WEBVTT

00:02.932 --> 00:05.932
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:07.032 --> 00:08.533
‫آنچه گذشت...

00:08.617 --> 00:10.077
‫جری، من با همسرت سکس کردم.

00:11.328 --> 00:13.205
‫موفق شدم، سفر دریچه‌ای رو تعمیر کردم.

00:13.538 --> 00:15.499
‫جک قاتل هستم، در خدمتتونم.

00:15.582 --> 00:17.084
‫- ایول.
‫- چنین اتفاقی هم افتاده بود؟

00:17.167 --> 00:17.994
‫من باردارم.

00:18.018 --> 00:19.878
‫- [تولد هجده سالگی سامر]
‫- عزیزم، به خودت رفته.

00:19.961 --> 00:21.880
‫- داره کله‌گنجشکی می‌باره.
‫- خیلی‌خب، یه جای کار...

00:21.963 --> 00:25.884
‫جری اسمیت در حین کار مورد علاقه‌اش،
‫نیش زنبور خوردن، از دنیا رفت.

00:25.967 --> 00:27.302
‫- می‌لنگه.
‫- کجا می‌لنگه؟

00:27.386 --> 00:29.388
‫کمی احترام قائل شو،
‫مراسم ختم باباست‌ها.

00:29.471 --> 00:31.348
‫اسمت رو جری جونیور می‌ذارم.

00:31.431 --> 00:33.058
‫مرسی که قاتله رو پیدا کردین بچه‌ها،

00:33.141 --> 00:34.768
‫- این اسکیت‌برد مال شما.
‫- مرسی تونی هاک.

00:34.851 --> 00:36.061
‫- مورتی، بگو باهام ازدواج می‌کنی.
‫- چی؟

00:36.144 --> 00:37.104
‫- چی؟
‫- بگو قبوله دیگه.

00:37.187 --> 00:38.730
‫- قبوله؟
‫- خیلی‌خب.

00:38.814 --> 00:41.024
‫- ریک، بهم قول می‌دی...
‫- قول می‌دم، بیا واسه ماه عسلمون...

00:41.108 --> 00:43.318
‫بریم تو محفظه‌ای مستحکم
‫از جنس دوتریوم یونیزه شده.

00:43.402 --> 00:44.653
‫- واسه چی؟
‫- آخه بارش موجب کاهش...

00:44.736 --> 00:47.155
‫سرعت روایت داستان می‌شه.
‫مورتی، این وقایع اصلا واقعی نیستن،

00:47.239 --> 00:49.408
‫تو مارپیچ «آنچه گذشت» گیر افتادیم،
‫ذهنت رو پاک کن.

00:49.491 --> 00:51.159
‫- یعنی اون همه وقایع الکی بودن؟
‫- نه.

00:51.243 --> 00:53.800
‫من بی‌گناهم!
‫من اون زنبورها رو ول نکرده بودم!

00:53.824 --> 00:54.746
‫من عاشق جری‌ام!

00:54.830 --> 00:56.039
‫الان چی گفته بودم؟

00:56.123 --> 00:57.499
‫- کی؟
‫- خیلی‌خب، چه اعدام خفنی،

00:57.582 --> 00:59.042
‫برگردیم تو محفظه.

00:59.126 --> 01:01.878
‫حالا بعد از من تکرار کن مورتی:
‫«در قسمت بعدی ریک و مورتی.»

01:01.962 --> 01:03.672
‫در قسمت بعدی «ریک و مورتی»؟

01:03.755 --> 01:06.466
‫- نه. «آنچه گذشت».
‫- دقت نکن مورتی.

01:06.550 --> 01:08.135
‫در قسمت بعدی «ریک و مورتی».

01:08.218 --> 01:10.679
‫- این‌جوری با سمومش مقابله می‌کنیم.
‫- در قسمت بعدی «ریک و مورتی».

01:10.762 --> 01:12.514
‫- سموم کی رو می‌گی؟
‫- آهای، بس کنین!

01:12.889 --> 01:14.266
‫«آنچه گذشت خان» رو می‌گم.
‫بگیرش!

01:15.434 --> 01:17.811
‫محکم بچش مورتی!
‫باید از تیتراژ آغازین رد بشیم!

01:17.894 --> 01:19.271
‫از تیتراژ آغازین چی؟

01:19.730 --> 01:20.939
‫- اومدیم تو فضا.
‫- ولم کنین.

01:24.359 --> 01:25.610
‫وای خدایا! وای خدایا!

01:29.573 --> 01:31.658
‫- اینجا کدوم سیاره است؟
‫- اینجاش رو نبین!

01:32.033 --> 01:33.785
‫وای خدایا، یه سنجاب عظیم‌الجثه اومده.

01:34.619 --> 01:36.413
‫چرا لباس قدیمی پوشیدیم؟

01:36.496 --> 01:38.290
‫- جریان چیه؟
‫- وای خدایا، امکان نداره.

01:40.041 --> 01:41.293
‫واسه چی بابام لباس مخصوص پوشیده؟

01:41.877 --> 01:43.336
‫- بهترین قسمتمونه!
‫- اون کیه؟

01:43.420 --> 01:44.463
‫خیلی‌خب، دیگه چیزی نمونده.

01:47.200 --> 01:48.250
‫«ریک و مورتی»

01:48.300 --> 01:51.300
‫«فصل ششم، قسمت هفتم»
‫«فراروایت کلی ریک‌شعر»

01:52.179 --> 01:53.430
‫خب، برگشتیم!

01:53.513 --> 01:55.807
‫- بس کن! ولم کن!
‫- یهو چی شد؟

01:55.891 --> 01:56.850
‫واسه چی آهنگ می‌زدن؟

01:58.018 --> 02:00.979
‫تقصیر این آشغال عوضی مفهومی بود!
‫پاش رو بگیر!

02:01.062 --> 02:03.523
‫حالا که تیتراژ آغازین داریم،
‫یعنی تو یه...

02:04.399 --> 02:07.068
‫بذار بدنت سموم فراروایتش رو دفع کنه مورتی،
‫تسلیم کسشعرهای...

02:07.152 --> 02:09.613
‫- خودآگاهانه به درد نخورش نشو.
‫- به درد نخور نیست، باحاله!

02:10.530 --> 02:12.115
‫- تفنگ داره!
‫- سرب بخور ببینم بی‌خایه!

02:14.493 --> 02:16.536
‫نه، نه، نه! پشم‌هام!

02:19.456 --> 02:20.791
‫- ای مادر...
‫- با دریچه رفت؟

02:20.874 --> 02:23.376
‫مگه تو خواب ببینه.
‫از طریق حفره‌ای تو دیوار چهارم...

02:23.460 --> 02:25.504
‫به لایه فراروایت برگشت.
‫این رو بزن و کمکم کن پیداش کنم.

02:28.256 --> 02:29.216
‫از این وضع خوشم نمیاد ریک.

02:29.299 --> 02:31.343
‫نباید هم خوشت بیاد،
‫شالوده خوش‌آیندی نیست.

02:31.426 --> 02:33.386
‫وقتی خودم اشاره‌ای
‫به بینندگان می‌کنم، بامزه است،

02:33.470 --> 02:34.346
‫- ولی...
‫- کدوم بینندگان رو می‌گی؟

02:34.429 --> 02:35.889
‫روحیه‌ات حرف نداره مورتی.

02:35.972 --> 02:38.183
‫همیشه باید خودم گاهی
‫بی‌خیال کنارگویی کنم،

02:38.266 --> 02:40.352
‫اصلا از این مزخرفات که عین
‫فصل سوم «مهتاب» می‌مونه خوشم نمیاد.

02:40.435 --> 02:42.229
‫- خیلی‌خب، پیداش کردیم.
‫- می‌خوای ببندیش؟

02:42.312 --> 02:44.523
‫نه، طرف حقایق دنیا رو
‫تغییر داده مورتی،

02:44.606 --> 02:46.817
‫باید عین سگ هار بکشیمش.

02:56.034 --> 02:57.035
‫- پشم‌هام!
‫- آها، آره،

02:57.118 --> 02:58.703
‫نه، بهتره اینجا اون رو نزنی.

03:00.455 --> 03:01.665
‫- [آزمون‌های سخت]
‫- شاید از این طرف رفته باشه؟

03:01.748 --> 03:03.625
‫نه، نه، نه، اگه اون مسیر رو بره،
‫در نهایت قهرمان می‌شه.

03:03.708 --> 03:05.418
‫امان از دستت ریک.
‫از این وضع خوشم نمیاد.

03:05.502 --> 03:08.088
‫- اینجا کلا...
‫- جهت بازی با کلمات ساخته شده...

03:08.171 --> 03:10.215
‫که نظر هفت منتقد سریال رو
‫که باهاش حال نمی‌کنن جلب کنیم؟

03:10.298 --> 03:13.426
‫وضعمون بدتر از این حرف‌هاست مورتی،
‫الان داریم با تشعشعات فراروایی کباب می‌شیم،

03:13.510 --> 03:15.262
‫اعتبارمون داره به کل از بین می‌ره،

03:15.345 --> 03:18.557
‫هر ثانیه‌ای که اینجا باشیم، انگار ده بار
‫تو «هرج‌ومرج فضایی» حضور افتخاری داشتیم.

03:18.640 --> 03:21.226
‫- بهتر بود قبلا به فکرش می‌افتادین.
‫- بگیرش!

03:27.774 --> 03:30.318
‫وای نه! خداوند بزرگ، نعمتت را
‫شامل حالم گردان، چرا که نجاتم می‌دهی...

03:30.402 --> 03:32.195
‫دیگه دلم سوخت.
‫بیا از اینجا بریم.

03:32.279 --> 03:33.405
‫به خاطر دعا کردنش؟

03:33.488 --> 03:35.198
‫خودت که می‌دونی هیتلر
‫کاتولیک بود دیگه، مگه نه؟

03:36.032 --> 03:37.242
‫اومدم «آنچه گذشت خان».

03:37.909 --> 03:40.370
‫خیلی‌خب. ظاهرا دعا کردنش حرف نداره.

03:40.453 --> 03:43.123
‫- وقتشه با خدا آشنا بشین.
‫- نمی‌خواد، همین‌جوری راحتیم.

03:43.206 --> 03:46.251
‫عین حمله خرس برخورد کن،
‫عقب عقب برو و خودت رو باد کن.

03:47.002 --> 03:51.256
‫عاشق رد درست و حسابی ندای خداوندم.
‫سلام ریک.

03:51.339 --> 03:55.427
‫- سلام «تردست آمیش».
‫- اسم ایشون «ارباب قصه» است.

03:55.510 --> 03:56.970
‫«ارباب قصه»؟

03:57.053 --> 03:59.514
‫ببین، از من بشنو، اسمت رو بذار
‫«تردست آمیش»، قابلت رو نداره.

03:59.598 --> 04:00.947
‫«ارباب قصه».
‫ریک، شخصیت منفی...

04:00.971 --> 04:02.934
‫همون قطار اسباب‌بازیه است
‫که برات خریده بودم.

04:03.018 --> 04:05.395
‫احسنت مورتی. نسخه داستانی شما،
‫من رو تو برنامه کودکی مسیحی...

04:05.478 --> 04:08.356
‫گیر انداختن، ولی من
‫مسیح ساختگی رو به کار گرفتم...

04:08.440 --> 04:11.067
‫تا از داستان به دنیای فراروایی عروج کنم.

04:11.568 --> 04:15.405
‫الان دیگه خودم تله می‌ذارم،
‫«آنچه گذشت خان» طعمه بود.

04:15.488 --> 04:16.698
‫- طعمه بودم؟
‫- مسیح؟

04:20.535 --> 04:22.120
‫اصلا چنین حماقتی نکنین!

04:25.957 --> 04:29.002
‫به مسیح می‌گی کتکمون بزنه؟
‫تا حالا «ساوت پارک» ندیدی؟

04:29.085 --> 04:31.630
‫اشاره قشنگی بود مورتی،
‫از این مدل فراروایت خوشم میاد،

04:31.713 --> 04:34.007
‫این‌جوری مجبوریم
‫خلاقیت به خرج بدیم.

04:34.090 --> 04:36.009
‫وای خدا. حرکت «بین» رو نزن.
‫حرکت «بین» رو نزن.

04:37.427 --> 04:40.472
‫حرکت «بین» رو زد مورتی!
‫مسیح روم حرکت «بین» رو زد!

04:41.514 --> 04:44.768
‫نباید من رو بزنی،
‫من از نظر فنی کودکی مسیحی‌ام!

04:44.851 --> 04:46.853
‫من هم وحشتناک‌ترین کابوستم.

04:47.229 --> 04:49.314
‫من مسیح کل جوک‌های مسیحم.

04:49.397 --> 04:51.900
‫- همونی‌ام که خدا نداره.
‫- مورتی! این رو بگیر و از اینجا برو!

04:53.735 --> 04:58.573
‫ممنون. ظاهرا قراره قصه «ارباب قصه» رو
‫بر اساس وقایع حقیقی روایت کنیم.

04:58.657 --> 05:01.618
‫- می‌خوای چیکارش کنی؟
‫- هر شخصیتی دنبال یه چیزه دیگه.

05:01.701 --> 05:03.495
‫- دنبال انگیزه است.
‫- چی؟

05:04.120 --> 05:05.497
‫- چه احمقانه.
‫- اصلا به خودت زحمت ندادی.

05:05.580 --> 05:07.165
‫انتقاداتتون رو به کونم ارسال کنین.

05:09.584 --> 05:11.044
‫وایستا ببینم، چی... همین‌جوری رفت؟

05:11.127 --> 05:13.630
‫می‌شه گفت با این که بعیده،
‫دلت می‌خواد باهامون متحد بشی، مگه نه؟

05:13.713 --> 05:14.631
‫گمون نکنم.

05:16.967 --> 05:19.177
‫آنچه گذشت.

05:19.844 --> 05:21.388
‫- سلام، مسیح هستم.
‫- مریم هستم.

05:21.471 --> 05:22.847
‫- اسم مامانم هم مریمه.
‫- بس کن.

05:23.306 --> 05:25.892
‫- رفیق، دختره جنده است.
‫- از خودت مرید بهتریه!

05:30.772 --> 05:31.690
‫وای نه.

05:32.899 --> 05:34.150
‫من نمی‌میرم.

05:34.234 --> 05:36.319
‫می‌خوام پیشنهادی بهت بدم.

05:36.820 --> 05:37.779
‫من با کسی همکاری نمی‌کنم.

05:40.907 --> 05:44.369
‫اگه خونت رو بخورم، شکست‌ناپذیر می‌شم!
‫البته گمون کنم بشم!

05:44.452 --> 05:45.537
‫اصلا نمی‌فهمی می‌شی یا نه.

05:46.413 --> 05:50.291
‫عیسی مسیح، کارآفرین میلیاردر نامیرا،
‫کل ثروتش رو روی چیزی سرمایه‌گذاری کرده...

05:50.375 --> 05:53.086
‫که به نقل از خودش «فرصت مجدد عشق»ـه.

05:53.461 --> 05:57.966
‫- طاقت بیار مریم!
‫- چه داده‌های قشنگی!

05:58.466 --> 06:00.468
‫من رو عادی کن جادوگر.

06:01.219 --> 06:04.014
‫کل قدرت‌هام رو بگیر!

06:04.097 --> 06:05.390
‫بفرمایین پودینگ جناب مسیح.

06:06.224 --> 06:08.935
‫- واسه چی لبخند می‌زنین؟
‫- به خاطر اسمته.

06:09.650 --> 06:11.000
‫[مریم]

06:12.397 --> 06:14.357
‫- جریان چیه ریک؟
‫- «آنچه گذشت خان» از پتانسیل رها شده...

06:14.441 --> 06:17.777
‫ملت تغذیه می‌کنه و طرف خیال می‌کنه
‫بخش اعظمی از زندگیش رو پشت سر گذاشته.

06:19.362 --> 06:21.197
‫«آنچه گذشت خان»، جونمون رو نجات دادی.

06:21.281 --> 06:23.241
‫- هنوز نداده بابا.
‫- امان از دستت ریک!

06:23.324 --> 06:24.409
‫- خیلی بدجنسی!
‫- طرف فرارواییه مورتی.

06:24.492 --> 06:25.744
‫جونش مهم نیست.

06:25.827 --> 06:27.704
‫جون خودت مهمه.
‫واسه همین باید برگردیم.

06:28.000 --> 06:28.912
‫[«قطار قصه»
‫ساخت «اسباب‌بازی ارگ»]

06:28.913 --> 06:30.665
‫خب، اینجا که شبیه ارگ نمی‌مونه.

06:30.900 --> 06:32.300
‫[«اسباب‌بازی ارگ»]

06:32.625 --> 06:34.586
‫شاید توش خفن‌تر باشه؟

06:37.047 --> 06:38.173
‫اشتباه برداشت کردین.

06:38.256 --> 06:40.759
‫نویسندگان موفق
‫چنین رژیم خاصی می‌گیرن.

06:41.301 --> 06:44.095
‫- چرا شبیه شخصیت خودمی؟
‫- واقعا شخصیت خودتم.

06:44.179 --> 06:48.141
‫- الان هم قراره بهترم کنی.
‫- ولی تو که «ارباب قصه»ای، حرف نداری.

06:48.224 --> 06:52.270
‫حرف نداشتن کافی نیست!
‫من ریک رو کشتم و واقعی شدم.

06:52.687 --> 06:54.731
‫در حد قطار اسباب‌بازی تخمی نیستم.

06:55.482 --> 06:57.275
‫اینجا محل کارته
‫یا محل سکونتته؟

06:57.358 --> 06:58.693
‫واسه چی بوی اتاق‌خواب می‌ده؟

06:59.319 --> 07:02.155
‫- تو که خالق منی، واسه چی رقت‌انگیزی؟
‫- آخه شکست خوردی!

07:02.238 --> 07:04.741
‫اون‌وقت تقصیر کیه؟
‫چی شد؟

07:04.824 --> 07:06.868
‫می‌خوای بدونی چی شد؟
‫با جزئیات بگم؟

07:06.951 --> 07:09.621
‫خب، ریک‌ها می‌خواستن
‫عین «حکایات کنتربری» عمل کنن،

07:09.704 --> 07:11.873
‫ولی هیچ‌کدومشون واقعا
‫«حکایات کنتربری» رو نخونده بودن،

07:11.956 --> 07:14.000
‫واسه همین بهم گفتن
‫عین قسمت «بازی پوکر»...

07:14.084 --> 07:17.045
‫از کارتون «بتمن» بسازمش
‫که آدم‌های بد از بتمن خاطره می‌گفتن.

07:17.128 --> 07:19.130
‫بعدش مدام می‌گفتن
‫«یه چیزی کم داره».

07:19.214 --> 07:22.967
‫آره، معلومه که یه چیزی کم داشت!
‫اصلا نباید عملی می‌شد!

07:23.051 --> 07:26.638
‫من کار خودم رو کردم! «گومبی»، «ملکه یخی»
‫و «مسئول بلیت» رو ردیف کردم.

07:26.721 --> 07:29.516
‫یهو بی‌خیالش شدن!
‫حتی سایتش هم کار نمی‌کرد!

07:29.599 --> 07:33.186
‫اصلا آدرسش هم تخمی بود،
‫«قطار خط پیوند قصه»؟

07:33.269 --> 07:35.939
‫آخه کی خط پیوند می‌ذاره؟
‫کاری کردن شکست بخورم!

07:36.022 --> 07:39.526
‫من رو به گا دادن! من رو به گا دادن
‫و شانس آوردی یه گلوله تو مغزم خالی نکردم!

07:40.235 --> 07:42.403
‫خیلی‌خب. فقط بهم انگیزه بده گوزوی ادایی.

07:42.487 --> 07:43.822
‫خیلی‌خب، الان بهت انگیزه می‌دم.

07:43.905 --> 07:47.784
‫خودت دنبال انگیزه‌ای.
‫دنبال کل انگیزه‌های دنیایی.

07:47.867 --> 07:48.993
‫اصلا به خودت زحمت ندادی‌ها.

07:49.077 --> 07:51.246
‫فعلا که واسه همین پیشرفت کردی.
‫راستی، حتما حس خوبی داری،

07:51.329 --> 07:54.582
‫کاش خودم می‌تونستم عین مربی‌های بازیگری
‫دوجنس‌گرای دهه هفتاد لباس بپوشم.

07:55.041 --> 07:59.379
‫- انگیزه‌ام... یافتن انگیزه است.
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.

07:59.462 --> 08:02.757
‫نه‌خیر دوست ترشروی عزیزم،
‫تو هم باهام میای.

08:05.301 --> 08:07.846
‫سلام! اگه نفهمیدین دارم میام،
‫دژتون به درد نمی‌خوره!

08:09.848 --> 08:12.851
‫- اینجا کجاست؟
‫- مرکز فرماندهی «شش خودارجاع»ـه.

08:12.934 --> 08:15.645
‫خوره‌هایی فراروایی‌ان که فهمیدن
‫اگه گروه بشن، غیرقابل‌تحمل‌تر می‌شن.

08:15.728 --> 08:18.148
‫- می‌تونن کمکمون کنن؟
‫- نه، ولی یکی از اسراشون می‌تونه.

08:18.606 --> 08:20.859
‫- به خودشون نگو.
‫- سلام ریک سانچز.

08:20.942 --> 08:23.194
‫چندین ساله که منتظر این لحظه بودم.

08:23.278 --> 08:26.447
‫چه خوب، مورتی،
‫ایشون «فریب خانم»ـه.

08:26.531 --> 08:28.616
‫باید همین الان بکشمت.

08:28.850 --> 08:29.816
‫[«فریب خانم»]

08:29.993 --> 08:33.204
‫«آنچه گذشت خان» رو براتون آوردم.
‫بهتره بندازینش تو بازداشتگاهتون.

08:33.288 --> 08:34.956
‫گولتون می‌زنه،
‫دنبال اسیرتونه.

08:35.039 --> 08:35.957
‫- ای تخمی.
‫- ای دروغگو!

08:36.583 --> 08:38.918
‫عجب فریبی خوردی.
‫میدان ضد فراروایته.

08:39.002 --> 08:42.422
‫چه دستگاه خفنی. گمون کنم
‫زمان ساختش رو به خاطر داشته باشم.

08:42.505 --> 08:44.007
‫فکرش هم نکن «گذشته‌نما».

08:44.050 --> 08:44.900
‫[«گذشته‌نما»]

08:46.551 --> 08:48.469
‫راستش، بابت انتخابات پیش‌رو هیجان‌زده‌ام.

08:48.553 --> 08:52.640
‫انرژی فراروایی به این میدان نفوذ نمی‌کنه.
‫منبع انرژیش ایزوتوپ‌های هیدروژنه.

08:54.684 --> 08:56.895
‫منبع انرژیش ایزوتوپ‌های هیدروژنه.

08:56.978 --> 08:59.564
‫احتمالا با چند بشکه نفت خام تضعیف می‌شه.

09:00.315 --> 09:01.232
‫فرار کن مورتی!

09:02.233 --> 09:06.321
‫قبلا اونجا نبودن؟
‫گمون کنم «ناهمخوانی» رخ داده.

09:06.450 --> 09:07.700
‫[«ناهمخوانی»]

09:07.739 --> 09:10.116
‫- این‌ها خیلی افتضاحن!
‫- بهت که گفتم! قدرتشون خیلی زیاده!

09:12.535 --> 09:14.704
‫- مواظب باش ریک!
‫- ولش کن، نگهبانی بی نام و نشونه.

09:16.497 --> 09:17.624
‫این «قهرمان‌ساز»ه.

09:17.707 --> 09:20.251
‫اشعه‌اش به هر کی بخوره،
‫قهرمان داستان می‌شه.

09:20.400 --> 09:21.451
‫[«قهرمان‌ساز»]

09:21.502 --> 09:22.420
‫جاخالی بده.

09:23.880 --> 09:26.799
‫ای وای، ای وای.

09:27.800 --> 09:31.262
‫داری چیکار می‌کنی ماروین؟
‫دارم کاری می‌کنم که نمیرم.

09:32.680 --> 09:34.474
‫جریان چیه؟ چی شده؟

09:34.557 --> 09:37.101
‫باز هم همون کار رو کردم کیتی.
‫باز هم از سر کارم فرار کردم.

09:37.185 --> 09:40.355
‫خب، اگه فرار نمی‌کردی،
‫الان شوهر من نمی‌بودی.

09:40.356 --> 09:43.500
‫[«ماروین، نگهبان بزدل»]

09:48.250 --> 09:49.900
‫[با حضور ماروین]

09:56.371 --> 09:59.165
‫چیزی نمونده بود وسوسه بشم ولش کنم،
‫در این حد از اینجا متنفرم.

09:59.249 --> 10:00.166
‫کات ضربتیه!

10:00.708 --> 10:03.169
‫- من رو یادته ریک؟
‫- این یکی دیگه کیه؟

10:03.253 --> 10:08.174
‫بنده «پیچش داستانی» هستم.
‫پنجمین عضو «شش خودارجاع»ـم.

10:08.258 --> 10:11.636
‫- ششمین عضوتون کیه؟
‫- پیچش داستانیش همینه مورتی. خودتی.

10:11.719 --> 10:12.845
‫- چی؟
‫- ولش کن مورتی.

10:12.929 --> 10:14.389
‫پیچش داستانیش اینه
‫که عضو ششمی ندارن...

10:14.472 --> 10:17.141
‫- و به همه همین رو می‌گه.
‫- در هر صورت، دیگه گرفتیمتون.

10:17.225 --> 10:20.603
‫نمی‌تونین بدون پیچش داستانی فرار کنین،
‫پیچش‌ها هم تحت کنترل من هستن.

10:20.687 --> 10:23.856
‫کل پیچش‌ها تحت کنترل نیستن «پیچش داستانی».
‫من هم الان پیچشی ایجاد می‌کنم.

10:23.940 --> 10:25.400
‫امکان نداره! چی می‌شه؟

10:26.651 --> 10:29.070
‫آفرین! انگار خودم نفهمیده بودم.

10:30.780 --> 10:32.490
‫خاک بر سرم.

10:34.075 --> 10:35.660
‫- احسنت مورتی!
‫- دارم خودم رو وقف می‌دم!

10:35.743 --> 10:36.828
‫می‌تونیم از این طریق فرار کنیم.

10:36.911 --> 10:39.872
‫تو سلولی از جنس ورزش حبسش کردن،
‫آخه نقطه عکس داستانه.

10:39.956 --> 10:42.750
‫- اگه بدونم کیه، ناراحت نمی‌شم؟
‫- اسمش «برت ماسبق»ـه.

10:42.834 --> 10:45.628
‫می‌تونه کاری کنه که شرایط
‫از پایه تغییر کنه.

10:45.712 --> 10:48.423
‫گمون کنم همون تداوم ماسبق باشه.
‫ولی اسمش «برت ماسبق»ـه؟

10:48.506 --> 10:51.175
‫چرا همون تداوم ماسبق نیست؟

10:51.259 --> 10:54.012
‫هست.
‫الان دیگه از اولش همین بوده.

10:54.929 --> 10:57.140
‫مواظب باش مورتی.
‫نزدیکش نشو که تداوم ماسبقی نشی.

10:57.223 --> 10:58.641
‫باید قبول کنه کمکمون کنه.

10:58.725 --> 11:00.810
‫ریک. تو که همیشه بهم اعتماد داشتی.

11:00.893 --> 11:02.854
‫بدک نبود.
‫ببین چی می‌گم.

11:02.937 --> 11:05.148
‫کاری می‌کنی که من و مورتی
‫اصلا نیومده باشیم اینجا.

11:05.231 --> 11:08.276
‫وقتی از اول نیومده باشیم اینجا،
‫من از راه دور با این آزادت می‌کنم.

11:08.651 --> 11:09.777
‫هدفم چیه؟

11:09.861 --> 11:11.612
‫باید صبر کنی تا بهت بگم اهرمه رو بکشی.

11:11.696 --> 11:13.072
‫حتما شوخیت گرفته.

11:13.156 --> 11:16.701
‫ریک، اگه همین الان آزادم نکنی،
‫می‌تونم کاری کنم شرایط زندگیت...

11:16.784 --> 11:18.453
‫از همون اول خیلی بد باشه.

11:18.536 --> 11:19.579
‫داری تهدیدم می‌کنی کیری خان؟

11:19.662 --> 11:21.706
‫- همون‌جا بمیر.
‫- ریک.

11:22.749 --> 11:25.251
‫می‌دونی چیه «ماسبق»؟
‫حرفم رو فراموش کن، ما همیشه رفیق بودیم.

11:25.585 --> 11:26.502
‫بامزه بود.

11:27.628 --> 11:30.048
‫آروم باش «ماسبق». یادت باشه
‫که بهت لیوان قهوه داده بودم.

11:30.750 --> 11:31.131
‫[بهترین اسیر دنیا]

11:31.132 --> 11:33.593
‫همیشه می‌شد تو رو با قهوه کشت.

11:36.304 --> 11:37.764
‫نقشه جدید ریختم.
‫باز هم فرار کنیم.

11:38.139 --> 11:42.060
‫- پیچش داستانی از این قراره...
‫- که از بدو تولد استخون نداشتی.

11:43.895 --> 11:44.812
‫کاش دیگه نبینمت!

11:46.481 --> 11:48.900
‫از اولش هم هیچی
‫خارج از این دژ وجود نداشته.

11:48.983 --> 11:50.943
‫- امان از دستت!
‫- این دژ هم...

11:51.027 --> 11:54.155
‫از اولش یه پرتقال بوده!

11:57.492 --> 11:59.744
‫- نقشه‌ات حرف نداشت ریک.
‫- اصلا مخالفت نمی‌کنم مورتی،

11:59.827 --> 12:01.412
‫بدجوری به گامون دادم.

12:05.732 --> 12:08.109
‫- دردم میاد.
‫- خیلی وقته که دیوار چهارم رو شکوندیم.

12:08.193 --> 12:09.652
‫به زودی دیگه واقعی نخواهیم بود.

12:09.986 --> 12:13.448
‫به کشتنمون دادی ریک.
‫حتما باید از فراروایت متنفر می‌بودی.

12:14.532 --> 12:17.827
‫مورتی، در دفاع از خودم بگم
‫که به نظرم موافق باشی نفرتم بی‌دلیل نیست.

12:19.078 --> 12:23.374
‫اصلا حقمون نبود این‌جوری بمیریم.

12:28.129 --> 12:29.964
‫مرگ استانه‌ای است.

12:35.345 --> 12:38.139
‫- چی شد؟
‫- کفاره دادین.

12:38.848 --> 12:41.976
‫- شما کی هستین؟
‫- من جوزف کمبل هستم. سوپ می‌خوری؟

12:42.602 --> 12:45.688
‫چیزی نمونده بود که نخوام بیام،
‫آخه فامیلیم کمبله،

12:46.022 --> 12:48.691
‫ولی بعدش با خودم گفتم به فکر آینده نباش
‫و دنبال سعادت خودت باش جو.

12:48.775 --> 12:51.653
‫چطوری اینجایی؟
‫«تداوم ماسبق» گفته بود هیچی وجود نداره.

12:51.736 --> 12:54.107
‫یه سری از خصوصیات
‫داستان‌های اساطیری همیشه ثابتن.

12:54.131 --> 12:55.907
‫همیشه پیرمردی با سوپ
‫تو داستان هست.

12:56.324 --> 12:58.243
‫یه داستان مثال بزنین که نباشه.

12:58.952 --> 13:00.495
‫- «جک و لوبیای سحرآمیز».
‫- «خاطرات بسکتبال».

13:00.578 --> 13:02.205
‫- کل فیلم‌های «ماتریکس».
‫- کل فیلم‌های تاریخ.

13:02.288 --> 13:04.290
‫خیلی‌خب، لزومی نداره از خودم
‫مقابل شما دفاع کنم.

13:04.374 --> 13:05.667
‫سوپ من کو؟

13:06.292 --> 13:09.295
‫«آنچه گذشت خان»؟
‫این عوضی واسه چی اینجاست؟

13:09.379 --> 13:11.548
‫تو هم در حد خودش عوضی هستی دوست عزیزم.

13:11.631 --> 13:13.883
‫شخصیت‌های فراروایی
‫عامل فرسایش حقایق دنیان.

13:13.967 --> 13:16.135
‫ولی کل شخصیت‌ها فراروایی‌ان ریک.

13:16.219 --> 13:20.557
‫همه‌مون از هرج و مرج تغذیه می‌کنیم
‫و و غذای خودشیم، عین نوزادی می‌مونیم...

13:20.640 --> 13:23.560
‫که تو قایق نجاتی پر از چنگال،
‫سینه معتاد شیشه‌ای رو می‌خوره.

13:23.643 --> 13:26.646
‫- فهمیدم باید چیکار کنی ریک.
‫- تاریخچه مرورگر کمبل رو پاک کنم؟

13:26.729 --> 13:28.439
‫به «آنچه گذشت خان» اعتماد کن.

13:28.940 --> 13:30.775
‫می‌تونی با آنچه گذشت
‫کاری کنی برگردیم خونه؟

13:32.068 --> 13:35.113
‫- قطعا مایه خوشحالیه.
‫- آره، شک ندارم.

13:35.196 --> 13:39.742
‫ریک نمی‌تونه عوض بشه مورتی.
‫می‌شه گفت تغییر، در حکم کریپتونایتشه.

13:39.826 --> 13:43.663
‫البته خودش عین سوپرمن قوی نیست،
‫می‌شه گفت بی‌خایه است.

13:44.289 --> 13:45.248
‫بریم تو کارش.

13:46.958 --> 13:48.710
‫آنچه گذشت.

13:49.252 --> 13:50.962
‫- بلندش کن! بلندش کن!
‫- وای پسر.

13:51.588 --> 13:54.549
‫- داشت به کشتنش می‌داد.
‫- خیلی‌خب، حس بدی بهم دست داد...

13:54.632 --> 13:56.426
‫که تحت فشارت گذاشتم
‫تا امتحان کنی.

13:56.509 --> 13:58.386
‫- بهم گفتی بی‌خایه!
‫- گفتم حس بدی دارم دیگه!

13:59.095 --> 14:03.141
‫این نقشه ناحیه‌ای
‫مملو از سنگ معدن رواییه.

14:03.600 --> 14:04.893
‫امیدوارم موفق باشین.

14:04.976 --> 14:08.062
‫زودتر بکن مورتی! حاضر بودم کمکت کنم،
‫ولی چون مخترع، نباید دستم تاول بزنه.

14:08.146 --> 14:09.522
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- چندین سال طول می‌کشه.

14:09.606 --> 14:10.940
‫می‌تونین تو کلبه جنگلی من ساکن بشین.

14:11.024 --> 14:13.610
‫- فقط بعد از تاریکی در رو باز نکنین.
‫- واسه چی؟

14:13.693 --> 14:15.695
‫بیاین بیرون ببینم یهودی‌های کمونیست!

14:15.778 --> 14:17.614
‫وای. شاید واقعا الکلی نیستم.

14:17.697 --> 14:20.408
‫- دقیقا، موافقم.
‫- کپی‌های تخمی «بازگشت به آینده».

14:21.534 --> 14:23.202
‫- آماده شد.
‫- ریک، بهتره من بمونم.

14:23.286 --> 14:24.579
‫- واسه چی؟
‫- آخه باردارم.

14:24.662 --> 14:25.872
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- کار اون نبود ریک!

14:25.955 --> 14:27.624
‫- پس کار کی بود؟
‫- کار من بود.

14:27.707 --> 14:31.127
‫اصلا نرفته بودم. ولی باید خیال می‌کردین
‫کل این اتفاقات رخ داده که اون رو بسازی.

14:31.210 --> 14:34.130
‫- یعنی می‌تونم از تیتراژ ردش کنم؟
‫- اگه محکم بچسبی، می‌تونی.

14:34.213 --> 14:36.132
‫ریش و بچه تو شکمم چی می‌شه؟

14:36.215 --> 14:37.467
‫بی‌خیالشون شو.

14:37.550 --> 14:39.427
‫- ممنون «آنچه گذشت خان».
‫- ریک، وقتی رفتین خونه،

14:39.510 --> 14:42.096
‫عین فصل یک،
‫ماجراجویی‌های کلاسیک داشته باشین.

14:42.180 --> 14:44.807
‫حالم از این نقد تخمی به هم می‌خوره،
‫اصلا یعنی چی؟

14:48.650 --> 14:52.050
‫«ریک و مورتی»

14:53.399 --> 14:55.652
‫خب. برای آخرین بار می‌پرسم.
‫انگیزه من چیه؟

14:56.235 --> 14:59.989
‫دنبال انگیزه‌ای. این دستگاه
‫انگیزه کل مردم دنیا رو تخلیه می‌کنه.

15:00.073 --> 15:01.699
‫حرف نداره. تأیید می‌کنم.
‫روشنش کن.

15:05.620 --> 15:08.456
‫گمون کنم داره جواب می‌ده.
‫ایول، حسش می‌کنم!

15:08.539 --> 15:11.125
‫بالاخره یه کارم واقعا داره
‫رو کسی تأثیر می‌ذاره!

15:15.338 --> 15:16.381
‫دیگه نمی‌خوام کار کنم.

15:16.464 --> 15:19.717
‫من می‌خوام، ولی این‌جوری
‫بهانه گیتار تمرین نکردن دارم.

15:25.098 --> 15:27.517
‫نظرت چیه همین‌جوری یه امتیازی
‫تو برگه امتیازات وارد کنی؟

15:27.600 --> 15:28.685
‫اصلا واسه چی وارد کنیم؟

15:32.550 --> 15:32.980
‫[«جق‌دوست»
‫ثبت‌نام]

15:32.981 --> 15:34.273
‫وایستا ببینم، باید ثبت‌نام کرد؟

15:34.732 --> 15:39.362
‫ایول! حسش می‌کنم!
‫خیلی انگیزه دارم!

15:39.946 --> 15:41.614
‫کلی انگیزه می‌خوام!

15:44.242 --> 15:45.284
‫قصه‌گویی تمومه.

15:45.952 --> 15:48.037
‫- تصمیمش با شما نیست.
‫- بی‌شوخی پافشاری کردی...

15:48.121 --> 15:50.456
‫که انگیزه‌ات پیدا کردن انگیزه باشه؟

15:50.540 --> 15:52.625
‫- فکر خوبیه.
‫- اصلا چنین چیزی نداریم!

15:52.709 --> 15:55.294
‫وقایع خوش‌آیند و ناخوش‌آیند داریم.
‫ما هم به حد کافی یکیشون رو داشتیم.

15:55.378 --> 15:58.589
‫مورتی، تا شخصیت این نویسنده عرقی رو می‌کشم،
‫مجبورش کن دست از کار بکشه.

15:59.674 --> 16:03.136
‫به عمرم این‌قدر واسه
‫نابودی کسی انگیزه نداشتم.

16:03.219 --> 16:05.013
‫آها، من هم انگیزه دارم
‫قند خونم رو کاهش بدم،

16:05.096 --> 16:07.432
‫ولی اگه گفتی کی قراره
‫بعد از شکست دادنت بره تاکو بخوره؟

16:08.808 --> 16:10.393
‫خوش‌هیکلی که هستی، چه فرقی می‌کنه؟

16:11.853 --> 16:13.688
‫- خط سکس داری.
‫- از این عبارت خوشم نمیاد.

16:13.771 --> 16:14.856
‫من نقد کسی رو قبول نمی‌کنم.

16:19.986 --> 16:21.487
‫نمی‌تونی شکستم بدی ریک.

16:21.571 --> 16:24.907
‫- انگیزه من یه میلیون برابر توئه!
‫- انگیزه فروشنده‌های...

16:24.991 --> 16:26.909
‫کیوسک‌های گوشی فروشگاه‌ها هم همین‌قدره.

16:52.935 --> 16:55.772
‫- رنگ موش اشتباهه.
‫- انگار مجوز گرفتن واسه خودت مهمه.

16:55.855 --> 16:57.732
‫راستش، هست.
‫به نظر من خیلی...

17:04.781 --> 17:06.866
‫- از این کارها بلدی؟
‫- باید دنبالش باشی.

17:07.575 --> 17:09.702
‫ای بابا، بس کن دیگه،
‫نمی‌خوام باهات مبارزه کنم.

17:10.203 --> 17:12.622
‫بچه، من نویسنده‌ای‌ام
‫که اثری موفق داشته،

17:12.705 --> 17:13.790
‫پس اگه می‌خوای بی‌خیالش بشم،

17:13.873 --> 17:15.917
‫یا باید کمربند مشکی داشته باشی،
‫یا ممه‌های خفن.

17:16.000 --> 17:19.504
‫- آها، هیچ‌کدومشون رو ندارم.
‫- من از نظر روایات اساطیری، جفتش رو دارم.

17:19.587 --> 17:22.465
‫- جوزف کمبل؟
‫- آها، بدک نبود. ایشون که دهه هشتاد مُرده.

17:22.548 --> 17:24.759
‫فقط خودت من رو می‌بینی
‫و صدام رو می‌شنوی مورتی.

17:24.842 --> 17:26.761
‫- کافیه هر چی بهت می‌گم، تکرار کنی.
‫- باشه.

17:28.346 --> 17:32.809
‫جناب، صرفا چون می‌خواین خلاق باشین،
‫به موفقیت اثرتون افتخار می‌کنین،

17:32.892 --> 17:36.562
‫ولی خلق آثار از طریق ترفند،
‫تکنولوژی و توزیع عملی نیست.

17:36.646 --> 17:38.022
‫حتی از طریق زحمت هم عملی نیست.

17:38.397 --> 17:40.797
‫راستش، خلاقیت شباهت زیادی
‫به بیماری روانی داره...

17:40.821 --> 17:42.568
‫و تا حد زیادی
‫باهاش همپوشانی داره.

17:42.652 --> 17:45.780
‫اکثر افراد بااستعداد خودکشی می‌کنن
‫و همه‌شون بدبختن.

17:45.863 --> 17:48.324
‫موهبت واقعی، بی‌استعداد بودنه،

17:48.407 --> 17:50.493
‫با توجه به فیلم‌نامه گمانیتون
‫واسه «گرین ارو» که خودم دیدمش،

17:50.952 --> 17:53.955
‫- موهبت شما همینه.
‫- امکان نداره دیده باشیش.

17:54.038 --> 17:55.748
‫من جوزف کمبلم.
‫دیدمش.

17:56.082 --> 17:58.584
‫- شخصیت منفیش پیش‌زمینه وقایع بعدی بود.
‫- گفتم دیدمش جن،

17:58.668 --> 18:02.338
‫نگفتم تونستم بیش از پنج صفحه‌اش رو بخونم.
‫مشکلت شخصیت‌های منفیت نیست.

18:02.421 --> 18:04.632
‫مشکلت اینه که وقتی می‌نویسی،
‫خودت شخصیت منفی می‌شی.

18:05.091 --> 18:07.009
‫اگه می‌خوای قهرمان باشی،
‫کافیه دست برداری.

18:12.850 --> 18:13.765
‫[«جق‌دوست»
‫ثبت‌نام]

18:13.766 --> 18:16.018
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید واقعا ثبت‌نام کردم.

18:17.562 --> 18:20.022
‫اعتراف کن! بگو من «نیمبوس خان» جدیدم!

18:23.109 --> 18:25.695
‫- عه، ظاهرا نویسنده‌ات دست از کار کشید.
‫- وای، پشم‌هام.

18:26.612 --> 18:29.115
‫الان از انگیزه مبارزه‌ات کاسته شده،
‫یعنی دارم ضعیف‌کشی می‌کنم،

18:29.198 --> 18:30.199
‫ولی حقته.

18:32.994 --> 18:36.122
‫خواهش می‌کنم بذار زنده بمونم.
‫قول می‌دم باحال‌تر بشم.

18:36.497 --> 18:39.375
‫این‌قدر به عناصر روایی تکیه نمی‌کنم،
‫شاید بهتر باشه اسمم رو عوض کنم؟

18:42.128 --> 18:46.382
‫- روسیاهم کردی.
‫- نه‌خیر، خودت روسیاهم کردی.

18:48.259 --> 18:51.637
‫هر چیز خوبی بالاخره تموم می‌شه.

18:51.721 --> 18:54.307
‫هر چیز بدی هم تموم می‌شه،
‫هندونه زیر بغل خودت نذار.

18:54.640 --> 18:57.477
‫جن، جوزف کمبل می‌گه
‫حتما خودت باید بکشیش.

18:57.810 --> 18:59.896
‫وایستا، وایستا، وایستا،
‫جوزف کمبل می‌گه...

18:59.979 --> 19:02.815
‫باید حتما با این عروسک جدید ریک
‫که تعداد محدودی ازش تولید شده...

19:02.899 --> 19:05.902
‫و فقط تو سایت «عروسک ریک دات بیز»
‫به فروش می‌رسه، بکشیش.

19:05.985 --> 19:07.570
‫- عروسک‌هامون محدوده. سریع بخرین.
‫- واقعا؟

19:08.300 --> 19:19.300
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

19:20.499 --> 19:23.169
‫ای خدا، دیگه از ریکی
‫اسباب‌بازی نمی‌خرم.

19:23.252 --> 19:24.754
‫معلومه که جنس عروسک‌هامون خوبه.

19:30.968 --> 19:34.639
‫- مرسی که ما رو زنده برگردوندی ریک.
‫- خب، من ارباب هر دو دنیام مورتی.

19:37.516 --> 19:41.437
‫جوزف کمبل بهم گفت دیگه نباید بنویسم.
‫آخه نباید زحمتی پشتش باشه.

19:41.520 --> 19:43.773
‫باید هر وقت خودش اومد، بنویسم.

19:43.856 --> 19:45.650
‫مثلا عین خودم.

19:45.733 --> 19:48.027
‫من نویسنده‌ام، این هم مداده.
‫نویسنده‌ها با مداد می‌نویسن.

19:48.110 --> 19:49.612
‫خیلی‌خب، اگه مدادی با من بنویسه چی؟

19:49.695 --> 19:52.240
‫مثلا... خیلی‌خب.
‫آها. خیلی‌خب.

19:52.323 --> 19:55.284
‫یه مداد سحرآمیز هست
‫که زندگی نویسنده رو می‌نویسه.

19:55.368 --> 19:59.747
‫پشم‌هام، فیلمه راجع به یه نویسنده است!
‫دوباره نویسنده شدم!

19:59.947 --> 20:01.947
‫«پس از تیتراژ رو از دست ندین»

20:02.147 --> 20:09.147
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:33.573 --> 20:36.659
‫من «مرد گرگم به هوایی»ام.
‫زندگیم گرگم به هواست.

20:37.785 --> 20:42.206
‫خودم گرگم. «مرد گرگم به هوایی»ام.
‫«مرد اسم این قسمت»ـم.

20:42.581 --> 20:45.293
‫اصلا فهمیدین چی گفتم؟
‫آره، وقتی قسمتی تموم شد، مواظب باشین،

20:45.376 --> 20:49.005
‫آخه «مرد گرگم به هوایی» میاد!
‫من دیوانه‌ام.

20:49.422 --> 20:54.010
‫«مرد گرگم به هوایی»ام!
‫همه‌تون رو گرگ می‌کنم! می‌زنم دم کونتون.

20:54.385 --> 20:59.015
‫«مرد گرگم به کون هوایی»!
‫دیگه «مرد کون به هوایی»ام!

20:59.098 --> 21:02.184
‫بگیر که اومد، گرگ شدی!
‫ایول، باز هم کتک می‌خوای؟

21:02.268 --> 21:04.687
‫باز هم می‌خوای گرگ بشی آشغال عوضی روانی؟!

21:04.770 --> 21:06.355
‫آخه من «مرد گرگم به هوایی»ام!

21:07.565 --> 21:12.653
‫دلم خیلی واسه همسرم تنگ شده.
‫چه حیف، همینه که هست! «مرد گرگم به هوایی»!
