1
00:00:00,693 --> 00:00:05,693
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:07,616 --> 00:00:09,785
‫هنوز معلوم نشده
‫این مهمون‌مون بالأخره کِی می‌خواد بره؟

3
00:00:09,785 --> 00:00:11,495
‫دوست دارم پذیراییِ خونه
‫برگرده دست خودمون

4
00:00:11,495 --> 00:00:13,121
‫پای منم هی گیر می‌کنه به کلاهاش

5
00:00:13,121 --> 00:00:14,581
‫به دستگاه ضبط منم خیلی ور می‌ره!

6
00:00:14,581 --> 00:00:17,125
‫لامصب عتیقه‌ست و دکمه‌هاش حساسه!

7
00:00:17,125 --> 00:00:19,016
‫چقدرم واقعاً غافلگیرکننده‌س که
‫بابا داره از این مسائل طفره میره

8
00:00:19,041 --> 00:00:22,172
‫بچه‌ها، اون دوست خانوادگی‌مونه،
‫تا هروقت نیاز داشته باشه می‌تونه بمونه

9
00:00:22,172 --> 00:00:25,342
‫سلام، ببخشید من الان به
‫این پسر خل‌وچله که اونوره مواد فروختم،

10
00:00:25,342 --> 00:00:26,635
‫گفت پولشو از شما بگیرم؟

11
00:00:26,968 --> 00:00:29,304
‫عه، بچه مدرسه‌ای دارید؟
‫تمرکز روی درس‌ها برات مشکله؟

12
00:00:29,304 --> 00:00:31,139
‫خیله‌خب، بسه دیگه!
‫مورتی برو بابابزرگتو پیدا کن

13
00:00:31,139 --> 00:00:32,724
‫تا من برم با مهمون‌مون صحبت بکنم

14
00:00:32,724 --> 00:00:33,934
‫جری، تو هم پولِ ساقی رو بده

15
00:00:33,934 --> 00:00:36,228
‫بله، من لقب داروساز رو ترجیح میدم

16
00:00:36,228 --> 00:00:37,229
‫خودشونم همین‌طور!

17
00:00:38,063 --> 00:00:41,650
‫- شما احیاناً یه‌مقدار...
‫- شرمنده، من کیف‌پولمو تو فضا جا گذاشتم

18
00:00:43,026 --> 00:00:44,438
‫رفتی که بری بیاریش؟

19
00:00:45,862 --> 00:00:48,323
‫آقای پوپی‌باتهول، ما دیگه به‌قدر کافی
‫این اوضاع رو تحمل کردیم

20
00:00:48,323 --> 00:00:50,784
‫ما تو زمانی که شما نیاز به کمک داشتین
‫خیلی بهتون حال دادیم

21
00:00:51,910 --> 00:00:55,414
‫باهات موافقم، بث
‫من خیــلی آشغالم

22
00:00:55,872 --> 00:00:59,584
‫میشه یه قلاب برام بگیری
‫که کمربندمـو ببندم به پنکه سقفی؟

23
00:00:59,584 --> 00:01:01,002
‫ما که پنکه سقفی نداریم

24
00:01:01,002 --> 00:01:04,172
‫اوو وی، واسه همینه که انقدر گرمه؟

25
00:01:04,172 --> 00:01:06,133
‫اون‌قدر گرون نیستن ها!

26
00:01:07,384 --> 00:01:10,387
‫مطمئنم انتظارِ نداشتین منو توی «کلد اوپن» ببینید، ها؟
‫[نوعی روایت در سینما: گریزی مستقیم به داستان از ابتدا پیش از پخش تیتراژ]

27
00:01:10,512 --> 00:01:13,515
‫به‌نظر میاد اوضاع زندگیم خیلی خراب شده

28
00:01:13,515 --> 00:01:16,893
‫- همه‌چیز از وقتی شروع شد که بث بهم شلیک کرد
‫- من که معذرت‌خواهی کردم!

29
00:01:16,893 --> 00:01:19,521
‫آره می‌دونم. تو رو هم از درون متلاشی کرد...

30
00:01:19,896 --> 00:01:22,017
‫- عین یه گلوله
‫- اتفاقی شد!

31
00:01:22,274 --> 00:01:25,068
‫بگذریم، بعدشم که از کار اخراج شدم

32
00:01:25,068 --> 00:01:28,363
‫زنم ولم کرد رفت،
‫جفت پاهام شکست،

33
00:01:28,363 --> 00:01:29,906
‫و تو آزمون وکالت رد شدم

34
00:01:29,906 --> 00:01:32,868
‫اوو وی، بعد از اونم
‫هر روز بدتر از دیروز

35
00:01:32,868 --> 00:01:35,495
‫واسه همین یه مدته اومدم
‫پیش خونوادۀ اسمیت زندگی می‌کنم

36
00:01:35,495 --> 00:01:40,584
‫اوو وی، من آقای پوپی‌باتهول‌ام
‫و این فصل هفتم از ریک و مورتی‌ـه

37
00:01:40,974 --> 00:01:50,974
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

38
00:02:15,452 --> 00:02:17,579
‫سلام رفیق. یه لیوان قهوه آوردم برات

39
00:02:17,579 --> 00:02:20,415
‫من خودم می‌تونم قهوه شبیه‌سازی کنم
‫نمی‌خواد واسه دیدن من بهونه جور کنی...

40
00:02:20,415 --> 00:02:22,521
‫آره می‌دونستم همینو میگی
‫واسه همین اصلاً لیوان نیاوردم

41
00:02:23,084 --> 00:02:24,127
‫پیشرفتی حاصل شده؟

42
00:02:24,127 --> 00:02:27,589
‫آره مورتی، همین‌الان اون نسخه‌ای از خودم
‫که زنمو کُشته رو پیدا کردم. چند لحظه دیر اومدی

43
00:02:27,589 --> 00:02:28,799
‫باشه بابا، فهمیدم

44
00:02:28,799 --> 00:02:30,801
‫بالای سدّ هوور با شمشیر مبارزه کردیم،

45
00:02:30,801 --> 00:02:32,427
‫بعد اون از روی سد سقوط کرد
‫و افتاد روی یه تیرِ نوک‌تیز،

46
00:02:32,427 --> 00:02:34,471
‫و مثل یه گرگینه زیر لب گفت: «ازت ممنونم»

47
00:02:34,471 --> 00:02:35,847
‫از سر ادب سؤال کردم

48
00:02:35,847 --> 00:02:38,391
‫اعضای خانواده گفتن بری بالا
‫که وضعیت آقای پوپی‌باتهول رو حل کنی

49
00:02:38,391 --> 00:02:39,601
‫بالأخره وقتش رسید، ها؟

50
00:02:39,601 --> 00:02:42,367
‫خب از شانس خوب‌تون،
‫من بلدم چطوری یه نفر رو بفرستم بره

51
00:02:42,687 --> 00:02:45,690
‫خانوادۀ عزیزم. این شما و این «شبح‌ربات»

52
00:02:45,690 --> 00:02:47,275
‫- ریک!
‫- می‌خوای با ترس از اینجا فرار کنه؟

53
00:02:47,275 --> 00:02:48,446
‫- سلطانِ طفره‌رفتن!
‫- توجه منو جلب کردی

54
00:02:48,985 --> 00:02:50,278
‫<i>درحال چینش بدن</i>

55
00:02:54,116 --> 00:02:55,659
‫<i>فعال‌سازی توانایی ادراک</i>

56
00:02:57,035 --> 00:02:58,787
‫<i>بارگذاریِ کار</i>

57
00:03:01,706 --> 00:03:04,084
‫<i>کار ناتمام شناسایی شد</i>

58
00:03:04,084 --> 00:03:05,460
‫<i>حذف فیزیکیِ بدن</i>

59
00:03:11,591 --> 00:03:14,803
‫خب. باید جاذبه رو جزوی از کار تموم‌شده‌س قرار بدم

60
00:03:14,803 --> 00:03:16,346
‫و زمین رو کار ناتموم بذارم

61
00:03:16,721 --> 00:03:19,140
‫- از اول شروع می‌کنیم
‫- بابا، تو نمی‌تونی از این مسئله طفره بری

62
00:03:19,140 --> 00:03:21,017
‫- باید بیای با ما یه مداخله برگزار کنی
‫- نع!

63
00:03:21,017 --> 00:03:23,186
‫پس پوپی‌باتهول رو میاریم زیرزمین
‫می‌ندازیمش ور دل خودت

64
00:03:23,186 --> 00:03:26,106
‫این چیه الان؟
‫مداخله‌ای برای دخالت‌نکردن من؟

65
00:03:26,106 --> 00:03:29,276
‫می‌دونید که این باعث نمیشه
‫این مفهوم کار کنه، چه از نظر کمدی، چه بالینی

66
00:03:29,276 --> 00:03:31,278
‫نرخ موفقیتش در هر دو حیطه ۱۰ درصده

67
00:03:31,278 --> 00:03:34,326
‫پس خودت باید بری کمکش کنی
‫و نه به‌کمک یه شبح

68
00:03:36,241 --> 00:03:37,492
‫اوه، خیلی جالب شد

69
00:03:37,492 --> 00:03:39,494
‫یه‌جورایی با صدا کردنش
‫یه‌کم قدرت بهش دادی

70
00:03:39,828 --> 00:03:42,381
‫دانش زیادی درمورد شبح‌ها وجود داره
‫که باید کشف کنم

71
00:03:43,957 --> 00:03:45,625
‫باشه، بعد این‌که با دوستم حرف زدم

72
00:03:46,042 --> 00:03:47,460
‫اون تو اتاق پذیراییه، ریک

73
00:03:47,460 --> 00:03:48,962
‫قرار نیست این‌کارو تنهایی انجام بدم

74
00:03:48,962 --> 00:03:50,714
‫عه، پس می‌خوای مداخله راه بندازی؟

75
00:03:50,714 --> 00:03:53,174
‫نه‌خیر. می‌خوام برم چندتا از دوستامو بیارم
‫که کمکم کنن با دوستم حرف بزنم

76
00:03:53,174 --> 00:03:55,927
‫و شما هم اگه آدمای احمقی نبودید
‫و چهارتا دوست داشتید، فرق‌شو می‌فهمیدین

77
00:03:55,927 --> 00:03:58,417
‫- خیلی بدجنسی! بابا!
‫- جنگ رو بذار برای یک روز دیگه، عزیزم

78
00:03:58,889 --> 00:04:00,181
‫آره، برو درتو بذار سامر

79
00:04:01,057 --> 00:04:02,601
‫- ای لعنتی
‫- پورتال‌ت بسته شد

80
00:04:02,601 --> 00:04:05,395
‫نه بابا غیب میگی؟
‫مداخله بذار یا برای خودت مداخله می‌ذاریم،

81
00:04:05,395 --> 00:04:06,891
‫الحق که یه مشت گاوید

82
00:04:09,441 --> 00:04:11,776
‫گیرهد! داداش!
‫ببین چی میگم

83
00:04:11,776 --> 00:04:14,487
‫ما باید به آقای پوپی‌باتهول کمک کنیم
‫اوضاع خوبی نداره

84
00:04:14,487 --> 00:04:18,783
‫خب بنظر منظورت مداخله‌ست،
‫که گیرهد خوشش نمیاد

85
00:04:18,783 --> 00:04:20,869
‫نه مداخله نیست.
‫تازه تو به من مدیونی

86
00:04:20,869 --> 00:04:23,163
‫باشه بابا، ولی حالا یه پیک باید بزنم

87
00:04:23,188 --> 00:04:24,816
‫برش دار بیار و ۲ تا هم بیار

88
00:04:26,166 --> 00:04:27,959
‫ریک، اَی اسکوانچ‌زاده!

89
00:04:27,959 --> 00:04:29,878
‫اسکوانچ!
‫دیدی گفتم نمُرده

90
00:04:29,878 --> 00:04:30,921
‫برنامه به اسکوانچـه؟

91
00:04:30,921 --> 00:04:33,882
‫یه‌کم، ما باید بریم پیش پوپی‌باتهول
‫و درمورد چیز باهاش حرف بزنیم...

92
00:04:33,882 --> 00:04:34,925
‫درمورد اعتیادش به الکل

93
00:04:35,258 --> 00:04:37,218
‫ما؟ بدون اسکوانچ که نمی‌شه

94
00:04:37,218 --> 00:04:39,137
‫- اگه می‌ریزی، منم می‌خوام
‫- ۳ تاش کن

95
00:04:39,763 --> 00:04:42,724
‫استخوانِ ران یه «گرومفلومایت»
‫رو گذاشته بودی توی کود

96
00:04:43,099 --> 00:04:45,310
‫بخش انسانی وجودت پرشور
‫و درعین‌حال بی‌احتیاطه

97
00:04:45,310 --> 00:04:47,812
‫لیست ترورِ فدراسیون‌ات
‫رو هم پیدا کردم

98
00:04:47,812 --> 00:04:49,230
‫انقدر تو وسایل من فضولی نکن!

99
00:04:49,230 --> 00:04:50,857
‫اینجا از زندان هم بدتره

100
00:04:56,947 --> 00:04:58,448
‫- ریک
‫- بی‌پی!

101
00:04:58,448 --> 00:04:59,449
‫یه دقیقه‌ای هست ندیدمت

102
00:05:00,033 --> 00:05:01,576
‫کسی اینجاست؟

103
00:05:01,576 --> 00:05:03,453
‫- دختر پرنده (دخترش)
‫- پیداش کردی

104
00:05:03,453 --> 00:05:06,873
‫بله. اون توی یک اردوگاه تمرینیِ
‫زنان شهرآشوب حبس شده بود

105
00:05:06,873 --> 00:05:09,918
‫چه عالی! حالا بیا بریم
‫با دوستای صمیمی‌مون جشن بگیریم

106
00:05:09,918 --> 00:05:12,995
‫و پوپی‌باتهول رو تشویق کنیم
‫که کمتر مشروب بخوره!

107
00:05:13,964 --> 00:05:16,508
‫مشکوک.
‫اما پدری‌کردن داره خسته‌ام می‌کنه

108
00:05:16,508 --> 00:05:19,636
‫و دوست دارم به دخترم نشون بدم
‫که خودخواهیِ واقعی چه‌شکلیه

109
00:05:19,636 --> 00:05:22,528
‫ایول! حالا بگو ببینم
‫کسی رو می‌شناسی سوبر (هشیار) باشه؟

110
00:05:24,724 --> 00:05:26,768
‫- مشروب خوردی؟
‫- روز پنجشنبه؟

111
00:05:26,768 --> 00:05:27,769
‫بنظر ایده‌آل میاد

112
00:05:28,853 --> 00:05:32,148
‫- خب کجا بریم؟ کافی‌شاپ؟
‫- نه. می‌فهمه یه خبراییه

113
00:05:32,148 --> 00:05:34,109
‫بله! منم قهوه نمی‌اسکوانچم!

114
00:05:34,109 --> 00:05:35,610
‫بیاید اسکوانچ کنیم به یه بار!

115
00:05:35,610 --> 00:05:37,153
‫اون‌طوری هدفی که داریم خراب میشه

116
00:05:37,153 --> 00:05:38,738
‫پس واقعاً مداخله‌ست

117
00:05:38,738 --> 00:05:40,532
‫نه‌خیر! ما از کسی نمی‌خوایم
‫مشروب نخوره

118
00:05:40,532 --> 00:05:43,910
‫چون که دو رو یا عقب‌افتاده نیستیم،
‫ما فقط چندتا دوستِ دغدغه‌مندیم

119
00:05:43,910 --> 00:05:47,080
‫پس حداقل می‌تونیم بریم
‫یه جایی که بار هم داشته باشه

120
00:05:47,080 --> 00:05:50,090
‫ببین، فکر کنم هرجا غذا داشته باشه
‫اجازه داره بار هم داشته باشه

121
00:05:54,212 --> 00:05:56,315
‫واقعاً ازتون ممنونم که منو آوردید بیرون
‫[بارِ «درتو بذار»]

122
00:05:56,423 --> 00:05:57,590
‫این هفته خیلی بهم سخت گذشته

123
00:05:57,966 --> 00:06:01,136
‫اِیمی داره پیش یه یارویی به اسم «گای»
‫پیلاتس کار می‌کنه

124
00:06:01,511 --> 00:06:03,888
‫همسر سابقت رو زیر نظر گرفتی؟

125
00:06:03,888 --> 00:06:08,435
‫اوو وی، با اون حکم حفظ فاصله که اصلاً!
‫یه غارتگر استخدام کردم تعقیبش کنه

126
00:06:08,435 --> 00:06:09,978
‫غارتگر هم میشه استخدام کرد؟

127
00:06:09,978 --> 00:06:12,230
‫آره، خیلی هم ارزون هستن
‫چون جنونِ شکار دارن،

128
00:06:12,230 --> 00:06:14,524
‫فقط باید یه پولی بهشون بدی
‫که هدفت رو نکُشن

129
00:06:14,524 --> 00:06:17,318
‫و اگه توی استتار بمونن
‫دیگه حق کپی‌رایت هم نداره

130
00:06:17,318 --> 00:06:19,988
‫به «درتو بذار» خوش اومدین!
‫اسم من مارت‌ـه، و...

131
00:06:20,321 --> 00:06:23,992
‫درتونو بذارید! ببینید، ما تو «درتو بذار»
‫با مشتری‌هامون شوخی‌های ریز می‌کنیم

132
00:06:24,325 --> 00:06:25,577
‫عه چه باحال

133
00:06:25,577 --> 00:06:27,037
‫تو چه می‌فهمی، گیلیگان؟

134
00:06:27,370 --> 00:06:28,538
‫ایول

135
00:06:28,538 --> 00:06:30,498
‫این پاک‌کنِ دپرس رو نگاه کن

136
00:06:30,498 --> 00:06:33,168
‫نکنه یه بچه‌ی دبیرستانی
‫تو رو کرده توی کون گربه؟

137
00:06:33,501 --> 00:06:36,588
‫شرط می‌بندم همه‌چی بر وفق مرادت بود،
‫و جلوی چشمات مثل شن‌های زمان

138
00:06:36,588 --> 00:06:38,631
‫از لای انگشتات رفت

139
00:06:39,007 --> 00:06:42,218
‫الان برمی‌گردم تا سفارش‌تونو بگیرم، بچه‌ها،
‫یا بهتره بگم، چاقال‌ها!

140
00:06:42,594 --> 00:06:45,138
‫فکر می‌کنم اینجا جای مناسبی
‫برای انجام این کار نبود

141
00:06:45,138 --> 00:06:46,431
‫معلوم هست چی میگی؟

142
00:06:46,431 --> 00:06:49,684
‫اینجا بهترین جا برای گرفتن جشن تولدمه

143
00:06:49,684 --> 00:06:56,274
‫تولد، تولد، تولد، تولد...

144
00:06:56,274 --> 00:06:57,692
‫- تولدت؟
‫- اوو وی

145
00:06:57,692 --> 00:06:59,694
‫باورم نمی‌شه که یادتون بود!

146
00:07:00,028 --> 00:07:04,282
‫من به ته خط رسیده بودم
‫و فکر می‌کردم دیگه پیش‌تون جایی ندارم

147
00:07:04,616 --> 00:07:06,826
‫بابت همه کارایی که کردی
‫ازت ممنونم، ریک

148
00:07:06,826 --> 00:07:09,370
‫قربونت، آقای پی‌بی
‫دوست واسه همینه دیگه

149
00:07:09,370 --> 00:07:11,122
‫شنیدم که رفیق‌مون تولدشه

150
00:07:11,122 --> 00:07:13,124
‫آره، ولی لطفاً آهنگی چیزی نخو...

151
00:07:13,625 --> 00:07:14,584
‫آه! درتو بذار اسکل!

152
00:07:16,419 --> 00:07:19,464
‫هاها، آره. چه کلاه هوشمندانه‌ای...
‫[پدر بی‌عرضه]

153
00:07:19,464 --> 00:07:22,967
‫چون‌که حتی پسرم پوپی جونیور
‫هم از من متنفره!

154
00:07:24,094 --> 00:07:26,888
‫منم درکت می‌کنم
‫دختر پرنده خیلی سلیطه‌ست

155
00:07:27,430 --> 00:07:28,848
‫وقتی پدر هستی می‌تونی اینو بگی

156
00:07:29,349 --> 00:07:32,393
‫خب... شات بزنیم؟

157
00:07:32,852 --> 00:07:33,770
‫ریک؟

158
00:07:34,938 --> 00:07:37,315
‫بیاید انقدر بخوریم که پاره شیم!

159
00:07:51,704 --> 00:07:53,289
‫اون نافم نبود

160
00:07:53,998 --> 00:07:54,999
‫پس چی بود؟

161
00:08:07,178 --> 00:08:08,263
‫سفت بچسبید بچه‌ها!

162
00:08:11,683 --> 00:08:13,977
‫نفسم بالا نمیاد!
‫نفسم بالا نمیاد!

163
00:08:13,977 --> 00:08:15,186
‫اینجا دستشویی داره؟

164
00:08:15,186 --> 00:08:16,187
‫اون جلو هست

165
00:08:30,702 --> 00:08:31,953
‫اون پشمام، الان وقتشه

166
00:08:32,704 --> 00:08:35,457
‫عسل‌پارتی! وقت زنبورعسله، عشقی!

167
00:08:36,291 --> 00:08:38,168
‫اوه اوه، اینجا چه دنیاییـه؟

168
00:08:38,543 --> 00:08:40,378
‫- اینجا کرۀ زمینه
‫- تو از کجا می‌دونی؟

169
00:08:40,378 --> 00:08:42,380
‫چون فکر می‌کنم اون «هیو جکمن» باشه

170
00:08:45,592 --> 00:08:47,762
‫پشمام، راست میگی
‫هی، جکمن!

171
00:08:48,219 --> 00:08:50,763
‫منطقیه که منو به‌جا میاره،
‫جفت‌مون میزبان مراسم اسکار بودیم

172
00:08:50,763 --> 00:08:52,140
‫هرکسی رو اونجا راه نمی‌دن

173
00:08:52,140 --> 00:08:54,851
‫گوش کنید بچه‌ها، ضایع‌بازی درنیارید،
‫کسی بهش نگه ولورین،

174
00:08:54,851 --> 00:08:56,561
‫- مثل یه آدم عادی باهاش...
‫- جین!

175
00:08:56,895 --> 00:08:58,605
‫- واقعاً دنیای کوچیکیه پسر!
‫- هیو!

176
00:08:58,605 --> 00:08:59,898
‫هیو با خاله‌ام ازدواج کرده

177
00:08:59,898 --> 00:09:03,238
‫که گمونم میشه شوهلورین‌خاله‌ام.

178
00:09:03,818 --> 00:09:05,320
‫خیلی باحال بود!

179
00:09:05,945 --> 00:09:07,322
‫شما یه بار میزبان اسکار نبودی؟

180
00:09:07,322 --> 00:09:09,157
‫- آره راستش...
‫- خب خب، گوش کنید

181
00:09:09,157 --> 00:09:12,577
‫من نمی‌دونم شما می‌خواید امشب
‫با من پارتی کنید یا نه، اما اگر آره

182
00:09:12,577 --> 00:09:13,703
‫- بله می‌خوایم
‫- اوو وی!

183
00:09:13,703 --> 00:09:17,832
‫اگر که می‌خواید،
‫باید این‌کارو باهمدیگه و تیمی بکنیم

184
00:09:17,832 --> 00:09:20,501
‫حالا من میرم یه «هیوج اَکمن» بکنم و بیام
‫(عن گنده)

185
00:09:20,501 --> 00:09:22,337
‫اَکمن به استرالیایی می‌شه «عن»

186
00:09:22,337 --> 00:09:24,047
‫اینو سرچ نکنید.
‫و تصمیم‌تون رو بگیرید

187
00:09:24,380 --> 00:09:27,000
‫چون من از اینجا می‌خوام برم «کلبه‌ی جک»
‫(معنی جنده‌خونه هم داره)

188
00:09:27,342 --> 00:09:29,552
‫- کلبه‌‌ی جک دیگه چیه؟
‫- همون خونه‌شه

189
00:09:29,928 --> 00:09:31,888
‫ولی بچه‌ها
‫فکر نمی‌کنم درست باشه بریم اونجا

190
00:09:31,888 --> 00:09:35,683
‫چالش: طوری بهمون توضیح بده
‫که بیشتر دل‌مون نخواد بریم اونجا

191
00:09:35,683 --> 00:09:38,102
‫خب، هیو کلاً حد و حدود نمی‌شناسه

192
00:09:38,519 --> 00:09:41,356
‫هر موقع پارتی می‌کنه،
‫سنگین پارتی می‌کنه

193
00:09:41,356 --> 00:09:42,482
‫چالش رو ریدی

194
00:09:42,482 --> 00:09:44,442
‫اوه! اون‌وقت طبق استانداردِ جین
‫چی سنگین محسوب میشه؟

195
00:09:44,442 --> 00:09:46,069
‫گیلاس‌های «بینوایان» رو داره؟

196
00:09:46,069 --> 00:09:48,154
‫ما خودمون همچین اسکوانچ نیستیم، برادر

197
00:09:48,154 --> 00:09:51,741
‫امروز تولد منه و دوست دارم
‫با هیو جکمن پارتی کنم

198
00:09:51,741 --> 00:09:54,337
‫- پس پارتی خواهی کرد!
‫- چه زود رید

199
00:09:54,577 --> 00:09:56,204
‫ولی قبلش همه باید از این بخورن

200
00:09:56,204 --> 00:09:58,373
‫- چی هست؟
‫- شاید آب‌نبات باشه

201
00:09:58,706 --> 00:09:59,832
‫شایدم سیانور باشه

202
00:09:59,832 --> 00:10:02,585
‫شایدم من دوست ندارم با آدمایی که
‫دست‌دست می‌کنن پارتی کنم.

203
00:10:03,920 --> 00:10:05,588
‫بنازم همین درسته! آفرین!

204
00:10:05,964 --> 00:10:09,300
‫حالا تازه همه شدیم باحال و فان!

205
00:10:13,680 --> 00:10:16,224
‫الکی تعریف نکرده بودی!

206
00:10:16,224 --> 00:10:18,184
‫اِی، بی، دی، ای...

207
00:10:18,518 --> 00:10:21,062
‫حرفِ «سی»ـم گمشد.
‫الفبام حرفِ سی نداره.

208
00:10:21,062 --> 00:10:23,481
‫قبلاً این کارها رو کردم؟
‫قبلاً این سوال رو پرسیدم؟

209
00:10:24,482 --> 00:10:26,276
‫اِسکوانچ، آره. نوبتِ من

210
00:10:27,860 --> 00:10:28,778
‫من بُردم؟

211
00:10:32,448 --> 00:10:33,783
‫بهترینِ روز زندگیم

212
00:10:33,783 --> 00:10:36,035
‫عروسی منم خیلی عالی بود.

213
00:10:36,035 --> 00:10:37,745
‫داشتم اون جایزه‌ی «تونی» رو می‌گفتم

214
00:10:40,832 --> 00:10:42,458
‫- آره.
‫- حالا درحالِ اسکوانچیم!

215
00:10:42,917 --> 00:10:45,461
‫- قیافه‌ت چرا آویزون‌ـه، رفیق؟
‫- جمجمه‌م همین شکلی‌ـه.

216
00:10:45,461 --> 00:10:46,671
‫میدونی، آقای پوپی‌باتهول،

217
00:10:46,671 --> 00:10:49,132
‫وقتی ملکه‌ی کارائیب رو نوشتم،
‫میدونی مدیر برنامه‌م چی گفت؟

218
00:10:49,507 --> 00:10:51,509
‫- بیلی اوشن اونو نوشته...
‫- همین رو گفت.

219
00:10:51,509 --> 00:10:53,261
‫دقیقاً همین.
‫«بیلی اوشن اینو نوشته.

220
00:10:53,261 --> 00:10:54,762
‫دوباره ننویسش.
‫تو بیلی اوشن نیستی.»

221
00:10:54,762 --> 00:10:56,597
‫میدونی چی کار کردم؟
‫مدیر برنامه‌م رو اخراج کردم

222
00:10:57,473 --> 00:11:00,310
‫محدودیت‌های بقیه رو قبول نکن

223
00:11:00,727 --> 00:11:03,271
‫دلت چی میخواد، دَرنده کوچولو؟

224
00:11:03,646 --> 00:11:04,731
‫همین الان، فکر نکن

225
00:11:05,106 --> 00:11:08,151
‫همین الان، دلم میخواد اِیمی برگرده

226
00:11:08,151 --> 00:11:10,236
‫همگی!
‫دوستمون میخواد اِیمی برگرده

227
00:11:10,236 --> 00:11:11,321
‫فکرِ اسکوانچی‌ـه

228
00:11:11,321 --> 00:11:13,323
‫در این وضعیت با همه‌چی موافقت میکنم.

229
00:11:13,323 --> 00:11:15,575
‫به نظر من اون فکر خوبی نیست.

230
00:11:15,575 --> 00:11:18,453
‫خانم‌ها و آقایون!
‫این مرد یه رفیقِ جعلی‌ـه!

231
00:11:18,453 --> 00:11:20,621
‫- بیخیال، هیو.
‫- «بیخیال، هیو.»

232
00:11:20,621 --> 00:11:23,333
‫بیخیال، همگی،
‫به هیو جکمن نگین ولورین.

233
00:11:23,333 --> 00:11:25,877
‫به خودت نگو بیلی اوشن.
‫اِیمی رو پس نگیرین

234
00:11:26,377 --> 00:11:28,171
‫تو یه خون‌آشامی، برادر

235
00:11:28,171 --> 00:11:29,881
‫از انرژی بقیه خودت رو تغذیه میکنی

236
00:11:29,881 --> 00:11:31,299
‫یه جورایی راست میگه

237
00:11:31,299 --> 00:11:34,302
‫شوخی میکنی؟ ماه‌هاست داری
‫رو مُبل خونه دختر من زندگی میکنی

238
00:11:34,302 --> 00:11:36,971
‫- میخوای برم؟
‫- تمام خانواده اینو میخواد!

239
00:11:36,971 --> 00:11:39,599
‫- چرا چیزی نگفتی؟
‫- به خاطر اینکه دوستمی!

240
00:11:39,599 --> 00:11:42,727
‫یه دوست واقعی میدونست که تولدم نیست

241
00:11:43,061 --> 00:11:44,771
‫اُه، لعنت

242
00:11:45,188 --> 00:11:46,147
‫رفیقِ جعلی!

243
00:11:46,147 --> 00:11:47,899
‫کمکی نمیکنی، هیو جکمن

244
00:11:47,899 --> 00:11:52,153
‫تو به من نمیگی چی کار کنم.
‫یا به هیچکس دیگه

245
00:11:52,153 --> 00:11:53,321
‫- تأیید
‫- آره، جیگر!

246
00:11:53,321 --> 00:11:55,323
‫چرا باید تظاهر میکردی تولدته؟

247
00:11:55,323 --> 00:11:58,743
‫خیال میکنی یه مداخله‌ی
‫نیمه کاره رو نمی‌تونم تشخیص بدم؟

248
00:11:58,743 --> 00:12:00,119
‫اُه، لعنت

249
00:12:00,661 --> 00:12:02,163
‫عاشقِ اینم که الان هستی، مرد

250
00:12:02,163 --> 00:12:04,540
‫همینجوری داری ولورین‌بازی در میاری.
‫حسش میکنی؟

251
00:12:04,540 --> 00:12:07,460
‫فکر کنم.
‫ولورین‌بازی یه کوچولو درد داره؟

252
00:12:07,460 --> 00:12:08,711
‫- هر دفعه!
‫- هر دفعه!

253
00:12:08,711 --> 00:12:10,338
‫خیلی‌خب، یه نوشیدنی واسه توی راه بردارین، آقایون

254
00:12:10,755 --> 00:12:12,090
‫چون یا اِیمی رو پس می‌گیریم

255
00:12:12,465 --> 00:12:13,800
‫یا. می‌ریم خونه

256
00:12:13,800 --> 00:12:16,010
‫- همه‌تون خُلین
‫- پس خُلم رو باز کن، چاقال!

257
00:12:16,469 --> 00:12:17,845
‫خُلم رو باز کن!

258
00:12:18,388 --> 00:12:20,390
‫- خُلم رو باز کن!
‫- خُلم رو باز کن!

259
00:12:20,390 --> 00:12:21,474
‫اصطلاحِ نیست اون!

260
00:12:22,266 --> 00:12:24,310
‫اِیمی مُرده یا زنده برمیگرده!

261
00:12:25,770 --> 00:12:26,687
‫آره

262
00:12:29,297 --> 00:12:31,841
‫دوستِ جعلی، برو تو کیونم.
‫میدونم چطوری باید به دوست‌هام کمک کنم.

263
00:12:34,093 --> 00:12:35,762
‫پدر؟ چرا؟

264
00:12:35,762 --> 00:12:38,515
‫آه، لعنت. صبر کن،
‫بذار برم بالا و «کار تموم کن» رو بردارم

265
00:12:38,515 --> 00:12:42,602
‫از اینجا که من نشستم،
‫اونی که کارِ ناتموم داره تویی

266
00:12:42,602 --> 00:12:44,229
‫هی، سرت تو کار خودت باشه

267
00:12:44,229 --> 00:12:48,817
‫این کار، کارِ خودمه.
‫و برادر، اوضاع کار خوبه

268
00:12:55,156 --> 00:12:57,492
‫اُه، برگشتی خوش گذرونی‌مون رو خراب کنی؟

269
00:12:57,492 --> 00:12:59,118
‫نه. تا کمک کنم اینو تمومش کنی

270
00:12:59,452 --> 00:13:02,205
‫کاری کردم همگی بیاین بیرون چون
‫نمیخواستم تنهایی با پی‌بی حرف بزنم

271
00:13:02,705 --> 00:13:03,832
‫اومدم تا با کشتی غرق بشم

272
00:13:04,332 --> 00:13:06,125
‫- احترام، ریک
‫- برو، هیو!

273
00:13:07,210 --> 00:13:11,297
‫وقتی پا توی اتاق میذاره خونسردیم رو از دست میدم
[باهاش آشتی کن]

274
00:13:15,343 --> 00:13:19,264
‫و فقط با بوی عطرش خیلی هیجان‌زده میشم

275
00:13:19,264 --> 00:13:21,641
‫اوو وی، اوناهاش. اِیمی من

276
00:13:23,893 --> 00:13:25,270
‫چشم‌های برق داری که نمی‌تونی...

277
00:13:25,270 --> 00:13:27,981
‫اُه، عشقم رو اطراف خودش حس میکنه! اوو وی!

278
00:13:27,981 --> 00:13:29,774
‫وای. چه عشقِ قوی‌ای داری

279
00:13:32,235 --> 00:13:33,778
‫گمونم چیزهای دیگه هم حس میکنه

280
00:13:33,778 --> 00:13:37,866
کارآگاه خصوصی غارتگر؟
‫واسه برعکس این تو رو اجیر کرده بودم!

281
00:13:38,199 --> 00:13:41,828
‫حالا، حالا.
‫تو این کار رو کردی، گال کارنا؟

282
00:13:42,161 --> 00:13:45,039
‫تو این کار رو کردی؟ تو کردی؟

283
00:13:45,039 --> 00:13:46,374
‫... صفا میکنم...

284
00:13:46,374 --> 00:13:48,668
‫بعداً میخوام قفل اینو باز کنم...

285
00:13:48,668 --> 00:13:50,420
‫حالا. حالا

286
00:13:51,588 --> 00:13:53,840
‫باشه، صادقانه بگم پی‌بی،
‫می‌تونست خیلی بدتر پیش بره...

287
00:13:54,632 --> 00:13:55,550
‫پی‌بی؟

288
00:13:56,217 --> 00:13:57,844
‫- ملکه‌ی کارائیب...
‫- اوو وی باید بریم!

289
00:13:58,344 --> 00:13:59,262
‫فرار!

290
00:14:01,764 --> 00:14:04,142
‫واسه فرار کردن از دست
‫یه غارتگر زیادی مَستم الان.

291
00:14:04,142 --> 00:14:06,644
‫گِل. اون قضیه گِل‌ـه.
‫همه گِل بزنید و قایم بشین!

292
00:14:08,396 --> 00:14:11,065
‫اون بوی چیه؟
‫اسکوانچی، اون گِل نیست

293
00:14:11,065 --> 00:14:12,483
‫خب، من اهل این سیاره نیستم

294
00:14:12,483 --> 00:14:14,068
‫بابایی، چی داره میشه؟

295
00:14:14,068 --> 00:14:16,029
‫ساکت، پوپی کوچیکه.
‫دارم می‌برمت خونه

296
00:14:18,114 --> 00:14:20,408
‫- ببین، فقط فکر نمی‌کردم بتونم...
‫- چی؟ رو راست باشی؟

297
00:14:20,408 --> 00:14:22,201
‫اینجوری از بالا حرف نزن.
‫اینکه بیش از حد بمونی و...

298
00:14:22,201 --> 00:14:24,203
‫به روی خودت نیاری
‫هم همین اندازه فریب‌کارانه‌ست!

299
00:14:24,203 --> 00:14:25,830
‫می‌تونستی راحت بهم بگی

300
00:14:25,830 --> 00:14:27,790
‫خودت یه بزرگسالی!
‫فضای محیط رو بخون و بفهم

301
00:14:47,644 --> 00:14:50,854
‫اعتراف میکنم، بر باد دهنده بود

302
00:14:52,023 --> 00:14:54,776
‫از من جای سپر استفاده کن،
‫من هیچی حس نمیکنم!

303
00:14:57,612 --> 00:14:59,238
‫اسکوانچ توش

304
00:15:03,743 --> 00:15:06,579
‫من خیلی... خیلی اسکوانچ شدم، مرد

305
00:15:09,332 --> 00:15:13,211
‫من واقعاً با اینا نیستم،
‫فقط داشتم تو این پارک قدم می‌زدم...

306
00:15:15,296 --> 00:15:16,714
‫نه!

307
00:15:17,340 --> 00:15:18,758
‫چرا هر دفعه همین قضیه‌ست؟

308
00:15:18,758 --> 00:15:21,344
‫نه! نمیذارم خانواده‌م رو ازم بگیری

309
00:15:31,020 --> 00:15:34,065
‫گمونم فصل چهار، قسمت سه رو ندیدی

310
00:15:34,065 --> 00:15:35,066
‫بزن بریم!

311
00:15:36,609 --> 00:15:37,443
‫لعنت

312
00:15:39,445 --> 00:15:41,656
‫حالا کی سه تا نقطه روی پیشونی‌ش داره؟

313
00:15:41,656 --> 00:15:43,741
‫میتونستی قبل از اینکه
‫منو بزنه این کار رو بکنی

314
00:15:46,494 --> 00:15:47,662
‫اسکوانچم دهنت!

315
00:15:53,418 --> 00:15:54,794
‫اون دندونِ گنده رو بده من!

316
00:15:54,794 --> 00:15:56,796
‫گال گارنا...

317
00:16:02,969 --> 00:16:04,262
‫نه، نه، بسه!

318
00:16:04,262 --> 00:16:06,180
‫چی کار میکنی؟
‫اون جمجمه رو میخوام!

319
00:16:06,180 --> 00:16:09,767
‫نه، ریک. دیگه نه.
‫این تقصیر منه. همه‌ش

320
00:16:09,767 --> 00:16:12,228
‫و.. اگه اون قراره از زن و بچه‌م محافظت کنه،

321
00:16:12,687 --> 00:16:15,481
‫تا وقتی خودم رو جمع و
‫جور میکنم دونستنش چیزِ خیلی خوبیه.

322
00:16:15,481 --> 00:16:16,566
‫وین؟

323
00:16:16,566 --> 00:16:18,276
‫- وین؟
‫- اِیمی

324
00:16:18,276 --> 00:16:20,403
‫من بدجور گند زدم،

325
00:16:20,945 --> 00:16:23,740
‫اومدم بگم نمیدونم بدون تو چی کار کنم، ولی...

326
00:16:23,740 --> 00:16:26,242
‫گمونم میتونم با بچه دزدی نکردن شروع کنم

327
00:16:26,576 --> 00:16:29,037
‫مطمئناً باید از اونجا شروع کنی

328
00:16:33,416 --> 00:16:35,460
‫من.. متأسفم، ایمی

329
00:16:35,460 --> 00:16:37,670
‫باید هم باشی. ولی من نیستم

330
00:16:37,670 --> 00:16:39,297
‫ما الان یه خانواده‌ایم

331
00:16:39,297 --> 00:16:44,469
‫من، پوپی کوچیکه و گال‌کارنا،
‫رهبر قبلیه‌ی دزدهای پوست

332
00:16:44,886 --> 00:16:46,012
‫خداحافظ، وین

333
00:16:46,554 --> 00:16:47,513
‫خداحافظ

334
00:16:49,265 --> 00:16:50,683
‫اوو ویی، یه تپانچه؟

335
00:16:50,683 --> 00:16:52,685
‫کم کم دارم فکر میکنم پولشون همینه...

336
00:16:53,269 --> 00:16:58,691
‫من شکار میکنم به خاطر اینکه مجبورم.
‫ولی انسان یه موهبتِ با ارزش داره؛ قدرتِ تغییر کردن.

337
00:16:59,400 --> 00:17:01,444
‫بیشتر مثل قدرتِ موسیقی می‌مونه، کیونده!

338
00:17:01,444 --> 00:17:02,570
‫چه گُهی بود؟

339
00:17:02,570 --> 00:17:04,614
‫خدایا، هیو، داشتیم حل و فصلش میکردیم

340
00:17:04,614 --> 00:17:06,491
‫خب، من یه بازیگرم و تو فضام

341
00:17:06,949 --> 00:17:10,161
‫«ملکه‌ی کارائیب، نوشته شده
‫توسط هیو جکم، 16 سالگی»

342
00:17:10,161 --> 00:17:11,371
‫واسه پیچش داستانی چطوره؟

343
00:17:12,080 --> 00:17:13,081
‫گیج کننده

344
00:17:13,081 --> 00:17:14,874
‫خب. بعضی وقت‌ها مجبوری باور کنی

345
00:17:14,874 --> 00:17:18,169
‫وای، واقعاً الهام بخش بود.
‫باعث میشه فکر کنم چطوری...

346
00:17:18,169 --> 00:17:21,214
‫- گمشین از اینجا!
‫- باشه، باشه، شرمنده

347
00:17:21,214 --> 00:17:23,216
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫میخوام تاکوی بین راهی بخرم،

348
00:17:23,216 --> 00:17:25,885
‫ولی هیچکس نباید
‫به مربی تغذیه‌م بگه و باید یه ماشین بدزدیم.

349
00:17:28,221 --> 00:17:29,222
‫وین، ها؟

350
00:17:29,222 --> 00:17:34,227
‫اوو ویی. ولی خودم
‫آقای پوپی‌باتهول رو ترجیح میدم. ناب‌تره

351
00:17:36,395 --> 00:17:39,941
‫به نظر دخترِ پرنده دزدکی وارد
‫یکی دیگه از محوطه‌های فدراسیون شده.

352
00:17:40,274 --> 00:17:41,400
‫باید برم

353
00:17:41,400 --> 00:17:43,945
‫وین، این به عنوان شرکت کردن
‫تو تولدِ واقعیت حساب میشه

354
00:17:44,529 --> 00:17:46,739
‫ریک. دیدنت.... قابل قبول بود.

355
00:17:47,115 --> 00:17:48,074
‫آره، جمعش کنیم.

356
00:17:48,491 --> 00:17:50,785
‫میخوام قبل از اینکه یادم بیاد
‫امشب چی کار کردیم بیهوش بشم

357
00:17:51,285 --> 00:17:54,831
‫من هیچوقت نمیخوام فراموشش کنم.
‫و هیچوقت نمیخوام تکرارش کنم

358
00:17:55,373 --> 00:17:56,415
‫بهت افتخار میکنم، رفیق کوچولو

359
00:17:57,667 --> 00:17:58,709
‫تو هم همینطور، اسکوانچ

360
00:17:59,168 --> 00:18:03,131
‫لعنت. ما رو ببین.
‫یه مردِ پرنده‌ای، گربه‌ی سخنگو،

361
00:18:03,673 --> 00:18:06,217
‫تو چی هستی؟
‫یه مردِ روباتی، و یه جهش یافته.

362
00:18:06,217 --> 00:18:09,470
‫چه شب درجه یکی، رُفقا.
‫میشه ازش کتاب نوشت

363
00:18:09,929 --> 00:18:11,931
‫شبِ درجه یکی بود واقعاً

364
00:18:12,306 --> 00:18:14,600
‫بعد از سال‌ها با بچه‌ها در تماس موندم

365
00:18:14,600 --> 00:18:17,103
‫تا جایی که این دنیای سریع به آدم اجازه میده

366
00:18:17,478 --> 00:18:19,605
‫آدمِ پرنده‌ای رفت خونه تا با یه چالش

367
00:18:19,605 --> 00:18:21,941
‫خیلی سخت‌تر از یه غارتگر مواجهه بشه...

368
00:18:22,275 --> 00:18:23,860
‫بزرگ کردن دختر پرنده.

369
00:18:24,360 --> 00:18:28,156
‫گیرهد برگشت به «سیستم دنده‌ای»
‫و ستون فقراتش رو تعویض کرد.

370
00:18:28,656 --> 00:18:30,116
‫هنوز داره قسط‌هاش رو میده.

371
00:18:30,533 --> 00:18:33,828
‫اسکوانچی؟
‫تو یه مرکز ترک اعتیاد خوب اسم نوشت.

372
00:18:34,203 --> 00:18:36,664
‫هیچکس فکر نمیکرد جواب بده و نداد

373
00:18:36,664 --> 00:18:40,209
‫بعداً به خاطر قاچاق
‫زهرِ قورباغه لب مرز بازداشت شد.

374
00:18:40,585 --> 00:18:42,378
‫هیو جکمن رفت کلبه‌ی جک...

375
00:18:42,378 --> 00:18:45,339
‫تا جایزه‌ی «تونی» که جین
‫بهش شلیک کرد رو به هم بچسبونه.

376
00:18:45,673 --> 00:18:49,468
‫و احتمالاً بخواد تمام ارجاع‌های
‫آینده به ولورین رو نابود کنه.

377
00:18:49,468 --> 00:18:50,636
‫با تشکر از ما.

378
00:18:50,636 --> 00:18:53,890
‫و ریک چطور شد؟
‫فکر کنم اون شب یه چیزی یاد گرفت.

379
00:18:54,223 --> 00:18:56,684
‫درمورد دوستی. درباره صداقت

380
00:18:57,018 --> 00:19:00,396
‫و شاید یه چیزی درمورد خودش یاد گرفته باشه

381
00:19:01,397 --> 00:19:05,193
‫بیا. یادم رفت یه قرصِ محو شدن بهت بدم.
‫واسه خماری عالیه

382
00:19:05,193 --> 00:19:08,487
‫فقط واسه شفاف‌سازی،
‫مجبور شدم یه قرصِ ضد محوی بندازم تا

383
00:19:08,905 --> 00:19:10,281
‫قرصِ محو کنِ اصلی که الان خوردم خنثی کنه

384
00:19:10,698 --> 00:19:12,658
‫باشه؟

385
00:19:12,658 --> 00:19:14,493
‫و اگه موندی چرا تاکسی‌ـه ناپدید شد،

386
00:19:14,493 --> 00:19:17,496
‫قرص‌ها حس نمیکنن،
‫ولی پوشش‌های انسانی رو شناسایی میکنن،

387
00:19:17,496 --> 00:19:20,124
‫پس تاکسیِ رو به عنوان یه جور پالتوی بزرگ دیده.

388
00:19:20,750 --> 00:19:21,667
‫مهم نیست

389
00:19:22,001 --> 00:19:23,419
‫تو، آه، چیزیت نمیشه؟

390
00:19:23,961 --> 00:19:24,962
‫جایی واسه موندن داری؟

391
00:19:25,588 --> 00:19:27,465
‫میتونم با پرینتر سه بُعدی
‫واست روی ماه یه آپارتمان برات چاپ کنم.

392
00:19:27,465 --> 00:19:29,842
‫خودم یه کاریش میکنم، ریک. مرسی

393
00:19:30,259 --> 00:19:32,053
‫خب، میرم که دوباره قرص بندازم

394
00:19:34,430 --> 00:19:38,559
‫آره. هیچکدومتون نگران آقای پوپی‌باتهول نباشین

395
00:19:39,060 --> 00:19:42,230
‫کُلی کار واسه کردن دارم،
‫ولی روی پای گُهی کوچیکِ خودم می‌ایستم.

396
00:19:42,605 --> 00:19:43,814
‫همیشه همینطورم.

397
00:19:45,650 --> 00:19:48,694
‫چقدر بدجور می‌سوزه.
‫چطوری بقیه واکنش نشون ندادن؟

398
00:19:48,694 --> 00:19:52,156
‫مال من رفق داره؟
‫انگار پوستم داره می‌جوشه!

399
00:19:52,949 --> 00:19:55,368
‫بچه‌ها، یه جعبه بوریتوی «بهترین رفیق‌ها» گرفتم

400
00:19:55,368 --> 00:19:57,203
‫معمولاً از آدم میخوان
‫مدرکِ دوستی نشون بدی،

401
00:19:57,203 --> 00:19:59,330
‫ولی صندوق دار
‫بهم اعتماد کرد که شماها این بیرون...

402
00:20:01,040 --> 00:20:01,958
‫هستین.

403
00:20:03,584 --> 00:20:04,627
‫کار خوبی نیست، مرد.

404
00:20:12,140 --> 00:20:14,140
‫ادامه دارد...

405
00:20:14,164 --> 00:20:22,164
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

406
00:20:44,041 --> 00:20:47,545
‫لازم نیست این کار رو بکنی، کلانتر.
‫آخرین روزِ کاریته.

407
00:20:47,545 --> 00:20:51,299
‫دقیقاً واسه همین باید انجامش بدم.
‫من یه بزدل بازنشست نمیشم.

408
00:20:51,841 --> 00:20:53,259
‫از اینجا بزن به چاک، سرکار

409
00:20:53,926 --> 00:20:55,720
‫برو مراقبِ نوه‌ی دختریم باش

410
00:21:29,128 --> 00:21:35,634
‫وقتی جوون بودم و در اوج،
‫ذهنم از گرفتاری آزاد بود

411
00:21:36,052 --> 00:21:37,636
‫من ازت نمی‌ترسم!

412
00:21:38,346 --> 00:21:41,515
‫همه چی رو در «دانِگال» رها میکنم

413
00:21:42,058 --> 00:21:46,520
‫تا شاید شخم بزنم، مردِ خشمگین...

414
00:21:47,229 --> 00:21:49,815
‫میرم به آمریکا....

415
00:21:56,354 --> 00:21:57,894
‫[رکورد گینس خرافاتی‌ترین انسان جهان]

416
00:22:03,871 --> 00:22:04,789
‫چی شد؟

417
00:22:05,247 --> 00:22:06,749
‫فکر کنم بنزین تموم کرد

418
00:22:08,751 --> 00:22:11,504
‫پس، اگه دو متر عقب‌تر
‫وایساده بود می‌تونست زنده بمونه؟

419
00:22:12,713 --> 00:22:15,549
‫خب. بیاین به نوه‌ش نگیم اینو

420
00:22:16,153 --> 00:22:31,153
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
