1
00:00:03,470 --> 00:00:06,610
‫اسقف اعظم گناه طمع؟!

2
00:00:06,610 --> 00:00:09,570
‫بگذریم، خوب شد به‌موقع رسیدم.

3
00:00:09,570 --> 00:00:12,280
‫کم مونده بود همسرم خاکستر بشه.

4
00:00:13,000 --> 00:00:15,560
‫کسی نیستم که انتظار زیادی از بقیه داشته باشم،

5
00:00:15,560 --> 00:00:19,990
‫ولی منم دلم نمی‌خواد یه‌ توده خاکستر زنم بشه.

6
00:00:20,600 --> 00:00:22,960
‫چـ ـ چه زری داری...

7
00:00:21,680 --> 00:00:22,960
‫می‌دونی...

8
00:00:23,250 --> 00:00:26,100
‫اصلاً نزاکت سرت می‌شه؟

9
00:00:26,100 --> 00:00:28,720
‫قبل از هرچیزی، اسممو بهت گفتم، نه؟

10
00:00:28,720 --> 00:00:32,220
‫این اولین قدم برای نزدیک‌تر شدن به بقیه‌ست.

11
00:00:32,220 --> 00:00:34,680
‫برای همین اول بهت اسممو گفتم.

12
00:00:34,950 --> 00:00:38,050
‫می‌فهمی دیگه، نه؟ بیشتر مردم متوجه می‌شن.

13
00:00:38,050 --> 00:00:42,160
‫اگه نفهمی، یعنی داری شخصیت طرف مقابلتو زیرسوال می‌بری.

14
00:00:42,160 --> 00:00:44,610
‫نقض حق بقیه‌ست.

15
00:00:44,610 --> 00:00:48,020
‫نقض حق من به‌عنوان یه فردی که منطقیه و خودخواه نیست!

16
00:00:48,020 --> 00:00:51,360
‫بـ ـ ببخشید! اسمم ناتسوکی سوباروئه!

17
00:00:53,340 --> 00:00:55,880
‫آفرین. درسته.

18
00:00:55,880 --> 00:00:59,820
‫احترام برات احترام میاره.

19
00:01:00,320 --> 00:01:03,730
‫این حد از مراعات چیزیه که دنیامونو بهتر می‌کنه.

20
00:01:03,730 --> 00:01:05,710
‫بابت نظر شگفت‌آورت ممنون.

21
00:01:05,710 --> 00:01:09,130
‫و بسوزو خاکستر شو!

22
00:01:09,150 --> 00:01:21,150
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

23
00:02:42,250 --> 00:02:43,970
‫پیشنهاد خودم ساواریه‌ست.

24
00:02:44,390 --> 00:02:46,310
‫تازه پخته شده و هنوز گرمه.

25
00:02:50,000 --> 00:02:53,440
‫جدی باید جاش بائمبهم می‌گرفتم.

26
00:02:53,730 --> 00:02:57,010
‫امیدوارم کیریتاکا-سان ساواریه دوست داشته باشه.

27
00:02:56,010 --> 00:02:58,190
‫هوی! بچه‌ها حق ندارن اینجا باشن!

28
00:02:58,190 --> 00:03:00,200
‫اینجا جای بازی نیست!

29
00:03:02,500 --> 00:03:05,450
‫جای بازی نیست، نه؟

30
00:03:05,450 --> 00:03:09,370
‫خوبه! عالیه! چه خوب!

31
00:03:09,370 --> 00:03:12,220
‫خودمم می‌دونم اینجا جای بازی نیست!

32
00:03:12,220 --> 00:03:16,170
‫چون قراره آشپزخونه‌مون بشه!

33
00:03:16,170 --> 00:03:17,420
‫چی داری میـ-

34
00:03:17,420 --> 00:03:22,030
‫شک دارم زیاد اشتهامو باز کنی، ولی مهم نیست.

35
00:03:22,030 --> 00:03:23,800
‫بازم قراره بخورمت!

36
00:03:28,390 --> 00:03:33,650
‫عه ببین. بازم یکی که قرار نیست اشتهامو زیاد باز کنه.

37
00:03:33,650 --> 00:03:36,110
‫تـ ـ تو دیگه چی هستی؟

38
00:03:36,110 --> 00:03:37,920
‫ما؟

39
00:03:37,920 --> 00:03:42,070
‫ما اسقف اعظم گناه در فرقه ساحره و نمایانگر شکم‌پرستی،

40
00:03:42,070 --> 00:03:44,660
‫لای باتنکایتوسیم!

41
00:03:46,960 --> 00:03:47,990
‫امیلـ...

42
00:03:50,230 --> 00:03:53,330
‫جدی؟ قبل از اینکه دو کلوم حرف بزنی آتیشم می‌زنی؟

43
00:03:53,330 --> 00:03:54,920
‫مگه تربیت نداری؟

44
00:03:55,410 --> 00:03:57,900
‫می‌دونم مغز تو کله‌ت نیست،

45
00:03:57,900 --> 00:04:01,090
‫برای همین معمولاً از بیشتر کارات چشم‌پوشی می‌کنم.

46
00:04:01,360 --> 00:04:02,550
‫ولی می‌دونی...

47
00:04:02,990 --> 00:04:06,690
‫وقتی به عزیزت آسیب می‌زنن، عادیه عصبانی بشی.

48
00:04:06,690 --> 00:04:09,000
‫همه این حقو دارن،

49
00:04:09,000 --> 00:04:12,560
‫برای همین منم حق دارم الان انتقام بگیرم.

50
00:04:13,320 --> 00:04:16,560
‫خنده‌داره! این عصبانیت مال منه!

51
00:04:16,560 --> 00:04:19,570
‫یه گنجه که اون فرد بهم بخشیده!

52
00:04:19,850 --> 00:04:22,400
‫مگه... با هم نیستن؟

53
00:04:22,400 --> 00:04:23,360
‫سوبارو!

54
00:04:25,600 --> 00:04:27,980
‫لوسبل، تنها می‌تونی فرار کنی؟

55
00:04:31,240 --> 00:04:33,980
‫اونو بسپر به خودمون.

56
00:04:33,980 --> 00:04:36,800
‫التماس می‌کنم! تینا رو نجات بدید!

57
00:04:39,030 --> 00:04:41,590
‫گمشو گمشو گمشو گمشو!

58
00:04:41,590 --> 00:04:45,090
‫تو و اون نیمه‌شیطان عزیز رومخت می‌تونین با هم خاکستر بشین!

59
00:04:48,850 --> 00:04:51,810
‫ببین، نمی‌خوای بفهمی؟

60
00:04:52,380 --> 00:04:55,810
‫واضحه به گرد پامم نمی‌رسی.

61
00:04:56,400 --> 00:04:59,870
‫انقدر راحت به امیلیای من دست نزن!

62
00:04:59,870 --> 00:05:00,610
‫شاماک!

63
00:05:05,280 --> 00:05:07,280
‫انقدر دلت می‌خواد بمیری؟

64
00:05:07,280 --> 00:05:08,230
‫بئاکو، الان!

65
00:05:08,230 --> 00:05:09,520
‫آماده‌‌م!

66
00:05:09,520 --> 00:05:11,040
‫ای‌ِاِم‌اِم...

67
00:05:12,110 --> 00:05:14,750
‫دیدی؟! این ثمره‌ی تمرینات من و بئاکوـئه!

68
00:05:14,750 --> 00:05:18,750
‫این یه طلسم کاملاً اورجیناله که ما
‫رو یه نصفه قدم از دنیا جدا می‌کنه!

69
00:05:22,340 --> 00:05:24,030
‫مشیت...

70
00:05:24,940 --> 00:05:26,630
‫نامرئی!

71
00:05:34,860 --> 00:05:36,000
‫سوبارو!

72
00:05:36,000 --> 00:05:37,830
‫ببخشید... گند زدم.

73
00:05:37,830 --> 00:05:39,690
‫هنوز تو این‌یکی استاد نشدم.

74
00:05:39,990 --> 00:05:44,200
‫ببین، اگه عروسم آسیب می‌دید می‌خواستی چیکار کنی؟

75
00:05:44,200 --> 00:05:48,900
‫برخورد خوب با دخترا چیزی نیست که
‫نیاز باشه کسی بهت یادش بده!

76
00:05:48,900 --> 00:05:53,000
‫تو این دنیا کسی بهتر از من باهاش خوب برخورد نمی‌کنه!

77
00:05:53,000 --> 00:05:55,500
‫اصلاً چرا هی بهش می‌گی عروست!؟

78
00:05:55,500 --> 00:05:58,370
‫گفتم که. می‌خوام همسرم کنمش.

79
00:05:58,370 --> 00:06:01,470
‫خفه‌شو! امیلیا-تان عروس منه!

80
00:06:01,470 --> 00:06:03,130
‫عمراً بدمش به تو!

81
00:06:03,130 --> 00:06:05,550
‫عه، پس اسمش امیلیائه؟

82
00:06:05,550 --> 00:06:07,630
‫برای همچین دختر دوست‌داشتنی‌ای اسم خوبیه.

83
00:06:07,960 --> 00:06:09,510
‫حتی اسمشم نمی‌دونستی؟

84
00:06:09,840 --> 00:06:12,720
‫دقیقاً توش چی می‌بینی که تصمیم گرفتی عروست بشه؟

85
00:06:12,720 --> 00:06:14,060
‫صورتش.

86
00:06:14,520 --> 00:06:15,930
‫صورتش خوشگله.

87
00:06:16,560 --> 00:06:18,770
‫وقتی بحث عشقه، چیزی مهم‌تر از اینم هست؟

88
00:06:19,060 --> 00:06:20,000
‫عوضی...

89
00:06:20,000 --> 00:06:21,940
‫گمونم بهتره بمیری.

90
00:06:24,580 --> 00:06:26,320
‫تینا کجاست!؟

91
00:06:26,320 --> 00:06:27,530
‫پیدات کردم.

92
00:06:27,930 --> 00:06:31,440
‫پیدات کردم! پیدات کردم! پیدات کردم! پیدات کردم!

93
00:06:32,540 --> 00:06:35,810
‫آره! می‌دونستم! پس خودت بودی! ببخشید نفهمیدم!

94
00:06:35,810 --> 00:06:37,750
‫ولی واقعاً خودت بودی!

95
00:06:38,360 --> 00:06:39,210
‫چـ ـ چته؟

96
00:06:39,520 --> 00:06:41,820
‫پس اینجا بودی؟

97
00:06:41,820 --> 00:06:45,520
‫عشقم بالأخره بهت رسید! برای همین برگشتی!

98
00:06:45,520 --> 00:06:48,270
‫تمام مدت تنها منتظرت بودم!

99
00:06:48,270 --> 00:06:50,510
‫ای عزیزم...

100
00:06:50,510 --> 00:06:51,840
‫پتلگیوس من!

101
00:06:53,010 --> 00:06:55,840
‫خدایا. وقت این چیزا رو ندارم.

102
00:06:55,840 --> 00:07:00,600
‫مطمئنم به‌خاطر اون حقه‌ش همچین توهم چندشی زدی.

103
00:07:01,070 --> 00:07:03,570
‫بله بله. ممنون. ببخشید.

104
00:07:03,570 --> 00:07:05,700
‫الان وسط یه‌کاری‌ام.

105
00:07:05,700 --> 00:07:08,150
‫اگه کارت تموم شده، می‌شه بری؟

106
00:07:08,150 --> 00:07:10,470
‫داری بهم دستور می‌دی؟

107
00:07:10,470 --> 00:07:12,640
‫بفهم خیلی چندشه که...

108
00:07:12,640 --> 00:07:16,960
‫سرخود به یکی دیگه یه اسم بدی و بهونه‌ی
‫از خودگذشتگیت کنیش.

109
00:07:16,960 --> 00:07:20,080
‫از طریقی، اون نقض حق پتلگیوسه.

110
00:07:20,080 --> 00:07:23,050
‫منو اون عاشق هم بودیم!

111
00:07:23,050 --> 00:07:26,100
‫آخه طی روز چندین‌بار چشم تو چشم می‌شدیم!

112
00:07:26,100 --> 00:07:29,510
‫وقتی از روی عصبانیت یه‌چیزی ازش کش رفتم، تنبیهم نکرد!

113
00:07:29,510 --> 00:07:32,220
‫وقتی ته مونده‌ی غذامو هورت کشیدم منو بخشید،

114
00:07:32,220 --> 00:07:34,850
‫و وقتی بازدمشو تنفس کردم چیزی نگفت!

115
00:07:34,850 --> 00:07:37,810
‫بهم اسم داد! برام لبخند زد!

116
00:07:37,810 --> 00:07:42,350
‫همه‌ش برای من بود! فقط برای من!

117
00:07:42,350 --> 00:07:46,020
‫بـ ـ بس کن! اگه انقدر بهم اهمیت می‌دی، پای بقیه رو وسط نکش!

118
00:07:47,890 --> 00:07:50,260
‫حتی اگه تو درخواست کنی هم، باید ردش کنم.

119
00:07:50,260 --> 00:07:52,730
‫آخه، بالأخره باز پیدات کردم!

120
00:07:52,730 --> 00:07:56,660
‫و بازم می‌گی منتظر بمونم؟ صبور باشم؟

121
00:07:56,660 --> 00:08:01,080
‫یه زنیکه‌ی روحی که تاحالا ندیده بودمو
‫با خودت آوردی و می‌گی صبر کنم؟

122
00:08:01,080 --> 00:08:02,900
‫خاکسترت می‌کنم!

123
00:08:02,900 --> 00:08:06,400
‫مطمئنم دنبال اون نیمه‌شیطان کثیفی!

124
00:08:06,400 --> 00:08:10,320
‫اگه انقدر دوستش داری، پس جلو چشمات می‌سوزونمش!

125
00:08:10,320 --> 00:08:12,800
‫اصلاً حرفات منطقی نیست...

126
00:08:13,120 --> 00:08:16,510
‫ببین، ببخشید وقتی هیجانت چسبیده به سقف می‌زنم تو پوزت...

127
00:08:17,830 --> 00:08:19,720
‫ولی وقتشه دیگه.

128
00:08:22,680 --> 00:08:24,830
‫زنگ تفریح تمومه.

129
00:08:24,830 --> 00:08:27,650
‫برید خدا رو شکر کنید که من به انجیل پایبندم.

130
00:08:27,650 --> 00:08:29,420
‫وایسا! همونجا بذارش!

131
00:08:29,420 --> 00:08:31,360
‫می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم...

132
00:08:31,360 --> 00:08:34,840
‫بد می‌شه اگه موقع عروسی، از طرف داماد کسی نیاد‌،

133
00:08:34,840 --> 00:08:39,160
‫و با توجه به عشق ممنوعه‌ت به این دختره،
‫دلم نمیاد دعوتت نکنم.

134
00:08:39,160 --> 00:08:41,450
‫نمی‌تونم انقدرم بی‌رحم باشم.

135
00:08:41,450 --> 00:08:42,910
‫برای همین...

136
00:08:49,370 --> 00:08:50,300
‫سوبارو!

137
00:08:50,630 --> 00:08:53,680
‫یکم پیش خیلی گستاخ بودی،

138
00:08:53,680 --> 00:08:55,760
‫ولی الان دیگه بی‌حساب شدیم.

139
00:08:57,540 --> 00:08:58,890
‫امیلیا!

140
00:08:58,890 --> 00:09:01,020
‫سوبارو... سوبارو!

141
00:09:03,580 --> 00:09:05,510
‫شوخیشم قشنگ نیست...

142
00:09:05,510 --> 00:09:08,720
‫ببخشید! ولی شوخی نیست.

143
00:09:08,720 --> 00:09:11,880
‫همونطور که پتلگیوس عزیزم می‌گه،

144
00:09:11,880 --> 00:09:14,000
‫درد حس واقعی زندگیه،

145
00:09:14,000 --> 00:09:17,820
‫و زندگی هم برای ثابت کردن عشق وجود داره!

146
00:09:20,240 --> 00:09:22,960
‫فعلاً می‌ذارم پیشت بمونه.

147
00:09:22,960 --> 00:09:26,160
‫بالاخره، باید دستورات
‫انجیل رو در اولویت قرار بدم.

148
00:09:26,160 --> 00:09:29,950
‫ببخشید! ولی به‌زودی می‌بینمت!

149
00:09:29,950 --> 00:09:32,090
‫بله، خیلی خیلی زود...

150
00:09:32,090 --> 00:09:35,340
‫ببخشید... ببخشید، گمونم، امیلیا...

151
00:09:35,910 --> 00:09:37,050
‫سوبارو...

152
00:09:45,980 --> 00:09:49,650
‫دیروز برنگشتم، مطمئنم خانم قراره حسابی ازم عصبانی باشه.

153
00:09:50,050 --> 00:09:53,030
‫خب ببخشید مجبورت کردم باهام بمونی.

154
00:09:53,030 --> 00:09:54,800
‫چیزی نیست!

155
00:09:54,800 --> 00:09:57,320
‫داری می‌ری مامانتو ببینی؟

156
00:09:58,550 --> 00:10:02,530
‫چـ ـ چی می گی؟! عمراً بتونم ببینمش!

157
00:10:02,530 --> 00:10:03,620
‫جدی؟

158
00:10:03,890 --> 00:10:06,330
‫عمراً... بتونم...

159
00:10:09,880 --> 00:10:11,400
‫ببخشید.

160
00:10:11,400 --> 00:10:14,000
‫انتظار مهمون نداشتم،

161
00:10:14,300 --> 00:10:15,960
‫برای همین اینجا بدجور بهم ریخته‌ست.

162
00:10:15,960 --> 00:10:18,360
‫اشکالی نداره!

163
00:10:18,360 --> 00:10:21,430
‫هنوزم نسبت به اتاق من مرتب‌تره!

164
00:10:22,140 --> 00:10:25,060
‫گورجس تایگر-سان، چای دوست ندارید؟

165
00:10:25,390 --> 00:10:26,920
‫ا ـ اینطور نیست...

166
00:10:30,550 --> 00:10:31,440
‫خوشمزه‌ست.

167
00:10:32,350 --> 00:10:33,700
‫خدا رو شکر!

168
00:10:33,700 --> 00:10:35,190
‫ولی عجیبه ها...

169
00:10:36,180 --> 00:10:39,510
‫معمولاً می‌پرسم مهمونم چه نوع چایی دوست داره،

170
00:10:39,510 --> 00:10:41,240
‫ولی امروز، همینطوری شد...

171
00:10:41,710 --> 00:10:42,660
‫چه عجیب!

172
00:10:45,020 --> 00:10:49,370
‫مامان، وقت غذائه. نمی‌شه مهمونا رو بفرستی برن؟

173
00:10:49,370 --> 00:10:50,830
‫عزیزم...

174
00:10:51,310 --> 00:10:54,060
‫انگار بعضیا راضی نیستن اینجا باشیم.

175
00:10:54,060 --> 00:10:56,000
‫خب پس می‌ریم.

176
00:10:56,000 --> 00:10:57,210
‫عه، چرا؟

177
00:10:57,660 --> 00:10:59,650
‫نیازه بپرسی؟

178
00:10:59,650 --> 00:11:01,960
‫این چیزیه که بهش می‌گن «برش زمخت کوخران».

179
00:11:01,960 --> 00:11:04,390
‫گورجس تایگر، نرو.

180
00:11:04,920 --> 00:11:07,440
‫ببخشید. یکی منتظرمه.

181
00:11:07,440 --> 00:11:11,350
‫فرد، نباید بقیه رو به‌زور مجبور کنی بمونن.

182
00:11:11,880 --> 00:11:15,890
‫می‌گن هر مهمونی لایق مهمون‌نوازی و ساواریه‌ست.

183
00:11:18,980 --> 00:11:20,040
‫گارف، بیا بریم.

184
00:11:20,040 --> 00:11:21,350
‫من اومدم.

185
00:11:22,650 --> 00:11:24,660
‫عه؟ مهمون داریم؟

186
00:11:24,660 --> 00:11:26,770
‫بابا! گورجس تایگره!

187
00:11:26,770 --> 00:11:27,620
‫خیلی مشکوکه!

188
00:11:27,620 --> 00:11:28,630
‫عه؟

189
00:11:31,800 --> 00:11:33,540
‫مهم نیست.

190
00:11:34,000 --> 00:11:35,910
‫درهرصورت داشتیم می‌رفتیم.

191
00:11:35,910 --> 00:11:37,250
‫گورجس تایگر!

192
00:11:43,240 --> 00:11:45,390
‫از ترس داری فرار می‌کنی؟

193
00:11:45,390 --> 00:11:47,380
‫مایه شرم ببرایی.

194
00:12:01,580 --> 00:12:03,380
‫گارف، خوبی؟

195
00:12:04,400 --> 00:12:06,310
‫یکم پیش خیلی عجیب رفتار کردی.

196
00:12:06,310 --> 00:12:07,990
‫دلت درده؟

197
00:12:06,310 --> 00:12:07,990
‫دلت درد می‌کنه؟

198
00:12:07,990 --> 00:12:10,830
‫نـ ـ نه بابا، چیزی نیست.

199
00:12:07,990 --> 00:12:10,830
‫نـ ـ نه، چیزی نیس.

200
00:12:10,830 --> 00:12:13,120
‫وایسید!

201
00:12:10,830 --> 00:12:13,120
‫صبر کنید!

202
00:12:14,260 --> 00:12:17,380
‫با ما کاری داشتی؟

203
00:12:17,380 --> 00:12:21,340
‫زنم گفت که جون پسرمون رو نجات دادید.

204
00:12:21,680 --> 00:12:23,470
‫کار خاصی نبود.

205
00:12:23,470 --> 00:12:25,260
‫اجازه بدید ازتون تشکر کنم.

206
00:12:25,260 --> 00:12:27,830
‫اگه کاری از دست من برمیاد...

207
00:12:29,520 --> 00:12:32,180
‫یه چیزی هست که می‌خوام ازت بپرسم.

208
00:12:32,180 --> 00:12:36,150
‫بله، بفرما! اگه جوابش رو بدونم، حتماً می‌گم.

209
00:12:36,620 --> 00:12:40,860
‫«لیارا» اسم واقعی زنته؟

210
00:12:42,560 --> 00:12:45,070
‫منظورت از این حرف چیه؟

211
00:12:45,350 --> 00:12:47,170
‫دقیقاً همون چیزی که شنیدی.

212
00:12:47,170 --> 00:12:50,040
‫رید همیشه مستقیم با
‫حریفاش رو به رو می‌شه!

213
00:12:51,090 --> 00:12:55,670
‫اسم واقعیش... لیشیاست، مگه نه؟

214
00:12:56,330 --> 00:13:00,250
‫تو... تو چی درمورد زن من می‌دونی؟

215
00:13:00,720 --> 00:13:04,690
‫این... چیزیه که خودمم دنبالشم.

216
00:13:06,820 --> 00:13:11,770
‫انگار باید واقعیت رو بهت بگم.

217
00:13:12,540 --> 00:13:17,770
‫۱۵ سال پیش، وقتی من با لیارا ملاقات
‫کردم، حافظه‌اش رو از دست داده بود.

218
00:13:19,170 --> 00:13:21,230
‫حافظه‌اش رو از دست داده بود؟

219
00:13:22,160 --> 00:13:24,190
‫تو یه شب طوفانی اتفاق افتاد.

220
00:13:25,330 --> 00:13:27,520
‫تو راه برگشت از یه جلسه کاری بودم،

221
00:13:27,520 --> 00:13:30,700
‫که دیدم جایی سنگ ریزش کرده.

222
00:13:31,310 --> 00:13:34,200
‫زنم اونجا گیر کرده بود...

223
00:13:34,750 --> 00:13:35,910
‫و زنده زنده دفن شده بود.

224
00:13:37,550 --> 00:13:42,210
‫گار-چان، من دارم می‌رم.

225
00:13:42,720 --> 00:13:47,210
‫قول می‌دم بابات رو برگردونم.

226
00:13:47,210 --> 00:13:49,470
‫منتظرم بمون.

227
00:13:50,360 --> 00:13:53,930
‫بخاطر اون حادثه، اون خاطراتش رو از دست داده بود.

228
00:13:54,320 --> 00:13:57,610
‫تنها چیزی که تونستم پیدا
‫کنم، بخشی از اتیکت لباسش بود،

229
00:13:57,610 --> 00:13:59,940
‫که متوجه شدم اسم
‫با «ل» شروع می‌شه.

230
00:14:00,220 --> 00:14:03,940
‫برای همین مردم اسم «لیارا» رو

231
00:14:03,940 --> 00:14:06,580
‫براساس گل شب شکوفا روی اون گذاشتن.

232
00:14:07,170 --> 00:14:09,910
‫و بعدش با تو ازدواج کرد؟

233
00:14:11,570 --> 00:14:13,850
‫من عاشق زنم هستم.

234
00:14:13,850 --> 00:14:17,290
‫اون همسر منه، و عزیزترین زن زندگیمه.

235
00:14:22,710 --> 00:14:26,840
‫واقعاً دلم نمی‌خواد این
‫سوال رو بپرسم، ولی مجبورم.

236
00:14:26,840 --> 00:14:32,470
‫تو چه ارتباطی با زن من... با لیارا داری؟

237
00:14:40,350 --> 00:14:41,920
‫من...

238
00:14:42,970 --> 00:14:45,400
‫هیچ ارتباطی

239
00:14:46,730 --> 00:14:49,360
‫با زنت ندارم.

240
00:14:51,770 --> 00:14:54,020
‫ببخشید که پرسیدم.

241
00:14:54,790 --> 00:14:55,820
‫عزیزم!

242
00:14:56,330 --> 00:14:58,040
‫آه، خداروشکر.

243
00:14:58,940 --> 00:15:01,440
‫گورجس-سان و میمی‌-سان هم پیشتن.

244
00:15:01,440 --> 00:15:02,630
‫لیارا، چرا‌ـ

245
00:15:02,920 --> 00:15:05,710
‫این سوواریه‌هایی هستن که خودم درست کردم.

246
00:15:05,710 --> 00:15:07,590
‫خیلی از مزه‌شون مطمئنم.

247
00:15:08,970 --> 00:15:11,890
‫اوه! آخ جون! خوراکی!

248
00:15:13,090 --> 00:15:14,940
‫خب، ما دیگه واقعنی بریم.

249
00:15:14,940 --> 00:15:18,910
‫وقتشه که گورجس تایگر و
‫گورجس میمی خدافظی کنن.

250
00:15:25,170 --> 00:15:26,980
‫گارف، می‌خوای گریه کنی؟

251
00:15:27,260 --> 00:15:30,480
‫ها؟ داری چی می‌گی برا خودت.

252
00:15:30,480 --> 00:15:32,240
‫امکان نداره!

253
00:15:32,240 --> 00:15:36,450
‫می‌دونم تو قوی‌ هستی، لازم
‫نیست ادای قوی بودن رو در بیاری.

254
00:15:37,050 --> 00:15:39,410
‫لیارا مامانته، درسته؟

255
00:15:41,590 --> 00:15:44,940
‫چون خیلی بوی اون شبیه تو بود!

256
00:15:45,440 --> 00:15:47,090
‫برای همین حدس زدم.

257
00:15:47,870 --> 00:15:49,800
‫یعنی چه...

258
00:15:51,290 --> 00:15:55,050
‫یعنی اون واقعاً مامان منه؟

259
00:15:55,620 --> 00:15:58,200
‫نمی‌دونم... ولی...

260
00:15:59,000 --> 00:16:01,520
‫اگه خودمو اونطوری معرفی
‫کنم فایده‌ای نداره.

261
00:16:03,530 --> 00:16:05,110
‫نازی، نازی.

262
00:16:05,370 --> 00:16:06,980
‫چـ ـ چیکار داری می‌کنی؟

263
00:16:07,300 --> 00:16:11,450
‫مردا اگه تو جای مناسب نباشن
‫نمی‌تونن گریه کنن، درسته؟

264
00:16:11,450 --> 00:16:14,770
‫و گمونم اونم در آغوش یه زنه.

265
00:16:14,770 --> 00:16:17,670
‫مردا اجازه دارن در آغوش
‫زنی که دوستش دارن گریه کنن.

266
00:16:17,670 --> 00:16:18,830
‫رئیس گفته!

267
00:16:19,120 --> 00:16:22,130
‫کی گفته من عاشق توعه فسقلیم؟

268
00:16:22,130 --> 00:16:26,670
‫اشکال نداره! شاید تو منو دوست
‫نداشته باشی، ولی میمی دوستت داره.

269
00:16:27,010 --> 00:16:31,010
‫بیا! من میمی‌ام! دختری که
‫عاشق گارف شد، این هم بغلمه.

270
00:16:31,010 --> 00:16:33,630
‫برای همین اشکال نداره گریه کنی.

271
00:16:40,630 --> 00:16:42,060
‫مامان...

272
00:16:43,700 --> 00:16:48,840
‫مامان... مامان... مامان...

273
00:16:46,900 --> 00:16:48,840
‫نازی نازی.

274
00:16:49,480 --> 00:16:53,920
‫چرا؟ چرا منو فراموش کردی؟

275
00:16:53,920 --> 00:16:57,380
‫بالاخره... بالاخره پیدات کردم.

276
00:16:57,380 --> 00:17:02,290
‫ولی حتی قرار نیست به اون اسم صدات بزنم؟

277
00:17:02,580 --> 00:17:05,750
‫اشکال نداره. گارف چه پسر خوبیه.

278
00:17:05,750 --> 00:17:10,110
‫مامان... مامان!

279
00:17:10,880 --> 00:17:13,060
‫مامانی...

280
00:17:19,120 --> 00:17:21,970
‫مطمئنی نمی‌خوای بری ببینیش گارف؟

281
00:17:22,330 --> 00:17:23,430
‫مطمئم.

282
00:17:23,430 --> 00:17:25,300
‫همم، چه سخت!

283
00:17:25,300 --> 00:17:28,900
‫میمی مامان نداره، برای همین نمی‌تونه درک کنه.

284
00:17:29,320 --> 00:17:31,890
‫نمی‌دونی مامانت کیه؟

285
00:17:31,890 --> 00:17:33,030
‫نه.

286
00:17:33,030 --> 00:17:36,740
‫شنیدم چون بزرگ کردن سه
‫قلوها سخت بوده ولمون کرده.

287
00:17:40,650 --> 00:17:42,290
‫آها، راستی!

288
00:17:42,600 --> 00:17:45,120
‫سوواریه! بیا سوواریه بخوریم!

289
00:17:47,490 --> 00:17:48,160
‫بیا!

290
00:17:48,160 --> 00:17:49,580
‫مـ ـ ممنون.

291
00:17:55,350 --> 00:17:56,510
‫چه خوشمزه‌ست.

292
00:17:56,510 --> 00:18:00,300
‫وای! چه شیرین و خوشمزه‌ست!

293
00:18:00,300 --> 00:18:03,790
‫ای بابا، عجب مرد حال بهم زنی‌ام ها.

294
00:18:03,790 --> 00:18:08,900
‫آه، آه! آشغال‌های گرامی، صدای من رو دارید؟

295
00:18:08,900 --> 00:18:13,270
‫بنده اسقف اعظم گناه در فرقه ساحره و نمایانگر شهوت،

296
00:18:13,270 --> 00:18:16,490
‫کاپلا امرادا لوگونیکا-چان هستم!

297
00:18:16,490 --> 00:18:21,700
‫زانو بزنید، التماس کنید و خودتون رو خیس کنید
‫و مثل اسکلایی که هستید جلوی من گریه کنید!

298
00:18:21,700 --> 00:18:23,160
‫تیکه گوشتای بی مصرف!

299
00:18:30,470 --> 00:18:33,340
‫اوه، انگار بیدار شدی داش گلم.

300
00:18:34,180 --> 00:18:35,170
‫آل؟

301
00:18:35,440 --> 00:18:39,420
‫درسته. همون آلی که اگه یه بار ببینیش یادت نمی‌ره.

302
00:18:40,380 --> 00:18:43,760
‫دوباره خودتو تو یه دردسر بزرگ انداختی؟

303
00:18:43,760 --> 00:18:45,530
‫امیلیا کجاست؟

304
00:18:45,530 --> 00:18:47,090
‫امیلیا و بئاتریس کجان؟

305
00:18:47,090 --> 00:18:53,190
‫اونه-‌چان رو نمی‌دونم، ولی اون دخترک
‫کوچولو که باهاش رفیقی اونجا خوابیده.

306
00:18:54,200 --> 00:18:55,650
‫بئاکو...

307
00:18:55,960 --> 00:18:58,650
‫خداروشکر که حالت خوبه، واقعاً‌ـ

308
00:19:01,320 --> 00:19:03,040
‫نباید بدویی.

309
00:19:03,040 --> 00:19:06,060
‫بخاطر زخمت نباید از تخت بیای بیرون.

310
00:19:06,060 --> 00:19:07,160
‫فلیس؟!

311
00:19:07,610 --> 00:19:11,920
‫وقتی من پیدات کردم خیلی داغون
‫بودی داش. پشمام ریخته بود.

312
00:19:11,920 --> 00:19:14,860
‫پات تقریبا کنده شده بود،
‫بئاتریس-چان دوباره وصلش کرد،

313
00:19:14,860 --> 00:19:18,170
‫بعدم من زخماش رو خوب
‫کردم و چسبوندمش سر جاش.

314
00:19:18,760 --> 00:19:21,380
‫اون... فقط خوابه؟

315
00:19:21,750 --> 00:19:23,860
‫تو یه حالتی شبیه حیات معلقه.

316
00:19:23,860 --> 00:19:27,170
‫این واکنش بخاطر استفاده از ماناش تا آخرین حده.

317
00:19:27,170 --> 00:19:28,690
‫تا آخرین حد؟

318
00:19:28,690 --> 00:19:32,020
‫اون نیم‌وجبی هم با چشمای
‫گریون خواست که بیام،

319
00:19:32,020 --> 00:19:34,730
‫منم دنبالش کردم و دیدم میدون شده پر از خون.

320
00:19:35,180 --> 00:19:36,480
‫لوسبل...

321
00:19:36,480 --> 00:19:40,070
‫آدمای دیگه‌ای که زخمی شبیه
‫تو بودن تو کل میدون پخش بودن،

322
00:19:40,070 --> 00:19:43,330
‫این دخترک هم همه اونا رو با
‫جادوی شفادهنده‌ش شفا داد.

323
00:19:43,330 --> 00:19:45,100
‫واقعاً که بنازم.

324
00:19:45,100 --> 00:19:47,440
‫حال بئاتریس خوبه؟

325
00:19:47,440 --> 00:19:50,620
‫اگه همینجوری بذاریم اینجا
‫بخوابه حالش خوب نمی‌شه.

326
00:19:50,620 --> 00:19:53,040
‫بخاطر کمبود مانا خوابیده،

327
00:19:53,040 --> 00:19:55,460
‫پس اگه بتونیم یه‌جوری ماناش رو
‫دوباره تأمین کنیم بیدار می‌شه.

328
00:19:56,120 --> 00:19:59,430
‫لعنتی! وقت ندارم همینجوری بیکار اینجا بشینم!

329
00:19:59,430 --> 00:20:00,630
‫باید‌ـ

330
00:20:00,630 --> 00:20:02,430
‫خیلی خب، کافیه.

331
00:20:02,430 --> 00:20:05,490
‫فکر کردی تنهایی دنبالش رفتن
‫قراره چه نتیجه‌ای داشته باشه؟

332
00:20:05,490 --> 00:20:08,010
‫زندگی‌ات رو حروم نکن.

333
00:20:08,400 --> 00:20:10,760
‫ببخشید. عجول شدم.

334
00:20:10,760 --> 00:20:13,460
‫راستی، هنوز بخاطر پام ازت تشکر نکردم.

335
00:20:13,460 --> 00:20:16,390
‫اونکارو نکردم که ازم تشکر کنی.

336
00:20:16,390 --> 00:20:18,640
‫ولی اگه بکنی که چه بهتر.

337
00:20:18,640 --> 00:20:20,490
‫ممنونم. نجاتم دادی.

338
00:20:20,910 --> 00:20:22,110
‫قابلتو نداشت!

339
00:20:22,520 --> 00:20:24,070
‫دست تو هم درد نکنه آل.

340
00:20:24,070 --> 00:20:28,010
‫ضمناً، من می‌خواستم که ازم تشکر بشه.

341
00:20:28,010 --> 00:20:30,450
‫کروش-ساما و بقیه طبقه بالان.

342
00:20:30,450 --> 00:20:34,820
‫اگه می‌خوای امیلیا-ساما رو نجات بدی،
‫بهتره به گفت و گوی اون‌ها ملحق بشی.

343
00:20:37,040 --> 00:20:40,310
‫پس این یه جور مقر واکنش به فرقه ساحره‌ست؟

344
00:20:40,310 --> 00:20:42,510
‫ولی چرا شرکت میوز؟

345
00:20:42,790 --> 00:20:47,040
‫صاحب اون، کیریتیکا-سان، یکی از ده نماینده پریستلاست.

346
00:20:47,040 --> 00:20:50,140
‫اون از مهم‌ترین آدم‌های شهره.

347
00:20:50,490 --> 00:20:52,520
‫اون کیریتاکا؟ خداییش؟

348
00:20:52,850 --> 00:20:55,300
‫کیریتاکا-ساما مرد خیلی محترمیه.

349
00:20:55,300 --> 00:20:58,270
‫فعلاً سرش شلوغ تخلیه شهره
‫و نمی‌تونه به ما ملحق بشه.

350
00:20:58,560 --> 00:21:00,520
‫خیلی خب، وضعیت شهر چطوره؟

351
00:21:00,520 --> 00:21:02,530
‫اول از اون، بذار من یه سوال ازت بپرسم.

352
00:21:03,300 --> 00:21:08,030
‫مطمئنی که کسایی که دیدی
‫اسقف اعظم گناه بودن؟

353
00:21:08,570 --> 00:21:10,480
‫کسی که به پای من صدمه زد

354
00:21:10,480 --> 00:21:14,240
‫و کسی که امیلیا رو دزدید،
‫جفتشون اسقف اعظم گناه بودن.

355
00:21:14,240 --> 00:21:19,610
‫در اینصورت، می‌شه اینطور برداشت
‫کرد که اون سخنرانی واقعی بوده.

356
00:21:19,610 --> 00:21:20,460
‫سخنرانی؟

357
00:21:20,730 --> 00:21:24,550
‫راستش حدود یه ساعت پیش
‫یه سخنرانی تو شهر پخش شد.

358
00:21:24,550 --> 00:21:26,000
‫از طرف یه اسقف اعظم بود؟

359
00:21:26,000 --> 00:21:28,300
‫یعنی میتیای ساختمون دولی رو دزدیدن؟

360
00:21:29,240 --> 00:21:34,140
‫الان مطمئنم که کنترل چهار
‫برج رو هم در دست گرفتن.

361
00:21:34,880 --> 00:21:39,810
‫پرچم فرقه ساحره روی اون‌ها دیده می‌شه.

362
00:21:39,810 --> 00:21:42,320
‫اگه دروازه آبی باز بشه،

363
00:21:42,320 --> 00:21:45,740
‫شهر پریستلا در چشمی به
‫هم زدن به زیر آب می‌ره.

364
00:21:45,740 --> 00:21:47,900
‫اون سخنرانی خیلی ناگهانی بود.

365
00:21:47,900 --> 00:21:50,700
‫و اون صدا هم متعلق به اسقف اعظم گناه شهوت بود....

366
00:21:50,700 --> 00:21:53,950
‫شهوت؟ از خشم یا طمع نبود؟

367
00:21:54,270 --> 00:21:58,580
‫بله. اون خودش رو کاپلا امرادا لوگنیکا معرفی کرد،

368
00:21:59,110 --> 00:22:02,670
‫و اعلام کرد که پریستلا حالا به فرقه ساحره تعلق داره.

369
00:22:03,040 --> 00:22:05,630
‫اسقف شماره سه؟

370
00:22:05,630 --> 00:22:07,410
‫مردم شهر وحشت نکردن؟

371
00:22:07,410 --> 00:22:11,140
‫چون که این شهر همیشه برای
‫بلایای آبی آماده بوده،

372
00:22:11,430 --> 00:22:14,010
‫سطح وحشت مردم اونقدرا بالا نیست.

373
00:22:14,580 --> 00:22:16,600
‫اهالی شهر پناه گرفتن.

374
00:22:16,930 --> 00:22:19,060
‫یعنی اونا دنبال چی‌ان؟

375
00:22:19,060 --> 00:22:22,080
‫باقی‌مانده‌های ساحره که تو این شهره.

376
00:22:22,080 --> 00:22:23,070
‫ها؟

377
00:22:23,070 --> 00:22:26,780
‫ناتسوکی-کون، شنیدی پریستلا
‫چطوری به وجود اومده؟

378
00:22:26,780 --> 00:22:32,000
‫اگه اشتباه نکنم... یه تله
‫برای گیر انداختی یه چیزی؟

379
00:22:32,000 --> 00:22:36,750
‫بله. و ساحره داخل این تله افتاد.

380
00:22:37,400 --> 00:22:40,390
‫اون‌ها شهر رو زیر آب بردن تا ساحره رو شکست بدن،

381
00:22:40,390 --> 00:22:45,210
‫و باقی‌مانده‌های اون
‫ساحره هنوز جایی در این شهره.

382
00:22:48,620 --> 00:22:50,800
‫رئیس! امیلیا-ساما!

383
00:22:52,230 --> 00:22:53,670
‫گورجس تایگر-سان!

384
00:22:54,630 --> 00:22:57,300
‫بچه‌های من رو ندیدی؟

385
00:22:57,810 --> 00:23:01,250
‫صبح زود رفتن بیرون بازی،

386
00:23:01,250 --> 00:23:03,440
‫هیچکدومشون داخل پناهگاه نبودن.

387
00:23:03,440 --> 00:23:04,720
‫اون دوتا؟

388
00:23:04,720 --> 00:23:07,870
‫بـ ـ بله، و اون سخنرانی...

389
00:23:07,870 --> 00:23:11,600
‫میتیایی که برای پخشش استفاده
‫کردن، در ساختمان اداری شهره.

390
00:23:11,600 --> 00:23:13,660
‫شوهرم هم اونجا کار می‌کنه.

391
00:23:14,130 --> 00:23:15,120
‫گارف...

392
00:23:15,590 --> 00:23:17,250
‫بـ ـ ببخشید.

393
00:23:17,250 --> 00:23:18,690
‫مشکلی نیست.

394
00:23:18,690 --> 00:23:22,340
‫بچه‌هام هر روز صبح به سخنرانی‌هایی
‫که پخش می‌شه گوش می‌دن،

395
00:23:22,340 --> 00:23:24,460
‫و شوهرم هم همیشه محتاطه.

396
00:23:26,010 --> 00:23:36,010
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

397
00:23:30,040 --> 00:23:32,370
‫شوهر و بچه‌هات رو...

398
00:23:33,550 --> 00:23:36,010
‫برات پیدا می‌کنم!

399
00:23:36,010 --> 00:23:40,020
‫گورجس

400
00:23:36,010 --> 00:23:40,020
‫یگرتا

401
00:23:36,010 --> 00:23:40,020
‫ یگرتا
