WEBVTT

00:02.840 --> 00:06.300
‫ببین، حتماً داری شوخی می‌کنی.

00:06.300 --> 00:09.720
‫فقط چون یه نمه شانس آوردی، ‫این‌قدر باد کردی!

00:09.720 --> 00:11.920
‫چندش‌آور و حقیرانه!

00:11.920 --> 00:16.030
‫چه آدم از خود راضی و ‫مزخرفی هستی!

00:16.030 --> 00:20.790
‫واقعاً، کی از احمق جلوه دادنِ ‫بقیه خسته می‌شی؟

00:20.790 --> 00:25.040
‫آه، و من اینجام، که این‌قدر با حرارت ‫و پشتکار بهت التماس می‌کنم!

00:25.040 --> 00:28.810
‫چقدر می‌تونی سست‌عنصر باشی؟!

00:28.810 --> 00:34.320
‫تو داری حقوق من رو نقض می‌کنی، به عنوان یه مرد بی‌توقع ‫که هیچ‌چیزی نمی‌خواد جز...

00:34.320 --> 00:37.390
‫این‌که به یه ذره ‫خوشبختی ساده و معمولی راضی باشه!

00:37.410 --> 00:47.410
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:47.440 --> 00:55.440
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:56.810 --> 00:58.280
عاشقتم

01:05.280 --> 01:07.500
‫من... تو کالسکه‌م؟

01:10.960 --> 01:12.150
‫امیلیا؟

01:12.690 --> 01:16.050
‫من که... با مرگ برنگشتم، نه؟

01:18.390 --> 01:20.850
‫خیلی نرم و گرمه.

01:22.380 --> 01:24.520
‫سعی کن زیاد شیطونی نکنی، به گمونم.

01:24.520 --> 01:25.730
‫هوواوا؟!

01:25.730 --> 01:29.120
‫امیلیا از نگرانیت دو شب ‫نخوابیده، به گمونم.

01:29.120 --> 01:32.360
‫اوه، خدا رو شکر که ‫حالتون خوبه! بقیه چی؟

01:32.360 --> 01:36.400
‫نگران نباش. همه صحیح ‫و سالم پیش همن، به گمونم.

01:36.400 --> 01:39.620
‫پسر، خیالم راحت شد! خیلی نگران بودم!

01:39.620 --> 01:41.210
‫بیا بغلم!

01:49.330 --> 01:50.440
‫اینجا...

01:50.440 --> 01:51.440
‫درسته.

01:53.970 --> 01:56.840
‫داخل برج دیده‌بانی ‫پلیادس هستیم، به گمونم.

02:05.450 --> 02:06.430
‫تو...

02:10.660 --> 02:11.940
‫تو کی هستی؟!

02:12.580 --> 02:14.060
‫تو حکیمی؟

02:14.060 --> 02:15.530
‫بالاخره پیدات کردم...

02:16.030 --> 02:16.990
‫ارباب.

02:20.990 --> 02:23.040
‫ارباب!

02:23.040 --> 02:27.260
‫وای! وای! وای! ‫خیلی منتظرت موندم!

02:27.260 --> 02:29.900
‫ایـ... این یعنی چی؟!

02:29.000 --> 02:31.170
‫وایسا! وایسا! وایسا!

02:29.900 --> 02:32.500
‫خیلی وقته ندیدمت! دلم برات یه ذره شده بود!

02:32.880 --> 02:32.920
‫آخ!

02:32.920 --> 02:32.970
‫آخ!

02:32.970 --> 02:33.010
‫آخ!

02:33.010 --> 02:33.050
‫آخ!

02:33.050 --> 02:33.090
‫آخ!

02:33.090 --> 02:33.130
‫آخ!

02:33.130 --> 02:33.170
‫آخ!

02:33.170 --> 02:33.220
‫آخ!

02:33.220 --> 02:33.260
‫آخ!

02:33.260 --> 02:33.300
‫آخ!

02:33.300 --> 02:33.340
‫آخ!

02:33.340 --> 02:33.380
‫آخ!

02:33.380 --> 02:33.420
‫آخ!

02:33.420 --> 02:33.470
‫آخ!

02:33.470 --> 02:33.510
‫آخ!

02:33.510 --> 02:33.550
‫آخ!

02:33.550 --> 02:33.590
‫آخ!

02:33.590 --> 02:33.630
‫آخ!

02:33.630 --> 02:33.670
‫آخ!

02:33.670 --> 02:33.720
‫آخ!

02:33.720 --> 02:33.760
‫آخ!

02:33.760 --> 02:33.800
‫آخ!

02:33.800 --> 02:33.840
‫آخ!

02:33.840 --> 02:33.880
‫آخ!

02:33.880 --> 02:33.930
‫آخ!

02:33.930 --> 02:33.970
‫آخ!

02:33.970 --> 02:34.010
‫آخ!

02:34.010 --> 02:34.050
‫آخ!

02:34.050 --> 02:34.090
‫آخ!

02:34.090 --> 02:34.130
‫آخ!

02:34.130 --> 02:34.180
‫آخ!

02:34.180 --> 02:34.220
‫آخ!

02:34.220 --> 02:34.260
‫آخ!

02:34.260 --> 02:34.300
‫آخ!

02:34.300 --> 02:34.340
‫آخ!

02:34.340 --> 02:34.380
‫آخ!

02:34.380 --> 02:34.430
‫آخ!

02:34.430 --> 02:34.470
‫آخ!

02:34.470 --> 02:34.510
‫آخ!

02:34.510 --> 02:34.550
‫آخ!

02:34.550 --> 02:34.590
‫آخ!

02:34.590 --> 02:36.170
‫چرا انقدر وحشی تو، این زور چیــــــه؟؟

02:36.170 --> 02:38.920
‫اصلاً تو کی هستی، و اینجا چه خبره؟!

02:38.920 --> 02:41.920
‫منظورت چیه؟! من شائولام دیگه!

02:41.920 --> 02:43.830
‫نگهبان برج دیده‌بانی پلیادس،

02:43.830 --> 02:47.520
‫و شاگرد عزیزت، شائولا!

02:49.290 --> 02:52.270
‫یه مشکلی پیش اومده! بیدار شدم ‫و دیدم سوبارو نیست...

02:55.400 --> 02:58.060
‫امیلیا‌ـ‌تان، کمکم کن!

03:00.530 --> 03:01.660
‫هیا!

03:01.660 --> 03:03.320
‫صبر کن، چرا؟!

03:03.320 --> 03:05.960
‫نمی‌دونم! فقط احساس می‌کنم خیلی ناراحتم!

03:05.960 --> 03:07.200
‫نمی‌دونم! فقط احساس می‌کنم خیلی ناراحتم!

03:09.850 --> 03:13.170
‫سوبارو، لطفاً سعی کن ناامیدمون نکنی.

03:14.040 --> 03:16.920
‫داری یه قیافهٔ منحرفانه به خودت می‌گیری، پرواروسو.

03:16.920 --> 03:19.220
‫نمی‌گیرم، و اسمم رو با ‫اون کلمات ترکیب نکن!

03:19.220 --> 03:22.130
‫ارباب! ارباب!‫دیگه هیچ‌وقت ولت نمی‌کنم!

03:22.130 --> 03:25.970
‫به هر حال! دلم می‌خواد قبل از اینکه ‫دستم کنده بشه، راجع به اوضاع حرف بزنیم!

03:25.970 --> 03:28.410
‫ما هم به اندازهٔ تو گیج شدیم.

03:28.410 --> 03:33.270
‫این زنی که تا قبل از این به زور حرف می‌زد، ‫الآن از سر و کول ناتسوکی-کون بالا می‌ره.

03:34.080 --> 03:35.200
‫این؟

03:35.200 --> 03:36.650
‫خودت گفتی، ارباب.

03:37.330 --> 03:40.360
‫هر کسی هر چی پرسید، ‫بیشتر از چیزی که لازمه حرف نزن!

03:40.360 --> 03:42.030
‫حرف نزن! چیزی نگو!

03:42.030 --> 03:43.860
‫لعنتی، همون اول کارشون رو بساز!

03:43.860 --> 03:46.660
‫من فقط کارایی که یادم دادی رو می‌کردم!

03:46.660 --> 03:48.790
‫اربابت آدم خیلی مزخرفی بوده، نه؟

03:49.680 --> 03:52.780
‫بی‌خیال اونا. می‌تونی با ‫بقیه هم حرف بزنی.

03:54.790 --> 03:57.500
‫ایول! خیلی خفنه!

03:57.500 --> 04:00.340
‫ارباب بهم اجازه داد!

04:00.840 --> 04:05.200
‫بسیار خب، پس تو همون حکیمی هستی که ‫این‌قدر در موردش شنیدیم، درسته؟

04:05.200 --> 04:06.470
‫همم...

04:06.470 --> 04:10.060
‫اگه دنبال "شائولا" ‫می‌گردین، آره، منم.

04:10.340 --> 04:12.010
‫مثل اینکه عشقمون دوطرفه‌ست!

04:12.010 --> 04:14.770
‫ولی اگه دنبال ‫"شائولای حکیم" می‌گردین،

04:14.770 --> 04:16.610
‫من چیزی راجع بهش نمی‌دونم.

04:16.610 --> 04:21.110
‫این همون شائولاییه که مردم ‫وقتی می‌گن "شائولا" منظورشونه.

04:23.570 --> 04:25.640
‫سکهٔ طلای مقدس تصویر اژدهای مقدس رو داره،

04:25.640 --> 04:27.410
‫سکهٔ طلا تصویر اولین شمشیرزن مقدس رو،

04:27.410 --> 04:28.780
‫و سکهٔ نقره تصویر حکیم رو.

04:29.110 --> 04:31.890
‫حتی یه ذره هم شبیه ‫این نیست، به گمونم.

04:31.890 --> 04:34.420
‫واو، دقیقاً کپی اربابه!

04:34.810 --> 04:36.410
‫من؟! چطوری؟!

04:36.410 --> 04:40.380
‫فکر نمی‌کنم این شخص واقعاً ‫شبیه سوبارو هم باشه.

04:40.380 --> 04:46.260
‫اوه، من ارباب رو از روی ‫قیافه‌ش نشناختم، پس مشکلی نیست!

04:46.260 --> 04:48.510
‫اون جمله رو دقیقاً از کجا یاد گرفتی؟

04:48.510 --> 04:51.760
‫اگه از روی قیافه نبود، ‫چطوری شناختیش؟

04:51.760 --> 04:53.100
‫بوش!

04:53.100 --> 04:57.300
‫تنها کسی که همچین بوی تاریک و ‫دماغ‌سوزانه‌ای از خودش میده،

04:57.300 --> 04:59.690
‫و این‌قدر حال‌به‌هم‌زنه، اربابه!

04:59.690 --> 05:02.580
‫تا حالا تو عمرم این‌قدر قلبم نشکسته بود!

05:02.580 --> 05:04.880
‫خدایی؟ این‌قدر بوی گند می‌دم؟

05:04.880 --> 05:07.000
‫نـ‌نگران نباش، سوبارو.

05:07.000 --> 05:11.080
‫درکت می‌کنم. بعداً حتماً ‫یه حموم حسابی می‌کنیم.

05:11.080 --> 05:13.080
‫تو اصلاً درک نمی‌کنی!

05:14.240 --> 05:17.040
‫پس تو شائولایی، ‫ولی حکیم نیستی.

05:17.600 --> 05:20.290
‫پس آیا اسامی شمشیرزن مقدس و ‫اژدهای مقدس برات آشناست؟

05:20.290 --> 05:21.930
‫اَه!

05:21.930 --> 05:23.010
‫مثل اینکه آره.

05:23.010 --> 05:25.090
‫معلومه که در موردشون شنیدم!

05:25.090 --> 05:28.920
‫من رِیدِ چوب‌چرخون و ولکانیکای ‫کنایه‌زن رو از خیلی وقت پیش می‌شناسم.

05:28.920 --> 05:31.020
‫احتمالاً این روزا حالشون ‫خیلی خوبه، نه؟

05:31.020 --> 05:33.300
‫رِید سال‌هاست که مرده.

05:33.300 --> 05:34.630
‫ناموساً؟!

05:34.630 --> 05:37.870
‫به نظر می‌رسید کسی نتونه ‫بکشتش! چطوری مرد؟

05:37.870 --> 05:39.010
‫کهولت سن.

05:39.010 --> 05:42.860
‫اوه، آره.‫به هر حال اونم یه انسان بود.

05:42.860 --> 05:46.740
‫رُک ازت می‌پرسم. ‫اربابت دقیقاً کیه؟

05:47.470 --> 05:49.360
‫سؤال عجیبیه.

05:49.360 --> 05:51.490
‫شما دارین باهاش سفر می‌کنین. ‫نباید خودتون بدونین؟

05:51.900 --> 05:57.180
‫متأسفم، اما سر اربابت خورده به ‫لگن دستشویی و خیلی چیزا رو فراموش کرده.

05:57.180 --> 05:59.400
‫واقعاً، ارباب؟ دوباره؟

05:59.400 --> 06:00.320
‫"دوباره"؟!

06:00.320 --> 06:03.590
‫بسیار خب، پس ‫رونمایی بزرگ رو انجام می‌دم.

06:03.590 --> 06:08.050
‫اسم اربابم... بله، اسم ‫اون مرد دانا و مشهور و بزرگ!

06:08.440 --> 06:13.510
‫تنها کسی تو این دنیا که ‫لیاقت داره به عنوان حکیم شناخته بشه!

06:15.560 --> 06:16.730
‫نیازی به طبل زدن نیست.

06:16.730 --> 06:18.440
‫تادااا!

06:19.130 --> 06:20.100
‫فلوگل!

06:23.280 --> 06:24.070
‫هاه؟

06:24.530 --> 06:27.650
‫اسم اربابم فلوگله.

06:28.320 --> 06:30.610
‫فلوگلِ حکیم!

06:37.560 --> 06:41.110
‫این اسم همون ‫یارویی نیست که اون درخت رو کاشت؟

06:45.000 --> 06:48.470
‫لعنتی، چقدر ترسناکه! خیلی ارتفاعمون زیاده!

06:48.470 --> 06:51.020
‫حتی یه نرده هم نیست که ‫حس امنیت به آدم بده!

06:51.020 --> 06:55.560
‫هی، خانم لخت، ‫این سواری خیلی تکون داره.

06:55.560 --> 06:59.310
‫بچه‌ای که داره سواری مجانی می‌گیره ‫نباید این‌قدر پرتوقع باشه.

06:59.870 --> 07:02.320
‫هی! موهامو نکش!

07:02.320 --> 07:05.260
‫بی‌خیال، میلی. حرصش رو در نیار.

07:05.260 --> 07:06.980
‫و با دم‌اسبیم هم بازی نکن.

07:06.980 --> 07:10.340
‫دم‌اسبی نیست. دمِ عقربه.

07:10.340 --> 07:10.950
‫هاه؟

07:11.820 --> 07:13.570
‫دمِ عقرب!

07:14.000 --> 07:17.750
‫باشه، باشه. چرا روی این یکی این‌قدر حساسی؟

07:19.890 --> 07:23.500
‫این در به عنوان ورودی و خروجی ‫اصلی برج عمل می‌کنه، به گمونم.

07:23.500 --> 07:26.730
‫رم و پاتراش تو ‫طبقهٔ بالایی هستن.

07:26.730 --> 07:28.060
‫بازم باید بریم بالاتر؟!

07:28.060 --> 07:32.720
‫تازه، اگه اینجا ورودی باشه، پاتراش ‫و کالسکه چطوری تا اونجا رفتن؟

07:33.040 --> 07:35.620
‫شائولا همه‌چی رو برامون آورد.

07:35.620 --> 07:37.460
‫فقط گفت "هوپ!" و بلندشون کرد.

07:38.130 --> 07:38.930
‫جانم؟

07:38.930 --> 07:40.710
‫اوه، خواهش می‌کنم!

07:40.710 --> 07:43.190
‫مثل آب خوردن بود!

07:43.190 --> 07:46.190
‫بیشتر از اینکه ممنون باشم، پشمام ریخته.

07:46.190 --> 07:48.550
‫چه ممنون باشی چه پشمات ریخته باشه،

07:48.550 --> 07:52.720
‫لطفاً فقط احساسات ‫صادقانهٔ من رو بپذیر!

07:52.720 --> 07:53.600
‫*شترق*.

07:53.600 --> 07:55.160
‫پرتشون کردی دور؟!

07:58.970 --> 08:02.220
‫پس فلوگل همهٔ اینا رو هم ساخته؟

08:02.220 --> 08:05.440
‫می‌دونی، ‫شنیده بودم که به عنوان حکیم شناخته می‌شد،

08:05.440 --> 08:08.160
‫ولی اصلاً فکر نمی‌کردم دوباره ‫اینجا اسمش رو بشنوم.

08:08.160 --> 08:12.300
‫من واقعاً نمی‌دونم به جز ‫کاشتن اون درخت چه کار دیگه‌ای کرده، به گمونم.

08:12.300 --> 08:14.330
‫هرچند، این برج واقعاً بزرگه.

08:14.330 --> 08:16.410
‫بالاخره داره باورم می‌شه.

08:16.410 --> 08:17.850
‫چی داره باورت می‌شه؟

08:17.850 --> 08:21.770
‫اینکه این همون برج دیده‌بانی ‫پلیادسه که می‌خواستیم بهش برسیم.

08:21.770 --> 08:23.350
‫نوچ، نوچ، نوچ.

08:23.350 --> 08:27.520
‫اگه فقط همینو فهمیدی، ‫تو بهترین حالت ۹۹ از ۱۰۰ می‌گیری.

08:27.520 --> 08:29.020
‫این‌که خودش عملاً نمرهٔ کامله!

08:29.020 --> 08:32.560
‫خب، اون نمره شامل امتیازات اضافه‌ای می‌شه

08:32.560 --> 08:35.740
‫بابت اینکه چقدر عاشقتم، عاشقتم، عاشقتم!

08:36.430 --> 08:41.090
‫برج دیده‌بانی پلیادس فقط یه ‫اسم موقت برای یه نقش موقته.

08:41.090 --> 08:45.810
‫حالا که تو برگشتی، ‫به نقش اصلیش برمی‌گرده.

08:45.810 --> 08:47.430
‫نقش اصلیش؟

08:47.430 --> 08:48.210
‫آره!

08:48.500 --> 08:54.090
‫یه کتابخونهٔ بزرگ که می‌تونی هرچیزی رو که ‫می‌خوای بدونی، اونجا پیدا کنی!

08:55.180 --> 09:01.730
‫کتابخونهٔ بزرگ پلیادس خیلی، ‫خیلی، خیلی، خیلی خوشحاله که برگشتی!

09:04.090 --> 09:06.520
‫رم و پاتراش اینجان؟

09:07.910 --> 09:10.360
‫واو! رم، پیچک‌ها تکون خوردن!

09:10.360 --> 09:11.950
‫خیلی هول کردی.

09:11.950 --> 09:13.820
‫صاحب اتاق رو می‌ترسونی.

09:13.820 --> 09:16.490
‫صاحب... اتاق؟

09:17.070 --> 09:18.140
‫یه روح.

09:27.070 --> 09:29.590
‫حس یه جنگل رو داره.

09:40.770 --> 09:41.970
‫رم...

09:41.970 --> 09:43.420
‫و پاتراش.

09:44.040 --> 09:45.930
‫وقتی دوباره به بانو امیلیا ملحق شدیم،

09:46.300 --> 09:48.970
‫پاتراش به شدت زخمی شده بود.

09:48.970 --> 09:51.590
‫قدرت روح داره اونو شفا می‌ده.

09:52.850 --> 09:55.610
‫روحی که اینجا زندگی می‌کنه ‫به نظر نمی‌رسه اراده‌ای از خودش داشته باشه.

09:56.410 --> 10:00.570
‫فقط سعی می‌کنه بیماری‌ها و جراحاتِ ‫موجوداتی که وارد می‌شن رو شفا بده.

10:00.570 --> 10:02.300
‫پس می‌تونه رم رو هم شفا بده؟

10:03.340 --> 10:05.360
‫روی رم جواب نمی‌ده.

10:05.360 --> 10:07.990
‫نمی‌تونه چیزی رو که ‫بیماری یا جراحت نیست، شفا بده.

10:07.990 --> 10:10.000
‫این چیزیه که روح تشخیص داده.

10:11.310 --> 10:15.090
‫پس به عبارت دیگه، بعد از ‫این همه ماجرا، هیچی عوض نمی‌شه.

10:15.090 --> 10:18.760
‫اگه می‌خوای عوضش کنی، باید ‫به هدفِ اومدنت به این برج برسی.

10:19.410 --> 10:22.720
‫کتابخونهٔ بزرگ پلیادس، هاه؟

10:24.930 --> 10:28.060
‫جواب رو پیدا می‌کنم و رم رو برمی‌گردونم.

10:28.060 --> 10:30.600
‫این هدف تغییر نکرده.

10:30.600 --> 10:34.610
‫باشه! من برمی‌گردم پیش بقیه. تو چی؟

10:35.610 --> 10:39.320
‫نگران نیستی که رم رو بدون اینکه ‫کسی مراقبش باشه اینجا ول کنی؟

10:39.970 --> 10:42.530
‫بسیار خب، پس ‫اونو می‌سپارم به تو.

10:43.020 --> 10:45.340
‫هرچند تنها کاری که از دستم برمیاد تماشای اونه...

10:46.870 --> 10:50.030
‫همین که تو مراقبشی کلی می‌ارزه.

11:01.040 --> 11:04.220
‫لطفاً مراقب رم و پاتراش باش.

11:07.720 --> 11:10.850
‫این طبقه در اصل پاتوق منه.

11:10.850 --> 11:13.710
‫بیشتر وقتم رو ‫با تماشای تپه‌های شنی از اینجا می‌گذرونم،

11:13.710 --> 11:17.600
‫و هر کسی که به برج ‫نزدیک بشه تیر می‌خوره! بنگ بنگ!

11:17.600 --> 11:19.190
‫می‌دونستم.

11:19.190 --> 11:20.780
‫کار تو بود.

11:20.780 --> 11:23.620
‫اصلاً نمی‌دونی به خاطر این کارت ‫چی کشیدم.

11:23.620 --> 11:27.020
‫تیری که حشرات موذیِ ‫مزاحم رو از برج دور نگه می‌داره:

11:27.020 --> 11:28.840
‫اسنایپ جهنمی!

11:29.580 --> 11:31.520
‫اون تو همه‌چی رو به راه بود؟

11:31.520 --> 11:34.290
‫آره، خوبن. رم حواسش بهشون هست.

11:36.960 --> 11:41.180
‫نمی‌دونیم اگه بفهمه فلوگل نیستی ‫چه واکنشی نشون میده، به گمونم.

11:41.180 --> 11:43.980
‫پس نمی‌تونیم حرفشو اصلاح کنیم ‫یا بهش بگیم، هاه؟

11:43.980 --> 11:46.880
‫سر و کله زدن با رگولوس و پتلگیوس ‫خیلی راحت‌تر از این بود.

11:46.880 --> 11:49.440
‫ارباب! مشکلی پیش اومده؟

11:49.440 --> 11:51.390
‫اصلاً.

11:51.390 --> 11:54.310
‫فقط می‌خوام از یه چیزی مطمئن بشم.

11:54.310 --> 11:57.240
‫دلیلی که به آدمای نزدیک ‫به برج شلیک می‌کردی...

11:57.240 --> 12:00.320
‫معلومه، دستور شما بود، ارباب!

12:00.320 --> 12:05.160
‫به مدت ۴۰۰ سال، هر روزِ خدا رو ‫صرف تماشای اون دریای شنی کردم.

12:05.160 --> 12:09.660
‫اون‌قدر داستان غم‌انگیزیه که هم شنیدن ‫و هم تعریف کردنش اشکم رو درمیاره!

12:10.290 --> 12:12.910
‫۴۰۰ سال کاملاً تنها بودی؟

12:15.010 --> 12:17.560
‫هر کاری بهت بگم می‌کنی، مگه نه؟

12:17.560 --> 12:20.550
‫ایـ‌این قیافهٔ جدی دیگه برای چیه؟

12:20.550 --> 12:22.690
‫هیچ کار منحرفانه‌ای نمی‌کنما.

12:22.690 --> 12:25.590
‫به من یا دوستام آسیبی نرسون.

12:27.550 --> 12:32.460
‫دستورات اربابت این بود که به هر کسی که ‫به برج نزدیک می‌شه حمله کنی، درسته؟

12:32.460 --> 12:36.480
‫پس حالا که رفتیم توش، ‫دیگه نیازی به حمله کردن نیست.

12:36.480 --> 12:38.980
‫به ما آسیب نرسون. تحت هیچ شرایطی.

12:41.690 --> 12:43.540
‫باشه، حله!

12:43.540 --> 12:48.010
‫این رو به عنوان دستور جدید ‫شما تو ذهنم ثبت کردم، ارباب!

12:48.010 --> 12:50.150
‫خوبه. پس قول دادی.

12:50.150 --> 12:51.890
‫دریافت شد!

12:51.890 --> 12:55.120
‫از همه‌تون محافظت می‌کنم! ‫مثل سگ ازتون محافظت می‌کنم!

12:57.700 --> 13:00.670
‫یه بار دیگه، خوش برگشتی، ارباب!

13:01.000 --> 13:07.800
‫من، شائولا، با بی‌صبرانه‌ترین حالت ممکن ‫منتظر بازگشت فلوگلِ حکیم بودم!

13:12.760 --> 13:15.480
‫ما تا طبقات ششم، پنجم ‫و چهارم بالا اومدیم.

13:15.820 --> 13:19.940
‫از اینجا به بعد محل آزمونه که ‫طبقات سوم، دوم و اول رو در برمی‌گیره.

13:19.940 --> 13:21.330
‫محل آزمون؟

13:21.330 --> 13:23.500
‫آره. تو طبقهٔ سوم،

13:23.500 --> 13:26.370
‫ازتون امتحان گرفته می‌شه تا مطمئن بشن ‫صلاحیت ورود به بایگانی رو دارین.

13:26.370 --> 13:29.660
‫باید برای ورود به آرشیو ‫کتابخونهٔ بزرگ پلیادس صلاحیت داشته باشی؟

13:29.660 --> 13:33.680
‫این بزرگ‌ترین چالشیه که ‫در حال حاضر باهاش روبه‌روییم.

13:33.680 --> 13:39.010
‫می‌فهمم. پس وقتی من خواب بودم، ‫بقیه‌تون اون آزمون رو دادین.

13:46.360 --> 13:49.970
‫اینجا شبیه اتاقیه که دلم ‫نمی‌خواد زیاد توش بمونم.

13:49.970 --> 13:51.050
‫موافقم.

13:51.450 --> 13:54.270
‫زیاد موندن تو اینجا، ‫حس تعادلت رو از بین می‌بره.

14:03.270 --> 14:05.400
‫یه تخته... سنگ؟

14:05.400 --> 14:10.380
‫می‌شه بهش گفت دستگاهی ‫که معما رو برامون طرح می‌کنه.

14:10.380 --> 14:14.370
‫وقتی به اون سنگ دست بزنی، ‫آزمون شروع می‌شه، به گمونم.

14:15.620 --> 14:17.830
‫فقط باید به این مونولیت دست بزنم؟

14:18.400 --> 14:22.310
‫مونولیت؟ یه جورایی، ‫این اسم به نظر مناسب میاد.

14:22.310 --> 14:23.420
‫از این به بعد از همین اسم استفاده می‌کنم.

14:23.930 --> 14:24.880
‫شروع می‌کنم.

14:44.270 --> 14:46.650
‫ای قهرمانی که توسط شائولا مغلوب شدی،

14:47.310 --> 14:50.290
‫شکوهمندترین جلوه‌اش را لمس کن.

14:51.140 --> 14:52.300
‫نظرت چیه؟

14:53.360 --> 14:57.970
‫حالا می‌فهمی چرا همون اول ‫این‌قدر تعجب کردیم؟

15:01.750 --> 15:05.070
‫پس چیزی که شنیدم سؤال آزمون بود؟

15:05.070 --> 15:08.920
‫سوبارو، قبل از شروع آزمون یه چیزایی هست ‫که باید بدونی.

15:08.920 --> 15:14.640
‫اول، سعی کن به اون سنگ... یعنی همون ‫مونولیتِ نزدیک به خودت دست بزنی.

15:14.640 --> 15:16.550
‫این‌قدر از اون کلمه خوشت اومد؟

15:16.550 --> 15:18.390
‫منظورم اینه که ایرادی نداره، ولی...

15:25.230 --> 15:27.110
‫به نقطهٔ شروع برگشتی.

15:27.660 --> 15:31.110
‫به عبارت دیگه، مشخص شد ‫که تو آزمون مردود شدی.

15:31.400 --> 15:32.320
‫طبیعتاً...

15:38.880 --> 15:41.710
‫ای قهرمانی که توسط شائولا مغلوب شدی،

15:41.710 --> 15:44.750
‫شکوهمندترین جلوه‌اش را لمس کن.

15:45.360 --> 15:49.720
‫فهمیدم. پس می‌تونم این‌قدر ‫تلاش کنم تا قبول بشم.

15:49.720 --> 15:52.720
‫در حال حاضر حدس ما هم همینه.

15:53.000 --> 15:57.970
‫فقط دویدن به این‌طرف و اون‌طرف و دست زدنِ ‫کورکورانه به مونولیت‌ها تو رو به جواب نمی‌رسونه.

15:57.970 --> 15:59.680
‫این تنها چیزیه که می‌تونم بهت بگم.

15:59.680 --> 16:02.630
‫پس شماها قبلاً روش شانسی رو ‫امتحان کردین، هاه؟

16:04.450 --> 16:07.530
‫ازت برمیاد که همچین کاری ‫کرده باشی، امیلیا‌ـ‌تان.

16:07.530 --> 16:10.980
‫با این حال، حتی اگه جواب رو بدونی،

16:10.980 --> 16:15.120
‫باید چی‌کار کنی تا "شکوهمندترین ‫جلوه‌اش رو لمس کنی"؟

16:15.880 --> 16:17.420
‫درسته...

16:17.420 --> 16:21.010
‫خب، با وایسادن تو اینجا و فکر کردنِ ‫مدام بهش به جایی نمی‌رسین.

16:21.010 --> 16:24.570
‫فکر کنم باید از خانمِ ‫لخت بپرسین.

16:24.570 --> 16:26.330
‫فکر کنم.

16:26.610 --> 16:30.470
‫شائولا! قهرمانی رو به یاد میاری که ‫شکستش داده باشی و به این مشخصات بخوره؟

16:30.470 --> 16:35.120
‫فقط آدمای درجه‌دو اسم همهٔ کسایی که ‫می‌کشن رو به یاد میارن!

16:35.120 --> 16:39.310
‫یه آدم درجه‌یک مثل من، هیچ‌کس رو ‫بعد از صد نفر اول یادش نمی‌مونه!

16:39.310 --> 16:40.800
‫آره، یه جورایی حدس می‌زدم!

16:40.800 --> 16:44.130
‫پس به هر حال، از بین اسم‌هایی که یادمه...

16:44.130 --> 16:46.020
‫بذار ببینم... اوه!

16:46.020 --> 16:47.020
‫رِید چطور؟

16:47.020 --> 16:50.030
‫تو بودی که اولین ‫شمشیرزن مقدس رو کشتی؟

16:51.280 --> 16:52.750
‫هی، حواست باشه!

16:54.440 --> 16:57.120
‫مـ‌ممنون، داداش بزرگه.

16:57.120 --> 17:00.830
‫نه، یه جورایی تقصیر من بود ‫که یهو اون حرف رو پروندم.

17:01.110 --> 17:04.590
‫چی؟ اولین شمشیرزن ‫مقدس این‌قدر می‌ترسوندت؟

17:06.640 --> 17:07.460
‫احمق نشو.

17:08.000 --> 17:11.480
‫اون جدِ خاندان آستریاست، ‫از جمله راینهارد و پدربزرگش.

17:11.480 --> 17:15.230
‫علاوه بر مهارت‌های شمشیرزنی، حتماً ‫شخصیت بسیار بزرگی هم داشته.

17:15.230 --> 17:18.680
‫بانو شائولا، به ما اجازه بدید نظرتون ‫رو بدون هیچ ملاحظه‌ای بشنویم.

17:19.450 --> 17:21.390
‫اون آشغالِ به تمام معنا بود.

17:24.260 --> 17:26.690
‫به ما اجازه بدید نظرتون ‫رو بدون هیچ ملاحظه‌ای بشنویم.

17:26.690 --> 17:28.100
‫وانمود نکن که هیچی نگفت!

17:28.600 --> 17:31.240
‫خب، در هر صورت، آدم خیلی مزخرفی بود.

17:31.240 --> 17:34.710
‫مثل وقتی که یه بچه پرروی گنده‌دماغ ‫بزرگ می‌شه و هنوزم تغییری نمی‌کنه.

17:34.710 --> 17:37.610
‫به شدت عاشق زورگویی به ضعیف‌ترها بود.

17:38.030 --> 17:42.700
‫والا از دید اون، تقریباً ‫همه ضعیف بودن،

17:42.700 --> 17:45.840
‫پس با هر کسی که می‌جنگید، ‫داشت به یه ضعیف‌تر زور می‌گفت.

17:45.840 --> 17:47.580
‫همش با من این کار رو می‌کرد.

17:47.580 --> 17:51.290
‫اگه حریفت می‌شده، حتماً ‫یه هیولای واقعی بوده.

17:51.290 --> 17:52.660
‫در واقع، صبر کن...

17:52.660 --> 17:57.440
‫این احتمال وجود داره که چالشگرها برای ورود به ‫برج مجبور بشن شائولا رو شکست بدن،

17:57.440 --> 18:01.120
‫پس جواب باید چیزی باشه که ‫بدون پرسیدن ازش، خودم بدونم.

18:01.760 --> 18:02.870
‫سوبارو؟

18:02.870 --> 18:05.020
‫ناتسوکی-کون؟ چیزی به ذهنت رسید؟

18:05.790 --> 18:09.350
‫احتمال فتح برج ‫بدون حضور شائولا...

18:09.350 --> 18:13.960
‫چی می‌شه اگه یه شائولای دیگه باشه که ‫شائولا نمی‌دونه اونم شائولاست؟

18:14.940 --> 18:17.050
‫چی شده، ارباب؟

18:17.050 --> 18:20.730
‫با این‌جوری زل زدن به من، ‫دارین خجالتم می‌دین!

18:28.370 --> 18:29.470
‫بیاکو!

18:31.440 --> 18:32.590
‫این قیافه...

18:32.960 --> 18:36.170
‫این همون قیافه‌ایه که بتی ‫دوست داره تو صورتت ببینه!

18:36.170 --> 18:40.790
‫می‌خوام بپرم بالا و از اون بالا ‫به این مونولیت‌ها نگاه کنم.

18:43.890 --> 18:45.070
‫موراک!

18:50.540 --> 18:52.070
‫دقیقاً همون‌طور که فکر می‌کردم.

18:52.070 --> 18:53.800
‫به هدفت رسیدی، به گمونم؟

18:53.800 --> 18:54.480
‫معلومه که رسیدم!

18:55.560 --> 18:56.730
‫این مکان...

18:57.320 --> 19:00.260
‫تا دلت بخواد سادیسمیه.

18:57.320 --> 19:04.120
بعد از تیتراژ ادامه دارد

19:04.540 --> 19:08.160
‫اسم قهرمان رو می‌دونم.

19:06.700 --> 19:09.000
‫ستاره

19:06.700 --> 19:09.000
‫ شناسی

19:06.700 --> 19:09.000
‫ آسمان

19:06.700 --> 19:09.000
‫ پرستاره

19:06.700 --> 19:09.000
‫ سفیـــــــد

19:06.710 --> 19:09.000
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

19:12.730 --> 19:16.230
OP \ ED by: Yuta

19:12.730 --> 19:16.230
Tr \ Tst by: YaTo,Yuta

19:12.810 --> 19:20.120
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

19:12.810 --> 19:12.810
اولین تکست اندینگ - کردیت استودیو محو سوبارو چشم بسته

19:12.810 --> 19:14.880
تهِ جاده خیلی دوره

19:15.080 --> 19:16.990
انگار وسط یه بیابون بی‌آب و علف گم شدم

19:16.990 --> 19:20.120
بدون هیچ راه و نشونی که بگه از کدوم طرف برم

19:20.690 --> 19:24.230
تو دلم آشوبیه طوفانیه

19:24.230 --> 19:27.830
ولی هنوز یه ذره امید تو وجودم زنده مونده

19:28.300 --> 19:31.800
وسط یه تاریکی‌ام که انگار تمومی نداره

19:31.970 --> 19:35.640
جوری که تا مغز استخون و ضربان قلبم نفوذ کرده

19:35.640 --> 19:39.070
با صدای تو که می‌لرزه و می‌پیچه

19:39.070 --> 19:42.780
انگار تا خودِ نیمه‌شب زنده نگه داشته می‌شم

19:43.040 --> 19:44.880
یه منظره بی‌انتها

19:44.880 --> 19:46.680
یه صحنه که خیلی واسم آشنا و خاطره‌انگیزه

19:46.680 --> 19:50.420
فقط یه چیز هست... همون رؤیایی که عمری منتظرش بودم

19:51.320 --> 19:56.290
حالا که از مرز زمانِ بی‌نهایت رد شدم

19:56.290 --> 19:59.460
فقط بذار اون دستت رو لمس کنم

19:59.630 --> 20:01.460
این حس‌های سیاه و داغونی که دارم

20:01.460 --> 20:03.330
دیگه جزیی از وجودم شدن، یه جور اشتیاق که بدون اونا نمی‌تونم

20:03.330 --> 20:06.230
پس ازت می‌خوام، همه وجودم رو با همین درداش دوست داشته باشی

20:06.230 --> 20:09.870
این زندگیِ فانی و کوتاهم فقط واسه یه چیزه

20:10.040 --> 20:13.580
واسه اینکه دوباره، فقط یه بار دیگه ببینمت

20:14.380 --> 20:16.210
یه عشق مطلق و بی‌قید و شرط

20:16.210 --> 20:18.050
"یه وابستگیِ شدید و جنون‌آمیز که اسمش "تویی

20:18.050 --> 20:19.980
احساساتی که دیگه راه برگشتی ندارن

20:19.980 --> 20:22.590
همه‌شون رو، تمام این حسا و دردا، همشون فدای سرت

20:22.880 --> 20:22.880
اخرین تسک اندینگ دست شولا

20:40.800 --> 20:43.840
‫ناتسوکی-کون، چطوری جواب رو فهمیدی؟

20:43.840 --> 20:45.970
‫اون‌قدرها هم کار بزرگی نبود.

20:46.290 --> 20:48.930
‫تقصیر شماها نیست که ‫نتونستین حلش کنین.

20:49.260 --> 20:52.390
‫آدمای خیلی کمی تو ‫این دنیا هستن که بتونن.

20:52.680 --> 20:56.760
‫اسم قهرمانی که ‫توسط شائولا شکست خورد...

20:56.760 --> 20:57.810
‫اوریون بود.

20:58.490 --> 20:59.810
‫اوریون؟

21:00.880 --> 21:04.370
‫صبر کن، صبر کن! من تاحالا اسم هیچ اوریونی رو نشنیدم!

21:04.370 --> 21:06.500
‫انتظارش رو هم نداشتم.

21:06.500 --> 21:10.490
‫اون "شائولا"یی که تو سؤال بود ‫اصلاً تو نبودی.

21:10.490 --> 21:12.840
‫ولی من تنها شائولام!

21:12.840 --> 21:14.730
‫این اسمیه که شما بهم دادین، ارباب!

21:14.730 --> 21:19.670
‫دارم می‌گم اسمی که اربابت بهت ‫داده، داستانی پشتشه.

21:19.670 --> 21:22.430
‫داستانی که پشت اسم شائولاست؟

21:22.430 --> 21:25.170
‫اینم یه چیز دیگه‌ست که ‫فقط تو می‌دونی، سوبارو؟

21:25.170 --> 21:28.070
‫خب، نه فقط من.

21:28.070 --> 21:31.320
‫جایی که من ازش اومدم، ‫ستاره‌ای به اسم شائولا هست.

21:31.320 --> 21:36.140
‫معنیش می‌شه "نیش‌زن"، اما به طور خاص، ‫به دمِ عقرب اشاره داره.

21:36.470 --> 21:38.100
‫یه عقرب؟

21:38.100 --> 21:42.910
‫افسانه‌ها می‌گن قهرمانی به نام اوریون ‫اجازه داد غرورش بهش غلبه کنه،

21:42.910 --> 21:45.960
‫به خاطر همین توسط عقربی که برای ‫عذاب دادنش فرستاده شده بود نیش خورد و کشته شد،

21:45.960 --> 21:47.070
‫و تبدیل به ستاره شد.

21:47.590 --> 21:51.840
‫و اون عقرب هم به خاطر دستاوردش، ‫تبدیل به ستاره شد.

21:51.840 --> 21:56.540
‫می‌گن اوریون هنوزم از اون عقرب می‌ترسه، ‫حتی اون بالا تو آسمون شب.

21:56.540 --> 22:01.010
‫وقتی این‌قدر ساده‌ش می‌کنی، ‫حتی داستان یه قهرمان هم ناامیدکننده به نظر می‌رسه.

22:01.010 --> 22:02.130
‫به هر حال!

22:02.830 --> 22:07.320
‫به گروه‌هایی از ستاره‌ها که شبیه انسان‌ها ‫یا حیوانات هستن، صورت فلکی می‌گن.

22:07.320 --> 22:10.570
‫بهشون صورت‌واره هم می‌شه گفت.

22:10.570 --> 22:15.280
‫و وقتی از اون بالا به مونولیت‌ها ‫نگاه کردم... همونجا بود.

22:16.430 --> 22:21.400
‫بعد، وقتی صورت‌های فلکی رو تو ذهنم ‫تجسم کردم و اوریون رو پیدا کردم...

22:21.400 --> 22:22.570
‫وقتی پیداش کردی؟

22:23.310 --> 22:27.970
‫"شکوهمندترین جلوه‌اش" یه ‫عبارت گمراه‌کننده برای سؤاله.

22:27.970 --> 22:30.560
‫مسئله اینه که، ستاره‌های مختلف ‫به شکل‌های مختلفی می‌درخشن.

22:30.560 --> 22:34.580
‫بعضیا همیشه روشنن، در حالی که ‫بقیه گاهی اوقات درخشان‌تر می‌شن.

22:35.260 --> 22:39.390
‫تو صورت فلکی اوریون، دو تا ستاره هستن ‫که می‌شه گفت درخشان‌ترینن.

22:39.940 --> 22:42.460
‫یکیش رایجله، ‫که به طور ثابت می‌درخشه...

22:42.870 --> 22:46.330
‫و بتلگیوس، یه ستارهٔ متغیر ‫که گاهی خیلی درخشان‌تر می‌شه.

22:48.220 --> 22:53.300
‫اما خیلی جالب نیست که ‫دو تا جواب قابل قبول داشته باشیم، پس...

22:55.470 --> 22:59.280
‫اگه من بودم، فکر کنم رایجل رو انتخاب می‌کردم.
