WEBVTT

00:06.048 --> 00:07.173
‫آنچه گذشت...

00:07.174 --> 00:08.425
‫با طرف رو در رو شدی

00:08.426 --> 00:10.218
‫- می‌تونستی بکُشیش
‫- وقتش نبود

00:10.219 --> 00:12.053
‫چون فهمیدی تریسا هنوز زنده‌ست؟

00:12.054 --> 00:13.700
‫اون همون پلیسیـه که بیرون دانشگاهم کُشتی؟

00:13.701 --> 00:15.390
‫اونایی که دیدی، مأمور سازمان
‫مبارزه با مواد مخدر بودن

00:15.391 --> 00:17.559
‫از من خواستن کمک کنم زنی رو پیدا کنن
‫که برای پدرت کار می‌کرد و ناپدید شده

00:17.560 --> 00:20.311
‫یه سرباز رده‌پایین ارتش و
‫یه کارآگاه خصوصی توی شیکاگو

00:20.312 --> 00:22.021
‫به پرونده‌های آدم‌هام دست پیدا کردن

00:22.022 --> 00:24.274
‫جفت‌شون توی گروهان 110اُم بازرسان ویژه بودن

00:24.275 --> 00:25.700
‫ریچر عضو گروهان 110اُم بوده

00:25.701 --> 00:27.861
‫برو یه گلوله خالی کن توی کله‌ی کیریش!

00:27.862 --> 00:29.988
‫باید بیای دنبالم.
‫پوششم لو رفت.

00:29.989 --> 00:31.614
‫دو تا آدم بد حرفه‌ای بهم حمله کردن

00:31.615 --> 00:34.535
‫گفت یکی به اسم کاستاپولوس اونا رو فرستاده

00:35.578 --> 00:38.037
‫- دوباره بزن!
‫- نه! خواهش می‌کنم!

00:38.038 --> 00:39.038
‫هر چی بخوای بهت میدم

00:39.039 --> 00:40.957
‫می‌خوام گوشش قرینه بشه

00:40.958 --> 00:43.126
‫تریسا روی قایق سوئیت ماریـه

00:43.127 --> 00:45.253
‫- الان کجاست؟
‫- بردنش یه جایی که مک‌کیب

00:45.254 --> 00:47.338
‫خودش بتونه مراقبش باشه

00:47.339 --> 00:49.299
‫اون آخرین سرنخ‌مونـه که

00:49.300 --> 00:50.341
‫داره می‌سوزه

00:50.342 --> 00:52.135
‫کاملاً درست نیست

00:52.136 --> 00:53.428
‫کرم ضد آفتابت رو بردار، دافی

00:53.429 --> 00:55.097
‫می‌ریم لس‌آنجلس

00:55.598 --> 01:04.598
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:05.099 --> 01:08.099
‫« ایالت ماساچوست، بوستون »

01:12.323 --> 01:14.324
‫راه فرودگاه که این نیست

01:14.325 --> 01:16.785
‫اول باید یه کاری بکنم

01:16.786 --> 01:17.911
‫چجور کاری؟

01:17.912 --> 01:19.954
‫- باید یکی رو ببینم
‫- کی؟

01:19.955 --> 01:22.957
‫نکنه جُغدی که صدای هو-هو در میاری؟
‫باید یه کاری بکنم دیگه

01:22.958 --> 01:25.794
‫چطوریه که بوستون رو اینقدر خوب می‌شناسی؟

01:25.795 --> 01:27.337
‫چند باری رفتم استادیوم فن‌وی

01:27.338 --> 01:28.922
‫طرفدار تیم ساکس بودی؟

01:28.923 --> 01:30.757
‫- یانکی‌ها
‫- کون لقت

01:34.887 --> 01:35.887
‫کیه؟

01:35.888 --> 01:38.015
‫سوزان هستم، خانم دی

01:40.100 --> 01:43.019
‫سلام عزیزم. لباس راحتی تنمـه

01:43.020 --> 01:45.814
‫- کله‌ی سحره. همه‌چی مرتبـه؟
‫- آره، نه، شرمنده

01:45.815 --> 01:48.358
‫داشتم رد می‌شدم و خواستم یه سری بزنم

01:48.359 --> 01:53.071
‫- این قد بلند خوش‌تیپ کیه؟
‫- مشاور درمانگاهـه، با منـه

01:53.072 --> 01:55.115
‫بیا داخل

02:03.624 --> 02:07.210
‫شما کار بزرگی می‌کنید. آقای...

02:07.211 --> 02:09.338
‫ریچر خالی

02:11.006 --> 02:12.758
‫از نوه‌ام خبری ندارید؟

02:13.717 --> 02:15.051
‫داریم به یه جاهایی می‌رسیم

02:15.052 --> 02:18.221
‫کل افراد شب و روز دارن
‫دنبال تریسا می‌گردن

02:18.222 --> 02:20.598
‫اون هم داشت خوب پیش می‌رفت

02:20.599 --> 02:24.018
‫همچین اعتیادی باعث فوت مادرش شد

02:24.019 --> 02:27.480
‫ولی اون سوزان دافی رو نداشت که
‫هواش رو داشته باشه

02:27.481 --> 02:31.568
‫گرسنه‌ای؟ می‌دونم که واسه صبحونه
‫سوپ صدف دوست داری

02:31.569 --> 02:34.863
‫نه حرف داری نه حریف

02:34.864 --> 02:37.741
‫بیاید، براتون قهوه‌ی فولجر درست می‌کنم

02:48.919 --> 02:51.629
‫امروز قرص‌هات رو خوردی؟

02:51.630 --> 02:53.631
‫همینکه بیدار شدم

02:53.632 --> 02:55.551
‫دکتر گفت «با غذا»

02:56.635 --> 02:59.638
‫اگه با غذا بندازم نفخ می‌کنم

03:01.515 --> 03:04.393
‫خب، شما دو تا از کِی با همدیگه هستید؟

03:05.978 --> 03:08.104
‫رابطه‌ی ما کاملاً شغلیـه

03:08.105 --> 03:10.774
‫آره ارواح عمه‌ات

03:11.817 --> 03:12.984
‫دُم خروس زد بیرون

03:12.985 --> 03:15.153
‫باید بری چشم‌پزشک، پیرزن

03:15.154 --> 03:17.447
‫آره، پیر شدم

03:17.448 --> 03:20.158
‫پس چهار تا پیراهن بیشتر پاره کردم

03:20.159 --> 03:22.410
‫علاقه‌ی بین جوون‌ها رو خوب می‌فهمم

03:22.411 --> 03:25.914
‫می‌بینم چطوری همدیگه رو نگاه می‌کنید

03:25.915 --> 03:27.415
‫نذار از دستت بره

03:27.416 --> 03:29.834
‫دختر دسته‌گُلیـه

03:29.835 --> 03:31.711
‫مثل نوه‌ام تریسا

03:31.712 --> 03:34.005
‫منو فقط به خاطر هیکلم می‌خواد

03:42.556 --> 03:44.433
‫تابحال همچین چهره‌ای دیدی؟

03:46.268 --> 03:48.061
‫عجب دختریـه، نه؟

03:48.062 --> 03:50.146
‫خوشگلـه، خانم دنیل

03:50.147 --> 03:51.898
‫اخلاقش هم عالیـه

03:51.899 --> 03:53.942
‫موقعی که کلاس سوم بود،

03:53.943 --> 03:57.153
‫همه‌ی توپ‌های کیک‌بال توی
‫سالن ورزشی گم می‌شدن

03:57.154 --> 03:59.113
‫تریسا هم تقصیرش رو گردن گرفت

03:59.114 --> 04:02.493
‫تا دوستش مایکی تلمی به خاطر
‫دزدیدن‌شون توی هچل نیفته

04:03.827 --> 04:06.120
‫مدیر مدرسه یک ساعت سین‌جیمش کرد

04:06.121 --> 04:08.499
‫ولی نوه‌ی من آدم‌فروش نیست

04:09.833 --> 04:11.502
‫آدم خوبیـه

04:12.962 --> 04:14.963
‫مشکلات خودش رو داره

04:14.964 --> 04:17.006
‫ولی از پس‌شون برمیاد

04:19.635 --> 04:21.553
‫برمی‌گرده پیشم

04:25.140 --> 04:26.975
‫پیداش می‌کنی

04:26.976 --> 04:29.227
‫چشم، خانم

04:29.228 --> 04:30.854
‫میارمش خونه

04:31.500 --> 04:37.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:38.024 --> 04:41.024
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت

04:42.000 --> 04:46.000
‫« ایالت ایلینوی، شیکاگو »

04:55.212 --> 04:56.505
‫صبح بخیر

04:57.840 --> 04:59.716
‫کی تو رو فرستاده؟

04:59.717 --> 05:01.300
‫خودت

05:01.301 --> 05:04.178
‫دیشب دو تا از دوستات
‫سعی کردن منو بکُشن

05:04.179 --> 05:05.681
‫برگرد

05:07.933 --> 05:11.311
‫شما... خانم نیلی هستید

05:12.813 --> 05:14.856
‫تو هم فاتحه‌ات خونده‌ست، مگر اینکه

05:14.857 --> 05:16.900
‫بهم بگی کی دستور قتل رو داده بوده،
‫آقای کاستاپولوس

05:18.402 --> 05:19.861
‫جولیوس مک‌کیب؟

05:19.862 --> 05:22.030
‫سؤال بود؟

05:22.031 --> 05:24.450
‫شاید قرار بود بگی اگزاویر کوئین؟

05:27.703 --> 05:30.455
‫از آدمایی که این اسم رو می‌دونن،
‫فقط تعداد انگشت‌شماری زنده موندن

05:30.456 --> 05:33.417
‫قراره یه نفر هم ازشون کم بشه،
‫مگر اینکه بگی رئیست کجاست

05:35.002 --> 05:36.627
‫بذار وضعیتت رو بهت توضیح بدم

05:36.628 --> 05:40.506
‫کله‌ی سحره. همه‌ی همسایه‌هات خوابن

05:40.507 --> 05:42.341
‫به‌زودی صدای تیراندازی می‌شنون

05:42.342 --> 05:45.386
‫تا موقعی که خودشون رو برسونن پشت پنجره
‫و بیرون رو نگاه کنن، من رفتم

05:45.387 --> 05:47.805
‫هیچ‌جوره از تو به من نمی‌رسن،
‫اسلحه‌ام گیر و گور نداره

05:47.806 --> 05:50.808
‫یه نرم‌افزار هم روی لپ‌تاپم دارم که
‫طوری نشون میده انگار خونه‌ بودم و

05:50.809 --> 05:54.020
‫موقعی که مُردی داشتم توی سایت وی‌فیر
‫دنبال میز عسلی می‌گشتم

05:54.021 --> 05:56.230
‫پس تنها عامل بازدارنده که
‫نمی‌ذاره بکُشمت

05:56.231 --> 05:58.149
‫صبرمـه

06:02.863 --> 06:04.405
‫ببین، اون دیگه رئیسم نیست،

06:04.406 --> 06:06.866
‫ولی موقعی که کوئین اینجا مستقر بود،
‫کارچاق‌کُنش بودم

06:06.867 --> 06:09.702
‫- توی شیکاگو بود؟
‫- تا همین پنج سال پیش

06:09.703 --> 06:11.871
‫یه کسب‌وکار صادراتی خانوادگی رو صاحب شد،

06:11.872 --> 06:14.624
‫ولی اوضاع خیلی خراب شد

06:14.625 --> 06:17.001
‫- چطور؟
‫- اون خانواده دیگه صبرشون در اومده بود

06:17.002 --> 06:19.378
‫تهدید کردن که اگه کوئین دست از سرشون
‫بر نداره، به مقامات گزارشش رو میدن،

06:19.379 --> 06:21.507
‫پس همگی رفتن سینه‌ی قبرستون

06:22.716 --> 06:23.926
‫حتی بچه‌هاشون

06:27.554 --> 06:28.763
‫بعدش چی؟

06:28.764 --> 06:31.432
‫یه کسب‌وکار دیگه پیدا کرد که
‫با زور تصاحبش کنه،

06:31.433 --> 06:33.726
‫توی پورتلند ایالت مِین کوفتی

06:33.727 --> 06:35.312
‫چه کسب‌وکاری؟

06:36.772 --> 06:38.898
‫بیزار بازار

06:38.899 --> 06:41.526
‫یه قاچاقچی اسلحه که خودش رو
‫سلطان فرش جا زده بود

06:41.527 --> 06:44.153
‫لابد کوئین با خودش گفته که
‫طرف از قبل خلافکاره،

06:44.154 --> 06:46.197
‫پس بعیده خبرچینی کنه

06:46.198 --> 06:48.032
‫ولی اگه آدمکش اجیر کرده،

06:48.033 --> 06:49.910
‫پس یعنی یه جای کار بیخ پیدا کرده

06:51.370 --> 06:54.080
‫آره، داره تمیزکاری می‌کنه
‫قبل از اینکه بره سراغ مقصد بعدی

06:54.081 --> 06:57.208
‫اون خانواده‌ی توی مِین هم
‫به زودی قراره دخل‌شون بیاد،

06:57.209 --> 06:58.960
‫درست مثل خانواده‌ی توی شیکاگو

06:58.961 --> 07:02.547
‫بیزار بازار. پورتلند.
‫خانواده‌ی بدبخت. حله.

07:02.548 --> 07:05.843
‫خب قراره بهم شلیک کنی؟
‫جلوی چشم بچه‌ها؟

07:10.305 --> 07:11.305
‫نه

07:16.436 --> 07:19.523
‫دفعه‌ی بعدی که خواستی منو بکُشی،
‫افراد بیشتری بفرست

07:21.000 --> 07:24.000
‫« کالیفرنیا، لس‌آنجلس »

07:25.400 --> 07:27.321
‫اگه اون دوربین فقط یک و نیم متر

07:27.322 --> 07:29.615
‫چپ‌تر بود، زمین عمومی محسوب می‌شد و

07:29.616 --> 07:31.742
‫تمام این مدارک واسه دادگاه قابل‌قبول می‌شد

07:31.743 --> 07:33.077
‫جزئیات مهمـن

07:34.663 --> 07:37.081
‫زیاد سعی نمی‌کنه شغل و
‫حیطه‌ی کاریش رو پنهان کنه

07:37.082 --> 07:39.083
‫ماشین‌، لباس، اسلحه‌ها،

07:39.084 --> 07:40.835
‫با مشخصات سلاطین مواد مخدر مو نمی‌زنه

07:40.836 --> 07:41.919
‫آره

07:41.920 --> 07:44.297
‫دارین دوست داره پولی که
‫در میاره رو خرج کنه

07:44.298 --> 07:46.257
‫کسکش باهوش هم هست

07:46.258 --> 07:49.051
‫موادش رو با مقدار کافی ناخالصی قاتی می‌کنه
‫تا سودش رو بالا ببره و

07:49.052 --> 07:52.096
‫با مقدار کمی فنتانیل مخلوط می‌کنه
‫تا اعتیادآورتر بشه

07:52.097 --> 07:53.806
‫خودم به چشم دیدم که

07:53.807 --> 07:56.517
‫جنسِ دارین، یه مشت نوجوان 15 ساله رو

07:56.518 --> 07:58.352
‫توی هاوایین گادرنز کبود و متورم کرد

07:58.353 --> 08:01.063
‫- رقیبی داره؟
‫- الان دیگه تقریباً نه

08:01.064 --> 08:03.816
‫رقبایی که داشت، همگی به طرز مرموزی از

08:03.817 --> 08:05.735
‫مسمومیت با گلوله‌های شلیک‌شده

08:05.736 --> 08:08.654
‫از سلاح‌هایی که بک و کوین
‫تأمین کرده بودن، مُردن

08:08.655 --> 08:11.240
‫اون اندازه‌ی یه گروهک شبه‌نظامی قدرت داره

08:11.241 --> 08:13.492
‫هیچ‌وقت هم خودش خلاف نمی‌کنه

08:13.493 --> 08:16.370
‫فقط دو تا محکومیت داره،
‫وقتی حدوداً 20 سالش بوده

08:16.371 --> 08:18.247
‫حمله با سلاح کُشنده بعلاوه‌ی ضرب و شتم

08:18.248 --> 08:20.541
‫کوئین داره اسلحه‌های فوق‌پیشرفته‌ای می‌فروشه

08:20.542 --> 08:24.253
‫حتی با مدارک محکمه‌پسند،
‫بازداشتش به درگیری خونین منجر میشه

08:24.254 --> 08:27.883
‫ممکنه دارین هم فرار کنه یا بمیره،
‫ما هم زنده لازمش داریم که شهادت بده

08:29.468 --> 08:30.843
‫بازم ازشون فیلم داری؟

08:30.844 --> 08:36.557
‫یه چند تایی، ولی تقریباً
‫به هیچ دردی نمی‌خورن

08:36.558 --> 08:39.769
‫اوایل، من و الیوت حرکاتش رو
‫توی شهر دنبال می‌کردیم،

08:39.770 --> 08:41.103
‫ولی کاملاً مشخص بود که

08:41.104 --> 08:44.649
‫قرار نیست تو محدوده‌ی شهر محصولی رو
‫جابه‌جا کنه، فقط توی مناطق دورافتاده

08:44.650 --> 08:46.651
‫برای همین تعقیب رو
‫بعد از چند روز متوقف کردیم،

08:46.652 --> 08:49.403
‫ولی یه چیزایی فهمیدیم

08:49.404 --> 08:50.947
‫یه روال منظم و دقیق داره

08:50.948 --> 08:52.031
‫ناهارش رو

08:52.032 --> 08:54.617
‫همیشه توی همون بارِ شیک و ادایی می‌خوره

08:54.618 --> 08:56.828
‫- کلی بادیگارد دور و برش می‌پلکن
‫- اوهوم

08:58.538 --> 09:00.414
‫می‌تونی بزرگترش کنی؟

09:00.415 --> 09:02.291
‫اونم همینو گفت

09:05.796 --> 09:09.006
‫همینجا. می‌بینی؟

09:09.007 --> 09:11.218
‫آره. یعنی چی؟

09:12.344 --> 09:14.012
‫یعنی گیرش انداختیم

09:15.000 --> 09:19.000
‫« ریـچـر »

09:31.280 --> 09:33.739
‫زود می‌بینمت. یکی طلبت

09:36.159 --> 09:38.452
‫آره

09:38.453 --> 09:40.121
‫دوستت پایه‌ست؟

09:40.122 --> 09:41.205
‫آره

09:41.206 --> 09:43.874
‫آره لامصب!

09:43.875 --> 09:45.459
‫دل تو دلم نیست موقعی که

09:45.460 --> 09:47.920
‫پته‌ی دارین رو می‌ریزیم روی آب،
‫قیافه‌اش رو ببینم

09:47.921 --> 09:50.131
‫خلافکارها وقتی جا می‌خورن،
‫قیافه‌شون یه شکل میشه

09:50.132 --> 09:52.000
‫عین موقعی که
‫مچ دوست‌پسرت رو می‌گیری و

09:52.001 --> 09:54.261
‫پیامک‌های دخترعمو رواندات رو
‫از توی گوشیش در میاری

09:55.345 --> 09:57.930
‫- زیادی به‌خصوص بود
‫- آره. دوست‌پسر سابقم سوژه‌ای بود

09:59.016 --> 10:00.683
‫همینطور دخترعموم رواندا

10:00.684 --> 10:02.935
‫اگه بهت خیانت کرده، الحق که احمقـه

10:08.817 --> 10:10.943
‫آره خب...

10:10.944 --> 10:13.822
‫از مرد اهل فورت‌پوینت که
‫جز لاشی در نمیاد

10:15.574 --> 10:18.826
‫خب، بی‌شوخی... چقدر احتمال داره که
‫بتونیم به خانم دنیل خبر خوب بدیم؟

10:18.827 --> 10:21.454
‫اگه فردا همه‌چی طبق نقشه پیش بره،
‫احتمال موفقیت‌مون

10:21.455 --> 10:23.497
‫از صفر میشه 25 درصد

10:23.498 --> 10:25.374
‫پس، نسبتاً خوبـه

10:25.375 --> 10:27.335
‫احتمال یک از چهار؟ این خوبه؟

10:27.336 --> 10:29.086
‫اگه یکی بهت می‌گفت
‫توی قرعه‌کشی 25 درصد

10:29.087 --> 10:30.588
‫شانس بردن داری،
‫حتماً بلیطش رو می‌خریدی

10:30.589 --> 10:32.423
‫باشه، ولی احتمال موفقیت توی چی...؟

10:32.424 --> 10:35.009
‫پیدا کردن تریسا یا کُشتن کوئین؟

10:38.221 --> 10:41.015
‫من کُشتن کوئین رو به پیدا کردن
‫تریسا ترجیح نمیدم

10:41.016 --> 10:43.684
‫دیگه نه. بهت قول میدم

10:43.685 --> 10:45.561
‫چی نظرت رو عوض کرد؟

10:45.562 --> 10:47.897
‫تو

10:47.898 --> 10:49.398
‫روال کارت رو دیدم

10:49.399 --> 10:51.484
‫فهمیدم به چه چیزهایی بیشتر بها میدی

10:51.485 --> 10:53.444
‫تو از خودگذشته‌ای و انسانیت داری

10:53.445 --> 10:56.405
‫پس اگه تریسا برای تو مهمـه،
‫برای من هم مهمـه

10:56.406 --> 10:58.032
‫نمی‌تونم هیچ تضمینی بهت بدم

10:59.618 --> 11:01.827
‫ولی اگه از ته دل نبود، به زبون نمیاوردمش

11:03.622 --> 11:06.248
‫امیدوارم این باعث بشه نسبت به
‫احتمالات حس و حال بهتری داشته باشی

11:09.002 --> 11:11.253
‫واقعاً می‌خوای حال بهتری داشته باشم؟

11:13.382 --> 11:15.092
‫یه فکری دارم

11:17.511 --> 11:19.720
‫وایسا. وایسا

11:19.721 --> 11:21.430
‫فکر کردم گفتی دیگه تکرار نمیشه

11:21.431 --> 11:22.807
‫اون واسه قبل بود

11:22.808 --> 11:23.891
‫قبل چی؟

11:23.892 --> 11:25.976
‫فهمیدم واقعاً چجور آدمی هستی

11:51.336 --> 11:53.295
‫حالا وایسا اینو مزه کنی

11:53.296 --> 11:55.340
‫انگار داری از شیطان لب می‌گیری

11:57.467 --> 12:00.428
‫واو. توی ووستر هم همچین
‫نوشیدنی‌ای سرو نمیشه

12:00.429 --> 12:03.055
‫واسه ادایی بودنش پول بیشتری هم می‌گیرن؟

12:03.056 --> 12:05.975
‫امروز با چه ارگانی از دولت طرفیم؟

12:05.976 --> 12:08.352
‫پلیس فدرال؟ سازمان مبارزه با مواد مخدر؟

12:08.353 --> 12:11.021
‫ما از سازمان «ب.ش.ک» هستیم.
‫مخفف «بلند شو کله‌کیری».

12:11.022 --> 12:13.441
‫جفت‌مون هم می‌دونیم که
‫مجبور نیستم بلند شم

12:13.442 --> 12:14.775
‫چون حکمی نمی‌بینم

12:14.776 --> 12:16.735
‫تا حکمی نباشه، همکاری نمی‌کنم

12:16.736 --> 12:18.070
‫باشه

12:18.071 --> 12:19.865
‫ولی لازم نبود سرش هُلش بدی

12:21.408 --> 12:22.950
‫چی داری میگی «هلش بدم»؟

12:22.951 --> 12:25.286
‫الان بلند شدی و یه مأمور فدرال رو هل دادی

12:25.287 --> 12:27.622
‫که فقط می‌خواست ازت
‫چندتا سؤال بپرسه

12:28.748 --> 12:32.126
‫توی گزارشم اینو می‌نویسم.
‫این جرم فدرال محسوب میشه.

12:32.127 --> 12:33.669
‫می‌تونیم همین الان بازداشتت کنیم،

12:33.670 --> 12:37.131
‫چند سال گیر دادگاه بیفتی و
‫کلی وکیل گرون‌قیمت بره توی پاچه‌ات

12:37.132 --> 12:39.425
‫هر دروغی که لازم باشه می‌گیم
‫تا مطمئن بشیم محکوم می‌شی

12:39.426 --> 12:41.302
‫حتی شاید چند ماه هم آب خنک بخوری

12:41.303 --> 12:43.345
‫یا...

12:43.346 --> 12:46.725
‫می‌تونی باهامون بیای و
‫چند کلمه حرف بزنیم

12:49.269 --> 12:51.438
‫چه حقه‌ی کثیفی

13:00.322 --> 13:02.615
‫خدایی؟ نقشه‌تون اینـه؟ گالریم؟

13:02.616 --> 13:04.074
‫خیال کردید قراره اینجا چیزی پیدا کنید؟

13:04.075 --> 13:07.286
‫پلیس صد بار اینجا رو گشته،
‫هیچی پیدا نکرده

13:07.287 --> 13:09.956
‫بازش کن وگرنه با کله‌ات بازش می‌کنم

13:20.342 --> 13:22.593
‫دیده بودم که پولشویی از راه بارها،

13:22.594 --> 13:25.137
‫سالن‌های ماساژ، حتی
‫باغ‌وحش حیوانات انجام شده

13:25.138 --> 13:27.056
‫ولی این خیلی شیک و لاکچریـه، دارین

13:27.057 --> 13:28.766
‫خوشحالم که دوستش داری

13:28.767 --> 13:30.434
‫در ضمن این تجارت کاملاً قانونیـه

13:30.435 --> 13:32.228
‫من از پول‌شویی هیچی نمی‌دونم

13:32.229 --> 13:36.024
‫با ماده‌ی 18 از قوانین ایالات متحده
‫بخش 3559سی آشنایی داری؟

13:37.317 --> 13:39.652
‫بهش قانون «سه جرم فدرال» هم میگن

13:39.653 --> 13:41.612
‫شاید

13:41.613 --> 13:43.614
‫بذار برات ساده‌ترش کنم

13:43.615 --> 13:45.800
‫اگه سه جرم خشونت‌آمیز جدی مرتکب بشی،

13:45.802 --> 13:48.244
‫حکم حبس ابد روی شاختـه

13:48.245 --> 13:49.828
‫همین الانش دو تا سابقه‌ی قبلی داری

13:49.829 --> 13:53.082
‫خب، انگار یکی کم داری،
‫پس کون لقت

13:53.083 --> 13:54.959
‫چه خوب هم گنده‌گوزی می‌کنی

13:54.960 --> 13:57.253
‫باهات دعوا می‌کردما، ولی هیچوقت
‫معلول‌ها رو کتک نمی‌زنم

13:57.254 --> 13:59.339
‫این ماشین توئـه؟

14:00.882 --> 14:02.216
‫می‌دونی که هست

14:02.217 --> 14:04.009
‫اون کارت پارکینگ معلولیت
‫روی شیشه جلوی ماشینتـه؟

14:04.010 --> 14:06.762
‫وایسا، آتویی که ازم دارید اینـه؟

14:06.763 --> 14:09.640
‫- تخلف پارک ماشین؟
‫- یکم بیشتر از این حرفاست

14:09.641 --> 14:11.976
‫ما دکتری رو که گواهی
‫بیماری‌ات رو تصدیق کرده بود...

14:11.977 --> 14:13.852
‫پیدا کردیم

14:13.853 --> 14:15.396
‫انگار تهدیدش کردی که

14:15.397 --> 14:18.816
‫اگه نگه هر دو زانوت دچار آرتروزه،
‫بهش آسیب می‌زنی

14:18.817 --> 14:20.693
‫این یعنی بدست آوردن چیزی با زور و تهدید،

14:20.694 --> 14:22.987
‫بهش اخاذی هم میگن

14:22.988 --> 14:25.030
‫یا همون جرم خشونت‌آمیز

14:25.031 --> 14:27.658
‫یک، دو، سه سابقه

14:27.659 --> 14:28.909
‫به گا رفتی، عوضی

14:28.910 --> 14:30.828
‫کسشعره!

14:30.829 --> 14:33.205
‫من اون دکتر رو تهدید نکردم.
‫ازش خواستم...

14:33.206 --> 14:36.000
‫- اون هم ردیفش کرد
‫- آره، همین رو هم گفت

14:36.001 --> 14:38.043
‫بعدش تهدیدش کردم که اگه همکاری نکنه،
‫پروانه‌ی طبابتش رو باطل می‌کنم و

14:38.044 --> 14:39.900
‫به جرم کلاهبرداری فدرال
‫تحت پیگرد قرار می‌گیره،

14:39.901 --> 14:41.757
‫چون گواهی‌اش رو به راهنمایی‌رانندگی
‫ایمیل کرده بود

14:41.756 --> 14:44.883
‫نظرش عوض شد. هر چی بگیم،
‫همون رو میگه

14:44.884 --> 14:47.094
‫تنها کسی که داره اخاذی می‌کنه تویی

14:47.095 --> 14:48.762
‫حالا داره دوزاریش میفته

14:48.763 --> 14:50.973
‫پس، باقی عمرت رو توی زندان می‌گذرونی

14:50.974 --> 14:53.601
‫یا یه لطفی به ما می‌کنی

14:53.602 --> 14:55.312
‫کیر...

14:57.230 --> 14:58.815
‫چجور لطفی؟

14:59.816 --> 15:02.568
‫آره، فردا صبح

15:02.569 --> 15:05.600
‫نه. عمراً با یه ساک پر از اسکناس
‫به مبلغ یه میلیون دلار

15:05.601 --> 15:07.365
‫سوار پرواز شبانه بشم

15:08.992 --> 15:11.744
‫یکی رو توی بالتیمور دارم که
‫با ماشین میاد اونجا

15:11.745 --> 15:15.539
‫ساعت 10 صبح با پول نقد می‌بینمت.
‫همون جای قبلی.

15:15.540 --> 15:17.416
‫ببین، نمی‌خوام واسم بهانه بیاری

15:17.417 --> 15:20.044
‫من اینجا وسط جنگم و
‫شرایطم اضطراریـه

15:20.045 --> 15:23.006
‫معامله با شما باعث افتخارمـه، آقای بک

15:24.841 --> 15:27.176
‫حله؟ حالا گورتون رو گم کنید

15:27.177 --> 15:28.677
‫فکر نکنم

15:28.678 --> 15:30.679
‫داف؟

15:30.680 --> 15:31.889
‫بفرستیدشون داخل

15:31.890 --> 15:33.891
‫ما یه قراری داشتیم

15:33.892 --> 15:35.476
‫در مورد جواز پارکینگ تقلبی

15:35.477 --> 15:37.519
‫نه در مورد چیزی که اینجا پیدا می‌کنن

15:37.520 --> 15:40.481
‫اگه چیزی پیدا نشه، نباید نگران باشی

15:40.482 --> 15:42.816
‫ولی سفارش خرید، رسید واریز،
‫یا رسید برداشت که

15:42.817 --> 15:44.943
‫منبعش کاملاً شفاف و قانونی نباشه...

15:44.944 --> 15:48.239
‫خب، بهتره یه وکیل خبر کنی

15:49.991 --> 15:51.784
‫قیافه‌اش همونطوری شد که گفتم!

15:51.785 --> 15:54.703
‫این همون قیافه‌ی دخترعمو روانداست

15:55.000 --> 15:58.000
‫« ایالت مِین، پورتلند »

16:09.469 --> 16:11.637
‫اگه بک نیاد چی؟

16:11.638 --> 16:15.308
‫کوئین پول‌لازمـه.
‫یه کاری می‌کنه بک بیاد.

16:17.352 --> 16:19.019
‫نکنه توی اون اسکله کتک خوردی؟

16:19.020 --> 16:21.563
‫نه، سوختگی فرشـه

16:21.564 --> 16:23.692
‫خب، آخه گردنت چطوری سوخته...

16:25.402 --> 16:26.652
‫داری سر به سرم میذاری

16:26.653 --> 16:29.947
‫قرار بود واسه کار برید لس‌آنجلس

16:29.948 --> 16:33.242
‫ما ترتیب کل ماجرا رو دادیم،
‫پس خفه بمیر، پیرمرد

16:33.243 --> 16:35.327
‫بک اومد

16:45.922 --> 16:47.590
‫اون چیه روی صورتش؟

16:49.759 --> 16:52.095
‫کوئین تنبیهش کرده

16:53.138 --> 16:54.304
‫- لعنتی
‫- هنوزم به نظرم

16:54.305 --> 16:56.014
‫بهتره این قضیه رو من یا دافی دست بگیریم

16:56.015 --> 16:59.101
‫هارلی تونست فقط با یه نگاه توی یه انبار تاریک
‫بفهمه که شما مأمورهای دولتی هستید

16:59.102 --> 17:02.187
‫توی روز روشن، انگار نشان پلیس رو
‫انداخته باشی گردنت

17:02.188 --> 17:03.857
‫برو که رفتیم

17:12.782 --> 17:14.324
‫سلام، آقای بک

17:14.325 --> 17:17.536
‫فقط طوری رفتار کن که انگار داریم
‫اسلحه معامله می‌کنیم، خب؟

17:17.537 --> 17:21.583
‫ریچر منو فرستاده.
‫فقط از این راه می‌تونست باهات حرف بزنه.

17:22.959 --> 17:25.502
‫اون تخم سگ کاری کرد گوشم بُریده بشه

17:25.503 --> 17:27.045
‫چرا باید بخوام دخلی بهش داشته باشم؟

17:27.046 --> 17:28.965
‫چون اگه نخوای دخلی داشته باشی،
‫خودت و ریچارد می‌رید زیر خاک

17:30.925 --> 17:34.261
‫حالا حواست به منـه؟ خوبه

17:34.262 --> 17:37.556
‫رئیست، مک‌کیب، اسم واقعیش
‫اگزاویر کوئینـه

17:37.557 --> 17:41.018
‫قبل اینکه بیاد مِین، یه کسب‌وکار مثل
‫مال تو رو توی شیکاگو به زور تصاحب کرد

17:41.019 --> 17:44.563
‫به محض اینکه حس کرد در خطره، خانواده‌ای
‫که زیر انگشتش بودن رو کُشت،

17:44.564 --> 17:46.607
‫یه هویت جدید ساخت و ناپدید شد

17:46.608 --> 17:49.193
‫الان هم قراره همین کار رو
‫با خودت و پسرت بکنه

17:49.194 --> 17:51.613
‫- از کجا بدونم که...
‫- من راست میگم؟

17:53.990 --> 17:57.243
‫کوئین حرفی از یه کارآگاه خصوصی
‫توی شیکاگو نزد که سعی کرد بکُشتش؟

17:58.328 --> 18:00.746
‫- من اونم
‫- غیب گفتی

18:00.747 --> 18:03.373
‫ریچر می‌خواد بدونه معامله‌ی بزرگ
‫کجا و کِی انجام میشه

18:03.374 --> 18:05.793
‫تا ترتیب کوئین رو بده،
‫قبل اینکه کوئین ترتیب تو رو بده

18:05.794 --> 18:07.461
‫ببین، من دیگه نمی‌دونم

18:07.462 --> 18:09.671
‫مک‌کیب یا کوئین...

18:09.672 --> 18:11.799
‫بعد از اینکه فهمیدیم ریچر جاسوس بود،
‫همه‌چی رو تغییر داد

18:11.800 --> 18:13.383
‫نقشه‌ی جدید رو بهت نمیگه؟

18:13.384 --> 18:16.011
‫تو تا مأمور مخفی فدرال
‫راه دادم توی خونه‌ام

18:16.012 --> 18:17.387
‫بهم اعتماد نداره

18:17.388 --> 18:19.139
‫میگه همون بهتر که کلاه تولد بذارم سرم و

18:19.140 --> 18:21.225
‫- روی جشن تولدم تمرکز کنم
‫- چه جشنی؟

18:21.226 --> 18:24.478
‫تولدم. کوئین نذاشت جشن رو به‌هم بزنم

18:24.479 --> 18:26.897
‫به نظرش الان که مأمورای فدرال ما رو
‫زیر نظر دارن، کار غیرعادی‌ای مثل

18:26.898 --> 18:29.692
‫کنسل کردن جشن توی دقیقه‌ی نود،
‫بیشتر اونا رو مشکوک می‌کنه

18:30.902 --> 18:32.694
‫پس شرمنده، هیچ کاری از من برنمیاد

18:32.695 --> 18:35.155
‫پس گمونم هیچ فایده‌ای برامون نداری

18:35.156 --> 18:36.406
‫موفق باشی

18:36.407 --> 18:39.244
‫آهای، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

18:40.745 --> 18:41.912
‫باید ما رو خلاص کنید

18:41.913 --> 18:45.499
‫مک‌کیب پسرم رو مجبور کرد
‫جلوی چشمم رولت روسی بازی کنه

18:45.500 --> 18:47.209
‫پس نمی‌تونم تصور کنم اگه بفهمه

18:47.210 --> 18:48.919
‫بهش خیانت کردم، چه بلایی سر ریچار میاره

18:48.920 --> 18:51.296
‫بهش خیانت نکن،
‫مجبور هم نیستی تصور کنی

18:51.297 --> 18:53.340
‫جفت‌تون زیادی می‌دونید و
‫نمیشه زنده نگهتون داشت

18:53.341 --> 18:55.260
‫ریچر آخرین امیدتـه

19:03.726 --> 19:05.644
‫ببین، من فقط می‌دونم که

19:05.645 --> 19:08.856
‫خریدارها امروز در یه زمان نامشخص
‫از یمن پرواز کنن به اینجا

19:08.857 --> 19:12.901
‫یه فرودگاه خصوصی همین نزدیکی‌ها.
‫نمی‌دونم کدوم فرودگاه.

19:12.902 --> 19:15.362
‫- تا کِی توی شهرن؟
‫- نمی‌دونم

19:15.363 --> 19:16.822
‫اطلاعات رو قطره‌چکانی بهم میده

19:16.823 --> 19:18.574
‫خب، یه کاری کن که بیشتر بفهمی

19:18.575 --> 19:20.993
‫سر در بیار اسلحه‌ها کِی و کجا
‫به دست خریدارها می‌رسه

19:20.994 --> 19:22.411
‫همینطور زنی که کوئین گروگان گرفته

19:22.412 --> 19:24.037
‫چی، اون دختره؟

19:24.038 --> 19:25.497
‫اصلاً نمی‌دونم کجا نگهش می‌دارن

19:25.498 --> 19:26.582
‫می‌دونم

19:26.583 --> 19:29.961
‫اگه ریچر فکر می‌کرد می‌دونی،
‫الان دستاش رو دور گردنت حلقه کرده بود

19:33.006 --> 19:34.131
‫آهای. دارین چی؟

19:34.132 --> 19:36.759
‫مک‌کیب توقع داره با پول نقد برگردم

19:37.886 --> 19:40.929
‫بهش بگو سعی کردم سر قیمت
‫چونه بزنم، تو هم قبول نکردی

19:40.930 --> 19:43.098
‫حالا برگرد تا راننده‌ات مشکوک نشده

19:43.099 --> 19:44.183
‫گوش کن

19:45.602 --> 19:47.270
‫در بهترین حالت...

19:48.730 --> 19:52.107
‫من زنده می‌مونم، باقی عمرم رو
‫توی زندان سپری می‌کنم

19:52.108 --> 19:54.902
‫ولی می‌خوام یه چیزی رو واضح بگم

19:54.903 --> 19:57.822
‫پسرم هیچ دخلی به این قضایا نداشته

19:59.157 --> 20:00.324
‫اون بیگناهـه

20:00.325 --> 20:02.242
‫ریچر می‌دونه

20:02.243 --> 20:04.037
‫پسرت اصلاً جای نگرانی نداره

21:11.771 --> 21:13.773
‫یه عده دنبالت می‌گردن

21:14.941 --> 21:16.441
‫اگه اینقدر مهم نبود که

21:16.442 --> 21:19.028
‫تو رو واسه خریدارها
‫خوشگل و تمیز نگه دارم...

21:20.780 --> 21:22.907
‫می‌تونستم خودم ازت لذت ببرم

21:25.702 --> 21:27.787
‫بهت تجاوز می‌کردم

21:29.664 --> 21:31.541
‫بعدش این بدن خوشگلت رو
‫تیکه‌تیکه می‌کردم

21:38.089 --> 21:41.718
‫بعدش که عشق و حال تموم شد،
‫مثل طعمه‌ی ماهی می‌نداختمت توی رودخونه

21:46.742 --> 21:53.742
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:58.693 --> 22:00.987
‫هیس...

22:31.726 --> 22:33.977
‫روحت هم خبر نداره چقدر خوش‌شانسی که

22:33.978 --> 22:35.772
‫موهات قرمزن

22:41.277 --> 22:44.279
‫وای. از پروازم به بعد هیچی نخورده بودم

22:44.280 --> 22:46.281
‫خب، می‌دونم ساندویچ لابستر

22:46.282 --> 22:48.450
‫در برابر کمکی که امروز
‫بهمون کردی هیچی نیست،

22:48.451 --> 22:50.702
‫ولی کمترین کاری بود که ازم برمی‌اومد

22:50.703 --> 22:53.663
‫من سال‌هاست به ریچر کمک می‌کنم.
‫هیچوقت برای من ناهار نخریده.

22:53.664 --> 22:55.040
‫تو هیچوقت نخواستی

22:55.041 --> 22:58.710
‫می‌دونی، کم کم دارم می‌فهمم
‫چرا این همه آدم سعی دارن بکشنت

22:58.711 --> 23:02.380
‫خب، ما یه محموله‌ی بزرگ اسلحه داریم
‫که قراره به یه سری خریدار فروخته شه

23:02.381 --> 23:05.008
‫که اهل یه کشورِ بی‌ثباتن که
‫روابط ضعیفی با آمریکا داره

23:05.009 --> 23:06.301
‫خلاصه‌ی وضعیت از این قراره؟

23:06.302 --> 23:08.428
‫برای یه حمله‌ی تروریستیه

23:08.429 --> 23:10.430
قراره یه حمله‌ی بلندپروازانه
توی خاکِ آمریکا باشه

23:10.431 --> 23:13.725
‫- چی باعث میشه اینطور فکر کنی؟
‫- بک متخصص لجستیک حمل و نقله

23:13.726 --> 23:16.394
‫کوئین راحت می‌تونه بهش بگه
‫اسلحه‌ها رو بفرسته درِ خونه‌ی خریدار

23:16.395 --> 23:17.938
‫تنها دلیل این که اون کارو نمی‌کنه...

23:17.939 --> 23:19.981
‫اینه که اسلحه‌ها الان جایی هستن
‫که قراره ازشون استفاده کنن

23:19.982 --> 23:23.652
‫دقیقاً. همین‌جا توی آمریکا

23:23.653 --> 23:25.717
‫برادرم جو یه بار بهم گفت
‫طبق تخمین سازمان امنیت داخلی

23:25.741 --> 23:28.907
‫در هر زمانِ مشخص چند صد شبکه‌ی
‫تروریستیِ خفته در سراسر آمریکا پخش شدن

23:28.908 --> 23:31.868
‫خریدارهای یمنی سلاح‌های بک رو
‫بین چند شبکه‌ی تروریستی پخش می‌کنن،

23:31.869 --> 23:34.496
‫اونا می‌تونن به مراکز گردهمایی،
‫استادیوم‌ها و فرودگاه‌ها حمله کنن.

23:34.497 --> 23:36.978
‫حملاتِ زمان‌بندی‌شده‌ی همزمان در مناطق شلوغ

23:37.002 --> 23:37.976
‫قتل‌عام کامل

23:38.000 --> 23:41.211
‫تنها چیزی که بک تا الان می‌دونه اینه که
‫امروز توی یه فرودگاه خصوصی فرود میان

23:41.212 --> 23:43.421
‫شرط می‌بندم فرودگاه محلی استنفورده

23:43.422 --> 23:45.757
‫خانواده‌ی بوش وقتی میان کنبانکپورت
‫ازش استفاده می‌کنن

23:45.758 --> 23:48.260
‫توی چشم نیست و حاضره
‫مقررات رو نادیده بگیره

23:48.261 --> 23:50.929
‫می‌تونیم فهرستِ پروازهاش رو جور کنیم

23:50.930 --> 23:53.723
‫یعنی، امروز چندتا هواپیمای خصوصی
‫از یمن میاد؟

23:53.724 --> 23:55.559
‫توی سازمان هواپیمایی دوستی نداری؟

23:55.560 --> 23:57.687
‫با چند نفر تماس می‌گیرم

24:13.619 --> 24:16.163
‫تو بهم گفتی کوئین مُرده

24:16.164 --> 24:17.581
‫خب چطور شد که الان زنده‌ست؟

24:17.582 --> 24:20.751
‫گلوله با کالیبر پایین،
‫آبِ سرد، بدشانسی.

24:23.421 --> 24:26.591
‫وقتی آدم‌های اشتباهی میرن زیرِ خاک،
‫همیشه خیلی دردناکه.

24:27.675 --> 24:31.428
‫من هیچوقت دست‌پرورده‌ی
‫اولت کول رو ندیدم، ولی...

24:31.429 --> 24:33.138
‫می‌دونم چه احساسی در موردش داشتی

24:33.139 --> 24:36.434
‫من همون حسی رو به اون داشتم
‫که به تو دارم

24:42.023 --> 24:45.984
‫اینا قاچاقچی‌های توی مارگریو
‫یا پلیس‌های سابق نیویورک نیستن

24:45.985 --> 24:49.801
‫کوئین و افرادش سربازهای تعلیم‌دیده
‫با انباری از اسلحه‌های خفن هستن

24:49.825 --> 24:51.156
‫- که می‌تونن ما رو نصف کنن.
‫- آره.

24:51.157 --> 24:53.283
‫فقط می‌خواستم این رو بلند بگم

24:53.284 --> 24:55.077
‫چون باعث میشه تجدید نظر کنی؟

24:56.370 --> 24:57.495
‫چون باید این کارو بکنه

24:57.496 --> 24:59.539
‫چون می‌خوام بدونی
‫از ریسک‌هاش خبر دارم

24:59.540 --> 25:02.772
‫من قبلاً رد کاستاپولوس رو زده بودم
‫تا بتونم بفهمم کجا هستی

25:02.796 --> 25:04.461
‫پس وقتی بهت زنگ زدم
‫به دیدن بک بری...

25:04.462 --> 25:06.880
‫قبلاً بلیت هواپیما به پورتلند گرفته بودم

25:06.881 --> 25:09.049
‫من به هر حال داشتم می‌اومدم

25:09.050 --> 25:11.384
‫متأسفم که اومدن سراغت
‫و قاتیِ این ماجرا شدی

25:11.385 --> 25:13.762
‫همون لحظه‌ای که اومدن سراغت
‫قاتی شده بودم

25:19.352 --> 25:21.229
‫حالا که حرف از قاتی شدن شد...

25:22.939 --> 25:25.690
‫فکر کنم بهتره دافی توی این عملیات نباشه.

25:25.691 --> 25:26.816
‫چرا؟

25:26.817 --> 25:29.946
‫من همیشه می‌فهمم که به کسی احساس پیدا کردی

25:31.030 --> 25:33.823
‫فقط دارم میگم،
‫ممکنه آسیب ببینه.

25:33.824 --> 25:37.077
‫ازش خوشم میاد چون براش مهم نیست
‫که ممکنه آسیب ببینه

25:37.078 --> 25:39.704
‫در ضمن نمی‌تونم راضی‌اش کنم کنار بکشه

25:39.705 --> 25:41.790
‫اون دلایل خودش رو
‫واسه اینجا بودن داره

25:41.791 --> 25:43.750
‫و پیرمرده چی؟

25:43.751 --> 25:46.378
‫زانو و کمر نداره

25:46.379 --> 25:47.838
‫فقط دل و جرأت داره

25:50.091 --> 25:51.884
‫پس تیم‌مون همینـه

25:53.052 --> 25:55.054
تیم‌مون همینـه

26:04.563 --> 26:06.064
‫ریچی

26:06.065 --> 26:07.565
‫اوه، سلام، بابا

26:07.566 --> 26:10.902
‫چی... فکر می‌کردم امروز کار داری

26:10.903 --> 26:12.696
‫چی گذاشتی زیرِ اون پارچه؟

26:12.697 --> 26:15.783
‫عه، هیچی، فقط دارم تمیز کاری می‌کنم

26:17.868 --> 26:19.327
‫چیزی رو ازم قایم می‌کنی؟

26:19.328 --> 26:20.537
‫نه

26:20.538 --> 26:22.580
‫بهم بگو چی زیر پارچه‌ست، ریچ

26:22.581 --> 26:24.457
‫چون از جایی که من وایسادم،

26:24.458 --> 26:26.584
‫خیلی شبیه تفنگ بود

26:26.585 --> 26:28.691
‫و آخرین چیزی که الان لازم دارم

26:28.715 --> 26:30.213
‫- اینه که پسرم یه کار احمقانه بکنه
‫- صبر کن، بابا،

26:30.214 --> 26:31.549
‫صبر کن...

26:34.343 --> 26:36.929
‫از همون‌هاست که تو وقتی بچه بودی داشتی

26:37.930 --> 26:40.849
‫اینجاش صدمه دید،
‫ولی درستش کردم.

26:40.850 --> 26:43.769
‫یه روز طول می‌کشه چسبش
‫کامل خشک شه، ولی...

26:45.229 --> 26:47.689
‫آره

26:49.567 --> 26:51.485
‫وقتی چهار سالم بود گرفتمش

26:54.447 --> 26:57.032
‫تمام روز با این تفنگ
‫توی بیشه می‌دویدم

26:57.033 --> 26:59.160
‫مثل یه قهرمانِ وسترن واقعی

27:03.831 --> 27:06.292
‫تو هم وقتی چهار سالت بود اینجوری بودی

27:08.586 --> 27:10.546
‫تو شادترین بچه بودی

27:14.342 --> 27:17.177
‫بعدش بعد از مرگِ مامانت...

27:17.178 --> 27:19.138
‫انگار یه چراغ توی وجودت خاموش شد

27:21.057 --> 27:22.475
‫خیلی ساکت شدی

27:25.269 --> 27:29.148
‫یهو... در هم شکستی

27:33.235 --> 27:36.112
‫فقط الان دارم می‌فهمم که...

27:36.113 --> 27:38.532
‫شاید برای همین انقدر بدجنس بودم

27:40.576 --> 27:42.578
‫انقدر پدرِ بدی بودم

27:46.582 --> 27:49.293
‫آره. بودی

27:51.504 --> 27:54.464
‫ولی تو آدمِ بدی نیستی

27:56.967 --> 27:59.177
‫من در حقت خیلی بد کردم،

27:59.178 --> 28:01.638
‫از وقتی که با مک‌کیب درگیر شدم

28:01.639 --> 28:03.681
‫من بی‌رحم بودم

28:03.682 --> 28:06.018
‫سرد بودم و باهات صمیمی نبودم

28:08.396 --> 28:10.147
‫عمداً این کارو کردم، ریچی

28:12.358 --> 28:14.609
‫می‌دونی، اگه از دست دادن...

28:14.610 --> 28:17.404
‫یه مادر شگفت انگیز

28:17.405 --> 28:20.532
‫اونقدر بهت صدمه زد،

28:20.533 --> 28:23.077
‫خب، شاید از دست دادن یکی مثل من
‫زیادم بد نمی‌شد

28:25.538 --> 28:27.497
‫می‌دونم این منطق داغونیه، می‌دونی،

28:27.498 --> 28:29.874
‫ولی هیچکس آموزشِ پدر بودن نمی‌بینه

28:29.875 --> 28:33.045
‫مگر این که از بابای خودت
‫یاد بگیری، می‌دونی؟

28:35.297 --> 28:37.507
‫من یاد نگرفتم

28:37.508 --> 28:39.260
‫من یاد نگرفتم

28:41.262 --> 28:44.389
‫فقط نمی‌خواستم بعد از مرگم اذیت شی،

28:44.390 --> 28:46.851
‫مثل وقتی که مامانت فوت شد

28:49.687 --> 28:52.355
‫چون راستش رو بخوای
‫هیچوقت تصور نمی‌کردم

28:52.356 --> 28:54.400
‫از این وضعیت زنده بیرون بیام

28:55.484 --> 28:57.277
‫این حرف رو نزن

28:57.278 --> 28:59.696
‫به جای روندن تو از خودم،

28:59.697 --> 29:01.698
‫باید تو رو به خودم نزدیک‌تر می‌کردم

29:05.327 --> 29:07.746
‫تو پسرِ خیلی خوبی هستی، ریچ

29:10.916 --> 29:14.587
‫تو دقیقاً همون پسری هستی که می‌خواستم

29:22.178 --> 29:23.971
‫متأسفم...

29:25.973 --> 29:28.142
‫که باعث شدم انقدر اذیت شی

29:33.439 --> 29:36.149
‫ولی بهت قول میدم،

29:36.150 --> 29:38.194
‫دیگه هرگز نمیذارم اذیتت کنن

29:41.780 --> 29:43.198
‫دوستش دارم

29:49.914 --> 29:51.582
‫بیا اینجا

29:53.209 --> 29:57.087
‫دوستت دارم پسرم. دوستت دارم

30:17.900 --> 30:20.276
‫- اطلاعاتِ سازمان هواپیمایی درست بود؟
‫- کاملاً!

30:20.277 --> 30:22.028
‫خریدارها دارن حرکت می‌کنن

30:22.029 --> 30:23.531
‫باشه

31:07.741 --> 31:10.577
‫الان تلفنی با انبار حرف زدم

31:10.578 --> 31:12.745
‫همه چی واسه معامله آماده‌ست

31:12.746 --> 31:13.955
‫خوبه

31:13.956 --> 31:17.292
‫الان برو اونجا و موجودی انبار رو چک کن
‫تا آدم‌هام کامیون‌ها رو بار بزنن

31:17.293 --> 31:18.627
‫حله

31:20.713 --> 31:23.881
‫با این حال هنوز بهم نگفتی
‫کجا یا کِی بفرستمشون

31:27.845 --> 31:30.263
‫مرکز اسقاط، ساعت 9

31:30.264 --> 31:32.224
‫حینِ مهمونی؟

31:35.060 --> 31:37.979
‫بعد از معامله واسه کیک خوردن
‫با ریچی وقت پیدا می‌کنی

31:37.980 --> 31:39.522
‫ریچارد قراره بره سینما

31:39.523 --> 31:41.984
‫بچه‌ای به سنِ اون دلش نمی‌خواد
‫با یه مشت پیر پاتال وقت بگذرونه

31:48.991 --> 31:50.659
‫بذار روشنت کنم

31:53.078 --> 31:56.998
‫اهرمِ فشارم زمانِ مهمونی
‫توی این خونه می‌مونه،

31:56.999 --> 32:00.793
‫جایی که آدم‌هام بتونن زیر نظرش بگیرن
‫تا این معامله تموم شه

32:00.794 --> 32:02.503
‫تو نیازی به اهرمِ فشار نداری

32:02.504 --> 32:05.591
‫من مثل همیشه کاری رو
‫که بهم میگی انجام میدم

32:08.636 --> 32:10.803
‫چرا انقدر دلت می‌خواد اینجا نباشه؟

32:15.351 --> 32:18.645
توی این فکر نیستی که بهم کیر بزنی، مگه نه؟

32:18.646 --> 32:22.441
‫نه. چرا باید همچین کاری کنم...

32:26.904 --> 32:29.198
‫مطمئن میشم اینجا بمونه

32:31.784 --> 32:33.118
‫آفرین

32:35.537 --> 32:37.164
‫حالا...

32:42.419 --> 32:45.005
‫از دفترم گُم شو بیرون

33:01.939 --> 33:06.317
‫خریدارها به جایی به اسم مسافرخونه
‫و اسپای مارتین رسیدن

33:06.318 --> 33:08.528
‫باشه، خوبه. پیش اونا بمون

33:08.529 --> 33:10.697
‫تا این که بالأخره بک
‫به قولش عمل کنه؟

33:10.698 --> 33:12.365
‫حتی اگه این کارو بکنه،
‫کوئین دغل‌بازه،

33:12.366 --> 33:13.866
‫پس باید زیرکانه عمل کنیم

33:13.867 --> 33:17.286
‫از هر دو طرف با مشکل روبرو شیم:
‫از طرف خریدارها و فروشنده‌ها.

33:17.287 --> 33:20.498
‫باید برم

33:20.499 --> 33:21.708
‫بک

33:21.709 --> 33:23.418
‫اطلاعاتِ دقیق رو از مک‌کیب گرفتم

33:23.419 --> 33:24.919
‫خیلی خب، من آماده‌ام

33:24.920 --> 33:27.672
‫معامله توی مرکز اسقاط بولهد انجام میشه،

33:27.673 --> 33:30.174
‫خارج از شهر، ساعت 9 شب،
‫حینِ مهمونی‌ام.

33:30.175 --> 33:32.427
‫از هر فرصتی برای تحقیرم استفاده می‌کنه

33:32.428 --> 33:35.012
‫من بهت اعتماد دارم.
‫اگه بهت اعتماد نداشتم باهات حرف نمی‌زدم.

33:35.013 --> 33:38.850
‫ولی اگه این معامله خراب شه،
‫من و ریچ می‌میریم.

33:38.851 --> 33:40.226
‫کوئین کشته میشه

33:56.285 --> 33:57.786
‫اسقاطی بولهد

33:58.871 --> 34:00.788
‫زیاد از اینجا دور نیست

34:00.789 --> 34:03.708
‫یکم وقت داریم.
‫باید محل رو زیر نظر بگیریم.

34:03.709 --> 34:06.462
‫ببینیم کجا قراره مستقر شیم

34:09.256 --> 34:10.340
‫چیه؟

34:13.719 --> 34:15.470
‫من یه سؤال پرسیدم

34:15.471 --> 34:17.472
‫من و ویلی باهم صحبت کردیم

34:17.473 --> 34:19.807
‫و فکر می‌کنیم باید اداره مشروبات و
سلاح رو در جریان بذاریم

34:19.808 --> 34:22.226
‫قراره اسلحه‌های زیادی باشه
‫و تعدادمون خیلی کمتر از اوناست

34:22.227 --> 34:24.145
‫ما همیشه این رو می‌دونستیم

34:24.146 --> 34:28.065
‫و ما همیشه می‌دونستیم که وقتی بالأخره
‫زمانش برسه کمک لازممون میشه

34:28.066 --> 34:30.818
‫امیدوار بودیم خودت باهامون راه بیای

34:30.819 --> 34:32.028
‫نه

34:32.029 --> 34:35.239
‫ریچر، باید به خودمون
‫بیشترین شانس رو بدیم

34:35.240 --> 34:38.326
‫که تریسا رو نجات بدیم و نذاریم
‫تفنگ‌ها به دستِ خریدارها برسه

34:38.327 --> 34:40.495
‫نیازی نیست بهم یادآوری کنی
‫که اینجا چی در خطره

34:40.496 --> 34:43.289
‫بر اساس اون گفتگو با بک،
‫به نظر میاد نیازه.

34:43.290 --> 34:46.459
‫چون نشنیدم حرفی از متوقف کردن تروریست‌ها
‫و نجات دادنِ یه دختر بزنی.

34:46.460 --> 34:47.669
‫فقط شنیدم: «کوئین»

34:49.171 --> 34:50.630
‫من سرِ قولم می‌مونم

34:50.631 --> 34:52.757
‫تریسا پیدا میشه.
‫ولی کوئین دوستم رو کشته.

34:52.758 --> 34:55.468
‫دوستِ منم کشته.
‫الیوت هم مثل کول مُرده

34:55.469 --> 34:57.470
‫و یه مأمور اداره مشروبات

34:57.471 --> 34:59.514
‫در این مرحله اونا باید در جریان قرار بگیرن

34:59.515 --> 35:01.432
‫اونا هیچوقت نمیذارن کوئین رو بکشم،

35:01.433 --> 35:03.601
‫و من فقط به خاطر کشتنِ اون
‫قبول کردم این کارها رو بکنم

35:03.602 --> 35:06.479
‫کوئین به خاطر کاری که کرده
‫با عدالت روبرو میشه

35:06.480 --> 35:08.981
‫عدالت؟

35:08.982 --> 35:10.858
‫اون کول رو مثل یه تیکه گوشت آویزون کرد

35:10.859 --> 35:13.236
‫و مثل حیوون خونِ بدنش رو خالی کرد

35:13.237 --> 35:15.696
‫من عدالت نمی‌خوام

35:15.697 --> 35:18.324
‫من انتقام می‌خوام

35:18.325 --> 35:21.620
‫آره، خب، بین ما دو نفر
‫فقط یه نفر نشان داره

35:22.704 --> 35:25.122
‫من یه جلسه با اداره مشروبات ترتیب میدم

35:25.123 --> 35:27.291
‫اگه ازش خوشت نمیاد؟ نیا

35:33.757 --> 35:35.759
‫میرم قهوه بخورم

36:00.534 --> 36:03.536
‫تأخیرتون در ارائه‌ی این اطلاعات به ما

36:03.537 --> 36:07.498
‫سطحی از ناشایستگیه که در تمام
‫دورانِ حرفه‌ایم بهش برنخوردم

36:07.499 --> 36:09.814
‫ما سعی داشتیم از یه خبرچین
‫محافظت کنیم، قربان

36:09.838 --> 36:11.357
‫یه غیرنظامی بی‌گناه

36:11.381 --> 36:13.754
‫یکی از افراد ما کشته شده

36:13.755 --> 36:15.840
‫و ما تازه الان داریم ازش خبردار می‌شیم

36:15.841 --> 36:18.175
‫من مأمورتون رو نمی‌شناختم

36:18.176 --> 36:20.344
‫ولی با توجه به خطری که
‫با مأموریتِ مخفی به جون خرید،

36:20.345 --> 36:23.431
‫مجبورم فکر کنم اونم می‌خواست
‫این پرونده رو به سرانجام برسونیم

36:23.432 --> 36:25.391
‫نه، شما اون رو نمی‌شناختی

36:25.392 --> 36:27.269
‫من می‌شناختمش

36:29.730 --> 36:32.315
‫معامله‌ی امشب کجا انجام میشه؟

36:32.316 --> 36:35.152
‫این موقعیت رو بهمون دادن

36:42.159 --> 36:44.243
‫یه تیم به اونجا اعزام می‌کنیم

36:44.244 --> 36:46.829
‫و تحقیقاتِ بعدی رو خودمون پیگیری می‌کنیم

36:46.830 --> 36:48.414
‫مأمور ولکات، مسئولیتِ پرونده با شماست

36:48.415 --> 36:49.916
‫بله، قربان

36:49.917 --> 36:52.418
‫هی، یه لحظه صبر کن، یه لحظه...
‫صبر کنید. صبر کنید!

36:52.419 --> 36:55.421
‫ما می‌خواستم اداره مشروبات
‫با ما این پرونده رو دنبال کنه،

36:55.422 --> 36:57.006
‫نه این که تحویلش بدیم

36:57.007 --> 36:58.925
‫این یه پرونده‌ی اسلحه‌ست

36:58.926 --> 37:00.635
‫از اول هم نباید روش کار می‌کردید

37:00.636 --> 37:02.595
‫همچنین پرونده‌ایه که اصلاً نداشتید

37:02.596 --> 37:05.514
‫بدون این که ما این دستگیری رو
‫مثل آبِ خوردن بهتون تقدیم کنیم

37:05.515 --> 37:07.141
‫ما کلی واسه این پرونده جون کندیم

37:07.142 --> 37:10.311
‫غیرقانونی و غیررسمی انجام شده

37:10.312 --> 37:13.230
‫شما معلقی، مأمور دافی

37:13.231 --> 37:14.565
‫معلقم؟

37:14.566 --> 37:15.608
‫یعنی کارت بی‌پایه و اساسه

37:15.609 --> 37:16.943
‫اوه، چه جالب. خیلی خب

37:16.944 --> 37:18.778
‫ولی ما هم مثل شما یه مأمور از دست دادیم

37:18.779 --> 37:22.031
‫استیون الیوت یه مرد جوان خوب بود.
‫من آوردمش توی این پرونده

37:22.032 --> 37:23.824
‫و اون به خاطرش هیچوقت نمیره خونه

37:23.825 --> 37:27.788
‫و خبرچینِ منه که هنوز در خطره، قربان

37:31.583 --> 37:33.043
‫خواهش می‌کنم

37:36.797 --> 37:39.799
‫شما حداقل 50 متر دور از محل معامله

37:39.800 --> 37:41.842
‫توی یه ونِ نظارتی می‌شینید

37:41.843 --> 37:43.219
‫فقط تماشا می‌کنید

37:43.220 --> 37:45.805
‫بدون اجازه‌ی درگیری

37:45.806 --> 37:47.306
‫بله، قربان

37:47.307 --> 37:48.933
‫تمام افراد کوئین قرار نیست اونجا باشن

37:48.934 --> 37:50.726
‫چند نفرشون توی مهمونیِ خونه‌ی بک

37:50.727 --> 37:52.269
‫پسرش ریچارد رو زیر نظر می‌گیرن،

37:52.270 --> 37:54.188
‫تا به بک انگیزه بدن
‫که معامله رو انجام بده

37:54.189 --> 37:56.357
‫باید یه عده رو بفرستید اونجا

37:56.358 --> 37:58.317
‫و شما؟

37:58.318 --> 38:00.444
‫ریچر

38:00.445 --> 38:02.238
‫اون نفوذیِ ما توی خونه‌ی بک بود

38:02.239 --> 38:04.657
‫اون بازرس سابق ارتشه

38:04.658 --> 38:06.325
‫خب الان اینجا چیکار می‌کنی؟

38:06.326 --> 38:07.910
‫وقتم رو تلف می‌کنم

38:07.911 --> 38:10.955
‫اون نمی‌خواست شما رو در جریان بذاریم

38:10.956 --> 38:12.498
‫چرا نه؟

38:12.499 --> 38:13.916
‫مرد پشتِ این قضیه،

38:13.917 --> 38:15.835
‫اگزاویر کوئین،

38:15.836 --> 38:19.672
‫قبل از این که مالِ شما یا اونا باشه
‫مالِ من بود

38:19.673 --> 38:21.048
‫بیش از یک دهه قبل از چنگم در رفت،

38:21.049 --> 38:23.259
‫ولی بهم قول دادن که الان
‫من دخلش رو میارم

38:23.260 --> 38:25.553
‫من هیچ قولی بهت ندادم

38:25.554 --> 38:27.847
‫این کوئین یا مک‌کیب یا هرکی که هست...

38:27.848 --> 38:29.682
‫اون مالِ ماست

38:29.683 --> 38:32.686
‫می‌تونی با رفقای مبارزه با مواد مخدرت
‫توی ونِ نظارتی بشینی

38:34.438 --> 38:35.563
‫نه

38:35.564 --> 38:39.484
‫گزینه‌ی دیگه‌ات اینه که گورت رو گُم کنی

38:53.999 --> 38:55.583
‫اون با ما توی ون منتظر می‌مونه

38:55.584 --> 38:58.544
‫وقتی اونا رو توی محل معامله دستگیر کنیم،

38:58.545 --> 39:00.921
‫یه راست می‌ریم خونه‌ی بک

39:00.922 --> 39:03.675
‫و بقیه‌ی گندتون رو تمیز می‌کنیم

39:08.096 --> 39:12.892
‫مطمئنم می‌دونستید چه اتفاقی
‫برای شغل‌هاتون می‌افته

39:12.893 --> 39:14.935
‫وقتی تصمیم گرفتید امروز بیاید اینجا

39:14.936 --> 39:17.104
‫چون همونطور که می‌تونید تصور کنید،

39:17.105 --> 39:20.191
‫من چاره‌ای جز این ندارم
‫که با اداره مبارزه با مواد مخدر تماس بگیرم

39:20.192 --> 39:22.026
‫و عملکردتون روی این پرونده رو گزارش بدم

39:22.027 --> 39:25.029
‫مأمور سیرز، من افسرِ ارشد مأمور دافی هستم

39:25.030 --> 39:26.947
‫اون فقط به دستوراتِ من عمل می‌کرد

39:26.948 --> 39:28.324
‫خفه شو، گیرمو

39:28.325 --> 39:32.369
‫هر تصمیمی که منجر به این اتفاق شد
‫تصمیمِ من بود

39:32.370 --> 39:34.039
‫مسئولیتش با منه

39:35.957 --> 39:37.583
‫بهتره نگران نباشی

39:37.584 --> 39:39.419
‫قراره مسئولیتِ زیادی
‫برای گردن گرفتن باشه

39:56.186 --> 39:58.105
‫- اینم بگیر
‫- حله

40:05.278 --> 40:06.822
‫از من عصبانی هستی

40:07.989 --> 40:09.698
‫عصبانی‌ام که کوئین داره قسر در میره

40:09.699 --> 40:10.783
‫اینطور نیست

40:10.784 --> 40:13.495
‫اونا دستگیرش می‌کنن
‫و به سزای اعمالش می‌رسه

40:14.746 --> 40:18.499
‫نه. غذا، تلویزیون،

40:18.500 --> 40:21.335
‫پتو و تختی گیرش میاد
‫که زیاد از این بد نیست

40:21.336 --> 40:23.338
‫این بیشتر از چیزیه که لایقشه

40:24.631 --> 40:25.924
‫اون لایق درده

40:29.469 --> 40:31.554
‫می‌دونی، وقتی اون زندانی شه،

40:31.555 --> 40:33.180
‫مطمئنم روس‌هایی که بهشون بدهکاره

40:33.181 --> 40:35.307
‫توی زندان دخلش رو میارن

40:35.308 --> 40:39.854
‫نمی‌خوای کس دیگه‌ای
‫جز خودت این کارو بکنه

40:39.855 --> 40:43.692
‫می‌خوای لحظه‌ای که می‌دونی داره می‌میره
‫توی چشم‌هاش نگاه کنی

40:45.235 --> 40:47.445
می‌خوام همون لحظه‌ی
دخترعمو رواندا رو داشته باشم

40:52.284 --> 40:54.077
‫می‌دونم

40:55.287 --> 40:57.873
‫ولی نباید به قیمت جون تریسا تموم شه

41:00.041 --> 41:03.169
‫رئیست گاربر همیشه چی می‌گفت؟

41:03.170 --> 41:07.047
‫«هیچوقت حواست از هدفِ اصلیت پرت نشه»

41:07.048 --> 41:10.051
‫خب، الان هدفِ اصلی من تریساست

41:16.933 --> 41:19.186
‫نمی‌تونم بذارم تبدیل به کولِ من بشه

41:20.562 --> 41:22.772
‫درک می‌کنی؟

41:25.275 --> 41:26.526
‫آره

41:37.120 --> 41:38.580
‫پس ازت ممنونم

41:59.559 --> 42:01.977
‫هی، لیتام

42:01.978 --> 42:04.272
‫چقدر دیگه طول می‌کشه؟

42:05.273 --> 42:06.273
‫سی، چهل دقیقه

42:06.274 --> 42:08.025
‫باشه، معامله ساعت 9ـه

42:08.026 --> 42:09.360
‫مطمئن شو کامیون‌ها دیر نرسن

42:09.361 --> 42:10.694
‫- اون طرف می‌بینمت
‫- چرا؟

42:10.695 --> 42:12.071
‫جای مهم‌تری هست که باید بری؟

42:12.072 --> 42:15.158
‫آره، باید برم لباس بپوشم.
‫ناسلامتی تولدمه.

42:36.000 --> 42:39.000
« تولدت مبارک زکری »

42:50.568 --> 42:51.653
‫سلام

42:52.654 --> 42:53.654
‫سلام

42:53.655 --> 42:56.365
‫- کمک لازم داری؟
‫- آره، مرسی

42:56.366 --> 42:57.992
‫آره

42:57.993 --> 42:59.286
‫بذار ببینم

43:07.085 --> 43:09.212
‫چیه؟

43:10.338 --> 43:12.966
‫نه، فقط گاهی تعجب می‌کنم
‫که چقدر شبیه مادرتی

43:15.343 --> 43:17.261
‫خب، گوش کن

43:17.262 --> 43:19.888
‫من باید یه مدت برم بیرون

43:19.889 --> 43:22.850
‫چی؟ مهمونی به زودی شروع میشه.
‫مهمون‌ها به زودی میان.

43:22.851 --> 43:24.352
‫چاره‌ای ندارم

43:27.564 --> 43:28.772
چیزیت که نمیشه؟

43:28.773 --> 43:30.358
نه

43:32.277 --> 43:33.820
‫این آخرِ کل این ماجراست

43:35.405 --> 43:37.323
‫ولی می‌خوام یه کاری برام بکنی

43:37.324 --> 43:39.408
‫امشب، ساعت 9،

43:39.409 --> 43:42.494
‫می‌خوام بیای این بالا توی اتاقت
‫و در رو قفل کنی

43:42.495 --> 43:44.872
‫می‌تونی این کارو برام بکنی؟

43:44.873 --> 43:46.874
‫- بابا، من...
‫- ریچارد

43:46.875 --> 43:49.878
‫خواهش می‌کنم، می‌تونی این کارو بکنی؟
‫ساعت 9.

43:51.921 --> 43:53.256
‫آره، باشه

43:56.551 --> 43:57.844
‫دوستت دارم، پسرم

44:02.098 --> 44:05.769
قلبم اکلیلی شد، ولی باید بری یه جای دیگه

44:37.759 --> 44:39.385
‫- موران، جواب بده
‫- منتظر دستورم

44:39.386 --> 44:41.178
‫- مارتینز
‫- به گوشم

44:41.179 --> 44:42.721
‫- هریس؟
‫- آماده‌ام

44:42.722 --> 44:44.223
‫- برزلین
‫- آماده‌ام

44:44.224 --> 44:45.766
‫- کیمیک
‫- به گوشم

44:45.767 --> 44:49.020
‫تا وقتی رؤیتِ محموله رو تأیید نکردم
‫و علامت ندادم درگیر نشید

44:50.647 --> 44:53.315
‫هی، یادت باشه، قبل از تیراندازی
‫باید تریسا رو ببینیم

44:53.316 --> 44:54.733
‫هر کاری بتونیم انجام می‌دیم

44:54.734 --> 44:57.112
‫این کافی نیست. همه‌ی امیدش به ماست

44:59.364 --> 45:01.657
‫لحظه‌ای که بتونیم به تریسا برسیم،

45:01.658 --> 45:03.283
‫من شخصاً می‌برمش یه جای امن

45:03.284 --> 45:05.786
‫مهمون داریم

45:05.787 --> 45:07.705
‫دریافت شد. حرکت می‌کنیم

45:10.542 --> 45:14.420
‫خیلی خب، اونا اسلحه‌ها هستن

45:14.421 --> 45:18.006
‫و بک و کوئین و تریسا

45:18.007 --> 45:19.551
‫چیزی به آخرش نمونده

45:33.815 --> 45:36.025
‫- کجا میری؟
‫- میرم هوا بخورم

45:38.820 --> 45:40.779
‫اون عصبانیه

45:40.780 --> 45:43.616
‫نمی‌تونم بگم سرزنشش می‌کنم

46:03.219 --> 46:04.845
‫شوخی می‌کنی؟

46:04.846 --> 46:06.180
‫باید برگردی توی ون

46:06.181 --> 46:08.348
‫گفتی موقعیتم رو درک می‌کنی

46:08.349 --> 46:10.580
‫درک که می‌کنم.
‫فقط باهاش موافق نیستم.

46:10.604 --> 46:13.103
‫واسه من با کلمات بازی نکن، ریچر!

46:13.104 --> 46:16.273
‫دافی، از نظر حرفه‌ای برات احترام قائلم
‫و شخصاً ازت خوشم میاد

46:16.274 --> 46:18.400
‫ولی اگه کوئین از اون ماشین پیاده بشه و
بیاد جلوی دوربینِ تفنگم

46:18.401 --> 46:19.798
‫دوباره فرار نمی‌کنه

46:19.822 --> 46:21.320
‫پس اینجوری کارهات رو انجام میدی، ها؟

46:21.321 --> 46:23.593
‫چیزی رو که می‌خوام بشنوم بهم میگی
‫و بعدش میری اسلحه‌فروشی

46:23.617 --> 46:26.700
‫و میگی میری قهوه بخوری
ولی یه تفنگ تک‌تیرانداز می‌خری؟

46:26.701 --> 46:28.535
‫یه امانت‌فروشی بود

46:28.536 --> 46:30.621
‫اداره مشروبات نمیذاره
‫از زیر این کارت در بری

46:30.622 --> 46:32.748
‫پلیس‌های فدرال تا آخر عمرت می‌افتن دنبالت

46:32.749 --> 46:34.500
‫باید از این شهر به اون شهر بری،

46:34.501 --> 46:36.084
‫و تا ابد همیشه در حرکت باشی

46:36.085 --> 46:38.459
‫تأثیر چندانی روم نمیذاره، مگه نه؟

46:38.483 --> 46:42.383
‫حالا، مگر این که فکر می‌کنی می‌تونی بدونِ کشتنم
‫می‌تونی این تفنگ رو ازم بگیری، برو کنار

47:01.361 --> 47:03.196
‫همه چی روبراهه؟

47:10.495 --> 47:11.995
‫رئیس؟

47:11.996 --> 47:14.456
‫لحظه‌ای که این کار تموم شد،
‫باید سیم‌کارهات رو بندازی دور،

47:14.457 --> 47:17.790
‫سرورهات رو پاک کنی و هرچی رو که
‫از هفته‌ی پیش بهم ربطت میده رو حذف کنی

47:17.814 --> 47:20.921
‫چون قراره یه کاری بکنی که
‫خیلی‌ها رو توی دولتِ فدرال عصبانی می‌کنه؟

47:20.922 --> 47:23.195
‫چون قراره یه کاری بکنم که
‫نمی‌خوام تو بهش ربط داشته باشی

47:32.433 --> 47:35.519
‫خریدارها رسیدن. باید برم

47:35.520 --> 47:36.937
‫برو و کاری رو که گفتم بکن

47:36.938 --> 47:38.480
‫منظورت چیه که «خریدارها اینجان»؟

47:38.481 --> 47:40.483
‫من که هنوز دارم تعقیبشون می‌کنم

47:44.988 --> 47:46.488
‫الان یه شاسی‌بلند مشکی رسید

47:46.489 --> 47:48.365
‫هرکی که هست، خریدارها نیستن

47:48.366 --> 47:50.617
‫از وقتی از هتل اومدن بیرون دنبالشونم

47:50.618 --> 47:54.788
‫الان تقریباً 11، 12 کیلومتره که چراغ خاموش
‫توی یه جاده‌ی جنگلی دوطرفه دنبالشونم

47:54.789 --> 47:58.417
‫جاده‌ای که توشی...
‫در امتداد خط ساحلیه؟

47:58.418 --> 48:00.252
‫آره. چطور؟

48:00.253 --> 48:02.671
‫اونا دارن میرن خونه‌ی بک

48:02.672 --> 48:04.381
‫معامله اونجا انجام میشه

48:04.382 --> 48:06.049
‫نذار ببیننت

48:06.050 --> 48:08.844
‫نزدیکِ محوطه بمون تا اگه سعی کردن
‫با تریسا برن متوجه شی

48:08.845 --> 48:10.429
‫متوجه نمیشم

48:10.430 --> 48:13.430
‫کوئین اینجا نیست. این یه تله‌ست

48:14.520 --> 48:34.520
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
