WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:02.440 --> 00:05.890
‫خب حالا که راینهارد-کون اینا هم اومدن، جمع‌مون جمعه.

00:05.890 --> 00:08.990
‫وقتشه راجع به چهار درخواست فرقه ساحره حرف بزنیم.

00:08.990 --> 00:09.890
‫دقیقاً.

00:10.220 --> 00:12.640
‫باقی‌مونده‌های ساحره، دختر مو نقره‌ای،

00:12.640 --> 00:15.510
‫و روح‌های مصنوعی رو می‌دونیم.

00:15.510 --> 00:18.100
‫آره. و آخریش هم بئاتریسه.

00:18.100 --> 00:20.370
‫درسته. ولی کتاب خِرَد...

00:20.370 --> 00:22.110
‫کتاب خِرَد، نه؟

00:22.110 --> 00:24.200
‫همچین چیزی اصلاً وجود داره؟

00:24.200 --> 00:26.570
‫با اجازه‌تون... راجع به کتاب خِرَد...

00:27.180 --> 00:30.050
‫من آوردمش تو این منطقه.

00:30.840 --> 00:35.000
‫جــــــــــان؟!

00:36.970 --> 00:39.850
‫چـ ـ چرا کتاب خِرَد دستت بود؟!

00:40.200 --> 00:41.870
‫بعداً توضیح می‌دم.

00:41.870 --> 00:46.850
‫کتاب خِرَد نمونه‌ی اولیه‌ی کتاب‌های
‫مقدسیه که تو فرقه دارن.

00:47.350 --> 00:48.800
‫نمونه‌ی اولیه‌شونه؟

00:48.800 --> 00:52.470
‫پس معلوم شد برای چی انقدر دربه‌در دنبالشن.

00:52.470 --> 00:56.250
‫آره، ولی وقتی به‌دستش آوردم،

00:56.250 --> 00:59.500
‫سوزونده بودنش، و می شه گفت غیرقابل استفاده بود،

00:59.500 --> 01:02.330
‫برای همین سپردمش به متخصص‌هایی که
‫ سعی دارن بازیابیش کنن.

01:02.330 --> 01:05.460
‫بعد از اینکه سوخته بود؟ ممکنه؟

01:05.460 --> 01:06.720
‫پس...

01:07.920 --> 01:10.090
‫بعد از اینکه دیروز جدا شدیم...

01:10.090 --> 01:11.130
‫بله، دقیقاً.

01:11.650 --> 01:17.090
‫جزئیات اینکه چطور به‌دست آوردمش و اینکه بعد از بازیابی
‫می‌خواستم باهاش چیکار کنم رو بیخیال می‌شم.

01:17.090 --> 01:19.940
‫اون چیزا مسائل داخلی حساب می‌شه.

01:19.940 --> 01:22.370
‫زیادی فضولی نمی‌کنم،

01:22.370 --> 01:25.470
‫ولی الان می‌دونیم تمام چیزایی که دنبالشونن کجان.

01:25.470 --> 01:29.060
‫آره، اما نمی‌تونیم هیچکدوم‌شون رو بدیم به فرقه.

01:29.360 --> 01:31.440
‫تصمیم‌مون همین بود، نه؟

01:31.440 --> 01:33.110
‫آره، ولی می‌دونی،

01:33.110 --> 01:38.110
‫یعنی این داداشمون هرچی می‌خوان رو داره.

01:38.390 --> 01:41.320
‫نگو خب. خودم می‌دونم.

01:42.530 --> 01:43.490
‫یه موسیقی به ذهنم رسیده!

01:43.490 --> 01:47.330
‫لطفاً به قطعه‌ی «عین چی محسورت شدم» گوش بدید.

01:47.330 --> 01:49.870
‫لیلیانا! که یعنی...

01:47.760 --> 01:54.150
‫کاملاً محسورت شدم، ولی حواسم نیست.

01:50.750 --> 01:56.340
‫احمق، معلومه شخصاً اومدم.

01:54.150 --> 01:59.220
‫پس باید چیکار کنم؟ نمی‌تونیم از عشقم بهت دست بکشم.

01:56.340 --> 01:57.800
‫شـ ـ شاهدخت!

01:57.800 --> 01:59.220
‫حالت خوبه!

01:59.220 --> 02:01.880
‫همیشه دیوونه‌تم، اما بازم...

01:59.220 --> 02:01.880
‫خیلی نگران بود-

02:04.170 --> 02:08.350
‫ارنج‌هام! زانو‌هام! خیلی درد می‌کنن، حس می‌کنم
‫تک تک استخون‌های بدنم شکستن!

02:08.350 --> 02:10.690
‫تک تک دنده‌ها خُرد شدن!

02:09.500 --> 02:10.690
‫آخ-

02:10.690 --> 02:17.840
‫آل، یعنی چی جای همراهی من داری با این
‫رعیت‌ها ول می‌چرخی؟

02:17.840 --> 02:20.450
‫و شلت هم مجبورم کرد دنبالش بگردم.

02:20.450 --> 02:22.450
‫اصلاً می‌تونین گستاخ‌تر از این بشین؟

02:23.870 --> 02:26.950
‫معذرت می‌خوام، پریشیلا-ساما.

02:26.950 --> 02:29.760
‫جدی قولت رو نگه داشتی، نه؟

02:29.760 --> 02:31.830
‫جدی عجب اراده‌ای داری.

02:31.830 --> 02:34.650
‫پس، اون اعلانیه زشته‌ی یکم پیش،

02:34.650 --> 02:36.670
‫صدای تو بود، نه؟

02:37.000 --> 02:38.380
‫اگه بود چی؟

02:38.380 --> 02:40.800
‫همم. نیازی نیست انقدر عصبی بشی.

02:40.800 --> 02:43.860
‫وقتی بحث نتایج باشه، همیشه عادلانه عمل می‌کنم.

02:43.860 --> 02:46.890
‫به‌عنوان جایزه، می‌تونی تو نقشه‌ی
‫کوچیکت منو هم قاطی کنی.

02:46.890 --> 02:48.810
‫بهتره سپاسگزار باشی.

02:48.810 --> 02:51.030
‫شـ ـ شاهدخت، وایسا!

02:51.030 --> 02:54.570
‫نمی‌خوای با فرقه ساحره بجنگی که، نه؟

02:54.570 --> 02:58.270
‫پس آل، می‌گی فرار کنم؟

02:58.750 --> 03:02.030
‫اگه اینطوریه، به‌شدت اشتباه برداشت کردی.

03:02.720 --> 03:06.280
‫خب دیگه، وضعیت رو توضیح بده.

03:06.280 --> 03:09.740
‫باشه بابا شاهدخت!

03:07.280 --> 03:09.740
‫اوتّو، تا سرشون گرمه، یه لحظه وقت داری؟

03:10.320 --> 03:11.620
‫یه سال پیش.

03:12.250 --> 03:16.190
‫اون‌موقع باقی‌مونده‌ی سوخته‌ی کتاب خِرَد
‫ رو توی محراب به‌دست آوردم.

03:16.190 --> 03:18.750
‫پس همونه که رزوال داشت.

03:19.110 --> 03:23.970
‫آره. می‌خواستم محتوای همون رو بررسی کنم.

03:24.950 --> 03:28.930
‫من اصلاً به مرزبان میزرس اعتماد ندارم.

03:29.740 --> 03:31.570
‫به‌جز اتفاقی که تو محراب افتاد،

03:31.570 --> 03:35.770
‫انگار یه نقشه‌ای چیزی تو سرش بود.

03:35.770 --> 03:38.690
‫هرچند انگار همه‌تون گذاشتین قسر در بره.

03:39.250 --> 03:41.690
‫اصلاً اینطور نیست.

03:41.690 --> 03:44.820
‫حقیقتش اینه که به قدرتش نیاز داریم.

03:45.260 --> 03:46.180
‫برای همین...

03:47.220 --> 03:48.480
‫اشکال نداره.

03:48.480 --> 03:51.940
‫برای شما و امیلیا-ساما، به‌نظرم مشکلی نداره.

03:51.940 --> 03:55.060
‫خودم اونقدر حواسم بهش هست که سهم شما هم جبران بشه.

03:55.530 --> 03:57.540
‫سهم ما هم... جبران بشه؟

03:58.000 --> 04:01.880
‫به‌عنوان مأمور امور داخلیتون، تو این یه‌ سال
‫ باهاش کلی ارتباط داشتم،

04:01.880 --> 04:03.010
‫و به چشم دیدمش.

04:03.600 --> 04:08.090
‫طوری رفتار نمی‌کرد که انگار نقشه‌ یا توطئه‌ای تو سرشه
‫که بخواد بابتش عذاب‌وجدان داشته باشه.

04:08.420 --> 04:11.810
‫ولی اگه بخواد با وقفه زمانی کاری کنه چی؟

04:12.380 --> 04:16.740
‫اگه دنبال کتاب خِرَد بود، پس نقشه‌هاش
‫ باید توش نوشته شده باشن.

04:16.740 --> 04:20.310
‫مطمئنم در آینده به‌دردمون می‌خوره.

04:20.310 --> 04:21.570
‫پس تو...

04:22.000 --> 04:26.040
‫می‌خواستم مطمئن بشم کسی از اعضامون آسیب نمی‌بینه.

04:26.740 --> 04:29.410
‫برای همین کتاب خِرَد رو سپردم به یه مرمت‌گر.

04:29.960 --> 04:32.460
‫ببخشید سرخود عمل کردم.

04:34.470 --> 04:37.710
‫دلیلت رو فهمیدم، و فهمیدم جریان کتابه هم چیه.

04:38.220 --> 04:42.360
‫مشکل اینه باهاش چیکار کنیم.

04:42.360 --> 04:44.460
‫مسئولیت پس گیریش گردن منه.

04:44.870 --> 04:47.510
‫فتح برج‌های کنترل اولویت اصلیمونه.

04:47.510 --> 04:49.300
‫نباید تعدادمون براش کم بشه.

04:49.300 --> 04:51.130
‫یادتون رفته تو این شهر خطرناکه،

04:51.130 --> 04:54.890
‫برداشتم استاد شمشیر رو آوردم اینجا؟

04:57.570 --> 05:00.350
‫راست می‌گی. گند نزنی.

05:01.850 --> 05:02.960
‫سوبارو-دونو.

05:02.960 --> 05:04.230
‫ویلهلم-سان؟

05:04.230 --> 05:07.280
‫معذرت می‌خوام حین بحثتون حضور نداشتم.

05:07.280 --> 05:10.280
‫چیزی نبود. بگذریم، کورش-سان چطوره؟

05:10.640 --> 05:13.000
‫تازه بیدار شدن.

05:13.000 --> 05:16.000
‫وضعیتشون هنوز وخیمه،

05:16.000 --> 05:18.500
‫ولی درخواست کردن بیام سراغتون.

05:18.890 --> 05:19.850
‫من؟

05:24.800 --> 05:26.320
‫سوبارو-کیون...

05:28.160 --> 05:30.760
‫هرکاری می‌کنی، نذار به خودشون فشار بیارن.

05:31.080 --> 05:31.990
‫باشه.

05:41.090 --> 05:43.900
‫سـ ـ سوبارو-ساما؟

05:45.360 --> 05:50.900
‫.‫ببخشید... مجبورین منو با این وضع ببینین

05:51.290 --> 05:54.370
‫نه، نگرانش نباش...

05:54.820 --> 05:58.700
‫واقعاً همون نفرین خون اژدهاییه که منم داشتم؟

06:00.970 --> 06:01.750
‫فلیس!

06:06.400 --> 06:09.500
‫کروش-سان، چیکار می‌تونم بکنم؟

06:10.270 --> 06:12.800
‫خیلی خوشحالم... حالتون خوبه...

06:14.570 --> 06:20.480
‫شنیدم... شما هم مثل من غرق در خون اژدها بودین...

06:20.810 --> 06:24.690
‫من که خوبم. تو اینـ-

06:27.880 --> 06:28.780
‫این چیه!؟

06:29.760 --> 06:30.950
‫بذار ببینم.

06:38.910 --> 06:41.580
‫فلیس! دست کروش-سان!

06:42.380 --> 06:46.270
‫وایسا، از بدنش به بدن من منتقل شد؟

06:46.270 --> 06:49.670
‫و - ولی... لمس کردنش بلایی سرم نمیاره!

06:52.000 --> 06:55.060
‫می‌بینی؟ منتقل نمی‌شه! نمی‌تونم...

06:55.430 --> 06:59.100
‫نمی‌تونم بهشون کمک کنم!

06:59.500 --> 07:01.930
‫برو اونور فلیس. می‌خوام مطمئن شم.

07:18.200 --> 07:19.410
‫این...

07:31.290 --> 07:34.490
‫سوبارو-ساما، نکنین.

07:34.490 --> 07:36.750
‫هنوز متوجه نشدین؟

07:36.750 --> 07:37.890
‫چیه؟

07:45.770 --> 07:48.560
‫این باعث نمی‌شه بخوام تردید کنم.

07:48.560 --> 07:51.260
‫سوبارو-ساما، نمی‌شه.

07:51.260 --> 07:53.530
‫نمی‌تونم این محبت رو قبول کنم.

07:53.530 --> 07:57.680
‫مسخره‌بازی در نیار! یکم درد برام چیزی نیست!

07:57.680 --> 08:00.330
‫ممکنه همیشه اینطور نباشه.

08:01.010 --> 08:06.770
‫اگه هردوتامون نتونیم مبارزه کنیم، نتیجه‌ش مرگ‌بار می‌شه.

08:06.770 --> 08:07.540
‫ولی...

08:08.250 --> 08:11.500
‫خودتون گفتین، یادتونه؟

08:11.500 --> 08:14.970
‫که از اینجا به بعدش با خودتونه.

08:16.080 --> 08:18.740
‫اینو به منم بگین.

08:20.200 --> 08:24.270
‫«بقیه‌شو بسپر به خودم.»

08:27.010 --> 08:28.100
‫کروش-سان...

08:28.410 --> 08:30.940
‫خیالت راحت. حسابی استراحت کن.

08:32.300 --> 08:34.400
‫سوبارو-ساما...

08:34.850 --> 08:38.360
‫می‌تونی همه‌چیو بسپری به من.

08:39.260 --> 08:40.130
‫باشه...

08:43.350 --> 08:46.540
‫ببخشید فلیس. باید برم.

08:46.920 --> 08:49.900
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

08:49.900 --> 08:51.500
‫هنوز به کمکت نیازه.

08:52.080 --> 08:55.230
‫مطمئنم کلی آدم دیگه قراره آسیب ببینن.

08:55.230 --> 08:58.830
‫بدون تو کلی زندگی از دست می‌ره.

08:58.830 --> 09:00.470
‫پس انجامش بده.

09:00.880 --> 09:04.640
‫ولی نمی‌تونم به کسی که بیشتر از همه می‌خوام کمک کنم...

09:04.640 --> 09:05.820
‫فلیس...

09:05.820 --> 09:07.810
‫ببخشید. احمقانه بود.

09:08.520 --> 09:11.400
‫لطفاً بذار بیشتر باهاشون تنها بمونم...

09:16.360 --> 09:17.360
‫ممنون.

09:17.360 --> 09:20.740
‫راستش، خودم بیشتر از همه انگیزه گرفتم.

09:25.440 --> 09:26.670
‫سوبارو-دونو.

09:27.010 --> 09:29.660
‫راجع به مبارزه‌ی ساختمون اداری،

09:29.660 --> 09:32.270
‫منم باید یه‌چیزی گزارش بدم.

09:32.270 --> 09:33.170
‫چی شده؟

09:33.690 --> 09:39.260
‫هویت دو عضو فرقه ساحره که با اسقف اعظم گناه بودن.

09:39.760 --> 09:41.910
‫یکی‌شون کورگان هشت دست‌ـه،

09:41.910 --> 09:44.350
‫قوی‌ترین شمشیرزن امپراتوری ولاکیا.

09:44.900 --> 09:48.280
‫یه شمیرزن هشت دسته که از شمشیر سنگین استفاده می‌کنه.

09:48.280 --> 09:51.190
‫هرچند، قرار بوده ده سال پیش مرده باشه.

09:51.190 --> 09:52.910
‫قرار بوده؟

09:52.910 --> 09:54.660
‫و اون‌یکی هم...

09:56.960 --> 10:00.680
‫استاد شمشیر سابق، ترسیا ون آستریا،

10:00.680 --> 10:04.750
‫کسی که ۱۵ سال پیش، تو مبارزه‌ی بزرگ علیه وال سفید مرد...

10:05.230 --> 10:07.040
‫و همسر من.

10:08.550 --> 10:11.250
‫حین جنگ شبه‌انسانات چندین دهه پیش،

10:11.250 --> 10:15.160
‫یکی از هنر ممنوعه‌ی دستکاری اجساد استفاده می‌کرد.

10:15.160 --> 10:17.490
‫اون فرد خیلی وقته مرده،

10:17.490 --> 10:19.670
‫ولی هنر ممنوعه...

10:19.670 --> 10:21.260
‫کنترل اجساد؟

10:22.540 --> 10:26.720
‫از کسایی که احیاء شده بودن به اسم «سربازان جسدی» یاد می‌شد.

10:26.720 --> 10:27.850
‫سربازان جسدی؟

10:28.360 --> 10:31.810
‫لطفاً راجع به این با راینهارد صحبت نکنین.

10:32.250 --> 10:32.900
‫ها؟

10:36.370 --> 10:40.320
‫یعنی... راجع به قضیه‌ی همسرتون بهش نگیم؟

10:40.870 --> 10:45.960
‫در جریانین حصار الهی استاد شمشیر چیز خیلی به‌خصوصیه؟

10:45.960 --> 10:48.450
‫می‌دونم تمام استادان شمشیر داشتنش،

10:48.450 --> 10:51.830
‫و خیلی قوی‌شون می‌کنه... ولی همه‌ش همین.

10:52.130 --> 10:54.740
‫به‌طور کلی بخوام بگم، این توضیح درستیه.

10:54.740 --> 10:59.530
‫ولی یه‌چیزی هست که باعث می‌شه با
‫حصارهای الهی دیگه فرق داشته باشه:

11:00.080 --> 11:02.800
‫اینکه وراثتیه.

11:03.130 --> 11:05.280
‫یه حصار الهی وراثتی؟

11:05.280 --> 11:08.260
‫در نسل‌های پیاپی خاندان آستریا ساکن بوده،

11:08.720 --> 11:12.580
‫و اونه که مشخص می‌کنه بین خاندان، استاد شمشیر بعدی کیه.

11:12.580 --> 11:16.800
‫حصار الهی همسرم هم همینطوری به راینهارد به ارث رسید.

11:16.800 --> 11:19.110
‫حصار الهی‌ای که نسل به نسل تو یه خاندان منتقل می‌شه...

11:19.110 --> 11:21.990
‫و بعد از مرگ همسرتون به راینهارد رسید؟

11:22.780 --> 11:25.950
‫حین مبارزه با وال سفید اتفاق افتاد.

11:27.620 --> 11:30.760
‫موقع مبارزه همسرم حصار الهی رو از دست داد،

11:30.760 --> 11:34.370
‫و مجبور شد به‌عنوان یه زن عادی پشت بقیه حرکت کنه.

11:34.970 --> 11:39.240
‫من بودم که شمشیرش رو ازش گرفتم.

11:39.240 --> 11:42.990
‫همسرم که خدای شمشیر عاشقش بود
‫رو مجبور کردم شمشیرش رو ول کنه،

11:42.990 --> 11:44.380
‫و باعث به‌سر اومدن پایانش شدم.

11:44.800 --> 11:46.480
‫ویلهلم-سان...

11:46.480 --> 11:49.970
‫درسته وقتی راینهارد حصار الهیش
‫ رو به‌ارث برد، سرزنشش کردم.

11:50.420 --> 11:52.390
‫کسی که عزادار مرگ همسرم بود،

11:52.390 --> 11:56.080
‫نوه‌ی جوونم که بار سرنوشت زیادی سنگینی به دوشش افتاده بود،

11:56.080 --> 11:58.550
‫نمی‌تونستم ببخشمش.

11:58.550 --> 12:00.070
‫از صمیم قلب بابتش پشیمونم.

12:00.730 --> 12:05.470
‫راینهارد مسئولیتی در قبال مرگ همسرم نداره.

12:05.470 --> 12:07.200
‫حتی اگه بهش نگم،

12:07.200 --> 12:10.560
‫راهی نیست که بتونیم بفهمیم سربازان
‫ جسدی کجا پیداشون می‌شه.

12:10.560 --> 12:13.920
‫اون باید آخرین نگرانی‌مون باشه.

12:14.720 --> 12:20.700
‫شکی ندارم همسرم، ترسیا میاد دنبالم.

12:22.840 --> 12:24.480
‫جدی هستی؟

12:24.480 --> 12:26.470
‫مجبورم نکن حرفمو تکرار کنم.

12:27.240 --> 12:30.850
‫من سر این «خشم» که می‌گن
‫تو ناحیه چهاره رو می‌برم.

12:30.850 --> 12:33.420
‫من و این آوازخون باهم البته.

12:33.420 --> 12:37.490
‫وایسا، وایسا، وایسا! چرا از یکم
‫پیش تاحالا داری اسم منو میاری؟

12:37.820 --> 12:40.550
‫به چشم دیدم که ترانه‌هات قلب

12:40.550 --> 12:44.040
‫رعایایی که در پناهگاه بودن رو به لرزه انداخت.

12:44.040 --> 12:46.520
‫فقط کافیه همون کار رو بکنی.

12:46.520 --> 12:47.740
‫مگه نه احمق خان؟

12:48.140 --> 12:54.550
‫درسته، می‌تونم تصور کنم که صداش به
‫همراه کله‌پوکیش قدرت خشم رو خنثی کنه.

12:54.550 --> 12:56.220
‫ولی صد در صدی نیست.

12:56.570 --> 12:57.950
‫صد در صدی؟

12:57.950 --> 13:00.130
‫راهی داری که مطمئن بشیم؟

13:06.800 --> 13:08.420
‫الان موهبتی بهم رسید.

13:08.420 --> 13:09.970
‫ها؟ موهبت داشتن فرزند؟

13:09.970 --> 13:11.530
‫موهبت حصار الهی قضاوت.

13:11.970 --> 13:15.630
‫می‌تونم با نگاه به هرشخص،
‫موهبت حصار الهیش رو ببینم.

13:19.220 --> 13:20.870
‫انتظارش رو نداشتم.

13:20.870 --> 13:24.210
‫اون واقعاً دارای موهبت حصار الهی تله‌پاتیه.

13:24.210 --> 13:27.320
‫ترانه‌خوانی... فکرشو نکرده بودم.

13:27.320 --> 13:29.250
‫تعجب من بیشتر بخاطر توـه!

13:29.250 --> 13:30.840
‫گفتی همین الان چی گرفتی؟!

13:30.840 --> 13:33.180
‫این حرفایی که درمورد من می‌زنید...

13:33.180 --> 13:37.560
‫مطمئن نیستم بتونم انتظاراتتون رو برآورده کنم.

13:38.220 --> 13:39.180
‫که اینطور.

13:39.180 --> 13:44.550
‫پس به بی‌تأثیری ترانه‌های اجدادت اعتراف می‌کنی؟

13:44.550 --> 13:46.440
‫منظورت چیه؟!

13:46.440 --> 13:50.150
‫در چنین زمان‌هایی، وقتی قلب مردم
‫به دنبال رستگاریه، ترانه‌هایی که

13:50.150 --> 13:52.700
‫این همه مدت با چنان تعلق
‫خاطری خوندی، آب رفته

13:52.700 --> 13:55.060
‫و صدات هم دیگه کار نمی‌ده؟

13:55.060 --> 13:57.450
‫همچین آدم بدردنخوری رو کی‌ می‌خواد؟

13:57.450 --> 14:00.820
‫ها؟ ها، جدی؟ می‌خوای این حرفو پیش بکشی؟

14:00.820 --> 14:02.750
‫شروع کردی نه؟!

14:02.750 --> 14:05.730
‫خیلی خب! نشونت می‌دم!

14:05.730 --> 14:07.860
‫خیلیم خوب! پس خوب گوش بده!

14:07.860 --> 14:10.440
‫اگه ساکت بمونم آبروی همه خانوما می‌ره!

14:10.960 --> 14:13.110
‫می‌خواستم یه نوحه در سوگ کیریتاکا-سان بخونم،

14:13.110 --> 14:16.280
‫کسی که بطرز وحشتناکی روی سطح آب این شهر افتاد،

14:16.280 --> 14:17.680
‫ولی فراموشش کن!

14:17.680 --> 14:21.140
‫همه چیو بسپر به لیلیانا!

14:21.140 --> 14:25.640
‫پس خشم رو می‌سپریم به پریشیلا و لیلیانا، آره؟

14:26.010 --> 14:28.820
‫خب، من که حداقل متقاعد شدم.

14:28.820 --> 14:30.860
‫شما هم مشکلی ندارید دیگه؟

14:31.170 --> 14:34.540
‫پس، شهوت در ناحیه یک.

14:34.540 --> 14:37.260
‫احتمالاً اکثر نیروهای دشمن اینجا متمرکز هستن.

14:37.260 --> 14:40.680
‫اسقف اعظم و اون دو عضو فرقه.

14:40.680 --> 14:42.240
‫و شاید جونورای جادویی.

14:42.620 --> 14:47.180
‫و تو فکر می‌کنی که خود شهوت همه اون‌ها رو ساخته؟

14:47.180 --> 14:50.990
‫جونورای جادویی که خیلی
‫محتمله، با توجه به طبیعتشون.

14:50.990 --> 14:52.330
‫و اون دو عضو فرقه‌ـ

14:52.330 --> 14:56.970
‫احتمالاً سربازان جسیدی هستن، شمشیرزنانی
‫که توسط یک جادوی ممنوعه کنترل می‌شن.

14:56.970 --> 15:00.960
‫یعنی می‌گی اون‌ها شمشیرزنایی
‫هستن که از مرگ برگردونده شدن؟

15:00.960 --> 15:04.600
‫پس در اینصورت، اونی که من باهاش
‫مبارزه کردم کورگان هشت دست بوده.

15:05.030 --> 15:08.200
‫هشت تا دست داشت و خــــیلــــی قوی بود.

15:08.200 --> 15:10.080
‫هیچکس دیگه نمی‌تونه باشه.

15:10.080 --> 15:13.610
‫اون زنه هم احتمالاً یکی در سطح همون بوده.

15:13.610 --> 15:17.320
‫و این جادوی ممنوعه که به
‫مرده‌ها بی‌حرمتی می‌کنه

15:17.320 --> 15:21.620
‫فقط یه منحرفی مثل اسقف
‫اعظم شهوت برمیاد، درسته؟

15:21.620 --> 15:23.200
‫نه، می‌فهمم چی‌ می‌گی.

15:23.560 --> 15:28.970
‫آره، برای همین می‌خوام شهوت
‫رو به ویلهلم-سان و گارفیل بسپرم.

15:28.970 --> 15:30.330
‫ها؟! رئیس؟!

15:30.730 --> 15:34.070
‫رئیس، مگه قرار نیست امیلیا-ساما رو نجات بدیم؟!

15:34.070 --> 15:35.550
‫پس منم‌ــ

15:35.550 --> 15:39.510
‫شنیدن این حرفت باعث خوشحالیه.

15:39.840 --> 15:44.900
‫ولی یادت رفته؟ حسابای خودت رو باید صاف کنی.

15:49.250 --> 15:54.170
‫کروش-ساما درحال حاضر بخاطر اعمالی
‫که شهوت انجام داده درد می‌کشه.

15:54.170 --> 15:57.570
‫بخاطر اربابم، باعث افتخارمه اگر اجازه بدید من‌ــ

15:57.570 --> 15:58.600
‫من مخالفم.

15:58.890 --> 16:00.350
‫راینهارد؟

16:00.350 --> 16:03.300
‫درحال حاضر، ذهن پدربزرگم آشفته‌ست.

16:03.300 --> 16:05.570
‫من باید کسی باشم که اینکار رو انجام می‌ده.

16:05.570 --> 16:09.870
‫راینهارد، فراموش کردی که من کی هستم؟

16:09.870 --> 16:11.490
‫ولی پدربزرگ‌ــ

16:11.490 --> 16:13.630
‫من کسی هستم که بهش می‌گن اهریمن شمشیر.

16:13.630 --> 16:15.600
‫کل زندگیم توی میدون جنگ بودم،

16:15.600 --> 16:17.950
‫داشتن ذهن آشفته برام یه چیز طبیعیه.

16:18.510 --> 16:21.720
‫شاید بعد از ۱۴ سال، شمشیرم زنگ زده باشه

16:21.720 --> 16:25.320
‫ولی برای گرفتن انقام همسرم، به
‫اندازه کافی همچنان بُرّنده‌ست.

16:25.320 --> 16:27.540
‫هنوز وقتش نرسیده که اون رو غلاف کنم.

16:28.630 --> 16:30.050
‫سوبارو-دونو.

16:30.390 --> 16:33.220
‫لطفاً راینهارد رو به نبرد خودتون ببرید.

16:33.720 --> 16:37.690
‫دقیقاً قصدم بود که همین حرف رو بزنم.

16:38.140 --> 16:42.280
‫ازت می‌خوام که با من دربرابر طمع بجنگی،

16:42.280 --> 16:47.700
‫می‌دونم که قوی‌ترین رو به جنگ
‫شکست‌ناپذیر فرستادن کار سختیه.

16:48.490 --> 16:50.360
‫منم همین رو ازت می‌خوام!

16:50.360 --> 16:53.120
‫می‌شه به رئیس و امیلیا-ساما کمک کنی؟

16:54.770 --> 16:56.210
‫در اینصورت، بهم قول بده.

16:56.890 --> 17:01.030
‫همونطور که تو به امید من
‫هستی، من هم به امید تو هستم.

17:01.030 --> 17:03.800
‫هردوی ما هرطور که شده مأموریتمون
‫رو به انجام می‌رسونیم.

17:04.140 --> 17:05.890
‫آره! بسپرش به خودم!

17:06.230 --> 17:09.010
‫به پیروزی تو و پدربزرگ ایمان دارم.

17:09.010 --> 17:10.600
‫من شمشیر سوبارو می‌شم.

17:14.520 --> 17:17.330
‫شرمنده که همیشه ازت یه چیزی می‌خوام.

17:17.330 --> 17:20.270
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که کمبودهات رو جبران کنم.

17:20.270 --> 17:21.610
‫می‌تونی روم حساب کنی!

17:23.170 --> 17:23.940
‫چی شده؟

17:25.450 --> 17:28.280
‫گمونم برای تو کار خیلی راحتیه.

17:28.680 --> 17:31.320
‫خیلی خب. ایمان دارم

17:31.320 --> 17:35.660
‫که می‌تونی کمبودها و
‫کاستی‌های من رو جبران کنی.

17:35.660 --> 17:37.000
‫آـ‌آره!

17:37.000 --> 17:39.120
‫انتظاراتت رو ببر بالا!

17:39.120 --> 17:41.090
‫منم همه امیدم به توـه!

17:42.800 --> 17:46.390
‫پس، درمورد آخری که شکم پرستی می‌شه...

17:46.660 --> 17:47.330
‫بله.

17:48.200 --> 17:50.850
‫شکم پرستی رو به من و ریکاردو بسپارید.

17:50.850 --> 17:52.580
‫کی بهت اجازه داد از طرف من حرف بزنی؟!

17:52.580 --> 17:54.040
‫البته، کی بدش میاد.

17:54.040 --> 17:54.810
‫زحمتش رو بکش.

17:55.160 --> 17:58.460
‫و من و فلیس هم در ساختمون اداری می‌مونیم.

17:58.460 --> 17:59.650
‫اینم از این.

17:59.650 --> 18:01.810
‫خیلی خب! بیاین انجامش بدیم بچه‌ها!

18:01.810 --> 18:03.070
‫برنده این نبرد...

18:06.070 --> 18:08.530
‫ماییم!

18:13.270 --> 18:14.830
‫شوکه شدم!

18:14.830 --> 18:19.290
‫لباس قبلیت هم قشنگ بود، ولی توی
‫لباس عروس واقعاً دوست‌داشتنی هستی!

18:19.640 --> 18:23.510
‫واقعاً تو کل دنیا هیچ زوجی بیشتر از ما به هم نمیان!

18:23.920 --> 18:29.220
‫با دیدنت، فهمیدم که کار درستی کردم که شماره ۷۹ رو برات نگه داشتم.

18:29.220 --> 18:31.470
‫چرا فقط اون شماره رو خالی نگه داشتی؟

18:31.470 --> 18:37.230
‫خب می‌دونی، قبلاً یه زنی بود که
‫وقتی دیدمش، فکر کردم انتخاب درستیه،

18:37.630 --> 18:41.940
‫ولی قبل از اینکه ازدواج کنیم، فهمیدم که انتخاب
‫مناسبی نیست و اون شماره رو خالی نگه‌ داشتم.

18:41.940 --> 18:44.540
‫و بخاطر اون تصمیم، تو رو ملاقات کردم.

18:44.540 --> 18:47.230
‫انگار واقعاً سرنوشت ما دو تا رو به هم رسونده!

18:47.740 --> 18:49.700
‫قبلاً خالی بوده؟

18:49.700 --> 18:53.570
‫خیلی خب، بیا زودتر ازدواج کنیم.

18:53.570 --> 18:54.660
‫رگولوس، می‌گم...

18:55.090 --> 18:59.130
‫قبل از اینکه باهات ازدواج کنم،
‫چندتا چیز هست که می‌خوام بهت بگم.

19:01.880 --> 19:06.090
‫راستش، منم یه چیزایی رو باید بهت بگم.

19:06.410 --> 19:11.390
‫نگران نباش! این چیزا
‫رو هر عروسی باید بدونه.

19:12.130 --> 19:13.680
‫اول از همه...

19:14.870 --> 19:19.400
‫بعد از اینکه با من ازدواج کردی، حق نداری لبخند بزنی.

19:19.770 --> 19:20.420
‫ها؟

19:20.420 --> 19:23.200
‫اون دخترا رو دیدی که تو
‫حالت معمولی خوشگل و نازن،

19:23.200 --> 19:25.890
‫ولی وقتی می‌خندن حالت ازشون بهم می‌خوره؟

19:25.890 --> 19:29.110
‫من اصلاً نمی‌تونم اونا رو تحمل کنم!

19:29.460 --> 19:33.100
‫برای همین، هرگونه حالت صورتی ممنوعه.

19:34.200 --> 19:34.990
‫لبخند نزن.

19:34.990 --> 19:35.610
‫گریه نکن.

19:35.610 --> 19:36.400
‫عصبانی نشو.

19:36.400 --> 19:37.610
‫خوشحال نباش!

19:37.610 --> 19:40.360
‫فقط صورت نازت رو همینطور نگه‌دار.

19:40.880 --> 19:42.540
‫این خیلی‌ـ

19:42.540 --> 19:43.670
‫ببین!

19:44.080 --> 19:47.830
‫نکنه احیاناً با من مشکلی چیزی داری؟

19:47.830 --> 19:50.920
‫اونم بعد از اینکه انقدر ملاحظه‌ات
‫رو کردم و باهات راه اومدم!

19:50.920 --> 19:53.750
‫تو اصلاً مهربونی منو درک نمی‌کنی، نه؟

19:53.750 --> 19:58.280
‫درواقع، داری من رو کوچیک می‌کنی!

19:58.280 --> 20:01.000
‫این برخلاف حقوق منه!

20:01.000 --> 20:02.690
‫غیرقابل بخششه!

20:03.110 --> 20:08.040
‫بنظر من، ازدواج شادترین کار دنیاست.

20:08.040 --> 20:09.400
‫ها؟!

20:09.820 --> 20:14.620
‫ازدواج مراسمیه که خواست کنارهم
‫بودن دو عاشق رو مجسم می‌کنه.

20:14.620 --> 20:18.090
‫وقتی بین این همه آدم، عاشق یک نفر می‌شی،

20:18.090 --> 20:20.790
‫و اون شخص هم همین احساس رو نسبت بهت داره...

20:20.790 --> 20:23.630
‫بنظر من واقعاً چیز فوق‌العاده‌ایه.

20:24.350 --> 20:25.720
‫رگولوس، می‌گم،

20:25.720 --> 20:28.970
‫چرا همسرهات رو با شماره صدا می‌زنی؟

20:28.970 --> 20:31.400
‫گیر دادی به چیزی که صداشون می‌زنم؟

20:31.400 --> 20:34.590
‫این دقیقاً مثل اینه که یه نفر فقط به ظاهر اهمیت بده.

20:34.590 --> 20:37.310
‫رابطه از اون سطحی‌تر نداریم.

20:37.310 --> 20:41.890
‫ولی وقتی سوبارو من رو «امیلیا-تان»
‫صدا می‌زنه، بدم نمیاد.

20:42.140 --> 20:43.600
‫سوبارو؟

20:44.020 --> 20:48.900
‫با «امیلیا-تان» صدا زدن من،
‫احساساتش رو بهم منتقل می‌کنه.

20:48.900 --> 20:51.310
‫و وقتی هرازگاهی من رو «امیلیا» صدا می‌زنه،

20:51.310 --> 20:53.610
‫همون لحظه متوجه می‌شم که موقعیت خاصیه.

20:53.610 --> 20:56.440
‫بنظرمن این اصلاً بی فایده‌ نیست.

20:56.440 --> 20:59.750
‫اسم‌ها انواع و اقسام احساسات رو منقل می‌کنن.

20:59.750 --> 21:02.740
‫وایسا ببینم، این سوبارو که می‌گی کیه؟

21:02.740 --> 21:05.180
‫اون اسم یه مرده، درسته؟

21:05.180 --> 21:07.760
‫زنی که دارم باهاش ازدواج می‌کنم

21:07.760 --> 21:12.600
‫تو عروسیم داره جلوی همسرش از یه مرد دیگه حرف می‌زنه؟

21:12.600 --> 21:15.240
‫بنظرت این یکم غیرمنطقی نیست؟

21:15.240 --> 21:19.120
‫حتی اگه کسی باشه که خیلی
‫نمی‌شناسیش، باز هم دردناکه!

21:19.120 --> 21:19.640
‫فهمیدی؟

21:19.640 --> 21:22.370
‫اون کسی نیست که کامل نشناسمش.

21:22.370 --> 21:25.370
‫سوبارو تنها شوالیه منه.

21:25.370 --> 21:28.340
‫و کسیه که وقتی اسمم رو صدا
‫می‌زنه، بهم می‌گه عاشقمه.

21:31.570 --> 21:32.780
‫تکون نخور.

21:33.220 --> 21:36.160
‫هرکس تکون بخوره از گردن به پایین محو می‌شه.

21:36.800 --> 21:38.290
‫توضیح بده.

21:38.290 --> 21:43.270
‫با دقت کلماتت رو انتخاب کن و مطمئن
‫شو که اشتباه برداشت نمی‌کنم.

21:43.270 --> 21:47.360
‫قصد ندارم که این عروسی رو به عذا تبدیل کنم.

21:47.620 --> 21:50.960
‫خب؟ فهمیدی دیگه؟

21:51.450 --> 21:55.730
‫ازدواج برای زن و مردیه که همدیگه رو دوست دارن.

21:55.730 --> 21:59.310
‫ولی من حق انجام اینکار رو ندارم.

21:59.310 --> 22:04.270
‫چون من نمی‌دونم که یه زن
‫چطور باید عاشق مردی باشه.

22:04.270 --> 22:08.810
‫برای همین... با اینکه سوبارو
‫این همه بهم می‌گه دوستم داره،

22:08.810 --> 22:13.260
‫نمی‌تونم جوابی که می‌خواد و
‫حتی جوابی که نمی‌خواد رو بهش بدم.

22:13.570 --> 22:15.570
‫می‌دونم این کار ظالمانه‌ایه،

22:15.570 --> 22:18.770
‫و دارم باعث آزار و اذیتش می‌شم.

22:18.770 --> 22:23.010
‫ولی با اینحال، با اینکه هنوز حتی
‫نمی‌دونم که دوست داشتن یک نفر یعنی چه،

22:23.010 --> 22:25.710
‫می‌دونم که یک روز عاشق یک نفر می‌شم.

22:26.020 --> 22:29.430
‫یک نفر رو اونطور که زن‌ها
‫عشق می‌ورزن، دوست خواهم داشت.

22:29.430 --> 22:33.840
‫و همین الانش هم تصمیم گرفتم که
‫وقتی زمانش رسید، اون یه نفر کی باشه.

22:33.840 --> 22:34.850
‫برای همین...

22:35.390 --> 22:38.120
‫نمی‌تونم مال تو باشم.

22:39.580 --> 22:40.960
‫اوه، جدی؟!

22:41.280 --> 22:42.800
‫منم...

22:42.800 --> 22:47.390
‫نمی‌خوام زن هرزه‌ای مثل تو رو به همسری بگیرم!

22:47.390 --> 22:48.850
‫و واقعاً هم خوشحالم!

22:53.850 --> 22:57.890
‫ای بابا! جفتمون همزمان درو لگد کردیم،
‫ولی نتیجه‌اش از زمین تا آسمون فرق داشت!

22:57.890 --> 22:59.410
‫این پاها چیه تو داری؟

22:59.410 --> 23:01.860
‫شرمنده. نتونستم قدرتمو کنترل کنم.

23:01.860 --> 23:05.420
‫«ورود ناگهانیت» خیلی باحال‌تر از من  شد خب!

23:06.510 --> 23:11.090
‫خیلی دل و جرأت دارید که مراسم
‫مقدسی مثل عروسی رو خراب می‌کنید.

23:11.410 --> 23:15.220
‫یادم نمیاد هیچ مردی رو به این عروسی دعوت کرده باشم.

23:15.220 --> 23:17.460
‫شما دقیقاً کی هستید،

23:17.460 --> 23:20.050
‫و چه هدیه ازدواجی آوردید؟

23:20.510 --> 23:23.310
‫من شوالیه روحی هستم که
‫روح همکارم همراهم نیست،

23:23.310 --> 23:24.520
‫ناتسوکی سوبارو!

23:23.770 --> 23:33.770
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:24.940 --> 23:28.730
‫دارنده عنوان استاد
‫شمشیرزنی، راینهارد ون آستریا.

23:30.730 --> 23:33.770
‫اومدیم که با این ازدواج مخالفت کنیم!

23:35.030 --> 23:40.020
‫کسی

23:35.030 --> 23:40.020
‫ که

23:35.030 --> 23:40.020
‫ روزی

23:35.030 --> 23:40.020
‫ دوستش

23:35.030 --> 23:40.020
‫ خواهم

23:35.030 --> 23:40.020
‫ داشت

23:35.030 --> 23:40.020
‫Shinsekai Yuri             Tenshi Hunter

23:35.030 --> 23:40.020
‫‫‫ـ ترجمه از ـ

23:35.840 --> 23:39.550
‫اومدم عروست رو بدزدم!
