1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:02,440 --> 00:00:05,890
‫خب حالا که راینهارد-کون اینا هم اومدن، جمع‌مون جمعه.

3
00:00:05,890 --> 00:00:08,990
‫وقتشه راجع به چهار درخواست فرقه ساحره حرف بزنیم.

4
00:00:08,990 --> 00:00:09,890
‫دقیقاً.

5
00:00:10,220 --> 00:00:12,640
‫باقی‌مونده‌های ساحره، دختر مو نقره‌ای،

6
00:00:12,640 --> 00:00:15,510
‫و روح‌های مصنوعی رو می‌دونیم.

7
00:00:15,510 --> 00:00:18,100
‫آره. و آخریش هم بئاتریسه.

8
00:00:18,100 --> 00:00:20,370
‫درسته. ولی کتاب خِرَد...

9
00:00:20,370 --> 00:00:22,110
‫کتاب خِرَد، نه؟

10
00:00:22,110 --> 00:00:24,200
‫همچین چیزی اصلاً وجود داره؟

11
00:00:24,200 --> 00:00:26,570
‫با اجازه‌تون... راجع به کتاب خِرَد...

12
00:00:27,180 --> 00:00:30,050
‫من آوردمش تو این منطقه.

13
00:00:30,840 --> 00:00:35,000
‫جــــــــــان؟!

14
00:00:36,970 --> 00:00:39,850
‫چـ ـ چرا کتاب خِرَد دستت بود؟!

15
00:00:40,200 --> 00:00:41,870
‫بعداً توضیح می‌دم.

16
00:00:41,870 --> 00:00:46,850
‫کتاب خِرَد نمونه‌ی اولیه‌ی کتاب‌های
‫مقدسیه که تو فرقه دارن.

17
00:00:47,350 --> 00:00:48,800
‫نمونه‌ی اولیه‌شونه؟

18
00:00:48,800 --> 00:00:52,470
‫پس معلوم شد برای چی انقدر دربه‌در دنبالشن.

19
00:00:52,470 --> 00:00:56,250
‫آره، ولی وقتی به‌دستش آوردم،

20
00:00:56,250 --> 00:00:59,500
‫سوزونده بودنش، و می شه گفت غیرقابل استفاده بود،

21
00:00:59,500 --> 00:01:02,330
‫برای همین سپردمش به متخصص‌هایی که
‫ سعی دارن بازیابیش کنن.

22
00:01:02,330 --> 00:01:05,460
‫بعد از اینکه سوخته بود؟ ممکنه؟

23
00:01:05,460 --> 00:01:06,720
‫پس...

24
00:01:07,920 --> 00:01:10,090
‫بعد از اینکه دیروز جدا شدیم...

25
00:01:10,090 --> 00:01:11,130
‫بله، دقیقاً.

26
00:01:11,650 --> 00:01:17,090
‫جزئیات اینکه چطور به‌دست آوردمش و اینکه بعد از بازیابی
‫می‌خواستم باهاش چیکار کنم رو بیخیال می‌شم.

27
00:01:17,090 --> 00:01:19,940
‫اون چیزا مسائل داخلی حساب می‌شه.

28
00:01:19,940 --> 00:01:22,370
‫زیادی فضولی نمی‌کنم،

29
00:01:22,370 --> 00:01:25,470
‫ولی الان می‌دونیم تمام چیزایی که دنبالشونن کجان.

30
00:01:25,470 --> 00:01:29,060
‫آره، اما نمی‌تونیم هیچکدوم‌شون رو بدیم به فرقه.

31
00:01:29,360 --> 00:01:31,440
‫تصمیم‌مون همین بود، نه؟

32
00:01:31,440 --> 00:01:33,110
‫آره، ولی می‌دونی،

33
00:01:33,110 --> 00:01:38,110
‫یعنی این داداشمون هرچی می‌خوان رو داره.

34
00:01:38,390 --> 00:01:41,320
‫نگو خب. خودم می‌دونم.

35
00:01:42,530 --> 00:01:43,490
‫یه موسیقی به ذهنم رسیده!

36
00:01:43,490 --> 00:01:47,330
‫لطفاً به قطعه‌ی «عین چی محسورت شدم» گوش بدید.

37
00:01:47,330 --> 00:01:49,870
‫لیلیانا! که یعنی...

38
00:01:47,760 --> 00:01:54,150
‫کاملاً محسورت شدم، ولی حواسم نیست.

39
00:01:50,750 --> 00:01:56,340
‫احمق، معلومه شخصاً اومدم.

40
00:01:54,150 --> 00:01:59,220
‫پس باید چیکار کنم؟ نمی‌تونیم از عشقم بهت دست بکشم.

41
00:01:56,340 --> 00:01:57,800
‫شـ ـ شاهدخت!

42
00:01:57,800 --> 00:01:59,220
‫حالت خوبه!

43
00:01:59,220 --> 00:02:01,880
‫همیشه دیوونه‌تم، اما بازم...

44
00:01:59,220 --> 00:02:01,880
‫خیلی نگران بود-

45
00:02:04,170 --> 00:02:08,350
‫ارنج‌هام! زانو‌هام! خیلی درد می‌کنن، حس می‌کنم
‫تک تک استخون‌های بدنم شکستن!

46
00:02:08,350 --> 00:02:10,690
‫تک تک دنده‌ها خُرد شدن!

47
00:02:09,500 --> 00:02:10,690
‫آخ-

48
00:02:10,690 --> 00:02:17,840
‫آل، یعنی چی جای همراهی من داری با این
‫رعیت‌ها ول می‌چرخی؟

49
00:02:17,840 --> 00:02:20,450
‫و شلت هم مجبورم کرد دنبالش بگردم.

50
00:02:20,450 --> 00:02:22,450
‫اصلاً می‌تونین گستاخ‌تر از این بشین؟

51
00:02:23,870 --> 00:02:26,950
‫معذرت می‌خوام، پریشیلا-ساما.

52
00:02:26,950 --> 00:02:29,760
‫جدی قولت رو نگه داشتی، نه؟

53
00:02:29,760 --> 00:02:31,830
‫جدی عجب اراده‌ای داری.

54
00:02:31,830 --> 00:02:34,650
‫پس، اون اعلانیه زشته‌ی یکم پیش،

55
00:02:34,650 --> 00:02:36,670
‫صدای تو بود، نه؟

56
00:02:37,000 --> 00:02:38,380
‫اگه بود چی؟

57
00:02:38,380 --> 00:02:40,800
‫همم. نیازی نیست انقدر عصبی بشی.

58
00:02:40,800 --> 00:02:43,860
‫وقتی بحث نتایج باشه، همیشه عادلانه عمل می‌کنم.

59
00:02:43,860 --> 00:02:46,890
‫به‌عنوان جایزه، می‌تونی تو نقشه‌ی
‫کوچیکت منو هم قاطی کنی.

60
00:02:46,890 --> 00:02:48,810
‫بهتره سپاسگزار باشی.

61
00:02:48,810 --> 00:02:51,030
‫شـ ـ شاهدخت، وایسا!

62
00:02:51,030 --> 00:02:54,570
‫نمی‌خوای با فرقه ساحره بجنگی که، نه؟

63
00:02:54,570 --> 00:02:58,270
‫پس آل، می‌گی فرار کنم؟

64
00:02:58,750 --> 00:03:02,030
‫اگه اینطوریه، به‌شدت اشتباه برداشت کردی.

65
00:03:02,720 --> 00:03:06,280
‫خب دیگه، وضعیت رو توضیح بده.

66
00:03:06,280 --> 00:03:09,740
‫باشه بابا شاهدخت!

67
00:03:07,280 --> 00:03:09,740
‫اوتّو، تا سرشون گرمه، یه لحظه وقت داری؟

68
00:03:10,320 --> 00:03:11,620
‫یه سال پیش.

69
00:03:12,250 --> 00:03:16,190
‫اون‌موقع باقی‌مونده‌ی سوخته‌ی کتاب خِرَد
‫ رو توی محراب به‌دست آوردم.

70
00:03:16,190 --> 00:03:18,750
‫پس همونه که رزوال داشت.

71
00:03:19,110 --> 00:03:23,970
‫آره. می‌خواستم محتوای همون رو بررسی کنم.

72
00:03:24,950 --> 00:03:28,930
‫من اصلاً به مرزبان میزرس اعتماد ندارم.

73
00:03:29,740 --> 00:03:31,570
‫به‌جز اتفاقی که تو محراب افتاد،

74
00:03:31,570 --> 00:03:35,770
‫انگار یه نقشه‌ای چیزی تو سرش بود.

75
00:03:35,770 --> 00:03:38,690
‫هرچند انگار همه‌تون گذاشتین قسر در بره.

76
00:03:39,250 --> 00:03:41,690
‫اصلاً اینطور نیست.

77
00:03:41,690 --> 00:03:44,820
‫حقیقتش اینه که به قدرتش نیاز داریم.

78
00:03:45,260 --> 00:03:46,180
‫برای همین...

79
00:03:47,220 --> 00:03:48,480
‫اشکال نداره.

80
00:03:48,480 --> 00:03:51,940
‫برای شما و امیلیا-ساما، به‌نظرم مشکلی نداره.

81
00:03:51,940 --> 00:03:55,060
‫خودم اونقدر حواسم بهش هست که سهم شما هم جبران بشه.

82
00:03:55,530 --> 00:03:57,540
‫سهم ما هم... جبران بشه؟

83
00:03:58,000 --> 00:04:01,880
‫به‌عنوان مأمور امور داخلیتون، تو این یه‌ سال
‫ باهاش کلی ارتباط داشتم،

84
00:04:01,880 --> 00:04:03,010
‫و به چشم دیدمش.

85
00:04:03,600 --> 00:04:08,090
‫طوری رفتار نمی‌کرد که انگار نقشه‌ یا توطئه‌ای تو سرشه
‫که بخواد بابتش عذاب‌وجدان داشته باشه.

86
00:04:08,420 --> 00:04:11,810
‫ولی اگه بخواد با وقفه زمانی کاری کنه چی؟

87
00:04:12,380 --> 00:04:16,740
‫اگه دنبال کتاب خِرَد بود، پس نقشه‌هاش
‫ باید توش نوشته شده باشن.

88
00:04:16,740 --> 00:04:20,310
‫مطمئنم در آینده به‌دردمون می‌خوره.

89
00:04:20,310 --> 00:04:21,570
‫پس تو...

90
00:04:22,000 --> 00:04:26,040
‫می‌خواستم مطمئن بشم کسی از اعضامون آسیب نمی‌بینه.

91
00:04:26,740 --> 00:04:29,410
‫برای همین کتاب خِرَد رو سپردم به یه مرمت‌گر.

92
00:04:29,960 --> 00:04:32,460
‫ببخشید سرخود عمل کردم.

93
00:04:34,470 --> 00:04:37,710
‫دلیلت رو فهمیدم، و فهمیدم جریان کتابه هم چیه.

94
00:04:38,220 --> 00:04:42,360
‫مشکل اینه باهاش چیکار کنیم.

95
00:04:42,360 --> 00:04:44,460
‫مسئولیت پس گیریش گردن منه.

96
00:04:44,870 --> 00:04:47,510
‫فتح برج‌های کنترل اولویت اصلیمونه.

97
00:04:47,510 --> 00:04:49,300
‫نباید تعدادمون براش کم بشه.

98
00:04:49,300 --> 00:04:51,130
‫یادتون رفته تو این شهر خطرناکه،

99
00:04:51,130 --> 00:04:54,890
‫برداشتم استاد شمشیر رو آوردم اینجا؟

100
00:04:57,570 --> 00:05:00,350
‫راست می‌گی. گند نزنی.

101
00:05:01,850 --> 00:05:02,960
‫سوبارو-دونو.

102
00:05:02,960 --> 00:05:04,230
‫ویلهلم-سان؟

103
00:05:04,230 --> 00:05:07,280
‫معذرت می‌خوام حین بحثتون حضور نداشتم.

104
00:05:07,280 --> 00:05:10,280
‫چیزی نبود. بگذریم، کورش-سان چطوره؟

105
00:05:10,640 --> 00:05:13,000
‫تازه بیدار شدن.

106
00:05:13,000 --> 00:05:16,000
‫وضعیتشون هنوز وخیمه،

107
00:05:16,000 --> 00:05:18,500
‫ولی درخواست کردن بیام سراغتون.

108
00:05:18,890 --> 00:05:19,850
‫من؟

109
00:05:24,800 --> 00:05:26,320
‫سوبارو-کیون...

110
00:05:28,160 --> 00:05:30,760
‫هرکاری می‌کنی، نذار به خودشون فشار بیارن.

111
00:05:31,080 --> 00:05:31,990
‫باشه.

112
00:05:41,090 --> 00:05:43,900
‫سـ ـ سوبارو-ساما؟

113
00:05:45,360 --> 00:05:50,900
‫.‫ببخشید... مجبورین منو با این وضع ببینین

114
00:05:51,290 --> 00:05:54,370
‫نه، نگرانش نباش...

115
00:05:54,820 --> 00:05:58,700
‫واقعاً همون نفرین خون اژدهاییه که منم داشتم؟

116
00:06:00,970 --> 00:06:01,750
‫فلیس!

117
00:06:06,400 --> 00:06:09,500
‫کروش-سان، چیکار می‌تونم بکنم؟

118
00:06:10,270 --> 00:06:12,800
‫خیلی خوشحالم... حالتون خوبه...

119
00:06:14,570 --> 00:06:20,480
‫شنیدم... شما هم مثل من غرق در خون اژدها بودین...

120
00:06:20,810 --> 00:06:24,690
‫من که خوبم. تو اینـ-

121
00:06:27,880 --> 00:06:28,780
‫این چیه!؟

122
00:06:29,760 --> 00:06:30,950
‫بذار ببینم.

123
00:06:38,910 --> 00:06:41,580
‫فلیس! دست کروش-سان!

124
00:06:42,380 --> 00:06:46,270
‫وایسا، از بدنش به بدن من منتقل شد؟

125
00:06:46,270 --> 00:06:49,670
‫و - ولی... لمس کردنش بلایی سرم نمیاره!

126
00:06:52,000 --> 00:06:55,060
‫می‌بینی؟ منتقل نمی‌شه! نمی‌تونم...

127
00:06:55,430 --> 00:06:59,100
‫نمی‌تونم بهشون کمک کنم!

128
00:06:59,500 --> 00:07:01,930
‫برو اونور فلیس. می‌خوام مطمئن شم.

129
00:07:18,200 --> 00:07:19,410
‫این...

130
00:07:31,290 --> 00:07:34,490
‫سوبارو-ساما، نکنین.

131
00:07:34,490 --> 00:07:36,750
‫هنوز متوجه نشدین؟

132
00:07:36,750 --> 00:07:37,890
‫چیه؟

133
00:07:45,770 --> 00:07:48,560
‫این باعث نمی‌شه بخوام تردید کنم.

134
00:07:48,560 --> 00:07:51,260
‫سوبارو-ساما، نمی‌شه.

135
00:07:51,260 --> 00:07:53,530
‫نمی‌تونم این محبت رو قبول کنم.

136
00:07:53,530 --> 00:07:57,680
‫مسخره‌بازی در نیار! یکم درد برام چیزی نیست!

137
00:07:57,680 --> 00:08:00,330
‫ممکنه همیشه اینطور نباشه.

138
00:08:01,010 --> 00:08:06,770
‫اگه هردوتامون نتونیم مبارزه کنیم، نتیجه‌ش مرگ‌بار می‌شه.

139
00:08:06,770 --> 00:08:07,540
‫ولی...

140
00:08:08,250 --> 00:08:11,500
‫خودتون گفتین، یادتونه؟

141
00:08:11,500 --> 00:08:14,970
‫که از اینجا به بعدش با خودتونه.

142
00:08:16,080 --> 00:08:18,740
‫اینو به منم بگین.

143
00:08:20,200 --> 00:08:24,270
‫«بقیه‌شو بسپر به خودم.»

144
00:08:27,010 --> 00:08:28,100
‫کروش-سان...

145
00:08:28,410 --> 00:08:30,940
‫خیالت راحت. حسابی استراحت کن.

146
00:08:32,300 --> 00:08:34,400
‫سوبارو-ساما...

147
00:08:34,850 --> 00:08:38,360
‫می‌تونی همه‌چیو بسپری به من.

148
00:08:39,260 --> 00:08:40,130
‫باشه...

149
00:08:43,350 --> 00:08:46,540
‫ببخشید فلیس. باید برم.

150
00:08:46,920 --> 00:08:49,900
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

151
00:08:49,900 --> 00:08:51,500
‫هنوز به کمکت نیازه.

152
00:08:52,080 --> 00:08:55,230
‫مطمئنم کلی آدم دیگه قراره آسیب ببینن.

153
00:08:55,230 --> 00:08:58,830
‫بدون تو کلی زندگی از دست می‌ره.

154
00:08:58,830 --> 00:09:00,470
‫پس انجامش بده.

155
00:09:00,880 --> 00:09:04,640
‫ولی نمی‌تونم به کسی که بیشتر از همه می‌خوام کمک کنم...

156
00:09:04,640 --> 00:09:05,820
‫فلیس...

157
00:09:05,820 --> 00:09:07,810
‫ببخشید. احمقانه بود.

158
00:09:08,520 --> 00:09:11,400
‫لطفاً بذار بیشتر باهاشون تنها بمونم...

159
00:09:16,360 --> 00:09:17,360
‫ممنون.

160
00:09:17,360 --> 00:09:20,740
‫راستش، خودم بیشتر از همه انگیزه گرفتم.

161
00:09:25,440 --> 00:09:26,670
‫سوبارو-دونو.

162
00:09:27,010 --> 00:09:29,660
‫راجع به مبارزه‌ی ساختمون اداری،

163
00:09:29,660 --> 00:09:32,270
‫منم باید یه‌چیزی گزارش بدم.

164
00:09:32,270 --> 00:09:33,170
‫چی شده؟

165
00:09:33,690 --> 00:09:39,260
‫هویت دو عضو فرقه ساحره که با اسقف اعظم گناه بودن.

166
00:09:39,760 --> 00:09:41,910
‫یکی‌شون کورگان هشت دست‌ـه،

167
00:09:41,910 --> 00:09:44,350
‫قوی‌ترین شمشیرزن امپراتوری ولاکیا.

168
00:09:44,900 --> 00:09:48,280
‫یه شمیرزن هشت دسته که از شمشیر سنگین استفاده می‌کنه.

169
00:09:48,280 --> 00:09:51,190
‫هرچند، قرار بوده ده سال پیش مرده باشه.

170
00:09:51,190 --> 00:09:52,910
‫قرار بوده؟

171
00:09:52,910 --> 00:09:54,660
‫و اون‌یکی هم...

172
00:09:56,960 --> 00:10:00,680
‫استاد شمشیر سابق، ترسیا ون آستریا،

173
00:10:00,680 --> 00:10:04,750
‫کسی که ۱۵ سال پیش، تو مبارزه‌ی بزرگ علیه وال سفید مرد...

174
00:10:05,230 --> 00:10:07,040
‫و همسر من.

175
00:10:08,550 --> 00:10:11,250
‫حین جنگ شبه‌انسانات چندین دهه پیش،

176
00:10:11,250 --> 00:10:15,160
‫یکی از هنر ممنوعه‌ی دستکاری اجساد استفاده می‌کرد.

177
00:10:15,160 --> 00:10:17,490
‫اون فرد خیلی وقته مرده،

178
00:10:17,490 --> 00:10:19,670
‫ولی هنر ممنوعه...

179
00:10:19,670 --> 00:10:21,260
‫کنترل اجساد؟

180
00:10:22,540 --> 00:10:26,720
‫از کسایی که احیاء شده بودن به اسم «سربازان جسدی» یاد می‌شد.

181
00:10:26,720 --> 00:10:27,850
‫سربازان جسدی؟

182
00:10:28,360 --> 00:10:31,810
‫لطفاً راجع به این با راینهارد صحبت نکنین.

183
00:10:32,250 --> 00:10:32,900
‫ها؟

184
00:10:36,370 --> 00:10:40,320
‫یعنی... راجع به قضیه‌ی همسرتون بهش نگیم؟

185
00:10:40,870 --> 00:10:45,960
‫در جریانین حصار الهی استاد شمشیر چیز خیلی به‌خصوصیه؟

186
00:10:45,960 --> 00:10:48,450
‫می‌دونم تمام استادان شمشیر داشتنش،

187
00:10:48,450 --> 00:10:51,830
‫و خیلی قوی‌شون می‌کنه... ولی همه‌ش همین.

188
00:10:52,130 --> 00:10:54,740
‫به‌طور کلی بخوام بگم، این توضیح درستیه.

189
00:10:54,740 --> 00:10:59,530
‫ولی یه‌چیزی هست که باعث می‌شه با
‫حصارهای الهی دیگه فرق داشته باشه:

190
00:11:00,080 --> 00:11:02,800
‫اینکه وراثتیه.

191
00:11:03,130 --> 00:11:05,280
‫یه حصار الهی وراثتی؟

192
00:11:05,280 --> 00:11:08,260
‫در نسل‌های پیاپی خاندان آستریا ساکن بوده،

193
00:11:08,720 --> 00:11:12,580
‫و اونه که مشخص می‌کنه بین خاندان، استاد شمشیر بعدی کیه.

194
00:11:12,580 --> 00:11:16,800
‫حصار الهی همسرم هم همینطوری به راینهارد به ارث رسید.

195
00:11:16,800 --> 00:11:19,110
‫حصار الهی‌ای که نسل به نسل تو یه خاندان منتقل می‌شه...

196
00:11:19,110 --> 00:11:21,990
‫و بعد از مرگ همسرتون به راینهارد رسید؟

197
00:11:22,780 --> 00:11:25,950
‫حین مبارزه با وال سفید اتفاق افتاد.

198
00:11:27,620 --> 00:11:30,760
‫موقع مبارزه همسرم حصار الهی رو از دست داد،

199
00:11:30,760 --> 00:11:34,370
‫و مجبور شد به‌عنوان یه زن عادی پشت بقیه حرکت کنه.

200
00:11:34,970 --> 00:11:39,240
‫من بودم که شمشیرش رو ازش گرفتم.

201
00:11:39,240 --> 00:11:42,990
‫همسرم که خدای شمشیر عاشقش بود
‫رو مجبور کردم شمشیرش رو ول کنه،

202
00:11:42,990 --> 00:11:44,380
‫و باعث به‌سر اومدن پایانش شدم.

203
00:11:44,800 --> 00:11:46,480
‫ویلهلم-سان...

204
00:11:46,480 --> 00:11:49,970
‫درسته وقتی راینهارد حصار الهیش
‫ رو به‌ارث برد، سرزنشش کردم.

205
00:11:50,420 --> 00:11:52,390
‫کسی که عزادار مرگ همسرم بود،

206
00:11:52,390 --> 00:11:56,080
‫نوه‌ی جوونم که بار سرنوشت زیادی سنگینی به دوشش افتاده بود،

207
00:11:56,080 --> 00:11:58,550
‫نمی‌تونستم ببخشمش.

208
00:11:58,550 --> 00:12:00,070
‫از صمیم قلب بابتش پشیمونم.

209
00:12:00,730 --> 00:12:05,470
‫راینهارد مسئولیتی در قبال مرگ همسرم نداره.

210
00:12:05,470 --> 00:12:07,200
‫حتی اگه بهش نگم،

211
00:12:07,200 --> 00:12:10,560
‫راهی نیست که بتونیم بفهمیم سربازان
‫ جسدی کجا پیداشون می‌شه.

212
00:12:10,560 --> 00:12:13,920
‫اون باید آخرین نگرانی‌مون باشه.

213
00:12:14,720 --> 00:12:20,700
‫شکی ندارم همسرم، ترسیا میاد دنبالم.

214
00:12:22,840 --> 00:12:24,480
‫جدی هستی؟

215
00:12:24,480 --> 00:12:26,470
‫مجبورم نکن حرفمو تکرار کنم.

216
00:12:27,240 --> 00:12:30,850
‫من سر این «خشم» که می‌گن
‫تو ناحیه چهاره رو می‌برم.

217
00:12:30,850 --> 00:12:33,420
‫من و این آوازخون باهم البته.

218
00:12:33,420 --> 00:12:37,490
‫وایسا، وایسا، وایسا! چرا از یکم
‫پیش تاحالا داری اسم منو میاری؟

219
00:12:37,820 --> 00:12:40,550
‫به چشم دیدم که ترانه‌هات قلب

220
00:12:40,550 --> 00:12:44,040
‫رعایایی که در پناهگاه بودن رو به لرزه انداخت.

221
00:12:44,040 --> 00:12:46,520
‫فقط کافیه همون کار رو بکنی.

222
00:12:46,520 --> 00:12:47,740
‫مگه نه احمق خان؟

223
00:12:48,140 --> 00:12:54,550
‫درسته، می‌تونم تصور کنم که صداش به
‫همراه کله‌پوکیش قدرت خشم رو خنثی کنه.

224
00:12:54,550 --> 00:12:56,220
‫ولی صد در صدی نیست.

225
00:12:56,570 --> 00:12:57,950
‫صد در صدی؟

226
00:12:57,950 --> 00:13:00,130
‫راهی داری که مطمئن بشیم؟

227
00:13:06,800 --> 00:13:08,420
‫الان موهبتی بهم رسید.

228
00:13:08,420 --> 00:13:09,970
‫ها؟ موهبت داشتن فرزند؟

229
00:13:09,970 --> 00:13:11,530
‫موهبت حصار الهی قضاوت.

230
00:13:11,970 --> 00:13:15,630
‫می‌تونم با نگاه به هرشخص،
‫موهبت حصار الهیش رو ببینم.

231
00:13:19,220 --> 00:13:20,870
‫انتظارش رو نداشتم.

232
00:13:20,870 --> 00:13:24,210
‫اون واقعاً دارای موهبت حصار الهی تله‌پاتیه.

233
00:13:24,210 --> 00:13:27,320
‫ترانه‌خوانی... فکرشو نکرده بودم.

234
00:13:27,320 --> 00:13:29,250
‫تعجب من بیشتر بخاطر توـه!

235
00:13:29,250 --> 00:13:30,840
‫گفتی همین الان چی گرفتی؟!

236
00:13:30,840 --> 00:13:33,180
‫این حرفایی که درمورد من می‌زنید...

237
00:13:33,180 --> 00:13:37,560
‫مطمئن نیستم بتونم انتظاراتتون رو برآورده کنم.

238
00:13:38,220 --> 00:13:39,180
‫که اینطور.

239
00:13:39,180 --> 00:13:44,550
‫پس به بی‌تأثیری ترانه‌های اجدادت اعتراف می‌کنی؟

240
00:13:44,550 --> 00:13:46,440
‫منظورت چیه؟!

241
00:13:46,440 --> 00:13:50,150
‫در چنین زمان‌هایی، وقتی قلب مردم
‫به دنبال رستگاریه، ترانه‌هایی که

242
00:13:50,150 --> 00:13:52,700
‫این همه مدت با چنان تعلق
‫خاطری خوندی، آب رفته

243
00:13:52,700 --> 00:13:55,060
‫و صدات هم دیگه کار نمی‌ده؟

244
00:13:55,060 --> 00:13:57,450
‫همچین آدم بدردنخوری رو کی‌ می‌خواد؟

245
00:13:57,450 --> 00:14:00,820
‫ها؟ ها، جدی؟ می‌خوای این حرفو پیش بکشی؟

246
00:14:00,820 --> 00:14:02,750
‫شروع کردی نه؟!

247
00:14:02,750 --> 00:14:05,730
‫خیلی خب! نشونت می‌دم!

248
00:14:05,730 --> 00:14:07,860
‫خیلیم خوب! پس خوب گوش بده!

249
00:14:07,860 --> 00:14:10,440
‫اگه ساکت بمونم آبروی همه خانوما می‌ره!

250
00:14:10,960 --> 00:14:13,110
‫می‌خواستم یه نوحه در سوگ کیریتاکا-سان بخونم،

251
00:14:13,110 --> 00:14:16,280
‫کسی که بطرز وحشتناکی روی سطح آب این شهر افتاد،

252
00:14:16,280 --> 00:14:17,680
‫ولی فراموشش کن!

253
00:14:17,680 --> 00:14:21,140
‫همه چیو بسپر به لیلیانا!

254
00:14:21,140 --> 00:14:25,640
‫پس خشم رو می‌سپریم به پریشیلا و لیلیانا، آره؟

255
00:14:26,010 --> 00:14:28,820
‫خب، من که حداقل متقاعد شدم.

256
00:14:28,820 --> 00:14:30,860
‫شما هم مشکلی ندارید دیگه؟

257
00:14:31,170 --> 00:14:34,540
‫پس، شهوت در ناحیه یک.

258
00:14:34,540 --> 00:14:37,260
‫احتمالاً اکثر نیروهای دشمن اینجا متمرکز هستن.

259
00:14:37,260 --> 00:14:40,680
‫اسقف اعظم و اون دو عضو فرقه.

260
00:14:40,680 --> 00:14:42,240
‫و شاید جونورای جادویی.

261
00:14:42,620 --> 00:14:47,180
‫و تو فکر می‌کنی که خود شهوت همه اون‌ها رو ساخته؟

262
00:14:47,180 --> 00:14:50,990
‫جونورای جادویی که خیلی
‫محتمله، با توجه به طبیعتشون.

263
00:14:50,990 --> 00:14:52,330
‫و اون دو عضو فرقه‌ـ

264
00:14:52,330 --> 00:14:56,970
‫احتمالاً سربازان جسیدی هستن، شمشیرزنانی
‫که توسط یک جادوی ممنوعه کنترل می‌شن.

265
00:14:56,970 --> 00:15:00,960
‫یعنی می‌گی اون‌ها شمشیرزنایی
‫هستن که از مرگ برگردونده شدن؟

266
00:15:00,960 --> 00:15:04,600
‫پس در اینصورت، اونی که من باهاش
‫مبارزه کردم کورگان هشت دست بوده.

267
00:15:05,030 --> 00:15:08,200
‫هشت تا دست داشت و خــــیلــــی قوی بود.

268
00:15:08,200 --> 00:15:10,080
‫هیچکس دیگه نمی‌تونه باشه.

269
00:15:10,080 --> 00:15:13,610
‫اون زنه هم احتمالاً یکی در سطح همون بوده.

270
00:15:13,610 --> 00:15:17,320
‫و این جادوی ممنوعه که به
‫مرده‌ها بی‌حرمتی می‌کنه

271
00:15:17,320 --> 00:15:21,620
‫فقط یه منحرفی مثل اسقف
‫اعظم شهوت برمیاد، درسته؟

272
00:15:21,620 --> 00:15:23,200
‫نه، می‌فهمم چی‌ می‌گی.

273
00:15:23,560 --> 00:15:28,970
‫آره، برای همین می‌خوام شهوت
‫رو به ویلهلم-سان و گارفیل بسپرم.

274
00:15:28,970 --> 00:15:30,330
‫ها؟! رئیس؟!

275
00:15:30,730 --> 00:15:34,070
‫رئیس، مگه قرار نیست امیلیا-ساما رو نجات بدیم؟!

276
00:15:34,070 --> 00:15:35,550
‫پس منم‌ــ

277
00:15:35,550 --> 00:15:39,510
‫شنیدن این حرفت باعث خوشحالیه.

278
00:15:39,840 --> 00:15:44,900
‫ولی یادت رفته؟ حسابای خودت رو باید صاف کنی.

279
00:15:49,250 --> 00:15:54,170
‫کروش-ساما درحال حاضر بخاطر اعمالی
‫که شهوت انجام داده درد می‌کشه.

280
00:15:54,170 --> 00:15:57,570
‫بخاطر اربابم، باعث افتخارمه اگر اجازه بدید من‌ــ

281
00:15:57,570 --> 00:15:58,600
‫من مخالفم.

282
00:15:58,890 --> 00:16:00,350
‫راینهارد؟

283
00:16:00,350 --> 00:16:03,300
‫درحال حاضر، ذهن پدربزرگم آشفته‌ست.

284
00:16:03,300 --> 00:16:05,570
‫من باید کسی باشم که اینکار رو انجام می‌ده.

285
00:16:05,570 --> 00:16:09,870
‫راینهارد، فراموش کردی که من کی هستم؟

286
00:16:09,870 --> 00:16:11,490
‫ولی پدربزرگ‌ــ

287
00:16:11,490 --> 00:16:13,630
‫من کسی هستم که بهش می‌گن اهریمن شمشیر.

288
00:16:13,630 --> 00:16:15,600
‫کل زندگیم توی میدون جنگ بودم،

289
00:16:15,600 --> 00:16:17,950
‫داشتن ذهن آشفته برام یه چیز طبیعیه.

290
00:16:18,510 --> 00:16:21,720
‫شاید بعد از ۱۴ سال، شمشیرم زنگ زده باشه

291
00:16:21,720 --> 00:16:25,320
‫ولی برای گرفتن انقام همسرم، به
‫اندازه کافی همچنان بُرّنده‌ست.

292
00:16:25,320 --> 00:16:27,540
‫هنوز وقتش نرسیده که اون رو غلاف کنم.

293
00:16:28,630 --> 00:16:30,050
‫سوبارو-دونو.

294
00:16:30,390 --> 00:16:33,220
‫لطفاً راینهارد رو به نبرد خودتون ببرید.

295
00:16:33,720 --> 00:16:37,690
‫دقیقاً قصدم بود که همین حرف رو بزنم.

296
00:16:38,140 --> 00:16:42,280
‫ازت می‌خوام که با من دربرابر طمع بجنگی،

297
00:16:42,280 --> 00:16:47,700
‫می‌دونم که قوی‌ترین رو به جنگ
‫شکست‌ناپذیر فرستادن کار سختیه.

298
00:16:48,490 --> 00:16:50,360
‫منم همین رو ازت می‌خوام!

299
00:16:50,360 --> 00:16:53,120
‫می‌شه به رئیس و امیلیا-ساما کمک کنی؟

300
00:16:54,770 --> 00:16:56,210
‫در اینصورت، بهم قول بده.

301
00:16:56,890 --> 00:17:01,030
‫همونطور که تو به امید من
‫هستی، من هم به امید تو هستم.

302
00:17:01,030 --> 00:17:03,800
‫هردوی ما هرطور که شده مأموریتمون
‫رو به انجام می‌رسونیم.

303
00:17:04,140 --> 00:17:05,890
‫آره! بسپرش به خودم!

304
00:17:06,230 --> 00:17:09,010
‫به پیروزی تو و پدربزرگ ایمان دارم.

305
00:17:09,010 --> 00:17:10,600
‫من شمشیر سوبارو می‌شم.

306
00:17:14,520 --> 00:17:17,330
‫شرمنده که همیشه ازت یه چیزی می‌خوام.

307
00:17:17,330 --> 00:17:20,270
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که کمبودهات رو جبران کنم.

308
00:17:20,270 --> 00:17:21,610
‫می‌تونی روم حساب کنی!

309
00:17:23,170 --> 00:17:23,940
‫چی شده؟

310
00:17:25,450 --> 00:17:28,280
‫گمونم برای تو کار خیلی راحتیه.

311
00:17:28,680 --> 00:17:31,320
‫خیلی خب. ایمان دارم

312
00:17:31,320 --> 00:17:35,660
‫که می‌تونی کمبودها و
‫کاستی‌های من رو جبران کنی.

313
00:17:35,660 --> 00:17:37,000
‫آـ‌آره!

314
00:17:37,000 --> 00:17:39,120
‫انتظاراتت رو ببر بالا!

315
00:17:39,120 --> 00:17:41,090
‫منم همه امیدم به توـه!

316
00:17:42,800 --> 00:17:46,390
‫پس، درمورد آخری که شکم پرستی می‌شه...

317
00:17:46,660 --> 00:17:47,330
‫بله.

318
00:17:48,200 --> 00:17:50,850
‫شکم پرستی رو به من و ریکاردو بسپارید.

319
00:17:50,850 --> 00:17:52,580
‫کی بهت اجازه داد از طرف من حرف بزنی؟!

320
00:17:52,580 --> 00:17:54,040
‫البته، کی بدش میاد.

321
00:17:54,040 --> 00:17:54,810
‫زحمتش رو بکش.

322
00:17:55,160 --> 00:17:58,460
‫و من و فلیس هم در ساختمون اداری می‌مونیم.

323
00:17:58,460 --> 00:17:59,650
‫اینم از این.

324
00:17:59,650 --> 00:18:01,810
‫خیلی خب! بیاین انجامش بدیم بچه‌ها!

325
00:18:01,810 --> 00:18:03,070
‫برنده این نبرد...

326
00:18:06,070 --> 00:18:08,530
‫ماییم!

327
00:18:13,270 --> 00:18:14,830
‫شوکه شدم!

328
00:18:14,830 --> 00:18:19,290
‫لباس قبلیت هم قشنگ بود، ولی توی
‫لباس عروس واقعاً دوست‌داشتنی هستی!

329
00:18:19,640 --> 00:18:23,510
‫واقعاً تو کل دنیا هیچ زوجی بیشتر از ما به هم نمیان!

330
00:18:23,920 --> 00:18:29,220
‫با دیدنت، فهمیدم که کار درستی کردم که شماره ۷۹ رو برات نگه داشتم.

331
00:18:29,220 --> 00:18:31,470
‫چرا فقط اون شماره رو خالی نگه داشتی؟

332
00:18:31,470 --> 00:18:37,230
‫خب می‌دونی، قبلاً یه زنی بود که
‫وقتی دیدمش، فکر کردم انتخاب درستیه،

333
00:18:37,630 --> 00:18:41,940
‫ولی قبل از اینکه ازدواج کنیم، فهمیدم که انتخاب
‫مناسبی نیست و اون شماره رو خالی نگه‌ داشتم.

334
00:18:41,940 --> 00:18:44,540
‫و بخاطر اون تصمیم، تو رو ملاقات کردم.

335
00:18:44,540 --> 00:18:47,230
‫انگار واقعاً سرنوشت ما دو تا رو به هم رسونده!

336
00:18:47,740 --> 00:18:49,700
‫قبلاً خالی بوده؟

337
00:18:49,700 --> 00:18:53,570
‫خیلی خب، بیا زودتر ازدواج کنیم.

338
00:18:53,570 --> 00:18:54,660
‫رگولوس، می‌گم...

339
00:18:55,090 --> 00:18:59,130
‫قبل از اینکه باهات ازدواج کنم،
‫چندتا چیز هست که می‌خوام بهت بگم.

340
00:19:01,880 --> 00:19:06,090
‫راستش، منم یه چیزایی رو باید بهت بگم.

341
00:19:06,410 --> 00:19:11,390
‫نگران نباش! این چیزا
‫رو هر عروسی باید بدونه.

342
00:19:12,130 --> 00:19:13,680
‫اول از همه...

343
00:19:14,870 --> 00:19:19,400
‫بعد از اینکه با من ازدواج کردی، حق نداری لبخند بزنی.

344
00:19:19,770 --> 00:19:20,420
‫ها؟

345
00:19:20,420 --> 00:19:23,200
‫اون دخترا رو دیدی که تو
‫حالت معمولی خوشگل و نازن،

346
00:19:23,200 --> 00:19:25,890
‫ولی وقتی می‌خندن حالت ازشون بهم می‌خوره؟

347
00:19:25,890 --> 00:19:29,110
‫من اصلاً نمی‌تونم اونا رو تحمل کنم!

348
00:19:29,460 --> 00:19:33,100
‫برای همین، هرگونه حالت صورتی ممنوعه.

349
00:19:34,200 --> 00:19:34,990
‫لبخند نزن.

350
00:19:34,990 --> 00:19:35,610
‫گریه نکن.

351
00:19:35,610 --> 00:19:36,400
‫عصبانی نشو.

352
00:19:36,400 --> 00:19:37,610
‫خوشحال نباش!

353
00:19:37,610 --> 00:19:40,360
‫فقط صورت نازت رو همینطور نگه‌دار.

354
00:19:40,880 --> 00:19:42,540
‫این خیلی‌ـ

355
00:19:42,540 --> 00:19:43,670
‫ببین!

356
00:19:44,080 --> 00:19:47,830
‫نکنه احیاناً با من مشکلی چیزی داری؟

357
00:19:47,830 --> 00:19:50,920
‫اونم بعد از اینکه انقدر ملاحظه‌ات
‫رو کردم و باهات راه اومدم!

358
00:19:50,920 --> 00:19:53,750
‫تو اصلاً مهربونی منو درک نمی‌کنی، نه؟

359
00:19:53,750 --> 00:19:58,280
‫درواقع، داری من رو کوچیک می‌کنی!

360
00:19:58,280 --> 00:20:01,000
‫این برخلاف حقوق منه!

361
00:20:01,000 --> 00:20:02,690
‫غیرقابل بخششه!

362
00:20:03,110 --> 00:20:08,040
‫بنظر من، ازدواج شادترین کار دنیاست.

363
00:20:08,040 --> 00:20:09,400
‫ها؟!

364
00:20:09,820 --> 00:20:14,620
‫ازدواج مراسمیه که خواست کنارهم
‫بودن دو عاشق رو مجسم می‌کنه.

365
00:20:14,620 --> 00:20:18,090
‫وقتی بین این همه آدم، عاشق یک نفر می‌شی،

366
00:20:18,090 --> 00:20:20,790
‫و اون شخص هم همین احساس رو نسبت بهت داره...

367
00:20:20,790 --> 00:20:23,630
‫بنظر من واقعاً چیز فوق‌العاده‌ایه.

368
00:20:24,350 --> 00:20:25,720
‫رگولوس، می‌گم،

369
00:20:25,720 --> 00:20:28,970
‫چرا همسرهات رو با شماره صدا می‌زنی؟

370
00:20:28,970 --> 00:20:31,400
‫گیر دادی به چیزی که صداشون می‌زنم؟

371
00:20:31,400 --> 00:20:34,590
‫این دقیقاً مثل اینه که یه نفر فقط به ظاهر اهمیت بده.

372
00:20:34,590 --> 00:20:37,310
‫رابطه از اون سطحی‌تر نداریم.

373
00:20:37,310 --> 00:20:41,890
‫ولی وقتی سوبارو من رو «امیلیا-تان»
‫صدا می‌زنه، بدم نمیاد.

374
00:20:42,140 --> 00:20:43,600
‫سوبارو؟

375
00:20:44,020 --> 00:20:48,900
‫با «امیلیا-تان» صدا زدن من،
‫احساساتش رو بهم منتقل می‌کنه.

376
00:20:48,900 --> 00:20:51,310
‫و وقتی هرازگاهی من رو «امیلیا» صدا می‌زنه،

377
00:20:51,310 --> 00:20:53,610
‫همون لحظه متوجه می‌شم که موقعیت خاصیه.

378
00:20:53,610 --> 00:20:56,440
‫بنظرمن این اصلاً بی فایده‌ نیست.

379
00:20:56,440 --> 00:20:59,750
‫اسم‌ها انواع و اقسام احساسات رو منقل می‌کنن.

380
00:20:59,750 --> 00:21:02,740
‫وایسا ببینم، این سوبارو که می‌گی کیه؟

381
00:21:02,740 --> 00:21:05,180
‫اون اسم یه مرده، درسته؟

382
00:21:05,180 --> 00:21:07,760
‫زنی که دارم باهاش ازدواج می‌کنم

383
00:21:07,760 --> 00:21:12,600
‫تو عروسیم داره جلوی همسرش از یه مرد دیگه حرف می‌زنه؟

384
00:21:12,600 --> 00:21:15,240
‫بنظرت این یکم غیرمنطقی نیست؟

385
00:21:15,240 --> 00:21:19,120
‫حتی اگه کسی باشه که خیلی
‫نمی‌شناسیش، باز هم دردناکه!

386
00:21:19,120 --> 00:21:19,640
‫فهمیدی؟

387
00:21:19,640 --> 00:21:22,370
‫اون کسی نیست که کامل نشناسمش.

388
00:21:22,370 --> 00:21:25,370
‫سوبارو تنها شوالیه منه.

389
00:21:25,370 --> 00:21:28,340
‫و کسیه که وقتی اسمم رو صدا
‫می‌زنه، بهم می‌گه عاشقمه.

390
00:21:31,570 --> 00:21:32,780
‫تکون نخور.

391
00:21:33,220 --> 00:21:36,160
‫هرکس تکون بخوره از گردن به پایین محو می‌شه.

392
00:21:36,800 --> 00:21:38,290
‫توضیح بده.

393
00:21:38,290 --> 00:21:43,270
‫با دقت کلماتت رو انتخاب کن و مطمئن
‫شو که اشتباه برداشت نمی‌کنم.

394
00:21:43,270 --> 00:21:47,360
‫قصد ندارم که این عروسی رو به عذا تبدیل کنم.

395
00:21:47,620 --> 00:21:50,960
‫خب؟ فهمیدی دیگه؟

396
00:21:51,450 --> 00:21:55,730
‫ازدواج برای زن و مردیه که همدیگه رو دوست دارن.

397
00:21:55,730 --> 00:21:59,310
‫ولی من حق انجام اینکار رو ندارم.

398
00:21:59,310 --> 00:22:04,270
‫چون من نمی‌دونم که یه زن
‫چطور باید عاشق مردی باشه.

399
00:22:04,270 --> 00:22:08,810
‫برای همین... با اینکه سوبارو
‫این همه بهم می‌گه دوستم داره،

400
00:22:08,810 --> 00:22:13,260
‫نمی‌تونم جوابی که می‌خواد و
‫حتی جوابی که نمی‌خواد رو بهش بدم.

401
00:22:13,570 --> 00:22:15,570
‫می‌دونم این کار ظالمانه‌ایه،

402
00:22:15,570 --> 00:22:18,770
‫و دارم باعث آزار و اذیتش می‌شم.

403
00:22:18,770 --> 00:22:23,010
‫ولی با اینحال، با اینکه هنوز حتی
‫نمی‌دونم که دوست داشتن یک نفر یعنی چه،

404
00:22:23,010 --> 00:22:25,710
‫می‌دونم که یک روز عاشق یک نفر می‌شم.

405
00:22:26,020 --> 00:22:29,430
‫یک نفر رو اونطور که زن‌ها
‫عشق می‌ورزن، دوست خواهم داشت.

406
00:22:29,430 --> 00:22:33,840
‫و همین الانش هم تصمیم گرفتم که
‫وقتی زمانش رسید، اون یه نفر کی باشه.

407
00:22:33,840 --> 00:22:34,850
‫برای همین...

408
00:22:35,390 --> 00:22:38,120
‫نمی‌تونم مال تو باشم.

409
00:22:39,580 --> 00:22:40,960
‫اوه، جدی؟!

410
00:22:41,280 --> 00:22:42,800
‫منم...

411
00:22:42,800 --> 00:22:47,390
‫نمی‌خوام زن هرزه‌ای مثل تو رو به همسری بگیرم!

412
00:22:47,390 --> 00:22:48,850
‫و واقعاً هم خوشحالم!

413
00:22:53,850 --> 00:22:57,890
‫ای بابا! جفتمون همزمان درو لگد کردیم،
‫ولی نتیجه‌اش از زمین تا آسمون فرق داشت!

414
00:22:57,890 --> 00:22:59,410
‫این پاها چیه تو داری؟

415
00:22:59,410 --> 00:23:01,860
‫شرمنده. نتونستم قدرتمو کنترل کنم.

416
00:23:01,860 --> 00:23:05,420
‫«ورود ناگهانیت» خیلی باحال‌تر از من  شد خب!

417
00:23:06,510 --> 00:23:11,090
‫خیلی دل و جرأت دارید که مراسم
‫مقدسی مثل عروسی رو خراب می‌کنید.

418
00:23:11,410 --> 00:23:15,220
‫یادم نمیاد هیچ مردی رو به این عروسی دعوت کرده باشم.

419
00:23:15,220 --> 00:23:17,460
‫شما دقیقاً کی هستید،

420
00:23:17,460 --> 00:23:20,050
‫و چه هدیه ازدواجی آوردید؟

421
00:23:20,510 --> 00:23:23,310
‫من شوالیه روحی هستم که
‫روح همکارم همراهم نیست،

422
00:23:23,310 --> 00:23:24,520
‫ناتسوکی سوبارو!

423
00:23:23,770 --> 00:23:33,770
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

424
00:23:24,940 --> 00:23:28,730
‫دارنده عنوان استاد
‫شمشیرزنی، راینهارد ون آستریا.

425
00:23:30,730 --> 00:23:33,770
‫اومدیم که با این ازدواج مخالفت کنیم!

426
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫کسی

427
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫ که

428
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫ روزی

429
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫ دوستش

430
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫ خواهم

431
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫ داشت

432
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫Shinsekai Yuri             Tenshi Hunter

433
00:23:35,030 --> 00:23:40,020
‫‫‫ـ ترجمه از ـ

434
00:23:35,840 --> 00:23:39,550
‫اومدم عروست رو بدزدم!
