WEBVTT

00:06.048 --> 00:07.925
‫توی ارتش بزرگ شدم،
‫توی ارتش کار کردم

00:08.008 --> 00:09.802
‫همیشه بهم گفتن کجا برم و کِی اونجا باشم

00:09.885 --> 00:11.429
‫حالا کشورم رو از زاویه‌ی دید خودم می‌بینم

00:11.512 --> 00:14.557
‫مسافرخونه‌ها، پول نقد، اسم مستعار.
‫سبک سفر می‌کنم.

00:14.640 --> 00:17.143
‫بیشتر سوار اتوبوس یا ماشین بقیه میشم.
‫عادت کردم.

00:17.226 --> 00:18.561
‫گروهان 110اُم

00:18.644 --> 00:21.522
‫واحد ویژه‌ی تحقیقات
‫پلیس نظامی رو فرماندهی کردی

00:21.605 --> 00:23.000
‫بازرسان ویژه رو

00:23.002 --> 00:24.608
‫تیم خودت خطاب کردی؟

00:24.692 --> 00:26.986
‫اونا سربازن. دوستای جدید لازم داری

00:27.069 --> 00:28.779
‫ولی می‌دونی که ما
‫بیشتر از این حرفاییم، مگه نه؟

00:40.791 --> 00:43.002
‫صد هزار سال قبل، یه عده بودن که

00:43.085 --> 00:45.671
‫کنار آتیش اردو می‌موندن و
‫یه عده هم می‌ذاشتن می‌رفتن

00:47.298 --> 00:50.634
‫مطمئنم من از نوادگانِ اوناییم که نمی‌موندن

00:50.718 --> 00:52.595
‫اینطوری‌ام دیگه

00:53.000 --> 01:03.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:04.000 --> 01:05.500
‫« دانشگاه هیون هرست »

01:07.000 --> 01:10.000
‫« مِین، آبوتسویل »

01:11.001 --> 01:18.001
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:19.002 --> 01:23.002
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سینا صداقت

01:38.307 --> 01:40.351
‫روندش برام مهم نیست،
‫محصول نهایی برام مهمـه

01:40.434 --> 01:43.187
‫این محصول هم خوب
‫احساسات رو منتقل می‌کنه

01:43.270 --> 01:46.690
‫آهای رفیق، بهترین آهنگ درمورد آب

01:46.774 --> 01:48.567
‫اقیانوس، رودخونه، نهر، فرق نداره

01:48.651 --> 01:51.779
‫قطعاً «سرفینگ سافاری»ـه دیگه؟ نه؟
‫(از گروه بیچ بویز)

01:51.862 --> 01:54.740
‫«سرفینگ سافاری» یه کاور از آهنگ
‫«سوئیت لیتل سیکستین» از «چاک بری»ـه

01:54.824 --> 01:56.283
‫پس از اساس مُنتفی‌ـه

01:56.367 --> 01:58.786
‫بیخیال رفیق

01:58.869 --> 02:01.205
‫گل گفتی. چه کمکی ازم بر میاد؟

02:01.288 --> 02:03.623
‫روی تابلوتون نوشته که
‫صفحه‌ی گرامافون می‌خرید

02:05.334 --> 02:08.379
‫آلبوم دیسکوی اتل مرمن

02:08.462 --> 02:11.173
‫- سر به سرم می‌ذاری؟
‫- ولی اینجا شهرکِ دانشگاهیـه

02:11.257 --> 02:13.676
‫پس یه بچه‌قرتی اونا رو می‌خره تا پُزش رو بده

02:13.759 --> 02:14.927
‫نه...

02:44.707 --> 02:46.000
‫چه غلطا؟

02:56.343 --> 02:58.387
‫وای، وای، نه! نه، نه، نه، نه!

02:59.471 --> 03:01.932
‫خیلی‌خب

03:04.184 --> 03:06.061
‫خیلی‌خب...

03:31.253 --> 03:33.172
‫- نه. خواهش می‌کنم
‫- کاریت ندارم

03:38.677 --> 03:40.930
‫- سوار شو
‫- خب، من...

03:41.013 --> 03:43.057
‫شاید نیروی کمکی‌شون توی راه باشه

03:43.140 --> 03:44.892
‫آهای!

03:52.524 --> 03:53.984
‫به یه پلیس شلیک کردی

03:54.068 --> 03:55.611
‫نمی‌دونستم

03:55.694 --> 03:57.863
‫فکر کردم داره اسلحه می‌کِشه

03:57.947 --> 03:59.865
‫- باید همین الان بریم!
‫- چی؟

04:14.004 --> 04:16.006
‫چرا دارن سعی می‌کنن بدزدنت؟

04:19.301 --> 04:21.053
‫پلیس دانشگاه؟

04:21.136 --> 04:23.097
‫- شوخیت گرفته؟
‫- بزن کنار

04:23.180 --> 04:24.598
‫یه پلیس رو با اسلحه‌ی غیرقانونی کُشتم!

04:24.682 --> 04:25.766
‫خب، اتفاقی بود

04:25.849 --> 04:28.060
‫اصلاً نمی‌خوام درگیر توضیح و
‫جواب‌ پس‌دادن بشم

04:28.143 --> 04:29.687
‫سرت رو بدزد!

04:35.401 --> 04:36.819
‫بپا!

04:54.128 --> 04:55.963
‫سفت بشین

04:56.046 --> 04:57.047
‫اوه!

05:08.600 --> 05:10.394
‫ممکن بود به کُشتن بدی‌شون

05:10.477 --> 05:12.271
‫اونقدری سرعتشون رو کم کردم که
‫شدت ضربه زیاد نباشه

05:12.354 --> 05:14.148
‫ولی شرط می‌بندم پلیس‌های واقعی رو خبر کردن

05:15.232 --> 05:17.735
‫باید یه ماشین جدید پیدا کنم

05:32.458 --> 05:34.293
‫آ...

05:35.294 --> 05:37.463
‫با خوابگاه فقط چند کیلومتر فاصله داریم

05:37.546 --> 05:40.090
‫ممکنه آدم‌رباهای بیشتری پشت سرمون باشن

05:41.717 --> 05:43.510
‫قراره بدزدیش؟

05:43.594 --> 05:45.220
‫این پشت پارک کرده و سایبان گذاشته

05:47.014 --> 05:48.849
‫احتمالاً مال یه کارمنده که تا شب

05:48.932 --> 05:50.350
‫متوجه گم شدنش نمیشه

05:50.434 --> 05:52.895
‫فرجه‌ی خوبی بهم میده

05:52.978 --> 05:55.481
‫سر و گوش آب بده

05:55.564 --> 05:58.734
‫این کارها رو از کجا یاد گرفتی؟

05:58.817 --> 06:01.195
‫ماشین‌دزدی، اونطوری رانندگی کردن؟

06:01.278 --> 06:03.572
‫- شلیک کردن
‫- ارتش

06:03.655 --> 06:05.491
‫بقیه رو به مرور زمان یاد گرفتم

06:10.204 --> 06:11.455
‫موبایل داری؟

06:11.538 --> 06:12.998
‫چطور؟

06:13.082 --> 06:15.375
‫تا واسه خودت ماشین بگیری

06:15.459 --> 06:17.503
‫بهشون بگو شوکه شدی و
‫قیافه‌ام یادت نیست

06:17.586 --> 06:19.797
‫چی؟ نه!
‫نباید همینطوری اینجا ولم کنی

06:19.880 --> 06:20.964
‫اگه اونا پیدام کنن چی؟

06:21.048 --> 06:23.217
‫چیکار باید بکنم؟
‫ببرمت پیش پلیس‌ها؟

06:23.300 --> 06:24.968
‫بعد از کاری که کردم که نمیشه

06:25.052 --> 06:26.261
‫پس منو ببر خونه

06:26.345 --> 06:27.930
‫نه

06:30.349 --> 06:32.476
‫واسه امروز به قدر کافی بهت لطف کردم

06:32.559 --> 06:34.978
‫باید غیب شم

06:35.062 --> 06:36.355
‫خواهش می‌کنم

06:36.438 --> 06:39.817
‫من یه ولگردم که با اسلحه‌ی غیرقانونی
‫یه پلیس رو کُشتم

06:39.900 --> 06:42.111
‫اصلاً ریسک نمی‌کنم

06:42.194 --> 06:43.862
‫گورم رو گم می‌کنم

06:43.946 --> 06:45.364
‫بابام خرپولـه

06:45.447 --> 06:47.533
‫کلی هم آشنا داره.
‫می‌تونه کمکت کنه.

06:47.616 --> 06:49.284
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

06:49.368 --> 06:51.370
‫خب، پسرش رو نجات دادی

06:52.538 --> 06:54.957
‫مرگ اون پلیس تصادفی بود. خب؟

06:55.040 --> 06:57.292
‫پس، ببین، اون ممنونت میشه که

06:57.376 --> 06:59.837
‫نذاشتی دوباره منو بدزدن

06:59.920 --> 07:02.172
‫- دوباره؟
‫- اولیش پنج سال پیش بود

07:03.257 --> 07:04.550
‫گوشِت واسه همین اینطوری شده؟

07:04.633 --> 07:06.009
‫می‌خواستن زهر چشم بگیرن

07:06.093 --> 07:08.720
‫- چون پدرت حاضر نبود بهشون باج بده؟
‫- آره

07:08.804 --> 07:11.014
‫بعد اینکه گوشم رو توی
‫صندوق پستی دید، پول رو داد

07:14.059 --> 07:15.978
‫تاوانی که تو دادی بیشتر از اون پول بوده

07:16.061 --> 07:18.605
‫آدم‌ربایی توی این کشور جرم نادریـه

07:18.689 --> 07:20.732
‫خیلی بدشانسی که تقریباً دو بار سرت اومده

07:20.816 --> 07:22.234
‫شغل پدرت چیه؟

07:22.317 --> 07:23.443
‫واردات فرش

07:23.527 --> 07:25.737
‫فقط همین رو وارد می‌کنه؟

07:25.821 --> 07:27.906
‫اون فقط یه تاجر فرشـه

07:27.990 --> 07:29.908
‫ولی از چند نسل بهش ثروت رسیده و
‫همین منو طعمه کرده

07:29.992 --> 07:33.287
‫پس اون یارویی که توی ماشینت
‫دهنش سرویس شد راننده‌ات نبود

07:33.370 --> 07:35.581
‫- بادیگاردت بود
‫- آره

07:36.665 --> 07:39.001
‫به بابات بگو دفعه‌ی بعد
‫یکی بهترش رو استخدام کنه

07:39.084 --> 07:41.086
‫اون یارویی که اومد سراغت حرفه‌ای بود

07:41.170 --> 07:42.713
‫اگه من نبودم، موفق شده بود

07:42.796 --> 07:44.590
‫خیلی‌خب پس، منو ببر خونه

07:44.673 --> 07:46.341
‫و بذار پدرم بابت کاری که کردی
‫از خجالتت در بیاد

07:46.425 --> 07:49.094
‫می‌خوای ناپدید شی؟
‫پول می‌خوای؟ اون پول داره

07:49.178 --> 07:50.429
‫خواهش می‌کنم

07:56.268 --> 07:57.561
‫اسم نداری احیاناً، پسر جون؟

07:57.644 --> 08:00.606
‫ریچارد. ریچارد بک

08:03.442 --> 08:05.402
‫سوار شو، ریچارد

08:46.526 --> 08:48.946
‫- از ماشین پیاده شو
‫- آره، مشکلی نیست، پائولی

08:49.029 --> 08:50.489
‫با پدرم حرف زدم و
‫گفتم که داریم میایم

08:50.572 --> 08:52.199
‫به تخمم

08:52.282 --> 08:53.700
‫پیاده شو

08:54.785 --> 08:57.079
‫نه

08:57.162 --> 08:58.705
‫بذار کارشو بکنه

08:58.789 --> 09:02.042
‫- بی‌ادبـه
‫- خواهش می‌کنم

09:25.399 --> 09:26.858
‫می‌دونی از خدامـه چی پیدا کنم؟

09:26.942 --> 09:29.736
‫هورمون رشد بیشتر و سوزن سرنگ مخصوصش؟

09:32.447 --> 09:33.907
‫یه دلیل واسه جر دادنت، کسخل

09:33.991 --> 09:37.202
‫گمونم همین الان بهانه‌اش رو دستم دادی

09:38.287 --> 09:40.497
‫آ...

09:40.580 --> 09:44.126
‫اسلحه‌اش توی داشبورده، پائولی

09:44.209 --> 09:46.295
‫بیا، بگیرش

09:48.797 --> 09:50.132
‫چرا خالیـه؟

09:50.215 --> 09:52.092
‫چون همه‌ی تیرهاش رو شلیک کردم

10:05.272 --> 10:07.482
‫واسه یه تاجر فرش، امنیت و حراستش
‫زیادی سفت و سختـه

10:07.566 --> 10:09.901
‫بهت که گفتم. خرپولـه

10:19.494 --> 10:20.871
‫زیردست‌های پدرت

10:20.954 --> 10:22.998
‫همیشه با دوستای پسرش اینجوری حرف می‌زنن؟

10:24.374 --> 10:28.211
‫پائول ون‌هوون هر غلطی بخواد می‌کنه

10:37.095 --> 10:39.389
‫آره. گرسنه‌ای؟

10:40.474 --> 10:41.600
‫معلومه

10:41.683 --> 10:43.101
‫یه بشقاب براش می‌کشم

10:44.186 --> 10:45.645
‫همینی که روی پیشخوانه رو برمی‌دارم

10:45.729 --> 10:49.191
‫اون واسه تو نیست.
‫وقت واسه خوردن هم نداری.

10:49.274 --> 10:50.442
‫بک می‌خواد ببینتت

10:50.525 --> 10:53.070
‫دفترش طبقه‌ی بالاست،
‫انتهای راهرو دست راست

10:53.153 --> 10:54.571
‫می‌تونم راهش رو نشونت بدم

10:54.654 --> 10:56.907
‫نه. می‌خواد تنها ببینتش

10:59.368 --> 11:02.537
‫اون هم چپمن دوکـه، رئیس تیم امنیتی

11:03.747 --> 11:06.208
‫چرا بیرون غذا می‌خوره؟

11:06.291 --> 11:09.419
‫خدا می‌دونه. ولی بهتره حرفشو گوش کنی

11:24.101 --> 11:25.644
‫آقای ریچر

11:25.727 --> 11:27.354
‫ریچر خالی

11:27.437 --> 11:28.855
‫یادم می‌مونه

11:30.816 --> 11:32.776
‫من زکری بک هستم

11:32.859 --> 11:35.529
‫عجب صبح پر فراز و نشیبی داشتید

11:35.612 --> 11:38.073
‫شرط می‌بندم یه نوشیدنی حالت رو جا بیاره

11:38.156 --> 11:40.742
‫این ویسکی پنجاه ساله‌ی مک‌الانـه

11:40.826 --> 11:43.370
‫فقط واسه شرکای تجاری رده‌بالا بازش می‌کنم

11:43.453 --> 11:45.664
‫همینطور آدمایی که جون پسرم رو نجات میدن

11:55.924 --> 11:57.509
‫راحت باش

11:59.136 --> 12:00.429
‫بگیر بشین

12:07.769 --> 12:09.146
‫باشه

12:09.229 --> 12:10.981
‫نشین

12:12.065 --> 12:13.984
‫مطمئنم ریچارد وقتی
‫از توی ماشین باهام تماس گرفت،

12:14.067 --> 12:15.735
‫شنیدی در مورد تلاش
‫برای آدم‌ربایی چی بهم گفت

12:15.819 --> 12:17.237
‫چه نکته‌ای می‌تونی بهش اضافه کنی؟

12:17.320 --> 12:19.531
‫فقط اینکه اون یارویی که برای محافظتش
‫استخدام کرده بودی، به درد لای جرز دیوار می‌خورد

12:19.614 --> 12:21.825
‫- پشت سر مُرده حرف می‌زنی؟
‫- یه پیکاپ ابوقراضه‌ی قدیمی

12:21.908 --> 12:24.119
‫دور و بر یه پردیس مسکونی
‫دانشگاهی ثروتمند می‌چرخید

12:24.202 --> 12:26.455
‫چجور بادیگاردی همچین موضوعی رو متوجه نمیشه؟

12:26.538 --> 12:28.540
‫ولی تو متوجه همچین جزئیات ریزی شدی

12:28.623 --> 12:29.708
‫عادتمـه

12:31.293 --> 12:32.919
‫چرا اینقدر توی ارزیابی تهدید خِبره‌ای؟

12:33.003 --> 12:35.630
‫توی ارتش بودم. پلیس نظامی

12:35.714 --> 12:37.500
‫می‌خواستم چندتا آهنگ بفروشم تا

12:37.501 --> 12:39.342
‫- یه پولی به جیب بزنم
‫- شغلت همینـه؟

12:39.426 --> 12:43.096
‫فروختن دیسک‌های دست‌دوم توی
‫شهرک‌های دانشگاهی نیواینگلند؟

12:46.099 --> 12:47.267
‫پول خوبی توشـه؟

12:47.350 --> 12:49.352
‫- شغلی ندارم
‫- پس چطوری پول اجاره‌ات رو میدی؟

12:49.436 --> 12:51.271
‫خونه‌‌ای ندارم

12:51.354 --> 12:54.065
‫- زیاد جابجا میشم
‫- با اسلحه؟

12:54.149 --> 12:56.693
‫ظاهراً هر جا که میرم،
‫دردسر سراغم میاد.

12:56.776 --> 12:59.988
‫گویا اتفاقی یه افسر پلیس رو کُشتی

13:00.071 --> 13:01.781
‫فقط یه جایی می‌خوام که
‫چند روزی مخفی بشم و

13:01.865 --> 13:04.242
‫مقداری پول واسه خرید کارت‌شناسایی جعلی
‫تا از نو شروع کنم

13:04.326 --> 13:05.702
‫درخواست کوچیکی نیست

13:08.330 --> 13:09.539
‫ولی من بهت مدیونم

13:11.583 --> 13:14.085
‫بذار روش فکر کنم و...

13:14.169 --> 13:15.921
‫بهترین راه کمک به تو رو پیدا کنم

13:16.004 --> 13:17.339
‫باشه

13:17.422 --> 13:18.715
‫دوک

13:20.550 --> 13:23.470
‫جناب، میشه آقای ریچر رو
‫راهنمایی کنی برگرده آشپزخونه؟

13:23.553 --> 13:26.223
‫گمونم اگنس یه مقدار «شپردز پای»
‫خوشمزه درست کرده

13:38.068 --> 13:41.112
‫محکم گرفتمش که اثر انگشت‌ها
‫واضح باشن برای بررسی

13:44.699 --> 13:46.243
‫به دل نگیرید، آقای ریچر

13:46.326 --> 13:47.786
‫فقط باید بدونیم شما کی هستید

13:50.789 --> 13:53.291
‫من کسی‌ام که اون یکی گوشِ پسرت رو نجات داد

14:05.845 --> 14:08.223
‫اگه برم دستشویی،
‫کیرمو برام نگه می‌داری؟

14:08.306 --> 14:09.766
‫اگه بخوام آره

14:14.938 --> 14:17.190
‫آهای، کجا میری؟

14:17.274 --> 14:19.609
‫- ببینم پسره در چه حالیـه
‫- خودمون هواش رو داریم

14:19.693 --> 14:21.653
‫مثل همون آدم امروز صبحت؟

14:45.051 --> 14:46.803
‫اتاقک نگهبانی رو یادت رفته

14:46.886 --> 14:49.139
‫نه، یادم نرفته

14:50.724 --> 14:52.559
‫صحبتت با پدرم چطور بود؟

14:53.852 --> 14:56.271
‫اهل اعتماد نیست

14:56.354 --> 14:59.190
‫عجیبـه با این همه اتفاقی که افتاد،
‫نیومده بهت سر بزنه

15:00.483 --> 15:02.569
‫پشت تلفن حرف زدیم.
‫می‌دونه حالم خوبه.

15:06.740 --> 15:08.158
‫به زودی میاد بهم سر می‌زنه

15:10.493 --> 15:11.870
‫باشه

15:16.291 --> 15:18.293
‫مادرت کجاست؟

15:19.836 --> 15:23.757
‫از چهار سالگیم، قبرستون سن‌سباستین

15:34.184 --> 15:36.811
‫فقط چیزایی که بیرون اون پنجره
‫می‌بینی رو نقاشی می‌کنی؟

15:38.730 --> 15:40.607
‫هر چی توی ذهنم باشه می‌کشم

15:40.690 --> 15:42.067
‫تابحال نقاشی کشیدی، ریچر؟

15:43.401 --> 15:45.487
‫نه

15:45.570 --> 15:48.573
‫خب اگه می‌کشیدی،
‫چی نقاشی می‌کردی؟

15:50.283 --> 15:52.369
‫نمی‌دونم

15:52.452 --> 15:54.079
‫شاید سگ‌ها

15:55.538 --> 15:57.374
‫بک می‌خواد ببینتت

16:00.126 --> 16:02.545
‫گمونم باید برگردم دفتر

16:02.629 --> 16:04.255
‫برنمی‌گردیم دفتر

16:17.477 --> 16:18.687
‫بشین

16:20.522 --> 16:23.483
‫آتیش‌بازی امروز بدجور صدا کرده

16:23.566 --> 16:25.610
‫واسه یه شهرک دانشگاهی
‫این همه هیاهو زیادیـه

16:27.237 --> 16:28.446
‫لو رفتم؟

16:28.530 --> 16:30.990
‫اونایی که توی فروشگاه موسیقی بودن
‫مشخصات کُلی‌ت رو توصیف کردن،

16:31.074 --> 16:35.120
‫ولی با هر مدافع فوتبال درشت‌هیکلی
‫می‌تونه مطابقت داشته باشه، پس...

16:36.830 --> 16:38.039
‫هیچکس نمی‌دونه تو کی هستی

16:39.874 --> 16:41.292
‫ولی ما می‌دونیم

16:42.961 --> 16:44.170
‫اثر انگشتت رو بررسی کردیم

16:44.254 --> 16:46.673
‫سریع بود

16:46.756 --> 16:48.258
‫لابد آشناهای مهمی داری

16:48.341 --> 16:50.677
‫اینجا همه‌ی کارهامون مهمـن

16:54.264 --> 16:56.099
‫سوابقت بی‌نظیره

16:56.182 --> 16:57.726
‫فارغ‌التحصیل دانشکده‌ی نظامی وست‌پوینت

16:57.809 --> 16:59.144
‫دو تا مدال نقره‌ای،

16:59.227 --> 17:00.645
‫مدال شجاعت پرپل هارت

17:00.729 --> 17:02.063
‫شبدر سبز، الماس آبی

17:02.147 --> 17:04.899
‫عین یه کاسه اسمارتیز می‌مونی، نمایشی هستی

17:04.983 --> 17:06.401
‫پائولی هم توی ارتش بوده

17:06.484 --> 17:08.486
‫از افسرها خوشش نمیاد

17:10.155 --> 17:12.866
‫توی امتحان کمیسیون افسری قبول نشدی

17:12.949 --> 17:14.367
‫تعجبی نداره

17:14.451 --> 17:16.327
‫بعیده بتونی حتی درست بنویسیش

17:17.412 --> 17:19.664
‫اگه بتونم بیشتر از چندرغاز
بهت بدم چی، ریچر؟

17:19.748 --> 17:23.168
‫موقعی که یه نفر کم داریم،
‫گویا داره بهمون حمله هم میشه

17:23.251 --> 17:24.753
‫چون تاجر فرشی؟

17:24.836 --> 17:27.756
‫چون پولدارم. همینطور قدرتمند

17:27.839 --> 17:29.841
‫آره شنیدم

17:29.924 --> 17:31.718
‫به خاطر همین هم می‌خوای منو استخدام کنی؟

17:31.801 --> 17:33.011
‫شاید

17:35.138 --> 17:38.057
‫ولی قبلش یه آزمون کوچیک

17:43.521 --> 17:45.023
‫باهاش چیکار کنم؟

17:45.106 --> 17:47.108
‫قراره رولت روسی بازی کنی، عوضی

17:48.693 --> 17:52.030
‫قانون فدرال اجازه نمیده توی مصاحبه شغلی
‫ازم بپرسی که متأهل هستم یا نه،

17:52.113 --> 17:53.531
پس مطمئنم این کار مجاز نیست

17:53.615 --> 17:56.910
‫باید به چشم ببینم که دل و جرئت داری یا نه

17:56.993 --> 17:58.411
‫می‌تونی تابع دستورات باشی یا نه

17:59.496 --> 18:02.415
‫- تا واسه یه تاجر فرش کار کنم
‫- به یه پلیس شلیک کردی

18:02.499 --> 18:04.417
‫یا تحویلت می‌دیم،
‫یا کاری که گفتیم می‌کنی

18:04.501 --> 18:06.044
‫گزینه‌هات همین دو تا هستن

18:24.103 --> 18:26.606
‫اگه به جاش به تو شلیک کنم چی؟

18:28.107 --> 18:29.734
‫این میشه آخرین کاری که به عمرت کردی

18:47.335 --> 18:49.796
‫خوبه. این مسئله حل شد

19:02.517 --> 19:04.310
‫خودت رو ثابت کردی دیگه

19:10.275 --> 19:13.278
‫به تیم خوش اومدی، ریچر.
‫دوک همه چی رو واست ردیف می‌کنه.

19:22.871 --> 19:24.455
‫شوخی می‌کنی

19:24.539 --> 19:26.082
‫فکر کردم وارد تیم شدم

19:26.165 --> 19:27.876
‫همین پائولی دیوونه روی دستمـه
‫واسه هفت‌پشتم بسه

19:27.959 --> 19:30.253
‫لازم نیست توی غول‌تشن هم
‫با یه اسلحه اینجا ول بچرخی

19:30.336 --> 19:31.504
‫من که دیوونه نیستم

19:31.588 --> 19:34.549
‫می‌دونم گلوله باروت نداشت. مشقی‌ـه

19:43.766 --> 19:45.768
‫اگه خودم رو می‌کُشتم چیکار می‌کردید؟

19:45.852 --> 19:47.937
‫همون کاری که با نفر قبلی کردیم

20:03.286 --> 20:04.662
‫بیا بریم!

20:23.014 --> 20:25.642
‫از فردا اول صبح شروع می‌کنی.
‫تا اون موقع توی این اتاق زندونی هستی.

20:25.725 --> 20:26.809
‫چرا؟

20:26.893 --> 20:28.603
‫چون شاید الان بک بهت اعتماد داشته باشه،
‫ولی من ندارم

20:28.686 --> 20:31.500
‫- اگه این توفیق اجباری باب میلم نباشه چی؟
‫- زنگ بزن پلیس

21:07.433 --> 21:09.519
‫- بله؟
‫- وارد شدم

21:09.520 --> 21:14.520
‫« ریـچـر »

21:14.530 --> 21:16.634
‫« بر اساس رمان «متقاعدکننده»
‫اثر لی چایلد و شخصیتش، جک ریچر »

21:23.000 --> 21:26.000
‫« چند روز قبل »

21:43.720 --> 21:44.846
‫وایسا!

21:44.929 --> 21:46.305
‫وایسا! وایسا!

21:46.389 --> 21:47.515
‫وایسا!

21:53.730 --> 21:57.191
‫سوار بعدی می‌شیم، خب؟

22:11.956 --> 22:13.499
‫این کار رو نکن

22:13.583 --> 22:14.792
‫چی؟

22:16.294 --> 22:19.130
‫قراره همراه اون زن سوار اتوبوس بعدی
‫بشی و از کیفش دزدی کنی

22:20.757 --> 22:22.091
‫کون لقت

22:23.301 --> 22:24.886
‫توی این خط یه اتوبوس بیشتر نمیاد

22:24.969 --> 22:27.430
‫سوار قبلی نشدی چون اهدافت خوب نبودن

22:27.513 --> 22:30.099
‫یکی‌شون یه کیف‌دستی قفل‌دار داشت،
‫دو تای دیگه هم هیچی نداشتن

22:31.851 --> 22:33.227
‫زنی که اون طرف این نیمکت نشسته

22:33.311 --> 22:37.273
‫یه کیف لبه‌باز داره و کلاً حواسش
‫به پسر چهار ساله‌اشـه

22:37.356 --> 22:39.817
‫یه سرقت آسون

22:39.901 --> 22:41.444
‫پلیسی؟

22:41.527 --> 22:44.113
‫لازم نیست پلیس باشم که ببینم
‫چه روش ناشیانه‌ای داری

22:44.197 --> 22:46.199
‫کرایه‌ی دقیق با سکه‌های 25 سنتی؟

22:46.282 --> 22:50.536
‫آخه کدوم نوجوونی بعد از سال 1994
‫سکه‌ی 25 سنتی توی جیبش می‌ذاره؟

22:50.620 --> 22:52.371
‫نه

22:52.455 --> 22:54.373
‫تازه‌کاری

22:54.457 --> 22:56.459
‫اگه حرفه‌ای بودی، کارت بلیت داشتی

22:58.628 --> 23:00.254
‫قراره چیکار کنی؟

23:06.469 --> 23:07.678
‫بیا

23:08.638 --> 23:10.431
‫پول‌لازمی دیگه؟ بگیرش

23:11.724 --> 23:12.892
‫بعدش برو واسه خودت یه شغل پیدا کن

23:12.975 --> 23:15.770
‫چون نفر بعدی که موقع دزدی مچت رو بگیره
‫شاید یه صد دلاری بهت نده

23:15.853 --> 23:17.688
‫به جاش یه دست کتکت بزنه

23:18.815 --> 23:20.024
‫ممنون

23:40.086 --> 23:41.504
‫موبایلت رو بده من

23:44.924 --> 23:47.343
‫گروهان 110اُم بازرسان ویژه.
‫استوار پاول صحبت می‌کنه.

23:47.426 --> 23:50.179
‫جک ریچر هستم.
‫باید فوراً با مافوقت حرف بزنم.

23:50.263 --> 23:52.557
‫ببخشید، قربان. سرگرد ترنر در دسترس نیستن

23:52.640 --> 23:54.559
‫بهش بگو در اسرع وقت بهم زنگ بزنه

23:54.642 --> 23:56.060
‫یه لطفی بهش کرده بودم که
‫می‌خوام جبران کنه واسم

23:56.144 --> 23:59.021
‫شدنی هست، قربان، ولی پیام‌تون
‫به این زودی به دستش نمی‌رسه

23:59.105 --> 24:00.648
‫رفته مأموریت

24:00.731 --> 24:03.943
‫مأموریت مخفی و ارتباط به طور کامل قطع،
‫حداقل واسه دو هفته

24:04.026 --> 24:05.653
‫واقعاً سرگرد ریچر هستید؟

24:05.736 --> 24:08.197
‫یعنی همون جک ریچری که
‫گروهان 110اُم رو راه انداخته؟

24:08.281 --> 24:10.032
‫آره

24:10.116 --> 24:11.784
‫به کمکت نیاز دارم، پاول

24:11.868 --> 24:13.452
‫امر کنید، قربان

24:13.536 --> 24:16.831
‫- آمار یه پلاک رو برام در بیار
‫- البته. بگید

24:16.914 --> 24:17.999
‫پلاک شهروندی. ایالت مِین

24:18.082 --> 24:19.750
‫هفت. هفت. چهار. اُ. تی. اِل

24:20.918 --> 24:22.336
‫الان بررسیش می‌کنم

24:23.546 --> 24:25.256
‫راستی...

24:25.339 --> 24:26.924
‫میشه یه سؤال بپرسم؟

24:28.467 --> 24:29.552
‫بپرس

24:29.635 --> 24:33.514
‫میز قدیمی‌تون هنوز اینجاست و سمت راستش

24:33.598 --> 24:34.849
‫یه فرو رفتگی هست

24:34.932 --> 24:37.351
‫شایعه شده که کله‌ی سرهنگ رو کوبوندید اونجا

24:37.435 --> 24:38.561
‫درسته؟

24:38.644 --> 24:41.731
‫دیوید اُدانل وقتی با توپ بولینگ استن لاوری
‫بازی می‌کرد اون دسته‌گل رو به آب داد

24:41.814 --> 24:43.232
‫لاوری هم اینطوری تلافی کرد:

24:43.316 --> 24:45.776
‫موقعی که اُدانل روی مبل خوابش برده بود،
‫روی صورتش عکس کیر کشید

24:45.860 --> 24:49.238
‫رفیق، قصه‌های اونا رو هم شنیدیم

24:50.323 --> 24:51.699
‫انگار سیستمشون یه مشکلی داره

24:51.782 --> 24:54.535
‫می‌تونم پیداش که کردم زنگ بزنم.
‫به همین شماره زنگ بزنم؟

24:54.619 --> 24:58.122
‫نه. آدرس محل اقامتم رو یادداشت کن

25:06.839 --> 25:09.008
‫مأموران فدرال! باز کن!

25:19.032 --> 25:26.032
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

25:53.177 --> 25:54.720
‫کجا تشریف می‌برید، آقای ریچر؟

25:54.804 --> 25:56.347
‫کی گفته اسم من ریچره؟

25:56.430 --> 25:57.974
‫مدیر این سگ‌دونی که نگفته

25:58.057 --> 26:00.393
‫گفت اسمی که ثبت کردی «راب رفشنایدر»ـه
‫(بازیکن بیس‌بال اصالتاً کُره‌ای)

26:00.476 --> 26:02.770
‫ولی به نظر من که زیاد
‫شبیه بازیکن‌های میانی نیستی

26:02.853 --> 26:05.147
‫می‌خوای کنار سطل آشغال حرف بزنیم

26:05.231 --> 26:08.901
‫یا میشه یه جایی پیدا کنیم که
‫کمتر بوی استفراغ بده؟

26:15.074 --> 26:17.034
‫چه جای قشنگی

26:17.118 --> 26:19.078
‫«مُتل 6» پر بود

26:19.161 --> 26:21.747
‫اینجا به 6 نمی‌رسه نمره‌اش، 2 ئـه

26:21.831 --> 26:24.083
‫من که شما رو دعوت نکردم اینجا، مأمور...؟

26:24.166 --> 26:25.543
‫دافی. سوزان دافی

26:25.544 --> 26:26.921
‫اون دوتایی هم که دم در

26:27.003 --> 26:29.964
‫دست به کیر ولشون کردی
‫الیوت و ویلانویوا هستن‌

26:30.047 --> 26:31.716
‫چرا فرار کردی؟

26:31.799 --> 26:34.093
‫ما که گفتیم مأمور فدرال هستیم

26:34.176 --> 26:35.678
‫هر کسی می‌تونه هر عنوانی رو
‫به خودش نسبت بده

26:35.761 --> 26:39.557
‫اینجا خلافکار پَروره.
‫ترسیدم.

26:39.640 --> 26:42.852
‫به شما نمی‌خوره اهل ترسیدن باشید، آقای ریچر

26:44.061 --> 26:45.563
‫ریچر خالی

26:45.646 --> 26:48.065
‫باشه، ریچر. چرا از اسم مستعار استفاده می‌کنید؟

26:48.149 --> 26:49.442
‫حریم‌خصوصی‌ام رو دوست دارم

26:49.525 --> 26:52.028
‫- واسه همین آدرسی ندادی؟
‫- نه

26:52.111 --> 26:54.196
‫پس چرا آدرسی ندادی؟

26:54.280 --> 26:55.573
‫چون ندارم

26:55.656 --> 26:57.199
‫توی مِین چیکار می‌کنی؟

26:57.283 --> 26:58.576
‫دنبال شاه‌میگوی خوب می‌گشتم

26:58.659 --> 27:01.620
‫- شوخی نمی‌کنیم
‫- من هم همینطور

27:01.704 --> 27:05.291
‫توی کیپ‌می بودم، یه شاه‌میگوی آشغال خوردم،
‫بهترش رو می‌خواستم، اومدم اینجا

27:05.374 --> 27:08.836
‫- به نظرت بامزه‌ست؟
‫- به نظرم دارید وقتم رو تلف می‌کنید

27:08.919 --> 27:12.548
‫نمی‌دونم از من چی می‌خواید،
‫ولی من از شما هیچی نمی‌خوام

27:12.631 --> 27:14.800
‫پس برمی‌گردم اتاقم

27:14.884 --> 27:18.596
‫تا صبر کنی استوار پاول بهت زنگ بزنه؟

27:19.930 --> 27:21.640
‫خودت رو اذیت نکن.
‫زنگ نمی‌زنه.

27:21.724 --> 27:24.769
‫پس چطوره بشینی روی اون صندلی

27:24.852 --> 27:27.938
‫می‌تونی به اردک غذا بدی و
‫ما هم حرفمون رو تموم کنیم

27:29.398 --> 27:31.192
‫پاول فروختت

27:31.275 --> 27:35.321
‫زبون وا نمی‌کرد، تا اینکه به اتهام کارشکنی
‫در تحقیقات فدرال تهدیدش کردیم

27:35.404 --> 27:38.741
‫- بچه کم مونده بود گریه کنه
‫- خجالت‌آوره لعنتی

27:38.824 --> 27:40.242
‫چه تحقیقاتِ فدرالی؟

27:40.326 --> 27:43.913
‫ما داریم در مورد یه تجارتِ واردات فرش
‫به نام «بیزار بازار» تحقیق می‌کنیم

27:43.996 --> 27:46.499
‫و اداره مبارزه با مواد مخدر فکر می‌کنه
‫اونا فقط فرش وارد نمی‌کنن

27:46.582 --> 27:49.710
‫چند هفته پیش،
‫یه قاچاقچی سطح بالای مواد مخدر لس آنجلسی،

27:49.794 --> 27:52.588
‫برای ملاقات با مالکِ بیزار بازار
‫به مین پرواز کرد

27:52.671 --> 27:55.841
‫قاچاقچی‌های بزرگ مواد مخدر
‫برای خرید فرش 5 هزار کیلومتر سفر نمی‌کنن

27:55.925 --> 27:58.260
‫پس حدس می‌زنیم
‫مالکِ بیزار بازار تأمین‌کننده‌اش باشه

27:58.344 --> 28:01.055
‫که اون رو مسئول بیشتر سمّی می‌کنه

28:01.138 --> 28:03.808
‫که به غرب ایالات متحده وارد میشه

28:03.891 --> 28:05.744
‫مشکل اینه که نمی‌تونیم
‫چیزی از یارو پیدا کنیم

28:05.768 --> 28:07.228
‫نه حتی یه آدرس

28:07.311 --> 28:10.398
‫فکر می‌کنیم ملکش به نام شرکتی چیزی ثبت شده

28:11.690 --> 28:12.983
‫این چه ربطی به من داره؟

28:13.067 --> 28:15.611
‫شماره پلاکی که آمارش رو در آوردی
‫به ماشینی پیچ شده بود

28:15.694 --> 28:17.988
‫که شاه فرش رو به اون جلسه آورده بود

28:18.072 --> 28:20.825
‫ما شماره رو توی سیستم ثبت کرده بودیم
‫پس وقتی پاول برات بررسیش کرد

28:20.908 --> 28:22.493
‫ما بلافاصله خبردار شدیم

28:22.576 --> 28:23.786
‫چرا پلاکه رو بررسی می‌کردی؟

28:23.869 --> 28:25.746
‫شاید راننده‌اش زد به ماشینم و فرار کرد

28:25.830 --> 28:27.623
‫اون واقعاً زد به ماشینت و فرار کرد؟

28:27.706 --> 28:29.041
‫من ماشین ندارم

28:35.798 --> 28:37.924
‫زکری بک. می‌شناسیش؟

28:37.948 --> 28:40.428
‫لعنت بر شیطون. الیوت،
‫نباید به کسی که بازجویی می‌کنیم

28:40.511 --> 28:43.597
‫اسمِ سوژه رو بگی،
‫و بعد بپرسی می‌شناستش یا نه.

28:43.681 --> 28:45.558
‫شرمنده. لعنتی

28:45.641 --> 28:47.560
‫من نمی‌شناسمش.

28:49.687 --> 28:51.897
‫اینجا کسی رو می‌شناسی؟

28:51.981 --> 28:53.065
‫نه

28:54.191 --> 28:56.652
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم.
‫فکر کنم یکی رو توی اون ماشین دیدی

28:56.735 --> 28:59.071
‫که می‌شناختی و حالا دنبالش می‌گردی

28:59.155 --> 29:00.239
‫پس اون کی بود؟

29:01.907 --> 29:04.618
‫طبق گفته‌ی پاول،
‫تو یه جور ابرپلیس ارتش بود.

29:04.702 --> 29:06.996
‫سابقه‌ات رو بررسی کردیم.
‫بیشتر از تام بریدی جایزه گرفتی.

29:07.079 --> 29:08.122
‫کونِ لق اون خائن

29:08.205 --> 29:10.583
‫برای همین الان اومدیم سراغت.
‫به کمکت نیاز داریم.

29:12.084 --> 29:14.712
‫پس باید واقعاً درمونده باشید

29:14.795 --> 29:17.173
‫- رفیق، نمی‌دونی اوضاع چقدر خرابه
‫- و نمی‌خوام هم بدونم

29:17.256 --> 29:19.258
‫حداقل تا وقتی که یه کاری برام بکنید

29:20.968 --> 29:23.345
‫تو آدمی نیستی که بخوام
‫در حقش لطفی بکنم

29:23.429 --> 29:25.598
‫- واسه چی؟
‫- تو خیلی رو مُخی

29:25.681 --> 29:27.183
‫مثل یه عوضی به سؤالات جواب میدی

29:27.266 --> 29:29.810
‫- همیشه انقدر رُکی؟
‫- همیشه انقدر خسته‌کننده‌ای؟

29:34.648 --> 29:36.734
‫خب چیکار می‌تونم برات بکنم، ریچر؟

29:36.817 --> 29:38.986
‫سوابق بیمارستان‌های اطراف
‫لینتونِ ویرجینیا رو بررسی کن

29:39.069 --> 29:41.280
‫مربوط به تاریخ 13 مارس 2012
‫یا بلافاصله بعدش

29:41.363 --> 29:43.866
‫- دنبال چی می‌گردیم؟
‫- یه مرد آسیایی آمریکایی تقریباً 40 ساله،

29:43.949 --> 29:47.161
‫که با جراحات حاصل از شلیک
‫با تفنگِ کالیبر پایین به سرش،

29:47.244 --> 29:49.705
‫سقوط از بلندی و غرق شدن بستری شده.
‫ببینید، شما مأمور فدرالید.

29:49.705 --> 29:52.333
‫شما منابع در اختیار دارید.
‫چیزی پیدا کردید، بهم زنگ بزنید.

29:52.416 --> 29:54.960
‫شاید اون موقع بتونیم
‫در مورد چیزی که لازم دارید حرف بزنیم

30:16.190 --> 30:18.108
‫خب، آدمی رو که دنبالش بودی پیدا کردیم

30:18.192 --> 30:22.821
‫آب بدنِ نیمه‌جونش رو به ساحل آورده بود
‫توی جنوبِ فلان جای ویرجینیا

30:22.905 --> 30:25.074
‫- لینتون
‫- حالا هرچی

30:25.157 --> 30:26.909
‫زخم‌هاش با توصیفت مطابقت داشتن

30:26.992 --> 30:30.538
‫گلوله‌ی کالیبر پایین توی جمجمه‌اش بوده،
‫آسیب‌های داخلی شدیدی داشته.

30:30.621 --> 30:32.331
‫یه ساحل‌گرد پیداش کرده

30:32.414 --> 30:34.708
‫دکترها به نتیجه رسیدن که
‫آبِ خیلی سرد نجاتش داده

30:34.792 --> 30:36.501
‫- هیپوترمی
‫- آره

30:36.525 --> 30:38.378
‫ضربانِ قلبش رو کند کرده
‫و خونریزی نکرده،

30:38.402 --> 30:40.631
‫کاهش تقاضای اکسیژن
‫از آسیب مغزی جلوگیری کرده

30:40.714 --> 30:43.884
‫تقریباً 6 ماه طول کشیده که دکترها
‫بتونن به حالت اول برش گردونن

30:43.968 --> 30:46.262
‫به کادر درمان گفت چه اتفاقی براش افتاده؟

30:46.345 --> 30:47.888
‫ادعا کرد یادش نمیاد

30:47.972 --> 30:48.931
‫پرونده‌اش رو میدی؟

30:49.014 --> 30:52.059
‫وقتی یارو توی بیمارستان بوده
‫روان‌پزشک‌ها به طور مرتب

30:52.142 --> 30:53.269
‫با طرف مصاحبه می‌کردن

30:53.352 --> 30:55.646
‫روی داستانش اصرار داشته

30:55.729 --> 30:57.606
‫می‌بینی کسِ دیگه‌ای چیزی بخوره؟

30:57.690 --> 30:59.834
‫چیه؟ اول صبح رفته بودم
‫پیش کینکو پرونده‌ها رو کپی کنم،

30:59.858 --> 31:02.278
‫- وقت نداشتم صبحونه بخورم...
‫- اونا تشخیص فراموشی در اثر ضایعه دادن

31:02.361 --> 31:06.699
‫فکر می‌کردن اون واقعاً از حادثه و یکی دو روز قبلش
‫هیچی به یاد نمی‌آورد،

31:06.782 --> 31:09.159
‫ولی به نتیجه رسیدن باید یه چیزهایی
‫از قبلش به یاد بیاره

31:09.243 --> 31:12.538
‫اونا حس کردن شاید وانمود می‌کرده
‫چیزی به یاد نمیاره

31:12.621 --> 31:14.915
‫به بازجویی ازش ادامه دادن،
‫اما هیچوقت به حرف نیومد.

31:14.999 --> 31:16.959
‫پلیس‌های محلی بررسیش کردن؟

31:17.042 --> 31:19.670
‫کلانتر بخش آثار انگشتش رو چک کرده،
‫ولی توی سیستم نبودن.

31:19.753 --> 31:23.132
‫همچنین با شخص گُمشده‌ای مطابقت نداشته
‫و هیچکس هم نیومده دنبالش،

31:23.215 --> 31:24.633
‫بنابراین مجهول‌الهویه مونده

31:24.717 --> 31:26.570
‫ولی با توجه به نگاه عمیقی که بهش می‌کنی،

31:26.594 --> 31:28.137
‫فکر کنم اسمش رو می‌دونی

31:31.640 --> 31:34.852
‫کونِ لقت، پسر گُنده. من برات رو کردم،
‫تو هم برام رو کن.

31:34.935 --> 31:36.478
‫یا جایی که اهلش هستی
‫قانونی وجود نداره؟

31:36.562 --> 31:38.105
‫من واقعاً اهل جایی نیستم

31:38.188 --> 31:40.065
‫خب، من اهل یه جایی‌ام.
‫و توی خیابون امرسون،

31:40.149 --> 31:42.818
‫اگه کارِ درست رو انجام نمی‌دادی،
‫یه کشیده می‌خورد درِ گوشت.

31:50.200 --> 31:52.411
‫سرهنگ دوم فرانسیس اگزیویر کوئین

31:52.494 --> 31:54.246
‫از اطلاعاتِ ارتش

31:54.330 --> 31:57.291
‫با فروختن اسرارِ ارتش به کشورهای دشمن
‫پول اضافه در می‌آورد

31:58.626 --> 32:00.210
‫هیچوقت نتونستیم دستگیرش کنیم

32:00.294 --> 32:03.380
‫- کی از پرتگاه پرتش کرد پایین؟
‫- شاید یه مشتریِ ناراضی

32:03.464 --> 32:05.049
‫اون با آدم‌های بدی سر و کار داشت

32:06.050 --> 32:08.636
‫اگه این یارو نظامی بوده،
‫اثر انگشتش باید توی سیستم می‌بود.

32:09.845 --> 32:11.305
‫اون ارتباطات عمیقی
‫توی اطلاعات ارتش داشت

32:11.388 --> 32:14.058
‫گمونم وقتی فرار کرده
‫یه نفر از داخل اطلاعاتش رو پاک کرده

32:14.141 --> 32:15.851
‫شاید عکس‌هاشم پاک کردن

32:16.852 --> 32:19.063
‫تو کوئین رو توی ماشینِ بک دیدی

32:19.146 --> 32:20.564
‫آره

32:20.648 --> 32:22.524
‫و حالا می‌خوای پیداش کنی

32:23.942 --> 32:25.527
‫آره

32:25.611 --> 32:27.279
‫پس شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم

32:27.363 --> 32:29.073
‫بیا بریم قدم بزنیم

32:34.328 --> 32:37.206
‫ببین، فکر کنم می‌تونم بهت اعتماد کنم،

32:37.289 --> 32:39.625
‫ولی سعی دارم مطمئن شم

32:40.793 --> 32:42.252
‫چرا؟

32:42.336 --> 32:44.380
‫چون من گند زدم

32:44.463 --> 32:48.300
‫هفته‌ها زیر نظر گرفتن دارین پرادو،
‫همون قاچاقچی مواد لس آنجلسی،

32:48.384 --> 32:51.261
‫همش به خاطر یه حکمِ بد بی‌اعتبار شد

32:51.345 --> 32:53.263
‫چطور این اتفاق افتاد؟

32:53.347 --> 32:56.558
‫ما از جایی که فکر می‌کردیم زمینِ عمومیه
‫زیر نظرش گرفتیم ازش فیلمبرداری کردیم

32:56.642 --> 32:59.144
‫یه جنگل ملی که وسط ناکجاآباد بود

32:59.228 --> 33:02.356
‫اما به یه ملکِ شخصی متصل بود

33:02.439 --> 33:04.983
‫ما 6 متر اون طرفِ مرز بودیم
‫و نمی‌دونستیم

33:05.067 --> 33:07.861
‫حکم بهمون اجازه نمی‌داد
‫از اونجا فیلمبرداری کنیم

33:07.945 --> 33:09.822
‫نقشه‌ی نقشه‌بردار رو اشتباه خوندید؟

33:09.905 --> 33:12.366
‫یه افتضاح واقعی بود، خب؟

33:12.449 --> 33:16.370
‫یه عالمه کار هیچ و پوچ شد
‫و مبارزه با مواد مخدر پرونده رو ازمون گرفت

33:16.453 --> 33:18.205
‫حالا غیررسمی روش کار می‌کنید؟

33:18.288 --> 33:21.291
‫من نمیذارم آدم بدها قسر در برن

33:21.375 --> 33:23.770
‫و من رهبرِ تیم هستم. هیچکس
‫کارهای روزمره‌ام رو زیر نظر نداره.

33:23.794 --> 33:26.880
‫پس حالا روی بک تمرکز کردی؟

33:26.964 --> 33:30.217
‫پرادو برای ملاقات باهاش
‫این همه راه تا اینجا اومد،

33:30.300 --> 33:32.386
‫پس بک ممکنه کله‌گُنده‌تر باشه

33:32.469 --> 33:35.514
‫و اگه اون رو گیر بندازیم،
‫پرادو رو هم می‌گیریم، درسته؟

33:35.597 --> 33:38.934
‫ولی بک یه شبح از آب در اومد.
‫نتونستیم هیچی ازش پیدا کنیم.

33:39.017 --> 33:42.312
‫برای همین یه فکرِ بکر به ذهنم رسید
‫که با یه خبرچین قدیمی تماس بگیرم

33:42.396 --> 33:45.232
‫یه حسی بهم میگه
‫طبق برنامه‌ات پیش نرفت

33:45.315 --> 33:47.985
‫یه بچه به اسم تریسا دنیله

33:48.068 --> 33:50.738
‫چند سال پیش،
‫دوست پسرِ لاشی‌اش گولش زده

33:50.821 --> 33:53.073
‫که قطعاتِ ماشین پر از کوکائین تحویل بده

33:53.157 --> 33:54.575
‫خودش خبر نداشت

33:54.658 --> 33:56.409
‫من دستگیرش کردم،
کردمش آدمِ خودم،‏

33:56.433 --> 33:58.433
‫تبدیل شد به بهترین خبرچینی
‫که تا به حال داشتم

33:58.620 --> 34:02.040
‫این بچه انقدر معصوم و بی‌ادعاست...

34:02.124 --> 34:05.711
‫- هیچکس مشکوک نمیشه جاسوسه
‫- هیچکس. اون ذاتاً خبرچینه

34:05.794 --> 34:09.465
‫پس وقتی دیدم بیزار بازار یه آگهی آنلاین
‫برای استخدام یه منشی داده،

34:09.548 --> 34:10.966
‫به تریسا زنگ زدم

34:11.049 --> 34:13.343
‫اون با مادربزرگش زندگی می‌کنه،
‫ازش مراقبت می‌کنه،

34:13.427 --> 34:15.763
‫برای همین می‌دونستم پول لازم داره

34:15.846 --> 34:18.015
‫اون توی انبارِ بیزار بازار استخدام شد

34:18.098 --> 34:21.518
‫و قرار بود بهم گزارش بده
‫بک اونجا چیکار می‌کنه

34:21.602 --> 34:23.020
‫ولی؟

34:25.314 --> 34:28.025
‫حدود یه هفته پیش، ناپدید شد

34:29.318 --> 34:32.529
‫دیگه ازش خبری نگرفتم
‫مادربزرگش هم نمی‌دونه کجاست

34:32.613 --> 34:35.866
‫اون به بیزار بازار زنگ زد،
‫ولی اونا گفتن هیچوقت سرِ کار نیومده،

34:35.949 --> 34:39.286
‫پس پیرزنه مطمئنه که نوه‌اش
‫دوباره مواد مصرف می‌کنه

34:40.370 --> 34:41.872
‫ولی تو فکر می‌کنی به این سادگی نیست

34:41.955 --> 34:44.833
‫من معتادها رو می‌شناسم.
‫تریسا اعتیاد رو پشت سر گذاشته بود

34:44.917 --> 34:46.835
‫کاملاً متحول شده بود

34:46.919 --> 34:48.837
‫فکر کنم حین تجسس در مورد بک گیر افتاده

34:48.921 --> 34:50.881
‫و یه بلایی سرش اومده

34:50.964 --> 34:53.884
‫باید بفهمم چی شده،
‫ولی هیچ قاضی‌ای حکم صادر نمی‌کنه

34:53.967 --> 34:58.514
‫که توی ملکِ یه تاجر محلی سرشناس
‫دنبال یه معتاد سابق که از کار در رفته بگردم

34:58.597 --> 35:01.225
‫یعنی، اون 20 سالشه،
‫ولی بازم فقط یه بچه‌ست.

35:03.393 --> 35:06.772
‫ببین. این گوشواره‌های
‫حلقه‌ای گُنده رو میندازه

35:06.855 --> 35:08.649
‫مثل خواهرزاده‌ام و دوست‌هاش

35:10.692 --> 35:12.569
‫چرا این رو بهم نشون میدی؟

35:14.154 --> 35:15.906
‫چون باید بدونی اون چه شکلیه

35:15.989 --> 35:19.326
‫وقتی می‌فرستمت داخل تشکیلاتِ بک
‫که پیداش کنی

35:19.409 --> 35:21.995
‫دلم نمی‌خواد این رو بهت بگم،
‫ولی اگه تریسا توسط کسی دزدیده شده

35:22.079 --> 35:25.165
‫که با ایگزیویر کوئین ارتباط داره،
‫احتمالش زیاده که دیر کرده باشی.

35:25.249 --> 35:27.167
‫چرا همچین چیزی به من میگی؟

35:27.251 --> 35:28.919
‫چون باهوش‌تر از اونی
‫که بشه بهت دروغ گفت

35:29.002 --> 35:31.046
‫بلافاصله متوجه میشی

35:31.129 --> 35:32.214
‫اون انقدر بده؟

35:32.297 --> 35:34.424
‫اون بدترین آدمیه که توی عمرم دیدم

35:34.508 --> 35:37.052
‫خب، این دلیل بیشتریه که با ما همراه شی

35:37.135 --> 35:38.470
‫باید کوئین رو پیدا کنی

35:38.554 --> 35:41.765
‫وقتی این کارو می‌کنی،
‫می‌تونی کمکم کنی تریسا رو پیدا کنم.

35:41.849 --> 35:45.644
‫می‌دونی، من فقط یه بچه‌خوشگل نیستم.
‫نقشه دارم.

35:48.021 --> 35:50.399
‫پسرِ زکری بک، ریچارد

35:50.482 --> 35:52.609
‫پنج سال پیش، ربوده شده بود

35:52.693 --> 35:55.529
‫می‌دونی این روزها توی آمریکا
‫درصد وقوع آدم‌ربایی چقدره؟

35:55.612 --> 35:58.490
‫ممکنه سرِ جنگ قلمرویی باشه.
‫قاچاقچی‌های مواد رقیب.

35:58.574 --> 36:01.201
‫مخصوصاً چون آدم‌رباها
‫گوشِ بچه رو بریدن

36:01.285 --> 36:04.371
‫و برای بک فرستادن،
‫که در ضمن هرگز سراغ پلیس نرفت.

36:04.454 --> 36:06.582
‫پس تو چطور ازش خبر داری؟

36:06.665 --> 36:09.250
‫خب، وقتی با یه گوش قطع شده
‫توی محوطه‌ی دانشگاه بگردی،

36:09.274 --> 36:10.854
‫سؤال‌هایی برای بچه‌ها پیش میاد

36:10.878 --> 36:14.256
‫ریچارد به بعضی‌هاشون جواب داده
‫و یکی از همکلاسی‌هاش

36:14.339 --> 36:16.592
‫در ازای چشم پوشی ما از اتهاماتِ جزئی
‫مواد مخدرش حرف زد

36:16.675 --> 36:18.635
‫پس بچه‌ی بک زندگیِ سختی داشته

36:18.659 --> 36:20.405
‫اون چه ربطی به نقشه‌ات داره؟

36:20.429 --> 36:22.472
‫تو به بک نزدیک میشی

36:22.556 --> 36:24.975
‫از طریق نجات دادن پسرش
‫از ربوده شدن دوباره

36:25.058 --> 36:28.353
‫- خبرچین مخفی؟
‫- آره، چه مشکلی داره؟

36:28.437 --> 36:30.105
‫آخرین خبرچینت گُم و گور شده

36:30.188 --> 36:33.984
‫یادته قبلاً در مورد عوضی بودنت چی گفتم؟

36:34.067 --> 36:35.944
‫الان داری همون کارو می‌کنی

36:40.198 --> 36:43.035
‫خب، یه ماشین توقیفی محکم
‫از پارکینگ مبارزه با مواد مخدر برمی‌داریم،

36:43.118 --> 36:46.496
‫می‌کوبیم به ماشینِ بادیگارد
‫و گیرش میندازم تا نتونه حرکت کنه

36:46.580 --> 36:48.081
‫هنوزم باید حساب یارو رو برسیم

36:48.165 --> 36:49.875
‫و اونم آدمِ ساده و هالویی نیست

36:49.958 --> 36:52.794
‫پرونده‌ی نسبتاً سنگینی داره:
‫ضرب و جرح، سرقت مسلحانه

36:52.878 --> 36:54.129
‫بلده چطور از تفنگش استفاده کنه

36:54.212 --> 36:56.048
‫عالیه. چطور از تیر خوردن پرهیز کنیم؟

36:56.131 --> 36:58.050
‫چون نمی‌تونیم یارو رو بکشیم

36:58.133 --> 37:00.385
‫هی، بالأخره اومدی. بده من

37:01.803 --> 37:04.222
‫- این دیگه چه گُهیه؟ گفتم از دینک بخر
‫- دونات دوناته دیگه

37:04.306 --> 37:05.390
‫دهنِ کثیفت رو ببند

37:05.474 --> 37:07.100
‫خیلی خب، باشه،
‫پس خودم همه رو می‌خورم

37:07.184 --> 37:08.352
‫نگفتم نمی‌خوامشون

37:08.435 --> 37:10.812
‫- امروز قرص چربی‌ات رو خوردی؟
‫- هنوز منتظر بسته‌ی جدیدش هستم

37:10.896 --> 37:13.231
‫اوه

37:13.315 --> 37:16.026
‫بیاید فرض کنیم تصادف
‫بادیگارد رو شوکه کنه

37:16.109 --> 37:18.654
‫به این معنا نیست که
‫چندتا تیر شلیک نکنه

37:18.737 --> 37:21.907
‫دافی راست میگه.
‫بیشتر لازم داریم

37:23.867 --> 37:25.619
‫توی کویت از نارنجک فلش‌بنگ استفاده می‌کردیم

37:25.702 --> 37:28.497
‫وقتی می‌خواستیم یه هدف رو
‫برای بازجویی زنده نگه داریم

37:28.580 --> 37:31.750
‫بادیگارد آسیب جدی نمی‌بینه،
‫ولی نمی‌تونه اقدام متقابل کنه.

37:31.833 --> 37:35.712
‫شیشه‌ها رو می‌شکنه
‫و باعث میشه ریچارد دروغ رو باور کنه

37:35.796 --> 37:38.715
‫و یه موقعیت شغلی ایجاد می‌کنه.
‫بک یه بادیگارد جدید لازمش میشه.

37:38.799 --> 37:40.509
‫خیلی خب، شرمنده. من گیج شدم

37:40.592 --> 37:42.302
‫- تعجبی هم نداره
‫- اگه بادیگارد واقعاً نمیره،

37:42.326 --> 37:44.554
‫می‌تونه بره به بک بگه
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده

37:44.638 --> 37:46.974
‫پس چطور این رو حل کنیم؟

37:47.057 --> 37:49.017
‫تا مدت نامعلوم نگهش می‌داریم

37:49.101 --> 37:51.687
‫و حتی حق تماس تلفنی هم بهش نمی‌دیم

37:51.770 --> 37:54.606
‫کاملاً مطمئنم طبق قانون اساسی
‫نمی‌تونید این کارو بکنید

37:54.690 --> 37:56.024
‫شما مأمور مبارزه با مواد مخدرید

37:56.108 --> 37:58.485
‫یکم مواد از اتاق مدارک بردارید
‫و توی ماشینش جاساز کنید،

37:58.568 --> 38:00.779
‫بگید داشته از یه قاچاقچی
‫اهل آمریکای مرکزی می‌خریدتش،

38:00.862 --> 38:02.697
‫اون وقت تبدیل میشه به پرونده
‫تروریسم مواد مخدر

38:02.721 --> 38:03.925
‫می‌تونید تا هر وقت می‌خواید نگهش دارید

38:03.949 --> 38:05.575
‫بدون اتهام رسمی
‫و حق گرفتن وکیل

38:07.202 --> 38:09.412
‫- قانون اجازه‌ی این کارو میده؟
‫- خاکسریـه، تکلیفش معلوم نیست

38:09.436 --> 38:12.541
‫سوراخ کونِ موش خاکستریـه.
در بهترین حالت غیرقانونی نیست.‏

38:14.584 --> 38:16.586
‫ولی فکر نکنم چاره‌ای داشته باشیم

38:16.670 --> 38:19.131
‫و وقتی گیرش بیاریم،
‫می‌تونیم ازش بازجویی کنیم. ایده‌ی خوبیه.

38:20.632 --> 38:22.259
فقط بچه‌خوشگل نیستم

38:23.802 --> 38:27.014
‫خیلی خب، این ترتیب بادیگاردمون رو میده

38:27.097 --> 38:28.515
‫کی نقش آدم‌ربا رو بازی می‌کنه؟

38:31.852 --> 38:32.978
‫من انجامش میدم

38:33.061 --> 38:35.856
‫نه. این کار با روحیاتِ تو سازگار نیست، گلم

38:35.939 --> 38:38.567
‫قراره ماشین‌ها تصادف کنن
‫و شیشه‌هاشون بشکنه

38:38.650 --> 38:40.068
‫ویلی، می‌تونی یه بازنشسته رو بیاری؟

38:40.152 --> 38:41.069
‫نه. نه. به هیچ وجه

38:41.153 --> 38:41.987
‫ببخشید؟

38:43.363 --> 38:44.531
‫منم که حکم رو خراب کردم

38:44.614 --> 38:49.119
‫من نقشه‌ی نقشه‌بردار رو اشتباه خوندم
‫و توی زمینِ خصوصی مستقرمون کردم

38:49.202 --> 38:50.912
‫من درستش می‌کنم

38:53.040 --> 38:56.501
‫مغز نداری اما یکم تُخم داری.
‫باشه، تو آدم‌ربامون میشی.

38:56.585 --> 38:59.755
‫باشه. تو به ریچارد حمله می‌کنی.
‫چطور جلوت رو بگیرم؟

38:59.838 --> 39:02.424
‫اون قراره از نزدیک شاهد باشه
‫و دعوای الکی، کل ماجرا رو الکی نشون میده

39:03.550 --> 39:04.843
‫بهش شلیک می‌کنیم

39:06.178 --> 39:07.804
‫جدی؟

39:07.888 --> 39:09.973
‫تو یه راکونِ کثیفی

39:14.394 --> 39:16.229
‫مطمئنی این بی‌خطره؟

39:16.313 --> 39:19.608
‫بچه‌ی رفیقم همیشه توی فیلم‌های هندی
‫که می‌سازه از اینا استفاده می‌کنه

39:19.691 --> 39:22.861
‫- بچه‌ی رفیقت
‫- جنس باکیفیتیه

39:22.944 --> 39:24.738
‫خیلی خب، حرکت نکن

39:26.281 --> 39:29.326
‫خیلی خب، انگشتت رو به سمت بچه بگیر
‫و بگو «بنگ»

39:30.452 --> 39:32.120
‫نه

39:32.204 --> 39:33.538
‫محض رضای خدا. بنگ!

39:33.622 --> 39:35.415
‫عالیه یا نه؟

39:35.499 --> 39:37.667
‫می‌تونم نزدیک قایم شم
‫و منفجرش کنم

39:38.919 --> 39:41.421
‫لعنت، ویلی!
‫اول بهم هشدار بده!

39:41.505 --> 39:43.924
‫باعث میشی سکته کنه.
‫بدش به من!

39:45.133 --> 39:48.720
‫خدایا! لعنتی...
‫بیخیال، بچه‌ها، اصلاً خنده‌دار نیست.

39:48.804 --> 39:50.514
‫به نظر من که خنده‌داره. بچه‌ها؟

39:50.597 --> 39:51.848
‫به نظر منم همینطوره

39:51.932 --> 39:53.642
‫یه جورایی خنده‌داره

39:54.976 --> 39:56.103
‫

39:56.186 --> 39:59.481
‫بعد از انفجارِ نارنجک قلابی
‫و درگیری مسلحانه،

39:59.564 --> 40:01.608
‫ریچارد به راحتی باهام نمیاد

40:01.691 --> 40:03.652
‫- تو داری فرض می‌کنی
‫- نه

40:03.735 --> 40:05.946
‫توی تحقیقات، فرضیات میخ تابوتت میشن

40:06.029 --> 40:08.240
‫من دارم یه پیش‌بینی منطقی می‌کنم
‫که بچه‌ی دانشگاهی

40:08.323 --> 40:10.992
‫که نزدیک بوده برای بار دوم
‫توی عمرش ربوده بشه،

40:11.076 --> 40:14.579
‫تا حد مرگ می‌ترسه و می‌خواد کسی که
‫نجاتش داده ببرتش پیش پلیس

40:14.663 --> 40:17.374
‫اگه روی این اصرار کنه،
‫همه‌ی اینا اتلاف وقته.

40:17.457 --> 40:19.084
‫اون بی‌راه نمیگه، ویلی

40:20.877 --> 40:23.588
‫قبول نکن. تو رانندگی می‌کنی،
‫فقط ببرش خونه.

40:23.672 --> 40:26.591
‫این مشکوکه. من سعی دارم
‫به تشکیلات باباش نفوذ کنم

40:26.675 --> 40:29.094
‫نباید جای هیچ شکی باقی بذاریم

40:29.177 --> 40:30.262
‫

40:31.346 --> 40:32.848
‫خب چیکار کنیم؟

40:32.931 --> 40:35.475
‫گزینه‌ی رفتن پیش پلیس رو کاملاً حذف می‌کنیم

40:36.810 --> 40:37.811
‫چطوری؟

40:39.437 --> 40:41.314
‫من یه پلیس رو می‌کشم

40:44.860 --> 40:49.114
‫زمانی از روز که این کارو می‌کنیم،
‫خیابون‌ها باید عمدتاً خالی باشن.

40:49.197 --> 40:51.449
‫باید یه یوزی به الیوت بدیم

40:51.533 --> 40:55.287
‫صدای شلیک مسلسل دستی
‫مردم اطراف رو متفرق می‌کنه

40:55.370 --> 40:57.080
‫یه ون برام پیدا کن

40:57.164 --> 41:00.208
‫شیرجه می‌زنم پشتش سنگر می‌گیرم،
‫الیوت می‌تونه حسابی تیر بارونش کنه،

41:00.292 --> 41:02.043
‫یه نمایش قانع‌کننده راه بندازه

41:04.171 --> 41:06.173
‫می‌دونی فشنگِ مشقیِ خالی باورپذیر نمیشه

41:07.465 --> 41:09.843
‫برام سؤال بود کی اول این رو میگه

41:09.926 --> 41:11.887
‫یکم فشنگِ جنگی اضافه می‌کنم

41:11.970 --> 41:14.681
‫قبل از رفتن به خونه‌ی بک
‫پوکه‌های خالی رو دور می‌ریزم

41:14.764 --> 41:16.516
‫تا متوجه فرقشون نشن

41:16.600 --> 41:18.435
‫این بهم اجازه میده رادیاتور
‫ماشین آدم‌ربا رو سوراخ کنم

41:18.518 --> 41:20.270
‫و می‌تونم به تایرهاش شلیک کنم

41:20.353 --> 41:23.565
‫قبل از این که الیوت و ویلانوئوا رو
‫با فشنگِ مشقی بکشم

41:27.819 --> 41:29.279
‫از این نقشه خوشم میاد

41:30.363 --> 41:33.992
‫از این نقشه خوشم نمیاد.
‫استفاده از فشنگِ جنگی احمقانه‌ست

41:34.075 --> 41:36.244
‫اگه یادت بره چندتا تیر شلیک کردی چی؟

41:36.328 --> 41:37.847
‫ممکنه یه فشنگِ واقعی
‫توی خان مونده باشه

41:37.871 --> 41:39.497
‫وقتی تفنگ رو به سمتِ من یا الیوت می‌گیری

41:39.581 --> 41:40.790
‫به این فکر کردی، زرنگ خان؟

41:40.874 --> 41:42.500
‫آره، فکرش رو کردم

41:42.584 --> 41:45.420
‫- تفنگی رو که خواستم برام آوردی؟
‫- بیا

41:45.503 --> 41:47.088
‫که چی؟

41:50.425 --> 41:52.135
‫چاقوی جیبی داری؟

42:03.480 --> 42:06.399
‫حالا همیشه دقیقاً می‌دونم
‫فشنگ‌های مشقی کجا شروع میشن

42:11.696 --> 42:13.657
‫بهترین ماشینی که توی پارکینگ توقیف بود

42:13.740 --> 42:15.575
‫مینی‌ون قراره کنارِ سطل آشغال باشه

42:15.659 --> 42:18.495
‫رخت‌آویزم قراره روی آشغال‌ها باشه

42:19.579 --> 42:21.665
‫درِ ماشین رو باز میذاریم.
‫فقط وانمود کن به زور بازش می‌کنی.

42:23.208 --> 42:24.960
‫مشکل چیه؟

42:25.043 --> 42:27.045
‫من بلد نیستم ماشین رو
‫بدون سوئیچ روشن کنم

42:27.128 --> 42:29.839
‫پوششِ روی فرمون رو شل می‌کنی،
‫سیم‌ها رو از قبل لخت می‌کنیم.

42:29.923 --> 42:31.967
‫اونا رو بهم می‌زنی و فوراً آدم بد میشی

42:32.050 --> 42:34.844
‫همچنین نقشه‌ی خیابون رو هم بررسی کردم

42:34.928 --> 42:37.180
‫بهترین موضع مسلطت
‫قبل از شروع همه چی،

42:37.264 --> 42:39.474
‫از داخل دیسک‌فروشیه

42:39.557 --> 42:41.142
‫ولی یه دلیلی لازم داری که بری اونجا

42:41.226 --> 42:42.394
‫خب؟

42:42.477 --> 42:44.104
‫خب من هوات رو دارم

42:52.028 --> 42:53.697
‫باید با اینا چیکار کنم؟

42:53.780 --> 42:55.281
‫رکورد‌فروشی صفحاتِ گرامافون قدیمی رو می‌خره

42:55.305 --> 42:57.284
‫فقط وانمود کن می‌خوای کلکسیونم رو بفروشی

43:00.287 --> 43:01.329
‫جواب نمیده

43:01.413 --> 43:02.706
‫واسه چی؟

43:02.789 --> 43:05.958
‫چون هیچکس باورش نمیشه کسی فکر می‌کنه
‫می‌تونه یه قرون بابتِ این آشغال‌ها بگیره

43:06.501 --> 43:07.502
‫کونِ لقت

43:13.091 --> 43:15.552
‫آلبوم دیسکوی اتل مرمن؟

43:23.727 --> 43:25.812
‫امشب خبری از اردک نیست؟

43:25.895 --> 43:28.273
‫احتمالاً نمی‌خواد توی این نقشه سهیم باشه

43:33.236 --> 43:34.946
‫فکر نمی‌کنی بتونیم انجامش بدیم؟

43:35.030 --> 43:38.033
‫اگه بتونیم برخورد گلوله‌ها رو
‫در زمانِ کاملاً درست فعال کنیم

43:38.116 --> 43:40.785
‫و اگه هیچکس واقعاً تیر نخوره،

43:40.869 --> 43:44.205
‫و اگه بتونی اون بادیگارد رو
‫به اندازه‌ی کافی نگه داری،

43:44.289 --> 43:45.832
‫به نظرم فقط دو مشکل احتمالی وجود داره

43:45.915 --> 43:48.710
‫- خیلی خب، بگو ببینم
‫- پلیس‌ها

43:48.793 --> 43:51.880
‫تیراندازی خیلی سریع تموم میشه،
‫ولی اونا قطعاً بعدش پیداشون میشه.

43:51.963 --> 43:54.674
‫و من میرم اونجا بهشون میگم
‫یه معامله‌ی مواده که خراب شده،

43:54.758 --> 43:57.594
‫یه تحقیقاتِ فعال مبارزه با مواد مخدره
‫و در حوزه‌ی اختیارات ماست

43:57.677 --> 43:58.845
‫حراستِ محوطه‌ی دانشگاه چی؟

43:58.928 --> 44:00.847
‫نگهبان‌ها گاهی دوست دارن
‫قهرمان‌بازی در بیارن

44:00.930 --> 44:03.516
‫یه اداره‌ی کوچیک بدون گشتِ مرتب

44:03.600 --> 44:05.477
‫یعنی، اگه اتفاقاً سرِ راهت سبز بشن،

44:05.560 --> 44:07.354
‫باید از شرشون خلاص شی

44:09.814 --> 44:11.358
‫بدون صدمه زدن بهشون

44:15.403 --> 44:16.738
‫مشکل دوم چیه؟

44:16.821 --> 44:19.032
‫ارتباط

44:19.115 --> 44:20.367
‫چطور باهم در تماس بمونیم؟

44:22.869 --> 44:26.664
‫فکر کنم سایز درستی گرفتم

44:26.748 --> 44:29.667
‫می‌دونی در مورد مردهای پاگُنده چی میگن دیگه؟

44:29.751 --> 44:33.963
‫توی پاشنه‌ی پوتینش جای بیشتری
‫برای مخفی کردن یه گوشی سرّی داره

44:35.590 --> 44:37.884
‫یه گوشی دولتی با اتصال ماهواره‌ای،

44:37.967 --> 44:39.886
‫تقریباً غیرقابل ردیابیه

44:39.969 --> 44:41.721
‫عمرِ باتری 14 روزه

44:41.805 --> 44:45.517
‫اگه بهم نیاز داشتی
‫فقط یه تماس تلفنی باهات فاصله دارم

44:52.732 --> 44:55.026
‫وارد شدی؟ پس اون استخدامت کرد؟

44:52.832 --> 44:57.069
‫[زمان حال]

44:55.110 --> 44:57.987
‫آره. مصاحبه‌ی کاری جالبی داشتم

44:58.071 --> 45:00.031
‫مجبورم کرد رولتِ روسی بازی کنم

45:00.115 --> 45:02.325
‫احتمالاً فکر می‌کرد اینجوری نمایشی‌تره

45:02.409 --> 45:04.452
‫لعنتی. انجامش دادی؟

45:04.536 --> 45:05.995
‫از تفنگ خودم استفاده کردم

45:06.079 --> 45:07.914
‫یه خان رو علامت زده بودم، یادته؟

45:07.997 --> 45:10.083
‫گلوله رو گذاشتم توی اون،
‫پس حتی با گردونه‌ی بسته،

45:10.166 --> 45:11.459
‫همیشه می‌دونستم کجاست

45:11.543 --> 45:13.294
‫اگه اونی که گلوله توش بود
‫می‌اومد چی؟

45:13.378 --> 45:16.297
‫به مرد مسلح پشت سرم شلیک می‌کردم و
واسه خلاصی به خشونت متوسل می‌شدم

45:17.882 --> 45:19.717
‫- سرنخی از کوئین نداری؟
‫- هنوز نه

45:19.801 --> 45:21.344
‫بادیگارد در چه حاله؟

45:21.428 --> 45:23.596
‫اون توی اتاق کناریه

45:25.181 --> 45:27.684
‫بخیه‌اش زدیم،
‫چند بار بازجویی‌اش کردیم،

45:27.767 --> 45:29.269
‫ولی هیچی نمیگه

45:29.352 --> 45:31.396
‫ادعا می‌کنه بیشتر وقتش رو
‫با ریچارد می‌گذرونه

45:31.479 --> 45:34.023
‫- و خبر نداره از چی حرف می‌زنیم
‫- حرفش رو باور می‌کنی؟

45:34.107 --> 45:35.984
‫نمی‌دونم

45:36.067 --> 45:38.111
‫خب، شاید یه سرنخی از دختره داشته باشم

45:38.194 --> 45:40.989
‫رئیس حفاظت بک یه بشقاب غذا برد بیرون

45:41.072 --> 45:42.490
‫ممکنه برده باشتش کالسکه‌خونه

45:42.574 --> 45:44.659
‫جایی که فکر کنم یه سرداب مخفی هست

45:44.742 --> 45:46.786
‫منتظر میشم تا همه بخوابن

45:46.870 --> 45:48.371
‫ساعت 3 نصف شب،
‫میرم بهش سر می‌زنم.

45:48.455 --> 45:50.331
‫من رو در جریان قرار بده

49:15.370 --> 49:17.372
‫- ریچر
‫- وارد سرداب شدم

49:17.455 --> 49:19.248
‫تریسا اونجاست؟

49:24.003 --> 49:25.088
‫نه

49:26.255 --> 49:27.756
‫ولی اینجا بوده

49:28.780 --> 49:48.780
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
