1
00:00:01,480 --> 00:00:02,930
‫همونطور که شنیدی،

2
00:00:02,930 --> 00:00:06,760
‫این شهر درحال‌حاضر تحت کنترل فرقه ساحره‌ست.

3
00:00:07,200 --> 00:00:10,230
‫اگه بی‌فکر کاری کنی، گذشت نمی‌کنن.

4
00:00:10,660 --> 00:00:12,580
‫راجع به فرقه فهمیدم،

5
00:00:12,580 --> 00:00:17,200
‫ولی قبل از اینکه بیام اینجا، یکیو دیدم که به خودش می‌گفت اسقف اعظم گناه.

6
00:00:17,200 --> 00:00:21,390
‫ولی شهوت نبود. گفت خشمه.

7
00:00:21,390 --> 00:00:21,990
‫بله.

8
00:00:22,380 --> 00:00:26,960
‫تو شهر درحال‌حاضر چندین اسقف اعظم گناه حضور دارن.

9
00:00:26,960 --> 00:00:28,580
‫و شوهرمون هم یکی از اوناست.

10
00:00:28,580 --> 00:00:31,410
‫رگولوس یه اسقف اعظمه؟

11
00:00:31,920 --> 00:00:35,690
‫پس... وقتی گفت ازدواج با یه دختر مو نقره‌ای...

12
00:00:35,690 --> 00:00:36,970
‫منظورش من بودم؟

13
00:00:37,880 --> 00:00:43,890
‫یعنی... اگه فرار کنم، پریستلا غرق می‌شه؟

14
00:00:44,170 --> 00:00:46,190
‫انگار درک می‌کنی.

15
00:00:46,190 --> 00:00:47,890
‫خب، بیا لباساتو عوض کنیم.

16
00:00:52,190 --> 00:00:53,460
‫سوبارو...

17
00:00:54,060 --> 00:00:57,590
‫یکم پیش هم اون اسمو به زبون آوردی.

18
00:00:58,280 --> 00:00:59,270
‫یه مرده؟

19
00:01:00,110 --> 00:01:00,810
‫آره.

20
00:01:02,540 --> 00:01:04,210
‫شوالیه‌ی منه.

21
00:01:05,030 --> 00:01:15,030
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

22
00:01:15,060 --> 00:01:25,060
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

23
00:01:33,280 --> 00:01:34,490
‫احمق.

24
00:01:35,720 --> 00:01:39,910
‫تا کِی می‌خوای اون قیافه‌ی احمقانه‌ رو به خودت بگیری؟

25
00:01:44,250 --> 00:01:45,400
‫پریشیلا؟!

26
00:01:45,400 --> 00:01:46,910
‫جز من کی می‌تونه باشه؟

27
00:01:47,380 --> 00:01:49,260
‫وایسا، افتادیم تو کانال آب؟

28
00:01:49,260 --> 00:01:50,850
‫سیلی چیزی اومده؟

29
00:01:50,850 --> 00:01:53,280
‫ناتسوکی-ساما، دقیقاً همینطوره!

30
00:01:53,280 --> 00:01:57,590
‫خیلی شوکه شدم، پاهام هنوزم دارن می‌لرزن!

31
00:01:57,590 --> 00:01:59,930
‫انگار دارم یه رقص جدید انجام می‌دم!

32
00:01:59,930 --> 00:02:02,120
‫لیلیانا! خوبی!

33
00:02:02,120 --> 00:02:07,560
‫بعدِ اینکه از پارک رفتین اون اعلانیه‌ی کسل‌کننده‌ پخش شد.

34
00:02:08,380 --> 00:02:14,550
‫و بعد آبی که از تو دروازه‌ی آبی ریخت داخل، کل شهر رو در بر گرفت.

35
00:02:18,620 --> 00:02:19,360
‫پام...

36
00:02:19,360 --> 00:02:21,680
‫هنوز... سر جاشه؟

37
00:02:25,610 --> 00:02:27,580
‫چـ ـ چی شده؟

38
00:02:29,700 --> 00:02:32,000
‫ا ـ ا ـ اون چه کوفتیه؟!

39
00:02:32,510 --> 00:02:35,390
‫اثر جادوی درمانی نیست، نه؟

40
00:02:37,740 --> 00:02:38,970
‫جیغ نزن.

41
00:02:47,020 --> 00:02:48,500
‫اوق!‍

42
00:02:50,370 --> 00:02:53,790
‫کاپلا... رو پام خون ریخت.

43
00:02:53,790 --> 00:02:54,730
‫خون اژدها!

44
00:02:55,230 --> 00:02:56,580
‫خون اژدها.

45
00:02:56,580 --> 00:03:01,340
‫اون یکی از سه‌تا گنجینه‌ایه که اژدهای مقدس به
‫خاندان سلطنتی لوگونیکا بخشید.

46
00:03:03,690 --> 00:03:07,940
‫زمین بایر را غنی ساخته،

47
00:03:07,940 --> 00:03:12,040
‫زخم‌های نابودگر را احیاء کرده،

48
00:03:12,430 --> 00:03:20,950
‫و بیماری‌های سرسخت را درجا درمان کرده...

49
00:03:23,190 --> 00:03:25,050
‫یه تیکه از شعریه که راجع به
‫دوستی‌ با اژدهای مقدس، ولکانیکا،

50
00:03:25,050 --> 00:03:28,540
‫تو خاندان سلطنتی نسل به نسل منتقل شده.

51
00:03:28,540 --> 00:03:32,560
‫یه‌طوریه که خون اژدها رو... همه‌ فن‌حریف می‌کنه.

52
00:03:32,560 --> 00:03:33,490
‫آخ!

53
00:03:34,270 --> 00:03:38,380
‫هم. انگار زخمایی که رو پات نیستن درمان نمی‌شن.

54
00:03:38,380 --> 00:03:40,780
‫همینطوری ملتو سوراخ نکن!

55
00:03:42,130 --> 00:03:45,220
‫بقیه چی شدن؟

56
00:03:45,220 --> 00:03:47,350
‫گارفیل، ویلهلم-سان و بقیه‌شون...؟

57
00:03:47,350 --> 00:03:49,120
‫و کروش-سان چطور؟

58
00:03:49,420 --> 00:03:52,460
‫ازشون خبری ندارم،

59
00:03:52,460 --> 00:03:57,480
‫نکته‌ی خوبش اینه، دروازه‌ی
‫آبی‌ای که باز شد درجا بسته شد.

60
00:03:57,480 --> 00:04:00,170
‫تقریباً تمام شهروندا به پناهگاه رسیدن.

61
00:04:00,550 --> 00:04:06,940
‫اسقف اعظم گناه شهوت سه‌تا
‫درخواست دیگه هم اضافه کرده.

62
00:04:06,940 --> 00:04:09,100
‫انگار توی احمق خبر نداشتی.

63
00:04:09,100 --> 00:04:10,720
‫سه‌تا دیگه؟

64
00:04:10,720 --> 00:04:11,600
‫آره.

65
00:04:11,600 --> 00:04:15,510
‫به‌علاوه‌ی باقی‌مونده‌های
‫ساحره که گفته می‌شه تو شهره،

66
00:04:15,510 --> 00:04:19,400
‫الان خواستار کتاب خِرَد، روح مصنوعی،

67
00:04:19,400 --> 00:04:20,770
‫و...

68
00:04:22,390 --> 00:04:24,990
‫ازدواج با دختر مو نقره‌ایه.

69
00:04:27,740 --> 00:04:28,900
‫و خب...

70
00:04:29,370 --> 00:04:31,270
‫احمق، می‌خوای چیکار کنی؟

71
00:04:31,990 --> 00:04:33,740
‫تف توش!

72
00:04:33,740 --> 00:04:36,290
‫عمراً بذارم برنده شه!

73
00:04:36,420 --> 00:04:38,210
‫خودم دخلشو میارم!

74
00:04:39,740 --> 00:04:40,920
‫غافلگیر شدم.

75
00:04:41,380 --> 00:04:45,410
‫پس این‌چیزا برای دل‌سرد کردنت کافی نیست؟

76
00:04:45,410 --> 00:04:47,140
‫پس چی!

77
00:04:47,140 --> 00:04:51,680
‫می‌رم پیش بقیه، و این‌بار، همه‌ی اون آشغالا رو از شهر میندازم بیرون!

78
00:04:52,440 --> 00:04:53,640
‫می‌تونی؟

79
00:04:53,640 --> 00:04:56,060
‫بحث تونستن نیست!

80
00:04:56,060 --> 00:04:58,260
‫بحث اینه که انجامش می‌دم یا نه!

81
00:04:59,500 --> 00:05:01,410
‫جرئتت رو تحسین می‌کنم.

82
00:05:02,720 --> 00:05:03,780
‫و به‌خاطرش...

83
00:05:03,780 --> 00:05:05,900
‫بهت یه پاداش می‌دم.

84
00:05:10,630 --> 00:05:12,950
‫هوی! چی داری می‌گـ-

85
00:05:15,540 --> 00:05:18,900
‫ای‌وای! جانور جادویی!

86
00:05:18,900 --> 00:05:19,880
‫جانور جادویی؟

87
00:05:28,400 --> 00:05:30,750
‫نظرت چیه؟ زشتن، نه؟

88
00:05:30,750 --> 00:05:34,750
‫یه‌مشت موجود بی‌ریخت پستن که تو این شهر دارن وحشی‌بازی در میارن.

89
00:05:35,170 --> 00:05:39,990
‫همه‌شون یه‌طوری‌ان که انگار
‫سازنده‌شون زیبایی سرش نمی‌شده.

90
00:05:39,990 --> 00:05:41,820
‫صرفاً یه شوخی مضحکن.

91
00:05:44,650 --> 00:05:47,860
‫کاپلا... نگو که...

92
00:05:53,870 --> 00:05:57,120
‫قیافه‌ی همه‌تون به‌شکل غیرقابل تحملی رقت‌انگیزه.

93
00:05:57,870 --> 00:06:01,030
‫برای همین، چون آدم دل‌رحمی‌ام،

94
00:06:01,030 --> 00:06:03,370
‫تشریفات مرگتون رو اجرا می‌کنم!

95
00:06:21,660 --> 00:06:25,780
‫درخشش این شمشیر ینگ و دانش جانور جادوییا،

96
00:06:25,780 --> 00:06:28,740
‫هدیه‌ی من به تو هستن.

97
00:06:31,570 --> 00:06:34,660
‫نه جدی چه غلطی می‌تونی بکنی؟

98
00:06:34,970 --> 00:06:38,500
‫احمق، همینطوری بری
‫تو هپروت جات می‌ذارما.

99
00:06:39,480 --> 00:06:41,900
‫هدف من همین جلوئه.

100
00:06:42,470 --> 00:06:47,590
‫یکی دیگه از واقعیت‌های فعلی شهر رو به چشم ببین.

101
00:06:52,500 --> 00:06:55,510
‫جو اینجا چرا اینطوریه؟

102
00:06:55,890 --> 00:06:57,960
‫هم... اینجا هم نه...

103
00:06:57,960 --> 00:07:01,420
‫تف! حالم داره بهم می‌خوره!

104
00:07:01,760 --> 00:07:04,850
‫وضع رعیتای ابله همینه.

105
00:07:04,850 --> 00:07:07,860
‫فقط یه ضربه کوچک نیازه
‫تا به راحتی به هم بریزن.

106
00:07:08,280 --> 00:07:12,530
‫وایسا... قدرت خشم؟ تأثیرش اینه؟

107
00:07:12,530 --> 00:07:13,850
‫هوی تو!

108
00:07:13,850 --> 00:07:16,370
‫برا چی زل زدی بهم؟

109
00:07:16,370 --> 00:07:17,910
‫اگه حرفی داری، بزن!

110
00:07:17,910 --> 00:07:20,730
‫مرتیکه یه پات لب گوره!
‫نباید کلافگیت رو سر بقیه خالی کنی.

111
00:07:20,730 --> 00:07:22,870
‫نه! بس کنید!

112
00:07:22,870 --> 00:07:23,940
‫ببندین بابا!

113
00:07:23,940 --> 00:07:25,650
‫همه‌مون ریختیم تو خودمون!

114
00:07:30,130 --> 00:07:33,300
‫نه... قراره شورش بشه!

115
00:07:34,240 --> 00:07:35,560
‫مسخره‌ست.

116
00:07:35,560 --> 00:07:38,390
‫دقیقاً مثل اونا داری خون‌سردیتو از دست می‌دی.

117
00:07:38,760 --> 00:07:40,790
‫احمق، ساکت بمون و گوش بده.

118
00:07:45,920 --> 00:07:47,110
‫یه آهنگ به ذهنم رسید!

119
00:07:47,750 --> 00:07:51,320
‫گوش بدید. این قطع اسمش
‫«پریستلا، سوار بر سطح آب‌»ـه.

120
00:07:52,660 --> 00:08:02,440
‫زمزمه‌ی جریان رو به یادآور

121
00:08:02,810 --> 00:08:09,910
‫و شادی‌ای که هنگام تابیدن نور حس می‌کنی

122
00:08:10,430 --> 00:08:20,350
‫کوچه‌های شلوغ شهر فراموشت نشود

123
00:08:20,720 --> 00:08:27,930
‫بگذار قلب خشکیده‌ات را آرام سازد

124
00:08:30,530 --> 00:08:37,330
‫غم سوار بر باد دور می‌شه

125
00:08:40,030 --> 00:08:47,000
‫امواج تمام کشمکش‌ها رو می‌شورن می‌برن

126
00:08:48,580 --> 00:08:58,190
‫هنوزم حباب‌های جرقه‌دار روی سطح آب کنارتن

127
00:08:58,190 --> 00:09:07,310
‫ببین، حتی اشک‌هات تبدیل به نور می‌شن

128
00:09:07,650 --> 00:09:17,770
‫جواهراتی که روی سطح منعکس شدن

129
00:09:26,100 --> 00:09:29,170
‫ممنون گوش کردید!

130
00:09:33,700 --> 00:09:38,720
‫سلام! ببخشید مجبور شدین اون
‫لحظه‌ی خجالت‌آورو ببینید، و بشنوید!

131
00:09:38,720 --> 00:09:40,200
‫تو...

132
00:09:40,200 --> 00:09:42,720
‫رعیت، سر عقل اومدی؟

133
00:09:42,720 --> 00:09:44,890
‫آوازخون‌مون کارش خوبه.

134
00:09:44,890 --> 00:09:50,400
‫این واقعیت کریه و بی‌معنی‌ایه که تو
‫کل شهر داره رخ می‌ده.

135
00:09:50,900 --> 00:09:55,130
‫به این جو ناخوش‌آیند گفتی «قدرت خشم»، نه؟

136
00:09:55,130 --> 00:09:58,990
‫آره. قدرت خشم احساسات
‫مردم رو درهم برهم می‌کنه.

137
00:09:59,360 --> 00:10:02,460
‫پناهگاهی که انقدر توش
‫آشفتگیه، براش بهترین طعمه‌ست.

138
00:10:03,490 --> 00:10:05,470
‫پریشیلا، تو-

139
00:10:04,610 --> 00:10:07,510
‫پس یعنی وقت درخشیدنه!

140
00:10:07,510 --> 00:10:09,900
‫مجذوب کردن مردم با آهنگم

141
00:10:09,900 --> 00:10:12,880
‫تنها چیزیه که همیشه می‌خواستم!

142
00:10:13,190 --> 00:10:17,940
‫راجع به هدفت حرف زدی.
‫هدفت آوردن لیلیانا به اینجا بود؟

143
00:10:17,940 --> 00:10:22,220
‫چرت نگو. من فقط دنبال شولتم.

144
00:10:22,710 --> 00:10:24,470
‫اون چه قیافه‌ایه گرفتی؟

145
00:10:24,820 --> 00:10:25,840
‫چیزی نیست.

146
00:10:26,370 --> 00:10:29,800
‫من برمی‌گردم به شرکت
‫میوز تا به دوستام ملحق بشم.

147
00:10:29,800 --> 00:10:30,730
‫تو چیکار می‌کنی؟

148
00:10:31,050 --> 00:10:33,190
‫باید به یه‌سری چیزا برسم.

149
00:10:33,190 --> 00:10:36,950
‫منطقیه. پس تا بعد.

150
00:10:36,950 --> 00:10:37,900
‫ممنون!

151
00:10:43,830 --> 00:10:46,630
‫عاه، چقدر خوب!

152
00:10:46,630 --> 00:10:50,210
‫مطمئن بودم سفید بهت میاد!

153
00:10:50,900 --> 00:10:51,920
‫ممنون...

154
00:10:51,920 --> 00:10:56,060
‫انگار ناراحتی. بهت نمیاد.

155
00:10:56,060 --> 00:10:58,640
‫نگران چیزی هستی؟

156
00:11:01,420 --> 00:11:06,310
‫شماره ۱۸۴، وقتی داشت
‫لباس عوض می‌کرد چیزی شد؟

157
00:11:06,310 --> 00:11:10,570
‫بابت حرفی که می‌زنم معذرت می‌خوام، ولی فکر
‫می‌کنم ‫به‌خاطر اعلانیه‌ی کاپلا-ساما بوده.

158
00:11:10,950 --> 00:11:12,270
‫اعلانیه؟

159
00:11:12,780 --> 00:11:14,810
‫عا، اون؟

160
00:11:14,810 --> 00:11:20,580
‫صدای اون زنیکه‌ی گوشت‌دوست همیشه رو
‫اعصابم بوده، ‫برای همین بهش بی‌توجهی کردم.

161
00:11:20,580 --> 00:11:24,540
‫انگار برای دختری که بار اوله
‫می‌شنوتش نگران‌ کننده‌ست.

162
00:11:24,540 --> 00:11:26,280
‫خیلی داغون نیست؟

163
00:11:26,280 --> 00:11:31,430
‫نیاز نیست خودتو نگران یاوه‌های زن سمّی‌ای کنی که حتی لایق عشقم نیست.

164
00:11:31,430 --> 00:11:34,290
‫صورتی داری که من می‌تونم بهش عشق بورزم.

165
00:11:34,290 --> 00:11:35,440
‫چیزه...

166
00:11:35,440 --> 00:11:37,340
‫هنوز حالت بهتر نشده؟

167
00:11:37,670 --> 00:11:42,180
‫چطوری می‌تونم با وجود نزدیک بودن
‫عروسی‌مون، روحیه‌ی ‫عروسمو ببرم بالا؟

168
00:11:45,110 --> 00:11:46,880
‫عجب حالت چهره‌ی تلخی گرفتی.

169
00:11:46,880 --> 00:11:48,270
‫جوابی نداری؟

170
00:11:48,710 --> 00:11:52,440
‫ببخشید... فکر کنم... یکم خستمه.

171
00:11:52,790 --> 00:11:54,450
‫می‌شه یکم استراحت کنم؟

172
00:11:54,450 --> 00:11:58,000
‫که اینطور. سهل‌انگاری من بود.

173
00:11:58,000 --> 00:11:59,430
‫معذرت می‌خوام.

174
00:11:59,430 --> 00:12:04,150
‫من و همسرهام محل برگذاری رو
‫آماده می‌کنیم. نگرانش نباش.

175
00:12:04,150 --> 00:12:04,990
‫محل برگذاری؟

176
00:12:05,830 --> 00:12:08,430
‫یه معبد این نزدیکیاست.

177
00:12:08,430 --> 00:12:11,540
‫همه‌ی همسرهام دارن با هم کار می‌کنن تا برای عروسی‌مون آماده بشه.

178
00:12:12,190 --> 00:12:15,280
‫روی هم ۲۹۱ زن دارم.

179
00:12:15,280 --> 00:12:17,510
‫البته خیلیاشون متأسفانه فوت کردن.

180
00:12:17,910 --> 00:12:20,230
‫۵۳ تاشون الان زنده‌ان،

181
00:12:20,230 --> 00:12:22,970
‫که با تو میشن ۵۴ تا.

182
00:12:23,300 --> 00:12:27,730
‫من تو و اون‌ها رو به یه اندازه دوست خواهم داشت.

183
00:12:27,730 --> 00:12:31,060
‫مـ ـ ممنون. یادم می‌مونه.

184
00:12:31,060 --> 00:12:32,310
‫چه دختر خوبی!

185
00:12:33,190 --> 00:12:35,780
‫راستی، داشتم فکر می‌کردم...

186
00:12:35,780 --> 00:12:40,030
‫اینکه نتونستم خستگی عروسم
‫رو متوجه بشم اشتباه من بود،

187
00:12:40,030 --> 00:12:47,000
‫ولی بنظرت کسی که از همه بهتر
‫نزدیک‌تر بود هم باید متوجه می‌شد؟

188
00:12:47,300 --> 00:12:48,000
‫مراقب باش!

189
00:12:49,210 --> 00:12:52,920
‫ببخشید! حواسم سرجاش نبود.

190
00:12:52,920 --> 00:12:56,220
‫خیلی خب، من می‌رم به یه
‫اتاق دیگه، یکم کار دارم.

191
00:12:59,170 --> 00:13:00,620
‫الان...

192
00:13:00,620 --> 00:13:03,510
‫ممنونم که من رو نجات دادی.

193
00:13:05,440 --> 00:13:07,820
‫صبر کن! این وضعیت درست نیست!

194
00:13:07,820 --> 00:13:10,350
‫کم مونده بود بکشتت!

195
00:13:10,790 --> 00:13:13,990
‫بخاطر نجات دادنم ازت تشکر کردم.

196
00:13:13,990 --> 00:13:17,070
‫بیشتر از این حق سوال پرسیدن ندارم.

197
00:13:17,070 --> 00:13:19,560
‫ما که راجع به حق و وظیفه و این چیزا صحبت نمی‌کنیم!

198
00:13:19,560 --> 00:13:21,740
‫این خیلی مهم‌تره!

199
00:13:21,740 --> 00:13:24,350
‫زن‌های دیگه‌اش که توی معبدن هم همینطورن؟

200
00:13:24,350 --> 00:13:28,500
‫چون از رگولوس می‌ترسن، خودشون
‫رو تا جای ممکن کوچیک می‌کنن؟

201
00:13:28,500 --> 00:13:31,090
‫وقتی کشته می‌شن هم به راحتی قبول می‌کنن؟

202
00:13:31,090 --> 00:13:34,130
‫بعضی روابط زناشویی همینطورین.

203
00:13:34,870 --> 00:13:36,790
‫تو هم به وقتش عادت می‌کنی.

204
00:13:36,790 --> 00:13:38,630
‫این درست نیست!

205
00:13:38,630 --> 00:13:42,760
‫مگه ازدواج نباید شادترین منظر شادی باشه؟

206
00:13:43,010 --> 00:13:45,630
‫ازدواج بدون شادی هم ممکنه.

207
00:13:45,890 --> 00:13:48,200
‫به حرف‌های شوهرمون گوش بده.

208
00:13:48,980 --> 00:13:51,690
‫ولی این... درست نیست...

209
00:13:54,150 --> 00:13:56,810
‫گمشو! نزدیک نیا!

210
00:14:10,790 --> 00:14:12,370
‫یولیوس!

211
00:14:12,370 --> 00:14:14,790
‫سوبارو، خوشحالم که چیزیت نشده.

212
00:14:14,790 --> 00:14:16,680
‫آره ولی از کون آوردم.

213
00:14:16,680 --> 00:14:18,600
‫خوشحالم که توهم چیزیت نیست.

214
00:14:19,100 --> 00:14:20,410
‫بقیه کجان؟

215
00:14:20,410 --> 00:14:22,940
‫حالا که از سلامتی تو مطمئن شدیم،

216
00:14:22,940 --> 00:14:25,970
‫همه کسانی که به ساختمان اداری
‫شهر رفته بودن، سالم برگشتن.

217
00:14:25,970 --> 00:14:26,760
‫اما...

218
00:14:27,280 --> 00:14:29,470
‫شرکت میوز مورد حمله قرار گرفت.

219
00:14:30,660 --> 00:14:33,360
‫ولی اونجا پر از زخمی بود!

220
00:14:33,360 --> 00:14:35,100
‫بئاتریس کجاست؟ بقیه چی؟

221
00:14:35,100 --> 00:14:36,900
‫آروم باش.

222
00:14:36,900 --> 00:14:39,730
‫مقر عملیاتی‌مون رو به
‫ساختمان اداری شهر منتقل کردیم.

223
00:14:40,130 --> 00:14:41,440
‫ساختمان اداری؟

224
00:14:41,810 --> 00:14:43,230
‫پسش گرفتیم؟

225
00:14:45,970 --> 00:14:47,530
‫آشغال بی‌مصرف!

226
00:14:49,550 --> 00:14:51,450
‫از شدت شرم حتی نمی‌تونم عذرخواهی کنم.

227
00:14:51,450 --> 00:14:53,030
‫بهونه بیار!

228
00:14:53,030 --> 00:14:56,950
‫مجابم کن که دلیلی داشت که
‫این اتفاق غیرقابل اجتناب بود!

229
00:14:57,440 --> 00:15:00,980
‫چرا... چرا هیچکس...

230
00:15:00,980 --> 00:15:02,580
‫برگشتی نی-چان؟

231
00:15:02,580 --> 00:15:04,290
‫بیا. جا گذاشته بودیش.

232
00:15:05,270 --> 00:15:06,720
‫پیداش کردی؟

233
00:15:06,720 --> 00:15:10,850
‫ازش برای بستن دست و پای دخترک دوشس
‫و اژدهای سیاه استفاده شده بود.

234
00:15:10,850 --> 00:15:12,020
‫اوه...

235
00:15:12,610 --> 00:15:14,310
‫کروش-سان چی شد؟

236
00:15:14,790 --> 00:15:17,770
‫زنده برگشت، ولی...

237
00:15:18,710 --> 00:15:22,030
‫من می‌رم پیش کروش-ساما.

238
00:15:27,500 --> 00:15:28,940
‫بهتره نبینیش.

239
00:15:29,170 --> 00:15:31,190
‫دختر خیلی زیبایی بود.

240
00:15:31,190 --> 00:15:32,910
‫اگه الان ببینیش دردناک‌تر می‌شه برات.

241
00:15:33,560 --> 00:15:35,620
‫حتما شهوت یه بلایی سرش آورده.

242
00:15:36,140 --> 00:15:38,340
‫یه جور ماده خارجی وارد بدنش شده،

243
00:15:38,340 --> 00:15:41,670
‫و باعث عذاب کشیدنش شده.

244
00:15:47,190 --> 00:15:48,680
‫خون اژدها...

245
00:15:53,540 --> 00:15:54,720
‫اینم از این.

246
00:16:07,470 --> 00:16:08,850
‫که اینطور.

247
00:16:08,850 --> 00:16:11,320
‫هر چهار برج همزمان تسخیر شدن.

248
00:16:11,320 --> 00:16:13,450
‫برای همین کسی نمی‌تونه حرکتی بکنه.

249
00:16:13,910 --> 00:16:17,660
‫معبد همین بغله، پس اینجا باید منطقه سوم باشه.

250
00:16:18,560 --> 00:16:20,630
‫حالا که چندین اسقف گناه اینجان،

251
00:16:20,630 --> 00:16:23,100
‫اگه بتونم بفهمم کدومشون توی چه برجی قرار داره،

252
00:16:23,100 --> 00:16:25,350
‫مطمئنم که کمک بزرگی به سوبارو و بقیه می‌کنه.

253
00:16:25,350 --> 00:16:30,840
‫ببین، من فقط می‌خواستم با
‫همسر مُقَدر شدم ازدواج کنم.

254
00:16:31,190 --> 00:16:34,930
‫من هیچ علاقه‌ای به کارایی که شما می‌کنید ندارم.

255
00:16:35,390 --> 00:16:39,330
‫ولی باز کردن دروازه آب غیرقابل قبوله.

256
00:16:39,330 --> 00:16:42,310
‫رفتارهای خودخواهانه تو
‫باعث شد که عروس من ناراحت بشه

257
00:16:42,310 --> 00:16:47,440
‫و ازدواج شاد و خوشحال من رو لکه دار کرده،
‫روزی که قرار بود روشن‌ترین روز زندگیم باشه!

258
00:16:47,440 --> 00:16:50,050
‫این کاملاً درتضاد با حقوق منه!

259
00:16:51,160 --> 00:16:55,120
‫برج تو از اینجایی که من هستم خیلی خوب در دیدرسه.

260
00:16:55,440 --> 00:16:58,580
‫از این فاصله، خیلی راحت می‌تونم نابودش کنم.

261
00:17:00,070 --> 00:17:03,670
‫چی؟ تو دروازه شهر رو باز نکردی؟

262
00:17:03,670 --> 00:17:06,750
‫بیخیال، با این بهونه‌هات می‌خوای کی رو گول بزنی؟

263
00:17:07,070 --> 00:17:08,990
‫زنیکه خل و چل گوشت دوست!

264
00:17:10,150 --> 00:17:12,710
‫شوهر عزیزم، وقت داری؟

265
00:17:13,410 --> 00:17:14,770
‫بیا داخل.

266
00:17:16,420 --> 00:17:19,590
‫آماده‌سازی داخل معبد درحال شروع شدنه.

267
00:17:19,590 --> 00:17:22,650
‫اوه، انقدر زمان گذشته؟

268
00:17:22,650 --> 00:17:24,310
‫سریعاً خودم رو به اونجا می‌رسونم.

269
00:17:28,030 --> 00:17:29,310
‫نزدیک بود...

270
00:17:30,070 --> 00:17:32,440
‫اگه اینجا منطقه سومه،

271
00:17:32,440 --> 00:17:35,660
‫پس برجی که روبرومه تو منطقه اوله.

272
00:17:35,660 --> 00:17:37,830
‫و براساس حرفایی که الان شنیدم،

273
00:17:37,830 --> 00:17:40,540
‫کسی که اونجاست، اسقف اعظم شهوته.

274
00:17:41,330 --> 00:17:43,670
‫باید این اطلاعاتو به سوبارو برسونم.

275
00:17:47,100 --> 00:17:49,210
‫مستقیم بریم سر اصل مطلب.

276
00:17:49,840 --> 00:17:52,180
‫بئاتریس-چان یه روح مصنوعیه، درسته؟

277
00:17:53,520 --> 00:17:56,640
‫درسته. اون یه روح مصنوعیه.

278
00:17:57,260 --> 00:17:59,740
‫تعجب می‌کنم که به این راحتی اعتراف کردی.

279
00:17:59,740 --> 00:18:02,230
‫چیزی که مهمه اینه که دشمن دنبال چیه.

280
00:18:02,230 --> 00:18:04,980
‫اگه مخفیش می‌کردم، فقط به نفع دشمن می‌شد.

281
00:18:05,890 --> 00:18:07,520
‫به نفع دشمن...

282
00:18:08,550 --> 00:18:11,190
‫درسته. کاملاً حق با توعه.

283
00:18:11,620 --> 00:18:14,920
‫با توجه به این، فقط یه مورد هست که باید بگم.

284
00:18:14,920 --> 00:18:18,660
‫درمورد یکی دیگه از شروطشونه، کتاب خرد.

285
00:18:18,660 --> 00:18:20,360
‫بگو ببینم.

286
00:18:20,360 --> 00:18:23,870
‫اون تنها چیزیه که هیچی ازش
‫نمی‌دونم و داره دیوونه‌ام می‌کنه!

287
00:18:24,470 --> 00:18:29,430
‫کتاب خرد نسخه اولیه انجیلیه
‫که توی فرقه ساحره دارن.

288
00:18:29,430 --> 00:18:31,510
‫نسخه کاملیه که اون‌ها از روشون ساخته شده.

289
00:18:31,510 --> 00:18:33,510
‫اینا رو از کی شنیدی؟

290
00:18:33,510 --> 00:18:35,200
‫ساحره‌ای که ساختتش.

291
00:18:35,200 --> 00:18:38,510
‫مستیقماً از یه ساحره شنیدیش؟
‫این حرفت واقعیت داره؟

292
00:18:38,510 --> 00:18:41,020
‫کاملاً جدیم.

293
00:18:41,320 --> 00:18:44,440
‫باهاش ملاقات کردم، حرف زدم،
‫و گول خوردم و توی تله افتادم...

294
00:18:44,440 --> 00:18:46,440
‫خیلی اذیتم کرد.

295
00:18:46,890 --> 00:18:49,900
‫بگذریم، دو نسخه از این کتاب خرد وجود داره،

296
00:18:50,700 --> 00:18:52,990
‫ولی جفتشون کاملاً سوختن.

297
00:18:52,990 --> 00:18:56,280
‫برای همین جفتشون دیگه وجود ندارن.

298
00:18:56,840 --> 00:19:01,050
‫احتمالش هست که فرقه ساحره
‫نمی‌دونه که اونا سوخته‌ان.

299
00:19:01,050 --> 00:19:02,920
‫آره، درسته.

300
00:19:02,920 --> 00:19:07,750
‫و البته اخرین شرط، «ازدواج با دختر مو نقره‌ای.»

301
00:19:08,100 --> 00:19:10,130
‫اون روانیا اشتباه گرفتن!

302
00:19:10,130 --> 00:19:13,270
‫نمی‌ذارم به هیچکدوم از خواسته‌هاشون برسن!

303
00:19:13,270 --> 00:19:15,410
‫حق با ناتسوکی-کونه.

304
00:19:15,410 --> 00:19:17,590
‫نباید تسلیم خواسته‌های فرقه ساحره بشیم.

305
00:19:17,890 --> 00:19:21,350
‫کیریتاکا-سان شهر رو به ما سپرده.

306
00:19:21,700 --> 00:19:23,290
‫کیریتاکا کجاست؟

307
00:19:23,290 --> 00:19:25,060
‫گم شده.

308
00:19:25,060 --> 00:19:27,190
‫برای همین باید خواسته‌اش رو برآورده کنم.

309
00:19:27,560 --> 00:19:29,800
‫من همیشه دینم رو ادا می‌کنم.

310
00:19:29,800 --> 00:19:33,650
‫غرورم به عنوان یه تاجر اهل کاراراگی
‫بهم اجازه چیز دیگه‌ای رو نمی‌ده.

311
00:19:34,450 --> 00:19:38,870
‫درحال حاضر تمام شهروندان در
‫پناهگاه‌های سطح شهر پناه گرفتن.

312
00:19:38,870 --> 00:19:42,190
‫در خیلی از پناهگاه‌ها مردم دچار ناآرامی شدن.

313
00:19:42,190 --> 00:19:45,370
‫و در برخی از اون‌ها، این
‫ناآرامی‌ها باعث بروز اتفاقاتی شده.

314
00:19:45,370 --> 00:19:47,370
‫ممکنه اغتشاشات خطرناکی بوجود بیاد.

315
00:19:47,990 --> 00:19:51,710
‫تا جای ممکن داریم سعی می‌کنیم که
‫جلوی هرگونه آسیبی رو بگیریم، ولی...

316
00:19:51,710 --> 00:19:54,070
‫بعضی پناهگاه‌ها دیگه از دست رفتن.

317
00:19:54,070 --> 00:19:56,300
‫ممکنه مردم کشته بشن.

318
00:19:56,300 --> 00:19:59,040
‫بنظرم خیلی بزدلانه‌ست که
‫راجع به این چیزها رک صحبت نشه.

319
00:19:59,040 --> 00:20:00,510
‫آناستاسیا-ساما...

320
00:20:00,510 --> 00:20:03,640
‫همین الانش هم تلفات دادیم،
‫در آینده بیشتر هم می‌شه.

321
00:20:03,640 --> 00:20:05,880
‫حالا که تصمیم گرفتیم اکثریت رو نجات بدیم،

322
00:20:05,880 --> 00:20:08,190
‫نمی‌تونیم از کشته شدن اقلیت جلوگیری کنیم.

323
00:20:08,490 --> 00:20:12,400
‫یه چیزی هست که درموردش اشتباه
‫می‌کنی، آناستاسیا-سان.

324
00:20:12,720 --> 00:20:16,450
‫هیچوقت نگفتم که برای نجات اکثریت می‌تونیم

325
00:20:16,450 --> 00:20:17,900
‫اقلیت رو فدا کنیم.

326
00:20:17,900 --> 00:20:20,480
‫دوباره مسخره‌ بازیت گل کرد.

327
00:20:20,480 --> 00:20:24,150
‫این هیچ فرقی با اتفاقی که توی قلعه افتاد نداره.

328
00:20:24,150 --> 00:20:27,990
‫تازه، در نبرد با نهنگ سفید هم تلفات داشتیم.

329
00:20:27,990 --> 00:20:30,330
‫ناتسوکی-کون، اگه تو یه شوالیه‌ــ

330
00:20:29,180 --> 00:20:32,840
‫افرادی که در اون نبرد کشته شدند، آماده مردن بودن.

331
00:20:33,260 --> 00:20:34,190
‫ولی

332
00:20:34,190 --> 00:20:38,580
‫به زیر سوال بردن عزم مردمی که شهرشون
‫تبدیل به میدون جنگ شده، اشتباهه.

333
00:20:38,580 --> 00:20:40,620
‫کسایی که ذهنشون آمادگیش رو داره

334
00:20:40,620 --> 00:20:43,810
‫باید با کسایی که به همون
‫اندازه عزمشون جزمه ملاقات کنن.

335
00:20:43,810 --> 00:20:46,070
‫اینکه همیشه از موضوعی مطلع باشی

336
00:20:46,070 --> 00:20:49,520
‫و برای اون موضوع آماده باشی، فرق یک شوالیه‌ست.

337
00:20:49,990 --> 00:20:52,710
‫برای همین نمی‌ذارم کسی قربانی بشه.

338
00:20:52,710 --> 00:20:54,020
‫هیچ چیزی بهشون نمی‌دم.

339
00:20:54,340 --> 00:20:57,280
‫به عنوان یه شوالیه، نمی‌تونم. در توانم نیست.

340
00:20:57,280 --> 00:20:59,140
‫من شوالیه امیلیا هستم.

341
00:20:59,140 --> 00:21:01,420
‫می‌خوام براش بجنگم.

342
00:21:01,420 --> 00:21:04,850
‫ولی این به این معنی نیست که فقط
‫برای محافظت از امیلیا می‌جنگم.

343
00:21:04,850 --> 00:21:06,820
‫نمی‌تونم خودم رو فقط با اون راضی کنم!

344
00:21:07,280 --> 00:21:09,580
‫یولیوس، حتماً تو هم همینطوری، درسته؟

345
00:21:11,590 --> 00:21:15,420
‫شوالیه‌ها موجودات حریصی هستن که برای
‫جذاب نشون دادن خودشون همه کاری می‌کنن.

346
00:21:15,420 --> 00:21:18,130
‫حتی اگه پاشون لب مرگ باشه، باید با جذبه بمیرن!

347
00:21:19,270 --> 00:21:21,340
‫امیلیا رو از دست اون منحرف نجات می‌دم.

348
00:21:21,730 --> 00:21:25,220
‫دهن شکم‌پرستی رو سرویس می‌کنم و
‫خاطرات رم رو از حلقومش بیرون می‌کشم.

349
00:21:25,220 --> 00:21:28,680
‫سیریوس رو تیکه و پاره می‌کنم تا
‫دیگه ناآرامی تو شهر درست نکنه.

350
00:21:28,680 --> 00:21:34,610
‫کاپلا رو به التماس می‌اندازم و وادارش می‌کنم
‫که کسایی که تبدیل کرده رو به حالت عادی برگردونه.

351
00:21:35,430 --> 00:21:37,980
‫شهر رو اینطوری پس می‌گیرم،

352
00:21:37,980 --> 00:21:41,990
‫شروط

353
00:21:37,980 --> 00:21:41,990
‫ شوالیه

354
00:21:37,980 --> 00:21:41,990
‫Shinsekai Yuri             Tenshi Hunter

355
00:21:37,980 --> 00:21:41,990
‫‫‫ـ ترجمه از ـ

356
00:21:38,540 --> 00:21:40,570
‫و داستان به خوشی تموم می‌شه!

357
00:21:42,000 --> 00:21:52,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

358
00:23:26,730 --> 00:23:28,720
‫این چیزیه که داشت ازش استفاده می‌کرد...

359
00:23:33,520 --> 00:23:35,980
‫عه؟ جواب گرفتم؟

360
00:23:37,850 --> 00:23:38,850
‫آل؟
