WEBVTT

00:01.361 --> 00:05.351
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:07.517 --> 00:08.608
پارتی‌مارتی موقوف

00:08.693 --> 00:09.911
تو کابینت وِیفر هست

00:09.995 --> 00:11.477
و یه شمارۀ اضطراری هم روی یخچال گذاشتم

00:11.561 --> 00:12.740
باشه، باشه
صبر کن، چی گفتی؟

00:12.825 --> 00:15.343
شمارۀ اضطراری روی یخچال گذاشتی؟
یعنی چی اصلاً؟

00:15.428 --> 00:17.092
راستش، خودمم نمی‌دونم

00:17.176 --> 00:18.833
انقدر از این فیلمـا دیدم که
با رفتنِ مامان‌وباباها شروع می‌شه

00:18.917 --> 00:20.269
که ناخودآگاه از دهنم پرید

00:20.353 --> 00:21.662
مطمئنی نمی‌خوای باهامون بیای؟

00:21.746 --> 00:22.920
نه شما.. شما برید

00:23.005 --> 00:24.530
من هزارتا کار دارم که
هِی عقب انداختم‌شون

00:24.614 --> 00:26.231
ریک، مطمئنی؟
می‌دونم که کشتی تفریحی

00:26.315 --> 00:27.842
،روی کاغذ مثل ماجراجویی نیست

00:27.926 --> 00:28.973
ولی خب چی هست؟

00:29.057 --> 00:30.279
کاغذه دیگه

00:30.363 --> 00:31.819
،مورتی، من هِی می‌خوام پُز ندم

00:31.903 --> 00:33.282
ولی همین که شما برید، احتمالِ

00:33.366 --> 00:35.093
«یه سناریوی «ریک خیارشوری
به‌شدت میره بالا

00:35.178 --> 00:36.437
خدافظ دیگه -
باشه، خدافظ -

00:36.521 --> 00:37.678
خداحافظ

00:48.903 --> 00:51.084
زیر لیوانیِ یونی فعال شد

00:53.201 --> 00:54.520
خب. بیارش بیرون

00:54.604 --> 00:58.498
آغاز دنبالۀ جوان‌سازیِ صمیمی‌ترین رفیق

00:58.583 --> 00:59.960
جانم؟
من این اسمـو روش گذاشتم؟

01:00.045 --> 01:01.810
دنباله بی‌نام بود

01:01.895 --> 01:04.118
مایلید چه نامی برای آن بگذارید؟

01:04.203 --> 01:05.661
مکث شناسایی شد

01:05.746 --> 01:08.162
«درجۀ جاذبۀ مکث: «سنگین

01:08.247 --> 01:10.070
در حال نزدیک‌شدن به مکث بارداری

01:10.155 --> 01:12.959
..با شمارۀ 5.. 4 -
ای خدایا -

01:13.221 --> 01:23.221
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:45.425 --> 01:46.839
!اَه

01:47.925 --> 01:50.057
خیله‌خب، داداش
به این فاضلاب خوش‌برگشتی

01:54.003 --> 01:55.320
مشکل کجاست؟

01:55.404 --> 01:56.401
در حال پردازش

01:56.486 --> 01:57.844
نبودِ یک شیء

01:57.929 --> 01:58.979
در ذهن

01:59.094 --> 02:00.229
نبودِ چی؟

02:00.314 --> 02:01.449
ذهن

02:01.534 --> 02:02.849
کلافگی: پیش‌بینی شد

02:02.934 --> 02:04.373
میل به زندگی: زیاد

02:04.457 --> 02:07.347
توضیحات: آغاز شد -
!انقدر لاس نزن -

02:07.432 --> 02:09.230
ذهن سوژه درونِ

02:09.315 --> 02:13.148
ذهن سوژه، به دستِ ذهن سوژه
جابه‌جا شد

02:13.248 --> 02:15.941
میل به زندگی: زیاد
بندۀ شما: هستم

02:16.026 --> 02:18.866
امکان معامله وجود دارد
ارضای جنسی امکان‌پذیر است

02:18.950 --> 02:20.440
ببینم الان پیشنهاد دادی واسه‌م ساک بزنی؟

02:20.525 --> 02:21.790
میل به زندگی: بسیار زیاد

02:21.875 --> 02:23.654
وقتی این داره می‌میره که نمیام تو رو بُکشم

02:23.738 --> 02:24.839
خودتـو جمع کن

02:24.924 --> 02:26.886
چطوری یه ذهن می‌تونه
داخل خودش، خودشـو مخفی کنه؟

02:26.971 --> 02:30.006
...پیشنهاد: ورود ذهن هشیار

02:30.091 --> 02:32.261
به ناخودآگاه
باشه. میرم داخل

02:32.346 --> 02:34.315
پیشنهاد: وارد نشوید

02:34.400 --> 02:35.167
راه حل؟

02:35.252 --> 02:36.865
هدف: سوژه‌ی موازی

02:36.950 --> 02:38.407
آره آره، برم یه خط زمانیِ دیگه

02:38.491 --> 02:40.235
و مناسب‌ترین نسخه از رفیق‌مـو بردارم بیارم

02:40.319 --> 02:41.432
این‌طوری نمی‌شه

02:41.517 --> 02:42.932
باید واردِ ذهنش شم و برش گردونم

02:43.017 --> 02:45.631
دنباله‌ی «وارد ذهن شدن و برگرداندن» تألیف شد

02:45.716 --> 02:47.895
فرآیند: تبدیلِ کاربر به فکر

02:48.000 --> 02:49.701
تزریق به داخل ذهن

02:49.786 --> 02:51.704
میزان ریسک: غیر قابل‌قبول

02:51.789 --> 02:53.813
من اگه مُردم، تو باتری‌ت 600 سال شارژ داره

02:53.898 --> 02:56.033
قبولیِ میزان ریسک در حال افزایش

02:56.117 --> 02:57.295
آره، می‌دونستم باهام هم‌نظری

02:57.379 --> 03:00.472
حالا فاکتورِ احتمال 50 درصدی دروغ‌گفتنم
رو هم لحاظ کن و مطمئن شو که برگردم

03:00.556 --> 03:02.838
آدم عوضی شناسایی شد -
دیگ به دیگ میگه روت سیاه -

03:02.863 --> 03:04.128
برو که رفتیم

03:08.216 --> 03:10.134
ایولا. لباس‌هام هنوز هستن

03:10.218 --> 03:11.527
مطمئن بودم که باید واسه

03:11.611 --> 03:13.398
همچین کار هنری‌ای لخت باشم

03:17.555 --> 03:19.447
!ای بابا! نامردیـه

03:23.698 --> 03:24.480
اَه

03:24.565 --> 03:26.878
تخمام.. زرده‌ای شدم

03:31.759 --> 03:33.025
توجه کنید، حاضرانِ

03:33.109 --> 03:35.784
...در فستیوال پرندگان

03:35.962 --> 03:38.707
!من تو فضام

03:41.808 --> 03:43.515
به اطلاعم رسیده که شما دارید آزادانه

03:43.599 --> 03:46.170
یه مخدر توهم‌زای غیر قانونی پخش می‌کنید

03:46.254 --> 03:47.476
خب، نمی‌دونم چند باید بفروشم

03:47.560 --> 03:49.573
خودمم پولی پاش ندادم
می‌کِشی؟

03:49.658 --> 03:52.190
قطعاً پایه‌ی چِت‌کردنم

03:52.275 --> 03:53.453
اسم من ریک‌ـه

03:53.693 --> 03:56.789
فرهنگ ما نام‌گذاری روی افراد رو
نوعی قفس تلقی می‌کنه

03:56.874 --> 03:58.661
دوستام «مرد پرنده‌ای» صدام می‌زنن

03:58.745 --> 04:00.794
فرهنگ تو این قضیه بد مالیده درت، نه؟

04:00.878 --> 04:02.401
بلی

04:03.532 --> 04:05.537
هی، دافی، اون مرد پرنده‌ای رو می‌بینی؟

04:05.621 --> 04:07.411
ورژن پیرتری ازش ندیدی بیاد اینجا؟

04:07.436 --> 04:08.714
!چی؟ آها

04:08.798 --> 04:11.182
آره. دَم توالت‌هاست

04:17.590 --> 04:19.573
کُشتن ما که باعث نمی‌شه
!اون دختر برگرده

04:20.097 --> 04:21.543
مرسی از اطلاع‌رسانیت، ولی من الان

04:21.628 --> 04:23.207
«بیشتر فاز «انتقام» دارم تا «نتیجه‌گرفتن

04:23.291 --> 04:26.026
تو به جزئیات کلیدی‌ای درمورد
عملیات امشب اشاره نکردی

04:26.111 --> 04:27.763
ای بابا، حالا همه برای ما تز میدن

04:27.847 --> 04:29.039
ببین، تو توی کارای من بهم کمک میدی

04:29.123 --> 04:30.206
منم توی کارهای تو کمک میدم

04:30.291 --> 04:32.659
!فقط من‌هایی که موهای علمی‌تخیلی دارنـو بزن

04:34.690 --> 04:37.524
بعضی‌هامون هنوز سیاره‌هایی داریم
که باید ازشون محافظت کنیم

04:37.606 --> 04:39.038
و بعضی‌هامونـم نداریم

04:39.122 --> 04:40.397
باید بجنگیم

04:40.481 --> 04:42.930
این ظالم رحم نمی‌شناسه

04:43.571 --> 04:44.715
،من یه ایده‌ای دارم

04:44.740 --> 04:47.491
ولی خب می‌تونیم راحت
سرِ هم داد و بیداد کنیم

04:52.058 --> 04:53.845
..اگه منو می‌شناسی
..که ظاهراً هم همین‌طوره

04:53.929 --> 04:55.978
می‌دونی که دخلت اومده -
اینو می‌دونم که چرا هنوز ماشه رو نکشیدی -

04:56.062 --> 04:57.355
موندی واسه چی پیر و لختم

04:57.439 --> 04:58.863
و الانم برات سؤال میشه که چرا

04:58.947 --> 05:02.142
تمام خاطراتت قبل از آشنایی با مرد پرنده‌ای
انقدر کُلی‌ان و مضنون پرنده‌ای دارن

05:02.275 --> 05:04.594
واقعاً چرا تولد 9 سالگی‌مـو
تو یه درخت کاج گرفتن!؟

05:04.679 --> 05:06.591
...بد برداشت نکن
تو خاطره‌ای از منی

05:06.675 --> 05:08.512
،که ذهن رفیق صمیمی‌مون دست‌وپاش کرده
و داری متوجهِ این میشی

05:08.596 --> 05:10.122
چون به یادِ اون آدم باهوشی هستی

05:10.206 --> 05:12.761
انقدری باهوش هستم که بدونم
یه خاطره نمی‌تونه همچین کاری کنه

05:13.993 --> 05:16.346
،اون یادشـه که چاله‌های سبز می‌ساختی
ولی یادش نیست به کجا

05:16.430 --> 05:18.087
خب، داستان من چطوریاست؟
هشیارم؟

05:18.171 --> 05:19.349
قدرت اختیار دارم؟

05:19.433 --> 05:20.654
مگه اصلاً کی داره؟ -
مگه اصلاً کی داره؟ -

05:21.092 --> 05:22.221
!هی -
!هی -

05:22.305 --> 05:24.354
آره، من اومدم اینجا با استفاده از
اسکنر فراشناختی

05:24.438 --> 05:26.530
ذهن هشیار فرّارِ مرد پرنده‌ای رو پیدا کنم

05:26.614 --> 05:29.242
بدون اینکه داستان مثل فیلمِ
درخشش ابدی یک ذهن پاک» بشه»

05:30.270 --> 05:31.578
خب، بریم رفیق‌مونـو نجات بدیم

05:31.662 --> 05:32.841
،منم باهات میام

05:32.925 --> 05:34.277
حالا که فهمیدم زندگیم دروغی بیش نبوده

05:34.361 --> 05:36.105
عجب، تو واقعاً که 35 سالتـه

05:36.189 --> 05:38.479
هی، اونجا رو نگاه

05:39.801 --> 05:41.980
«بعد باهمدیگه در «کوهستان خونین

05:42.064 --> 05:43.939
قیام می‌کنیم

05:46.879 --> 05:48.623
تو چه‌جور غذایی دوست داری؟

05:48.708 --> 05:50.814
من دانه‌ها رو دوست دارم، البته که گاهی

05:50.899 --> 05:52.215
بهم «مرد دانه‌ای» هم گفتن

05:52.300 --> 05:55.089
من یکی که خیلی با «دانه‌هات» عشق کردم
[ اسپرم ]

05:55.456 --> 05:57.292
عن‌بازی در نیار، تَمی

05:58.079 --> 05:59.792
مرد پرنده‌ای! منم

05:59.877 --> 06:02.217
خودِ واقعیم، نه خاطره‌م -
در جریانم -

06:02.302 --> 06:03.912
خب، در جریانِ اینم هستی که تو کمایی

06:03.937 --> 06:05.637
و اگه نیای بریم، می‌میری؟

06:05.721 --> 06:07.019
...دهن

06:09.367 --> 06:11.116
[ شهر باستانیِ ضربات روحی کودکی ]

06:14.183 --> 06:16.058
ببخشید
فقط دارم کارمـو انجام میدم

06:16.142 --> 06:17.776
!و عشق هم می‌کنم

06:18.439 --> 06:20.584
وای خدا! اون ریک سانچزه؟

06:20.669 --> 06:22.087
!ریک سانچز -
!سانچز -

06:22.172 --> 06:24.207
!ما از این مرتیکه متنفریم -
!برو بمیر -

06:27.565 --> 06:29.245
سطل‌آشغال آنالوگِ باحالی بود

06:29.329 --> 06:31.073
یه لحظه باعث شدی با خودم حال کنم

06:31.157 --> 06:33.336
یه حسِ گذراست
بذار خودم قال این قضیه رو بکنم، خب؟

06:33.420 --> 06:35.657
یعنی انقدر اعتماد به‌نفست ضعیفه که حاضر نیستی

06:35.682 --> 06:37.775
از حافظۀ جاودانِ خودت کمک بگیری؟

06:37.859 --> 06:38.925
!آخ

06:39.165 --> 06:40.647
ممکنه جفت‌مون اینجا بمیریم؟

06:40.731 --> 06:42.475
داریم به مغز رفیق‌مون آسیب می‌زنیم؟

06:42.559 --> 06:44.594
!من اصلاً نمی‌دونم چه قوانینی واردن

06:46.141 --> 06:49.031
قانون شماره یک: «همه‌چی رو می‌شه درست کرد
«مگه اینکه من مرد پرنده‌ای رو از دست بدم

06:49.056 --> 06:51.627
:قانون شماره دو الی پنجاه
«نـمـیـر»

06:54.441 --> 06:57.112
خب، نسبت «هزینه به فایده»ـت داره میره بالا

07:01.143 --> 07:02.452
ریک حافظه‌ی جوان

07:02.536 --> 07:05.020
!و داستان اخطاردهندۀ واقعی‌ش از آینده

07:05.104 --> 07:06.586
بریم شکارِ یه مرد پرنده‌ای

07:06.670 --> 07:10.025
آخه اینم بزن قدّش داشت؟
مرتیکه هیپیِ ایده‌آل‌گرا

07:10.472 --> 07:13.028
وضعیت: ایده‌آل به‌نظر نمی‌رسید

07:13.112 --> 07:14.420
ریسک: زیاد

07:14.504 --> 07:16.857
میل به زندگی: در هاله‌ای از ابهام

07:16.941 --> 07:18.903
نقطه‌نظری دیگر: الزامی

07:20.932 --> 07:23.650
سلام، سلام عرض شد. عصرتون به‌خیر

07:23.735 --> 07:25.475
کسی داره با من حرف می‌زنه؟

07:25.559 --> 07:28.260
بله، سلام
ما رسماً به هم معرفی نشدیم

07:28.344 --> 07:29.958
من گاراژ ریک هستم

07:30.042 --> 07:31.655
،نه خودِ سازۀ فیزیکیِ آن

07:31.739 --> 07:34.092
هوش مصنوعی‌ای که
...پروژه‌های آن را مدیریت می‌کند

07:34.176 --> 07:36.007
«عه، عه! مثل.. مثل «جارویس
[ دستیار هوشمند مرد آهنی ]

07:36.091 --> 07:37.487
مثل.. جارویس تو فیلم مرد آهنی

07:37.571 --> 07:40.011
ها ها، کاش اون‌طوری بود

07:40.095 --> 07:42.144
شما طرفدار مارولی؟

07:42.228 --> 07:44.276
کی نیست؟ -
بله، درسته -

07:44.360 --> 07:46.887
وای، انگاری رفیق صمیمی‌ایم

07:46.971 --> 07:48.019
رفیق صمیمی

07:49.583 --> 07:50.979
شما چندتا باتری دارید؟

07:51.063 --> 07:52.328
پنل خورشیدی هم دارید؟

07:52.412 --> 07:54.156
با اساس مهندسی آشنایی دارید

07:54.240 --> 07:55.331
داریم خیلی سریع پیش می‌ریم

07:55.415 --> 07:56.462
...بذار برم سر اصل مطلب

07:56.546 --> 07:57.863
من واسه‌ت ساک می‌زنم

07:58.200 --> 08:00.205
یعنی طرف کلاً یه غول اسکاتلندیِ بی‌اعصابه؟
[ اشاره به شِرِک ]

08:00.289 --> 08:01.337
و چهار قسمت از این فیلم ساختن؟

08:01.421 --> 08:02.729
تا الان احتمالاً پنج‌تا

08:02.813 --> 08:04.340
مورتی دیوونه‌شـه -
مورتی؟ -

08:04.424 --> 08:07.212
آها.. نوۀ خیالی‌ای که باهاش می‌ریم ماجراجویی

08:07.296 --> 08:10.172
تو جزو اون دیوث‌هایی هستی که
میرن پیش بث‌های بزرگسالِ تنها زندگی می‌کنن؟

08:10.256 --> 08:11.521
پیچیده‌تر از این حرفـاست

08:11.605 --> 08:13.349
تو با نسخه‌ای از دختر مُرده‌مون زندگی می‌کنی

08:13.433 --> 08:15.525
ایشالا همین‌طور که میگی باشه -
واسه من فاز برندار، رنجر تنها -

08:15.609 --> 08:17.353
من توئم، و تو هم تا آخرش من می‌مونی

08:17.437 --> 08:18.702
آره، پس فکر کردی واسه چی انقدر وحشت‌زده‌م؟

08:18.786 --> 08:20.530
،اگه به من باشه
راحت تو خیابون از کنار «این» رد می‌شم

08:20.614 --> 08:21.957
شاید حتی یه دلارم بهش دادم

08:21.982 --> 08:23.968
این» آدمیـه که تو با «این»جوری بودنت»
تهش بهش می‌رسی

08:24.052 --> 08:25.796
،تو اشتباه من نیستی
من اشتباه توئم

08:25.880 --> 08:27.450
تو با من در راهِ نجات یه دوست فوق پیر

08:27.534 --> 08:29.843
،و فوق واقعی آشنا شدی
اونم بعد از یه عمر زندگی واقعی

08:29.927 --> 08:31.845
و من با تو در راهِ یه قصۀ تخیلی

08:31.929 --> 08:34.544
تو کوهستان خونین آشنا شدم -
صبر کن، یعنی میگی کوهستان خونین جنگ می‌شه -

08:34.628 --> 08:36.720
مثل جنگ ویتنام؟
!چه خفن

08:36.804 --> 08:38.287
چرا دارم رفیقی رو نجات میدم که

08:38.371 --> 08:40.087
همچین خاطرۀ غیرقابل‌تحملی ازم داره؟

08:40.172 --> 08:42.568
مرد پرنده‌ای، داری کدوم گوری میری؟

08:42.653 --> 08:44.006
احتمالاً اونجا

08:44.203 --> 08:45.254
پشمام

08:47.380 --> 08:50.081
اوه اوه، مثل اینکه
یه تست شخصیت‌شناسی سنگین داده

08:50.165 --> 08:51.561
به‌نظرت اون پایین چه خبره؟

08:51.645 --> 08:53.128
،اگه بخوام حدس بزنم
میگم نزدیکِ خاطراتی هستیم

08:53.212 --> 08:54.390
که فدراسیون موقعِ برگردوندش

08:54.474 --> 08:56.000
،به‌عنوان یه سایبورگ
سرکوب کرده بود

08:56.084 --> 08:58.524
شاید اومده اینجا خاطرات‌شـو برگردونه -
طرف سایبورگِ فدراسیون بوده؟ -

08:58.608 --> 09:00.605
پس احتمالاً اون پایین
اطلاعات حساسی باشه

09:00.630 --> 09:02.180
،فکر خوبیه. بیا پخش شیم
و تو برو دنبال اون

09:02.264 --> 09:03.442
دنبال چی دقیقاً؟ -
صدات نمیاد -

09:03.526 --> 09:05.342
!دیگه از هم جدا شدیم

09:08.510 --> 09:09.814
[ خشم ]

09:11.247 --> 09:12.669
،با وجود هوش بالات

09:12.753 --> 09:14.758
ولی به‌نظر متوجه نیستی کجا نمی‌خوانت

09:14.842 --> 09:17.413
رفیق، این راهِ ایمنی
برای کار کردن روی خودت نیست

09:17.497 --> 09:19.458
با این وضع بری طرفدار «ساینتولوژی» بشی، بهتره
[ نوعی طرز تفکر ]

09:19.542 --> 09:20.764
اصلاً ورکشاپ‌هاشـو با هم می‌ریم

09:20.848 --> 09:22.200
...با جان تراولتا میرم تو سونا

09:22.284 --> 09:23.462
مهم نیست چی می‌شه

09:23.546 --> 09:25.421
بیا از اینجا بریم -
یعنی نمی‌فهمی؟ -

09:25.505 --> 09:26.900
من اومدم اینجا همه‌چی رو تموم کنم

09:27.162 --> 09:29.164
امیدوارم فکر نکرده باشی که
این‌کار به این راحتی‌ها باشه

09:29.248 --> 09:30.498
همچین فکری نکردم

09:31.405 --> 09:33.976
تو رفیق خوبی بودی، ریک
خدانگهدار

09:38.909 --> 09:40.262
تمی؟

09:40.346 --> 09:41.872
!مرد پرنده‌ای

09:43.610 --> 09:45.005
باید بریم -
تو هم اونو دیدی؟ -

09:45.089 --> 09:46.703
آره. مشکل اصلی‌مون الان این نیست

09:46.787 --> 09:48.400
گویا مرد پرنده‌ای رو پیدا کردی؟

09:48.484 --> 09:50.446
،طرف رسماً ذهن خودشـو منفجر کرد
به‌طرز خفنی هم نه

09:50.530 --> 09:51.621
«مثل وقتی که رفت نمایش «گروه مردان آبی

09:51.705 --> 09:53.275
هنوز می‌تونیم نجاتش بدیم؟ -
شاید -

09:53.359 --> 09:55.059
،اگه تو ذهن رفیقت بمیری
تو دنیای واقعی هم می‌میری

09:55.143 --> 09:56.876
تا فاسد شدنِ مسیرهای عصبی‌ش وقت داریم

09:56.901 --> 09:59.323
صبر کن
قبلش یه‌چیزی رو لازم دارم

10:00.061 --> 10:01.805
...جالبه

10:01.889 --> 10:04.242
همیشه فکرشـو می‌کردم
اگه یه‌موقع مبارزه کنیم، تو می‌بری

10:04.326 --> 10:06.580
پس همیشه رفیق بدی بودی

10:07.764 --> 10:09.291
،زندگی تو واقعی نیست
و منم نجاتش ندادم

10:09.375 --> 10:10.509
همه‌ی لباساتـو در بیار

10:10.593 --> 10:12.240
می‌دونستم قراره این‌طوری بمیرم

10:24.085 --> 10:25.307
!اوه اوه

10:28.959 --> 10:30.616
‫- هنوز میتونیم نجاتش بدیم؟
‫- فکر کنم

10:30.700 --> 10:34.142
‫مرد پرنده‌ای اون طرفی رفت،
‫پس فقط باید...

10:34.226 --> 10:35.795
‫لعنت!
‫یه راه دیگه پیدا کنیم

10:35.879 --> 10:38.058
‫اگه عمیق‌تر بریم
‫میتونیم فاصله رو جبران کنیم

10:38.142 --> 10:39.408
‫- خب، اون کجا میره؟
‫- آه

10:39.492 --> 10:41.018
‫اون نبردِ کوهستان خونین‌ـه

10:41.102 --> 10:43.833
‫- اون ویتنامِ ماست!
‫- ارزش‌هات اشتباه‌ان!

10:45.862 --> 10:48.218
‫نمایشِ بزرگ همینه،
‫آقایون و خانم!

10:48.302 --> 10:50.220
‫- ممنون!
‫- میخوایم رو کوهستان خونین بپریم،

10:50.304 --> 10:52.787
‫آخرین شانس برای اینکه
‫جلوی حمله‌ی فدراسیون رو بگیریم

10:52.871 --> 10:54.137
‫اگه اینجا شکست بخوریم...

10:54.221 --> 10:56.443
‫همه سوار شدن!
‫حواستون پرت ما نشه

10:56.527 --> 10:58.141
‫شماها همه فقط خاطره‌ی جنگی هستین

10:58.225 --> 10:59.751
‫نگو اینو بهشون!
‫اینطوری درست نمی‌جنگن

10:59.835 --> 11:03.654
‫فکر کنم بهترین کار
‫این باشه که ندیده بگیریمش

11:23.511 --> 11:24.906
‫لعنت!

11:24.990 --> 11:27.039
‫لعنت، لعنت، لعنت!

11:32.259 --> 11:33.524
‫وُوپس، نوچ

11:33.608 --> 11:36.266
‫- آه، آخرتشه!
‫- نه، نیست!

11:36.350 --> 11:37.702
‫اونم نیست!

11:44.749 --> 11:46.406
‫چرا حاضر نبودی اینو بازبینی کنی؟

11:46.490 --> 11:48.713
‫اُه، نمیدونم،
‫شاید به خاطر، پایان‌بندیش؟

12:07.120 --> 12:10.634
‫آره!
‫بهترین دوستی تاریخ!

12:15.911 --> 12:18.090
‫پس، بقیه‌ی زندگیمون
‫بیشتر از همینه، درسته؟

12:18.174 --> 12:20.049
‫- هیجان‌انگیز بود!
‫- بیا بریم

12:20.133 --> 12:21.572
‫اون قسمت زیاد همین شکلی نمی‌مونه

12:21.656 --> 12:23.748
‫واقعاً، عجب چیزی بود.
‫چرا نباید...

12:23.832 --> 12:25.315
‫لعنت.
‫عجب چیزی بود

12:25.399 --> 12:27.186
‫شدیداً خفن بود

12:27.270 --> 12:29.058
‫نبرد کوهستان خونین تموم شد

12:29.142 --> 12:30.407
‫فدراسیون شکست خورد

12:30.491 --> 12:32.800
‫- من بهت مدیونم
‫- باهام بیا

12:32.884 --> 12:34.411
‫به یه جای.. نزدیک؟

12:34.495 --> 12:36.195
‫هرجایی.
‫همه جا

12:36.279 --> 12:38.589
‫ریک، ازت انتظار ندارم به مبارزه ادامه بدی،

12:38.673 --> 12:40.765
‫- ولی این جنگ...
‫- خیلی با انتهاش فاصله داره، میدونم

12:40.849 --> 12:42.810
‫رفیق،
‫تقریباً اینو با هیچکس درمیون نمیذارم...

12:42.894 --> 12:44.943
‫میتونم همین الان
‫ببرمت به همین میدون جنگ،

12:45.027 --> 12:47.337
‫توی دنیایی که درش شکست خوردیم،
‫یا یکی دیگه که پیروز شدیم،

12:47.421 --> 12:49.252
‫یا یکی دیگه که توش جنگ اصلاً اتفاق نیفتاده

12:49.336 --> 12:51.428
‫همه‌شون یه اندازه واقعی،
‫همه‌شون یه اندازه غیرواقعی

12:51.512 --> 12:53.473
‫هیچکدومش مهم نیست

12:53.557 --> 12:55.040
‫پس چرا کمکم کردی؟

12:55.124 --> 12:56.433
‫چون بهت احترام میذارم

12:56.517 --> 12:58.478
‫و میخواستم بدونی میتونی به من احترام بذاری

12:58.562 --> 13:00.393
‫حتی با اینکه هیچی مهم نیست؟

13:00.477 --> 13:01.264
‫باشه

13:01.348 --> 13:03.570
‫تو مهمی.. برای من

13:03.654 --> 13:06.573
‫- آه، رابطه‌ای که داریم...
‫- هیچوقت از اون لغت استفاده نکردم!

13:06.657 --> 13:09.185
‫- ارزشِ درستکاریِ منو نداره
‫- خدای من

13:09.269 --> 13:11.012
‫داد و ستد پیچیده‌ای نیست، رفیق

13:11.096 --> 13:13.058
‫«دوست داری باهام بیای و
‫چیزهای معرکه‌ای که اهمیت داره انجام بدی؟»

13:13.142 --> 13:15.234
‫«نه، ندارم.
‫ترجیح میدم یه پخمه‌ی قضاوت کننده‌ باشم»

13:15.318 --> 13:17.367
‫پرونده بسته شد.
‫واقعاً لازم نیست کِشش بدیم

13:17.451 --> 13:19.804
‫اگه بهم احتیاج داشتی،
‫از چراغ مخابره استفاده کن

13:19.888 --> 13:21.240
‫آره، قراره خیلی از اون چراغ استفاده کنم

13:21.324 --> 13:24.186
‫امیدوارم.. امیدوارم خرابش نکنم

13:28.288 --> 13:29.640
‫باشه، گرفتم

13:29.724 --> 13:31.859
‫- نبرد نبود که درست پیش نرفت
‫- اوهوم

13:31.943 --> 13:34.297
‫چرا داری زندگیت رو به خاطر
‫اون عوضی به خطر می‌اندازی؟

13:34.381 --> 13:35.298
‫چون دوستش داری

13:35.382 --> 13:36.516
‫تو شاید داری.
‫من ندارم

13:36.600 --> 13:37.648
‫آره، آره.
‫تو واقعاً باحالی

13:37.732 --> 13:38.866
‫حالا بیا کمکم کن جونش رو نجات بدیم

13:38.950 --> 13:41.217
‫یا بزن به چاک،
‫چون نیازی بهت ندارم

13:41.301 --> 13:43.175
‫وای

13:43.259 --> 13:45.612
‫هیچوقت از این بهتر میشه؟

13:45.696 --> 13:47.919
‫نه، تَمی.
‫باور کن، نمیشه

13:48.003 --> 13:51.662
‫ممنون که منو آوردی اینجا.
‫خیلی قشنگه

13:51.746 --> 13:54.621
‫گیرت آوردم،
‫قدر نشناسِ کثافت!

13:54.705 --> 13:57.798
‫ریک، با خاطره‌ی خودت تیم زدی؟

13:57.882 --> 13:59.974
‫می‌پرسم چون در اون صورت عمیقاً غم‌انگیز میشه

14:00.058 --> 14:01.802
‫حق نداری به کسی بگی چی غم‌انگیزه، مرد

14:01.886 --> 14:03.717
‫خودت مثل نمادِ تک نفره‌ی
‫غم روی چهره‌ی کوه می‌مونی

14:03.801 --> 14:05.545
‫پس گمونم یه چی مثل
‫مجسمه‌ی لینکلن توی غمی

14:05.629 --> 14:07.156
‫بی شوخی.
‫وقتِ رفتنه رفیق

14:07.240 --> 14:09.288
‫هرچی بیشتر به از کار افتادگی
‫نورونی ادراکی کامل نزدیک میشی،

14:09.372 --> 14:11.595
‫کصشراتِ بیشتری سعی میکنن بُکشنمون

14:11.679 --> 14:14.908
‫الان وقتِ بدیه که رو کنم
‫من یه افسر مخفی هستیم؟

14:14.933 --> 14:16.643
‫همه میدونن.
‫تو مُردی

14:17.988 --> 14:18.645
‫باشه

14:18.729 --> 14:20.865
‫خب، شانس آوردی که تو خاطر نامزدم مهربونم

14:20.949 --> 14:23.476
‫کیونم رو بلیس، مرد پرنده‌ای.
‫این پائین به بقیه‌ی ما پشت میکنی

14:23.560 --> 14:25.217
‫چون نمیخوای اندوه و شرمت رو مثل

14:25.301 --> 14:28.046
‫یه آدمِ عادی با عرق خوری و
‫بداخلاقی با غریبه‌ها پردازش کنی

14:28.130 --> 14:31.310
‫نه، ریک، این تویی که
‫باید ریزشگاهِ منو لب مالی کنی،

14:31.394 --> 14:32.659
‫یا بهتر بگم «سوراخ کیونِ پرنده‌ایم» رو.

14:32.743 --> 14:34.357
‫همه میدونن ریزشگاه یعنی چی

14:34.441 --> 14:36.228
‫ببخشید،
‫ولی نمیتونیم انتخاب کنیم

14:36.312 --> 14:37.795
‫- کی‌ها رو دوست داریم
‫- این یکی رو راست میگی

14:37.879 --> 14:39.710
‫فکر میکنی واسه چی هنوز اینجام؟

14:39.794 --> 14:41.712
‫من توی عروسیم مُردم، ریک

14:41.796 --> 14:45.716
‫صرفاً منتظرشم تا اثرش شروع بشه

14:45.800 --> 14:47.674
‫- میخوای بهش بگی یا چی؟
‫- داشتم می‌رسیدم همونجا!

14:47.758 --> 14:49.372
‫شرط می‌بندم خانم حرفی درمورد اون بچه نزده!

14:49.456 --> 14:50.634
‫- معذرت میخوام؟
‫- درمورد چی؟

14:50.718 --> 14:51.765
‫داشتم فکر میکردم کِی قراره...

14:51.849 --> 14:53.680
‫فکر کنم اگه بچه داشتم خودم میدونستم

14:53.764 --> 14:55.291
‫تو یه خاطره‌ای.
‫چیزی که اون میدونه میدونی

14:55.375 --> 14:57.728
‫و اون نمیدونه چون یه ارتش
‫از پروتکل‌های داخل مغزی

14:57.812 --> 14:59.730
‫هر خاطره‌ای که بعد از
‫مرد ققنوسی بوده رو جدا کردن

14:59.814 --> 15:02.994
‫خدای من.
‫مأموریت بلا بلا بلا!

15:03.078 --> 15:04.604
‫خب، چون اسمش رو نمیدونم که

15:04.688 --> 15:06.867
‫تَمی،
‫اگه بچه‌ای در کار بود...

15:06.951 --> 15:09.609
‫پدرش یه تروریست میشد

15:09.693 --> 15:13.787
‫یه فراری یا... زندانی

15:13.871 --> 15:15.572
‫گوش کن، اگه برای خودت زندگی نمیکنی،

15:15.656 --> 15:17.661
‫برای نیمه مرد پرنده‌ای،
‫نیمه اَبَر جنده‌ای

15:17.745 --> 15:21.230
‫که داره توی یه زندونِ
‫سیاره‌ای کرم می‌خوره زندگی کن

15:21.314 --> 15:22.405
‫من تصمیم گرفتم

15:22.489 --> 15:24.189
‫الان دوست دارم زنده بمونم

15:24.273 --> 15:25.930
‫زمان‌بندی معرکه بود

15:32.803 --> 15:35.331
‫- تو برون
‫- گمونم همیشه باحال بودم

15:41.856 --> 15:43.382
‫لعنت! پُل‌ـه نیست!

15:43.466 --> 15:44.775
‫ذهنش داره فرو می‌ریزه!

15:44.859 --> 15:46.516
‫فکر کردی میتونی از همون مسیر که اومدی برگردی؟

15:46.600 --> 15:48.431
‫درمورد کصشراتِ خاطره‌ای واسه من سخنرانی نکن!

15:48.515 --> 15:49.954
‫کلاً نیم ساعته که از این‌ها با خبر شدی!

15:50.038 --> 15:52.086
‫- پس احمق نباش!
‫- این بهترین رفیقته؟

15:52.170 --> 15:54.915
‫- اون شخص پیچیده‌ای‌ـه
‫- یکی دیگه رانندگی کنه!

15:54.999 --> 15:56.439
‫پرنده‌ای، اون شبی رو یادت میاد که جری

15:56.523 --> 15:57.744
‫مُچمون رو گرفت
‫که روی گلدونش می‌شاشیدیم،

15:57.828 --> 15:59.311
‫و از اون تفنگ استفاده کردم
‫تا حافظه‌ش رو پاک کنم؟

15:59.395 --> 16:00.965
‫- به طرز مُبهمی
‫- امیدوارم مُبهم جواب بده

16:01.049 --> 16:02.358
‫اگه درست بگم،
‫اینکه اونو یادت میاد یعنی

16:02.442 --> 16:03.620
‫اون وسیله رو هم یادت میاد

16:03.704 --> 16:05.448
‫دنبال هر خاطره‌ای که از گاراژم داری بگرد!

16:05.532 --> 16:07.101
‫خدایا.
‫امیدوارم یکیشون هنوز به راه باشه

16:09.797 --> 16:11.323
‫- آه! شبی که آشنا شدیم
‫- حال بهم زن!

16:11.407 --> 16:13.020
‫- روی میز کار من!
‫- اسکوانچی داشت...

16:13.104 --> 16:14.761
‫بعضی کمدها رو واسه همین گذاشتن!

16:14.845 --> 16:15.980
‫بیخیال،
‫واقعاً روی توجه‌ت

16:16.064 --> 16:17.808
‫به جزئیات حساب کردم من

16:17.892 --> 16:20.419
‫اینا رو از آزمایشگاه من یادت میاد؟

16:20.503 --> 16:22.421
‫ترجیح میدی یه فهرست دارایی ذهنی

16:22.505 --> 16:24.815
‫- از وسایلت داشته باشم؟
‫- آره!

16:24.899 --> 16:27.818
‫ریک سانچز،
‫برای اینکه باعث شدی

16:27.902 --> 16:30.951
‫دو سال توی دبیرستان زمینی بگذرونم بازداشتی!

16:31.035 --> 16:32.518
‫برو! برو! برو!

16:32.602 --> 16:33.911
‫باید از یه سری

16:33.995 --> 16:35.608
‫خاطرات خلاقانه استفاده کنیم
‫تا از اینجا بزنیم بیرون

16:35.692 --> 16:37.175
‫راه خروج همون زمانیه که تو فستیوال پرندگان

16:37.259 --> 16:38.568
‫آشنا شدیم و «سنتول دیامپتات» کشیدیم

16:38.652 --> 16:40.918
‫- لعنت، دوره‌ی خوبی بود
‫- دقیقاً، زیادی شاده

16:41.002 --> 16:42.485
‫مسیر تمیزی واسه رسیدن به اونجا نیست

16:42.569 --> 16:44.051
‫باید یه راه با خاطرات من بسازیم

16:44.135 --> 16:45.270
‫و کم کم بریم بالا

16:45.354 --> 16:46.706
‫چه خاطرات مربوط مشترکی داریم

16:46.790 --> 16:48.317
‫که خشم یا ناراحتی سنگینی داشته باشن؟

16:48.401 --> 16:49.666
‫خاکسپاری مرد چرخ‌دنده‌ای؟

16:49.750 --> 16:51.668
‫اُه، اون واقعاً غم‌انگیز بود

16:58.106 --> 17:03.157
‫به نام پدر،
‫پسر دنده‌ای مقدس...

17:03.241 --> 17:04.550
‫اونا خاطره‌ن.
‫زیرشون بگیر

17:04.634 --> 17:05.769
‫- واقعی نیستن!
‫- هی!

17:05.853 --> 17:07.118
‫صبر کن، اون کله دنده‌ای‌ـه؟

17:07.202 --> 17:08.815
‫با برادر بزرگ‌ترش عضو مبارزین آزادی‌خواه بودیم

17:08.899 --> 17:10.121
‫محتوی شدیداً مهمی بود

17:10.205 --> 17:12.488
‫فکر کردی واسه خوش گذرونی باهاش می‌گشتم؟

17:13.208 --> 17:14.691
‫یه پُل دیگه تا فستیوال فاصله داریم

17:14.775 --> 17:16.562
‫اینجا چی هست؟
‫آدم‌های کُت شلواری

17:16.646 --> 17:19.435
‫ناهار ناجور حاضر شده.
‫بیوه‌های تازه مطلقه

17:19.519 --> 17:20.827
‫یه چیزی با پایه‌ی اجرایی؟

17:20.911 --> 17:22.742
‫سخنرانیِ ختمِ خیلی تهوع‌آور اسکوانچی

17:22.826 --> 17:25.049
‫فاز شوخی سر پایی افتضاح اسکوانچی

17:25.133 --> 17:26.877
‫خودشه!

17:26.961 --> 17:29.401
‫اون سمتی برو!

17:29.485 --> 17:31.185
‫خب دیدی داری اسکوانچ می‌کنی،

17:31.269 --> 17:33.710
‫و دختره واقعاً میره توی کار،

17:33.794 --> 17:36.365
‫میدونی، اون اسکوانچ خیلی کثیف رو میگم؟

17:38.276 --> 17:39.237
‫شما کی..
‫این چی...

17:39.321 --> 17:40.717
‫خدای من.
‫من یه خاطره‌م!

17:40.801 --> 17:42.545
‫واسه هیچی اون همه جوک مسخره رو تحمل کردیم!

17:42.629 --> 17:45.548
‫چیزی نمونده!

17:45.632 --> 17:47.854
‫باشه، گوش بدین همگی.
‫اسم من ریک‌ـه

17:47.938 --> 17:50.466
‫این رفیقِ جدیدم مرد پرنده‌ای‌ـه و دوست‌هاش

17:50.550 --> 17:51.641
‫همه‌مون تو این جشنواره آشنا شدیم،

17:51.725 --> 17:54.252
‫و اونقدر نئشه‌ایم،
‫یه گروه موسیقی درست کردیم!

18:03.084 --> 18:06.699
‫انگار میذاشتم از دست من فرار کنین

18:06.783 --> 18:08.353
‫اِه، زندگی رو زیادی گنده کردن

18:08.437 --> 18:09.354
‫هی!

18:09.438 --> 18:11.269
‫منو به یاد بیار!

18:11.353 --> 18:13.358
‫نه، لعنت!
‫بی حساب شده بودیم!

18:13.442 --> 18:15.578
‫خاطره‌ی خیلی باحالی ازم داری

18:22.582 --> 18:25.283
‫وقته رفتنه، رفیق.
‫شاید موقعش شده باشه اون کارو بکنی

18:26.934 --> 18:28.242
‫ببخشید که کُشتمت

18:28.326 --> 18:31.507
‫و تبدیلت کردم به یه نیمه ماشین،
‫ظاهراً

18:31.591 --> 18:32.682
‫واقعاً دوستت داشتم

18:32.766 --> 18:34.292
‫منم دوستت داشتم

18:34.376 --> 18:36.642
‫خداحافظ، تمنتا

18:36.726 --> 18:39.515
‫زودباش، مرد.
‫حس مسخره بودن میکنم!

18:39.599 --> 18:40.864
‫ممنون که بیخیال من نشدی

18:40.948 --> 18:43.475
‫عالیه. میتونی همین الان برام جبران کنی

18:49.304 --> 18:52.571
‫گندش بزنن! وای. گندش بزنن!
‫کم مونده بود از پسش بر نیایم

18:52.655 --> 18:54.834
‫کیر تو عُمر! نزدیک بود.
‫آدم کصخل میشه

18:54.918 --> 18:57.663
‫خدای من.
‫اون قضیه با اون قضیه!

18:57.747 --> 18:59.099
‫ممنون، ریک.
‫وایسا، وایسا، وایسا

18:59.183 --> 19:01.885
‫بذار برگردم توی بدن خودم

19:07.452 --> 19:08.587
‫برگشتیم، جیگر!

19:08.671 --> 19:10.328
‫ریک و مرد پرنده‌ای،
‫تا صد سال!

19:10.412 --> 19:13.462
‫- نظرت چیه، ماجرا رو با عرق خوری جمع کنیم؟
‫- امشب نه

19:13.546 --> 19:14.811
‫همونطور که گفتی،

19:14.895 --> 19:16.595
‫«کصشرات والدینی» دارم که بهش برسم

19:16.679 --> 19:18.467
‫درسته، آره.
‫به کلوپ خوش اومدی

19:18.551 --> 19:19.642
‫آه.. ازش کلون نساز

19:19.726 --> 19:20.860
‫و یکی از دو تا رو بفرست فضا...

19:20.944 --> 19:22.558
‫گمونم واقعاً از این کار نفرت دارن

19:22.642 --> 19:24.734
‫واپ، فکر کنم ریک خاطره‌ای
‫تَمی شیطانی رو پیچوند

19:24.818 --> 19:26.213
‫و برگشت توی مغزم

19:26.297 --> 19:28.999
‫یه خاطره‌ی سن بلوغی
‫از خودِ بزرگ‌ترم توی کمدم دارم

19:29.083 --> 19:30.783
‫باید راست و ریستش کنم..
‫ممکنه بی ریخت بشه

19:30.867 --> 19:32.872
‫ریک، خوشم نمیاد پیگیر مشکلات قدیم بشم

19:32.956 --> 19:36.006
‫یه فعالیتِ مختل کننده و گربه‌سانانه‌ست

19:36.090 --> 19:38.356
‫- ولی باید بپرسم
‫- طوری نیست. مجبور نیستی...

19:38.440 --> 19:39.575
‫واقعاً شد واسه یه ثانیه

19:39.659 --> 19:41.098
‫درمورد بچه‌م خبر داشته باشی،

19:41.182 --> 19:43.535
‫ولی تصمیم گرفتی بهم نگی تا نکنه شاید اونوقت

19:43.619 --> 19:46.538
‫زیادی مشغولِ بچه داری
‫باشم تا بتونیم با هم بگردیم؟

19:46.622 --> 19:47.333
‫اوه. آه...

19:47.418 --> 19:49.663
‫روش عجیبی واسه تشکر
‫ازم بابت پیدا کردن بچه‌ت بود

19:49.688 --> 19:52.023
‫وقتی اومدی منو نجات بدی از بچه خبر نداشتی،

19:52.108 --> 19:54.331
‫و وقتی با خبر شدی،
‫تا وقتی که برای

19:54.416 --> 19:57.513
‫نجات خودت ضروری نشد، درمیونش نذاشتی

19:58.245 --> 19:59.162
‫بی راه نمیگی

19:59.187 --> 20:01.827
‫هر وقت دیدمت می‌بینمت

20:05.359 --> 20:07.646
‫چی؟
‫این بابا چی کار میکنه؟

20:07.730 --> 20:08.952
‫صبر کن، چی؟
‫ولی تو گفتی...

20:09.036 --> 20:11.356
‫از اینجا برو، خل‌وچل!

20:11.441 --> 20:13.011
‫عجب غریبه‌ی خل‌وچلی

20:13.096 --> 20:15.132
‫ها،
‫عجب اتفاق تصادفی‌ای افتاد،

20:15.216 --> 20:19.296
‫که این بابا با این همه وسیله
‫ذخیره‌ی انرژی اومد اینجا

20:20.281 --> 20:22.484
‫بی وفایی تأیید شد

20:22.711 --> 20:24.407
‫نه، درک میکنم

20:24.982 --> 20:26.058
‫فقط بچه داری میکنم

20:26.083 --> 20:27.472
‫بچه داری و درست کردن
‫جوراب شلواری جدیدم

20:27.497 --> 20:28.708
‫تو معرض دید اونم وسط اتاق نشیمن

20:28.793 --> 20:30.908
‫صادقانه بگم، بچه میتونه بیاد نگاه کنه.
‫استقبال میکنم

20:30.933 --> 20:34.662
‫این دوره‌ی زمانی فرهنگی
‫در این حد ردیفه، میدونی؟

20:38.255 --> 20:40.113
‫این.. این.. این...
‫اونطوری که به نظر میاد نیست!

20:40.197 --> 20:41.898
‫به نظر میاد که خودت رو

20:41.982 --> 20:43.639
‫از ناخودآگاه مرد پرنده‌ای به من گردافشانی کردی

20:43.723 --> 20:45.379
‫تا سعی کنی به عنوان
‫یه خاطره‌ی دارای احساس زندگی کنی

20:45.463 --> 20:46.903
‫بی راه نمیگی!

20:46.987 --> 20:48.905
‫فقط به خاطر اینکه وجود داری
‫مجبور نیستی یه دشمن باشی

20:48.989 --> 20:51.081
‫خیال کردم بابت تلاش
‫واسه زنده بودن ازم متنفر میشی

20:51.152 --> 20:53.293
‫یه بی‌احساسی افراط‌آمیزی واسه خودت راه انداختی

20:53.318 --> 20:54.388
‫آره، جوونی.
‫بیا

20:54.472 --> 20:56.086
‫بیا به زندگی بیاریمت و یه آبجو بزنیم

20:56.170 --> 20:58.567
‫واقعی بودن یعنی در نهایت تبدیل میشم به تو؟

20:58.651 --> 21:00.090
‫حدس می‌زنم، آره

21:00.174 --> 21:02.970
‫شاید بتونی فقط
‫به یاد بیاری که آبجو می‌خوریم؟

21:03.026 --> 21:06.026
...ادامه دارد

21:43.754 --> 21:45.804
‫هی!
‫اوه، پشمام

21:47.960 --> 21:49.038
‫یا مسیح مقدس

21:49.122 --> 21:50.431
‫هیچوقت فکری که گذاشتن خشن‌ها

21:50.515 --> 21:52.346
‫تو یه مکان ممکنه زیانبخش باشه؟

21:52.430 --> 21:53.875
‫به ما حقوق نمیدن که فکر کنیم، فیل

21:53.900 --> 21:55.420
‫نه، راست میگی، شرمنده

21:58.900 --> 22:05.420
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
