WEBVTT

00:00.500 --> 00:06.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:07.724 --> 00:11.478
‫وای خدایا، اصلا باورم نمی‌شه،
‫بریم تو کارش!

00:12.563 --> 00:13.480
‫ای وای!

00:15.232 --> 00:18.485
‫شرمنده که مزاحم شدم.
‫باز هم خطر تعقیب دولت رفع شد.

00:18.569 --> 00:21.113
‫ریک، این دیگه چه کاریه؟
‫الان دیگه دراکولای بوقلمون شدی؟

00:21.196 --> 00:22.531
‫مورتی، این «گیم‌پاد عن‌لیسیان»ـه؟

00:22.906 --> 00:24.366
‫راستش، «گیم‌پاد اِکس‌اِل»ـه.

00:24.449 --> 00:26.535
‫می‌گن واقع‌گرایانه‌ترین
‫کنسول بازی تاریخه.

00:26.618 --> 00:28.537
‫- من که برات نخریده بودمش.
‫- مامان فضاییم خریده.

00:28.620 --> 00:30.455
‫آخرهفته عید رو پیشمونه.
‫یادت رفته؟

00:30.539 --> 00:32.207
‫پشم‌هام، در اون صورت بیا بریم،

00:32.291 --> 00:34.084
‫- بیا از اینجا بـ...
‫- شنیدم خودت رو کوبوندی به شیشه بابا،

00:34.167 --> 00:35.174
‫اگه بزنی به چاک،
‫دیگه بابای من نیستی!

00:35.198 --> 00:36.545
‫آره، در حالت عادی می‌گفتم
‫با دریچه سفر نکن.

00:36.628 --> 00:38.171
‫ولی وایستا ببینم،
‫نمی‌تونی سفر کنی.

00:38.922 --> 00:40.257
‫مورتی، از این دید بهش نگاه کن...

00:40.340 --> 00:41.520
‫که زندگی عین خدمات
‫اشتراکی می‌مونه...

00:41.544 --> 00:43.385
‫و روز شکرگزاری هم موعد
‫پرداخت هزینه سالانه خانواده است.

00:43.760 --> 00:45.012
‫وای، آفرین بابا.

00:45.429 --> 00:49.975
‫ریک، شلوار بپوش دیگه.
‫امروز که قوانین خیلی کمی داره.

00:50.058 --> 00:51.101
‫چشم جناب سالار.

00:53.812 --> 00:59.443
‫می‌خوام سخنرانی کنم.
‫امروز روز شکرگزاری و خانواده است.

00:59.526 --> 01:02.279
‫ضمنا، باید به یاد افرادی
‫که دستشون از ما تنگ‌تره باشیم.

01:02.362 --> 01:04.281
‫- خیلی‌خب، به یه موضوع ثابت بپرداز.
‫- به یه موضوع ثابت بپردازم؟

01:04.364 --> 01:06.146
‫می‌شه لطفا یه روز شکرگزاری
‫عادی داشته باشیم؟

01:06.170 --> 01:07.993
‫خب، من که یادمه
‫همه‌شون همین شکلی بودن.

01:08.076 --> 01:09.119
‫نکته خوبی بود.

01:09.828 --> 01:12.372
‫عزیزم، ای بابا، باید تهش بخوریم.

01:12.456 --> 01:13.415
‫- ببخشید!
‫- ببخشید!

01:15.292 --> 01:19.755
‫بگذریم، من بابت همسرم بث،
‫بثی که من رو انتخاب کرد، شکرگزارم.

01:20.255 --> 01:24.426
‫خیلی ازت شکرگزارم
‫و واقعا نمی‌تونم بدون تو زندگی کنم.

01:25.510 --> 01:27.429
‫واقعا جدی می‌گم.
‫اگه بلایی سرت بیاد،

01:27.804 --> 01:30.349
‫یا ترکم کنی، یا بهم خیانت کنی، می‌میرم.

01:31.224 --> 01:33.143
‫جدی می‌گم. احتمالا خودکشی کنم.

01:33.518 --> 01:35.354
‫- خیلی‌خب.
‫- روش خودکشیم رو هم انتخاب کردم.

01:35.437 --> 01:37.230
‫سیم اولین مخلوط‌کنمون خیلی درازه...

01:37.314 --> 01:40.484
‫و اون موقع هنوز فیوز ایمنی نمی‌ذاشتن،
‫خلاصه، وان آب گرم آماده می‌کنم...

01:40.859 --> 01:42.014
‫بعدش هم با مخلوط‌کن
‫معجون درست می‌کنی،

01:42.038 --> 01:43.445
‫سخنران خوبی بود عزیزم.
‫به افتخار شکرگزاری.

01:44.363 --> 01:47.324
‫- به سلامتی آمریکا؟
‫- به افتخار پایان سخنرانیش؟

01:47.407 --> 01:49.368
‫- به افتخار پایان سخنرانیش.
‫- به افتخار پایان سخنرانیش.

01:49.451 --> 01:52.496
‫صرفا جهت شفاف‌سازی بگم:
‫منظورم این بود که خودکشی می‌کنم.

01:52.829 --> 01:54.164
‫- ای خدا.
‫- ای خدا، خودمون فهمیدیم.

02:22.150 --> 02:26.300
‫«ریک و مورتی»

02:26.350 --> 02:27.113
‫«فصل ششم، قسمت سوم»
‫«غریزه بثلی»

02:27.114 --> 02:30.492
‫- شرمنده که جری شوهربازی درآورد.
‫- آره. اصلا دلم واسه این کارها تنگ نشده.

02:30.575 --> 02:33.036
‫خب، تو فکرش بودم که می‌تونی
‫تو اتاق خلوت جری بمونی.

02:33.120 --> 02:35.497
‫نمی‌خواد، تو ماشینم می‌خوابم.
‫عین «تاردیس» می‌مونه،

02:35.580 --> 02:40.043
‫توش بزرگ‌تره. بابا می‌گه تقلید مسخره‌ایه،
‫ولی وانم اصلا چنین حسی القا نمی‌کنه.

02:40.460 --> 02:44.214
‫شاید جام رو باهات عوض کردم...
‫آخ، کمرم.

02:44.297 --> 02:48.176
‫- ردیفش می‌کنم.
‫- ای خدا، حرف نداشت.

02:48.260 --> 02:53.223
‫خب، تو خودمی دیگه.
‫معمولا این بیشتر از همه حالم رو خوب می‌کنم.

02:55.434 --> 02:58.228
‫واقعا عاشق محصولات زهره‌ای هستم.

02:58.311 --> 03:00.522
‫اشکال نداره، من هم موقع تلفظ
‫اسم مزخرفش اذیت می‌شم،

03:00.605 --> 03:02.524
‫ولی می‌تونم ردیفش کنم. بیا.

03:03.700 --> 03:05.100
‫الان دیگه زهره‌ای بلدی.

03:06.100 --> 03:07.900
‫وای خدایا، چه زبون باکلاسیه!

03:07.950 --> 03:09.150
‫ممنون.

03:09.200 --> 03:11.950
‫هر چی می‌خوای بگو. راحت باش.

03:13.200 --> 03:14.650
‫من نمونه بارز...

03:14.700 --> 03:16.100
‫سرلشکری امروزی هستم.

03:18.373 --> 03:20.542
‫خیلی‌خب، به اون سیارک شلیک کن.
‫حالا به اون یکی شلیک کن.

03:21.126 --> 03:23.170
‫حالا یه گلوله تو سر من خالی کن.
‫بازیش آشغاله.

03:23.253 --> 03:25.255
‫نمی‌خواستم چیزی بگم،
‫ولی واقعا انگار خیلی ضایعه.

03:25.338 --> 03:27.549
‫داشتم با خودم می‌گفتم احتمالا
‫واسه اینه واقعا به کلی سیارک شلیک کردیم،

03:27.632 --> 03:28.550
‫بیاین نگاهی به منوش بندازیم.

03:29.134 --> 03:30.510
‫تنظیمات واقع‌گراییش اونجاست.

03:30.594 --> 03:33.430
‫عه، چه باحال. خیلی هم مسخره است.
‫تنظیمات اولیه‌اش رو چهار بود؟

03:33.513 --> 03:34.473
‫رو چند بذاریم؟ رو ده بذاریم؟

03:34.556 --> 03:36.516
‫نه، رو نه بذارین، شوخی کردم.

03:36.600 --> 03:38.477
‫- خفه شو سامر.
‫- خفه شو سامر. بذار رو ده.

03:42.230 --> 03:44.024
‫- این که همونه.
‫- بدتر شد. اِم...

03:44.524 --> 03:48.195
‫نه. درک می‌کنم. خیلی‌خب. واقع‌گرایانه‌تره.
‫اکثر نقاط فضا خالیه.

03:48.278 --> 03:50.572
‫چی؟ چه اهمیتی داره؟
‫پس دارم چیکار می‌کنم؟

03:51.531 --> 03:54.284
‫ظاهرا می‌شه واسه بچه‌ات فیلم بگیری
‫که اگه مردی، تماشاش کنه.

03:54.367 --> 03:56.495
‫فکر بدی نیست،
‫قراره مدت قابل توجهی تو فضا باشی.

03:57.704 --> 03:59.122
‫بهتره فیلم بگیرم.

03:59.206 --> 04:02.459
‫سلام پسرم. اگه این فیلم رو می‌بینی،

04:02.542 --> 04:05.462
‫من در حین جست و جوی یه سیارک
‫از گرسنگی تلف شدم.

04:06.296 --> 04:09.174
‫خیلی مسخره است. معلومه که چون
‫خودتون حس می‌کنین ضایعه،

04:09.257 --> 04:11.051
‫سعی می‌کنین خودتون رو قانع کنین باحاله.

04:11.134 --> 04:13.094
‫سامر، هیچی از فرهنگ بازی سرت نمی‌شه.

04:13.178 --> 04:14.554
‫داداش، به پسرت بگو خیلی دوستش داری.

04:14.638 --> 04:15.931
‫الان می‌گم!

04:25.065 --> 04:27.150
‫معلومه که جفتمون همزمان خوابمون نمی‌بره.

04:27.609 --> 04:29.236
‫کمر جفتمون تخمیه دیگه.

04:29.319 --> 04:31.488
‫- برگرد. حداقل بذار...
‫- ممنون می‌شم.

04:32.405 --> 04:35.242
‫- وای خدایا.
‫- خیلی‌خب، خودم می‌دونم اهل ماساژ نیستیم،

04:35.325 --> 04:38.453
‫ولی الان بهش نیاز داری. آخه وانمود می‌کنی
‫کابوی فضایی خفنی هستی،

04:38.537 --> 04:41.240
‫ولی خودم می‌دونم بلندپرواز
‫کوچولوی ترسویی هستی...

04:41.264 --> 04:43.458
‫که طبق اختلال
‫وسواسی‌جبریت عمل می‌کنی.

04:43.542 --> 04:45.335
‫- خدایا.
‫- آره.

04:45.418 --> 04:47.629
‫ضمنا، باید حواست باشه چیکار می‌کنم،
‫بعدش نوبت خودمه.

04:47.712 --> 04:50.173
‫- کمر خودمه‌ها زنیکه احمق.
‫- ایول.

04:51.091 --> 04:52.008
‫چیه؟

05:00.392 --> 05:02.310
‫- خب، بهتره برم بخوابم.
‫- آره، من هم همین‌طور.

05:06.250 --> 05:07.565
‫[مبارزه خیابونی راه بندازیم!]

05:07.566 --> 05:10.193
‫عه، یعنی تازه از بازی‌های ویدئویی
‫به شدت واقع‌گرایانه خوشت اومد؟

05:10.277 --> 05:12.529
‫شاید تصمیم گرفتم هضم زندگی واقعی
‫فعلا خیلی دشواره،

05:12.612 --> 05:14.573
‫یا شاید هم از تجدید نظر کردن نمی‌ترسم،

05:15.073 --> 05:18.118
‫شاید انعطاف‌پذیری ذهنی
‫از کله‌شق بودن قوی‌تر باشه.

05:18.201 --> 05:21.371
‫چه خوب داغونش کردی سام‌سام.
‫خیلی‌خب، من تو کوچه پشت کتاب‌خونه‌ام.

05:21.454 --> 05:23.456
‫- کتاب‌خونه بالاشهر رو می‌گی یا مرکز شهر؟
‫- پشم‌هام، بالاشهر هم کتاب‌خونه داره؟

05:23.540 --> 05:25.375
‫اشکالی نداره، همون‌جا بمون،
‫گمون کنم دارم به خط قرمز می‌رسم.

05:25.458 --> 05:28.169
‫- بازی «مبارزان خیابانی»ـه؟
‫- «مبارزان خیابانی»ـه، ولی باید...

05:28.253 --> 05:30.320
‫از صبح شروع کنیم و مبارزان
‫باید همدیگه رو پیدا کنن...

05:30.344 --> 05:31.172
‫که بتونن مبارزه کنن.

05:31.256 --> 05:33.508
‫خیلی واقع‌گرایانه است.
‫حتی تضمینی نیست که حتما مبارزه کنن.

05:34.092 --> 05:36.344
‫نواری که داره پر می‌شه، یعنی داریم
‫علت عصبانیتمون رو فراموش می‌کنیم.

05:36.428 --> 05:40.557
‫اگه کسی بازی واقع‌گرایانه‌تری دوست داره،
‫من دارم اصل جنس رو آماده می‌کنم.

05:41.224 --> 05:45.395
‫اصل جنس بازی‌های واقع‌گرایانه
‫که جورچین باشه رو آوردم.

05:46.605 --> 05:49.566
‫سلام بچه‌ها! من و خودِ فضاییم
‫داریم یه سر می‌ریم منظومه نرمک‌انداز...

05:49.649 --> 05:52.068
‫که بستنی بخریم.
‫طعم خاصی مد نظرتون نیست؟

05:52.152 --> 05:52.611
‫- وانیلی می‌خوام!
‫- وانیلی می‌خوام!

05:52.694 --> 05:56.156
‫واسه چی باید واسه یه بستنی
‫این همه راه تا فضا برین؟

05:56.239 --> 05:58.408
‫جوانه‌های چشایی نرمک‌اندازی‌ها
‫از انسان‌ها کمتره،

05:58.491 --> 06:00.243
‫بستنیشون در حکم تخت بیمارستانه،

06:00.327 --> 06:02.412
‫طرز تهیه‌اش به شکلیه که آدم زحمت خاصی نکشه
‫و خودش کل زحمات رو متقبل بشه.

06:02.829 --> 06:04.080
‫خیلی‌خب، زود میایم.

06:04.456 --> 06:08.168
‫من اول کل قطعات آسمون رو جدا می‌کنم.
‫روش سریش همینه.

06:08.251 --> 06:09.502
‫- وای، پشم‌هام، شروع شد زنیکه!
‫- وای پشم‌هام، بالاخره اومدی!

06:09.586 --> 06:12.213
‫- الان کونت رو می‌خورم.
‫- عین سگ تو خیابون می‌کشمت!

06:15.550 --> 06:16.551
‫چه خارق‌العاده است.

06:18.136 --> 06:20.096
‫ممنون. خیلی شگفت‌انگیزه.

06:20.430 --> 06:23.016
‫من که خوشحالم لباسی اندازه خودت داشتم.

06:25.226 --> 06:29.105
‫تا نرمک‌انداز چقدر راهه؟
‫ضمنا، چرا همیشه حس می‌کنم ساعت دستمه؟

06:29.189 --> 06:32.317
‫راستش، تو آپارتمان کوچکی تو مدار زمین
‫نیم لیتر بستنی نرمک‌اندازی دارم.

06:32.400 --> 06:35.320
‫- یعنی فرصت داریم.
‫- واسه خودت ایستگاه فضایی داری؟

06:35.654 --> 06:38.448
‫واسه خودمون ایستگاه فضایی داریم.
‫جفتمون یه نفریم‌ها.

06:38.531 --> 06:39.793
‫ولی تفاوت‌هایی داریم.

06:39.817 --> 06:42.535
‫مثلا یکیمون اصلا
‫نمی‌دونه واقعا چه‌جور آدمیه.

06:42.619 --> 06:44.454
‫اشتباه می‌کنی. ولی بیا قراری بذاریم.

06:44.537 --> 06:48.249
‫بیا این‌قدر به هم اعتماد داشته باشیم
‫که وقتی با همیم، به فکر هویت خودمون نباشیم.

06:48.333 --> 06:49.793
‫می‌تونیم هر چی بخوایم به همدیگه بگیم.

06:49.876 --> 06:52.796
‫می‌تونیم حرف‌هایی که رو به هیچ‌کس،
‫حتی به خودمون هم نمی‌زنیم، به هم بگیم.

06:52.879 --> 06:54.631
‫چه حرفی رو به خودمون هم نمی‌زنیم؟

06:55.131 --> 06:58.343
‫مثلا نمی‌گیم «وای، کونم چقدر
‫با این لباس فضانوردی خوشگل شده».

06:58.426 --> 07:00.428
‫جدی می‌گم. زن خوش‌هیکلی هستم.

07:00.512 --> 07:01.763
‫خب، نظر لطفته.

07:02.263 --> 07:06.810
‫من هم به نظر خودم
‫خیلی جذابم.

07:17.404 --> 07:19.072
‫یادمون رفت بستنی بیاریم.

07:21.157 --> 07:24.119
‫می‌خوام باز هم جوری ببوسمت
‫که انگار مجنون و کم سن و سالم.

07:32.585 --> 07:35.171
‫امان از دستت مورتی!
‫نمی‌شه که همین‌جوری دسته‌ام رو برداری.

07:35.255 --> 07:36.339
‫چرا، می‌تونم!
‫مال خودمه.

07:36.673 --> 07:39.384
‫- خیلی‌خب، سام‌سام، بدش به من.
‫- برو واسه خودت دسته بساز،

07:39.467 --> 07:41.136
‫بعضی‌هامون چیز دیگه‌ای دستمون نیست.

07:41.553 --> 07:42.470
‫کیرم دهنتون!

07:43.555 --> 07:46.266
‫خب، چی شد که خودت یهو این‌قدر
‫از بازی‌های ویدئویی واقع‌گرایانه خوشت اومد؟

07:46.349 --> 07:49.269
‫- من که خوشم می‌اومد.
‫- آره، ولی الان عین من خوشت میاد.

07:49.352 --> 07:51.354
‫یعنی انگار نشئه شدم و بهش زل زدم؟

07:51.938 --> 07:53.648
‫قضاوت نمی‌کنم،
‫صرفا متوجه حالت شدم.

07:53.732 --> 07:56.443
‫آره، معمولا کمی زودتر از من
‫متوجه وقایع می‌شی.

07:56.526 --> 07:57.861
‫ولی تو هم بالاخره متوجه می‌شی.

07:57.944 --> 08:00.363
‫الان هم جفتمون می‌تونیم
‫با همدیگه متوجه نباشیم، ایول.

08:00.447 --> 08:01.531
‫وای خدایا، بث؟!

08:02.365 --> 08:03.783
‫مگه نگفته بودی بستنی می‌خری؟

08:04.659 --> 08:08.538
‫- حتما تو...
‫- ماشینه! تو ماشین جا موند.

08:08.621 --> 08:11.416
‫خیلی‌خب، خوبه، آخه در غیر این صورت
‫خیلی عجیب می‌شد.

08:11.499 --> 08:13.543
‫نگرانم که وقایع بیش از پیش به چشم بیان.

08:13.626 --> 08:15.879
‫تازه، اگه خودکشی کنه،
‫مجبوریم بابای جدیدی پیدا کنیم.

08:16.254 --> 08:17.547
‫امان از دستت سامر!

08:21.551 --> 08:24.846
‫- سلام بابا. چیکار می‌کنی؟
‫- دارم دسته می‌سازم.

08:25.221 --> 08:27.324
‫این گونه نهنگ بیونیک فضایی
‫سیم‌کشی کربنی داره،

08:27.348 --> 08:28.558
‫واسه بازی راحت حرف نداره.

08:29.267 --> 08:30.560
‫جهت اطلاعت بگم که نمی‌کشمش.

08:30.643 --> 08:33.521
‫صرفا دارم مری بهتری براش می‌ذارم.
‫پولی هم نمی‌گیرم.

08:33.605 --> 08:36.399
‫باید ازم ممنون باشه.
‫تو ذهنش هم واقعا ممنونه.

08:36.483 --> 08:38.568
‫اون موجودات قدرت دورآگاهی دارن بث،
‫تو خواب با آدم صحبت می‌کنن.

08:39.652 --> 08:42.614
‫دستگاه کپی‌سازت
‫بستنی منظومه نرمک‌انداز هم می‌سازه؟

08:42.947 --> 08:45.825
‫کپی‌سازی بستنی منظومه
‫نرمک‌انداز رو می‌خوای چیکار دغل‌باز خانم؟

08:45.909 --> 08:49.579
‫خیلی مسخره است، با بث فضایی رفته بودیم
‫بستنی بخریم، ولی این‌قدر بهمون خوش گذشت...

08:49.662 --> 08:52.457
‫که یادمون رفت بستنی بخریم.
‫خیلی مسخره است، مگه نه؟

08:52.540 --> 08:55.335
‫- واقعا داری سوال می‌کنی؟
‫- ممکنه؟

08:55.418 --> 08:56.377
‫بیا اینجا، این کوچولو رو نگه دار.

08:57.295 --> 08:58.588
‫مبحث پدر بی‌نهایت رو پیش کشیدی.

08:58.671 --> 09:00.632
‫من بی‌نهایت بار خودم رو تو فضا دیدم...

09:00.715 --> 09:04.511
‫بی‌نهایت اتفاقات تخمی رخ می‌ده.
‫به قول خودت، از یاد بردن بستنی هم رخ می‌ده.

09:04.594 --> 09:08.348
‫- تو هم... یادت رفته بود بستنی بخری؟
‫- وقتی مست‌تر بودم سین جیمم کن.

09:08.431 --> 09:10.600
‫فعلا هم نگران مسخره بودن وقایع نباش.

09:10.683 --> 09:14.604
‫- به قول بچه‌ها به فکر خودت باش.
‫- مرسی. خیلی ممنون بابا.

09:14.687 --> 09:15.939
‫ولی مسئله‌ای رو به خاطر داشته باش.

09:16.314 --> 09:18.942
‫فقط بستنی خودت رو از یاد نبردی.
‫بستنی کل خانواده‌ات رو از یاد بردی.

09:19.025 --> 09:21.486
‫اگه بیش از حد از یاد ببریش،
‫کم‌کم باید مخفی‌کاری کنی.

09:21.569 --> 09:24.906
‫- اون‌وقت جناب‌عالی مخالف مخفی‌کاری هستی؟
‫- مخالف باشم؟ نه بابا. مخفی‌کاری حرف نداره.

09:25.323 --> 09:28.910
‫مثلا از اولش نیم لیتر بستنی نرمک‌اندازی
‫تو یخچالم داشتم.

09:28.993 --> 09:30.912
‫مال خودت. منظورم اینه
‫که دروغ‌های آدم رو هم انباشته می‌شن.

09:31.287 --> 09:33.957
‫عین بدهی کارت اعتباری می‌مونه.
‫آدم با حفظ نقدینگیش ردیفش می‌کنه.

09:34.666 --> 09:38.545
‫فهمیدم. خب، به نظر من
‫که تراکنش مالی ساده‌ای بیش نبود.

09:39.504 --> 09:40.922
‫خوش گذشت. الان هم تموم شد.

09:48.513 --> 09:50.306
‫کدوم کالکین رو از همه بیشتر دوست داری؟

09:50.390 --> 09:51.307
‫- کیرن!
‫- کیرن!

09:51.891 --> 09:52.851
‫کدوم آهنگ بریتنی رو
‫بیشتر از همه دوست داری؟

09:52.934 --> 09:53.852
‫- «بلرزون زنیکه»!
‫- «بلرزون زنیکه»!

09:53.935 --> 09:54.936
‫درمان خماری محبوبت چیه؟

09:55.019 --> 09:55.895
‫- دوباره مشروب بخورم...
‫- دوباره مشروب بخورم...

09:55.979 --> 09:57.522
‫و «هیومنز ویکلی» ببینم
‫و از لذت بردنم شرمنده بشم.

10:02.569 --> 10:05.655
‫من به بابا گفتم.
‫یعنی لزومی نداشت بگم. خودش می‌دونست.

10:06.072 --> 10:08.366
‫لابد یکی از دلایلی که لازم نبود
‫بهش بگی، همین بود.

10:10.952 --> 10:11.995
‫چی گفت؟

10:12.078 --> 10:14.414
‫رمزی صحبت کردیم،
‫گمون کنم گفت تا وقتی...

10:14.497 --> 10:17.000
‫باعث نشه حس کنیم مدیون
‫افراد حقیرتر شدیم، اشکالی نداره.

10:17.083 --> 10:18.501
‫بابا از همین حرف‌ها می‌زنه دیگه.

10:18.585 --> 10:21.880
‫موظفیم به خانواده‌مون توضیح بدیم؟

10:21.963 --> 10:24.924
‫مجبوریم مدتی که با هم هستیم رو
‫صرف یافتن راه‌حل جلب رضایت دیگران کنیم؟

10:25.008 --> 10:28.970
‫من متأهلم. جفتمون هستیم،
‫ولی من زندگی مشترکمون رو اداره می‌کنم.

10:29.053 --> 10:30.972
‫فرق اصلیمون همینه.

10:31.347 --> 10:33.349
‫خب، قانونی وضع نکردن
‫که مجبور باشی اداره‌اش کنی.

10:34.934 --> 10:40.023
‫چی می‌شه؟ جریان چیه؟
‫یعنی ما عاشق خودمون شدیم؟

10:40.106 --> 10:43.610
‫در این صورت، سالم‌ترین زن جهانیم
‫یا ناسالم‌ترین؟

10:43.693 --> 10:47.572
‫تا حالا کسی بهت نگفته بیش از حد
‫تجزیه و تحلیل می‌کنی؟ البته من که عاشقشم.

10:48.031 --> 10:50.700
‫- اگه لازمه، عشق محسوبش کن.
‫- لازم نیست چیزی محسوبش کنم.

10:51.576 --> 10:56.915
‫- ولی دوست دارم بدونم چقدر دوام میاره.
‫- احتمالا راه‌حل یافتن جوابش رو بلد باشم.

10:57.582 --> 10:58.583
‫- بریم عرشه بدل!
‫- تو راهسرا اتاق بگیریم!

10:58.666 --> 10:59.626
‫راه‌حل تو بهتره.

11:07.675 --> 11:13.014
‫بث! بث خودم! خب، بث «خودم» که نه، ولی...
‫تمومش کردم! تموم شد!

11:14.015 --> 11:17.602
‫بچه‌ها، می‌دونین مامان‌هاتون کجان؟
‫آها، سرتون با «گیم‌پاد»تون گرمه،

11:17.685 --> 11:19.896
‫نگران نباشین،
‫خودم پیداشون می‌کنـ...

11:19.979 --> 11:24.567
‫نه‌خیر! نه بابا، بیا باهامون بازی کن.

11:24.651 --> 11:26.986
‫خیلی‌خب بابا، این منوی بی‌نهایتشه.

11:27.070 --> 11:28.571
‫- چه بدونم.
‫- بیا، بیا،

11:28.655 --> 11:30.406
‫به کنسول می‌گم
‫بازی انتخاب کنه!

11:30.800 --> 11:32.407
‫[مخفی‌سازی رابطه نامشروع]

11:32.408 --> 11:33.493
‫شاید بهتر باشه این یکی رو بازی نکنیم؟

11:33.576 --> 11:34.953
‫واقعا؟ واسه چی؟ ظاهرا باحاله!

11:34.954 --> 11:36.350
‫[هدف این مرحله: به دروغ بگین خیانت نکردین،
‫آخه اگه بفهمه، بچه‌ها رو برمی‌داره...]

11:36.400 --> 11:38.121
‫- [ای وای. شوهرت زودتر اومده خونه...]
‫- آها، خیلی‌خب.

11:38.122 --> 11:42.502
‫پس زنی هستیم که با مردی ازدواج کرده،
‫ولی با زن دیگه‌ای رابطه نامشروع داریم!

11:43.002 --> 11:46.506
‫- خیلی هیجان‌انگیزه.
‫- خیلی هیجان‌انگیزه جر. آفرین.

11:46.589 --> 11:48.508
‫به نظر من که بازیش تک‌نفره است بچه‌ها.

11:55.098 --> 11:58.935
‫شوخیتون گرفته؟!
‫تو عرشه بدلم چه غلطی می‌کنین؟!

12:00.019 --> 12:02.939
‫پشم‌هام، اینجا واسه خودتون
‫«سن‌یونیپرو» راه انداخته بودین؟

12:03.022 --> 12:06.442
‫وای خدایا، بث، خودارضایی
‫با خودارضایی فرق داره‌ها.

12:06.526 --> 12:08.528
‫- ایشه، بابا، بس کن، ببخشید!
‫- تو که تجربه داری پیرمرد.

12:09.487 --> 12:11.114
‫ببینین، به من هیچ ربطی نداره،

12:11.489 --> 12:14.993
‫از رابطه همجنسگرایانه‌تون لذت ببرین.
‫ولی اصلا بلد نیستین مخفی‌کاری کنین.

12:15.076 --> 12:17.453
‫- همه‌مون خبر داریم.
‫- جری هم خبر داره؟!

12:17.537 --> 12:19.622
‫نه، بابا این‌قدر بی‌خبره
‫که همین الان مشغول بازی ویدئویی‌ای...

12:19.706 --> 12:21.082
‫با موضوع رابطه نامشروعه.

12:21.165 --> 12:23.001
‫اگه چنین رابطه‌ای دارین،
‫باید بهش بگین.

12:23.084 --> 12:25.545
‫- خیلی‌خب پسرک، آروم باش.
‫- آروم باش. درست می‌گن.

12:25.628 --> 12:28.131
‫چی رو درست می‌گن؟
‫چون یه عوضی بی‌شعور...

12:28.214 --> 12:31.509
‫ما رو دو قسمت کرده، باید دوبرابر
‫ملاحظه کنیم و دو برابر سرکوب بشیم؟

12:31.593 --> 12:34.887
‫من همین مسخره‌بازی‌ها رو ول کردم.
‫ولی تو رو ول نکردم. تو خودمی.

12:34.971 --> 12:38.975
‫ایشون نسخه‌ای از خودمه که بهتون نمی‌گه
‫کیرم دهنتون. پس بذار خودم بگم. کیرم دهنتون.

12:39.058 --> 12:41.561
‫هر موقع دلش خواست، هر چی خواست
‫به شوهرش می‌گه.

12:41.644 --> 12:43.563
‫شما هم یا باید باهاش کنار بیاین،
‫یا با من دربیفتین.

12:43.646 --> 12:46.024
‫ولی بهتره بدونین
‫کل سلاح‌های «غارتگر» رو دارم.

12:47.650 --> 12:48.651
‫- من که راضی‌ام.
‫- مشکلی نیست.

12:48.735 --> 12:50.611
‫- منصفانه است.
‫- گمون کنم وقتشه بستنی بخوریم.

12:51.237 --> 12:53.114
‫ای بابا، بچه‌ها، دارین می‌بلعینش‌ها.

12:53.531 --> 12:56.909
‫مامان‌هاتون رفته بودن فضا،
‫اصلا بابتش ازشون تشکر کردین؟

12:58.536 --> 13:00.913
‫مرسی که چنین کاری کردین مامان‌ها.

13:00.997 --> 13:02.165
‫خیلی از خود گذشته‌این.

13:02.248 --> 13:05.168
‫هرجوری می‌خواین بستنیتون رو بخورین.
‫هیچ چیز خوبی ابدی نیست.

13:05.350 --> 13:06.850
‫منظورت اینه که از دستت دادم...

13:06.900 --> 13:08.050
‫دخترک زمینی؟

13:08.300 --> 13:10.200
‫منظورت اینه که خودت
‫تا ابد با کسی می‌مونی...

13:10.250 --> 13:11.089
‫سرکش فضایی؟

13:11.090 --> 13:12.991
‫خیلی‌خب، بی‌خیال دیگه،
‫روز شکرگزاریه‌ها،

13:13.015 --> 13:15.553
‫حداقل کاری که از دستمون برمیاد،
‫انگلیسی صحبت کردنه.

13:16.721 --> 13:18.139
‫جری، من با همسرت سکس داشتم.

13:18.514 --> 13:21.601
‫یا شاید خودم همسرت باشم
‫و با کلونِ همخوابه‌ات سکس داشتم.

13:21.684 --> 13:23.102
‫هرکدوم که خودت ترجیح می‌دی.
‫سکس کردیم. خیلی هم خوشمون اومد.

13:26.272 --> 13:28.024
‫بث سانچز واقعا خیلی خوشگله، نه؟

13:29.275 --> 13:31.986
‫- گمون کنم ازش بخوام با هم بریم مراسم رقص.
‫- جری. به خاطر خودت...

13:32.070 --> 13:33.696
‫به بث سانچز نزدیک نشو.

13:33.780 --> 13:37.200
‫- در بدترین حالت می‌گه «نه» دیگه.
‫- نه‌خیر جری. در بدترین حالت می‌گه «باشه».

13:37.575 --> 13:42.038
‫اون زن خیلی ازت سرتره.
‫آره، شاید به خاطر ساده‌لوحیت ازت خوشش بیاد،

13:42.121 --> 13:45.041
‫ولی خیل پرشوره.
‫بالاخره تو رو از پا درمیاره.

13:46.542 --> 13:49.003
‫باید خیلی خوش‌شانس باشم
‫که بث سانچز من رو از پا دربیاره.

13:55.093 --> 13:58.012
‫- این دیگه چه کسشعریه؟!
‫- بابا حشره است! بابا حشره شد!

13:58.096 --> 14:00.932
‫آها، آره. یادم رفته بود نصبش کردم.

14:04.083 --> 14:07.629
‫- جری واسه چی پروتکل خرخاکی گلوله‌ای داره؟
‫- سامانه دفاعی احساسیه.

14:07.712 --> 14:08.963
‫یه شب با جری مست کرده بودم...

14:09.047 --> 14:10.298
‫و گفته بود بزرگ‌ترین خواسته‌اش همینه.

14:10.715 --> 14:12.717
‫من رو مقصر نشمارین،
‫خودم هم می‌خواستم خال‌کوبی بزنم.

14:12.801 --> 14:15.303
‫بگذریم، کاملا سالم و سلامته
‫و اگه بخواد، می‌تونه باز بشه،

14:15.386 --> 14:18.306
‫ولی تقریبا می‌تونه تا ابد
‫تو خواب زمستونی متابولیک بمونه.

14:18.640 --> 14:20.308
‫قدرت باحالیه،
‫مثلا اگه آدم بخواد اکونومی پرواز کنه...

14:20.683 --> 14:23.228
‫یا سامر نظرش رو راجع به
‫«زن شگفت‌انگیز 1984» بپرسه، به درد می‌خوره.

14:23.311 --> 14:25.021
‫- چطوری خنثی کنیمش؟
‫- فقط خودش می‌تونه.

14:25.104 --> 14:27.982
‫هدفش همینه دیگه. امنیت کامل داره.
‫حتی من هم نمی‌تونم معکوسش کنم.

14:28.650 --> 14:29.854
‫اگه سعی کنین به زور بازش کنین...

14:29.878 --> 14:31.653
‫و اعصابش رو خرد کنین،
‫واقعا به شرک تبدیل می‌شه.

14:31.736 --> 14:33.780
‫به روش غم‌انگیز خودش،
‫کنترل زندگیش رو به دست گرفته.

14:33.863 --> 14:37.283
‫جری همیشه همین‌طوریه. ترجیح می‌ده حشره باشه
‫تا بخواد مثل آدم صحبت کنه.

14:37.617 --> 14:39.661
‫اصلا دیدی چطوری مکالمه رو شروع می‌کنی؟

14:39.744 --> 14:41.746
‫شما راجع به مسئولیت‌پذیری صحبت کنین،
‫من هم نشئه می‌کنم...

14:41.830 --> 14:43.164
‫و با بچه‌هاتون بازی می‌کنم.

14:46.250 --> 14:47.900
‫[در جنگلی به هوش می‌آیید.]

14:49.150 --> 14:50.300
‫[از درختی بالا می‌رم.]

14:50.350 --> 14:51.850
‫[از درختی بالا می‌روید.]

14:51.900 --> 14:53.090
‫[باز هم جنگل به چشم می‌خورد.]

14:53.091 --> 14:55.009
‫- پشم‌هام! باز هم جنگل به چشم می‌خوره!
‫- دور و برت رو نگاه کن!

14:55.500 --> 14:57.050
‫[دور و برم رو نگاه می‌کنم.]

14:57.100 --> 14:59.054
‫[نگاهی به اطراف می‌اندازید،
‫باز هم جنگل به چشم می‌خورد.]

14:59.055 --> 14:59.973
‫رفتن سمت شمال رو امتحان کن.

14:59.974 --> 15:00.850
‫[می‌رم سمت شمال.]

15:00.900 --> 15:02.055
‫[به سمت شمال می‌روید. در جنگل هستید.]

15:02.079 --> 15:03.851
‫[سی دقیقه گذشته است.
‫مادرتان در فرودگاه منتظرتان است.]

15:03.852 --> 15:05.144
‫- وای، پشم‌هام.
‫- وایستا ببینم، این دیگه چه کسشعریه؟

15:05.228 --> 15:07.021
‫شاید بهتر باشه باز هم بری سمت شمال؟

15:07.150 --> 15:08.600
‫[باز هم می‌رم سمت شمال.]

15:08.650 --> 15:09.900
‫[باز هم به سمت شمال می‌روید.]

15:09.950 --> 15:11.886
‫[یک ساعت گذشته است.
‫به زودی در فرودگاه غروب می‌شود.]

15:11.910 --> 15:13.235
‫[مادرتان به زودی
‫غرق سایه می‌شود.]

15:13.236 --> 15:16.197
‫- این دیگه چیه؟!
‫- وای خدا، تو سایه چی می‌شه؟

15:16.281 --> 15:17.240
‫جری، عزیزم؟

15:17.323 --> 15:20.952
‫- لطفا اگه صدام رو می‌شنوی، باز شو.
‫- نمی‌خواد باز بشه.

15:21.035 --> 15:23.037
‫دیگه کار از به فکر خواسته خودش بودن گذشته.

15:23.121 --> 15:26.249
‫امان از دستت بث، گولش رو نخور.
‫این که عشق نیست، بهانه‌گیریه.

15:26.332 --> 15:28.833
‫باشه، ولی موقع بهانه‌گیری
‫خودش رو نابود می‌کنه.

15:28.857 --> 15:30.211
‫تو بقیه رو نابود می‌کنی.

15:30.295 --> 15:32.714
‫شاید واسه همین من عاشقشم.
‫نگران می‌شه دیگه.

15:32.797 --> 15:35.300
‫می‌خواد کار درستی بکنه.
‫وقتی نمی‌تونه، خجالت می‌کشه.

15:35.842 --> 15:37.719
‫مگه خودت واسه همین عاشقم نیستی؟

15:37.802 --> 15:41.389
‫می‌خوای عین اون باشم؟
‫می‌خوای خواستگاری کنم؟ تهدید به خودکشی کنم؟

15:41.472 --> 15:45.393
‫نه. من همین‌جوری عاشقتم.
‫تو یه بازی ویدئویی هم تا ابد عاشقت موندم.

15:45.476 --> 15:47.729
‫ولی تو زندگی مشکلاتی پیش میاد.
‫یه سری چیزها خراب می‌شن.

15:48.146 --> 15:50.732
‫من ترجیح می‌دم اون چیزها رو درست کنم،
‫وقتی نتونم هم خیلی به درد نخور می‌شم.

15:51.190 --> 15:53.026
‫- عین شوهرم می‌شم.
‫- نمی‌فهمم.

15:53.109 --> 15:55.069
‫تو خانم خونه‌ای،
‫من هم خانم فضایی‌ام،

15:55.153 --> 15:57.238
‫اون‌وقت تو مدتی باهام ور رفتی
‫و بی‌خیالم شدی؟

15:57.322 --> 15:59.073
‫من که نمی‌خوام فراموشت کنم.

16:00.450 --> 16:02.619
‫من هم نمی‌خوام.
‫مشکلمون همینه.

16:03.453 --> 16:05.663
‫ولی یکی رو می‌شناسیم
‫که موظفه راه‌حلش رو ارائه بده.

16:07.040 --> 16:09.250
‫پشم‌هام، از جنگل خارجش دیم!
‫به چمنزار رسیدیم!

16:09.334 --> 16:11.085
‫برو ببین چه خبره!
‫ببین تو چمنزار چه خبره!

16:11.300 --> 16:12.500
‫[- از جنگل خارج شدید.
‫- می‌رم تو چمنزار.]

16:12.550 --> 16:14.237
‫[وارد چمنزار شدید. دیگر در جنگل نیستید.]

16:14.261 --> 16:16.340
‫[به همین خاطر
‫خون‌آشام‌ها پیروز شدند. پایان.]

16:16.341 --> 16:18.760
‫خون‌آشام؟! وای، بی‌خیال!
‫این که واقع‌گرایانه نیست!

16:18.843 --> 16:21.429
‫مورتی، معلومه خون‌آشام‌های دنیای بازیش
‫تو چمنزار شکار می‌کنن.

16:21.512 --> 16:22.263
‫از کجا می...

16:22.347 --> 16:24.140
‫اطلاعات من هم در حد خودته.

16:24.474 --> 16:27.101
‫تا تکلیفت رو انجام ندی،
‫نمی‌تونی جلوی تلویزیون بشینی بابا.

16:28.061 --> 16:29.771
‫- منظورش چی بود؟
‫- اهمیتی نمی‌دیم.

16:30.104 --> 16:32.273
‫پشم‌هام. شکرگزاری امسال
‫واقعا به بلوغ رسیدی‌ها.

16:32.357 --> 16:35.276
‫اصلا ما چند ساله‌ایم؟
‫یه میلیون شکرگزاری پشت سر گذاشتیم.

16:35.360 --> 16:39.155
‫- می‌شه غیرمنطقی بودن کارتون رو توضیح بدم؟
‫- تو که از دختر خودت کلون ساختی.

16:39.238 --> 16:40.406
‫اصلا این کارم رو از یاد نمی‌برین؟

16:40.490 --> 16:41.157
‫- نه‌خیر.
‫- نه‌خیر.

16:41.240 --> 16:42.742
‫می‌خواین عین «درخشش ابدی»،
‫کل صحنه‌های پورن...

16:42.825 --> 16:45.078
‫«کثرت»مانندتون رو از ذهنتون پاک کنم؟

16:45.161 --> 16:46.204
‫- آره. همین رو می‌خوایم.
‫- همین‌طوره.

16:46.287 --> 16:49.207
‫ولی کل اطرافیانتون، از پدرتون گرفته
‫تا شوهر دیوثتون...

16:49.290 --> 16:52.418
‫تا بچه‌های خسته و کوفته‌تون
‫با کمال میل بارش رو در سکوت به دوش می‌کشن،

16:52.502 --> 16:54.462
‫آخه ترجیح می‌دن چنین کاری کنن
‫تا با حقیقت روبه‌رو بشن،

16:54.545 --> 16:56.464
‫شما هم اهمیتی نمی‌دین،
‫آخه بهتون ربطی نداره.

16:56.547 --> 16:59.133
‫- توضیح واضحاتت حرف نداشت بابا.
‫- انگار خودش یه عمر تجربه...

16:59.217 --> 17:00.218
‫خودخواهی و بی‌شعوری داره.

17:02.350 --> 17:03.400
‫دلم برات تنگ می‌شه.

17:03.850 --> 17:04.900
‫امیدوارم نشه.

17:05.056 --> 17:06.474
‫وقتی تهش به نتیجه نرسید،
‫دوباره عاشق هم شدین...

17:06.849 --> 17:08.309
‫و به خاطر کمک کردنم
‫بهم حمله کردین،

17:08.393 --> 17:10.478
‫به دروغ بهتون می‌گم چندین ساعت
‫سعی کردم منصرفتون کنم.

17:10.561 --> 17:11.479
‫ولی در واقع برام مهم نیست.

17:12.063 --> 17:14.983
‫- سه، دو...
‫- امان از دستتون، بزرگ شین دیگه.

17:15.066 --> 17:16.192
‫- جری! باز شدی!
‫- این دیگه چه کاریه؟

17:16.275 --> 17:18.027
‫پیچش داستان رخ داد،
‫«امداد غیبی شوهر» رسید.

17:18.111 --> 17:20.321
‫به خاطر راحتی من
‫خودتون رو لوبوتومی نکنین.

17:20.405 --> 17:24.117
‫شاید مرد گنده باشم، ولی بچه هم هستن،
‫بچه‌هام هم مسئولیت درد و رنج دیگران رو...

17:24.200 --> 17:27.161
‫قبول نمی‌کنن. نباید می‌گفتم
‫اگه ترکم کنی...

17:27.245 --> 17:28.496
‫خودکشی می‌کنم.
‫دروغ گفته بودم.

17:29.080 --> 17:32.333
‫فقط وسایلم رو جمع می‌کنم
‫و وقتی دارم با وای‌فای «استارباکس»...

17:32.834 --> 17:34.085
‫دنبال کار می‌گردم، گریه می‌کنم.

17:34.168 --> 17:38.006
‫خلاصه، شما دو تا می‌تونین به یه ربات بگین
‫ازدواج کلون‌های همجنس‌گرا رو برگزار کنه...

17:38.089 --> 17:41.134
‫و رو ماه همدیگه رو انگشت کنین
‫و کیر کوچولوی غیرعادیم رو...

17:41.217 --> 17:44.178
‫- به زبون فرانسوی مریخی مسخره کنین!
‫- جری، وایستا.

17:49.517 --> 17:53.521
‫- جری، با عصبانیت نرو.
‫- سوار بر برگ لاله مردابی برم؟

17:53.604 --> 17:57.275
‫چون همسرم با خودش بهم خیانت کرده،
‫باید اعتماد به نفسم دوبرابر بشه؟

17:57.358 --> 18:00.153
‫- این که اصلا خیانت نیست.
‫- عه، اومدی کمک کنی؟ کارت افتضاحه.

18:00.236 --> 18:02.238
‫تو که اصلا نمی‌دونی
‫کدوممون همسر واقعیت هستیم.

18:02.321 --> 18:04.365
‫اگه من باشم، یعنی تو داشتی
‫با یه کلون بهم خیانت می‌کردی؟

18:04.449 --> 18:06.034
‫من کلون نیستم، ولی پر بیراه نمی‌گه.

18:06.117 --> 18:09.537
‫چه مکالمه عصبانی‌کننده‌ای.
‫اگه قبل از این که شما دو نفر...

18:09.620 --> 18:12.206
‫که واقعا هم دو نفرین،
‫در حین مسخره کردن کیر کوچولوی...

18:12.290 --> 18:16.377
‫غیرعادی من، کلی همدیگه رو ارضا می‌کردین
‫حرفش رو پیش می‌کشیدیم، خیلی خوب می‌شد.

18:16.461 --> 18:18.963
‫جری، کسی جز خودت
‫کوچولو و غیرعادی خطابش نمی‌کنه.

18:19.047 --> 18:21.215
‫خب، جفتتون شاهدش بودین دیگه!
‫جفتتون شاهد بدن همدیگه هم بودین...

18:21.299 --> 18:23.551
‫و الان می‌خواین با جزئیات برام تعریف کنین،
‫ولی دیگه کار از کار گذشته.

18:24.093 --> 18:26.806
‫وای خدایا. چون پای خودت
‫وسط بوده دلخور نیستی.

18:26.830 --> 18:28.181
‫چون وسط نبوده دلخوری.

18:28.264 --> 18:30.308
‫می‌خواست مجوز عشقمون رو صادر کنه.

18:30.391 --> 18:33.269
‫خیلی‌خب، اگه به شوهرتون هم خبر بدین
‫که «سرگذشت ندیمه» نمی‌شه.

18:33.352 --> 18:35.229
‫جهت اطلاعت باید بگم موافقم،
‫اشتباه کردیم.

18:35.313 --> 18:37.873
‫آخه باید متوجه می‌شدیم
‫کنترلمون از دستمون خارج شده...

18:37.897 --> 18:39.567
‫و می‌رفتیم پیش
‫جری خان سکس‌بلد...

18:39.650 --> 18:43.154
‫و می‌گفتیم «وای جری، خواهش می‌کنم،
‫می‌شه از خودم لب بگیرم؟»

18:43.237 --> 18:44.197
‫آره، می‌شه.

18:44.906 --> 18:48.201
‫دیدین؟ وقتی کارتون مورد تأیید باشه
‫دیگه اون‌قدر جذاب نیست خونه‌خراب‌کن‌ها.

18:48.284 --> 18:51.579
‫- عه، یعنی از این کار لذت نمی‌بریم؟
‫- خب، وایستا، وایستا، خیلی غیرعادیه.

18:52.080 --> 18:53.247
‫هم غیرعادیه، هم مورد تأییده.

18:53.331 --> 18:55.416
‫- وایستا ببینم، تو خوشت میاد؟
‫- چه فرقی می‌کنه میاد یا نه؟

18:55.500 --> 18:57.251
‫- واسه من فرق می‌کنه.
‫- ممکنه خوشم بیاد،

18:57.335 --> 19:00.254
‫- اگه خودش هم خوشش بیاد، مورد تأییدمه.
‫- ای مردک منحرف.

19:00.338 --> 19:03.382
‫- تو که از مردک‌های منحرف خوشت میاد.
‫- از تحقیر کردن مردک‌های منحرف خوشم میاد.

19:03.466 --> 19:07.428
‫- مورد تأییدمه. ادامه بدین.
‫- از شدت جذابیت کارمون وحشت کردم.

19:07.512 --> 19:10.556
‫- چنین کاری مورد تأییده؟
‫- تا اطلاع ثانوی مورد تأییده.

19:10.640 --> 19:13.142
‫- خیلی خوشم میاد.
‫- پس از این به بعد مورد تأییده.

19:13.226 --> 19:16.562
‫آخه علایقتون یکسانه.
‫آخه کرمی بیش نیستی.

19:16.646 --> 19:18.272
‫ارزیابیت مورد تأییده.

19:18.356 --> 19:21.025
‫- نمک رو بهم می‌دی؟
‫- ای بابا.

19:21.359 --> 19:23.444
‫- این کار مورد تأیید منه.
‫- خب، پس الزامی شد.

19:23.528 --> 19:25.113
‫لزومش مورد تأییدمه.

19:25.196 --> 19:26.572
‫- تو برو اونجا.
‫- فکر خوبیه.

19:26.656 --> 19:30.076
‫- خیلی‌خب. عزیزم؟
‫- اگه تو مشکلی نداری، من هم ندارم.

19:30.159 --> 19:33.579
‫- تو که همیشه مشکل داری، خفه شو.
‫- خیلی‌خب، ولی... خیلی‌خب.

19:34.205 --> 19:37.291
‫- تصور نمی‌کردم این شکلی باشه، ولی...
‫- من که فعلا شکایتی ندارم.

19:37.375 --> 19:40.169
‫- آخه می‌دونم از چی خوشت میاد.
‫- با حرفت مخالف نیستم.

19:40.545 --> 19:43.464
‫- می‌شه پیشنهادی بدم؟ نظرتون چیه...
‫- جدی می‌گی؟

19:43.548 --> 19:46.425
‫- داره مسخره‌ام می‌کنه؟
‫- خب، کار بدیه؟

19:46.509 --> 19:47.468
‫مورد تأییدمه.

19:51.305 --> 19:53.057
‫امان از دستت، باید تفنگ دریچه‌ساز رو
‫تعمیر کنی ریک.

19:53.141 --> 19:55.184
‫مورتی، اگه ازم بخوای درستش کنم،
‫کمتر دلم می‌خواد درستش کنم.

19:55.268 --> 19:58.187
‫خیلی‌خب، شکرگزاریه!
‫بیاین از شکرگزاری بگیم!

19:58.271 --> 20:00.606
‫کی بابت چی شکرگزاره؟
‫سامر، تو اول بگو.

20:01.274 --> 20:05.236
‫گمون کنم بابت آب شکرگزارم؟

20:05.319 --> 20:07.155
‫عالیه! حرف نداره!
‫مورتی، تو بگو.

20:07.238 --> 20:10.533
‫کیرم توش. شوخیشون گرفته؟
‫آخه چرا؟ آخه چرا؟

20:10.616 --> 20:13.411
‫عین شبکه «دیسکاوری»ـه!
‫عین شبکه «دیسکاوری»ـه، آخه چرا؟!

20:13.744 --> 20:17.206
‫خیلی‌خب. بگیر غذات رو بخور.
‫همگی غذامون رو بخوریم.

20:17.290 --> 20:18.332
‫شرمنده، اِم... این...

20:20.293 --> 20:23.546
‫خب، خداحافظ بچه‌ها!
‫تو فضا دنبال نوه‌ام می‌گردم.

20:23.629 --> 20:26.632
‫دنبال چیت؟ آها! درسته. ناروتو رو می‌گی.

20:26.716 --> 20:28.509
‫مرسی که بهمون سر زدی بث فضایی.

20:33.181 --> 20:37.226
‫خب، ظاهرا همگیمون این آخر هفته درسی گرفتیم!

20:37.310 --> 20:40.438
‫- حداقل من که گرفتم.
‫- من هم گرفتم جری. من هم گرفتم.

20:48.400 --> 20:51.400
‫«پس از تیتراژ رو از دست ندین»

20:51.600 --> 21:08.600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:24.148 --> 21:27.068
‫سلام جری!
‫امروز چه کمکی از دستم ساخته است؟

21:27.151 --> 21:30.279
‫سلام! همین‌جوری اومدم یه سری بزنم!

21:30.363 --> 21:33.616
‫وای، ببخشید عزیز دلم.
‫نمی‌شه تنهایی بیای اینجا.

21:33.699 --> 21:35.534
‫واسه چی؟ اونجا که پر از خودمه!

21:35.618 --> 21:38.244
‫خب، منظورم این نیست
‫که تو اهل این کارها باشی،

21:38.268 --> 21:40.414
‫ولی گاهی اوقات
‫جری‌ها میان اینجا...

21:40.498 --> 21:42.625
‫و سعی می‌کنن جری‌های دیگه رو
‫دست‌مالی کنن.

21:42.708 --> 21:46.587
‫نه بابا، چنین کاری قشنگ نیست.
‫خب، تا بعد!

21:53.719 --> 21:54.637
‫- خیلی‌خب.
‫- ممنون!
