1
00:00:02,932 --> 00:00:05,932
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:07,032 --> 00:00:08,533
‫آنچه گذشت...

3
00:00:08,617 --> 00:00:10,077
‫جری، من با همسرت سکس کردم.

4
00:00:11,328 --> 00:00:13,205
‫موفق شدم، سفر دریچه‌ای رو تعمیر کردم.

5
00:00:13,538 --> 00:00:15,499
‫جک قاتل هستم، در خدمتتونم.

6
00:00:15,582 --> 00:00:17,084
‫- ایول.
‫- چنین اتفاقی هم افتاده بود؟

7
00:00:17,167 --> 00:00:17,994
‫من باردارم.

8
00:00:18,018 --> 00:00:19,878
‫- [تولد هجده سالگی سامر]
‫- عزیزم، به خودت رفته.

9
00:00:19,961 --> 00:00:21,880
‫- داره کله‌گنجشکی می‌باره.
‫- خیلی‌خب، یه جای کار...

10
00:00:21,963 --> 00:00:25,884
‫جری اسمیت در حین کار مورد علاقه‌اش،
‫نیش زنبور خوردن، از دنیا رفت.

11
00:00:25,967 --> 00:00:27,302
‫- می‌لنگه.
‫- کجا می‌لنگه؟

12
00:00:27,386 --> 00:00:29,388
‫کمی احترام قائل شو،
‫مراسم ختم باباست‌ها.

13
00:00:29,471 --> 00:00:31,348
‫اسمت رو جری جونیور می‌ذارم.

14
00:00:31,431 --> 00:00:33,058
‫مرسی که قاتله رو پیدا کردین بچه‌ها،

15
00:00:33,141 --> 00:00:34,768
‫- این اسکیت‌برد مال شما.
‫- مرسی تونی هاک.

16
00:00:34,851 --> 00:00:36,061
‫- مورتی، بگو باهام ازدواج می‌کنی.
‫- چی؟

17
00:00:36,144 --> 00:00:37,104
‫- چی؟
‫- بگو قبوله دیگه.

18
00:00:37,187 --> 00:00:38,730
‫- قبوله؟
‫- خیلی‌خب.

19
00:00:38,814 --> 00:00:41,024
‫- ریک، بهم قول می‌دی...
‫- قول می‌دم، بیا واسه ماه عسلمون...

20
00:00:41,108 --> 00:00:43,318
‫بریم تو محفظه‌ای مستحکم
‫از جنس دوتریوم یونیزه شده.

21
00:00:43,402 --> 00:00:44,653
‫- واسه چی؟
‫- آخه بارش موجب کاهش...

22
00:00:44,736 --> 00:00:47,155
‫سرعت روایت داستان می‌شه.
‫مورتی، این وقایع اصلا واقعی نیستن،

23
00:00:47,239 --> 00:00:49,408
‫تو مارپیچ «آنچه گذشت» گیر افتادیم،
‫ذهنت رو پاک کن.

24
00:00:49,491 --> 00:00:51,159
‫- یعنی اون همه وقایع الکی بودن؟
‫- نه.

25
00:00:51,243 --> 00:00:53,800
‫من بی‌گناهم!
‫من اون زنبورها رو ول نکرده بودم!

26
00:00:53,824 --> 00:00:54,746
‫من عاشق جری‌ام!

27
00:00:54,830 --> 00:00:56,039
‫الان چی گفته بودم؟

28
00:00:56,123 --> 00:00:57,499
‫- کی؟
‫- خیلی‌خب، چه اعدام خفنی،

29
00:00:57,582 --> 00:00:59,042
‫برگردیم تو محفظه.

30
00:00:59,126 --> 00:01:01,878
‫حالا بعد از من تکرار کن مورتی:
‫«در قسمت بعدی ریک و مورتی.»

31
00:01:01,962 --> 00:01:03,672
‫در قسمت بعدی «ریک و مورتی»؟

32
00:01:03,755 --> 00:01:06,466
‫- نه. «آنچه گذشت».
‫- دقت نکن مورتی.

33
00:01:06,550 --> 00:01:08,135
‫در قسمت بعدی «ریک و مورتی».

34
00:01:08,218 --> 00:01:10,679
‫- این‌جوری با سمومش مقابله می‌کنیم.
‫- در قسمت بعدی «ریک و مورتی».

35
00:01:10,762 --> 00:01:12,514
‫- سموم کی رو می‌گی؟
‫- آهای، بس کنین!

36
00:01:12,889 --> 00:01:14,266
‫«آنچه گذشت خان» رو می‌گم.
‫بگیرش!

37
00:01:15,434 --> 00:01:17,811
‫محکم بچش مورتی!
‫باید از تیتراژ آغازین رد بشیم!

38
00:01:17,894 --> 00:01:19,271
‫از تیتراژ آغازین چی؟

39
00:01:19,730 --> 00:01:20,939
‫- اومدیم تو فضا.
‫- ولم کنین.

40
00:01:24,359 --> 00:01:25,610
‫وای خدایا! وای خدایا!

41
00:01:29,573 --> 00:01:31,658
‫- اینجا کدوم سیاره است؟
‫- اینجاش رو نبین!

42
00:01:32,033 --> 00:01:33,785
‫وای خدایا، یه سنجاب عظیم‌الجثه اومده.

43
00:01:34,619 --> 00:01:36,413
‫چرا لباس قدیمی پوشیدیم؟

44
00:01:36,496 --> 00:01:38,290
‫- جریان چیه؟
‫- وای خدایا، امکان نداره.

45
00:01:40,041 --> 00:01:41,293
‫واسه چی بابام لباس مخصوص پوشیده؟

46
00:01:41,877 --> 00:01:43,336
‫- بهترین قسمتمونه!
‫- اون کیه؟

47
00:01:43,420 --> 00:01:44,463
‫خیلی‌خب، دیگه چیزی نمونده.

48
00:01:47,200 --> 00:01:48,250
‫«ریک و مورتی»

49
00:01:48,300 --> 00:01:51,300
‫«فصل ششم، قسمت هفتم»
‫«فراروایت کلی ریک‌شعر»

50
00:01:52,179 --> 00:01:53,430
‫خب، برگشتیم!

51
00:01:53,513 --> 00:01:55,807
‫- بس کن! ولم کن!
‫- یهو چی شد؟

52
00:01:55,891 --> 00:01:56,850
‫واسه چی آهنگ می‌زدن؟

53
00:01:58,018 --> 00:02:00,979
‫تقصیر این آشغال عوضی مفهومی بود!
‫پاش رو بگیر!

54
00:02:01,062 --> 00:02:03,523
‫حالا که تیتراژ آغازین داریم،
‫یعنی تو یه...

55
00:02:04,399 --> 00:02:07,068
‫بذار بدنت سموم فراروایتش رو دفع کنه مورتی،
‫تسلیم کسشعرهای...

56
00:02:07,152 --> 00:02:09,613
‫- خودآگاهانه به درد نخورش نشو.
‫- به درد نخور نیست، باحاله!

57
00:02:10,530 --> 00:02:12,115
‫- تفنگ داره!
‫- سرب بخور ببینم بی‌خایه!

58
00:02:14,493 --> 00:02:16,536
‫نه، نه، نه! پشم‌هام!

59
00:02:19,456 --> 00:02:20,791
‫- ای مادر...
‫- با دریچه رفت؟

60
00:02:20,874 --> 00:02:23,376
‫مگه تو خواب ببینه.
‫از طریق حفره‌ای تو دیوار چهارم...

61
00:02:23,460 --> 00:02:25,504
‫به لایه فراروایت برگشت.
‫این رو بزن و کمکم کن پیداش کنم.

62
00:02:28,256 --> 00:02:29,216
‫از این وضع خوشم نمیاد ریک.

63
00:02:29,299 --> 00:02:31,343
‫نباید هم خوشت بیاد،
‫شالوده خوش‌آیندی نیست.

64
00:02:31,426 --> 00:02:33,386
‫وقتی خودم اشاره‌ای
‫به بینندگان می‌کنم، بامزه است،

65
00:02:33,470 --> 00:02:34,346
‫- ولی...
‫- کدوم بینندگان رو می‌گی؟

66
00:02:34,429 --> 00:02:35,889
‫روحیه‌ات حرف نداره مورتی.

67
00:02:35,972 --> 00:02:38,183
‫همیشه باید خودم گاهی
‫بی‌خیال کنارگویی کنم،

68
00:02:38,266 --> 00:02:40,352
‫اصلا از این مزخرفات که عین
‫فصل سوم «مهتاب» می‌مونه خوشم نمیاد.

69
00:02:40,435 --> 00:02:42,229
‫- خیلی‌خب، پیداش کردیم.
‫- می‌خوای ببندیش؟

70
00:02:42,312 --> 00:02:44,523
‫نه، طرف حقایق دنیا رو
‫تغییر داده مورتی،

71
00:02:44,606 --> 00:02:46,817
‫باید عین سگ هار بکشیمش.

72
00:02:56,034 --> 00:02:57,035
‫- پشم‌هام!
‫- آها، آره،

73
00:02:57,118 --> 00:02:58,703
‫نه، بهتره اینجا اون رو نزنی.

74
00:03:00,455 --> 00:03:01,665
‫- [آزمون‌های سخت]
‫- شاید از این طرف رفته باشه؟

75
00:03:01,748 --> 00:03:03,625
‫نه، نه، نه، اگه اون مسیر رو بره،
‫در نهایت قهرمان می‌شه.

76
00:03:03,708 --> 00:03:05,418
‫امان از دستت ریک.
‫از این وضع خوشم نمیاد.

77
00:03:05,502 --> 00:03:08,088
‫- اینجا کلا...
‫- جهت بازی با کلمات ساخته شده...

78
00:03:08,171 --> 00:03:10,215
‫که نظر هفت منتقد سریال رو
‫که باهاش حال نمی‌کنن جلب کنیم؟

79
00:03:10,298 --> 00:03:13,426
‫وضعمون بدتر از این حرف‌هاست مورتی،
‫الان داریم با تشعشعات فراروایی کباب می‌شیم،

80
00:03:13,510 --> 00:03:15,262
‫اعتبارمون داره به کل از بین می‌ره،

81
00:03:15,345 --> 00:03:18,557
‫هر ثانیه‌ای که اینجا باشیم، انگار ده بار
‫تو «هرج‌ومرج فضایی» حضور افتخاری داشتیم.

82
00:03:18,640 --> 00:03:21,226
‫- بهتر بود قبلا به فکرش می‌افتادین.
‫- بگیرش!

83
00:03:27,774 --> 00:03:30,318
‫وای نه! خداوند بزرگ، نعمتت را
‫شامل حالم گردان، چرا که نجاتم می‌دهی...

84
00:03:30,402 --> 00:03:32,195
‫دیگه دلم سوخت.
‫بیا از اینجا بریم.

85
00:03:32,279 --> 00:03:33,405
‫به خاطر دعا کردنش؟

86
00:03:33,488 --> 00:03:35,198
‫خودت که می‌دونی هیتلر
‫کاتولیک بود دیگه، مگه نه؟

87
00:03:36,032 --> 00:03:37,242
‫اومدم «آنچه گذشت خان».

88
00:03:37,909 --> 00:03:40,370
‫خیلی‌خب. ظاهرا دعا کردنش حرف نداره.

89
00:03:40,453 --> 00:03:43,123
‫- وقتشه با خدا آشنا بشین.
‫- نمی‌خواد، همین‌جوری راحتیم.

90
00:03:43,206 --> 00:03:46,251
‫عین حمله خرس برخورد کن،
‫عقب عقب برو و خودت رو باد کن.

91
00:03:47,002 --> 00:03:51,256
‫عاشق رد درست و حسابی ندای خداوندم.
‫سلام ریک.

92
00:03:51,339 --> 00:03:55,427
‫- سلام «تردست آمیش».
‫- اسم ایشون «ارباب قصه» است.

93
00:03:55,510 --> 00:03:56,970
‫«ارباب قصه»؟

94
00:03:57,053 --> 00:03:59,514
‫ببین، از من بشنو، اسمت رو بذار
‫«تردست آمیش»، قابلت رو نداره.

95
00:03:59,598 --> 00:04:00,947
‫«ارباب قصه».
‫ریک، شخصیت منفی...

96
00:04:00,971 --> 00:04:02,934
‫همون قطار اسباب‌بازیه است
‫که برات خریده بودم.

97
00:04:03,018 --> 00:04:05,395
‫احسنت مورتی. نسخه داستانی شما،
‫من رو تو برنامه کودکی مسیحی...

98
00:04:05,478 --> 00:04:08,356
‫گیر انداختن، ولی من
‫مسیح ساختگی رو به کار گرفتم...

99
00:04:08,440 --> 00:04:11,067
‫تا از داستان به دنیای فراروایی عروج کنم.

100
00:04:11,568 --> 00:04:15,405
‫الان دیگه خودم تله می‌ذارم،
‫«آنچه گذشت خان» طعمه بود.

101
00:04:15,488 --> 00:04:16,698
‫- طعمه بودم؟
‫- مسیح؟

102
00:04:20,535 --> 00:04:22,120
‫اصلا چنین حماقتی نکنین!

103
00:04:25,957 --> 00:04:29,002
‫به مسیح می‌گی کتکمون بزنه؟
‫تا حالا «ساوت پارک» ندیدی؟

104
00:04:29,085 --> 00:04:31,630
‫اشاره قشنگی بود مورتی،
‫از این مدل فراروایت خوشم میاد،

105
00:04:31,713 --> 00:04:34,007
‫این‌جوری مجبوریم
‫خلاقیت به خرج بدیم.

106
00:04:34,090 --> 00:04:36,009
‫وای خدا. حرکت «بین» رو نزن.
‫حرکت «بین» رو نزن.

107
00:04:37,427 --> 00:04:40,472
‫حرکت «بین» رو زد مورتی!
‫مسیح روم حرکت «بین» رو زد!

108
00:04:41,514 --> 00:04:44,768
‫نباید من رو بزنی،
‫من از نظر فنی کودکی مسیحی‌ام!

109
00:04:44,851 --> 00:04:46,853
‫من هم وحشتناک‌ترین کابوستم.

110
00:04:47,229 --> 00:04:49,314
‫من مسیح کل جوک‌های مسیحم.

111
00:04:49,397 --> 00:04:51,900
‫- همونی‌ام که خدا نداره.
‫- مورتی! این رو بگیر و از اینجا برو!

112
00:04:53,735 --> 00:04:58,573
‫ممنون. ظاهرا قراره قصه «ارباب قصه» رو
‫بر اساس وقایع حقیقی روایت کنیم.

113
00:04:58,657 --> 00:05:01,618
‫- می‌خوای چیکارش کنی؟
‫- هر شخصیتی دنبال یه چیزه دیگه.

114
00:05:01,701 --> 00:05:03,495
‫- دنبال انگیزه است.
‫- چی؟

115
00:05:04,120 --> 00:05:05,497
‫- چه احمقانه.
‫- اصلا به خودت زحمت ندادی.

116
00:05:05,580 --> 00:05:07,165
‫انتقاداتتون رو به کونم ارسال کنین.

117
00:05:09,584 --> 00:05:11,044
‫وایستا ببینم، چی... همین‌جوری رفت؟

118
00:05:11,127 --> 00:05:13,630
‫می‌شه گفت با این که بعیده،
‫دلت می‌خواد باهامون متحد بشی، مگه نه؟

119
00:05:13,713 --> 00:05:14,631
‫گمون نکنم.

120
00:05:16,967 --> 00:05:19,177
‫آنچه گذشت.

121
00:05:19,844 --> 00:05:21,388
‫- سلام، مسیح هستم.
‫- مریم هستم.

122
00:05:21,471 --> 00:05:22,847
‫- اسم مامانم هم مریمه.
‫- بس کن.

123
00:05:23,306 --> 00:05:25,892
‫- رفیق، دختره جنده است.
‫- از خودت مرید بهتریه!

124
00:05:30,772 --> 00:05:31,690
‫وای نه.

125
00:05:32,899 --> 00:05:34,150
‫من نمی‌میرم.

126
00:05:34,234 --> 00:05:36,319
‫می‌خوام پیشنهادی بهت بدم.

127
00:05:36,820 --> 00:05:37,779
‫من با کسی همکاری نمی‌کنم.

128
00:05:40,907 --> 00:05:44,369
‫اگه خونت رو بخورم، شکست‌ناپذیر می‌شم!
‫البته گمون کنم بشم!

129
00:05:44,452 --> 00:05:45,537
‫اصلا نمی‌فهمی می‌شی یا نه.

130
00:05:46,413 --> 00:05:50,291
‫عیسی مسیح، کارآفرین میلیاردر نامیرا،
‫کل ثروتش رو روی چیزی سرمایه‌گذاری کرده...

131
00:05:50,375 --> 00:05:53,086
‫که به نقل از خودش «فرصت مجدد عشق»ـه.

132
00:05:53,461 --> 00:05:57,966
‫- طاقت بیار مریم!
‫- چه داده‌های قشنگی!

133
00:05:58,466 --> 00:06:00,468
‫من رو عادی کن جادوگر.

134
00:06:01,219 --> 00:06:04,014
‫کل قدرت‌هام رو بگیر!

135
00:06:04,097 --> 00:06:05,390
‫بفرمایین پودینگ جناب مسیح.

136
00:06:06,224 --> 00:06:08,935
‫- واسه چی لبخند می‌زنین؟
‫- به خاطر اسمته.

137
00:06:09,650 --> 00:06:11,000
‫[مریم]

138
00:06:12,397 --> 00:06:14,357
‫- جریان چیه ریک؟
‫- «آنچه گذشت خان» از پتانسیل رها شده...

139
00:06:14,441 --> 00:06:17,777
‫ملت تغذیه می‌کنه و طرف خیال می‌کنه
‫بخش اعظمی از زندگیش رو پشت سر گذاشته.

140
00:06:19,362 --> 00:06:21,197
‫«آنچه گذشت خان»، جونمون رو نجات دادی.

141
00:06:21,281 --> 00:06:23,241
‫- هنوز نداده بابا.
‫- امان از دستت ریک!

142
00:06:23,324 --> 00:06:24,409
‫- خیلی بدجنسی!
‫- طرف فرارواییه مورتی.

143
00:06:24,492 --> 00:06:25,744
‫جونش مهم نیست.

144
00:06:25,827 --> 00:06:27,704
‫جون خودت مهمه.
‫واسه همین باید برگردیم.

145
00:06:28,000 --> 00:06:28,912
‫[«قطار قصه»
‫ساخت «اسباب‌بازی ارگ»]

146
00:06:28,913 --> 00:06:30,665
‫خب، اینجا که شبیه ارگ نمی‌مونه.

147
00:06:30,900 --> 00:06:32,300
‫[«اسباب‌بازی ارگ»]

148
00:06:32,625 --> 00:06:34,586
‫شاید توش خفن‌تر باشه؟

149
00:06:37,047 --> 00:06:38,173
‫اشتباه برداشت کردین.

150
00:06:38,256 --> 00:06:40,759
‫نویسندگان موفق
‫چنین رژیم خاصی می‌گیرن.

151
00:06:41,301 --> 00:06:44,095
‫- چرا شبیه شخصیت خودمی؟
‫- واقعا شخصیت خودتم.

152
00:06:44,179 --> 00:06:48,141
‫- الان هم قراره بهترم کنی.
‫- ولی تو که «ارباب قصه»ای، حرف نداری.

153
00:06:48,224 --> 00:06:52,270
‫حرف نداشتن کافی نیست!
‫من ریک رو کشتم و واقعی شدم.

154
00:06:52,687 --> 00:06:54,731
‫در حد قطار اسباب‌بازی تخمی نیستم.

155
00:06:55,482 --> 00:06:57,275
‫اینجا محل کارته
‫یا محل سکونتته؟

156
00:06:57,358 --> 00:06:58,693
‫واسه چی بوی اتاق‌خواب می‌ده؟

157
00:06:59,319 --> 00:07:02,155
‫- تو که خالق منی، واسه چی رقت‌انگیزی؟
‫- آخه شکست خوردی!

158
00:07:02,238 --> 00:07:04,741
‫اون‌وقت تقصیر کیه؟
‫چی شد؟

159
00:07:04,824 --> 00:07:06,868
‫می‌خوای بدونی چی شد؟
‫با جزئیات بگم؟

160
00:07:06,951 --> 00:07:09,621
‫خب، ریک‌ها می‌خواستن
‫عین «حکایات کنتربری» عمل کنن،

161
00:07:09,704 --> 00:07:11,873
‫ولی هیچ‌کدومشون واقعا
‫«حکایات کنتربری» رو نخونده بودن،

162
00:07:11,956 --> 00:07:14,000
‫واسه همین بهم گفتن
‫عین قسمت «بازی پوکر»...

163
00:07:14,084 --> 00:07:17,045
‫از کارتون «بتمن» بسازمش
‫که آدم‌های بد از بتمن خاطره می‌گفتن.

164
00:07:17,128 --> 00:07:19,130
‫بعدش مدام می‌گفتن
‫«یه چیزی کم داره».

165
00:07:19,214 --> 00:07:22,967
‫آره، معلومه که یه چیزی کم داشت!
‫اصلا نباید عملی می‌شد!

166
00:07:23,051 --> 00:07:26,638
‫من کار خودم رو کردم! «گومبی»، «ملکه یخی»
‫و «مسئول بلیت» رو ردیف کردم.

167
00:07:26,721 --> 00:07:29,516
‫یهو بی‌خیالش شدن!
‫حتی سایتش هم کار نمی‌کرد!

168
00:07:29,599 --> 00:07:33,186
‫اصلا آدرسش هم تخمی بود،
‫«قطار خط پیوند قصه»؟

169
00:07:33,269 --> 00:07:35,939
‫آخه کی خط پیوند می‌ذاره؟
‫کاری کردن شکست بخورم!

170
00:07:36,022 --> 00:07:39,526
‫من رو به گا دادن! من رو به گا دادن
‫و شانس آوردی یه گلوله تو مغزم خالی نکردم!

171
00:07:40,235 --> 00:07:42,403
‫خیلی‌خب. فقط بهم انگیزه بده گوزوی ادایی.

172
00:07:42,487 --> 00:07:43,822
‫خیلی‌خب، الان بهت انگیزه می‌دم.

173
00:07:43,905 --> 00:07:47,784
‫خودت دنبال انگیزه‌ای.
‫دنبال کل انگیزه‌های دنیایی.

174
00:07:47,867 --> 00:07:48,993
‫اصلا به خودت زحمت ندادی‌ها.

175
00:07:49,077 --> 00:07:51,246
‫فعلا که واسه همین پیشرفت کردی.
‫راستی، حتما حس خوبی داری،

176
00:07:51,329 --> 00:07:54,582
‫کاش خودم می‌تونستم عین مربی‌های بازیگری
‫دوجنس‌گرای دهه هفتاد لباس بپوشم.

177
00:07:55,041 --> 00:07:59,379
‫- انگیزه‌ام... یافتن انگیزه است.
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.

178
00:07:59,462 --> 00:08:02,757
‫نه‌خیر دوست ترشروی عزیزم،
‫تو هم باهام میای.

179
00:08:05,301 --> 00:08:07,846
‫سلام! اگه نفهمیدین دارم میام،
‫دژتون به درد نمی‌خوره!

180
00:08:09,848 --> 00:08:12,851
‫- اینجا کجاست؟
‫- مرکز فرماندهی «شش خودارجاع»ـه.

181
00:08:12,934 --> 00:08:15,645
‫خوره‌هایی فراروایی‌ان که فهمیدن
‫اگه گروه بشن، غیرقابل‌تحمل‌تر می‌شن.

182
00:08:15,728 --> 00:08:18,148
‫- می‌تونن کمکمون کنن؟
‫- نه، ولی یکی از اسراشون می‌تونه.

183
00:08:18,606 --> 00:08:20,859
‫- به خودشون نگو.
‫- سلام ریک سانچز.

184
00:08:20,942 --> 00:08:23,194
‫چندین ساله که منتظر این لحظه بودم.

185
00:08:23,278 --> 00:08:26,447
‫چه خوب، مورتی،
‫ایشون «فریب خانم»ـه.

186
00:08:26,531 --> 00:08:28,616
‫باید همین الان بکشمت.

187
00:08:28,850 --> 00:08:29,816
‫[«فریب خانم»]

188
00:08:29,993 --> 00:08:33,204
‫«آنچه گذشت خان» رو براتون آوردم.
‫بهتره بندازینش تو بازداشتگاهتون.

189
00:08:33,288 --> 00:08:34,956
‫گولتون می‌زنه،
‫دنبال اسیرتونه.

190
00:08:35,039 --> 00:08:35,957
‫- ای تخمی.
‫- ای دروغگو!

191
00:08:36,583 --> 00:08:38,918
‫عجب فریبی خوردی.
‫میدان ضد فراروایته.

192
00:08:39,002 --> 00:08:42,422
‫چه دستگاه خفنی. گمون کنم
‫زمان ساختش رو به خاطر داشته باشم.

193
00:08:42,505 --> 00:08:44,007
‫فکرش هم نکن «گذشته‌نما».

194
00:08:44,050 --> 00:08:44,900
‫[«گذشته‌نما»]

195
00:08:46,551 --> 00:08:48,469
‫راستش، بابت انتخابات پیش‌رو هیجان‌زده‌ام.

196
00:08:48,553 --> 00:08:52,640
‫انرژی فراروایی به این میدان نفوذ نمی‌کنه.
‫منبع انرژیش ایزوتوپ‌های هیدروژنه.

197
00:08:54,684 --> 00:08:56,895
‫منبع انرژیش ایزوتوپ‌های هیدروژنه.

198
00:08:56,978 --> 00:08:59,564
‫احتمالا با چند بشکه نفت خام تضعیف می‌شه.

199
00:09:00,315 --> 00:09:01,232
‫فرار کن مورتی!

200
00:09:02,233 --> 00:09:06,321
‫قبلا اونجا نبودن؟
‫گمون کنم «ناهمخوانی» رخ داده.

201
00:09:06,450 --> 00:09:07,700
‫[«ناهمخوانی»]

202
00:09:07,739 --> 00:09:10,116
‫- این‌ها خیلی افتضاحن!
‫- بهت که گفتم! قدرتشون خیلی زیاده!

203
00:09:12,535 --> 00:09:14,704
‫- مواظب باش ریک!
‫- ولش کن، نگهبانی بی نام و نشونه.

204
00:09:16,497 --> 00:09:17,624
‫این «قهرمان‌ساز»ه.

205
00:09:17,707 --> 00:09:20,251
‫اشعه‌اش به هر کی بخوره،
‫قهرمان داستان می‌شه.

206
00:09:20,400 --> 00:09:21,451
‫[«قهرمان‌ساز»]

207
00:09:21,502 --> 00:09:22,420
‫جاخالی بده.

208
00:09:23,880 --> 00:09:26,799
‫ای وای، ای وای.

209
00:09:27,800 --> 00:09:31,262
‫داری چیکار می‌کنی ماروین؟
‫دارم کاری می‌کنم که نمیرم.

210
00:09:32,680 --> 00:09:34,474
‫جریان چیه؟ چی شده؟

211
00:09:34,557 --> 00:09:37,101
‫باز هم همون کار رو کردم کیتی.
‫باز هم از سر کارم فرار کردم.

212
00:09:37,185 --> 00:09:40,355
‫خب، اگه فرار نمی‌کردی،
‫الان شوهر من نمی‌بودی.

213
00:09:40,356 --> 00:09:43,500
‫[«ماروین، نگهبان بزدل»]

214
00:09:48,250 --> 00:09:49,900
‫[با حضور ماروین]

215
00:09:56,371 --> 00:09:59,165
‫چیزی نمونده بود وسوسه بشم ولش کنم،
‫در این حد از اینجا متنفرم.

216
00:09:59,249 --> 00:10:00,166
‫کات ضربتیه!

217
00:10:00,708 --> 00:10:03,169
‫- من رو یادته ریک؟
‫- این یکی دیگه کیه؟

218
00:10:03,253 --> 00:10:08,174
‫بنده «پیچش داستانی» هستم.
‫پنجمین عضو «شش خودارجاع»ـم.

219
00:10:08,258 --> 00:10:11,636
‫- ششمین عضوتون کیه؟
‫- پیچش داستانیش همینه مورتی. خودتی.

220
00:10:11,719 --> 00:10:12,845
‫- چی؟
‫- ولش کن مورتی.

221
00:10:12,929 --> 00:10:14,389
‫پیچش داستانیش اینه
‫که عضو ششمی ندارن...

222
00:10:14,472 --> 00:10:17,141
‫- و به همه همین رو می‌گه.
‫- در هر صورت، دیگه گرفتیمتون.

223
00:10:17,225 --> 00:10:20,603
‫نمی‌تونین بدون پیچش داستانی فرار کنین،
‫پیچش‌ها هم تحت کنترل من هستن.

224
00:10:20,687 --> 00:10:23,856
‫کل پیچش‌ها تحت کنترل نیستن «پیچش داستانی».
‫من هم الان پیچشی ایجاد می‌کنم.

225
00:10:23,940 --> 00:10:25,400
‫امکان نداره! چی می‌شه؟

226
00:10:26,651 --> 00:10:29,070
‫آفرین! انگار خودم نفهمیده بودم.

227
00:10:30,780 --> 00:10:32,490
‫خاک بر سرم.

228
00:10:34,075 --> 00:10:35,660
‫- احسنت مورتی!
‫- دارم خودم رو وقف می‌دم!

229
00:10:35,743 --> 00:10:36,828
‫می‌تونیم از این طریق فرار کنیم.

230
00:10:36,911 --> 00:10:39,872
‫تو سلولی از جنس ورزش حبسش کردن،
‫آخه نقطه عکس داستانه.

231
00:10:39,956 --> 00:10:42,750
‫- اگه بدونم کیه، ناراحت نمی‌شم؟
‫- اسمش «برت ماسبق»ـه.

232
00:10:42,834 --> 00:10:45,628
‫می‌تونه کاری کنه که شرایط
‫از پایه تغییر کنه.

233
00:10:45,712 --> 00:10:48,423
‫گمون کنم همون تداوم ماسبق باشه.
‫ولی اسمش «برت ماسبق»ـه؟

234
00:10:48,506 --> 00:10:51,175
‫چرا همون تداوم ماسبق نیست؟

235
00:10:51,259 --> 00:10:54,012
‫هست.
‫الان دیگه از اولش همین بوده.

236
00:10:54,929 --> 00:10:57,140
‫مواظب باش مورتی.
‫نزدیکش نشو که تداوم ماسبقی نشی.

237
00:10:57,223 --> 00:10:58,641
‫باید قبول کنه کمکمون کنه.

238
00:10:58,725 --> 00:11:00,810
‫ریک. تو که همیشه بهم اعتماد داشتی.

239
00:11:00,893 --> 00:11:02,854
‫بدک نبود.
‫ببین چی می‌گم.

240
00:11:02,937 --> 00:11:05,148
‫کاری می‌کنی که من و مورتی
‫اصلا نیومده باشیم اینجا.

241
00:11:05,231 --> 00:11:08,276
‫وقتی از اول نیومده باشیم اینجا،
‫من از راه دور با این آزادت می‌کنم.

242
00:11:08,651 --> 00:11:09,777
‫هدفم چیه؟

243
00:11:09,861 --> 00:11:11,612
‫باید صبر کنی تا بهت بگم اهرمه رو بکشی.

244
00:11:11,696 --> 00:11:13,072
‫حتما شوخیت گرفته.

245
00:11:13,156 --> 00:11:16,701
‫ریک، اگه همین الان آزادم نکنی،
‫می‌تونم کاری کنم شرایط زندگیت...

246
00:11:16,784 --> 00:11:18,453
‫از همون اول خیلی بد باشه.

247
00:11:18,536 --> 00:11:19,579
‫داری تهدیدم می‌کنی کیری خان؟

248
00:11:19,662 --> 00:11:21,706
‫- همون‌جا بمیر.
‫- ریک.

249
00:11:22,749 --> 00:11:25,251
‫می‌دونی چیه «ماسبق»؟
‫حرفم رو فراموش کن، ما همیشه رفیق بودیم.

250
00:11:25,585 --> 00:11:26,502
‫بامزه بود.

251
00:11:27,628 --> 00:11:30,048
‫آروم باش «ماسبق». یادت باشه
‫که بهت لیوان قهوه داده بودم.

252
00:11:30,750 --> 00:11:31,131
‫[بهترین اسیر دنیا]

253
00:11:31,132 --> 00:11:33,593
‫همیشه می‌شد تو رو با قهوه کشت.

254
00:11:36,304 --> 00:11:37,764
‫نقشه جدید ریختم.
‫باز هم فرار کنیم.

255
00:11:38,139 --> 00:11:42,060
‫- پیچش داستانی از این قراره...
‫- که از بدو تولد استخون نداشتی.

256
00:11:43,895 --> 00:11:44,812
‫کاش دیگه نبینمت!

257
00:11:46,481 --> 00:11:48,900
‫از اولش هم هیچی
‫خارج از این دژ وجود نداشته.

258
00:11:48,983 --> 00:11:50,943
‫- امان از دستت!
‫- این دژ هم...

259
00:11:51,027 --> 00:11:54,155
‫از اولش یه پرتقال بوده!

260
00:11:57,492 --> 00:11:59,744
‫- نقشه‌ات حرف نداشت ریک.
‫- اصلا مخالفت نمی‌کنم مورتی،

261
00:11:59,827 --> 00:12:01,412
‫بدجوری به گامون دادم.

262
00:12:05,732 --> 00:12:08,109
‫- دردم میاد.
‫- خیلی وقته که دیوار چهارم رو شکوندیم.

263
00:12:08,193 --> 00:12:09,652
‫به زودی دیگه واقعی نخواهیم بود.

264
00:12:09,986 --> 00:12:13,448
‫به کشتنمون دادی ریک.
‫حتما باید از فراروایت متنفر می‌بودی.

265
00:12:14,532 --> 00:12:17,827
‫مورتی، در دفاع از خودم بگم
‫که به نظرم موافق باشی نفرتم بی‌دلیل نیست.

266
00:12:19,078 --> 00:12:23,374
‫اصلا حقمون نبود این‌جوری بمیریم.

267
00:12:28,129 --> 00:12:29,964
‫مرگ استانه‌ای است.

268
00:12:35,345 --> 00:12:38,139
‫- چی شد؟
‫- کفاره دادین.

269
00:12:38,848 --> 00:12:41,976
‫- شما کی هستین؟
‫- من جوزف کمبل هستم. سوپ می‌خوری؟

270
00:12:42,602 --> 00:12:45,688
‫چیزی نمونده بود که نخوام بیام،
‫آخه فامیلیم کمبله،

271
00:12:46,022 --> 00:12:48,691
‫ولی بعدش با خودم گفتم به فکر آینده نباش
‫و دنبال سعادت خودت باش جو.

272
00:12:48,775 --> 00:12:51,653
‫چطوری اینجایی؟
‫«تداوم ماسبق» گفته بود هیچی وجود نداره.

273
00:12:51,736 --> 00:12:54,107
‫یه سری از خصوصیات
‫داستان‌های اساطیری همیشه ثابتن.

274
00:12:54,131 --> 00:12:55,907
‫همیشه پیرمردی با سوپ
‫تو داستان هست.

275
00:12:56,324 --> 00:12:58,243
‫یه داستان مثال بزنین که نباشه.

276
00:12:58,952 --> 00:13:00,495
‫- «جک و لوبیای سحرآمیز».
‫- «خاطرات بسکتبال».

277
00:13:00,578 --> 00:13:02,205
‫- کل فیلم‌های «ماتریکس».
‫- کل فیلم‌های تاریخ.

278
00:13:02,288 --> 00:13:04,290
‫خیلی‌خب، لزومی نداره از خودم
‫مقابل شما دفاع کنم.

279
00:13:04,374 --> 00:13:05,667
‫سوپ من کو؟

280
00:13:06,292 --> 00:13:09,295
‫«آنچه گذشت خان»؟
‫این عوضی واسه چی اینجاست؟

281
00:13:09,379 --> 00:13:11,548
‫تو هم در حد خودش عوضی هستی دوست عزیزم.

282
00:13:11,631 --> 00:13:13,883
‫شخصیت‌های فراروایی
‫عامل فرسایش حقایق دنیان.

283
00:13:13,967 --> 00:13:16,135
‫ولی کل شخصیت‌ها فراروایی‌ان ریک.

284
00:13:16,219 --> 00:13:20,557
‫همه‌مون از هرج و مرج تغذیه می‌کنیم
‫و و غذای خودشیم، عین نوزادی می‌مونیم...

285
00:13:20,640 --> 00:13:23,560
‫که تو قایق نجاتی پر از چنگال،
‫سینه معتاد شیشه‌ای رو می‌خوره.

286
00:13:23,643 --> 00:13:26,646
‫- فهمیدم باید چیکار کنی ریک.
‫- تاریخچه مرورگر کمبل رو پاک کنم؟

287
00:13:26,729 --> 00:13:28,439
‫به «آنچه گذشت خان» اعتماد کن.

288
00:13:28,940 --> 00:13:30,775
‫می‌تونی با آنچه گذشت
‫کاری کنی برگردیم خونه؟

289
00:13:32,068 --> 00:13:35,113
‫- قطعا مایه خوشحالیه.
‫- آره، شک ندارم.

290
00:13:35,196 --> 00:13:39,742
‫ریک نمی‌تونه عوض بشه مورتی.
‫می‌شه گفت تغییر، در حکم کریپتونایتشه.

291
00:13:39,826 --> 00:13:43,663
‫البته خودش عین سوپرمن قوی نیست،
‫می‌شه گفت بی‌خایه است.

292
00:13:44,289 --> 00:13:45,248
‫بریم تو کارش.

293
00:13:46,958 --> 00:13:48,710
‫آنچه گذشت.

294
00:13:49,252 --> 00:13:50,962
‫- بلندش کن! بلندش کن!
‫- وای پسر.

295
00:13:51,588 --> 00:13:54,549
‫- داشت به کشتنش می‌داد.
‫- خیلی‌خب، حس بدی بهم دست داد...

296
00:13:54,632 --> 00:13:56,426
‫که تحت فشارت گذاشتم
‫تا امتحان کنی.

297
00:13:56,509 --> 00:13:58,386
‫- بهم گفتی بی‌خایه!
‫- گفتم حس بدی دارم دیگه!

298
00:13:59,095 --> 00:14:03,141
‫این نقشه ناحیه‌ای
‫مملو از سنگ معدن رواییه.

299
00:14:03,600 --> 00:14:04,893
‫امیدوارم موفق باشین.

300
00:14:04,976 --> 00:14:08,062
‫زودتر بکن مورتی! حاضر بودم کمکت کنم،
‫ولی چون مخترع، نباید دستم تاول بزنه.

301
00:14:08,146 --> 00:14:09,522
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- چندین سال طول می‌کشه.

302
00:14:09,606 --> 00:14:10,940
‫می‌تونین تو کلبه جنگلی من ساکن بشین.

303
00:14:11,024 --> 00:14:13,610
‫- فقط بعد از تاریکی در رو باز نکنین.
‫- واسه چی؟

304
00:14:13,693 --> 00:14:15,695
‫بیاین بیرون ببینم یهودی‌های کمونیست!

305
00:14:15,778 --> 00:14:17,614
‫وای. شاید واقعا الکلی نیستم.

306
00:14:17,697 --> 00:14:20,408
‫- دقیقا، موافقم.
‫- کپی‌های تخمی «بازگشت به آینده».

307
00:14:21,534 --> 00:14:23,202
‫- آماده شد.
‫- ریک، بهتره من بمونم.

308
00:14:23,286 --> 00:14:24,579
‫- واسه چی؟
‫- آخه باردارم.

309
00:14:24,662 --> 00:14:25,872
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- کار اون نبود ریک!

310
00:14:25,955 --> 00:14:27,624
‫- پس کار کی بود؟
‫- کار من بود.

311
00:14:27,707 --> 00:14:31,127
‫اصلا نرفته بودم. ولی باید خیال می‌کردین
‫کل این اتفاقات رخ داده که اون رو بسازی.

312
00:14:31,210 --> 00:14:34,130
‫- یعنی می‌تونم از تیتراژ ردش کنم؟
‫- اگه محکم بچسبی، می‌تونی.

313
00:14:34,213 --> 00:14:36,132
‫ریش و بچه تو شکمم چی می‌شه؟

314
00:14:36,215 --> 00:14:37,467
‫بی‌خیالشون شو.

315
00:14:37,550 --> 00:14:39,427
‫- ممنون «آنچه گذشت خان».
‫- ریک، وقتی رفتین خونه،

316
00:14:39,510 --> 00:14:42,096
‫عین فصل یک،
‫ماجراجویی‌های کلاسیک داشته باشین.

317
00:14:42,180 --> 00:14:44,807
‫حالم از این نقد تخمی به هم می‌خوره،
‫اصلا یعنی چی؟

318
00:14:48,650 --> 00:14:52,050
‫«ریک و مورتی»

319
00:14:53,399 --> 00:14:55,652
‫خب. برای آخرین بار می‌پرسم.
‫انگیزه من چیه؟

320
00:14:56,235 --> 00:14:59,989
‫دنبال انگیزه‌ای. این دستگاه
‫انگیزه کل مردم دنیا رو تخلیه می‌کنه.

321
00:15:00,073 --> 00:15:01,699
‫حرف نداره. تأیید می‌کنم.
‫روشنش کن.

322
00:15:05,620 --> 00:15:08,456
‫گمون کنم داره جواب می‌ده.
‫ایول، حسش می‌کنم!

323
00:15:08,539 --> 00:15:11,125
‫بالاخره یه کارم واقعا داره
‫رو کسی تأثیر می‌ذاره!

324
00:15:15,338 --> 00:15:16,381
‫دیگه نمی‌خوام کار کنم.

325
00:15:16,464 --> 00:15:19,717
‫من می‌خوام، ولی این‌جوری
‫بهانه گیتار تمرین نکردن دارم.

326
00:15:25,098 --> 00:15:27,517
‫نظرت چیه همین‌جوری یه امتیازی
‫تو برگه امتیازات وارد کنی؟

327
00:15:27,600 --> 00:15:28,685
‫اصلا واسه چی وارد کنیم؟

328
00:15:32,550 --> 00:15:32,980
‫[«جق‌دوست»
‫ثبت‌نام]

329
00:15:32,981 --> 00:15:34,273
‫وایستا ببینم، باید ثبت‌نام کرد؟

330
00:15:34,732 --> 00:15:39,362
‫ایول! حسش می‌کنم!
‫خیلی انگیزه دارم!

331
00:15:39,946 --> 00:15:41,614
‫کلی انگیزه می‌خوام!

332
00:15:44,242 --> 00:15:45,284
‫قصه‌گویی تمومه.

333
00:15:45,952 --> 00:15:48,037
‫- تصمیمش با شما نیست.
‫- بی‌شوخی پافشاری کردی...

334
00:15:48,121 --> 00:15:50,456
‫که انگیزه‌ات پیدا کردن انگیزه باشه؟

335
00:15:50,540 --> 00:15:52,625
‫- فکر خوبیه.
‫- اصلا چنین چیزی نداریم!

336
00:15:52,709 --> 00:15:55,294
‫وقایع خوش‌آیند و ناخوش‌آیند داریم.
‫ما هم به حد کافی یکیشون رو داشتیم.

337
00:15:55,378 --> 00:15:58,589
‫مورتی، تا شخصیت این نویسنده عرقی رو می‌کشم،
‫مجبورش کن دست از کار بکشه.

338
00:15:59,674 --> 00:16:03,136
‫به عمرم این‌قدر واسه
‫نابودی کسی انگیزه نداشتم.

339
00:16:03,219 --> 00:16:05,013
‫آها، من هم انگیزه دارم
‫قند خونم رو کاهش بدم،

340
00:16:05,096 --> 00:16:07,432
‫ولی اگه گفتی کی قراره
‫بعد از شکست دادنت بره تاکو بخوره؟

341
00:16:08,808 --> 00:16:10,393
‫خوش‌هیکلی که هستی، چه فرقی می‌کنه؟

342
00:16:11,853 --> 00:16:13,688
‫- خط سکس داری.
‫- از این عبارت خوشم نمیاد.

343
00:16:13,771 --> 00:16:14,856
‫من نقد کسی رو قبول نمی‌کنم.

344
00:16:19,986 --> 00:16:21,487
‫نمی‌تونی شکستم بدی ریک.

345
00:16:21,571 --> 00:16:24,907
‫- انگیزه من یه میلیون برابر توئه!
‫- انگیزه فروشنده‌های...

346
00:16:24,991 --> 00:16:26,909
‫کیوسک‌های گوشی فروشگاه‌ها هم همین‌قدره.

347
00:16:52,935 --> 00:16:55,772
‫- رنگ موش اشتباهه.
‫- انگار مجوز گرفتن واسه خودت مهمه.

348
00:16:55,855 --> 00:16:57,732
‫راستش، هست.
‫به نظر من خیلی...

349
00:17:04,781 --> 00:17:06,866
‫- از این کارها بلدی؟
‫- باید دنبالش باشی.

350
00:17:07,575 --> 00:17:09,702
‫ای بابا، بس کن دیگه،
‫نمی‌خوام باهات مبارزه کنم.

351
00:17:10,203 --> 00:17:12,622
‫بچه، من نویسنده‌ای‌ام
‫که اثری موفق داشته،

352
00:17:12,705 --> 00:17:13,790
‫پس اگه می‌خوای بی‌خیالش بشم،

353
00:17:13,873 --> 00:17:15,917
‫یا باید کمربند مشکی داشته باشی،
‫یا ممه‌های خفن.

354
00:17:16,000 --> 00:17:19,504
‫- آها، هیچ‌کدومشون رو ندارم.
‫- من از نظر روایات اساطیری، جفتش رو دارم.

355
00:17:19,587 --> 00:17:22,465
‫- جوزف کمبل؟
‫- آها، بدک نبود. ایشون که دهه هشتاد مُرده.

356
00:17:22,548 --> 00:17:24,759
‫فقط خودت من رو می‌بینی
‫و صدام رو می‌شنوی مورتی.

357
00:17:24,842 --> 00:17:26,761
‫- کافیه هر چی بهت می‌گم، تکرار کنی.
‫- باشه.

358
00:17:28,346 --> 00:17:32,809
‫جناب، صرفا چون می‌خواین خلاق باشین،
‫به موفقیت اثرتون افتخار می‌کنین،

359
00:17:32,892 --> 00:17:36,562
‫ولی خلق آثار از طریق ترفند،
‫تکنولوژی و توزیع عملی نیست.

360
00:17:36,646 --> 00:17:38,022
‫حتی از طریق زحمت هم عملی نیست.

361
00:17:38,397 --> 00:17:40,797
‫راستش، خلاقیت شباهت زیادی
‫به بیماری روانی داره...

362
00:17:40,821 --> 00:17:42,568
‫و تا حد زیادی
‫باهاش همپوشانی داره.

363
00:17:42,652 --> 00:17:45,780
‫اکثر افراد بااستعداد خودکشی می‌کنن
‫و همه‌شون بدبختن.

364
00:17:45,863 --> 00:17:48,324
‫موهبت واقعی، بی‌استعداد بودنه،

365
00:17:48,407 --> 00:17:50,493
‫با توجه به فیلم‌نامه گمانیتون
‫واسه «گرین ارو» که خودم دیدمش،

366
00:17:50,952 --> 00:17:53,955
‫- موهبت شما همینه.
‫- امکان نداره دیده باشیش.

367
00:17:54,038 --> 00:17:55,748
‫من جوزف کمبلم.
‫دیدمش.

368
00:17:56,082 --> 00:17:58,584
‫- شخصیت منفیش پیش‌زمینه وقایع بعدی بود.
‫- گفتم دیدمش جن،

369
00:17:58,668 --> 00:18:02,338
‫نگفتم تونستم بیش از پنج صفحه‌اش رو بخونم.
‫مشکلت شخصیت‌های منفیت نیست.

370
00:18:02,421 --> 00:18:04,632
‫مشکلت اینه که وقتی می‌نویسی،
‫خودت شخصیت منفی می‌شی.

371
00:18:05,091 --> 00:18:07,009
‫اگه می‌خوای قهرمان باشی،
‫کافیه دست برداری.

372
00:18:12,850 --> 00:18:13,765
‫[«جق‌دوست»
‫ثبت‌نام]

373
00:18:13,766 --> 00:18:16,018
‫می‌دونی چیه؟
‫شاید واقعا ثبت‌نام کردم.

374
00:18:17,562 --> 00:18:20,022
‫اعتراف کن! بگو من «نیمبوس خان» جدیدم!

375
00:18:23,109 --> 00:18:25,695
‫- عه، ظاهرا نویسنده‌ات دست از کار کشید.
‫- وای، پشم‌هام.

376
00:18:26,612 --> 00:18:29,115
‫الان از انگیزه مبارزه‌ات کاسته شده،
‫یعنی دارم ضعیف‌کشی می‌کنم،

377
00:18:29,198 --> 00:18:30,199
‫ولی حقته.

378
00:18:32,994 --> 00:18:36,122
‫خواهش می‌کنم بذار زنده بمونم.
‫قول می‌دم باحال‌تر بشم.

379
00:18:36,497 --> 00:18:39,375
‫این‌قدر به عناصر روایی تکیه نمی‌کنم،
‫شاید بهتر باشه اسمم رو عوض کنم؟

380
00:18:42,128 --> 00:18:46,382
‫- روسیاهم کردی.
‫- نه‌خیر، خودت روسیاهم کردی.

381
00:18:48,259 --> 00:18:51,637
‫هر چیز خوبی بالاخره تموم می‌شه.

382
00:18:51,721 --> 00:18:54,307
‫هر چیز بدی هم تموم می‌شه،
‫هندونه زیر بغل خودت نذار.

383
00:18:54,640 --> 00:18:57,477
‫جن، جوزف کمبل می‌گه
‫حتما خودت باید بکشیش.

384
00:18:57,810 --> 00:18:59,896
‫وایستا، وایستا، وایستا،
‫جوزف کمبل می‌گه...

385
00:18:59,979 --> 00:19:02,815
‫باید حتما با این عروسک جدید ریک
‫که تعداد محدودی ازش تولید شده...

386
00:19:02,899 --> 00:19:05,902
‫و فقط تو سایت «عروسک ریک دات بیز»
‫به فروش می‌رسه، بکشیش.

387
00:19:05,985 --> 00:19:07,570
‫- عروسک‌هامون محدوده. سریع بخرین.
‫- واقعا؟

388
00:19:08,300 --> 00:19:19,300
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

389
00:19:20,499 --> 00:19:23,169
‫ای خدا، دیگه از ریکی
‫اسباب‌بازی نمی‌خرم.

390
00:19:23,252 --> 00:19:24,754
‫معلومه که جنس عروسک‌هامون خوبه.

391
00:19:30,968 --> 00:19:34,639
‫- مرسی که ما رو زنده برگردوندی ریک.
‫- خب، من ارباب هر دو دنیام مورتی.

392
00:19:37,516 --> 00:19:41,437
‫جوزف کمبل بهم گفت دیگه نباید بنویسم.
‫آخه نباید زحمتی پشتش باشه.

393
00:19:41,520 --> 00:19:43,773
‫باید هر وقت خودش اومد، بنویسم.

394
00:19:43,856 --> 00:19:45,650
‫مثلا عین خودم.

395
00:19:45,733 --> 00:19:48,027
‫من نویسنده‌ام، این هم مداده.
‫نویسنده‌ها با مداد می‌نویسن.

396
00:19:48,110 --> 00:19:49,612
‫خیلی‌خب، اگه مدادی با من بنویسه چی؟

397
00:19:49,695 --> 00:19:52,240
‫مثلا... خیلی‌خب.
‫آها. خیلی‌خب.

398
00:19:52,323 --> 00:19:55,284
‫یه مداد سحرآمیز هست
‫که زندگی نویسنده رو می‌نویسه.

399
00:19:55,368 --> 00:19:59,747
‫پشم‌هام، فیلمه راجع به یه نویسنده است!
‫دوباره نویسنده شدم!

400
00:19:59,947 --> 00:20:01,947
‫«پس از تیتراژ رو از دست ندین»

401
00:20:02,147 --> 00:20:09,147
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

402
00:20:33,573 --> 00:20:36,659
‫من «مرد گرگم به هوایی»ام.
‫زندگیم گرگم به هواست.

403
00:20:37,785 --> 00:20:42,206
‫خودم گرگم. «مرد گرگم به هوایی»ام.
‫«مرد اسم این قسمت»ـم.

404
00:20:42,581 --> 00:20:45,293
‫اصلا فهمیدین چی گفتم؟
‫آره، وقتی قسمتی تموم شد، مواظب باشین،

405
00:20:45,376 --> 00:20:49,005
‫آخه «مرد گرگم به هوایی» میاد!
‫من دیوانه‌ام.

406
00:20:49,422 --> 00:20:54,010
‫«مرد گرگم به هوایی»ام!
‫همه‌تون رو گرگ می‌کنم! می‌زنم دم کونتون.

407
00:20:54,385 --> 00:20:59,015
‫«مرد گرگم به کون هوایی»!
‫دیگه «مرد کون به هوایی»ام!

408
00:20:59,098 --> 00:21:02,184
‫بگیر که اومد، گرگ شدی!
‫ایول، باز هم کتک می‌خوای؟

409
00:21:02,268 --> 00:21:04,687
‫باز هم می‌خوای گرگ بشی آشغال عوضی روانی؟!

410
00:21:04,770 --> 00:21:06,355
‫آخه من «مرد گرگم به هوایی»ام!

411
00:21:07,565 --> 00:21:12,653
‫دلم خیلی واسه همسرم تنگ شده.
‫چه حیف، همینه که هست! «مرد گرگم به هوایی»!
