WEBVTT

00:06.740 --> 00:08.990
‫فوق‌العاده‌ست. تو فوق‌العاده‌ای.

00:08.990 --> 00:12.910
‫شنیدن همچین حرفی از کسی به جز
‫رام خوشحالم نمی‌کنه!

00:23.990 --> 00:25.130
‫واقعاً بهترینی.

00:26.220 --> 00:28.850
‫گفتم که، نمی‌خوام این حرفو بشنوم!

00:31.890 --> 00:36.620
‫یو، آبجی بزرگه! هنوزم مثل مجسمه
‫وایسادی سر جات و برّ و برّ منو نگاه می‌کنی؟

00:36.620 --> 00:37.650
‫نه، من...

00:38.220 --> 00:42.110
‫می‌دونی آبجی بزرگه، رئیس روی تو هم حساب
‫باز می‌کنه تا وظیفه‌ات رو انجام بدی.

00:42.110 --> 00:43.310
‫پس دست به کار شو!

00:49.440 --> 00:51.330
‫بهت اعتماد دارم!

00:51.510 --> 00:53.460
‫بایدم داشته باشی!

00:53.480 --> 01:03.480
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:03.510 --> 01:13.510
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:18.730 --> 01:21.320
‫ظاهراً آبجی بزرگه رفت.

01:31.460 --> 01:32.760
‫من «شکارچی دل و روده‌»...

01:36.870 --> 01:38.790
‫«السا گران‌هیرته» هستم.

01:40.370 --> 01:43.500
‫قوی‌ترین محافظ پناهگاه...

01:43.980 --> 01:46.010
‫«گارفیل تینزل»!

01:47.620 --> 01:51.280
‫این اولین جنگمه، رئیس،
‫و قراره یه نمایش مشتی ازش بسازم!

01:51.280 --> 01:54.270
‫پس بهتره تو هم وظیفه‌ات رو درست انجام بدی!

02:00.610 --> 02:01.840
‫چرا اینجایی؟

02:02.480 --> 02:04.610
‫از اینجا می‌برمت بیرون، بئاتریس.

02:05.390 --> 02:10.070
‫این دفعه، قراره بذاری بکشونمت بیرون
‫زیر نور آفتاب...

02:10.350 --> 02:14.830
‫و بعدش تا وقتی که لباست از خاک
‫و گل سیاه بشه بازی می‌کنیم.

02:15.270 --> 02:17.830
‫بتی رو از اینجا می‌بری بیرون؟

02:19.360 --> 02:21.280
‫سرت به کار خودت باشه، گمونم.

02:21.280 --> 02:24.240
‫کسی ازت نخواست همچین کاری کنی.

02:24.240 --> 02:26.930
‫وقت نداریم بخوایم در مورد این موضوع بحث کنیم.

02:26.930 --> 02:29.960
‫اصلاً می‌دونی بیرون چه خبره؟

02:29.960 --> 02:33.410
‫در مورد متجاوزی که به عمارت
‫نفوذ کرده می‌دونم، گمونم.

02:33.410 --> 02:36.320
‫ولی این کتابخانه‌ی ممنوعه‌ی
‫یه روحِ اعظمه.

02:36.320 --> 02:38.240
‫مهم نیست بیرون چه خطری وجود داشته باشه-

02:38.240 --> 02:42.220
‫نه، «درب گذر» فقط روی درهای بسته جواب می‌ده.

02:42.220 --> 02:43.440
‫اونم اینو می‌دونه.

02:43.440 --> 02:46.820
‫و چطور دشمن این
‫نقطه‌ی ضعف رو می‌دونه، گمونم؟

02:50.000 --> 02:52.030
‫رزوال بهش گفته.

02:54.160 --> 02:55.990
‫پس قضیه اینه.

02:57.190 --> 03:01.800
‫که این یعنی مرگِ بتی توی «کتاب خردِ» رزوال نوشته شده، گمونم.

03:05.390 --> 03:09.360
‫تو... چرا... چرا همچین نگاهی توی چهره‌اته؟

03:09.360 --> 03:12.250
‫سرنوشت من همین الآنش هم قطعی شده.

03:12.250 --> 03:16.640
‫اون کتابت اینم بهت می‌گه که باید
‫بذاری اون روانی تو رو بکشه؟!

03:17.040 --> 03:19.580
‫هیچی نمی‌گه، گمونم.

03:20.430 --> 03:23.600
‫مثل همیشه، سرنوشت من خالیه.

03:23.600 --> 03:29.030
‫پس برای چی می‌خوای آخر و عاقبتت
‫بشه همون‌جوری که رزوال می‌خواد؟!

03:29.030 --> 03:33.410
‫مثل همیشه، فقط خودت
‫برای خودت تصمیم بگیر!

03:34.030 --> 03:36.350
‫خودم برای خودم تصمیم بگیرم؟

03:38.240 --> 03:42.990
‫تاحالا چه تصمیمی برای خودم گرفتم مگه؟

03:43.730 --> 03:47.250
‫تمام مدت همین‌جا توی این عمارت،
‫به اطاعت کردنِ دستورهای مادر ادامه دادم،

03:47.250 --> 03:48.680
‫تنهایِ تنها.

03:49.230 --> 03:51.820
‫کجای اینو خودم تونستم انتخاب کنم؟

03:52.230 --> 03:54.770
‫این بئاتریس که می‌گی چیکار کرده؟

03:54.770 --> 03:55.470
‫کی هست اصلاً؟

03:56.620 --> 03:58.030
‫بئاتریس...

03:58.360 --> 04:00.870
‫زندگیِ من سفیدِ سفیده.

04:01.240 --> 04:04.220
‫کاملاً خالیه، واقعاً و واقعنی.

04:04.850 --> 04:07.880
‫این کتاب تنها چیزیه که بتی نیاز داره.

04:09.200 --> 04:12.440
‫هرچی باشه، بتی هم قلب داره.

04:12.930 --> 04:15.680
‫همین‌طور که زمان می‌گذره،
‫به خیلی چیزها فکر می‌کنم.

04:15.680 --> 04:18.480
‫نگران می‌شم و باورم رو
‫از دست می‌دم، گمونم.

04:19.450 --> 04:22.610
‫خیلی شب‌ها بود که لبخند مادر رو
‫نمی‌تونستم به خاطر بیارم.

04:22.610 --> 04:26.750
‫برای همین تمام خاطراتم رو جمع کردم،
‫و سعی کردم بهشون بچسبم.

04:27.380 --> 04:29.020
‫حتی بعضی وقتا بود که...

04:29.020 --> 04:31.960
‫می‌ترسیدم تنها باشم
‫و می‌خواستم با کسی باشم!

04:32.670 --> 04:35.810
‫ولی همه منو تنها می‌ذارن!

04:35.810 --> 04:39.640
‫مادر، رزوال... و حتی ریوزو!

04:41.210 --> 04:45.000
‫«بئاتریسِ روحی» سرنوشتش اینه که
‫همیشه تنها باشه...

04:45.000 --> 04:47.730
‫اینه که همه همیشه تنهاش بذارن.

04:49.480 --> 04:50.340
‫ولی...

04:52.160 --> 04:55.070
‫الآن احساس می‌کنم یکم خیالم راحت شد، گمونم.

04:56.940 --> 05:00.280
‫اگه توی کتاب خرد اسمی از بتی برده شده،

05:00.950 --> 05:06.460
‫این یعنی مادر هنوز بتی رو فراموش نکرده.

05:08.730 --> 05:10.370
‫مسخره‌بازی هم حدی داره!

05:11.140 --> 05:14.160
‫تو یه احمقی! آره، یه احمقِ تمام عیار!

05:14.160 --> 05:16.720
‫دیدنت اینقدر رقت‌انگیزه که
‫آدمو به کشتن می‌ده!

05:17.270 --> 05:19.170
‫چهارصد سال تمام وقت داشتی!

05:19.170 --> 05:22.420
‫چرا یه چیزی تا این حد افراطی تنها
‫جوابیه که به ذهنت می‌رسه؟!

05:22.420 --> 05:27.120
‫یعنی ممکن نیست مادرت اشتباهی
‫کتاب اشتباه بهت داده باشه؟!

05:27.120 --> 05:29.580
‫حق نداری به مادر توهین کنی، گمونم!

05:29.580 --> 05:32.090
‫اون هرگز همچین اشتباه احمقانه‌ای نمی‌کنه!

05:32.090 --> 05:34.110
‫می‌تونی صددرصدی این حرفو بزنی؟!

05:34.330 --> 05:39.740
‫پس واقعاً باور داری که مادرت بهت
‫یه کتاب خالی داده؟!

05:40.200 --> 05:43.480
‫این... باید این‌طوری بگیش آخه؟

05:44.030 --> 05:47.000
‫می‌خوای بتی چی بگه آخه، گمونم؟

05:47.220 --> 05:49.710
‫باشه، صاف و پوست‌کنده می‌گم،

05:49.710 --> 05:52.220
‫تا مادر احمقت بتونه بشنوه!

05:53.460 --> 05:58.940
‫نذار یه کتاب خالی و یه قولِ چهارصد‌ساله
‫تا ابد بهت مسلط باشن!

05:58.940 --> 06:02.680
‫خودت برای خودت انتخاب کن، بئاتریس!

06:03.790 --> 06:05.370
‫چهارصد سال شده!

06:05.370 --> 06:09.890
‫دیگه اون‌قدر گذشته که دوره‌ی
‫سرکشی نوجوانی‌ات شروع شه!

06:09.890 --> 06:13.790
‫مهم نیست چی بگی،
‫من یه پیمان بستم.

06:13.790 --> 06:16.100
‫پیمان مطلقه... برای همین...

06:16.100 --> 06:18.560
‫شنیدن این حرف خنده داره، اونم از کسی که
‫سعی کرد تا یه راه فراری...

06:18.560 --> 06:21.860
‫از اون پیمان پیدا کنه، و بعدش که دید
‫غیرقابل شکستنه، می‌خواست خودشو بکشه!

06:22.280 --> 06:24.650
‫اگه نگه داشتن یه قول
‫یعنی تو می‌میری،

06:24.650 --> 06:27.880
‫ترجیح می‌دم اون قول رو بشکنم
‫و زنده نگه دارمت!

06:27.880 --> 06:30.620
‫اینقدر عجیبه که من همچین
‫تصمیمی می‌گیرم؟!

06:31.110 --> 06:34.690
‫ایـ-این طرز فکر خیلی جسورانه
‫و خودخواهانه‌ست، گمونم.

06:34.690 --> 06:38.910
‫می‌دونم جسورانه‌ست،
‫و می‌دونم خودخواهانه‌ست!

06:38.910 --> 06:39.340
‫ولی...

06:40.400 --> 06:43.180
‫سر چیزی که برام مهمه،
‫به هیچ وجه توافق نمی‌کنم!

06:45.700 --> 06:50.180
‫اگه... تو... «اون شخص»... هستی...

06:53.810 --> 06:56.720
‫تو برای بتی...

06:57.560 --> 06:59.950
‫«اون شخص» می‌شی؟

07:01.930 --> 07:03.330
‫احمقی مگه؟

07:03.330 --> 07:07.450
‫امکان نداره که من برات همون کسی باشم
‫که بهش می‌گی «اون شخص».

07:11.780 --> 07:13.550
‫باورنکردنیه!

07:14.050 --> 07:15.800
‫اون احمق!

07:17.000 --> 07:19.720
‫لعنت به اون لولی و
‫قضاوت‌های عجولانه‌ش!

07:21.230 --> 07:22.380
‫ناتسوکی-سان؟

07:22.960 --> 07:25.920
‫شماها چرا... شماها که
‫خیلی وقت پیش باید فرار می‌کردین!

07:25.920 --> 07:28.220
‫جونورهای جادویی! همه جا هستن!

07:28.610 --> 07:31.650
‫میلی، ها... ولی برای اون که راه حل داشتیم!

07:31.650 --> 07:34.520
‫ولی یه جونور جادویی بود که این اصلاً
‫روش جواب نداد!

07:37.490 --> 07:39.820
‫خداوکیلی؟ ولی چرا...

07:49.000 --> 07:49.920
‫پترا!

07:51.010 --> 07:53.250
‫جُم نخورید!

07:58.960 --> 08:00.270
‫ا-این الآن...

08:00.270 --> 08:02.710
‫با اینکه اضطراری بود، عذر می‌خوام.

08:03.140 --> 08:04.930
‫صدمه که ندیدین؟

08:10.030 --> 08:11.920
‫نـه-ساما!

08:13.560 --> 08:15.410
‫آخ!

08:15.410 --> 08:18.430
‫جونمو نجات دادی فقط برای
‫اینکه باهام این‌طوری رفتار کنی؟!

08:18.430 --> 08:21.180
‫خـ-خیلی عذر می‌خوام، اوتو-ساما.

08:21.680 --> 08:24.640
‫فقط ترتیب اولویت‌ها یهو خیلی برام روشن شد.

08:24.640 --> 08:28.560
‫زن‌ها و بچه‌ها، پیرها،
‫مردها و بعدش اوتو، نه؟

08:28.560 --> 08:32.170
‫حتی منو جزء مردها هم حساب نکردی!

08:33.780 --> 08:37.880
‫سوبارو-ساما، همون‌طور که خواسته
‫بودین، آوردمشون اینجا.

08:38.990 --> 08:40.150
‫که اینطور.

08:44.120 --> 08:46.460
‫بابت اینکه صحیح و سالم آوردیش بیرون ممنونم.

08:47.810 --> 08:50.000
‫واقعاً... ممنونم.

08:51.240 --> 08:52.910
‫فقط کاری که لازم بود رو انجام دادم.

08:53.520 --> 08:55.890
‫گذشته از اینا، مشکل اصلی الآن...

09:06.730 --> 09:09.360
‫هـه، فوق‌العاده‌ست!

09:09.360 --> 09:13.330
‫وقتی هیچ‌کدومتون اون وسط نمردین شوکه شدم!

09:13.560 --> 09:14.800
‫میلی!

09:15.140 --> 09:18.900
‫اوه اوه؟ به‌نظر نمیاد خیلی تعجب کرده باشی.

09:18.900 --> 09:20.740
‫چه ناامیدکننده.

09:21.130 --> 09:25.240
‫ولی بازم، اون خدمتکارها رو با خودم می‌برم.

09:25.240 --> 09:28.300
‫خصوصاً با پترا-چان مهربون خواهم بود.

09:28.300 --> 09:29.850
‫دوستمه دیگه.

09:30.150 --> 09:32.870
‫وا-وای! خوشحالم ها!

09:32.870 --> 09:35.810
‫اگه واقعاً دوستیم،
‫می‌تونی بذاری برم، می‌دونی که!

09:35.810 --> 09:40.640
‫دوستیم دیگه... پس تا آخرِ آخرش
‫باهام بازی می‌کنی، مگه نه؟

09:40.640 --> 09:41.180
‫آه...

09:41.820 --> 09:44.820
‫سوبارو، شرمنده! فکر کنم اصلاً جواب نداد!

09:49.850 --> 09:54.460
‫این دختر... نه، این آدمکش رو
‫بسپارین به من.

09:54.930 --> 09:56.570
‫و بقیه‌تون فرار کنید.

09:56.570 --> 09:58.830
‫نـ-نمی‌تونی، فردریکا نه-ساما!

09:59.270 --> 10:00.800
‫آخه، اون موقع...

10:01.350 --> 10:02.920
‫بالأخره دوباره دیدمت...

10:05.170 --> 10:07.650
‫نه، این دفعه فرق می‌کنه.

10:08.100 --> 10:11.450
‫آخه دفعه‌ی پیش آماده‌ بودم بمیرم.

10:12.930 --> 10:14.830
‫ولی الآن نیستم.

10:15.540 --> 10:19.270
‫بعد از ده سال جدایی، دوباره برادر کوچیکم،
‫گارف رو دیدم.

10:19.800 --> 10:22.190
‫و همچین همکار کوچولوی نازی هم دارم.

10:22.190 --> 10:24.480
‫خوشبختی بزرگتر از این نیست.

10:25.120 --> 10:27.440
‫پس نمی‌بازم.

10:30.820 --> 10:31.420
‫هوم.

10:32.450 --> 10:33.740
‫فردریکا!

10:33.740 --> 10:35.610
‫ما می‌ریم سمت اتاق رزوال!

10:36.000 --> 10:37.870
‫باشه، هرجور مایلی.

10:41.120 --> 10:44.000
‫صبر کن ببینم! همین شکلی
‫برای خودت تصمیم نگیر!

10:44.000 --> 10:45.200
‫پترا-چان!

10:53.030 --> 10:54.040
‫مهمان گرامی...

10:54.460 --> 10:58.810
‫لطفاً از نهایت مهمان‌نوازی‌
‫عمارت میزر لذت ببرید.

10:59.970 --> 11:03.200
‫ای خدا! به هیچ وجه نمی‌ذارم از این قسر در بری!

11:03.200 --> 11:04.900
‫بگیرشون، «خوکِ سنگی»!

11:09.320 --> 11:11.940
‫خب، بیا سراغم.

11:11.940 --> 11:14.700
‫در حال حاضر احساس خشنی دارم.

11:15.880 --> 11:16.820
‫آماده شو!

11:21.290 --> 11:22.500
‫چیکار می‌کنیم؟!

11:22.780 --> 11:25.680
‫یه راه فرار توی اتاق رزوال هست!

11:25.680 --> 11:26.800
‫ازش استفاده می‌کنیم تا...

11:38.850 --> 11:39.680
‫خودشه!

11:39.980 --> 11:43.740
‫ناتسوکی-سان، این خودشه! «گیلتی‌لاو»!

11:43.740 --> 11:45.850
‫دافع جونورهای جادویی روی اون یکی جواب نداد!

11:45.850 --> 11:47.700
‫دشمن ذاتی‌مونه!

11:53.850 --> 11:56.520
‫من و سنسی‌ام بودیم که شروعش کردیم.

11:57.020 --> 11:59.030
‫این چیزیه که اشتباه برداشت کردی،

11:59.280 --> 12:00.400
‫امیلیا-ساما.

12:06.160 --> 12:07.410
‫گذشته رو دیدم.

12:07.990 --> 12:09.450
‫پس، بعدی باید...

12:15.130 --> 12:17.340
‫بنگر حالی غیرقابل تصور را.

12:27.100 --> 12:30.720
‫ای بابا، لیا، اینقدر سرت رو
‫تکون نده.

12:30.720 --> 12:32.350
‫تکون نخور دیگه.

12:32.350 --> 12:34.560
‫آخه من با تو باید چیکار کنم؟

12:37.610 --> 12:39.530
‫مادر فورتونا؟

12:40.530 --> 12:43.240
‫چی شده؟ خوابت برده بود؟

12:49.200 --> 12:52.200
‫امروز هم همین لباس رو پوشیدین.

12:52.660 --> 12:54.120
‫خیلی خوشگل شدین!

12:54.710 --> 12:57.210
‫یه لحظه فکر کردم چی می‌خوای بگی.

12:57.210 --> 12:59.380
‫بزرگترها رو اینجوری دست ننداز.

13:10.220 --> 13:12.180
‫خیله‌خب. دیگه خوشگل شدی.

13:12.770 --> 13:14.560
‫ممنونم، مادر.

13:15.810 --> 13:17.310
‫بریم سراغ آینه...

13:25.900 --> 13:27.110
‫امیلیا؟

13:30.620 --> 13:31.700
‫مهمون داریم!

13:33.830 --> 13:36.580
‫صبح بخیر، امیلیا-ساما.

13:37.330 --> 13:39.750
‫خیلی خوشحالم که شما ازم استقبال می‌کنید.

13:41.130 --> 13:42.130
‫جیوس...

13:43.760 --> 13:45.130
‫صبح بخیر.

13:46.340 --> 13:47.680
‫درست به موقع.

13:48.300 --> 13:50.260
‫خب، راه بیافتیم؟

13:57.190 --> 13:57.980
‫چیه؟

13:57.980 --> 14:01.690
‫هیچی... امیدوارم این حرف ناراحت‌تون نکنه...

14:01.690 --> 14:03.690
‫چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم؟

14:03.690 --> 14:07.070
‫الآن هرچیزیم که بگی ناراحتم نمی‌کنه.

14:07.990 --> 14:09.700
‫پس، فورتونا-ساما...

14:10.320 --> 14:13.120
‫لباس امروزتون بر تن‌تون بسیار زیباست.

14:13.540 --> 14:17.330
‫کمی مجذوب اون شدم.

14:23.550 --> 14:25.760
‫من حرف بی‌ادبانه‌ای زدم؟

14:25.760 --> 14:27.680
‫نه، اصلاً هم اینطور نیست.

14:28.340 --> 14:29.760
‫اون فقط خجالت زده شده.

14:30.260 --> 14:32.010
‫مادر خیلی نازه!

14:32.010 --> 14:34.430
‫هرچی دلت می‌خواد به زبون نیار!

14:34.430 --> 14:36.520
‫چقدر بی‌عاطفه می‌تونی باشی آخه؟

14:36.520 --> 14:38.310
‫آه، فورتونا-ساما.

14:39.690 --> 14:42.520
‫و امیلیا و جیوس-سان.

14:43.020 --> 14:44.940
‫چه خانواده‌ی نزدیکی هستید.

14:44.940 --> 14:46.030
‫اشتباه-

14:46.030 --> 14:47.900
‫همه شما رو دوست دارند.

14:50.530 --> 14:52.660
‫گـ-گمونم...

15:05.500 --> 15:06.550
‫چقدر خوب، مگه نه؟

15:12.010 --> 15:15.760
‫از دست تو! قدت تنها چیزیه که رشد کرده؟

15:18.270 --> 15:20.980
‫می‌بینم که شما مثل همیشه به هم نزدیک هستید.

15:21.770 --> 15:23.980
‫تماشای شما باعث گرمی قلبم می‌شه.

15:24.360 --> 15:26.030
‫چرا به ما ملحق نمی‌شی؟

15:26.030 --> 15:27.780
‫می‌تونی بیای با ما زندگی کنی.

15:29.240 --> 15:30.450
‫امیلیا...

15:31.320 --> 15:32.610
‫حالتون خوبه؟

15:34.910 --> 15:37.790
‫پیشنهادتون من رو بسیار
‫خوشحال می‌کنه، امیلیا-ساما.

15:38.500 --> 15:41.670
‫از صمیم قلبم دوست داشتم
‫که می‌تونستم این کار رو بکنم.

15:41.670 --> 15:44.880
‫دوست داشتی این کار رو بکنی؟
‫پس چرا نمیای زندگی کنی؟

15:44.880 --> 15:46.840
‫نکنه من مزاحمتونم؟

15:46.840 --> 15:48.670
‫‫اصلاً اینطور نیست.

15:46.840 --> 15:48.670
‫به هیچ‌ وجه اینطور نیست.

15:49.470 --> 15:51.930
‫دیدید؟ خیلی به هم میاید!

15:52.550 --> 15:55.890
‫وظیفه‌ی بسیار مهمی به
‫فورتونا-ساما سپرده شده.

15:56.310 --> 15:59.890
‫اگر شخصی مثل من با ایشون باشه
‫و این باعث شیوع شایعاتی بشه،

15:59.890 --> 16:01.480
‫براشون مشکل ساز خواهد بود.

16:02.060 --> 16:04.230
‫برای این خیلی دیره ولی.

16:05.060 --> 16:08.150
‫یادت رفت خاله تانسه و بقیه توی راه چی گفتن؟

16:08.730 --> 16:10.490
‫که ما یه خانواده نزدیکیم!

16:12.200 --> 16:15.990
‫فـ-فکر می‌کردم که درمورد شما دوتا حرف می‌زدن!

16:15.990 --> 16:17.870
‫مادر، تو فهمیدی، مگه نه؟

16:19.330 --> 16:23.290
‫بنظر من که فکر خیلی خوبیه! واقعاً!

16:23.790 --> 16:26.590
‫مردم جنگل هم فکر نمی‌کنن که چیز عجیبیه.

16:26.590 --> 16:31.670
‫اجازه نمی‌دم کسی حرف بدی درموردش بزنه!

16:33.760 --> 16:35.840
‫چیزایی که می‌خواستم بگم رو گفتم.

16:36.220 --> 16:39.140
‫بقیه‌ش رو می‌سپارم به شما جوونا!

16:41.390 --> 16:45.600
‫امیلیا... این حرفا رو از کجا یاد گرفتی آخه؟

16:51.490 --> 16:53.860
‫واقعاً که این دختر خیلی نازه!

16:53.860 --> 16:57.490
‫که اینطور، امیلیا سالم و خوشحال بزرگ شدن.

16:57.490 --> 16:58.950
‫واقعاً باعث خوشحالیه.

16:58.950 --> 17:02.120
‫معلومه که اینطوره!
‫دختریه که من می‌تونم بهش افتخار کنم!

17:02.120 --> 17:04.500
‫بله. چطور نتونستم این رو ببینم؟

17:10.880 --> 17:14.550
‫آه... یه چی رفته تو چشمم.

17:15.220 --> 17:16.840
‫می‌رم بشورمش.

17:16.840 --> 17:18.140
‫حالت خوبه؟

17:18.140 --> 17:20.970
‫مواظب باش چشمت رو از دست ندیا.

17:20.970 --> 17:24.560
‫هرچی‌ باشه اون چشمای دوست‌داشتنی
‫بنفش رو از برادرم گرفتی.

17:24.560 --> 17:27.690
‫و همینطور همرنگ چشمای زیبای مادره.

17:31.110 --> 17:32.740
‫همینطور نزدیک بمونید تا من بیام، باشه؟

17:33.280 --> 17:37.490
‫هـ-همیشه همینطوری
‫کنار هم بمونید، باشه؟

17:37.490 --> 17:40.490
‫بله، بله. انقدر نگران نباش.

17:40.490 --> 17:43.790
‫هرچقدر که طول بکشه منتظر می‌مونیم، امیلیا-ساما.

17:52.800 --> 17:55.380
‫عاشق هردوتونم.

18:04.520 --> 18:05.810
‫امیلیا؟

18:05.810 --> 18:08.190
‫تنهایی اینجا وایسادن خطرناکه.

18:08.600 --> 18:09.520
‫آرچی...

18:10.690 --> 18:13.530
‫اسقف امروز توی جنگل هستش، درسته؟

18:14.110 --> 18:15.990
‫تو پیش... اوه.

18:16.740 --> 18:18.360
‫اونجاست، که اینطور.

18:18.360 --> 18:20.200
‫نکنه تنهاشون گذاشته بودی؟

18:20.570 --> 18:22.330
‫اوهوم. همینطوره.

18:23.200 --> 18:26.000
‫آرچی، نظرت درمورد اون دوتا چیه؟

18:26.410 --> 18:28.170
‫بنظر من بهم میان.

18:28.500 --> 18:31.210
‫فورتونا-ساما به خودش خیلی سخت می‌گیره.

18:31.210 --> 18:34.550
‫ای‌کاش یکم بیشتر به خوشبختی خودش اهمیت می‌داد.

18:35.090 --> 18:38.800
‫شاید الان مشکل باشه،
‫ولی با گذشت زمان اونا...

18:39.340 --> 18:40.090
‫ولی...

18:40.930 --> 18:44.060
‫اون دنیا هیچ‌جا وجود نداره، درسته؟

18:46.020 --> 18:47.140
‫امیلیا...

18:51.520 --> 18:53.900
‫بعد از نگریستن به حالی غیرقابل تصور،

18:54.610 --> 18:57.320
‫دوست نداشتی که اینجا زندگی کنی؟

18:59.360 --> 19:02.620
‫مطمئنم که می‌خواستی اونا خوشحال باشن.

19:03.120 --> 19:05.040
‫این حالِ ایده‌آل توست.

19:05.410 --> 19:07.500
‫آینده‌ای که آرزوش رو داشتی.

19:07.910 --> 19:09.960
‫اوهوم، درسته.

19:09.960 --> 19:12.250
‫فورتونا-ساما خیلی وقته مُردن،

19:12.250 --> 19:14.550
‫مشخص نیست که آیا جناب اسقف هنوز زنده‌ان یا نه،

19:14.550 --> 19:16.880
‫و مردم جنگل به مجسمه‌های یخی تبدیل شده‌ان.

19:17.340 --> 19:18.050
‫اوهوم.

19:18.050 --> 19:20.050
‫وطنت یخ زده،

19:20.050 --> 19:22.510
‫توسط مردم بیرون از اینجا
‫مورد آزار قرار گرفتی،

19:22.510 --> 19:26.140
‫و مجبور شدی با روحی که مثل
‫خانواده‌ات بود خداحافظی کنی.

19:26.140 --> 19:26.720
‫اوهوم.

19:27.220 --> 19:30.060
‫اینجا، می‌تونی در خوشبختی زندگی کنی.

19:30.810 --> 19:33.860
‫دلم می‌سوزه که می‌بینم آرزوی همچین دنیایی رو داری.

19:35.070 --> 19:36.900
‫منو ببخش، آرچی.

19:37.570 --> 19:39.700
‫برای اون آینده چی می‌خوای؟

19:41.110 --> 19:42.820
‫می‌خوام شخص قابل ستایشی باشم.

19:43.700 --> 19:44.700
‫امیلیا...

19:45.240 --> 19:47.870
‫مثل مادر فورتونا، الگوی من.

19:48.330 --> 19:51.040
‫مثل جیوس که مهربون و قویه.

19:51.540 --> 19:57.380
‫مثل آرچی که تا آخرِ آخرش لبخند زد تا من نترسم.

19:59.130 --> 20:03.220
‫مثل پاک که همیشه ازم
‫محافظت کرد و تنهام نذاشت.

20:03.640 --> 20:05.220
‫مثل رام که می‌خواست...

20:05.220 --> 20:09.730
‫برای شخصی که براش عزیزترینه،
‫مفیدترین کار رو انجام بده.

20:10.310 --> 20:13.900
‫مثل اوتّو-کون که برای دوستش تمام تلاشش رو انجام داد.

20:14.520 --> 20:18.280
‫مثل گارفیل که هیچوقت یه کلمه غر نزد.

20:19.230 --> 20:20.990
‫مثل سوبارو که می‌گه عاشقمه...

20:20.990 --> 20:25.030
‫و حتی وقتی سر تا پا زخمیه و صدمه دیده
‫بی‌پروا عمل می‌کنه.

20:26.530 --> 20:29.240
‫می‌خوام درنظر اونا فرد قابل ستایشی باشم.

20:29.700 --> 20:33.460
‫از این به بعد، می‌خوام من کسی باشم
‫که دست کمک به بقیه دراز می‌کنه.

20:34.420 --> 20:36.130
‫پس چیزیم نمی‌شه.

20:36.710 --> 20:40.050
‫از دنیای بیرون و آینده نمی‌ترسم.

20:41.300 --> 20:43.180
‫ممنون که نگرانم بودی.

20:44.340 --> 20:48.140
‫چیزیم نمی‌شه، آرچی اونی‌-چان.

20:53.480 --> 20:55.980
‫امیلیا چه دختر کله‌شقی هستی.

20:55.980 --> 21:00.360
‫هیچ‌ ایده‌ای نداری که اون چقدر چیزارو
‫برای من و فورتونا-ساما دیوونه‌وار کرد.

21:00.990 --> 21:03.530
‫خـ-خیلی ببخشید...

21:03.530 --> 21:05.160
‫اشکالی نداره. آخه...

21:06.030 --> 21:09.200
‫یه داداش باید همیشه خواهر کوچولوش رو لوس کنه.

21:10.410 --> 21:12.620
‫ممنونم، اونی-چان!

21:20.960 --> 21:25.430
‫ممنون که این دنیا رو به من نشون دادی، اکیدنا.

21:27.590 --> 21:30.600
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم که اون‌ها
‫رو درحال خنده کنار هم ببینم،

21:30.600 --> 21:36.400
‫مادر و جیوس... پدر... هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم.

21:37.270 --> 21:37.900
‫پس...

21:38.770 --> 21:39.650
‫ممنونم.

21:41.860 --> 21:42.820
‫تو...

21:44.400 --> 21:45.280
‫اکیدنا؟

21:47.990 --> 21:49.530
‫تو حالم رو بهم می‌زنی.

21:50.950 --> 21:54.290
‫فقط... حالم رو بهم می‌زنی.

22:20.980 --> 22:23.230
‫نزدیک ما نیا، ساحره! گمشو!

22:23.230 --> 22:24.490
‫زن کثیف!

22:39.210 --> 22:44.130
‫این همه مدت، چقدر توسط بقیه محافظت شدم؟

22:59.100 --> 23:00.060
‫نگاه کن.

23:04.230 --> 23:08.320
‫کمتر از چیزی که فکر می‌کردم شبیه مادر فورتونام.

23:08.990 --> 23:10.160
‫حیف شد.

23:20.250 --> 23:21.170
‫ها؟

23:21.380 --> 23:23.170
‫ایناهاش!

23:21.960 --> 23:24.000
‫‫خوشحالم که سالمید!

23:23.170 --> 23:24.500
‫چیزیتون که نشده؟

23:24.500 --> 23:26.880
‫مارگراف داشت از نگرانی می‌مرد...

23:30.380 --> 23:32.390
‫ممنون که نگرانم بودید.

23:32.850 --> 23:34.720
‫من کاملا خوبم.

23:35.310 --> 23:37.020
‫هیچ آسیبی ندیدم.

23:37.390 --> 23:39.560
‫ولی... ببخشید.

23:39.940 --> 23:43.440
‫همه‌ی آزمون‌ها هنوز تموم نشدن.

23:44.110 --> 23:47.610
‫ولی سوبارو و بقیه باید بهتون گفته باشن، درسته؟

23:47.990 --> 23:52.110
‫که دیگه دلیلی نداره که داخل پناهگاه بمونید.

23:52.110 --> 23:55.370
‫من همونطور که قول داده
‫بودم از شر حصار خلاص می‌شم،

23:55.370 --> 23:57.700
‫ولی شما می‌تونید برگردید پیش خانواده‌تون...

23:56.870 --> 23:58.500
‫‫سوبارو-ساما و بقیه؟

23:58.500 --> 24:00.960
‫صبر کن، اونا به ما چیزی گفتن؟

24:00.960 --> 24:03.380
‫من که یادم نمیاد...

24:03.380 --> 24:03.960
‫ها؟

24:05.790 --> 24:08.090
‫همونطور که می‌بینید، امیلیا-ساما،

24:08.090 --> 24:10.670
‫طبق قولی که دادیم،
‫اینجا منتظرتون می‌مونیم.

24:16.890 --> 24:23.940
‫و ما تنها کسایی نیستیم که انتظار بالایی از شما داریم.

24:26.610 --> 24:27.270
‫ها؟

24:28.610 --> 24:31.740
‫ریوزو-سان و مردم پناهگاه...

24:31.740 --> 24:36.530
‫بنظر می‌شه اینطور درنظر گرفت
‫که آزمون دوم رو پشت سر گذاشتی.

24:37.870 --> 24:40.410
‫اول باید به این خاطر ازت تشکر کنم.

24:41.040 --> 24:44.960
‫و بعد از شنیدنش از گار جوان و اهالی دهکده،

24:44.960 --> 24:48.630
‫صدای بیرونی و صدای درونی،

24:48.630 --> 24:52.470
‫بالاخره تونستیم بلند شیم و حرکت کنیم.

24:54.510 --> 24:57.890
‫راستش، داریم زور می‌زنیم تا تصمیممون رو بگیریم...

24:58.680 --> 25:01.230
‫که آیا به شما اعتماد کنیم یا نه.

25:02.980 --> 25:07.360
‫ولی همه شنیدیم که گارفیل، اون
‫پسر جوون، با عصبانیت داد بزنه.

25:07.940 --> 25:11.900
‫وقتی متوجه شدم که یه فرد سخت‌کوشی
‫مثل اون چه احساسی داشته...

25:12.900 --> 25:14.780
‫باعث می‌شه احساس کنم رقت‌انگیزم.

25:15.490 --> 25:19.620
‫اون هنوز یه بچه ۱۴‌ساله‌ست، با اینحال...

25:20.790 --> 25:22.120
‫اون پسر تحسین برانگیزه.

25:23.120 --> 25:27.750
‫و امیلیا-ساما، شما هم همینطور.

25:27.750 --> 25:30.460
‫پس... لطفاً بذارید شاهد باشیم.

25:36.340 --> 25:37.390
‫خیلی خب.

25:37.890 --> 25:39.680
‫از این آزمون سالم بیرون میام،

25:39.680 --> 25:42.220
‫و بعدش می‌تونیم حرف بزنیم.

25:43.430 --> 25:45.520
‫بله، این یه قوله.

25:45.520 --> 25:46.400
‫هر اتفاقی-

25:47.440 --> 25:49.610
‫خیلی طولانی، زیادی جدی،

25:49.610 --> 25:52.230
‫و لحنت بین مودبانه و
‫خودمونی درحال عوض شدن بود.

25:52.230 --> 25:53.940
‫خجالت بکش.

25:53.940 --> 25:55.950
‫عـ-عذر‌میخوام، ای پیر.

25:57.660 --> 26:01.160
‫به هرحال، حالا نظرات ما رو شنیدی.

26:01.160 --> 26:04.290
‫این... هم؟ چی شده؟

26:05.620 --> 26:11.050
‫چیزه... وقتی شما رو «ای پیر» صدا کرد...

26:11.750 --> 26:13.050
‫شوکه شدم.

26:18.970 --> 26:21.470
‫هنوز خیلی راضی نیستم از این، ولی...

26:22.350 --> 26:24.180
‫هوم. ممنونم.

26:25.020 --> 26:26.730
‫حس می‌کنم می‌تونم تمام تلاشمو انجام بدم.

26:27.190 --> 26:30.400
‫اگر کمکی کردیم که چی از این بهتر.

26:31.190 --> 26:34.530
‫مثل اینکه آزمون بعدی، آزمون آخره.

26:34.530 --> 26:36.990
‫بله. خیلی زود شروعش می‌کنم.

26:36.990 --> 26:41.030
‫ولی... ریوزو-سان، می‌دونید رام کجا رفته؟

26:41.580 --> 26:44.950
‫رام باید کاری رو انجام
‫می‌داد که نمی‌شد عقبش انداخت.

26:44.950 --> 26:45.950
‫یه کاری؟

26:47.670 --> 26:51.840
‫«امیلیا-ساما کار خودش رو داره و رام هم کار خودش رو.

26:51.840 --> 26:55.050
‫هردو انجامش می‌دیم.» چیزی بود که گفت.

27:04.520 --> 27:06.560
‫پس، من می‌رم.

27:09.940 --> 27:11.980
‫مراقب باشید!

27:11.980 --> 27:13.270
‫موفق باشید!

27:20.820 --> 27:23.410
‫با بلایی که هنوز نازل نشده رو به رو شو.

27:27.040 --> 27:30.040
خوشبختی منعکس بر سطح آب

27:30.060 --> 27:40.060
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
