1
00:00:04,000 --> 00:00:08,180
‫یولیوس، باید اینجا بمونی و ‫استراحت کنی تا زخم‌هات خوب بشن.

2
00:00:08,180 --> 00:00:10,070
‫تحت هر شرایطی!

3
00:00:10,070 --> 00:00:11,550
‫شنیدی که چی گفت.

4
00:00:11,550 --> 00:00:12,450
‫البته.

5
00:00:12,970 --> 00:00:16,710
‫همین الانشم به اندازهٔ کافی ‫برای تو و امیلیا-ساما دردسر درست کردم.

6
00:00:16,710 --> 00:00:21,060
‫بعد از این همه ماجرا، ‫عمراً بتونم با وقاحت از دستورتون سرپیچی کنم.

7
00:00:21,060 --> 00:00:22,580
‫هر چی شما بگید همون کار رو می‌کنم.

8
00:00:22,910 --> 00:00:25,420
‫یه "فهمیدم" ساده هم‫کفایت می‌کرد، مرد.

9
00:00:25,420 --> 00:00:28,960
‫راست می‌گه!‫لازم نیست نگران ما باشی!

10
00:00:28,960 --> 00:00:31,650
‫ما داریم می‌گیم که باید استراحت کنی.

11
00:00:31,650 --> 00:00:33,920
‫هر چقدر هم بخوای می‌تونی بهمون زحمت بدی.

12
00:00:33,920 --> 00:00:35,380
‫به هر حال، تو یکی از مایی.

13
00:00:36,910 --> 00:00:40,080
‫پاتراش، لطفاً مراقب یولیوس باش، باشه؟

14
00:00:40,080 --> 00:00:43,990
‫اگه دوباره اتفاق عجیبی افتاد، صدامون کن.

15
00:00:44,970 --> 00:00:51,440
‫دیدی؟ حتی پاتراش هم داره می‌گه ‫"دفعهٔ بعد نمی‌ذارم قسر در بری".

16
00:00:51,440 --> 00:00:55,320
‫عجیبه که، واقعاً‫به نظر میاد همینو داره می‌گه.

17
00:00:55,320 --> 00:00:59,080
‫ولی از اونجایی که یه خانومه، ‫شاید با لحن زنانه‌تری گفته باشه.

18
00:01:02,820 --> 00:01:05,750
‫پسر خوبی می‌شم و ‫رو بهبودی‌م تمرکز می‌کنم.

19
00:01:06,780 --> 00:01:11,920
‫به هر حال، استراحت کردن در محاصرهٔ‫چنین دوشیزگان دوست‌داشتنی‌ای، یه موهبته.

20
00:01:13,380 --> 00:01:15,970
‫می‌بینم که دوباره داری شبیه خودت می‌شی.

21
00:01:15,990 --> 00:01:19,990
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

22
00:01:20,970 --> 00:01:22,930
‫یولیوس حالش خوب می‌شه، به گمونم؟

23
00:01:22,930 --> 00:01:24,380
‫نگران اون نباش.

24
00:01:24,380 --> 00:01:26,680
‫به نظر می‌رسه از بدترین مرحله‌ش عبور کرده.

25
00:01:26,680 --> 00:01:31,360
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم همچین کاری بکنه، ‫حتی بعد از کاری که شکم‌پرستی کرد.

26
00:01:31,360 --> 00:01:34,850
‫خب... آره، تو این مورد باهات موافقم...

27
00:01:34,850 --> 00:01:38,570
‫ولی کاری که کرد اساساً ‫مثل سرخک گرفتن یه مرد بود.

28
00:01:39,000 --> 00:01:43,290
‫چون خودسرانه عمل کرد، ‫ممکن بود برای همه‌مون با شکست تموم بشه.

29
00:01:43,920 --> 00:01:45,480
‫اگه این اتفاق می‌افتاد،

30
00:01:45,480 --> 00:01:49,250
‫مطمئن نیستم ممتحنِ طبقهٔ ‫دوم می‌ذاشت صحیح و سالم از اونجا بریم.

31
00:01:50,240 --> 00:01:52,710
‫حتی اون حکیم قلابیِ اونجا هم همین‌طور.

32
00:01:52,710 --> 00:01:53,840
‫کی، من؟

33
00:01:53,840 --> 00:01:56,870
‫اینکه بهم بگی حکیم قلابی خیلی بی‌رحمانه‌ست!

34
00:01:56,870 --> 00:01:59,510
‫من که هیچ‌وقت ادعا نکردم ‫یه حکیمم!

35
00:01:59,510 --> 00:02:03,730
‫تنها اسمی که دارم "شائولا" ست، ‫اسمی که ارباب بهم داده!

36
00:02:03,730 --> 00:02:05,470
‫من فقط به ارباب چشم دارم!

37
00:02:06,690 --> 00:02:08,920
‫شنیدی که چی گفت. چه فداکاری‌ای.

38
00:02:08,920 --> 00:02:12,540
‫ببین، نکته اینجاست که، اشتباهش ‫تبدیل به یه فاجعهٔ مرگبار نشد!

39
00:02:12,540 --> 00:02:13,940
‫فقط همینو به عنوان یه برد در نظر بگیر، باشه؟

40
00:02:14,230 --> 00:02:18,770
‫هومف. من فقط دلم نمی‌خواد ‫کسی سر راهم قرار بگیره.

41
00:02:18,770 --> 00:02:21,620
‫شما دو تا فقط‫می‌خواین همش با هم دعوا کنین؟

42
00:02:21,620 --> 00:02:24,580
‫حتی منم نمی‌تونم این وضعو تحمل کنم.

43
00:02:26,800 --> 00:02:28,240
‫راست می‌گی.

44
00:02:28,240 --> 00:02:31,120
‫کاری که الان باید ‫انجام بدیم اینه که با هم حرف بزنیم.

45
00:02:31,120 --> 00:02:33,260
‫باید تا زمانی که یولیوس خوب می‌شه

46
00:02:33,260 --> 00:02:36,710
‫یه راهی برای ‫گذروندن آزمون دوم پیدا کنیم.

47
00:02:37,210 --> 00:02:39,680
‫دلیلی که ممتحن ‫امیلیا-ساما رو تأیید کرد

48
00:02:40,240 --> 00:02:44,820
‫این بود که تونست در حین برآورده کردن ‫شروطش، ازش اطلاعات بیرون بکشه.

49
00:02:45,350 --> 00:02:49,120
‫شرایط قبولی تو ‫این آزمون یکم متغیره.

50
00:02:49,120 --> 00:02:53,070
‫آره. به یه شکل کاملاً متفاوتی ‫نسبت به آزمون طبقهٔ سوم، ناجوره.

51
00:02:53,070 --> 00:02:54,570
‫مشکل چیه؟

52
00:02:54,570 --> 00:02:57,320
‫نیازی به عجله نیست. ‫چرا فقط آروم پیش نمی‌ریم؟

53
00:02:57,800 --> 00:02:59,780
‫البته، واقعاً هم نمی‌تونیم آروم پیش بریم...

54
00:02:59,780 --> 00:03:04,990
‫ارباب من و دوستاش می‌تونن ‫هر چقدر بخوان اینجا بمونن!

55
00:03:06,670 --> 00:03:11,000
‫می‌دونین، من صدها سال ‫منتظر موندم تا شما بیاین اینجا.

56
00:03:11,000 --> 00:03:12,460
‫آره، ولی...

57
00:03:12,720 --> 00:03:17,840
‫پس می‌تونین هر چقدر زمان نیاز دارین ‫برای قبولی قانونی تو آزمون‌ها صرف کنین!

58
00:03:19,030 --> 00:03:22,550
‫تو تمام این مدت من مراقبتون خواهم بود.

59
00:03:22,940 --> 00:03:26,260
‫مهم نیست چند روز، ‫چند سال یا چند قرن طول بکشه.

60
00:03:26,260 --> 00:03:30,730
‫فقط قبل از اینکه برین ‫اینجا با من یکم خوش بگذرونین!

61
00:03:32,000 --> 00:03:33,310
‫شائولا...

62
00:03:42,650 --> 00:03:44,170
‫این خوشمزه به نظر می‌رسه!

63
00:03:44,170 --> 00:03:44,990
‫تماس.

64
00:03:45,730 --> 00:03:50,490
‫حتماً تو این دو روزی که تو رخت‌خواب افتاده بودم ‫خیلی نگران شدی، نه؟

65
00:03:50,490 --> 00:03:53,940
‫پس می‌تونی خیالت رو راحت کنی و امروز هر چقدر ‫می‌خوای از سر و کولم بالا بری.

66
00:03:53,940 --> 00:03:56,410
‫چرت و پرت نگو!

67
00:03:56,410 --> 00:04:02,340
‫فقط دارم مانای اضافی جمع می‌کنم تا زمانی ‫رو که خواب بودی جبران کنم، به گمونم!

68
00:04:02,340 --> 00:04:03,860
‫باشه، ولی پس چرا

69
00:04:03,860 --> 00:04:08,760
‫وقتی خواب بودم دستمو گرفته بودی ‫و نمی‌تونستی هیچ مانایی جمع کنی؟

70
00:04:10,310 --> 00:04:12,740
‫اون هیچ ربطی به مانا نداشت.

71
00:04:12,740 --> 00:04:16,270
‫فقط برای این بود که قلب ‫بتی آروم بگیره. ربطی نداشت.

72
00:04:16,270 --> 00:04:18,880
‫باشه، بیاکو، نگران من نباش!

73
00:04:18,880 --> 00:04:22,080
‫راحت باش و با مانای من‫خودتو خپله کن!

74
00:04:22,080 --> 00:04:27,770
‫فقط با جذب کردن کلی مانا ‫چاق نمی‌شم، به گمونم!

75
00:04:27,770 --> 00:04:28,990
‫بسیار خب.

76
00:04:28,990 --> 00:04:32,710
‫کافیه دیگه، شما دو تا. بیاید الان غذا بخوریم.

77
00:04:33,040 --> 00:04:35,920
‫امروز من و رم غذا رو آماده کردیم.

78
00:04:36,400 --> 00:04:39,500
‫بعداً باید یکم هم برای یولیوس ببریم.

79
00:04:43,970 --> 00:04:45,680
‫می‌دونی...

80
00:04:45,680 --> 00:04:47,840
‫یه جورایی انتظارشو داشتم،

81
00:04:47,840 --> 00:04:50,610
‫ولی بدترین آداب ‫غذا خوردنی رو داری که تو عمرم دیدم.

82
00:04:50,610 --> 00:04:52,680
‫اون‌قدر گرسنه‌ت بود؟

83
00:04:53,040 --> 00:04:56,270
‫نه بابا! این غذا ‫فقط زیادی خوشمزه‌ست!

84
00:04:56,270 --> 00:04:58,370
‫معمولاً چی می‌خوری؟

85
00:04:58,370 --> 00:04:59,760
‫جانوران جادویی و اینجور چیزا.

86
00:04:59,760 --> 00:05:01,780
‫اون کرم‌های غول‌پیکر رو می‌خوری؟!

87
00:05:01,780 --> 00:05:04,490
‫چیزایی مثل خرس و اسب هم می‌خورم.

88
00:05:05,280 --> 00:05:08,960
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ‫زیاد تو غذا سخت‌گیر باشم،

89
00:05:08,960 --> 00:05:12,700
‫ولی اگه طعم غذا این‌طوری باشه، ‫شاید شاگردِ اون نیمه‌ساحره بشم!

90
00:05:13,040 --> 00:05:16,290
‫شاگرد؟ منظورت شاگرد منه؟‫برای یاد گرفتن آشپزی؟

91
00:05:16,640 --> 00:05:18,760
‫می‌خوام تو آشپزی بهتر بشم

92
00:05:18,760 --> 00:05:21,160
‫تا بتونم از طریق شکم ارباب، دلش رو ‫به دست بیارم و کاری کنم که بگه،

93
00:05:21,160 --> 00:05:23,730
‫"امشب نمی‌ذارم بخوابی."

94
00:05:24,260 --> 00:05:26,540
‫اصلاً از‫جاه‌طلبی‌هات خجالت نمی‌کشیا، نه؟

95
00:05:29,660 --> 00:05:34,060
‫سوبارو، بتی تو ‫کالسکه پیش امیلیا و رم می‌مونه.

96
00:05:34,060 --> 00:05:35,870
‫باشه، فهمیدم.

97
00:05:35,870 --> 00:05:37,500
‫تا صبح بیدار نمونیا.

98
00:05:37,500 --> 00:05:40,820
‫جلوی رشدت رو می‌گیره ‫و تا ابد یه کوتوله می‌مونی...

99
00:05:40,820 --> 00:05:43,110
‫صبر کن، این‌طوری که خیلی بامزه می‌شی!

100
00:05:43,110 --> 00:05:45,480
‫باشه، تا صبح بیدار بمون، بیاکو!

101
00:05:46,700 --> 00:05:48,420
‫نیازی به نگرانی نیست.

102
00:05:48,420 --> 00:05:52,030
‫بتی بزرگ‌تر ‫از این نمی‌شه، به گمونم.

103
00:05:52,030 --> 00:05:54,550
‫همیشه همین‌قدر ناز می‌مونم.

104
00:05:54,550 --> 00:05:57,200
‫پس می‌تونم بدون هیچ ‫مشکلی زود بخوابم، به گمونم.

105
00:05:57,200 --> 00:05:59,480
‫امیلیا‌ـ‌تان، مراقب بیاکو باش، باشه؟

106
00:05:59,480 --> 00:06:01,940
‫حتماً. فردا می‌بینمت.

107
00:06:01,940 --> 00:06:04,270
‫تو هم زیاد تا دیروقت بیدار نمون.

108
00:06:14,540 --> 00:06:16,190
‫سوبارو، تویی.

109
00:06:16,190 --> 00:06:17,730
‫هی. غذا خوردی؟

110
00:06:18,010 --> 00:06:19,930
‫بله، خوردم.

111
00:06:20,500 --> 00:06:22,110
‫اومدی مراقب بانو رم باشی؟

112
00:06:23,040 --> 00:06:25,330
‫برنامه‌م این بود، اما...

113
00:06:25,860 --> 00:06:27,110
‫می‌خوای امشب تو جاش باشی؟

114
00:06:28,910 --> 00:06:29,840
‫نه.

115
00:06:31,010 --> 00:06:34,250
‫تو تا امروز صبح دو روزِ ‫تمام بی‌هوش بودی.

116
00:06:34,250 --> 00:06:37,080
‫مطمئنم ایشون هم بی‌صبرانه ‫منتظر اومدن شب بودن.

117
00:06:37,730 --> 00:06:42,300
‫خب، اگه می‌خوای اجازه بدی‫من این کار رو بکنم، بحثی ندارم...

118
00:06:42,990 --> 00:06:44,500
‫ولی مطمئنی؟

119
00:06:44,870 --> 00:06:50,640
‫حقیقت اینه که دلم می‌خواد تا زمانی که ‫آناستازیا-ساما بیدار می‌شن کنارشون بمونم.

120
00:06:50,640 --> 00:06:56,190
‫اما مطمئن نیستم وقتی بیدار شدن ‫اولین چیزی که باید بگم چیه،

121
00:06:56,190 --> 00:06:57,980
‫و این منو مردد می‌کنه.

122
00:06:57,980 --> 00:07:03,560
‫نباید بگی، "نگرانت بودم. ‫خوشحالم که بیدار شدی"؟

123
00:07:04,030 --> 00:07:06,180
‫سؤال اینه که ‫بعدش باید چی بگی.

124
00:07:08,000 --> 00:07:10,490
‫تو خیلی آزادانه فکر می‌کنی.

125
00:07:10,490 --> 00:07:12,710
‫به خاطر این بهت غبطه می‌خورم.

126
00:07:13,780 --> 00:07:15,930
‫شاید بذارم امشب تو اینجا بمونی.

127
00:07:15,930 --> 00:07:18,370
‫من برمی‌گردم به کالسکه تا استراحت کنم.

128
00:07:18,720 --> 00:07:21,410
‫بعد از اتفاقات امروز یکم خسته‌م.

129
00:07:21,410 --> 00:07:26,000
‫یولیوس! راستش، من فکر می‌کنم باید ‫منتظر بمونی تا آناستازیا-ساما بیدار بشن!

130
00:07:26,280 --> 00:07:28,780
‫هر وقت کاری که باید انجام بدم رو تموم کردم ‫بیدارت می‌کنم!

131
00:07:38,410 --> 00:07:42,940
‫یولیوس گفت رم بی‌صبرانه منتظر ‫اومدن شب بوده... اما...

132
00:07:58,540 --> 00:08:00,780
‫اوه، لعنتی. خوابم برد.

133
00:08:08,030 --> 00:08:09,170
‫روباه‌ـ‌کیدنا؟

134
00:08:15,410 --> 00:08:17,470
‫چرا یه پرنده داخل برجه؟

135
00:08:45,330 --> 00:08:46,420
‫غیب شد؟

136
00:08:49,420 --> 00:08:51,000
‫این امکان نداره.

137
00:08:57,280 --> 00:08:58,240
‫یه پَر؟

138
00:09:01,340 --> 00:09:03,730
‫چیزی تو دیواره؟

139
00:09:30,790 --> 00:09:32,130
‫روباه‌ـ‌کیدنا.

140
00:09:36,910 --> 00:09:38,180
‫ناتسوکی-کون؟

141
00:09:39,070 --> 00:09:43,150
‫منظرهٔ بی‌نظیری برای ‫یه قدم‌زدنِ شبانه‌ست، نه؟

142
00:09:43,150 --> 00:09:44,720
‫واقعاً همین‌طوره.

143
00:09:44,720 --> 00:09:50,630
‫فقط حیف که این منظرهٔ ‫زیبا الان کاملاً سیاهه.

144
00:09:50,630 --> 00:09:54,540
‫ولی من هنوزم دوستش دارم. ‫مثل اقیانوس تو شبه.

145
00:09:55,140 --> 00:09:57,880
‫و از همه مهم‌تر...

146
00:09:57,880 --> 00:10:01,580
‫هوا اون‌قدر صاف و خنکه که ‫باعث می‌شه ستاره‌ها واقعاً به چشم بیان.

147
00:10:01,580 --> 00:10:03,330
‫رمانتیکه، مگه نه؟

148
00:10:05,090 --> 00:10:07,290
‫خب، درسته که ستاره‌ها قشنگن.

149
00:10:07,560 --> 00:10:10,640
‫خب چه بهونه‌ای برای ‫کارایی که اینجا می‌کنی داری؟

150
00:10:10,640 --> 00:10:11,540
‫بهونه؟

151
00:10:12,000 --> 00:10:15,170
‫برای اینکه نصفه‌شب ‫یواشکی از اتاقت زدی بیرون،

152
00:10:15,170 --> 00:10:18,240
‫از یه راه مخفی اومدی که ‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌شناسه،

153
00:10:18,240 --> 00:10:22,180
‫و اینجا تو هوای شب ‫داری با پرنده‌ها بازی می‌کنی.

154
00:10:22,980 --> 00:10:24,510
‫این دیگه زیادی مشکوکه.

155
00:10:25,180 --> 00:10:28,400
‫فکر کنم دربارهٔ راه ‫مخفی یکم اغراق می‌کنی.

156
00:10:28,400 --> 00:10:30,520
‫منظورم اینه که تو هم به اینجا رسیدی، مگه نه؟

157
00:10:30,520 --> 00:10:34,900
‫اون... به خاطر این بود که اون ‫پرنده یه جورایی منو به اینجا راهنمایی کرد.

158
00:10:34,900 --> 00:10:37,710
‫خب، در مورد من هم همین‌طوره.

159
00:10:37,710 --> 00:10:41,030
‫داشتم بی‌هدف ‫اطراف برج قدم می‌زدم،

160
00:10:41,030 --> 00:10:43,160
‫که یه پرنده رو در حال پرواز دیدم.

161
00:10:43,610 --> 00:10:46,390
‫برام سؤال شد که داره چیکار می‌کنه و ‫دنبالش کردم، و سر از اینجا درآوردم.

162
00:10:48,230 --> 00:10:53,380
‫اینا همون پرنده‌هایی‌ان که وقتی داشتیم سعی ‫می‌کردیم از طوفان شن عبور کنیم در حال پرواز دیدیم؟

163
00:10:55,260 --> 00:10:59,100
‫همونایی که رم چشماشون رو برای ‫روشن‌بینی قرض گرفت، بله.

164
00:11:01,420 --> 00:11:03,920
‫اونا تو تمام این مدت این‌طوری بودن.

165
00:11:03,920 --> 00:11:06,220
‫خیلی ذهنمو مشغول کرده.

166
00:11:06,720 --> 00:11:10,100
‫در حال حاضر فقط ‫من و تو اینجاییم.

167
00:11:10,860 --> 00:11:12,690
‫نظرت چیه رُک حرف بزنیم؟

168
00:11:14,610 --> 00:11:19,360
‫نه با منی که تظاهر می‌کنه ‫آناستازیاست، بلکه با من؟

169
00:11:21,430 --> 00:11:25,450
‫عالیه. یه چیزی هست ‫که منم می‌خواستم ازت بپرسم.

170
00:11:25,870 --> 00:11:27,830
‫از من بپرسی؟

171
00:11:27,830 --> 00:11:31,540
‫سوبارو ناتسوکی، تو دقیقاً کی هستی؟

172
00:11:31,820 --> 00:11:33,380
‫من... کی هستم؟

173
00:11:33,980 --> 00:11:39,250
‫بعد از جشن پیروزیتون ‫بر نهنگ سفید و تنبلی،

174
00:11:39,250 --> 00:11:41,630
‫آنا در موردت تحقیق کرد.

175
00:11:42,400 --> 00:11:45,340
‫ولی نتونست سر از‫گذشته‌ت دربیاره.

176
00:11:45,340 --> 00:11:49,980
‫گله می‌کرد که فقط تونسته‫حداقلِ اطلاعات رو درباره‌ت به دست بیاره.

177
00:11:49,980 --> 00:11:53,880
‫دورترین چیزی که پیدا کرد مربوط به درست ‫قبل از شروع انتخابات پادشاهی بود،

178
00:11:54,540 --> 00:11:58,610
‫وقتی که تو پایتخت پادشاهی درگیر ‫یه اتفاق کوچیک شده بودی.

179
00:11:59,540 --> 00:12:02,070
‫تو دقیقاً کی هستی؟

180
00:12:05,090 --> 00:12:08,660
‫تو... واقعاً از من می‌ترسی؟

181
00:12:10,000 --> 00:12:12,680
‫خب، شنیدن این حرف خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

182
00:12:13,690 --> 00:12:17,090
‫ارتباط واقعی تو با شائولا چیه؟

183
00:12:17,520 --> 00:12:20,580
‫من تازه بعد از اینکه ‫اومدیم اینجا، برای اولین بار دیدمش.

184
00:12:20,580 --> 00:12:22,370
‫اصلاً نمی‌شناسمش.

185
00:12:22,370 --> 00:12:27,670
‫آیا اینکه اون‌قدر سریع معمای طبقهٔ سوم رو‫فهمیدی، فقط یه تصادف بود؟

186
00:12:29,000 --> 00:12:29,810
‫آره.

187
00:12:30,640 --> 00:12:32,340
‫و قضیهٔ این پرنده‌ها چیه؟

188
00:12:33,600 --> 00:12:34,770
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

189
00:12:35,280 --> 00:12:38,880
‫یکم می‌ترسم که فقط به حرفت اعتماد کنم.

190
00:12:38,880 --> 00:12:42,320
‫منم می‌خوام از تو بپرسم: قضیهٔ ‫آناستازیا-ساما چیه؟

191
00:12:45,080 --> 00:12:46,940
‫هیچ تغییری نکرده.

192
00:12:47,680 --> 00:12:52,210
‫آنا هنوز در اعماق ‫این بدن خوابیده.

193
00:12:52,210 --> 00:12:54,790
‫نمی‌خوام الکی خوش‌بین باشم یا چیزی...

194
00:12:55,150 --> 00:12:59,380
‫ولی دونستن اینکه دارم از عمرش ‫کم می‌کنم، بار سنگینی روی دوشمه.

195
00:13:01,440 --> 00:13:06,720
‫پس باید هرچه زودتر ‫بدنش رو بهش برگردونم.

196
00:13:07,490 --> 00:13:09,320
‫تو اون وضعیت؟

197
00:13:09,320 --> 00:13:13,170
‫واقعاً فکر می‌کنی با اون وضع ‫می‌تونه حاکم بعدی باشه؟

198
00:13:13,170 --> 00:13:15,220
‫آنا هیچ‌وقت عقب‌نشینی نمی‌کنه.

199
00:13:15,220 --> 00:13:17,020
‫هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شه.

200
00:13:17,870 --> 00:13:19,360
‫من این حقیقت رو می‌دونم.

201
00:13:20,960 --> 00:13:25,150
‫فکر می‌کنی آناستازیا-ساما ‫این‌قدر کشور خودش رو می‌خواد؟

202
00:13:25,150 --> 00:13:28,620
‫حتی اگه مجبور بشه به محض ‫به دست آوردنش، رهاش کنه؟!

203
00:13:28,620 --> 00:13:32,180
‫آنا دلیلی داره که به خاطرش ‫نمی‌تونه از تاج‌وتخت دست بکشه.

204
00:13:32,720 --> 00:13:33,830
‫چون این چیزیه که خودش می‌خواد.

205
00:13:37,710 --> 00:13:41,130
‫منظورت... از اون حرف چی بود؟

206
00:13:52,570 --> 00:13:54,880
‫منظورت از اون حرف چی بود؟

207
00:13:58,040 --> 00:13:59,560
‫متأسفم، یولیوس.

208
00:14:00,070 --> 00:14:03,840
‫ولی این‌طوری نبود که سعی کنم ‫تو رو تو تاریکی نگه دارم.

209
00:14:03,840 --> 00:14:10,400
‫فقط داشتم با ناتسوکی-کون در مورد ‫کارهایی که بعد از برگشتن به خونه باید بکنیم گپ می‌زدم.

210
00:14:10,400 --> 00:14:11,450
‫منو می‌بخشی؟

211
00:14:12,370 --> 00:14:15,500
‫تو آناستازیا-ساما نیستی، درسته؟

212
00:14:16,710 --> 00:14:19,000
‫می‌خوام برام توضیحش بدی.

213
00:14:19,000 --> 00:14:21,820
‫دیگه نمی‌تونی گولم بزنی یا ‫چیزی رو ازم پنهان کنی.

214
00:14:21,820 --> 00:14:22,830
‫یولیوس، دست نگه دار!

215
00:14:22,830 --> 00:14:23,460
‫سوبارو.

216
00:14:24,000 --> 00:14:25,800
‫می‌خوام از تو هم بشنوم.

217
00:14:25,800 --> 00:14:28,090
‫فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم.

218
00:14:30,750 --> 00:14:32,880
‫اولین چیزی که شنیدی چی بود؟

219
00:14:32,880 --> 00:14:35,310
‫وقتی حرف از بدن آناستازیا-ساما شد.

220
00:14:39,590 --> 00:14:43,450
‫من یه روح مصنوعیم که ‫سال‌هاست با آنا همراهم.

221
00:14:44,060 --> 00:14:45,820
‫اسم من اکیدناست.

222
00:14:46,680 --> 00:14:49,770
‫از زمان نبرد با ‫فرقهٔ ساحره تو پریستلا،

223
00:14:49,770 --> 00:14:53,410
‫آگاهی آنا تو اعماق ‫این بدن به خواب رفته.

224
00:14:54,270 --> 00:14:58,320
‫اونی که الان داره این بدن رو ‫حرکت می‌ده، آنا نیست.

225
00:14:58,320 --> 00:15:02,710
‫من تو تمام این مدت‫داشتم تظاهر می‌کردم که آنام.

226
00:15:02,710 --> 00:15:06,480
‫چرا این موضوع رو فقط ‫با سوبارو در میون گذاشتی؟

227
00:15:07,840 --> 00:15:12,430
‫اون خودش فهمید که من ‫فقط دارم تظاهر می‌کنم آنام.

228
00:15:12,430 --> 00:15:13,640
‫برای همین بهش گفتم.

229
00:15:14,840 --> 00:15:19,880
‫حتی یه غریبه که به‌سختی می‌شناستشون ‫تونست این قضیه رو بفهمه،

230
00:15:19,880 --> 00:15:23,410
‫در حالی که مردی که خودش رو اولین ‫شوالیه‌شون می‌دونه نتونست؟

231
00:15:23,410 --> 00:15:27,230
‫یه لحظه صبر کن! ببین، من فقط ‫فهمیدم چون، خب...

232
00:15:27,230 --> 00:15:29,330
‫فقط یه اتفاق شانسی بود، باشه؟!

233
00:15:29,330 --> 00:15:32,850
‫وظیفهٔ اولین شوالیه‌ست که ‫همیشه چنین اتفاقات شانسی‌ای رو

234
00:15:32,850 --> 00:15:34,240
‫به یه چیز قطعی تبدیل کنه.

235
00:15:34,240 --> 00:15:36,160
‫اصلاً "اولین شوالیه" بودن ‫چه صیغه‌ایه؟

236
00:15:36,160 --> 00:15:39,310
‫اگه معنیش اینه، کی ‫همچین لقب احمقانه‌ای روــ

237
00:15:37,580 --> 00:15:41,190
‫به من نگو که از دستش بدم.

238
00:15:42,670 --> 00:15:44,040
‫من...

239
00:15:44,520 --> 00:15:50,140
‫در حال حاضر، حتی فکرِ از دست دادنِ ‫یه چیز هم منو می‌ترسونه.

240
00:15:51,780 --> 00:15:53,610
‫برگردیم سر بحث خودمون.

241
00:15:53,610 --> 00:15:55,680
‫اکیدنا، هدف تو چیه؟

242
00:15:57,020 --> 00:15:59,390
‫اینکه این بدن رو به آنا برگردونم.

243
00:15:59,670 --> 00:16:03,520
‫به عبارت دیگه، وضعیت فعلی ‫چیزی نیست که بهش امید داشتی...

244
00:16:04,300 --> 00:16:09,560
‫و هنوز راهی برای برگردوندنِ ‫آناستازیا-ساما به بدنش پیدا نکردی.

245
00:16:10,320 --> 00:16:13,860
‫اگه مرگ من باعث بشه‫آنا بیشتر زندگی کنه،

246
00:16:13,860 --> 00:16:16,280
‫هیچ مشکلی باهاش ندارم.

247
00:16:16,980 --> 00:16:20,700
‫چطوری می‌تونی تا این حد برای آناستازیا-ساما پیش بری؟

248
00:16:21,580 --> 00:16:23,530
‫من عاشق آنام.

249
00:16:24,250 --> 00:16:28,050
‫از وقتی که این کوچولو خیلی بچه بود ‫من کنارش بودم.

250
00:16:28,610 --> 00:16:31,670
‫برای همین دلم نمی‌خواد رهاش کنم، ‫و دلم می‌خواد خوشحال باشه.

251
00:16:32,800 --> 00:16:35,260
‫دلیلم اینه.

252
00:16:39,970 --> 00:16:43,140
‫خوشحالم که چنین‫تصمیم منطقی‌ای گرفتی.

253
00:16:43,570 --> 00:16:46,860
‫مطمئنم آنا هم از این کارت‫خوشحاله.

254
00:16:48,860 --> 00:16:50,660
‫می‌خوام مطمئن بشم.

255
00:16:50,660 --> 00:16:55,170
‫اگه بخوای به استفاده از اودِ آناستازیا-ساما برای ‫تظاهر مداوم به این شکل ادامه بدی،

256
00:16:55,170 --> 00:16:59,620
‫اون‌وقت هرچی بیشتر به خودت فشار بیاری،‫فشار بیشتری به بدن ایشون وارد می‌کنی.

257
00:16:59,620 --> 00:17:02,810
‫بله. برداشتت درسته.

258
00:17:02,810 --> 00:17:07,300
‫پس چرا تو طبقهٔ دوم ‫اون‌قدر بی‌ملاحظه عمل کردی؟

259
00:17:09,040 --> 00:17:14,720
‫فشاری که به بدن آناستازیا-ساما ‫وارد شد نمی‌تونه ناچیز بوده باشه.

260
00:17:15,760 --> 00:17:17,330
‫پس چرا؟

261
00:17:17,880 --> 00:17:19,010
‫بابت اون...

262
00:17:20,240 --> 00:17:21,720
‫عذرخواهی می‌کنم.

263
00:17:22,800 --> 00:17:25,920
‫می‌پذیرم که اون یه اشتباه از جانب من بود.

264
00:17:25,920 --> 00:17:28,610
‫این تصمیمی بود که از ‫یه دیدگاه استراتژیک گرفته شد.

265
00:17:28,610 --> 00:17:31,220
‫یه تصمیم استراتژیک؟

266
00:17:31,220 --> 00:17:35,700
‫اون موقع، من هنوز نمی‌دونستم ‫که اون ممتحن تشنه به خونه یا نه.

267
00:17:36,180 --> 00:17:40,630
‫یه حرکت اشتباه، و ممکن بود تو رو که ‫یکی از قوی‌ترین مهره‌هامونی از دست بدیم.

268
00:17:40,630 --> 00:17:42,600
‫می‌خواستم از اون جلوگیری کنم.

269
00:17:42,600 --> 00:17:44,160
‫به خاطر آنا هم که شده.

270
00:17:45,310 --> 00:17:49,000
‫می‌فهمم. اما لطفاً از این به بعد ‫از انجام کارهای عجولانه خودداری کن.

271
00:17:49,000 --> 00:17:51,420
‫به خاطر آناستازیا-ساما و نه هیچ‌کس دیگه‌ای.

272
00:17:52,870 --> 00:17:53,880
‫فهمیدم.

273
00:17:53,880 --> 00:17:56,880
‫صبر کن! همین حرف برای قانع کردنت کافی بود؟!

274
00:17:56,880 --> 00:17:58,530
‫من قانع شدم.

275
00:17:59,160 --> 00:18:02,600
‫عذر می‌خوام که تو رو هم ‫وارد این سوءتفاهم عجیب کردم.

276
00:18:03,010 --> 00:18:06,580
‫اما این مشکل کاملاً مربوط به خودمونه.

277
00:18:06,580 --> 00:18:08,850
‫چیزی نیست که‫لازم باشه نگرانش باشی.

278
00:18:08,850 --> 00:18:12,110
‫اینکه چطور باهاش کنار میام به خودم مربوطه!

279
00:18:12,110 --> 00:18:14,080
‫پس تو هر طوری که دلت بخواد ‫همه‌چی رو قبول می‌کنی،

280
00:18:14,080 --> 00:18:17,440
‫ولی به من اجازه نمی‌دی مشکلاتم رو ‫به روش خودم بپذیرم؟

281
00:18:17,440 --> 00:18:20,490
‫درست همون‌طور که دربارهٔ آناستازیا-ساما و اکیدنا چیزی بهم نگفتی؟

282
00:18:24,340 --> 00:18:26,820
‫منو ببخش. زیاده‌روی کردم.

283
00:18:27,710 --> 00:18:28,830
‫اما حقیقته.

284
00:18:31,790 --> 00:18:34,640
‫دلیلی نداره ‫بیشتر از این بیرون بمونیم.

285
00:18:34,640 --> 00:18:35,800
‫بیا بریم داخل.

286
00:18:36,360 --> 00:18:39,780
‫باید فردا به امیلیا-ساما و بقیه ‫دربارهٔ وضعیت آناستازیا-ساما

287
00:18:39,780 --> 00:18:43,280
‫و دربارهٔ اکیدنا خبر بدیم.

288
00:18:43,280 --> 00:18:44,140
‫بسیار خب.

289
00:18:45,030 --> 00:18:47,580
‫منم خودمو آماده می‌کنم.

290
00:18:50,510 --> 00:18:51,400
‫یولیوس!

291
00:18:53,860 --> 00:18:57,840
‫آیا چیزی نیست ‫که بخوای بهم بگی؟

292
00:18:57,840 --> 00:18:58,780
‫چرا.

293
00:18:59,920 --> 00:19:01,090
‫می‌دونم.

294
00:19:01,950 --> 00:19:07,790
‫می‌دونم به چی فکر می‌کردی و ‫چرا حقیقت رو از من پنهان کردی.

295
00:19:08,190 --> 00:19:10,410
‫نیت بدی نداشتی.

296
00:19:10,410 --> 00:19:12,940
‫این کار رو فقط از روی‫نگرانی و همدردی انجام دادی.

297
00:19:13,610 --> 00:19:15,670
‫اگه جای ما برعکس بود،

298
00:19:15,670 --> 00:19:18,350
‫شاید من هم از ‫گفتن حقیقت به تو خودداری می‌کردم.

299
00:19:20,050 --> 00:19:22,320
‫ولی با این حال...

300
00:19:24,410 --> 00:19:28,020
‫نمی‌خواستم تو‫یا آناستازیا-ساما فکر کنید

301
00:19:29,040 --> 00:19:32,400
‫که من شایستهٔ شوالیه بودن نیستم.

302
00:19:42,340 --> 00:19:43,160
‫باروسو.

303
00:19:45,000 --> 00:19:47,990
‫خواهر بزرگه.‫این‌وقتِ شب اینجا چی‌کار می‌کنی؟

304
00:19:47,990 --> 00:19:48,720
‫منحرف.

305
00:19:48,720 --> 00:19:51,840
‫سعی نکن قبل از اینکه بحث شروع بشه ‫تمومش کنی!

306
00:19:51,840 --> 00:19:55,010
‫که تنهایی نرفتی طبقهٔ بالا، نه؟

307
00:19:55,010 --> 00:19:58,530
‫نرفتم. فقط سعی کردم برم.

308
00:19:58,530 --> 00:19:59,760
‫تو راه برگشتم.

309
00:20:01,320 --> 00:20:03,400
‫تو چطور؟ داشتی چی‌کار می‌کردی؟

310
00:20:03,400 --> 00:20:05,220
‫خیلی پکر به نظر می‌رسی.

311
00:20:05,710 --> 00:20:07,980
‫با شوالیه یولیوس دعوات ‫شده یا چیزی؟

312
00:20:07,980 --> 00:20:09,280
‫هاه؟!

313
00:20:09,280 --> 00:20:11,380
‫انقدر راحت می‌شه منو خوند؟

314
00:20:11,380 --> 00:20:14,730
‫هم اون، و هم اینکه من فقط خیلی باهوشم.

315
00:20:14,730 --> 00:20:15,440
‫خب؟

316
00:20:15,760 --> 00:20:19,400
‫هاه؟ اوه... چیزی نبود.

317
00:20:19,400 --> 00:20:21,620
‫خب، همچین هیچی هم نبود، اما...

318
00:20:21,620 --> 00:20:24,720
‫فکر کنم فردا بتونم بهت بگم.

319
00:20:24,720 --> 00:20:26,950
‫همش داری با کنایه حرف می‌زنی.

320
00:20:27,440 --> 00:20:29,120
‫من برمی‌گردم به کالسکه.

321
00:20:29,120 --> 00:20:31,120
‫باشه... شب‌بخیر، خواهر بزرگه.

322
00:20:31,880 --> 00:20:34,000
‫من خواهر بزرگه‌ت نیستم.

323
00:20:34,490 --> 00:20:36,210
‫دیگه این‌طوری صدام نکن.

324
00:20:39,720 --> 00:20:42,450
‫خب، نمی‌تونم همین‌طوری‫برگردم به اتاق سبز.

325
00:20:42,450 --> 00:20:45,180
‫پس حالا باید چی‌کار کنم؟

326
00:20:47,070 --> 00:20:50,860
‫فکر کنم بهتره یه راهی ‫برای مقابله با رِید پیدا کنم.

327
00:20:59,480 --> 00:21:02,490
‫خودشه! اگه جواب بده...

328
00:21:14,500 --> 00:21:16,000
‫سوبارو! هی!

329
00:21:16,320 --> 00:21:18,550
‫سوبارو! حالت خوبه؟

330
00:21:21,920 --> 00:21:22,630
‫هاه؟!

331
00:21:25,680 --> 00:21:26,400
‫هاه؟

332
00:21:27,010 --> 00:21:28,540
‫اوه، خیالم راحت شد!

333
00:21:28,540 --> 00:21:30,340
‫خیلی نگرانت بودم!

334
00:21:30,340 --> 00:21:34,520
‫امیلیا، باید قاطع‌تر باشی وگرنه ‫بابت کاری که کرده احساس پشیمونی نمی‌کنه.

335
00:21:34,520 --> 00:21:37,940
‫درسته!‫شنیدی بئاتریس چی گفت، نه؟

336
00:21:37,940 --> 00:21:40,340
‫چون نمی‌تونستیم پیدات کنیم ‫داشت حسابی هول می‌کرد،

337
00:21:40,340 --> 00:21:43,080
‫و وقتی روی زمین ‫پیدات کردیم، کم مونده بود گریه کنه!

338
00:21:43,080 --> 00:21:46,640
‫لازم نیست همه‌چیز ‫رو بهش بگی، به گمونم!

339
00:21:52,110 --> 00:21:55,350
‫یه دختر زیبای مو نقره‌ای و یه ‫دختربچه با موهای فرفری...

340
00:21:55,350 --> 00:21:58,670
‫یه مارمولک غول‌پیکر،‫و یه اتاق پر از گیاه...

341
00:21:58,670 --> 00:22:00,680
‫یعنی این به این معنیه که...

342
00:22:01,170 --> 00:22:02,520
‫سوبارو؟

343
00:22:04,500 --> 00:22:08,380
‫من به یه دنیای دیگه ایسکای شدمممممم؟؟

344
00:22:05,920 --> 00:22:09,930
‫بیرون اومدن از ‫سوپرمارکت
و ورود به یه دنیای شگفت‌انگیز

345
00:22:05,920 --> 00:22:09,930
‫بیرون اومدن از ‫سوپرمارکت
و ورود به یه دنیای شگفت‌انگیز

346
00:22:05,920 --> 00:22:09,930
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

347
00:22:13,650 --> 00:22:17,150
OP \ ED by: Yuta

348
00:22:13,650 --> 00:22:17,150
Tr \ Tst by: YaTo,Yuta

349
00:22:13,730 --> 00:22:13,730
اولین تکست اندینگ - کردیت استودیو محو سوبارو چشم بسته

350
00:22:13,730 --> 00:22:21,040
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

351
00:22:13,730 --> 00:22:15,800
تهِ جاده خیلی دوره

352
00:22:16,000 --> 00:22:17,910
انگار وسط یه بیابون بی‌آب و علف گم شدم

353
00:22:17,910 --> 00:22:21,040
بدون هیچ راه و نشونی که بگه از کدوم طرف برم

354
00:22:21,610 --> 00:22:25,150
تو دلم آشوبیه طوفانیه

355
00:22:25,150 --> 00:22:28,750
ولی هنوز یه ذره امید تو وجودم زنده مونده

356
00:22:29,220 --> 00:22:32,720
وسط یه تاریکی‌ام که انگار تمومی نداره

357
00:22:32,890 --> 00:22:36,560
جوری که تا مغز استخون و ضربان قلبم نفوذ کرده

358
00:22:36,560 --> 00:22:39,990
با صدای تو که می‌لرزه و می‌پیچه

359
00:22:39,990 --> 00:22:43,700
انگار تا خودِ نیمه‌شب زنده نگه داشته می‌شم

360
00:22:43,960 --> 00:22:45,800
یه منظره بی‌انتها

361
00:22:45,800 --> 00:22:47,600
یه صحنه که خیلی واسم آشنا و خاطره‌انگیزه

362
00:22:47,600 --> 00:22:51,340
فقط یه چیز هست... همون رؤیایی که عمری منتظرش بودم

363
00:22:52,240 --> 00:22:57,210
حالا که از مرز زمانِ بی‌نهایت رد شدم

364
00:22:57,210 --> 00:23:00,380
فقط بذار اون دستت رو لمس کنم

365
00:23:00,550 --> 00:23:02,380
این حس‌های سیاه و داغونی که دارم

366
00:23:02,380 --> 00:23:04,250
دیگه جزیی از وجودم شدن، یه جور اشتیاق که بدون اونا نمی‌تونم

367
00:23:04,250 --> 00:23:07,150
پس ازت می‌خوام، همه وجودم رو با همین درداش دوست داشته باشی

368
00:23:07,150 --> 00:23:10,790
این زندگیِ فانی و کوتاهم فقط واسه یه چیزه

369
00:23:10,960 --> 00:23:14,500
واسه اینکه دوباره، فقط یه بار دیگه ببینمت

370
00:23:15,300 --> 00:23:17,130
یه عشق مطلق و بی‌قید و شرط

371
00:23:17,130 --> 00:23:18,970
"یه وابستگیِ شدید و جنون‌آمیز که اسمش "تویی

372
00:23:18,970 --> 00:23:20,900
احساساتی که دیگه راه برگشتی ندارن

373
00:23:20,900 --> 00:23:23,510
همه‌شون رو، تمام این حسا و دردا، همشون فدای سرت

374
00:23:23,800 --> 00:23:23,800
اخرین تسک اندینگ دست شولا
