WEBVTT

00:07.741 --> 00:09.741
‫لابد قراره این شکلی
‫تموم بشه دیگه.

00:09.810 --> 00:11.543
‫خیال نمی‌کردم چنین کار حقیرانه‌ای کنم.

00:11.545 --> 00:14.279
‫وقتی تو فضا گیر افتادیم،
‫داستان رو دراماتیک روایت می‌کنم؟

00:14.348 --> 00:15.814
‫لابد وقتی آدم رو به موته،

00:15.883 --> 00:18.483
‫اول از همه خلاقیتش ته می‌کشه.

00:18.552 --> 00:20.552
‫سیتادل نابود شده...

00:20.554 --> 00:23.022
‫و برق بشقاب‌پرنده‌ای که باهاش
‫فرار کردیم هم قطع شده.

00:23.090 --> 00:24.423
‫وای پسر، اینجا خیلی می‌ترسم.

00:24.492 --> 00:26.157
‫باقی مورتی‌ها رم کردن.

00:27.561 --> 00:30.029
‫چه بدونم، یه سری مشکلات
‫خود به خود حل می‌شن دیگه.

00:30.097 --> 00:31.430
‫اخیرا کلی...

00:31.498 --> 00:33.365
‫مورتی!
‫من که بهت گفته بودم حرف‌هام رو بنویس!

00:33.367 --> 00:36.368
‫من که عین اون یارو تو «انتقام‌جویان»
‫کلاه‌خود ندارم.

00:36.370 --> 00:38.237
‫اخیرا کلی از شاش خودم خوردم.

00:38.305 --> 00:40.305
‫سلاح دریچه‌سازم هنوز خرابه.

00:40.374 --> 00:42.307
‫لابد نقشه مورتی خبیث
‫کل این وقایع رو شامل می‌شد دیگه.

00:42.376 --> 00:44.510
‫باز گفت «مورتی خبیث».
‫می‌شه این‌قدر بهش عظمت نبخشیم؟

00:44.578 --> 00:46.645
‫«نقشه‌اش» از این قرار بود
‫که یه مونولوگ بگه و بزنه به چاک.

00:46.714 --> 00:48.047
‫عین این‌هایی می‌موند
‫که کلی گریه و زاری می‌کنن...

00:48.115 --> 00:49.849
‫و تهش می‌گن می‌خوان از «توییتر» برن.

00:49.917 --> 00:52.384
‫کسی که از «توییتر» نمی‌ره.

00:52.386 --> 00:54.253
‫راستی، یادته همین یه لحظه پیش...

00:54.321 --> 00:56.588
‫الکی وانمود کردی اسم
‫«مرد آهنی» رو بلد نیستی؟

00:56.657 --> 00:59.391
‫- می‌خواستی کی رو گول بزنی؟
‫- هیس، هیس، هیس مورتی.

00:59.460 --> 01:01.927
‫قراره این شکلی بمیریم.
‫مثل آدم قبول کن.

01:01.995 --> 01:04.380
‫طناب نخاعی عزیزم،
‫اول دکسترومتورفان آزاد کن،

01:04.404 --> 01:06.065
‫بعدش هم هرچی خواستی اضافه کن.

01:16.343 --> 01:17.743
‫- مامان!
‫- شاید بث باشه!

01:18.812 --> 01:20.546
‫داره سعی می‌کنه چیزی بگه؟

01:20.614 --> 01:22.281
‫صدات رو نمی‌شنویم!

01:22.349 --> 01:24.950
‫آخه چقدر احمقـ...
‫بث، الان تو خلأ هستی!

01:25.018 --> 01:26.351
‫صدا با هوا منتقل می‌شه!

01:26.420 --> 01:28.254
‫واسه چی دارم داد می‌زنم؟

01:28.428 --> 01:30.678
‫مهمونیتون خصوصیه
‫یا من هم می‌تونم بیام؟

01:30.758 --> 01:32.023
‫- وای، چه عالی.
‫- آره، خیلی...

01:32.093 --> 01:33.292
‫وای، واقعا می‌ارزید
‫این همه تایپ کنی.

01:33.360 --> 01:34.894
‫اصلا به تایپ کردنش نمی‌ارزید!

01:34.962 --> 01:36.027
‫خیلی مسخره بود.

01:36.029 --> 01:37.229
‫خیلی مسخره‌ای.

01:37.298 --> 01:39.698
‫داریم از گرسنگی تلف می‌شیم!

01:39.767 --> 01:41.500
‫- وای خدایا. این‌قدر توضیح نده.
‫- [اولش گمون نمی‌کردم...]

01:41.569 --> 01:42.527
‫این‌قدر توضیح نده!

01:42.551 --> 01:44.236
‫- حرفت تموم شد؟
‫- [شوخیم رو زیر ذره‌بین بذارین.]

01:44.305 --> 01:46.438
‫- حرفش تموم نشده.
‫- [شاید نجاتتون ندم.]

01:46.507 --> 01:48.774
‫- وای، چقدر تو بالغی، چقدر باشعوری.
‫- وای، چه خوب.

01:49.028 --> 01:56.028
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:05.828 --> 02:15.828
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

02:16.028 --> 02:20.178
‫«ریک و مورتی»

02:20.228 --> 02:23.028
‫«فصل ششم، قسمت یکم»
‫«ریک‌های شمسی»

02:23.277 --> 02:24.676
‫شوخی بامزه‌ای بود عزیز دلم.

02:24.745 --> 02:26.411
‫لزومی نداره خوب باشه.
‫نظرتون برام مهم نیست.

02:26.480 --> 02:28.880
‫وای خدایا، پیداتون کرد.
‫بیاین، بخورین، بخورین، بخورین.

02:28.882 --> 02:30.349
‫- وای، ایول!
‫- وایستا رفیق،

02:30.417 --> 02:32.284
‫ممکنه بدنمون با خوردن
‫غذای جامد شوکه بشه.

02:32.353 --> 02:34.954
‫«ربات هضم»، به مواد مغذی تبدیلش کن.

02:43.965 --> 02:45.564
‫من ریسک می‌کنم.
‫هوم.

02:45.633 --> 02:48.099
‫مگه شما هم تو فضا گیر می‌افتین؟

02:48.169 --> 02:49.301
‫راستی، ممنون.

02:49.303 --> 02:50.169
‫چیزی نمونده بود
‫همون‌جا ولشون کنم.

02:50.237 --> 02:51.370
‫سفر دریچه‌ایمون خراب شده.

02:51.439 --> 02:53.372
‫هوم، گوجه‌فرنگی دستکاری‌نشده است؟

02:53.440 --> 02:54.974
‫«ربات هضم»، یه‌دونه بخور.

02:55.042 --> 02:55.547
‫به‌به.

02:55.571 --> 02:57.108
‫پس دیگه نمی‌تونین
‫از این دنیا به اون دنیا برین.

02:57.110 --> 02:59.110
‫یعنی بالاخره مجبور می‌شی
‫روپوشت رو بشوری؟

02:59.180 --> 03:01.947
‫نکته خوبی بود، باید سریعا
‫محتویات دریچه‌ای رو از نو راه‌اندازی کنم.

03:03.050 --> 03:05.384
‫در واقع، خود مایعش رو
‫به کل ریست می‌کنم.

03:05.452 --> 03:08.387
‫یه جایی رو نگه دارین،
‫الان زمین کمی می‌لرزه.

03:18.065 --> 03:19.531
‫اِم...

03:19.600 --> 03:21.200
‫- وای!
‫- وای، خاک بر سرم.

03:21.268 --> 03:22.601
‫وایستا ببینم، چیه؟
‫جریان چیه؟

03:22.670 --> 03:23.803
‫گمون کنم جای ریست کردن
‫سفر دریچه‌ای،

03:23.871 --> 03:26.472
‫مسافران دریچه‌ای رو ریست کردم.

03:26.540 --> 03:27.939
‫دیگه کار از عذرخواهی گذشته.

03:27.941 --> 03:30.142
‫ریک، واسه چی هی سبز می‌شم؟

03:30.211 --> 03:32.478
‫ضمنا، نگو نمی‌دونی،
‫آخه خودت هم هی داری سبز می‌شی.

03:32.546 --> 03:33.879
‫ریک، قراره بمیریم؟

03:33.947 --> 03:35.547
‫نه، به زودی از این هستی ناپدید می‌شیم.

03:35.616 --> 03:37.416
‫- یعنی می‌میریم دیگه!
‫- نه‌خیر، فرق می‌کنه.

03:37.484 --> 03:39.151
‫کل مسافرین این هستی
‫به هستی اصلی...

03:39.220 --> 03:40.419
‫خودشون برمی‌گردن.

03:40.487 --> 03:42.153
‫برمی‌گردیم دنیای اصلی خودمون؟

03:42.155 --> 03:44.490
‫خودم خوب توضیح دادم مورتی.
‫توضیحت در حکم بادمجون واکس زدن بود!

03:44.558 --> 03:46.758
‫- سامر کجاست؟
‫- عه، ایول، برگشتین.

03:46.827 --> 03:47.382
‫وای.

03:47.406 --> 03:49.094
‫سامر. ما سه‌تا قراره بریم
‫یه دنیای دیگه و راه برگشتی نداریم.

03:49.162 --> 03:51.363
‫باید کمکمون کنی برگردیم.
‫روندش رو تو سرور وظایفت...

03:51.432 --> 03:53.432
‫ذخیره کردم. اسم فایلش
‫«عن‌دماغ ایدزی»ـه.

03:53.500 --> 03:54.833
‫اسم کل فایل‌هاش
‫«عن‌دماغ ایدزی»ـه‌ها!

03:54.902 --> 03:57.302
‫از نام‌گذاری متنفرم!
‫کافیه عباراتی چون...

03:57.371 --> 03:59.371
‫«سفر میان‌دنیایی یک‌طرفه،
‫ریست کردن مسیریاب» رو سرچ کنی.

03:59.440 --> 04:00.840
‫چرا من هم «هستی اصلی» دارم؟

04:00.908 --> 04:02.307
‫فرصت نداریم توضیح بدم جری!

04:02.376 --> 04:04.176
‫سامر، بهت تکیه کردم‌ها!
‫روند مسیریابی...

04:04.245 --> 04:05.310
‫سفر میان‌دنیایی یه‌طرفه رو پیدا کن!

04:05.379 --> 04:08.980
‫برو که رفتیم!

04:11.585 --> 04:12.852
‫پس فرصت داشتیم توضیح بدی.

04:12.920 --> 04:14.319
‫لحظات باقی‌مونده ارزشمندمون رو...

04:14.388 --> 04:15.787
‫با حقارتت تلف نکن جری!

04:15.789 --> 04:17.189
‫- سامر، بیا مرور کنیم...
‫- مسیریابی...

04:17.258 --> 04:18.990
‫سفر میان‌دنیایی یه‌طرفه
‫با اسم «عن‌دماغ ایدزی».

04:18.992 --> 04:21.060
‫ایول.

04:21.128 --> 04:23.662
‫- وای.
‫- کلی فرصت داشتیم توضیح بدی!

04:23.731 --> 04:25.397
‫باشه! قبوله، درک و شعورت خیلی زیاده!

04:25.466 --> 04:26.932
‫آخه مگه ناپدید شدن آدم
‫هم این‌قدر طول می‌کشه؟

04:27.000 --> 04:29.334
‫چی شد که من تو دنیای خودم نیستم؟!

04:29.403 --> 04:30.936
‫وای خدایا.
‫«مهد جری»!

04:31.004 --> 04:33.272
‫- آها، «مهد جری».
‫- آها، «مهد جری».

04:33.340 --> 04:35.941
‫قدر اون قسمت رو نمی‌دونن.

04:36.009 --> 04:39.078
‫وایستا ببینم، پس بابا و مورتی
‫واقعی خودمون کجان؟

04:39.146 --> 04:40.479
‫تو حیاط پشتیمون خاکشون کردن!

04:40.548 --> 04:42.848
‫پس صاریغ‌ها می‌خوان قبر اون‌ها رو بکنن.

04:46.153 --> 04:48.287
‫بابا پای تو رو هم به کسب و کار
‫خانوادگیمون باز کرده، مگه نه؟

04:48.355 --> 04:53.024
‫آره، مورتی راحت گول می‌خوره،
‫ولی ریک به من با چیزهای خفنی دستمزد می‌ده.

04:53.094 --> 04:54.560
‫مثلا بهم چنگال «ولورین» داده.

04:54.628 --> 04:55.827
‫خب، ظاهرا از پسش برمیای.

04:55.829 --> 04:57.829
‫احتمالا دو سال دیگه می‌بینمتون؟

04:57.899 --> 04:59.965
‫یا شاید بد نباشه این دفعه بمونی؟

05:00.033 --> 05:02.033
‫ظاهرا پای سیتادل چندش
‫بابابزرگ وسطه.

05:02.035 --> 05:04.303
‫می‌تونیم کلی چیز بشکونیم
‫و غارت کنیم.

05:04.371 --> 05:06.972
‫احتمالا بهتر باشه برگردم سر کارم...

05:07.040 --> 05:08.240
‫و کهکشان رو نجات بدم.

05:08.309 --> 05:09.641
‫خواهش می‌کنم!

05:09.710 --> 05:11.510
‫اِم... گمون کنم کمی غارت کردن بد نباشه.

05:11.579 --> 05:12.844
‫قبوله، باشه، خیلی‌خب،
‫زودتر تمومش کنیم.

05:12.914 --> 05:14.846
‫ایول، من تا حالا نرفتم اونجا.
‫بریم تو کارش.

05:14.848 --> 05:16.715
‫خیلی‌خب، خانوادگی ماجراجویی می‌کنیم!
‫یوهو!

05:16.784 --> 05:19.919
‫اِم، خیلی‌خب.

05:24.028 --> 05:25.228
‫کیر توش.

05:31.064 --> 05:34.467
‫جانم؟
‫داداش، ریک‌ها اجازه چنین کاری نمی‌دن.

05:36.737 --> 05:39.004
‫ریک؟ خودتی؟

05:39.072 --> 05:40.606
‫آره دایان.

05:40.674 --> 05:42.407
‫خیلی وقت بود که نبودی.

05:42.476 --> 05:44.075
‫قاتل دخترمون رو پیدا کردی؟

05:44.077 --> 05:46.077
‫هنوز نه، شرمنده.
‫هنوز دنبالشم.

05:46.147 --> 05:48.614
‫پیداش می‌کنی.
‫تو همیشه...

05:48.682 --> 05:50.482
‫به کل اهدافت می‌رسی.

05:50.484 --> 05:52.217
‫البته نمی‌تونی خانواده‌ات رو
‫زنده نگه داری.

05:52.286 --> 05:53.953
‫ولی اون اتفاق که زیاد تقصیر خودت نبود!

05:54.021 --> 05:55.086
‫صدات رو قطع کن.

05:55.088 --> 05:56.888
‫اگه صدام قطع می‌شد
‫که نمی‌تونستم...

05:56.958 --> 05:58.357
‫به این خوبی بدبختی‌هات رو به یادت بیارم،

05:58.425 --> 06:00.025
‫مگه نه آقا خرسه‌ی بی‌ادب؟

06:00.093 --> 06:02.361
‫آره، یادم رفته بود
‫می‌خوام بدبختی‌هام رو به یاد بیارم.

06:02.429 --> 06:03.895
‫لابد پیش‌بینی کرده بودی
‫که ممکنه یادت بره.

06:03.965 --> 06:06.165
‫یادآوری بدبختی همین مواقع
‫به درد می‌خوره دیگه، نه؟

06:06.233 --> 06:08.167
‫نکته خیلی خوبی بود عزیز دلم.

06:14.842 --> 06:16.241
‫ریک؟

06:19.447 --> 06:21.647
‫آهای؟ خانواده اصلی؟

06:21.715 --> 06:23.248
‫بابت دفعه پیش عذر می‌خوام.

06:23.317 --> 06:25.317
‫ریک تو زندان فضایی گیر افتاده بود.

06:25.386 --> 06:27.319
‫نمی‌تونستیم همین‌طوری...
‫کسی خونه نیست؟

06:36.263 --> 06:38.063
‫ای وای.

06:55.549 --> 06:58.083
‫وای.

06:59.353 --> 07:00.886
‫آخ، پشم‌هام،

07:00.954 --> 07:03.489
‫امان از دستت مورتی،
‫ما که دیگه دکتر نداریم.

07:03.557 --> 07:04.690
‫بابا؟

07:07.961 --> 07:10.161
‫منطقیه همین یه بار که من میام اینجا،
‫این‌قدر برهوت باشه.

07:10.163 --> 07:12.031
‫آره، شرمنده،
‫معمولا ریک و مورتی‌های...

07:12.099 --> 07:14.165
‫کابوی و این‌جور چیزها اینجا هستن.

07:14.167 --> 07:15.501
‫وای، ظاهرا بد نیست
‫چندتا ریک و مورتی...

07:15.569 --> 07:17.969
‫تعمیرکار هم داشته باشن، مگه نه؟

07:18.039 --> 07:19.905
‫عه، ایول، زباله‌گردهای کوچولو اومدن!

07:19.973 --> 07:22.241
‫اگه بهمون شلیک کنن،
‫حق دارم...

07:23.110 --> 07:24.176
‫چنین کاری کنم.

07:24.245 --> 07:26.011
‫ایول بابا!

07:28.115 --> 07:30.182
‫مامان فضایی، تو هم بیا وسط!

07:33.587 --> 07:34.854
‫چه مامان خفنی!

07:34.922 --> 07:37.789
‫حرکت کنیم.
‫من که تا شب وقت ندارم.

07:37.791 --> 07:39.324
‫من می‌کشمش!

07:40.794 --> 07:42.528
‫من می‌کشمش!
‫من می‌کشمش!

07:42.596 --> 07:44.396
‫ببخشید!

07:44.465 --> 07:45.530
‫ببخشید!

07:45.599 --> 07:48.067
‫الان می‌کشمش. ببخشید!

07:49.403 --> 07:50.870
‫خودم داشتم می‌کشتمش.

07:50.938 --> 07:53.605
‫آخ. امان از دست زمینی‌ها، مگه نه؟

07:53.674 --> 07:55.807
‫تو که نبودی، باز هم داشتم جست و جو می‌کردم.

07:55.877 --> 07:57.943
‫می‌خوای فهرست
‫مکان‌های احتمالی رو بهت بدم؟

07:58.011 --> 08:00.546
‫همیشه انگار تو اتاق بغلی هستی، مگه نه؟

08:00.614 --> 08:01.947
‫آره، اِم، یادت نمیاد؟

08:02.015 --> 08:03.883
‫با خودت گفته بودی احتمالا
‫اگه بتونی من رو ببینی...

08:03.951 --> 08:06.351
‫یا لمسم کنی، ممکنه کمی
‫آسایش خاطر پیدا کنی.

08:06.420 --> 08:08.153
‫درسته. نباید آسایش داشته باشم.

08:08.222 --> 08:09.220
‫بجنب دیگه سامر.

08:09.222 --> 08:11.423
‫سامر کیه؟
‫بهش حسودی کنم؟

08:11.492 --> 08:14.894
‫امیدوارم سامر بدونه چه بلایی
‫سر عزیزانت میاد!

08:19.567 --> 08:20.632
‫سلام ریک!

08:20.634 --> 08:22.768
‫سلام آقای گلدمن‌باخ‌ماژوریان.

08:22.836 --> 08:24.436
‫هنوز زنده‌ای، ها؟
‫چه خبر؟

08:24.505 --> 08:27.372
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
‫کمکم کنی بفهمم این یادداشتی...

08:27.441 --> 08:29.241
‫که امروز صبح پیدا کردم یعنی چی یا نه؟

08:29.243 --> 08:32.244
‫نویسنده‌اش ادعا می‌کنه خودمه.

08:32.246 --> 08:35.247
‫نوشته ذهنم تو چرخه‌ای زمانی گیر افتاده...

08:35.249 --> 08:37.316
‫و فرد به شدت باهوشی
‫که زجر دیده بود،

08:37.384 --> 08:39.718
‫تو روز واقعه دردناکی
‫اسیرم کرده.

08:39.787 --> 08:42.121
‫ولی نوشته کسی که اسیرم کرده،
‫حواسش به پیر شدنم نبوده...

08:42.189 --> 08:45.056
‫و بدنم داره فاسد می‌شه
‫و دلش می‌خواد بمیره،

08:45.126 --> 08:47.459
‫ولی روحم همچنان سر جاش باقی مونده...

08:47.528 --> 08:49.461
‫و عین مگسی تو کهربا گیر افتادم.

08:49.530 --> 08:51.730
‫درسته.
‫قبلا خیلی بیشتر مشروب می‌خوردم.

08:51.799 --> 08:53.865
‫- اِم، اصلا نفهمیدم چی به چیه رفیق.
‫- اشکالی نداره.

08:53.935 --> 08:55.935
‫تو سطل زباله هم کلی یادداشت
‫این شکلی پیدا کردم.

08:56.003 --> 08:57.937
‫ای بدبخت.
‫دلم براش می‌سوزه.

08:58.005 --> 08:59.738
‫کاش می‌تونست بی‌خیال بشه
‫و به زندگیش برسه.

08:59.807 --> 09:01.841
‫- ظاهرا به نفع سلامت روانشه.
‫- قطعا همین‌طوره!

09:04.411 --> 09:05.611
‫وای!

09:05.679 --> 09:07.746
‫سلام بر مرگ شیرین.

09:07.815 --> 09:09.281
‫این کارت نمادین بود؟

09:09.350 --> 09:10.682
‫واقعا داری بی‌خیال می‌شی؟

09:10.751 --> 09:12.952
‫درک می‌کنم عزیز دلم.
‫می‌بخشمت...

09:13.020 --> 09:14.954
‫تو حق نداری چنین حرفی بزنی!
‫تو که خودش نیستی.

09:15.022 --> 09:17.289
‫خودم تو رو ساختم
‫که خودم رو شکنجه کنم.

09:17.291 --> 09:19.424
‫این خط زمانی تخمی
‫کلا نفرین شده.

09:19.493 --> 09:20.559
‫باید از اینجا برم.

09:20.628 --> 09:22.294
‫آخه می‌خوای فراموش کنی.

09:22.363 --> 09:23.428
‫چون فراموش نکردم.

09:23.497 --> 09:25.364
‫ولی مجبورم بکنم.

09:25.432 --> 09:27.098
‫تصادفی برگشتم.

09:27.100 --> 09:28.567
‫کسی که دنبالشم رو...

09:28.636 --> 09:31.303
‫نمی‌شه پیدا کردن دایان.

09:31.372 --> 09:33.839
‫الان با نسخه‌ای از بث زندگی می‌کنم.

09:33.907 --> 09:35.841
‫ظاهرا نسخه قشنگیه.

09:35.909 --> 09:36.976
‫نوه هم داریم.

09:37.044 --> 09:38.043
‫سامر نوه‌مونه.

09:38.111 --> 09:39.845
‫قراره از اینجا نجاتم بده.

09:39.913 --> 09:41.246
‫با دیدنش یاد تو می‌افتم.

09:41.315 --> 09:44.249
‫عه، واقعا؟
‫مگه اون هم مُرده؟

09:44.318 --> 09:45.317
‫خداحافظ دایان.

09:45.319 --> 09:46.852
‫تو که واقعا نمی‌خوای بدون مختصات،

09:46.920 --> 09:48.854
‫تو دل شکافه پرواز کنی، ها؟

09:48.922 --> 09:50.522
‫بی‌خیالمون نشو ریک!

09:50.591 --> 09:51.791
‫من که قوانین رو تعیین نکردم.

09:51.859 --> 09:54.660
‫وظیفه‌ام یادآوری بدبختی‌هاته دیگه!

09:59.266 --> 10:01.867
‫عزیزم؟
‫داری خودکشی می‌کنی؟

10:01.935 --> 10:05.204
‫در واقع دارم قبول می‌کنم
‫به خطر انداختم جونم نتیجه «برد برد» داره.

10:14.415 --> 10:15.614
‫مامان و سامر کجان؟

10:15.683 --> 10:16.816
‫وای، اون‌ها فوت شدن.

10:16.884 --> 10:19.150
‫- تسلیت می‌گم مورتی.
‫- واقعا فوت شدن؟

10:19.152 --> 10:21.220
‫مدت زیادی یخ بسته بودیم.

10:21.288 --> 10:24.956
‫جهش‌یافته نجیبی لیسش زد و نجاتمون داد،
‫ولی بث مریض شد، یخ سامر هم...

10:25.026 --> 10:27.292
‫درست آب نشد.

10:27.361 --> 10:30.762
‫بعدش که دیگه نمی‌تونستم کس دیگه‌ای رو
‫مقصر بدونم، مجبور شدم با خودم کنار بیام.

10:30.831 --> 10:32.698
‫تو کتاب‌فروشی «بارنز اند نوبل»
‫با سوگم کنار اومدم.

10:32.766 --> 10:34.366
‫«چهار میثاق»،
‫«بخور، عبادت کن، عشق بورز»...

10:34.435 --> 10:36.635
‫و «بازگشت شوالیه تاریکی»
‫اثر فرانک میلر رو خوندم.

10:36.704 --> 10:38.370
‫یاد گرفتم شرایط رو همون‌جوری قبول کنم.

10:39.907 --> 10:42.508
‫مغز بعضی‌هاشون هنوز سالم و سلامته.

10:42.576 --> 10:44.776
‫آدم به فکر می‌افته که یعنی
‫عده‌ای هنوز آگاه بودن...

10:44.846 --> 10:46.645
‫و تو این شرایط وحشتناک
‫اسیر شده بودن یا نه.

10:46.714 --> 10:48.313
‫بگذریم، کلی پروتئین داره.

10:48.382 --> 10:49.448
‫خیلی متأسفم بابا.

10:49.517 --> 10:53.385
‫ولی بابای اصلی و واقعی خودم
‫آخرالزمان رو شکست داده.

10:53.387 --> 10:55.987
‫گمون کنم همه‌مون
‫دست کم گرفته بودیمت.

10:56.057 --> 10:58.057
‫راستی، اون بازیه که همیشه خانوادگی...

10:58.125 --> 11:00.659
‫بازی می‌کردیم و اصلا
‫تمومش نکرده بودیم چی بود؟

11:00.728 --> 11:02.661
‫- «داون‌بیت» بود.
‫- ایول! بیا «داون‌بیت» بازی کنیم.

11:02.730 --> 11:04.930
‫مطمئنم می‌تونم پیداش کنم!
‫الان دیگه می‌تونیم تمومش کنیم.

11:04.998 --> 11:08.200
‫آره، حتما برو پیداش کن.

11:11.338 --> 11:13.205
‫عه، آره، ایول، پیداش کردم!

11:13.274 --> 11:15.541
‫«داون‌بیت» بازی می‌کنیم،
‫امشب همین‌جا...

11:15.609 --> 11:17.543
‫مستقر می‌شیم
‫و بعدش خونه‌مون رو بازسازی می‌کنیم.

11:17.611 --> 11:19.945
‫ما که غذا و آب تمیز داریم،

11:20.013 --> 11:21.813
‫جمع خانواده‌مون هم که جمعه.

11:21.815 --> 11:23.416
‫این دیگه چه کسشعریه؟

11:24.552 --> 11:26.552
‫سلام مورتی. اگه داری با خودت می‌گی
‫چطوری این‌قدر سریع رفتم،

11:26.620 --> 11:28.554
‫باید بگم این یادداشت رو از قبل نوشته بودم.

11:28.622 --> 11:30.355
‫قصد دارم صبر کنم
‫تا حواست بهم نباشه،

11:30.424 --> 11:32.424
‫بعدش کل وسایلت رو می‌قاپم
‫و می‌زنم به چاک.

11:32.426 --> 11:34.225
‫نمی‌دونم چقدر تو اتاق بودی،

11:34.227 --> 11:36.762
‫ولی احتمالا داری با خودت می‌گی
‫امکان نداره زیاد دور شده باشم...

11:36.830 --> 11:39.298
‫و می‌خوای بری دنبالـ...

11:40.768 --> 11:42.501
‫مورتی، این یکی رو خیلی سریع نوشتم،
‫آخه باید تله می‌ذاشتم.

11:42.570 --> 11:44.345
‫خیال می‌کردم وسایل خفن‌تری داشته باشه.
‫اون یکی یادداشتم رو کامل بخون، خداحافظ.

11:44.370 --> 11:45.269
‫ای مادرجنده!

11:47.554 --> 11:50.088
‫عه، عه!
‫آروم‌تر برو! آروم‌تر برو!

11:50.142 --> 11:51.809
‫اصلا کار قشنگی نیست! آخ!

11:51.878 --> 11:53.011
‫این دیگه چه کاری بود بابا؟

11:53.079 --> 11:54.345
‫فرض نکن باهات خصومت داشتم مورتی.

11:54.414 --> 11:55.680
‫یکی از «چهار میثاق» همینه.

11:55.748 --> 11:57.415
‫سه میثاق دیگه رو یادم نمیاد،
‫ولی در این حد می‌دونم.

11:57.483 --> 11:59.617
‫که کمیسر گوردون با بی‌خیال شدن
‫بتمن مشکلی نداشت.

11:59.686 --> 12:01.552
‫بتمن که ملت رو تنها نمی‌ذاره.

12:01.621 --> 12:03.087
‫تو که ما رو تنها گذاشتی.

12:03.155 --> 12:05.423
‫این حرفت حقم بود.
‫ولی...

12:05.491 --> 12:06.490
‫این‌جوری ارتقا پیدا کردی.

12:06.559 --> 12:08.626
‫عه، الان دیگه به نظرت
‫آدم باحالی هستم؟

12:08.695 --> 12:09.894
‫خب، چه کار راحتی بود.

12:09.962 --> 12:12.030
‫کافی بود کل دار و ندارم رو به گا بدم.

12:12.098 --> 12:14.164
‫- وای، ببین، اِم...
‫- وقتی برگشتی، جوری ازمون می‌گفتی...

12:14.166 --> 12:15.900
‫که انگار آدم نیستیم مورتی!

12:15.968 --> 12:17.768
‫بعدش زدی به چاک و ولمون کردی
‫که یخ بزنیم!

12:17.770 --> 12:19.570
‫امروز داشتم بابت همون کارم
‫عذرخواهی می‌کردم...

12:19.572 --> 12:22.306
‫مامانت و خواهرت جون دادن مورتی!

12:22.375 --> 12:24.975
‫من هم بی‌خیال شدن.

12:25.045 --> 12:26.310
‫بی‌خیال اهمیت دادن شدم.

12:26.379 --> 12:28.847
‫شرایط بهتری گیرت نمیاد.

12:28.915 --> 12:30.981
‫- پس قبول کن.
‫- خواهش می‌کنم نرو.

12:30.983 --> 12:34.118
‫اگه ریک برگرده، می‌تونیم
‫هستی جدیدی برات پیدا کنیم.

12:34.186 --> 12:36.921
‫برات مامان جدید، سامر جدید
‫و کار پیدا می‌کنیم!

12:36.989 --> 12:38.256
‫وای، اصلا درک نمی‌کنی بچه.

12:38.324 --> 12:40.658
‫زندگی من بدون در نظر گرفتن
‫این مکالمه، بی‌نقصه.

12:40.727 --> 12:44.729
‫ریک از اولش هم درست می‌گفت.
‫همه باید بی‌خیال بشن.

12:49.402 --> 12:50.869
‫آخی، برگشتی.

12:50.937 --> 12:52.937
‫لابد واقعا صمیمی شدیم.

12:53.005 --> 12:54.272
‫آخ! عه، بس کن!

12:54.340 --> 12:56.674
‫ازم دور شو ببینم!
‫نه، کمک کنین!

12:56.743 --> 12:59.209
‫خیلی‌خب، مختصات رو مشخص کردن بابابزرگ!

12:59.279 --> 13:00.811
‫بیا دنبالمون.

13:02.348 --> 13:04.415
‫یالا، یالا، یالا!

13:04.417 --> 13:06.817
‫عزیزم؟
‫مسئله‌ای رو به خاطر داشته باش:

13:06.819 --> 13:09.219
‫نمی‌دونم چی شده بود،
‫ولی اگه تو برگشتی خونه،

13:09.221 --> 13:11.689
‫به احتمال زیاد هدفمون هم برگشته.

13:11.758 --> 13:16.494
‫ضمنا، به احتمال زیاد اون هم عین خودت
‫تو ترک این دنیا به مشکل خورده.

13:16.563 --> 13:18.896
‫گیر افتاده.

13:19.966 --> 13:20.898
‫بابابزرگ!

13:20.967 --> 13:22.700
‫وای، ایول!

13:26.439 --> 13:27.838
‫بابابـ...
‫... ـابزرگ؟

13:27.840 --> 13:30.040
‫سلام سامر! احسنت به تو،
‫همیشه بهت باور داشتم.

13:30.110 --> 13:31.642
‫- حالا بخش دشوار ماجرا شروع می‌شه.
‫- بخش دشوارش؟

13:31.644 --> 13:33.577
‫موجوداتی خیلی بدتر از من هم
‫می‌تونن مختصاتتون رو ببینن.

13:33.646 --> 13:35.446
‫پناه بگیرین و تا می‌رم دنبال مورتی،
‫ازش محافظت کنین.

13:35.515 --> 13:37.581
‫ریک، تمام!
‫سعی کنین زنده بمونین!

13:37.650 --> 13:38.983
‫وای، پشم‌هام.

13:39.051 --> 13:40.518
‫شاید بهتر باشه مامان خونگیم قایم بشه؟

13:40.587 --> 13:41.519
‫«مامان خونگی»؟

13:41.588 --> 13:43.321
‫خب، اون یکی مامان فضایی و خفنمه دیگه.

13:43.389 --> 13:46.124
‫ببینین، من نمی‌خوام
‫تو این بحث شرکت کنم.

13:46.192 --> 13:47.792
‫شاید بهتر باشه جفتتون قایم بشین
‫و سنگ‌هاتون رو وا بکنین.

13:47.860 --> 13:49.059
‫وای، این‌قدر تحقیرم نکن!

13:49.129 --> 13:51.129
‫من هم خودتم، فقط صبرم
‫واسه لباس شستن بیشتره.

13:51.197 --> 13:53.197
‫مامان، این‌قدر به صمیمیتمون حسودی نکن!

13:53.265 --> 13:55.666
‫اون از تصمیماتمون فرار کرد.
‫من مجبورم براشون مادری کنم.

13:55.735 --> 13:58.803
‫این‌طوری نبود که برام مهم نباشه.
‫واسه همین کلونه رو ساخت دیگه.

13:58.871 --> 13:59.938
‫آخ!

14:00.006 --> 14:01.339
‫مامان‌ها!

14:14.554 --> 14:15.620
‫سلام |مورتی!

14:15.688 --> 14:16.554
‫تویی ریک؟
‫می‌دونستم!

14:16.623 --> 14:18.022
‫می‌دونستم تنهام نمی‌ذاری!

14:18.090 --> 14:19.690
‫آخ! این دیگه چه کار کسشعری بود؟

14:19.692 --> 14:21.492
‫مورتی، اینجا ریک دیگه‌ای ندیدی؟

14:21.561 --> 14:23.561
‫مدل موش خیلی ساده است
‫و کت علمی‌تخیلی می‌پوشه.

14:23.630 --> 14:26.030
‫ای بابا، معلومه که ندیدیش،
‫در اون صورت مُرده بودی.

14:26.098 --> 14:27.632
‫یا شاید هم بمبت می‌کرد.

14:27.700 --> 14:29.233
‫حس می‌کنی بمب شده باشی؟

14:29.302 --> 14:31.035
‫نه بابا، در اون صورت
‫تا الان منفجر شده بودی.

14:31.103 --> 14:32.170
‫مگه ریکِ اینجا نمرده بود؟

14:32.238 --> 14:34.038
‫دلیل انتخاب دنیات همینه دیگه، نه؟

14:34.106 --> 14:36.574
‫اِم، خب، ریک شما، اِم...

14:36.643 --> 14:38.776
‫آره، نمرده، در واقع
‫باهاتون کاری نداره.

14:38.845 --> 14:41.512
‫وقتی باهاتون آشنا شدم،
‫تا حدی امیدوار بودم روزی پیداش بشه.

14:41.581 --> 14:43.648
‫ای حرومزاده!
‫گیرت انداختم!

14:43.716 --> 14:45.249
‫داریم کجا می‌ریم؟

14:45.318 --> 14:47.185
‫می‌ریم بابابزرگت رو بکشیم رفیق کوچولو.

14:47.253 --> 14:48.519
‫وایستا ببینم، چی؟

14:48.521 --> 14:49.587
‫متوجه نمی‌شم.

14:49.656 --> 14:51.856
‫ریک اصلی من خانواده‌ات رو کشته بود؟

14:51.924 --> 14:53.524
‫تو هم منتظر بودی برگرده؟

14:53.526 --> 14:54.993
‫ظاهرا کاملا متوجه شدی مورتی.

14:55.061 --> 14:56.794
‫توضیح واضحاتت حرف نداشت.

14:56.863 --> 14:59.597
‫رسیدیم.

14:59.666 --> 15:01.532
‫مورتی، طرف اصلا خوشش نمیاد
‫پیداش کنن،

15:01.601 --> 15:03.201
‫ولی عاشق ساختن
‫کسشعرهای استادانه است.

15:03.269 --> 15:04.735
‫عین این می‌مونه
‫که کلی «ماینکرفت» بازی کنه،

15:04.737 --> 15:06.070
‫ولی کلا رو سرور خصوصی بازی می‌کنه.

15:06.138 --> 15:07.938
‫انگار رفتم تو خلسه.

15:08.008 --> 15:09.941
‫جریان چیه؟

15:12.144 --> 15:15.546
‫وای، هه‌هه، پیدام کردی.

15:15.615 --> 15:17.281
‫من هم اگه جات بودم،
‫به اولین صفحه نمایش شلیک می‌کردم.

15:17.350 --> 15:19.083
‫ببین، من اینجا نیستم.

15:19.151 --> 15:21.019
‫شاید هم باشم؟

15:21.087 --> 15:22.553
‫کلونی که پیدا کردی اونجاست.

15:22.555 --> 15:23.888
‫شاید هم خودمم که لخت شدم!

15:23.956 --> 15:25.556
‫کمی کایزر شوزه بازی دربیارم.

15:25.625 --> 15:27.491
‫واسه چی باید اعتراف کنم
‫که خودم نیستم؟

15:27.560 --> 15:28.626
‫ای وای، ایول!
‫اینجا رو باش!

15:28.695 --> 15:30.294
‫ببین چه تلاشی می‌کنه،
‫ببین چه کوششی می‌کنه.

15:30.363 --> 15:32.630
‫شاید هم خودم باشم.
‫تکرار می‌کنم، ممکنه خودم باشم...

15:32.699 --> 15:35.099
‫و عین «اره» عمل کرده باشم.
‫من خیلی آب زیر کاهم.

15:35.167 --> 15:36.767
‫حالا تا می‌خوای فکر کنی
‫و بفهمی چی به چیه،

15:36.769 --> 15:39.470
‫بیا با این ربات‌های کشنده مقابله کن.

15:42.642 --> 15:44.909
‫مسلما نمی‌دونم الان مخاطبم کیه.

15:44.977 --> 15:46.911
‫همه‌چی رو از قبل ضبط کردم.

15:47.914 --> 15:49.247
‫ولی احتمالا اگه تا الان زنده مونده باشی،

15:49.315 --> 15:51.181
‫با خودت خیال می‌کنی خیلی خاصی.

15:51.251 --> 15:52.383
‫ببین چی می‌گم...

15:52.452 --> 15:53.517
‫وای! فرار کرد!

15:53.586 --> 15:55.119
‫شاید واقعا خودم بودم!

15:55.187 --> 15:56.320
‫اگه دنبالش بری همون پایین،

15:56.389 --> 15:57.521
‫می‌تونیم مبارزه بزرگی رقم بزنیم.

15:57.590 --> 15:59.924
‫پنجاه درصد احتمال داره دروغ نگم.

16:01.327 --> 16:03.061
‫تو دردسر افتادیم کسکش خان!

16:03.129 --> 16:04.462
‫من که نباید التماس کنم.

16:04.530 --> 16:05.529
‫وایستا ببینم، مامان‌هام تو دردسر افتادن؟

16:05.598 --> 16:07.197
‫اون نسخه‌هاشون تو دردسر افتادن.

16:07.199 --> 16:09.534
‫باید نجاتشون بدیم!
‫ریک، معلومه برات تله گذاشته.

16:09.602 --> 16:11.936
‫اگه بری پایین،
‫خیلی راحت می‌کشدت.

16:12.004 --> 16:13.705
‫- خوبه!
‫- چی؟

16:14.674 --> 16:16.074
‫دیگه چی شده؟!

16:16.142 --> 16:18.543
‫مرگ خودت برات مهم نیست،
‫چرا مرگ من هم برات مهم نیست؟

16:18.611 --> 16:20.144
‫بس کن!
‫از اینجا برو!

16:20.212 --> 16:23.013
‫فصل قبل هم همین کار رو کرده بودی!
‫عین بمب‌گذارهای انتحاری می‌مونی!

16:23.083 --> 16:24.282
‫دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه.

16:24.350 --> 16:26.284
‫باشه، خب، از اون به ارث بردی،
‫از من که نبردی.

16:26.352 --> 16:29.687
‫من که اون رو نمی‌شناسم.
‫بابابزرگ من تویی ریک.

16:29.756 --> 16:31.756
‫ما ریک و مورتی هستیم.
‫صد سال ادامه می‌دیم.

16:31.824 --> 16:33.824
‫راستی، کاملا احتمالش هست
‫اینجا منفجر بشه.

16:33.893 --> 16:35.626
‫یه سری شمارش معکوس برات می‌ذارم.

16:35.628 --> 16:38.829
‫احتمالا یکیشون درست باشه.

16:38.898 --> 16:42.166
‫آخ، امان از اسید معده پنج‌بعدی مسخره.

16:42.234 --> 16:43.834
‫عذر می‌خوام که عین
‫سریال‌های کمدی موقعیت دعوا کردیم...

16:43.836 --> 16:45.436
‫و باعث شدم احتمالا هضم بشیم.

16:45.438 --> 16:46.637
‫واقعا زمان‌بندیت حرف نداره.

16:46.706 --> 16:48.239
‫وای، سلیطه‌بازی درنیار.
‫من مادری می‌کنم‌ها.

16:48.308 --> 16:49.640
‫منطقیه که متوجه نمی‌شی.

16:49.642 --> 16:51.109
‫چند وقتیه چنین کاری نکردی.

16:51.177 --> 16:52.577
‫خوبه!
‫خوشحالم تو رو دارن!

16:52.645 --> 16:54.512
‫خودم هم نمی‌خوام «مامان فضایی» باشم.

16:54.580 --> 16:55.580
‫قبلا هم نشون دادی نمی‌خوای.

16:55.648 --> 16:56.914
‫فقط نذار سامر پس زدن خودش رو...

16:56.983 --> 16:58.649
‫با خوش‌سلیقه بودنت اشتباه بگیره.

16:58.718 --> 17:01.319
‫من که چنین قصدی ندارم.
‫همه‌اش برداشت خودشه!

17:04.991 --> 17:07.525
‫ای خدا! اگه بیشتر بهمون
‫سر می‌زدی، بهتر می‌شد.

17:07.593 --> 17:08.793
‫من که نمی‌خوام باهات ازدواج کنم.

17:08.861 --> 17:11.529
‫هفده ساله هستم‌ها.
‫علایقم زودگذر هستن.

17:11.597 --> 17:13.998
‫سعی نکنین واسه علاقه من رقابت کنین.

17:14.066 --> 17:16.400
‫تک‌تک حرف‌هاتون رو از تو کلاه‌خودم شنیدم.

17:16.469 --> 17:18.336
‫خدا رو شکر که صرفا
‫مجبور شدم اکثرشون رو بکشم.

17:18.404 --> 17:20.671
‫ای خدا، واقعا کار از کار گذشته.

17:25.812 --> 17:29.414
‫حالا غذا می‌خوریم!

17:33.353 --> 17:35.085
‫وضعیت اضطراریتون رو
‫الکی گنده کرده بودین.

17:35.087 --> 17:36.220
‫- سلام بابابزرگ!
‫- سلام مورتی!

17:36.288 --> 17:37.888
‫سلام مامان‌ها! وایستا ببینم،
‫اگه این‌ها باید...

17:37.958 --> 17:38.579
‫کلاه‌خود بپوشن...

17:38.603 --> 17:40.491
‫وقتی تو خوابی، تجهیزات محافظت
‫از کودکان می‌سازم.

17:40.560 --> 17:41.759
‫چرا واسه بابا تجهیزات
‫محافظت از کودکان نمی‌سازی؟

17:41.828 --> 17:43.093
‫- عه، نکته خوبی رو یادآوری کردی.
‫- وایستین ببینم!

17:43.163 --> 17:44.629
‫- وقتشه بریم دنبال جری.
‫- آخ.

17:44.697 --> 17:46.631
‫شاید اگه شوهرم...

17:46.699 --> 17:48.967
‫آدم به شدت ترسوی بیکاری نبود،

17:49.035 --> 17:50.701
‫این‌قدر عصبانی نمی‌بودم!

17:50.703 --> 17:52.503
‫بابا، کار پیدا کن دیگه،
‫ده سال گذشته‌ها.

17:52.572 --> 17:53.638
‫پوف.
‫بدجوری سوزوندت جر.

17:53.706 --> 17:55.173
‫اگه می‌خوای خودکشی کنی،

17:55.241 --> 17:56.440
‫پارک تمساح خوبی بلدم.

17:56.509 --> 17:58.108
‫من امروز اخراج شدم.

17:58.110 --> 17:59.777
‫- این دیگه چه کاریه مورتی؟
‫- وای نه، اخراج شدی.

17:59.846 --> 18:01.311
‫- ای وای، چه وحشتناک.
‫- خیلی احمقی!

18:01.313 --> 18:02.713
‫- خیلی حیف شد مورتی.
‫- سلام عزیزم.

18:02.782 --> 18:05.383
‫پوف، جو خونه‌شون
‫عین فصل دومه،

18:05.451 --> 18:06.651
‫متوجه منظورم هستین؟

18:06.719 --> 18:08.386
‫راستش، اصلا خیال نمی‌کردم
‫چنین حرفی بزنم،

18:08.454 --> 18:11.922
‫ولی گمون کنم خوشحالم
‫که اون مدت رو طلاق گرفته بودیم.

18:11.924 --> 18:14.659
‫- اِم، یه لحظه وایستین.
‫- تو حیاط‌پشتی تاب و سرسره می‌سازم!

18:14.727 --> 18:17.061
‫راستش، شاید از نظر فنی
‫اهل اینجا باشم.

18:17.129 --> 18:19.730
‫ولی الان دیگه مسافر
‫میان‌دنیایی محسوب می‌شم.

18:19.732 --> 18:22.933
‫شماها هم اصلا به تخمم نیستین،
‫چون علمی‌تخیلی شدم.

18:22.934 --> 18:28.340
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»
‫در تلگرام: realKiarashNg@

18:28.341 --> 18:31.009
‫همیشه خنده‌ام می‌گیره.

18:31.077 --> 18:33.611
‫وای، عجب جوک بامزه‌ای تعریف کردم.

18:33.680 --> 18:35.546
‫ضمنا، چه ماجراجویی خفنی داشتیم.

18:35.615 --> 18:37.481
‫راستش، به نظرم اگه کنار هم باشیم،

18:37.550 --> 18:38.683
‫مهم نیست اهل کجاییم، مگه نه؟

18:38.751 --> 18:40.551
‫درس اخلاقی خوبی گرفتیم.

18:40.553 --> 18:42.486
‫الان دیگه «دنیای اصلی» همه‌مون همین‌جاست.

18:42.555 --> 18:43.954
‫خیلی خوب داستان رو بستین بچه‌ها.

18:44.024 --> 18:46.557
‫- ای بابا، برگشتین.
‫- پشم‌هام، جری فصل دومه!

18:46.626 --> 18:47.958
‫ببین، تا بهم نتوپیدین،

18:47.960 --> 18:49.427
‫می‌شه یکی دوشمون رو درست کنه؟

18:49.495 --> 18:51.562
‫آبش از بث تو شب سالگردمون هم سردتره.

18:51.564 --> 18:53.764
‫ضمنا، ببینین تو اتاق ریک
‫کی رو پیدا کردم.

18:53.766 --> 18:55.566
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

18:55.635 --> 18:56.901
‫ناز بودنش اصلا برام مهم نیست.

18:56.969 --> 18:58.636
‫توافق کرده بودیم
‫این جونورها رو تو خونه نیاری.

18:58.705 --> 19:00.371
‫وایستا جری فصل دوم، نه!

19:00.440 --> 19:02.240
‫- وای!
‫- جناب خشتک!

19:02.308 --> 19:03.574
‫همه سوار ماشین بشین.

19:03.643 --> 19:05.710
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

19:05.778 --> 19:07.578
‫وایستا ببینم، ولی مگه جناب خشتک ایشون نبود؟

19:07.647 --> 19:09.580
‫همه سوار ماشین بشین!
‫زود باشین!

19:09.582 --> 19:11.782
‫هام!
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

19:16.723 --> 19:18.056
‫این دیگه چه کار کسشعری بود بابا؟!

19:18.124 --> 19:19.924
‫آخه واسه چی باید اون موجود رو
‫بیاری خونه‌مون؟

19:19.992 --> 19:21.525
‫ناز بود دیگه!
‫کیرم توش!

19:21.594 --> 19:22.793
‫حالا باید خط زمانی جدیدی پیدا کنیم!

19:22.862 --> 19:24.862
‫می‌دونین چنین کاری
‫بدون دریچه چقدر دشواره؟

19:24.931 --> 19:27.465
‫باید دوباره همون شکلی مختصات تعیین کنیم
‫و بریم وسط شکافه!

19:27.533 --> 19:29.667
‫باید کل این قسمت تخمی رو
‫از اول تکرار کنیم!

19:29.736 --> 19:31.669
‫ماشین، چندتا پلاستیک استفراغ درست کن.

19:31.738 --> 19:33.804
‫نمی‌شه برگردیم و درستش کنیم؟

19:33.806 --> 19:39.010
‫هوم، بنده جناب خشتک هستم!

19:41.213 --> 19:44.014
‫باورم نمی‌شه سفر دریچه‌ای خراب شده.

19:44.016 --> 19:45.283
‫به وقتش درستش می‌کنم دیگه.

19:45.351 --> 19:46.551
‫با زانو بلندش کن مامان.

19:46.619 --> 19:48.686
‫چند بار چنین کاری کردین؟

19:49.756 --> 19:51.689
‫وای خدا.

19:51.758 --> 19:54.224
‫یعنی قسم می‌خوری
‫به مرگ طبیعی مردن؟

19:54.294 --> 19:55.626
‫اوهوم، آره.

19:55.628 --> 19:57.495
‫همه‌چی عین خط زمانی قبلیمونه؟

19:57.563 --> 19:59.297
‫- حتی وقایع من هم یکسانه؟
‫- راستش، کمی عجولانه شد،

19:59.365 --> 20:01.432
‫واسه همین «پارمیجانو» رو
‫غیرعادی تلفظ می‌کنن.

20:01.501 --> 20:03.233
‫- چطوری تلفظش می‌کـ...
‫- می‌گن «پارمیزیان».

20:03.235 --> 20:04.569
‫- ایشه.
‫- ای خدا.

20:04.637 --> 20:06.304
‫می‌تونستم ولتون کنم‌ها بچه‌ها!
‫خیال کردین مفهوم خانواده...

20:06.372 --> 20:08.973
‫برام اهمیتی داره؟
‫من که حتی ریک شما نیستم!

20:09.041 --> 20:10.108
‫- آها.
‫- «من ریک در انکار هستم!»

20:10.176 --> 20:11.776
‫تو خونه می‌بینمت بابا.

20:11.844 --> 20:14.378
‫شرمنده که این‌قدر سر سامر
‫بازی درآوردم.

20:14.447 --> 20:15.379
‫بالاخره دختر تو هم هست.

20:15.448 --> 20:16.714
‫نه، حد و مرز مفیده.

20:16.783 --> 20:20.050
‫ولی حالا که حرفش شد،
‫شاید من زیادی حد و مرز تعیین کرده باشم.

20:20.120 --> 20:22.186
‫اشکالی نداره گاهی اوقات
‫بهتون سر بزنم؟

20:22.254 --> 20:23.521
‫قشنگ می‌شه.

20:23.590 --> 20:26.758
‫- لباست چه نازه.
‫- همیشه همین رو می‌پوشیم دیگه.

20:30.663 --> 20:33.397
‫وای، چیه مورتی؟

20:33.466 --> 20:35.199
‫قول می‌دی من رو طعمه نکردی؟

20:35.267 --> 20:37.135
‫- که مثلا اون ریکه برگرده؟
‫- چی؟

20:37.203 --> 20:39.203
‫مورتی، باید واسه طرف
‫عزیز باشی که بخوام...

20:39.271 --> 20:42.774
‫طعمه‌ات کنم.
‫واقعا به تخمش هم نیستی.

20:44.410 --> 20:46.611
‫کارش درسته.

20:47.614 --> 20:50.414
‫- «پارمیسان.»
‫- «پارمیزیان.»

20:50.483 --> 20:52.082
‫«پارمیزیان.»

20:52.084 --> 20:54.152
‫- «پارمیزیان.»
‫- «پارمیزیان.»

20:54.220 --> 20:55.954
‫- چه چندش. از تلفظش متنفرم.
‫- آره.

20:56.154 --> 21:00.154
‫«بعد از تیتراژ رو از دست ندین»

21:00.354 --> 21:07.354
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:30.982 --> 21:32.516
‫کی اینجاست؟ مورتی؟

21:32.725 --> 21:33.791
‫همون موش گنده‌ای؟

21:33.860 --> 21:35.125
‫- وای، چه پیشرفت داستانی جالی.
‫- وای!

21:35.195 --> 21:37.127
‫هیس.
‫عه، عه، عه، عه،

21:37.129 --> 21:38.729
‫آروم باش کوچولو.
‫جری هستی، درسته؟

21:38.798 --> 21:40.398
‫اصلا با مفهوم جری‌ها
‫حال نمی‌کردم.

21:40.466 --> 21:42.266
‫وای، واقعا چه قوس شخصیتی خفنی داشتی.

21:42.335 --> 21:43.734
‫داشتی شلوار می‌پوشیدی؟

21:43.803 --> 21:45.336
‫چی؟
‫آها، آره، نه، لخت شده بودم...

21:45.405 --> 21:48.539
‫که یکی رو گیر بیارم.
‫حالا که حرفش شد، تو اینجا...

21:48.541 --> 21:50.274
‫با خودم یا یه بچه کوچولو صحبت نکردی؟

21:50.343 --> 21:51.542
‫شاید کرده باشم. چطور مگه؟

21:51.611 --> 21:53.811
‫آخه اگه تو هم ازشون متنفری،

21:53.880 --> 21:55.413
‫می‌تونم باهات همکاری کنم.

21:55.481 --> 21:56.947
‫ای بابا، من دیگه «همکاری» نمی‌کنم.

21:57.017 --> 21:59.017
‫سر آدم با مدیریت ملت درد می‌گیره.

21:59.085 --> 22:00.284
‫آخ!

22:00.353 --> 22:01.419
‫«فتالیتی» زدم...

22:01.487 --> 22:03.487
‫جری پیروز شد.

22:07.960 --> 22:09.560
‫وای، پشم‌هام پسر.

22:09.629 --> 22:11.095
‫چه خفن بود!

22:13.700 --> 22:15.165
‫واسه چی اومدی اینجا؟

22:15.235 --> 22:20.171
‫رفیق، من هم دارم مدام
‫همین سوال رو از خودم می‌پرسم.
