WEBVTT

00:06.048 --> 00:07.383
‫آنچه گذشت...

00:07.466 --> 00:08.759
‫تو کوئین رو توی ماشینِ بک دیدی

00:08.843 --> 00:10.469
‫- دنبال چی بگردیم؟
‫- یه مرد آسیایی آمریکایی

00:10.553 --> 00:13.347
‫تقریباً 40 ساله که با جراحات ناشی از شلیک
‫با تفنگِ کالیبر پایین به سرش،

00:13.431 --> 00:15.349
‫سقوط از بلندی و غرق شدن بستری شده

00:15.433 --> 00:16.517
‫آدمت رو پیدا کردیم

00:16.600 --> 00:18.000
‫به کادر درمان گفت چه اتفاقی براش افتاده؟

00:18.001 --> 00:19.062
‫ادعا کرد یادش نمیاد

00:19.145 --> 00:20.563
‫باید کوئین رو پیدا کنی.
‫در همین حین هم...

00:20.646 --> 00:22.148
‫می‌تونی کمکم کنی تریسا رو پیدا کنم

00:22.231 --> 00:23.774
‫قبلاً با یه دختری مثل تریسا کار می‌کردم

00:23.858 --> 00:25.443
‫گروهبان یکم دومینیک کول

00:25.526 --> 00:26.652
‫کوئین باهاش چیکار کرد؟

00:28.738 --> 00:30.281
‫مک‌کیب کسیـه که تو رو دزدید و
‫گوشِت رو برید؟

00:30.364 --> 00:31.282
‫آره

00:31.365 --> 00:32.533
‫اون کیه؟

00:32.616 --> 00:34.910
‫رو به دوربین لبخند بزن، جولیوس مک‌کیب

00:35.703 --> 00:37.872
‫- بادیگارده در چه حالیـه؟
‫- توی اتاق بغلی

00:37.955 --> 00:38.998
‫لام تا کام حرف نمی‌زنه

00:40.166 --> 00:42.084
‫سوزان دافی، با آنجل دول آشنا شو

00:42.168 --> 00:43.961
‫ممنون بابتِ دستی که رسوندی، آنجل دول

00:44.044 --> 00:45.796
‫امشب فرصت داری که ثابت کنی
‫ارزشِ دستمزدت رو داری، ریچر

00:45.880 --> 00:47.590
‫حالا بهم بگو تریسا دنیل کجاست

00:47.673 --> 00:50.050
‫مک‌کیب یه قاتل بی‌رحمه.
‫اگه بهش پشت کنم، زنده‌ام نمیذاره.

00:50.760 --> 00:52.261
‫- دوک کجاست؟
‫- مُرده

00:53.304 --> 00:55.514
‫این تفنگِ آنجلـه.
‫تمام مدت با اونا هم‌دست بوده.

00:55.598 --> 00:58.184
‫قراره دستِ راست جدیدم باشی

00:59.185 --> 01:06.185
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:06.734 --> 01:08.778
‫آنجل دول بود که برامون تله گذاشت

01:08.861 --> 01:10.946
‫یه روده‌ی راست توی شکمش نبود

01:11.030 --> 01:13.032
‫آره. آره

01:13.115 --> 01:14.200
‫نه

01:14.283 --> 01:16.160
‫آدم جدیدی که استخدام کردم ترتیبش رو داد

01:16.243 --> 01:18.370
‫ولی دوک رو کُشتن

01:18.454 --> 01:19.538
‫تقصیر من نیست

01:19.622 --> 01:21.457
‫آنجل دول آدم تو بود.
‫خودت استخدامش کردی.

01:21.540 --> 01:23.834
‫اون یه تخم‌سگ جاه‌طلب بود،
‫همین هم به کُشتن دادش!

01:23.918 --> 01:27.087
‫تازه، بهشون کمک کرد
‫برن سراغ پسرم

01:28.798 --> 01:30.424
‫حروم‌زاده

01:30.508 --> 01:31.383
‫کی بود؟

01:32.843 --> 01:34.220
‫جولیوس مک‌کیب

01:34.303 --> 01:36.013
اونی که براش کار می‌کنم

01:37.223 --> 01:38.432
‫حالا تو هم برای اون کار می‌کنی

01:38.516 --> 01:41.018
‫الان تو رو کرد دستِ راست جدیدم

01:49.735 --> 01:51.153
‫زیست‌سَم‌ّ‌ها،

01:51.237 --> 01:55.241
‫بمب‌های کثیف اتمی، سگ‌های رباتی قاتل
‫که از چشمشون لیزر در میاد...

01:55.324 --> 01:57.201
‫توی این جعبه‌ها هر چیزی ممکنه باشه

01:57.284 --> 01:59.161
‫احتمالاً همون سگ‌های لیزری باشه

02:00.000 --> 02:07.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:08.024 --> 02:12.024
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت

02:13.926 --> 02:15.427
‫چقدر وقت داری؟

02:15.511 --> 02:17.596
‫به بک گفتم میرم غذا بگیرم

02:17.680 --> 02:20.766
‫از سفارش، انتظار تا رفت و برگشت،
‫حدوداً یک ساعت

02:20.850 --> 02:22.726
‫اوضاع توی هارتفورد چطور پیش رفت؟

02:22.810 --> 02:26.188
‫طبق نقشه. ولی مجبور شدم خونه‌ی امن
‫سازمان مبارزه با مواد مخدر رو بترکونم

02:26.272 --> 02:28.023
‫چطوری این رو به رؤسام توضیح بدم؟

02:28.107 --> 02:31.068
‫- مشکل خودتـه
‫- آهای، گنده‌بک؛

02:31.151 --> 02:32.611
‫نمیشه که هر غلطی خواستی بکنی

02:32.695 --> 02:35.239
‫- به عواقبش هم فکر نکنی
‫- فکر کردم

02:35.322 --> 02:37.000
‫با خودم گفتم موقعی که
‫ماجرای خونه‌ی امن رو فهمیدن

02:37.003 --> 02:38.617
‫مجبور میشی با کسشعرهای
‫کاغذبازی اداری سر و کله‌ بزنی

02:38.701 --> 02:40.536
‫ولی همونطور که گفتم،
‫مشکل خودتـه

02:40.619 --> 02:42.621
‫باهوشی، راست و ریستش می‌کنی

02:42.705 --> 02:44.498
‫ولی مجبور بودم خودم
‫جای دوک بشم دستِ راستش

02:44.582 --> 02:46.333
‫پس اون خونه‌‌ی امن خسارات جانبی محسوب میشه

02:46.417 --> 02:47.543
‫دوک چی شد؟

02:47.626 --> 02:50.629
‫مثل خونه‌ی امن. دیگه نیست

02:50.713 --> 02:52.798
‫چه غلطا، رفیق؟

02:52.882 --> 02:55.050
‫بک تأیید کرد که افسار
‫کل این تشکیلات دست مک‌کیبـه

02:55.134 --> 02:58.137
‫از جایی که محموله رو زیر نظر داشتیم،
‫یه عکس ازش گرفتم

02:58.220 --> 02:59.972
‫حق با تو بود، اصلاً نمیشه نادیده گرفتش

03:00.055 --> 03:03.434
‫الان همه‌اش رو توی انبار جا دادن و
‫مثل قلعه‌ی نظامی ازش محافظت میشه

03:03.517 --> 03:05.728
‫ولی این یارو،

03:05.811 --> 03:07.605
‫به نظر پولدار میاد و می‌خوره رئیس باشه

03:08.647 --> 03:10.608
‫این باید جولیوس مک‌کیب باشه، نه؟

03:13.694 --> 03:15.112
‫من به اسم «اگزاویر کوئین» می‌شناختمش

03:15.195 --> 03:16.614
‫همونی که خیال می‌کردی مُرده؟

03:18.073 --> 03:19.867
‫همونی که فکر می‌کردم کُشتمش

03:23.000 --> 03:26.000
‫« ریـچـر »

03:36.008 --> 03:38.761
‫- بازم ممنون
‫- بذار حدس بزنم

03:38.844 --> 03:40.554
‫از جولیوس مک‌کیب به هیچ‌جا نمیشه رسید

03:40.638 --> 03:41.638
‫آره

03:41.640 --> 03:43.767
‫محاله کوئین از اسم مستعاری استفاده کنه
‫که به خودش خط و ربط داشته باشه

03:43.849 --> 03:45.351
‫باهوش‌تر از این حرفاست

03:45.434 --> 03:48.312
‫پس این یارو صرفاً آدمی نیست که
‫باهاش مشکل داشته باشی، مگه نه؟

03:48.395 --> 03:49.939
‫کوئین آدمیـه که می‌خواستی سر به تنش نباشه

03:50.022 --> 03:52.232
‫هنوزم همین رو می‌خوای. چرا؟

03:57.404 --> 04:01.200
‫آهای، شاید جثه‌ات گنده‌تر از من باشه،
‫ولی توی پرونده‌ی من،

04:01.283 --> 04:02.576
‫مهم‌تر از من نیستی

04:02.660 --> 04:04.912
‫توی انباری من داشتم دوشادوشت می‌جنگیدم و

04:04.995 --> 04:07.539
‫جونِ یه دختر رو به خطر انداختم،
‫چون من باعث و بانیش بودم

04:07.623 --> 04:10.876
‫پس دهن وامونده‌ات رو باز کن
و چیزی رو که پنهان می‌کردی بهم بگو

04:10.960 --> 04:14.088
‫چون حق دارم بدونم دقیقاً با کی طرفیم

04:19.009 --> 04:22.012
‫همه‌چی از پرونده‌ای که سال‌ها پیش
‫اومد زیرِ دستم شروع شد

04:24.348 --> 04:27.226
‫- پرونده‌ی گراوسکی رو مرور کردی؟
‫- ده دقیقه‌ی پیش تموم شد

04:27.309 --> 04:30.145
‫به نظر موضوع مهمی میاد

04:31.730 --> 04:34.233
‫فکر کنم برای اینکه بتونی از پس اوضاع بربیای،
‫یکم کمک لازم داری

04:36.110 --> 04:37.152
‫این چیه؟

04:37.236 --> 04:40.114
‫دستور انتقال و پرونده‌ی شخصی

04:40.197 --> 04:43.865
‫به زودی گروهبان یکم دومینیک کول

04:43.949 --> 04:45.619
‫میاد کمکت

04:45.703 --> 04:47.788
‫- من بچه تر و خشک نمی‌کنم
‫- لازم هم نیست بکنی

04:47.871 --> 04:49.999
‫گروهبان کول کارش درستـه

04:50.082 --> 04:53.627
‫کمکت می‌کنه روی پرونده‌های مهم
‫تمرکز کنی، مثل پرونده‌ی گراوسکی

04:53.711 --> 04:56.213
‫الان حجم کار و مسئولیت‌هات
‫بیشتر از سطح توانتـه

04:56.296 --> 05:00.384
‫این خرده‌ریزه‌های مزخرف ریخته سرت

05:00.467 --> 05:03.262
‫چطوره ارتش چندتا پلیس نظامی
‫بفرسته زیر دستت

05:03.345 --> 05:05.556
‫اینطوری می‌تونی فقط روی چیزای مهم کار کنی

05:05.639 --> 05:07.850
‫مثلاً چی؟

05:07.933 --> 05:10.310
‫یه تیم از بازرسان ویژه؟

05:11.311 --> 05:12.771
‫سوابقش بی‌نظیره

05:12.855 --> 05:15.399
‫خیال می‌کردی قراره برات
‫یه تیتیش مامانی بفرستم؟

05:15.482 --> 05:16.734
‫کِی می‌رسه اینجا؟

05:20.821 --> 05:22.072
‫الان

05:32.791 --> 05:35.419
‫قربان. گروهبان یکم کول در خدمتم

05:35.502 --> 05:37.838
‫آزاد باش، گروهبان. بیا داخل

05:40.674 --> 05:41.717
‫خب...

05:42.968 --> 05:44.178
‫تو دستیار جدیدمی؟

05:44.261 --> 05:45.345
‫بله، قربان

05:46.388 --> 05:48.849
‫اینقدر نگو قربان. با ریچر راحت‌ترم

05:48.932 --> 05:51.185
‫- فهمیدم، ریچر
‫- اگه قراره اینجا باشی،

05:51.268 --> 05:53.187
‫الان تمرکزم روی یه پرونده‌ی به‌خصوصـه و

05:53.270 --> 05:54.688
‫یه نفر کمک‌دستم باشه بهتره

05:54.772 --> 05:56.273
‫میشه بپرسم چجور پرونده‌ای؟

05:56.274 --> 05:57.274
‫جاسوسی

05:57.357 --> 05:59.234
‫نقشه‌های طراحی سلاح‌های فوق سرّی که

05:59.318 --> 06:01.445
‫توسط یه متخصص تسلیحات
‫به اسم گراوسکی فروخته میشن

06:03.155 --> 06:04.198
‫مشکلی هست؟

06:04.281 --> 06:05.324
‫نه، ریچر

06:05.407 --> 06:07.826
‫- حرفت رو بزن، گروهبان
‫- چیز مهمی نیست

06:07.910 --> 06:10.150
‫ولی الان فهمیدم که شما همین پنج دقیقه‌ی پیش

06:10.151 --> 06:12.372
‫متوجه شدید که من رو فرستادن زیر دست‌تون

06:12.456 --> 06:13.707
‫چطور؟

06:13.791 --> 06:16.043
‫وقتی فهمیدم قراره زیر نظر شما کار کنم،
‫پرس و جو کردم

06:16.126 --> 06:18.003
‫سختگیر بودن ولی در عین حال،

06:18.087 --> 06:20.130
‫رفتار محترمانه‌ی شما با همکاران‌تون
‫زبان‌زد خاص و عامـه

06:20.214 --> 06:21.548
‫پس اگه می‌دونستید دارم میام،

06:21.632 --> 06:23.133
‫یه صندلی دیگه‌ای هم اینجا می‌بود، ولی...

06:23.217 --> 06:24.343
‫نیست

06:24.426 --> 06:26.136
‫خوشم نمیاد بقیه توی دفترم بپلکن

06:26.220 --> 06:27.596
‫پس از شر صندلی اضافی خلاص شدم

06:29.014 --> 06:30.849
‫ولی همین سه دقیقه‌ی پیش اومدنت رو فهمیدم

06:30.933 --> 06:32.976
‫از لحن‌تون حس می‌کنم که
‫از غافلگیری خوش‌تون نمیاد

06:33.060 --> 06:34.686
‫من هم از غافلگیری خوشم نمیاد

06:34.770 --> 06:36.688
‫ولی قول میدم از همکاری با من پشیمون نمی‌شید

06:36.772 --> 06:39.650
‫من عاشق کارمم و از جون مایه میذارم

06:39.733 --> 06:41.443
‫خوب شد گفتی

06:41.527 --> 06:44.404
‫یه نگاهی به این بنداز و نظرت رو بگو
‫من هم برم برامون قهوه بریزم

06:48.575 --> 06:50.327
‫لطفاً بدون خامه و شکر باشه

06:54.289 --> 06:57.626
‫درمورد این پرونده یه فرضیه‌ای دارم.
‫می‌تونی حدس بزنی چیه؟

06:57.709 --> 06:59.169
تهدید و ارعاب

07:01.171 --> 07:02.381
‫چرا؟

07:03.674 --> 07:05.634
‫متخصص گراوسکی سابقه‌ی کیفری نداره

07:05.717 --> 07:08.387
‫افراد معمولاً بعد از چهل سالگی
‫مرتکب اولین جرم‌شون نمیشن،

07:08.470 --> 07:09.847
‫مخصوصاً بعد از پیوستن به ارتش

07:10.889 --> 07:12.516
‫زندگی غیرنظامیش تر و تمیزه

07:12.599 --> 07:15.853
‫زندگی نظامیش افتخارآمیزه.
‫حقوق و درآمد خوبی داشته.

07:15.936 --> 07:17.187
‫بدهی قابل ذکری نداره

07:17.271 --> 07:19.064
‫خانواده داره

07:20.524 --> 07:21.984
‫آدم که صبر نمی‌کنه این همه چیز
‫واسه از دست دادن داشته باشه

07:22.067 --> 07:23.819
‫بعدش تصمیم بگیره
‫وارد همچین کار خطرناکی بشه

07:23.902 --> 07:26.321
‫بی‌دلیل نیست که 70 درصد تمام جرایم

07:26.405 --> 07:28.490
‫توسط افراد زیر 40 سال انجام میشن

07:28.574 --> 07:30.033
‫اونا هنوز هیچی ندارن

07:33.996 --> 07:35.539
‫با مشخصاتش جور در نمیاد

07:36.665 --> 07:37.875
‫مایک

07:39.168 --> 07:41.461
‫یه صندلی واسه گروهبان کول بیار

07:42.504 --> 07:44.214
‫کار رو شروع کنیم

07:44.298 --> 07:46.925
‫پس «تیتیش مامانی» نبود

07:47.009 --> 07:48.760
‫خیلی تیز و بُز بود

07:48.844 --> 07:51.972
‫فهمید گراوسکی توی یه پارک محلی
‫بده‌بستون می‌کنه،

07:52.055 --> 07:53.800
‫پس باهاش رفتیم اونجا رو زیر نظر گرفتیم

07:59.855 --> 08:02.065
‫یکم پیش‌پا افتاده‌ست، نه؟

08:02.149 --> 08:03.817
‫جاسوسی که توی پارک تبادل اطلاعات می‎‌کنه

08:04.943 --> 08:07.863
‫بی‌دلیل نیست که هالیوود بعضی
‫چیزها رو کپی می‌کنه. جواب میده.

08:11.658 --> 08:13.410
‫داره انجام میشه

08:21.543 --> 08:22.961
‫حالا صبر می‌کنیم

08:23.045 --> 08:24.463
‫صبر می‌کنیم

08:35.974 --> 08:36.975
‫چی شده؟

08:37.059 --> 08:38.393
‫دستت رو میگم

08:38.477 --> 08:40.229
‫بُریدگی سرِ پیکان کمان

08:41.772 --> 08:43.899
‫با پدرم می‌رفتم شکار

08:43.982 --> 08:45.067
‫شکار اِلک
‫(گوزن شمالی)

08:45.150 --> 08:46.151
‫کجا؟

08:46.235 --> 08:48.111
‫مرکز مینیاپولیس

08:50.113 --> 08:51.323
‫ای بچه‌زرنگ

08:52.699 --> 08:54.284
‫هر جایی که اِلک بود

08:54.368 --> 08:57.287
‫مونتانا، آریزونا، حتی پنسیلوانیا

08:58.622 --> 09:00.249
‫منو همه جا می‌برد

09:00.332 --> 09:01.625
‫از کجا؟

09:03.168 --> 09:04.795
‫ایالت ایندیانا، شهر اِلکهارت

09:06.713 --> 09:08.298
‫از جایی به اسم «ِالکهارت» می‌رفتی بیرون که

09:08.382 --> 09:09.591
‫اِلک شکار کنی؟

09:10.634 --> 09:12.594
‫می‌دونم

09:12.678 --> 09:13.720
‫خیلی مسخره‌ست

09:13.804 --> 09:15.764
‫- حالا بلد بودی؟
‫- حرفه‌ای بودم

09:15.847 --> 09:17.724
‫ولی به مکسول کول نمی‌رسیدم

09:17.808 --> 09:19.768
‫نشونه‌گیریش میلی‌متری بود

09:19.851 --> 09:22.813
‫پوست درخت رو از 36 متری می‌زد،
‫گوزن رو از 73 متری

09:22.896 --> 09:24.106
‫تیم خوبی بودیم

09:24.189 --> 09:26.608
‫از افعال زمان گذشته استفاده می‌کنی

09:26.692 --> 09:27.818
‫دیگه نمی‌رید شکار؟

09:29.069 --> 09:30.195
‫دیگه پدری ندارم

09:31.405 --> 09:33.532
‫پنج سال پیش مُرد

09:33.615 --> 09:35.617
‫ولی هنوز شکار میرم

09:35.701 --> 09:38.036
‫هنوز هم اون باهام میاد

09:39.288 --> 09:41.290
‫تو چی؟

09:41.373 --> 09:42.708
‫کجا بزرگ شدی؟

09:44.001 --> 09:45.127
‫همه جا

09:45.210 --> 09:47.212
‫پدرم تفنگدار نیروی دریایی بود

09:47.296 --> 09:48.547
‫واسه همین وارد ارتش شدی؟

09:50.340 --> 09:52.134
‫شاید

09:52.217 --> 09:53.760
‫چندان بهش فکر نکردم

09:53.844 --> 09:55.220
‫الان پدرت چیکار می‌کنه؟

09:55.304 --> 09:56.722
‫مثل پدر خودت

09:57.973 --> 09:59.224
‫اخلاقش چطوری بود؟

10:00.517 --> 10:04.438
‫یه نیوهمپشری شمالی بی‌آلایش
‫که اصلاً اهل تجملات نبود

10:04.521 --> 10:06.982
‫علاقه‌ای به ثروت و تجملات نداشت

10:07.065 --> 10:08.608
‫آدم حساب‌شده و منظمی بود

10:08.692 --> 10:10.193
‫پس به اون رفتی

10:12.863 --> 10:14.072
‫شاید

10:15.324 --> 10:17.159
‫چندان بهش فکر نکردم

10:18.535 --> 10:20.912
‫تا الان باید برش می‌داشتن

10:20.996 --> 10:24.333
‫یعنی، شاید متوجهِ من شدن،
‫یا شاید گراوسکی بهشون خبر داده که نیان

10:25.500 --> 10:28.045
‫- اون نمیاد
‫- نمیشه مطمئن بود

10:28.128 --> 10:30.547
‫عمراً کسی اسناد ارزشمند و فوق سرّی رو
‫این مدت طولانی توی

10:30.630 --> 10:33.258
‫محیط عمومی ول نمی‌کنه، مگر اینکه
‫یکی سریعاً بیاد برش داره

10:36.261 --> 10:39.014
‫- ممکنه آشغال‌جمع‌کُن‌‌ها واسطه باشن؟
‫- نه

10:39.097 --> 10:41.099
‫آمارشون رو در آوردم. غیرنظامی هستن

10:41.183 --> 10:42.893
‫پاکـن. ارتباطی با کراوسکی ندارن

10:42.976 --> 10:44.561
‫بریم سراغش

10:44.644 --> 10:47.981
‫اگه تک‌تیرانداز استخدام کرده باشن چی؟

10:48.065 --> 10:51.401
‫وقتی کله‌ی یکی‌مون بترکه
‫اون یکی‌مون می‌فهمه

11:00.786 --> 11:03.914
‫خالیـه. چه غلطا؟!

11:03.997 --> 11:05.374
‫نخود سیاه بود

11:08.043 --> 11:10.879
‫ماشین گراوسکی جلوی
‫اون سطل آشغال بود که رفت

11:16.051 --> 11:17.052
‫صبر کنید

11:17.135 --> 11:18.970
‫صبر کن. وایسا، وایسا

11:23.600 --> 11:26.186
‫اطلاعات واقعی لای روزنامه منتقل شده

11:26.269 --> 11:27.729
‫پس ما به یه سطل آشغال زل زده بودیم

11:27.813 --> 11:29.815
‫در حالی که مدارک اصلی
‫25 متر دورتر جابجا شدن

11:31.650 --> 11:33.777
‫اصلاً نباید فرض می‌کردم توی پاکتـه

11:33.860 --> 11:36.029
‫توی تحقیقات، فرضیات میخ تابوتت میشن

11:36.113 --> 11:38.073
‫- چه قانون خوبی
‫- قانونِ گاربره

11:38.156 --> 11:40.784
‫من گند زدم به کل این عملیات

11:40.867 --> 11:42.327
‫نگران اشتباهات نباش

11:42.411 --> 11:44.955
‫روی درست کردنش تمرکز کن

11:45.038 --> 11:46.832
‫اینم قانون گاربره؟

11:46.915 --> 11:49.000
‫این قانون خودمـه

11:49.084 --> 11:50.627
‫خیلی‌خب

11:50.710 --> 11:52.796
‫به نظرم باید گراوسکی رو دستگیر کنیم

11:52.879 --> 11:54.881
‫ولی هیچ مدرکی نداریم

11:54.965 --> 11:56.842
‫اون که نمی‌دونه

11:59.052 --> 12:01.596
‫دقیقاً نقشه‌ات چیه، رولند؟

12:04.000 --> 12:06.143
‫قراره به متمم پنجم قانون اساسی متوسل شی،

12:06.226 --> 12:08.228
‫وکیل بگیری و همه چی حل شه؟

12:10.730 --> 12:11.898
‫بذار واضح بگم

12:11.982 --> 12:14.901
‫صد سال سیاه با وکیل
‫از این مخمصه خلاص نمیشی

12:18.613 --> 12:20.490
‫دوستت رو گرفتیم

12:20.574 --> 12:24.202
‫طرح‌ها دستش بود و سر بزنگاه گرفتیمش.
‫می‌دونی اولین کاری که کرد چی بود؟

12:24.286 --> 12:26.204
‫باریکلا باهوش

12:26.288 --> 12:27.706
‫تو رو فروخت

12:28.748 --> 12:30.834
‫از قرار و مدارتون خبر داریم

12:30.917 --> 12:32.919
‫می‌دونیم داری کشورت رو می‌فروشی

12:33.003 --> 12:34.880
‫می‌دونیم با یه پیشنهاد رفتی سراغش

12:34.963 --> 12:36.756
‫نه! نه!

12:36.840 --> 12:38.800
‫اون اومد سراغم

12:38.884 --> 12:41.470
‫- اون اومد سر وقتم
‫- کسشعر نگو

12:41.553 --> 12:43.930
‫آخه چرا باید خیال کنه
‫یه سرباز وطن‌پرست که

12:44.014 --> 12:46.057
‫کلی مدال داره،
‫حاضر میشه به کشورش خیانت کنه؟

12:46.141 --> 12:48.059
‫هیچکس با همچین پیشنهادی سراغت نمیاد

12:48.143 --> 12:50.228
‫چون پیشنهاد نبود

12:50.312 --> 12:52.397
‫- مطالبه بود
‫- مطالبه؟

12:52.481 --> 12:53.815
‫می‌تونستی بگی نه

12:53.899 --> 12:55.775
‫نه، نمی‌تونستم! متوجه نیستید

12:55.859 --> 12:57.486
‫اون روانیـه

13:00.405 --> 13:02.032
‫ترسیده

13:03.408 --> 13:04.951
‫بهش زمان بده

13:15.003 --> 13:17.172
‫همینـه

13:17.255 --> 13:19.341
‫بذار یکم توی ترسش بمونه

13:25.263 --> 13:27.140
‫یکم دیگه

13:30.519 --> 13:31.895
‫از چی می‌ترسی؟

13:31.978 --> 13:33.021
‫باریکلا دختر

13:33.104 --> 13:34.231
‫نمی‌تونم بهت بگم

13:34.314 --> 13:35.524
‫چی رو نمی‌تونی بهم بگی؟

13:35.607 --> 13:36.650
‫هیچی

13:36.733 --> 13:38.652
‫- اون خطرناکـه
‫- چطور؟

13:40.987 --> 13:43.323
‫چطوری خطرناکـه؟

13:46.493 --> 13:48.537
‫این همون لحظه‌ست، رولند

13:48.620 --> 13:50.747
‫این لحظه در نهایت نصیب همه میشه

13:50.830 --> 13:53.083
‫لحظه‌ای توی زندگیت که
‫یا کارِ درست رو می‌کنی،

13:53.166 --> 13:56.086
‫یا در حدی گند می‌زنی که
‫تاوانش رو فقط خودت نمیدی

13:56.169 --> 13:58.380
‫واسه خیانت میری زندان

13:58.463 --> 14:00.715
‫واسه خیانت اعدام میشی

14:00.799 --> 14:02.634
‫تا مدت‌ها بعد از مرگت

14:02.717 --> 14:04.427
‫عواقبش دامن‌گیر همسر و بچه‌ات میشه

14:04.511 --> 14:06.221
‫اون دخترم رو گرفت!

14:11.476 --> 14:14.396
‫اون چهار سالشـه

14:14.479 --> 14:16.690
‫بعد اون گرفتش

14:16.773 --> 14:19.025
‫منظورت از «گرفتش» چیه؟

14:22.362 --> 14:25.031
‫گولش زد و از زمین بازی مهد کودک دزدیدش

14:25.115 --> 14:27.826
حتی دیر هم نرفتم دنبالش

14:27.909 --> 14:30.287
‫اونجا نبود

14:30.370 --> 14:32.914
‫کمک‌مربی گفت که دایی‌اش اومد دنبالش

14:32.998 --> 14:34.457
‫اون دایی نداره

14:34.541 --> 14:35.584
‫بعدش چی شد؟

14:35.667 --> 14:36.960
‫گوشیم زنگ خورد

14:37.043 --> 14:39.879
‫اونا از یه جایی منو زیر نظر داشتن

14:39.963 --> 14:42.882
‫بهم گفتن که لبخند بزنم و
‫به مربی بگم همه چی ردیفـه

14:42.966 --> 14:44.301
‫من هم همین کار رو کردم

14:47.762 --> 14:51.016
‫اونا کل شب رو نگهش داشتن

14:51.099 --> 14:53.101
‫فقط واسه اینکه ثابت کنن می‌تونن

14:57.272 --> 14:58.940
‫از ترس زهره‌ترک شده بود

15:12.120 --> 15:13.580
‫دست خوش، کول

15:19.586 --> 15:21.796
‫مجبور بودم حرف‌شون رو گوش کنم،

15:21.880 --> 15:24.007
‫وگرنه گفتن بلاهایی سرش میارن که...

15:24.090 --> 15:25.842
‫من...

15:25.925 --> 15:28.678
‫حتی یه قرون هم پول نگرفتم

15:28.762 --> 15:31.431
‫هیچی بهم ندادن

15:31.514 --> 15:34.017
‫فقط یه تضمینِ تق و لق دادن، مادامی که

15:34.100 --> 15:36.978
‫حرف‌شون رو گوش کنم،
‫کاری به خانواده‌ام ندارن

15:37.062 --> 15:39.064
‫حرف کی رو گوش کنی؟

15:39.147 --> 15:41.524
‫- اسم می‌خوام
‫- نه

15:41.608 --> 15:43.652
‫اصلاً نمی‌دونی با کی طرفی

15:45.862 --> 15:47.739
‫بیشتر از این هیچی نمیگم

15:47.822 --> 15:49.157
‫نمی‌تونم

15:50.825 --> 15:53.119
‫بذار بگم روال همچین آدمایی چطوریه

15:53.203 --> 15:54.954
‫اونا رو به خواسته‌شون می‌رسونی،

15:55.038 --> 15:57.582
‫بعدش سوارت میشن،
‫چون حالا نقطه‌ضعفت رو می‌دونن

15:57.666 --> 16:00.001
‫پس اصلاً مگه میشه بیخیالت بشن؟

16:00.085 --> 16:01.961
‫مدام رازهای کشور رو ازت می‌خوان و

16:02.045 --> 16:03.672
‫تو هم دودستی تقدیم‌شون می‌کنی

16:03.755 --> 16:05.006
‫یه چرخه‌ی معیوب

16:05.090 --> 16:07.592
‫تازه اونا آدمایی هستن که
‫از خودشون مدرک به جا نمی‌ذارن

16:07.676 --> 16:09.928
‫پس موقعی که دیگه بهت نیازی نداشته باشن،

16:10.011 --> 16:12.013
‫از شر تنها زنجیره‌ی ارتباطی بین

16:12.097 --> 16:13.890
‫رخنه‌ی امنیتی و خودشون خلاص میشن

16:13.973 --> 16:16.101
‫اون زنجیره هم جنابعالی هستی

16:18.061 --> 16:20.271
‫پس یا تو می‌میری،

16:20.355 --> 16:22.232
‫یا خانواده‌ات می‌میرن

16:22.315 --> 16:24.109
‫یا همگی می‌میرید

16:24.192 --> 16:26.000
‫ولی محاله سر این قضیه

16:26.001 --> 16:27.779
‫تاوان سنگینی ندی

16:27.862 --> 16:29.531
‫تنها راه خلاصی‌ات ماییم

16:29.614 --> 16:31.282
‫یه اسم می‌خوام

16:38.665 --> 16:39.791
‫کوئین

16:40.792 --> 16:42.502
‫اسم کامل

16:44.671 --> 16:46.840
‫اسم کامل!

16:48.049 --> 16:50.343
‫اگزاویر کوئین

16:50.427 --> 16:52.554
‫توی اطلاعات ارتشـه

16:52.637 --> 16:54.681
‫واسه همین نمی‌تونستم برم سراغ پلیس

16:54.764 --> 16:56.683
‫اون وصلـه

16:56.766 --> 16:58.768
‫هر چی بهشون می‌گفتم
‫به گوش ارتش و

16:58.852 --> 17:00.520
‫در نهایت کوئین می‌‌رسید

17:00.603 --> 17:03.523
‫این سیستم دستِ کوئینـه

17:03.606 --> 17:05.692
‫در همین حد گزارش بزنید که دستگیرم کردید،

17:05.775 --> 17:07.402
‫به یه روز نکشیده می‌فهمه

17:08.528 --> 17:10.947
‫حالا باید کمکم کنید

17:11.030 --> 17:13.116
‫اگزاویر کوئین

17:13.199 --> 17:15.535
‫آدم پلیدی‌ـه

17:20.957 --> 17:24.294
‫انگار روش کار کوئین عوض نشده

17:24.377 --> 17:26.337
‫هنوزم عشق آدم‌ربایی و زور کردن داره

17:26.421 --> 17:28.506
‫هر راهی براش جواب بده با همون میره

17:28.590 --> 17:30.467
‫خب چیکار کردید؟

17:30.550 --> 17:32.927
‫با دقت جلو رفتیم و جستجو رو عمیق‌تر کردیم

17:33.011 --> 17:35.472
‫هر اطلاعاتی که می‌تونستیم از
‫اگزاویر کوئین در آوردیم

17:35.555 --> 17:37.766
‫واحد اطلاعات ارتش

17:37.849 --> 17:41.186
‫متخصص خاورمیانه.
‫مدال جنگ افغانستان.

17:41.269 --> 17:44.981
‫پدرش کارگر راه‌آهن بوده،
‫مادرش خانه‌دار.

17:45.064 --> 17:47.984
‫یجوری نیم میلیون دلار رو توی حسابی
‫در آروبا مخفی کرده بود که پیداش کردم

17:48.067 --> 17:49.778
‫اجاره‌ی یه خونه‌ی بزرگ رو توی مک‌لین میده

17:49.861 --> 17:51.029
‫قایق داره. ماشین جگوار

17:51.112 --> 17:53.656
‫با یکی از بچه‌های بخش تحلیل تصاویر حرف زدم

17:53.740 --> 17:55.825
‫چند باری به کوئین برخورده بود

17:55.909 --> 17:58.077
‫گفت اون خیلی درون‌گرا و عادیـه

17:58.161 --> 18:00.413
‫آخر هفته‌ها رو توی یه خونه‌ی روستایی
در لینتون می‌گذرونه

18:00.497 --> 18:03.374
‫کدوم آدمی که کل عمرش رو توی ارتش بوده
‫از پس هزینه‌های همچین امکاناتی برمیاد؟

18:03.458 --> 18:05.794
‫آدمی که شغل جانبی‌اش
‫فروختن رازهای دولتیـه

18:08.671 --> 18:09.756
‫آزاد باش، سرباز

18:09.839 --> 18:11.007
‫بیا داخل

18:11.090 --> 18:12.675
‫سوابق تماسی که خواسته بودید

18:12.759 --> 18:14.093
‫مال کوئین هستن؟

18:14.177 --> 18:15.386
‫بله

18:15.470 --> 18:17.555
‫آخرین داده‌های مخابراتیش رو بررسی کردم

18:17.639 --> 18:20.809
‫دیدم طی چند ماه گذشته
‫چندین تماس با یک شخص داشته

18:20.892 --> 18:22.852
‫تماس‌ها با...

18:22.936 --> 18:25.939
‫رو به آخره، صفحه 12

18:26.022 --> 18:28.483
‫براتون هایلایتش کردم

18:28.566 --> 18:30.860
‫صفوان قاسم

18:30.944 --> 18:32.654
‫یه بررسی مقدماتی روی اون اسم کردم

18:32.737 --> 18:34.739
‫یه تبعه‌ی سوریه که زد و بند نظامی داره؛

18:34.823 --> 18:37.534
‫شغل پوششی‌اش هم
‫محقق ارشد یه اندیشکده‌ست

18:37.617 --> 18:40.078
‫باید همونی باشه که کوئین
‫اسرار رو بهش می‌فروشه

18:40.161 --> 18:41.579
‫آفرین، تونی

18:41.663 --> 18:43.164
‫البته

18:43.248 --> 18:44.457
‫باعث افتخارمـه

18:45.625 --> 18:47.126
‫حالا که اینو می‌دونیم،

18:47.210 --> 18:48.837
‫قدم بعدی چیه؟

18:48.920 --> 18:51.256
‫- بگو ببینم
‫- یه سری به صفوان می‌زنیم

19:02.559 --> 19:03.935
‫اون آدم‌مون نیست

19:04.018 --> 19:05.436
‫تف توش

19:05.520 --> 19:08.147
‫می‌دونم دل توی دلت نیست
‫گیرش بیاری، ولی نباید یادت بره که

19:08.231 --> 19:10.316
‫صفوان مأمور دولتیـه، پس محافظانش

19:10.400 --> 19:12.402
‫شبه‌نظامی‌های سابق هستن

19:12.485 --> 19:14.612
‫از پا می‌ندازیمشون، ولی نمی‌کُشیم

19:14.696 --> 19:18.074
‫مرگ افراد خارجی باعث تحقیقات میشه و ممکنه
‫کوئین بفهمه و بِکِشه زیر همه چی

19:18.157 --> 19:20.702
‫بعلاوه نباید جراحت قابل مشاهده‌ای
‫به صفوان وارد بشه

19:20.785 --> 19:23.538
‫وگرنه کوئین مشکوک میشه

19:25.415 --> 19:27.542
‫- دریافت شد
‫- حله

19:28.877 --> 19:30.086
‫دیگه چیزی نمونده

19:30.169 --> 19:31.671
‫کلاب بزودی بسته میشه

19:31.754 --> 19:33.339
‫من پنج دقیقه هم اون تو دووم نمیارم

19:33.423 --> 19:35.049
‫از شلوغی خوشت نمیاد؟

19:35.133 --> 19:36.759
‫موسیقیش افتضاحـه

19:36.843 --> 19:38.344
‫اگه بشه اسمش رو موسیقی گذاشت

19:38.428 --> 19:39.637
‫من که مشکلی ندارم

19:39.721 --> 19:40.889
‫رقصیدن رو دوست دارم

19:40.972 --> 19:43.057
‫زمان و مکانش مهم نیست

19:43.141 --> 19:45.018
‫هر کسی که بخواد برقصه، من پایه‌ام

19:50.273 --> 19:51.316
‫تو اهل رقص هستی، کول؟

19:53.443 --> 19:54.527
‫اوناهاشش

19:54.611 --> 19:56.571
‫بریم

20:00.325 --> 20:01.367
‫آقای قاسم!

20:02.619 --> 20:04.662
‫ممکنه. شما کی باشید؟

20:04.746 --> 20:06.164
‫سرگرد جک ریچر

20:06.247 --> 20:07.874
‫پلیس نظامی آمریکا

20:07.957 --> 20:10.500
‫ما از ارتباط شما با تجارت غیرقانونی
‫اسرار نظامی آمریکایی

20:10.501 --> 20:11.794
‫مطلع شدیم

20:11.878 --> 20:13.338
‫می‌خوایم چندتا سؤال ازتون بپرسیم

20:13.421 --> 20:15.214
‫فکر نکنم شدنی باشه،

20:15.298 --> 20:16.591
‫سرگرد ریچر

20:16.674 --> 20:17.967
‫می‌خوایم مؤدبانه کار جلو بره

20:18.051 --> 20:20.929
‫دوباره میگم، فکر نکنم شدنی باشه

20:21.012 --> 20:22.055
‫آهای!

20:22.138 --> 20:24.349
‫آهای! چطوره یه قدم بری عقب، رفیق؟!

20:26.100 --> 20:27.644
‫این کارو نکن!

20:27.727 --> 20:30.271
‫بذارید حدس بزنم: شما محافظ شخصی
با دستمزد ساعتی هستید

20:30.355 --> 20:33.066
‫چند صد دلار در روز ارزشش رو داره
‫به خاطرش بمیرید؟

20:35.735 --> 20:37.362
‫همین فکرو می‌کردم

20:37.445 --> 20:39.489
‫این احمق‌ها رو جمع کن
‫و گورتون رو گُم کنید

20:41.324 --> 20:44.118
‫حالا...

20:44.202 --> 20:46.079
‫در مورد اون سؤالات

20:47.789 --> 20:50.291
‫من یه تبعه‌ی خارجی‌ام که
کلی دوست قدرتمند دارم

20:50.375 --> 20:51.500
‫تو یه تبعه‌ی خارجی هستی

20:51.524 --> 20:54.045
‫که توی خاکِ آمریکا
‫به پرسنل نظامی آمریکا حمله کردی

20:54.128 --> 20:56.547
‫این تو رو جنگجوی دشمن می‌کنه
‫که یعنی می‌تونم

20:56.881 --> 20:59.759
‫توی کمتر از دو ساعت غیبت کنم،
‫یه جا که خدا می‌دونه حبس میشی،

20:59.842 --> 21:01.886
‫برای همیشه ناپدید میشی،
‫انگار هرگز وجود نداشتی.

21:01.970 --> 21:04.555
‫یا نگهت می‌داریم،

21:04.639 --> 21:06.348
‫کمکمون می‌کنی ایگزیویر کوئین رو گیر بندازیم

21:06.372 --> 21:08.559
‫و وقتی تموم شد،
‫میذاریمت توی فهرست تحت تعقیب

21:08.643 --> 21:10.520
و برات یه بلیت هواپیما می‌گیریم برگردی خونه

21:10.603 --> 21:12.355
‫انتخاب با خودته

21:17.652 --> 21:19.195
‫کول

21:21.698 --> 21:23.074
‫بریم

21:25.410 --> 21:27.453
‫سرباز... ببین

21:27.537 --> 21:29.330
‫می‌دونم از کول خوشت میاد

21:29.414 --> 21:31.666
‫ازش خوشم میاد؟
‫منظورت به عنوان یه دوسته...

21:31.749 --> 21:33.710
‫خفه شو. تابلوئه

21:33.793 --> 21:37.255
‫ولی نمی‌تونی بذاری احساساتِ شخصی
‫روی قضاوتت توی عملیات اثر بذاره

21:37.338 --> 21:40.133
‫هیچوقت به یه دشمن احتمالی پشت نکن
‫تا هم‌رزمت رو نجات بدی

21:40.216 --> 21:42.093
‫اینجوری فقط دو سرباز مُرده روی دستت می‌مونه

21:42.176 --> 21:43.928
‫کارِ در دست انجام رو تموم کن

21:44.012 --> 21:45.930
‫اطمینان کن که همکارتم
‫می‌تونه همین کارو بکنه

21:46.973 --> 21:48.182
‫متوجه شدم

21:52.979 --> 21:54.647
‫اون به رقصیدن علاقه نداره

21:54.731 --> 21:56.941
‫فقط واسه شام دعوتش کن
‫و براش گل ببر

21:58.985 --> 22:00.987
‫ولی گل رُز نه

22:02.572 --> 22:04.574
‫هر عوضی‌ای گل رُز می‌بره

22:07.326 --> 22:10.538
‫پس شما تأمین‌کننده‌ی متخصص تسلیحات
‫و خریدار سوری رو گرفته بودید

22:10.621 --> 22:12.373
‫فقط مونده بود واسطه‌ای رو بگیرید

22:12.457 --> 22:14.625
‫که تمام معامله رو ترتیب داده بود

22:14.709 --> 22:17.211
‫این یارو بهم گیر داده بهش سیگار بدم

22:17.295 --> 22:18.671
‫جای تخفیف داره؟

22:18.755 --> 22:20.256
‫مقررات چی میگن؟

22:20.339 --> 22:23.718
‫مصرفِ سیگار، مواد یا مشروبات الکلی
‫برای بازداشت‌شده‌ها ممنوعه

22:23.801 --> 22:24.969
‫پس چرا دارم بهت نگاه می‌کنم؟

22:24.993 --> 22:26.220
‫خدایا...

22:27.221 --> 22:29.348
‫اون بچه‌ی خوبیه، ولی چه مرگشه؟

22:29.432 --> 22:31.851
‫خب، داشتی می‌گفتی،
‫تقریباً داشتید پرونده رو می‌بستید.

22:31.934 --> 22:33.811
حداقل به اواخرش رسیده بودیم

22:33.895 --> 22:35.563
‫تازه داشتیم اسناد رو جمع و جور می‌کردیم

22:35.587 --> 22:37.732
‫که به قاضی بدیم و حکم بازداشت کوئین رو بگیریم

22:38.775 --> 22:40.234
‫اگه از پسش بربیاید پرونده‌ی خوبی میشه

22:40.318 --> 22:41.486
‫از پسش برمیایم

22:41.569 --> 22:44.113
‫کول مدارکِ مستدلی برای ارائه داره

22:44.197 --> 22:46.491
‫تنها چیزی که ناقصه طرح‌هاییه که صفوان

22:46.574 --> 22:48.201
‫فردا توی مبادله از کوئین می‌گیره

22:48.284 --> 22:49.952
‫اونجا به کمکتون نیاز پیدا می‌کنیم، قربان

22:50.036 --> 22:52.246
‫اصالتِ طرح‌ها باید فوراً تأیید بشه

22:52.330 --> 22:54.290
‫اگه حتی یه ویرگول اینور و اونور باشه،

22:54.373 --> 22:57.085
‫کوئین ادعا می‌کنه که طرح‌ها واقعاً
‫نقشه‌های رسمی دولتی نیستن

22:57.168 --> 22:59.545
‫باید مدارکِ بی‌نقصی به دادگاه ارائه بدیم

22:59.629 --> 23:02.840
‫تا بتونیم حکمِ بازداشت رو بگیریم،
‫کوئین رو دستگیر و محکوم کنیم.

23:02.924 --> 23:04.717
‫اگه طرح‌ها برام بیارید،

23:04.801 --> 23:06.886
‫میدم فوراً اصالتشون رو تأیید کنن

23:06.969 --> 23:08.387
‫ممنون

23:08.471 --> 23:10.264
‫موفق باشید

23:12.809 --> 23:14.352
‫خیلی خب

23:14.435 --> 23:17.021
‫باید این رو یه بار دیگه
‫بازبینی و اصلاح کنیم

23:17.105 --> 23:19.273
‫چرا این کارو توی بار انجام ندیم؟

23:19.357 --> 23:20.691
‫هوسِ آبجو کردم

23:21.859 --> 23:23.653
‫می‌دونی، کول،

23:23.736 --> 23:26.072
‫همین الان هم قراره یه عده فکر کنن
‫این پرونده حقت نبوده

23:26.155 --> 23:29.033
‫چون یه زنِ جوانی و فقط با سهمیه اینجا هستی

23:29.117 --> 23:30.535
‫اگه ما باهم بیرون دیده بشیم،

23:30.618 --> 23:32.870
‫اون آدم‌ها این قضیه رو گنده‌تر
‫از اون چیزی که هست می‌کنن

23:32.954 --> 23:35.248
‫و فقط آتیششون رو تندتر می‌کنه

23:35.331 --> 23:37.959
‫بیا نذاریم چندتا عوضی
‫دستاوردهات رو کوچیک جلوه بدن

23:40.086 --> 23:42.046
‫ولی منم هوسِ آبجو کردم

23:46.092 --> 23:48.219
‫ممنون که هوام رو داری، رئیس

23:48.302 --> 23:49.637
‫ممنون بابت کارِ عالی‌ات

24:10.032 --> 24:12.785
‫مبادله بی‌نقص انجام شد

24:12.869 --> 24:14.495
‫با دوربینِ نظارتی ضبط شد

24:14.579 --> 24:16.414
‫و به محض دست به دست شدن کیف‌ها،

24:16.497 --> 24:19.125
‫فراسکونی کوئین رو تعقیب کرد
‫تا همیشه موقعیتش رو داشته باشیم

24:19.208 --> 24:20.751
‫وقتی چراغ سبز رو گرفتیم،

24:20.775 --> 24:22.688
‫وارد عمل می‌شدیم و دستگیرش می‌کردیم

24:22.712 --> 24:25.089
‫من و کول صفوان رو توی یه مکان
‫از پیش تعیین شده دیدیم

24:25.113 --> 24:26.716
‫که نقشه‌ها رو بهمون داد

24:30.386 --> 24:32.638
‫ما از کل مبادله فیلم گرفتیم

24:32.722 --> 24:34.557
‫اگه شهادتت رو لازم داشته باشیم،

24:34.640 --> 24:36.475
‫می‌تونیم هر جای دنیا پیدات کنیم،

24:36.559 --> 24:38.436
‫پس سعی نکن قایم شی

24:38.519 --> 24:40.771
‫شش ساعت وقت داری وسایلت رو جمع کنی
‫و از کشور خارج شی

24:40.855 --> 24:43.065
‫بهم قول بلیتِ هواپیما دادی

24:43.149 --> 24:45.651
‫خودت هزینه‌ی سفرت رو بده، عوضی

24:45.735 --> 24:49.238
‫همه چی توی طرح‌ها
‫با نقشه‌های نظامی واقعی یکسانه

24:49.322 --> 24:51.324
‫نقطه‌ها، ویرگول‌ها، شماره‌های صفحات

24:51.407 --> 24:54.852
‫اینا اسرارِ دولتی اصیل و فوق محرمانه هستن
‫که توی ایستگاه اتوبوس فروخته میشن

24:54.876 --> 24:56.286
‫دقیقاً همون چیزی که انتظارش رو داشتیم

24:56.310 --> 24:59.332
‫یه الگوی کاملاً مستند
‫از ملاقات‌های مخفی،

24:59.415 --> 25:01.250
‫نیم میلیون توی حساب خارجی کوئین،

25:01.334 --> 25:04.879
‫طرح‌های تسلیحات فوق سری
‫در اختیار یه مأمور سوری،

25:04.962 --> 25:06.923
‫و سه پلیس نظامی برای شهادت دادن توی دادگاه

25:07.006 --> 25:09.133
‫گیرش انداختیم

25:09.217 --> 25:11.302
‫تو گیرش انداختی

25:11.385 --> 25:12.553
‫پس برو دستگیرش کن

25:13.679 --> 25:14.722
‫واقعاً؟

25:14.805 --> 25:16.974
‫تو سرنخ‌ها رو دنبال کردی
‫و تحقیقات رو انجام دادی

25:17.058 --> 25:18.642
من زحمت دیگری رو
به اسم خودم نمی‌زنم

25:19.352 --> 25:22.104
‫در ضمن، تو باید افسر دستگیرکننده باشی

25:22.188 --> 25:24.106
‫به همون دلیل که توی بار نوشیدنی نخوردیم

25:24.190 --> 25:25.900
‫اگه تو مُهر نهایی رو به این پرونده نزنی

25:25.983 --> 25:28.819
‫همه فکر می‌کنن تو فقط با افسر ارشد همراه بودی

25:28.903 --> 25:30.321
‫فراسکونی می‌تونه باهات بیاد

25:31.697 --> 25:33.115
‫به کوئین دستبند بزن، گروهبان

25:34.867 --> 25:36.285
‫این لحظه حقتـه

25:37.328 --> 25:38.496
‫ممنون، ریچر

25:38.579 --> 25:40.414
‫قابلی نداشت، کول

25:47.588 --> 25:50.049
‫کاری که برای کول کردی قشنگ بود

25:50.132 --> 25:51.467
‫هرکی بود این کارو می‌کرد

25:51.550 --> 25:52.677
‫این حقیقت نداره

25:52.760 --> 25:55.637
‫کلی افسر، مأمور و کارمند دون‌پایه

25:55.661 --> 25:57.139
‫توی هر شاخه از دولتِ فدرال داریم

25:57.223 --> 25:59.291
‫که مافوق‌هاشون دائم بهشون نارو می‌زنن

25:59.315 --> 26:00.434
‫مرسی، رفیق

26:00.518 --> 26:02.979
‫در مورد تو حرف نمی‌زنم، پیرمرد

26:03.062 --> 26:04.814
‫منظورم اینه که تو هواش رو داشتی

26:04.897 --> 26:07.233
‫اون برات خاص بود

26:07.316 --> 26:10.027
‫آدم افراد خیلی کمی توی عمرش می‌بینه
‫که همه کاری رو درست انجام میدن

26:11.279 --> 26:13.781
‫طرز فکرشون، جوری که مسائل رو حل می‌کنن
‫و مواظب رفتارشون هستن

26:13.864 --> 26:16.450
‫جوری که وقتی شوخی لازمه شل می‌کنن،

26:16.534 --> 26:18.828
‫یا وقتی شرایط سخت میشه
‫محتاطانه رفتار می‌کنن

26:19.829 --> 26:22.832
‫دومینیک کول براش مهم بود
‫کارهای درست رو به روش درست انجام بده

26:24.917 --> 26:26.836
آینده‌ی روشنی در انتظارش بود

26:31.090 --> 26:32.717
‫هنوز خبری نشده؟

26:32.800 --> 26:33.843
‫نه

26:34.885 --> 26:36.971
‫احتمالاً توی راهه

26:37.054 --> 26:39.015
‫تا مکلین نیم ساعت راهه

26:39.098 --> 26:40.516
‫ده دقیقه هم واسه ترافیک اضافه کن

26:40.599 --> 26:42.184
‫گیر انداختنش باید کمتر از یک دقیقه طول بکشه

26:42.208 --> 26:44.270
‫دستبند زدن بهش و سوار کردنش توی ماشین
‫نباید بیشتر از سه دقیقه طول بکشه

26:44.353 --> 26:46.731
‫این نهایتش 49 دقیقه طول می‌کشه
‫که داره تموم میشه

26:47.940 --> 26:49.525
تا الان 61 دقیقه گذشته

26:51.277 --> 26:53.070
‫بهش پیامک بده

26:53.154 --> 26:55.656
‫من به کسی پیامک نمیدم.
‫خودش این رو می‌دونه.

26:55.740 --> 26:57.616
‫فکر می‌کنه دارم کنترلش می‌کنم

27:02.079 --> 27:03.331
‫بهش پیامک میدم

27:08.135 --> 27:11.315
‫[همه چی روبراهه؟]

27:11.339 --> 27:13.257
‫بهم گفتی این بچه کارش درسته

27:13.341 --> 27:15.051
‫مطمئنم از عهده‌اش برمیاد

27:16.075 --> 27:22.075
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:23.684 --> 27:24.894
‫چی نوشته؟

27:24.977 --> 27:27.229
‫«دستگیرش کردم. بهش دستبند زدم.
‫دارم میام...

27:28.564 --> 27:29.940
‫...قربان»

27:30.024 --> 27:30.941
‫مشکل چیه؟

27:31.025 --> 27:33.861
‫روز اول که همدیگه رو دیدیم بهش گفتم
‫هیچوقت بهم نگه «قربان»

27:34.653 --> 27:36.989
‫هیچوقت لازم نیست
‫دو بار چیزی رو به کول بگی

27:39.825 --> 27:41.577
‫پلیس نظامی!

27:41.660 --> 27:43.329
‫دست‌هات رو بذار جایی که ببینیم!

27:43.412 --> 27:44.580
‫دنبالم بیاید! دنبالم بیاید!

27:44.663 --> 27:45.873
‫خالیه!

27:53.464 --> 27:55.257
‫- خالیه!
‫- خالیه!

28:02.640 --> 28:05.059
‫تو به دشمن پشت کردی که کمکش کنی

28:07.269 --> 28:09.980
‫ریچر، بیا بالا

28:23.035 --> 28:24.578
‫اون رو برده یه جایی

28:25.579 --> 28:27.289
‫- هلیکوپترها به پرواز در اومدن؟
‫- تقریباً، قربان

28:27.313 --> 28:28.541
‫تقریباً نه. همین الان

28:28.624 --> 28:30.584
‫ژنرال، گزارشی که در مورد کوئین خواستید

28:30.668 --> 28:32.378
‫ماه‌ها قبل

28:32.461 --> 28:34.797
‫گیر آوردن سوابق کانون اصلاح و تربیت
‫تقریباً غیرممکنه، قربان

28:36.298 --> 28:39.051
‫می‌دونم. متأسفم

28:40.219 --> 28:42.471
‫«حمله‌ی اخیر ایگزیویر به یک معلم،

28:42.555 --> 28:46.225
‫سابقه‌ی آسیب رساندنش به حیوانات
‫و رفتارهای ضداجتماعی مداومش

28:46.308 --> 28:47.726
‫تنها باعث می‌شود این درمانگر

28:47.810 --> 28:51.230
‫تشخیصِ اختلال شخصیت خودشیفتگی بدخیم،

28:51.313 --> 28:54.150
‫جامعه‌ستیزی، پارانویا

28:54.233 --> 28:56.652
‫و خشونتِ خودهمخوان دهد

28:58.028 --> 29:00.114
‫این پرونده‌ی کانون اصلاح و تربیت کوئینه

29:01.657 --> 29:03.242
‫ممکنه اون رو تقریباً هرجایی برده باشه

29:05.995 --> 29:07.288
‫کوئین اون رو زنده گرفته،

29:07.371 --> 29:10.166
‫که فقط در صورتی که سعی داشت
‫ازش اطلاعات بگیره این کارو می‌کرد

29:10.249 --> 29:11.834
‫چه اطلاعاتی می‌تونه لازم داشته باشه؟

29:13.461 --> 29:15.045
‫کل پرونده‌مون علیه اون متلاشی میشه

29:15.129 --> 29:16.964
‫اگه هیچکس نباشه که به چیزی
که ‫مشاهده شده شهادت بده

29:16.988 --> 29:18.924
‫زنجیره‌ی شواهد بازداشت

29:19.008 --> 29:22.636
‫بدون شهادتِ من، کول و فراسکونی...

29:22.720 --> 29:24.388
‫کوئین خلاص میشه

29:24.472 --> 29:27.933
‫می‌خواد کول بهش اسمِ افسر فرماندهی رو بگه
‫که به پرونده نظارت می‌کرد

29:28.017 --> 29:29.602
‫تا بتونه من رو بکشه و ناپدید شه

29:31.479 --> 29:34.482
‫اون قراره شکنجه‌اش کنه

29:34.565 --> 29:36.108
‫و قراره بی‌رحمانه باشه

29:37.735 --> 29:39.612
‫چون اون هیچوقت من رو لو نمیده

29:42.031 --> 29:43.324
‫من بهت چی یاد دادم؟

29:44.325 --> 29:48.370
‫هرگز حواست رو از کارِ در دست انجام پرت نکن

29:48.454 --> 29:50.748
‫برگرد سراغ تمام چیزهایی که می‌دونی،

29:50.831 --> 29:53.918
‫سرنخ‌هایی رو که داری دنبال کن

29:54.001 --> 29:56.253
‫در مورد کول چی می‌دونیم؟

29:56.337 --> 29:59.757
‫اون زنِ خونگی نیست،
‫قویه، سرسخته،

29:59.840 --> 30:02.301
‫قراره مقاومت کنه

30:02.384 --> 30:03.636
‫قراره سر و صدا کنه

30:05.346 --> 30:07.723
‫کوئین یه جای ساکت و دور افتاده لازم داره

30:07.806 --> 30:10.809
‫جایی که می‌دونه احساس راحتی و تسلط می‌کنه

30:10.893 --> 30:13.938
‫ویلای آخرهفته‌ی کوئین توی لینتون

30:14.021 --> 30:15.648
‫کلی زمین دورشه و جای پرتیه

30:16.941 --> 30:18.776
‫جایی که هیچکس صدای جیغ کول رو نمی‌شنوه

30:18.859 --> 30:20.569
‫ما آدرسش رو نداریم

30:20.653 --> 30:21.820
‫ردش رو بزنید

30:21.904 --> 30:23.072
‫من میرم سمت لینتون

30:23.155 --> 30:24.532
‫به محض گیر آوردن آدرس بهم زنگ بزن

30:30.871 --> 30:31.872
‫بهم بگو که گیرش آوردید

30:31.956 --> 30:32.914
‫نزدیکیم

30:32.938 --> 30:35.667
‫فکر نمی‌کردم کوئین خونه‌ی خریده شده
‫با پول کثیف رو به نام خودش بزنه

30:35.691 --> 30:39.380
‫ولی چهار خونه تحتِ مالکیت
‫شرکت‌های مسئولیت محدود توی لینتون هست

30:39.463 --> 30:41.131
‫دوتاشون املاک اجاره‌ای هستن

30:41.215 --> 30:42.675
‫سوابق هردو مالک پاکه

30:42.758 --> 30:45.010
‫یکی توسط یه شرکتِ نوسازی خریداری
‫و تخریب شده

30:45.094 --> 30:49.223
‫آخری یه خونه‌ی روستایی هشت هکتاری
نزدیکِ رودخانه‌ست

30:49.306 --> 30:51.976
‫بزرگراه ایالتی شماره 4،
‫جاده ملارد، پلاک 23.

30:52.059 --> 30:52.976
‫چند دقیقه باهاش فاصله دارم

30:53.000 --> 30:55.229
‫به پلیس بخش اطلاع دادم.
‫اونا تقریباً نیم ساعت فاصله دارن.

30:55.312 --> 30:56.313
‫مهم نیست

30:56.397 --> 30:58.107
‫این با دستگیر شدن کوئین تموم نمیشه

30:58.190 --> 31:00.526
‫پس قانونم رو می‌دونی

31:00.609 --> 31:04.071
‫یه بار انجامش بده،
‫درست انجامش بده.

32:59.853 --> 33:02.781
‫[کول]

34:09.006 --> 34:10.132
‫تفنگ

34:11.467 --> 34:14.094
‫فکر می‌کنی کل داستان رو می‌دونی
‫ولی نمی‌دونی

34:14.178 --> 34:16.013
‫من و دختره باهم همدست بودیم

34:17.931 --> 34:21.101
‫چند هفته پیش،
‫شماها رو توی پارک دیدم،

34:21.185 --> 34:23.479
‫می‌دونستم دارید نزدیک می‌شید،

34:23.562 --> 34:25.480
‫واسه همین با کول تماس گرفتم
‫و باهاش معامله کردم

34:25.504 --> 34:28.233
‫قرار بود گولتون بزنه و کاری کنه
‫فکر کنید دارید نزدیک می‌شید،

34:28.317 --> 34:29.610
‫و بعدش لحظه‌ی آخری،

34:29.693 --> 34:32.446
‫میذاشت فرار کنم
‫و پولش رو می‌گرفت

34:32.529 --> 34:35.491
‫ولی بعدش سعی کرد دورم بزنه
‫و کل پول رو برداره

34:35.574 --> 34:38.243
‫ناجور شد،

34:38.327 --> 34:40.412
‫من از کوره در رفتم
‫و آره، اون باید می‌مرد

34:41.705 --> 34:44.374
‫و می‌دونم باید به خاطرش برم زندان

34:44.458 --> 34:47.586
‫ولی 20 سال رو به حبس ابد ترجیح میدم، پس...

34:47.669 --> 34:50.464
‫بیا باهم معامله کنیم

34:50.547 --> 34:53.425
‫افراد رده‌بالاتری هستن،

34:53.509 --> 34:55.677
‫مقامات بزرگ ارتش که همه
‫توی این کار دست دارن،

34:55.761 --> 34:57.971
‫کمکم می‌کنن طرح‌ها رو گیر بیارم،

34:58.055 --> 34:59.515
‫رابط‌هام رو جور می‌کنن

35:00.641 --> 35:01.850
‫باهام همکاری کن

35:01.934 --> 35:03.352
‫این پرونده شغلت رو زیر و رو می‌کنه

35:06.021 --> 35:07.272
‫اسم کوچیکش چیه؟

35:07.356 --> 35:08.398
‫چی؟

35:08.482 --> 35:10.859
‫اسم کوچیک کسی رو که
‫باهاش معامله کردی می‌دونستی

35:12.194 --> 35:13.821
‫پس اسمش چیه؟

35:42.015 --> 35:43.600
‫حرکت کن

35:58.991 --> 36:00.742
‫برگرد

36:06.039 --> 36:08.000
‫اون همه پول رو اونجا داری

36:09.835 --> 36:11.420
‫می‌تونی برش داری و بری

36:14.923 --> 36:16.967
‫نمی‌خوای بعداً سابقه‌ی قتل دامنت رو بگیره

36:18.760 --> 36:19.928
‫دومینیک

36:23.098 --> 36:25.183
‫اسمش این بود

36:50.334 --> 36:54.922
‫با تفنگ کالیبر 22 خودش بهش شلیک کردم
‫تا پرتابه‌شناسی با سلاح سازمانی‌ام مطابق نباشه

36:55.005 --> 36:56.632
‫مشکل فشنگِ کوچیک بود

36:56.715 --> 37:00.302
‫گلوله توی جمجمه‌اش گیر کرده
‫و هیچوقت به مغزش نرسیده

37:00.385 --> 37:02.596
‫من فرض کردم اون مُرده

37:03.931 --> 37:06.558
‫یاد گرفتم توی تحقیقات فرضیه‌پردازی نکنم

37:46.598 --> 37:49.017
‫توی طویله! پلیس لینتون!

37:49.101 --> 37:50.435
‫ما مسلحیم و داریم نزدیک می‌شیم!

37:50.519 --> 37:51.979
‫دست‌هات رو ببر بالا ببینیم!

37:54.481 --> 37:55.983
‫سرگرد جک ریچر؟

37:57.401 --> 37:59.194
‫افسر فرمانده‌تون ژنرال گاربر با ما تماس گرفت

38:00.445 --> 38:01.655
‫کی زیر پتوئه؟

38:01.738 --> 38:04.032
‫گروهبان دومینیک کول

38:04.116 --> 38:05.742
‫ایگزیویر کوئین کجاست؟

38:07.577 --> 38:09.246
‫نمی‌دونم

38:10.539 --> 38:12.082
‫وقتی رسیدم اینجا رفته بود

38:13.375 --> 38:14.710
‫حالتون خوبه؟

38:27.681 --> 38:29.933
‫متأسفم، مرد

38:30.017 --> 38:32.310
‫ولی این دفعه گیرش میندازی

38:40.318 --> 38:41.820
‫چی شده؟

38:47.159 --> 38:49.870
‫من به تریسا پول ندادم
‫که بره مأموریت مخفی

38:51.580 --> 38:54.958
‫با حکمِ زندان تهدیدش کردم

38:56.585 --> 39:00.922
‫من یه داستان سر هم کردم که دادستانی که
‫دوست پسرش رو به جرم مواد محاکمه کرده

39:01.006 --> 39:03.300
‫حس کرده تریسا توی شهادتش پنهان‌کاری کرده

39:03.383 --> 39:05.052
‫تا دوست پسرش حکمِ سبک‌تری بگیره

39:05.135 --> 39:07.929
‫و حالا دادستان می‌خواد تریسا بره زندان

39:09.222 --> 39:12.184
‫دخترِ صاف و ساده‌ایه،
‫برای همین باور کرد.

39:14.019 --> 39:18.065
‫بهش گفتم اگه کمکم کنه، کاری می‌کنم
‫دادستان دست از سرش برداره

39:20.776 --> 39:22.402
‫ولی گند زدم

39:24.529 --> 39:29.117
‫من از اون بچه سوءاستفاده کردم
‫و حالا باید درستش کنم

39:33.914 --> 39:36.041
‫گمونم این نقطه مشترک ماست

40:18.875 --> 40:20.293
‫بک کجاست؟

40:20.377 --> 40:21.795
‫رفت بخوابه

40:23.004 --> 40:24.422
‫قهوه داریم؟

40:24.506 --> 40:26.007
‫فقط کافیه لب تر کنی

40:27.092 --> 40:29.052
‫- لب تر کردم
‫- نه

40:29.136 --> 40:31.680
‫تو پرسیدی قهوه هست یا نه.
‫خیلی فرق می‌کنه.

40:33.348 --> 40:35.308
‫میشه لطفاً یکم قهوه‌ی تلخ بهم بدید؟

40:35.392 --> 40:36.977
‫آقای دوک کجاست؟

40:37.060 --> 40:39.688
‫اون دیگه برای شرکتِ بک کار نمی‌کنه

40:39.771 --> 40:41.356
‫من جایگزینش شدم

40:43.358 --> 40:46.069
‫الان قهوه‌ی تلخ میارم خدمتتون

40:50.157 --> 40:51.867
‫همه چی روبراهه؟

40:53.660 --> 40:56.496
‫- شبِ درازی داشتم
‫- چیکار می‌کردی؟

40:58.832 --> 41:01.042
‫یه چیزهایی رو به یاد می‌آوردم

41:01.126 --> 41:03.795
‫خب، واسه ما هم شب درازی بود

41:03.879 --> 41:06.256
‫باید کلی کار برای تولد 50 سالگی رئیس انجام بدیم

41:06.339 --> 41:08.466
‫بیشتر مهمون‌ها از محل کار میان؟

41:09.593 --> 41:10.635
از بیزار بازار؟

41:10.719 --> 41:13.680
‫نه. اون از کارمندهاش متنفره

41:13.763 --> 41:17.058
‫کسی از راه دور میاد؟
‫شاید از خارج؟

41:17.142 --> 41:20.270
‫نه. چرا انقدر کنجکاوی؟

41:20.353 --> 41:21.813
‫من الان دستِ راستش هستم

41:21.837 --> 41:23.523
‫باید بدونم کی قراره توی مهمونی باشه

41:24.524 --> 41:25.734
‫اسامی دوست‌هاش رو بررسی کنم

41:25.817 --> 41:29.487
‫دوست‌هاش؟ اون هیچ دوستی نداره

41:29.571 --> 41:30.906
‫همه اهالی شهر هستن

41:30.989 --> 41:33.617
‫مالکان کسب و کارها، شهردار،

41:33.700 --> 41:35.952
‫اعضای اتاق بازرگانی

41:36.036 --> 41:37.454
‫کسایی که پولش رو دوست دارن،

41:37.537 --> 41:39.748
‫و اونم دوست داره که اونا بهش
‫حسِ مهم بودن میدن

41:39.831 --> 41:42.709
‫اون یه حروم‌زاده‌ی تنها و بدبخته

41:42.792 --> 41:46.588
‫ولی باید 15 سال پیش که خانم زنده بود،
‫اون رو می‌دیدی.

41:46.671 --> 41:48.089
‫یه مرد دیگه بود

41:52.844 --> 41:54.554
‫قهوه رو با خودم می‌برم

41:55.680 --> 41:58.350
‫ممنون، اگنس

42:13.615 --> 42:16.910
‫اینا رو برات آوردم.
‫لباس‌های تازه.

42:18.286 --> 42:20.914
‫بک نمی‌تونه بذاره دستِ راستش
‫شبیه شماره دو باشه

42:22.540 --> 42:24.084
‫یعنی من شبیه عن هستم

42:26.086 --> 42:27.337
‫امیدوارم اندازه باشن

42:27.420 --> 42:29.089
‫بزرگ‌ترین سایز پیراهن‌ها دو ایکس لارجه

42:32.008 --> 42:33.385
‫مشکلی پیش اومده؟

42:35.303 --> 42:37.597
‫یه مدتی میشه که لباس نو بو نکردم

42:38.848 --> 42:41.101
‫- امیدوارم ازشون خوشت بیاد
‫- مرسی

43:19.222 --> 43:20.598
‫من رو بزن

43:21.683 --> 43:24.185
‫- چی؟
‫- یالا

43:24.269 --> 43:26.855
‫نه. اگه بهت صدمه بزنم چی؟

43:26.938 --> 43:28.481
‫شوخی می‌کنی دیگه، آره؟

43:29.899 --> 43:31.801
‫یالا، اگه نمی‌خوای شهری‌ها سر به سرت بذارن،

43:31.825 --> 43:32.819
‫نشونم بده چی توی چنته داری

43:32.843 --> 43:34.946
‫با تمام زورت به سینه‌ام مشت بزن

43:44.456 --> 43:47.125
‫خیلی خب. اشتباه انجامش میدی

43:47.208 --> 43:48.376
‫آره، چشم بسته غیب گفتی

43:48.460 --> 43:52.922
‫اولاً، باید با پاهات مشت بزنی،
‫نه با دست‌هات.

43:53.006 --> 43:54.799
‫تمام قدرتت از زیرِ کمر میاد

43:54.883 --> 43:56.092
طرز ایستادنت رو نشونم بده

44:01.973 --> 44:03.141
‫ای بابا

44:13.443 --> 44:15.362
‫بک هستم. چی شده؟

44:15.445 --> 44:17.322
‫بابات هیچوقت بهت یاد نداده
‫چطور مشت بزنی؟

44:17.405 --> 44:20.533
‫آره، خب، بابام هیچ اهمیتی به من نمیده

44:20.617 --> 44:22.535
‫یعنی، اون گذاشت گوشم رو ببرن

44:22.619 --> 44:24.913
‫تا حالا به این فکر کردی که
‫شاید داشته از محافظت می‌کرده؟

44:24.996 --> 44:27.123
‫اگه می‌رفت سراغ پلیس، می‌افتاد زندان

44:27.207 --> 44:28.708
‫تمام دارایی‌هاش رو توقیف می‌کردن

44:28.792 --> 44:31.127
‫تو فامیل دیگه‌ای نداری،
‫پس می‌فرستادنت یتیم‌خونه.

44:31.211 --> 44:34.214
‫18 سالت که می‌شد، تنها و بی‌پول
‫آواره‌ی خیابون‌ها می‌شدی

44:35.340 --> 44:37.092
‫واقعاً فکر می‌کنی این زندگی برات مناسب باشه؟

44:37.175 --> 44:39.219
‫خب تو هم تنها و بی‌پول
‫و آواره‌ی خیابون‌ها هستی

44:39.302 --> 44:41.304
‫آره، ولی من به این سبک زندگی خو گرفتم

44:47.644 --> 44:49.854
‫وقتی پاها و شونه‌هات اونجوری هم‌راستا هستن
‫چرخیدن سخته

44:49.938 --> 44:51.606
‫و گاردت رو باز میذاری

44:51.689 --> 44:53.942
‫باز واسه چی؟ خیلی خب

44:54.025 --> 44:55.360
‫خیلی خب

44:55.443 --> 44:57.946
‫قدرت بدنی نقطه قوتت نیست

44:59.114 --> 45:00.698
‫استراتژی لازم داری

45:00.782 --> 45:02.617
‫بهشون بگو تا سه می‌شماری
‫و با شماره دو بزنشون

45:02.641 --> 45:03.993
‫ولی این ناجوانمردانه نیست؟

45:04.077 --> 45:07.205
‫کسی که می‌خواد پسری مثل تو رو بزنه
‫مبارزه‌ی جوانمردانه براش مهم نیست

45:07.288 --> 45:08.415
‫جسارت نباشه

45:08.498 --> 45:09.666
‫به دل نگرفتم

45:09.749 --> 45:11.000
‫آدم ضعیف‌تر توی مبارزه

45:11.024 --> 45:13.002
‫باید اولین مشت رو بزنه
‫و نهایت استفاده رو ازش ببره

45:13.026 --> 45:15.672
‫- اولین ضربه‌ات بهترین ضربه‌ات باشه
‫- باشه

45:16.673 --> 45:19.259
‫صبر کن. اگه توی مبارزه
‫آدم ضعیف‌تر نباشم چی؟

45:19.342 --> 45:22.345
‫تو قطعاً قراره توی مبارزه
‫آدمِ ضعیف‌تر باشی

45:22.429 --> 45:24.013
‫عوضی

45:24.097 --> 45:25.265
‫نشونم بده چی توی چنته داری

45:27.225 --> 45:29.894
‫مرد گُنده دیشب عجب داستانی بافت

45:29.978 --> 45:31.438
‫منظور خاصی داری؟

45:31.521 --> 45:34.190
‫شاید. فقط...

45:35.650 --> 45:38.111
‫به ذهنت خطور کرده که اگه ریچر از اول

45:38.194 --> 45:40.613
‫توی پرونده‌ی کوئین گند نزده بود،
‫توی این هچل نبودیم؟

45:42.824 --> 45:44.451
‫ریچر بی حساب و کتاب آدم می‌کشه

45:44.534 --> 45:46.411
‫و ظاهراً هیچ مشکلی باهاش نداره

45:46.494 --> 45:48.913
‫اون آنجل دول رو کشت.
‫کسایی که توی بیزار بازار بودن.

45:48.997 --> 45:50.123
‫حالا هم دوک

45:51.124 --> 45:53.042
‫ممکنه در تلاش برای نجات تریسا بری زندان

45:53.126 --> 45:54.586
‫مشکلی باهاش نداری؟

45:54.669 --> 45:57.088
‫- مشکلی ندارم.
‫- واقعاً؟

45:58.673 --> 46:00.216
‫گمونم منم مشکلی ندارم

46:00.300 --> 46:01.676
‫خب، تو اون رو نمی‌شناسی

46:02.802 --> 46:04.971
‫اون دختری نیست که حاضر باشم
‫به خاطرش برم زندان

46:07.015 --> 46:08.808
‫ممنونم

46:08.892 --> 46:10.101
‫جاهای خیلی زیادی هست

46:10.185 --> 46:14.772
‫تولیدکننده‌های فرش، شرکت‌های ترابری،
‫شرکت‌های رنگرزی.

46:14.856 --> 46:17.191
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫تمام این جاها می‌تونن قانونی باشن،

46:17.215 --> 46:18.985
‫چون پوششِ بک توزیع‌کننده‌ی فرشه

46:19.068 --> 46:22.363
‫مجبوره با شهروندان واقعی تعامل داشته باشه
‫تا بتونه حفظ ظاهر کنه

46:22.447 --> 46:24.532
‫بررسی این لیست دراز یه مدت طول می‌کشه

46:24.616 --> 46:27.160
‫تریسا ممکنه توی هرکدوم از اونا باشه،
‫پس باید همه رو بررسی کنیم.

46:28.369 --> 46:30.079
‫با شروع از اینی که سرِ راهمونه

46:30.163 --> 46:32.415
‫بله، خانم

46:43.968 --> 46:46.179
‫- یک، دو
‫- ریچارد، میشه یه لحظه تنهامون بذاری، پسرم؟

46:46.262 --> 46:47.597
‫ریچر

46:49.265 --> 46:51.809
‫- چی شده؟
‫- مک‌کیب باهام تماس گرفت

46:51.893 --> 46:55.730
‫یکی رو فرستاد بیزار بازار
‫تا لپ‌تاپ آنجل دول رو بیاره

46:55.813 --> 46:57.607
‫چون برنامه‌ی تمام محموله‌ها توش بود

46:57.690 --> 46:58.900
‫ولی نیست

46:58.983 --> 47:01.361
‫شاید توی همون خونه‌ست
‫که توش مخفی شده بود

47:01.444 --> 47:02.612
‫منفجرش کردم

47:02.695 --> 47:05.532
‫نه، چون یه برنامه‌ی ردیابی روش بود،
‫برای زمان گُم شدن یا دزدیده شدنش.

47:05.615 --> 47:08.952
‫نشون میده توی یه کارخونه‌ی لوله‌سازیه
‫که مالِ ماست

47:09.035 --> 47:10.328
‫توی جاده 26ـه

47:10.411 --> 47:11.788
‫فکر می‌کنی چطور رفته اونجا؟

47:11.871 --> 47:14.791
‫حتماً آدم‌های آنجل دول برش داشتن

47:14.874 --> 47:17.001
‫معلومه دیشب پیام رو نگرفتن
‫که ما شوخی نداریم

47:17.085 --> 47:19.712
‫- لپ‌تاپ تمام مدت اونجا بوده؟
‫- نمی‌دونم

47:19.796 --> 47:21.839
‫برنامه فقط لوکیشنِ زنده رو نشون میده

47:21.923 --> 47:23.549
‫و سه نفر از افراد مک‌کیب
‫الان دارن میرن اونجا

47:25.385 --> 47:27.345
‫آدرسش اینه

47:27.428 --> 47:29.514
‫برو کمک کن هر خری رو که
‫اون لپ‌تاپ دستشه بکشن

47:52.412 --> 47:54.581
‫شما با سوزان دافی تماس گرفتید

47:54.664 --> 47:56.583
‫پیام بذارید و هر وقت بتونم
‫باهاتون تماس می‌گیرم

47:56.666 --> 47:59.377
‫دافی، کوئین رد لپ‌تاپ آنجل دول رو زده

47:59.460 --> 48:01.128
‫باید از شرش خلاص شی
‫و الان از اونجا بری بیرون

48:02.046 --> 48:04.299
‫- چیزی نیست؟
‫- هیچی

48:04.382 --> 48:06.801
‫هیچ اثری از تریسا نیست

48:07.802 --> 48:10.096
‫چقدر با موقعیتِ بعدی فاصله داریم؟

48:11.764 --> 48:13.516
‫لعنتی. آنتن ندارم

48:14.517 --> 48:15.852
‫به خاطر سقف فولادیه

48:30.158 --> 48:32.160
‫مک‌کیب تأکید کرد

48:32.243 --> 48:34.495
‫هرکی داخل بود که نباید باشه؟

48:35.496 --> 48:37.832
‫می‌کشیمش

48:40.443 --> 49:00.443
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
