1
00:00:03,300 --> 00:00:04,450
‫موفق شدی!

2
00:00:04,450 --> 00:00:06,480
‫سوبارو، کارت عالی بود!

3
00:00:05,620 --> 00:00:07,940
‫هر کی اینو طراحی کرده یه شیطانِ تمام‌عیار بوده!

4
00:00:07,940 --> 00:00:09,940
‫هاه؟ این اولین واکنش‌ته؟

5
00:00:10,220 --> 00:00:12,710
‫عمراً این منصفانه باشه!

6
00:00:12,710 --> 00:00:16,490
‫چرا باید سؤالاتی بدن که فقط کسایی بتونن جواب بدن‫که همون آسمونی رو می‌شناسن که من می‌شناسم؟!

7
00:00:16,900 --> 00:00:21,210
‫اربابت حتماً یه آشغالِ به تمام معنا بوده!

8
00:00:21,210 --> 00:00:24,150
‫آه، بی‌خیال! چطوری می‌تونی اینو بگی؟

9
00:00:24,150 --> 00:00:27,590
‫نباید در مورد خودت‫چیزای بد بگی!

10
00:00:27,850 --> 00:00:31,230
‫از اینا که بگذریم، چقدر کتاب اینجاست.

11
00:00:31,230 --> 00:00:34,090
‫خیلی کنجکاوم بدونم‫همه‌شون چه جور کتابایی هستن.

12
00:00:34,090 --> 00:00:37,860
‫بانو شائولا اینجا رو به عنوان‫گنجینهٔ خرد توصیف کرد.

13
00:00:37,860 --> 00:00:39,390
‫با توجه به واکنشش،

14
00:00:40,100 --> 00:00:45,720
‫این اولین باریه که می‌بینه‫این بایگانی باز شده، به گمونم.

15
00:00:45,720 --> 00:00:48,400
‫باید یه دوری بزنیم و‫همه‌چی رو بررسی کنیم، به گمونم.

16
00:00:48,910 --> 00:00:51,470
‫ولی تو بودی که معما رو‫حل کردی، مگه نه، سوبارو؟

17
00:00:51,470 --> 00:00:54,780
‫پس ایرادی نداره که کسی‫غیر از تو بهشون دست بزنه؟

18
00:00:54,780 --> 00:00:55,860
‫اوه، آره...

19
00:00:56,480 --> 00:00:59,890
‫ولی اگه طوری طراحیش کرده باشن که فقط کسی که‫جواب داده بتونه چیزی بخونه،

20
00:00:59,890 --> 00:01:02,460
‫چرا باید به بقیه‌تون‫اجازهٔ ورود داده بشه؟

21
00:01:02,460 --> 00:01:04,710
‫اوه، فهمیدم.

22
00:01:04,710 --> 00:01:09,340
‫همین که اصلاً تونستیم وارد اینجا بشیم‫احتمالاً یعنی اجازهٔ حضور داریم.

23
00:01:14,460 --> 00:01:15,640
‫اوه، نگاه کن!

24
00:01:15,640 --> 00:01:17,680
‫حروف دارن جابه‌جا می‌شن!‫اصلاً نمی‌تونم بخونمشون!

25
00:01:18,080 --> 00:01:19,800
‫این یکی هم همین‌طوریه.

26
00:01:20,160 --> 00:01:22,880
‫این یه نوع اختلال شناختیه.

27
00:01:22,880 --> 00:01:25,280
‫ولی می‌تونم عنوان‌ها رو بخونم، به گمونم.

28
00:01:25,280 --> 00:01:27,190
‫این یکی می‌گه "نوآ لیبرتاس".

29
00:01:27,690 --> 00:01:29,650
‫این یکی می‌گه "ایگان ولر".

30
00:01:30,030 --> 00:01:32,730
‫هیچ ترتیب خاصی هم ندارن.

31
00:01:32,730 --> 00:01:36,920
‫امکانش هست که اینا اسم افراد باشن؟

32
00:01:38,300 --> 00:01:40,570
‫آره، به نظر میاد باشن... اما...

33
00:01:40,930 --> 00:01:44,800
‫با یه نگاه، اسمی نمی‌بینم‫که برام آشنا باشه.

34
00:01:44,800 --> 00:01:48,040
‫البته، شاید اگه بگردم و همه رو‫نگاه کنم، اوضاع فرق کنه، اما...

35
00:01:48,040 --> 00:01:49,880
‫لعنتی...

36
00:01:49,880 --> 00:01:52,770
‫یه مشت کتاب که هیچ‌کس نمی‌تونه بخونه‫به چه دردی می‌خورن؟

37
00:01:53,360 --> 00:01:55,270
‫هی، این... نیست؟

38
00:01:55,690 --> 00:01:56,720
‫سوبارو؟

39
00:01:56,740 --> 00:02:10,740
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

40
00:02:17,950 --> 00:02:19,000
‫یه زن.

41
00:02:19,870 --> 00:02:21,800
‫یه زنِ تنها اونجا بود.

42
00:02:23,100 --> 00:02:28,960
‫اون‌قدر جوون که تردید دارم‫بهش بگم "زن"، اما یه زن بود.

43
00:02:34,130 --> 00:02:35,770
‫تایفون، بیا بریم.

44
00:02:40,010 --> 00:02:43,580
‫دنیای اون کاملاً سیاه و سفید بود،

45
00:02:43,580 --> 00:02:47,020
‫خیر و شر، کارهایِ‫درست و کارهایِ پلید.

46
00:02:47,820 --> 00:02:52,190
‫و کسی که اینا رو این‌قدر واضح‫از هم جدا می‌کرد، پدرش بود.

47
00:02:56,480 --> 00:02:58,800
‫اون مسئول مجازات مجرمان بود،

48
00:02:58,800 --> 00:03:01,610
‫مجازاتی متناسب با‫سنگینیِ جنایاتشون.

49
00:03:04,110 --> 00:03:07,370
‫اون همون ترازویی بود که تعیین می‌کرد‫تو دنیای اونا چی خوبه و چی بد.

50
00:03:08,590 --> 00:03:11,020
‫اون سعی کرد اینو به دخترش هم یاد بده،

51
00:03:13,990 --> 00:03:16,950
‫اما دختر نمی‌فهمید.

52
00:03:18,480 --> 00:03:21,460
‫هیچ جواب ساده‌ای برای‫قضاوت بین خیر و شر وجود نداشت.

53
00:03:21,460 --> 00:03:25,850
‫جرم و مجازات تحت‌تأثیر‫عوامل مختلفی قرار می‌گرفتن.

54
00:03:26,880 --> 00:03:27,900
‫و بعد...

55
00:03:30,400 --> 00:03:31,300
‫هاه؟

56
00:03:43,110 --> 00:03:46,450
‫مـ‌منو ببخش، پدر. از دستم افتاد...

57
00:03:47,440 --> 00:03:48,930
‫و شکست.

58
00:03:58,260 --> 00:04:02,720
‫کارت درست بود که به جرمت‫اعتراف کردی و عذرخواهی کردی.

59
00:04:09,730 --> 00:04:12,730
‫همون موقع بود که اون بالاخره فهمید.

60
00:04:13,240 --> 00:04:16,770
‫ترازویی که سنگینیِ‫یه جرم رو می‌سنجید

61
00:04:17,400 --> 00:04:20,800
‫فقط تو قلبِ کسی پیدا می‌شد‫که اون جرم رو مرتکب شده.

62
00:04:23,360 --> 00:04:25,920
‫کار بدی کردی؟

63
00:04:25,920 --> 00:04:26,450
‫هاه؟

64
00:04:27,070 --> 00:04:28,780
‫آدم بدی هستی؟

65
00:04:38,820 --> 00:04:41,260
‫کار بدی کردی؟

66
00:04:42,110 --> 00:04:44,720
‫کار بدی کردی؟

67
00:04:49,020 --> 00:04:51,240
‫کار بدی کردی؟

68
00:04:53,840 --> 00:04:55,890
‫پدر، تو آدم بدی هستی؟

69
00:04:56,890 --> 00:04:59,890
‫کار بدی کردی؟

70
00:05:01,050 --> 00:05:02,000
‫تایفو-

71
00:05:07,750 --> 00:05:11,730
‫اون فهمیده بود، و راضی بود.

72
00:05:11,730 --> 00:05:14,370
‫بالاخره ترازو رو به دست آورده بود.

73
00:05:15,790 --> 00:05:18,500
‫اسقف اعظم غرور به کارش ادامه داد‫تا گناهان مردم رو زیر سؤال ببره،

74
00:05:18,500 --> 00:05:22,940
‫مجازات کنه، و مجرمان رو قضاوت کنه.

75
00:05:25,430 --> 00:05:26,720
‫سوبارو!

76
00:05:27,410 --> 00:05:28,620
‫حالت خوبه؟

77
00:05:28,620 --> 00:05:30,930
‫طوری به نظر می‌رسیدی که انگار خیلی درد می‌کشی.

78
00:05:31,710 --> 00:05:35,620
‫تـ‌تونستم جلوی اینکه‫منو با خودش ببره رو بگیرم؟

79
00:05:35,620 --> 00:05:38,540
‫من هنوز اینجام، نه؟

80
00:05:39,040 --> 00:05:40,110
‫تایفون...

81
00:05:40,680 --> 00:05:42,820
‫این اسمیه که می‌شناسی، به گمونم؟

82
00:05:43,120 --> 00:05:44,870
‫آ‌ـ‌آره.

83
00:05:44,870 --> 00:05:45,940
‫هی! دیوونه شدی؟!

84
00:05:45,940 --> 00:05:48,010
‫حالا، این دیگه بی‌ادبی شد.

85
00:05:48,010 --> 00:05:50,700
‫با بقیهٔ کتاب‌ها‫فرقی نداره، به گمونم.

86
00:05:51,030 --> 00:05:54,280
‫ولی برای تو متفاوت به نظر می‌رسید.

87
00:05:54,280 --> 00:05:56,430
‫برداشت من اینه.

88
00:05:56,430 --> 00:05:59,580
‫آره... ولی چرا فقط این کتاب؟

89
00:06:00,000 --> 00:06:03,400
‫در مورد این شخص یعنی تایفون‫از کجا شنیدی؟

90
00:06:03,400 --> 00:06:05,780
‫توضیح دادنش سخته.

91
00:06:05,780 --> 00:06:10,010
‫منظورم اینه که، اگه نمی‌شناسیش،‫یعنی باهاش روبرو نشدی...

92
00:06:10,600 --> 00:06:11,850
‫ولی تو قبرستون بود.

93
00:06:12,240 --> 00:06:13,310
‫قبرستون؟

94
00:06:15,140 --> 00:06:17,440
‫یکی از ساحره‌هایی که‫تو گذشته وجود داشته.

95
00:06:17,440 --> 00:06:18,790
‫اسقف اعظم غرور.

96
00:06:18,790 --> 00:06:21,440
‫تقریباً هم‌سن‌وسال بیاکو بود،‫ولی با پوست تیره‌تر.

97
00:06:22,350 --> 00:06:26,940
‫اما انگار تجلیِ زنده‌ای از‫بی‌رحمیِ معصومانه بود.

98
00:06:28,870 --> 00:06:36,110
‫من تونستم اون کتاب رو بخونم و...‫خاطراتش رو تجربه کنم؟ زندگیش رو؟ ریشه‌ش رو؟

99
00:06:36,110 --> 00:06:39,000
‫هر چی که بود، من به‌طورِ‫غیرمستقیم تجربه‌شون کردم.

100
00:06:39,300 --> 00:06:42,490
‫هرچند، اصلاً حس خوبی نداشت.

101
00:06:42,490 --> 00:06:45,210
‫خاطرات یکی دیگه رو...‫به‌طور غیرمستقیم تجربه کردی؟

102
00:06:45,960 --> 00:06:50,220
‫این قضیه داره بیشتر و بیشتر شبیه‫به آزمونِ توی قبرستون می‌شه.

103
00:06:50,550 --> 00:06:54,840
‫آره، به جز اینکه اون‌موقع، شما‫مستقیماً با خاطرات خودتون روبه‌رو می‌شدین.

104
00:06:54,840 --> 00:06:56,820
‫هرچند اون مثل آب خوردن بود!

105
00:06:56,820 --> 00:06:59,390
‫دـ‌دقیقاً! مثل آب خوردن!

106
00:06:59,390 --> 00:07:01,840
‫جدای از این فیلم بازی کردنت،

107
00:07:01,840 --> 00:07:05,150
‫این کتاب بهت اجازه میده خاطراتِ‫شخص دیگه‌ای رو به‌طور غیرمستقیم تجربه کنی.

108
00:07:05,150 --> 00:07:08,400
‫به بیان دیگه، می‌تونه وسیله‌ای برای‫مرور گذشته باشه، به گمونم.

109
00:07:08,960 --> 00:07:12,970
‫پس این ادعا که تو این کتابخونه می‌تونی‫هر چیزی رو که بخوای بدونی پیدا کنی—

110
00:07:14,800 --> 00:07:15,530
‫یولیوس؟!

111
00:07:15,840 --> 00:07:17,840
‫یولیوس، حواست رو جمع کن!

112
00:07:17,840 --> 00:07:20,000
‫صدامو می‌شنوی، مگه نه؟!

113
00:07:21,040 --> 00:07:23,540
‫آناستازیا-ساما...

114
00:07:23,540 --> 00:07:25,530
‫آره، همینه.

115
00:07:25,530 --> 00:07:27,260
‫فقط آروم و عمیق نفس بکش.

116
00:07:28,630 --> 00:07:30,400
‫حالت خوب می‌شه.

117
00:07:30,400 --> 00:07:33,090
‫از بس به خودت فشار آوردی این کتابای‫غیرممکن رو بخونی تب کردی؟

118
00:07:33,090 --> 00:07:35,280
‫تو رو باش، مثلاً می‌خوای ادای آدمای باهوش رو دربیاری!

119
00:07:35,280 --> 00:07:36,740
‫هی، آخ!

120
00:07:36,740 --> 00:07:38,650
‫بدجنس نباش!

121
00:07:38,650 --> 00:07:40,770
‫یولیوس، مطمئنی حالت خوبه؟

122
00:07:41,280 --> 00:07:45,150
‫بله. خیلی عذر می‌خوام که نگرانتون کردم.

123
00:07:45,150 --> 00:07:48,480
‫با این حال، برای‫قلب خودم هم چندان خوب نبود.

124
00:07:48,880 --> 00:07:51,690
‫صبر کن، منظورت اینه که... تو هم دیدیش؟

125
00:07:51,690 --> 00:07:52,570
‫بله.

126
00:07:53,090 --> 00:07:55,280
‫بالروی... تمگلیف؟

127
00:07:55,280 --> 00:08:00,290
‫یه ژنرال با این اسم تو‫امپراتوری ولاچیا نبود؟

128
00:08:00,720 --> 00:08:03,120
‫یه ژنرال سابق، اگه دقیق‌تر بخوام بگم.

129
00:08:03,120 --> 00:08:06,750
‫اون یه جنگجوی باشرف‫با مهارت‌های بی‌نظیر بود.

130
00:08:07,400 --> 00:08:11,340
‫من تن‌به‌تن باهاش مبارزه کردم‫و یه جورایی جون سالم به در بردم،

131
00:08:11,340 --> 00:08:13,160
‫البته فقط به مویی بند بود.

132
00:08:13,160 --> 00:08:15,470
‫می‌دونستم.

133
00:08:15,920 --> 00:08:19,520
‫کتاب‌های اینجا فقط توسط کسایی قابل خوندنه‫که با نویسنده‌شون آشنا باشن—

134
00:08:19,520 --> 00:08:24,140
‫البته نویسنده‌ای که مرده باشه—و نگاهی غیرمستقیم‫به گذشته‌شون بهت میده، به گمونم.

135
00:08:24,140 --> 00:08:26,930
‫ارزیابیِ منطقی‌ای به نظر می‌رسه.

136
00:08:26,930 --> 00:08:29,610
‫این یعنی همهٔ‫کتاب‌های این کتابخونه

137
00:08:30,340 --> 00:08:35,270
‫با اسامی تمام آدم‌های مردهٔ دنیا،‫از گذشته تا حال برچسب‌گذاری شدن؟

138
00:08:35,270 --> 00:08:36,700
‫اگه درست باشه،

139
00:08:37,200 --> 00:08:42,090
‫پیدا کردنِ یه کتاب خاص دربارهٔ کسی که‫دنبالشی، تا ابد طول می‌کشه.

140
00:08:45,020 --> 00:08:50,110
‫هر کی این کتابخونه رو ساخته واقعاً‫عوضی‌ترین آدم تاریخ بوده.

141
00:08:53,340 --> 00:08:57,340
‫پسر، این همه‌چی خیلی گیج‌کننده‌ست.

142
00:08:57,840 --> 00:08:59,310
‫با توجه به این کتابا و اون معما،

143
00:08:59,310 --> 00:09:02,760
‫بالاخره علاقه‌مند شدی که‫تو این ماجرا مشارکت کنی؟

144
00:09:02,760 --> 00:09:04,230
‫در این مورد مطمئن نیستم.

145
00:09:04,860 --> 00:09:08,160
‫ولی اساساً، هرچی آدمای‫مردهٔ بیشتری بشناسی،

146
00:09:08,160 --> 00:09:10,570
‫کتابای بیشتری از اینا‫می‌تونی بخونی، درسته؟

147
00:09:11,140 --> 00:09:14,280
‫پس ممکنه تعداد قابل توجهی از اینا‫برای من قابل خوندن باشن.

148
00:09:14,730 --> 00:09:17,240
‫کتابِ مردگان، هاه؟

149
00:09:24,330 --> 00:09:27,370
‫تو واقعاً مرد وحشتناکی هستی، اونی-سان!

150
00:09:27,370 --> 00:09:32,980
‫شنیدن این حرف از تو خیلی دردناک‌تر از‫شنیدنش از رام یا آناستازیاست.

151
00:09:35,040 --> 00:09:36,630
‫شاید الان زمان عجیبی باشه،

152
00:09:36,630 --> 00:09:39,250
‫اما می‌تونم چند تا سؤال‫دربارهٔ خودت ازت بپرسم؟

153
00:09:39,250 --> 00:09:39,930
‫هاه؟

154
00:09:40,480 --> 00:09:43,100
‫فکر کنم همین الانشم به اندازهٔ کافی‫گزینه‌های عاشقانه دور و برت داری.

155
00:09:43,100 --> 00:09:45,520
‫قضیه اصلاً این نیست، باشه؟!

156
00:09:45,520 --> 00:09:46,850
‫فقط شوخی کردم.

157
00:09:47,340 --> 00:09:51,420
‫اگه چیزی هست که‫می‌خوای بدونی، بپرس.

158
00:09:53,200 --> 00:09:55,240
‫پس منم از این فرصت استفاده می‌کنم.

159
00:09:56,520 --> 00:09:59,070
‫چند وقته که یه قاتلی؟

160
00:10:01,790 --> 00:10:06,040
‫پنج یا شیش سالی می‌شه‫که این کار رو شروع کردم.

161
00:10:06,750 --> 00:10:09,730
‫اما در مورد من، این زیاد یه شغل نبود،

162
00:10:09,730 --> 00:10:13,630
‫فقط اطاعت از دستورات مادرم بود،‫همون کسی که منو زیر بال و پرش گرفت.

163
00:10:14,050 --> 00:10:16,260
‫صبر کن... یعنی می‌گی...

164
00:10:16,600 --> 00:10:19,790
‫اوه، آره، من تو بچگی دور انداخته شدم.

165
00:10:19,790 --> 00:10:22,790
‫حتی قبل از اینکه به سنی برسم که چیزی بفهمم،‫تو یه جنگل رها شدم،

166
00:10:22,790 --> 00:10:25,670
‫و جانوران جادویی اونجا بزرگم کردن.

167
00:10:26,530 --> 00:10:30,050
‫جانوران جادویی‌ای هم هستن که‫یه بچه انسان رو بزرگ کنن؟

168
00:10:30,050 --> 00:10:32,110
‫نه بچه‌های عادی رو.

169
00:10:32,110 --> 00:10:37,320
‫ولی من با توانایی دوست شدن با‫جانوران جادویی به دنیا اومدم.

170
00:10:37,730 --> 00:10:40,340
‫فکر کنم همین جونم رو نجات داد.

171
00:10:40,930 --> 00:10:41,780
‫در واقع...

172
00:10:42,400 --> 00:10:46,640
‫فکر می‌کنم موهبت الهی‌ام دلیلی بود‫که خانواده‌ام منو دور انداختن.

173
00:10:46,640 --> 00:10:49,740
‫تشخیص اینکه این چیز خوبی بود یا بد‫یه خرده سخته، می‌فهمی؟

174
00:10:52,580 --> 00:10:55,380
‫هی، میلی، من فقط دارم‫فرضی می‌گم، اما...

175
00:10:55,830 --> 00:10:56,900
‫چی؟

176
00:10:57,440 --> 00:11:02,440
‫اگه کتاب‌های پدر و مادرت اینجا بود،‫دلت می‌خواست بخونیشون؟

177
00:11:02,440 --> 00:11:04,100
‫پدر و مادرم؟

178
00:11:04,790 --> 00:11:08,540
‫یعنی، نه مامانم، بلکه والدین واقعی‌م؟

179
00:11:08,540 --> 00:11:09,370
‫آره.

180
00:11:09,990 --> 00:11:12,040
‫اصلاً برام مهم نیست.

181
00:11:12,040 --> 00:11:13,550
‫واقعاً؟

182
00:11:13,550 --> 00:11:16,280
‫درباره‌م دچار سوءتفاهم نشو.

183
00:11:16,280 --> 00:11:20,950
‫من از دستشون به خاطر اینکه دورم انداختن‫یا هر چیز دیگه‌ای عصبانی نیستم.

184
00:11:21,690 --> 00:11:25,530
‫اونا حتی ارزش اینم ندارن، واقعاً.

185
00:11:26,880 --> 00:11:28,120
‫پس...

186
00:11:28,120 --> 00:11:32,200
‫اگه می‌گفتم برام مهمه،‫می‌خواستی چیکار کنی؟

187
00:11:32,200 --> 00:11:34,470
‫معلومه که می‌گشتم پیداشون می‌کردم!

188
00:11:34,470 --> 00:11:37,270
‫شاید همون لحظه اتفاق نمی‌افتاد،

189
00:11:37,270 --> 00:11:41,060
‫ولی اگه راجع بهش تحقیق کنی و اسماشون رو پیدا کنی،‫من می‌تونستم وقت بذارم و—

190
00:11:41,060 --> 00:11:44,000
‫تو واقعاً یه احمقی، مگه نه؟

191
00:11:44,000 --> 00:11:45,390
‫آخه چرا؟!

192
00:11:47,460 --> 00:11:49,640
‫راستی، داشتم فکر می‌کردم...

193
00:11:51,280 --> 00:11:55,020
‫تعداد این کتاب‌ها چطوری زیاد می‌شه؟

194
00:11:56,320 --> 00:11:57,230
‫مثلاً...

195
00:11:57,680 --> 00:12:00,330
‫اگه تو همین جا و تو همین لحظه‫بمیری،

196
00:12:00,330 --> 00:12:03,490
‫کتابت یهو از هوا‫ظاهر می‌شه؟

197
00:12:03,490 --> 00:12:05,830
‫حالا این توجهم رو جلب کرده!

198
00:12:05,830 --> 00:12:09,690
‫ببخشیدا، ولی نمی‌تونم به خاطر تو‫دقیقاً اینو امتحان کنم!

199
00:12:09,690 --> 00:12:11,710
‫به نظر می‌رسه بهتون خوش می‌گذره.

200
00:12:12,080 --> 00:12:13,890
‫چیزی پیدا کردین؟

201
00:12:13,890 --> 00:12:15,440
‫متأسفانه، نه.

202
00:12:15,440 --> 00:12:17,050
‫شماها چطور؟

203
00:12:17,050 --> 00:12:18,840
‫نه. متأسفم.

204
00:12:19,430 --> 00:12:21,150
‫ما یه گشتی این اطراف زدیم،

205
00:12:21,150 --> 00:12:24,630
‫ولی نتونستیم هیچ نوع ترتیبی ‫تو چینش کتاب‌ها تشخیص بدیم.

206
00:12:24,630 --> 00:12:27,350
‫قطعاً نه بر اساس اسم مرتب شدن نه تاریخ.

207
00:12:27,880 --> 00:12:28,810
‫به عبارت دیگه،

208
00:12:29,140 --> 00:12:32,840
‫فهمیدیم که هنوزم‫هیچی نمی‌فهمیم.

209
00:12:34,500 --> 00:12:36,020
‫پس در نهایت،

210
00:12:36,770 --> 00:12:40,850
‫این بایگانی در حال حاضر فراتر از‫چیزیه که بتونیم باهاش سر و کله بزنیم.

211
00:12:40,850 --> 00:12:41,860
‫آره.

212
00:12:41,860 --> 00:12:44,740
‫حتی اگه تمام تلاشمون رو بکنیم تا‫اسمی که می‌شناسیم رو پیدا کنیم،

213
00:12:44,740 --> 00:12:48,400
‫اون شخص ممکنه حتی‫اطلاعاتی رو که ما می‌خوایم نداشته باشه.

214
00:12:48,400 --> 00:12:50,830
‫این کار رو خیلی سخت می‌کنه.

215
00:12:51,310 --> 00:12:54,010
‫در این صورت، شاید بهتر باشه

216
00:12:54,010 --> 00:12:57,860
‫آزمون بعدی برای ورود به‫طبقهٔ دوم رو شرکت کنیم.

217
00:12:57,860 --> 00:12:58,790
‫موافقم.

218
00:12:59,310 --> 00:13:04,330
‫اما راه‌پله‌ای که‫به طبقهٔ بعدی می‌ره کجاست؟

219
00:13:04,330 --> 00:13:06,130
‫آره، من که هیچ‌جا راه‌پله‌ای نمی‌بینم.

220
00:13:06,130 --> 00:13:08,500
‫با توجه به عوضی‌ای که اینجا رو ساخته،

221
00:13:08,500 --> 00:13:11,650
‫پیدا کردن راه‌پله ممکنه‫بخشی از آزمون باشه.

222
00:13:12,650 --> 00:13:13,980
‫عوضی؟

223
00:13:14,290 --> 00:13:15,440
‫شائولا!

224
00:13:15,440 --> 00:13:16,390
‫یه لحظه بیا اینجا!

225
00:13:16,390 --> 00:13:19,980
‫ارباب! حله! تو راهم!

226
00:13:19,980 --> 00:13:23,990
‫چی شده؟ چی شده؟ می‌خواین‫براتون چیکار کنم، ارباب؟

227
00:13:23,990 --> 00:13:27,020
‫وقتی با اون چشمای براق‫این‌طوری میای پیشم،

228
00:13:27,020 --> 00:13:28,860
‫بهم حس بدی دست می‌ده...

229
00:13:28,860 --> 00:13:33,560
‫می‌دونی راه‌پلهٔ‫طبقهٔ دو-

230
00:13:31,980 --> 00:13:33,560
‫نوچ!

231
00:13:33,560 --> 00:13:35,870
‫من تاحالا بالاتر از‫طبقهٔ چهارم نرفتم.

232
00:13:35,870 --> 00:13:39,540
‫تو ۴۰۰ سال؟ واقعاً جای تعجب داره.

233
00:13:39,830 --> 00:13:41,980
‫شائولا، می‌تونم ازت یه چیزی بپرسم؟

234
00:13:41,980 --> 00:13:48,010
‫تو نگهبان این کتابخونه‌—‌یعنی پلیادس،‫هستی، مگه نه؟

235
00:13:48,010 --> 00:13:50,050
‫دقیقاً!

236
00:13:50,410 --> 00:13:54,240
‫فهمیدم. پس حدس من اینه که...

237
00:13:54,240 --> 00:13:57,390
‫چهار... نه، شاید پنج؟

238
00:13:59,150 --> 00:14:04,910
‫تعداد قوانین مخفی‌ای که برای‫محافظت از این برج بهت دادن.

239
00:14:04,910 --> 00:14:06,570
‫پنج‌تاست، نه؟

240
00:14:06,570 --> 00:14:08,390
‫قوانین؟

241
00:14:08,390 --> 00:14:10,820
‫و مخفی‌ان؟ این یعنی چی؟

242
00:14:10,820 --> 00:14:13,270
‫اـ‌این‌طوری نیست، ارباب!

243
00:14:13,270 --> 00:14:15,920
‫من چیزی رو ازتون پنهان نمی‌کنم!

244
00:14:15,920 --> 00:14:18,540
‫فقط چیزی نگفتم چون‫شما نپرسیدین!

245
00:14:18,540 --> 00:14:20,880
‫حاضرم پاش امضا بدم!

246
00:14:20,880 --> 00:14:22,290
‫حالا هرچی! فقط بنالش!

247
00:14:22,290 --> 00:14:25,900
‫خب... فقط برای مثال...

248
00:14:25,900 --> 00:14:29,730
‫اگه سعی کنین بدون اینکه بهم بگین‫از این برج برین،

249
00:14:29,730 --> 00:14:31,930
‫بدون هیچ رحمی می‌کشم‌تون.

250
00:14:31,930 --> 00:14:33,590
‫خب، این دیگه خیلی تندروییه!

251
00:14:33,590 --> 00:14:35,730
‫این‌طور نیست که دلم بخواد بکشم‌تون!

252
00:14:35,730 --> 00:14:37,420
‫فقط یه مثال بود!

253
00:14:37,420 --> 00:14:41,690
‫تازه‌ش‌، این فقط یه چیزیه که‫نمی‌تونم دورش بزنم، می‌دونین؟

254
00:14:41,690 --> 00:14:43,980
‫خیلی خسته‌کننده‌ست.

255
00:14:43,980 --> 00:14:47,140
‫اگه این‌قدر ازش متنفری،‫نمی‌تونی از انجامش سر باز بزنی و...

256
00:14:47,140 --> 00:14:50,820
‫صبر کن، نگو که با کسی‫قرارداد بستی، آره؟!

257
00:14:51,270 --> 00:14:54,250
‫تو هم مثل بیاکو یه روحی؟

258
00:14:54,250 --> 00:14:56,660
‫معلومه که نیستم!

259
00:14:56,660 --> 00:15:02,080
‫منو با موجودات ریز و متزلزلی مثل‫پری‌ها مقایسه نکنین!

260
00:15:02,080 --> 00:15:03,870
‫من مطلقاً نیستم...

261
00:15:06,070 --> 00:15:08,290
‫یهو همه‌تون خیلی ترسناک شدین!

262
00:15:08,290 --> 00:15:11,760
‫خب، حدود ۸۰ درصد ما اینجا‫با پری‌ها در ارتباطیم.

263
00:15:12,470 --> 00:15:15,370
‫اما اگه این نیست، پس تو چی هستی؟

264
00:15:15,370 --> 00:15:20,170
‫اگه روح نیستی، چرا باید این‌قدر‫ناامیدانه به یه قرارداد بچسبی؟

265
00:15:20,170 --> 00:15:21,760
‫چی داری می‌گی، سوبارو؟

266
00:15:21,760 --> 00:15:22,350
‫هاه؟

267
00:15:22,350 --> 00:15:24,650
‫حتی اگه روح یا کاربر روح هم نباشه،

268
00:15:24,650 --> 00:15:27,600
‫بازم معلومه که باید سر قولش بمونه!

269
00:15:27,600 --> 00:15:31,130
‫باشه، تقصیر من بود، ولی‫فقط یه اصطلاح بود...

270
00:15:31,130 --> 00:15:33,820
‫قول‌ها مهمن! و... تکرار کن!

271
00:15:33,820 --> 00:15:34,920
‫قول‌ها مهمن.

272
00:15:34,980 --> 00:15:35,760
‫قول‌ها مهمن.

273
00:15:35,760 --> 00:15:36,960
‫قول‌ها مهمن.

274
00:15:36,960 --> 00:15:39,390
‫لعنتی، امیلیا‌ـ‌تان سرم داد کشید!

275
00:15:39,390 --> 00:15:42,120
‫همه‌ش تقصیر توئه!‫یالا بنالش دیگه!

276
00:15:42,120 --> 00:15:45,130
‫واو، این دیگه چه تهمت بزرگیه!

277
00:15:45,130 --> 00:15:49,320
‫اینم از ارباب من! باشه، می‌گم!

278
00:15:49,320 --> 00:15:54,240
‫حالا یه توضیح ساده از دستوراتی‫که بهم داده شده رو براتون می‌گم!

279
00:15:54,240 --> 00:15:59,780
‫اول، من نمی‌تونم اجازه بدم هیچ‌کدوم از چالشگران‫کتابخانهٔ بزرگ پلیادس به بیرون برگردن.

280
00:15:59,780 --> 00:16:02,130
‫بسیار خب، پس همون اول کار گیر افتادیم.

281
00:16:02,130 --> 00:16:03,890
‫با این حال...

282
00:16:03,890 --> 00:16:08,740
‫اگه تمام آزمون‌ها رو بگذرونین و به‫طبقهٔ اول برسین، هیچ مشکلی نیست.

283
00:16:08,740 --> 00:16:10,030
‫همه‌چی حله!

284
00:16:11,460 --> 00:16:14,450
‫همین‌طور، اگه کسی این شرایط رو نقض کنه،

285
00:16:14,450 --> 00:16:18,510
‫من فوراً به یه ماشین کشتار‫بی‌رحم تبدیل می‌شم،

286
00:16:18,510 --> 00:16:21,010
‫بنابراین قولم به شما باطل می‌شه.

287
00:16:21,010 --> 00:16:22,080
‫مجبور می‌شم بهتون آسیب برسونم.

288
00:16:22,080 --> 00:16:25,950
‫این از قولی که به من دادی بالاتر قرار می‌گیره؟‫قلبم شکست.

289
00:16:25,950 --> 00:16:29,840
‫واو! تونستم قلب اربابم رو بشکنم!

290
00:16:29,840 --> 00:16:31,870
‫فکر کنم لول‌آپ شدم!

291
00:16:31,870 --> 00:16:33,690
‫شکی توش نیست! تکامل پیدا کردم!

292
00:16:33,690 --> 00:16:34,840
‫طعنه بود!

293
00:16:34,840 --> 00:16:35,930
‫مال منم همین‌طور.

294
00:16:36,750 --> 00:16:37,960
‫بگذریم...

295
00:16:37,960 --> 00:16:40,200
‫الان حوصلم سر رفته، پس تند میگم.

296
00:16:40,200 --> 00:16:44,200
‫یک: ترک کردن قبل از اتمام‫آزمون‌ها ممنوعه.

297
00:16:44,200 --> 00:16:48,400
‫دو: نقض قوانین‫آزمون‌ها ممنوعه.

298
00:16:48,400 --> 00:16:52,020
‫سه: بی‌احترامی به‫بایگانی ممنوعه.

299
00:16:52,020 --> 00:16:55,950
‫چهار: هرگونه اقدامی به قصد‫آسیب رسوندن به برج ممنوعه.

300
00:16:56,380 --> 00:16:58,870
‫پنج... امم...

301
00:16:58,870 --> 00:16:59,780
‫پنجی وجود نداره!

302
00:17:00,080 --> 00:17:03,560
‫پس چهار تا قانون هست... اما...

303
00:17:03,560 --> 00:17:07,420
‫اونی که دربارهٔ نقض قوانین‫آزمون‌هاست، داره آزارم می‌ده.

304
00:17:07,920 --> 00:17:13,470
‫به نظر می‌رسه احتمالاً قوانین مخفی‌ای‫هست که ما ازشون خبر نداریم.

305
00:17:13,470 --> 00:17:15,580
‫مطمئنی این آخریش بود؟

306
00:17:15,580 --> 00:17:17,430
‫چیز دیگه‌ای که مشکل‌ساز نیست، درسته؟

307
00:17:17,850 --> 00:17:21,100
‫قسم می‌خورم. این دفعه دروغی در کار نیست.

308
00:17:21,100 --> 00:17:25,150
‫همچنین، تا زمانی که هیچ‌کدوم‫از این قوانین شکسته نشن،

309
00:17:25,150 --> 00:17:27,920
‫بدن من متعلق به خودمه!

310
00:17:27,920 --> 00:17:30,570
‫اوپس! منظورم اینه که متعلق به اربابمه!

311
00:17:30,570 --> 00:17:31,640
‫نمی‌خوامش.

312
00:17:31,640 --> 00:17:33,340
‫آه، دست رد به سینه‌م زد!

313
00:17:33,340 --> 00:17:35,920
‫اما قلبم تا ابد متعلق به شماست!

314
00:17:35,920 --> 00:17:37,280
‫اونم نمی‌خوام.

315
00:17:37,590 --> 00:17:41,920
‫با این حال، اگه نمی‌تونیم بریم مگر اینکه‫همهٔ آزمون‌ها رو بگذرونیم...

316
00:17:41,920 --> 00:17:45,000
‫واقعاً خیلی شبیه به‫آزمون توی قبرستونه.

317
00:17:47,110 --> 00:17:51,200
‫نه بابا، اگه کار به اونجا کشید، با‫شکست دادن این می‌تونیم بریم، نه؟

318
00:17:51,200 --> 00:17:52,460
‫از قبرستون راحت‌تره.

319
00:17:52,790 --> 00:17:55,320
‫اربابِ من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنه!

320
00:17:55,320 --> 00:17:59,470
‫اون مهربون‌تر و خوش‌قلب‌تر‫از هر کس دیگه‌ای بود!

321
00:17:59,470 --> 00:18:02,720
‫اوه، لعنتی! دروغ گفتن باعث شد بدنم بخاره!

322
00:18:04,060 --> 00:18:05,560
‫باشه، برو، میلی!

323
00:18:05,560 --> 00:18:07,850
‫افسار شائولا رو محکم بچسب!

324
00:18:07,850 --> 00:18:09,940
‫می‌تونی روم حساب کنی!

325
00:18:13,930 --> 00:18:17,110
‫می‌دونی، داشتم یه ذره‫فکر می‌کردم...

326
00:18:17,110 --> 00:18:22,580
‫به اینکه کسی که این برج رو ساخته‫آدم خیلی صادقی نبوده.

327
00:18:23,050 --> 00:18:27,540
‫نحوهٔ بیان کردنت خیلی بامزه بود،‫ولی حق با توئه. خب که چی؟

328
00:18:27,860 --> 00:18:30,590
‫خب، دربارهٔ محل‫قرارگیری راه‌پله...

329
00:18:31,290 --> 00:18:32,700
‫ممکنه که...

330
00:18:40,090 --> 00:18:41,680
‫دیدین؟! اونجان!

331
00:18:41,680 --> 00:18:45,680
‫آره، هر کی که این برج رو‫ساخته یه آشغال به تمام معنا بوده.

332
00:18:46,160 --> 00:18:48,690
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم که متوجهش‫شدید، امیلیا-ساما.

333
00:18:48,690 --> 00:18:50,790
‫خب، تو طبقهٔ سوم که نبود، درسته؟

334
00:18:50,790 --> 00:18:54,190
‫پس با خودم فکر کردم که حتماً‫باید تو جایی باشه که قبلاً بودیم.

335
00:18:54,790 --> 00:19:00,130
‫پس این راه‌پله از همون اول‫اینجا نبوده، نه؟

336
00:19:00,130 --> 00:19:04,360
‫ممکنه با استفاده از نوعی‫اختلال شناختی هم پنهان شده باشه، به گمونم.

337
00:19:07,910 --> 00:19:12,110
‫بسیار خب. پس بیاید بریم تو دلش‫و تمومش کنیم.

338
00:19:12,110 --> 00:19:13,380
‫بزن بریم، بیاکو!

339
00:19:13,380 --> 00:19:14,960
‫هی!

340
00:19:14,960 --> 00:19:16,300
‫سوبارو، صبر کن!

341
00:19:22,840 --> 00:19:25,560
‫صبر کن، به گمونم!

342
00:19:25,560 --> 00:19:29,270
‫صبر کن!

343
00:19:46,560 --> 00:19:49,470
‫یه اتاق سفید دیگه، هاه؟

344
00:19:49,470 --> 00:19:50,250
‫به گمونم.

345
00:19:50,700 --> 00:19:52,580
‫بازم این؟

346
00:19:53,340 --> 00:19:56,100
‫اگه اینجا همون طبقهٔ‫دومیه که انتظارش رو داشتم...

347
00:19:56,100 --> 00:19:58,970
‫آزمون باید الان شروع بشه.

348
00:19:58,970 --> 00:20:01,870
‫اون محرکش خواهد بود، به گمونم.

349
00:20:05,640 --> 00:20:10,390
‫حدس می‌زنم این باید‫یه جور شمشیر انتخابی باشه.

350
00:20:14,290 --> 00:20:15,610
‫شروع می‌کنم.

351
00:20:15,630 --> 00:20:30,630
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

352
00:20:31,230 --> 00:20:33,250
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

353
00:20:33,840 --> 00:20:35,990
‫بخشش او را به دست آور.

354
00:20:37,840 --> 00:20:40,700
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

355
00:20:40,700 --> 00:20:43,140
‫بخشش او را به دست آور.

356
00:20:49,590 --> 00:20:52,140
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

357
00:20:53,040 --> 00:20:57,060
‫بخشش او را به دست آور.

358
00:21:03,090 --> 00:21:04,590
‫اـ‌امیلیا...

359
00:21:05,050 --> 00:21:06,490
‫می‌دونم.

360
00:21:06,880 --> 00:21:09,450
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

361
00:21:10,140 --> 00:21:13,160
‫بخشش او را به دست آور.

362
00:21:13,600 --> 00:21:16,210
‫ای احمقی که به شمشیر آسمانی دست یافتی،

363
00:21:16,210 --> 00:21:20,460
‫بخشش او را... به دست آور...

364
00:21:21,520 --> 00:21:22,340
‫هاه؟

365
00:21:22,830 --> 00:21:27,330
‫احمقی که... شمشیر آسمانی... بخشش...

366
00:21:27,330 --> 00:21:29,570
‫این چیه؟ قراره چی بشه؟

367
00:21:37,280 --> 00:21:39,690
‫ارباب! ارباب! ارباب! کمک!

368
00:21:39,690 --> 00:21:41,320
‫خفه شید لعنتیا!

369
00:21:41,320 --> 00:21:43,690
‫خمارم، سرم داره گاییده میشه!!

370
00:21:43,690 --> 00:21:45,450
‫این‌قدر جیغ‌وجیغ نکنین!

371
00:21:49,120 --> 00:21:51,200
‫حتماً داری باهام شوخی می‌کنی...

372
00:21:55,390 --> 00:21:58,190
‫می‌تونم ببینم که تو یه مرد معمولی نیستی.

373
00:21:58,190 --> 00:22:00,170
‫هاه؟ تو دیگه کدوم خری هستی؟

374
00:22:00,690 --> 00:22:02,380
‫اصلاً اینجا کجاست؟

375
00:22:02,380 --> 00:22:04,230
‫دارین باهام مسخره‌بازی درمیارین یا چی؟

376
00:22:04,230 --> 00:22:06,570
‫خیر، من قطعاً چنین قصدی ندارم.

377
00:22:06,570 --> 00:22:08,780
‫شما ناگهان در برابر ما ظاهر شدید.

378
00:22:08,780 --> 00:22:10,800
‫لطفاً درک کنید که نمی‌تونیم‫محتاط نباشیم.

379
00:22:10,800 --> 00:22:12,640
‫مرضت چیه؟!

380
00:22:12,640 --> 00:22:16,240
‫مثل نوچه‌هام حرف نزن!

381
00:22:16,240 --> 00:22:18,610
‫تو نوچه‌می؟ فکر نمی‌کنم باشی!

382
00:22:18,610 --> 00:22:23,290
‫پس دست از پیچیده کردنِ همه‌چی بردار، عوضی!

383
00:22:26,680 --> 00:22:28,490
‫تیکهٔ جذاب. تیکهٔ جذاب.

384
00:22:28,490 --> 00:22:29,830
‫تیکهٔ سکسی.

385
00:22:29,830 --> 00:22:31,660
‫جوجه. جوجه. نوچه. پخمه.

386
00:22:31,970 --> 00:22:34,390
‫عذرخواهی می‌کنم، ولی من نوچهٔ شما نیستم.

387
00:22:34,390 --> 00:22:38,300
‫هاه! ولی هر چی بیشتر حرف می‌زنی‫بیشتر شبیه نوچه‌م می‌شی!

388
00:22:38,300 --> 00:22:39,990
‫دست از ادای اون درآوردن بردار!

389
00:22:40,930 --> 00:22:42,540
‫خب، بیاین شروع کنیم.

390
00:22:42,540 --> 00:22:45,840
‫وایسا ببینم! می‌شه یکم آروم‌تر پیش بری؟!

391
00:22:45,840 --> 00:22:50,570
‫گالت رو ببند! همه‌چی رو توی خواب‫براتون توضیح دادم!

392
00:22:50,570 --> 00:22:52,640
‫باید یاد بگیری گوش بدی!

393
00:22:52,640 --> 00:22:54,940
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

394
00:22:54,940 --> 00:22:58,770
‫«ای احمقی که به شمشیر‫آسمانی دست یافتی، بخشش او را به دست آور.»

395
00:22:58,770 --> 00:23:02,830
‫هاه! این تیکهٔ جذاب خیلی‫از اون پخمه جلوتره!

396
00:23:02,830 --> 00:23:05,420
‫هی، حالا که از نزدیک بهت‫نگاه می‌کنم، تو واقعاً دافیا.

397
00:23:05,420 --> 00:23:08,880
‫اون قیافه دیگه چه صیغه‌ایه؟‫خیلی درخشانه!

398
00:23:08,880 --> 00:23:09,450
‫درخشاــ

399
00:23:09,450 --> 00:23:11,420
‫این دفعه تو امتحانی!

400
00:23:11,420 --> 00:23:12,780
‫مگه نه؟!

401
00:23:12,780 --> 00:23:16,910
‫نمی‌دونم. به پشمم نیست بقیه‫چه برچسبی بهم می‌زنن.

402
00:23:17,410 --> 00:23:19,920
‫اگه می‌خواین با من مکالمه‌ای داشته باشین،

403
00:23:19,920 --> 00:23:22,960
‫سعی کنین کاری کنین که ‫یه قدمِ ناقابل حرکت کنم.

404
00:23:24,920 --> 00:23:29,510
‫من یولیوس یوکولیوس از‫شوالیه‌های پادشاهی لوگونیکا هستم.

405
00:23:30,600 --> 00:23:33,050
‫من اسمی برای گفتن ندارم.

406
00:23:33,810 --> 00:23:35,450
‫من فقط...

407
00:23:36,010 --> 00:23:40,020
‫چوب

408
00:23:36,010 --> 00:23:40,020
‫ چرخونم

409
00:23:36,010 --> 00:23:40,020
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

410
00:23:36,860 --> 00:23:38,440
‫یه چوب‌چرخونم.
