1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:20,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:26,390 --> 00:00:28,760
‫یعنی واقعاً هیچ‌کس نیست؟

4
00:00:29,760 --> 00:00:30,920
‫اگه کسی...

5
00:00:31,290 --> 00:00:34,220
‫حتی یه ذره هم اونو یادش بیاد...

6
00:00:34,840 --> 00:00:37,390
‫اشکال نداره. کافیه، سوبارو.

7
00:00:41,170 --> 00:00:43,310
‫این یولیوسه.

8
00:00:43,940 --> 00:00:45,810
‫یولیوس یوو کولیوس.

9
00:00:46,350 --> 00:00:48,500
‫فکر کنم همه‌تون فهمیدین،

10
00:00:48,500 --> 00:00:51,380
‫ولی اون یکی از قربانی‌های شکم پرستیه که بی‌نام مونده.

11
00:00:51,380 --> 00:00:53,990
‫ولی هوشیاریشو حفظ کرده.

12
00:00:54,840 --> 00:00:56,820
‫همه قربانی‌های شکم پرستی تا الان

13
00:00:57,570 --> 00:01:00,870
‫یا خاطراتشون خورده شده و مثل کروش-ساما شدن

14
00:01:01,120 --> 00:01:05,920
‫یا هم اسمشون و هم خاطراتشون خورده شده، مثل رم.

15
00:01:06,200 --> 00:01:09,340
‫ولی یولیوس فقط اسمش خورده شده.

16
00:01:09,340 --> 00:01:11,740
‫یعنی اون یه استثناست؟

17
00:01:12,270 --> 00:01:16,800
‫بقیه همه اونو فراموش کردن، ولی خودش خودشو یادشه؟

18
00:01:17,160 --> 00:01:19,950
‫اون لباس یه شوالیه رو پوشیده.

19
00:01:19,950 --> 00:01:23,020
‫مطمئنم اون آشنای من و فریس بوده،

20
00:01:23,880 --> 00:01:26,660
‫یا شاید حتی نزدیک‌تر از این حرفا.

21
00:01:27,160 --> 00:01:31,600
‫حداقل، من شما رو دوست خودم می‌دونستم.

22
00:01:31,600 --> 00:01:32,600
‫لعنتی!

23
00:01:32,600 --> 00:01:34,860
‫فقط دو تا دوست؟

24
00:01:35,850 --> 00:01:38,660
‫فکر نمی‌کنم قضیه فقط همین باشه.

25
00:01:39,200 --> 00:01:40,870
‫آناستازیا-ساما...

26
00:01:43,950 --> 00:01:47,350
‫من یه پیشنهاد برای همه‌تون دارم.

27
00:01:47,350 --> 00:01:48,170
‫اجازه هست؟

28
00:01:50,250 --> 00:01:51,710
‫تو این شهر آدمایی هستن

29
00:01:51,710 --> 00:01:54,710
‫که یا توسط 'شهوت' تغییر شکل دادن

30
00:01:54,710 --> 00:01:57,720
‫یا توسط شکم پرستی بی‌نام شدن.

31
00:01:58,330 --> 00:02:00,550
‫شاید ما اسقف‌های اعظم گناه رو گرفتیم،

32
00:02:00,550 --> 00:02:05,520
‫ولی بعید می‌دونم همین‌جوری بیان و بهمون بگن چطور درستشون کنیم.

33
00:02:05,850 --> 00:02:07,550
‫پس گیر افتادیم.

34
00:02:07,550 --> 00:02:10,620
‫حتماً باید الان اینو می‌گفتی؟!

35
00:02:09,470 --> 00:02:10,620
‫در این صورت...

36
00:02:11,240 --> 00:02:14,480
‫فقط باید از یه نفر دیگه که احتمالاً می‌دونه بپرسیم.

37
00:02:14,480 --> 00:02:17,010
‫یه نفر دیگه که احتمالاً می‌دونه؟

38
00:02:17,600 --> 00:02:19,450
‫یه نفر خیلی باهوش؟

39
00:02:19,450 --> 00:02:21,010
‫درسته.

40
00:02:21,010 --> 00:02:25,330
‫و یه نفر خیلی باهوش هم تو این شهر هست، مگه نه؟

41
00:02:25,330 --> 00:02:28,080
‫این‌قدر مبهم حرف نزن! فقط بگو کیه!

42
00:02:28,080 --> 00:02:29,120
‫منظورت که نیست...

43
00:02:30,400 --> 00:02:31,830
‫شائولا حکیم.

44
00:02:32,230 --> 00:02:33,460
‫شائولا؟

45
00:02:33,460 --> 00:02:34,510
‫آره.

46
00:02:35,520 --> 00:02:37,920
‫یکی از سه قهرمان بزرگ لوگونیکا...

47
00:02:41,480 --> 00:02:43,300
‫شائولا حکیم.

48
00:02:47,310 --> 00:02:50,040
‫خیلی وقت پیش، تو پادشاهی اژدها دوست لوگونیکا،

49
00:02:50,040 --> 00:02:53,120
‫یه گروه از قهرمانا بودن که کارهای بزرگی انجام دادن.

50
00:02:53,120 --> 00:02:56,940
‫قدیس شمشیر، ارباب اژدها، و حکیم،

51
00:02:57,300 --> 00:02:59,650
‫که در مجموع بهشون می‌گفتن سه قهرمان بزرگ.

52
00:03:00,480 --> 00:03:01,410
‫درسته؟

53
00:03:01,410 --> 00:03:02,800
‫آره.

54
00:03:02,800 --> 00:03:06,090
‫نگهبان دانایی که همه چیز رو که قراره اتفاق بیفته، پیش‌بینی می‌کنه.

55
00:03:06,090 --> 00:03:10,490
‫توی تپه‌های آگویا، در دورترین نقطه شرقی لوگونیکا،

56
00:03:10,490 --> 00:03:14,880
‫برج دیده‌بانی پلیدس قرار داره که برای نگهبانی از جادوگر حسادت مهر و موم شده، ساخته شده.

57
00:03:15,530 --> 00:03:18,590
‫اون حکیم افسانه‌ای که اونجا گوشه‌نشین شده،

58
00:03:18,590 --> 00:03:22,410
‫شاید جواب‌هایی رو که دنبالشونیم، داشته باشه.

59
00:03:23,630 --> 00:03:27,100
‫راستش، من هنوز با این کار مخالفم.

60
00:03:27,600 --> 00:03:31,850
‫یعنی، اونجا جاییه که حتی تو هم نتونستی بری، درسته؟

61
00:03:32,730 --> 00:03:36,650
‫دو سال پیش، وقتی خانواده سلطنتی بیمار شدن،

62
00:03:36,650 --> 00:03:40,500
‫من به سمت برج دیده‌بانی پلیدس راه افتادم تا درمانی پیدا کنم،

63
00:03:40,500 --> 00:03:42,820
‫به دستور شورا.

64
00:03:43,540 --> 00:03:46,410
‫اما... هیچ‌وقت به اونجا نرسیدم.

65
00:03:47,190 --> 00:03:51,040
‫هر چقدر هم که سفر کردم، برج توی فاصله هیچ‌وقت نزدیک‌تر نشد.

66
00:03:51,560 --> 00:03:53,370
‫حتماً یه جور مانع بوده،

67
00:03:54,160 --> 00:03:57,790
‫و من نتونستم ازش رد بشم.

68
00:03:57,790 --> 00:04:02,720
‫تپه‌های آگویا به خاطر اینکه لانه بزرگی از هیولاهای جادوییه، معروفه، درسته؟

69
00:04:03,140 --> 00:04:08,330
‫آقای ناتسوکی و بقیه واقعاً باید خودشون تنها برن اونجا؟

70
00:04:08,330 --> 00:04:09,680
‫تنها کاری که می‌تونیم بکنیم، اینه که ایمان داشته باشیم.

71
00:04:10,520 --> 00:04:14,560
‫من وظیفه دارم فلت-ساما و اون اسقف گناه رو همراهی کنم.

72
00:04:16,880 --> 00:04:18,000
‫به علاوه...

73
00:04:18,790 --> 00:04:23,750
‫هنوز آدم‌هایی توی این شهر هستن که به ما نیاز دارن.

74
00:04:41,280 --> 00:04:45,430
‫جایی که راینهارد نتونست بره توش، هان؟

75
00:04:46,400 --> 00:04:50,140
‫وقتی فقط اون قسمت رو می‌شنوم، همه اینا خیلی ناامیدکننده به نظر می‌رسه.

76
00:04:50,140 --> 00:04:53,570
‫سوبارو، داری قیافه‌ت ترسناک می‌شه.

77
00:04:54,300 --> 00:04:57,500
‫اگه اینقدر غرق فکر بشی که تماس فیزیکی ما رو نادیده بگیری،

78
00:04:57,500 --> 00:05:00,650
‫اون وقت بانمکی بتی حیف می‌شه، گمونم.

79
00:05:01,000 --> 00:05:02,500
‫اوه، ببخشید!

80
00:05:02,500 --> 00:05:03,900
‫وایسا، حق با توئه!

81
00:05:03,900 --> 00:05:07,490
‫فقط یه دقیقه حواسم پرت شد، ببین چقدر زشت شدی!

82
00:05:07,490 --> 00:05:10,960
‫نه، نشدم! آخ!

83
00:05:10,960 --> 00:05:12,450
‫بئاتریس.

84
00:05:12,900 --> 00:05:15,450
‫تقریباً وقت خوابت نیست؟

85
00:05:15,450 --> 00:05:17,610
‫دوست داری امشب با من بخوابی؟

86
00:05:19,800 --> 00:05:21,460
‫باشه، گمونم این کار رو می‌کنم.

87
00:05:21,740 --> 00:05:24,700
‫تمام شب بیدار موندن برای سلامتیت بده.

88
00:05:38,540 --> 00:05:40,980
‫ناتسوکی، هنوز بیداری؟

89
00:05:41,280 --> 00:05:42,640
‫آره.

90
00:05:42,640 --> 00:05:46,070
‫حتی توی یه جاده امن، یکی باید مراقب باشه، درسته؟

91
00:05:46,070 --> 00:05:48,760
‫آره، ما فقط آدم کافی نداریم، مگه نه؟

92
00:05:48,760 --> 00:05:51,990
‫ای کاش ریکاردو با ما می‌اومد...

93
00:05:51,990 --> 00:05:53,650
‫اما با اون دستش...

94
00:05:55,590 --> 00:05:57,830
‫نظرت چیه دیگه حقیقت رو بگی؟

95
00:05:58,100 --> 00:06:00,730
‫هان؟ این حرف از کجا میاد؟

96
00:06:00,730 --> 00:06:01,480
‫چی دارـــ

97
00:06:01,480 --> 00:06:03,980
‫تو بازیگر افتضاحی هستی. ولش کن.

98
00:06:07,600 --> 00:06:09,990
‫تو آناستازیا-ساما نیستی.

99
00:06:09,990 --> 00:06:13,250
‫دیگه با صورت و صداش هر کاری دلت می‌خواد نکن.

100
00:06:15,350 --> 00:06:16,560
‫چقدر عجیب.

101
00:06:17,840 --> 00:06:20,480
‫از کجا فهمیدی من آنا نیستم؟

102
00:06:20,480 --> 00:06:24,470
‫تمام این مدت یه چیزی عجیب به نظر می‌رسید، اما الان مطمئنم.

103
00:06:24,470 --> 00:06:26,440
‫آناستازیا-ساما واقع‌بینه،

104
00:06:26,820 --> 00:06:29,630
‫ولی هیچ‌وقت این‌قدر بی‌رحمانه درباره یه دوست صمیمی حرف نمی‌زنه

105
00:06:29,630 --> 00:06:32,140
‫با یه زخمی که زندگیشو عوض می‌کنه.

106
00:06:34,960 --> 00:06:38,160
‫یکم خجالت‌آوره که هی از چپ و راست لو می‌رم.

107
00:06:38,460 --> 00:06:40,960
‫از چپ و راست؟ یعنی من تنها نیستم؟

108
00:06:40,960 --> 00:06:42,780
‫پریسیلا باریل.

109
00:06:42,780 --> 00:06:44,960
‫همونی که بهم گفت روباه مکار.

110
00:06:44,960 --> 00:06:46,670
‫اون واقعاً ترسناکه.

111
00:06:46,960 --> 00:06:48,820
‫تو کی هستی؟

112
00:06:48,820 --> 00:06:50,680
‫داری سعی می‌کنی چی کار کنــــ

113
00:06:49,690 --> 00:06:50,680
‫اکیدنا.

114
00:06:54,650 --> 00:06:55,470
‫چی؟

115
00:06:56,040 --> 00:06:58,420
‫اسم من اکیدناست.

116
00:06:58,420 --> 00:07:01,810
‫و اینکه من چی هستم... خب، من چیزی هستم که بهش می‌گن روح مصنوعی.

117
00:07:02,610 --> 00:07:07,820
‫راستش، جای تعجب نداره که فکر کنی من بدن آنا رو تسخیر کردم.

118
00:07:07,820 --> 00:07:10,590
‫واسه همین بود که در گفتن حقیقت بهت مردد بودم.

119
00:07:13,120 --> 00:07:16,010
‫این چه جور شوخی مزخرفیه؟

120
00:07:16,010 --> 00:07:18,390
‫تو... اکیدنایی؟

121
00:07:18,880 --> 00:07:20,970
‫تو قالب آناستازیا-ساما؟

122
00:07:21,960 --> 00:07:26,240
‫صبر کن، پس تو پشت همه اتفاقاتی بودی که همین الان تو پریستلا افتاد؟!

123
00:07:26,240 --> 00:07:28,720
‫میشه فقط آروم باشی؟

124
00:07:28,720 --> 00:07:30,760
‫فکر کنم یه سوءتفاهم خیلی بزرگی اینجا پیش اومده...

125
00:07:30,760 --> 00:07:34,450
‫انتظار داری آروم باشم، تو جادوگر خبیث؟!

126
00:07:34,450 --> 00:07:36,260
‫با آناستازیا-ساما چیکار کردی؟!

127
00:07:36,690 --> 00:07:39,840
‫کاش دیگه باهام مثل مغز متفکر یه نقشه شیطانی رفتار نمی‌کردی.

128
00:07:39,840 --> 00:07:43,350
‫من هیچ قصدی واسه آسیب زدن به آنا ندارم.

129
00:07:43,350 --> 00:07:45,810
‫من بیشتر از ده ساله که باهاشم.

130
00:07:45,810 --> 00:07:47,270
‫تو دیگه چه کوفتی هستی...

131
00:07:47,270 --> 00:07:48,990
‫صبر کن، بیشتر از ده سال؟

132
00:07:50,370 --> 00:07:53,590
‫بذار اول این سوءتفاهم رو برطرف کنم.

133
00:07:53,590 --> 00:07:57,580
‫من اون اکیدنایی نیستم که تو فکر می‌کنی.

134
00:07:57,580 --> 00:08:02,410
‫به جز اینکه من یه روح مصنوعی‌ام

135
00:08:02,410 --> 00:08:04,800
‫و اینکه اسمم اکیدناست،

136
00:08:04,800 --> 00:08:07,170
‫هیچی درباره خودم نمی‌دونم.

137
00:08:07,170 --> 00:08:09,440
‫تو یه روح مصنوعی هستی؟

138
00:08:09,440 --> 00:08:11,060
‫مثل بیکو؟

139
00:08:11,060 --> 00:08:16,940
‫راستشو بخوای، این شال گردن روباهی که آنا همیشه می‌پوشه، بدن واقعی منه.

140
00:08:17,640 --> 00:08:20,850
‫پس من خیلی وقته که همه‌تون رو زیر نظر دارم.

141
00:08:22,330 --> 00:08:24,790
‫الان داری اینو بهم می‌گی

142
00:08:24,790 --> 00:08:29,440
‫چون بالاخره کاملاً آماده شدی که بدنشو تسخیر کنی، فاکسیدنا؟

143
00:08:29,440 --> 00:08:31,420
‫فاکسیدنا؟

144
00:08:31,420 --> 00:08:35,100
‫مطمئن نیستم که واقعاً از این اسم خوشم بیاد...

145
00:08:35,620 --> 00:08:39,280
‫من هیچ قصدی واسه تسخیر بدن آنا ندارم.

146
00:08:39,280 --> 00:08:41,910
‫وضعیت فعلی چیزی نیست که من می‌خواستم.

147
00:08:42,430 --> 00:08:44,100
‫اگه چیزی نیست که تو می‌خواستی،

148
00:08:44,100 --> 00:08:47,000
‫چرا برنمی‌گردی تو اون شال گردن روباهی؟

149
00:08:47,000 --> 00:08:49,630
‫خیلی دوست دارم همین کارو بکنم...

150
00:08:50,920 --> 00:08:53,080
‫ولی دیگه نمی‌تونم.

151
00:08:53,680 --> 00:08:54,880
‫توضیح بده.

152
00:08:55,410 --> 00:08:59,200
‫الان بدن آناستازیا-ساما تو چه وضعیتیه؟

153
00:08:59,200 --> 00:09:00,780
‫رک و پوست‌کنده بگم...

154
00:09:01,520 --> 00:09:03,400
‫دارم از 'اُد' آنا به عنوان یه واسطه استفاده می‌کنم

155
00:09:03,400 --> 00:09:06,350
‫تا هوشیاری خودمو جایگزین هوشیاریش کنم.

156
00:09:06,730 --> 00:09:10,090
‫هوشیاریش تو عمق 'اُد'ش خوابیده،

157
00:09:10,090 --> 00:09:12,750
‫و من کنترل کامل بدنشو دارم.

158
00:09:13,360 --> 00:09:15,880
‫حتی می‌تونم با دروازه‌ش جادو کنم،

159
00:09:15,880 --> 00:09:17,630
‫با اینکه خرابه.

160
00:09:17,630 --> 00:09:19,580
‫دروازه‌ش خرابه؟

161
00:09:19,580 --> 00:09:24,260
‫پس الان جادو کردن به بدنش فشار نمیاره؟!

162
00:09:24,260 --> 00:09:26,780
‫من فقط دارم کاری می‌کنم که از عمرش کم می‌کنه

163
00:09:26,780 --> 00:09:29,790
‫چون از اول جونش در خطر بود.

164
00:09:30,250 --> 00:09:34,090
‫البته، من با آنا در مورد این حرف زدم و رضایتشو گرفتم.

165
00:09:34,090 --> 00:09:37,770
‫پس این اولین بار نیست که بدنشو قرض گرفتی؟

166
00:09:37,770 --> 00:09:40,000
‫چند بار دیگه هم بوده،

167
00:09:40,000 --> 00:09:43,140
‫ولی هیچ‌کدوم اینجوری نبود که نتونم برگردم.

168
00:09:43,550 --> 00:09:47,180
‫واسه همین الان خودم هم گیج شدم.

169
00:09:52,320 --> 00:09:55,530
‫آخه، من آنا رو دوست دارم.

170
00:09:56,490 --> 00:10:00,010
‫نمی‌دونم درست می‌گم یا نه چون تجربه‌ای ندارم،

171
00:10:00,010 --> 00:10:03,990
‫ولی حس می‌کنم اون خیلی برام مثل خونواده‌ست.

172
00:10:04,860 --> 00:10:07,240
‫من فقط می‌خوام اون تا جایی که می‌شه سالم باشه

173
00:10:08,000 --> 00:10:10,460
‫و از همه مهم‌تر، تا جایی که می‌شه خوشحال باشه.

174
00:10:12,870 --> 00:10:16,880
‫پس دلیل اصلی اینکه می‌خوای حکیم رو ببینی اینه که...

175
00:10:18,560 --> 00:10:23,360
‫من فقط می‌خوام بدونم چجوری بدن آنا رو بهش برگردونم.

176
00:10:23,360 --> 00:10:26,600
‫اگه لازم باشه، تو و همراهاتو برای این کار استفاده می‌کنم.

177
00:10:27,100 --> 00:10:32,720
‫مطمئنی حکیم می‌دونه چجوری تو رو به حالت عادی برگردونه؟

178
00:10:32,720 --> 00:10:34,200
‫نه.

179
00:10:34,200 --> 00:10:39,740
‫ولی اگه این حکیم همه‌چیزو می‌بینه و همه‌چیزو می‌دونه، همونطور که می‌گن،

180
00:10:39,740 --> 00:10:41,320
‫یه شانسی هست.

181
00:10:41,710 --> 00:10:45,600
‫من انتخابی می‌کنم که بالاترین احتمال موفقیت رو داشته باشه.

182
00:10:45,600 --> 00:10:46,710
‫نه بیشتر، نه کمتر.

183
00:10:49,520 --> 00:10:54,130
‫نمی‌تونم بگم قبول می‌کنم، ولی می‌فهمم.

184
00:10:54,970 --> 00:10:59,010
‫تو یه هدف داری و می‌دونی باید چیکار کنی،

185
00:10:59,010 --> 00:11:02,650
‫و این با هدف ما تداخلی نداره.

186
00:11:02,650 --> 00:11:07,350
‫دقیقا. هر دومون چیزایی داریم که می‌خوایم از حکیم بپرسیم.

187
00:11:07,620 --> 00:11:09,040
‫باشه، فهمیدم.

188
00:11:09,040 --> 00:11:14,120
‫فقط در مورد قرض گرفتن بدن بانو آناستازیا به یولیوس چیزی نگو...

189
00:11:14,800 --> 00:11:16,660
‫یا به هیچ‌کس دیگه.

190
00:11:16,660 --> 00:11:20,820
‫باشه، ولی تعجب می‌کنم که بهشون نمی‌گی.

191
00:11:21,130 --> 00:11:23,420
‫الان خودش وقتش بده.

192
00:11:23,420 --> 00:11:26,660
‫من فقط نمی‌خوام الان دردسر الکی درست کنم.

193
00:11:26,660 --> 00:11:27,490
‫آها.

194
00:11:28,400 --> 00:11:33,280
‫آخه، یه نفر دیگه هم هست که می‌خوای از حکیم بپرسی چجوری کمکش کنی، درسته؟

195
00:11:33,860 --> 00:11:35,180
‫خب...

196
00:11:39,350 --> 00:11:43,430
‫تو راه از عمارت مارگراو مَترز هم رد می‌شیم.

197
00:11:44,060 --> 00:11:46,750
‫مطمئنم تو هم می‌خوای برای رد شدن از تپه‌های شنی آماده بشی،

198
00:11:46,750 --> 00:11:49,390
‫ولی اونجا جاییه که زیبای خفته‌ت هست.

199
00:11:49,920 --> 00:11:53,120
‫قصد داری اونو با خودت ببری، درسته؟

200
00:11:55,270 --> 00:11:59,270
‫اگه از من بپرسی، این چیز بدی نیست.

201
00:11:59,270 --> 00:12:01,160
‫ما هنوز همه‌شونو نجات می‌دیم.

202
00:12:01,160 --> 00:12:04,320
‫فقط مسئله اینه که کی قراره اول باشه.

203
00:12:04,880 --> 00:12:09,920
‫فکر نکنم کسی تو رو بابت گرفتن اون به عنوان یه مزیت سرزنش کنه.

204
00:12:13,580 --> 00:12:14,520
‫رم...

205
00:12:15,860 --> 00:12:18,460
‫نامه‌ات منو از وضعیت باخبر کرد.

206
00:12:18,460 --> 00:12:22,420
‫پس، تو نبرد با اسقف‌های اعظم گناه، تلفات رو به حداقل رسوندید؟

207
00:12:22,830 --> 00:12:25,800
‫خیالم راحت شد که گارف هم مفید بود.

208
00:12:26,350 --> 00:12:29,270
‫استاد اتو هم به نظر میاد سالمه

209
00:12:28,520 --> 00:12:29,270
‫اوه!

210
00:12:29,270 --> 00:12:32,350
‫اتو-سان همیشه اینقدر بی‌احتیاطه!

211
00:12:32,350 --> 00:12:35,520
‫اونم بعد از اینکه تونستیم اینقدر خبر خوب بفرستیم!

212
00:12:35,790 --> 00:12:39,790
‫آره، شنیدم جلسه با اون همه قلابی خوب پیش رفت.

213
00:12:40,560 --> 00:12:43,100
‫باید بعداً همه‌شو برامون تعریف کنی.

214
00:12:43,100 --> 00:12:46,000
‫آره! یعنی... بله!

215
00:12:46,000 --> 00:12:49,430
‫آه، چه مرد گناهکاری هستی، ناتسوکی.

216
00:12:49,430 --> 00:12:54,000
‫سوبارو، می‌فهمم چرا بهت میگن 'استفاده‌کننده از دختربچه‌ها'.

217
00:12:54,000 --> 00:12:57,690
‫فقط بدونی، پترا دیگه یه دختربچه 'کوچولو' نیست!

218
00:12:57,690 --> 00:13:01,020
‫و اگه هم از دختربچه‌ها استفاده کنم، فقط بیاکوئه!

219
00:13:02,700 --> 00:13:06,590
‫نتیجه تو پریستلا فقط به خاطر گارفیل و اتو نبود.

220
00:13:06,590 --> 00:13:09,310
‫همه تو شهر سخت تلاش کردن تا بهش برسن.

221
00:13:10,450 --> 00:13:11,560
‫اما...

222
00:13:11,560 --> 00:13:18,190
‫داری میری به سمت برج حکیم تا قربانیان شکم‌بارگی و شهوت رو نجات بدی.

223
00:13:18,190 --> 00:13:20,030
‫واقعاً مسیر خطرناکیه.

224
00:13:20,030 --> 00:13:21,780
‫اصلاً شانسی برای موفقیت هست؟

225
00:13:22,120 --> 00:13:26,950
‫مطمئنم این باعث نگرانی زیادی برای شماست، مارگراو مَترز.

226
00:13:27,380 --> 00:13:30,460
‫اما هنوز خیلی‌ها تو پریستلا هستن

227
00:13:30,460 --> 00:13:35,120
‫که جسم و روحشون به خاطر اعمال شیطانی فرقه جادوگر آسیب دیده.

228
00:13:35,430 --> 00:13:38,240
‫چه روش شیکی برای گفتنش.

229
00:13:38,240 --> 00:13:41,470
‫چون شما رو نشناختم، حدس می‌زنم...

230
00:13:42,000 --> 00:13:44,340
‫خودتون یکی از اون‌ها هستید؟

231
00:13:45,320 --> 00:13:47,380
‫داریم در مورد اینکه وضعیت اینجا چیه حرف می‌زنیم.

232
00:13:47,380 --> 00:13:51,140
‫برای رم و یه چیز دیگه سر زدیم به عمارت.

233
00:13:51,850 --> 00:13:56,020
‫اونی که الان تو زندان عمارت هست، درسته؟

234
00:14:03,280 --> 00:14:06,990
‫عجب. چه مهمون غیرعادی‌ای.

235
00:14:06,990 --> 00:14:11,920
‫آره. من با تو کار مهمی دارم، میلی.

236
00:14:12,870 --> 00:14:14,820
‫تپه‌های شنی آوگوریا؟

237
00:14:14,820 --> 00:14:17,830
‫آره، قبلاً برای پر کردن دوباره ماب‌هیولاهام اونجا بودم.

238
00:14:18,260 --> 00:14:20,790
‫می‌دونی، اونا واقعاً همه جا هستن.

239
00:14:20,790 --> 00:14:23,260
‫آره! دقیقاً همینو می‌خوام بدونم!

240
00:14:23,260 --> 00:14:26,630
‫می‌خوام از تجربه کسی که اونجا بوده یاد بگیرم!

241
00:14:26,630 --> 00:14:31,390
‫تفاوت بزرگی هست بین اطلاعاتی که پشتش تجربه هست

242
00:14:31,390 --> 00:14:33,260
‫و اطلاعاتی که نیست، می‌دونی؟

243
00:14:33,260 --> 00:14:37,640
‫و برای کسی که تجربه نداره خیلی اطمینان‌بخشه!

244
00:14:38,710 --> 00:14:41,730
‫اگه چیزی هست که می‌خوای برات انجام بدم، رک بگو.

245
00:14:42,760 --> 00:14:44,070
‫باشه.

246
00:14:44,800 --> 00:14:47,110
‫اگه یه استفاده‌کننده از ماب‌هیولا مثل تو با خودمون داشته باشیم،

247
00:14:47,110 --> 00:14:49,530
‫ممکنه سالم از تپه‌های شنی رد بشیم.

248
00:14:49,880 --> 00:14:51,560
‫پس میای با مــ

249
00:14:51,560 --> 00:14:52,370
‫باشه.

250
00:14:52,370 --> 00:14:56,560
‫می‌دونم که نمی‌خوای بری بیرون، البته.

251
00:14:56,560 --> 00:14:59,590
‫اما اگه می‌تونستی... فقط...

252
00:15:00,550 --> 00:15:03,850
‫گفتم که حاضرم باهاتون بیام.

253
00:15:04,560 --> 00:15:06,000
‫چی؟ واقعاً؟

254
00:15:06,320 --> 00:15:10,260
‫هر کاری بخوای در مورد اون هیولاهای جادویی می‌کنم.

255
00:15:10,600 --> 00:15:12,850
‫می‌تونم دورشون کنم، رامشون کنم،

256
00:15:12,850 --> 00:15:16,850
‫کاری کنم همدیگه رو بکشن، یا حتی کاری کنم اون حکیم رو بخورن.

257
00:15:16,850 --> 00:15:19,350
‫اون دو تای آخر رو انجام نده!

258
00:15:20,140 --> 00:15:24,980
‫راستی، فکر کردم نمی‌خواستی از عمارت بری بیرون.

259
00:15:24,980 --> 00:15:27,670
‫می‌ترسم مامان پیدام کنه،

260
00:15:27,670 --> 00:15:30,700
‫ولی نمی‌خوام تا ابد اینجا زندانی باشم.

261
00:15:31,230 --> 00:15:33,320
‫این قرار نیست یه گشت و گذار کوچیک و باحال باشه.

262
00:15:33,880 --> 00:15:36,030
‫این اولین قدم زدنم بعد از مدت‌هاست.

263
00:15:36,030 --> 00:15:38,040
‫شاید بهتره اگه یه کم هیجان داشته باشه.

264
00:15:38,040 --> 00:15:40,520
‫باشه! رو کمک تو حساب می‌کنیم!

265
00:15:40,520 --> 00:15:43,000
‫با من زیادی صمیمی نشو.

266
00:15:43,680 --> 00:15:48,840
‫من که مثل بئاتریس و پترا نیستم، می‌دونی.

267
00:15:57,300 --> 00:15:59,350
‫چی شده، یولیوس؟

268
00:16:01,800 --> 00:16:03,350
‫فقط داشتم فکر می‌کردم.

269
00:16:06,550 --> 00:16:08,230
‫درباره فراموش شدن...

270
00:16:09,080 --> 00:16:10,280
‫و فراموش کردن.

271
00:16:11,390 --> 00:16:13,660
‫کدوم دردناک‌تره، به نظرت؟

272
00:16:14,410 --> 00:16:16,900
‫من از کجا بدونم؟

273
00:16:17,620 --> 00:16:20,010
‫بی‌خیال این حرفا! وقت احساساتی شدن نیست!

274
00:16:20,010 --> 00:16:23,290
‫فراموش کردن و فراموش شدن جفتشون برن به درک!

275
00:16:23,670 --> 00:16:26,500
‫سعی نکن دردناک بودن چیزا رو رتبه‌بندی کنی!

276
00:16:26,970 --> 00:16:28,040
‫سوبارو...

277
00:16:28,040 --> 00:16:30,300
‫و اینقدر ناامید به نظر نرس!

278
00:16:30,810 --> 00:16:33,000
‫یادت رفته بود، یولیوس؟

279
00:16:33,000 --> 00:16:35,260
‫صبر کن، منظورم اینه که، یادت نره، یولیوس!

280
00:16:35,670 --> 00:16:37,970
‫چشمای من خوب می‌دونن چقدر قوی هستی!

281
00:16:38,290 --> 00:16:39,930
‫تحقیر شدنم اینو می‌دونه!

282
00:16:40,480 --> 00:16:42,640
‫مهم نیست هر کی دیگه فراموش کنه!

283
00:16:46,700 --> 00:16:47,650
‫ها؟

284
00:16:47,650 --> 00:16:51,110
‫هیچی. تو واقعاً یه مرد فوق‌العاده‌ای.

285
00:16:52,010 --> 00:16:54,170
‫فقط دارم دوباره به این نتیجه می‌رسم.

286
00:16:55,230 --> 00:16:57,670
‫آها. حق با توئه.

287
00:16:58,420 --> 00:17:01,910
‫اینطور نیست که همه و همه چیز منو جا گذاشته باشن.

288
00:17:01,910 --> 00:17:03,960
‫نمی‌گم تو جا موندی.

289
00:17:03,960 --> 00:17:06,290
‫بیشتر شبیه اینه که سه قدم جلوتری.

290
00:17:06,840 --> 00:17:08,750
‫سه تا کافیه؟

291
00:17:08,750 --> 00:17:10,840
‫باید بزنم لهت کنم!

292
00:17:10,840 --> 00:17:14,320
‫زوجی که من و بئاکو می‌سازیم، اصلاً مثل قبل نیست!

293
00:17:25,130 --> 00:17:26,300
‫رام.

294
00:17:26,300 --> 00:17:28,420
‫داشتم برای رفتنمون آماده می‌شدم.

295
00:17:28,420 --> 00:17:31,070
‫لباساشو عوض کردم و تمیزش کردم.

296
00:17:32,420 --> 00:17:35,260
‫یه قیافه هیز به خودت گرفتی. منحرف.

297
00:17:35,260 --> 00:17:38,280
‫ساکت موندم چون نمی‌دونستم چی بگم، اونوقت اینو تحویل می‌گیرم؟

298
00:17:38,960 --> 00:17:40,780
‫این دفعه ممکنه بمیری.

299
00:17:41,400 --> 00:17:42,970
‫چرا داری این کارو می‌کنی؟

300
00:17:45,560 --> 00:17:50,760
‫فکر کنم... فقط می‌خوام اولین چیزی باشم که وقتی بیدار می‌شه می‌بینه.

301
00:17:51,210 --> 00:17:53,540
‫اگه همه احساسات رو کنار بذارم،

302
00:17:53,540 --> 00:17:56,220
‫می‌دونم مهم نیست کی بیدارش می‌کنه.

303
00:17:57,060 --> 00:17:58,180
‫ولی...

304
00:17:58,180 --> 00:18:00,660
‫وقتی پای احساسات میاد وسط،

305
00:18:00,660 --> 00:18:02,720
‫می‌خوام من باشم که نجاتش بدم.

306
00:18:02,720 --> 00:18:05,860
‫می‌خوام با تمام وجودم نجاتش بدم.

307
00:18:08,940 --> 00:18:09,930
‫چقدر خنگی.

308
00:18:19,930 --> 00:18:22,470
‫ببخشید دیر اومدم دیدنت.

309
00:18:22,470 --> 00:18:24,940
‫آخه کلی کار دیگه داشتم...

310
00:18:26,320 --> 00:18:28,210
‫ببخشید. این فقط یه بهانه‌ست.

311
00:18:34,720 --> 00:18:37,670
‫شاید بالاخره بفهمه.

312
00:18:39,000 --> 00:18:42,470
‫برت می‌گردونم، رِم.

313
00:18:43,230 --> 00:18:46,250
‫این قول منه بهت.

314
00:18:44,560 --> 00:18:48,060
‫دلیلی که با خودم می‌برمت

315
00:18:44,560 --> 00:18:48,060
‫دلیلی که با خودم می‌برمت

316
00:18:44,560 --> 00:18:48,060
‫دلیلی که با خودم می‌برمت

317
00:18:44,560 --> 00:18:48,060
‫دلیلی که با خودم می‌برمت

318
00:18:44,560 --> 00:18:48,060
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

319
00:18:49,000 --> 00:18:54,480
‫ببخشید که تا اینجا اومدین و من چیزی آماده نکردم.

320
00:18:54,480 --> 00:18:58,200
‫اوه، ببخشید که بی‌خبر سر زدیم.

321
00:18:58,580 --> 00:19:01,030
‫نمی‌خوایم شما رو به زحمت بندازیم.

322
00:19:01,540 --> 00:19:03,440
‫اوه، این چه حرفیه.

323
00:19:03,440 --> 00:19:08,980
‫همین که وقت می‌ذارین و به دیدنم میاین، خیلی دلگرمم می‌کنه.

324
00:19:11,980 --> 00:19:13,070
‫هــ

325
00:19:11,980 --> 00:19:13,070
‫شوهرم...

326
00:19:14,270 --> 00:19:16,810
‫گارک به زودی میاد خونه.

327
00:19:16,810 --> 00:19:18,800
‫من ایمان دارم.

328
00:19:19,700 --> 00:19:21,760
‫وقتی خالی بودم و هیچی نداشتم،

329
00:19:22,500 --> 00:19:25,720
‫گارک این ده سال گذشته رو به من داد.

330
00:19:26,330 --> 00:19:29,080
‫حتی یه پسر و دختر دوست‌داشتنی هم بهم داد.

331
00:19:29,610 --> 00:19:33,480
‫پس چطور می‌تونم بهش ایمان نداشته باشم؟

332
00:19:35,160 --> 00:19:37,690
‫شما واقعاً قوی هستین.

333
00:19:37,690 --> 00:19:39,910
‫بله، معلومه که هستم.

334
00:19:39,910 --> 00:19:43,390
‫بالاخره من مادر دو تا بچه‌ام.

335
00:19:43,910 --> 00:19:45,590
‫نزدیک بود یادم بره!

336
00:19:45,590 --> 00:19:49,250
‫یه چیز دیگه هم می‌خواستم ازتون بپرسم.

337
00:19:49,960 --> 00:19:56,000
‫چرا اینقدر نگران ما هستین، ببر خوشتیپ-ساما؟

338
00:19:56,300 --> 00:20:02,580
‫من... من فقط... نمی‌تونم چشم ازتون بردارم، نمی‌دونم چرا...

339
00:20:03,180 --> 00:20:06,430
‫شماها، خب... یه جورایی دارین از دست می‌دین، نه؟

340
00:20:06,780 --> 00:20:08,250
‫اوه، چقدر بدجنس!

341
00:20:08,250 --> 00:20:11,450
‫ولی خب راسته، نمی‌تونم مخالفت کنم.

342
00:20:11,450 --> 00:20:14,650
‫ها؟ چی رو از دست می‌دیم؟ مو؟

343
00:20:14,650 --> 00:20:18,210
‫منم وقتی هوا گرم میشه کلی موهام می‌ریزه!

344
00:20:24,350 --> 00:20:27,370
‫حال شما خوبه، ببر خوشتیپ-ساما؟

345
00:20:28,100 --> 00:20:29,330
‫نمی‌دونم چرا،

346
00:20:29,850 --> 00:20:34,370
‫ولی شبیه بچه‌ای هستین که الانه بزنه زیر گریه.

347
00:20:40,800 --> 00:20:42,430
‫مامان...

348
00:20:43,720 --> 00:20:46,650
‫مامان... مامان...

349
00:20:46,650 --> 00:20:47,930
‫مامان!

350
00:20:48,490 --> 00:20:53,890
‫من... مامان، من...

351
00:20:57,120 --> 00:20:58,360
‫گارفیل.

352
00:20:59,820 --> 00:21:01,320
‫اون گارفیل.

353
00:21:06,720 --> 00:21:07,990
‫گارفیل.

354
00:21:09,120 --> 00:21:11,690
‫مـ-مامان...

355
00:21:12,520 --> 00:21:15,330
‫مامان!

356
00:21:20,720 --> 00:21:25,810
‫آروم باش، گارف. تو پسر خوبی هستی.

357
00:21:26,360 --> 00:21:28,510
‫این همه مدت خیلی تلاش کردی.

358
00:21:28,890 --> 00:21:35,110
‫آره! خیلی تلاش کردم، از جون مایه گذاشتم...

359
00:21:35,110 --> 00:21:38,190
‫ولی خیلی چیزا رو اشتباه انجام دادم...

360
00:21:38,500 --> 00:21:41,970
‫ولی بازم... بازم، همه...

361
00:21:44,320 --> 00:21:48,620
‫اشکالی نداره. اشکالی نداره، گارف.

362
00:21:49,320 --> 00:21:52,100
‫مادرت الان پیشته.

363
00:21:52,120 --> 00:21:58,620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

364
00:21:59,040 --> 00:22:01,430
‫گارف، خوبی؟

365
00:22:01,430 --> 00:22:02,500
‫آره.

366
00:22:02,880 --> 00:22:05,220
‫خوبی، ببر خوشتیپ؟

367
00:22:05,220 --> 00:22:08,130
‫یه پسر اینجوری گریه کنه؟ باورنکردنیه.

368
00:22:08,420 --> 00:22:11,170
‫ببخشید که نگرانت کردم.

369
00:22:11,170 --> 00:22:14,000
‫من دیگه میرم، تا تو بتونی راحت باشی.

370
00:22:14,000 --> 00:22:16,230
‫هر وقت خواستی دوباره بیا سر بزن.

371
00:22:16,690 --> 00:22:19,970
‫هر وقت دلت خواست گریه کنی، ‫من شونه‌هامو بهت قرض میدم

372
00:22:19,970 --> 00:22:21,980
‫به جای مادرت.

373
00:22:23,200 --> 00:22:26,070
‫سعی می‌کنم نذارم این اتفاق بیفته.

374
00:22:26,420 --> 00:22:30,030
‫خب، شما دو تا. خداحافظی کنید.

375
00:22:30,030 --> 00:22:32,820
‫تا دفعه بعد، ببر خوشتیپ!

376
00:22:33,890 --> 00:22:35,950
‫بیا، رافیل. تو هم همینطور.

377
00:22:37,540 --> 00:22:39,420
‫را...فیل؟

378
00:22:39,750 --> 00:22:41,860
‫آره، رافیل.

379
00:22:41,860 --> 00:22:45,280
‫اوه! من هیچ وقت اونا رو بهت معرفی نکردم؟

380
00:22:46,080 --> 00:22:48,170
‫اسماشون...

381
00:22:48,830 --> 00:22:51,140
‫فرد و رافیل.

382
00:22:51,720 --> 00:22:54,350
‫من اسم هر دوتاشون رو گذاشتم.

383
00:22:54,640 --> 00:22:56,930
‫تو... اسمشون رو گذاشتی؟

384
00:22:57,270 --> 00:22:58,010
‫آره.

385
00:22:58,480 --> 00:23:01,460
‫وقتی داشتم به اسمای بامزه برای بچه‌ها فکر می‌کردم،

386
00:23:01,460 --> 00:23:03,400
‫همین اسما به ذهنم رسید.

387
00:23:03,750 --> 00:23:06,390
‫فرد و... رافیل...

388
00:23:07,010 --> 00:23:10,040
‫فردریکا... گارفیل...

389
00:23:15,120 --> 00:23:17,600
‫خب، فعلاً رافیل و فرد!

390
00:23:17,600 --> 00:23:18,950
‫من برمی‌گردم!

391
00:23:18,950 --> 00:23:21,120
‫باشه، ببر خوشتیپ!

392
00:23:21,530 --> 00:23:25,350
‫د-دفعه بعد، سعی کن گریه نکنی، شنیدی؟!

393
00:23:29,350 --> 00:23:32,260
‫ممنون، مامان.

394
00:23:34,080 --> 00:23:36,510
‫دوباره میام سر بزنم!

395
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
‫ببر خوشتیپ دوباره

396
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
‫گرفته!!

397
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
‫جــــــــون

398
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
‫جــــــــون

399
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
‫ببر خوشتیپ دوباره

400
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
‫گرفته!!

401
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
‫جــــــــون

402
00:23:36,510 --> 00:23:40,020
m 0 0 l 0 100 100 100 100 0 0 0

403
00:23:37,000 --> 00:23:39,070
‫تا اون موقع مراقب خودتون باشید!
