WEBVTT

00:03.470 --> 00:06.610
‫اسقف اعظم گناه طمع؟!

00:06.610 --> 00:09.570
‫بگذریم، خوب شد به‌موقع رسیدم.

00:09.570 --> 00:12.280
‫کم مونده بود همسرم خاکستر بشه.

00:13.000 --> 00:15.560
‫کسی نیستم که انتظار زیادی از بقیه داشته باشم،

00:15.560 --> 00:19.990
‫ولی منم دلم نمی‌خواد یه‌ توده خاکستر زنم بشه.

00:20.600 --> 00:22.960
‫چـ ـ چه زری داری...

00:21.680 --> 00:22.960
‫می‌دونی...

00:23.250 --> 00:26.100
‫اصلاً نزاکت سرت می‌شه؟

00:26.100 --> 00:28.720
‫قبل از هرچیزی، اسممو بهت گفتم، نه؟

00:28.720 --> 00:32.220
‫این اولین قدم برای نزدیک‌تر شدن به بقیه‌ست.

00:32.220 --> 00:34.680
‫برای همین اول بهت اسممو گفتم.

00:34.950 --> 00:38.050
‫می‌فهمی دیگه، نه؟ بیشتر مردم متوجه می‌شن.

00:38.050 --> 00:42.160
‫اگه نفهمی، یعنی داری شخصیت طرف مقابلتو زیرسوال می‌بری.

00:42.160 --> 00:44.610
‫نقض حق بقیه‌ست.

00:44.610 --> 00:48.020
‫نقض حق من به‌عنوان یه فردی که منطقیه و خودخواه نیست!

00:48.020 --> 00:51.360
‫بـ ـ ببخشید! اسمم ناتسوکی سوباروئه!

00:53.340 --> 00:55.880
‫آفرین. درسته.

00:55.880 --> 00:59.820
‫احترام برات احترام میاره.

01:00.320 --> 01:03.730
‫این حد از مراعات چیزیه که دنیامونو بهتر می‌کنه.

01:03.730 --> 01:05.710
‫بابت نظر شگفت‌آورت ممنون.

01:05.710 --> 01:09.130
‫و بسوزو خاکستر شو!

01:09.150 --> 01:21.150
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:42.250 --> 02:43.970
‫پیشنهاد خودم ساواریه‌ست.

02:44.390 --> 02:46.310
‫تازه پخته شده و هنوز گرمه.

02:50.000 --> 02:53.440
‫جدی باید جاش بائمبهم می‌گرفتم.

02:53.730 --> 02:57.010
‫امیدوارم کیریتاکا-سان ساواریه دوست داشته باشه.

02:56.010 --> 02:58.190
‫هوی! بچه‌ها حق ندارن اینجا باشن!

02:58.190 --> 03:00.200
‫اینجا جای بازی نیست!

03:02.500 --> 03:05.450
‫جای بازی نیست، نه؟

03:05.450 --> 03:09.370
‫خوبه! عالیه! چه خوب!

03:09.370 --> 03:12.220
‫خودمم می‌دونم اینجا جای بازی نیست!

03:12.220 --> 03:16.170
‫چون قراره آشپزخونه‌مون بشه!

03:16.170 --> 03:17.420
‫چی داری میـ-

03:17.420 --> 03:22.030
‫شک دارم زیاد اشتهامو باز کنی، ولی مهم نیست.

03:22.030 --> 03:23.800
‫بازم قراره بخورمت!

03:28.390 --> 03:33.650
‫عه ببین. بازم یکی که قرار نیست اشتهامو زیاد باز کنه.

03:33.650 --> 03:36.110
‫تـ ـ تو دیگه چی هستی؟

03:36.110 --> 03:37.920
‫ما؟

03:37.920 --> 03:42.070
‫ما اسقف اعظم گناه در فرقه ساحره و نمایانگر شکم‌پرستی،

03:42.070 --> 03:44.660
‫لای باتنکایتوسیم!

03:46.960 --> 03:47.990
‫امیلـ...

03:50.230 --> 03:53.330
‫جدی؟ قبل از اینکه دو کلوم حرف بزنی آتیشم می‌زنی؟

03:53.330 --> 03:54.920
‫مگه تربیت نداری؟

03:55.410 --> 03:57.900
‫می‌دونم مغز تو کله‌ت نیست،

03:57.900 --> 04:01.090
‫برای همین معمولاً از بیشتر کارات چشم‌پوشی می‌کنم.

04:01.360 --> 04:02.550
‫ولی می‌دونی...

04:02.990 --> 04:06.690
‫وقتی به عزیزت آسیب می‌زنن، عادیه عصبانی بشی.

04:06.690 --> 04:09.000
‫همه این حقو دارن،

04:09.000 --> 04:12.560
‫برای همین منم حق دارم الان انتقام بگیرم.

04:13.320 --> 04:16.560
‫خنده‌داره! این عصبانیت مال منه!

04:16.560 --> 04:19.570
‫یه گنجه که اون فرد بهم بخشیده!

04:19.850 --> 04:22.400
‫مگه... با هم نیستن؟

04:22.400 --> 04:23.360
‫سوبارو!

04:25.600 --> 04:27.980
‫لوسبل، تنها می‌تونی فرار کنی؟

04:31.240 --> 04:33.980
‫اونو بسپر به خودمون.

04:33.980 --> 04:36.800
‫التماس می‌کنم! تینا رو نجات بدید!

04:39.030 --> 04:41.590
‫گمشو گمشو گمشو گمشو!

04:41.590 --> 04:45.090
‫تو و اون نیمه‌شیطان عزیز رومخت می‌تونین با هم خاکستر بشین!

04:48.850 --> 04:51.810
‫ببین، نمی‌خوای بفهمی؟

04:52.380 --> 04:55.810
‫واضحه به گرد پامم نمی‌رسی.

04:56.400 --> 04:59.870
‫انقدر راحت به امیلیای من دست نزن!

04:59.870 --> 05:00.610
‫شاماک!

05:05.280 --> 05:07.280
‫انقدر دلت می‌خواد بمیری؟

05:07.280 --> 05:08.230
‫بئاکو، الان!

05:08.230 --> 05:09.520
‫آماده‌‌م!

05:09.520 --> 05:11.040
‫ای‌ِاِم‌اِم...

05:12.110 --> 05:14.750
‫دیدی؟! این ثمره‌ی تمرینات من و بئاکوـئه!

05:14.750 --> 05:18.750
‫این یه طلسم کاملاً اورجیناله که ما
‫رو یه نصفه قدم از دنیا جدا می‌کنه!

05:22.340 --> 05:24.030
‫مشیت...

05:24.940 --> 05:26.630
‫نامرئی!

05:34.860 --> 05:36.000
‫سوبارو!

05:36.000 --> 05:37.830
‫ببخشید... گند زدم.

05:37.830 --> 05:39.690
‫هنوز تو این‌یکی استاد نشدم.

05:39.990 --> 05:44.200
‫ببین، اگه عروسم آسیب می‌دید می‌خواستی چیکار کنی؟

05:44.200 --> 05:48.900
‫برخورد خوب با دخترا چیزی نیست که
‫نیاز باشه کسی بهت یادش بده!

05:48.900 --> 05:53.000
‫تو این دنیا کسی بهتر از من باهاش خوب برخورد نمی‌کنه!

05:53.000 --> 05:55.500
‫اصلاً چرا هی بهش می‌گی عروست!؟

05:55.500 --> 05:58.370
‫گفتم که. می‌خوام همسرم کنمش.

05:58.370 --> 06:01.470
‫خفه‌شو! امیلیا-تان عروس منه!

06:01.470 --> 06:03.130
‫عمراً بدمش به تو!

06:03.130 --> 06:05.550
‫عه، پس اسمش امیلیائه؟

06:05.550 --> 06:07.630
‫برای همچین دختر دوست‌داشتنی‌ای اسم خوبیه.

06:07.960 --> 06:09.510
‫حتی اسمشم نمی‌دونستی؟

06:09.840 --> 06:12.720
‫دقیقاً توش چی می‌بینی که تصمیم گرفتی عروست بشه؟

06:12.720 --> 06:14.060
‫صورتش.

06:14.520 --> 06:15.930
‫صورتش خوشگله.

06:16.560 --> 06:18.770
‫وقتی بحث عشقه، چیزی مهم‌تر از اینم هست؟

06:19.060 --> 06:20.000
‫عوضی...

06:20.000 --> 06:21.940
‫گمونم بهتره بمیری.

06:24.580 --> 06:26.320
‫تینا کجاست!؟

06:26.320 --> 06:27.530
‫پیدات کردم.

06:27.930 --> 06:31.440
‫پیدات کردم! پیدات کردم! پیدات کردم! پیدات کردم!

06:32.540 --> 06:35.810
‫آره! می‌دونستم! پس خودت بودی! ببخشید نفهمیدم!

06:35.810 --> 06:37.750
‫ولی واقعاً خودت بودی!

06:38.360 --> 06:39.210
‫چـ ـ چته؟

06:39.520 --> 06:41.820
‫پس اینجا بودی؟

06:41.820 --> 06:45.520
‫عشقم بالأخره بهت رسید! برای همین برگشتی!

06:45.520 --> 06:48.270
‫تمام مدت تنها منتظرت بودم!

06:48.270 --> 06:50.510
‫ای عزیزم...

06:50.510 --> 06:51.840
‫پتلگیوس من!

06:53.010 --> 06:55.840
‫خدایا. وقت این چیزا رو ندارم.

06:55.840 --> 07:00.600
‫مطمئنم به‌خاطر اون حقه‌ش همچین توهم چندشی زدی.

07:01.070 --> 07:03.570
‫بله بله. ممنون. ببخشید.

07:03.570 --> 07:05.700
‫الان وسط یه‌کاری‌ام.

07:05.700 --> 07:08.150
‫اگه کارت تموم شده، می‌شه بری؟

07:08.150 --> 07:10.470
‫داری بهم دستور می‌دی؟

07:10.470 --> 07:12.640
‫بفهم خیلی چندشه که...

07:12.640 --> 07:16.960
‫سرخود به یکی دیگه یه اسم بدی و بهونه‌ی
‫از خودگذشتگیت کنیش.

07:16.960 --> 07:20.080
‫از طریقی، اون نقض حق پتلگیوسه.

07:20.080 --> 07:23.050
‫منو اون عاشق هم بودیم!

07:23.050 --> 07:26.100
‫آخه طی روز چندین‌بار چشم تو چشم می‌شدیم!

07:26.100 --> 07:29.510
‫وقتی از روی عصبانیت یه‌چیزی ازش کش رفتم، تنبیهم نکرد!

07:29.510 --> 07:32.220
‫وقتی ته مونده‌ی غذامو هورت کشیدم منو بخشید،

07:32.220 --> 07:34.850
‫و وقتی بازدمشو تنفس کردم چیزی نگفت!

07:34.850 --> 07:37.810
‫بهم اسم داد! برام لبخند زد!

07:37.810 --> 07:42.350
‫همه‌ش برای من بود! فقط برای من!

07:42.350 --> 07:46.020
‫بـ ـ بس کن! اگه انقدر بهم اهمیت می‌دی، پای بقیه رو وسط نکش!

07:47.890 --> 07:50.260
‫حتی اگه تو درخواست کنی هم، باید ردش کنم.

07:50.260 --> 07:52.730
‫آخه، بالأخره باز پیدات کردم!

07:52.730 --> 07:56.660
‫و بازم می‌گی منتظر بمونم؟ صبور باشم؟

07:56.660 --> 08:01.080
‫یه زنیکه‌ی روحی که تاحالا ندیده بودمو
‫با خودت آوردی و می‌گی صبر کنم؟

08:01.080 --> 08:02.900
‫خاکسترت می‌کنم!

08:02.900 --> 08:06.400
‫مطمئنم دنبال اون نیمه‌شیطان کثیفی!

08:06.400 --> 08:10.320
‫اگه انقدر دوستش داری، پس جلو چشمات می‌سوزونمش!

08:10.320 --> 08:12.800
‫اصلاً حرفات منطقی نیست...

08:13.120 --> 08:16.510
‫ببین، ببخشید وقتی هیجانت چسبیده به سقف می‌زنم تو پوزت...

08:17.830 --> 08:19.720
‫ولی وقتشه دیگه.

08:22.680 --> 08:24.830
‫زنگ تفریح تمومه.

08:24.830 --> 08:27.650
‫برید خدا رو شکر کنید که من به انجیل پایبندم.

08:27.650 --> 08:29.420
‫وایسا! همونجا بذارش!

08:29.420 --> 08:31.360
‫می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم...

08:31.360 --> 08:34.840
‫بد می‌شه اگه موقع عروسی، از طرف داماد کسی نیاد‌،

08:34.840 --> 08:39.160
‫و با توجه به عشق ممنوعه‌ت به این دختره،
‫دلم نمیاد دعوتت نکنم.

08:39.160 --> 08:41.450
‫نمی‌تونم انقدرم بی‌رحم باشم.

08:41.450 --> 08:42.910
‫برای همین...

08:49.370 --> 08:50.300
‫سوبارو!

08:50.630 --> 08:53.680
‫یکم پیش خیلی گستاخ بودی،

08:53.680 --> 08:55.760
‫ولی الان دیگه بی‌حساب شدیم.

08:57.540 --> 08:58.890
‫امیلیا!

08:58.890 --> 09:01.020
‫سوبارو... سوبارو!

09:03.580 --> 09:05.510
‫شوخیشم قشنگ نیست...

09:05.510 --> 09:08.720
‫ببخشید! ولی شوخی نیست.

09:08.720 --> 09:11.880
‫همونطور که پتلگیوس عزیزم می‌گه،

09:11.880 --> 09:14.000
‫درد حس واقعی زندگیه،

09:14.000 --> 09:17.820
‫و زندگی هم برای ثابت کردن عشق وجود داره!

09:20.240 --> 09:22.960
‫فعلاً می‌ذارم پیشت بمونه.

09:22.960 --> 09:26.160
‫بالاخره، باید دستورات
‫انجیل رو در اولویت قرار بدم.

09:26.160 --> 09:29.950
‫ببخشید! ولی به‌زودی می‌بینمت!

09:29.950 --> 09:32.090
‫بله، خیلی خیلی زود...

09:32.090 --> 09:35.340
‫ببخشید... ببخشید، گمونم، امیلیا...

09:35.910 --> 09:37.050
‫سوبارو...

09:45.980 --> 09:49.650
‫دیروز برنگشتم، مطمئنم خانم قراره حسابی ازم عصبانی باشه.

09:50.050 --> 09:53.030
‫خب ببخشید مجبورت کردم باهام بمونی.

09:53.030 --> 09:54.800
‫چیزی نیست!

09:54.800 --> 09:57.320
‫داری می‌ری مامانتو ببینی؟

09:58.550 --> 10:02.530
‫چـ ـ چی می گی؟! عمراً بتونم ببینمش!

10:02.530 --> 10:03.620
‫جدی؟

10:03.890 --> 10:06.330
‫عمراً... بتونم...

10:09.880 --> 10:11.400
‫ببخشید.

10:11.400 --> 10:14.000
‫انتظار مهمون نداشتم،

10:14.300 --> 10:15.960
‫برای همین اینجا بدجور بهم ریخته‌ست.

10:15.960 --> 10:18.360
‫اشکالی نداره!

10:18.360 --> 10:21.430
‫هنوزم نسبت به اتاق من مرتب‌تره!

10:22.140 --> 10:25.060
‫گورجس تایگر-سان، چای دوست ندارید؟

10:25.390 --> 10:26.920
‫ا ـ اینطور نیست...

10:30.550 --> 10:31.440
‫خوشمزه‌ست.

10:32.350 --> 10:33.700
‫خدا رو شکر!

10:33.700 --> 10:35.190
‫ولی عجیبه ها...

10:36.180 --> 10:39.510
‫معمولاً می‌پرسم مهمونم چه نوع چایی دوست داره،

10:39.510 --> 10:41.240
‫ولی امروز، همینطوری شد...

10:41.710 --> 10:42.660
‫چه عجیب!

10:45.020 --> 10:49.370
‫مامان، وقت غذائه. نمی‌شه مهمونا رو بفرستی برن؟

10:49.370 --> 10:50.830
‫عزیزم...

10:51.310 --> 10:54.060
‫انگار بعضیا راضی نیستن اینجا باشیم.

10:54.060 --> 10:56.000
‫خب پس می‌ریم.

10:56.000 --> 10:57.210
‫عه، چرا؟

10:57.660 --> 10:59.650
‫نیازه بپرسی؟

10:59.650 --> 11:01.960
‫این چیزیه که بهش می‌گن «برش زمخت کوخران».

11:01.960 --> 11:04.390
‫گورجس تایگر، نرو.

11:04.920 --> 11:07.440
‫ببخشید. یکی منتظرمه.

11:07.440 --> 11:11.350
‫فرد، نباید بقیه رو به‌زور مجبور کنی بمونن.

11:11.880 --> 11:15.890
‫می‌گن هر مهمونی لایق مهمون‌نوازی و ساواریه‌ست.

11:18.980 --> 11:20.040
‫گارف، بیا بریم.

11:20.040 --> 11:21.350
‫من اومدم.

11:22.650 --> 11:24.660
‫عه؟ مهمون داریم؟

11:24.660 --> 11:26.770
‫بابا! گورجس تایگره!

11:26.770 --> 11:27.620
‫خیلی مشکوکه!

11:27.620 --> 11:28.630
‫عه؟

11:31.800 --> 11:33.540
‫مهم نیست.

11:34.000 --> 11:35.910
‫درهرصورت داشتیم می‌رفتیم.

11:35.910 --> 11:37.250
‫گورجس تایگر!

11:43.240 --> 11:45.390
‫از ترس داری فرار می‌کنی؟

11:45.390 --> 11:47.380
‫مایه شرم ببرایی.

12:01.580 --> 12:03.380
‫گارف، خوبی؟

12:04.400 --> 12:06.310
‫یکم پیش خیلی عجیب رفتار کردی.

12:06.310 --> 12:07.990
‫دلت درده؟

12:06.310 --> 12:07.990
‫دلت درد می‌کنه؟

12:07.990 --> 12:10.830
‫نـ ـ نه بابا، چیزی نیست.

12:07.990 --> 12:10.830
‫نـ ـ نه، چیزی نیس.

12:10.830 --> 12:13.120
‫وایسید!

12:10.830 --> 12:13.120
‫صبر کنید!

12:14.260 --> 12:17.380
‫با ما کاری داشتی؟

12:17.380 --> 12:21.340
‫زنم گفت که جون پسرمون رو نجات دادید.

12:21.680 --> 12:23.470
‫کار خاصی نبود.

12:23.470 --> 12:25.260
‫اجازه بدید ازتون تشکر کنم.

12:25.260 --> 12:27.830
‫اگه کاری از دست من برمیاد...

12:29.520 --> 12:32.180
‫یه چیزی هست که می‌خوام ازت بپرسم.

12:32.180 --> 12:36.150
‫بله، بفرما! اگه جوابش رو بدونم، حتماً می‌گم.

12:36.620 --> 12:40.860
‫«لیارا» اسم واقعی زنته؟

12:42.560 --> 12:45.070
‫منظورت از این حرف چیه؟

12:45.350 --> 12:47.170
‫دقیقاً همون چیزی که شنیدی.

12:47.170 --> 12:50.040
‫رید همیشه مستقیم با
‫حریفاش رو به رو می‌شه!

12:51.090 --> 12:55.670
‫اسم واقعیش... لیشیاست، مگه نه؟

12:56.330 --> 13:00.250
‫تو... تو چی درمورد زن من می‌دونی؟

13:00.720 --> 13:04.690
‫این... چیزیه که خودمم دنبالشم.

13:06.820 --> 13:11.770
‫انگار باید واقعیت رو بهت بگم.

13:12.540 --> 13:17.770
‫۱۵ سال پیش، وقتی من با لیارا ملاقات
‫کردم، حافظه‌اش رو از دست داده بود.

13:19.170 --> 13:21.230
‫حافظه‌اش رو از دست داده بود؟

13:22.160 --> 13:24.190
‫تو یه شب طوفانی اتفاق افتاد.

13:25.330 --> 13:27.520
‫تو راه برگشت از یه جلسه کاری بودم،

13:27.520 --> 13:30.700
‫که دیدم جایی سنگ ریزش کرده.

13:31.310 --> 13:34.200
‫زنم اونجا گیر کرده بود...

13:34.750 --> 13:35.910
‫و زنده زنده دفن شده بود.

13:37.550 --> 13:42.210
‫گار-چان، من دارم می‌رم.

13:42.720 --> 13:47.210
‫قول می‌دم بابات رو برگردونم.

13:47.210 --> 13:49.470
‫منتظرم بمون.

13:50.360 --> 13:53.930
‫بخاطر اون حادثه، اون خاطراتش رو از دست داده بود.

13:54.320 --> 13:57.610
‫تنها چیزی که تونستم پیدا
‫کنم، بخشی از اتیکت لباسش بود،

13:57.610 --> 13:59.940
‫که متوجه شدم اسم
‫با «ل» شروع می‌شه.

14:00.220 --> 14:03.940
‫برای همین مردم اسم «لیارا» رو

14:03.940 --> 14:06.580
‫براساس گل شب شکوفا روی اون گذاشتن.

14:07.170 --> 14:09.910
‫و بعدش با تو ازدواج کرد؟

14:11.570 --> 14:13.850
‫من عاشق زنم هستم.

14:13.850 --> 14:17.290
‫اون همسر منه، و عزیزترین زن زندگیمه.

14:22.710 --> 14:26.840
‫واقعاً دلم نمی‌خواد این
‫سوال رو بپرسم، ولی مجبورم.

14:26.840 --> 14:32.470
‫تو چه ارتباطی با زن من... با لیارا داری؟

14:40.350 --> 14:41.920
‫من...

14:42.970 --> 14:45.400
‫هیچ ارتباطی

14:46.730 --> 14:49.360
‫با زنت ندارم.

14:51.770 --> 14:54.020
‫ببخشید که پرسیدم.

14:54.790 --> 14:55.820
‫عزیزم!

14:56.330 --> 14:58.040
‫آه، خداروشکر.

14:58.940 --> 15:01.440
‫گورجس-سان و میمی‌-سان هم پیشتن.

15:01.440 --> 15:02.630
‫لیارا، چرا‌ـ

15:02.920 --> 15:05.710
‫این سوواریه‌هایی هستن که خودم درست کردم.

15:05.710 --> 15:07.590
‫خیلی از مزه‌شون مطمئنم.

15:08.970 --> 15:11.890
‫اوه! آخ جون! خوراکی!

15:13.090 --> 15:14.940
‫خب، ما دیگه واقعنی بریم.

15:14.940 --> 15:18.910
‫وقتشه که گورجس تایگر و
‫گورجس میمی خدافظی کنن.

15:25.170 --> 15:26.980
‫گارف، می‌خوای گریه کنی؟

15:27.260 --> 15:30.480
‫ها؟ داری چی می‌گی برا خودت.

15:30.480 --> 15:32.240
‫امکان نداره!

15:32.240 --> 15:36.450
‫می‌دونم تو قوی‌ هستی، لازم
‫نیست ادای قوی بودن رو در بیاری.

15:37.050 --> 15:39.410
‫لیارا مامانته، درسته؟

15:41.590 --> 15:44.940
‫چون خیلی بوی اون شبیه تو بود!

15:45.440 --> 15:47.090
‫برای همین حدس زدم.

15:47.870 --> 15:49.800
‫یعنی چه...

15:51.290 --> 15:55.050
‫یعنی اون واقعاً مامان منه؟

15:55.620 --> 15:58.200
‫نمی‌دونم... ولی...

15:59.000 --> 16:01.520
‫اگه خودمو اونطوری معرفی
‫کنم فایده‌ای نداره.

16:03.530 --> 16:05.110
‫نازی، نازی.

16:05.370 --> 16:06.980
‫چـ ـ چیکار داری می‌کنی؟

16:07.300 --> 16:11.450
‫مردا اگه تو جای مناسب نباشن
‫نمی‌تونن گریه کنن، درسته؟

16:11.450 --> 16:14.770
‫و گمونم اونم در آغوش یه زنه.

16:14.770 --> 16:17.670
‫مردا اجازه دارن در آغوش
‫زنی که دوستش دارن گریه کنن.

16:17.670 --> 16:18.830
‫رئیس گفته!

16:19.120 --> 16:22.130
‫کی گفته من عاشق توعه فسقلیم؟

16:22.130 --> 16:26.670
‫اشکال نداره! شاید تو منو دوست
‫نداشته باشی، ولی میمی دوستت داره.

16:27.010 --> 16:31.010
‫بیا! من میمی‌ام! دختری که
‫عاشق گارف شد، این هم بغلمه.

16:31.010 --> 16:33.630
‫برای همین اشکال نداره گریه کنی.

16:40.630 --> 16:42.060
‫مامان...

16:43.700 --> 16:48.840
‫مامان... مامان... مامان...

16:46.900 --> 16:48.840
‫نازی نازی.

16:49.480 --> 16:53.920
‫چرا؟ چرا منو فراموش کردی؟

16:53.920 --> 16:57.380
‫بالاخره... بالاخره پیدات کردم.

16:57.380 --> 17:02.290
‫ولی حتی قرار نیست به اون اسم صدات بزنم؟

17:02.580 --> 17:05.750
‫اشکال نداره. گارف چه پسر خوبیه.

17:05.750 --> 17:10.110
‫مامان... مامان!

17:10.880 --> 17:13.060
‫مامانی...

17:19.120 --> 17:21.970
‫مطمئنی نمی‌خوای بری ببینیش گارف؟

17:22.330 --> 17:23.430
‫مطمئم.

17:23.430 --> 17:25.300
‫همم، چه سخت!

17:25.300 --> 17:28.900
‫میمی مامان نداره، برای همین نمی‌تونه درک کنه.

17:29.320 --> 17:31.890
‫نمی‌دونی مامانت کیه؟

17:31.890 --> 17:33.030
‫نه.

17:33.030 --> 17:36.740
‫شنیدم چون بزرگ کردن سه
‫قلوها سخت بوده ولمون کرده.

17:40.650 --> 17:42.290
‫آها، راستی!

17:42.600 --> 17:45.120
‫سوواریه! بیا سوواریه بخوریم!

17:47.490 --> 17:48.160
‫بیا!

17:48.160 --> 17:49.580
‫مـ ـ ممنون.

17:55.350 --> 17:56.510
‫چه خوشمزه‌ست.

17:56.510 --> 18:00.300
‫وای! چه شیرین و خوشمزه‌ست!

18:00.300 --> 18:03.790
‫ای بابا، عجب مرد حال بهم زنی‌ام ها.

18:03.790 --> 18:08.900
‫آه، آه! آشغال‌های گرامی، صدای من رو دارید؟

18:08.900 --> 18:13.270
‫بنده اسقف اعظم گناه در فرقه ساحره و نمایانگر شهوت،

18:13.270 --> 18:16.490
‫کاپلا امرادا لوگونیکا-چان هستم!

18:16.490 --> 18:21.700
‫زانو بزنید، التماس کنید و خودتون رو خیس کنید
‫و مثل اسکلایی که هستید جلوی من گریه کنید!

18:21.700 --> 18:23.160
‫تیکه گوشتای بی مصرف!

18:30.470 --> 18:33.340
‫اوه، انگار بیدار شدی داش گلم.

18:34.180 --> 18:35.170
‫آل؟

18:35.440 --> 18:39.420
‫درسته. همون آلی که اگه یه بار ببینیش یادت نمی‌ره.

18:40.380 --> 18:43.760
‫دوباره خودتو تو یه دردسر بزرگ انداختی؟

18:43.760 --> 18:45.530
‫امیلیا کجاست؟

18:45.530 --> 18:47.090
‫امیلیا و بئاتریس کجان؟

18:47.090 --> 18:53.190
‫اونه-‌چان رو نمی‌دونم، ولی اون دخترک
‫کوچولو که باهاش رفیقی اونجا خوابیده.

18:54.200 --> 18:55.650
‫بئاکو...

18:55.960 --> 18:58.650
‫خداروشکر که حالت خوبه، واقعاً‌ـ

19:01.320 --> 19:03.040
‫نباید بدویی.

19:03.040 --> 19:06.060
‫بخاطر زخمت نباید از تخت بیای بیرون.

19:06.060 --> 19:07.160
‫فلیس؟!

19:07.610 --> 19:11.920
‫وقتی من پیدات کردم خیلی داغون
‫بودی داش. پشمام ریخته بود.

19:11.920 --> 19:14.860
‫پات تقریبا کنده شده بود،
‫بئاتریس-چان دوباره وصلش کرد،

19:14.860 --> 19:18.170
‫بعدم من زخماش رو خوب
‫کردم و چسبوندمش سر جاش.

19:18.760 --> 19:21.380
‫اون... فقط خوابه؟

19:21.750 --> 19:23.860
‫تو یه حالتی شبیه حیات معلقه.

19:23.860 --> 19:27.170
‫این واکنش بخاطر استفاده از ماناش تا آخرین حده.

19:27.170 --> 19:28.690
‫تا آخرین حد؟

19:28.690 --> 19:32.020
‫اون نیم‌وجبی هم با چشمای
‫گریون خواست که بیام،

19:32.020 --> 19:34.730
‫منم دنبالش کردم و دیدم میدون شده پر از خون.

19:35.180 --> 19:36.480
‫لوسبل...

19:36.480 --> 19:40.070
‫آدمای دیگه‌ای که زخمی شبیه
‫تو بودن تو کل میدون پخش بودن،

19:40.070 --> 19:43.330
‫این دخترک هم همه اونا رو با
‫جادوی شفادهنده‌ش شفا داد.

19:43.330 --> 19:45.100
‫واقعاً که بنازم.

19:45.100 --> 19:47.440
‫حال بئاتریس خوبه؟

19:47.440 --> 19:50.620
‫اگه همینجوری بذاریم اینجا
‫بخوابه حالش خوب نمی‌شه.

19:50.620 --> 19:53.040
‫بخاطر کمبود مانا خوابیده،

19:53.040 --> 19:55.460
‫پس اگه بتونیم یه‌جوری ماناش رو
‫دوباره تأمین کنیم بیدار می‌شه.

19:56.120 --> 19:59.430
‫لعنتی! وقت ندارم همینجوری بیکار اینجا بشینم!

19:59.430 --> 20:00.630
‫باید‌ـ

20:00.630 --> 20:02.430
‫خیلی خب، کافیه.

20:02.430 --> 20:05.490
‫فکر کردی تنهایی دنبالش رفتن
‫قراره چه نتیجه‌ای داشته باشه؟

20:05.490 --> 20:08.010
‫زندگی‌ات رو حروم نکن.

20:08.400 --> 20:10.760
‫ببخشید. عجول شدم.

20:10.760 --> 20:13.460
‫راستی، هنوز بخاطر پام ازت تشکر نکردم.

20:13.460 --> 20:16.390
‫اونکارو نکردم که ازم تشکر کنی.

20:16.390 --> 20:18.640
‫ولی اگه بکنی که چه بهتر.

20:18.640 --> 20:20.490
‫ممنونم. نجاتم دادی.

20:20.910 --> 20:22.110
‫قابلتو نداشت!

20:22.520 --> 20:24.070
‫دست تو هم درد نکنه آل.

20:24.070 --> 20:28.010
‫ضمناً، من می‌خواستم که ازم تشکر بشه.

20:28.010 --> 20:30.450
‫کروش-ساما و بقیه طبقه بالان.

20:30.450 --> 20:34.820
‫اگه می‌خوای امیلیا-ساما رو نجات بدی،
‫بهتره به گفت و گوی اون‌ها ملحق بشی.

20:37.040 --> 20:40.310
‫پس این یه جور مقر واکنش به فرقه ساحره‌ست؟

20:40.310 --> 20:42.510
‫ولی چرا شرکت میوز؟

20:42.790 --> 20:47.040
‫صاحب اون، کیریتیکا-سان، یکی از ده نماینده پریستلاست.

20:47.040 --> 20:50.140
‫اون از مهم‌ترین آدم‌های شهره.

20:50.490 --> 20:52.520
‫اون کیریتاکا؟ خداییش؟

20:52.850 --> 20:55.300
‫کیریتاکا-ساما مرد خیلی محترمیه.

20:55.300 --> 20:58.270
‫فعلاً سرش شلوغ تخلیه شهره
‫و نمی‌تونه به ما ملحق بشه.

20:58.560 --> 21:00.520
‫خیلی خب، وضعیت شهر چطوره؟

21:00.520 --> 21:02.530
‫اول از اون، بذار من یه سوال ازت بپرسم.

21:03.300 --> 21:08.030
‫مطمئنی که کسایی که دیدی
‫اسقف اعظم گناه بودن؟

21:08.570 --> 21:10.480
‫کسی که به پای من صدمه زد

21:10.480 --> 21:14.240
‫و کسی که امیلیا رو دزدید،
‫جفتشون اسقف اعظم گناه بودن.

21:14.240 --> 21:19.610
‫در اینصورت، می‌شه اینطور برداشت
‫کرد که اون سخنرانی واقعی بوده.

21:19.610 --> 21:20.460
‫سخنرانی؟

21:20.730 --> 21:24.550
‫راستش حدود یه ساعت پیش
‫یه سخنرانی تو شهر پخش شد.

21:24.550 --> 21:26.000
‫از طرف یه اسقف اعظم بود؟

21:26.000 --> 21:28.300
‫یعنی میتیای ساختمون دولی رو دزدیدن؟

21:29.240 --> 21:34.140
‫الان مطمئنم که کنترل چهار
‫برج رو هم در دست گرفتن.

21:34.880 --> 21:39.810
‫پرچم فرقه ساحره روی اون‌ها دیده می‌شه.

21:39.810 --> 21:42.320
‫اگه دروازه آبی باز بشه،

21:42.320 --> 21:45.740
‫شهر پریستلا در چشمی به
‫هم زدن به زیر آب می‌ره.

21:45.740 --> 21:47.900
‫اون سخنرانی خیلی ناگهانی بود.

21:47.900 --> 21:50.700
‫و اون صدا هم متعلق به اسقف اعظم گناه شهوت بود....

21:50.700 --> 21:53.950
‫شهوت؟ از خشم یا طمع نبود؟

21:54.270 --> 21:58.580
‫بله. اون خودش رو کاپلا امرادا لوگنیکا معرفی کرد،

21:59.110 --> 22:02.670
‫و اعلام کرد که پریستلا حالا به فرقه ساحره تعلق داره.

22:03.040 --> 22:05.630
‫اسقف شماره سه؟

22:05.630 --> 22:07.410
‫مردم شهر وحشت نکردن؟

22:07.410 --> 22:11.140
‫چون که این شهر همیشه برای
‫بلایای آبی آماده بوده،

22:11.430 --> 22:14.010
‫سطح وحشت مردم اونقدرا بالا نیست.

22:14.580 --> 22:16.600
‫اهالی شهر پناه گرفتن.

22:16.930 --> 22:19.060
‫یعنی اونا دنبال چی‌ان؟

22:19.060 --> 22:22.080
‫باقی‌مانده‌های ساحره که تو این شهره.

22:22.080 --> 22:23.070
‫ها؟

22:23.070 --> 22:26.780
‫ناتسوکی-کون، شنیدی پریستلا
‫چطوری به وجود اومده؟

22:26.780 --> 22:32.000
‫اگه اشتباه نکنم... یه تله
‫برای گیر انداختی یه چیزی؟

22:32.000 --> 22:36.750
‫بله. و ساحره داخل این تله افتاد.

22:37.400 --> 22:40.390
‫اون‌ها شهر رو زیر آب بردن تا ساحره رو شکست بدن،

22:40.390 --> 22:45.210
‫و باقی‌مانده‌های اون
‫ساحره هنوز جایی در این شهره.

22:48.620 --> 22:50.800
‫رئیس! امیلیا-ساما!

22:52.230 --> 22:53.670
‫گورجس تایگر-سان!

22:54.630 --> 22:57.300
‫بچه‌های من رو ندیدی؟

22:57.810 --> 23:01.250
‫صبح زود رفتن بیرون بازی،

23:01.250 --> 23:03.440
‫هیچکدومشون داخل پناهگاه نبودن.

23:03.440 --> 23:04.720
‫اون دوتا؟

23:04.720 --> 23:07.870
‫بـ ـ بله، و اون سخنرانی...

23:07.870 --> 23:11.600
‫میتیایی که برای پخشش استفاده
‫کردن، در ساختمان اداری شهره.

23:11.600 --> 23:13.660
‫شوهرم هم اونجا کار می‌کنه.

23:14.130 --> 23:15.120
‫گارف...

23:15.590 --> 23:17.250
‫بـ ـ ببخشید.

23:17.250 --> 23:18.690
‫مشکلی نیست.

23:18.690 --> 23:22.340
‫بچه‌هام هر روز صبح به سخنرانی‌هایی
‫که پخش می‌شه گوش می‌دن،

23:22.340 --> 23:24.460
‫و شوهرم هم همیشه محتاطه.

23:26.010 --> 23:36.010
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:30.040 --> 23:32.370
‫شوهر و بچه‌هات رو...

23:33.550 --> 23:36.010
‫برات پیدا می‌کنم!

23:36.010 --> 23:40.020
‫گورجس

23:36.010 --> 23:40.020
‫یگرتا

23:36.010 --> 23:40.020
‫ یگرتا
