WEBVTT

00:01.000 --> 00:06.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.465 --> 00:07.925
‫آنچه در ریچر گذشت...

00:07.925 --> 00:09.525
‫دیگه هیچکس نمی‌تونه کمکم کنه

00:10.636 --> 00:12.179
‫ایشون کارآگاه "تامارا گرین"ـه

00:12.179 --> 00:13.347
‫باهامون تماس گرفتن و گفتن

00:13.347 --> 00:14.974
‫- یه عده دیگه ازت سوال دارن
‫- چی ممکنه بهم داده باشه

00:14.974 --> 00:16.392
‫که دولت اینقدر نگرانشه؟

00:16.392 --> 00:18.519
‫- دنبال چی می‌گردین؟
‫- فلش درایو

00:18.519 --> 00:19.603
‫رئیس‌تون کیه؟

00:19.603 --> 00:20.604
‫من "لیلا"ـم

00:20.604 --> 00:22.773
‫قول داد هرکاری از دستش برمیاد برای
‫ پیدا کردن پدرم انجام بده، و همین‌کارم کرد

00:22.773 --> 00:24.191
‫آدم مهمیه

00:24.191 --> 00:25.901
‫نماینده مجلس، جان سمسون

00:25.901 --> 00:27.445
‫و می‌خوای با اطلاعاتی که آنا

00:27.445 --> 00:29.071
‫از پنتاگون برات دزدید
‫ازش اخاذی کنی

00:29.071 --> 00:30.948
‫جیکوب، واکنش خواهرزاده‌ت
‫به شنیدن خبرش چی بود؟

00:30.948 --> 00:31.991
‫هنوز نتونستم پیداش کنم

00:31.991 --> 00:33.409
‫ ظاهراً خواهرت یه سری
‫ اطلاعات محرمانه دزدیده...

00:33.409 --> 00:34.744
‫کجا داری میری؟

00:34.744 --> 00:36.344
‫می‌خوام هرچی می‌تونم
‫در مورد جان سمسون بفهمم

00:37.246 --> 00:38.330
‫باشه

00:38.330 --> 00:39.707
‫- بیا بریم
‫- توام میای؟

00:39.707 --> 00:42.641
‫خوب بلدم نذارم کسی قسر در بره

00:47.006 --> 00:48.606
‫بگیرینش

01:24.585 --> 01:26.837
‫به جمع‌مون خوش اومدی

01:30.841 --> 01:32.510
‫چقدر بیهوش بودم؟

01:32.510 --> 01:34.110
‫نمی‌دونم والا

01:35.095 --> 01:37.431
‫یکی دو ساعت پیش که به‌هوش اومدیم
‫تو اینجا بودی

01:37.431 --> 01:40.559
‫دارت بیهوشی بهم زدن

01:40.559 --> 01:42.159
‫دو بار

01:43.145 --> 01:44.313
‫شما رو چطوری گیر انداختن؟

01:44.313 --> 01:45.815
‫هی

01:45.815 --> 01:47.233
‫دارن تماشامون می‌کنن

01:47.233 --> 01:49.151
‫احتمالاً به حرف‌هامونم گوش میدن

01:49.151 --> 01:51.487
‫خودشون می‌دونن شما چطوری
‫سر از اینجا درآوردین

01:52.905 --> 01:54.505
‫ضرری نداره بهم بگین

01:55.407 --> 01:57.785
‫رسیدم خونه، به محض اینکه
‫اسلحه‌مو گذاشتم توی گاوصندوق

01:58.994 --> 02:01.205
‫حتماً یکی توی خونه‌م قایم شده بوده

02:01.205 --> 02:03.040
‫بوی کلروفرم حس کردم

02:03.040 --> 02:04.250
‫و اینجا بیدار شدم

02:04.250 --> 02:05.876
‫من داشتم می‌رفتم سمت
‫ایستگاه اتوبوس نزدیک خونه‌م

02:05.876 --> 02:07.545
‫که بیام نیویورک پیشت

02:07.545 --> 02:09.672
‫یهویی سینه‌م سوخت

02:09.672 --> 02:11.966
‫پایین رو نگاه کردم و یه دارت دیدم

02:11.966 --> 02:14.260
‫بعدش یه مشت برگ...

02:14.260 --> 02:16.136
‫روی درخت‌ها دیدم...

02:17.471 --> 02:19.071
‫و اینجا بیدار شدم

02:20.641 --> 02:22.184
‫فقط من رو بستن

02:22.184 --> 02:24.353
‫آره. مگه تابحال خودت رو ندیدی؟

02:25.688 --> 02:27.106
‫هیچکدوممون نتونستیم ببینیم چه شکلین

02:27.106 --> 02:29.692
‫تو می‌دونی کی دزدیدت؟

02:29.692 --> 02:31.694
‫اونایی نبودن که دیروز اومدن سراغت؟

02:32.820 --> 02:33.946
‫مامورهای سیا بودن

02:33.946 --> 02:35.239
‫خودشون گفتن؟

02:35.239 --> 02:37.408
‫لازم نبود بگن

02:37.408 --> 02:39.577
‫نه حقوق میراندا رو برامون خوندن
‫نه حرفی از "قانون میهن‌دوستی" زدن

02:39.577 --> 02:41.662
‫و نه اتهامی برامون تراشیدن

02:41.662 --> 02:43.664
‫یعنی اختیار دستگیر کردن‌مون رو ندارن

02:43.664 --> 02:45.916
‫ولی هیچ مشکلی با استفاده از
‫ داروی بیهوشی، دزدیدن

02:45.916 --> 02:48.960
‫و حبس کردن‌مون توی جایی که
‫با توجه به بو و نبود نور طبیعی

02:48.960 --> 02:51.213
‫فقط می‌تونم تصور کنم زیرزمینه نداشتن

02:51.213 --> 02:53.632
‫کدوم سازمان دولتی
‫بهتر از همه به این توصیفات می‌خوره؟

02:53.632 --> 02:57.094
‫فکر می‌کردم سیا اجازه نداره
‫توی خاک کشور فعالیت کنه

02:57.094 --> 02:59.096
‫واقعاً مسخره‌ست
‫آخه دزدیدن یه ولگرد یه چیزه...

02:59.096 --> 03:02.099
‫البته توهین نباشه...
‫ولی دزدیدن افسرهای پلیس؟

03:02.099 --> 03:03.699
‫خب اینا یعنی چی؟

03:04.518 --> 03:06.603
‫یعنی به‌فنا رفتیم

03:22.453 --> 03:25.331
‫- این چیه؟
‫- ماده‌ی محرکه. که کاملاً سرحال بیای

03:25.331 --> 03:26.749
‫همین الانشم سرحالم

03:26.749 --> 03:28.250
‫هرکاری بهم میگن انجام میدم

03:28.250 --> 03:31.170
‫بهت گفتن این سوزن رو بکنی توی چشمت؟

03:31.170 --> 03:33.672
‫چون اگر سعی کنی بزنیش تو دستم
‫همین بلا سرت میاد

03:33.672 --> 03:35.382
‫به‌نظر میاد کاملاً بیدار و سرحاله

03:36.467 --> 03:38.067
‫بیخیال آمپول، دکتر

03:40.387 --> 03:41.472
‫گردنت چطوره؟

03:41.472 --> 03:43.557
‫سر تو چطوره؟

03:43.557 --> 03:45.768
‫شنیدم خماری بعد از آرام‌بخش
‫خیلی ناجوره

03:49.772 --> 03:51.357
‫ببینم می‌تونین اینا رو بزنین بهم یا نه

03:51.357 --> 03:52.983
‫نه، شک نکن می‌زنیم

03:52.983 --> 03:55.444
‫تنها سوال اینه که
‫راحت می‌زنیمش یا به زور

03:59.531 --> 04:01.659
‫دوز رو بیشتر کردیم

04:01.659 --> 04:03.619
‫پس می‌خوای کله‌شق‌بازی دربیاری

04:03.619 --> 04:06.080
‫یا می‌خوای تمومش کنیم بره، آقای ریچر؟

04:06.080 --> 04:08.457
‫همون ریچر خالی کافیه

04:38.988 --> 04:41.615
‫جک ریچر. اسم میانی نداری

04:41.615 --> 04:43.575
‫مامان بابات به خودشون زحمت ندادن؟

04:45.244 --> 04:48.163
‫جک دیگه چه اسم کوچیکیه؟
‫جک که اسم مستعاره

04:48.163 --> 04:50.499
‫تو اسم خودتو بگو
‫تا بتونیم با هم مقایسه‌شون کنیم

04:53.168 --> 04:54.294
‫خیلی‌خب

04:54.294 --> 04:55.587
‫تو "وینکن"ـی

04:55.587 --> 04:57.339
‫اونم "بلینکن"ـه و اونم "ناد"ـه

04:57.339 --> 04:59.258
‫از اون لالایی هلندی مشهور

04:59.258 --> 05:01.260
‫چون خوابوندیمت
‫این اسم‌ها رو رومون گذاشتی؟

05:01.260 --> 05:03.220
‫این اسم‌ها رو روتون گذاشتم
‫چون قبل از بیرون رفتن از این اتاق

05:03.220 --> 05:04.820
‫همه‌تون رو می‌خوابونم

05:14.231 --> 05:17.026
‫متخصص‌هامون داده‌هاش رو بررسی کردن
‫و تنها چیزی که توی فلشه

05:17.026 --> 05:20.988
‫نقاشی‌های معمولی یه دانشجوئه

05:20.988 --> 05:22.364
‫چرا؟

05:22.364 --> 05:24.575
‫شاید تمام تلاشش رو نمی‌کنه

05:24.575 --> 05:25.743
‫فلش اون دست تو چیکار می‌کنه؟

05:25.743 --> 05:27.411
‫- لازمش داشتم
‫- برای چی؟

05:31.874 --> 05:34.168
‫به‌نظرم لازمش داشتی
‫که اطلاعات فلشی که از آنا مریک

05:34.168 --> 05:36.837
‫قبل از خودکشیش توی قطار گرفتی رو کپی کنی

05:38.047 --> 05:40.466
‫اون فلش کجاست؟

05:40.466 --> 05:42.176
‫نمی‌دونم منظورت چیه

05:42.176 --> 05:44.636
‫فقط تو باهاش برخورد داشتی

05:44.636 --> 05:46.638
‫و فلش همراهش نبود

05:47.806 --> 05:49.058
‫فکر می‌کنی احمقیم؟

05:49.058 --> 05:50.658
‫آره

05:53.020 --> 05:55.022
‫زنی که توی پارک بود کی بود؟

05:56.106 --> 05:58.901
‫همونی که گذاشتی فلش رو باز کنه
‫و محتویاتش رو ببینه؟

06:01.653 --> 06:03.253
‫اون کجاست؟

06:03.697 --> 06:05.407
‫بذار حدس بزنم

06:05.407 --> 06:07.409
‫بیشتر توان‌تون رو صرف من کردین
‫چون خیال می‌کردین

06:07.409 --> 06:09.369
‫من مشکل‌ساز میشم
‫و راحت از پس اون برمیاین

06:09.369 --> 06:12.831
‫و بعد از اینکه منو بیهوش کردین
‫برگشتین سراغش ولی غیبش زده بود

06:12.831 --> 06:14.958
‫از دست یکی از
‫ افسرهای رده پایینت فرار کرده بود

06:16.126 --> 06:18.253
‫قرار بود تو مراقبش باشی، بلینکن؟

06:18.253 --> 06:20.172
‫بهت می‌خوره از اون کسخل‌هایی باشی

06:20.172 --> 06:22.466
‫که به خودش پشت‌پا بزنه
‫و دستش تا مچ بره تو کون خودش

06:22.466 --> 06:23.926
‫نظرت چیه پامو بکنم تو کون تو؟

06:23.926 --> 06:25.719
‫اگر می‌تونی بکن

06:25.719 --> 06:27.319
‫الان وقت این حرفا نیست

06:28.305 --> 06:30.182
‫باشه، می‌دونیم

06:30.182 --> 06:32.017
‫آدم گردن‌کلفتی هستی

06:32.017 --> 06:33.684
‫پرونده‌تو خوندیم

06:35.187 --> 06:36.772
‫ولی دوست‌هات که اون بیرونن چی؟

06:36.772 --> 06:38.357
‫اونا دوست‌هام نیستن

06:38.357 --> 06:39.858
‫تازه امروز دیدمشون

06:39.858 --> 06:42.111
‫تو و سرکار مریک
‫داشتین با فلش واسه خودتون می‌چرخیدین

06:42.111 --> 06:45.405
‫و قبل از دستگیری‌تون دیدیم
‫داشتی با کارآگاه گرین حرف می‌زدی

06:45.405 --> 06:48.367
‫حالا... فقط می‌تونیم
‫فرض رو بر این بذاریم

06:48.367 --> 06:50.577
‫که اونا همدست‌هاتن

06:50.577 --> 06:52.496
‫خواستیم اول با تو حرف بزنیم

06:52.496 --> 06:54.540
‫چون گفتیم شاید بخوای
‫باهامون راه بیای تا اونا درد نکشن

06:54.540 --> 06:56.708
‫ولی ظاهراً اصلاً برات مهم نیست
‫چه بلایی سر اونا میاد

07:02.673 --> 07:04.800
‫هیچکس نمی‌دونه شما سه تا اینجایین

07:04.800 --> 07:07.261
‫عین نیروهای دشمن
‫توی خاک آمریکا باهاتون رفتار می‌کنیم

07:07.261 --> 07:09.012
‫می‌تونیم هرکاری دلمون خواست بکنیم

07:10.389 --> 07:12.307
‫حالا شاید...

07:12.307 --> 07:13.907
‫تو بتونی تحمل کنی

07:15.310 --> 07:16.910
‫تا یه مدت

07:18.522 --> 07:20.607
‫ولی به‌نظرت اونا تحملشون چقدره؟

07:25.779 --> 07:27.447
‫ببرینش بیرون
‫زنه رو برام بیارین

07:27.447 --> 07:29.047
‫باشه

07:30.325 --> 07:32.202
‫باشه چی؟

07:32.202 --> 07:33.802
‫سوال‌هات رو جواب میدم

07:38.167 --> 07:39.767
‫حالا بهتر شد

07:41.503 --> 07:43.463
‫خب بیا دوباره امتحان کنیم

07:44.464 --> 07:47.551
‫فلشی که آنا مریک
‫توی قطار بهت داد کجاست؟

08:22.628 --> 08:24.213
‫دیدی گفتم؟

08:24.213 --> 08:29.134
‫« ریــچــر »

08:37.158 --> 08:43.398
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

08:43.398 --> 08:46.818
‫از داخل صدای درگیری شدید میومد
‫ولی حالا هیچ صدایی نمیاد

08:46.818 --> 08:48.445
‫گندش بزنن

08:51.365 --> 08:53.075
‫الو؟ الو؟

08:56.119 --> 08:58.538
‫یا خدا

08:58.538 --> 09:00.791
‫فکر کردیم اونا دارن
‫تو رو کتک می‌زنن

09:00.791 --> 09:02.668
‫کجا داری میری؟

09:04.378 --> 09:05.978
‫ولمون کرد رفت؟

09:32.322 --> 09:34.157
‫- اینو بگیر
‫- باشه

09:34.157 --> 09:35.909
‫معنی این زنگ تلفن
‫همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

09:35.909 --> 09:37.509
‫به‌زودی برامون مهمون میاد

09:41.832 --> 09:43.432
‫شاید اشتباه گرفتن

09:46.295 --> 09:48.171
‫حالا دارن به گوشی‌ها زنگ می‌زنن
‫اونم چندین گوشی

09:48.171 --> 09:49.589
‫یعنی بیشتر از یه نفر تو راهه

09:49.589 --> 09:52.384
‫- اسلحه‌هاشون رو برداشتی؟
‫- اسلحه نداشتن. حتماً گذاشتن یه جای امن

09:52.384 --> 09:54.303
‫فکر می‌کردن چون بهت دستبند زده بودن
‫اسلحه لازم نداشتن

09:54.303 --> 09:55.903
‫اشتباه فکر می‌کردن

09:56.555 --> 09:58.390
‫خیلی‌خب. حالا امتحان کن

10:03.186 --> 10:04.730
‫کیف‌هاتون روی میز اون یکی اتاقه

10:04.730 --> 10:06.330
‫باشه

10:11.945 --> 10:13.545
‫یا خدا

10:26.752 --> 10:28.352
‫نگران نباش، پیغام می‌ذارن

10:30.380 --> 10:31.965
‫وقت‌مون داره تموم میشه!

10:31.965 --> 10:33.675
‫یکم دیگه مونده

10:33.675 --> 10:35.275
‫باید به‌زور دربیای

10:37.554 --> 10:39.765
‫فکر کنم گیر کردم

10:46.897 --> 10:48.497
‫برین. برگردین داخل. برگردین داخل

10:57.824 --> 10:59.424
‫درو ببند

11:02.245 --> 11:03.845
‫برین، برین، برین!

11:24.434 --> 11:25.769
‫تعداد بیشتری دارن میان؟

11:25.769 --> 11:27.521
‫بریم سمت کوچه

11:45.956 --> 11:47.556
‫سوار شین

11:48.750 --> 11:51.252
‫مامور سیا نیستم!
‫روی ونم عکس گربه‌ست بابا!

11:54.047 --> 11:55.647
‫برو!

11:59.594 --> 12:01.179
‫تو کی هستی؟

12:01.179 --> 12:03.807
‫راسل پلام، خبرنگار مستقلم

12:03.807 --> 12:05.142
‫هی، مراقب باش!

12:05.142 --> 12:06.742
‫یا خدا!

12:08.186 --> 12:11.106
‫دیدم دیروز با برانکارد بردنت داخل
‫و چند ساعت بعد

12:11.106 --> 12:13.400
‫شما دو تا رو بردن داخل
‫الان چندین هفته‌ست اون ساختمون رو

12:13.400 --> 12:14.818
‫- زیر نظر دارم
‫- چرا؟

12:14.818 --> 12:17.404
‫فکر می‌کردم بازداشتگاه مخفی سیاست
‫و درست فکر می‌کردم

12:17.404 --> 12:19.072
‫دیدم دارین فرار می‌کنین
‫و اومدم کمک‌تون

12:19.072 --> 12:20.574
‫آخه واسه چی؟

12:20.574 --> 12:23.493
‫برای مقاله‌م، قراره اتفاقاتی
‫که داره اونجا میفته رو افشا کنیم

12:23.493 --> 12:25.093
‫اون داخل چه خبر بود؟

12:26.079 --> 12:28.373
‫- جوابشو بده دیگه
‫- من؟ من که نمی‌دونم

12:28.373 --> 12:30.333
‫خب خواهرت چیکار داشته می‌کرده
‫که بخاطرش سیای کوفتی

12:30.333 --> 12:32.752
‫- اومد منو دزدید؟
‫- نمی‌دونم والا

12:32.752 --> 12:35.422
‫آنا کارمند پنتاگون بوده
‫پس هرچی توی فلشیه که دنبالشن

12:35.422 --> 12:37.382
‫حتماً مربوط به ارتشه

12:37.382 --> 12:38.884
‫باید مطمئن بشیم

12:38.884 --> 12:40.051
‫چطوری بفهمیم؟

12:40.051 --> 12:43.430
‫یکی رو سراغ دارم که می‌تونه کمک کنه
‫فقط باید بریم واشینگتن

12:43.430 --> 12:47.267
‫بریم واشینگتن؟
‫بیرون رو نگاه کن داداش

12:47.267 --> 12:48.867
‫الان توی واشینگتن هستیم

12:51.438 --> 12:53.398
‫قضیه چیه؟

13:19.132 --> 13:22.302
‫دارم در مورد سری‌ترین
‫سازمان دنیا تحقیق می‌کنم

13:22.302 --> 13:23.902
‫تا جای ممکن احتیاط می‌کنم

13:44.991 --> 13:46.701
‫قلم از شمشیر قوی‌تره

13:47.911 --> 13:49.454
‫بستگی داره شمشیر دست کی باشه

13:49.454 --> 13:51.957
‫من فقط یه قلم لازم دارم
‫حالا می‌بینین

13:51.957 --> 13:53.833
‫- اینا دیگه چیه؟
‫- تحقیقاتمه

13:53.833 --> 13:55.460
‫سال‌هاست دارم در مورد
‫سازمان سیا تحقیق می‌کنم

13:56.336 --> 13:58.004
‫- چرا؟
‫- چون مشغول یه عالمه

13:58.004 --> 14:00.465
‫کارهای مشکوک و کثیفن
‫که مردم باید ازشون باخبر بشن

14:00.465 --> 14:03.343
‫منسون رو آموزش دادن
‫روی قتل کندی سرپوش گذاشتن

14:03.343 --> 14:05.345
‫کاری کردن از واشینگتن پست اخراج بشم

14:05.345 --> 14:07.055
‫حالا فقط کافیه همه‌شو اثبات کنم

14:07.055 --> 14:08.223
‫نویسنده‌ی پست بودی؟

14:08.223 --> 14:11.309
‫پست. بعدش واشینگتن اگزمینر
‫بعدش واشینگتن سیتی‌پیپر

14:11.309 --> 14:13.270
‫و بعدش برای چند تا نشریات مجانی

14:13.270 --> 14:14.646
‫هیچکدومشون دنبال حقیقت نبودن

14:14.646 --> 14:17.148
‫همه‌شون برده‌ی ارباب‌های
‫سازمانی و سیاسی‌شون هستن

14:17.148 --> 14:20.110
‫حالا فقط اینترنتی کار می‌کنم

14:20.110 --> 14:23.113
‫اخبارم رو مستقیم می‌رسونم دست مردم

14:23.113 --> 14:24.713
‫بدون هیچ فیلتری

14:26.616 --> 14:28.159
‫یا خدا

14:28.159 --> 14:31.037
‫هی، ساختمون سیا اون سمت خیابونه

14:31.037 --> 14:33.707
‫پشت پنجره واینستا

14:33.707 --> 14:34.874
‫اینجا جامون امنه؟

14:34.874 --> 14:36.876
‫احتمالاً

14:36.876 --> 14:38.545
‫می‌دونن با ماشین فرار کردیم

14:38.545 --> 14:40.589
‫بعید می‌دونم توی همین محله دنبال‌مون بگردن

14:40.589 --> 14:42.716
‫آره ساختمون رو دور زدم
‫و از ورودی پشتی اومدم داخل

14:42.716 --> 14:45.343
‫هیچکس نمی‌دونه اینجاییم
‫میگم، می‌خوای ببینیشون؟

14:46.344 --> 14:48.888
‫همه‌جای پشت‌بوم دوربین کار گذاشتم

14:48.888 --> 14:50.599
‫اینجا رو باش

14:52.559 --> 14:54.159
‫این تویی

14:54.686 --> 14:57.606
‫اکثر کسایی که برای سیا کار می‌کنن
‫نمی‌دونن بازداشتگاه‌های سری کجان

14:57.606 --> 14:58.732
‫تو از کجا می‌دونی؟

14:58.732 --> 15:00.443
‫خب، رد دستمزد ساخت‌وساز

15:00.443 --> 15:02.695
‫یکی از بازداشتگاه‌های
‫سری لو رفته توی خارج کشور

15:02.695 --> 15:05.322
‫که از طریق هزارتویی از
‫شرکت‌های صوری پرداخت شده بود رو زدم

15:05.322 --> 15:08.033
‫یکی از اون شرکت‌های صوری

15:08.033 --> 15:10.619
‫به یه شرکت مسئولیت محدود مرتبط بود
‫که هیچ درآمد مشخصی نداشت

15:10.619 --> 15:12.746
‫ولی تونسته بود اون ساختمون
‫روبه‌رویی رو بخره

15:12.746 --> 15:15.081
‫برای همین...

15:15.081 --> 15:16.916
‫یه نگاهی به نقشه انداختم...

15:16.916 --> 15:18.460
‫و می‌دونی چی فهمیدم؟

15:18.460 --> 15:21.838
‫ساختمونش روی یکی از تونل‌های بخار قدیمیه
‫که زیر خیابون سفارت‌ها کشیده شده

15:21.838 --> 15:25.133
‫حتماً پای یه عملیات مخفی غیرقانونی
‫سازمان سیا درمیونه، مگه نه؟

15:25.133 --> 15:28.678
‫برای همین اینجا رو
‫به قیمت خوب و یواشکی خریدم

15:28.678 --> 15:30.847
‫چون ساختمونش...

15:30.847 --> 15:32.599
‫خب، اصولاً حکم تخریبش اومده

15:32.599 --> 15:35.018
‫صاحبش به حکمش اعتراض کرده
‫ولی بدجوری پول لازمه

15:35.018 --> 15:36.478
‫اینجا مستقر شدم و زیر نظر گرفتمش

15:36.478 --> 15:38.605
‫و بعدش دیدم که دارن

15:38.605 --> 15:41.524
‫ورقه‌های فولادی و
‫تجهیزات جوشکاری می‌برن داخل

15:41.524 --> 15:44.736
‫حدس می‌زنم برای سلولی چیزی بوده

15:44.736 --> 15:46.905
‫درسته؟ توی سلول حبس‌تون کردن؟

15:46.905 --> 15:49.366
‫آره. برای چند ساعت

15:49.366 --> 15:50.909
‫می‌دونستم

15:50.909 --> 15:53.119
‫جوری افشاش می‌کنم که بیا و ببین

15:53.119 --> 15:54.913
‫بالاخره یه پولیتزر می‌برم

15:54.913 --> 15:57.165
‫شهادت‌تون رو لازم دارم

15:57.165 --> 15:58.416
‫نـه

15:58.416 --> 16:01.461
‫ولی... من که نجاتتون دادم

16:01.461 --> 16:03.755
‫باید فراموش کنی که ما رو دیدی

16:03.755 --> 16:05.924
‫افتادی وسط ماجرایی
‫که لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنته

16:07.467 --> 16:08.843
‫- مقاله‌ی من...
‫- همین الانشم

16:08.843 --> 16:11.445
‫چند نفر بخاطر این قضیه مردن، راسل
‫دلت نمی‌خواد قربانی بعدی باشی

16:12.430 --> 16:14.224
‫خیلی‌خب. حالا چیکار کنیم؟

16:15.100 --> 16:16.518
‫کنیم؟

16:16.518 --> 16:19.062
‫مگه نمی‌خواستی راحت بگذرونی
‫تا بالاخره بازنشسته بشی؟

16:19.062 --> 16:22.315
‫منو بیهوش کردن
‫و 250 کیلومتر از خونه‌م دور کردن

16:22.315 --> 16:23.692
‫دیگه پام گیره

16:23.692 --> 16:26.361
‫حالا که سیا دنبال‌مونه
‫حمل‌ونقل عمومی خطرناکه

16:26.361 --> 16:28.780
‫خواهرم توی فیلادلفیا سوار قطار بود

16:28.780 --> 16:30.615
‫پس حتماً ماشینش هنوزم توی پارکینگشه

16:30.615 --> 16:31.866
‫خونه‌ش همین اطراف بود

16:31.866 --> 16:33.993
‫احتمالاً تا الان خونه‌شو زیر و رو کردن

16:33.993 --> 16:36.663
‫احتمالاً امنه، ولی حواستون رو جمع کنین

16:36.663 --> 16:37.747
‫تو می‌خوای چیکار کنی؟

16:37.747 --> 16:38.998
‫میرم دنبال جان سمسون بگردم

16:38.998 --> 16:41.960
‫نماینده‌ی مجلسه؟
‫اون چه ربطی به این قضایا داره؟

16:41.960 --> 16:43.461
‫می‌خوام برم همینو بفهمم

16:43.461 --> 16:44.838
‫- اینا گوشی اعتبارین؟
‫- آره

16:44.838 --> 16:46.438
‫راحت باش

16:47.340 --> 16:48.717
‫شماره‌هاتون رو حفظ کردم

16:48.717 --> 16:50.176
‫شماره‌ی خودمو با پیامک براتون می‌فرستم

16:50.176 --> 16:51.219
‫وقتی ماشین رو گیر آوردین
‫بهم زنگ بزنین

16:51.219 --> 16:52.819
‫می‌خوای من چیکار کنم؟

16:55.724 --> 16:57.600
‫دنبال یه جای سکونت دیگه بگرد

17:00.478 --> 17:02.078
‫ای بابا

17:20.582 --> 17:23.418
‫بفرما جلو

17:42.854 --> 17:44.564
‫جناب نماینده سمسون امروز هستن؟

17:44.564 --> 17:46.191
‫بله هستن. شما؟

17:46.191 --> 17:47.734
‫یکی از مردم حوزه‌ی انتخاباتیش

17:47.734 --> 17:50.403
‫ببخشید جناب. فعلاً وقت ندارن

17:50.403 --> 17:52.030
‫اسم‌تون رو بهم میگین؟

17:52.030 --> 17:53.656
‫میشه به‌جاش یه یادداشت براش بنویسم؟

17:53.656 --> 17:55.256
‫بله حتماً

18:03.291 --> 18:06.085
‫« شاهد مرگ زنی بودم که اسم تو رو آورد »

18:06.085 --> 18:08.713
‫« جک ریچر بدون اسم میانی
‫سرگرد بازنشسته‌ی ارتش آمریکا »

18:09.923 --> 18:12.383
‫بهش بگو دم کامیون‌های غذافروشی
‫نزدیک نشنال‌مال منتظرشم

18:39.327 --> 18:41.037
‫یکی داشته اینجا
‫دنبال فلش می‌گشته

18:49.254 --> 18:51.089
‫خواهرزاده‌ته؟

18:54.050 --> 18:56.094
‫آره، ای‌کاش جواب زنگ‌هامو می‌داد

18:56.094 --> 18:57.694
‫دیگه دارم نگران میشم

19:00.098 --> 19:02.642
‫خودت که می‌دونی دانشجوها چجورین

19:02.642 --> 19:05.144
‫من چندین روز طول می‌کشید
‫تا جواب زنگ مامانم رو بدم

19:10.483 --> 19:12.569
‫پارکینگش اونجاست. میرم سوئیچش رو بیارم

19:21.077 --> 19:22.677
‫هی، اینجا نیست

19:23.913 --> 19:25.513
‫بیخیال سوئیچش

19:27.625 --> 19:28.835
‫ماشینش کجاست؟

19:28.835 --> 19:30.435
‫نمی‌دونم

19:33.715 --> 19:37.135
‫کارت شناسایی پنتاگون آنا اینجاست

19:37.135 --> 19:40.179
‫زیر یه مشت نامه‌ست
‫نامه‌های قدیمی

19:40.179 --> 19:42.056
‫انگار چندین هفته‌ست
‫از کارتش استفاده نکرده

19:43.141 --> 19:45.268
‫حتماً خواهرت با عجله رفته

19:45.268 --> 19:46.868
‫حتی غذاش رو هم تموم نکرده

19:50.481 --> 19:52.984
‫گندش بزنن

19:52.984 --> 19:54.584
‫هنوزم گرمه

20:31.272 --> 20:32.440
‫ممنون

20:32.440 --> 20:34.108
‫لطفت رو جبران کردم

20:53.086 --> 20:56.089
‫سرگرد ریچر. بلند نشو

20:56.089 --> 20:58.716
‫من الزبث سمسونم، همسر جناب نماینده

20:58.716 --> 21:01.052
‫ایشونم رئیس حراست‌مون
‫آقای "اسپرینگ‌فیلد"ـه

21:01.052 --> 21:03.304
‫حرکت هوشمندانه‌ای بود
‫که اسم کامل و درجه‌ت رو نوشتی

21:03.304 --> 21:05.723
‫که بتونیم در موردت تحقیق کنیم
‫و بدونیم با کی طرفیم

21:05.723 --> 21:07.323
‫وگرنه ممکن بود نیایم

21:08.518 --> 21:10.436
‫گفتی یکی از مردم
‫حوزه‌ی انتخاباتی جان هستی

21:10.436 --> 21:12.522
‫ولی هیچ آدرس کارولینای شمالی
‫توی سوابقت پیدا نکردیم

21:12.522 --> 21:14.065
‫اصلاً هیچ آدرسی پیدا نکردیم

21:14.065 --> 21:16.985
‫آدرس ندارم. ولی سه بار
‫توی کارولینای شمالی خدمت کردم

21:16.985 --> 21:18.585
‫برای همین با خودم گفتم
‫ همین خودش کافیه

21:19.487 --> 21:21.531
‫که اینطور

21:21.531 --> 21:23.241
‫و چرا اینجا رو برای ملاقات انتخاب کردی؟

21:23.241 --> 21:24.993
‫از دیروز تا حالا هیچی نخورده بودم

21:24.993 --> 21:26.077
‫چرا؟

21:26.077 --> 21:28.538
‫چون سازمان سیا
‫منو بیهوش کرد و دزدید

21:29.998 --> 21:31.598
‫پس بهتره غذات رو تموم کنی

21:37.422 --> 21:40.425
‫اکثر رسوایی‌ها در مورد چیزیه
‫که زن طرف ازش بی‌خبره

21:40.425 --> 21:42.010
‫با فرستادن تو
‫می‌خواسته یه پیام بفرسته

21:42.010 --> 21:44.554
‫جان منو نفرستاده

21:44.554 --> 21:46.973
‫می‌خواستم شخصاً ببینم
‫ارزش داری برات وقت بذاره

21:46.973 --> 21:49.517
‫یا قضیه‌ یه تلاش رقت‌انگیز برای اخاذیه

21:49.517 --> 21:52.812
‫از شوهرت هیچی نمی‌خوام جز حقیقت

21:52.812 --> 21:55.606
‫پریشب یه کارمند پنتاگون
‫جلوی چشم‌هام خودکشی کرد

21:55.606 --> 21:58.317
‫و اسم جان رو آورد؟

21:59.402 --> 22:01.571
‫- عملاً آره
‫- "عملاً" کافی نیست

22:02.739 --> 22:05.116
‫چرا فکر می‌کنی شوهرم
‫توی این قضیه دخیله؟

22:05.116 --> 22:07.035
‫جسارت نباشه، ولی سوال‌هام در مورد مسائلیه

22:07.035 --> 22:08.703
‫که احتمالاً شوهرت بهت نمیگه

22:08.703 --> 22:10.705
‫پس حتی اگرم بپرسم
‫بعیده جوابش رو بدونی

22:10.705 --> 22:12.305
‫هیچ رازی بین من و جان نیست

22:13.374 --> 22:14.974
‫شاید

22:21.090 --> 22:24.218
‫هتل، چند بلوک دورتر از اینجا

22:24.218 --> 22:26.054
‫قراره جناب نماینده امشب اونجا
‫توی یه مراسم شام سخنرانی کنه

22:26.054 --> 22:27.555
‫الان داره توی اتاقش آماده میشه

22:27.555 --> 22:29.891
‫منتظرته

22:29.891 --> 22:32.602
‫می‌تونه پنج دقیقه برات وقت بذاره
‫همین و بس

22:37.398 --> 22:38.998
‫میشه منو برسونین؟

22:40.401 --> 22:42.001
‫آره می‌تونم

22:44.000 --> 22:51.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:52.830 --> 22:54.582
‫آره، فکر کنم همین کافیه

22:55.875 --> 22:58.544
‫من اسلحه‌شو نگه می‌دارم

22:58.544 --> 23:00.046
‫توام یه اسلحه لازم داری

23:00.046 --> 23:02.006
‫خواهرت اسلحه‌ای توی خونه‌ش نگه نمی‌داره؟

23:04.425 --> 23:06.302
‫یکی... داره

23:07.929 --> 23:09.847
‫ولی باهاش...

23:09.847 --> 23:12.682
‫آره، شرمنده

23:16.104 --> 23:18.773
‫اگر سازمان سیا بود
‫به گوشی این یارو زنگ می‌زدن

23:21.651 --> 23:23.653
‫جواب بده. تظاهر کن آنایی

23:32.578 --> 23:34.178
‫الو؟

23:35.832 --> 23:37.583
‫بله خودمم

23:37.583 --> 23:39.183
‫نه نیست

23:40.002 --> 23:42.672
‫نمی‌دونم والا، ولی اگر دیدمش بهش میگم

23:44.674 --> 23:47.593
‫دیگه باید برم، درگیر یه کاریم

23:47.593 --> 23:49.193
‫ممنون که تماس گرفتین

23:53.558 --> 23:55.768
‫یکی از مربی‌های فوتبال بن بود

23:57.812 --> 23:59.412
‫نرفته سر تمرین

24:31.512 --> 24:32.722
‫اسنپ

24:32.722 --> 24:34.807
‫بیا تو، ریچر
‫با هم حرف داریم

24:36.225 --> 24:39.103
‫کرکل. پاپ

24:39.103 --> 24:40.688
‫بفرما بشین

24:40.688 --> 24:43.149
‫نه ممنون. سمسون کجاست؟

24:44.525 --> 24:45.735
‫توی بد دردسری افتادی

24:45.735 --> 24:48.196
‫بهمون گفتی اون شب
‫آنا مریک توی مترو

24:48.196 --> 24:49.739
‫- هیچی بهت نگفت
‫- آره خب نگفت

24:49.739 --> 24:52.992
‫خب، توی یادداشتی که برای
‫نماینده فرستادی یه چیز دیگه گفتی

24:52.992 --> 24:55.203
‫به بازرس‌های فدرال دروغ گفتی

24:55.203 --> 24:56.704
‫مردم برای همچین چیزی میفتن زندان

24:56.704 --> 24:58.581
‫- من نمیفتم
‫- چرا نمیفتی؟

24:58.581 --> 25:01.667
‫خودتون رو معرفی نکردین
‫ممکن بود هرکسی باشین

25:01.667 --> 25:04.420
‫پس اگر کارت شناسایی نشونت می‌دادیم
‫راستش رو بهمون می‌گفتی؟

25:04.420 --> 25:05.671
‫آره

25:05.671 --> 25:08.758
‫خب... اسم جان سمسون رو آورد؟

25:10.092 --> 25:11.093
‫نه

25:11.093 --> 25:12.803
‫پس از کجا شنیدیش؟

25:12.803 --> 25:14.388
‫از مامورهای سیا

25:14.388 --> 25:15.890
‫کی با مامورهای سیا حرف زدی؟

25:15.890 --> 25:17.490
‫وقتی منو دزدیدن

25:21.479 --> 25:23.189
‫چرا باید سازمان سیا تو رو بدزده؟

25:23.189 --> 25:24.690
‫فکر می‌کنن چیزی می‌دونم

25:24.690 --> 25:25.775
‫چیزی می‌دونی؟

25:25.775 --> 25:27.652
‫می‌دونم یه بازداشتگاه مخفی غیرقانونی

25:27.652 --> 25:29.946
‫توی یه ساختمون قدیمی
‫سر نبش هاپکینز و پی دارن

25:29.946 --> 25:31.656
‫برین خودتون ببینین

25:31.656 --> 25:35.159
‫تا جایی که من می‌بینم، سازمان سیا
‫خیلی بیشتر از من اطلاعات داره

25:35.159 --> 25:36.702
‫اگر سوالی دارین، از خودشون بپرسین

25:36.702 --> 25:38.037
‫می‌خوای یه توصیه‌ای بهت بکنم؟

25:38.037 --> 25:39.121
‫نه

25:39.121 --> 25:41.499
‫در زمان اشتباه در مکان اشتباه بودی

25:41.499 --> 25:42.959
‫و چیزی دیدی که نباید می‌دیدی

25:42.959 --> 25:45.002
‫یه اتفاق ناجوری جلوت افتاد

25:45.002 --> 25:47.004
‫و به عنوان یه بازرس سابق
‫می‌خوای در موردش تحقیق کنی

25:47.004 --> 25:49.590
‫چون حس ششمت داره بهت میگه
‫یه جای کار می‌لنگه

25:49.590 --> 25:53.636
‫ولی این پرونده‌ای نیست
‫که بتونی ببندیش

25:53.636 --> 25:55.304
‫ولش کن برو

25:55.304 --> 25:57.848
‫چون اگر همینطوری
‫توی مسائلی که بهت ربطی نداره سرک بکشی

25:57.848 --> 25:59.516
‫سرتو از دست میدی

26:12.488 --> 26:14.240
‫- بله؟
‫- به مشکلی برنخوردین؟

26:14.240 --> 26:16.492
‫چیزی نبوده که از پسش برنیایم
‫تو چی؟

26:16.492 --> 26:18.703
‫منم همینطور. باید بیاین دنبالم

26:18.703 --> 26:21.289
‫نمی‌تونیم. ماشین آنا اینجا نیست

26:21.289 --> 26:22.915
‫به داکرتی گفتم
‫اعلام کنه گشتی‌ها دنبالش بگردن

26:24.041 --> 26:26.127
‫ممکنه مامورهای فدرال
‫ماشین رو بردن بگردن

26:26.127 --> 26:27.712
‫شاید

26:27.712 --> 26:29.046
‫ولی خونه رو حسابی گشتن

26:29.046 --> 26:30.715
‫احتمالاً می‌تونستن همزمان
‫ماشین رو هم توی پارکینگ بگردن

26:30.715 --> 26:32.133
‫شاید دزدیده شده

26:32.133 --> 26:33.509
‫تصادف خیلی عجیبی میشه

26:33.509 --> 26:34.969
‫تصادف‌ها به‌ندرت پیش میان

26:34.969 --> 26:38.639
‫پس تنها گزینه‌ای که می‌مونه
‫اینه که آنا با ماشینش رفته فیلادلفیا

26:38.639 --> 26:40.641
‫بعدش، به دلایلی...

26:40.641 --> 26:43.019
‫پیاده شده و سوار مترو شده

26:43.019 --> 26:45.438
‫- چرا باید همچین کاری بکنه؟
‫- نمی‌دونم والا

26:45.438 --> 26:47.106
‫چیز دیگه‌ای پیدا نکردین؟

26:47.106 --> 26:49.066
‫بن نرفته تمرین فوتبال

26:49.066 --> 26:50.735
‫بورسیه داره

26:50.735 --> 26:52.528
‫می‌دونه اگر گند بزنه
‫بورسیه‌شو از دست میده

26:52.528 --> 26:54.905
‫برام مهم نیست
‫زنی که باهاش آشنا شده چه شکلیه

26:54.905 --> 26:58.034
‫امکان نداره بخاطر هیچ دختری
‫بورسیه‌شو به خطر بندازه

26:58.034 --> 27:00.619
‫باید برگردیم فیلادلفیا و پیداش کنیم

27:01.704 --> 27:03.039
‫نمی‌تونیم با حمل‌و‌نقل عمومی بریم

27:03.039 --> 27:04.248
‫یه ماشین لازم داریم

27:04.248 --> 27:06.542
‫یکی رو می‌شناسم
‫که می‌تونیم ماشینش رو قرض بگیریم

27:08.627 --> 27:09.628
‫برگشتی

27:09.628 --> 27:10.880
‫کسی ندید داری میای تو ساختمون؟

27:10.880 --> 27:12.506
‫- از پشت اومدم
‫- خوبه

27:12.506 --> 27:15.176
‫چون دو تا آدم کت‌وشلواری
‫سوار یه سواری با پلاک دولتی

27:15.176 --> 27:16.844
‫چند لحظه پیش دم بازداشتگاه مخفی نگه داشتن

27:16.844 --> 27:20.222
‫با این پلاک‌شون بعیده از سیا باشن
‫ولی نمی‌دونم والا

27:20.222 --> 27:21.688
‫ممکنه اف‌بی‌ای یا سازمان امنیت ملی باشن

27:21.688 --> 27:23.392
‫ولی اونا پلاک‌های معمولی دارن
‫که جلب توجه نکنن

27:23.392 --> 27:26.520
‫پس حدس می‌زنم از سازمان امنیت و ضدجاسوسی
‫دفاعی یا سازمان تحقیقات جنایی دفاعی باشن

27:26.520 --> 27:29.148
‫بگذریم، درو شکستن، رفتن داخل

27:29.148 --> 27:31.359
‫هیچی پیدا نمی‌کنن
‫چون قبل از اینکه برسن

27:31.359 --> 27:33.778
‫مامورهای سیا زدن به چاک
‫مقاله‌ی منم از دستم پرید

27:33.778 --> 27:35.821
‫دیگه کاملاً اونجا رو خالی کردن

27:35.821 --> 27:37.907
‫نمی‌دونم چجوری از وجود
‫بازداشتگاهه باخبر شدن

27:37.907 --> 27:39.825
‫- من بهشون گفتم
‫- چرا همچین کاری کردی؟

27:39.825 --> 27:42.495
‫چون می‌خواستم سازمان سیا
‫دغدغه‌ی دیگه‌ای جز ما پیدا کنه

27:42.495 --> 27:44.538
‫- ما؟
‫- به کمکت احتیاج دارم

27:44.538 --> 27:46.290
‫می‌دونستم راضی میشی

27:46.290 --> 27:48.084
‫خیلی‌خب، ولی قبل از رفتن
‫یه گوشی اعتباری دیگه لازم دارم

27:48.084 --> 27:50.795
‫ممکنه موقع ملاقاتم با مامورهای اف‌بی‌آی
‫سیگنال گوشی منو شناسایی کرده باشن

27:50.795 --> 27:53.464
‫- ممکنه همین الان مشغول ردیابیش باشن
‫- بذار وسایلم رو بردارم

27:53.464 --> 27:56.175
‫و نگران نباش، آدم مفیدیم
‫حالا می‌بینی

27:56.175 --> 27:57.802
‫می‌تونم هر اطلاعاتی خواستی گیر بیارم

27:57.802 --> 28:00.012
‫پشیمون نمیشی

28:00.012 --> 28:02.556
‫پیشینه‌ی کاملت رو برای مقاله‌م لازم دارم

28:02.556 --> 28:05.393
‫البته از طرز رفتارت و سوالات صریحت

28:05.393 --> 28:07.686
‫و جواب‌های محدودت
‫ مشخصه نظامی سابقی

28:07.686 --> 28:11.523
‫باعث میشه حس کنم یجور بازرسی چیزی هستی

28:18.781 --> 28:20.381
‫گندش بزنن

28:42.179 --> 28:43.848
‫به‌نظرت چیزی بهمون میگن؟

28:43.848 --> 28:45.433
‫من نشان دارم

28:45.433 --> 28:47.935
‫ریچر شبیه تمام نگهبان‌هاییه
‫که تابحال زدن سیاه و کبودشون کردن

28:48.394 --> 28:51.480
‫و توام یه دایی هستی که نگران دوستشونی
‫همه‌شون یه دلیلی برای حرف زدن دارن

28:51.480 --> 28:53.566
‫به حرف میان

29:03.784 --> 29:06.454
‫وایسا ببینم، خانم مریک فوت کرده؟

29:06.454 --> 29:08.038
‫چطوری؟

29:08.038 --> 29:10.249
‫خودکشی کرده

29:10.249 --> 29:13.377
‫کسی خبری از بن نشنیده؟

29:15.212 --> 29:17.298
‫مسئله هرچی که هست
‫با حرف زدن لوش نمیدین

29:17.298 --> 29:20.092
‫دوست بدی نیستین، فقط...

29:20.092 --> 29:22.052
‫ممکنه خطری چیزی تهدیدش کنه

29:22.052 --> 29:23.637
‫هنوزم پیش اون دختره‌ست

29:23.637 --> 29:25.639
‫از این بابت مطمئنی؟

29:25.639 --> 29:27.683
‫نه، ولی دختره بدجوری خوش اندامه

29:27.683 --> 29:29.018
‫منم بودم بخاطرش نمیومدم تمرین

29:29.018 --> 29:31.979
‫هی، خفه‌خون بگیر، باشه؟

29:31.979 --> 29:33.522
‫قضیه جدیه

29:33.522 --> 29:35.524
‫ببین...

29:35.524 --> 29:37.693
‫اگر یه مشکل جدی پیش نیومده بود
‫امکان نداشت بن تمرین رو بپیچونه

29:41.113 --> 29:42.698
‫هی، وایسا

29:42.698 --> 29:44.283
‫باید برم کلاس، داداش

29:44.283 --> 29:45.883
‫- یه چیزی می‌دونی
‫- نه نمی‌دونم

29:47.620 --> 29:49.288
‫دست به ماشینم نزن لعنتی

29:49.288 --> 29:50.998
‫تف توش. آخ! لعنتی!

29:50.998 --> 29:52.625
‫- دیوونه شدی؟ آروم باش
‫- ولم کن لعنتی! کون لقت!

29:52.625 --> 29:53.834
‫- یه چیزی می‌دونه
‫- هی، آروم باش!

29:53.834 --> 29:55.669
‫- ولم کن!
‫- خیلی‌خب، آروم باش پسرجون

29:55.669 --> 29:57.671
‫- فقط می‌خوایم دوستت رو پیدا کنیم
‫- کون لقت بابا

29:57.671 --> 30:00.007
‫با من اینطوری حرف نزن
‫چون من تنها چیزیم که بین تو

30:00.007 --> 30:02.009
‫و این غول تشنی که پشت سرمه وایساده

30:03.844 --> 30:06.138
‫پس یه نفس عمیق بکش...

30:06.931 --> 30:08.531
‫و اسمت رو بهم بگو

30:10.100 --> 30:11.352
‫کالین

30:11.352 --> 30:12.603
‫خیلی‌خب، کالین

30:12.603 --> 30:14.230
‫می‌دونی بن کجاست؟

30:18.025 --> 30:20.110
‫اذیت نکن دیگه پسر، لطفاً بگو

30:20.110 --> 30:22.530
‫مادر بن مُرده

30:22.530 --> 30:25.950
‫نگرانیم برای خودشم
‫اتفاق بدی افتاده باشه

30:25.950 --> 30:28.202
‫باشه

30:28.202 --> 30:29.620
‫فقط... جلوی خانم نه

30:29.620 --> 30:31.220
‫چرا نه؟

30:33.624 --> 30:35.834
‫تو فقط... برو

30:41.340 --> 30:42.940
‫باشه. میرم توی ماشین می‌شینم

30:47.263 --> 30:49.098
‫خیلی‌خب

30:49.098 --> 30:50.849
‫حرف بزن

30:50.849 --> 30:52.142
‫خیلی‌خب

30:52.142 --> 30:54.353
‫نمی‌دونم بن کجاست
‫ولی دختره رو می‌شناختم

30:54.353 --> 30:56.272
‫همونی که اون شب همراهش رفت

30:56.272 --> 30:57.481
‫مدل اونلی‌فنزه

30:57.481 --> 30:59.081
‫اونلی‌فنز چیه؟

31:00.901 --> 31:01.902
‫وایسا ببینم، جدی میگه

31:01.902 --> 31:05.739
‫مثل یجور... سایت پورن
‫برای اشخاص مستقل می‌مونه

31:05.739 --> 31:08.826
‫می‌تونی توش با دخترها حرف بزنی
‫و برای یه سری چیزها بهشون پول بدی

31:08.826 --> 31:11.036
‫یعنی برای انجام اعمال جنسی
‫توی اینترنت بهش پول دادی؟

31:11.036 --> 31:13.330
‫- نه
‫- پس چی؟

31:13.330 --> 31:14.832
‫خب...

31:14.832 --> 31:16.432
‫برای ویدئوهای خاص پول دادم

31:16.750 --> 31:18.350
‫ویدئوهای...

31:20.087 --> 31:21.687
‫پاهاش

31:22.673 --> 31:25.092
‫اگر داشتی پاهاش رو می‌دیدی
‫از کجا می‌دونی همون دختره‌ست؟

31:25.092 --> 31:27.344
‫چون توی لایو دیدمش و باهاش حرف زدم

31:27.344 --> 31:28.887
‫براش جوراب و این چیزها خریدم

31:28.887 --> 31:32.308
‫- چرا براش جوراب خریدی؟
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

31:32.308 --> 31:34.643
‫- تو شناختیش، آره؟
‫- آره

31:34.643 --> 31:36.895
‫به محض اینکه اومد توی کافه
‫و با بن حرف زد

31:37.980 --> 31:39.648
‫خیلی‌خب، پس...

31:39.648 --> 31:41.248
‫پیج اونلی‌فنزش رو برام بفرست

31:42.776 --> 31:44.376
‫بجنب

31:45.529 --> 31:47.573
‫ببین، اون داخل هیچی نگفتم

31:47.573 --> 31:50.242
‫چون نمی‌خوام کسی بفهمه
‫توی اینترنت چیکار می‌کنم

31:50.242 --> 31:52.036
‫آخه... خجالت‌آوره

31:53.037 --> 31:54.637
‫آره

31:59.251 --> 32:00.878
‫چی فهمیدین؟

32:00.878 --> 32:02.796
‫اینکه جامعه به‌فنا رفته

32:08.010 --> 32:09.637
‫عه، خانم بالاخره تشریف آورد

32:09.637 --> 32:11.805
‫با اینکه جاش وایسادم
‫جواب تلفنش رو نمیده

32:11.805 --> 32:13.849
‫بعدش واسم کار هم می‌فرسته

32:13.849 --> 32:16.143
‫الان حوصله ندارم
‫امروز روز خیلی سختی بوده

32:16.143 --> 32:18.145
‫- چیزی در مورد دختره فهمیدی یا نه؟
‫- آره، اسم واقعیش

32:18.145 --> 32:19.688
‫"مری الن دنیلز"ـه

32:19.688 --> 32:22.524
‫اسم اینترنتیش "منحرف بدبو"ـه

32:22.524 --> 32:23.692
بخاطر ‫ویدئوهای پاهاش

32:23.692 --> 32:26.236
‫ظاهراً فروختن عکس‌های مستهجن شغل دومشه

32:26.236 --> 32:29.948
‫حضوری هم انجام میده
‫دو بار به جرم فاحشگی بازداشت شده

32:29.948 --> 32:32.701
‫از اون باکلاس‌ها هم هست
‫ساعتی 5 هزار دلار می‌گیره

32:32.701 --> 32:36.205
‫امکان نداره بن بتونه همچین پولی بده
‫و اگرم می‌تونست نمی‌داد

32:36.205 --> 32:38.040
‫آدرسی ازش داری؟

32:38.040 --> 32:41.085
‫اف‌بی‌آی پرونده‌ی خودکشی رو
‫ازمون گرفت، گرین

32:41.085 --> 32:43.921
‫همکارت منم، نه معاون سگه و سرکار ولگرد

32:44.963 --> 32:46.882
‫دختره یه فرد گم‌شده
‫توی حوزه‌ی ماست

32:46.882 --> 32:48.258
‫دارم وظیفه‌مو انجام میدم

32:48.258 --> 32:49.968
‫حالا آدرس کوفتیشو رد کن بیاد

32:55.933 --> 32:57.726
‫خانم دنیلز؟

32:57.726 --> 32:59.326
‫پلیس فیلادلفیا

33:00.771 --> 33:02.690
‫شرایط اضطراریه؟

33:02.690 --> 33:04.357
‫آره

33:11.865 --> 33:13.465
‫یا خدا

33:39.101 --> 33:40.853
‫هرکی این‌کارو کرده تازه‌کار نبوده

33:41.812 --> 33:44.064
‫هدف این زخم‌ها این بوده
‫که تا حد ممکن زجرش بدن

33:44.064 --> 33:45.691
‫ولی زنده نگهش دارن

33:45.691 --> 33:47.291
‫عجله نکردن

33:48.610 --> 33:50.529
‫زخم کشنده رو گذاشتن برای آخر کار

33:50.529 --> 33:52.740
‫پس از کارشون لذت بردن

33:52.740 --> 33:54.992
‫کسایی که اومدن سراغ من و لیلا هات
‫کارشون رو با چاقو بلد بودن

33:54.992 --> 33:56.577
‫ممکنه کار اونا بوده باشه

33:56.577 --> 33:59.955
‫پزشکی قانونی باید یه نگاهی به چاقوی
‫کسی بندازه که اومد سراغ من

33:59.955 --> 34:01.665
‫و ببینه با این زخم‌ها همخوانی داره یا نه

34:01.665 --> 34:04.042
‫باشه. کجاست؟

34:04.042 --> 34:05.961
‫توی یه زغال‌دونی توی زیرزمین

34:05.961 --> 34:08.380
‫ساختمون اصلی کتابخونه‌ی عمومی فیلادلفیا

34:08.380 --> 34:10.007
‫کنار جسد یارو

34:10.007 --> 34:11.633
‫تو که گفتی جفتشون فرار کردن

34:11.633 --> 34:13.343
‫- دروغ گفتم
‫- خوشم نمیاد که دروغ گفتی

34:13.343 --> 34:16.096
‫وقتی با هم همکاری می‌کنیم، باید همه‌چی رو
‫به‌هم بگیم. باید دیروز بهم می‌گفتی

34:16.096 --> 34:19.349
‫لازم نبود دیروز بفهمی
‫حالا لازمه

34:19.349 --> 34:21.018
‫بعلاوه، از خودم دفاع کردم

34:23.020 --> 34:25.397
‫به‌صورت ناشناس خبر میدم

34:25.397 --> 34:27.900
‫پزشکی قانونی می‌تونه اثر انگشتش رو
‫با هرچیزی که اینجا پیدا کرد مطابقت بده

34:27.900 --> 34:29.610
‫مطمئنی فقط از خودت دفاع کردی؟

34:29.610 --> 34:32.196
‫همون‌طوری که وقتی اون مامورهای سیا رو
‫ناکار کردم و نجاتت دادم

34:32.196 --> 34:33.906
‫دفاع از خود بود

34:35.115 --> 34:36.715
‫حالت خوبه؟

34:38.285 --> 34:39.870
‫من...

34:39.870 --> 34:41.470
‫توی یه شهر کوچیک بزرگ شدم

34:44.082 --> 34:46.210
‫اونجا رو دوست داشتم

34:47.836 --> 34:49.436
‫حال و هواش

34:50.923 --> 34:52.523
‫مردمش

34:54.176 --> 34:57.638
‫و مثل پدرم مامور پلیس شدم...

34:59.181 --> 35:00.849
‫که از اون شهر محافظت کنم

35:00.849 --> 35:04.228
‫ولی راستشو بخواین
‫پلیس بودن توی میفیلد

35:04.228 --> 35:06.355
‫چندان سخت نیست

35:06.355 --> 35:09.942
‫فقط باید نوجوون‌هایی که
‫پشت دبیرستان مشروب می‌خورن رو متفرق کنی

35:09.942 --> 35:13.445
‫اجازه بدی توی چهارم جولای ترقه بترکونن

35:13.445 --> 35:15.072
‫ولی ترقه بمبی‌هاشونن رو ازشون بگیری

35:16.365 --> 35:18.742
‫هیچوقت مجبور نشدم اسلحه بکشم

35:18.742 --> 35:21.344
‫چه برسه به اینکه مجبور بشم
‫چیزی که توی اون اتاق بود رو ببینم

35:22.746 --> 35:24.346
‫این اصلاً خجالت نداره

35:26.250 --> 35:28.043
‫یه جایی پیاده‌ت می‌کنیم

35:28.043 --> 35:30.462
‫و می‌تونی زنگ بزنی یکی از دوست‌هات
‫تا بیاد دنبالت و ببرت نیوجرسی

35:34.341 --> 35:37.010
‫خواهرزاده‌م دست کساییه
‫که اون دختر رو تکه‌پاره کردن

35:39.221 --> 35:42.099
‫حتی اگرم به قیمت جونم تموم بشه
‫خواهرزاده‌م رو پس می‌گیرم

35:42.099 --> 35:45.769
‫و می‌فهمم چی باعث شد خواهرم
‫دست به همچین کاری بزنه

35:45.769 --> 35:47.769
‫و بعدش کسی که
‫پشت این قضایاست رو پیدا می‌کنم...

35:49.982 --> 35:51.582
‫و کاری می‌کنم تقاص کارهاشو پس بده

35:53.235 --> 35:54.835
‫پس هدف‌مون یکیه

36:00.826 --> 36:03.954
‫می‌دونی، ممکنه بعضی‌ها فکر کنن
‫این کار خواهرزاده‌ش بوده

36:05.664 --> 36:07.541
‫با یه زن آشنا میشه

36:07.541 --> 36:08.792
‫باهاش میره خونه

36:08.792 --> 36:10.502
‫دختره نمی‌خواد باهاش بخوابه

36:10.502 --> 36:11.920
‫میگه آلتش کوچیکه یا هرچی...

36:11.920 --> 36:14.673
‫اونم عصبانی میشه، و تا به خودش میاد
‫می‌بینه داره تکه‌پاره‌ش می‌کنه

36:14.673 --> 36:16.508
‫فرار می‌کنه، زنگ می‌زنه مامانش
‫و بهش میگه چیکار کرده

36:16.508 --> 36:18.594
‫مادرشم نمی‌تونه تحمل کنه
‫که پسر نازنینش قاتله

36:18.594 --> 36:19.761
‫برای همین دخل خودشو میاره

36:19.761 --> 36:23.140
‫توی این فرضیه‌، بن زنگ می‌زنه
‫آنا مریک و اعتراف می‌کنه

36:23.140 --> 36:25.893
‫آنا هم اسلحه‌شو برمی‌داره
‫توی تابستون پالتوی زمستونیش رو می‌پوشه

36:25.893 --> 36:28.145
‫ساعت‌ها رانندگی می‌کنه
‫ماشینش رو پارک می‌کنه

36:28.145 --> 36:30.564
‫سوار مترو میشه
‫و یه تیر تو سر خودش خالی می‌کنه

36:30.564 --> 36:32.107
‫اونم دقیقاً همون شبی که از قضا

36:32.107 --> 36:34.234
‫داشته یواشکی اطلاعات محرمانه
‫از پنتاگون خارج می‌کرده

36:34.234 --> 36:37.362
‫منم باهات موافقم
‫فقط میگم باید گزارشش کنم

36:37.362 --> 36:39.323
‫و بن آخرین نفریه
‫که همراه دختره دیده شده

36:39.323 --> 36:42.409
‫درهرصورت، اگر پسره زنده‌ست
‫و امیدوارم زنده باشه...

36:42.409 --> 36:43.952
‫بدجوری توی دردسر میفته

36:43.952 --> 36:46.538
‫اینم بماند که نمی‌دونیم
‫کجا باید دنبالش بگردیم

36:47.748 --> 36:50.042
‫روحمونم خبر نداره
‫قضیه از چه قراره، مگه نه؟

36:50.042 --> 36:51.418
‫برای همین می‌خوام
‫با سمسون صحبت کنم

36:51.418 --> 36:53.211
‫دفعه‌ی قبلی که سعی کردی پیچوندنت

36:53.211 --> 36:55.380
‫چرا فکر می‌کنی این‌دفعه
‫جور دیگه‌ای پیش میره؟

36:55.380 --> 36:56.965
‫چون این‌دفعه می‌دونم قراره کجا باشه

36:56.965 --> 36:59.300
‫و می‌دونم چطوری می‌تونم
‫کاملاً توجهش رو جلب کنم

37:04.014 --> 37:05.614
‫گندش بزنن

37:46.473 --> 37:48.475
‫اون لحظه مامان‌مون بین تکه‌های

37:48.475 --> 37:50.519
‫چراغ رومیزی عتیقه‌ش وایساده بود

37:50.519 --> 37:52.479
‫و توپ فوتبال جدیدمون دقیقاً کنارش بود

37:52.479 --> 37:55.314
‫من و برادرهام لام تا کام حرف نمی‌زدیم

37:56.358 --> 37:59.027
‫مامانم ما رو نشوند

37:59.027 --> 38:01.113
‫و داستان جورج واشینگتن رو برامون تعریف کرد

38:01.113 --> 38:02.698
‫"نمی‌تونم دروغ بگم"

38:02.698 --> 38:05.993
‫"آره، من درخت گیلاس رو
‫با تبر‌م قطع کردم"

38:05.993 --> 38:09.538
‫و وقتی داستانش تموم شد، گفت
‫"خیلی‌خب، چه درسی گرفتین؟"

38:09.538 --> 38:12.874
‫و برادرم "بو" یهویی پروند

38:12.874 --> 38:14.626
‫"خب، وقتی یه تبر میدی دست یه بچه‌ی 6 ساله"

38:14.626 --> 38:16.461
‫"اگر یکی دو تا درخت از دست دادی تعجب نکن"

38:19.464 --> 38:21.842
‫از نظر مامانم اصلاً خنده‌دار نبود

38:21.842 --> 38:23.635
‫تا یک ماه توپ‌مون رو ازمون گرفت

38:23.635 --> 38:26.138
‫ولی اون روز بود...

38:26.138 --> 38:29.891
‫که فهمیدم زیادی زرنگ‌بازی درآوردن
‫می‌تونه به ضرر آدم تموم بشه

38:29.891 --> 38:33.520
‫بهتره حقیقت رو بگی
‫و عواقبش رو بپذیری

38:33.520 --> 38:35.688
‫شاید ببرن یه‌خرده توبیخت کنن...

38:36.982 --> 38:40.027
‫ولی حداقل وقتی برگشتی
‫می‌تونی با برادرهات فوتبال بازی کنی

38:40.027 --> 38:41.194
‫ممنون

38:41.194 --> 38:43.030
‫دیگه باید بریم. از همه‌تون ممنونم

38:43.030 --> 38:45.907
‫مراسم خیلی فوق العاده‌ای بود
‫لطف کردین. ممنون

38:45.907 --> 38:47.507
‫ببخشید

38:52.372 --> 38:53.957
‫نظرتون در مورد خبر اینکه
‫فرماندار رود آیلند

38:53.957 --> 38:55.542
‫قصد داره توی
‫انتخابات مقدماتی شرکت کنه چیه؟

38:55.542 --> 38:57.044
‫هرچی بیشتر بهتر

38:57.044 --> 38:59.504
‫جناب نماینده سمسون، جک ریچر هستم

38:59.504 --> 39:01.006
‫الان وقت مناسبی
‫برای دیدارمون هست؟

39:01.006 --> 39:03.175
‫بیخیال نمیشی، مگه نه؟

39:03.175 --> 39:04.760
‫مشکلی نیست

39:04.760 --> 39:07.429
‫باید در مورد جسد یه زن دیگه هم
‫ باهاتون صحبت کنم

39:07.429 --> 39:09.556
‫بریم خصوصی صحبت کنیم یا...؟

39:09.556 --> 39:11.725
‫می‌خوای جلوی رسانه‌ها صحبت کنیم؟

39:14.061 --> 39:16.730
‫جک، خوشحالم دوباره می‌بینمت

39:16.730 --> 39:18.398
‫دوستان، با اجازه‌تون

39:18.398 --> 39:20.942
‫سرگرد ریچر یه قهرمان نظامی...

39:20.942 --> 39:22.360
‫و از دوستان قدیمی منه

39:22.360 --> 39:24.488
‫باید خصوصی با هم صحبت کنیم

39:24.488 --> 39:26.573
‫ممنون که تشریف آوردین. بریم؟

39:26.573 --> 39:27.949
‫دیگه صحبتی نداریم، دوستان

39:27.949 --> 39:29.701
‫ممنونم. شب‌تون بخیر

39:32.079 --> 39:33.679
‫ممنون

39:34.873 --> 39:37.167
‫پنج دقیقه وقت داری، آقای ریچر

39:37.167 --> 39:39.336
‫ریچر خالی کافیه

39:39.336 --> 39:41.838
‫داری وقتت رو هدر میدی
‫برو سر اصل مطلب

39:43.757 --> 39:47.511
‫یه کارگر جنسی که آخرین بار همراه پسر
‫مفقود شده‌ی آنا مریک دیده شده، به قتل رسیده

39:47.511 --> 39:50.388
‫یکی دو ساعت پیش
‫جسدش رو پیدا کردیم

39:50.388 --> 39:52.474
‫خب، فاحشگی شغل خطرناکیه

39:52.474 --> 39:54.309
‫شاید قتلش تصادفی بوده

39:54.309 --> 39:56.728
‫- تصادف‌ها به‌ندرت پیش میان
‫- وقتی سابقه‌ی خدمتت رو دیدم

39:56.728 --> 39:58.855
‫به اون مامورهای اف‌بی‌آی گفتم

39:58.855 --> 40:01.316
‫ترسوندنت سخته

40:01.316 --> 40:04.986
‫و توام خیلی خوب تونستی
‫بهشون رودست بزنی

40:04.986 --> 40:06.988
‫همین الانشم بیشتر از اونا فهمیده

40:06.988 --> 40:08.115
‫پای کی وسطه؟

40:08.115 --> 40:09.533
‫نمی‌دونم

40:09.533 --> 40:10.951
‫چرا پای سیا به قضیه باز شده؟

40:10.951 --> 40:12.953
‫نمی‌دونم. من هیچ ارتباطی
‫ با سازمان سیا ندارم

40:12.953 --> 40:14.329
‫اگر داشتی بهم می‌گفتی؟

40:14.329 --> 40:16.081
‫احتمالاً نه

40:16.081 --> 40:19.334
‫ولی تظاهر نمی‌کردم نمی‌دونم
‫چون واسه مزخرفات وقت ندارم

40:20.252 --> 40:21.852
‫آنا مریک رو می‌شناختی؟

40:22.712 --> 40:24.881
‫تا صبح دیروز اسمشم نشنیده بودم

40:24.881 --> 40:27.843
‫وقتی که مامورهای اف‌بی‌آی
‫از روی احترام بهم زنگ زدن

40:27.843 --> 40:30.929
‫و گفتن ممکنه توی
‫ یه نشت اطلاعات کوچیک نقش داشته باشه

40:32.013 --> 40:34.224
‫واقعاً قبل از مرگ
‫اسم شوهرم رو گفت

40:34.224 --> 40:37.769
‫یا همونطور که به بازرس‌ها گفتی
‫اسمش رو از مامورهای سیا شنیدی؟

40:37.769 --> 40:39.146
‫هیچکدوم

40:39.146 --> 40:40.230
‫پس دروغگویی

40:40.230 --> 40:41.815
‫گاهی اوقات

40:41.815 --> 40:44.276
‫خب اسممو از کی شنیدی؟

40:44.276 --> 40:46.778
‫از کسی که بهم گفت
‫داده‌هایی که آنا مریک دزدید

40:46.778 --> 40:48.363
‫مربوط به یه ماموریت دهه‌ی 90 دلتا

40:48.363 --> 40:50.198
‫توی اندونزیه که تو توش بودی

40:50.198 --> 40:53.034
‫آنا مریک توی فرماندهی
‫منابع انسانی کار می‌کرد

40:53.034 --> 40:55.245
‫اطلاعات خاص ماموریت‌های دلتا

40:55.245 --> 40:57.747
‫جایی ذخیره شده
‫که یه کارمند بایگانی منابع انسانی

40:57.747 --> 40:59.958
‫حتی اگرم می‌خواست
‫نمی‌تونست بهشون دسترسی پیدا کنه

40:59.958 --> 41:02.377
‫آنا مریک نمی‌تونسته
‫به چیزی بیشتر از

41:02.377 --> 41:05.589
‫اطلاعات کلی دسترسی پیدا کنه
‫تاریخ‌ها و یگان‌ها و این‌ها

41:05.589 --> 41:07.757
‫کسی که اسمت رو بهم گفت
‫برای اثبات چیزی که می‌خواد اثبات کنه

41:07.757 --> 41:09.217
‫همینقدر براش کافیه

41:09.217 --> 41:10.817
‫چی رو می‌خواد اثبات کنه؟

41:14.931 --> 41:17.184
‫یه چیز حساس

41:17.184 --> 41:19.978
‫خانمم از من و تو سرجمع پوست‌کلفت‌تره

41:19.978 --> 41:21.897
‫پس هرچی می‌دونی بگو

41:23.440 --> 41:26.026
‫تاریخ‌ها و یگان‌ها برای اثبات این کافیه
‫که موقع باردار شدن مادر منبعم

41:26.026 --> 41:27.944
‫تو توی اون کشور بودی

41:27.944 --> 41:31.156
‫قضیه اینه؟ فکر می‌کنی خیانت کردم؟

41:31.156 --> 41:34.116
‫که یه بچه‌ی نامشروعی داره
‫دنبال باباییش می‌کرده؟

41:36.077 --> 41:38.246
‫خب، می‌تونم کاملاً بهت اطمینان بدم

41:38.246 --> 41:39.831
‫که وقتی اونجا بودم

41:39.831 --> 41:42.500
‫اسلحه‌م تنها چیزی نبود
‫که ندادم دست دیگران

41:42.500 --> 41:46.129
‫اصلاً اگر فقط دی‌ان‌ای من کافیه

41:46.129 --> 41:47.729
‫که دست از سرمون برداری...

41:49.883 --> 41:52.177
‫بفرما. برو آزمایشش کن

41:52.177 --> 41:55.263
‫می‌بینی که توی اندونزی
‫هیچکس رو حامله نکردم

41:57.140 --> 41:58.740
‫نیازی نیست

41:59.768 --> 42:01.368
‫حرفت رو باور می‌کنم

42:03.939 --> 42:06.650
‫فقط باید میومدی و تو چشم‌هام نگاه می‌کردی
‫و این سوال رو می‌پرسیدی

42:06.650 --> 42:08.944
‫ولی خودت شک کرده بودی

42:08.944 --> 42:10.820
‫که قضیه فراتر از چیزیه که بهت گفته بودن

42:12.322 --> 42:16.034
‫بعید می‌دونم سازمان سیا اینقدر توی
‫یه رسوایی جنسی سیاسی داخلی دخیل باشه

42:16.034 --> 42:18.954
‫که بابتش سه تا شهروند آمریکا رو
‫توی خاک آمریکا بدزدن

42:18.954 --> 42:20.554
‫که دو تاشون پلیس بودن

42:21.748 --> 42:23.348
‫منم همینطور

42:24.334 --> 42:27.337
‫کسایی که رسوایی جنسی داشتن رو
‫به عنوان رئیس‌جمهورم انتخاب کردیم

42:28.421 --> 42:31.216
‫ظاهراً مردم دیگه چندان
‫به این چیزها اهمیت نمیدن

42:31.216 --> 42:33.260
‫ظاهراً سیا اهمیت میده

42:33.260 --> 42:35.053
‫خب...

42:35.053 --> 42:37.055
‫منم بابت دخالت اونا
‫توی این قضیه نگرانم

42:38.556 --> 42:41.309
‫دوست‌هام که کارت‌های شناساییشون رو
‫نشونت ندادن دارن در موردش تحقیق می‌کنن

42:42.894 --> 42:44.771
‫البته خودت می‌دونی
‫که نمی‌تونم هیچ اطلاعاتی

42:44.771 --> 42:47.107
‫در مورد ماموریت‌های دلتام بهت بدم

42:47.107 --> 42:49.401
‫ولی بهت اطمینان میدم من و افرادم

42:49.401 --> 42:51.069
‫هیچ جرمی مرتکب نشدیم

42:51.069 --> 42:54.239
‫شوهرم اونقدر زیر ذره‌بین سیاسی بوده

42:54.239 --> 42:56.324
‫که اگر چیزی برای پیدا کردن بود

42:56.324 --> 42:58.994
‫یه لاشخوری تا الان پیداش می‌کرد

42:58.994 --> 43:01.705
‫با این‌حال، خانم سمسون

43:01.705 --> 43:04.040
‫آنا مریک بی‌دلیل خودکشی نکرد

43:04.040 --> 43:05.640
‫هیچکس بی‌دلیل خودکشی نمی‌کنه

43:07.127 --> 43:08.837
‫ولی ارتباطی به من نداشته

43:09.921 --> 43:12.048
‫توصیه می‌کنم...

43:12.048 --> 43:13.967
‫تو خودتو بکشی کنار

43:13.967 --> 43:15.567
‫و بذاری مقامات بهش رسیدگی کنن

43:16.553 --> 43:17.804
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم

43:17.804 --> 43:19.597
‫چرا حاضر نیستی بیخیال بشی بری؟

43:19.597 --> 43:22.350
‫این اواخر خیلی‌ها این سوال رو ازم پرسیدن

43:23.852 --> 43:25.312
‫دلایل خودمو دارم

43:25.312 --> 43:27.564
‫خب، هرجور مایلی

43:27.564 --> 43:29.607
‫حرف آخرم اینه که...

43:29.607 --> 43:31.860
‫ما هم مثل تو از هیچی خبر نداریم

43:34.779 --> 43:36.948
‫خیلی‌خب

43:36.948 --> 43:38.616
‫به‌هرحال، ریچر

43:38.616 --> 43:40.535
‫امیدواریم پسر مریک صحیح و سالم پیدا بشه

43:40.535 --> 43:42.579
‫و واقعاً ناراحت شدیم که شنیدیم

43:42.579 --> 43:44.179
‫مادرش نیاز دیده خودکشی کنه

43:45.373 --> 43:47.042
‫ولی هیچ کار دیگه‌ای ازمون برنمیاد

43:47.042 --> 43:49.169
‫و باید بریم بالتیمور

43:49.169 --> 43:51.517
‫فردا صبح اول وقت مراسم
‫جمع‌آوری کمک‌های مالی داریم و دیروقته

43:51.517 --> 43:52.697
‫پس لطفاً تشریف ببر

43:54.507 --> 43:56.107
‫خانم

44:07.228 --> 44:09.606
‫سلام. چطور پیش رفت؟

44:09.606 --> 44:11.608
‫فکر نکنم سمسون پشت این قضایا باشه

44:11.608 --> 44:13.208
‫پس کیه؟

44:24.913 --> 44:26.789
‫باید خصوصی صحبت کنیم...

44:29.376 --> 44:31.419
‫میگم، اون یارو که داره
‫با سمسون حرف می‌زنه کیه؟

44:31.419 --> 44:33.713
‫"نولان کاهیل"ـه
‫رئیس دفتر سمسون

44:33.713 --> 44:35.313
‫چی شده؟

44:36.674 --> 44:38.676
‫یادته گفتم وقتی آنا خودشو کشت

44:38.676 --> 44:40.276
‫یه نفر چهارمی هم توی قطار شاهدش بود؟

44:47.769 --> 44:49.369
‫همین یارو بود

44:51.689 --> 45:11.689
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
