WEBVTT

00:32.556 --> 00:36.722
‫«ریک و مورتی»
‫«فصل هفتم، قسمت دهم»

00:40.689 --> 00:42.283
‫طحالت رو از جا می‌کنم...

00:42.307 --> 00:43.901
‫و می‌دم شوهرت بخوره!

00:43.901 --> 00:45.486
‫ایش، دلم نمی‌خواد چنین کاری بکنه.

00:45.486 --> 00:47.113
‫امان از دستت مورتی،
‫بهتره تا نفهمیده...

00:47.137 --> 00:48.989
‫شوهر یعنی چی، فرار کنیم.

00:48.989 --> 00:50.434
‫این کارناوال کابوس...

00:50.458 --> 00:51.742
‫قبلا ترسناک بود، درست نمی‌گم؟

00:51.742 --> 00:54.078
‫- ای بابا، بار تجربه‌مون خیلی سنگین شده.
‫- حس افتضاحیه، متوجهی؟

00:54.078 --> 00:56.455
‫آخه غلبه بر ترس هر از گاهی حال می‌ده.

00:56.455 --> 00:58.125
‫درست شنیدم که دلتون می‌خواد...

00:58.149 --> 01:00.167
‫عین سابق درست و حسابی بترسین؟

01:00.167 --> 01:02.044
‫خب، بیشتر دلم می‌خواد
‫دزدکی به حرف‌هامون گوش ندی.

01:02.044 --> 01:02.777
‫آره، تو دیگه کی هستی؟

01:02.801 --> 01:04.838
‫کت‌شلوارت به این معناست
‫که اینجا کار می‌کنی...

01:04.838 --> 01:06.465
‫یا اصلا اینجا کار نمی‌کنی؟

01:06.465 --> 01:07.502
‫من هم عین شما...

01:07.526 --> 01:09.218
‫در زمینه ترس خبره‌ام.

01:09.218 --> 01:10.840
‫ضمنا، من هم اهل زمینم.

01:10.864 --> 01:12.012
‫راستی، می‌دونستین...

01:12.012 --> 01:13.332
‫ترسناک‌ترین محل کل کهشکان...

01:13.356 --> 01:14.890
‫روی زمین واقع شده؟

01:15.391 --> 01:16.475
‫اگه مایل باشین، می‌تونم نشونتون بدم.

01:17.017 --> 01:18.310
‫ما که خودمون می‌خواستیم
‫بریم سمت زمین.

01:19.853 --> 01:22.314
‫- بپیچ سمت چپ. داریم می‌رسیم.
‫- خودمون آدرس زمین رو بلدیم.

01:22.314 --> 01:24.483
‫راستش، امثال شما
‫که هر تجربه‌ای داشتین،

01:24.817 --> 01:26.660
‫ترس‌های انگشت‌شماری دارین...

01:26.684 --> 01:27.695
‫که هنوز بهشون غلبه نکردین.

01:27.695 --> 01:31.115
‫یکیشون هم همین‌جاست.

01:32.558 --> 01:34.593
‫[اغذیه‌فروشی دنی]

01:34.618 --> 01:37.037
‫- خیلی‌خب، این دیگه چه وضعشه؟
‫- آره، داری ضعیف‌کشی می‌کنی.

01:37.037 --> 01:39.415
‫«دنی» اغذیه‌فروشی زنجیره‌ای خوبیه
‫که به هر کی شب‌زنده‌داره،

01:39.415 --> 01:40.916
‫- غذای نشاسته‌دار می‌ده.
‫- شوخیت اصلا بامزه نبود رفیق.

01:40.916 --> 01:42.543
‫نه، واقعا همین‌جاست.

01:43.377 --> 01:44.962
‫امیدوارم جفتتون موفق باشین.
‫می‌رم واسه خودم سینی مخصوص سفارش بدم.

01:46.046 --> 01:47.578
‫صرفا می‌خواست برسونیمش، مگه نه؟

01:47.602 --> 01:49.133
‫واقعا خیال کرد راننده تاکسی هستیم.

01:50.134 --> 01:51.844
‫خب، حالا که تا اینجا اومدیم...

01:52.678 --> 01:54.638
‫خیلی‌خب!ً سینی جنگلی مخصوص،
‫ساندویچ مخصوص،

01:54.638 --> 01:56.932
‫سینی پنکیک، برگر مخصوص،
‫دو میلک‌شیک...

01:56.932 --> 01:58.475
‫و سینی چدار سوخاری.

01:58.475 --> 02:00.644
‫هر موقع صورت‌حساب رو خواستین، صدام کنین،
‫ضمنا، اگه واسه سوراخ اومدین،

02:00.644 --> 02:02.521
‫- تو مستراح مردانه است.
‫- اگه واسه چی اومدیم؟

02:02.521 --> 02:03.103
‫واسه سوراخ؟

02:03.127 --> 02:04.898
‫سوراخ وحشت رو می‌گم.
‫تو مستراح مردانه است.

02:04.923 --> 02:05.430
‫[مستراح]

02:05.553 --> 02:11.561
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:11.585 --> 02:15.585
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

02:16.034 --> 02:18.495
‫خب، واقعا سوراخه،
‫اصلا دروغ نگفته بود.

02:18.495 --> 02:20.539
‫دورش موئه؟ جلبک دریاییه؟

02:20.956 --> 02:23.459
‫وای، کل دورش رو فرا گرفته، مگه نه؟

02:23.459 --> 02:25.836
‫لابد باید بدون دست زدن
‫به دورش بپریم پایین؟

02:25.836 --> 02:27.796
‫به نظرت تهش میخ گذاشتن؟

02:27.796 --> 02:29.882
‫گمون نکنم دلشون بخواد
‫ملت در بدو ورود به سوراخ بمیرن.

02:29.882 --> 02:31.133
‫این‌جوری که کسب‌وکارشون می‌خوابه!

02:31.133 --> 02:32.706
‫خب، سود زیادی که نمی‌برن.

02:32.730 --> 02:34.303
‫هنوز تلویزیون ویدیویی دارن.

02:34.707 --> 02:35.362
‫[آموزش سوراخ]

02:35.387 --> 02:37.973
‫- عه، همونه که تو کارناوال دیدیم.
‫- آها، پس خودش هم سهم می‌بره.

02:37.973 --> 02:39.366
‫سلام. به سوراخ خوش اومدین.

02:39.390 --> 02:41.310
‫طرز کارش به این شکله:
‫می‌پرین تو.

02:41.310 --> 02:43.092
‫سوراخ بزرگ‌ترین ترستون رو
‫مجسم می‌کنه.

02:43.116 --> 02:44.897
‫شما به ترس مذکور غلبه کردی
‫و بی‌باک...

02:44.897 --> 02:45.763
‫بیرون میاین.

02:45.788 --> 02:47.942
‫- بعدش عکستون رو روی دیوار می‌چسبونین!
‫- [رفتم تو سوراخ]

02:47.967 --> 02:48.375
‫[رفتم تو سوراخ]

02:48.400 --> 02:49.318
‫به سوراخ چی می‌رسه؟

02:49.651 --> 02:50.904
‫خب، ماهی‌هایی رو
‫که پوست‌مرده...

02:50.928 --> 02:52.738
‫کف پای ملت رو می‌خورن، دیدین؟

02:52.738 --> 02:54.551
‫می‌شه گفت سوراخ هم تو همون مایه‌هاست.

02:54.575 --> 02:56.658
‫از ترس ملت تغذیه می‌کنه.
‫هم به نفع شماست، هم به نفع سوراخ.

02:56.658 --> 02:58.285
‫خوش باشین و تو سوراخ خوش بگذره...

02:59.620 --> 03:01.089
‫سلام قذافی،
‫بیا یه قلپ «مانتین دیو» بخور...

03:01.113 --> 03:02.581
‫- که آروم بشی!
‫- [مانتین دیو]

03:03.040 --> 03:04.748
‫سوراخه از دوران نوار ویدیویی اینجاست،

03:04.772 --> 03:06.376
‫ولی سه عکس بیشتر نچسبوندن؟

03:06.376 --> 03:07.824
‫چدار سوخاریم داره سرد می‌شه.

03:07.848 --> 03:09.296
‫یعنی نمی‌خوای تجربه‌اش کنی؟

03:09.296 --> 03:10.714
‫- خودت می‌خوای؟
‫- خب...

03:10.714 --> 03:12.966
‫خودشون گفتن بزرگ‌ترین ترس آدم رو
‫رفع می‌کنه.

03:12.966 --> 03:15.302
‫مورتی، بزرگ‌ترین ترس من
‫اعتماد به سوراخی چندش...

03:15.302 --> 03:16.668
‫واسه رفع ترسمه، الان هم...

03:16.692 --> 03:18.555
‫با دور شدن ازش
‫به ترسم غلبه می‌کنم.

03:18.555 --> 03:19.848
‫خیلی‌خب، قبوله.

03:22.309 --> 03:23.227
‫ای پشگل کوچولو!

03:26.188 --> 03:27.824
‫وای خدا!

03:27.848 --> 03:29.483
‫وای خدا!

03:31.527 --> 03:32.287
‫تکون نخور...

03:32.311 --> 03:34.613
‫تا بدنت رو با کرم حشره پر کنم!

03:34.613 --> 03:37.074
‫ریک!

03:38.033 --> 03:40.619
‫خیلی‌خب. سوراخه خیال می‌کنه
‫از تفنگ نداشتن می‌ترسم؟

03:43.705 --> 03:44.832
‫به ترسم غلبه کردم!

03:46.333 --> 03:48.301
‫هیکل خفنم رو باش! مورتی!

03:48.325 --> 03:50.587
‫کجایی مورتی؟ بیا بریم!

03:50.612 --> 03:51.063
‫[رفتم تو سوراخ]

03:51.088 --> 03:53.715
‫- ای وای! وای خدا، ای وای!
‫- وای! جفتمون شلوارمون رو خراب کردیم!

03:53.715 --> 03:55.717
‫- یا خدا ریک! نافم.
‫- چقدر حال داد!

03:55.717 --> 03:56.901
‫تو نافم کرم حشره بود!

03:56.925 --> 03:59.304
‫ایول بابا، عکسمون رفت رو دیوار عوضی‌ها!

03:59.304 --> 04:01.181
‫نمی‌ارزید! نمی‌ارزید!

04:01.206 --> 04:01.325
‫[رفتم تو سوراخ]

04:03.469 --> 04:04.576
‫[کیکه یا واقعیه؟]

04:04.601 --> 04:06.854
‫وای خدایا، جفتتون بوی گند می‌دین.
‫بوی چیه؟

04:06.854 --> 04:08.105
‫من و مورتی شلوارمون رو خراب کردیم.

04:08.105 --> 04:10.440
‫جدیدترین اعضای «انجمن سوراخ‌پیمایان»
‫الان جلوتون وایستادن.

04:10.440 --> 04:12.150
‫خیلی‌خب خراب‌ها.

04:13.485 --> 04:14.403
‫این دیگه چه وضعشه؟

04:14.903 --> 04:17.582
‫چیزی نمونده بود
‫با انفجار بمب بمیره.

04:17.606 --> 04:20.284
‫مواظب همسرمون باش.

04:21.827 --> 04:22.899
‫ریک؟ نه!

04:22.923 --> 04:25.080
‫وای خدایا! نه، نه!

04:25.622 --> 04:26.330
‫مامان؟

04:26.354 --> 04:28.500
‫اینجا کجاست؟
‫شما کی هستین؟

04:28.500 --> 04:30.919
‫تو مامانمی، ولی جوانی؟

04:30.919 --> 04:33.037
‫ریک، جریان چیه؟

04:33.061 --> 04:34.381
‫وایستا ببینم. ریک؟

04:35.424 --> 04:37.175
‫این دیگه چه وضعشه بابابزرگ؟
‫یه چیزی بگو!

04:37.759 --> 04:40.137
‫- خیلی‌خب، معلومه هنوز تو سوراخیم.
‫- دقیقا می‌خواستم همین رو بگم.

04:40.137 --> 04:41.221
‫اصلا از سوراخ خارج نشدیم و...

04:41.221 --> 04:43.098
‫ولی بخشی از سوراخ خیال می‌کنه
‫از سوراخ خارج شدیم و بعدش...

04:43.098 --> 04:44.391
‫بعدش ترس‌های واقعی رو مجسم می‌کنه.

04:44.391 --> 04:45.863
‫آخه اگه آدم بدونه...

04:45.887 --> 04:47.269
‫هنوز تو سوراخه
‫که امکان نداره...

04:47.269 --> 04:48.896
‫- از چیزی بترسه!
‫- از چیزی بترسه!

04:48.896 --> 04:50.355
‫شما دو نفر چی چرت و پرت می‌گین؟

04:50.355 --> 04:52.482
‫چرا مامان‌بزرگ مرحوممون
‫زنده است و وسط نشیمنمونه؟

04:52.482 --> 04:54.151
‫ریک، چرا پیر شدی؟

04:54.151 --> 04:55.193
‫همگی سوالات خوبی پرسیدین.

04:55.193 --> 04:57.321
‫شما تجدید دیدار کنین
‫تا ما مقداری تجهیزات بیاریم.

04:57.346 --> 04:57.959
‫[وسایل سفر در زمان]

04:57.984 --> 05:00.528
‫وایستا ببینم، مطمئنیم فریب دوگانه نیست؟

05:00.528 --> 05:02.781
‫فریب دوگانه‌ای
‫که وارد سوراخ وحشتی شده باشیم...

05:02.781 --> 05:05.408
‫و بعدش که اومدیم خونه،
‫اتفاقی چنین چیزی ببینیم؟ طرف...

05:05.867 --> 05:08.453
‫طرف همسر خودمه.
‫از روز مرگش اومده.

05:08.453 --> 05:10.163
‫خب، به من چه ربطی داره؟

05:10.188 --> 05:11.890
‫[وسایل سفر در زمان]

05:11.915 --> 05:12.707
‫- ریک؟
‫- درسته!

05:12.707 --> 05:14.918
‫گمون کنم متوجه شدم مورتی.
‫بزرگ‌ترین ترس تو...

05:14.918 --> 05:17.045
‫بازگشت دایان به آغوش من
‫و دوباره خوشحال بودنمه.

05:17.045 --> 05:18.129
‫چی؟ آخه چرا؟

05:18.129 --> 05:19.964
‫آخه در اون صورت دیگه بهت نیازی ندارم.
‫ببین همین الان...

05:19.964 --> 05:21.391
‫که بحثش مطرح شد
‫چقدر ترسیدی.

05:21.415 --> 05:22.842
‫من که نترسیدم، تحقیر شدم.

05:22.842 --> 05:24.969
‫این دیگه چه فرضیه کنایه‌آمیزیه؟

05:24.969 --> 05:26.846
‫بزرگ‌ترین ترس من سکس توئه؟

05:26.846 --> 05:29.391
‫درست می‌گی، باید اطلاعات بیشتری
‫کسب کنم تا مطمئن بشیم.

05:29.808 --> 05:30.578
‫خیلی‌خب خانواده عزیزم!

05:30.602 --> 05:32.519
‫کی میاد بستنی بخوریم
‫و گپ بزنیم؟

05:33.269 --> 05:34.522
‫خودم می‌دونستم داره...

05:34.546 --> 05:35.980
‫رو دورنوردی کار می‌کنه. ولی...

05:35.980 --> 05:37.816
‫مگه چنین کاری سفر در زمان نیست؟

05:37.816 --> 05:40.068
‫وای، بابا اصلا با سفر در زمان کاری نداره.

05:40.068 --> 05:41.152
‫می‌گه «لانگ»...

05:41.152 --> 05:43.238
‫«لانگ آیلند آیس تیِ» مباحث
‫علمی‌تخیلی محسوب می‌شه.

05:43.238 --> 05:45.573
‫درسته، ولی پس الان چی شده؟

05:45.573 --> 05:47.492
‫نگران نباش، واقعی نیست. خیلی‌خب!

05:47.492 --> 05:49.285
‫با خودم گفتم بهتره
‫جلوی خودت انجامش بدم،

05:49.285 --> 05:50.920
‫نمی‌خواستم از اول جوان‌تر بیام تو.

05:50.944 --> 05:52.580
‫نظرت چیه دایان؟ ۴۵ ساله بشم؟
‫جوان‌تر بشم؟

05:52.580 --> 05:54.132
‫سنت برام مهم نیست ریک.

05:54.156 --> 05:55.709
‫حتی نمی‌خوام این‌طوری صدات کنم،

05:55.709 --> 05:57.699
‫اسم شوهرم
‫که تازه از دنیا رفته...

05:57.723 --> 05:58.753
‫ریک بود.

05:58.753 --> 05:59.754
‫خودم می‌دونم.

06:00.088 --> 06:01.214
‫پس ۲۷ ساله بشم؟

06:01.214 --> 06:02.836
‫بابا! داری اذیتش می‌کنی.

06:02.860 --> 06:04.426
‫چیه؟ چهره من هم هست دیگه.

06:04.426 --> 06:06.103
‫ضمنا، دایان این‌جوری می‌فهمه...

06:06.127 --> 06:07.804
‫هنوز جذابم
‫و نابغه هم هستم.

06:07.804 --> 06:08.972
‫چقدر لطف می‌کنی.

06:08.972 --> 06:10.072
‫درست می‌گفتی ریک،

06:10.096 --> 06:11.725
‫الان خیلی وحشت کردم.

06:11.725 --> 06:13.977
‫از چی وحشت کردی؟
‫اگه اشکالی نداشته باشه،

06:13.977 --> 06:15.276
‫ترجیح می‌دم...

06:15.300 --> 06:16.771
‫با نسخه بزرگسال...

06:17.147 --> 06:18.231
‫وای خدایا!

06:18.231 --> 06:20.150
‫دختر واقعیم کجاست؟

06:20.150 --> 06:21.151
‫عزیز دلم، چیزی نیست.

06:21.526 --> 06:23.057
‫فرض کن همین دختر واقعیمونه،

06:23.081 --> 06:24.529
‫آخه واقعی بودنتون در یه حده.

06:24.529 --> 06:25.655
‫- چی؟
‫- بذار این‌طور بگم:

06:25.655 --> 06:27.323
‫در واقع همه‌تون در حکم
‫شخصیت‌های غیر قابل بازی هستین.

06:27.323 --> 06:29.784
‫فقط خودم و مورتی واقعی هستیم،
‫در نتیجه، مأموریت‌های جانبیتون مهم نیستن.

06:30.201 --> 06:32.787
‫- مأموریت اصلی... مال خودمونه.
‫- حالم رو به هم می‌زنی.

06:32.787 --> 06:34.490
‫داری دختر عزیزمون رو...

06:34.514 --> 06:35.749
‫فرضی توصیف می‌کنی؟

06:35.749 --> 06:38.209
‫- خانواده‌مون همین شکلیه دیگه.
‫- نه، متوجه نیستی عزیز دلم.

06:38.209 --> 06:40.211
‫حتی اگه واقعی بود،
‫صرفا نسخه‌ای از دخترت بود...

06:40.211 --> 06:42.213
‫که ممکن بود در واقع
‫کلون دخترت باشه.

06:42.213 --> 06:44.058
‫چهره شوهرم رو
‫از صورتت بردار!

06:44.082 --> 06:45.508
‫تو زمین تا آسمون باهاش فرق می‌کنی!

06:45.508 --> 06:46.723
‫چون تو رو از دست دادم!

06:46.747 --> 06:48.803
‫شاید لیاقتم رو نداشتی!

06:54.392 --> 06:55.602
‫می‌خوای فرضیه جدیدی مطرح کنم؟

06:56.102 --> 06:58.113
‫شاید بزرگ‌ترین ترس تو همینه...

06:58.137 --> 07:00.565
‫که فرصت مجددی با دایان به دست بیاری،
‫ولی خودت گند بزنی.

07:00.565 --> 07:02.692
‫به نظرت درست و حسابی
‫با این ترس مواجه نشدم؟

07:02.692 --> 07:04.765
‫پس هنوز بهش غلبه نکردی.

07:04.789 --> 07:06.863
‫یا قبولش نکردی.
‫یا یه کاری نکردی.

07:06.863 --> 07:08.573
‫- «یا یه کاری نکردم»؟
‫- من که ترس‌شناس نیستم!

07:08.573 --> 07:10.366
‫مورتی، کل آثار کمدی‌عاشقانه
‫بالا و پایین دارن.

07:10.366 --> 07:12.911
‫حتی تام هنکس هم اول «ایمیل داری»
‫اون پلیس رو می‌کشه.

07:12.911 --> 07:13.912
‫- واقعا؟
‫- نمی‌دونم!

07:13.912 --> 07:15.538
‫من که نمی‌شینم «ایمیل داری» رو
‫تماشا کنم.

07:15.538 --> 07:18.208
‫به خاطر تو چنین کاری می‌کنم مورتی.
‫هر چی زودتر دلش رو ببرم،

07:18.208 --> 07:19.827
‫تو هم زودتر می‌تونی
‫به ترس....

07:19.851 --> 07:21.377
‫پشگل تنها و بی‌مصرف بودنت
‫غلبه کنی.

07:21.920 --> 07:23.671
‫به نظرت باهاش مواجه نشدم؟

07:26.014 --> 07:28.213
‫[زندگی سخته!]

07:28.827 --> 07:31.037
‫♪ سلام دایان، آهنگی که تمرین کردم رو ♪
‫♪ برات می‌خونم. ♪

07:31.371 --> 07:33.623
‫♪ روز سختی رو تجربه کردی، ♪
‫♪ ولی ریک سخت‌ترش کرد. ♪

07:34.040 --> 07:36.194
‫♪ ناراحت بود، واسه همین من رو ساخت. ♪

07:36.218 --> 07:38.878
‫♪ برام وافل آوردم ♪
‫♪ و اومدم ازت عذرخواهی کنم. ♪

07:39.337 --> 07:41.631
‫♪ چرا تو خاطراتم قبلا بچه انسان بودم؟ ♪

07:41.631 --> 07:42.924
‫- ♪ واسه چی باید... ♪
‫- پشم‌هام!

07:43.425 --> 07:44.134
‫ای بابا!

07:44.134 --> 07:45.428
‫قرار بود تو نیمه دوم آهنگ...

07:45.452 --> 07:46.970
‫دعوتت کنه با کل خانواده بریم باغ‌وحش.

07:46.970 --> 07:49.681
‫بازوی این ربات برام آشناست.

07:49.681 --> 07:51.473
‫آره، مال پهپاد مخصوص پلیسی بود...

07:51.497 --> 07:52.851
‫که مأموران فدرال مجبورم کرده بودن بسازم.

07:52.851 --> 07:53.852
‫از همون طریق آشنا شدیـ...

07:54.811 --> 07:55.770
‫با همسرم آشنا شدم.

07:56.938 --> 07:58.356
‫گمون کنم باغ‌وحش خوش بگذره.

07:58.997 --> 07:59.290
‫[بهشت پستانداران]

07:59.315 --> 08:00.984
‫یه بار هم رو یکی از جوش‌های صورتم...

08:00.984 --> 08:02.577
‫تمدنی ایجاد کردیم
‫و بابابزرگ کمکم کرد...

08:02.601 --> 08:04.195
‫ملکه‌شون بشم
‫و بهشون حکمرانی کنم.

08:04.195 --> 08:06.406
‫ظاهرا الان دیگه واقعا خانواده‌این.

08:06.906 --> 08:08.700
‫کاش تو هم می‌تونستی
‫حضور داشته باشی مامان.

08:10.243 --> 08:11.828
‫- وای عزیز دلم!
‫- ریک!

08:11.828 --> 08:13.747
‫فرضیه مورد آزمایشت
‫محدودیت زمانی هم داره؟

08:14.205 --> 08:15.152
‫آره، چرا که نه؟!

08:15.176 --> 08:18.042
‫فکر خوبیه مورتی.
‫همین کار رو بکن.

08:20.253 --> 08:22.756
‫همیشه دلم می‌خواست
‫بفهمم چی می‌گن.

08:22.756 --> 08:24.966
‫پایان‌نامه دکترات همین بود.
‫هوش غیرانسان‌‎ها بود.

08:24.966 --> 08:26.509
‫تو کی پایان‌نامه‌ام رو خوندی؟

08:26.843 --> 08:27.761
‫بعد از درگذشتت خوندمش.

08:28.261 --> 08:29.471
‫با خوندنش تونستم
‫این رو بسازم.

08:31.247 --> 08:32.499
‫ریدم دهنت! ریدم دهنت گرگ!

08:32.499 --> 08:33.958
‫- ریدم دهنت لیسا! نونه.
‫- نه!

08:33.958 --> 08:35.418
‫- ریدم دهنت!
‫- ریدم دهنت! نون ریختن.

08:35.418 --> 08:36.873
‫گمون کنم چنین انتظاری داشتم؟

08:36.897 --> 08:38.254
‫خلاف انتظاره، مگه نه؟

08:38.254 --> 08:40.298
‫می‌شه گفت خیلی بی‌شعورن.

08:43.343 --> 08:44.719
‫می‌خوای بریم مشروب بخوریم؟

08:44.744 --> 08:46.222
‫[احتمال پیروزی شرکت‌کنندگان]

08:46.805 --> 08:47.972
‫ایول، برو که رفتیم!

08:50.384 --> 08:52.983
‫سه... دو... برین بالا!

08:59.442 --> 09:02.028
‫از کی تا حالا ظرفیت الکلت بالا رفته؟

09:02.028 --> 09:04.197
‫آخه مدام می‌خواستم با مستی
‫به همسرم برسم.

09:04.531 --> 09:05.532
‫خیلی رقت‌انگیزی.

09:06.116 --> 09:08.284
‫راستی! به سلامتی رقت‌انگیزان.

09:13.665 --> 09:14.582
‫آماده است!

09:16.245 --> 09:19.492
‫التماستون می‌کنم.
‫جایزه رو نصف کنین. زندگی رو انتخاب کنین.

09:19.740 --> 09:21.453
‫داریم انتخاب می‌کنیم مادرخراب.

09:24.551 --> 09:25.802
‫نوبت منه، نوبت منه.

09:30.682 --> 09:32.341
‫ببین چی می‌گم پیرمرد.

09:32.365 --> 09:34.561
‫ظاهرا با از دست دادنم باحال‌تر شدی.

09:35.478 --> 09:36.855
‫بهتره بیشتر بمیرم.

09:37.981 --> 09:38.898
‫واقعا همین‌طور بود.

09:39.733 --> 09:41.735
‫همه‌جا و برای همیشه مردی.

09:42.736 --> 09:44.154
‫تنها چیزی که نمی‌تونم جایگزین کنم، خودتی.

09:44.154 --> 09:46.050
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب احساساتی خان.

09:46.074 --> 09:48.491
‫من که اصلا واقعی نیستم، یادته؟

09:48.825 --> 09:51.286
‫هیچی واقعی نیست،
‫شعارت همینه، مگه نه؟

09:51.286 --> 09:53.830
‫نوه‌ام... نوه‌مون...

09:53.830 --> 09:55.319
‫خیال می‌کنه دلیل این اتفاق...

09:55.343 --> 09:56.833
‫اینه که بزرگ‌ترین ترسم
‫ول کردن توئه.

09:56.833 --> 09:58.668
‫- پس ولم نکن.
‫- نمی‌خوام ولت کنم.

09:58.668 --> 10:01.296
‫- پس ماچم کن.
‫- دیگه پیر شدم و تازه استفراغ کردیم.

10:01.296 --> 10:03.465
‫خب، من که اینجا نیستم
‫و استفراغمون واقعی نیست.

10:12.182 --> 10:13.850
‫خیلی خب ریک! وای پسر...

10:13.850 --> 10:15.310
‫ریدم دهنت مورتی، کته دیگه.

10:15.310 --> 10:16.978
‫کت رو نمی‌گفتم.
‫انگار مریض شدی.

10:17.353 --> 10:18.483
‫سوراخ داره ازت تغذیه می‌کنه.

10:18.507 --> 10:20.315
‫مگه قرار نبود از ترسم تغذیه کنه؟

10:20.315 --> 10:21.858
‫نمی‌شه قوانین سوراخ رو مشخص کنیم؟

10:21.858 --> 10:23.860
‫من که قوانینش رو بلد نیستم!
‫شاید چون بیش از حد...

10:23.860 --> 10:25.278
‫اینجا موندی، داری می‌میری!

10:25.278 --> 10:26.260
‫فرضیه جالبیه.

10:26.284 --> 10:28.156
‫پس چرا خودت این‌قدر سرحالی؟

10:28.156 --> 10:29.073
‫منظورت چیه؟

10:29.073 --> 10:31.367
‫شاید نسخه واقعیت
‫داره جای دیگه‌ای از عنکبوت‌ها فرار می‌کنه.

10:31.367 --> 10:32.702
‫یعنی الان دیگه من هم واقعی نیستم؟

10:32.702 --> 10:34.191
‫آره، شاید بزرگ‌ترین ترسم
‫همین باشه...

10:34.215 --> 10:35.705
‫که مجبور بشم بهت بگم
‫گورت رو گم کنی.

10:35.705 --> 10:37.499
‫- پس باهاش روبه‌رو شو!
‫- گورت رو گم کن کثافت!

10:37.499 --> 10:39.058
‫سلام، آماده‌ای بریم «شوبیز پیتزا»؟

10:39.082 --> 10:41.461
‫بریم بانجو نوازی خرسه رو ببینیم!

10:41.461 --> 10:42.536
‫بذار ترس دیگه‌ای رو بگم.

10:42.560 --> 10:44.422
‫از مشاهده مرگت می‌ترسم.

10:44.422 --> 10:46.758
‫با فرضیه‌ات حال کردم مورتی.
‫پس این‌قدر مشاهده نکن.

10:50.845 --> 10:52.770
‫خیلی‌خب، تموم شد. ترکوندی.

10:52.794 --> 10:53.932
‫بدترین کابوسم محقق شد.

10:54.290 --> 10:55.709
‫ترجیح می‌دم دیگه از سوراخ خارج بشم.

10:56.918 --> 10:58.887
‫آهای سوراخ، با توئم.

10:58.911 --> 11:00.088
‫صدام رو می‌شنوی؟

11:04.438 --> 11:06.784
‫[اغذیه‌فروشی دنی]

11:09.889 --> 11:11.725
‫خب، تو چی هستی؟
‫خود سوراخی؟

11:11.725 --> 11:13.893
‫مبلغ سوراخی؟
‫کارآموز سوراخی؟

11:13.893 --> 11:15.019
‫اینجا سوراخه؟

11:15.019 --> 11:16.946
‫آها! مثلا باید خیر سرم برم اونجا...

11:16.970 --> 11:18.898
‫و شوکه بشم که سوراخی نیست...

11:18.898 --> 11:21.484
‫یا باز هم سوراخ هست؟
‫چه فرقی می‌کنه؟

11:21.484 --> 11:23.611
‫واقعا ترسوندنت دشواره.

11:23.611 --> 11:24.988
‫ولی ترسوندن ریک راحته، مگه نه؟

11:24.988 --> 11:27.282
‫قراره سوراخه تا ابد ازش تغذیه کنه...

11:27.282 --> 11:28.412
‫چون بزرگ‌ترین رازش...

11:28.436 --> 11:30.034
‫اینه که ترس‌هاش از همه بیشتره؟

11:30.034 --> 11:32.370
‫خب، معلومه از ساده‌انگاری نمی‌ترسی.

11:32.871 --> 11:34.548
‫شک دارم تعداد ترس‌های بابابزرگت...

11:34.572 --> 11:36.249
‫از میانگین مراجعه‌کنندگان «دنی»
‫بیشتر باشه.

11:36.249 --> 11:37.333
‫- ای بابا.
‫- ببخشید!

11:37.333 --> 11:39.114
‫اتفاقا برعکس، به نظرم خیلی شجاعه.

11:39.138 --> 11:40.920
‫معلومه از مرگ نمی‌ترسه.

11:40.920 --> 11:42.422
‫شاید واسه همینه که ترسش...

11:43.173 --> 11:44.090
‫خیلی خوشمزه‌تره.

11:46.801 --> 11:48.678
‫یعنی چی؟
‫یعنی از عشق می‌ترسه؟

11:48.678 --> 11:50.105
‫همه از عشق می‌ترسن خنگول خان.

11:50.129 --> 11:51.556
‫خودت بعد از بیست سالگی می‌فهمی.

11:51.890 --> 11:53.153
‫افراد خیلی نادر...

11:53.177 --> 11:54.684
‫و به شدت قدرتمندی...

11:55.310 --> 11:56.686
‫عین سگ از خوشحالی می‌ترسن.

11:56.686 --> 11:57.979
‫- احمقانه است.
‫- خودت احمقی.

11:57.979 --> 11:59.439
‫واسه همین از خوشحالی نمی‌ترسی.

11:59.439 --> 12:01.232
‫دانش آدم هرچی زرنگ‌تر باشه، بیشتره.

12:01.232 --> 12:03.735
‫خوشحالی تله‌ای بیش نیست.
‫امکان نداره ابدی باشه.

12:04.152 --> 12:05.612
‫فرض کنیم با عشق زندگیت آشنا بشی،

12:05.612 --> 12:08.031
‫خب، بالاخره تموم می‌شه...
‫اجتناب‌ناپذیره!

12:08.364 --> 12:10.408
‫حالا یا آروم‌آروم با بیماری از دستش می‌دی،

12:10.408 --> 12:12.619
‫یا در حین پیاده‌گردی
‫اشتباه قدم برمی‌داره،

12:12.619 --> 12:14.913
‫یا ممکنه از بس شخصیت همدیگه رو...

12:14.913 --> 12:17.165
‫تغییر بدین که تحلیل یافته
‫و دیگه به هم نیاین،

12:17.165 --> 12:19.626
‫شاید هم غریبه‌ای مسن
‫همون شب حرف‌های مهمی...

12:19.626 --> 12:20.891
‫به شخص مذکور...

12:20.915 --> 12:22.545
‫می‌زنه و چشمش باز می‌شه.

12:22.862 --> 12:24.249
‫منظورم اینه که...

12:24.273 --> 12:26.408
‫خوشحالی همیشه تموم می‌شه.

12:26.408 --> 12:28.535
‫خودت فرض کن، بهترین شرایط اتمامش...

12:28.910 --> 12:31.746
‫از این قراره که جفتتون همزمان بمیرین.

12:32.539 --> 12:34.791
‫- ایش.
‫- پس نمی‌شه سوراخ ولم کنه؟

12:34.791 --> 12:35.959
‫ظاهرا من مهم نیستم.

12:35.959 --> 12:37.148
‫مهم نیستی؛ ولی اگه بری،

12:37.172 --> 12:38.795
‫اون رو هم با خودت می‌بری.
‫نگران نباش.

12:38.795 --> 12:41.131
‫ریک حاضره بمیره
‫تا پذیرای خوشحالی باشه.

12:41.131 --> 12:43.341
‫بعدش به مشتی دلقک
‫یا موجودات مسخره دیگه‌ای...

12:43.341 --> 12:44.801
‫می‌گیم دنبالت کنن.

12:44.801 --> 12:46.290
‫ولی بابابزرگ...

12:46.314 --> 12:48.555
‫بابابزرگ خوشمزه‌ات می‌میره.

12:49.055 --> 12:50.974
‫عین دایان.

12:58.106 --> 13:00.692
‫جناب، خیلی وقته
‫پشت این میز نشستین،

13:00.692 --> 13:02.444
‫- باید بیش از یه قهوه سفارش بدین.
‫- منصفانه است.

13:02.819 --> 13:04.738
‫- می‌خوای با هم سینی پنکیک سفارش بدیم؟
‫- نه‌خیر!

13:08.323 --> 13:10.116
‫بث؟ سامز؟ کسی نیست!

13:10.116 --> 13:12.160
‫بابا، واقعی نیست.
‫تو هم واقعی نیستی.

13:12.160 --> 13:14.162
‫اگه واقعا همین‌طوره،
‫خودت به خدمتش برس!

13:14.788 --> 13:16.456
‫می‌دونی چیه؟ درست می‌گی.

13:19.000 --> 13:20.126
‫نظرت چیه این کار رو بکنم؟

13:20.126 --> 13:21.879
‫مورتی! چیکار می‌کنی؟

13:21.903 --> 13:23.046
‫دارم می‌ترسم!

13:27.759 --> 13:29.594
‫مگه می‌شه این‌قدر ترس کافی نباشه؟

13:29.594 --> 13:31.346
‫خودت داری من رو می‌ترسونی مورتی!

13:31.346 --> 13:32.639
‫نه بابا، چیزی نیست!

13:32.639 --> 13:35.016
‫خیلی هم هست! کارت عادی نبود!

13:37.102 --> 13:40.272
‫بزرگ‌ترین ترسم همینه که مقبول نباشم.

13:40.272 --> 13:41.481
‫باید هم باشه!

13:41.481 --> 13:43.692
‫باید خیلی بیشتر ازش بترسی!

13:44.943 --> 13:46.027
‫از پسش بر میام.

13:46.027 --> 13:47.153
‫خوشت اومد؟

13:47.570 --> 13:48.613
‫می‌خوای بمیری؟

13:48.613 --> 13:50.454
‫این‌قدر آسیب روانی ناشناخته دارم...

13:50.478 --> 13:51.741
‫که این راهرو رو به خون بکشم.

13:52.131 --> 13:53.510
‫[پنج دلیل اصلی علاقه مورتی به جسیکا]
‫[۱. بوی کفش ورزشیش ۲. تلفظ کلمه «شاداب»]

13:53.535 --> 13:56.121
‫ای احمق گاو،
‫نوشتی «پنج دلیل اصلی»،

13:56.121 --> 13:57.414
‫ولی چهار مورد بیشتر ذکر نکردی.

14:02.697 --> 14:03.285
‫[باز است]

14:03.310 --> 14:04.228
‫بازی اعتماده!

14:05.312 --> 14:07.606
‫هیچ‌کدوممون هیچ‌‍وقت به این بچه
‫دست نزده و باهاش حرف نمی‌زنیم.

14:08.482 --> 14:09.813
‫شاید بهتر باشه عکس بگیرین...

14:09.837 --> 14:11.360
‫و واسه رفقاتون بفرستین؟

14:11.360 --> 14:12.361
‫فکر بدی نیست.

14:13.278 --> 14:15.948
‫حالا که جانی لارنژیت گرفته،
‫چطوری می‌خوایم تئاتر مدرسه رو اجرا کنیم؟

14:15.948 --> 14:18.492
‫- بازیگر ذخیره نداریم!
‫- بذارین من تئاتر بازی کنم.

14:18.492 --> 14:20.494
‫- تو که نمایش‌نامه رو بلد نیستی.
‫- چرا، بلدم.

14:20.519 --> 14:20.844
‫[باران سه‌روزه]

14:20.869 --> 14:22.213
‫باران سه‌روزه است؟

14:22.237 --> 14:23.580
‫حفظش کردم؛

14:23.580 --> 14:25.541
‫ولی تا بهم نقش ندین،
‫ثابت نمی‌کنم.

14:25.541 --> 14:28.210
‫هر طور راحتی،
‫ولی خبرنگار «نیویورک تایمز» میاد...

14:28.210 --> 14:29.649
‫و قراره راجع به وضعیت...

14:29.673 --> 14:31.463
‫تئاتر نوجوانان در آمریکا
‫مقاله بنویسه.

14:31.488 --> 14:33.560
‫[باران سه‌روزه]
‫[امشب!]

14:33.585 --> 14:34.633
‫حرف نداره.

14:34.633 --> 14:37.092
‫تهش تو کلیسا بودن؟ چی؟

14:37.116 --> 14:37.928
‫آره.

14:37.928 --> 14:40.556
‫خودشون قبلا مرده بودن
‫و از اولش تو برزخ بودن.

14:40.889 --> 14:42.391
‫نسخه دنیای شما چطوری تموم شد؟

14:42.391 --> 14:44.131
‫جک، لاک و سایر
‫همکاری کردن...

14:44.155 --> 14:45.894
‫تا هیولای مه‌پیکری رو بکشن
‫و همه رو نجات دادن.

14:45.894 --> 14:48.355
‫یه فصل طول کشیده بود
‫و سریال بی‌نقصی بود.

14:48.355 --> 14:51.024
‫باید بین عالی بودن و تا ابد ادامه داشتن
‫یکی رو انتخاب کرد، مگه نه؟

14:51.024 --> 14:54.278
‫درسته.

14:54.945 --> 14:56.613
‫- درسته.
‫- جریان چیه؟

14:56.613 --> 14:58.240
‫- درسته.
‫- داریم ادای ربات‌ها رو در میاریم؟

14:58.240 --> 14:59.533
‫- درسته.
‫- خونه روغن دارم.

15:00.033 --> 15:01.660
‫- درسته.
‫- صدای چی بود؟ دایان!

15:01.660 --> 15:02.619
‫دایان؟

15:02.619 --> 15:03.295
‫دایان.

15:03.319 --> 15:05.372
‫از پیشم نرو! دایان؟

15:05.372 --> 15:06.915
‫ریک؟ جریان چیه؟

15:06.915 --> 15:07.702
‫ای مورتی کثافت!

15:07.726 --> 15:09.710
‫می‌خواد شکم سوراخ رو سیر کنه. بیا!

15:09.735 --> 15:10.625
‫[اغذیه‌فروشی درجه‌یک]

15:10.650 --> 15:12.485
‫[ارائه‌ای از انجمن تئاتر
‫دبیرستان هری هرپسون]

15:13.045 --> 15:14.592
‫[نیویورک تایمز]

15:17.009 --> 15:20.471
‫افسوس که پدرمان از دنیا رفت.

15:21.305 --> 15:23.140
‫واکر، اینجایی؟

15:25.601 --> 15:27.487
‫بنده واکر هستم.

15:27.511 --> 15:33.192
‫مسلما چندین روزه
‫که بارون قطع نشده.

15:34.902 --> 15:35.819
‫داره چه گهی می‌خوره؟

15:36.653 --> 15:37.780
‫چه مرگش شده؟

15:38.155 --> 15:38.999
‫برهنه است.

15:39.023 --> 15:41.033
‫چرا انگار مریض شده؟

15:42.493 --> 15:43.494
‫آخه داره می‌میره.

15:44.912 --> 15:47.080
‫پشم‌هام.
‫باید از اینجا ببرمش؛

15:47.414 --> 15:49.208
‫ولی احتمالا در اون صورت
‫مجبور بشم باهاش برم.

15:50.334 --> 15:52.753
‫نمی‌خوام برم.
‫نمی‌خوام برم دایان.

15:52.753 --> 15:54.713
‫گمون کنم واقعا بزرگ‌ترین ترسم
‫ول کردن تو باشه.

15:54.713 --> 15:57.341
‫این که ترس خوبیه ریک.
‫ترست رو حفظ کن.

15:57.674 --> 16:00.219
‫اگه حفظ نکنی،
‫دوباره به کشتنم می‌دی.

16:00.719 --> 16:03.222
‫خودم می‌دونم؛
‫ولی مجبور نیستم مورتی رو هم بکشم.

16:03.222 --> 16:04.941
‫اصلا از کجا می‌دونی واقعیه؟

16:04.965 --> 16:06.683
‫تخم کوچولو و عجیبش رو ببین.

16:08.310 --> 16:09.228
‫خداحافظ دایان.

16:13.065 --> 16:14.399
‫- ریک...؟
‫- خفه شو مورتی.

16:14.399 --> 16:15.585
‫دی‌جی، بیت خفنت رو بذار،

16:15.609 --> 16:17.110
‫باید به ترسمون غلبه کنیم!

16:19.738 --> 16:22.074
‫♪ ایشون نوه بنده است، ♪
‫♪ به دولش نگاه نکنین، ♪

16:22.074 --> 16:24.701
‫♪ جای زل زدن به مورتی، ♪
‫♪ من رو ببینین ♪

16:24.701 --> 16:27.371
‫♪ عجیب‌الخلقه‌ام و دولم معلومه، ♪
‫♪ سگ رفته تو کونم، ♪

16:27.371 --> 16:28.777
‫♪ جیبم پر ماکارونیه ♪

16:28.801 --> 16:30.207
‫♪ ریک بهتون درس زندگی می‌ده ♪

16:30.207 --> 16:32.793
‫♪ من بلد نیستم رپ کنم، ♪
‫♪ قافیه‌بازی بلد نیستم ♪

16:32.793 --> 16:35.420
‫♪ بلد نیستم رپ کنم، ♪
‫♪ حالا بیاین برینم دهنتون! ♪

16:36.672 --> 16:37.881
‫خارق‌العاده است.

16:37.881 --> 16:39.287
‫♪ حالا دست‌ها بالا! ♪

16:39.311 --> 16:40.717
‫♪ حالا دست‌ها پایین. ♪

16:40.717 --> 16:43.136
‫♪ حالا دست‌ها بالا! ♪
‫♪ حالا دست‌ها پایین! ♪

16:44.137 --> 16:46.390
‫♪ باران سه‌روزه! ♪

16:49.142 --> 16:51.270
‫شجاعت شخصی شگفت‌انگیزی رو
‫به اجرا در آوردن.

16:51.295 --> 16:51.745
‫[نیویویرک تایمز]

16:51.770 --> 16:54.356
‫برهنگی همیشه موجب
‫جدی و بهتر شدن تئاتر می‌شه.

16:55.023 --> 16:56.066
‫حالت چطوره؟

16:56.066 --> 16:57.651
‫احساس مقبولیت دارم. تو چی؟

16:57.651 --> 16:58.652
‫حال رقت‌انگیزی دارم.

16:59.027 --> 17:00.529
‫ولی...
‫خوشحالم؟

17:14.626 --> 17:17.296
‫موفق شدیم!
‫به ترس‌هامون غلبه کردیم. مگه نه؟

17:20.466 --> 17:23.929
‫ریک! انگار الان خیلی غمگین بودی...

17:23.954 --> 17:25.855
‫و من از این مسئله می‌ترسم.

17:25.880 --> 17:27.376
‫راستش، می‌ترسم خودم...

17:27.400 --> 17:28.640
‫عامل ناراحتیت باشم.

17:28.910 --> 17:30.221
‫یعنی گمون کنم...

17:30.245 --> 17:31.852
‫ممکنه هنوز تو سوراخ باشیم.

17:32.614 --> 17:34.364
‫خب، قطعا خودم می‌ترسم...

17:34.388 --> 17:36.023
‫تو زودتر از من به مسئله‌ای واقف بشی.

17:36.023 --> 17:38.659
‫در نتیجه، آره، به نظرم
‫به احتمال ۱۰۰% هنوز تو سوراخـ...

17:40.358 --> 17:42.946
‫خدا کمرش رو بزنه.
‫قراره سوراخ سوراخمون کنه؟

17:42.946 --> 17:44.031
‫جناس به کار نبر مورتی.

17:44.031 --> 17:46.491
‫اگه بخوایم از اینجا بیرون بریم،
‫باید ترس‌های واقعیمون رو کشف کنیم.

17:46.491 --> 17:48.035
‫- ترس‌های واقعی؟
‫- آره!

17:48.035 --> 17:49.703
‫ترست رو بهم بگو
‫که بتونیم بهش غلبه کنیم.

17:49.703 --> 17:51.628
‫همین الان مجبور شدم
‫خودم رو به صلیب بکشم...

17:51.652 --> 17:53.415
‫که تو رو از دست همسر سوراخیت نجات بدم،

17:53.415 --> 17:56.001
‫اون‌وقت خیال کردی
‫من ترس ناشناخته دارم؟

17:56.001 --> 17:57.794
‫حتما باید از این بترسم
‫که اصلا خارج نمی‌شیم،

17:57.794 --> 17:59.599
‫آخه تو اصلا نمی‌تونی
‫به ترست اعتراف کنی!

18:02.952 --> 18:05.093
‫خیلی‌خب. آفرین.
‫بهش غلبه کردی، مگه نه؟

18:05.291 --> 18:07.804
‫گمون کنم؟
‫از کجا باید بفهمیم؟

18:07.804 --> 18:09.723
‫نه، این‌دفعه واقعیه. خودم تشخیص می‌دم.

18:09.723 --> 18:11.975
‫نمی‌ترسی مسئله‌ای رو
‫با اطمینان بیان کنی،

18:11.975 --> 18:13.662
‫ولی بعدش معلوم بشه اشتباه کردی؟

18:15.033 --> 18:17.564
‫- ای بزدل بی‌شعور!
‫- از کجا می‌خواستم بدونم؟

18:17.601 --> 18:20.374
‫[صبحانه]
‫[ناهار]

18:20.399 --> 18:22.234
‫دورچین بیکن ۸ دلاره؟

18:22.259 --> 18:24.196
‫واقعا شوخیت گرفته؟

18:24.196 --> 18:26.114
‫به نگرانی مهم‌تری اشاره داره مورتی.

18:26.114 --> 18:28.367
‫- اگه نظام سرمایه‌داری از هم بپاشه...
‫- کارمون تموم شد؟

18:28.538 --> 18:29.895
‫نمی‌دونم.
‫الان دیگه مقداری...

18:29.919 --> 18:31.453
‫از خود سوراخ نمی‌ترسی؟

18:31.453 --> 18:32.454
‫چی؟

18:33.288 --> 18:34.831
‫به خدا قسم
‫اگه قرار باشه...

18:34.831 --> 18:36.667
‫تا دو فصل دیگه
‫از این سوراخ بیرون بیایم...

18:36.667 --> 18:38.251
‫- شاید همین بود.
‫- چی بود؟

18:38.251 --> 18:39.517
‫شاید باید به ترسمون...

18:39.541 --> 18:41.421
‫از تردید غلبه می‌کردیم.
‫متوجهی؟

18:41.446 --> 18:42.897
‫درسته.

18:42.922 --> 18:45.217
‫به نظرم چنین ترسی
‫دیگه در ما نهادینه شده.

18:45.217 --> 18:47.177
‫- خیلی‌خب، ممنون سوراخ!
‫- ممنون سوراخ!

18:47.177 --> 18:48.854
‫دیگه لازم نیست بدونیم...

18:48.878 --> 18:50.640
‫واقعا درونتیم یا نه!
‫پس خداحافظ!

18:58.315 --> 19:00.065
‫می‌ترسی هنوز توش باشیم؟

19:00.065 --> 19:02.609
‫خب، امیدوارم نباشیم،
‫ولی اگه باشیم...

19:02.609 --> 19:04.987
‫- بالاخره می‌فهمیم دیگه.
‫- من هم دیگه از این مسئله نمی‌ترسم.

19:04.987 --> 19:07.280
‫من هم نمی‌ترسم.
‫خیلی‌خب. می‌رم مست کنم.

19:10.450 --> 19:12.134
‫♪ می‌گن بی‌خیالش شو، ♪

19:12.158 --> 19:15.038
‫♪ حالت با گذر زمان بهتر می‌شه؛ ♪

19:16.248 --> 19:18.345
‫♪ ولی گذر زمان به تنهایی ♪
‫♪ از پس درمان... ♪

19:18.369 --> 19:19.960
‫♪ این دل وامونده‌ام بر نمیاد ♪

19:23.255 --> 19:25.303
‫♪ نباید برگردی، ♪

19:25.327 --> 19:27.718
‫♪ تنها قانونمون از همین قراره، ♪

19:29.052 --> 19:31.217
‫♪ ولی پای تو که وسط باشه، ♪

19:31.241 --> 19:32.806
‫♪ باید قانون‌شکنی کرد ♪

19:34.725 --> 19:37.386
‫♪ هر بار که دست کشیدم، ♪

19:37.410 --> 19:40.605
‫♪ اتلاف زمان رو حس کردم ♪

19:40.981 --> 19:44.278
‫♪ آواره و گم‌گشته شدم... ♪

19:44.302 --> 19:45.944
‫♪ بی تو ♪

19:47.612 --> 19:48.989
‫♪ بی تو ♪

19:50.400 --> 19:57.442
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20:00.917 --> 20:03.122
‫♪ خلاصه، رفتگانمون رو خاک کرده... ♪

20:03.146 --> 20:06.214
‫♪ و سعی می‌کنم از نو شروع کنم؛ ♪

20:07.174 --> 20:09.581
‫♪ ولی شرایط دیگه هیچ‌وقت... ♪

20:09.605 --> 20:11.261
‫♪ عین سابق نمی‌شه ♪

20:13.055 --> 20:16.004
‫- ♪ اتلاف زمان رو حس کردم، ♪
‫- [به فروش رفت]

20:16.028 --> 20:18.977
‫♪ ولی دوام میارم، ♪

20:19.519 --> 20:20.961
‫♪ آخه حاضر نیستم بدون تو زندگی کنـ... ♪

20:20.985 --> 20:22.814
‫وای خدایا. عین بابام شدم!

20:25.192 --> 20:26.556
‫شاید اصلا نمی‌شه خارج شد.

20:26.580 --> 20:28.205
‫شاید همین‌جا زاده شدیم.

20:28.491 --> 20:30.611
‫بی‌خیال بابا. موفق می‌شیم.

20:30.635 --> 20:31.782
‫من همین‌جا می‌مونم.

20:31.782 --> 20:34.326
‫نه‌خیر. ما ریک و مورتی هستیم.
‫بدون تو نمی‌رم.

20:34.762 --> 20:36.244
‫چی گفتی؟

20:36.244 --> 20:37.716
‫گفتم تو رو اینجا ول نمی‌کنم.

20:37.740 --> 20:39.239
‫بی‌خیال بابا. تو بی‌همتایی.

20:41.792 --> 20:43.376
‫- چیه؟
‫- وای خدایا.

20:43.376 --> 20:44.878
‫فهمیدم از چی می‌ترسم.

20:44.903 --> 20:47.506
‫می‌ترسم اصلا تو زندگی واقعی
‫چنین حرفی نزنی.

20:47.506 --> 20:49.508
‫می‌ترسم اگه خودم
‫تو سوراخی بپرم،

20:49.508 --> 20:51.593
‫تو به خودت زحمت ندی
‫که بعدش دنبالم بپری.

20:51.593 --> 20:53.360
‫می‌ترسم همون‌جا بمونی و تماشا کنی.

20:53.384 --> 20:55.430
‫کل این جریانات حول محور خودم بود.

20:55.565 --> 20:58.892
‫تو حتی تو سوراخ نیستی، مگه نه؟

20:59.813 --> 21:02.145
‫ممنون که به «سوراخ وحشت» سر زدی مورتی.

21:02.145 --> 21:04.165
‫ترست از تکیه کردن به ریک...

21:04.189 --> 21:05.607
‫خیلی خوشمزه بود.

21:05.607 --> 21:08.110
‫یا خدای بزرگ!

21:09.655 --> 21:12.697
‫مورتی! چطور بود؟
‫از عنکبوت می‌ترسیدی؟

21:12.732 --> 21:16.451
‫ای وای. وای خدایا، نه. تو...

21:16.775 --> 21:18.349
‫تو اصلا نیومدی تو؟

21:18.373 --> 21:19.913
‫نه، تجربه یه نفره است.

21:19.913 --> 21:22.040
‫نباید همزمان با دو ترس مواجه شد.

21:22.040 --> 21:24.084
‫اگه من از آتش می‌ترسیدم
‫و تو از آب می‌ترسیدی...

21:24.084 --> 21:25.502
‫فهمیدم. اشکالی نداره.

21:27.854 --> 21:29.297
‫واقعا اشکالی نداره.

21:29.402 --> 21:31.639
‫واقعا انگار کمی از بارت کاسته شده.

21:31.664 --> 21:34.761
‫ریک، من بی‌همتام؟

21:34.761 --> 21:36.756
‫خب، «بی‌همتا» یعنی چی؟

21:36.780 --> 21:38.306
‫خوبه. خوبه.

21:39.324 --> 21:40.444
‫برگشتم.

21:41.423 --> 21:44.146
‫بغلم نکن!
‫وگرنه نمی‌فهمم واقعا اومدم بیرون یا نه!

21:44.146 --> 21:46.022
‫- این‌‎قدر خوبه؟ من هم بپرم؟
‫- نه.

21:46.047 --> 21:47.482
‫چیزی رو ازم مخفی می‌کنی؟

21:47.583 --> 21:49.622
‫به نفعته درگیرش نشی ریک.

21:49.647 --> 21:51.560
‫وقایع روانی وحشتناکی...

21:51.584 --> 21:53.363
‫اونجا رخ داد.
‫مثلا دایان اونجا بود.

21:53.363 --> 21:54.656
‫- چی؟
‫- اصلا خوش‌آیند نبود.

21:54.681 --> 21:56.032
‫بهم اعتماد کن دیگه.

21:56.057 --> 21:58.827
‫باشه رفیق.
‫بریم سینی پنکیک بخوریم.

22:08.819 --> 22:16.007
‫[رفتم تو سوراخ]

22:16.032 --> 22:20.253
‫«پس از تیتراژ رو از دست ندین.»

22:20.278 --> 22:30.402
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:47.623 --> 22:51.658
‫ای وای! چطور بود؟
‫فصل هفتم به اتمام رسید!

22:51.683 --> 22:53.960
‫بعضی جاهای آمد و نیامد داشت.

22:53.985 --> 22:56.470
‫یادتونه بچه‌ام رو دزدیده بودم؟

22:56.495 --> 22:59.262
‫یکی از این‌ها رو هم دزدیده بودم!

23:02.419 --> 23:04.754
‫کافیه آدم هدف داشته باشه...

23:04.779 --> 23:07.318
‫و اصلا از تلاش برای دست‌یابی بهش
‫دست نکشه.

23:07.343 --> 23:10.690
‫در اون صورت از زندگیش
‫رضایت پیدا می‌کنه!
