WEBVTT

00:01.480 --> 00:02.930
‫همونطور که شنیدی،

00:02.930 --> 00:06.760
‫این شهر درحال‌حاضر تحت کنترل فرقه ساحره‌ست.

00:07.200 --> 00:10.230
‫اگه بی‌فکر کاری کنی، گذشت نمی‌کنن.

00:10.660 --> 00:12.580
‫راجع به فرقه فهمیدم،

00:12.580 --> 00:17.200
‫ولی قبل از اینکه بیام اینجا، یکیو دیدم که به خودش می‌گفت اسقف اعظم گناه.

00:17.200 --> 00:21.390
‫ولی شهوت نبود. گفت خشمه.

00:21.390 --> 00:21.990
‫بله.

00:22.380 --> 00:26.960
‫تو شهر درحال‌حاضر چندین اسقف اعظم گناه حضور دارن.

00:26.960 --> 00:28.580
‫و شوهرمون هم یکی از اوناست.

00:28.580 --> 00:31.410
‫رگولوس یه اسقف اعظمه؟

00:31.920 --> 00:35.690
‫پس... وقتی گفت ازدواج با یه دختر مو نقره‌ای...

00:35.690 --> 00:36.970
‫منظورش من بودم؟

00:37.880 --> 00:43.890
‫یعنی... اگه فرار کنم، پریستلا غرق می‌شه؟

00:44.170 --> 00:46.190
‫انگار درک می‌کنی.

00:46.190 --> 00:47.890
‫خب، بیا لباساتو عوض کنیم.

00:52.190 --> 00:53.460
‫سوبارو...

00:54.060 --> 00:57.590
‫یکم پیش هم اون اسمو به زبون آوردی.

00:58.280 --> 00:59.270
‫یه مرده؟

01:00.110 --> 01:00.810
‫آره.

01:02.540 --> 01:04.210
‫شوالیه‌ی منه.

01:05.030 --> 01:15.030
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:15.060 --> 01:25.060
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:33.280 --> 01:34.490
‫احمق.

01:35.720 --> 01:39.910
‫تا کِی می‌خوای اون قیافه‌ی احمقانه‌ رو به خودت بگیری؟

01:44.250 --> 01:45.400
‫پریشیلا؟!

01:45.400 --> 01:46.910
‫جز من کی می‌تونه باشه؟

01:47.380 --> 01:49.260
‫وایسا، افتادیم تو کانال آب؟

01:49.260 --> 01:50.850
‫سیلی چیزی اومده؟

01:50.850 --> 01:53.280
‫ناتسوکی-ساما، دقیقاً همینطوره!

01:53.280 --> 01:57.590
‫خیلی شوکه شدم، پاهام هنوزم دارن می‌لرزن!

01:57.590 --> 01:59.930
‫انگار دارم یه رقص جدید انجام می‌دم!

01:59.930 --> 02:02.120
‫لیلیانا! خوبی!

02:02.120 --> 02:07.560
‫بعدِ اینکه از پارک رفتین اون اعلانیه‌ی کسل‌کننده‌ پخش شد.

02:08.380 --> 02:14.550
‫و بعد آبی که از تو دروازه‌ی آبی ریخت داخل، کل شهر رو در بر گرفت.

02:18.620 --> 02:19.360
‫پام...

02:19.360 --> 02:21.680
‫هنوز... سر جاشه؟

02:25.610 --> 02:27.580
‫چـ ـ چی شده؟

02:29.700 --> 02:32.000
‫ا ـ ا ـ اون چه کوفتیه؟!

02:32.510 --> 02:35.390
‫اثر جادوی درمانی نیست، نه؟

02:37.740 --> 02:38.970
‫جیغ نزن.

02:47.020 --> 02:48.500
‫اوق!‍

02:50.370 --> 02:53.790
‫کاپلا... رو پام خون ریخت.

02:53.790 --> 02:54.730
‫خون اژدها!

02:55.230 --> 02:56.580
‫خون اژدها.

02:56.580 --> 03:01.340
‫اون یکی از سه‌تا گنجینه‌ایه که اژدهای مقدس به
‫خاندان سلطنتی لوگونیکا بخشید.

03:03.690 --> 03:07.940
‫زمین بایر را غنی ساخته،

03:07.940 --> 03:12.040
‫زخم‌های نابودگر را احیاء کرده،

03:12.430 --> 03:20.950
‫و بیماری‌های سرسخت را درجا درمان کرده...

03:23.190 --> 03:25.050
‫یه تیکه از شعریه که راجع به
‫دوستی‌ با اژدهای مقدس، ولکانیکا،

03:25.050 --> 03:28.540
‫تو خاندان سلطنتی نسل به نسل منتقل شده.

03:28.540 --> 03:32.560
‫یه‌طوریه که خون اژدها رو... همه‌ فن‌حریف می‌کنه.

03:32.560 --> 03:33.490
‫آخ!

03:34.270 --> 03:38.380
‫هم. انگار زخمایی که رو پات نیستن درمان نمی‌شن.

03:38.380 --> 03:40.780
‫همینطوری ملتو سوراخ نکن!

03:42.130 --> 03:45.220
‫بقیه چی شدن؟

03:45.220 --> 03:47.350
‫گارفیل، ویلهلم-سان و بقیه‌شون...؟

03:47.350 --> 03:49.120
‫و کروش-سان چطور؟

03:49.420 --> 03:52.460
‫ازشون خبری ندارم،

03:52.460 --> 03:57.480
‫نکته‌ی خوبش اینه، دروازه‌ی
‫آبی‌ای که باز شد درجا بسته شد.

03:57.480 --> 04:00.170
‫تقریباً تمام شهروندا به پناهگاه رسیدن.

04:00.550 --> 04:06.940
‫اسقف اعظم گناه شهوت سه‌تا
‫درخواست دیگه هم اضافه کرده.

04:06.940 --> 04:09.100
‫انگار توی احمق خبر نداشتی.

04:09.100 --> 04:10.720
‫سه‌تا دیگه؟

04:10.720 --> 04:11.600
‫آره.

04:11.600 --> 04:15.510
‫به‌علاوه‌ی باقی‌مونده‌های
‫ساحره که گفته می‌شه تو شهره،

04:15.510 --> 04:19.400
‫الان خواستار کتاب خِرَد، روح مصنوعی،

04:19.400 --> 04:20.770
‫و...

04:22.390 --> 04:24.990
‫ازدواج با دختر مو نقره‌ایه.

04:27.740 --> 04:28.900
‫و خب...

04:29.370 --> 04:31.270
‫احمق، می‌خوای چیکار کنی؟

04:31.990 --> 04:33.740
‫تف توش!

04:33.740 --> 04:36.290
‫عمراً بذارم برنده شه!

04:36.420 --> 04:38.210
‫خودم دخلشو میارم!

04:39.740 --> 04:40.920
‫غافلگیر شدم.

04:41.380 --> 04:45.410
‫پس این‌چیزا برای دل‌سرد کردنت کافی نیست؟

04:45.410 --> 04:47.140
‫پس چی!

04:47.140 --> 04:51.680
‫می‌رم پیش بقیه، و این‌بار، همه‌ی اون آشغالا رو از شهر میندازم بیرون!

04:52.440 --> 04:53.640
‫می‌تونی؟

04:53.640 --> 04:56.060
‫بحث تونستن نیست!

04:56.060 --> 04:58.260
‫بحث اینه که انجامش می‌دم یا نه!

04:59.500 --> 05:01.410
‫جرئتت رو تحسین می‌کنم.

05:02.720 --> 05:03.780
‫و به‌خاطرش...

05:03.780 --> 05:05.900
‫بهت یه پاداش می‌دم.

05:10.630 --> 05:12.950
‫هوی! چی داری می‌گـ-

05:15.540 --> 05:18.900
‫ای‌وای! جانور جادویی!

05:18.900 --> 05:19.880
‫جانور جادویی؟

05:28.400 --> 05:30.750
‫نظرت چیه؟ زشتن، نه؟

05:30.750 --> 05:34.750
‫یه‌مشت موجود بی‌ریخت پستن که تو این شهر دارن وحشی‌بازی در میارن.

05:35.170 --> 05:39.990
‫همه‌شون یه‌طوری‌ان که انگار
‫سازنده‌شون زیبایی سرش نمی‌شده.

05:39.990 --> 05:41.820
‫صرفاً یه شوخی مضحکن.

05:44.650 --> 05:47.860
‫کاپلا... نگو که...

05:53.870 --> 05:57.120
‫قیافه‌ی همه‌تون به‌شکل غیرقابل تحملی رقت‌انگیزه.

05:57.870 --> 06:01.030
‫برای همین، چون آدم دل‌رحمی‌ام،

06:01.030 --> 06:03.370
‫تشریفات مرگتون رو اجرا می‌کنم!

06:21.660 --> 06:25.780
‫درخشش این شمشیر ینگ و دانش جانور جادوییا،

06:25.780 --> 06:28.740
‫هدیه‌ی من به تو هستن.

06:31.570 --> 06:34.660
‫نه جدی چه غلطی می‌تونی بکنی؟

06:34.970 --> 06:38.500
‫احمق، همینطوری بری
‫تو هپروت جات می‌ذارما.

06:39.480 --> 06:41.900
‫هدف من همین جلوئه.

06:42.470 --> 06:47.590
‫یکی دیگه از واقعیت‌های فعلی شهر رو به چشم ببین.

06:52.500 --> 06:55.510
‫جو اینجا چرا اینطوریه؟

06:55.890 --> 06:57.960
‫هم... اینجا هم نه...

06:57.960 --> 07:01.420
‫تف! حالم داره بهم می‌خوره!

07:01.760 --> 07:04.850
‫وضع رعیتای ابله همینه.

07:04.850 --> 07:07.860
‫فقط یه ضربه کوچک نیازه
‫تا به راحتی به هم بریزن.

07:08.280 --> 07:12.530
‫وایسا... قدرت خشم؟ تأثیرش اینه؟

07:12.530 --> 07:13.850
‫هوی تو!

07:13.850 --> 07:16.370
‫برا چی زل زدی بهم؟

07:16.370 --> 07:17.910
‫اگه حرفی داری، بزن!

07:17.910 --> 07:20.730
‫مرتیکه یه پات لب گوره!
‫نباید کلافگیت رو سر بقیه خالی کنی.

07:20.730 --> 07:22.870
‫نه! بس کنید!

07:22.870 --> 07:23.940
‫ببندین بابا!

07:23.940 --> 07:25.650
‫همه‌مون ریختیم تو خودمون!

07:30.130 --> 07:33.300
‫نه... قراره شورش بشه!

07:34.240 --> 07:35.560
‫مسخره‌ست.

07:35.560 --> 07:38.390
‫دقیقاً مثل اونا داری خون‌سردیتو از دست می‌دی.

07:38.760 --> 07:40.790
‫احمق، ساکت بمون و گوش بده.

07:45.920 --> 07:47.110
‫یه آهنگ به ذهنم رسید!

07:47.750 --> 07:51.320
‫گوش بدید. این قطع اسمش
‫«پریستلا، سوار بر سطح آب‌»ـه.

07:52.660 --> 08:02.440
‫زمزمه‌ی جریان رو به یادآور

08:02.810 --> 08:09.910
‫و شادی‌ای که هنگام تابیدن نور حس می‌کنی

08:10.430 --> 08:20.350
‫کوچه‌های شلوغ شهر فراموشت نشود

08:20.720 --> 08:27.930
‫بگذار قلب خشکیده‌ات را آرام سازد

08:30.530 --> 08:37.330
‫غم سوار بر باد دور می‌شه

08:40.030 --> 08:47.000
‫امواج تمام کشمکش‌ها رو می‌شورن می‌برن

08:48.580 --> 08:58.190
‫هنوزم حباب‌های جرقه‌دار روی سطح آب کنارتن

08:58.190 --> 09:07.310
‫ببین، حتی اشک‌هات تبدیل به نور می‌شن

09:07.650 --> 09:17.770
‫جواهراتی که روی سطح منعکس شدن

09:26.100 --> 09:29.170
‫ممنون گوش کردید!

09:33.700 --> 09:38.720
‫سلام! ببخشید مجبور شدین اون
‫لحظه‌ی خجالت‌آورو ببینید، و بشنوید!

09:38.720 --> 09:40.200
‫تو...

09:40.200 --> 09:42.720
‫رعیت، سر عقل اومدی؟

09:42.720 --> 09:44.890
‫آوازخون‌مون کارش خوبه.

09:44.890 --> 09:50.400
‫این واقعیت کریه و بی‌معنی‌ایه که تو
‫کل شهر داره رخ می‌ده.

09:50.900 --> 09:55.130
‫به این جو ناخوش‌آیند گفتی «قدرت خشم»، نه؟

09:55.130 --> 09:58.990
‫آره. قدرت خشم احساسات
‫مردم رو درهم برهم می‌کنه.

09:59.360 --> 10:02.460
‫پناهگاهی که انقدر توش
‫آشفتگیه، براش بهترین طعمه‌ست.

10:03.490 --> 10:05.470
‫پریشیلا، تو-

10:04.610 --> 10:07.510
‫پس یعنی وقت درخشیدنه!

10:07.510 --> 10:09.900
‫مجذوب کردن مردم با آهنگم

10:09.900 --> 10:12.880
‫تنها چیزیه که همیشه می‌خواستم!

10:13.190 --> 10:17.940
‫راجع به هدفت حرف زدی.
‫هدفت آوردن لیلیانا به اینجا بود؟

10:17.940 --> 10:22.220
‫چرت نگو. من فقط دنبال شولتم.

10:22.710 --> 10:24.470
‫اون چه قیافه‌ایه گرفتی؟

10:24.820 --> 10:25.840
‫چیزی نیست.

10:26.370 --> 10:29.800
‫من برمی‌گردم به شرکت
‫میوز تا به دوستام ملحق بشم.

10:29.800 --> 10:30.730
‫تو چیکار می‌کنی؟

10:31.050 --> 10:33.190
‫باید به یه‌سری چیزا برسم.

10:33.190 --> 10:36.950
‫منطقیه. پس تا بعد.

10:36.950 --> 10:37.900
‫ممنون!

10:43.830 --> 10:46.630
‫عاه، چقدر خوب!

10:46.630 --> 10:50.210
‫مطمئن بودم سفید بهت میاد!

10:50.900 --> 10:51.920
‫ممنون...

10:51.920 --> 10:56.060
‫انگار ناراحتی. بهت نمیاد.

10:56.060 --> 10:58.640
‫نگران چیزی هستی؟

11:01.420 --> 11:06.310
‫شماره ۱۸۴، وقتی داشت
‫لباس عوض می‌کرد چیزی شد؟

11:06.310 --> 11:10.570
‫بابت حرفی که می‌زنم معذرت می‌خوام، ولی فکر
‫می‌کنم ‫به‌خاطر اعلانیه‌ی کاپلا-ساما بوده.

11:10.950 --> 11:12.270
‫اعلانیه؟

11:12.780 --> 11:14.810
‫عا، اون؟

11:14.810 --> 11:20.580
‫صدای اون زنیکه‌ی گوشت‌دوست همیشه رو
‫اعصابم بوده، ‫برای همین بهش بی‌توجهی کردم.

11:20.580 --> 11:24.540
‫انگار برای دختری که بار اوله
‫می‌شنوتش نگران‌ کننده‌ست.

11:24.540 --> 11:26.280
‫خیلی داغون نیست؟

11:26.280 --> 11:31.430
‫نیاز نیست خودتو نگران یاوه‌های زن سمّی‌ای کنی که حتی لایق عشقم نیست.

11:31.430 --> 11:34.290
‫صورتی داری که من می‌تونم بهش عشق بورزم.

11:34.290 --> 11:35.440
‫چیزه...

11:35.440 --> 11:37.340
‫هنوز حالت بهتر نشده؟

11:37.670 --> 11:42.180
‫چطوری می‌تونم با وجود نزدیک بودن
‫عروسی‌مون، روحیه‌ی ‫عروسمو ببرم بالا؟

11:45.110 --> 11:46.880
‫عجب حالت چهره‌ی تلخی گرفتی.

11:46.880 --> 11:48.270
‫جوابی نداری؟

11:48.710 --> 11:52.440
‫ببخشید... فکر کنم... یکم خستمه.

11:52.790 --> 11:54.450
‫می‌شه یکم استراحت کنم؟

11:54.450 --> 11:58.000
‫که اینطور. سهل‌انگاری من بود.

11:58.000 --> 11:59.430
‫معذرت می‌خوام.

11:59.430 --> 12:04.150
‫من و همسرهام محل برگذاری رو
‫آماده می‌کنیم. نگرانش نباش.

12:04.150 --> 12:04.990
‫محل برگذاری؟

12:05.830 --> 12:08.430
‫یه معبد این نزدیکیاست.

12:08.430 --> 12:11.540
‫همه‌ی همسرهام دارن با هم کار می‌کنن تا برای عروسی‌مون آماده بشه.

12:12.190 --> 12:15.280
‫روی هم ۲۹۱ زن دارم.

12:15.280 --> 12:17.510
‫البته خیلیاشون متأسفانه فوت کردن.

12:17.910 --> 12:20.230
‫۵۳ تاشون الان زنده‌ان،

12:20.230 --> 12:22.970
‫که با تو میشن ۵۴ تا.

12:23.300 --> 12:27.730
‫من تو و اون‌ها رو به یه اندازه دوست خواهم داشت.

12:27.730 --> 12:31.060
‫مـ ـ ممنون. یادم می‌مونه.

12:31.060 --> 12:32.310
‫چه دختر خوبی!

12:33.190 --> 12:35.780
‫راستی، داشتم فکر می‌کردم...

12:35.780 --> 12:40.030
‫اینکه نتونستم خستگی عروسم
‫رو متوجه بشم اشتباه من بود،

12:40.030 --> 12:47.000
‫ولی بنظرت کسی که از همه بهتر
‫نزدیک‌تر بود هم باید متوجه می‌شد؟

12:47.300 --> 12:48.000
‫مراقب باش!

12:49.210 --> 12:52.920
‫ببخشید! حواسم سرجاش نبود.

12:52.920 --> 12:56.220
‫خیلی خب، من می‌رم به یه
‫اتاق دیگه، یکم کار دارم.

12:59.170 --> 13:00.620
‫الان...

13:00.620 --> 13:03.510
‫ممنونم که من رو نجات دادی.

13:05.440 --> 13:07.820
‫صبر کن! این وضعیت درست نیست!

13:07.820 --> 13:10.350
‫کم مونده بود بکشتت!

13:10.790 --> 13:13.990
‫بخاطر نجات دادنم ازت تشکر کردم.

13:13.990 --> 13:17.070
‫بیشتر از این حق سوال پرسیدن ندارم.

13:17.070 --> 13:19.560
‫ما که راجع به حق و وظیفه و این چیزا صحبت نمی‌کنیم!

13:19.560 --> 13:21.740
‫این خیلی مهم‌تره!

13:21.740 --> 13:24.350
‫زن‌های دیگه‌اش که توی معبدن هم همینطورن؟

13:24.350 --> 13:28.500
‫چون از رگولوس می‌ترسن، خودشون
‫رو تا جای ممکن کوچیک می‌کنن؟

13:28.500 --> 13:31.090
‫وقتی کشته می‌شن هم به راحتی قبول می‌کنن؟

13:31.090 --> 13:34.130
‫بعضی روابط زناشویی همینطورین.

13:34.870 --> 13:36.790
‫تو هم به وقتش عادت می‌کنی.

13:36.790 --> 13:38.630
‫این درست نیست!

13:38.630 --> 13:42.760
‫مگه ازدواج نباید شادترین منظر شادی باشه؟

13:43.010 --> 13:45.630
‫ازدواج بدون شادی هم ممکنه.

13:45.890 --> 13:48.200
‫به حرف‌های شوهرمون گوش بده.

13:48.980 --> 13:51.690
‫ولی این... درست نیست...

13:54.150 --> 13:56.810
‫گمشو! نزدیک نیا!

14:10.790 --> 14:12.370
‫یولیوس!

14:12.370 --> 14:14.790
‫سوبارو، خوشحالم که چیزیت نشده.

14:14.790 --> 14:16.680
‫آره ولی از کون آوردم.

14:16.680 --> 14:18.600
‫خوشحالم که توهم چیزیت نیست.

14:19.100 --> 14:20.410
‫بقیه کجان؟

14:20.410 --> 14:22.940
‫حالا که از سلامتی تو مطمئن شدیم،

14:22.940 --> 14:25.970
‫همه کسانی که به ساختمان اداری
‫شهر رفته بودن، سالم برگشتن.

14:25.970 --> 14:26.760
‫اما...

14:27.280 --> 14:29.470
‫شرکت میوز مورد حمله قرار گرفت.

14:30.660 --> 14:33.360
‫ولی اونجا پر از زخمی بود!

14:33.360 --> 14:35.100
‫بئاتریس کجاست؟ بقیه چی؟

14:35.100 --> 14:36.900
‫آروم باش.

14:36.900 --> 14:39.730
‫مقر عملیاتی‌مون رو به
‫ساختمان اداری شهر منتقل کردیم.

14:40.130 --> 14:41.440
‫ساختمان اداری؟

14:41.810 --> 14:43.230
‫پسش گرفتیم؟

14:45.970 --> 14:47.530
‫آشغال بی‌مصرف!

14:49.550 --> 14:51.450
‫از شدت شرم حتی نمی‌تونم عذرخواهی کنم.

14:51.450 --> 14:53.030
‫بهونه بیار!

14:53.030 --> 14:56.950
‫مجابم کن که دلیلی داشت که
‫این اتفاق غیرقابل اجتناب بود!

14:57.440 --> 15:00.980
‫چرا... چرا هیچکس...

15:00.980 --> 15:02.580
‫برگشتی نی-چان؟

15:02.580 --> 15:04.290
‫بیا. جا گذاشته بودیش.

15:05.270 --> 15:06.720
‫پیداش کردی؟

15:06.720 --> 15:10.850
‫ازش برای بستن دست و پای دخترک دوشس
‫و اژدهای سیاه استفاده شده بود.

15:10.850 --> 15:12.020
‫اوه...

15:12.610 --> 15:14.310
‫کروش-سان چی شد؟

15:14.790 --> 15:17.770
‫زنده برگشت، ولی...

15:18.710 --> 15:22.030
‫من می‌رم پیش کروش-ساما.

15:27.500 --> 15:28.940
‫بهتره نبینیش.

15:29.170 --> 15:31.190
‫دختر خیلی زیبایی بود.

15:31.190 --> 15:32.910
‫اگه الان ببینیش دردناک‌تر می‌شه برات.

15:33.560 --> 15:35.620
‫حتما شهوت یه بلایی سرش آورده.

15:36.140 --> 15:38.340
‫یه جور ماده خارجی وارد بدنش شده،

15:38.340 --> 15:41.670
‫و باعث عذاب کشیدنش شده.

15:47.190 --> 15:48.680
‫خون اژدها...

15:53.540 --> 15:54.720
‫اینم از این.

16:07.470 --> 16:08.850
‫که اینطور.

16:08.850 --> 16:11.320
‫هر چهار برج همزمان تسخیر شدن.

16:11.320 --> 16:13.450
‫برای همین کسی نمی‌تونه حرکتی بکنه.

16:13.910 --> 16:17.660
‫معبد همین بغله، پس اینجا باید منطقه سوم باشه.

16:18.560 --> 16:20.630
‫حالا که چندین اسقف گناه اینجان،

16:20.630 --> 16:23.100
‫اگه بتونم بفهمم کدومشون توی چه برجی قرار داره،

16:23.100 --> 16:25.350
‫مطمئنم که کمک بزرگی به سوبارو و بقیه می‌کنه.

16:25.350 --> 16:30.840
‫ببین، من فقط می‌خواستم با
‫همسر مُقَدر شدم ازدواج کنم.

16:31.190 --> 16:34.930
‫من هیچ علاقه‌ای به کارایی که شما می‌کنید ندارم.

16:35.390 --> 16:39.330
‫ولی باز کردن دروازه آب غیرقابل قبوله.

16:39.330 --> 16:42.310
‫رفتارهای خودخواهانه تو
‫باعث شد که عروس من ناراحت بشه

16:42.310 --> 16:47.440
‫و ازدواج شاد و خوشحال من رو لکه دار کرده،
‫روزی که قرار بود روشن‌ترین روز زندگیم باشه!

16:47.440 --> 16:50.050
‫این کاملاً درتضاد با حقوق منه!

16:51.160 --> 16:55.120
‫برج تو از اینجایی که من هستم خیلی خوب در دیدرسه.

16:55.440 --> 16:58.580
‫از این فاصله، خیلی راحت می‌تونم نابودش کنم.

17:00.070 --> 17:03.670
‫چی؟ تو دروازه شهر رو باز نکردی؟

17:03.670 --> 17:06.750
‫بیخیال، با این بهونه‌هات می‌خوای کی رو گول بزنی؟

17:07.070 --> 17:08.990
‫زنیکه خل و چل گوشت دوست!

17:10.150 --> 17:12.710
‫شوهر عزیزم، وقت داری؟

17:13.410 --> 17:14.770
‫بیا داخل.

17:16.420 --> 17:19.590
‫آماده‌سازی داخل معبد درحال شروع شدنه.

17:19.590 --> 17:22.650
‫اوه، انقدر زمان گذشته؟

17:22.650 --> 17:24.310
‫سریعاً خودم رو به اونجا می‌رسونم.

17:28.030 --> 17:29.310
‫نزدیک بود...

17:30.070 --> 17:32.440
‫اگه اینجا منطقه سومه،

17:32.440 --> 17:35.660
‫پس برجی که روبرومه تو منطقه اوله.

17:35.660 --> 17:37.830
‫و براساس حرفایی که الان شنیدم،

17:37.830 --> 17:40.540
‫کسی که اونجاست، اسقف اعظم شهوته.

17:41.330 --> 17:43.670
‫باید این اطلاعاتو به سوبارو برسونم.

17:47.100 --> 17:49.210
‫مستقیم بریم سر اصل مطلب.

17:49.840 --> 17:52.180
‫بئاتریس-چان یه روح مصنوعیه، درسته؟

17:53.520 --> 17:56.640
‫درسته. اون یه روح مصنوعیه.

17:57.260 --> 17:59.740
‫تعجب می‌کنم که به این راحتی اعتراف کردی.

17:59.740 --> 18:02.230
‫چیزی که مهمه اینه که دشمن دنبال چیه.

18:02.230 --> 18:04.980
‫اگه مخفیش می‌کردم، فقط به نفع دشمن می‌شد.

18:05.890 --> 18:07.520
‫به نفع دشمن...

18:08.550 --> 18:11.190
‫درسته. کاملاً حق با توعه.

18:11.620 --> 18:14.920
‫با توجه به این، فقط یه مورد هست که باید بگم.

18:14.920 --> 18:18.660
‫درمورد یکی دیگه از شروطشونه، کتاب خرد.

18:18.660 --> 18:20.360
‫بگو ببینم.

18:20.360 --> 18:23.870
‫اون تنها چیزیه که هیچی ازش
‫نمی‌دونم و داره دیوونه‌ام می‌کنه!

18:24.470 --> 18:29.430
‫کتاب خرد نسخه اولیه انجیلیه
‫که توی فرقه ساحره دارن.

18:29.430 --> 18:31.510
‫نسخه کاملیه که اون‌ها از روشون ساخته شده.

18:31.510 --> 18:33.510
‫اینا رو از کی شنیدی؟

18:33.510 --> 18:35.200
‫ساحره‌ای که ساختتش.

18:35.200 --> 18:38.510
‫مستیقماً از یه ساحره شنیدیش؟
‫این حرفت واقعیت داره؟

18:38.510 --> 18:41.020
‫کاملاً جدیم.

18:41.320 --> 18:44.440
‫باهاش ملاقات کردم، حرف زدم،
‫و گول خوردم و توی تله افتادم...

18:44.440 --> 18:46.440
‫خیلی اذیتم کرد.

18:46.890 --> 18:49.900
‫بگذریم، دو نسخه از این کتاب خرد وجود داره،

18:50.700 --> 18:52.990
‫ولی جفتشون کاملاً سوختن.

18:52.990 --> 18:56.280
‫برای همین جفتشون دیگه وجود ندارن.

18:56.840 --> 19:01.050
‫احتمالش هست که فرقه ساحره
‫نمی‌دونه که اونا سوخته‌ان.

19:01.050 --> 19:02.920
‫آره، درسته.

19:02.920 --> 19:07.750
‫و البته اخرین شرط، «ازدواج با دختر مو نقره‌ای.»

19:08.100 --> 19:10.130
‫اون روانیا اشتباه گرفتن!

19:10.130 --> 19:13.270
‫نمی‌ذارم به هیچکدوم از خواسته‌هاشون برسن!

19:13.270 --> 19:15.410
‫حق با ناتسوکی-کونه.

19:15.410 --> 19:17.590
‫نباید تسلیم خواسته‌های فرقه ساحره بشیم.

19:17.890 --> 19:21.350
‫کیریتاکا-سان شهر رو به ما سپرده.

19:21.700 --> 19:23.290
‫کیریتاکا کجاست؟

19:23.290 --> 19:25.060
‫گم شده.

19:25.060 --> 19:27.190
‫برای همین باید خواسته‌اش رو برآورده کنم.

19:27.560 --> 19:29.800
‫من همیشه دینم رو ادا می‌کنم.

19:29.800 --> 19:33.650
‫غرورم به عنوان یه تاجر اهل کاراراگی
‫بهم اجازه چیز دیگه‌ای رو نمی‌ده.

19:34.450 --> 19:38.870
‫درحال حاضر تمام شهروندان در
‫پناهگاه‌های سطح شهر پناه گرفتن.

19:38.870 --> 19:42.190
‫در خیلی از پناهگاه‌ها مردم دچار ناآرامی شدن.

19:42.190 --> 19:45.370
‫و در برخی از اون‌ها، این
‫ناآرامی‌ها باعث بروز اتفاقاتی شده.

19:45.370 --> 19:47.370
‫ممکنه اغتشاشات خطرناکی بوجود بیاد.

19:47.990 --> 19:51.710
‫تا جای ممکن داریم سعی می‌کنیم که
‫جلوی هرگونه آسیبی رو بگیریم، ولی...

19:51.710 --> 19:54.070
‫بعضی پناهگاه‌ها دیگه از دست رفتن.

19:54.070 --> 19:56.300
‫ممکنه مردم کشته بشن.

19:56.300 --> 19:59.040
‫بنظرم خیلی بزدلانه‌ست که
‫راجع به این چیزها رک صحبت نشه.

19:59.040 --> 20:00.510
‫آناستاسیا-ساما...

20:00.510 --> 20:03.640
‫همین الانش هم تلفات دادیم،
‫در آینده بیشتر هم می‌شه.

20:03.640 --> 20:05.880
‫حالا که تصمیم گرفتیم اکثریت رو نجات بدیم،

20:05.880 --> 20:08.190
‫نمی‌تونیم از کشته شدن اقلیت جلوگیری کنیم.

20:08.490 --> 20:12.400
‫یه چیزی هست که درموردش اشتباه
‫می‌کنی، آناستاسیا-سان.

20:12.720 --> 20:16.450
‫هیچوقت نگفتم که برای نجات اکثریت می‌تونیم

20:16.450 --> 20:17.900
‫اقلیت رو فدا کنیم.

20:17.900 --> 20:20.480
‫دوباره مسخره‌ بازیت گل کرد.

20:20.480 --> 20:24.150
‫این هیچ فرقی با اتفاقی که توی قلعه افتاد نداره.

20:24.150 --> 20:27.990
‫تازه، در نبرد با نهنگ سفید هم تلفات داشتیم.

20:27.990 --> 20:30.330
‫ناتسوکی-کون، اگه تو یه شوالیه‌ــ

20:29.180 --> 20:32.840
‫افرادی که در اون نبرد کشته شدند، آماده مردن بودن.

20:33.260 --> 20:34.190
‫ولی

20:34.190 --> 20:38.580
‫به زیر سوال بردن عزم مردمی که شهرشون
‫تبدیل به میدون جنگ شده، اشتباهه.

20:38.580 --> 20:40.620
‫کسایی که ذهنشون آمادگیش رو داره

20:40.620 --> 20:43.810
‫باید با کسایی که به همون
‫اندازه عزمشون جزمه ملاقات کنن.

20:43.810 --> 20:46.070
‫اینکه همیشه از موضوعی مطلع باشی

20:46.070 --> 20:49.520
‫و برای اون موضوع آماده باشی، فرق یک شوالیه‌ست.

20:49.990 --> 20:52.710
‫برای همین نمی‌ذارم کسی قربانی بشه.

20:52.710 --> 20:54.020
‫هیچ چیزی بهشون نمی‌دم.

20:54.340 --> 20:57.280
‫به عنوان یه شوالیه، نمی‌تونم. در توانم نیست.

20:57.280 --> 20:59.140
‫من شوالیه امیلیا هستم.

20:59.140 --> 21:01.420
‫می‌خوام براش بجنگم.

21:01.420 --> 21:04.850
‫ولی این به این معنی نیست که فقط
‫برای محافظت از امیلیا می‌جنگم.

21:04.850 --> 21:06.820
‫نمی‌تونم خودم رو فقط با اون راضی کنم!

21:07.280 --> 21:09.580
‫یولیوس، حتماً تو هم همینطوری، درسته؟

21:11.590 --> 21:15.420
‫شوالیه‌ها موجودات حریصی هستن که برای
‫جذاب نشون دادن خودشون همه کاری می‌کنن.

21:15.420 --> 21:18.130
‫حتی اگه پاشون لب مرگ باشه، باید با جذبه بمیرن!

21:19.270 --> 21:21.340
‫امیلیا رو از دست اون منحرف نجات می‌دم.

21:21.730 --> 21:25.220
‫دهن شکم‌پرستی رو سرویس می‌کنم و
‫خاطرات رم رو از حلقومش بیرون می‌کشم.

21:25.220 --> 21:28.680
‫سیریوس رو تیکه و پاره می‌کنم تا
‫دیگه ناآرامی تو شهر درست نکنه.

21:28.680 --> 21:34.610
‫کاپلا رو به التماس می‌اندازم و وادارش می‌کنم
‫که کسایی که تبدیل کرده رو به حالت عادی برگردونه.

21:35.430 --> 21:37.980
‫شهر رو اینطوری پس می‌گیرم،

21:37.980 --> 21:41.990
‫شروط

21:37.980 --> 21:41.990
‫ شوالیه

21:37.980 --> 21:41.990
‫Shinsekai Yuri             Tenshi Hunter

21:37.980 --> 21:41.990
‫‫‫ـ ترجمه از ـ

21:38.540 --> 21:40.570
‫و داستان به خوشی تموم می‌شه!

21:42.000 --> 21:52.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:26.730 --> 23:28.720
‫این چیزیه که داشت ازش استفاده می‌کرد...

23:33.520 --> 23:35.980
‫عه؟ جواب گرفتم؟

23:37.850 --> 23:38.850
‫آل؟
