172
‫- لازم نیست
‫- بیاید بریم ردّ کارمون

40
00:01:33,196 --> 00:01:34,531
‫چتونـه بابا؟!

41
00:01:36,000 --> 00:01:47,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

42
00:01:47,024 --> 00:01:54,024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

43
00:01:55,000 --> 00:01:58,000
‫« ترجمه از نـهـال و امیر ستارزاده »

44
00:02:03,414 --> 00:02:07,497
‫« ریک و مورتی، فصل هشتم »
‫« قسمت نهم: بابامورتی »

45
00:02:07,522 --> 00:02:10,376
‫به «داون‌بیتِ مسابقه‌ و برنامه‌ی تلویزیونی» خوش اومدید

46
00:02:10,400 --> 00:02:12,545
‫شرکت‌کننده‌ها، قوانین فراموش نشه

47
00:02:12,569 --> 00:02:14,630
‫پدر، اومدی

48
00:02:14,654 --> 00:02:16,090
‫وای، جونیور

49
00:02:16,114 --> 00:02:18,050
‫چقدر زود پیر شدی

50
00:02:18,074 --> 00:02:20,702
‫خب، تو دنیای ما گازورپین‌ها،
‫زمان زود می‌گذره

51
00:02:23,496 --> 00:02:25,266
‫گمونم کتابم رو خوندی

52
00:02:25,290 --> 00:02:28,060
‫یه مدت که نقل تموم محافل بود

53
00:02:28,084 --> 00:02:30,479
‫آره، حرف‌های به‌شدت سنگینی رو

54
00:02:30,503 --> 00:02:32,022
‫جلوی اون همه آدم زدی

55
00:02:32,046 --> 00:02:34,525
‫- متأ... سفم
‫- هی

56
00:02:34,549 --> 00:02:37,236
‫گمونم... خانواده یعنی همین

57
00:02:37,260 --> 00:02:41,139
‫نمی‌تونم... به روی خودم نیارم که رفتنی هستی

58
00:02:41,931 --> 00:02:44,160
‫واسه این چیزها نگفتم بیای اینجا

59
00:02:44,184 --> 00:02:46,829
‫دلم می‌خواد کمکم کنی

60
00:02:46,853 --> 00:02:48,330
‫با مادرم وداع کنم

61
00:02:48,354 --> 00:02:52,525
‫آها، خب، یکم سخت شد

62
00:02:53,359 --> 00:02:56,172
‫راستش، مادرت...

63
00:02:56,196 --> 00:02:57,882
‫جااسپرمی بود؟
‫[نصفِ قیمت]

64
00:02:57,906 --> 00:03:00,009
‫عه، پس...

65
00:03:00,033 --> 00:03:01,719
‫خبر داری، نه؟

66
00:03:01,743 --> 00:03:03,929
‫می‌دونم صرفاً برای باروری ساخته شده بود و

67
00:03:03,953 --> 00:03:06,223
‫موجود زنده نبود، اما...

68
00:03:06,247 --> 00:03:08,350
‫باز هم دلم می‌خواد
‫بهش ادای احترام کنم

69
00:03:08,374 --> 00:03:12,563
‫خب، ببین، من اصلاً از
‫آخروعاقبتش خوشحال نیستم

70
00:03:12,587 --> 00:03:15,232
‫فکر کردی خودم از تصمیماتی که گرفتم خوشحالم؟

71
00:03:15,256 --> 00:03:18,194
‫آره، شنیدم...

72
00:03:18,218 --> 00:03:20,321
‫تا مرز کنسل‌شدن پیش رفتی

73
00:03:20,345 --> 00:03:23,032
‫اتفاقاً ناراحت شدم

74
00:03:23,056 --> 00:03:26,142
‫می‌دونی چیـه؟
‫بذار ببینم چه کاری از دستم بر میاد

75
00:03:26,166 --> 00:03:28,166
‫« رستوران غیبگوها »

76
00:03:29,229 --> 00:03:31,207
‫عاشق رستوران‌هایی‌ام که
‫آکواریوم گنده داره

77
00:03:31,231 --> 00:03:33,959
‫چی بگم والا. این دکور
‫با پیجر میزشون هم‌خونی نداره

78
00:03:33,983 --> 00:03:35,961
‫اسمیت، دو نفر

79
00:03:35,985 --> 00:03:38,797
‫وای خدا! واقعاً ارزششو داشت!

80
00:03:38,821 --> 00:03:40,174
‫دقیق پیش‌بینی کرده بودن

81
00:03:40,198 --> 00:03:42,909
‫هوس اینو کرده بودم ها،
‫ولی اصلاً به فکر خودم نرسیده بود!

82
00:03:45,411 --> 00:03:46,555
‫ایول، گوی‌های چوبی

83
00:03:46,579 --> 00:03:48,474
‫به نظرت غیبگوها اون پشتن؟

84
00:03:48,498 --> 00:03:50,226
‫به ما چه؟ دارن سر ملت گول می‌مالن

85
00:03:50,250 --> 00:03:52,311
‫غر نزنی می‌میری؟

86
00:03:52,335 --> 00:03:54,647
‫غذاتو میذارن جلوت و تو هم می‌خوری دیگه

87
00:03:54,671 --> 00:03:56,899
‫وای، این مال ماست!

88
00:03:56,923 --> 00:03:58,359
‫به‌نظرت چی سفارش دادم؟ دنده؟

89
00:03:58,383 --> 00:04:00,760
‫نه، حال نمیده. دنده‌ی فضایی

90
00:04:02,595 --> 00:04:03,864
‫به‌به

91
00:04:03,888 --> 00:04:05,366
‫بچه‌آهوی مورلاکی

92
00:04:05,390 --> 00:04:07,684
‫همراه با شاخک‌های مادرش

93
00:04:09,936 --> 00:04:11,080
‫خوشم اومد

94
00:04:11,104 --> 00:04:13,564
‫دیدی؟ بردار ببینمش

95
00:04:15,566 --> 00:04:16,919
‫تُست آووکادو؟

96
00:04:16,943 --> 00:04:19,129
‫به همراه فلفل‌سیاه

97
00:04:19,153 --> 00:04:20,839
‫خیلی‌خب

98
00:04:20,863 --> 00:04:22,967
‫فلفل که چیز خاصی نیست

99
00:04:22,991 --> 00:04:25,868
‫عین خودت که اصرار داشتی
‫اینترنتی جا رزرو کنیم بیایم اینجا

100
00:04:32,750 --> 00:04:35,461
‫خیلی‌خب، گمونم حقمـه

101
00:04:36,296 --> 00:04:37,439
‫اسکلم نکردی یعنی؟

102
00:04:37,463 --> 00:04:40,401
‫نه، نه، خونه‌ی ابدی گوئندولین اینجاست

103
00:04:40,425 --> 00:04:42,486
‫همون سطل آشغالتونـه؟

104
00:04:42,510 --> 00:04:46,198
‫درگاه زباله‌دونیِ ریکـه

105
00:04:46,222 --> 00:04:47,658
‫بدتر شد که

106
00:04:47,682 --> 00:04:49,743
‫ببین، گفتم که
‫خودم هم از این وضعیت خوشحال نیستم

107
00:04:49,767 --> 00:04:50,935
‫خیلی‌خب

108
00:04:52,979 --> 00:04:57,400
‫«مادر، شنیدم دهن گشادی داشتی، ولی...

109
00:04:58,026 --> 00:04:59,944
‫مطمئنم به همون اندازه هم گشاده‌رو بودی»

110
00:05:00,486 --> 00:05:02,238
‫کیو دارم گول می‌زنم؟ خیلی مسخره‌ست

111
00:05:03,239 --> 00:05:05,676
‫صبر کن، می‌بینم که می‌خوای بری توش

112
00:05:05,700 --> 00:05:08,453
‫اول... من میرم. خب؟

113
00:05:10,038 --> 00:05:13,058
‫مگه پدربزرگت چقدر دورریختنی داره؟

114
00:05:13,082 --> 00:05:14,768
‫زیاد. عادتشـه مست کنه و

115
00:05:14,792 --> 00:05:16,687
‫چیزهای الکی‌پَلکی اختراع کنه

116
00:05:16,711 --> 00:05:18,105
‫آدم اسراف‌کاریـه

117
00:05:18,129 --> 00:05:20,482
‫آره، به خاطر همینـه که
‫ریک «بازیافتگر» رو ساخت،

118
00:05:20,506 --> 00:05:22,693
‫یه سیستم خودتکثیر که چیزهای باارزش رو

119
00:05:22,717 --> 00:05:24,153
‫از آشغال‌ها جدا می‌کنه

120
00:05:24,177 --> 00:05:26,697
‫دارن میان این‌طرف. فرمالیته‌ست

121
00:05:26,721 --> 00:05:29,474
‫شی ارزشمند شناسایی شد.
‫شی ارزشمند شناسایی شد.

122
00:05:32,101 --> 00:05:33,620
‫شک‌وتردیدش رو حس کردی؟

123
00:05:33,644 --> 00:05:34,854
‫آره، جریان چیـه؟

124
00:05:35,521 --> 00:05:37,666
‫جریان اینـه که اگه چیز باارزشی پیدا کنم،

125
00:05:37,690 --> 00:05:39,710
‫باید به ریک خبر بدم

126
00:05:39,734 --> 00:05:41,003
‫خب

127
00:05:41,027 --> 00:05:44,048
‫سروکله‌زدن با ریک هم کارِ هر کسی نیست

128
00:05:44,072 --> 00:05:46,550
‫آخه، ریک که فهمید بازیافتگر قبلی
‫یه کیسه الماس پیدا کرده،

129
00:05:46,574 --> 00:05:49,303
‫کُلی سرشون داد و بی‌داد کرد که
‫الماس به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خوره

130
00:05:49,327 --> 00:05:52,097
‫باشه، ولی من نوه‌اش هستم

131
00:05:52,121 --> 00:05:54,600
‫از کجا معلوم نوه‌اش رو دور ننداخته باشه؟

132
00:05:54,624 --> 00:05:56,935
‫شرمنده، رفیق، ولی ارزششو نداره

133
00:05:56,959 --> 00:05:59,629
‫خبر خوب اینـه که کارم تموم بشه،
‫با آشغال مو نمی‌زنید

134
00:06:00,171 --> 00:06:01,523
‫فرار کن!

135
00:06:01,547 --> 00:06:03,424
‫خبر خوبش این بود؟

136
00:06:05,802 --> 00:06:07,613
‫حتی بشقابش هم خوشمزه‌ست

137
00:06:07,637 --> 00:06:09,114
‫برنامه‌ی دسر چیـه؟

138
00:06:09,138 --> 00:06:12,266
‫می‌تونم لاواکیک سفارش بدم،
‫یا که تله‌پاتی لازمـه؟

139
00:06:12,934 --> 00:06:14,828
‫باشه، بذار امتحانش کنم

140
00:06:14,852 --> 00:06:16,604
‫شاید چیزی هست که من نمی‌دونم

141
00:06:19,607 --> 00:06:22,002
‫نه! همون تست آووکادوی گوهیـه!

142
00:06:22,026 --> 00:06:23,861
‫آخه حتی آووکادوش هم نرسیده‌ست

143
00:06:25,571 --> 00:06:26,757
‫سامر...

144
00:06:26,781 --> 00:06:29,134
‫کل این دکون‌دستگاه بر پایه‌ی
‫کُس‌شعرهای آینده‌بینی و غیبگویی می‌چرخه

145
00:06:29,158 --> 00:06:30,638
‫خودتو درگیر این مسخره‌بازی‌ها نکن

146
00:06:32,787 --> 00:06:33,847
‫من ساکت نمی‌مونم

147
00:06:33,871 --> 00:06:36,874
‫نه! سامر! تو مورتی نیستی که
‫همینطوری بگیرمت

148
00:06:38,167 --> 00:06:39,603
‫کدوم یکی از شما گوساله‌ها...

149
00:06:39,627 --> 00:06:40,687
‫این کارو باهام کرد؟

150
00:06:40,711 --> 00:06:41,939
‫هی، جمله‌ی منو تموم نکن ها

151
00:06:41,963 --> 00:06:43,315
‫شماها منو نشناختید

152
00:06:43,339 --> 00:06:45,067
‫من یه غذای خفن و متفاوت می‌خوام که

153
00:06:45,091 --> 00:06:46,860
‫توی طرز تهیه‌اش
‫رگه‌هایی از بی‌رحمی باشه

154
00:06:46,884 --> 00:06:47,986
‫کوتاه بیا، سامرجون

155
00:06:48,010 --> 00:06:49,863
‫معلومـه دارن ما رو میندازن وسطِ

156
00:06:49,887 --> 00:06:52,783
‫یه تحلیل پیچیده و دوازده‌لایه
‫درباره‌ی علت‌ومعلول و جبرگرایی

157
00:06:52,807 --> 00:06:55,285
‫هر حرکتی بزنی،
‫بیشتر توی این منجلاب دست‌وپا می‌زنیم

158
00:06:55,309 --> 00:06:56,829
‫- من...
‫- پیچیده‌تر از این حرف‌هام!

159
00:06:56,853 --> 00:06:58,373
‫- گفتم بس کنید!
‫- گفتم بس کنید!

160
00:06:58,729 --> 00:07:00,082
‫خیال کردید خیلی بارِتونـه

161
00:07:00,106 --> 00:07:02,418
‫با اون کله‌های گنده و لباس‌های چسبون‌تون

162
00:07:02,442 --> 00:07:05,319
‫ولی شاید انتظار اینجوریشو نداشته باشید!

163
00:07:06,154 --> 00:07:07,297
‫آخ! لعنتی!

164
00:07:07,321 --> 00:07:09,550
‫دهنتو، سامر!
‫تابه پرت کردی براش؟

165
00:07:09,574 --> 00:07:12,511
‫فکر کردم می‌تونه بفهمه.
‫حتی یه کوچولو هم لِفتش دادم.

166
00:07:12,535 --> 00:07:14,721
‫سامر اسمیت،
‫دست‌ها بالا و بیا بیرون!

167
00:07:14,745 --> 00:07:15,806
‫شما بازداشتی!

168
00:07:15,830 --> 00:07:17,224
‫چطوری پلیس اینقدر سریع رسید؟

169
00:07:17,248 --> 00:07:19,667
‫- معلومـه که...
‫- از قبل گزارش داده بودن

170
00:07:20,251 --> 00:07:23,480
‫دوست داری؟ خوشت میاد
‫هم‌زمان یه چیزو بگیم؟

171
00:07:23,504 --> 00:07:25,107
‫ممکنه کل داستان همین باشه، سامر

172
00:07:25,131 --> 00:07:26,442
‫مگه اینکه نباشه، چون...

173
00:07:26,466 --> 00:07:28,068
‫پلیس محاصره‌مون کرده!

174
00:07:28,092 --> 00:07:30,070
‫خفه شید! مثل خر تو گِل گیر کردیم

175
00:07:30,094 --> 00:07:32,406
‫اینجا رو به آتیش نمی‌کِشم،
‫چون یه حسی بهم میگه...

176
00:07:32,430 --> 00:07:33,991
‫خواسته‌ی غیبگوها همینـه!

177
00:07:34,015 --> 00:07:36,743
‫ریک سانچز می‌فهمه
‫هم‌نشینی با غیبگوها بیشتر حال میده

178
00:07:36,767 --> 00:07:38,537
‫چی؟ در صورتی که...

179
00:07:38,561 --> 00:07:40,354
‫غیبگوها چیزی رو بخوان که اون می‌خواد

180
00:07:41,147 --> 00:07:43,208
‫خیلی‌خب، نظر من روی چیـه؟

181
00:07:43,232 --> 00:07:45,002
‫دسر! از قبل هم سفارش داده شده

182
00:07:45,026 --> 00:07:46,670
‫توی یه مخفیگاه خفن

183
00:07:46,694 --> 00:07:47,754
‫گوشم با شماست

184
00:07:47,778 --> 00:07:49,840
‫به خاطر یه دسر جناحت رو عوض کردی؟

185
00:07:49,864 --> 00:07:50,924
‫هی، من از غذام راضی بودم

186
00:07:50,948 --> 00:07:52,968
‫ولی تو که گفتی دقیقاً
‫همین کارو باهام می‌کنن

187
00:07:52,992 --> 00:07:54,720
‫آره، این تو بودی که
‫ما رو اینجوری گرفتار کردی

188
00:07:54,744 --> 00:07:57,788
‫نقشه‌ی جدید، سامر:
‫این غیبگوها رو با خودمون می‌بریم!

189
00:07:59,457 --> 00:08:02,627
‫برگردید!
‫اصلاً بیاید یه دور دیگه اسکن‌تون کنم

190
00:08:06,172 --> 00:08:08,174
‫بچه‌ها؟ آهای؟

191
00:08:08,758 --> 00:08:10,486
‫جز آوار چیز دیگه‌ای نیست

192
00:08:10,510 --> 00:08:12,887
‫خیالم راحت باشه که مُردید؟

193
00:08:13,763 --> 00:08:16,849
‫بازیافتگر، دوباره گُل کاشتی!

194
00:08:19,602 --> 00:08:20,579
‫جونیور!

195
00:08:20,603 --> 00:08:22,414
‫وای خدا! حالت خوبـه؟

196
00:08:22,438 --> 00:08:24,583
‫امیدوارم مرگت رو جلو ننداخته باشم

197
00:08:24,607 --> 00:08:27,252
‫من خوبم... انگاری

198
00:08:27,276 --> 00:08:29,505
‫اون جعبه پیتزا داره راه میره؟

199
00:08:29,529 --> 00:08:31,531
‫اینجا امن نیست. با من بیاید!

200
00:08:32,365 --> 00:08:34,301
‫ما بهش میگیم «آشغال‌شهر»،
‫چون از آشغال درست شده

201
00:08:34,325 --> 00:08:35,385
‫متوجه شدم

202
00:08:35,409 --> 00:08:37,846
‫یعنی بازیافتگر به همه چی حمله می‌کنه؟

203
00:08:37,870 --> 00:08:40,933
‫اگه چیزی جز آشغال نباشه،
‫دیگه نیازی نیست به ریک چیزی بگه

204
00:08:40,957 --> 00:08:43,727
‫بازمانده دارید از همه رنگ

205
00:08:43,751 --> 00:08:47,105
‫آره، یه دوره‌ای بود که همه‌ی اختراعات ریک
‫راه می‌رفتن و حرف می‌زدن

206
00:08:47,129 --> 00:08:49,608
‫هی، غول‌تشن. نمی‌خوای
‫بچه‌غولت رو ببری هواخوری؟

207
00:08:49,632 --> 00:08:51,652
‫مدت کوتاهی بود

208
00:08:51,676 --> 00:08:53,529
‫میگم، ما دنبال یه نفریم

209
00:08:53,553 --> 00:08:54,720
‫می‌تونی کمکمون کنی؟

210
00:08:55,304 --> 00:08:57,265
‫گمونم توی قبرستون دیدمش!

211
00:08:59,058 --> 00:09:00,452
‫از تونل اون طرف!

212
00:09:00,476 --> 00:09:02,913
‫اوه، با پیتزا راه رو نشون میده

213
00:09:02,937 --> 00:09:05,916
‫کاشکی رو زمین نمی‌انداختیش.
‫بگی‌نگی گشنمـه.

214
00:09:05,940 --> 00:09:07,167
‫جونیور؟

215
00:09:07,191 --> 00:09:08,627
‫گابلینیدوس!

216
00:09:08,651 --> 00:09:10,653
‫قدرت جادوییت رو پس بگیر!

217
00:09:11,237 --> 00:09:12,839
‫- ولی چطوری پیداش کنم؟
‫- ولی چطوری پیداش کنم؟

218
00:09:12,863 --> 00:09:15,759
‫♪ گابلین ریزه‌میزه، اشک از چشاش نریزه ♪

219
00:09:15,783 --> 00:09:18,845
‫♪ طفکلی مامان‌وبابا نداره ♪

220
00:09:18,869 --> 00:09:21,598
‫♪ پاشو برو از خونه، نگیر دیگه بهونه ♪

221
00:09:21,622 --> 00:09:24,434
‫♪ جادوت که رو بشه، دنیا رو می‌لرزونه ♪

222
00:09:24,458 --> 00:09:26,812
‫از سری کتاب‌های «گابلین طلسم‌شده»ست

223
00:09:26,836 --> 00:09:28,772
‫آره، کتاب مقدس ماست

224
00:09:28,796 --> 00:09:30,983
‫خودم «گابلین‌ طلسم‌شده» رو نوشتم

225
00:09:31,007 --> 00:09:32,508
‫هر هفت جلدش رو!

226
00:09:34,343 --> 00:09:36,947
‫انگار با مجموعه کتاب‌هایی که
‫برات فرستادم، خیلی حال کردی

227
00:09:36,971 --> 00:09:38,574
‫رابطه‌ی پیچیده‌ای داشتیم!

228
00:09:38,598 --> 00:09:41,285
‫نه، نه، کتاب اولم جوری نبود که

229
00:09:41,309 --> 00:09:42,828
‫بخوای تو کفِ بعدیش بمونی

230
00:09:42,852 --> 00:09:44,705
‫گذشته‌ها گذشته، پسرم

231
00:09:44,729 --> 00:09:46,999
‫خوشحالم که توی این ماجراجویی
‫کنار همدیگه‌ایم

232
00:09:47,023 --> 00:09:50,276
‫حالا، نظرت چیـه
‫بریم مامان مُرده‌ات رو ببینیم؟!

233
00:09:52,903 --> 00:09:54,590
‫سامر اسمیت، موقعیت ساعت دو

234
00:09:54,614 --> 00:09:56,717
‫از اینکه داره بهت خوش می‌گذره، غُر میزنه

235
00:09:56,741 --> 00:09:59,177
‫نیا توی آب.
‫یه آدم خشک می‌خوام وسیله بده دستم.

236
00:09:59,201 --> 00:10:00,554
‫الان چند ساعتـه ما اینجاییم

237
00:10:00,578 --> 00:10:02,598
‫جزو نقشه‌ست.
‫بهش میگن پناه گرفتن.

238
00:10:02,622 --> 00:10:05,726
‫آروم باش. از این شیرینی غول‌پیکری که
‫می‌دونستن کِیفم رو کوک می‌کنه بخور

239
00:10:05,750 --> 00:10:07,894
‫خیلی باحالـه اینقدر گنده‌ست

240
00:10:07,918 --> 00:10:09,771
‫سامر اسمیت آروم نمی‌گیره

241
00:10:09,795 --> 00:10:12,441
‫بله، چون ریک داره
‫جای من با شماها می‌گرده

242
00:10:12,465 --> 00:10:14,985
‫سامر، تو با ماهی‌تابه زدی تو ملاج‌شون و
‫اینها ما رو آوردن استخر

243
00:10:15,009 --> 00:10:17,345
‫غیبگوها رودست ندارن. اینو نگاه

244
00:10:21,182 --> 00:10:23,243
‫دیدی؟
‫حتی یه بار هم تمرین نکردیم

245
00:10:23,267 --> 00:10:25,871
‫همین تو نبودی می‌گفتی
‫تله‌ست و فلان بیسار؟!

246
00:10:25,895 --> 00:10:27,914
‫مگه شماها نگران نقشه‌ی نهاییش نبودید؟

247
00:10:27,938 --> 00:10:30,000
‫سامر، نقشه‌ی نهایی همینـه.
‫اون عاشقمـه.

248
00:10:30,024 --> 00:10:32,210
‫اگه می‌خواست آزاد باشه،
‫کافی بود اراده کنه و بره

249
00:10:32,234 --> 00:10:33,712
‫کسی که جلوشو نگرفته

250
00:10:33,736 --> 00:10:34,796
‫- وای!
‫- بس کن بابا،

251
00:10:34,820 --> 00:10:36,465
‫مگه نمی‌دونستی این کارو می‌کنم؟

252
00:10:36,489 --> 00:10:37,799
‫واسه چی قیافه گرفتی الان؟

253
00:10:37,823 --> 00:10:39,593
خودت گفتی بریم رستوران غیبگوها

254
00:10:39,617 --> 00:10:41,386
اینجا عملاً همونـه

255
00:10:41,410 --> 00:10:43,597
‫من می‌خواستم با تو برم رستوران!

256
00:10:43,621 --> 00:10:45,891
‫فقط می‌خواستم یه تجربه‌ی خفن
‫با من داشته باشی

257
00:10:45,915 --> 00:10:48,852
‫سامر! تو منو کشوندی به این قرار مسخره،
‫چون ته دلت

258
00:10:48,876 --> 00:10:50,395
‫فکر می‌کنی می‌دونی من چی می‌خوام

259
00:10:50,419 --> 00:10:53,357
‫ولی این موجود قبل اینکه حتی خودم بفهمم،
می‌دونه چی می‌خوام

260
00:10:53,381 --> 00:10:56,026
‫وای! این شیرینیش وقتی آبکیـه هم خوشمزه‌ست

261
00:10:56,050 --> 00:10:58,654
‫ریک شات ژله‌ای دوست داره!
‫ریک شات ژله‌ای دوست داره!

262
00:10:58,678 --> 00:11:00,221
الحق که ‫این غیبگوها علم غیب دارن

263
00:11:01,013 --> 00:11:02,699
‫شات ژله‌ای سفارش داده بودید

264
00:11:02,723 --> 00:11:04,117
‫میشه تحویل‌شون بگیری، سامر؟

265
00:11:04,141 --> 00:11:06,286
‫یه نفر بیرون استخر
‫به درد همین می‌خوره دیگه

266
00:11:06,310 --> 00:11:08,396
‫- من...
‫- از این غیبگوهای لاشی بدم میاد!

267
00:11:09,522 --> 00:11:10,791
‫عاشق‌تونم!

268
00:11:10,815 --> 00:11:12,525
‫شات! شات! شات!

269
00:11:13,359 --> 00:11:14,503
‫وای خدا

270
00:11:14,527 --> 00:11:15,629
‫آره

271
00:11:15,653 --> 00:11:19,000
‫گمونم زباله‌ی یه نفر،
‫ممکنه واسه یکی دیگه

272
00:11:19,001 --> 00:11:20,842
‫قبرستان زیبا باشه؟

273
00:11:20,866 --> 00:11:23,536
‫انگار اونجا بخش ربات‌های جنسیـه

274
00:11:27,164 --> 00:11:28,582
‫ایناهاشش

275
00:11:31,335 --> 00:11:32,420
‫سلام، مادر

276
00:11:32,962 --> 00:11:34,463
‫منم، پسر کوچولوت

277
00:11:35,089 --> 00:11:36,608
‫کاش توی زندگیم بودی

278
00:11:36,632 --> 00:11:39,528
‫اون... بهترین رباتی بود که
‫باهاش سکس داشتم

279
00:11:39,552 --> 00:11:40,779
‫خب، جزو سه تای اول بود

280
00:11:40,803 --> 00:11:43,490
‫- اقلاً جزو پنج‌تای اول می‌شد
‫- پنج‌تای اول؟

281
00:11:43,514 --> 00:11:45,492
‫خیلی بیشتر از پنج‌تا هم هست!

282
00:11:45,516 --> 00:11:47,119
‫الان ازش تعریف کردم

283
00:11:47,143 --> 00:11:48,745
‫مامانت واقعاً استاد داگی‌استایل بود

284
00:11:48,769 --> 00:11:52,165
‫من هم بلدم اونایی که
‫باهاشون خوابیدم رو رتبه‌بندی کنم

285
00:11:52,189 --> 00:11:54,000
‫جدی؟

286
00:11:54,024 --> 00:11:57,295
‫دو کلمه بیشتر نیست: «هتر لاکلیر»
‫[بازیگر آمریکایی]

287
00:11:57,319 --> 00:11:58,672
‫پسر خودمی!

288
00:11:58,696 --> 00:12:00,298
‫ممنون که منو آوردی اینجا...

289
00:12:00,322 --> 00:12:01,383
‫بابا

290
00:12:01,407 --> 00:12:03,093
‫قابلی نداشت، پسرم

291
00:12:03,117 --> 00:12:04,469
‫خوشحالم این کار رو کردیم

292
00:12:04,493 --> 00:12:07,848
‫ما هم همینطور!

293
00:12:07,872 --> 00:12:09,349
‫خدایا! شما کی هستید؟

294
00:12:09,373 --> 00:12:10,434
‫ولمون کنید!

295
00:12:10,458 --> 00:12:12,602
‫من همونی‌ام که نباید باشم!

296
00:12:12,626 --> 00:12:15,397
‫من آشغالِ آشغال‌هام!

297
00:12:15,421 --> 00:12:17,590
‫نمیذارن پیش بقیه زندگی کنم

298
00:12:18,132 --> 00:12:20,694
‫پسرک آدمیزاد، تخم‌وترکه‌ی ریک،

299
00:12:20,718 --> 00:12:23,947
‫مطمئنم شما می‌تونید اون در رو باز کنید!

300
00:12:23,971 --> 00:12:25,532
‫بازیافتگر ما رو اون بالا می‌کُشه!

301
00:12:25,556 --> 00:12:27,576
‫خطرش پای خودم

302
00:12:27,600 --> 00:12:29,119
‫ببخشید، جونیور

303
00:12:29,143 --> 00:12:31,079
‫من واقعاً پدر افتضاحی بودم!

304
00:12:31,103 --> 00:12:33,623
‫اصلاً نمی‌فهمیدم که هر کاری چه عواقبی داره!

305
00:12:33,647 --> 00:12:35,876
‫حالا این هیولا قراره ما رو بکُشه

306
00:12:35,900 --> 00:12:37,377
‫ولی تو خودت رو به موت بودی

307
00:12:37,401 --> 00:12:38,962
‫بدتر از من وجود نداره!

308
00:12:38,986 --> 00:12:41,840
‫- خب، من جدی‌جدی رو به موت نیستم
‫- چی؟

309
00:12:41,864 --> 00:12:44,217
‫تو فقط اینجوری برداشت کردی،
‫بیشترش هم پیش‌داوری بود واقعاً

310
00:12:44,241 --> 00:12:46,386
‫من هیچوقت به کلام نگفتم که دارم می‌میرم

311
00:12:46,410 --> 00:12:48,722
‫- چی؟!
‫- واسه کتاب جدیدم سوژه لازم داشتم!

312
00:12:48,746 --> 00:12:50,474
‫دنباله‌ی کتاب «پدر افتضاح ِمن»

313
00:12:50,498 --> 00:12:51,933
‫این تنها کتابمـه که فروش رفته!

314
00:12:51,957 --> 00:12:54,436
‫بذار بزنم تو سرش!
‫بذار یه مُشت بزنم تو ملاج پسر لاشیم!

315
00:12:54,460 --> 00:12:55,979
‫جفت‌تون لاشی هستید

316
00:12:56,003 --> 00:12:59,232
‫اون مکالمه‌ای که در مورد
‫رتبه‌بندی زن‌ها داشتید حال‌به‌هم‌زن بود

317
00:12:59,256 --> 00:13:00,942
‫بحثی بود در حد سیاره‌ی آشغال‌ها!

318
00:13:00,966 --> 00:13:02,384
‫این هم در حد همونـه!

319
00:13:03,719 --> 00:13:06,156
‫نه! جونیور! جونیور!

320
00:13:06,180 --> 00:13:09,326
‫یه روز عادی دیگه توی آشغال‌شهر

321
00:13:09,350 --> 00:13:10,494
‫بزن بریم!

322
00:13:10,518 --> 00:13:11,811
‫نــه!

323
00:13:13,853 --> 00:13:14,913
‫تو ریدی!

324
00:13:14,937 --> 00:13:17,874
‫پسر من هم ریده بود،
‫ولی به مُردنش راضی نبودم

325
00:13:17,898 --> 00:13:20,961
‫خفه شو! با اون پاروی گوشتی‌ات بازش کن!

326
00:13:20,985 --> 00:13:22,194
‫نه!

327
00:13:24,739 --> 00:13:26,591
‫انگار به سناریوی سوم خوردیم، مورتی

328
00:13:26,615 --> 00:13:28,635
‫قاعدتاً داری یجور شورش
‫زباله‌ای رو رهبری می‌کنی

329
00:13:28,659 --> 00:13:30,012
‫یا یکی داره از کالبدت استفاده می‌کنه

330
00:13:30,036 --> 00:13:31,096
‫نمی‌دونم

331
00:13:31,120 --> 00:13:32,931
‫من فقط سه تا سناریو تعریف کردم که
‫توی اون دوتای دیگه

332
00:13:32,955 --> 00:13:34,725
‫مثل فیلم «گونیز» میفتی دنبال گنج

333
00:13:34,749 --> 00:13:37,418
‫بگذریم، با بازیافتگر حرف بزن.
‫مسئله رو حل می‌کنن.

334
00:13:38,586 --> 00:13:40,230
‫نه! بازیافتگر نه!

335
00:13:40,254 --> 00:13:41,982
‫ریک! سناریوی سوم نیست!

336
00:13:42,006 --> 00:13:44,860
‫نه! یه کاری کن اون نردبون بیاد پایین!

337
00:13:44,884 --> 00:13:46,945
‫دارم سعیم رو می‌کنم!
‫من هم دلم نمی‌خواد اینجا باشم!

338
00:13:46,969 --> 00:13:49,364
‫ای بابا! تو هنوز زنده‌ای؟

339
00:13:49,388 --> 00:13:51,283
‫این گور به گور شده چه کوفتیـه؟!

340
00:13:51,307 --> 00:13:52,993
‫این برای من اُفت داره

341
00:13:53,017 --> 00:13:55,579
‫نه! من باید برگردم

342
00:13:55,603 --> 00:13:58,064
‫پیش همسرم!

343
00:14:00,816 --> 00:14:01,793
‫لعنتی!

344
00:14:01,817 --> 00:14:03,879
‫سینه‌خیز بیا بیرون تا
‫بتونم بهت شلیک کنم!

345
00:14:03,903 --> 00:14:05,446
مگه مغز خر خوردم؟

346
00:14:06,405 --> 00:14:08,074
‫باشه سگ خورد.
‫خودم ردیفش می‌کنم.

347
00:14:09,408 --> 00:14:10,427
‫خدایی؟

348
00:14:10,451 --> 00:14:12,512
‫این آشغال الحق که آشغالـه!

349
00:14:12,536 --> 00:14:15,164
‫خیلی‌خب، این دفعه
‫جدی‌جدی میرم بررسی کنم

350
00:14:16,916 --> 00:14:18,435
‫این پایین شبکه‌ی تونلی هست؟!

351
00:14:18,459 --> 00:14:20,044
‫پشمام!

352
00:14:21,462 --> 00:14:22,630
‫یوهو!

353
00:14:25,174 --> 00:14:28,052
‫«شیء ارزشمند شناسایی شد» همینـه و بس!

354
00:14:31,889 --> 00:14:34,368
‫تو هیچ درکی از ارزشش نداری

355
00:14:34,392 --> 00:14:36,119
‫جونیور! زنده‌ای؟!

356
00:14:36,143 --> 00:14:38,372
‫به لطف طرفدارهای وفادارم

357
00:14:38,396 --> 00:14:41,166
‫این امضابگیرها منو در حال مرگ
‫توی قبرستون پیدا کردن

358
00:14:41,190 --> 00:14:42,793
‫مداوام کردن و با تونل منو رسوندن پیشت

359
00:14:42,817 --> 00:14:45,045
‫قشنگ مخاطب‌هات رو پیدا کردی ها

360
00:14:45,069 --> 00:14:47,547
‫ببخشید که بازم می‌خواستم زیرآبتو بزنم

361
00:14:47,571 --> 00:14:49,700
‫تنها چیزی که منو باارزش می‌کرد...

362
00:14:49,701 --> 00:14:51,742
‫خراب کردنِ تو بود

363
00:14:53,702 --> 00:14:55,180
‫من آه در بساط ندارم، پدر

364
00:14:55,204 --> 00:14:57,349
‫کلی پرونده‌ی اثبات نَسَب پدری دارم و

365
00:14:57,373 --> 00:15:00,060
‫مجله‌ی نیویورکر هم موی دماغم شده...

366
00:15:00,084 --> 00:15:02,145
‫گوش کنید، بازیافتگر
‫از شبکه‌ی تونلی باخبر شده

367
00:15:02,169 --> 00:15:03,563
‫باید به همه خبر بدیم!

368
00:15:03,587 --> 00:15:06,340
‫در ضمن، میشه حالا اینو امضا کنی؟

369
00:15:07,967 --> 00:15:09,277
‫چه غلطا...؟

370
00:15:09,301 --> 00:15:10,487
‫آهای؟

371
00:15:10,511 --> 00:15:13,556
‫سامر، گمونم غیبگوها
‫چیزخورم کردن و زدن به چاک

372
00:15:14,390 --> 00:15:15,391
‫سامر؟

373
00:15:16,892 --> 00:15:18,018
‫سامر!

374
00:15:20,104 --> 00:15:23,750
‫سامر اسمیت غیبگوها رو چیزخور می‌کنه!

375
00:15:23,774 --> 00:15:25,001
‫پس فهمیدید، نه؟

376
00:15:25,025 --> 00:15:26,986
‫مگه نمی‌دونستید قراره اینطوری بشه؟

377
00:15:28,696 --> 00:15:30,382
‫سامر اسمیت ما رو به کُشتن میده!

378
00:15:30,406 --> 00:15:33,468
‫درستـه! یا هم که غیبگوها باید راستش رو بگن

379
00:15:33,492 --> 00:15:35,619
‫- من واقعاً دلم تُست آووکادو می‌خواست؟
‫- چی؟!

380
00:15:36,704 --> 00:15:38,723
‫من واقعاً دلم تُست آووکادو می‌خواست؟

381
00:15:38,747 --> 00:15:40,600
‫باشه، باشه، نه نمی‌خواستی

382
00:15:40,624 --> 00:15:43,061
‫- تازه آدم خوش‌مشربی هم هستم
‫- آره هستی!

383
00:15:43,085 --> 00:15:45,564
‫حق با تو بود! ما تو رو وسیله قرار دادیم
‫تا پدربزرگت رو خام کنیم

384
00:15:45,588 --> 00:15:46,940
‫- تا به تو ضربه بزنیم!
‫- آره درسته لامصب!

385
00:15:46,964 --> 00:15:49,484
‫می‌دونستم اونقدر سطحی و خَز نیستم
‫که آووکادو بخوام!

386
00:15:49,508 --> 00:15:51,319
‫پس شما رو می‌برم جایی که می‌خواید برید

387
00:15:51,343 --> 00:15:53,405
‫تا از این مسخره‌بازی خلاص بشم

388
00:15:53,429 --> 00:15:54,573
‫پایه‌ایم

389
00:15:54,597 --> 00:15:55,657
‫وای لعنتی!

390
00:15:55,681 --> 00:15:57,117
‫غیبگوهام رو پس بده!

391
00:15:57,141 --> 00:15:59,995
‫شرمنده بابابزرگ! گفتی درگیر
‫مزخرفات غیبگوها نشم،

392
00:16:00,019 --> 00:16:01,955
‫پس من هم برعکسش رو انجام میدم!

393
00:16:01,979 --> 00:16:03,373
‫این که برعکسش نیست!

394
00:16:03,397 --> 00:16:05,959
‫سامر اسمیت دو ثانیه‌ی دیگه
‫فرمون رو می‌شکونه به راست

395
00:16:05,983 --> 00:16:07,335
‫ولی اون که بیلبورده

396
00:16:07,359 --> 00:16:09,945
‫- می‌گیره راست
‫- بهتون اعتماد می‌کنم

397
00:16:11,655 --> 00:16:13,800
‫یا خدا، شما حرف ندارید

398
00:16:13,824 --> 00:16:15,927
‫تو لیاقت این خوشگل‌های کچل منو نداری!

399
00:16:15,951 --> 00:16:17,661
‫یه چرخش ۳۶۰ درجه می‌زنه!

400
00:16:22,291 --> 00:16:23,435
‫داری خرابش می‌کنی، سامر!

401
00:16:23,459 --> 00:16:26,962
‫بالاخره اون چرندیات پیشگویی
‫غیبگوها داشت به کارم می‌اومد

402
00:16:28,464 --> 00:16:30,317
‫مگه نمی‌خواستی امروز
‫بریم بیرون خوش بگذرونیم؟

403
00:16:30,341 --> 00:16:31,800
‫نه این شکلی!

404
00:16:33,719 --> 00:16:35,346
‫ترمز دستی رو می‌کِشه!

405
00:16:39,683 --> 00:16:42,496
‫- گوه توش!
‫- چپ! راست! راست! چپ!

406
00:16:42,520 --> 00:16:44,522
‫پدربزرگش رو از اتوبان پرت می‌کنه بیرون!

407
00:16:46,732 --> 00:16:47,732
‫« نمایش زنده‌ی گابلین طلسم‌شده »

408
00:16:47,733 --> 00:16:50,086
‫اهالی آشغالی، مردمِ من،

409
00:16:50,110 --> 00:16:52,196
‫بازیافتگر از از آشغال‌شهر خبر داره

410
00:16:52,988 --> 00:16:56,218
‫تنها شانس‌مون اینـه که
‫نبرد رو ببریم سمتِ اونا!

411
00:16:56,242 --> 00:17:00,222
‫جسارتاً، حمله‌ی مستقیم
‫به برج بازیافتگر حکم خودکشی رو داره

412
00:17:00,246 --> 00:17:01,348
‫موافقم

413
00:17:01,372 --> 00:17:04,059
‫به اون گوش ندید!
‫اون ربات «وکیل شیطان»ـه!

414
00:17:04,083 --> 00:17:05,310
‫خوشحالم که ریک فرستادش بین آشغال‌ها!

415
00:17:05,334 --> 00:17:06,770
‫جسارتاً،

416
00:17:06,794 --> 00:17:08,671
‫قیافه‌ات نشون نمیده خوشحال باشی

417
00:17:13,092 --> 00:17:14,635
‫لعنتی. عجب صدایی

418
00:17:16,762 --> 00:17:20,325
‫شیپور گابلینیدوس یادمون میاره که
‫کار نشد نداره

419
00:17:20,349 --> 00:17:23,078
‫این شیپور قبل از اینکه گاب‌ناب، پسر الف،
‫توی کتاب دوم سرنگون بشه، زده شد

420
00:17:23,102 --> 00:17:25,163
‫همینطور سرنگونی بلوگسمو توی کتاب سوم!

421
00:17:25,187 --> 00:17:27,165
‫بعلاوه جادوگر سفید توی کتاب چهارم!

422
00:17:27,189 --> 00:17:29,876
‫باشه، فهمیدم. رفتم
‫سراغ همون ایده‌ی همیشگی

423
00:17:29,900 --> 00:17:31,753
‫تو «گابلین طلسم‌شده» رو خوندی؟

424
00:17:31,777 --> 00:17:33,171
‫آره، خیلی دوستش داشتم!

425
00:17:33,195 --> 00:17:35,215
‫۱۴ سالمه دیگه. مخاطب هدفش منم

426
00:17:35,239 --> 00:17:36,740
‫بازیافتگر بیخ گوش‌مونـه!

427
00:17:48,002 --> 00:17:49,563
‫شی غیر ارزشمند

428
00:17:49,587 --> 00:17:50,796
‫یوهو!

429
00:17:51,463 --> 00:17:52,965
‫زدید وسط کاسه توالت!

430
00:17:55,926 --> 00:17:58,113
‫گول بمب توالتی رو خوردم؟!

431
00:17:58,137 --> 00:17:59,990
‫چقدر خجالت‌آور!

432
00:18:00,014 --> 00:18:03,058
‫مورتی، تا وقتی نیومده بودی
‫هیچ غمی نداشتم!

433
00:18:04,852 --> 00:18:07,563
‫جهنم خوش بگذره، برج!

434
00:18:08,355 --> 00:18:09,356
‫بپا!

435
00:18:18,115 --> 00:18:22,119
‫مردم من! ستمگر رو سرنگون کنید!

436
00:18:27,750 --> 00:18:32,755
‫به ریک... چیزی از این قضیه... نگید

437
00:18:34,923 --> 00:18:36,342
‫بازیافتگر بیچاره

438
00:18:37,134 --> 00:18:39,887
‫اونا هم عین ما بودن،
‫از دور انداخته شدن می‌ترسیدن

439
00:18:40,596 --> 00:18:43,491
‫ولی امروز، عصر جدیدی رو آغاز می‌کنیم

440
00:18:43,515 --> 00:18:45,785
‫که همه ارزش دارن

441
00:18:45,809 --> 00:18:47,019
‫مخصوصاً نویسنده‌ها

442
00:18:48,354 --> 00:18:50,540
‫هنوزم یکم آشغالم

443
00:18:50,564 --> 00:18:52,441
‫گمونم به بابات رفتی

444
00:19:02,500 --> 00:19:04,118
‫« هات کاگ »
‫[هات داگ، کاگ = غیبگو]

445
00:19:04,119 --> 00:19:05,263
‫درست به موقع

446
00:19:05,287 --> 00:19:07,432
‫این فود تراک حسابی سر و صدا کرده!

447
00:19:07,456 --> 00:19:10,101
‫آره، حتی اون پیرمرد لنگ‌لنگان معروف هم هست

448
00:19:10,125 --> 00:19:12,062
‫- خدایا
‫- برگام

449
00:19:12,086 --> 00:19:13,605
‫اون‌همه مصیبت سرمون آوردی

450
00:19:13,629 --> 00:19:16,316
‫تا به کارمندهای خسته‌ی رستوران
‫کمک کنی فود تراک راه بندازن؟

451
00:19:16,340 --> 00:19:17,484
‫چقدر سطحی و خز

452
00:19:17,508 --> 00:19:19,510
‫اون پیچیده‌تر از این حرفاست

453
00:19:20,719 --> 00:19:21,696
‫پشمام

454
00:19:21,720 --> 00:19:22,947
‫عجب هات داگی

455
00:19:22,971 --> 00:19:25,033
‫این بهتر از تُست آووکادوئـه؟!

456
00:19:25,057 --> 00:19:26,534
‫آخه تو چی از ظرافت و پیچیدگی می‌فهمی؟!

457
00:19:26,558 --> 00:19:29,788
‫شما غیبگوها مطمئنید که
‫دیگه نمی‌خواید بریم خوش بگذرونیم؟

458
00:19:29,812 --> 00:19:31,122
‫اصلاً واقعی بود؟

459
00:19:31,146 --> 00:19:34,441
‫ریک سانچز دلش نمی‌خواد
‫جواب این سؤال رو بدونه

460
00:19:36,026 --> 00:19:37,653
‫ولی اگه بخواد چی؟

461
00:19:40,073 --> 00:19:41,073
‫« اسلحه‌های دست‌دوم »

462
00:19:42,074 --> 00:19:44,678
‫سعی کردم درگاه بزنم. ولی نشد

463
00:19:44,702 --> 00:19:46,554
‫ریک واقعاً از فیلم «گونیز» بدش میاد

464
00:19:46,578 --> 00:19:49,349
‫گمونم کم‌کم آشغال‌شهر خوشمون میاد

465
00:19:49,373 --> 00:19:52,310
‫راستش، من یه همسر زباله‌ای برگزیدم

466
00:19:52,334 --> 00:19:53,853
‫برگزیدم چه صیغه‌ایه؟!

467
00:19:53,877 --> 00:19:56,130
‫ما خودمون رو وقف همدیگه کردیم

468
00:19:56,839 --> 00:19:59,818
‫حتی اگه راه خروجی هم بود
‫من همینجا می‌موندم

469
00:19:59,842 --> 00:20:02,803
‫اینجا نمی‌تونن مجبورت کنن
‫خرجی بچه‌ رو بدی، مگه نه؟

470
00:20:03,762 --> 00:20:04,763
‫وای، پدر

471
00:20:05,347 --> 00:20:06,533
‫ما دو نفر رو باش

472
00:20:06,557 --> 00:20:08,326
‫با هم وقت می‌گذرونیم

473
00:20:08,350 --> 00:20:09,935
‫آره، خوبـه

474
00:20:14,022 --> 00:20:16,334
‫اون یه فود تراکـه؟

475
00:20:16,358 --> 00:20:18,044
‫هنوز هیچی نشده شهرمون داره لوکس میشه

476
00:20:18,068 --> 00:20:21,673
‫ریک! ریک! ریک!
‫منو از اینجا ببر بیرون! وای خدا!

477
00:20:21,697 --> 00:20:24,175
‫نگران نباش، پسرمون به اون نمیره

478
00:20:24,199 --> 00:20:25,552
‫به دل نگیرید!

479
00:20:25,576 --> 00:20:27,494
‫من فقط ۱۴ سالمـه، باید از اینجا برم!

480
00:20:28,328 --> 00:20:30,682
‫این آخرین باری بود که پدرم رو دیدم

481
00:20:30,706 --> 00:20:33,017
‫دوباره صدای مادرم رو

482
00:20:33,041 --> 00:20:34,460
‫در نوای باد شنیدم

483
00:20:35,085 --> 00:20:36,438
‫«آزاد باش، پسرم»

484
00:20:36,462 --> 00:20:38,857
‫اتفاقاً به نحوی حس آزادی داشتم

485
00:20:38,881 --> 00:20:40,900
‫پدرم افتضاح بود

486
00:20:40,924 --> 00:20:43,069
‫مادرم هم زباله بود

487
00:20:43,093 --> 00:20:44,845
‫ولی حالا خودم رو می‌شناختم

488
00:20:45,429 --> 00:20:47,765
‫و به نحوی، همین برام کافی بود

489
00:20:47,766 --> 00:20:49,000
‫« پدر افتضاح من ۲ »
‫« خدانگهدار مامانِ جنسی»

490
00:20:49,016 --> 00:20:51,411
‫- نگفتم؟
‫- عوضی ناقلا

491
00:20:51,435 --> 00:20:54,122
‫باورم نمیشه توی قمرِ آشغالی ریک
‫واسه کتابش ناشر پیدا کرده

492
00:20:54,146 --> 00:20:55,415
‫زود باشید، بریم سوار شیم

493
00:20:55,439 --> 00:20:56,774
‫شماها هنوز کتاب می‌خونید؟!

494
00:20:56,775 --> 00:20:58,000
‫« کتاب‌های پرفروش »

495
00:21:30,933 --> 00:21:34,102
‫شماره‌ی ۵۳! هات کاگ، شیکاگویی

496
00:21:35,187 --> 00:21:37,999
‫جسارتاً، می‌دونم هیچ جایگزینی نداره،

497
00:21:38,023 --> 00:21:40,418
‫ولی من اصلاً نمی‌خوام
‫توی هات‌ داگم پیاز باشه

498
00:21:40,442 --> 00:21:41,628
‫چرا، خوبم می‌خوای

499
00:21:41,652 --> 00:21:43,379
‫جسارتاً، نمی‌خوام

500
00:21:43,403 --> 00:21:46,657
‫توی ۴۳ سالگی با یه سکته‌ی
‫قلبی شدید می‌میری

501
00:21:47,825 --> 00:21:50,369
‫جسـ... جسـ...

502
00:21:51,620 --> 00:21:52,806
‫جسارتاً...

503
00:21:52,830 --> 00:21:54,432
‫رئیس می‌خواد تو رو ببینه

504
00:21:54,456 --> 00:21:56,351
‫این پیش‌بینی بود یا...؟

505
00:21:56,375 --> 00:21:57,918
‫برو باهاش حرف بزن، استیو

506
00:21:58,500 --> 00:25:25,081
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
