WEBVTT

00:03.300 --> 00:04.450
‫موفق شدی!

00:04.450 --> 00:06.480
‫سوبارو، کارت عالی بود!

00:05.620 --> 00:07.940
‫هر کی اینو طراحی کرده یه شیطانِ تمام‌عیار بوده!

00:07.940 --> 00:09.940
‫هاه؟ این اولین واکنش‌ته؟

00:10.220 --> 00:12.710
‫عمراً این منصفانه باشه!

00:12.710 --> 00:16.490
‫چرا باید سؤالاتی بدن که فقط کسایی بتونن جواب بدن‫که همون آسمونی رو می‌شناسن که من می‌شناسم؟!

00:16.900 --> 00:21.210
‫اربابت حتماً یه آشغالِ به تمام معنا بوده!

00:21.210 --> 00:24.150
‫آه، بی‌خیال! چطوری می‌تونی اینو بگی؟

00:24.150 --> 00:27.590
‫نباید در مورد خودت‫چیزای بد بگی!

00:27.850 --> 00:31.230
‫از اینا که بگذریم، چقدر کتاب اینجاست.

00:31.230 --> 00:34.090
‫خیلی کنجکاوم بدونم‫همه‌شون چه جور کتابایی هستن.

00:34.090 --> 00:37.860
‫بانو شائولا اینجا رو به عنوان‫گنجینهٔ خرد توصیف کرد.

00:37.860 --> 00:39.390
‫با توجه به واکنشش،

00:40.100 --> 00:45.720
‫این اولین باریه که می‌بینه‫این بایگانی باز شده، به گمونم.

00:45.720 --> 00:48.400
‫باید یه دوری بزنیم و‫همه‌چی رو بررسی کنیم، به گمونم.

00:48.910 --> 00:51.470
‫ولی تو بودی که معما رو‫حل کردی، مگه نه، سوبارو؟

00:51.470 --> 00:54.780
‫پس ایرادی نداره که کسی‫غیر از تو بهشون دست بزنه؟

00:54.780 --> 00:55.860
‫اوه، آره...

00:56.480 --> 00:59.890
‫ولی اگه طوری طراحیش کرده باشن که فقط کسی که‫جواب داده بتونه چیزی بخونه،

00:59.890 --> 01:02.460
‫چرا باید به بقیه‌تون‫اجازهٔ ورود داده بشه؟

01:02.460 --> 01:04.710
‫اوه، فهمیدم.

01:04.710 --> 01:09.340
‫همین که اصلاً تونستیم وارد اینجا بشیم‫احتمالاً یعنی اجازهٔ حضور داریم.

01:14.460 --> 01:15.640
‫اوه، نگاه کن!

01:15.640 --> 01:17.680
‫حروف دارن جابه‌جا می‌شن!‫اصلاً نمی‌تونم بخونمشون!

01:18.080 --> 01:19.800
‫این یکی هم همین‌طوریه.

01:20.160 --> 01:22.880
‫این یه نوع اختلال شناختیه.

01:22.880 --> 01:25.280
‫ولی می‌تونم عنوان‌ها رو بخونم، به گمونم.

01:25.280 --> 01:27.190
‫این یکی می‌گه "نوآ لیبرتاس".

01:27.690 --> 01:29.650
‫این یکی می‌گه "ایگان ولر".

01:30.030 --> 01:32.730
‫هیچ ترتیب خاصی هم ندارن.

01:32.730 --> 01:36.920
‫امکانش هست که اینا اسم افراد باشن؟

01:38.300 --> 01:40.570
‫آره، به نظر میاد باشن... اما...

01:40.930 --> 01:44.800
‫با یه نگاه، اسمی نمی‌بینم‫که برام آشنا باشه.

01:44.800 --> 01:48.040
‫البته، شاید اگه بگردم و همه رو‫نگاه کنم، اوضاع فرق کنه، اما...

01:48.040 --> 01:49.880
‫لعنتی...

01:49.880 --> 01:52.770
‫یه مشت کتاب که هیچ‌کس نمی‌تونه بخونه‫به چه دردی می‌خورن؟

01:53.360 --> 01:55.270
‫هی، این... نیست؟

01:55.690 --> 01:56.720
‫سوبارو؟

01:56.740 --> 02:10.740
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:17.950 --> 02:19.000
‫یه زن.

02:19.870 --> 02:21.800
‫یه زنِ تنها اونجا بود.

02:23.100 --> 02:28.960
‫اون‌قدر جوون که تردید دارم‫بهش بگم "زن"، اما یه زن بود.

02:34.130 --> 02:35.770
‫تایفون، بیا بریم.

02:40.010 --> 02:43.580
‫دنیای اون کاملاً سیاه و سفید بود،

02:43.580 --> 02:47.020
‫خیر و شر، کارهایِ‫درست و کارهایِ پلید.

02:47.820 --> 02:52.190
‫و کسی که اینا رو این‌قدر واضح‫از هم جدا می‌کرد، پدرش بود.

02:56.480 --> 02:58.800
‫اون مسئول مجازات مجرمان بود،

02:58.800 --> 03:01.610
‫مجازاتی متناسب با‫سنگینیِ جنایاتشون.

03:04.110 --> 03:07.370
‫اون همون ترازویی بود که تعیین می‌کرد‫تو دنیای اونا چی خوبه و چی بد.

03:08.590 --> 03:11.020
‫اون سعی کرد اینو به دخترش هم یاد بده،

03:13.990 --> 03:16.950
‫اما دختر نمی‌فهمید.

03:18.480 --> 03:21.460
‫هیچ جواب ساده‌ای برای‫قضاوت بین خیر و شر وجود نداشت.

03:21.460 --> 03:25.850
‫جرم و مجازات تحت‌تأثیر‫عوامل مختلفی قرار می‌گرفتن.

03:26.880 --> 03:27.900
‫و بعد...

03:30.400 --> 03:31.300
‫هاه؟

03:43.110 --> 03:46.450
‫مـ‌منو ببخش، پدر. از دستم افتاد...

03:47.440 --> 03:48.930
‫و شکست.

03:58.260 --> 04:02.720
‫کارت درست بود که به جرمت‫اعتراف کردی و عذرخواهی کردی.

04:09.730 --> 04:12.730
‫همون موقع بود که اون بالاخره فهمید.

04:13.240 --> 04:16.770
‫ترازویی که سنگینیِ‫یه جرم رو می‌سنجید

04:17.400 --> 04:20.800
‫فقط تو قلبِ کسی پیدا می‌شد‫که اون جرم رو مرتکب شده.

04:23.360 --> 04:25.920
‫کار بدی کردی؟

04:25.920 --> 04:26.450
‫هاه؟

04:27.070 --> 04:28.780
‫آدم بدی هستی؟

04:38.820 --> 04:41.260
‫کار بدی کردی؟

04:42.110 --> 04:44.720
‫کار بدی کردی؟

04:49.020 --> 04:51.240
‫کار بدی کردی؟

04:53.840 --> 04:55.890
‫پدر، تو آدم بدی هستی؟

04:56.890 --> 04:59.890
‫کار بدی کردی؟

05:01.050 --> 05:02.000
‫تایفو-

05:07.750 --> 05:11.730
‫اون فهمیده بود، و راضی بود.

05:11.730 --> 05:14.370
‫بالاخره ترازو رو به دست آورده بود.

05:15.790 --> 05:18.500
‫اسقف اعظم غرور به کارش ادامه داد‫تا گناهان مردم رو زیر سؤال ببره،

05:18.500 --> 05:22.940
‫مجازات کنه، و مجرمان رو قضاوت کنه.

05:25.430 --> 05:26.720
‫سوبارو!

05:27.410 --> 05:28.620
‫حالت خوبه؟

05:28.620 --> 05:30.930
‫طوری به نظر می‌رسیدی که انگار خیلی درد می‌کشی.

05:31.710 --> 05:35.620
‫تـ‌تونستم جلوی اینکه‫منو با خودش ببره رو بگیرم؟

05:35.620 --> 05:38.540
‫من هنوز اینجام، نه؟

05:39.040 --> 05:40.110
‫تایفون...

05:40.680 --> 05:42.820
‫این اسمیه که می‌شناسی، به گمونم؟

05:43.120 --> 05:44.870
‫آ‌ـ‌آره.

05:44.870 --> 05:45.940
‫هی! دیوونه شدی؟!

05:45.940 --> 05:48.010
‫حالا، این دیگه بی‌ادبی شد.

05:48.010 --> 05:50.700
‫با بقیهٔ کتاب‌ها‫فرقی نداره، به گمونم.

05:51.030 --> 05:54.280
‫ولی برای تو متفاوت به نظر می‌رسید.

05:54.280 --> 05:56.430
‫برداشت من اینه.

05:56.430 --> 05:59.580
‫آره... ولی چرا فقط این کتاب؟

06:00.000 --> 06:03.400
‫در مورد این شخص یعنی تایفون‫از کجا شنیدی؟

06:03.400 --> 06:05.780
‫توضیح دادنش سخته.

06:05.780 --> 06:10.010
‫منظورم اینه که، اگه نمی‌شناسیش،‫یعنی باهاش روبرو نشدی...

06:10.600 --> 06:11.850
‫ولی تو قبرستون بود.

06:12.240 --> 06:13.310
‫قبرستون؟

06:15.140 --> 06:17.440
‫یکی از ساحره‌هایی که‫تو گذشته وجود داشته.

06:17.440 --> 06:18.790
‫اسقف اعظم غرور.

06:18.790 --> 06:21.440
‫تقریباً هم‌سن‌وسال بیاکو بود،‫ولی با پوست تیره‌تر.

06:22.350 --> 06:26.940
‫اما انگار تجلیِ زنده‌ای از‫بی‌رحمیِ معصومانه بود.

06:28.870 --> 06:36.110
‫من تونستم اون کتاب رو بخونم و...‫خاطراتش رو تجربه کنم؟ زندگیش رو؟ ریشه‌ش رو؟

06:36.110 --> 06:39.000
‫هر چی که بود، من به‌طورِ‫غیرمستقیم تجربه‌شون کردم.

06:39.300 --> 06:42.490
‫هرچند، اصلاً حس خوبی نداشت.

06:42.490 --> 06:45.210
‫خاطرات یکی دیگه رو...‫به‌طور غیرمستقیم تجربه کردی؟

06:45.960 --> 06:50.220
‫این قضیه داره بیشتر و بیشتر شبیه‫به آزمونِ توی قبرستون می‌شه.

06:50.550 --> 06:54.840
‫آره، به جز اینکه اون‌موقع، شما‫مستقیماً با خاطرات خودتون روبه‌رو می‌شدین.

06:54.840 --> 06:56.820
‫هرچند اون مثل آب خوردن بود!

06:56.820 --> 06:59.390
‫دـ‌دقیقاً! مثل آب خوردن!

06:59.390 --> 07:01.840
‫جدای از این فیلم بازی کردنت،

07:01.840 --> 07:05.150
‫این کتاب بهت اجازه میده خاطراتِ‫شخص دیگه‌ای رو به‌طور غیرمستقیم تجربه کنی.

07:05.150 --> 07:08.400
‫به بیان دیگه، می‌تونه وسیله‌ای برای‫مرور گذشته باشه، به گمونم.

07:08.960 --> 07:12.970
‫پس این ادعا که تو این کتابخونه می‌تونی‫هر چیزی رو که بخوای بدونی پیدا کنی—

07:14.800 --> 07:15.530
‫یولیوس؟!

07:15.840 --> 07:17.840
‫یولیوس، حواست رو جمع کن!

07:17.840 --> 07:20.000
‫صدامو می‌شنوی، مگه نه؟!

07:21.040 --> 07:23.540
‫آناستازیا-ساما...

07:23.540 --> 07:25.530
‫آره، همینه.

07:25.530 --> 07:27.260
‫فقط آروم و عمیق نفس بکش.

07:28.630 --> 07:30.400
‫حالت خوب می‌شه.

07:30.400 --> 07:33.090
‫از بس به خودت فشار آوردی این کتابای‫غیرممکن رو بخونی تب کردی؟

07:33.090 --> 07:35.280
‫تو رو باش، مثلاً می‌خوای ادای آدمای باهوش رو دربیاری!

07:35.280 --> 07:36.740
‫هی، آخ!

07:36.740 --> 07:38.650
‫بدجنس نباش!

07:38.650 --> 07:40.770
‫یولیوس، مطمئنی حالت خوبه؟

07:41.280 --> 07:45.150
‫بله. خیلی عذر می‌خوام که نگرانتون کردم.

07:45.150 --> 07:48.480
‫با این حال، برای‫قلب خودم هم چندان خوب نبود.

07:48.880 --> 07:51.690
‫صبر کن، منظورت اینه که... تو هم دیدیش؟

07:51.690 --> 07:52.570
‫بله.

07:53.090 --> 07:55.280
‫بالروی... تمگلیف؟

07:55.280 --> 08:00.290
‫یه ژنرال با این اسم تو‫امپراتوری ولاچیا نبود؟

08:00.720 --> 08:03.120
‫یه ژنرال سابق، اگه دقیق‌تر بخوام بگم.

08:03.120 --> 08:06.750
‫اون یه جنگجوی باشرف‫با مهارت‌های بی‌نظیر بود.

08:07.400 --> 08:11.340
‫من تن‌به‌تن باهاش مبارزه کردم‫و یه جورایی جون سالم به در بردم،

08:11.340 --> 08:13.160
‫البته فقط به مویی بند بود.

08:13.160 --> 08:15.470
‫می‌دونستم.

08:15.920 --> 08:19.520
‫کتاب‌های اینجا فقط توسط کسایی قابل خوندنه‫که با نویسنده‌شون آشنا باشن—

08:19.520 --> 08:24.140
‫البته نویسنده‌ای که مرده باشه—و نگاهی غیرمستقیم‫به گذشته‌شون بهت میده، به گمونم.

08:24.140 --> 08:26.930
‫ارزیابیِ منطقی‌ای به نظر می‌رسه.

08:26.930 --> 08:29.610
‫این یعنی همهٔ‫کتاب‌های این کتابخونه

08:30.340 --> 08:35.270
‫با اسامی تمام آدم‌های مردهٔ دنیا،‫از گذشته تا حال برچسب‌گذاری شدن؟

08:35.270 --> 08:36.700
‫اگه درست باشه،

08:37.200 --> 08:42.090
‫پیدا کردنِ یه کتاب خاص دربارهٔ کسی که‫دنبالشی، تا ابد طول می‌کشه.

08:45.020 --> 08:50.110
‫هر کی این کتابخونه رو ساخته واقعاً‫عوضی‌ترین آدم تاریخ بوده.

08:53.340 --> 08:57.340
‫پسر، این همه‌چی خیلی گیج‌کننده‌ست.

08:57.840 --> 08:59.310
‫با توجه به این کتابا و اون معما،

08:59.310 --> 09:02.760
‫بالاخره علاقه‌مند شدی که‫تو این ماجرا مشارکت کنی؟

09:02.760 --> 09:04.230
‫در این مورد مطمئن نیستم.

09:04.860 --> 09:08.160
‫ولی اساساً، هرچی آدمای‫مردهٔ بیشتری بشناسی،

09:08.160 --> 09:10.570
‫کتابای بیشتری از اینا‫می‌تونی بخونی، درسته؟

09:11.140 --> 09:14.280
‫پس ممکنه تعداد قابل توجهی از اینا‫برای من قابل خوندن باشن.

09:14.730 --> 09:17.240
‫کتابِ مردگان، هاه؟

09:24.330 --> 09:27.370
‫تو واقعاً مرد وحشتناکی هستی، اونی-سان!

09:27.370 --> 09:32.980
‫شنیدن این حرف از تو خیلی دردناک‌تر از‫شنیدنش از رام یا آناستازیاست.

09:35.040 --> 09:36.630
‫شاید الان زمان عجیبی باشه،

09:36.630 --> 09:39.250
‫اما می‌تونم چند تا سؤال‫دربارهٔ خودت ازت بپرسم؟

09:39.250 --> 09:39.930
‫هاه؟

09:40.480 --> 09:43.100
‫فکر کنم همین الانشم به اندازهٔ کافی‫گزینه‌های عاشقانه دور و برت داری.

09:43.100 --> 09:45.520
‫قضیه اصلاً این نیست، باشه؟!

09:45.520 --> 09:46.850
‫فقط شوخی کردم.

09:47.340 --> 09:51.420
‫اگه چیزی هست که‫می‌خوای بدونی، بپرس.

09:53.200 --> 09:55.240
‫پس منم از این فرصت استفاده می‌کنم.

09:56.520 --> 09:59.070
‫چند وقته که یه قاتلی؟

10:01.790 --> 10:06.040
‫پنج یا شیش سالی می‌شه‫که این کار رو شروع کردم.

10:06.750 --> 10:09.730
‫اما در مورد من، این زیاد یه شغل نبود،

10:09.730 --> 10:13.630
‫فقط اطاعت از دستورات مادرم بود،‫همون کسی که منو زیر بال و پرش گرفت.

10:14.050 --> 10:16.260
‫صبر کن... یعنی می‌گی...

10:16.600 --> 10:19.790
‫اوه، آره، من تو بچگی دور انداخته شدم.

10:19.790 --> 10:22.790
‫حتی قبل از اینکه به سنی برسم که چیزی بفهمم،‫تو یه جنگل رها شدم،

10:22.790 --> 10:25.670
‫و جانوران جادویی اونجا بزرگم کردن.

10:26.530 --> 10:30.050
‫جانوران جادویی‌ای هم هستن که‫یه بچه انسان رو بزرگ کنن؟

10:30.050 --> 10:32.110
‫نه بچه‌های عادی رو.

10:32.110 --> 10:37.320
‫ولی من با توانایی دوست شدن با‫جانوران جادویی به دنیا اومدم.

10:37.730 --> 10:40.340
‫فکر کنم همین جونم رو نجات داد.

10:40.930 --> 10:41.780
‫در واقع...

10:42.400 --> 10:46.640
‫فکر می‌کنم موهبت الهی‌ام دلیلی بود‫که خانواده‌ام منو دور انداختن.

10:46.640 --> 10:49.740
‫تشخیص اینکه این چیز خوبی بود یا بد‫یه خرده سخته، می‌فهمی؟

10:52.580 --> 10:55.380
‫هی، میلی، من فقط دارم‫فرضی می‌گم، اما...

10:55.830 --> 10:56.900
‫چی؟

10:57.440 --> 11:02.440
‫اگه کتاب‌های پدر و مادرت اینجا بود،‫دلت می‌خواست بخونیشون؟

11:02.440 --> 11:04.100
‫پدر و مادرم؟

11:04.790 --> 11:08.540
‫یعنی، نه مامانم، بلکه والدین واقعی‌م؟

11:08.540 --> 11:09.370
‫آره.

11:09.990 --> 11:12.040
‫اصلاً برام مهم نیست.

11:12.040 --> 11:13.550
‫واقعاً؟

11:13.550 --> 11:16.280
‫درباره‌م دچار سوءتفاهم نشو.

11:16.280 --> 11:20.950
‫من از دستشون به خاطر اینکه دورم انداختن‫یا هر چیز دیگه‌ای عصبانی نیستم.

11:21.690 --> 11:25.530
‫اونا حتی ارزش اینم ندارن، واقعاً.

11:26.880 --> 11:28.120
‫پس...

11:28.120 --> 11:32.200
‫اگه می‌گفتم برام مهمه،‫می‌خواستی چیکار کنی؟

11:32.200 --> 11:34.470
‫معلومه که می‌گشتم پیداشون می‌کردم!

11:34.470 --> 11:37.270
‫شاید همون لحظه اتفاق نمی‌افتاد،

11:37.270 --> 11:41.060
‫ولی اگه راجع بهش تحقیق کنی و اسماشون رو پیدا کنی،‫من می‌تونستم وقت بذارم و—

11:41.060 --> 11:44.000
‫تو واقعاً یه احمقی، مگه نه؟

11:44.000 --> 11:45.390
‫آخه چرا؟!

11:47.460 --> 11:49.640
‫راستی، داشتم فکر می‌کردم...

11:51.280 --> 11:55.020
‫تعداد این کتاب‌ها چطوری زیاد می‌شه؟

11:56.320 --> 11:57.230
‫مثلاً...

11:57.680 --> 12:00.330
‫اگه تو همین جا و تو همین لحظه‫بمیری،

12:00.330 --> 12:03.490
‫کتابت یهو از هوا‫ظاهر می‌شه؟

12:03.490 --> 12:05.830
‫حالا این توجهم رو جلب کرده!

12:05.830 --> 12:09.690
‫ببخشیدا، ولی نمی‌تونم به خاطر تو‫دقیقاً اینو امتحان کنم!

12:09.690 --> 12:11.710
‫به نظر می‌رسه بهتون خوش می‌گذره.

12:12.080 --> 12:13.890
‫چیزی پیدا کردین؟

12:13.890 --> 12:15.440
‫متأسفانه، نه.

12:15.440 --> 12:17.050
‫شماها چطور؟

12:17.050 --> 12:18.840
‫نه. متأسفم.

12:19.430 --> 12:21.150
‫ما یه گشتی این اطراف زدیم،

12:21.150 --> 12:24.630
‫ولی نتونستیم هیچ نوع ترتیبی ‫تو چینش کتاب‌ها تشخیص بدیم.

12:24.630 --> 12:27.350
‫قطعاً نه بر اساس اسم مرتب شدن نه تاریخ.

12:27.880 --> 12:28.810
‫به عبارت دیگه،

12:29.140 --> 12:32.840
‫فهمیدیم که هنوزم‫هیچی نمی‌فهمیم.

12:34.500 --> 12:36.020
‫پس در نهایت،

12:36.770 --> 12:40.850
‫این بایگانی در حال حاضر فراتر از‫چیزیه که بتونیم باهاش سر و کله بزنیم.

12:40.850 --> 12:41.860
‫آره.

12:41.860 --> 12:44.740
‫حتی اگه تمام تلاشمون رو بکنیم تا‫اسمی که می‌شناسیم رو پیدا کنیم،

12:44.740 --> 12:48.400
‫اون شخص ممکنه حتی‫اطلاعاتی رو که ما می‌خوایم نداشته باشه.

12:48.400 --> 12:50.830
‫این کار رو خیلی سخت می‌کنه.

12:51.310 --> 12:54.010
‫در این صورت، شاید بهتر باشه

12:54.010 --> 12:57.860
‫آزمون بعدی برای ورود به‫طبقهٔ دوم رو شرکت کنیم.

12:57.860 --> 12:58.790
‫موافقم.

12:59.310 --> 13:04.330
‫اما راه‌پله‌ای که‫به طبقهٔ بعدی می‌ره کجاست؟

13:04.330 --> 13:06.130
‫آره، من که هیچ‌جا راه‌پله‌ای نمی‌بینم.

13:06.130 --> 13:08.500
‫با توجه به عوضی‌ای که اینجا رو ساخته،

13:08.500 --> 13:11.650
‫پیدا کردن راه‌پله ممکنه‫بخشی از آزمون باشه.

13:12.650 --> 13:13.980
‫عوضی؟

13:14.290 --> 13:15.440
‫شائولا!

13:15.440 --> 13:16.390
‫یه لحظه بیا اینجا!

13:16.390 --> 13:19.980
‫ارباب! حله! تو راهم!

13:19.980 --> 13:23.990
‫چی شده؟ چی شده؟ می‌خواین‫براتون چیکار کنم، ارباب؟

13:23.990 --> 13:27.020
‫وقتی با اون چشمای براق‫این‌طوری میای پیشم،

13:27.020 --> 13:28.860
‫بهم حس بدی دست می‌ده...

13:28.860 --> 13:33.560
‫می‌دونی راه‌پلهٔ‫طبقهٔ دو-

13:31.980 --> 13:33.560
‫نوچ!

13:33.560 --> 13:35.870
‫من تاحالا بالاتر از‫طبقهٔ چهارم نرفتم.

13:35.870 --> 13:39.540
‫تو ۴۰۰ سال؟ واقعاً جای تعجب داره.

13:39.830 --> 13:41.980
‫شائولا، می‌تونم ازت یه چیزی بپرسم؟

13:41.980 --> 13:48.010
‫تو نگهبان این کتابخونه‌—‌یعنی پلیادس،‫هستی، مگه نه؟

13:48.010 --> 13:50.050
‫دقیقاً!

13:50.410 --> 13:54.240
‫فهمیدم. پس حدس من اینه که...

13:54.240 --> 13:57.390
‫چهار... نه، شاید پنج؟

13:59.150 --> 14:04.910
‫تعداد قوانین مخفی‌ای که برای‫محافظت از این برج بهت دادن.

14:04.910 --> 14:06.570
‫پنج‌تاست، نه؟

14:06.570 --> 14:08.390
‫قوانین؟

14:08.390 --> 14:10.820
‫و مخفی‌ان؟ این یعنی چی؟

14:10.820 --> 14:13.270
‫اـ‌این‌طوری نیست، ارباب!

14:13.270 --> 14:15.920
‫من چیزی رو ازتون پنهان نمی‌کنم!

14:15.920 --> 14:18.540
‫فقط چیزی نگفتم چون‫شما نپرسیدین!

14:18.540 --> 14:20.880
‫حاضرم پاش امضا بدم!

14:20.880 --> 14:22.290
‫حالا هرچی! فقط بنالش!

14:22.290 --> 14:25.900
‫خب... فقط برای مثال...

14:25.900 --> 14:29.730
‫اگه سعی کنین بدون اینکه بهم بگین‫از این برج برین،

14:29.730 --> 14:31.930
‫بدون هیچ رحمی می‌کشم‌تون.

14:31.930 --> 14:33.590
‫خب، این دیگه خیلی تندروییه!

14:33.590 --> 14:35.730
‫این‌طور نیست که دلم بخواد بکشم‌تون!

14:35.730 --> 14:37.420
‫فقط یه مثال بود!

14:37.420 --> 14:41.690
‫تازه‌ش‌، این فقط یه چیزیه که‫نمی‌تونم دورش بزنم، می‌دونین؟

14:41.690 --> 14:43.980
‫خیلی خسته‌کننده‌ست.

14:43.980 --> 14:47.140
‫اگه این‌قدر ازش متنفری،‫نمی‌تونی از انجامش سر باز بزنی و...

14:47.140 --> 14:50.820
‫صبر کن، نگو که با کسی‫قرارداد بستی، آره؟!

14:51.270 --> 14:54.250
‫تو هم مثل بیاکو یه روحی؟

14:54.250 --> 14:56.660
‫معلومه که نیستم!

14:56.660 --> 15:02.080
‫منو با موجودات ریز و متزلزلی مثل‫پری‌ها مقایسه نکنین!

15:02.080 --> 15:03.870
‫من مطلقاً نیستم...

15:06.070 --> 15:08.290
‫یهو همه‌تون خیلی ترسناک شدین!

15:08.290 --> 15:11.760
‫خب، حدود ۸۰ درصد ما اینجا‫با پری‌ها در ارتباطیم.

15:12.470 --> 15:15.370
‫اما اگه این نیست، پس تو چی هستی؟

15:15.370 --> 15:20.170
‫اگه روح نیستی، چرا باید این‌قدر‫ناامیدانه به یه قرارداد بچسبی؟

15:20.170 --> 15:21.760
‫چی داری می‌گی، سوبارو؟

15:21.760 --> 15:22.350
‫هاه؟

15:22.350 --> 15:24.650
‫حتی اگه روح یا کاربر روح هم نباشه،

15:24.650 --> 15:27.600
‫بازم معلومه که باید سر قولش بمونه!

15:27.600 --> 15:31.130
‫باشه، تقصیر من بود، ولی‫فقط یه اصطلاح بود...

15:31.130 --> 15:33.820
‫قول‌ها مهمن! و... تکرار کن!

15:33.820 --> 15:34.920
‫قول‌ها مهمن.

15:34.980 --> 15:35.760
‫قول‌ها مهمن.

15:35.760 --> 15:36.960
‫قول‌ها مهمن.

15:36.960 --> 15:39.390
‫لعنتی، امیلیا‌ـ‌تان سرم داد کشید!

15:39.390 --> 15:42.120
‫همه‌ش تقصیر توئه!‫یالا بنالش دیگه!

15:42.120 --> 15:45.130
‫واو، این دیگه چه تهمت بزرگیه!

15:45.130 --> 15:49.320
‫اینم از ارباب من! باشه، می‌گم!

15:49.320 --> 15:54.240
‫حالا یه توضیح ساده از دستوراتی‫که بهم داده شده رو براتون می‌گم!

15:54.240 --> 15:59.780
‫اول، من نمی‌تونم اجازه بدم هیچ‌کدوم از چالشگران‫کتابخانهٔ بزرگ پلیادس به بیرون برگردن.

15:59.780 --> 16:02.130
‫بسیار خب، پس همون اول کار گیر افتادیم.

16:02.130 --> 16:03.890
‫با این حال...

16:03.890 --> 16:08.740
‫اگه تمام آزمون‌ها رو بگذرونین و به‫طبقهٔ اول برسین، هیچ مشکلی نیست.

16:08.740 --> 16:10.030
‫همه‌چی حله!

16:11.460 --> 16:14.450
‫همین‌طور، اگه کسی این شرایط رو نقض کنه،

16:14.450 --> 16:18.510
‫من فوراً به یه ماشین کشتار‫بی‌رحم تبدیل می‌شم،

16:18.510 --> 16:21.010
‫بنابراین قولم به شما باطل می‌شه.

16:21.010 --> 16:22.080
‫مجبور می‌شم بهتون آسیب برسونم.

16:22.080 --> 16:25.950
‫این از قولی که به من دادی بالاتر قرار می‌گیره؟‫قلبم شکست.

16:25.950 --> 16:29.840
‫واو! تونستم قلب اربابم رو بشکنم!

16:29.840 --> 16:31.870
‫فکر کنم لول‌آپ شدم!

16:31.870 --> 16:33.690
‫شکی توش نیست! تکامل پیدا کردم!

16:33.690 --> 16:34.840
‫طعنه بود!

16:34.840 --> 16:35.930
‫مال منم همین‌طور.

16:36.750 --> 16:37.960
‫بگذریم...

16:37.960 --> 16:40.200
‫الان حوصلم سر رفته، پس تند میگم.

16:40.200 --> 16:44.200
‫یک: ترک کردن قبل از اتمام‫آزمون‌ها ممنوعه.

16:44.200 --> 16:48.400
‫دو: نقض قوانین‫آزمون‌ها ممنوعه.

16:48.400 --> 16:52.020
‫سه: بی‌احترامی به‫بایگانی ممنوعه.

16:52.020 --> 16:55.950
‫چهار: هرگونه اقدامی به قصد‫آسیب رسوندن به برج ممنوعه.

16:56.380 --> 16:58.870
‫پنج... امم...

16:58.870 --> 16:59.780
‫پنجی وجود نداره!

17:00.080 --> 17:03.560
‫پس چهار تا قانون هست... اما...

17:03.560 --> 17:07.420
‫اونی که دربارهٔ نقض قوانین‫آزمون‌هاست، داره آزارم می‌ده.

17:07.920 --> 17:13.470
‫به نظر می‌رسه احتمالاً قوانین مخفی‌ای‫هست که ما ازشون خبر نداریم.

17:13.470 --> 17:15.580
‫مطمئنی این آخریش بود؟

17:15.580 --> 17:17.430
‫چیز دیگه‌ای که مشکل‌ساز نیست، درسته؟

17:17.850 --> 17:21.100
‫قسم می‌خورم. این دفعه دروغی در کار نیست.

17:21.100 --> 17:25.150
‫همچنین، تا زمانی که هیچ‌کدوم‫از این قوانین شکسته نشن،

17:25.150 --> 17:27.920
‫بدن من متعلق به خودمه!

17:27.920 --> 17:30.570
‫اوپس! منظورم اینه که متعلق به اربابمه!

17:30.570 --> 17:31.640
‫نمی‌خوامش.

17:31.640 --> 17:33.340
‫آه، دست رد به سینه‌م زد!

17:33.340 --> 17:35.920
‫اما قلبم تا ابد متعلق به شماست!

17:35.920 --> 17:37.280
‫اونم نمی‌خوام.

17:37.590 --> 17:41.920
‫با این حال، اگه نمی‌تونیم بریم مگر اینکه‫همهٔ آزمون‌ها رو بگذرونیم...

17:41.920 --> 17:45.000
‫واقعاً خیلی شبیه به‫آزمون توی قبرستونه.

17:47.110 --> 17:51.200
‫نه بابا، اگه کار به اونجا کشید، با‫شکست دادن این می‌تونیم بریم، نه؟

17:51.200 --> 17:52.460
‫از قبرستون راحت‌تره.

17:52.790 --> 17:55.320
‫اربابِ من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنه!

17:55.320 --> 17:59.470
‫اون مهربون‌تر و خوش‌قلب‌تر‫از هر کس دیگه‌ای بود!

17:59.470 --> 18:02.720
‫اوه، لعنتی! دروغ گفتن باعث شد بدنم بخاره!

18:04.060 --> 18:05.560
‫باشه، برو، میلی!

18:05.560 --> 18:07.850
‫افسار شائولا رو محکم بچسب!

18:07.850 --> 18:09.940
‫می‌تونی روم حساب کنی!

18:13.930 --> 18:17.110
‫می‌دونی، داشتم یه ذره‫فکر می‌کردم...

18:17.110 --> 18:22.580
‫به اینکه کسی که این برج رو ساخته‫آدم خیلی صادقی نبوده.

18:23.050 --> 18:27.540
‫نحوهٔ بیان کردنت خیلی بامزه بود،‫ولی حق با توئه. خب که چی؟

18:27.860 --> 18:30.590
‫خب، دربارهٔ محل‫قرارگیری راه‌پله...

18:31.290 --> 18:32.700
‫ممکنه که...

18:40.090 --> 18:41.680
‫دیدین؟! اونجان!

18:41.680 --> 18:45.680
‫آره، هر کی که این برج رو‫ساخته یه آشغال به تمام معنا بوده.

18:46.160 --> 18:48.690
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم که متوجهش‫شدید، امیلیا-ساما.

18:48.690 --> 18:50.790
‫خب، تو طبقهٔ سوم که نبود، درسته؟

18:50.790 --> 18:54.190
‫پس با خودم فکر کردم که حتماً‫باید تو جایی باشه که قبلاً بودیم.

18:54.790 --> 19:00.130
‫پس این راه‌پله از همون اول‫اینجا نبوده، نه؟

19:00.130 --> 19:04.360
‫ممکنه با استفاده از نوعی‫اختلال شناختی هم پنهان شده باشه، به گمونم.

19:07.910 --> 19:12.110
‫بسیار خب. پس بیاید بریم تو دلش‫و تمومش کنیم.

19:12.110 --> 19:13.380
‫بزن بریم، بیاکو!

19:13.380 --> 19:14.960
‫هی!

19:14.960 --> 19:16.300
‫سوبارو، صبر کن!

19:22.840 --> 19:25.560
‫صبر کن، به گمونم!

19:25.560 --> 19:29.270
‫صبر کن!

19:46.560 --> 19:49.470
‫یه اتاق سفید دیگه، هاه؟

19:49.470 --> 19:50.250
‫به گمونم.

19:50.700 --> 19:52.580
‫بازم این؟

19:53.340 --> 19:56.100
‫اگه اینجا همون طبقهٔ‫دومیه که انتظارش رو داشتم...

19:56.100 --> 19:58.970
‫آزمون باید الان شروع بشه.

19:58.970 --> 20:01.870
‫اون محرکش خواهد بود، به گمونم.

20:05.640 --> 20:10.390
‫حدس می‌زنم این باید‫یه جور شمشیر انتخابی باشه.

20:14.290 --> 20:15.610
‫شروع می‌کنم.

20:15.630 --> 20:30.630
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:31.230 --> 20:33.250
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

20:33.840 --> 20:35.990
‫بخشش او را به دست آور.

20:37.840 --> 20:40.700
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

20:40.700 --> 20:43.140
‫بخشش او را به دست آور.

20:49.590 --> 20:52.140
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

20:53.040 --> 20:57.060
‫بخشش او را به دست آور.

21:03.090 --> 21:04.590
‫اـ‌امیلیا...

21:05.050 --> 21:06.490
‫می‌دونم.

21:06.880 --> 21:09.450
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

21:10.140 --> 21:13.160
‫بخشش او را به دست آور.

21:13.600 --> 21:16.210
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

21:16.210 --> 21:20.460
‫بخشش او را... به دست آور...

21:21.520 --> 21:22.340
‫هاه؟

21:22.830 --> 21:27.330
‫احمقی که... شمشیر آسمانی... بخشش...

21:27.330 --> 21:29.570
‫این چیه؟ قراره چی بشه؟

21:37.280 --> 21:39.690
‫ارباب! ارباب! ارباب! کمک!

21:39.690 --> 21:41.320
‫خفه شید لعنتیا!

21:41.320 --> 21:43.690
‫خمارم، سرم داره گاییده میشه!!

21:43.690 --> 21:45.450
‫این‌قدر جیغ‌وجیغ نکنین!

21:49.120 --> 21:51.200
‫حتماً داری باهام شوخی می‌کنی...

21:55.390 --> 21:58.190
‫می‌تونم ببینم که تو یه مرد معمولی نیستی.

21:58.190 --> 22:00.170
‫هاه؟ تو دیگه کدوم خری هستی؟

22:00.690 --> 22:02.380
‫اصلاً اینجا کجاست؟

22:02.380 --> 22:04.230
‫دارین باهام مسخره‌بازی درمیارین یا چی؟

22:04.230 --> 22:06.570
‫خیر، من قطعاً چنین قصدی ندارم.

22:06.570 --> 22:08.780
‫شما ناگهان در برابر ما ظاهر شدید.

22:08.780 --> 22:10.800
‫لطفاً درک کنید که نمی‌تونیم‫محتاط نباشیم.

22:10.800 --> 22:12.640
‫مرضت چیه؟!

22:12.640 --> 22:16.240
‫مثل نوچه‌هام حرف نزن!

22:16.240 --> 22:18.610
‫تو نوچه‌می؟ فکر نمی‌کنم باشی!

22:18.610 --> 22:23.290
‫پس دست از پیچیده کردنِ همه‌چی بردار، عوضی!

22:26.680 --> 22:28.490
‫تیکهٔ جذاب. تیکهٔ جذاب.

22:28.490 --> 22:29.830
‫تیکهٔ سکسی.

22:29.830 --> 22:31.660
‫جوجه. جوجه. نوچه. پخمه.

22:31.970 --> 22:34.390
‫عذرخواهی می‌کنم، ولی من نوچهٔ شما نیستم.

22:34.390 --> 22:38.300
‫هاه! ولی هر چی بیشتر حرف می‌زنی‫بیشتر شبیه نوچه‌م می‌شی!

22:38.300 --> 22:39.990
‫دست از ادای اون درآوردن بردار!

22:40.930 --> 22:42.540
‫خب، بیاین شروع کنیم.

22:42.540 --> 22:45.840
‫وایسا ببینم! می‌شه یکم آروم‌تر پیش بری؟!

22:45.840 --> 22:50.570
‫گالت رو ببند! همه‌چی رو توی خواب‫براتون توضیح دادم!

22:50.570 --> 22:52.640
‫باید یاد بگیری گوش بدی!

22:52.640 --> 22:54.940
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

22:54.940 --> 22:58.770
‫«ای احمقی که به شمشیر‫آسمانی دست یافتی، بخشش او را به دست آور.»

22:58.770 --> 23:02.830
‫هاه! این تیکهٔ جذاب خیلی‫از اون پخمه جلوتره!

23:02.830 --> 23:05.420
‫هی، حالا که از نزدیک بهت‫نگاه می‌کنم، تو واقعاً دافیا.

23:05.420 --> 23:08.880
‫اون قیافه دیگه چه صیغه‌ایه؟‫خیلی درخشانه!

23:08.880 --> 23:09.450
‫درخشاــ

23:09.450 --> 23:11.420
‫این دفعه تو امتحانی!

23:11.420 --> 23:12.780
‫مگه نه؟!

23:12.780 --> 23:16.910
‫نمی‌دونم. به پشمم نیست بقیه‫چه برچسبی بهم می‌زنن.

23:17.410 --> 23:19.920
‫اگه می‌خواین با من مکالمه‌ای داشته باشین،

23:19.920 --> 23:22.960
‫سعی کنین کاری کنین که ‫یه قدمِ ناقابل حرکت کنم.

23:24.920 --> 23:29.510
‫من یولیوس یوکولیوس از‫شوالیه‌های پادشاهی لوگونیکا هستم.

23:30.600 --> 23:33.050
‫من اسمی برای گفتن ندارم.

23:33.810 --> 23:35.450
‫من فقط...

23:36.010 --> 23:40.020
‫چوب

23:36.010 --> 23:40.020
‫ چرخونم

23:36.010 --> 23:40.020
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

23:36.860 --> 23:38.440
‫یه چوب‌چرخونم.
