WEBVTT

00:05.656 --> 00:09.743
‫قبل این‌که از این مبحث عبور کنیم،
‫می‌تونم بپرسم الان در حالت هولوگرامی‌ای یا نه؟

00:09.743 --> 00:11.370
‫آره آره، صبر کنید. یک لحظه

00:12.496 --> 00:15.123
‫هفته پیش یه بسته پفک حلقه‌ای
‫گذاشتم اون پایین

00:15.123 --> 00:18.272
‫نمی‌خواستم وقت‌مون هدر بره.
‫خیله‌خب، بیا شروع کنیم. روانکاویم کن

00:20.796 --> 00:23.607
‫- باید جواب بدی؟
‫- نه بابا. مهم نیست رئیس‌جمهوره

00:23.632 --> 00:26.760
‫- شاید بهتره که گوشیت رو خاموش کنی
‫- رئیس‌جمهور ایالات متحده

00:26.760 --> 00:27.886
‫گفتم شاید به‌نظرت باحال باشه

00:27.886 --> 00:29.846
‫خوشت میاد بقیه فکر کنن آدم باحالی هستی؟

00:29.846 --> 00:31.223
‫امروز زیادی داری تجزیه و تحلیل می‌کنی

00:31.223 --> 00:34.559
‫- می‌خوای دکور آشپزخونه‌تـو عوض کنی؟
‫- سانچز! می‌دونم اونجایی!

00:35.811 --> 00:38.105
‫وقتی شخصاً باهات تماس می‌گیرم
‫یعنی وضعیت اورژانسیه

00:38.105 --> 00:40.273
‫جلسه روان‌درمانی داشتم
‫سلامت روانی رو تحقیر نکن

00:40.273 --> 00:42.109
‫بی‌ادبی کردم. سلام،

00:42.109 --> 00:44.528
‫- من رئیس‌جمهور آندره کورتیس هستم
‫- بله، به جا آوردم

00:44.528 --> 00:45.737
‫عه؟ چه جالب

00:45.737 --> 00:48.877
‫به جا آوردن یه رئیس‌جمهور چیز جالبی نیست،
‫حالا میشه بریم؟

00:49.533 --> 00:54.705
‫سال ۱۹۶۱، سازمان سیا هیولای لخ‌نس
‫رو مخفیانه به دریاچۀ ایری منتقل کرد

00:54.705 --> 00:56.581
‫و جای استخوان‌های بدنش تیتانیم گذاشت

00:56.581 --> 00:58.792
‫بعدش چندین گرگینه اونو گاز گرفتن،

00:58.792 --> 01:00.877
‫و قدرتمندترین سلاح ضد زیردریایی دنیا
‫به‌وجود اومد

01:00.877 --> 01:01.712
‫صحیح

01:01.712 --> 01:03.588
‫ولی شوروی یه لپرکان فرستاد اونجا

01:03.588 --> 01:07.509
‫که استخوان‌های نِسی رو تبدیل به نقره کرد
‫و اون مبتلا به ایدزِ گرگینه‌ای شد

01:07.509 --> 01:09.803
‫اون در اعماق دریا غرق شد
‫و ما خیال می‌کردیم که مُرده

01:09.803 --> 01:13.390
‫ولی اون فقط خوابیده بود.
‫حالا بیدار شده.. و گرسنه‌شه

01:13.390 --> 01:14.474
‫حق نداری با روانکاوم دوست شی

01:14.891 --> 01:17.984
‫- چی؟ قاتی کردی داداش
‫- پس با روانکاوم دوست نشو

01:18.270 --> 01:20.007
‫من که نخواستم با روانکاو تو دوست شم!

01:20.647 --> 01:22.065
‫احتمالاً اصلاً از من خوشش نمیاد

01:22.482 --> 01:24.568
‫- دست نگه دار، سانچز!
‫- به اون بگو دست نگه داره!

01:24.568 --> 01:27.237
‫تو بودی می‌ذاشتی روانکاوتـو بکنه؟
‫- من اعتقادی به روان‌درمانی ندارم!

01:27.779 --> 01:30.449
‫اون‌وقت یعنی چی که بهش اعتقاد نداری؟

01:30.449 --> 01:32.451
‫- اون پیروی مکتب ساینتولوژی‌ـه
‫- با روانکاو من دوست نشو!

01:32.451 --> 01:34.494
‫- تو هم مورمِن فضایی نباش!
‫- واسه چی؟

01:34.494 --> 01:35.495
‫چون مسخره‌س!

01:35.996 --> 01:37.617
‫ببخشید، حرفم زشت بود

01:37.914 --> 01:39.003
‫هرچی می‌خوای رو بِپَرست

01:40.041 --> 01:41.752
‫- من «تام کروز» رو دوست دارم (معتقد به ساینتولوژی)
‫- ممنونم

01:42.210 --> 01:44.340
‫- روانکاوی روت جواب داده
‫- خودتو کنترل کن نپاچی رومون

01:44.633 --> 01:54.633
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:17.954 --> 02:20.830
‫خوش‌برگشتین به برنامه آقای چاقویی!

02:21.082 --> 02:23.001
‫بیاید یه سؤال دیگه از تماشاچی‌ها بشنویم!

02:24.961 --> 02:27.047
‫چرا ملت تو ضبط برنامه‌های
‫این یارو شرکت می‌کنن؟

02:27.047 --> 02:28.465
‫یه فرهنگ خوره‌ی شهرت دارن

02:30.258 --> 02:32.177
‫- آقای رئیس‌جمهور
‫- یه مورد ضروری پیش اومدی، ریک

02:32.177 --> 02:33.637
‫یه مأموریت دیگه با رئیس‌جمهور؟

02:33.637 --> 02:35.722
‫تازه براش هیولای لخ‌نس رو کُشتی که

02:35.722 --> 02:38.141
‫- به اون فسقلی بگو دهنشو ببنده
‫- نمی‌تونی با من این‌جوری حرف بزنی!

02:38.141 --> 02:40.018
‫بهش بگو نمی‌تونه این‌جوری باهام حرف بزنه

02:40.018 --> 02:41.520
‫- نمی‌تونی با مورتی این‌جوری حرف بزنی
‫- حالا هرچی

02:41.520 --> 02:42.562
‫الان پورتال می‌زنم میام

02:43.438 --> 02:45.982
‫اصلاً این قسمت رو دیده بودم.
‫تماشاچی‌ها می‌میرن

02:48.735 --> 02:49.820
‫ریک، مرسی که اومدی

02:50.195 --> 02:52.072
‫تو ایالت ویرجینیا
‫به یک مشکلی برخوردیم

02:52.072 --> 02:53.698
‫- پاگنده؟
‫- اون مال ایالت مونتاناست

02:53.698 --> 02:55.992
‫- نازی‌ها
‫- اون مال... همه‌جاست

02:55.992 --> 02:57.202
‫این حرف‌تون اغراق بود، قربان

02:57.994 --> 02:59.849
‫ای بابا، کارل
‫تو هم؟

03:00.080 --> 03:03.016
‫مشکلی که تو ویرجینیا داریم.. عشق‌ـه

03:03.041 --> 03:05.377
‫تو شعار این ایالت رو شنیدی که میگه
‫ویرجینیا برای عشاقـه؟
‫[ به ویرجینیا خوش‌آمدید - ویرجینیا برای عشاق است ]

03:05.377 --> 03:07.677
‫خب، الان به شکل قانون درش آوردن

03:07.796 --> 03:11.602
‫ایالت ویرجینیا خودش رو رسماً
‫و منحصراً برای عشاق اعلام کرده

03:11.842 --> 03:13.677
‫- چه کسل‌کننده
‫- بدتر هم میشه

03:13.677 --> 03:17.264
‫خلاف و فقر از اونجا ریشه‌کن شده،
‫و به‌طرز مشکوکی هیچکس شکایتی نداره

03:17.264 --> 03:20.392
‫آرای موافق فرماندار ویرجینیا هم ۱۰۰% شده
‫[ فرماندار: ۱۰۰% - رئیس‌جمهور: ۲۵% ]

03:20.392 --> 03:22.727
‫- و این چیش بدتره؟
‫- صد درصد؟

03:22.727 --> 03:24.020
‫یه سر به اینترنت بزن، دوئین،

03:24.020 --> 03:26.237
‫هیچ‌چیزی نیست که
‫محبوبیت ۱۰۰ درصدی داشته باشه

03:26.481 --> 03:29.331
‫آمریکا وقتی یه فرقه رو می‌بینه
‫به‌خوبی تشخیصش میده و نابودش می‌کنه

03:29.943 --> 03:33.029
‫ولی من نمی‌تونم کل ویرجینیا رو خاک کنم،
‫واسه همین باید بین‌شون نفوذ کنیم

03:33.029 --> 03:35.115
‫من داوطلب می‌شم اسید بزنم
‫که ثابت کنم مأمور نیستم

03:35.115 --> 03:36.283
‫تکی نمی‌تونی کار کنی

03:36.283 --> 03:39.526
‫برای این کار باید یه تیم خِبره بچینیم.
‫ریک، با فلیفلک آشنا شو

03:39.786 --> 03:41.913
‫- اون ممکنه بتونه آینده رو پیش‌بینی کنه
‫- ممکنه؟

03:41.913 --> 03:44.583
‫هنوز منتظریم مشخص شه.
‫اونیکس متخصص جنگ‌افزارمونه،

03:44.583 --> 03:47.627
‫و چشم‌مون تو آسمون،
‫رئیس ستاد ربات‌گونه‌ام، «چی‌چی»

03:47.627 --> 03:49.629
‫- چه برّاق
‫- بله، تیم فوق‌العاده‌ایـه

03:50.171 --> 03:51.590
‫ولی یه چیزی کم داریم...

03:52.507 --> 03:55.010
‫- شاید یک متخصص روان‌شناسی؟
‫- ای ریدم توش!

03:55.010 --> 03:57.804
‫تو وانمود کردی به تیم خِبره نیاز داری
‫که بتونی شمارۀ وانگ رو بگیری؟

03:57.804 --> 03:58.930
‫شماره‌شو بگیرم؟

03:58.930 --> 04:02.017
‫من مالک سازمان سیا هستم،
‫اگه بخوام، ژنومش هم می‌تونم بگیرم

04:02.017 --> 04:04.686
‫پس چیه، از من اجازه می‌خواستی؟
‫باشه حله

04:04.686 --> 04:06.855
‫اینجا یه کشور آزاده، به قول خودت

04:06.855 --> 04:08.607
‫حاضرم این بها رو براش بپردازم

04:08.607 --> 04:10.814
‫داری مجبورم می‌کنی یکی رو انتخاب کنم؟
‫یا تو، یا اون؟

04:11.026 --> 04:14.237
‫توی این سیاره سه میلیارد زن وجود داره
‫که هیچ صنمی با من ندارن

04:14.613 --> 04:16.448
‫- تقصیر دارن؟
‫- خیلی عنی

04:16.448 --> 04:20.952
‫- صبر کنید! خطر!
‫- آخی.. این خیلی قشنگه، رفیق

04:20.952 --> 04:22.746
‫جاش روی همین یخچاله

04:27.584 --> 04:30.670
‫از شما ممنونم که مهارت‌تون رو
‫در این عملیات به ما وام دادید، دکتر وانگ

04:31.129 --> 04:32.297
‫- تفنگ؟
‫- نه، ممنونم

04:32.756 --> 04:35.675
‫از تماس‌تون غافلگیر شدم،
‫و در عین حال هیجان‌زده

04:35.675 --> 04:37.969
‫من از دوران دانشگاه به اینور
‫کار میدانی انجام ندادم

04:37.969 --> 04:41.973
‫ما فکر می‌کنیم که مردم ویرجینیا
‫تبدیل به یه‌نوع قرفۀ هیپیِ جنسی شدن

04:41.973 --> 04:44.142
‫اینو هم از دانشگاه به اینور انجام ندادم

04:45.101 --> 04:47.687
‫دکتر وانگ، الحق که شیطون هستین!

04:47.687 --> 04:48.939
‫قربان، رسیدیم به مرز

04:49.437 --> 04:50.017
‫ایست!

04:50.042 --> 04:51.191
‫[ به ویرجینیا خوش‌آمدید - ویرجینیا برای عشاق است ]

04:52.150 --> 04:55.570
‫من خیلی عذر می‌خوام، جناب رئیس‌جمهور
‫ویرجینیا الان میهمان قبول نمی‌کنه

04:55.570 --> 04:56.905
‫فکر می‌کردم اینجا مخصوص عشاقه

04:57.280 --> 04:58.865
‫منم که عاشقم
‫شماها هم عاشق هستین؟

04:59.741 --> 05:00.992
‫تشکر می‌کنم،

05:00.992 --> 05:04.829
‫ولی بقیۀ کشورتون فعلاً
‫نیازی به عشق ویرجینیا نداره

05:04.829 --> 05:07.374
‫می‌دونی که آخرین باری که
‫یه ایالت با این لحن صحبت کرد،

05:07.374 --> 05:10.001
‫- به داستان خوردیم!
‫- بعدش؟

05:10.585 --> 05:13.088
‫و این‌دفعه طرف مقابل بمب اتم داره

05:14.923 --> 05:15.840
‫بذارید بیان تو

05:17.258 --> 05:19.731
‫- باریکلا، دکتر
‫- هلن صدام کن

05:21.589 --> 05:22.996
‫[ریک؛ آدم فضایی دیوونه]

05:26.184 --> 05:29.646
‫همون‌طور که می‌بینید در ویرجینیا
‫هیچ‌گونه جرم و جنایت یا فقری وجود نداره

05:29.646 --> 05:32.232
‫- تمام کالاها رایگان هستن
‫- کمونیست‌های کونی

05:32.232 --> 05:35.694
‫- و تمام کالاها به رایگان تولید می‌شن
‫- کمونیست‌های کونی!

05:35.694 --> 05:37.696
‫خب چی شد؟
‫رازتو بهم بگو

05:37.696 --> 05:40.162
‫خب اگه به شما بگم که میری به همه میگی

05:40.407 --> 05:42.867
‫اما اگر نشونت بدم،
‫نیازی به این کار نیست

05:42.867 --> 05:44.661
‫چه مرموزانه و مضطرب‌کننده...

05:48.957 --> 05:50.583
‫خدایا، پس قضیه اینه؟

05:50.583 --> 05:51.763
‫همه‌تون مستین؟

05:53.003 --> 05:55.588
‫قربان! این یه‌جور ذهن گروهیـه
‫که می‌چسبه به جسم آدما!

05:55.588 --> 05:57.382
‫بالأخره مذهبت به یه دردی خورد!

05:57.757 --> 06:00.524
‫نه! تنها شانسی که واسه دیدن
‫«ویل اسمیت» داشتم! (معتقد به ساینتولوژی)

06:06.266 --> 06:09.728
‫اون گوشی عنتو جواب بده، لاشی،
‫وقتی من زنگ می‌زنم واقعاً اضطراریه!

06:11.604 --> 06:12.522
‫ریک؟

06:13.148 --> 06:15.900
‫- یونیتی
‫- آروم باش، آروم...

06:15.900 --> 06:18.903
‫می‌تونم برات توضیح بدم،
‫فقط بذار کنترل اوضاع رو دوباره به‌دست بگیرم

06:18.903 --> 06:20.739
‫همین کنترل‌کردن‌هات توضیح کافیه

06:20.739 --> 06:23.093
‫و ما توافق کرده بودیم
‫جایی که من کار می‌کنم از این‌کارا نکنی

06:24.576 --> 06:26.327
‫چی داری بهم اسپری می‌کنی؟

06:26.995 --> 06:28.830
‫یه عطر جدید که بعد رفتنت گرفتم

06:28.830 --> 06:32.792
‫- اسمش جدایی‌ـه
‫- یه ماده برای دفع من اختراع کردی؟

06:32.792 --> 06:35.059
‫مگه ایده‌ی بدیه؟

06:36.254 --> 06:39.716
‫ریک، تو با مردم ویرجینیا توی رابطه‌ای؟

06:39.716 --> 06:40.717
‫یه زمان دوست بودیم

06:43.678 --> 06:45.138
‫فقط می‌خوام صحبت کنیم

06:45.138 --> 06:47.098
‫مطمئنم چندین هزار میلیارد گوشی موبایل داری

06:47.724 --> 06:49.449
‫نه برگرد اینجا، بیا حرف بزنیم!

06:53.646 --> 06:55.398
‫حالا خداروشکر که تیم خِبره هم داشتی

06:55.398 --> 06:56.900
‫- هلن کجاست؟
‫- هلن؟

06:56.900 --> 06:58.396
‫خودش گفت با اسم کوچیک صدا کنیم...

07:00.528 --> 07:02.556
‫یه هلیکوپتر خبر کنید!
‫می‌خوان رابطۀ منو خراب کنن!

07:03.615 --> 07:05.941
‫ریک! منم

07:06.242 --> 07:07.786
‫یونیتی منو آزاد کرد

07:07.786 --> 07:09.788
‫حله، پس ناراحت نمی‌شی اینو روت اسپری کنم

07:09.788 --> 07:13.750
‫خب نه، ولی ما محاصره شدیم و یونیتی
‫می‌دونه ریلودِ اسلحه‌ت چقدر طول می‌کشه

07:14.417 --> 07:16.795
‫به‌نظرم واقعاً خوبه که
‫تو و یونیتی صحبت کنید

07:17.170 --> 07:19.464
‫آخه تو چمیدونی؟
‫تو فقط یه متخصص تغذیه‌ای

07:19.464 --> 07:23.134
‫وقتی اندازۀ من توی رشته رژیم‌درمانی
‫کار کنی، متوجه میشی که...

07:28.056 --> 07:30.892
‫آروم باش. ما نگرانت بودیم که اومدیم اینجا

07:31.392 --> 07:33.728
‫- چرا؟
‫- یه‌چیزایی به گوش‌مون رسیده، ریک

07:33.728 --> 07:37.101
‫سعی کردم باهات تماس بگیرم ولی..
‫راسته که دوباره...

07:37.273 --> 07:38.418
‫افتادی دنبالِ اون؟

07:38.650 --> 07:40.276
‫دفعۀ پیش نزدیک بود بمیری

07:40.276 --> 07:42.904
‫- سرت تو کار خودت باشه
‫- کارِ ما تویی!

07:42.904 --> 07:45.448
‫تو از اون کار استعفا دادی!
‫و تازه اخراج هم شدی!

07:45.448 --> 07:46.950
‫و آخرین حقوقتم بهت نمی‌دم

07:46.950 --> 07:49.567
‫برای جبرانِ منگنه‌ای که دزدیدی
‫که درواقع قلبم بود!

07:50.537 --> 07:51.663
‫جنگ داخلیه، ستونا!

07:54.791 --> 07:56.965
‫ببخشید. باید صدا خفه‌کن می‌داشت

07:59.295 --> 08:00.924
‫صبر کن، ریک!

08:03.258 --> 08:05.176
‫- مرسی آندره
‫- مرسی از تو، هلن

08:05.552 --> 08:07.470
‫وقتشه ترتیب این حروم‌زاده‌ها رو بدیم

08:08.388 --> 08:09.931
‫- گنبد رو فعال کنید!
‫- بله قربان!

08:32.662 --> 08:34.873
‫تو برای تمام ایالت‌ها یه گنبد ساختی؟

08:36.624 --> 08:38.585
‫واسه جواب این سؤال
‫باید تا قرار دوم صبر کنی

08:38.585 --> 08:39.544
‫اوغ!

08:42.696 --> 08:45.615
‫امشب تمام ملت پریشان هستن
‫درحالی‌که کل ایالت ویرجینیا

08:45.615 --> 08:48.394
‫همچنان داخل یک گنبد انرژی حبس شده

08:48.702 --> 08:50.025
‫کاخ سفید در بیانیه‌ای

08:50.050 --> 08:53.290
‫به زبان آوردن جملۀ «جنگ داخلیه، ستونا»
‫توسط رئیس‌جمهور رو تکذیب کرد

08:53.290 --> 08:55.876
‫و اون رو اغراق‌شده خوند.
‫شاندا، نظر تو چیه؟

08:55.876 --> 08:59.379
‫- بهتره بگیم غَرق‌شده، تام
‫- پشمام. شاندا با توپ پُر اومده

08:59.379 --> 09:02.882
‫این رئیس‌جمهور توی چندتا
‫تهاجم آدم فضایی‌ها روی کار بوده؟

09:02.882 --> 09:04.384
‫تازه سوای اون بوقلمون‌های جهش‌یافته،

09:04.384 --> 09:06.303
‫و کاخ سفید متروکه
‫که در مدار زمین می‌چرخید،

09:06.303 --> 09:07.887
‫و دایناسورهای طرفدار محیط زیست...

09:07.887 --> 09:09.014
‫بعدش ویرجینیا رو می‌بینه

09:09.014 --> 09:11.600
‫که اقتصادش نظیر نداره،
‫و چمن‌هاشونو هماهنگ کوتاه می‌کنن،

09:11.600 --> 09:14.644
‫واسه همین بهشون شلیک می‌کنه
‫و توی یک گنبد حبس‌شون می‌کنه؟

09:14.644 --> 09:16.813
‫- کورتیسِ همیشگی
‫- میشه یه نفر صدای اخبار رو خفه کنه؟

09:17.188 --> 09:19.894
‫اگه می‌خواستم شکستامـو لیست کنن،
‫مادرمو از قبر می‌کشیدم بیرون

09:20.400 --> 09:22.319
‫عه.. ببخشید، ازم بدت اومد؟

09:22.319 --> 09:24.468
‫واسه این‌که وسط اتاق جنگ
‫با صدای بلند راجع‌به مادرم حرف می‌زنم؟

09:24.613 --> 09:27.949
‫سانچز! آمریکا از گنبدت متنفره!
‫تا کی باید فعال باشه؟

09:27.949 --> 09:30.035
‫امیدوارم اینو یادداشت کرده باشی.
‫توی هلیکوپتر گفت گنبد مال اونه

09:30.035 --> 09:33.330
‫و حالا شد مال من. تا خاموشش نکنم
‫اون تیکه از یونیتی رو کنترل می‌کنه،

09:33.330 --> 09:36.625
‫چون‌که... یه نفرمون اینجا
‫خوب حد خودشو می‌دونه

09:36.625 --> 09:39.836
‫ریک من قبول دارم که
‫شرکت در این مأموریت کار درستی نبود،

09:39.836 --> 09:43.032
‫- وقتی که دعوت شدم، نمی‌دونستم...
‫- که اون می‌خواست مختو بزنه؟

09:43.089 --> 09:45.842
‫از بعضی انگیزه‌های رمانتیک‌شون خبر داشتم

09:45.842 --> 09:47.135
‫که منم همین حس رو داشتم

09:47.719 --> 09:50.597
‫اما نمی‌دونستم
‫من و تو قراره برخورد داشته باشیم

09:50.597 --> 09:52.349
‫منظورت اینه که برات مهم نبود.
‫چون از یک طرف

09:52.349 --> 09:53.516
‫پای اخلاق حرفه‌ایت وسط بود،

09:53.516 --> 09:55.683
‫و از طرف دیگه،
‫پای یه آدم کیری در سطح جهانی.

09:55.769 --> 09:57.520
‫- حالا دیگه باید بزنم نفله‌ت کنم
‫- زورتو بزن...

09:57.520 --> 09:59.939
‫فضاپیمای بیگانه داره به زمین نزدیک می‌شه!
‫داره ارتباط برقرار می‌کنه!

09:59.939 --> 10:01.566
‫- وصلش کن
‫- من واسه تو کار نمی‌کنم

10:01.566 --> 10:03.646
‫اصلاً نمی‌تونی هم، چون تعطیلی
‫خودم وصلش می‌کنم

10:04.569 --> 10:05.612
‫جناب رئیس‌جمهور

10:05.612 --> 10:07.530
‫خانم، اگه اون فضاپیما رو
‫بیاری به سیارۀ آمریکا

10:07.530 --> 10:09.324
‫چهار هزارتا کلاهک جنگی
‫حواله‌تون می‌کنم!

10:09.324 --> 10:11.341
‫که سه هزارتاشون قطعاً کار می‌کنن

10:11.576 --> 10:14.079
‫بعدش زنگ می‌زنم به چین
‫و اون‌موقع دیگه رسماً به گا می‌رین

10:14.079 --> 10:15.455
‫اجازه بدید حرف یونیتی رو بشنویم

10:15.455 --> 10:16.956
‫- تو هنوز اینجایی؟
‫- خودت چی؟

10:16.956 --> 10:19.042
‫من اگر زمین رو می‌خواستم
‫تا الان تصاحبش کرده بودم

10:19.042 --> 10:20.001
‫- زر مفت
‫- جمعش کن بابا

10:20.001 --> 10:22.712
‫تو ۸ میلیون تیکه از منو قطع کردی.
‫خیلی دردناک بود

10:23.672 --> 10:25.657
‫ریک، تو خیلی واضح اعلام کردی
‫که ما نمی‌تونیم دوست باشیم

10:25.757 --> 10:29.091
‫اما من باید دوباره به اون آدما وصل بشم
‫که بتونم درست آزادشون کنم

10:29.260 --> 10:32.389
‫اونا یه دسته‌ی همگانی بدون تفکر هستن،
‫اگه به یه ذهن دیگه متصل بشه،

10:32.389 --> 10:35.600
‫- ممکنه تبدیل به کُلُنی خودش بشه
‫- پاورپوینت درست کردی؟

10:35.600 --> 10:38.061
‫لازم بود که بفهمی موضوع چقدر جدی‌ـه

10:38.061 --> 10:40.480
‫- از پسش بر میام
‫- اون اسپری رو داریم، جنده!

10:40.480 --> 10:41.898
‫اونجوری باهاشون حرف نزن

10:41.898 --> 10:44.401
‫- ریک، به یونیتی اعتماد نداری؟
‫- خفه شو

10:44.401 --> 10:45.777
‫- مغذرت‌خواهی کن
‫- بخورش

10:45.777 --> 10:47.737
‫- به من اعتماد نداری، ریک؟
‫- کی داره؟

10:48.113 --> 10:49.239
‫بذار ریک جواب بده

10:49.239 --> 10:51.241
‫- عزیزم، میدونم میخوای کمک کنی، ولی...
‫- آندره

10:51.574 --> 10:53.743
‫- فکر کنم لازمه یواش‌تر پیش بریم
‫- یواش‌تر؟

10:53.743 --> 10:56.079
‫هنوز بهت دست هم نزدم و از الان
‫شروع کردی تو اتاق جنگ دستور صادر میکنی

10:56.079 --> 10:57.163
‫- آندره
‫- هلن

10:57.163 --> 10:58.748
‫- ریک؟
‫- بهت اعتماد ندارم

10:58.748 --> 11:00.750
‫منو ندیده گرفتی تا روی کارت تمرکز کنی

11:00.750 --> 11:02.585
‫کارت بلعیدنِ کل دنیاست

11:02.585 --> 11:04.796
‫ولی این دنیای منه. لطفاً برو

11:04.796 --> 11:07.090
‫اهالی ویرجینیا رو قبل از اینکه
‫کسی رو لمس کنن اسپری بارون می‌کنیم

11:07.090 --> 11:08.591
‫ببخشید که یه انگشت از دست دادی،

11:08.591 --> 11:11.219
‫ولی هزینه‌ی بی خبر دست
‫تو ما تحت کردن همینه. خداحافط

11:11.761 --> 11:12.637
‫خداحافظ

11:13.304 --> 11:14.597
‫فضاپیمای بیگانه درحال دور شدنه

11:14.973 --> 11:16.141
‫کارتون خوب بود، مردم،

11:16.141 --> 11:18.226
‫خودم توپِ افشانه رو از بالگرد شلیک میکنم،

11:18.226 --> 11:20.562
‫به تأثیر سیاسیش احتیاج داریم.
‫یه اعلامیه مطبوعاتی بفرستین

11:20.562 --> 11:22.731
‫«رئیس‌جمهور ویرجینیا رو
‫با چیزی برعکس گلوله اسپری بارون میکنه»

11:23.189 --> 11:24.274
‫یه جور بهتری بنویسش

11:24.858 --> 11:26.860
‫باهام میای یا میخوای به دردِ ماتحتت برسی؟

11:26.860 --> 11:29.154
‫کیرم رو بخور و شماره‌م رو حذف کن.
‫تو هم همینطور

11:29.154 --> 11:31.656
‫اگه منو واسه عروسی دعوت کنی،
‫می‌رینم تو ظرف نوشیدنی‌ها

11:34.409 --> 11:36.619
‫اون برمیگرده.
‫تو واسه شام چی دوست داری؟

11:36.995 --> 11:38.872
‫علاقه‌ای ندارم این رابطه
‫رو بیشتر از این پیش ببرم

11:38.872 --> 11:43.293
‫چی؟ چرا؟ این دیوانگی‌ـه.
‫چطوری میتونی هم روانشناس باشی هم دیوانه؟

11:43.293 --> 11:45.003
‫از اونجا که درخواستِ بازخورد داری،

11:45.003 --> 11:48.673
‫توصیه‌ی خالصانه‌م اینه که
‫به احتیاجِ تأیید شدنت غلبه کنی

11:49.132 --> 11:50.633
‫باشه، میخوای اینطوری بازی کنی؟

11:50.633 --> 11:52.469
‫کنار دستشویی خانم‌ها یه تونلِ خروج هست

11:53.511 --> 11:54.596
‫خیلی ازش استفاده میشه!

11:55.180 --> 11:56.556
‫و نه فقط هم توسط زن خراب‌ها!

11:57.515 --> 11:59.809
‫میشه حداقل به نگهبانی بگی
‫من بودم که تو رو دور انداختم؟

12:04.731 --> 12:05.690
‫- تو خوبی؟
‫- بله

12:06.733 --> 12:08.735
‫اخبار گفت ویرجینیا یه ذهن گروهی بوده

12:08.735 --> 12:09.736
‫بله

12:10.069 --> 12:10.987
‫- بودش...
‫- بله

12:10.987 --> 12:12.489
‫خدای من، پسر، هرچی،

12:12.489 --> 12:13.948
‫آخرین بار کِی پیش روانشناست رفتی...

12:13.948 --> 12:15.742
‫- امروز
‫- خب، پس، تو کارش ریده!

12:15.742 --> 12:17.827
‫- نه بابا!
‫- خب، کم سر من داد بزن!

12:17.827 --> 12:20.830
‫- حریم شخصی لازم دارم!
‫- بیا این یه دونه گنده‌ش، کیری صورت!

12:23.416 --> 12:24.334
‫شرمنده

12:29.923 --> 12:31.132
‫داریم به گنبد می‌رسیم، قربان

12:31.132 --> 12:32.383
‫خوبه! به هیچکش احتیاج ندارم!

12:32.759 --> 12:34.677
‫- چی؟
‫- چی؟ گفتم خوبه!

12:34.677 --> 12:35.804
‫وقتی رسیدیم بهم بگو!

12:35.804 --> 12:37.305
‫- رسیدیم!
‫- دریافت شد!

12:37.305 --> 12:38.848
‫فقط بذار ببینم چطوری شدیم!

12:39.265 --> 12:41.768
‫و اینم از هلیکوپتر شماره یک
‫با گازی که قبل‌تر راجبش گفتیم،

12:41.768 --> 12:44.103
‫و در حقیقت میشه
‫رئیس‌جمهور کورتیس رو داخل ببینید،

12:44.103 --> 12:47.023
‫که درحال نگاه کردنِ گوشیش‌ـه تا ببینه این کار
‫باعث میشه مردم دوستش داشته باشن یا نه

12:47.023 --> 12:50.527
‫حالا هم چهره‌ش عبوسه، البته،
‫چرا که متوجه شد هیچ مقدار نمایشی

12:50.527 --> 12:52.737
‫باعث نمیشه افتضاح قبلیش جبران بشه.
‫شاندا؟

12:53.321 --> 12:55.156
‫شاندا نه، ازم متنفره

12:55.156 --> 12:56.991
‫درسته، تام، یعنی، بله،

12:56.991 --> 13:01.037
‫رئیس‌جمهور کورتیس قراره ایالت ویرجینیا
‫رو از یه تهدید بیگانه‌ی دیگه آزاد کنه،

13:01.037 --> 13:03.289
‫ولی وقتی آزاد بشن تا حرفِ دلشون رو بزنن،

13:03.289 --> 13:06.000
‫واقعاً فکر میکنه قراره بگن
‫«وای، عجب رئیس‌جمهوری»؟

13:06.000 --> 13:07.377
‫گنبد رو غیرفعال می‌کنیم، قربان!

13:07.377 --> 13:11.005
‫حقیقت اینه، آرای موافقش
‫باید حتماً به مقدار صد درصدی برسه

13:11.005 --> 13:12.757
‫تا بتونه کورتیس رو در رأی‌گیری بعدی نجات بده

13:14.968 --> 13:15.885
‫آتیشش کن، قربان!

13:16.678 --> 13:18.513
آرای موافق صد درصدی

13:21.307 --> 13:23.226
‫وُپسی! الان برمیگردم!

13:23.226 --> 13:25.061
‫- قربان!
‫- فقط باید ماسماسک رو بیارم...

13:25.812 --> 13:26.896
‫چطوری میخوای اون کار رو بکنی؟

13:29.816 --> 13:31.568
‫بدش من.
‫اون ذهن گروهی رو بده من!

13:36.531 --> 13:38.366
‫مادر منو ببخشد.
‫فقط منو ببخش. لازمش دارم

13:44.289 --> 13:48.459
‫- ای.. لعنت!
‫- لعنت!

13:51.004 --> 13:53.464
‫خانواده‌ها اینجا جمع شدن
‫تا دوباره به آغوش گروگان‌ها برگردن،

13:53.464 --> 13:56.217
‫که به نظر خیلی مُشتاقانه درحال راه رفتن،
‫و حالا دویدن به سمتشون هستن،

13:56.217 --> 14:00.013
‫همگی به صورت همزمان،
‫عجب صحنه‌ی زیبایی، همه درحال ماچ و بوسه

14:00.013 --> 14:02.599
‫و حالا همه کس‌هایی که
‫ماچ شدن درحال ماچ کردنِ بقیه هستن

14:02.932 --> 14:04.934
‫ماچ‌های از تَهِ دل و تقریباً حال بهم زن،

14:04.934 --> 14:08.396
‫موجِ عشق و علاقه
‫به همه سمت روانه شده، سلام، جناب...

14:09.522 --> 14:11.524
‫رئیس‌جمهور نجاتمون داد.
‫اون بهترین رئیس‌جمهور ـه،

14:11.524 --> 14:13.526
‫بهترینه واقعاً،
‫تو تاریخ، مادرش اشتباه میکرد

14:14.527 --> 14:15.945
‫کسی تونلِ خانم‌ها رو بسته؟

14:21.910 --> 14:24.913
‫- هی، ریک، یونیتی...
‫- اون رفته و برام مهم نیست!

14:25.914 --> 14:26.831
‫فکر کنم برگشته

14:29.417 --> 14:30.960
‫کسی یه کیریِ بد اخلاق سفارش داده بود؟

14:30.960 --> 14:32.629
‫- گفتم شرمنده‌م
‫- نه، نگفتی

14:32.629 --> 14:34.005
‫یواش گفتم، ببند دهنت رو

14:34.005 --> 14:37.800
‫حالا فرماندار، میشه توضیح بدین
‫چرا تمام ایالتِ ویرجینیا به همه سمتی دویدن

14:37.800 --> 14:39.135
‫و روی همه‌ی مردمِ کشور بالا آوردن؟

14:39.135 --> 14:42.430
‫ساده‌ست، خبرنگار.
‫به عشق رئیس‌جمهور بالا آوردن

14:42.430 --> 14:44.766
‫ما از رئیس‌جمهور رضایت داریم.
‫همه همینطورن

14:45.600 --> 14:48.478
‫ببخشید، فرماندار ولی
‫باعث شدین شاندا رو وارد بحث کنم

14:48.478 --> 14:49.979
‫مرسی، تام.
‫فرماندار،

14:49.979 --> 14:53.316
‫می‌تونم اطمینان بدم که
‫مهم نیست شخصاً چه احساسی دارین...

14:55.234 --> 14:57.946
‫رئیس‌جمهور خوبه.
‫رئیس‌جمهور خوب خوب خوب

14:57.946 --> 15:00.031
‫حالت خوبه؟
‫جاش الان بالا آورد توی دهن...

15:02.742 --> 15:05.036
‫الان می‌فهمم.
‫عجب رئیس‌جمهوری!

15:05.036 --> 15:07.080
‫- اینجا راضیم!
‫- رئیس‌جمهور مورد تأییده!

15:07.455 --> 15:09.207
‫فکر کردم یونیتی قول داد هیچوقت این کار رو نکنه

15:09.207 --> 15:10.333
‫این کار یونیتی نیست

15:10.333 --> 15:12.919
‫- شما بچه‌ها داخل بمونید و درها رو قفل کنید
‫- بابا هنوز بیرون داره خرید میکنه

15:12.919 --> 15:15.088
‫پس داخل بمونید،
‫درها رو قفل کنید و گوش‌هاتون رو بگیرید

15:15.088 --> 15:16.089
‫کجا میری؟

15:16.798 --> 15:17.715
‫روان‌درمانی

15:18.549 --> 15:19.592
‫خدا رو شکر

15:37.276 --> 15:38.194
‫باز استخدام شدی

15:38.903 --> 15:41.155
‫- اون کار یونیتی‌ـه؟
‫- دوست‌پسرته

15:41.155 --> 15:42.865
‫حتماً با ذهن جمعیِ جدا شده اتصال برقرار کرده

15:43.241 --> 15:45.576
‫سریع‌تر از اونی که من بتونم
‫باهاش بجنگم زمین رو جذب میکنه

15:45.576 --> 15:48.079
‫- و میخوای من باهاش حرف بزنم
‫- حرف زدنی باهاش در کار نیست

15:48.079 --> 15:51.374
‫هیچ ذهنِ انسانی‌ای نمیتونه خودش رو
‫در حین کنترل میلیون‌ها نفر سالم نگه داره

15:51.374 --> 15:53.876
‫- پس کجا داریم می‌ریم؟
‫- به کمک یونیتی احتیاج دارم

15:53.876 --> 15:55.545
‫پس باید راضیش کنی که من ارزشش رو دارم

15:55.920 --> 15:57.213
‫- نداری
‫- پس دروغ بگو

16:00.675 --> 16:02.301
‫فضاپیما درحال نزدیکی شناسایی شد

16:02.635 --> 16:04.804
‫- بهش بگو برگرده
‫- رو در رو بهم بگو

16:04.804 --> 16:06.347
‫- من الانشم اینجام
‫- لعنت بهش

16:06.347 --> 16:08.725
‫- ولی سفینه‌ت الان...
‫- تو حُقه‌های خودت رو داری، منم خودم

16:08.725 --> 16:10.768
‫این روان درمان منه،
‫میتونه تأییدم کنه

16:10.768 --> 16:13.688
‫آشنا شدیم. واسه یه ثانیه من بود.
‫چی میخوای، ریک؟

16:13.688 --> 16:15.398
‫ببین، واضحه که دروغ نمی‌گفتی

16:15.398 --> 16:16.774
‫وقتی گفتی میتونستی زمین رو تحت سلطه در بیاری

16:16.774 --> 16:18.901
‫چون انگشتت الان آمریکا رو تحت سلطه گرفت

16:18.901 --> 16:20.486
‫ازت میخوام کمکم کنی درستش کنم

16:20.486 --> 16:23.698
‫- باید اونطوری میشد تا حرفم رو باور کنی؟
‫- چرا باید باور کنم؟

16:23.698 --> 16:25.950
‫بدون خبر پیدات شد و یه ایالت رو دزدیدی

16:25.950 --> 16:28.745
‫بهت زنگ زدم! چندین بار!

16:28.745 --> 16:30.288
‫منو ندیده گرفتی

16:30.288 --> 16:31.748
‫ریک، حقیقت داره؟

16:31.748 --> 16:33.708
‫اون منو پیچوند،
‫چرا باید جواب تلفنش رو بدم؟

16:33.708 --> 16:37.420
‫خیلی‌خب، میخوام یه گناهِ خیلی بزرگ
‫توی مشاوره‌ی زوجین مرتکب بشم، ولی ریک،

16:38.171 --> 16:40.465
‫- فکر میکنم اشتباه میکنی
‫- آوردنِ تو یه اشتباه بود

16:40.840 --> 16:43.718
‫یه خانمِ فضایی داشتی که نگرانِ جونت بوده

16:43.718 --> 16:46.888
‫و واکنشت به اندازه کافی
‫خصومت‌آمیز بوده که باعث یه مشکل بزرگ بشه

16:47.221 --> 16:47.972
‫ممنون

16:47.972 --> 16:51.100
‫حالا هم ازش میخوای
‫تو رو ببخشه و هم حلش کنه؟

16:51.559 --> 16:54.103
‫یونیتی، فکر کنم دلیلی که
‫ریک منو آورده اینجا اینه که

16:54.103 --> 16:57.065
‫خودش نمیدونه چطور
‫بهت نشون بده که تغییر کرده،

16:57.398 --> 16:59.817
‫چون خیلی آهسته درحال تغییرـه

16:59.817 --> 17:00.985
‫ولی هست

17:02.195 --> 17:04.113
‫خیلی‌خب، کس دیگه‌ای
‫هست بخواد منو بچه صدا کنه؟

17:04.113 --> 17:06.949
‫شاید بتونیم
‫تا وقتی زمین کامل هضم میشه لِفتش بدیم؟

17:07.950 --> 17:10.536
‫خیلی‌خب،
‫پس یه تهاجم میخوای

17:48.199 --> 17:50.493
‫عقب نگهشون دارین!
‫اونا منو دوست دارن، فقط یادشون رفته!

17:50.493 --> 17:52.829
‫فقط یادشون رفته! فقط یادشون رفته!

17:56.332 --> 17:58.126
‫نه! بس کنید!
‫منو دوست دارین!

17:59.043 --> 18:00.503
‫چرا بس کردین؟

18:01.003 --> 18:02.004
‫دلتون رو به دست آوردم؟

18:04.924 --> 18:06.926
‫خوبه! شما اینجایی!

18:07.260 --> 18:09.011
‫یونیتی، واست گرم نگهشون داشتم

18:09.345 --> 18:13.182
‫یه کوچولو قاطی کرده بودن ولی،
‫به هرحال، به نظر همه چی تمومه

18:13.558 --> 18:15.059
‫هلن، میتونیم بریم یه قهوه بزنیم؟

18:15.393 --> 18:16.727
‫صبر کن یونیتی، چی کار میکنی؟

18:18.563 --> 18:19.981
‫خیلی‌خب، ریک، همه‌ درست شدن

18:20.523 --> 18:21.566
‫کارت خوب بود، یون

18:22.275 --> 18:24.694
‫خب. چه جلسه‌ای شد این

18:25.153 --> 18:26.571
‫امیدوارم به گروهی‌ها تخفیف بدی

18:27.613 --> 18:29.407
‫راستش، صورت‌حساب رو بفرست واسه کاخ سفید

18:30.950 --> 18:33.202
‫واسه هیچکس دیگه
‫حاضر نمیشدم این کار رو بکنم، ریک

18:33.202 --> 18:34.871
‫آره، دوباره تیم شدن خوب بود

18:35.288 --> 18:37.457
‫نه، یعنی کس دیگه‌ای بود انجامش نمیدام

18:37.790 --> 18:40.543
‫قبلاً هیچوقت صدها میلیون نفر رو آزاد نکرده بودم

18:40.543 --> 18:41.711
‫خیلی بدجور میشه

19:19.874 --> 19:22.293
‫بیا... تموم شد.
‫کارت خوب بود، یون

19:22.835 --> 19:24.128
‫من خوبم

19:24.128 --> 19:25.213
‫یه مُسکن میخوای؟

19:25.838 --> 19:27.965
‫خودم چندتایی انداختم

19:28.507 --> 19:29.508
‫نه، ممنون

19:29.842 --> 19:31.510
‫یعنی، اگه بخوای میتونی بمونی،

19:32.428 --> 19:33.346
‫بیای بچه‌ها رو ببینی،

19:34.972 --> 19:36.307
‫الان بهت اعتماد دارم

19:36.724 --> 19:38.643
‫چه خوب ولی من به تو اعتماد ندارم

19:40.353 --> 19:41.270
‫منصفانه‌ست

20:01.374 --> 20:02.959
‫هی ریک، یونیتی هستم

20:04.544 --> 20:05.461
‫یه زنگ بهم بزن، خب؟

20:06.212 --> 20:08.881
‫سلام، ریک، یونیتی.
‫ببین، میخوام رو راست باشم،

20:08.881 --> 20:10.758
‫شنیدم دوباره افتادی دنبال اون یارو

20:11.384 --> 20:12.927
‫فقط نگرانم کرد، یه زنگ بهم بزن

20:13.803 --> 20:16.055
‫ببین، می‌فهمم، من تو رو پیچوندم،
‫داری کم محلی میکنی

20:16.430 --> 20:19.809
‫ولی، من بهت اهمیت میدم
‫و فقط میخوام بدونم حالت خوبه

20:20.601 --> 20:23.646
‫هی، ریک، گوش بده،
‫میخوام یه سر بیام ویرجینیا، خب؟

20:24.021 --> 20:25.564
‫نمیدونم تو کدوم ایالت زندگی میکنی

20:25.564 --> 20:27.984
‫ولی همونجا کمپ می‌زنم و
‫سعی میکنم باهات تماس بگیرم

20:27.984 --> 20:28.985
‫امیدوارم خوب باشی

20:29.443 --> 20:31.362
‫هی، ریک. دیوید میس‌کویج هستم

20:31.362 --> 20:34.323
‫شنیدم یه سری چیزهای
‫خیلی خوب درمورد ساینتولوژی می‌گفتی

20:34.323 --> 20:36.325
‫- اگه یه زمان خواستی تراولتا رو ببینی...
‫- و پخش بسه

20:41.247 --> 20:43.833
‫تو، آه،
‫کُلِ سعیت رو واسه گرفتن تأیید مردم کردی، ها؟

20:47.128 --> 20:49.088
‫شاندا زنده زنده منو می‌خوره

20:49.088 --> 20:51.257
‫- کص ننه‌شون
‫- مرسی، ریک

20:53.718 --> 20:58.472
‫اشتباه برداشت نکن،
‫ولی فکر کنم احتمالاً روان‌درمانی لازم دارم

21:09.324 --> 21:11.324
‫ادامه دارد...

21:36.719 --> 21:38.429
‫و برمیگردیم به آقای چاقویی

21:38.929 --> 21:41.724
‫به افرادی که اینو میگن چی میگین؛
‫«من نمیخوام چاقو بخورم.

21:41.724 --> 21:42.933
‫میخوام تو یه برنامه شرکت کنم،

21:42.933 --> 21:45.061
‫حق دارم که چاقو بهم زده نشه.»

21:45.061 --> 21:47.646
‫خب، گری،
‫منم حق دارم دست و پا داشته باشم

21:47.646 --> 21:49.231
‫ولی با اونجا دنیا نیومدم

21:49.231 --> 21:50.858
‫و فکر نمیکنم اون معنیش این باشه که

21:50.858 --> 21:53.194
‫نباید وارد یه صنعت به خصوص بشم که،
‫بذار قبول کنیم

21:53.194 --> 21:57.156
‫هیچ نماینده‌ای برای افرادی که
‫جای دست و پا شمشیر دارن وجود نداره

21:57.156 --> 21:59.700
‫ولی مجبور هستی که
‫از تماشاچی‌ها سوال قبول کنی؟

21:59.700 --> 22:02.745
‫مردم تو برنامه‌ی من شرکت میکنن،
‫چون میخوان تجربه‌ش رو داشته باشن

22:02.745 --> 22:04.497
‫اگه نمی‌خواستنش،
‫دیگه نمی‌اومدن

22:04.497 --> 22:08.633
‫برنامه‌ی تو باعث مرگِ 58 هزار
شرکت‌کننده‌ش شده

22:10.002 --> 22:12.275
‫خب، خودت گفتی دیگه

22:12.300 --> 22:16.508
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

22:16.533 --> 22:38.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
