WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:20.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:26.390 --> 00:28.760
‫یعنی واقعاً هیچ‌کس نیست؟

00:29.760 --> 00:30.920
‫اگه کسی...

00:31.290 --> 00:34.220
‫حتی یه ذره هم اونو یادش بیاد...

00:34.840 --> 00:37.390
‫اشکال نداره. کافیه، سوبارو.

00:41.170 --> 00:43.310
‫این یولیوسه.

00:43.940 --> 00:45.810
‫یولیوس یوو کولیوس.

00:46.350 --> 00:48.500
‫فکر کنم همه‌تون فهمیدین،

00:48.500 --> 00:51.380
‫ولی اون یکی از قربانی‌های شکم پرستیه که بی‌نام مونده.

00:51.380 --> 00:53.990
‫ولی هوشیاریشو حفظ کرده.

00:54.840 --> 00:56.820
‫همه قربانی‌های شکم پرستی تا الان

00:57.570 --> 01:00.870
‫یا خاطراتشون خورده شده و مثل کروش-ساما شدن

01:01.120 --> 01:05.920
‫یا هم اسمشون و هم خاطراتشون خورده شده، مثل رم.

01:06.200 --> 01:09.340
‫ولی یولیوس فقط اسمش خورده شده.

01:09.340 --> 01:11.740
‫یعنی اون یه استثناست؟

01:12.270 --> 01:16.800
‫بقیه همه اونو فراموش کردن، ولی خودش خودشو یادشه؟

01:17.160 --> 01:19.950
‫اون لباس یه شوالیه رو پوشیده.

01:19.950 --> 01:23.020
‫مطمئنم اون آشنای من و فریس بوده،

01:23.880 --> 01:26.660
‫یا شاید حتی نزدیک‌تر از این حرفا.

01:27.160 --> 01:31.600
‫حداقل، من شما رو دوست خودم می‌دونستم.

01:31.600 --> 01:32.600
‫لعنتی!

01:32.600 --> 01:34.860
‫فقط دو تا دوست؟

01:35.850 --> 01:38.660
‫فکر نمی‌کنم قضیه فقط همین باشه.

01:39.200 --> 01:40.870
‫آناستازیا-ساما...

01:43.950 --> 01:47.350
‫من یه پیشنهاد برای همه‌تون دارم.

01:47.350 --> 01:48.170
‫اجازه هست؟

01:50.250 --> 01:51.710
‫تو این شهر آدمایی هستن

01:51.710 --> 01:54.710
‫که یا توسط 'شهوت' تغییر شکل دادن

01:54.710 --> 01:57.720
‫یا توسط شکم پرستی بی‌نام شدن.

01:58.330 --> 02:00.550
‫شاید ما اسقف‌های اعظم گناه رو گرفتیم،

02:00.550 --> 02:05.520
‫ولی بعید می‌دونم همین‌جوری بیان و بهمون بگن چطور درستشون کنیم.

02:05.850 --> 02:07.550
‫پس گیر افتادیم.

02:07.550 --> 02:10.620
‫حتماً باید الان اینو می‌گفتی؟!

02:09.470 --> 02:10.620
‫در این صورت...

02:11.240 --> 02:14.480
‫فقط باید از یه نفر دیگه که احتمالاً می‌دونه بپرسیم.

02:14.480 --> 02:17.010
‫یه نفر دیگه که احتمالاً می‌دونه؟

02:17.600 --> 02:19.450
‫یه نفر خیلی باهوش؟

02:19.450 --> 02:21.010
‫درسته.

02:21.010 --> 02:25.330
‫و یه نفر خیلی باهوش هم تو این شهر هست، مگه نه؟

02:25.330 --> 02:28.080
‫این‌قدر مبهم حرف نزن! فقط بگو کیه!

02:28.080 --> 02:29.120
‫منظورت که نیست...

02:30.400 --> 02:31.830
‫شائولا حکیم.

02:32.230 --> 02:33.460
‫شائولا؟

02:33.460 --> 02:34.510
‫آره.

02:35.520 --> 02:37.920
‫یکی از سه قهرمان بزرگ لوگونیکا...

02:41.480 --> 02:43.300
‫شائولا حکیم.

02:47.310 --> 02:50.040
‫خیلی وقت پیش، تو پادشاهی اژدها دوست لوگونیکا،

02:50.040 --> 02:53.120
‫یه گروه از قهرمانا بودن که کارهای بزرگی انجام دادن.

02:53.120 --> 02:56.940
‫قدیس شمشیر، ارباب اژدها، و حکیم،

02:57.300 --> 02:59.650
‫که در مجموع بهشون می‌گفتن سه قهرمان بزرگ.

03:00.480 --> 03:01.410
‫درسته؟

03:01.410 --> 03:02.800
‫آره.

03:02.800 --> 03:06.090
‫نگهبان دانایی که همه چیز رو که قراره اتفاق بیفته، پیش‌بینی می‌کنه.

03:06.090 --> 03:10.490
‫توی تپه‌های آگویا، در دورترین نقطه شرقی لوگونیکا،

03:10.490 --> 03:14.880
‫برج دیده‌بانی پلیدس قرار داره که برای نگهبانی از جادوگر حسادت مهر و موم شده، ساخته شده.

03:15.530 --> 03:18.590
‫اون حکیم افسانه‌ای که اونجا گوشه‌نشین شده،

03:18.590 --> 03:22.410
‫شاید جواب‌هایی رو که دنبالشونیم، داشته باشه.

03:23.630 --> 03:27.100
‫راستش، من هنوز با این کار مخالفم.

03:27.600 --> 03:31.850
‫یعنی، اونجا جاییه که حتی تو هم نتونستی بری، درسته؟

03:32.730 --> 03:36.650
‫دو سال پیش، وقتی خانواده سلطنتی بیمار شدن،

03:36.650 --> 03:40.500
‫من به سمت برج دیده‌بانی پلیدس راه افتادم تا درمانی پیدا کنم،

03:40.500 --> 03:42.820
‫به دستور شورا.

03:43.540 --> 03:46.410
‫اما... هیچ‌وقت به اونجا نرسیدم.

03:47.190 --> 03:51.040
‫هر چقدر هم که سفر کردم، برج توی فاصله هیچ‌وقت نزدیک‌تر نشد.

03:51.560 --> 03:53.370
‫حتماً یه جور مانع بوده،

03:54.160 --> 03:57.790
‫و من نتونستم ازش رد بشم.

03:57.790 --> 04:02.720
‫تپه‌های آگویا به خاطر اینکه لانه بزرگی از هیولاهای جادوییه، معروفه، درسته؟

04:03.140 --> 04:08.330
‫آقای ناتسوکی و بقیه واقعاً باید خودشون تنها برن اونجا؟

04:08.330 --> 04:09.680
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم، اینه که ایمان داشته باشیم.

04:10.520 --> 04:14.560
‫من وظیفه دارم فلت-ساما و اون اسقف گناه رو همراهی کنم.

04:16.880 --> 04:18.000
‫به علاوه...

04:18.790 --> 04:23.750
‫هنوز آدم‌هایی توی این شهر هستن که به ما نیاز دارن.

04:41.280 --> 04:45.430
‫جایی که راینهارد نتونست بره توش، هان؟

04:46.400 --> 04:50.140
‫وقتی فقط اون قسمت رو می‌شنوم، همه اینا خیلی ناامیدکننده به نظر می‌رسه.

04:50.140 --> 04:53.570
‫سوبارو، داری قیافه‌ت ترسناک می‌شه.

04:54.300 --> 04:57.500
‫اگه اینقدر غرق فکر بشی که تماس فیزیکی ما رو نادیده بگیری،

04:57.500 --> 05:00.650
‫اون وقت بانمکی بتی حیف می‌شه، گمونم.

05:01.000 --> 05:02.500
‫اوه، ببخشید!

05:02.500 --> 05:03.900
‫وایسا، حق با توئه!

05:03.900 --> 05:07.490
‫فقط یه دقیقه حواسم پرت شد، ببین چقدر زشت شدی!

05:07.490 --> 05:10.960
‫نه، نشدم! آخ!

05:10.960 --> 05:12.450
‫بئاتریس.

05:12.900 --> 05:15.450
‫تقریباً وقت خوابت نیست؟

05:15.450 --> 05:17.610
‫دوست داری امشب با من بخوابی؟

05:19.800 --> 05:21.460
‫باشه، گمونم این کار رو می‌کنم.

05:21.740 --> 05:24.700
‫تمام شب بیدار موندن برای سلامتیت بده.

05:38.540 --> 05:40.980
‫ناتسوکی، هنوز بیداری؟

05:41.280 --> 05:42.640
‫آره.

05:42.640 --> 05:46.070
‫حتی توی یه جاده امن، یکی باید مراقب باشه، درسته؟

05:46.070 --> 05:48.760
‫آره، ما فقط آدم کافی نداریم، مگه نه؟

05:48.760 --> 05:51.990
‫ای کاش ریکاردو با ما می‌اومد...

05:51.990 --> 05:53.650
‫اما با اون دستش...

05:55.590 --> 05:57.830
‫نظرت چیه دیگه حقیقت رو بگی؟

05:58.100 --> 06:00.730
‫هان؟ این حرف از کجا میاد؟

06:00.730 --> 06:01.480
‫چی دارـــ

06:01.480 --> 06:03.980
‫تو بازیگر افتضاحی هستی. ولش کن.

06:07.600 --> 06:09.990
‫تو آناستازیا-ساما نیستی.

06:09.990 --> 06:13.250
‫دیگه با صورت و صداش هر کاری دلت می‌خواد نکن.

06:15.350 --> 06:16.560
‫چقدر عجیب.

06:17.840 --> 06:20.480
‫از کجا فهمیدی من آنا نیستم؟

06:20.480 --> 06:24.470
‫تمام این مدت یه چیزی عجیب به نظر می‌رسید، اما الان مطمئنم.

06:24.470 --> 06:26.440
‫آناستازیا-ساما واقع‌بینه،

06:26.820 --> 06:29.630
‫ولی هیچ‌وقت این‌قدر بی‌رحمانه درباره یه دوست صمیمی حرف نمی‌زنه

06:29.630 --> 06:32.140
‫با یه زخمی که زندگیشو عوض می‌کنه.

06:34.960 --> 06:38.160
‫یکم خجالت‌آوره که هی از چپ و راست لو می‌رم.

06:38.460 --> 06:40.960
‫از چپ و راست؟ یعنی من تنها نیستم؟

06:40.960 --> 06:42.780
‫پریسیلا باریل.

06:42.780 --> 06:44.960
‫همونی که بهم گفت روباه مکار.

06:44.960 --> 06:46.670
‫اون واقعاً ترسناکه.

06:46.960 --> 06:48.820
‫تو کی هستی؟

06:48.820 --> 06:50.680
‫داری سعی می‌کنی چی کار کنــــ

06:49.690 --> 06:50.680
‫اکیدنا.

06:54.650 --> 06:55.470
‫چی؟

06:56.040 --> 06:58.420
‫اسم من اکیدناست.

06:58.420 --> 07:01.810
‫و اینکه من چی هستم... خب، من چیزی هستم که بهش می‌گن روح مصنوعی.

07:02.610 --> 07:07.820
‫راستش، جای تعجب نداره که فکر کنی من بدن آنا رو تسخیر کردم.

07:07.820 --> 07:10.590
‫واسه همین بود که در گفتن حقیقت بهت مردد بودم.

07:13.120 --> 07:16.010
‫این چه جور شوخی مزخرفیه؟

07:16.010 --> 07:18.390
‫تو... اکیدنایی؟

07:18.880 --> 07:20.970
‫تو قالب آناستازیا-ساما؟

07:21.960 --> 07:26.240
‫صبر کن، پس تو پشت همه اتفاقاتی بودی که همین الان تو پریستلا افتاد؟!

07:26.240 --> 07:28.720
‫میشه فقط آروم باشی؟

07:28.720 --> 07:30.760
‫فکر کنم یه سوءتفاهم خیلی بزرگی اینجا پیش اومده...

07:30.760 --> 07:34.450
‫انتظار داری آروم باشم، تو جادوگر خبیث؟!

07:34.450 --> 07:36.260
‫با آناستازیا-ساما چیکار کردی؟!

07:36.690 --> 07:39.840
‫کاش دیگه باهام مثل مغز متفکر یه نقشه شیطانی رفتار نمی‌کردی.

07:39.840 --> 07:43.350
‫من هیچ قصدی واسه آسیب زدن به آنا ندارم.

07:43.350 --> 07:45.810
‫من بیشتر از ده ساله که باهاشم.

07:45.810 --> 07:47.270
‫تو دیگه چه کوفتی هستی...

07:47.270 --> 07:48.990
‫صبر کن، بیشتر از ده سال؟

07:50.370 --> 07:53.590
‫بذار اول این سوءتفاهم رو برطرف کنم.

07:53.590 --> 07:57.580
‫من اون اکیدنایی نیستم که تو فکر می‌کنی.

07:57.580 --> 08:02.410
‫به جز اینکه من یه روح مصنوعی‌ام

08:02.410 --> 08:04.800
‫و اینکه اسمم اکیدناست،

08:04.800 --> 08:07.170
‫هیچی درباره خودم نمی‌دونم.

08:07.170 --> 08:09.440
‫تو یه روح مصنوعی هستی؟

08:09.440 --> 08:11.060
‫مثل بیکو؟

08:11.060 --> 08:16.940
‫راستشو بخوای، این شال گردن روباهی که آنا همیشه می‌پوشه، بدن واقعی منه.

08:17.640 --> 08:20.850
‫پس من خیلی وقته که همه‌تون رو زیر نظر دارم.

08:22.330 --> 08:24.790
‫الان داری اینو بهم می‌گی

08:24.790 --> 08:29.440
‫چون بالاخره کاملاً آماده شدی که بدنشو تسخیر کنی، فاکسیدنا؟

08:29.440 --> 08:31.420
‫فاکسیدنا؟

08:31.420 --> 08:35.100
‫مطمئن نیستم که واقعاً از این اسم خوشم بیاد...

08:35.620 --> 08:39.280
‫من هیچ قصدی واسه تسخیر بدن آنا ندارم.

08:39.280 --> 08:41.910
‫وضعیت فعلی چیزی نیست که من می‌خواستم.

08:42.430 --> 08:44.100
‫اگه چیزی نیست که تو می‌خواستی،

08:44.100 --> 08:47.000
‫چرا برنمی‌گردی تو اون شال گردن روباهی؟

08:47.000 --> 08:49.630
‫خیلی دوست دارم همین کارو بکنم...

08:50.920 --> 08:53.080
‫ولی دیگه نمی‌تونم.

08:53.680 --> 08:54.880
‫توضیح بده.

08:55.410 --> 08:59.200
‫الان بدن آناستازیا-ساما تو چه وضعیتیه؟

08:59.200 --> 09:00.780
‫رک و پوست‌کنده بگم...

09:01.520 --> 09:03.400
‫دارم از 'اُد' آنا به عنوان یه واسطه استفاده می‌کنم

09:03.400 --> 09:06.350
‫تا هوشیاری خودمو جایگزین هوشیاریش کنم.

09:06.730 --> 09:10.090
‫هوشیاریش تو عمق 'اُد'ش خوابیده،

09:10.090 --> 09:12.750
‫و من کنترل کامل بدنشو دارم.

09:13.360 --> 09:15.880
‫حتی می‌تونم با دروازه‌ش جادو کنم،

09:15.880 --> 09:17.630
‫با اینکه خرابه.

09:17.630 --> 09:19.580
‫دروازه‌ش خرابه؟

09:19.580 --> 09:24.260
‫پس الان جادو کردن به بدنش فشار نمیاره؟!

09:24.260 --> 09:26.780
‫من فقط دارم کاری می‌کنم که از عمرش کم می‌کنه

09:26.780 --> 09:29.790
‫چون از اول جونش در خطر بود.

09:30.250 --> 09:34.090
‫البته، من با آنا در مورد این حرف زدم و رضایتشو گرفتم.

09:34.090 --> 09:37.770
‫پس این اولین بار نیست که بدنشو قرض گرفتی؟

09:37.770 --> 09:40.000
‫چند بار دیگه هم بوده،

09:40.000 --> 09:43.140
‫ولی هیچ‌کدوم اینجوری نبود که نتونم برگردم.

09:43.550 --> 09:47.180
‫واسه همین الان خودم هم گیج شدم.

09:52.320 --> 09:55.530
‫آخه، من آنا رو دوست دارم.

09:56.490 --> 10:00.010
‫نمی‌دونم درست می‌گم یا نه چون تجربه‌ای ندارم،

10:00.010 --> 10:03.990
‫ولی حس می‌کنم اون خیلی برام مثل خونواده‌ست.

10:04.860 --> 10:07.240
‫من فقط می‌خوام اون تا جایی که می‌شه سالم باشه

10:08.000 --> 10:10.460
‫و از همه مهم‌تر، تا جایی که می‌شه خوشحال باشه.

10:12.870 --> 10:16.880
‫پس دلیل اصلی اینکه می‌خوای حکیم رو ببینی اینه که...

10:18.560 --> 10:23.360
‫من فقط می‌خوام بدونم چجوری بدن آنا رو بهش برگردونم.

10:23.360 --> 10:26.600
‫اگه لازم باشه، تو و همراهاتو برای این کار استفاده می‌کنم.

10:27.100 --> 10:32.720
‫مطمئنی حکیم می‌دونه چجوری تو رو به حالت عادی برگردونه؟

10:32.720 --> 10:34.200
‫نه.

10:34.200 --> 10:39.740
‫ولی اگه این حکیم همه‌چیزو می‌بینه و همه‌چیزو می‌دونه، همونطور که می‌گن،

10:39.740 --> 10:41.320
‫یه شانسی هست.

10:41.710 --> 10:45.600
‫من انتخابی می‌کنم که بالاترین احتمال موفقیت رو داشته باشه.

10:45.600 --> 10:46.710
‫نه بیشتر، نه کمتر.

10:49.520 --> 10:54.130
‫نمی‌تونم بگم قبول می‌کنم، ولی می‌فهمم.

10:54.970 --> 10:59.010
‫تو یه هدف داری و می‌دونی باید چیکار کنی،

10:59.010 --> 11:02.650
‫و این با هدف ما تداخلی نداره.

11:02.650 --> 11:07.350
‫دقیقا. هر دومون چیزایی داریم که می‌خوایم از حکیم بپرسیم.

11:07.620 --> 11:09.040
‫باشه، فهمیدم.

11:09.040 --> 11:14.120
‫فقط در مورد قرض گرفتن بدن بانو آناستازیا به یولیوس چیزی نگو...

11:14.800 --> 11:16.660
‫یا به هیچ‌کس دیگه.

11:16.660 --> 11:20.820
‫باشه، ولی تعجب می‌کنم که بهشون نمی‌گی.

11:21.130 --> 11:23.420
‫الان خودش وقتش بده.

11:23.420 --> 11:26.660
‫من فقط نمی‌خوام الان دردسر الکی درست کنم.

11:26.660 --> 11:27.490
‫آها.

11:28.400 --> 11:33.280
‫آخه، یه نفر دیگه هم هست که می‌خوای از حکیم بپرسی چجوری کمکش کنی، درسته؟

11:33.860 --> 11:35.180
‫خب...

11:39.350 --> 11:43.430
‫تو راه از عمارت مارگراو مَترز هم رد می‌شیم.

11:44.060 --> 11:46.750
‫مطمئنم تو هم می‌خوای برای رد شدن از تپه‌های شنی آماده بشی،

11:46.750 --> 11:49.390
‫ولی اونجا جاییه که زیبای خفته‌ت هست.

11:49.920 --> 11:53.120
‫قصد داری اونو با خودت ببری، درسته؟

11:55.270 --> 11:59.270
‫اگه از من بپرسی، این چیز بدی نیست.

11:59.270 --> 12:01.160
‫ما هنوز همه‌شونو نجات می‌دیم.

12:01.160 --> 12:04.320
‫فقط مسئله اینه که کی قراره اول باشه.

12:04.880 --> 12:09.920
‫فکر نکنم کسی تو رو بابت گرفتن اون به عنوان یه مزیت سرزنش کنه.

12:13.580 --> 12:14.520
‫رم...

12:15.860 --> 12:18.460
‫نامه‌ات منو از وضعیت باخبر کرد.

12:18.460 --> 12:22.420
‫پس، تو نبرد با اسقف‌های اعظم گناه، تلفات رو به حداقل رسوندید؟

12:22.830 --> 12:25.800
‫خیالم راحت شد که گارف هم مفید بود.

12:26.350 --> 12:29.270
‫استاد اتو هم به نظر میاد سالمه

12:28.520 --> 12:29.270
‫اوه!

12:29.270 --> 12:32.350
‫اتو-سان همیشه اینقدر بی‌احتیاطه!

12:32.350 --> 12:35.520
‫اونم بعد از اینکه تونستیم اینقدر خبر خوب بفرستیم!

12:35.790 --> 12:39.790
‫آره، شنیدم جلسه با اون همه قلابی خوب پیش رفت.

12:40.560 --> 12:43.100
‫باید بعداً همه‌شو برامون تعریف کنی.

12:43.100 --> 12:46.000
‫آره! یعنی... بله!

12:46.000 --> 12:49.430
‫آه، چه مرد گناهکاری هستی، ناتسوکی.

12:49.430 --> 12:54.000
‫سوبارو، می‌فهمم چرا بهت میگن 'استفاده‌کننده از دختربچه‌ها'.

12:54.000 --> 12:57.690
‫فقط بدونی، پترا دیگه یه دختربچه 'کوچولو' نیست!

12:57.690 --> 13:01.020
‫و اگه هم از دختربچه‌ها استفاده کنم، فقط بیاکوئه!

13:02.700 --> 13:06.590
‫نتیجه تو پریستلا فقط به خاطر گارفیل و اتو نبود.

13:06.590 --> 13:09.310
‫همه تو شهر سخت تلاش کردن تا بهش برسن.

13:10.450 --> 13:11.560
‫اما...

13:11.560 --> 13:18.190
‫داری میری به سمت برج حکیم تا قربانیان شکم‌بارگی و شهوت رو نجات بدی.

13:18.190 --> 13:20.030
‫واقعاً مسیر خطرناکیه.

13:20.030 --> 13:21.780
‫اصلاً شانسی برای موفقیت هست؟

13:22.120 --> 13:26.950
‫مطمئنم این باعث نگرانی زیادی برای شماست، مارگراو مَترز.

13:27.380 --> 13:30.460
‫اما هنوز خیلی‌ها تو پریستلا هستن

13:30.460 --> 13:35.120
‫که جسم و روحشون به خاطر اعمال شیطانی فرقه جادوگر آسیب دیده.

13:35.430 --> 13:38.240
‫چه روش شیکی برای گفتنش.

13:38.240 --> 13:41.470
‫چون شما رو نشناختم، حدس می‌زنم...

13:42.000 --> 13:44.340
‫خودتون یکی از اون‌ها هستید؟

13:45.320 --> 13:47.380
‫داریم در مورد اینکه وضعیت اینجا چیه حرف می‌زنیم.

13:47.380 --> 13:51.140
‫برای رم و یه چیز دیگه سر زدیم به عمارت.

13:51.850 --> 13:56.020
‫اونی که الان تو زندان عمارت هست، درسته؟

14:03.280 --> 14:06.990
‫عجب. چه مهمون غیرعادی‌ای.

14:06.990 --> 14:11.920
‫آره. من با تو کار مهمی دارم، میلی.

14:12.870 --> 14:14.820
‫تپه‌های شنی آوگوریا؟

14:14.820 --> 14:17.830
‫آره، قبلاً برای پر کردن دوباره ماب‌هیولاهام اونجا بودم.

14:18.260 --> 14:20.790
‫می‌دونی، اونا واقعاً همه جا هستن.

14:20.790 --> 14:23.260
‫آره! دقیقاً همینو می‌خوام بدونم!

14:23.260 --> 14:26.630
‫می‌خوام از تجربه کسی که اونجا بوده یاد بگیرم!

14:26.630 --> 14:31.390
‫تفاوت بزرگی هست بین اطلاعاتی که پشتش تجربه هست

14:31.390 --> 14:33.260
‫و اطلاعاتی که نیست، می‌دونی؟

14:33.260 --> 14:37.640
‫و برای کسی که تجربه نداره خیلی اطمینان‌بخشه!

14:38.710 --> 14:41.730
‫اگه چیزی هست که می‌خوای برات انجام بدم، رک بگو.

14:42.760 --> 14:44.070
‫باشه.

14:44.800 --> 14:47.110
‫اگه یه استفاده‌کننده از ماب‌هیولا مثل تو با خودمون داشته باشیم،

14:47.110 --> 14:49.530
‫ممکنه سالم از تپه‌های شنی رد بشیم.

14:49.880 --> 14:51.560
‫پس میای با مــ

14:51.560 --> 14:52.370
‫باشه.

14:52.370 --> 14:56.560
‫می‌دونم که نمی‌خوای بری بیرون، البته.

14:56.560 --> 14:59.590
‫اما اگه می‌تونستی... فقط...

15:00.550 --> 15:03.850
‫گفتم که حاضرم باهاتون بیام.

15:04.560 --> 15:06.000
‫چی؟ واقعاً؟

15:06.320 --> 15:10.260
‫هر کاری بخوای در مورد اون هیولاهای جادویی می‌کنم.

15:10.600 --> 15:12.850
‫می‌تونم دورشون کنم، رامشون کنم،

15:12.850 --> 15:16.850
‫کاری کنم همدیگه رو بکشن، یا حتی کاری کنم اون حکیم رو بخورن.

15:16.850 --> 15:19.350
‫اون دو تای آخر رو انجام نده!

15:20.140 --> 15:24.980
‫راستی، فکر کردم نمی‌خواستی از عمارت بری بیرون.

15:24.980 --> 15:27.670
‫می‌ترسم مامان پیدام کنه،

15:27.670 --> 15:30.700
‫ولی نمی‌خوام تا ابد اینجا زندانی باشم.

15:31.230 --> 15:33.320
‫این قرار نیست یه گشت و گذار کوچیک و باحال باشه.

15:33.880 --> 15:36.030
‫این اولین قدم زدنم بعد از مدت‌هاست.

15:36.030 --> 15:38.040
‫شاید بهتره اگه یه کم هیجان داشته باشه.

15:38.040 --> 15:40.520
‫باشه! رو کمک تو حساب می‌کنیم!

15:40.520 --> 15:43.000
‫با من زیادی صمیمی نشو.

15:43.680 --> 15:48.840
‫من که مثل بئاتریس و پترا نیستم، می‌دونی.

15:57.300 --> 15:59.350
‫چی شده، یولیوس؟

16:01.800 --> 16:03.350
‫فقط داشتم فکر می‌کردم.

16:06.550 --> 16:08.230
‫درباره فراموش شدن...

16:09.080 --> 16:10.280
‫و فراموش کردن.

16:11.390 --> 16:13.660
‫کدوم دردناک‌تره، به نظرت؟

16:14.410 --> 16:16.900
‫من از کجا بدونم؟

16:17.620 --> 16:20.010
‫بی‌خیال این حرفا! وقت احساساتی شدن نیست!

16:20.010 --> 16:23.290
‫فراموش کردن و فراموش شدن جفتشون برن به درک!

16:23.670 --> 16:26.500
‫سعی نکن دردناک بودن چیزا رو رتبه‌بندی کنی!

16:26.970 --> 16:28.040
‫سوبارو...

16:28.040 --> 16:30.300
‫و اینقدر ناامید به نظر نرس!

16:30.810 --> 16:33.000
‫یادت رفته بود، یولیوس؟

16:33.000 --> 16:35.260
‫صبر کن، منظورم اینه که، یادت نره، یولیوس!

16:35.670 --> 16:37.970
‫چشمای من خوب می‌دونن چقدر قوی هستی!

16:38.290 --> 16:39.930
‫تحقیر شدنم اینو می‌دونه!

16:40.480 --> 16:42.640
‫مهم نیست هر کی دیگه فراموش کنه!

16:46.700 --> 16:47.650
‫ها؟

16:47.650 --> 16:51.110
‫هیچی. تو واقعاً یه مرد فوق‌العاده‌ای.

16:52.010 --> 16:54.170
‫فقط دارم دوباره به این نتیجه می‌رسم.

16:55.230 --> 16:57.670
‫آها. حق با توئه.

16:58.420 --> 17:01.910
‫اینطور نیست که همه و همه چیز منو جا گذاشته باشن.

17:01.910 --> 17:03.960
‫نمی‌گم تو جا موندی.

17:03.960 --> 17:06.290
‫بیشتر شبیه اینه که سه قدم جلوتری.

17:06.840 --> 17:08.750
‫سه تا کافیه؟

17:08.750 --> 17:10.840
‫باید بزنم لهت کنم!

17:10.840 --> 17:14.320
‫زوجی که من و بئاکو می‌سازیم، اصلاً مثل قبل نیست!

17:25.130 --> 17:26.300
‫رام.

17:26.300 --> 17:28.420
‫داشتم برای رفتنمون آماده می‌شدم.

17:28.420 --> 17:31.070
‫لباساشو عوض کردم و تمیزش کردم.

17:32.420 --> 17:35.260
‫یه قیافه هیز به خودت گرفتی. منحرف.

17:35.260 --> 17:38.280
‫ساکت موندم چون نمی‌دونستم چی بگم، اونوقت اینو تحویل می‌گیرم؟

17:38.960 --> 17:40.780
‫این دفعه ممکنه بمیری.

17:41.400 --> 17:42.970
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

17:45.560 --> 17:50.760
‫فکر کنم... فقط می‌خوام اولین چیزی باشم که وقتی بیدار می‌شه می‌بینه.

17:51.210 --> 17:53.540
‫اگه همه احساسات رو کنار بذارم،

17:53.540 --> 17:56.220
‫می‌دونم مهم نیست کی بیدارش می‌کنه.

17:57.060 --> 17:58.180
‫ولی...

17:58.180 --> 18:00.660
‫وقتی پای احساسات میاد وسط،

18:00.660 --> 18:02.720
‫می‌خوام من باشم که نجاتش بدم.

18:02.720 --> 18:05.860
‫می‌خوام با تمام وجودم نجاتش بدم.

18:08.940 --> 18:09.930
‫چقدر خنگی.

18:19.930 --> 18:22.470
‫ببخشید دیر اومدم دیدنت.

18:22.470 --> 18:24.940
‫آخه کلی کار دیگه داشتم...

18:26.320 --> 18:28.210
‫ببخشید. این فقط یه بهانه‌ست.

18:34.720 --> 18:37.670
‫شاید بالاخره بفهمه.

18:39.000 --> 18:42.470
‫برت می‌گردونم، رِم.

18:43.230 --> 18:46.250
‫این قول منه بهت.

18:44.560 --> 18:48.060
‫دلیلی که با خودم می‌برمت

18:44.560 --> 18:48.060
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

18:49.000 --> 18:54.480
‫ببخشید که تا اینجا اومدین و من چیزی آماده نکردم.

18:54.480 --> 18:58.200
‫اوه، ببخشید که بی‌خبر سر زدیم.

18:58.580 --> 19:01.030
‫نمی‌خوایم شما رو به زحمت بندازیم.

19:01.540 --> 19:03.440
‫اوه، این چه حرفیه.

19:03.440 --> 19:08.980
‫همین که وقت می‌ذارین و به دیدنم میاین، خیلی دلگرمم می‌کنه.

19:11.980 --> 19:13.070
‫هــ

19:11.980 --> 19:13.070
‫شوهرم...

19:14.270 --> 19:16.810
‫گارک به زودی میاد خونه.

19:16.810 --> 19:18.800
‫من ایمان دارم.

19:19.700 --> 19:21.760
‫وقتی خالی بودم و هیچی نداشتم،

19:22.500 --> 19:25.720
‫گارک این ده سال گذشته رو به من داد.

19:26.330 --> 19:29.080
‫حتی یه پسر و دختر دوست‌داشتنی هم بهم داد.

19:29.610 --> 19:33.480
‫پس چطور می‌تونم بهش ایمان نداشته باشم؟

19:35.160 --> 19:37.690
‫شما واقعاً قوی هستین.

19:37.690 --> 19:39.910
‫بله، معلومه که هستم.

19:39.910 --> 19:43.390
‫بالاخره من مادر دو تا بچه‌ام.

19:43.910 --> 19:45.590
‫نزدیک بود یادم بره!

19:45.590 --> 19:49.250
‫یه چیز دیگه هم می‌خواستم ازتون بپرسم.

19:49.960 --> 19:56.000
‫چرا اینقدر نگران ما هستین، ببر خوشتیپ-ساما؟

19:56.300 --> 20:02.580
‫من... من فقط... نمی‌تونم چشم ازتون بردارم، نمی‌دونم چرا...

20:03.180 --> 20:06.430
‫شماها، خب... یه جورایی دارین از دست می‌دین، نه؟

20:06.780 --> 20:08.250
‫اوه، چقدر بدجنس!

20:08.250 --> 20:11.450
‫ولی خب راسته، نمی‌تونم مخالفت کنم.

20:11.450 --> 20:14.650
‫ها؟ چی رو از دست می‌دیم؟ مو؟

20:14.650 --> 20:18.210
‫منم وقتی هوا گرم میشه کلی موهام می‌ریزه!

20:24.350 --> 20:27.370
‫حال شما خوبه، ببر خوشتیپ-ساما؟

20:28.100 --> 20:29.330
‫نمی‌دونم چرا،

20:29.850 --> 20:34.370
‫ولی شبیه بچه‌ای هستین که الانه بزنه زیر گریه.

20:40.800 --> 20:42.430
‫مامان...

20:43.720 --> 20:46.650
‫مامان... مامان...

20:46.650 --> 20:47.930
‫مامان!

20:48.490 --> 20:53.890
‫من... مامان، من...

20:57.120 --> 20:58.360
‫گارفیل.

20:59.820 --> 21:01.320
‫اون گارفیل.

21:06.720 --> 21:07.990
‫گارفیل.

21:09.120 --> 21:11.690
‫مـ-مامان...

21:12.520 --> 21:15.330
‫مامان!

21:20.720 --> 21:25.810
‫آروم باش، گارف. تو پسر خوبی هستی.

21:26.360 --> 21:28.510
‫این همه مدت خیلی تلاش کردی.

21:28.890 --> 21:35.110
‫آره! خیلی تلاش کردم، از جون مایه گذاشتم...

21:35.110 --> 21:38.190
‫ولی خیلی چیزا رو اشتباه انجام دادم...

21:38.500 --> 21:41.970
‫ولی بازم... بازم، همه...

21:44.320 --> 21:48.620
‫اشکالی نداره. اشکالی نداره، گارف.

21:49.320 --> 21:52.100
‫مادرت الان پیشته.

21:52.120 --> 21:58.620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:59.040 --> 22:01.430
‫گارف، خوبی؟

22:01.430 --> 22:02.500
‫آره.

22:02.880 --> 22:05.220
‫خوبی، ببر خوشتیپ؟

22:05.220 --> 22:08.130
‫یه پسر اینجوری گریه کنه؟ باورنکردنیه.

22:08.420 --> 22:11.170
‫ببخشید که نگرانت کردم.

22:11.170 --> 22:14.000
‫من دیگه میرم، تا تو بتونی راحت باشی.

22:14.000 --> 22:16.230
‫هر وقت خواستی دوباره بیا سر بزن.

22:16.690 --> 22:19.970
‫هر وقت دلت خواست گریه کنی، ‫من شونه‌هامو بهت قرض میدم

22:19.970 --> 22:21.980
‫به جای مادرت.

22:23.200 --> 22:26.070
‫سعی می‌کنم نذارم این اتفاق بیفته.

22:26.420 --> 22:30.030
‫خب، شما دو تا. خداحافظی کنید.

22:30.030 --> 22:32.820
‫تا دفعه بعد، ببر خوشتیپ!

22:33.890 --> 22:35.950
‫بیا، رافیل. تو هم همینطور.

22:37.540 --> 22:39.420
‫را...فیل؟

22:39.750 --> 22:41.860
‫آره، رافیل.

22:41.860 --> 22:45.280
‫اوه! من هیچ وقت اونا رو بهت معرفی نکردم؟

22:46.080 --> 22:48.170
‫اسماشون...

22:48.830 --> 22:51.140
‫فرد و رافیل.

22:51.720 --> 22:54.350
‫من اسم هر دوتاشون رو گذاشتم.

22:54.640 --> 22:56.930
‫تو... اسمشون رو گذاشتی؟

22:57.270 --> 22:58.010
‫آره.

22:58.480 --> 23:01.460
‫وقتی داشتم به اسمای بامزه برای بچه‌ها فکر می‌کردم،

23:01.460 --> 23:03.400
‫همین اسما به ذهنم رسید.

23:03.750 --> 23:06.390
‫فرد و... رافیل...

23:07.010 --> 23:10.040
‫فردریکا... گارفیل...

23:15.120 --> 23:17.600
‫خب، فعلاً رافیل و فرد!

23:17.600 --> 23:18.950
‫من برمی‌گردم!

23:18.950 --> 23:21.120
‫باشه، ببر خوشتیپ!

23:21.530 --> 23:25.350
‫د-دفعه بعد، سعی کن گریه نکنی، شنیدی؟!

23:29.350 --> 23:32.260
‫ممنون، مامان.

23:34.080 --> 23:36.510
‫دوباره میام سر بزنم!

23:36.510 --> 23:40.020
‫ببر خوشتیپ دوباره

23:36.510 --> 23:40.020
‫گرفته!!

23:36.510 --> 23:40.020
‫جــــــــون

23:36.510 --> 23:40.020
‫ببر خوشتیپ دوباره

23:36.510 --> 23:40.020
‫گرفته!!

23:36.510 --> 23:40.020
‫جــــــــون

23:36.510 --> 23:40.020
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

23:37.000 --> 23:39.070
‫تا اون موقع مراقب خودتون باشید!
