WEBVTT

00:04.000 --> 00:08.180
‫یولیوس، باید اینجا بمونی و ‫استراحت کنی تا زخم‌هات خوب بشن.

00:08.180 --> 00:10.070
‫تحت هر شرایطی!

00:10.070 --> 00:11.550
‫شنیدی که چی گفت.

00:11.550 --> 00:12.450
‫البته.

00:12.970 --> 00:16.710
‫همین الانشم به اندازهٔ کافی ‫برای تو و امیلیا-ساما دردسر درست کردم.

00:16.710 --> 00:21.060
‫بعد از این همه ماجرا، ‫عمراً بتونم با وقاحت از دستورتون سرپیچی کنم.

00:21.060 --> 00:22.580
‫هر چی شما بگید همون کار رو می‌کنم.

00:22.910 --> 00:25.420
‫یه "فهمیدم" ساده هم‫کفایت می‌کرد، مرد.

00:25.420 --> 00:28.960
‫راست می‌گه!‫لازم نیست نگران ما باشی!

00:28.960 --> 00:31.650
‫ما داریم می‌گیم که باید استراحت کنی.

00:31.650 --> 00:33.920
‫هر چقدر هم بخوای می‌تونی بهمون زحمت بدی.

00:33.920 --> 00:35.380
‫به هر حال، تو یکی از مایی.

00:36.910 --> 00:40.080
‫پاتراش، لطفاً مراقب یولیوس باش، باشه؟

00:40.080 --> 00:43.990
‫اگه دوباره اتفاق عجیبی افتاد، صدامون کن.

00:44.970 --> 00:51.440
‫دیدی؟ حتی پاتراش هم داره می‌گه ‫"دفعهٔ بعد نمی‌ذارم قسر در بری".

00:51.440 --> 00:55.320
‫عجیبه که، واقعاً‫به نظر میاد همینو داره می‌گه.

00:55.320 --> 00:59.080
‫ولی از اونجایی که یه خانومه، ‫شاید با لحن زنانه‌تری گفته باشه.

01:02.820 --> 01:05.750
‫پسر خوبی می‌شم و ‫رو بهبودی‌م تمرکز می‌کنم.

01:06.780 --> 01:11.920
‫به هر حال، استراحت کردن در محاصرهٔ‫چنین دوشیزگان دوست‌داشتنی‌ای، یه موهبته.

01:13.380 --> 01:15.970
‫می‌بینم که دوباره داری شبیه خودت می‌شی.

01:15.990 --> 01:19.990
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:20.970 --> 01:22.930
‫یولیوس حالش خوب می‌شه، به گمونم؟

01:22.930 --> 01:24.380
‫نگران اون نباش.

01:24.380 --> 01:26.680
‫به نظر می‌رسه از بدترین مرحله‌ش عبور کرده.

01:26.680 --> 01:31.360
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم همچین کاری بکنه، ‫حتی بعد از کاری که شکم‌پرستی کرد.

01:31.360 --> 01:34.850
‫خب... آره، تو این مورد باهات موافقم...

01:34.850 --> 01:38.570
‫ولی کاری که کرد اساساً ‫مثل سرخک گرفتن یه مرد بود.

01:39.000 --> 01:43.290
‫چون خودسرانه عمل کرد، ‫ممکن بود برای همه‌مون با شکست تموم بشه.

01:43.920 --> 01:45.480
‫اگه این اتفاق می‌افتاد،

01:45.480 --> 01:49.250
‫مطمئن نیستم ممتحنِ طبقهٔ ‫دوم می‌ذاشت صحیح و سالم از اونجا بریم.

01:50.240 --> 01:52.710
‫حتی اون حکیم قلابیِ اونجا هم همین‌طور.

01:52.710 --> 01:53.840
‫کی، من؟

01:53.840 --> 01:56.870
‫اینکه بهم بگی حکیم قلابی خیلی بی‌رحمانه‌ست!

01:56.870 --> 01:59.510
‫من که هیچ‌وقت ادعا نکردم ‫یه حکیمم!

01:59.510 --> 02:03.730
‫تنها اسمی که دارم "شائولا" ست، ‫اسمی که ارباب بهم داده!

02:03.730 --> 02:05.470
‫من فقط به ارباب چشم دارم!

02:06.690 --> 02:08.920
‫شنیدی که چی گفت. چه فداکاری‌ای.

02:08.920 --> 02:12.540
‫ببین، نکته اینجاست که، اشتباهش ‫تبدیل به یه فاجعهٔ مرگبار نشد!

02:12.540 --> 02:13.940
‫فقط همینو به عنوان یه برد در نظر بگیر، باشه؟

02:14.230 --> 02:18.770
‫هومف. من فقط دلم نمی‌خواد ‫کسی سر راهم قرار بگیره.

02:18.770 --> 02:21.620
‫شما دو تا فقط‫می‌خواین همش با هم دعوا کنین؟

02:21.620 --> 02:24.580
‫حتی منم نمی‌تونم این وضعو تحمل کنم.

02:26.800 --> 02:28.240
‫راست می‌گی.

02:28.240 --> 02:31.120
‫کاری که الان باید ‫انجام بدیم اینه که با هم حرف بزنیم.

02:31.120 --> 02:33.260
‫باید تا زمانی که یولیوس خوب می‌شه

02:33.260 --> 02:36.710
‫یه راهی برای ‫گذروندن آزمون دوم پیدا کنیم.

02:37.210 --> 02:39.680
‫دلیلی که ممتحن ‫امیلیا-ساما رو تأیید کرد

02:40.240 --> 02:44.820
‫این بود که تونست در حین برآورده کردن ‫شروطش، ازش اطلاعات بیرون بکشه.

02:45.350 --> 02:49.120
‫شرایط قبولی تو ‫این آزمون یکم متغیره.

02:49.120 --> 02:53.070
‫آره. به یه شکل کاملاً متفاوتی ‫نسبت به آزمون طبقهٔ سوم، ناجوره.

02:53.070 --> 02:54.570
‫مشکل چیه؟

02:54.570 --> 02:57.320
‫نیازی به عجله نیست. ‫چرا فقط آروم پیش نمی‌ریم؟

02:57.800 --> 02:59.780
‫البته، واقعاً هم نمی‌تونیم آروم پیش بریم...

02:59.780 --> 03:04.990
‫ارباب من و دوستاش می‌تونن ‫هر چقدر بخوان اینجا بمونن!

03:06.670 --> 03:11.000
‫می‌دونین، من صدها سال ‫منتظر موندم تا شما بیاین اینجا.

03:11.000 --> 03:12.460
‫آره، ولی...

03:12.720 --> 03:17.840
‫پس می‌تونین هر چقدر زمان نیاز دارین ‫برای قبولی قانونی تو آزمون‌ها صرف کنین!

03:19.030 --> 03:22.550
‫تو تمام این مدت من مراقبتون خواهم بود.

03:22.940 --> 03:26.260
‫مهم نیست چند روز، ‫چند سال یا چند قرن طول بکشه.

03:26.260 --> 03:30.730
‫فقط قبل از اینکه برین ‫اینجا با من یکم خوش بگذرونین!

03:32.000 --> 03:33.310
‫شائولا...

03:42.650 --> 03:44.170
‫این خوشمزه به نظر می‌رسه!

03:44.170 --> 03:44.990
‫تماس.

03:45.730 --> 03:50.490
‫حتماً تو این دو روزی که تو رخت‌خواب افتاده بودم ‫خیلی نگران شدی، نه؟

03:50.490 --> 03:53.940
‫پس می‌تونی خیالت رو راحت کنی و امروز هر چقدر ‫می‌خوای از سر و کولم بالا بری.

03:53.940 --> 03:56.410
‫چرت و پرت نگو!

03:56.410 --> 04:02.340
‫فقط دارم مانای اضافی جمع می‌کنم تا زمانی ‫رو که خواب بودی جبران کنم، به گمونم!

04:02.340 --> 04:03.860
‫باشه، ولی پس چرا

04:03.860 --> 04:08.760
‫وقتی خواب بودم دستمو گرفته بودی ‫و نمی‌تونستی هیچ مانایی جمع کنی؟

04:10.310 --> 04:12.740
‫اون هیچ ربطی به مانا نداشت.

04:12.740 --> 04:16.270
‫فقط برای این بود که قلب ‫بتی آروم بگیره. ربطی نداشت.

04:16.270 --> 04:18.880
‫باشه، بیاکو، نگران من نباش!

04:18.880 --> 04:22.080
‫راحت باش و با مانای من‫خودتو خپله کن!

04:22.080 --> 04:27.770
‫فقط با جذب کردن کلی مانا ‫چاق نمی‌شم، به گمونم!

04:27.770 --> 04:28.990
‫بسیار خب.

04:28.990 --> 04:32.710
‫کافیه دیگه، شما دو تا. بیاید الان غذا بخوریم.

04:33.040 --> 04:35.920
‫امروز من و رم غذا رو آماده کردیم.

04:36.400 --> 04:39.500
‫بعداً باید یکم هم برای یولیوس ببریم.

04:43.970 --> 04:45.680
‫می‌دونی...

04:45.680 --> 04:47.840
‫یه جورایی انتظارشو داشتم،

04:47.840 --> 04:50.610
‫ولی بدترین آداب ‫غذا خوردنی رو داری که تو عمرم دیدم.

04:50.610 --> 04:52.680
‫اون‌قدر گرسنه‌ت بود؟

04:53.040 --> 04:56.270
‫نه بابا! این غذا ‫فقط زیادی خوشمزه‌ست!

04:56.270 --> 04:58.370
‫معمولاً چی می‌خوری؟

04:58.370 --> 04:59.760
‫جانوران جادویی و اینجور چیزا.

04:59.760 --> 05:01.780
‫اون کرم‌های غول‌پیکر رو می‌خوری؟!

05:01.780 --> 05:04.490
‫چیزایی مثل خرس و اسب هم می‌خورم.

05:05.280 --> 05:08.960
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ‫زیاد تو غذا سخت‌گیر باشم،

05:08.960 --> 05:12.700
‫ولی اگه طعم غذا این‌طوری باشه، ‫شاید شاگردِ اون نیمه‌ساحره بشم!

05:13.040 --> 05:16.290
‫شاگرد؟ منظورت شاگرد منه؟‫برای یاد گرفتن آشپزی؟

05:16.640 --> 05:18.760
‫می‌خوام تو آشپزی بهتر بشم

05:18.760 --> 05:21.160
‫تا بتونم از طریق شکم ارباب، دلش رو ‫به دست بیارم و کاری کنم که بگه،

05:21.160 --> 05:23.730
‫"امشب نمی‌ذارم بخوابی."

05:24.260 --> 05:26.540
‫اصلاً از‫جاه‌طلبی‌هات خجالت نمی‌کشیا، نه؟

05:29.660 --> 05:34.060
‫سوبارو، بتی تو ‫کالسکه پیش امیلیا و رم می‌مونه.

05:34.060 --> 05:35.870
‫باشه، فهمیدم.

05:35.870 --> 05:37.500
‫تا صبح بیدار نمونیا.

05:37.500 --> 05:40.820
‫جلوی رشدت رو می‌گیره ‫و تا ابد یه کوتوله می‌مونی...

05:40.820 --> 05:43.110
‫صبر کن، این‌طوری که خیلی بامزه می‌شی!

05:43.110 --> 05:45.480
‫باشه، تا صبح بیدار بمون، بیاکو!

05:46.700 --> 05:48.420
‫نیازی به نگرانی نیست.

05:48.420 --> 05:52.030
‫بتی بزرگ‌تر ‫از این نمی‌شه، به گمونم.

05:52.030 --> 05:54.550
‫همیشه همین‌قدر ناز می‌مونم.

05:54.550 --> 05:57.200
‫پس می‌تونم بدون هیچ ‫مشکلی زود بخوابم، به گمونم.

05:57.200 --> 05:59.480
‫امیلیا‌ـ‌تان، مراقب بیاکو باش، باشه؟

05:59.480 --> 06:01.940
‫حتماً. فردا می‌بینمت.

06:01.940 --> 06:04.270
‫تو هم زیاد تا دیروقت بیدار نمون.

06:14.540 --> 06:16.190
‫سوبارو، تویی.

06:16.190 --> 06:17.730
‫هی. غذا خوردی؟

06:18.010 --> 06:19.930
‫بله، خوردم.

06:20.500 --> 06:22.110
‫اومدی مراقب بانو رم باشی؟

06:23.040 --> 06:25.330
‫برنامه‌م این بود، اما...

06:25.860 --> 06:27.110
‫می‌خوای امشب تو جاش باشی؟

06:28.910 --> 06:29.840
‫نه.

06:31.010 --> 06:34.250
‫تو تا امروز صبح دو روزِ ‫تمام بی‌هوش بودی.

06:34.250 --> 06:37.080
‫مطمئنم ایشون هم بی‌صبرانه ‫منتظر اومدن شب بودن.

06:37.730 --> 06:42.300
‫خب، اگه می‌خوای اجازه بدی‫من این کار رو بکنم، بحثی ندارم...

06:42.990 --> 06:44.500
‫ولی مطمئنی؟

06:44.870 --> 06:50.640
‫حقیقت اینه که دلم می‌خواد تا زمانی که ‫آناستازیا-ساما بیدار می‌شن کنارشون بمونم.

06:50.640 --> 06:56.190
‫اما مطمئن نیستم وقتی بیدار شدن ‫اولین چیزی که باید بگم چیه،

06:56.190 --> 06:57.980
‫و این منو مردد می‌کنه.

06:57.980 --> 07:03.560
‫نباید بگی، "نگرانت بودم. ‫خوشحالم که بیدار شدی"؟

07:04.030 --> 07:06.180
‫سؤال اینه که ‫بعدش باید چی بگی.

07:08.000 --> 07:10.490
‫تو خیلی آزادانه فکر می‌کنی.

07:10.490 --> 07:12.710
‫به خاطر این بهت غبطه می‌خورم.

07:13.780 --> 07:15.930
‫شاید بذارم امشب تو اینجا بمونی.

07:15.930 --> 07:18.370
‫من برمی‌گردم به کالسکه تا استراحت کنم.

07:18.720 --> 07:21.410
‫بعد از اتفاقات امروز یکم خسته‌م.

07:21.410 --> 07:26.000
‫یولیوس! راستش، من فکر می‌کنم باید ‫منتظر بمونی تا آناستازیا-ساما بیدار بشن!

07:26.280 --> 07:28.780
‫هر وقت کاری که باید انجام بدم رو تموم کردم ‫بیدارت می‌کنم!

07:38.410 --> 07:42.940
‫یولیوس گفت رم بی‌صبرانه منتظر ‫اومدن شب بوده... اما...

07:58.540 --> 08:00.780
‫اوه، لعنتی. خوابم برد.

08:08.030 --> 08:09.170
‫روباه‌ـ‌کیدنا؟

08:15.410 --> 08:17.470
‫چرا یه پرنده داخل برجه؟

08:45.330 --> 08:46.420
‫غیب شد؟

08:49.420 --> 08:51.000
‫این امکان نداره.

08:57.280 --> 08:58.240
‫یه پَر؟

09:01.340 --> 09:03.730
‫چیزی تو دیواره؟

09:30.790 --> 09:32.130
‫روباه‌ـ‌کیدنا.

09:36.910 --> 09:38.180
‫ناتسوکی-کون؟

09:39.070 --> 09:43.150
‫منظرهٔ بی‌نظیری برای ‫یه قدم‌زدنِ شبانه‌ست، نه؟

09:43.150 --> 09:44.720
‫واقعاً همین‌طوره.

09:44.720 --> 09:50.630
‫فقط حیف که این منظرهٔ ‫زیبا الان کاملاً سیاهه.

09:50.630 --> 09:54.540
‫ولی من هنوزم دوستش دارم. ‫مثل اقیانوس تو شبه.

09:55.140 --> 09:57.880
‫و از همه مهم‌تر...

09:57.880 --> 10:01.580
‫هوا اون‌قدر صاف و خنکه که ‫باعث می‌شه ستاره‌ها واقعاً به چشم بیان.

10:01.580 --> 10:03.330
‫رمانتیکه، مگه نه؟

10:05.090 --> 10:07.290
‫خب، درسته که ستاره‌ها قشنگن.

10:07.560 --> 10:10.640
‫خب چه بهونه‌ای برای ‫کارایی که اینجا می‌کنی داری؟

10:10.640 --> 10:11.540
‫بهونه؟

10:12.000 --> 10:15.170
‫برای اینکه نصفه‌شب ‫یواشکی از اتاقت زدی بیرون،

10:15.170 --> 10:18.240
‫از یه راه مخفی اومدی که ‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌شناسه،

10:18.240 --> 10:22.180
‫و اینجا تو هوای شب ‫داری با پرنده‌ها بازی می‌کنی.

10:22.980 --> 10:24.510
‫این دیگه زیادی مشکوکه.

10:25.180 --> 10:28.400
‫فکر کنم دربارهٔ راه ‫مخفی یکم اغراق می‌کنی.

10:28.400 --> 10:30.520
‫منظورم اینه که تو هم به اینجا رسیدی، مگه نه؟

10:30.520 --> 10:34.900
‫اون... به خاطر این بود که اون ‫پرنده یه جورایی منو به اینجا راهنمایی کرد.

10:34.900 --> 10:37.710
‫خب، در مورد من هم همین‌طوره.

10:37.710 --> 10:41.030
‫داشتم بی‌هدف ‫اطراف برج قدم می‌زدم،

10:41.030 --> 10:43.160
‫که یه پرنده رو در حال پرواز دیدم.

10:43.610 --> 10:46.390
‫برام سؤال شد که داره چیکار می‌کنه و ‫دنبالش کردم، و سر از اینجا درآوردم.

10:48.230 --> 10:53.380
‫اینا همون پرنده‌هایی‌ان که وقتی داشتیم سعی ‫می‌کردیم از طوفان شن عبور کنیم در حال پرواز دیدیم؟

10:55.260 --> 10:59.100
‫همونایی که رم چشماشون رو برای ‫روشن‌بینی قرض گرفت، بله.

11:01.420 --> 11:03.920
‫اونا تو تمام این مدت این‌طوری بودن.

11:03.920 --> 11:06.220
‫خیلی ذهنمو مشغول کرده.

11:06.720 --> 11:10.100
‫در حال حاضر فقط ‫من و تو اینجاییم.

11:10.860 --> 11:12.690
‫نظرت چیه رُک حرف بزنیم؟

11:14.610 --> 11:19.360
‫نه با منی که تظاهر می‌کنه ‫آناستازیاست، بلکه با من؟

11:21.430 --> 11:25.450
‫عالیه. یه چیزی هست ‫که منم می‌خواستم ازت بپرسم.

11:25.870 --> 11:27.830
‫از من بپرسی؟

11:27.830 --> 11:31.540
‫سوبارو ناتسوکی، تو دقیقاً کی هستی؟

11:31.820 --> 11:33.380
‫من... کی هستم؟

11:33.980 --> 11:39.250
‫بعد از جشن پیروزیتون ‫بر نهنگ سفید و تنبلی،

11:39.250 --> 11:41.630
‫آنا در موردت تحقیق کرد.

11:42.400 --> 11:45.340
‫ولی نتونست سر از‫گذشته‌ت دربیاره.

11:45.340 --> 11:49.980
‫گله می‌کرد که فقط تونسته‫حداقلِ اطلاعات رو درباره‌ت به دست بیاره.

11:49.980 --> 11:53.880
‫دورترین چیزی که پیدا کرد مربوط به درست ‫قبل از شروع انتخابات پادشاهی بود،

11:54.540 --> 11:58.610
‫وقتی که تو پایتخت پادشاهی درگیر ‫یه اتفاق کوچیک شده بودی.

11:59.540 --> 12:02.070
‫تو دقیقاً کی هستی؟

12:05.090 --> 12:08.660
‫تو... واقعاً از من می‌ترسی؟

12:10.000 --> 12:12.680
‫خب، شنیدن این حرف خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

12:13.690 --> 12:17.090
‫ارتباط واقعی تو با شائولا چیه؟

12:17.520 --> 12:20.580
‫من تازه بعد از اینکه ‫اومدیم اینجا، برای اولین بار دیدمش.

12:20.580 --> 12:22.370
‫اصلاً نمی‌شناسمش.

12:22.370 --> 12:27.670
‫آیا اینکه اون‌قدر سریع معمای طبقهٔ سوم رو‫فهمیدی، فقط یه تصادف بود؟

12:29.000 --> 12:29.810
‫آره.

12:30.640 --> 12:32.340
‫و قضیهٔ این پرنده‌ها چیه؟

12:33.600 --> 12:34.770
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

12:35.280 --> 12:38.880
‫یکم می‌ترسم که فقط به حرفت اعتماد کنم.

12:38.880 --> 12:42.320
‫منم می‌خوام از تو بپرسم: قضیهٔ ‫آناستازیا-ساما چیه؟

12:45.080 --> 12:46.940
‫هیچ تغییری نکرده.

12:47.680 --> 12:52.210
‫آنا هنوز در اعماق ‫این بدن خوابیده.

12:52.210 --> 12:54.790
‫نمی‌خوام الکی خوش‌بین باشم یا چیزی...

12:55.150 --> 12:59.380
‫ولی دونستن اینکه دارم از عمرش ‫کم می‌کنم، بار سنگینی روی دوشمه.

13:01.440 --> 13:06.720
‫پس باید هرچه زودتر ‫بدنش رو بهش برگردونم.

13:07.490 --> 13:09.320
‫تو اون وضعیت؟

13:09.320 --> 13:13.170
‫واقعاً فکر می‌کنی با اون وضع ‫می‌تونه حاکم بعدی باشه؟

13:13.170 --> 13:15.220
‫آنا هیچ‌وقت عقب‌نشینی نمی‌کنه.

13:15.220 --> 13:17.020
‫هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شه.

13:17.870 --> 13:19.360
‫من این حقیقت رو می‌دونم.

13:20.960 --> 13:25.150
‫فکر می‌کنی آناستازیا-ساما ‫این‌قدر کشور خودش رو می‌خواد؟

13:25.150 --> 13:28.620
‫حتی اگه مجبور بشه به محض ‫به دست آوردنش، رهاش کنه؟!

13:28.620 --> 13:32.180
‫آنا دلیلی داره که به خاطرش ‫نمی‌تونه از تاج‌وتخت دست بکشه.

13:32.720 --> 13:33.830
‫چون این چیزیه که خودش می‌خواد.

13:37.710 --> 13:41.130
‫منظورت... از اون حرف چی بود؟

13:52.570 --> 13:54.880
‫منظورت از اون حرف چی بود؟

13:58.040 --> 13:59.560
‫متأسفم، یولیوس.

14:00.070 --> 14:03.840
‫ولی این‌طوری نبود که سعی کنم ‫تو رو تو تاریکی نگه دارم.

14:03.840 --> 14:10.400
‫فقط داشتم با ناتسوکی-کون در مورد ‫کارهایی که بعد از برگشتن به خونه باید بکنیم گپ می‌زدم.

14:10.400 --> 14:11.450
‫منو می‌بخشی؟

14:12.370 --> 14:15.500
‫تو آناستازیا-ساما نیستی، درسته؟

14:16.710 --> 14:19.000
‫می‌خوام برام توضیحش بدی.

14:19.000 --> 14:21.820
‫دیگه نمی‌تونی گولم بزنی یا ‫چیزی رو ازم پنهان کنی.

14:21.820 --> 14:22.830
‫یولیوس، دست نگه دار!

14:22.830 --> 14:23.460
‫سوبارو.

14:24.000 --> 14:25.800
‫می‌خوام از تو هم بشنوم.

14:25.800 --> 14:28.090
‫فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم.

14:30.750 --> 14:32.880
‫اولین چیزی که شنیدی چی بود؟

14:32.880 --> 14:35.310
‫وقتی حرف از بدن آناستازیا-ساما شد.

14:39.590 --> 14:43.450
‫من یه روح مصنوعیم که ‫سال‌هاست با آنا همراهم.

14:44.060 --> 14:45.820
‫اسم من اکیدناست.

14:46.680 --> 14:49.770
‫از زمان نبرد با ‫فرقهٔ ساحره تو پریستلا،

14:49.770 --> 14:53.410
‫آگاهی آنا تو اعماق ‫این بدن به خواب رفته.

14:54.270 --> 14:58.320
‫اونی که الان داره این بدن رو ‫حرکت می‌ده، آنا نیست.

14:58.320 --> 15:02.710
‫من تو تمام این مدت‫داشتم تظاهر می‌کردم که آنام.

15:02.710 --> 15:06.480
‫چرا این موضوع رو فقط ‫با سوبارو در میون گذاشتی؟

15:07.840 --> 15:12.430
‫اون خودش فهمید که من ‫فقط دارم تظاهر می‌کنم آنام.

15:12.430 --> 15:13.640
‫برای همین بهش گفتم.

15:14.840 --> 15:19.880
‫حتی یه غریبه که به‌سختی می‌شناستشون ‫تونست این قضیه رو بفهمه،

15:19.880 --> 15:23.410
‫در حالی که مردی که خودش رو اولین ‫شوالیه‌شون می‌دونه نتونست؟

15:23.410 --> 15:27.230
‫یه لحظه صبر کن! ببین، من فقط ‫فهمیدم چون، خب...

15:27.230 --> 15:29.330
‫فقط یه اتفاق شانسی بود، باشه؟!

15:29.330 --> 15:32.850
‫وظیفهٔ اولین شوالیه‌ست که ‫همیشه چنین اتفاقات شانسی‌ای رو

15:32.850 --> 15:34.240
‫به یه چیز قطعی تبدیل کنه.

15:34.240 --> 15:36.160
‫اصلاً "اولین شوالیه" بودن ‫چه صیغه‌ایه؟

15:36.160 --> 15:39.310
‫اگه معنیش اینه، کی ‫همچین لقب احمقانه‌ای روــ

15:37.580 --> 15:41.190
‫به من نگو که از دستش بدم.

15:42.670 --> 15:44.040
‫من...

15:44.520 --> 15:50.140
‫در حال حاضر، حتی فکرِ از دست دادنِ ‫یه چیز هم منو می‌ترسونه.

15:51.780 --> 15:53.610
‫برگردیم سر بحث خودمون.

15:53.610 --> 15:55.680
‫اکیدنا، هدف تو چیه؟

15:57.020 --> 15:59.390
‫اینکه این بدن رو به آنا برگردونم.

15:59.670 --> 16:03.520
‫به عبارت دیگه، وضعیت فعلی ‫چیزی نیست که بهش امید داشتی...

16:04.300 --> 16:09.560
‫و هنوز راهی برای برگردوندنِ ‫آناستازیا-ساما به بدنش پیدا نکردی.

16:10.320 --> 16:13.860
‫اگه مرگ من باعث بشه‫آنا بیشتر زندگی کنه،

16:13.860 --> 16:16.280
‫هیچ مشکلی باهاش ندارم.

16:16.980 --> 16:20.700
‫چطوری می‌تونی تا این حد برای آناستازیا-ساما پیش بری؟

16:21.580 --> 16:23.530
‫من عاشق آنام.

16:24.250 --> 16:28.050
‫از وقتی که این کوچولو خیلی بچه بود ‫من کنارش بودم.

16:28.610 --> 16:31.670
‫برای همین دلم نمی‌خواد رهاش کنم، ‫و دلم می‌خواد خوشحال باشه.

16:32.800 --> 16:35.260
‫دلیلم اینه.

16:39.970 --> 16:43.140
‫خوشحالم که چنین‫تصمیم منطقی‌ای گرفتی.

16:43.570 --> 16:46.860
‫مطمئنم آنا هم از این کارت‫خوشحاله.

16:48.860 --> 16:50.660
‫می‌خوام مطمئن بشم.

16:50.660 --> 16:55.170
‫اگه بخوای به استفاده از اودِ آناستازیا-ساما برای ‫تظاهر مداوم به این شکل ادامه بدی،

16:55.170 --> 16:59.620
‫اون‌وقت هرچی بیشتر به خودت فشار بیاری،‫فشار بیشتری به بدن ایشون وارد می‌کنی.

16:59.620 --> 17:02.810
‫بله. برداشتت درسته.

17:02.810 --> 17:07.300
‫پس چرا تو طبقهٔ دوم ‫اون‌قدر بی‌ملاحظه عمل کردی؟

17:09.040 --> 17:14.720
‫فشاری که به بدن آناستازیا-ساما ‫وارد شد نمی‌تونه ناچیز بوده باشه.

17:15.760 --> 17:17.330
‫پس چرا؟

17:17.880 --> 17:19.010
‫بابت اون...

17:20.240 --> 17:21.720
‫عذرخواهی می‌کنم.

17:22.800 --> 17:25.920
‫می‌پذیرم که اون یه اشتباه از جانب من بود.

17:25.920 --> 17:28.610
‫این تصمیمی بود که از ‫یه دیدگاه استراتژیک گرفته شد.

17:28.610 --> 17:31.220
‫یه تصمیم استراتژیک؟

17:31.220 --> 17:35.700
‫اون موقع، من هنوز نمی‌دونستم ‫که اون ممتحن تشنه به خونه یا نه.

17:36.180 --> 17:40.630
‫یه حرکت اشتباه، و ممکن بود تو رو که ‫یکی از قوی‌ترین مهره‌هامونی از دست بدیم.

17:40.630 --> 17:42.600
‫می‌خواستم از اون جلوگیری کنم.

17:42.600 --> 17:44.160
‫به خاطر آنا هم که شده.

17:45.310 --> 17:49.000
‫می‌فهمم. اما لطفاً از این به بعد ‫از انجام کارهای عجولانه خودداری کن.

17:49.000 --> 17:51.420
‫به خاطر آناستازیا-ساما و نه هیچ‌کس دیگه‌ای.

17:52.870 --> 17:53.880
‫فهمیدم.

17:53.880 --> 17:56.880
‫صبر کن! همین حرف برای قانع کردنت کافی بود؟!

17:56.880 --> 17:58.530
‫من قانع شدم.

17:59.160 --> 18:02.600
‫عذر می‌خوام که تو رو هم ‫وارد این سوءتفاهم عجیب کردم.

18:03.010 --> 18:06.580
‫اما این مشکل کاملاً مربوط به خودمونه.

18:06.580 --> 18:08.850
‫چیزی نیست که‫لازم باشه نگرانش باشی.

18:08.850 --> 18:12.110
‫اینکه چطور باهاش کنار میام به خودم مربوطه!

18:12.110 --> 18:14.080
‫پس تو هر طوری که دلت بخواد ‫همه‌چی رو قبول می‌کنی،

18:14.080 --> 18:17.440
‫ولی به من اجازه نمی‌دی مشکلاتم رو ‫به روش خودم بپذیرم؟

18:17.440 --> 18:20.490
‫درست همون‌طور که دربارهٔ آناستازیا-ساما و اکیدنا چیزی بهم نگفتی؟

18:24.340 --> 18:26.820
‫منو ببخش. زیاده‌روی کردم.

18:27.710 --> 18:28.830
‫اما حقیقته.

18:31.790 --> 18:34.640
‫دلیلی نداره ‫بیشتر از این بیرون بمونیم.

18:34.640 --> 18:35.800
‫بیا بریم داخل.

18:36.360 --> 18:39.780
‫باید فردا به امیلیا-ساما و بقیه ‫دربارهٔ وضعیت آناستازیا-ساما

18:39.780 --> 18:43.280
‫و دربارهٔ اکیدنا خبر بدیم.

18:43.280 --> 18:44.140
‫بسیار خب.

18:45.030 --> 18:47.580
‫منم خودمو آماده می‌کنم.

18:50.510 --> 18:51.400
‫یولیوس!

18:53.860 --> 18:57.840
‫آیا چیزی نیست ‫که بخوای بهم بگی؟

18:57.840 --> 18:58.780
‫چرا.

18:59.920 --> 19:01.090
‫می‌دونم.

19:01.950 --> 19:07.790
‫می‌دونم به چی فکر می‌کردی و ‫چرا حقیقت رو از من پنهان کردی.

19:08.190 --> 19:10.410
‫نیت بدی نداشتی.

19:10.410 --> 19:12.940
‫این کار رو فقط از روی‫نگرانی و همدردی انجام دادی.

19:13.610 --> 19:15.670
‫اگه جای ما برعکس بود،

19:15.670 --> 19:18.350
‫شاید من هم از ‫گفتن حقیقت به تو خودداری می‌کردم.

19:20.050 --> 19:22.320
‫ولی با این حال...

19:24.410 --> 19:28.020
‫نمی‌خواستم تو‫یا آناستازیا-ساما فکر کنید

19:29.040 --> 19:32.400
‫که من شایستهٔ شوالیه بودن نیستم.

19:42.340 --> 19:43.160
‫باروسو.

19:45.000 --> 19:47.990
‫خواهر بزرگه.‫این‌وقتِ شب اینجا چی‌کار می‌کنی؟

19:47.990 --> 19:48.720
‫منحرف.

19:48.720 --> 19:51.840
‫سعی نکن قبل از اینکه بحث شروع بشه ‫تمومش کنی!

19:51.840 --> 19:55.010
‫که تنهایی نرفتی طبقهٔ بالا، نه؟

19:55.010 --> 19:58.530
‫نرفتم. فقط سعی کردم برم.

19:58.530 --> 19:59.760
‫تو راه برگشتم.

20:01.320 --> 20:03.400
‫تو چطور؟ داشتی چی‌کار می‌کردی؟

20:03.400 --> 20:05.220
‫خیلی پکر به نظر می‌رسی.

20:05.710 --> 20:07.980
‫با شوالیه یولیوس دعوات ‫شده یا چیزی؟

20:07.980 --> 20:09.280
‫هاه؟!

20:09.280 --> 20:11.380
‫انقدر راحت می‌شه منو خوند؟

20:11.380 --> 20:14.730
‫هم اون، و هم اینکه من فقط خیلی باهوشم.

20:14.730 --> 20:15.440
‫خب؟

20:15.760 --> 20:19.400
‫هاه؟ اوه... چیزی نبود.

20:19.400 --> 20:21.620
‫خب، همچین هیچی هم نبود، اما...

20:21.620 --> 20:24.720
‫فکر کنم فردا بتونم بهت بگم.

20:24.720 --> 20:26.950
‫همش داری با کنایه حرف می‌زنی.

20:27.440 --> 20:29.120
‫من برمی‌گردم به کالسکه.

20:29.120 --> 20:31.120
‫باشه... شب‌بخیر، خواهر بزرگه.

20:31.880 --> 20:34.000
‫من خواهر بزرگه‌ت نیستم.

20:34.490 --> 20:36.210
‫دیگه این‌طوری صدام نکن.

20:39.720 --> 20:42.450
‫خب، نمی‌تونم همین‌طوری‫برگردم به اتاق سبز.

20:42.450 --> 20:45.180
‫پس حالا باید چی‌کار کنم؟

20:47.070 --> 20:50.860
‫فکر کنم بهتره یه راهی ‫برای مقابله با رِید پیدا کنم.

20:59.480 --> 21:02.490
‫خودشه! اگه جواب بده...

21:14.500 --> 21:16.000
‫سوبارو! هی!

21:16.320 --> 21:18.550
‫سوبارو! حالت خوبه؟

21:21.920 --> 21:22.630
‫هاه؟!

21:25.680 --> 21:26.400
‫هاه؟

21:27.010 --> 21:28.540
‫اوه، خیالم راحت شد!

21:28.540 --> 21:30.340
‫خیلی نگرانت بودم!

21:30.340 --> 21:34.520
‫امیلیا، باید قاطع‌تر باشی وگرنه ‫بابت کاری که کرده احساس پشیمونی نمی‌کنه.

21:34.520 --> 21:37.940
‫درسته!‫شنیدی بئاتریس چی گفت، نه؟

21:37.940 --> 21:40.340
‫چون نمی‌تونستیم پیدات کنیم ‫داشت حسابی هول می‌کرد،

21:40.340 --> 21:43.080
‫و وقتی روی زمین ‫پیدات کردیم، کم مونده بود گریه کنه!

21:43.080 --> 21:46.640
‫لازم نیست همه‌چیز ‫رو بهش بگی، به گمونم!

21:52.110 --> 21:55.350
‫یه دختر زیبای مو نقره‌ای و یه ‫دختربچه با موهای فرفری...

21:55.350 --> 21:58.670
‫یه مارمولک غول‌پیکر،‫و یه اتاق پر از گیاه...

21:58.670 --> 22:00.680
‫یعنی این به این معنیه که...

22:01.170 --> 22:02.520
‫سوبارو؟

22:04.500 --> 22:08.380
‫من به یه دنیای دیگه ایسکای شدمممممم؟؟

22:05.920 --> 22:09.930
‫بیرون اومدن از ‫سوپرمارکت
و ورود به یه دنیای شگفت‌انگیز

22:05.920 --> 22:09.930
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

22:13.650 --> 22:17.150
OP \ ED by: Yuta

22:13.650 --> 22:17.150
Tr \ Tst by: YaTo,Yuta

22:13.730 --> 22:13.730
اولین تکست اندینگ - کردیت استودیو محو سوبارو چشم بسته

22:13.730 --> 22:21.040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:13.730 --> 22:15.800
تهِ جاده خیلی دوره

22:16.000 --> 22:17.910
انگار وسط یه بیابون بی‌آب و علف گم شدم

22:17.910 --> 22:21.040
بدون هیچ راه و نشونی که بگه از کدوم طرف برم

22:21.610 --> 22:25.150
تو دلم آشوبیه طوفانیه

22:25.150 --> 22:28.750
ولی هنوز یه ذره امید تو وجودم زنده مونده

22:29.220 --> 22:32.720
وسط یه تاریکی‌ام که انگار تمومی نداره

22:32.890 --> 22:36.560
جوری که تا مغز استخون و ضربان قلبم نفوذ کرده

22:36.560 --> 22:39.990
با صدای تو که می‌لرزه و می‌پیچه

22:39.990 --> 22:43.700
انگار تا خودِ نیمه‌شب زنده نگه داشته می‌شم

22:43.960 --> 22:45.800
یه منظره بی‌انتها

22:45.800 --> 22:47.600
یه صحنه که خیلی واسم آشنا و خاطره‌انگیزه

22:47.600 --> 22:51.340
فقط یه چیز هست... همون رؤیایی که عمری منتظرش بودم

22:52.240 --> 22:57.210
حالا که از مرز زمانِ بی‌نهایت رد شدم

22:57.210 --> 23:00.380
فقط بذار اون دستت رو لمس کنم

23:00.550 --> 23:02.380
این حس‌های سیاه و داغونی که دارم

23:02.380 --> 23:04.250
دیگه جزیی از وجودم شدن، یه جور اشتیاق که بدون اونا نمی‌تونم

23:04.250 --> 23:07.150
پس ازت می‌خوام، همه وجودم رو با همین درداش دوست داشته باشی

23:07.150 --> 23:10.790
این زندگیِ فانی و کوتاهم فقط واسه یه چیزه

23:10.960 --> 23:14.500
واسه اینکه دوباره، فقط یه بار دیگه ببینمت

23:15.300 --> 23:17.130
یه عشق مطلق و بی‌قید و شرط

23:17.130 --> 23:18.970
"یه وابستگیِ شدید و جنون‌آمیز که اسمش "تویی

23:18.970 --> 23:20.900
احساساتی که دیگه راه برگشتی ندارن

23:20.900 --> 23:23.510
همه‌شون رو، تمام این حسا و دردا، همشون فدای سرت

23:23.800 --> 23:23.800
اخرین تسک اندینگ دست شولا
