WEBVTT

00:00.693 --> 00:05.693
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:07.616 --> 00:09.785
‫هنوز معلوم نشده
‫این مهمون‌مون بالأخره کِی می‌خواد بره؟

00:09.785 --> 00:11.495
‫دوست دارم پذیراییِ خونه
‫برگرده دست خودمون

00:11.495 --> 00:13.121
‫پای منم هی گیر می‌کنه به کلاهاش

00:13.121 --> 00:14.581
‫به دستگاه ضبط منم خیلی ور می‌ره!

00:14.581 --> 00:17.125
‫لامصب عتیقه‌ست و دکمه‌هاش حساسه!

00:17.125 --> 00:19.016
‫چقدرم واقعاً غافلگیرکننده‌س که
‫بابا داره از این مسائل طفره میره

00:19.041 --> 00:22.172
‫بچه‌ها، اون دوست خانوادگی‌مونه،
‫تا هروقت نیاز داشته باشه می‌تونه بمونه

00:22.172 --> 00:25.342
‫سلام، ببخشید من الان به
‫این پسر خل‌وچله که اونوره مواد فروختم،

00:25.342 --> 00:26.635
‫گفت پولشو از شما بگیرم؟

00:26.968 --> 00:29.304
‫عه، بچه مدرسه‌ای دارید؟
‫تمرکز روی درس‌ها برات مشکله؟

00:29.304 --> 00:31.139
‫خیله‌خب، بسه دیگه!
‫مورتی برو بابابزرگتو پیدا کن

00:31.139 --> 00:32.724
‫تا من برم با مهمون‌مون صحبت بکنم

00:32.724 --> 00:33.934
‫جری، تو هم پولِ ساقی رو بده

00:33.934 --> 00:36.228
‫بله، من لقب داروساز رو ترجیح میدم

00:36.228 --> 00:37.229
‫خودشونم همین‌طور!

00:38.063 --> 00:41.650
‫- شما احیاناً یه‌مقدار...
‫- شرمنده، من کیف‌پولمو تو فضا جا گذاشتم

00:43.026 --> 00:44.438
‫رفتی که بری بیاریش؟

00:45.862 --> 00:48.323
‫آقای پوپی‌باتهول، ما دیگه به‌قدر کافی
‫این اوضاع رو تحمل کردیم

00:48.323 --> 00:50.784
‫ما تو زمانی که شما نیاز به کمک داشتین
‫خیلی بهتون حال دادیم

00:51.910 --> 00:55.414
‫باهات موافقم، بث
‫من خیــلی آشغالم

00:55.872 --> 00:59.584
‫میشه یه قلاب برام بگیری
‫که کمربندمـو ببندم به پنکه سقفی؟

00:59.584 --> 01:01.002
‫ما که پنکه سقفی نداریم

01:01.002 --> 01:04.172
‫اوو وی، واسه همینه که انقدر گرمه؟

01:04.172 --> 01:06.133
‫اون‌قدر گرون نیستن ها!

01:07.384 --> 01:10.387
‫مطمئنم انتظارِ نداشتین منو توی «کلد اوپن» ببینید، ها؟
‫[نوعی روایت در سینما: گریزی مستقیم به داستان از ابتدا پیش از پخش تیتراژ]

01:10.512 --> 01:13.515
‫به‌نظر میاد اوضاع زندگیم خیلی خراب شده

01:13.515 --> 01:16.893
‫- همه‌چیز از وقتی شروع شد که بث بهم شلیک کرد
‫- من که معذرت‌خواهی کردم!

01:16.893 --> 01:19.521
‫آره می‌دونم. تو رو هم از درون متلاشی کرد...

01:19.896 --> 01:22.017
‫- عین یه گلوله
‫- اتفاقی شد!

01:22.274 --> 01:25.068
‫بگذریم، بعدشم که از کار اخراج شدم

01:25.068 --> 01:28.363
‫زنم ولم کرد رفت،
‫جفت پاهام شکست،

01:28.363 --> 01:29.906
‫و تو آزمون وکالت رد شدم

01:29.906 --> 01:32.868
‫اوو وی، بعد از اونم
‫هر روز بدتر از دیروز

01:32.868 --> 01:35.495
‫واسه همین یه مدته اومدم
‫پیش خونوادۀ اسمیت زندگی می‌کنم

01:35.495 --> 01:40.584
‫اوو وی، من آقای پوپی‌باتهول‌ام
‫و این فصل هفتم از ریک و مورتی‌ـه

01:40.974 --> 01:50.974
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:15.452 --> 02:17.579
‫سلام رفیق. یه لیوان قهوه آوردم برات

02:17.579 --> 02:20.415
‫من خودم می‌تونم قهوه شبیه‌سازی کنم
‫نمی‌خواد واسه دیدن من بهونه جور کنی...

02:20.415 --> 02:22.521
‫آره می‌دونستم همینو میگی
‫واسه همین اصلاً لیوان نیاوردم

02:23.084 --> 02:24.127
‫پیشرفتی حاصل شده؟

02:24.127 --> 02:27.589
‫آره مورتی، همین‌الان اون نسخه‌ای از خودم
‫که زنمو کُشته رو پیدا کردم. چند لحظه دیر اومدی

02:27.589 --> 02:28.799
‫باشه بابا، فهمیدم

02:28.799 --> 02:30.801
‫بالای سدّ هوور با شمشیر مبارزه کردیم،

02:30.801 --> 02:32.427
‫بعد اون از روی سد سقوط کرد
‫و افتاد روی یه تیرِ نوک‌تیز،

02:32.427 --> 02:34.471
‫و مثل یه گرگینه زیر لب گفت: «ازت ممنونم»

02:34.471 --> 02:35.847
‫از سر ادب سؤال کردم

02:35.847 --> 02:38.391
‫اعضای خانواده گفتن بری بالا
‫که وضعیت آقای پوپی‌باتهول رو حل کنی

02:38.391 --> 02:39.601
‫بالأخره وقتش رسید، ها؟

02:39.601 --> 02:42.367
‫خب از شانس خوب‌تون،
‫من بلدم چطوری یه نفر رو بفرستم بره

02:42.687 --> 02:45.690
‫خانوادۀ عزیزم. این شما و این «شبح‌ربات»

02:45.690 --> 02:47.275
‫- ریک!
‫- می‌خوای با ترس از اینجا فرار کنه؟

02:47.275 --> 02:48.446
‫- سلطانِ طفره‌رفتن!
‫- توجه منو جلب کردی

02:48.985 --> 02:50.278
‫درحال چینش بدن

02:54.116 --> 02:55.659
‫فعال‌سازی توانایی ادراک

02:57.035 --> 02:58.787
‫بارگذاریِ کار

03:01.706 --> 03:04.084
‫کار ناتمام شناسایی شد

03:04.084 --> 03:05.460
‫حذف فیزیکیِ بدن

03:11.591 --> 03:14.803
‫خب. باید جاذبه رو جزوی از کار تموم‌شده‌س قرار بدم

03:14.803 --> 03:16.346
‫و زمین رو کار ناتموم بذارم

03:16.721 --> 03:19.140
‫- از اول شروع می‌کنیم
‫- بابا، تو نمی‌تونی از این مسئله طفره بری

03:19.140 --> 03:21.017
‫- باید بیای با ما یه مداخله برگزار کنی
‫- نع!

03:21.017 --> 03:23.186
‫پس پوپی‌باتهول رو میاریم زیرزمین
‫می‌ندازیمش ور دل خودت

03:23.186 --> 03:26.106
‫این چیه الان؟
‫مداخله‌ای برای دخالت‌نکردن من؟

03:26.106 --> 03:29.276
‫می‌دونید که این باعث نمیشه
‫این مفهوم کار کنه، چه از نظر کمدی، چه بالینی

03:29.276 --> 03:31.278
‫نرخ موفقیتش در هر دو حیطه ۱۰ درصده

03:31.278 --> 03:34.326
‫پس خودت باید بری کمکش کنی
‫و نه به‌کمک یه شبح

03:36.241 --> 03:37.492
‫اوه، خیلی جالب شد

03:37.492 --> 03:39.494
‫یه‌جورایی با صدا کردنش
‫یه‌کم قدرت بهش دادی

03:39.828 --> 03:42.381
‫دانش زیادی درمورد شبح‌ها وجود داره
‫که باید کشف کنم

03:43.957 --> 03:45.625
‫باشه، بعد این‌که با دوستم حرف زدم

03:46.042 --> 03:47.460
‫اون تو اتاق پذیراییه، ریک

03:47.460 --> 03:48.962
‫قرار نیست این‌کارو تنهایی انجام بدم

03:48.962 --> 03:50.714
‫عه، پس می‌خوای مداخله راه بندازی؟

03:50.714 --> 03:53.174
‫نه‌خیر. می‌خوام برم چندتا از دوستامو بیارم
‫که کمکم کنن با دوستم حرف بزنم

03:53.174 --> 03:55.927
‫و شما هم اگه آدمای احمقی نبودید
‫و چهارتا دوست داشتید، فرق‌شو می‌فهمیدین

03:55.927 --> 03:58.417
‫- خیلی بدجنسی! بابا!
‫- جنگ رو بذار برای یک روز دیگه، عزیزم

03:58.889 --> 04:00.181
‫آره، برو درتو بذار سامر

04:01.057 --> 04:02.601
‫- ای لعنتی
‫- پورتال‌ت بسته شد

04:02.601 --> 04:05.395
‫نه بابا غیب میگی؟
‫مداخله بذار یا برای خودت مداخله می‌ذاریم،

04:05.395 --> 04:06.891
‫الحق که یه مشت گاوید

04:09.441 --> 04:11.776
‫گیرهد! داداش!
‫ببین چی میگم

04:11.776 --> 04:14.487
‫ما باید به آقای پوپی‌باتهول کمک کنیم
‫اوضاع خوبی نداره

04:14.487 --> 04:18.783
‫خب بنظر منظورت مداخله‌ست،
‫که گیرهد خوشش نمیاد

04:18.783 --> 04:20.869
‫نه مداخله نیست.
‫تازه تو به من مدیونی

04:20.869 --> 04:23.163
‫باشه بابا، ولی حالا یه پیک باید بزنم

04:23.188 --> 04:24.816
‫برش دار بیار و ۲ تا هم بیار

04:26.166 --> 04:27.959
‫ریک، اَی اسکوانچ‌زاده!

04:27.959 --> 04:29.878
‫اسکوانچ!
‫دیدی گفتم نمُرده

04:29.878 --> 04:30.921
‫برنامه به اسکوانچـه؟

04:30.921 --> 04:33.882
‫یه‌کم، ما باید بریم پیش پوپی‌باتهول
‫و درمورد چیز باهاش حرف بزنیم...

04:33.882 --> 04:34.925
‫درمورد اعتیادش به الکل

04:35.258 --> 04:37.218
‫ما؟ بدون اسکوانچ که نمی‌شه

04:37.218 --> 04:39.137
‫- اگه می‌ریزی، منم می‌خوام
‫- ۳ تاش کن

04:39.763 --> 04:42.724
‫استخوانِ ران یه «گرومفلومایت»
‫رو گذاشته بودی توی کود

04:43.099 --> 04:45.310
‫بخش انسانی وجودت پرشور
‫و درعین‌حال بی‌احتیاطه

04:45.310 --> 04:47.812
‫لیست ترورِ فدراسیون‌ات
‫رو هم پیدا کردم

04:47.812 --> 04:49.230
‫انقدر تو وسایل من فضولی نکن!

04:49.230 --> 04:50.857
‫اینجا از زندان هم بدتره

04:56.947 --> 04:58.448
‫- ریک
‫- بی‌پی!

04:58.448 --> 04:59.449
‫یه دقیقه‌ای هست ندیدمت

05:00.033 --> 05:01.576
‫کسی اینجاست؟

05:01.576 --> 05:03.453
‫- دختر پرنده (دخترش)
‫- پیداش کردی

05:03.453 --> 05:06.873
‫بله. اون توی یک اردوگاه تمرینیِ
‫زنان شهرآشوب حبس شده بود

05:06.873 --> 05:09.918
‫چه عالی! حالا بیا بریم
‫با دوستای صمیمی‌مون جشن بگیریم

05:09.918 --> 05:12.995
‫و پوپی‌باتهول رو تشویق کنیم
‫که کمتر مشروب بخوره!

05:13.964 --> 05:16.508
‫مشکوک.
‫اما پدری‌کردن داره خسته‌ام می‌کنه

05:16.508 --> 05:19.636
‫و دوست دارم به دخترم نشون بدم
‫که خودخواهیِ واقعی چه‌شکلیه

05:19.636 --> 05:22.528
‫ایول! حالا بگو ببینم
‫کسی رو می‌شناسی سوبر (هشیار) باشه؟

05:24.724 --> 05:26.768
‫- مشروب خوردی؟
‫- روز پنجشنبه؟

05:26.768 --> 05:27.769
‫بنظر ایده‌آل میاد

05:28.853 --> 05:32.148
‫- خب کجا بریم؟ کافی‌شاپ؟
‫- نه. می‌فهمه یه خبراییه

05:32.148 --> 05:34.109
‫بله! منم قهوه نمی‌اسکوانچم!

05:34.109 --> 05:35.610
‫بیاید اسکوانچ کنیم به یه بار!

05:35.610 --> 05:37.153
‫اون‌طوری هدفی که داریم خراب میشه

05:37.153 --> 05:38.738
‫پس واقعاً مداخله‌ست

05:38.738 --> 05:40.532
‫نه‌خیر! ما از کسی نمی‌خوایم
‫مشروب نخوره

05:40.532 --> 05:43.910
‫چون که دو رو یا عقب‌افتاده نیستیم،
‫ما فقط چندتا دوستِ دغدغه‌مندیم

05:43.910 --> 05:47.080
‫پس حداقل می‌تونیم بریم
‫یه جایی که بار هم داشته باشه

05:47.080 --> 05:50.090
‫ببین، فکر کنم هرجا غذا داشته باشه
‫اجازه داره بار هم داشته باشه

05:54.212 --> 05:56.315
‫واقعاً ازتون ممنونم که منو آوردید بیرون
‫[بارِ «درتو بذار»]

05:56.423 --> 05:57.590
‫این هفته خیلی بهم سخت گذشته

05:57.966 --> 06:01.136
‫اِیمی داره پیش یه یارویی به اسم «گای»
‫پیلاتس کار می‌کنه

06:01.511 --> 06:03.888
‫همسر سابقت رو زیر نظر گرفتی؟

06:03.888 --> 06:08.435
‫اوو وی، با اون حکم حفظ فاصله که اصلاً!
‫یه غارتگر استخدام کردم تعقیبش کنه

06:08.435 --> 06:09.978
‫غارتگر هم میشه استخدام کرد؟

06:09.978 --> 06:12.230
‫آره، خیلی هم ارزون هستن
‫چون جنونِ شکار دارن،

06:12.230 --> 06:14.524
‫فقط باید یه پولی بهشون بدی
‫که هدفت رو نکُشن

06:14.524 --> 06:17.318
‫و اگه توی استتار بمونن
‫دیگه حق کپی‌رایت هم نداره

06:17.318 --> 06:19.988
‫به «درتو بذار» خوش اومدین!
‫اسم من مارت‌ـه، و...

06:20.321 --> 06:23.992
‫درتونو بذارید! ببینید، ما تو «درتو بذار»
‫با مشتری‌هامون شوخی‌های ریز می‌کنیم

06:24.325 --> 06:25.577
‫عه چه باحال

06:25.577 --> 06:27.037
‫تو چه می‌فهمی، گیلیگان؟

06:27.370 --> 06:28.538
‫ایول

06:28.538 --> 06:30.498
‫این پاک‌کنِ دپرس رو نگاه کن

06:30.498 --> 06:33.168
‫نکنه یه بچه‌ی دبیرستانی
‫تو رو کرده توی کون گربه؟

06:33.501 --> 06:36.588
‫شرط می‌بندم همه‌چی بر وفق مرادت بود،
‫و جلوی چشمات مثل شن‌های زمان

06:36.588 --> 06:38.631
‫از لای انگشتات رفت

06:39.007 --> 06:42.218
‫الان برمی‌گردم تا سفارش‌تونو بگیرم، بچه‌ها،
‫یا بهتره بگم، چاقال‌ها!

06:42.594 --> 06:45.138
‫فکر می‌کنم اینجا جای مناسبی
‫برای انجام این کار نبود

06:45.138 --> 06:46.431
‫معلوم هست چی میگی؟

06:46.431 --> 06:49.684
‫اینجا بهترین جا برای گرفتن جشن تولدمه

06:49.684 --> 06:56.274
‫تولد، تولد، تولد، تولد...

06:56.274 --> 06:57.692
‫- تولدت؟
‫- اوو وی

06:57.692 --> 06:59.694
‫باورم نمی‌شه که یادتون بود!

07:00.028 --> 07:04.282
‫من به ته خط رسیده بودم
‫و فکر می‌کردم دیگه پیش‌تون جایی ندارم

07:04.616 --> 07:06.826
‫بابت همه کارایی که کردی
‫ازت ممنونم، ریک

07:06.826 --> 07:09.370
‫قربونت، آقای پی‌بی
‫دوست واسه همینه دیگه

07:09.370 --> 07:11.122
‫شنیدم که رفیق‌مون تولدشه

07:11.122 --> 07:13.124
‫آره، ولی لطفاً آهنگی چیزی نخو...

07:13.625 --> 07:14.584
‫آه! درتو بذار اسکل!

07:16.419 --> 07:19.464
‫هاها، آره. چه کلاه هوشمندانه‌ای...
‫[پدر بی‌عرضه]

07:19.464 --> 07:22.967
‫چون‌که حتی پسرم پوپی جونیور
‫هم از من متنفره!

07:24.094 --> 07:26.888
‫منم درکت می‌کنم
‫دختر پرنده خیلی سلیطه‌ست

07:27.430 --> 07:28.848
‫وقتی پدر هستی می‌تونی اینو بگی

07:29.349 --> 07:32.393
‫خب... شات بزنیم؟

07:32.852 --> 07:33.770
‫ریک؟

07:34.938 --> 07:37.315
‫بیاید انقدر بخوریم که پاره شیم!

07:51.704 --> 07:53.289
‫اون نافم نبود

07:53.998 --> 07:54.999
‫پس چی بود؟

08:07.178 --> 08:08.263
‫سفت بچسبید بچه‌ها!

08:11.683 --> 08:13.977
‫نفسم بالا نمیاد!
‫نفسم بالا نمیاد!

08:13.977 --> 08:15.186
‫اینجا دستشویی داره؟

08:15.186 --> 08:16.187
‫اون جلو هست

08:30.702 --> 08:31.953
‫اون پشمام، الان وقتشه

08:32.704 --> 08:35.457
‫عسل‌پارتی! وقت زنبورعسله، عشقی!

08:36.291 --> 08:38.168
‫اوه اوه، اینجا چه دنیاییـه؟

08:38.543 --> 08:40.378
‫- اینجا کرۀ زمینه
‫- تو از کجا می‌دونی؟

08:40.378 --> 08:42.380
‫چون فکر می‌کنم اون «هیو جکمن» باشه

08:45.592 --> 08:47.762
‫پشمام، راست میگی
‫هی، جکمن!

08:48.219 --> 08:50.763
‫منطقیه که منو به‌جا میاره،
‫جفت‌مون میزبان مراسم اسکار بودیم

08:50.763 --> 08:52.140
‫هرکسی رو اونجا راه نمی‌دن

08:52.140 --> 08:54.851
‫گوش کنید بچه‌ها، ضایع‌بازی درنیارید،
‫کسی بهش نگه ولورین،

08:54.851 --> 08:56.561
‫- مثل یه آدم عادی باهاش...
‫- جین!

08:56.895 --> 08:58.605
‫- واقعاً دنیای کوچیکیه پسر!
‫- هیو!

08:58.605 --> 08:59.898
‫هیو با خاله‌ام ازدواج کرده

08:59.898 --> 09:03.238
‫که گمونم میشه شوهلورین‌خاله‌ام.

09:03.818 --> 09:05.320
‫خیلی باحال بود!

09:05.945 --> 09:07.322
‫شما یه بار میزبان اسکار نبودی؟

09:07.322 --> 09:09.157
‫- آره راستش...
‫- خب خب، گوش کنید

09:09.157 --> 09:12.577
‫من نمی‌دونم شما می‌خواید امشب
‫با من پارتی کنید یا نه، اما اگر آره

09:12.577 --> 09:13.703
‫- بله می‌خوایم
‫- اوو وی!

09:13.703 --> 09:17.832
‫اگر که می‌خواید،
‫باید این‌کارو باهمدیگه و تیمی بکنیم

09:17.832 --> 09:20.501
‫حالا من میرم یه «هیوج اَکمن» بکنم و بیام
‫(عن گنده)

09:20.501 --> 09:22.337
‫اَکمن به استرالیایی می‌شه «عن»

09:22.337 --> 09:24.047
‫اینو سرچ نکنید.
‫و تصمیم‌تون رو بگیرید

09:24.380 --> 09:27.000
‫چون من از اینجا می‌خوام برم «کلبه‌ی جک»
‫(معنی جنده‌خونه هم داره)

09:27.342 --> 09:29.552
‫- کلبه‌‌ی جک دیگه چیه؟
‫- همون خونه‌شه

09:29.928 --> 09:31.888
‫ولی بچه‌ها
‫فکر نمی‌کنم درست باشه بریم اونجا

09:31.888 --> 09:35.683
‫چالش: طوری بهمون توضیح بده
‫که بیشتر دل‌مون نخواد بریم اونجا

09:35.683 --> 09:38.102
‫خب، هیو کلاً حد و حدود نمی‌شناسه

09:38.519 --> 09:41.356
‫هر موقع پارتی می‌کنه،
‫سنگین پارتی می‌کنه

09:41.356 --> 09:42.482
‫چالش رو ریدی

09:42.482 --> 09:44.442
‫اوه! اون‌وقت طبق استانداردِ جین
‫چی سنگین محسوب میشه؟

09:44.442 --> 09:46.069
‫گیلاس‌های «بینوایان» رو داره؟

09:46.069 --> 09:48.154
‫ما خودمون همچین اسکوانچ نیستیم، برادر

09:48.154 --> 09:51.741
‫امروز تولد منه و دوست دارم
‫با هیو جکمن پارتی کنم

09:51.741 --> 09:54.337
‫- پس پارتی خواهی کرد!
‫- چه زود رید

09:54.577 --> 09:56.204
‫ولی قبلش همه باید از این بخورن

09:56.204 --> 09:58.373
‫- چی هست؟
‫- شاید آب‌نبات باشه

09:58.706 --> 09:59.832
‫شایدم سیانور باشه

09:59.832 --> 10:02.585
‫شایدم من دوست ندارم با آدمایی که
‫دست‌دست می‌کنن پارتی کنم.

10:03.920 --> 10:05.588
‫بنازم همین درسته! آفرین!

10:05.964 --> 10:09.300
‫حالا تازه همه شدیم باحال و فان!

10:13.680 --> 10:16.224
‫الکی تعریف نکرده بودی!

10:16.224 --> 10:18.184
‫اِی، بی، دی، ای...

10:18.518 --> 10:21.062
‫حرفِ «سی»ـم گمشد.
‫الفبام حرفِ سی نداره.

10:21.062 --> 10:23.481
‫قبلاً این کارها رو کردم؟
‫قبلاً این سوال رو پرسیدم؟

10:24.482 --> 10:26.276
‫اِسکوانچ، آره. نوبتِ من

10:27.860 --> 10:28.778
‫من بُردم؟

10:32.448 --> 10:33.783
‫بهترینِ روز زندگیم

10:33.783 --> 10:36.035
‫عروسی منم خیلی عالی بود.

10:36.035 --> 10:37.745
‫داشتم اون جایزه‌ی «تونی» رو می‌گفتم

10:40.832 --> 10:42.458
‫- آره.
‫- حالا درحالِ اسکوانچیم!

10:42.917 --> 10:45.461
‫- قیافه‌ت چرا آویزون‌ـه، رفیق؟
‫- جمجمه‌م همین شکلی‌ـه.

10:45.461 --> 10:46.671
‫میدونی، آقای پوپی‌باتهول،

10:46.671 --> 10:49.132
‫وقتی ملکه‌ی کارائیب رو نوشتم،
‫میدونی مدیر برنامه‌م چی گفت؟

10:49.507 --> 10:51.509
‫- بیلی اوشن اونو نوشته...
‫- همین رو گفت.

10:51.509 --> 10:53.261
‫دقیقاً همین.
‫«بیلی اوشن اینو نوشته.

10:53.261 --> 10:54.762
‫دوباره ننویسش.
‫تو بیلی اوشن نیستی.»

10:54.762 --> 10:56.597
‫میدونی چی کار کردم؟
‫مدیر برنامه‌م رو اخراج کردم

10:57.473 --> 11:00.310
‫محدودیت‌های بقیه رو قبول نکن

11:00.727 --> 11:03.271
‫دلت چی میخواد، دَرنده کوچولو؟

11:03.646 --> 11:04.731
‫همین الان، فکر نکن

11:05.106 --> 11:08.151
‫همین الان، دلم میخواد اِیمی برگرده

11:08.151 --> 11:10.236
‫همگی!
‫دوستمون میخواد اِیمی برگرده

11:10.236 --> 11:11.321
‫فکرِ اسکوانچی‌ـه

11:11.321 --> 11:13.323
‫در این وضعیت با همه‌چی موافقت میکنم.

11:13.323 --> 11:15.575
‫به نظر من اون فکر خوبی نیست.

11:15.575 --> 11:18.453
‫خانم‌ها و آقایون!
‫این مرد یه رفیقِ جعلی‌ـه!

11:18.453 --> 11:20.621
‫- بیخیال، هیو.
‫- «بیخیال، هیو.»

11:20.621 --> 11:23.333
‫بیخیال، همگی،
‫به هیو جکمن نگین ولورین.

11:23.333 --> 11:25.877
‫به خودت نگو بیلی اوشن.
‫اِیمی رو پس نگیرین

11:26.377 --> 11:28.171
‫تو یه خون‌آشامی، برادر

11:28.171 --> 11:29.881
‫از انرژی بقیه خودت رو تغذیه میکنی

11:29.881 --> 11:31.299
‫یه جورایی راست میگه

11:31.299 --> 11:34.302
‫شوخی میکنی؟ ماه‌هاست داری
‫رو مُبل خونه دختر من زندگی میکنی

11:34.302 --> 11:36.971
‫- میخوای برم؟
‫- تمام خانواده اینو میخواد!

11:36.971 --> 11:39.599
‫- چرا چیزی نگفتی؟
‫- به خاطر اینکه دوستمی!

11:39.599 --> 11:42.727
‫یه دوست واقعی میدونست که تولدم نیست

11:43.061 --> 11:44.771
‫اُه، لعنت

11:45.188 --> 11:46.147
‫رفیقِ جعلی!

11:46.147 --> 11:47.899
‫کمکی نمیکنی، هیو جکمن

11:47.899 --> 11:52.153
‫تو به من نمیگی چی کار کنم.
‫یا به هیچکس دیگه

11:52.153 --> 11:53.321
‫- تأیید
‫- آره، جیگر!

11:53.321 --> 11:55.323
‫چرا باید تظاهر میکردی تولدته؟

11:55.323 --> 11:58.743
‫خیال میکنی یه مداخله‌ی
‫نیمه کاره رو نمی‌تونم تشخیص بدم؟

11:58.743 --> 12:00.119
‫اُه، لعنت

12:00.661 --> 12:02.163
‫عاشقِ اینم که الان هستی، مرد

12:02.163 --> 12:04.540
‫همینجوری داری ولورین‌بازی در میاری.
‫حسش میکنی؟

12:04.540 --> 12:07.460
‫فکر کنم.
‫ولورین‌بازی یه کوچولو درد داره؟

12:07.460 --> 12:08.711
‫- هر دفعه!
‫- هر دفعه!

12:08.711 --> 12:10.338
‫خیلی‌خب، یه نوشیدنی واسه توی راه بردارین، آقایون

12:10.755 --> 12:12.090
‫چون یا اِیمی رو پس می‌گیریم

12:12.465 --> 12:13.800
‫یا. می‌ریم خونه

12:13.800 --> 12:16.010
‫- همه‌تون خُلین
‫- پس خُلم رو باز کن، چاقال!

12:16.469 --> 12:17.845
‫خُلم رو باز کن!

12:18.388 --> 12:20.390
‫- خُلم رو باز کن!
‫- خُلم رو باز کن!

12:20.390 --> 12:21.474
‫اصطلاحِ نیست اون!

12:22.266 --> 12:24.310
‫اِیمی مُرده یا زنده برمیگرده!

12:25.770 --> 12:26.687
‫آره

12:29.297 --> 12:31.841
‫دوستِ جعلی، برو تو کیونم.
‫میدونم چطوری باید به دوست‌هام کمک کنم.

12:34.093 --> 12:35.762
‫پدر؟ چرا؟

12:35.762 --> 12:38.515
‫آه، لعنت. صبر کن،
‫بذار برم بالا و «کار تموم کن» رو بردارم

12:38.515 --> 12:42.602
‫از اینجا که من نشستم،
‫اونی که کارِ ناتموم داره تویی

12:42.602 --> 12:44.229
‫هی، سرت تو کار خودت باشه

12:44.229 --> 12:48.817
‫این کار، کارِ خودمه.
‫و برادر، اوضاع کار خوبه

12:55.156 --> 12:57.492
‫اُه، برگشتی خوش گذرونی‌مون رو خراب کنی؟

12:57.492 --> 12:59.118
‫نه. تا کمک کنم اینو تمومش کنی

12:59.452 --> 13:02.205
‫کاری کردم همگی بیاین بیرون چون
‫نمیخواستم تنهایی با پی‌بی حرف بزنم

13:02.705 --> 13:03.832
‫اومدم تا با کشتی غرق بشم

13:04.332 --> 13:06.125
‫- احترام، ریک
‫- برو، هیو!

13:07.210 --> 13:11.297
‫وقتی پا توی اتاق میذاره خونسردیم رو از دست میدم
[باهاش آشتی کن]

13:15.343 --> 13:19.264
‫و فقط با بوی عطرش خیلی هیجان‌زده میشم

13:19.264 --> 13:21.641
‫اوو وی، اوناهاش. اِیمی من

13:23.893 --> 13:25.270
‫چشم‌های برق داری که نمی‌تونی...

13:25.270 --> 13:27.981
‫اُه، عشقم رو اطراف خودش حس میکنه! اوو وی!

13:27.981 --> 13:29.774
‫وای. چه عشقِ قوی‌ای داری

13:32.235 --> 13:33.778
‫گمونم چیزهای دیگه هم حس میکنه

13:33.778 --> 13:37.866
کارآگاه خصوصی غارتگر؟
‫واسه برعکس این تو رو اجیر کرده بودم!

13:38.199 --> 13:41.828
‫حالا، حالا.
‫تو این کار رو کردی، گال کارنا؟

13:42.161 --> 13:45.039
‫تو این کار رو کردی؟ تو کردی؟

13:45.039 --> 13:46.374
‫... صفا میکنم...

13:46.374 --> 13:48.668
‫بعداً میخوام قفل اینو باز کنم...

13:48.668 --> 13:50.420
‫حالا. حالا

13:51.588 --> 13:53.840
‫باشه، صادقانه بگم پی‌بی،
‫می‌تونست خیلی بدتر پیش بره...

13:54.632 --> 13:55.550
‫پی‌بی؟

13:56.217 --> 13:57.844
‫- ملکه‌ی کارائیب...
‫- اوو وی باید بریم!

13:58.344 --> 13:59.262
‫فرار!

14:01.764 --> 14:04.142
‫واسه فرار کردن از دست
‫یه غارتگر زیادی مَستم الان.

14:04.142 --> 14:06.644
‫گِل. اون قضیه گِل‌ـه.
‫همه گِل بزنید و قایم بشین!

14:08.396 --> 14:11.065
‫اون بوی چیه؟
‫اسکوانچی، اون گِل نیست

14:11.065 --> 14:12.483
‫خب، من اهل این سیاره نیستم

14:12.483 --> 14:14.068
‫بابایی، چی داره میشه؟

14:14.068 --> 14:16.029
‫ساکت، پوپی کوچیکه.
‫دارم می‌برمت خونه

14:18.114 --> 14:20.408
‫- ببین، فقط فکر نمی‌کردم بتونم...
‫- چی؟ رو راست باشی؟

14:20.408 --> 14:22.201
‫اینجوری از بالا حرف نزن.
‫اینکه بیش از حد بمونی و...

14:22.201 --> 14:24.203
‫به روی خودت نیاری
‫هم همین اندازه فریب‌کارانه‌ست!

14:24.203 --> 14:25.830
‫می‌تونستی راحت بهم بگی

14:25.830 --> 14:27.790
‫خودت یه بزرگسالی!
‫فضای محیط رو بخون و بفهم

14:47.644 --> 14:50.854
‫اعتراف میکنم، بر باد دهنده بود

14:52.023 --> 14:54.776
‫از من جای سپر استفاده کن،
‫من هیچی حس نمیکنم!

14:57.612 --> 14:59.238
‫اسکوانچ توش

15:03.743 --> 15:06.579
‫من خیلی... خیلی اسکوانچ شدم، مرد

15:09.332 --> 15:13.211
‫من واقعاً با اینا نیستم،
‫فقط داشتم تو این پارک قدم می‌زدم...

15:15.296 --> 15:16.714
‫نه!

15:17.340 --> 15:18.758
‫چرا هر دفعه همین قضیه‌ست؟

15:18.758 --> 15:21.344
‫نه! نمیذارم خانواده‌م رو ازم بگیری

15:31.020 --> 15:34.065
‫گمونم فصل چهار، قسمت سه رو ندیدی

15:34.065 --> 15:35.066
‫بزن بریم!

15:36.609 --> 15:37.443
‫لعنت

15:39.445 --> 15:41.656
‫حالا کی سه تا نقطه روی پیشونی‌ش داره؟

15:41.656 --> 15:43.741
‫میتونستی قبل از اینکه
‫منو بزنه این کار رو بکنی

15:46.494 --> 15:47.662
‫اسکوانچم دهنت!

15:53.418 --> 15:54.794
‫اون دندونِ گنده رو بده من!

15:54.794 --> 15:56.796
‫گال گارنا...

16:02.969 --> 16:04.262
‫نه، نه، بسه!

16:04.262 --> 16:06.180
‫چی کار میکنی؟
‫اون جمجمه رو میخوام!

16:06.180 --> 16:09.767
‫نه، ریک. دیگه نه.
‫این تقصیر منه. همه‌ش

16:09.767 --> 16:12.228
‫و.. اگه اون قراره از زن و بچه‌م محافظت کنه،

16:12.687 --> 16:15.481
‫تا وقتی خودم رو جمع و
‫جور میکنم دونستنش چیزِ خیلی خوبیه.

16:15.481 --> 16:16.566
‫وین؟

16:16.566 --> 16:18.276
‫- وین؟
‫- اِیمی

16:18.276 --> 16:20.403
‫من بدجور گند زدم،

16:20.945 --> 16:23.740
‫اومدم بگم نمیدونم بدون تو چی کار کنم، ولی...

16:23.740 --> 16:26.242
‫گمونم میتونم با بچه دزدی نکردن شروع کنم

16:26.576 --> 16:29.037
‫مطمئناً باید از اونجا شروع کنی

16:33.416 --> 16:35.460
‫من.. متأسفم، ایمی

16:35.460 --> 16:37.670
‫باید هم باشی. ولی من نیستم

16:37.670 --> 16:39.297
‫ما الان یه خانواده‌ایم

16:39.297 --> 16:44.469
‫من، پوپی کوچیکه و گال‌کارنا،
‫رهبر قبلیه‌ی دزدهای پوست

16:44.886 --> 16:46.012
‫خداحافظ، وین

16:46.554 --> 16:47.513
‫خداحافظ

16:49.265 --> 16:50.683
‫اوو ویی، یه تپانچه؟

16:50.683 --> 16:52.685
‫کم کم دارم فکر میکنم پولشون همینه...

16:53.269 --> 16:58.691
‫من شکار میکنم به خاطر اینکه مجبورم.
‫ولی انسان یه موهبتِ با ارزش داره؛ قدرتِ تغییر کردن.

16:59.400 --> 17:01.444
‫بیشتر مثل قدرتِ موسیقی می‌مونه، کیونده!

17:01.444 --> 17:02.570
‫چه گُهی بود؟

17:02.570 --> 17:04.614
‫خدایا، هیو، داشتیم حل و فصلش میکردیم

17:04.614 --> 17:06.491
‫خب، من یه بازیگرم و تو فضام

17:06.949 --> 17:10.161
‫«ملکه‌ی کارائیب، نوشته شده
‫توسط هیو جکم، 16 سالگی»

17:10.161 --> 17:11.371
‫واسه پیچش داستانی چطوره؟

17:12.080 --> 17:13.081
‫گیج کننده

17:13.081 --> 17:14.874
‫خب. بعضی وقت‌ها مجبوری باور کنی

17:14.874 --> 17:18.169
‫وای، واقعاً الهام بخش بود.
‫باعث میشه فکر کنم چطوری...

17:18.169 --> 17:21.214
‫- گمشین از اینجا!
‫- باشه، باشه، شرمنده

17:21.214 --> 17:23.216
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫میخوام تاکوی بین راهی بخرم،

17:23.216 --> 17:25.885
‫ولی هیچکس نباید
‫به مربی تغذیه‌م بگه و باید یه ماشین بدزدیم.

17:28.221 --> 17:29.222
‫وین، ها؟

17:29.222 --> 17:34.227
‫اوو ویی. ولی خودم
‫آقای پوپی‌باتهول رو ترجیح میدم. ناب‌تره

17:36.395 --> 17:39.941
‫به نظر دخترِ پرنده دزدکی وارد
‫یکی دیگه از محوطه‌های فدراسیون شده.

17:40.274 --> 17:41.400
‫باید برم

17:41.400 --> 17:43.945
‫وین، این به عنوان شرکت کردن
‫تو تولدِ واقعیت حساب میشه

17:44.529 --> 17:46.739
‫ریک. دیدنت.... قابل قبول بود.

17:47.115 --> 17:48.074
‫آره، جمعش کنیم.

17:48.491 --> 17:50.785
‫میخوام قبل از اینکه یادم بیاد
‫امشب چی کار کردیم بیهوش بشم

17:51.285 --> 17:54.831
‫من هیچوقت نمیخوام فراموشش کنم.
‫و هیچوقت نمیخوام تکرارش کنم

17:55.373 --> 17:56.415
‫بهت افتخار میکنم، رفیق کوچولو

17:57.667 --> 17:58.709
‫تو هم همینطور، اسکوانچ

17:59.168 --> 18:03.131
‫لعنت. ما رو ببین.
‫یه مردِ پرنده‌ای، گربه‌ی سخنگو،

18:03.673 --> 18:06.217
‫تو چی هستی؟
‫یه مردِ روباتی، و یه جهش یافته.

18:06.217 --> 18:09.470
‫چه شب درجه یکی، رُفقا.
‫میشه ازش کتاب نوشت

18:09.929 --> 18:11.931
‫شبِ درجه یکی بود واقعاً

18:12.306 --> 18:14.600
‫بعد از سال‌ها با بچه‌ها در تماس موندم

18:14.600 --> 18:17.103
‫تا جایی که این دنیای سریع به آدم اجازه میده

18:17.478 --> 18:19.605
‫آدمِ پرنده‌ای رفت خونه تا با یه چالش

18:19.605 --> 18:21.941
‫خیلی سخت‌تر از یه غارتگر مواجهه بشه...

18:22.275 --> 18:23.860
‫بزرگ کردن دختر پرنده.

18:24.360 --> 18:28.156
‫گیرهد برگشت به «سیستم دنده‌ای»
‫و ستون فقراتش رو تعویض کرد.

18:28.656 --> 18:30.116
‫هنوز داره قسط‌هاش رو میده.

18:30.533 --> 18:33.828
‫اسکوانچی؟
‫تو یه مرکز ترک اعتیاد خوب اسم نوشت.

18:34.203 --> 18:36.664
‫هیچکس فکر نمیکرد جواب بده و نداد

18:36.664 --> 18:40.209
‫بعداً به خاطر قاچاق
‫زهرِ قورباغه لب مرز بازداشت شد.

18:40.585 --> 18:42.378
‫هیو جکمن رفت کلبه‌ی جک...

18:42.378 --> 18:45.339
‫تا جایزه‌ی «تونی» که جین
‫بهش شلیک کرد رو به هم بچسبونه.

18:45.673 --> 18:49.468
‫و احتمالاً بخواد تمام ارجاع‌های
‫آینده به ولورین رو نابود کنه.

18:49.468 --> 18:50.636
‫با تشکر از ما.

18:50.636 --> 18:53.890
‫و ریک چطور شد؟
‫فکر کنم اون شب یه چیزی یاد گرفت.

18:54.223 --> 18:56.684
‫درمورد دوستی. درباره صداقت

18:57.018 --> 19:00.396
‫و شاید یه چیزی درمورد خودش یاد گرفته باشه

19:01.397 --> 19:05.193
‫بیا. یادم رفت یه قرصِ محو شدن بهت بدم.
‫واسه خماری عالیه

19:05.193 --> 19:08.487
‫فقط واسه شفاف‌سازی،
‫مجبور شدم یه قرصِ ضد محوی بندازم تا

19:08.905 --> 19:10.281
‫قرصِ محو کنِ اصلی که الان خوردم خنثی کنه

19:10.698 --> 19:12.658
‫باشه؟

19:12.658 --> 19:14.493
‫و اگه موندی چرا تاکسی‌ـه ناپدید شد،

19:14.493 --> 19:17.496
‫قرص‌ها حس نمیکنن،
‫ولی پوشش‌های انسانی رو شناسایی میکنن،

19:17.496 --> 19:20.124
‫پس تاکسیِ رو به عنوان یه جور پالتوی بزرگ دیده.

19:20.750 --> 19:21.667
‫مهم نیست

19:22.001 --> 19:23.419
‫تو، آه، چیزیت نمیشه؟

19:23.961 --> 19:24.962
‫جایی واسه موندن داری؟

19:25.588 --> 19:27.465
‫میتونم با پرینتر سه بُعدی
‫واست روی ماه یه آپارتمان برات چاپ کنم.

19:27.465 --> 19:29.842
‫خودم یه کاریش میکنم، ریک. مرسی

19:30.259 --> 19:32.053
‫خب، میرم که دوباره قرص بندازم

19:34.430 --> 19:38.559
‫آره. هیچکدومتون نگران آقای پوپی‌باتهول نباشین

19:39.060 --> 19:42.230
‫کُلی کار واسه کردن دارم،
‫ولی روی پای گُهی کوچیکِ خودم می‌ایستم.

19:42.605 --> 19:43.814
‫همیشه همینطورم.

19:45.650 --> 19:48.694
‫چقدر بدجور می‌سوزه.
‫چطوری بقیه واکنش نشون ندادن؟

19:48.694 --> 19:52.156
‫مال من رفق داره؟
‫انگار پوستم داره می‌جوشه!

19:52.949 --> 19:55.368
‫بچه‌ها، یه جعبه بوریتوی «بهترین رفیق‌ها» گرفتم

19:55.368 --> 19:57.203
‫معمولاً از آدم میخوان
‫مدرکِ دوستی نشون بدی،

19:57.203 --> 19:59.330
‫ولی صندوق دار
‫بهم اعتماد کرد که شماها این بیرون...

20:01.040 --> 20:01.958
‫هستین.

20:03.584 --> 20:04.627
‫کار خوبی نیست، مرد.

20:12.140 --> 20:14.140
‫ادامه دارد...

20:14.164 --> 20:22.164
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

20:44.041 --> 20:47.545
‫لازم نیست این کار رو بکنی، کلانتر.
‫آخرین روزِ کاریته.

20:47.545 --> 20:51.299
‫دقیقاً واسه همین باید انجامش بدم.
‫من یه بزدل بازنشست نمیشم.

20:51.841 --> 20:53.259
‫از اینجا بزن به چاک، سرکار

20:53.926 --> 20:55.720
‫برو مراقبِ نوه‌ی دختریم باش

21:29.128 --> 21:35.634
‫وقتی جوون بودم و در اوج،
‫ذهنم از گرفتاری آزاد بود

21:36.052 --> 21:37.636
‫من ازت نمی‌ترسم!

21:38.346 --> 21:41.515
‫همه چی رو در «دانِگال» رها میکنم

21:42.058 --> 21:46.520
‫تا شاید شخم بزنم، مردِ خشمگین...

21:47.229 --> 21:49.815
‫میرم به آمریکا....

21:56.354 --> 21:57.894
‫[رکورد گینس خرافاتی‌ترین انسان جهان]

22:03.871 --> 22:04.789
‫چی شد؟

22:05.247 --> 22:06.749
‫فکر کنم بنزین تموم کرد

22:08.751 --> 22:11.504
‫پس، اگه دو متر عقب‌تر
‫وایساده بود می‌تونست زنده بمونه؟

22:12.713 --> 22:15.549
‫خب. بیاین به نوه‌ش نگیم اینو

22:16.153 --> 22:31.153
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
