WEBVTT

00:00.500 --> 00:05.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.048 --> 00:07.716
‫آنچه در «ریچر» گذشت...

00:07.717 --> 00:09.468
‫سرهنگ دوم فرانسیس ایگزیویر کوئین

00:09.492 --> 00:12.062
‫با فروش اسرار نظامی به کشورهای دشمن
‫پول اضافه در میاورد

00:12.086 --> 00:13.304
‫و حالا می‌خوای پیداش کنی

00:13.305 --> 00:15.515
‫- آره
‫- پس شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

00:15.516 --> 00:17.267
‫خبرچینم، تریسا دنیل

00:17.268 --> 00:20.603
‫فکر کنم حین تجسس در مورد بک گیر افتاده
‫و یه بلایی سرش اومده

00:20.604 --> 00:21.813
‫باید کوئین رو پیدا کنی

00:21.837 --> 00:24.107
‫وقتی این کارو می‌کنی،
‫می‌تونی کمکم کنی تریسا رو پیدا کنم.

00:24.131 --> 00:26.192
‫سوئیچ روی کامیونه
‫و یه جی‌پی‌اس توشه

00:26.193 --> 00:28.863
‫- شیش ساعت دیگه اونجا منتظرت هستن
‫- مشکلی نیست

00:31.741 --> 00:34.784
مثل یکشنبه‌های یوتا مگس پر نمی‌زنه.
موادی نیست.

00:34.785 --> 00:36.161
جسدی نیست که از شرش خلاص شن

00:36.162 --> 00:37.245
‫این یه تستِ وفاداریه

00:37.246 --> 00:39.539
‫رسوندن محموله ثابت می‌کنه قابل اعتمادم

00:39.540 --> 00:41.708
‫نیلی هستم

00:41.709 --> 00:43.501
‫می‌تونی سوابق چندتا اسم رو برام در بیاری؟

00:43.502 --> 00:45.045
‫پائول ون‌هوون...

00:46.547 --> 00:48.381
‫چپمن دوک

00:48.382 --> 00:51.009
‫- و آنجل دول
‫- تو کثیفی

00:51.010 --> 00:52.344
‫تو پلیسی

00:53.429 --> 00:55.346
‫معطلی واسه چیه؟

00:55.347 --> 00:57.057
‫آنجل زیاد زر می‌زنه

00:58.141 --> 01:05.141
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:06.133 --> 01:10.133
‫« ترجمه از سینـا صداقت »

01:16.702 --> 01:19.162
‫آنجل دول چیزی بهت نگفت؟

01:19.163 --> 01:21.289
‫چیزهای زیادی گفت

01:21.290 --> 01:24.083
‫یارو نمی‌دونه کِی خفه خون بگیره

01:24.084 --> 01:27.462
‫به چیزی اشاره نکرد که
‫ممکنه تازه فهمیده باشه؟

01:27.463 --> 01:29.548
‫یه چیز مهم؟

01:30.758 --> 01:33.177
‫نه. چرا؟

01:35.179 --> 01:38.473
‫بهم گفت یه خبرهایی داره...

01:38.474 --> 01:40.099
‫ولی بیشتر توضیح نداد

01:40.100 --> 01:44.354
‫مستقیم به بک زنگ زد تا بتونه
‫از دهن خودش بشنوه

01:44.355 --> 01:48.108
‫مرتیکه‌ی بی‌خایه همیشه سعی داره
با خودشیرینی ترفیع بگیره

02:20.891 --> 02:23.101
‫پیاده شو. شیفتت تمومه

02:23.102 --> 02:25.103
‫- تو چی؟
‫- من کار دارم

02:25.104 --> 02:27.106
‫حالا لطفاً گورت رو گُم کن

02:49.003 --> 02:50.336
‫با اون پوستت رو می‌کنی

02:50.337 --> 02:51.546
‫برو کنار

02:51.547 --> 02:53.923
‫راستی شوینده رو زیر میز نگه می‌داره

02:53.924 --> 02:56.302
‫کثیفی‌ها رو تمیز می‌کنه. بگیر

03:04.518 --> 03:06.519
‫پس‌مونده‌ای هست بخورم؟

03:06.520 --> 03:10.315
‫خورشت داره می‌جوشه،
‫قهوه هم روی اجاقه.

03:10.316 --> 03:12.400
‫بوی خوبی میده

03:12.401 --> 03:14.403
‫ممنونم

03:15.404 --> 03:16.780
‫خب...

03:17.823 --> 03:19.365
‫راستی کیه؟

03:19.366 --> 03:20.575
‫اون مکانیکه

03:20.576 --> 03:23.287
‫اصرار داره دست‌های روغنیش رو
‫توی سینک بشوره

03:24.788 --> 03:26.331
‫ماشین‌های بک خیلی نو هستن،

03:26.332 --> 03:29.918
‫و اون موتورهای چهارچرخ توی گاراژ
‫به نظر نمیاد زیاد استفاده بشن

03:29.919 --> 03:33.046
‫یه جورایی عجیبه که یه مکانیکِ تمام وقت
‫استخدام کرده

03:33.047 --> 03:36.341
‫من سؤال نمی‌پرسم، فقط...

03:36.342 --> 03:38.676
‫چطور میگن؟ عه...

03:38.677 --> 03:41.095
‫کفِ زمین رو می‌سابم

03:41.096 --> 03:43.389
‫عمارتِ بزرگیه،

03:43.390 --> 03:44.933
‫کلی زمین برای تمیز کردن داره

03:44.934 --> 03:46.643
‫فرانسوی بلدی؟

03:46.644 --> 03:49.520
‫مادرم اهل پاریس بود. تو چی؟

03:49.521 --> 03:52.900
‫اهلِ لو آور هستم.
‫به قشنگی پاریس نیست.

03:54.193 --> 03:55.902
‫خب، چی باعث شده به مِین بیای؟

03:55.903 --> 03:59.072
‫من کنارِ آب بزرگ شدم
‫و می‌خوام زیست شناسی دریایی بخونم

03:59.073 --> 04:01.491
‫تعدادی از بهترین دانشکده‌هاش
‫توی نیو انگلند هستن،

04:01.492 --> 04:04.410
‫پس اینجا برای تحصیل پس‌انداز می‌کنم

04:04.411 --> 04:07.455
‫- پول زیادی می‌خواد
‫- آقای بک پول خوبی میده

04:07.456 --> 04:08.957
‫تنها دلیل اینه که اینجام،

04:08.958 --> 04:12.794
‫تا دیر وقت بیدارم و جون می‌کنم
‫که یه جشن تولد بزرگ 50 سالگی

04:12.795 --> 04:15.214
‫برای مرد پولداری تدارک ببینم
‫که هیچوقت تشکر نمی‌کنه

04:17.758 --> 04:18.968
‫بیا بریم

04:20.970 --> 04:22.804
‫فکر می‌کردم شیفتم تموم شده

04:22.805 --> 04:24.514
‫بک سؤالاتی داره

04:24.515 --> 04:28.018
‫یه چیزی در مورد پیام صوتی آنجل دول
‫جور در نمیاد

04:30.980 --> 04:34.315
‫- پس از آنجل دول بپرسید
‫- اون جواب نمیده

04:34.316 --> 04:36.651
‫قبلاً بهت گفتم،
‫اون هیچی بهم نگفت.

04:36.652 --> 04:38.278
‫خودت به بک بگو

04:47.121 --> 04:48.871
‫چیه، مگه سرب تو کونت کردن؟

04:48.872 --> 04:50.416
‫تکون بخور دیگه

05:01.635 --> 05:04.888
‫آنجل دول یکم در مورد اون یارو که
‫سعی کرد ریچارد رو بدزده تحقیق کرد

05:05.931 --> 05:07.265
‫خیلی خب

05:07.266 --> 05:10.601
‫آمارِ پلاک وانتی رو که
‫اون عوضی می‌روند در آورد

05:10.602 --> 05:14.064
‫و از قرار معلوم مال گروهی بوده
‫که ما باهاشون کار کردیم

05:15.274 --> 05:17.400
‫مشتری‌های فرش؟

05:17.401 --> 05:19.360
‫نگران کسب و کار نباش

05:19.361 --> 05:22.363
‫نگران این باش که چرا آدم‌ربایی
‫که تو توصیف کردی

05:22.364 --> 05:25.033
‫با هیچکدوم از افرادی که از اون وانت
‫استفاده کردن مطابقت نداره

05:25.057 --> 05:26.242
‫نه حتی یکی

05:26.243 --> 05:28.286
‫یا وانت اونا دزدیده شده بود،

05:28.287 --> 05:30.371
‫یا تو یه شاهد غیر قابل اطمینانی

05:30.372 --> 05:33.499
‫تو خودت می‌دونی که من سال‌ها
‫مسئول یه واحد تحقیقات ویژه بودم

05:33.500 --> 05:35.710
‫مهارت‌های مشاهده‌ام بی‌نظیرن

05:35.711 --> 05:37.795
‫پس منظورت اینه که
‫ماشین دزدیده شده بود؟

05:37.796 --> 05:40.840
‫فکر نمی‌کنی این خیلی تصادفی باشه؟

05:40.841 --> 05:43.634
‫به احتمال زیاد این آدم‌هایی
‫که باهاشون کار کردی

05:43.635 --> 05:45.678
‫در تلاش برای رشد پرسنلشون رو بیشتر کردن

05:45.679 --> 05:47.180
‫توضیح میده چرا تصمیم گرفتن

05:47.181 --> 05:49.223
‫برای عرض اندام کردن
‫سعی کنن ریچارد رو بدزدن

05:49.224 --> 05:51.476
‫اونا می‌خواستن یه جور پیام بفرستن

05:51.477 --> 05:54.229
‫یه پیام مربوط به تجارت فرش

05:56.690 --> 05:59.025
‫مطمئنی مسلسل یوزی داشت؟

05:59.026 --> 06:00.610
‫نه یه مسلسل ام‌پی‌5کی؟

06:00.611 --> 06:03.404
‫دوباره میگم، من قبلاً نظامی بودم.
‫اسلحه‌ها رو خوب می‌شناسم.

06:03.405 --> 06:05.698
‫خیلی خب، پیام دریافت شد

06:05.699 --> 06:07.658
‫ولی اونا قطعاً جواب دادن رو سخت می‌کنن

06:07.659 --> 06:09.035
‫نمی‌تونم باهاشون تماس بگیرم

06:09.036 --> 06:11.162
‫انگار از روی زمین محو شدن

06:11.163 --> 06:14.248
‫- اصلاً منطقی نیست
‫- کاملاً منطقیه

06:14.249 --> 06:18.044
‫اونا سعی کردن پسرت رو بدزدن،
‫حالا مخفی شدن.

06:18.045 --> 06:20.546
‫ولی تا ابد این کارو نمی‌کنن.
‫دوباره حمله می‌کنن.

06:20.547 --> 06:24.133
‫پس باید اونا رو پیدا کنیم و بکشیم
‫قبل از این که حرکتِ بعدی‌شون رو انجام بدن

06:24.134 --> 06:26.010
‫من می‌تونم این کارو بکنم،

06:26.011 --> 06:28.805
‫ولی نه تا وقتی که هرچی می‌تونی
‫در موردشون بهم بگی

06:28.806 --> 06:30.807
‫تو باید ساکت بمونی
‫و به کارت ادامه بدی

06:30.808 --> 06:33.059
‫کارم محافظت از شما و پسرتونه

06:33.060 --> 06:35.645
‫اگه همه چی رو ازم پنهان کنید
‫چطور می‌تونم این کارو بکنم؟

06:35.646 --> 06:37.438
‫یا بهم اعتماد کنید یا اخراجم کنید

06:37.439 --> 06:40.442
‫من هر وقت که بخوام
‫هر غلطی دلم بخواد می‌کنم

06:41.652 --> 06:43.153
‫ختم کلام!

06:51.912 --> 06:53.621
‫چیزی پیدا کردی؟

06:53.622 --> 06:55.039
‫چه جورم

06:55.040 --> 06:57.500
‫تو با یه مشت آدمِ مریض درگیر شدی

06:57.501 --> 06:58.751
‫برام توضیح بده

06:58.752 --> 07:01.212
‫پائول ون‌هوون

07:01.213 --> 07:04.757
‫به خاطر این که با مُشت چشمِ فرمانده‌اش رو
‫از حدقه در آورده از ارتش اخراج شده

07:04.758 --> 07:06.259
‫هجده ماه توی زندان لون‌ورث بوده

07:06.260 --> 07:08.136
‫هجده ماه دیگه هم
‫به حبسش اضافه شده

07:08.160 --> 07:11.430
‫وقتی با دستِ خالی انگشت یه نگهبان رو کَنده

07:11.431 --> 07:13.266
‫با این یارو درگیر شدی، رئیس؟

07:13.267 --> 07:16.519
‫امیدوارم مجبور نشم.
‫هیکلِ یارو دو برابر منه.

07:16.520 --> 07:19.397
‫آخرین بار که یکی با دو برابر هیکلت دیدم
‫روی کوه راشمور بود

07:19.398 --> 07:22.317
‫- دوتای دیگه چی؟
‫- آنجل دوله

07:22.341 --> 07:24.110
‫توی زندان رفیق پائولی بوده

07:24.111 --> 07:27.697
‫اون هشت سال به جرم تجاوز جنسی
‫به یه ستوان خانم حبس کشیده

07:27.698 --> 07:29.157
‫آدمِ خیلی خوبیه

07:29.158 --> 07:31.993
‫- الان دیگه مُرده
‫- احسنت

07:31.994 --> 07:35.288
‫آخرین و مهم‌ترین، چپمن دوک

07:35.289 --> 07:38.833
‫پلیس سابقی که تبدیل به نوکرِ تبهکار شده
‫که سابقه‌اش از پای منم درازتره

07:38.834 --> 07:41.210
‫- می‌خوای جزئیاتش رو بشنوی؟
‫- نه

07:41.211 --> 07:43.754
‫چیزی رو که نیاز دارم فهمیدم. مرسی

07:43.755 --> 07:47.301
‫با تمام این اراذل و اوباش؟
‫توی این کار کمک لازمت میشه.

07:48.635 --> 07:50.553
‫همه چی تحت کنترله

07:50.554 --> 07:53.890
‫نمی‌دونم هدفم چه نقشی
‫توی این قضایا داره، اما...

07:53.891 --> 07:56.684
‫همین که نقش داره
‫یعنی نمی‌خوام تو درگیر قضیه شی

07:56.685 --> 07:58.686
‫ریچر، این یارو کیه؟

08:02.107 --> 08:04.568
‫کسی که فکر می‌کردم
‫سال‌ها قبل از شرش خلاص شدم

08:07.029 --> 08:08.739
‫کوئین؟

08:10.032 --> 08:11.365
‫همین الان بهم بگو کجایی

08:11.366 --> 08:12.783
‫شماره‌ام رو برات فرستادم

08:12.784 --> 08:15.036
‫سعی نکن رد این گوشی رو بزنی.
‫موفق نمیشی.

08:15.037 --> 08:16.787
‫- این یه خط فدرال امنه
‫- ریچر، صبر کن...

08:16.788 --> 08:18.832
‫خدافظ، نیلی

08:24.755 --> 08:26.573
‫- چی شده؟
‫- می‌خوام نصف شب

08:26.597 --> 08:28.341
‫یه ماشین بذاری یک و نیم کیلومتری جنوب خونه

08:28.342 --> 08:31.010
درش رو باز بذار و ‫یه حوله
و یه دست لباس بذار توش

08:31.034 --> 08:31.928
‫چرا؟

08:31.929 --> 08:34.430
‫باید برگردم بیزار بازار

08:34.431 --> 08:36.307
‫یه گندی رو که زدم تمیز کنم

08:36.308 --> 08:38.142
‫اطراف ملک حصارکشی شده

08:38.143 --> 08:40.478
‫باید یه راهی برای خروج از اینجا پیدا کنم

08:40.479 --> 08:42.647
‫ماشین رو قبل از طلوع آفتاب
‫برمی‌گردونم جایی که گذاشتیش

08:42.671 --> 08:45.191
‫خیلی خب. توی این مدت چیکار می‌کنی؟

08:45.192 --> 08:47.193
‫تا وقتی که می‌تونم می‌خوابم

10:41.708 --> 10:45.153
‫- [خبری نشد؟]
‫- [هنوز خبری ازش نیست]

11:00.619 --> 11:01.869
‫دهنت سرویس!

11:01.993 --> 11:06.933
‫[ریچر]

11:16.009 --> 11:17.802
‫گفتم یه ماشین برام بذار

11:17.803 --> 11:19.721
‫لازم نیست خودت اینجا باشی

11:20.972 --> 11:23.015
‫اگه داری میری بیزار بازار،

11:23.016 --> 11:25.018
‫منم میام دنبال تریسا بگردم

11:27.187 --> 11:28.771
‫هر طور راحتی

11:43.161 --> 11:44.871
‫یه توضیح مختصر از بک بهم بده

11:46.164 --> 11:47.456
‫آدمِ پست فطرتیه

11:47.457 --> 11:49.500
‫ولی ظاهراً پسرش براش مهمه

11:49.501 --> 11:52.253
‫مصممه بفهمه کی رفته سراغش

11:52.254 --> 11:53.796
‫واکنشش منطقیه

11:53.797 --> 11:54.880
‫آره

11:54.881 --> 11:57.091
‫هر چقدر بیشتر در موردش تحقیق کنه
‫احتمالش بیشتره

11:57.092 --> 11:58.927
‫که بفهمه کل قضیه صحنه‌سازی بوده

11:59.928 --> 12:02.680
‫باید کاری کنیم فکر کنه
‫آدم‌رباها دیگه تهدیدی نیستن

12:02.681 --> 12:05.766
‫پس باید بک رو قانع کنیم
‫کسی که از اول اصلاً نرفته سراغش

12:05.767 --> 12:07.560
‫دوباره نمیاد سراغش؟

12:07.561 --> 12:09.186
‫چطوری؟

12:09.187 --> 12:10.729
‫هنوز ایده‌ای ندارم

12:10.730 --> 12:14.358
‫و این یارو که دنبالشی، کوئین،

12:14.359 --> 12:16.528
‫سرنخی از نقشش توی این قضایا داری؟

12:20.282 --> 12:21.741
‫دارم روش کار می‌کنم

12:22.826 --> 12:25.119
‫ببین، من نگرانِ تریسا هستم، باشه؟

12:25.120 --> 12:26.621
‫خب، اون باهات چیکار کرده؟

12:28.248 --> 12:29.541
‫اون با خودم هیچ کاری نکرد

12:37.924 --> 12:39.759
‫یکی از دوست‌هام بود

12:40.844 --> 12:42.888
‫گروهبان دوم دومنیک کول

12:46.892 --> 12:48.559
‫جلومونه

12:48.560 --> 12:51.146
‫پشتِ محوطه پارک کن

13:56.044 --> 13:57.378
‫چیکار می‌کنی؟

13:57.379 --> 13:58.463
‫قفل رو باز می‌کنم

14:00.340 --> 14:02.092
‫آنجل دول هیچوقت درو قفل نمی‌کرد

14:02.116 --> 14:03.110
‫[ورودی شرقی انبار ب]

14:03.134 --> 14:05.387
‫آنجل دول دیگه کدوم خریه؟

14:07.305 --> 14:10.392
‫سوزان دافی، با آنجل دول آشنا شو

14:13.728 --> 14:15.896
‫اون قرار بود پوششم رو لو بده

14:15.897 --> 14:17.982
‫من رو به کشتن می‌داد

14:17.983 --> 14:19.859
‫شاید تریسا رو هم به کشتن می‌داد

14:20.902 --> 14:22.403
‫مبادله‌ی منصفانه‌ای به نظر میاد

14:22.404 --> 14:25.115
‫شاید بهتر باشه بیشترین استفاده رو ازش ببریم

14:30.996 --> 14:32.914
‫ممنون بابتِ دستی که رسوندی، آنجل دول

14:34.249 --> 14:36.083
‫خیلی خب

14:36.084 --> 14:38.335
‫بازنشانی پسورد

14:38.336 --> 14:40.714
‫غیر فعال سازی ورود با اثر انگشت

14:42.007 --> 14:43.257
‫پسورد جدید

14:43.258 --> 14:46.468
‫«نومار 4 اِوا»

14:46.469 --> 14:48.221
‫تایپ مجدد پسورد

14:49.472 --> 14:50.473
‫بفرما

14:51.850 --> 14:53.601
‫خیلی خب

14:53.602 --> 14:55.311
‫باید محوطه‌ی زیادی رو پوشش بدیم

14:55.312 --> 14:57.314
‫اون چی؟

14:58.481 --> 15:01.025
‫وقتی برگردیم قراره اینجا باشه

15:01.026 --> 15:03.611
‫تمام صندوق‌ها، جعبه‌ها و قوطی‌ها رو بگرد.
‫دنبال کف‌پوش‌های شُل و

15:03.612 --> 15:05.446
‫درزهای ناموازی توی دیوار بگرد

15:05.447 --> 15:07.239
‫ممکنه هرجایی مخفیش کرده باشن

15:07.240 --> 15:10.159
‫ولی همه چی رو دقیقاً همونجایی
‫که پیداشون کردیم میذاریم

15:10.160 --> 15:11.410
‫حله

16:17.936 --> 16:21.230
‫تمام شبِ لعنتی رو گشتیم
‫و هیچی پیدا نکردیم

16:21.231 --> 16:22.606
‫اون مثل همیشه گُم شده

16:22.607 --> 16:24.733
‫می‌دونیم اون اینجا نیست،

16:24.734 --> 16:27.070
‫و این پیشرفته

16:31.783 --> 16:33.243
‫دافی...

16:34.244 --> 16:35.577
‫چیه؟

16:35.578 --> 16:38.331
‫باید درِ کانتینر 13 رو باز کنیم

16:53.888 --> 16:55.014
‫اون ازش استفاده نمی‌کنه

17:02.272 --> 17:04.231
‫تریسا ممکنه توی یکی از اینا باشه

17:04.232 --> 17:05.399
‫نیست

17:05.400 --> 17:08.026
‫به هیچکدومشون برای تهویه برق وصل نیست

17:08.027 --> 17:09.319
‫اونا نمی‌خوان خفه شه

17:09.320 --> 17:11.697
‫و فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه
‫تا یه نفر اون رو پیدا کنه؟

17:11.698 --> 17:14.324
‫این کانتینرها از رده خارج شدن

17:14.325 --> 17:15.952
‫قرار نیست کسی به این زودی‌ها بازشون کنه

17:24.878 --> 17:26.336
‫تمیز کردن خون همیشه آزاردهنده‌ست

17:26.337 --> 17:28.756
‫چند وقت یه بار این کارو می‌کنی؟

17:41.352 --> 17:42.728
‫دو نفر که برای بک کامیون می‌رونن،

17:42.752 --> 17:44.188
‫اونی رو که دیروز بردن برگردوندن

17:44.189 --> 17:46.315
‫اگه ما رو ببینن، می‌کشنمون

17:46.316 --> 17:47.983
‫پس ما اول بهشون شلیک می‌کنیم

17:47.984 --> 17:50.152
‫نمی‌تونیم. کارگرها چند ساعت دیگه می‌رسن

17:50.153 --> 17:52.613
‫کافیه یه جا با گلوله سوراخ شه
‫یا یه پوکه روی زمین بیفته،

17:52.637 --> 17:54.615
‫بک می‌فهمه یکی زیر نظرش داره

17:54.616 --> 17:56.201
‫اول از همه به تازه وارد شک می‌کنه

17:58.703 --> 17:59.912
‫چه خبره؟

17:59.913 --> 18:01.330
‫آنجل گفت ما رو اینجا می‌بینه

18:01.331 --> 18:04.208
‫ماشین نیست. احتمالاً از منتظر موندن
‫واسه تو که یواش میای خسته شده

18:04.209 --> 18:06.627
‫نمی‌تونم ترافیک رو کنترل کنم، بلینجر

18:06.628 --> 18:08.630
‫نگاه کن، اون اینجاست

18:09.631 --> 18:12.132
‫ای.دی! ماشینت کدوم گوریه؟

18:12.133 --> 18:15.136
‫قرار بود ما رو برگردونی...

18:16.971 --> 18:18.765
‫اون کدوم گوریه؟

18:20.809 --> 18:22.101
‫ای.دی؟

18:26.189 --> 18:28.023
‫اون خونه؟

18:56.261 --> 18:57.594
‫دست‌هات رو از دوستم بکش،

18:57.595 --> 18:59.931
‫و من دِیلم رو از بدنت در میارم

19:09.357 --> 19:12.526
‫باید در کانتینرِ 14 رو باز کنیم

19:21.578 --> 19:24.079
‫مرسی که کمکم کردی دنبال تریسا بگردم

19:24.080 --> 19:26.331
‫مرسی که کمکم کردی
‫از شر آشغال‌ها خلاص شم

19:26.332 --> 19:27.959
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

19:29.544 --> 19:32.379
‫اگه تفنگِ آنجل دول رو دستت ببینن،
‫مثل خودش می‌کشنت.

19:32.380 --> 19:33.673
‫قایمش می‌کنم

19:39.721 --> 19:41.305
‫من و تیم

19:41.306 --> 19:42.973
‫صبح لپ‌تاپ رو بررسی می‌کنیم

19:42.974 --> 19:45.267
‫هرچی پیدا کنیم در جریان قرارت میدم

19:45.268 --> 19:46.936
‫خوبه

19:53.943 --> 19:55.986
‫- دافی؟
‫- بله

19:55.987 --> 19:57.529
‫لباس‌ها

19:58.615 --> 19:59.948
‫درسته

19:59.949 --> 20:01.159
‫مرسی

20:02.243 --> 20:05.413
‫- خیلی خب
‫- خیلی خب

20:07.457 --> 20:09.041
‫شب بخیر، دافی

20:09.042 --> 20:10.710
‫شب بخیر

21:16.484 --> 21:20.070
‫خب، کامیون‌ها حاضرن، علامت گذاری شدن
‫و چند دقیقه دیگه آماده‌ی حرکت میشن

21:20.071 --> 21:22.489
‫آره، به چه دردی می‌خوره
‫اگه افراد کافی برای جابجا کردنش نباشن؟

21:22.490 --> 21:25.575
‫یعنی، فقط من می‌دونم این معامله‌ی کوفتی
‫چقدر برامون مهمه؟

21:25.576 --> 21:27.119
‫سلام، ببین کی اینجاست

21:27.120 --> 21:28.495
‫حداقل سرِ کار میای

21:28.496 --> 21:29.955
‫چه خبر؟

21:29.956 --> 21:32.041
‫یه محموله‌ی بزرگ داره میاد.
‫همه باهم کار می‌کنن.

21:32.065 --> 21:34.167
‫به جز دو راننده‌ای که قرار بود
‫برن تحویلش بگیرن

21:34.168 --> 21:36.004
‫کدوم دو راننده؟

21:37.046 --> 21:38.296
‫بلینجر و اسکلار

21:38.297 --> 21:41.466
‫شب کریسمسه و پری‌های لعنتی
‫سرِ کارشون نیستن

21:41.467 --> 21:43.093
‫اگه این معامله خراب شه،
‫خون به پا میشه، دوک.

21:43.094 --> 21:45.137
‫به برادرهای نیکولز از پورتسموث زنگ می‌زنم

21:45.138 --> 21:47.305
‫می‌تونم راضی‌شون کنم با پنج هزار دلار
‫شیفت رو پر کنن

21:47.306 --> 21:49.558
‫خب بذار من انجامش بدم

21:49.559 --> 21:52.144
‫می‌تونم کارِ دوتا از آدم‌هات رو بکنم
‫و الان هم استخدامت هستم

21:52.145 --> 21:54.104
‫نه، تو استخدامی که کاری رو
‫که بهت میگم انجام بدی

21:54.105 --> 21:55.897
‫و امروز ریچی رو می‌بری شهر

21:55.898 --> 21:57.607
‫می‌خواد بره خرید یا همچین غلطی بکنه

21:57.608 --> 22:00.069
‫فقط حواست بهش باشه
‫و مطمئن شو بیشتر روز اونجا بمونه

22:01.112 --> 22:02.363
‫فهمیدی؟

22:03.364 --> 22:04.614
‫فهمیدم

22:18.254 --> 22:21.256
‫نباید سر به سر پائولی بذاری

22:21.257 --> 22:22.674
‫شنیدم تو باشگاه باهاش چیکار کردی

22:22.675 --> 22:24.886
‫حرکتِ بدیه. یارو روانیه

22:27.096 --> 22:29.724
‫اگه اون انقدر روانیه، چرا بابات
‫اجازه میده توی خونه‌اش زندگی کنه؟

22:31.392 --> 22:33.268
‫اون اجازه نمیده

22:33.269 --> 22:35.520
‫جولیوس مک‌کیب اجازه میده

22:35.521 --> 22:37.147
‫جولیوس مک‌کیب دیگه کیه؟

22:37.148 --> 22:38.274
‫رئیسِ بابام

22:40.359 --> 22:44.196
‫باعث میشه پائولی آدمِ آرومی به نظر بیاد،
‫پس دعا کن هیچوقت یارو رو نبینی.

22:44.197 --> 22:46.657
‫پس امروز همین بابات رو
‫انقدر عصبی کرده بود؟

22:48.159 --> 22:51.203
‫وقت گفت خون به پا میشه،
‫منظورش خونِ خودش بود.

22:51.204 --> 22:53.205
‫اون و این یارو مک‌کیب
‫چجور تجارتی باهم دارن

22:53.206 --> 22:54.874
‫که انقدر نگرانش کرده؟

22:56.042 --> 22:58.211
‫قبلاً بهت گفتم... تجارتِ فرش

22:59.253 --> 23:03.173
‫ریچارد، من یه پلیس رو کشتم
‫و زندگی‌ام رو داغون کردم تا جونت رو نجات بدم

23:03.197 --> 23:05.676
‫کمترین کاری که می‌تونی بکنی
‫اینه که بهم بگی قاتی چه کاری شدم

23:08.137 --> 23:11.515
‫ببین، من مجبور بودم
‫هر طور که می‌تونم پول در بیارم،

23:11.516 --> 23:13.683
‫ولی به این معنا نیست که
‫حاضرم به خاطرش بمیرم

23:13.684 --> 23:17.938
‫پس فقط... کمکم کن

23:17.939 --> 23:20.942
‫این کار من رو دقیقاً
‫چقدر تو خطر میندازه؟

23:22.443 --> 23:23.861
‫اونا...

23:26.948 --> 23:28.366
‫اونا فقط فرش می‌فروشن

23:38.390 --> 23:45.390
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:03.776 --> 24:06.278
‫شنیدم نسل تو قبول نمی‌کنه بزرگ شه

24:06.279 --> 24:08.572
‫برای خودم نیست

24:08.573 --> 24:10.073
‫واسه بابام کادوی تولد می‌خرم

24:10.074 --> 24:11.741
‫تولد پنجاه سالگیشه

24:11.742 --> 24:13.910
‫شنیدم

24:13.911 --> 24:16.329
‫جشن بزرگ و این حرف‌ها

24:16.330 --> 24:18.924
‫فکر می‌کردم بابات تا الان دیگه
‫کارش از اسباب بازی گذشته باشه

24:21.419 --> 24:23.253
‫یه لحظه

24:23.254 --> 24:26.923
‫آره، اون همیشه در مورد یه تفنگ ترقه‌ای
روی راجرز حرف می‌زد

24:26.924 --> 24:28.175
‫که توی بچگی داشت

24:28.176 --> 24:30.261
‫بابابزرگم اون رو بهش داده بود

24:31.262 --> 24:33.430
‫آره، بابا گفت اون رو همه جا با خودش می‌برد

24:33.431 --> 24:36.099
‫کل مردم شهر رو ذلّه کرده بود
‫و همه جا باهاش ترقه می‌ترکوند

24:37.351 --> 24:40.061
‫و بعدش یه روز معلمِ مدرسه‌ی یکشنبه‌اش
‫توقیفش کرد،

24:40.062 --> 24:42.815
‫و قرار بود پسش بده،
‫ولی گُمش کرد.

24:44.525 --> 24:48.570
‫اون همیشه در مورد اون تفنگ
‫مثل یه سگِ گُمشده حرف می‌زد

24:48.571 --> 24:52.324
‫فکر کنم این علاقه‌اش به اسلحه
‫از اونجا شروع شده

24:52.325 --> 24:55.745
‫صاحب مغازه هفته‌ی پیش بهم زنگ زد
‫و گفت یکی پیدا کرده که نسبتاً تر و تمیزه

24:57.788 --> 24:59.998
‫ایول، اوناهاش

25:05.379 --> 25:08.925
‫پیدا کردن یه کادو برای میلیونری که
‫همه چی داره باید سخت باشه

25:11.385 --> 25:14.388
‫تنها چیزی که نداره وقته

25:16.807 --> 25:19.309
‫نه برای خودش، نه برای من،

25:19.310 --> 25:22.103
‫قطعاً نه برای پیدا کردن
‫یه تفنگِ ترقه‌ای قدیمی

25:23.731 --> 25:25.482
‫فقط امیدوارم ازش خوشش بیاد

25:25.483 --> 25:27.901
‫مطمئنم ازش خوشش میاد

25:27.902 --> 25:29.527
‫پیداش کردی

25:29.528 --> 25:32.281
‫خوشگل نیست؟

25:33.658 --> 25:35.784
‫خب، تا شما دوتا صحبت می‌کنید
‫من میرم دستشویی

25:35.785 --> 25:37.327
‫آره، حتماً. دمِ در می‌بینمت

25:37.328 --> 25:39.246
‫پایین یه زدگی داره،

25:39.247 --> 25:40.789
‫ولی می‌تونم درستش کنم

25:48.714 --> 25:50.298
‫سلام. چی پیدا کردی؟

25:50.299 --> 25:51.716
‫امروز یه محموله‌ی بزرگ براشون میاد

25:51.717 --> 25:53.635
‫بک خیلی نگرانشه

25:53.636 --> 25:55.428
‫سعی کردم برم انبار،
‫ولی با بچه گیرم انداختن،

25:55.429 --> 25:56.930
‫و اونم هیچ اطلاعاتی نمیده

25:56.931 --> 25:58.974
‫توی لپ‌تاپ چیزی
‫در موردش پیدا کردی؟

25:58.975 --> 26:00.517
‫فقط چیزی که الان بهم گفتی

26:00.518 --> 26:02.560
‫محموله قراره امروز بعد از ظهر برسه،

26:02.561 --> 26:04.020
‫ولی این اطلاعات خیلی مبهم هستن

26:04.021 --> 26:06.022
‫نه فاکتوری هست نه بارنامه‌ای

26:06.023 --> 26:07.941
‫آقای دول کارش افتضاح بوده

26:07.942 --> 26:10.110
‫یا شاید اصلاً در جریان قرار نمی‌گرفته

26:10.111 --> 26:12.862
‫من داخلم و تو هم به اندازه‌ی من می‌دونی

26:12.863 --> 26:14.364
‫هیچکس هیچی بهم نمیگه

26:14.365 --> 26:15.699
‫خیلی خب، فعلاً،

26:15.700 --> 26:18.159
‫من و ویلی اسکله رو
‫برای اون محموله زیر نظر می‌گیریم

26:18.160 --> 26:19.619
ببینیم چی می‌تونیم ببینیم

26:19.620 --> 26:22.080
‫ولی اون موقع دوباره مثل دیشب
‫کورکورانه می‌گردیم

26:22.081 --> 26:23.748
‫هر بار که می‌ریم دنبال چیزی بگردیم...

26:23.749 --> 26:28.086
‫کوئین، تریسا، هر جور مدرکی،
‫دست خالی برمی‌گردیم. چرا؟

26:28.087 --> 26:31.631
‫چون تمام اطلاعاتِ مهم
‫بین مقامات رده بالا نگهداری میشن

26:31.632 --> 26:35.844
‫بک، دوک و یه یارویی به اسم جولیوس مک‌کیب

26:35.845 --> 26:37.470
‫اون دیگه کیه؟

26:37.471 --> 26:39.055
‫ظاهراً رئیسِ بکه

26:39.056 --> 26:41.016
‫تنها اطلاعات جدیدی که به دست آوردم
‫و اینم بچه‌اش بهم گفت

26:41.017 --> 26:43.643
‫خیلی خب. آمارش رو در میارم

26:43.644 --> 26:45.687
‫هی، چیزی غیر از یه اسم گیر آوردی؟

26:45.688 --> 26:48.356
‫شانس آوردم همین گیرم اومد

26:48.357 --> 26:51.026
‫اگه از همه چی بی‌خبر باشم،
‫خبرچین بودن فایده‌ای نداره

26:51.027 --> 26:53.611
‫خب، تو بچه‌ی بک رو نجات دادی،
‫ولی هنوزم تازه واردی.

26:53.612 --> 26:55.697
‫هنوز توی حلقه‌ی داخلی راهت نمیده

26:55.698 --> 26:57.324
‫پس باید خودم رو وارد کنم

26:57.325 --> 26:58.992
‫چطور این کارو می‌کنی؟

26:58.993 --> 27:01.411
‫ترفیع می‌گیرم و دستِ راست بک میشم

27:01.412 --> 27:04.289
‫ولی نمی‌تونم این کارو بکنم
‫مگر این که فرصتِ شغلی خالی شه

27:04.290 --> 27:06.124
‫باید یه راهی برای خلاص شدن
‫از شرِ دوک پیدا کنم

27:06.125 --> 27:08.376
‫خب، در حالت عادی اعتراض می‌کردم،
‫ولی با این عوضی‌ها،

27:08.377 --> 27:09.837
‫در حق دنیا لطف می‌کنی

27:12.214 --> 27:13.590
‫لپ‌تاپ آنجل دول

27:13.591 --> 27:15.717
‫می‌تونی وارد ایمیلش شی؟

27:15.718 --> 27:17.677
‫آره، بازش گذاشته

27:17.678 --> 27:20.263
‫خوبه. یه خونه خالی لازم داریم

27:20.264 --> 27:22.640
‫یه جای خالی و دور افتاده

27:22.641 --> 27:25.977
‫خب، اداره مبارزه با مواد مخدر یه خونه‌ی امن
‫توی جنگل‌های بیرون هارتفورد داره

27:25.978 --> 27:27.437
‫عالیه

27:27.438 --> 27:30.398
‫آدرس رو از حساب آنجل دول
‫برای بک ایمیل کن

27:30.399 --> 27:33.569
‫بهش بگو آخرین مکانِ معلوم گروهیه
‫که صاحب وانته هستن

27:39.241 --> 27:41.642
‫خدای من، می‌تونی این فیلم
‫عهد بوق رو خاموش کنی؟

27:41.666 --> 27:43.661
‫داره سرم رو درد میاره

27:43.662 --> 27:44.954
‫آسپرین سمتِ چپته

27:48.376 --> 27:50.259
‫بیخیال بچه جون،
‫امکان نداره از این چرت خوشت بیاد

27:50.283 --> 27:51.920
‫یعنی، نه زیاد. نه

27:53.547 --> 27:55.673
‫- باید بریم
‫- کجا؟

27:55.674 --> 27:57.759
‫تو نه، نیمکت‌گرم‌کن.
‫ویلی، بیا بریم.

27:57.760 --> 28:00.011
‫- جدی؟
‫- هی، هی، هی خانم

28:00.012 --> 28:02.639
‫هی، کاری که با من می‌کنید
‫برخلاف حقوقم طبق قانون اساسیه

28:02.640 --> 28:05.725
‫وقتی از اینجا برم بیرون،
‫به نماینده‌ی کنگره‌ام زنگ می‌زنم.

28:07.853 --> 28:09.354
‫اگه دوباره دهنت رو باز کنی،

28:09.355 --> 28:12.649
‫تنها نماینده‌ی کنگره‌ای که می‌تونی
‫باهاش حرف بزنی تدی کندیِ لاشیه

28:12.650 --> 28:17.154
‫چون زیر زمین یخ‌زده دفنت می‌کنم
‫و اونجا ولت می‌کنم

28:24.078 --> 28:25.328
‫اون شوخی نمی‌کنه

28:25.329 --> 28:27.456
‫خفه شو

28:38.592 --> 28:40.803
‫پشمام. ریچی خرپول

28:42.430 --> 28:44.598
‫چه عجب از خونه بیرون اومدی، ون گوگ

28:46.809 --> 28:47.892
‫واقعاً، بچه‌ها؟ بیخیال

28:47.893 --> 28:49.478
‫ما دیگه توی دبیرستان نیستیم

28:49.502 --> 28:51.146
‫نه بابا!

28:51.147 --> 28:53.148
‫چون اگه هنوز توی دبیرستان بودیم،

28:53.149 --> 28:55.984
‫بابام هنوز کار داشت
‫و ما هنوز خونه داشتیم

28:55.985 --> 28:58.945
‫ولی بابای پولدارت معدن سنگ
‫توی پاندیس رو خرید

28:58.946 --> 29:02.241
‫و تعطیلش کرد تا بتونه انبارهای بیشتری
‫برای فرش‌های گرون‌قیمت خارجیش بسازه

29:04.660 --> 29:08.706
‫نشنیدی بهت چی گفتم،
‫یا گوشِ چلوسیده‌ات کار نمی‌کنه؟

29:24.054 --> 29:26.448
‫من میگم کِی می‌تونی توی عمارتتون
‫با اسباب‌بازی‌هات بازی کنی،

29:26.472 --> 29:28.892
‫خانواده‌ی من مجبورن توی کانکس
‫کنار کارسون کریک زندگی کنن

29:28.893 --> 29:30.226
‫حالا این کجاش منصفانه‌ست؟

29:30.227 --> 29:31.979
‫منصفانه نیست

29:32.980 --> 29:35.273
همونطور که زشت بودنت منصفانه نیست

29:35.274 --> 29:37.650
‫گاهی باید با دستی که
‫بهمون داده شده بازی کنیم

29:37.651 --> 29:39.527
‫و تو دیگه کدوم خری هستی؟

29:39.528 --> 29:41.779
‫من دوستِ ریچاردم

29:41.780 --> 29:44.240
‫پس اگه باهوش باشی،
‫قبل از این که بهت صدمه بزنم از اینجا میری.

29:45.701 --> 29:48.453
‫واسه خودت پرستار بچه گرفتی؟

29:54.168 --> 29:55.877
‫پس احمق و زشتی

29:57.463 --> 29:59.005
‫هی

30:14.688 --> 30:17.858
‫دفعه‌ی بعد که ریچارد رو دیدی،
‫راهت رو کج کن.

30:42.091 --> 30:43.341
‫آخرین کامیون الان راه افتاد،

30:43.342 --> 30:44.801
‫هردو از بارانداز 7 راهی شدن

30:44.802 --> 30:46.928
‫همونیه که توی پرونده‌ها اسمش اومده

30:46.929 --> 30:48.179
‫باید جنس‌های بک باشه

30:48.180 --> 30:50.473
‫اطلاعات دیگه‌ای از این محموله نیست؟

30:50.474 --> 30:52.392
‫مبداء و وزنِ بار؟

30:52.393 --> 30:53.893
‫چیزی که بتونیم باهاش کار کنیم؟

30:53.894 --> 30:55.603
‫فقط تعداد جعبه‌هاست

30:55.604 --> 30:58.690
‫دو برابر سفارش‌های قبلیه،
‫ولی فقط همین رو پیدا می‌کنم.

30:58.691 --> 31:01.526
‫اطلاعات این پرونده
‫از قبلی‌ها هم ناقص‌تره

31:01.527 --> 31:03.570
‫بک جزئیات رو مخفی نگه می‌داره

31:03.571 --> 31:05.488
‫خب، شاید

31:05.489 --> 31:08.284
‫یا شاید دول قبل از این که ریچر بکشتش
‫پر کردنش رو تموم نکرده

31:09.326 --> 31:10.578
‫چی؟

31:11.620 --> 31:13.371
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشت

31:13.372 --> 31:16.165
‫الان فاصله‌ی کافی داریم. بیا بریم

31:16.166 --> 31:18.251
‫قرار بود بازنشسته شم، می‌دونی

31:30.973 --> 31:32.891
‫وسطش یه ترک برداشته

31:32.915 --> 31:34.869
‫چیزی نیست که یکم اپوکسی نتونه درستش کنه

31:34.893 --> 31:36.687
‫خیلی خب. خوبه

31:41.191 --> 31:42.442
‫این چه طعمیه؟

31:42.443 --> 31:44.862
‫طعم ویژه‌ی امروز، اسانس اسطوخودوس

31:47.031 --> 31:49.491
‫برای همین جماعت توی پیاده‌رو کتکت می‌زنن

31:50.701 --> 31:51.743
‫خیلی خب،

31:51.767 --> 31:54.079
‫اون یاروها از زمان دبستان
‫سر به سرم میذاشتن

31:54.371 --> 31:59.584
‫مسخره‌ام می‌کردن چون دوستی نداشتم،
‫مامان نداشتم،

31:59.585 --> 32:01.586
‫هیچکس جز یه بابای پولدار آشغال نداشتم

32:01.587 --> 32:03.713
‫مگه مهمه یه مشت عوضی چه فکری می‌کنن؟

32:03.714 --> 32:06.258
‫آره، ولی اشتباه نمی‌کنن.
‫بابام واقعاً آشغاله.

32:08.218 --> 32:11.262
‫ولی به یه دلیلی، هنوزم...

32:11.263 --> 32:13.181
‫دوستش... نمی‌دونم...

32:13.182 --> 32:15.017
‫گیج‌کننده‌ست

32:16.185 --> 32:17.268
‫می‌دونی چجوریه؟

32:17.269 --> 32:20.814
‫نه. بابام آدمِ خیلی خوبی بود

32:23.692 --> 32:25.777
‫احمقانه‌ست، من...

32:25.778 --> 32:28.905
‫من یه فانتزی دارم که یه روزی
‫یه دسته کلید بردارم،

32:28.906 --> 32:31.658
‫یکی از ماشین‌های بابام رو از گاراژش بدزدم،

32:31.659 --> 32:34.410
‫و دروازه رو بشکنم و غیبم بزنه

32:34.411 --> 32:37.163
‫به همون خوبیه که میگن

32:37.164 --> 32:39.457
‫من هر جا می‌خوام میرم،
‫هر کاری می‌خوام می‌کنم،

32:39.481 --> 32:40.685
‫به هیچکس جواب پس نمیدم

32:40.709 --> 32:42.960
‫وقتی گرد و خاک می‌خوابه،
‫چند دلار میذارم توی جیبم،

32:42.961 --> 32:44.337
‫برمی‌گردم توی جاده

32:44.338 --> 32:46.840
‫اگه زندگی‌ای که می‌خوای اینه،
‫می‌تونم کمکت کنم بهش برسی.

32:48.384 --> 32:50.010
‫ولی نمی‌تونم این کارو بکنم
‫مگر این که بهم بگی

32:50.034 --> 32:52.179
‫توی کسب و کار بابات واقعاً چه خبره

32:56.183 --> 32:58.351
‫من تا الان دو بار نجاتت دادم

32:58.352 --> 33:00.104
‫چیکار باید بکنم که بهم اعتماد کنی؟

33:01.689 --> 33:04.023
‫اگه بفهمن حرف زدم، میان سراغم

33:04.024 --> 33:06.151
‫خب برای بار سوم نجاتت میدم

33:11.115 --> 33:12.282
‫خیلی خب

33:13.617 --> 33:15.451
‫کسب و کار بابام نیست

33:15.452 --> 33:17.870
‫دیگه نیست

33:17.871 --> 33:20.415
‫الان جولیوس مک‌کیب
‫همه چی رو می‌گردونه،

33:20.416 --> 33:23.501
‫تمام جوانب زندگی‌هامون در اختیارشه،
‫حتی جایی که دانشگاه رفتم.

33:23.502 --> 33:26.504
‫می‌خواست یه جای نزدیک باشم
‫تا راحت دستش بهم برسه

33:26.505 --> 33:27.797
‫بابام رو سر به راه نگه می‌داره

33:27.798 --> 33:30.049
‫پس اون بادیگارد برای محافظت ازت اونجا نیست

33:30.050 --> 33:32.760
‫اون مثل سایه دنبالم می‌کنه

33:32.761 --> 33:34.887
‫مک‌کیب همیشه می‌دونه
‫من و بابام کجا هستیم،

33:34.888 --> 33:36.431
‫از هر نظر که مهمه

33:36.432 --> 33:39.476
‫مک‌کیب کسیه که تو رو دزدید
‫و گوشت رو برید؟

33:41.228 --> 33:42.729
‫آره

33:42.730 --> 33:44.690
‫اما کارهای کثیفش رو پائولی انجام داد

33:45.941 --> 33:48.401
‫بعد از این که...

33:48.402 --> 33:51.571
‫کتکم زد و روزها توی یه صندوق حبسم کرد

33:51.572 --> 33:53.990
‫ولی همش به دستورِ مک‌کیب بود

33:53.991 --> 33:56.993
‫تا بابام رو مجبور کنه
‫هر کاری می‌خواست انجام بده

33:56.994 --> 33:58.953
‫مثلاً کسب و کارش رو بهش تحویل بده

33:58.954 --> 34:01.205
‫بیشتر هدف روشِ کارش بود

34:01.206 --> 34:04.834
‫بابام خیلی قبل از ورود مک‌کیب
‫به صحنه فرش می‌فروخت

34:04.835 --> 34:07.587
‫اون همیشه از تشریفاتِ اداری
‫حمل و نقل شاکی بود،

34:07.588 --> 34:11.090
‫ولی بابام همیشه پز می‌داد که چطوری
‫راهی برای دور زدنشون پیدا کرده

34:11.091 --> 34:13.801
‫به مدیرهای بندر و مقامات گمرک رشوه می‌داد

34:13.802 --> 34:17.180
‫اون کل سیستم بین‌المللی رو تحت سلطه داشت

34:17.181 --> 34:20.099
‫به قول خودش:
‫«چرخ‌های بازرگانی رو روغن‌کاری می‌کرد»

34:20.100 --> 34:22.728
‫بارها جلوی آدم‌های نااهل پُزش رو داده

34:23.729 --> 34:26.105
‫بالأخره، این جولیوس مک‌کیب بو برده

34:26.106 --> 34:28.941
‫مک‌کیب به اون مسیرها
‫و میانبرها نیاز داشت،

34:28.942 --> 34:32.195
‫ولی نمی‌خواست براشون پول بده،
‫پس حرکتِ بزرگی کرد.

34:32.196 --> 34:35.364
‫- تو رو دزدید و شکنجه کرد
‫- سیستمی رو که بابام ساخته بود تصاحب کرد

34:35.365 --> 34:37.575
‫و حالا ازش برای حمل مواد استفاده می‌کنه

34:37.576 --> 34:39.076
‫مواد؟

34:39.077 --> 34:42.538
‫شاید. نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم چی حمل می‌کنه.

34:42.539 --> 34:43.790
‫بابام هم نمی‌دونه

34:43.791 --> 34:47.168
‫اون فقط جنس‌هاش رو توی فرش‌ها قاچاق می‌کنه
‫و به مقصد می‌رسونه و...

34:47.169 --> 34:50.881
‫حالا ما برای همیشه تحتِ کنترلش هستیم

34:53.592 --> 34:56.553
‫تا حالا شنیدی مک‌کیب یا بابات
‫اسمِ ایگزیویر کوئین رو بیارن؟

34:57.971 --> 34:59.388
‫تا جایی که یادم میاد نه

34:59.389 --> 35:01.641
‫چرا؟ کوئین کیه؟

35:01.642 --> 35:03.393
‫کسی که یه بار دیدمش

35:04.520 --> 35:06.437
‫فکر می‌کردم ممکنه برای بابات کار کنه

35:08.649 --> 35:12.903
‫چرا نمی‌تونست یه شغل عادی
‫مثل لوله‌کشی یا برق‌کاری داشته باشه؟

35:14.029 --> 35:16.572
‫حتماً باید بریم خونه؟
‫از اونجا متنفرم.

35:16.573 --> 35:19.909
‫نمیشه فقط بقیه‌ی روز رو
‫توی شهر بمونیم؟

35:19.910 --> 35:21.869
‫بهم گفتن حواسم بهت باشه،

35:21.870 --> 35:24.414
‫نه این که بهت بگم کجا بری

35:27.793 --> 35:29.294
‫مرسی، ریچر

35:35.092 --> 35:36.467
‫حق با توئه. این افتضاحه

35:39.429 --> 35:42.391
‫هر طعمی غیر از شکلاتی و وانیلی چرنده

35:46.812 --> 35:49.313
‫توت‌فرنگی چی؟

35:49.314 --> 35:51.108
‫فقط اگه گیر باشی

36:09.376 --> 36:10.751
‫خدای من

36:10.752 --> 36:12.962
‫اون هیولا رو کجا پرورش دادن؟

36:12.963 --> 36:14.590
‫توی آزمایشگاه

36:24.266 --> 36:25.808
‫اون کیه؟

36:28.854 --> 36:31.105
‫راننده‌ی شخصی داره

36:31.106 --> 36:33.400
‫همه وایمیسن که نگاهش کنن

36:34.484 --> 36:37.237
‫به دوربین لبخند بزن، جولیوس مک‌کیب

36:40.991 --> 36:43.701
‫دوازده تا؟ همه رو چک کردی؟

36:43.702 --> 36:45.411
‫آره، ولی نمی‌دونم چی توشونه

36:45.412 --> 36:47.538
‫تمام جعبه‌ها مهر و موم شده بودن

36:47.539 --> 36:49.749
‫ولی عکس‌های خوبی از مک‌کیب گرفتیم

36:49.750 --> 36:51.001
‫واقعاً؟

36:53.253 --> 36:54.671
‫یه لحظه

37:25.702 --> 37:27.036
‫حله. بعداً می‌بینمت

37:27.037 --> 37:28.329
‫لعنتی!

37:28.330 --> 37:30.748
‫- چیه؟ چیه؟ چیه؟
‫- این صندلی لعنتی دوباره زخمی‌ام کرد

37:30.749 --> 37:31.832
‫باهاش کنار بیا. لعنتی

37:31.833 --> 37:34.378
‫نه، جدی میگم، داداش.
‫فکر کنم خونریزی دارم.

37:36.880 --> 37:38.631
‫- چیکار کردی؟
‫- منظورت چیه که چیکار کردم؟

37:38.632 --> 37:41.050
‫فقط سعی کردم روی این دستگاه شکنجه‌ی لعنتی
‫که من رو بهش بستید

37:41.051 --> 37:42.718
‫- گردنم رو کش بدم
‫- آره، قبلاً بهت گفتم جابجات نمی‌کنم!

37:42.719 --> 37:45.054
‫خب، لعنتی. میشه حداقل زخمم رو ببندی؟

37:45.055 --> 37:47.682
‫واقعاً. نمی‌خوام عفونت کنه

37:47.683 --> 37:50.851
‫خدا می‌دونه چند نفر توی این خراب شده جق زدن

37:54.147 --> 37:55.607
‫ممنون

38:02.698 --> 38:04.365
‫لعنتی

38:09.121 --> 38:11.706
‫می‌دونی این اولین باری نیست
‫که بازداشت میشم، درسته؟

38:11.707 --> 38:12.957
‫نه بابا

38:14.292 --> 38:15.960
‫آره

38:15.961 --> 38:18.337
‫و پلیس‌ها معمولاً به تخمشون نیست

38:18.338 --> 38:21.882
‫براشون مهم نیست که زخمی شدی
‫یا خونریزی داری یا تخم‌هات دارن یخ می‌زنن

38:21.883 --> 38:24.177
‫فقط دارم میگم، ازت ممنونم

38:25.262 --> 38:28.889
‫ای بابا!

38:31.184 --> 38:33.352
‫آره، دلم برات می‌سوزه

38:33.353 --> 38:35.229
‫مقامت از همه پایین‌تره

38:35.230 --> 38:37.314
‫اینجا گیر کردی و مجبوری مراقب من باشی

38:37.315 --> 38:39.275
‫لعنتی، درک می‌کنم

38:39.276 --> 38:41.861
‫من هر روز مجبورم
‫از بچه‌ی بک مراقبت کنم

38:41.862 --> 38:43.904
‫خدای من

38:43.905 --> 38:47.408
‫شرط می‌بندم انتخابِ شغلی نیست
‫که هر کدوم از ما تصور می‌کردیم

38:47.409 --> 38:49.869
‫- ولی لعنتی، آخر سر...
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی

38:49.870 --> 38:51.579
‫سعی داری باهام ارتباط شخصی برقرار کنی

38:51.580 --> 38:53.956
‫چون یه چیزی می‌خوای،
‫پس حرفت رو بزن.

38:55.542 --> 38:57.418
‫کاملاً درست حدس زدی

38:57.419 --> 38:59.253
‫ای بابا!

38:59.254 --> 39:02.340
‫خیلی خب، ببین، ببین،
‫فقط یه سیگار می‌خوام، داداش.

39:03.592 --> 39:05.385
‫یالا، همون‌جاست

39:06.428 --> 39:09.096
‫برخلاف قوانینه. حرفشم نزن

39:09.097 --> 39:11.682
‫- بیخیال، داداش
‫- نگاهش کن. مثل روز اولت شدی

39:41.046 --> 39:42.923
‫غول تشن اینجا نیست

39:44.049 --> 39:45.716
‫فقط یه چیز مهم می‌تونه اون رو از محافظت

39:45.717 --> 39:47.886
‫از مهم‌ترین برگ برنده‌ی مک‌کیب غافل کنه

39:48.887 --> 39:51.306
‫من با هرچی که ازم دور نگهش داره مشکلی ندارم

40:05.737 --> 40:08.155
‫هی. شهر چطور بود؟

40:08.156 --> 40:09.658
‫عه، خوب بود

40:12.536 --> 40:14.037
‫صندوق رو باز کن

40:16.289 --> 40:17.289
‫میری تعطیلات؟

40:17.290 --> 40:19.291
‫آنجل ایمیل داده

40:19.292 --> 40:22.211
‫دلال‌هایی که قصد دزدیدن ریچی رو داشتن
‫توی یه خونه توی هارتفورد مخفی شدن

40:22.212 --> 40:24.672
‫پس ما سه تا همین الان می‌ریم
‫و حسابشون رو می‌رسیم

40:26.299 --> 40:28.342
‫سوار شو

40:28.343 --> 40:29.928
‫باید برم بشاشم

40:31.513 --> 40:33.223
‫دو دقیقه وقت داری

41:30.614 --> 41:33.074
‫هی. اون دیگه چه کوفتیه؟

41:35.911 --> 41:37.954
‫وقتی میای توی آشپزخونه‌ام
‫پاهای لعنتی‌ات رو پاک کن

41:48.924 --> 41:50.633
‫حالا بهتر شد

41:59.142 --> 42:00.809
‫خیلی طولش دادی

42:00.810 --> 42:02.853
‫امشب فرصتته که ثابت کنی
‫ارزشِ دستمزدت رو داری

42:02.854 --> 42:05.064
‫چه دستمزدی؟ هنوز که پولی بهم ندادی

42:05.065 --> 42:08.818
‫بهت قولِ پنج هزارتا دادم، آره؟
‫اگه امشب کارت درست باشه، می‌کنمش ده هزارتا.

42:10.362 --> 42:11.905
‫خوبه

42:39.599 --> 42:40.975
‫این جاده اصلاً آسفالت شده؟

42:40.976 --> 42:43.395
‫یه خرابه وسط جنگله.
‫چه انتظاری داری؟

42:44.396 --> 42:45.897
‫چیزی نمونده برسیم

42:48.275 --> 42:51.360
‫این یاروها که قراره بکشی،
‫قاچاقچی قرص هستن.

42:51.361 --> 42:53.247
‫قرص‌های روان‌گردانِ آزمایشگاهی می‌فروشن

42:53.271 --> 42:55.698
‫تا حالا با همچین آدم‌هایی
‫سر و کار داشتی، ریچر؟

42:55.699 --> 42:57.283
‫تا جایی که می‌دونم نه

42:57.284 --> 42:59.702
‫اگه باهاشون سر و کار داشتی می‌دونستی.
‫همه‌شون عینِ هم هستن.

42:59.703 --> 43:02.288
‫هرچی که مُده روی تمام کارهاشون اثر میذاره

43:02.289 --> 43:03.622
‫از تجارتشون تا کتونی‌هاشون

43:03.623 --> 43:04.832
‫یه دقیقه چیزی جز نایکی نمی‌پوشن

43:04.833 --> 43:08.002
‫هفته‌ی بعد چیزی جز آدیداس پاشون نمی‌کنن.
‫دلیلیش چیه؟

43:09.212 --> 43:10.921
‫من کتونی نمی‌پوشم

43:10.922 --> 43:13.883
‫هیچ دلیل خاصی نداره،
‫غیر از این که سریع حوصله‌شون سر میره،

43:13.907 --> 43:15.384
‫و پول دارن که آتیش بزنن

43:15.385 --> 43:17.011
‫می‌دونی؟ تغییر صرفاً به خاطر تغییر

43:17.012 --> 43:19.889
‫حتی اسلحه‌هاشون،
‫اونا همیشه ام‌پی‌5کی دست می‌گرفتن.

43:19.913 --> 43:22.349
‫حالا به گفته‌ی تو یوزی استفاده می‌کنن

43:22.350 --> 43:25.269
‫به هیچ‌کس و هیچ‌چیزی وفادار نیستن

43:25.270 --> 43:28.480
‫این وحشی‌های عوضی،
‫میان سراغ پسرم.

43:29.983 --> 43:32.568
‫حالا که حرفش شد،
‫امروز ارل متینگلی بهم زنگ زد.

43:32.569 --> 43:34.862
‫صاحب بستنی‌فروشیِ شهره

43:34.863 --> 43:36.864
‫چیزی هست که بخوای بگی؟

43:36.865 --> 43:39.576
‫آره. بستنی‌اش افتضاحه

43:40.869 --> 43:42.328
‫در مورد دعوایی که کردی

43:42.329 --> 43:44.079
‫شنیدم چندتا استخون شکستی

43:44.080 --> 43:45.874
‫لایق تک تکشون بودن

43:46.875 --> 43:48.208
‫ارل هم همین رو گفت

43:48.209 --> 43:49.710
‫انگار سر به سر ریچی میذاشتن

43:49.711 --> 43:52.296
‫همونطور که گفتم،
‫بلایی که سرشون اومد حقشون بود.

43:52.297 --> 43:55.424
‫اگه از من بپرسید،
‫ریچی نیاز به کتک خوردن داشت.

43:55.425 --> 43:57.384
‫یکی باید سفت و سختش کنه

43:57.385 --> 43:58.970
‫بچه بی‌خایه‌ست

44:06.478 --> 44:08.021
‫هیچکس از تو نپرسید

44:17.655 --> 44:19.532
‫چراغ‌ها رو خاموش کن

44:48.103 --> 44:50.563
‫اونجاست، 400 متر داخل درختزار

44:53.316 --> 44:55.692
‫می‌خوام تا آخرین نفرشون بمیره

44:55.693 --> 44:58.404
‫خشاب‌هاتون رو توی صورت‌های تخمی‌شون
‫خالی کنید

44:59.697 --> 45:03.075
‫یه پیام بفرستید.
‫هیچکس سر به سر پسرم نمیذاره.

45:03.076 --> 45:04.994
‫هیچکس سر به سر کسب و کار مک‌کیب نمیذاره

45:06.496 --> 45:08.206
‫بیا بریم، عوضی

45:39.195 --> 45:42.072
‫انگار هیچکس خونه نیست. عالیه

45:42.073 --> 45:44.199
‫شایدم خبر داشتن میایم
‫و برامون کمین کردن

45:44.200 --> 45:46.285
‫خب، اگه اونجان،
‫پس ماشینِ تخمی‌شون کجاست؟

45:46.309 --> 45:47.411
‫مخفیش کردن

45:47.412 --> 45:49.204
‫می‌خوان کاری کنن به نظر بیاد
‫هیچکس اینجا نیست

45:49.205 --> 45:51.415
‫اگه من سعی می‌کردم
‫بچه‌ی بک رو بدزدم،

45:51.439 --> 45:53.659
‫اینجا دقیقاً همون جاییه که منتظر می‌موندم
‫آب‌ها از آسیاب بیفته

45:53.683 --> 45:56.170
‫خب، باید یه جور کسخل باشم
‫که با پای خودم برم توی کمین

45:56.171 --> 45:58.005
‫خب، من کارم رو انجام میدم

45:58.006 --> 46:00.883
‫اگه می‌خوای به رئیست بگی می‌ترسی،
‫مهمونِ من باش.

46:00.884 --> 46:02.260
‫ولی من ده هزار دلارم رو می‌گیرم

46:18.401 --> 46:20.944
‫شیش نفرشون توی پذیرایی هستن،
‫انقدر مواد زدن که از هوش رفتن.

46:20.945 --> 46:23.530
‫کلی اسلحه دارن،
‫اما هیچکدوم در دسترس نیست.

46:23.531 --> 46:25.157
‫من از در میرم داخل،
‫تو هوام رو داشته باش.

46:25.158 --> 46:27.576
‫تلاش خوبی بود.
‫وقتی به خودشون میان،

46:27.577 --> 46:29.536
‫همیشه نفرِ دومه که تیر می‌خوره

46:29.537 --> 46:31.915
‫من اول میرم، تو دنبالم بیا

46:51.976 --> 46:53.685
‫انگشتت رو از روی ماشه بردار

46:53.686 --> 46:55.563
‫تفنگ رو با دستِ چپت
‫از لوله‌اش بگیر بده من،

46:55.587 --> 46:56.772
‫قنداق به پایین، دهانه به بالا

46:56.796 --> 46:59.566
‫- برگرد به سمتِ چپت
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟

46:59.567 --> 47:01.736
‫دارم یه جور کسخل رو غافلگیر می‌کنم

47:03.655 --> 47:05.364
‫حالا بهم بگو تریسا دنیل کجاست

47:05.365 --> 47:07.491
‫تو مأمور فدرالی

47:07.492 --> 47:08.992
‫می‌دونستم نمی‌تونم بهت اعتماد کنم

47:08.993 --> 47:11.787
‫بهم بگو تریسا دنیل کجاست،
‫میذارم زنده از اینجا بری بیرون.

47:11.788 --> 47:13.914
‫اسمِ واقعیش تریساست؟

47:13.915 --> 47:15.165
‫آخرین شانسته

47:15.166 --> 47:17.334
‫فکر می‌کنی می‌تونی من رو
به حرف بیاری؟

47:17.335 --> 47:20.337
‫مک‌کیب یه قاتل بی‌رحمه.
‫اگه عصبانیش کنم، زنده‌ام نمیذاره.

47:20.338 --> 47:21.797
‫اگه تو رو عصبانی کنم، تو پلیسی

47:21.798 --> 47:24.675
‫بدترین کاری که می‌تونی بکنی دستگیر کردنمه،
‫پس هیچی نمیگم.

47:24.676 --> 47:26.970
‫آخرین ورقت رو رو کردی، کله‌پوک

48:42.962 --> 48:44.839
‫لعنتی

48:54.641 --> 48:56.266
‫باید بریم

48:56.267 --> 48:58.101
‫خیلی خب

49:00.563 --> 49:01.856
‫دوک کجاست؟

49:02.940 --> 49:03.941
‫مُرده

49:12.158 --> 49:14.493
‫هشت نفرشون برامون کمین کرده بودن

49:14.494 --> 49:18.497
‫آخرین نفرشون دمِ آخری یه نارنجک پرت کرد،
‫مثل همونی که بادیگارد ریچارد رو ترکوند.

49:18.498 --> 49:21.166
‫من تونستم سنگر پیدا کنم.
‫دوک نتونست.

49:21.167 --> 49:22.584
‫تونستی ببینی‌شون؟

49:22.585 --> 49:24.461
‫خیلی تاریک بود

49:24.462 --> 49:26.589
‫ولی یکی‌شون این رو انداخت

49:27.882 --> 49:31.009
‫باورم نمیشه. این تفنگِ آنجله

49:31.010 --> 49:33.303
‫- خب، از کجا می‌دونی؟
‫- این هکلر و کُخ پی7ـه

49:33.304 --> 49:35.097
‫سلاح سازمانی پلیس آلمان توی دهه‌ی هفتاد

49:35.098 --> 49:36.765
‫توی این کشور نایابه

49:36.766 --> 49:38.183
‫خودم بهش دادمش

49:38.184 --> 49:39.643
‫گیج شدم

49:39.644 --> 49:41.144
‫مگه آنجل دول ما رو نفرستاد اونجا؟

49:41.145 --> 49:43.355
‫مرتیکه‌ی حروم‌زاده

49:43.356 --> 49:45.023
‫تمام مدت برای اونا کار می‌کرده

49:45.024 --> 49:48.068
‫بعدش آدم‌ربایی شکست خورد.
‫بعدش تاکتیکشون رو عوض کردن.

49:48.069 --> 49:50.655
‫بنابراین آنجل رو خریدن
‫و وادارش کردن ما رو به سمت اونا بکشونه

49:52.949 --> 49:55.952
‫بیا، بگیرش. حالا مالِ توئه

49:57.036 --> 50:00.456
‫فقط اون بود،
‫یا موش‌های دیگه‌ای هم توی لونه دارم؟

50:01.874 --> 50:03.792
‫می‌دونی، حالا که بهش فکر می‌کنم،

50:03.793 --> 50:06.086
‫دوتاشون یه جورایی آشنا به نظر می‌اومدن

50:06.087 --> 50:09.089
‫یه جورایی من رو یاد کسایی انداختن که
‫اون روز باهاشون کامیون عوض کردیم

50:09.090 --> 50:11.967
‫برای همین امروز صبح غیبشون زده بود

50:11.968 --> 50:13.385
‫فکر کنم بگا رفتیم

50:13.386 --> 50:16.179
‫فکر کنم قراره ده هزار دلار گیرم بیاد

50:16.180 --> 50:18.140
‫بیشتر از ده هزار دلار گیرت میاد

50:18.141 --> 50:22.061
‫یه حسی بهم میگه
‫تو قراره دستِ راست جدیدم باشی

50:27.983 --> 50:47.983
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
