WEBVTT

00:10.600 --> 00:11.460
‫عذر می‌خوام.

00:12.530 --> 00:13.420
‫عذر می‌خوام.

00:15.470 --> 00:18.110
‫چرا... گریه می‌کنی؟

00:19.340 --> 00:22.190
‫چون تنهات گذاشتم...

00:23.060 --> 00:25.500
‫تنهام گذاشتی؟

00:26.500 --> 00:31.950
‫چون تمام این مدت نمی‌تونستم پیدا کنم...

00:33.280 --> 00:36.230
‫ولی... من درست همین‌جام.

00:39.870 --> 00:42.270
‫اسمت چیه؟

00:44.380 --> 00:47.910
‫اسم من...

00:47.930 --> 00:57.930
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:57.960 --> 01:07.960
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:08.720 --> 01:10.880
‫می‌دونم اینجا فقط یه دنیای خیالیه،

01:11.170 --> 01:14.770
‫ولی می‌تونم رایحه‌ی باد
‫و حتی خاک و خل رو حس کنم.

01:14.770 --> 01:16.710
‫خیلی عجیبه، مگه نه؟

01:17.570 --> 01:20.100
‫اکیدنا؟ گوش می‌دی؟

01:24.640 --> 01:26.600
‫عذر می‌خوام! خوبی؟

01:26.600 --> 01:28.890
‫زیادی تند راه رفتم؟

01:28.890 --> 01:33.360
‫فکر کردی همچین ترحم تابلویی حتی یه ذره هم
‫طرز فکرم نسبت بهت رو تغییر می‌ده؟

01:33.730 --> 01:35.240
‫‌اگه آره که، خیلی احمقی.

01:36.190 --> 01:38.860
‫فقط نگرانت بودم.

01:38.860 --> 01:41.680
‫به هیچ وجه به نگرانی تو نیازی ندارم.

01:41.680 --> 01:45.180
‫فقط رویاهای بیش از حدی
‫همزمان رخ ‌دادن، همین.

01:45.180 --> 01:46.910
‫سریع خودمو تطبیق می‌دم.

01:47.230 --> 01:48.430
‫درست مثل این.

01:49.120 --> 01:49.670
‫دیدی؟

01:50.900 --> 01:54.630
‫«دنیای خیالی» صرفاً یه اصطلاح استعاریه.

01:54.960 --> 01:58.620
‫دقیق‌تر بگیم، یه دنیای جداست
‫که خاطرات رو دوباره می‌سازه...

01:58.620 --> 02:02.100
‫و ضمیر خودآگاه کسی که آزمون
‫می‌ده رو منعکس می‌کنه.

02:02.520 --> 02:06.870
‫ممنونم، با اینکه ازم بدت میاد
‫واضح برام توضیحش دادی.

02:06.870 --> 02:11.990
‫فقط یه وقت فکر احمقانه‌ای راجب من به
‫کله‌ات خطور نکنه که من آدم مهربونی‌ام.

02:11.990 --> 02:15.640
‫صرفاً ذاتم اینطوریه که جواب
‫هر سؤالی که ازم پرسیده می‌شه رو می‌دم.

02:16.020 --> 02:17.020
‫باشه، باشه.

02:19.770 --> 02:24.090
‫یادته آخرین باری که آزمون دادی
‫چه تلاش رقت‌انگیزی انجام دادی؟

02:24.660 --> 02:29.170
‫خیلی درمانده بودم، اصلاً نمی‌تونم
‫با این توصیفی که کردی مخالفت کنم.

02:29.570 --> 02:33.410
‫حتماً خاطراتم رو پوشوندم چون
‫نمی‌خواستم ببینمشون.

02:33.410 --> 02:37.140
‫برای همین به اراده‌ی خودم یادم نمیاد.

02:37.990 --> 02:39.180
‫و همین الآنش هم...

02:39.820 --> 02:43.100
‫هنوز آماده نیستم.

02:43.330 --> 02:46.740
‫برای همین عجیب نیست
‫اگه دوباره رد بشی؟

02:46.740 --> 02:50.000
‫ساختن یه لایه‌ی دفاعی حتی
‫قبلِ شروع خیلی ناامیدانه‌ست.

02:50.360 --> 02:52.310
‫نه، اینطور نیست.

02:52.660 --> 02:56.310
‫همین الآن خودمو آماده می‌کنم.

02:59.720 --> 03:03.120
‫این صرفاً یه درخت معمولی نیست، نه؟

03:03.120 --> 03:06.910
‫یه چیزی بود که می‌خواستی خیلی نومیدانه
‫داخلش حبس کنی.

03:06.910 --> 03:08.500
‫اینجا اتاق شاهزاده‌‌ست.

03:09.430 --> 03:12.480
‫وقتی بچه بودم خیلی وقتا
‫می‌فرستادنم اینجا تا بازی کنم.

03:12.480 --> 03:15.090
‫آه... نمی‌تونم درو لمس کنم.

03:15.340 --> 03:17.370
‫می‌تونیم همین شکلی ازش رد شیم؟

03:39.410 --> 03:41.480
‫اون بچه تویی؟

03:41.970 --> 03:43.780
‫حتی با درنظر گرفتن اینکه هیچی نمی‌دونستی هم،

03:44.100 --> 03:46.610
‫به‌طرز رومُخی بی‌خیال به‌نظر میای.

03:46.610 --> 03:49.050
‫حتماً باید راجب بچگی‌ام هم شکایت کنی؟

03:49.810 --> 03:51.700
‫در ضمن، من الآن...

04:01.630 --> 04:03.240
‫مادر «فورتونا»...

04:04.660 --> 04:07.800
‫امیلیا، باید برم از یه کار مهمی انجام بدم.

04:08.180 --> 04:10.380
‫پس توی این اتاق بمون و بچه‌ی خوبی باش، باشه؟

04:10.770 --> 04:12.910
‫بازم «یه چیز مهم»؟

04:15.730 --> 04:18.320
‫موی نقره‌ای برادرمو داری...

04:18.780 --> 04:22.500
‫ولی چهره‌ی مهربونت از مامانته.

04:22.500 --> 04:24.450
‫همه توی خانواده‌ام چشم‌های خشنی دارن.

04:25.310 --> 04:28.160
‫من از چشمات خوشم میاد، مادر فورتونا.

04:28.740 --> 04:31.900
‫مادر فورتونا خواهر کوچیک‌تر پدرم بود.

04:32.310 --> 04:36.170
‫پدر مادر واقعیم اینقدر سرشون شلوغ بود
‫که برای من وقتی نداشتن،

04:36.750 --> 04:39.820
‫پس مادر فورتونا رو گذاشتن از من مراقبت کنه.

04:49.820 --> 04:51.430
‫حوصله‌ام سر رفته!

04:51.840 --> 04:55.980
‫اونوقت مادر همه‌ش بهم میگه
‫دروغ گفتن و رازداری اشتباهن!

04:55.980 --> 04:57.120
‫درست نمیگم؟!

04:58.280 --> 05:00.400
‫کاشکی می‌تونستم برم بیرون.

05:06.950 --> 05:08.300
‫پری؟

05:10.880 --> 05:12.700
‫آه، نامردیه! صبر کن!

05:30.180 --> 05:33.680
‫مادر فورتونا و بقیه همه‌ش
‫یه چیزایی ازم مخفی می‌کنن...

05:33.680 --> 05:34.810
‫پس این به اون در!

05:42.400 --> 05:43.370
‫دزدکی...

05:46.150 --> 05:46.990
‫دزدکی...

05:57.590 --> 06:01.630
‫شماها خیلی بهمون لطف داشتین.

06:01.630 --> 06:06.230
‫و کلی دردسر هم براتون ساختیم.

06:06.230 --> 06:08.430
‫این برای هردومون صدق می‌کنه.

06:08.430 --> 06:09.290
‫«جیوس».

06:11.280 --> 06:12.260
‫و اینکه...

06:12.640 --> 06:14.920
‫می‌دونم هر باری که همدیگه رو می‌بینیم اینو می‌پرسم،

06:15.940 --> 06:17.730
‫ولی مُهر سالمه؟

06:18.110 --> 06:20.360
‫نگران نباش. چیزی تغییر نکرده.

06:20.800 --> 06:22.480
‫اگه قرار بود بدترین حالت پیش بیاد،

06:22.480 --> 06:25.520
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم با برادر و خواهرم روبه‌رو بشم.

06:26.070 --> 06:28.450
‫منظورت برادرت... و زنشه؟

06:28.820 --> 06:31.090
‫اشکال نداره. می‌دونم.

06:31.570 --> 06:36.920
‫ولی هیچ‌وقت نباید سنگینی باری که
‫رو دوشمه رو فراموش کنم.

06:36.920 --> 06:39.770
‫نمی‌خوام بیخیالش بشم یا نیمه تموم بذارمش.

06:40.340 --> 06:41.670
‫برای تو هم همین نیست مگه؟

06:42.100 --> 06:43.150
‫من...

06:44.760 --> 06:47.420
‫بالأخره من هیچ چیز دیگه‌ای ندارم.

06:48.020 --> 06:51.840
‫گمونم احساس مسئولیتِ متفاوتی نسبت به احساس توئه.

06:52.430 --> 06:54.150
‫مشغولیت ذهن، پشیمونی...

06:54.930 --> 06:57.810
‫فقط به چیزایی اتکا می‌کنم که شاید
‫توهمی بیش نباشن.

07:01.630 --> 07:03.250
‫به لطف روح‌ها،

07:03.250 --> 07:06.280
‫فصل‌های مختلف تغییر زیادی تو جنگل ایجاد نمی‌کنن،

07:06.280 --> 07:08.900
‫ولی تو همین‌طور برامون چیزهایی مثل
‫لباس و کتاب میاری.

07:09.450 --> 07:10.860
‫خیلی لطف می‌کنی.

07:12.390 --> 07:13.870
‫مثل همیشه، ممنون.

07:15.420 --> 07:17.890
‫در حقیقت، اینکه مجبورتون کنیم...

07:17.890 --> 07:21.870
‫تو همچین جای پردرسری زندگی کنین، اشتباهه.

07:22.450 --> 07:24.910
‫به اینجا نگو «همچین جای».

07:25.280 --> 07:27.670
‫می‌دونی که ما عاشق جنگلیم.

07:28.340 --> 07:29.470
‫فورتونا-ساما!

07:30.610 --> 07:32.690
‫همه‌ی وسایل منتقل شدن.

07:33.140 --> 07:34.750
‫دستت درد نکنه، «آرچی».

07:35.220 --> 07:38.350
‫قابل اعتمادتر از قبل هم شدی، آرچی-دونو.

07:38.590 --> 07:41.230
‫به‌عنوان عضوی از نسل بعدیِ اهالی جنگل،

07:41.230 --> 07:43.600
‫نمی‌تونم تا ابد مثل یک تازه‌کار عمل کنم.

07:44.410 --> 07:46.360
‫دعا می‌کنم همین‌طور سالم بمونی.

07:46.790 --> 07:48.340
‫برای جنگل و مهر،

07:49.030 --> 07:51.260
‫برای خانواده‌ات، و همچنین برای خودت.

07:58.320 --> 08:01.120
‫آه، راستی... فقط یه چیز دیگه.

08:01.890 --> 08:04.250
‫امیلیا-ساما در سلامت به سر می‌برن؟

08:05.780 --> 08:07.390
‫نگران نباش.

08:07.390 --> 08:10.880
‫امیلیا داره تبدیل به یه دختر خیلی خوب و سالم و سرحال می‌شه.

08:11.410 --> 08:12.620
‫ولی... عذر می‌خوام.

08:13.020 --> 08:14.680
‫نمی‌تونم بذارم باهات ملاقات کنه.

08:15.050 --> 08:16.160
‫مشکلی نیست.

08:16.520 --> 08:20.670
‫تا وقتی که امیلیا-ساما در سلامت
‫بزرگ شن، همین کافیه.

08:21.090 --> 08:25.740
‫گناهکاری مثل من هیچ‌وقت نمی‌تونه
‫بیشتر از این چیزی بخواد.

08:28.230 --> 08:31.180
‫اسقف رومانو-کنتی-ساما، آماده‌این؟

08:31.180 --> 08:32.780
‫آره، تمومه.

08:33.190 --> 08:35.970
‫خب ما گناهکارها دیگه راه می‌افتیم.

08:36.690 --> 08:39.620
‫فورتونا-ساما، به امید دیدار مجدد.

08:40.420 --> 08:42.560
‫اگه هیچکسِ دیگه‌ای هم اینو نگه،

08:42.560 --> 08:44.930
‫ما ازتون ممنونیم.

08:45.320 --> 08:47.080
‫خیلی خیلی.

08:47.510 --> 08:53.500
‫کلماتتون به تنهایی منو از
‫صدها سال آشفتگی می‌گذرونه.

09:05.420 --> 09:07.600
‫فورتونا-ساما، خسته‌این؟

09:08.030 --> 09:10.790
‫مثل یه پیرزن باهام رفتار نکن.

09:11.150 --> 09:14.530
‫درسته که در مقایسه با پسرهای جوونی
‫مثل تو پیرم،

09:14.530 --> 09:15.820
‫ولی هنوز اوضاعم توپه!

09:16.080 --> 09:18.720
‫ا-اصلاً همچین منظوری نداشتم!

09:18.720 --> 09:22.520
‫فقط فکر کردم این باید براتون سخت باشه،
‫با توجه به اینکه وظیفه‌ی اهالی جنگل رو هم دارین...

09:23.090 --> 09:25.790
‫پس شاید از مهربونیت سوء استفاده کنم...

09:26.370 --> 09:28.100
‫و بقیه‌شو بسپرم به تو.

09:28.560 --> 09:33.220
‫من باید برم و یه شازده کوچولویی که
‫حتماً خیلی خسته شده رو آزاد کنم.

09:35.760 --> 09:38.080
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟
‫چیکار کنم؟

09:38.080 --> 09:39.450
‫چیکار کنم؟ چیکار-

09:40.410 --> 09:41.930
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟ چیکار-

09:42.320 --> 09:43.520
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟

09:45.010 --> 09:47.060
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟ چیکار کنم؟

09:54.230 --> 09:55.650
‫عالیه...

09:56.020 --> 09:57.810
‫امیلیا، بیداری؟

09:58.810 --> 10:00.480
‫بـ-بیدارم!

10:00.920 --> 10:02.300
‫و-ولی...

10:02.300 --> 10:03.440
‫چیه؟

10:03.440 --> 10:05.250
‫چرا اینقدر دستپاچه‌ای؟

10:08.190 --> 10:11.290
‫چیزه... عـ-عذر می‌خوام.

10:11.290 --> 10:14.370
‫جوهر نقاشیم رو ریختم رو خودم.

10:14.910 --> 10:16.410
‫وای من...

10:16.410 --> 10:19.120
‫مادر فورتونا، من...

10:19.120 --> 10:21.930
‫از دست تو، زیادی نگرانی، امیلیا.

10:22.510 --> 10:25.820
‫نیاز نیست اینقدر بترسی.
‫عصبانی نیستم.

10:26.660 --> 10:28.640
‫به‌هرحال صدمه که ندیدی، نه؟

10:33.040 --> 10:34.150
‫مادر؟

10:34.920 --> 10:37.040
‫چیزی نیست.

10:37.730 --> 10:41.150
‫فقط خیلی دلم برات تنگ شده بود.

10:44.420 --> 10:45.520
‫بچه ننر...

10:47.160 --> 10:48.690
‫میگم، امیلیا...

10:50.820 --> 10:52.080
‫عاشقتم.

10:55.730 --> 10:59.730
‫شاید منظره‌هایی که توی
‫اعماق قلبت حبسشون کردی...

10:59.730 --> 11:02.260
‫کم کم شروع به تداخل با خاطراتت کردن؟

11:02.620 --> 11:03.650
‫غافلگیر شدم.

11:03.650 --> 11:08.270
‫فکر می‌کردم نظرات نیش‌داری راجب
‫منو مادرم تو چنته داشته باشی.

11:08.850 --> 11:10.730
‫حتی اگه همچین فکری هم می‌کردی،

11:10.730 --> 11:13.660
‫توصیه می‌کنم پیش خودت نگهش داری.

11:14.040 --> 11:16.990
‫همین الآنش هم نظر خوبی نسبت به تو ندارم.

11:16.990 --> 11:19.730
‫و داری باعث می‌شی بدتر هم بشه.

11:19.730 --> 11:21.370
‫آه، نگران نباش.

11:21.370 --> 11:24.200
‫به هیچکس راجب این چیزی نمیگم.

11:25.570 --> 11:27.380
‫چه خوب چه بد،

11:27.380 --> 11:30.830
‫تأثیری که اون پسر روت گذاشته شدیدتر از قبل شده.

11:31.170 --> 11:32.120
‫واقعاً؟

11:32.740 --> 11:34.000
‫ممنونم!

11:36.160 --> 11:42.340
‫به‌هرحال، حالا که مادرت، یه سری‌ها که می‌شناسی‌شون،
‫و اون چیزه به اصطلاح پری رو یادت اومده...

11:42.340 --> 11:44.380
‫آماده‌ای که دیگه با گذشته‌ات روبه‌رو بشی؟

11:44.980 --> 11:46.510
‫نه، هنوز نه.

11:48.450 --> 11:51.740
‫هنوز خاطرات مهمی هست که فراموششون کردم.

11:52.410 --> 11:53.730
‫دیگه چی می‌تونه باشه؟

11:56.210 --> 11:57.180
‫مهر.

12:00.580 --> 12:04.820
‫زود باش، پری کوچولو.
‫امروز دوباره فرار می‌کنیم.

12:06.780 --> 12:07.940
‫امیلیا، دارم میام تو.

12:11.280 --> 12:12.290
‫چی شده؟

12:12.560 --> 12:15.980
‫تـ-تو چی، آرچی؟
‫چی نیاز داری؟

12:15.980 --> 12:19.120
‫هوم، قبلش، یکم تنقلات آوردم برات.

12:19.120 --> 12:19.800
‫آجیله.

12:20.970 --> 12:23.340
‫بخورشون و دختر خوبی باش، باشه؟

12:25.090 --> 12:26.350
‫ممنونم...

12:27.360 --> 12:30.430
‫آرچی جدیداً خیلی دلواپس شده.

12:30.430 --> 12:31.770
‫باید مواظب باشم.

12:33.090 --> 12:33.810
‫دزدکی...

12:34.410 --> 12:36.770
‫جیوس اینا امروزم اینجان.

12:37.490 --> 12:40.670
‫فکر می‌کردم چیزی که مخفی می‌کنن
‫باحال‌تر از اینا باشه.

12:40.670 --> 12:42.610
‫مادر و بقیه خیلی عجیبن.

12:43.470 --> 12:46.800
‫امیلیا اخیراً خیلی پرانرژی بوده.

12:46.800 --> 12:49.530
‫هروقت میاد خونه لباس‌هاش پر از گِله.

12:49.530 --> 12:52.620
‫اینکه اینقدر سالم و سرحاله نشانه‌ی خوبیه.

12:52.620 --> 12:54.710
‫تا جایی که می‌تونم لباس‌های نو براش میارم.

12:55.240 --> 12:59.190
‫شرمنده که با وجود همه‌ی کارهایی که کردی،
‫بازم ازت می‌خوام.

12:59.970 --> 13:01.540
‫لباس بزرگسال‌ها هم دارین؟

13:01.930 --> 13:03.090
‫بله، البته.

13:03.710 --> 13:07.840
‫مطمئنم چیزی داریم که در تنتون فوق‌العاده بنظر بیاد.

13:09.280 --> 13:11.950
‫ای خدا، می‌دونم خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم،

13:11.950 --> 13:14.100
‫ولی از کِی همچین شوخی‌هایی می‌کنی؟

13:15.350 --> 13:17.810
‫فقط چیزی که حس می‌کردم درسته رو گفتم...

13:17.810 --> 13:20.320
‫چیز عجیبی راجب حرفی که زدم هست؟

13:28.100 --> 13:30.350
‫جیوس، این چه کاریه؟

13:30.350 --> 13:33.020
‫نه، تازه یادم اومد اون موقع...

13:33.020 --> 13:36.150
‫وقتی که موقعِ حرف زدن باهام ناراحت به‌نظر میومدی،

13:36.150 --> 13:38.860
‫به‌خاطر این بود که تب کرده بودی.

13:38.860 --> 13:41.210
‫ولی الآن به‌نظر تب نداری...

13:41.210 --> 13:44.290
‫بیخیال، اون برای دهه‌ها قبله!

13:44.290 --> 13:46.080
‫شبیه یه بچه باهام رفتار نکن!

13:46.530 --> 13:47.930
‫از دست تو آخه...

13:50.130 --> 13:51.660
‫جیوسِ احمق!

13:51.660 --> 13:53.640
‫و آرچیِ احمق!

13:56.740 --> 14:00.190
‫خب... مهر هنوز سرجاشه؟

14:00.500 --> 14:02.240
‫مثل همیشه، بله.

14:03.180 --> 14:06.540
‫اینکه هربار چکش می‌کنی،
‫وظیفه‌شناسیت رو می‌رسونه.

14:06.540 --> 14:08.420
‫هرچی‌باشه، وظیفه‌ی من همینه.

14:09.030 --> 14:11.950
‫در حال حاضر اوضاعِ خارج جنگل شک‌برانگیزه.

14:12.570 --> 14:14.350
‫شاید نگرانیم الکی باشه،

14:14.350 --> 14:16.250
‫ولی می‌خواستم بگم که مطلع باشین.

14:16.880 --> 14:17.910
‫فهمیدم.

14:18.480 --> 14:20.140
‫لطفاً به تلاش‌تون ادامه بدین.

14:20.650 --> 14:24.130
‫برای امیلیا-ساما و همچنین اون دوتا.

14:24.920 --> 14:26.130
‫مهر؟

14:31.520 --> 14:33.060
‫لطفاً، باش؟

14:53.680 --> 14:54.650
‫یه در؟

14:55.670 --> 14:57.430
‫چه منظره‌ی عجیبی.

15:01.170 --> 15:03.240
‫این... مهره.

15:08.900 --> 15:12.340
‫وجود این مهر... دلیلِ اینه که...

15:15.260 --> 15:16.970
‫جوابت رو پیدا کردی؟

15:27.210 --> 15:29.200
‫این مهره؟

15:34.880 --> 15:40.000
‫نامهٔ عاشقانه‌ام رو قبل از اینکه دختری
‫که دوستش دارم ببینه، یه نفر دیگه دید...

15:40.260 --> 15:42.060
‫دیگه زندگیم تمومه.

15:42.060 --> 15:45.040
‫دیگه داری زیادی سر این افسرده می‌شی!

15:45.040 --> 15:47.280
‫خودتو جمع کن مرد!

15:47.280 --> 15:51.810
‫هیچوقت فکرشو نمی‌کردم که گارفیل
‫منتظر وایساده باشه تا حسابشو صاف کنه...

15:51.810 --> 15:55.010
‫همیشه جلوی بقیه هی بهش «عاشقتم می‌گی».

15:55.010 --> 15:58.480
‫چرا حالا که رو دیوار نوشتیش خجالت‌آور شده؟

15:58.480 --> 16:01.390
‫هر دفعه آمادگی این رو دارم که نادیدم بگیره!

16:01.390 --> 16:04.320
‫و دقیقاً هر دفعه همین اتفاق می‌افته و مشکلی نداره!

16:04.320 --> 16:06.880
‫ولی این دفعه جدی بودم!

16:06.880 --> 16:10.020
‫و تازه رسماً یه نامه‌ی عاشقونه آخر شبی هم بود!

16:10.020 --> 16:11.790
‫خجالت آورترین نوعش!

16:11.790 --> 16:14.000
‫نگران نباش، رئیس.

16:14.000 --> 16:17.750
‫در واقع، باعث میشه بگم
‫ای ‌کاش می‌تونستم شانست رو تیغ بزنم.

16:17.750 --> 16:20.750
‫همونطور که میگن: «تو مسائل عاشقی، از مثال لینگدورن پیروی کن.»

16:20.750 --> 16:22.950
‫وقتی اینطوری می‌گی،

16:22.950 --> 16:26.000
‫بنظر می‌رسه داری تحریکم
‫می‌کنی، حتی اگه قصدت این نباشه!

16:27.170 --> 16:30.700
‫وقتی گارفیل رفت داخل، براش یک ساعت طول کشید،

16:30.700 --> 16:32.380
‫پس گمونم برای اونم همین حدودا طول بکشه.

16:32.620 --> 16:34.980
‫اگه موفق بشه، بله.

16:37.060 --> 16:39.090
‫واسه تنوع هم که شده یکم جَو رو بخون!

16:39.850 --> 16:40.960
‫آخ آخ!

16:40.960 --> 16:42.660
‫اینقدر نسبت به جَو بی‌توجهی،

16:42.660 --> 16:43.970
‫بعد اسمتو هم گذاشتی تاجر؟

16:43.970 --> 16:46.900
‫‫این از ضربه‌ای که زدی هم بیشتر درد داشت!

16:46.060 --> 16:46.900
‫راستی...

16:47.770 --> 16:50.630
‫شیما-ساما می‌خواد باهات صحبت کنه، باروسو.

16:50.630 --> 16:53.030
‫می‌خواد بحث دیشب رو ادامه بده.

16:53.470 --> 16:57.220
‫با مامان بزر-
‫با اون عجوزه‌ی پیر درمورد چی حرف زدی؟

16:57.220 --> 16:58.500
‫لازم نیست حرفتو قطع کنی.

16:58.500 --> 17:01.330
‫همه‌مون می‌دونیم مامان بزرگتو دوست داری.

17:01.330 --> 17:04.370
‫بیشتر درمورد اتفاقات مربوط به
‫وقتی که به مقبره رفتی صحبت کردیم.

17:05.150 --> 17:06.580
‫جداً؟

17:06.880 --> 17:10.690
‫دیروز دستم بند این بود که
‫بفهمم چطور با تو مقابله کنم.

17:10.690 --> 17:13.600
‫بخش‌های مهم رو گذاشتیم برای بعد.

17:13.600 --> 17:15.740
‫چه چیزی رو گذاشتید برای بعد؟

17:16.420 --> 17:17.390
‫راستش...

17:17.390 --> 17:23.020
‫موضوعی که برای آزاد سازی پناهگاه، غیرقابل اجتنابه.

17:35.080 --> 17:37.530
‫آخه چرا نمی‌افته؟

17:38.030 --> 17:40.360
‫یکم زیادی عجیبه که بخوام بفهمش.

17:40.790 --> 17:43.820
‫ولی با کمک شما تونستم پیداش کنم!

17:43.820 --> 17:46.000
‫دست، دست، دست!

17:47.150 --> 17:50.770
‫همش تقصیر مادر فورتوناست.

17:50.770 --> 17:52.470
‫همش تقصیر جیوسه!

17:57.140 --> 18:00.020
‫خیلی خب، برگردیم خونه.

18:00.020 --> 18:04.520
‫نقاشمون امروز می‌خواد
‫آسمونو قرمز و جنگ رو سفید بکشه!

18:09.340 --> 18:10.380
‫چی شده؟

18:15.940 --> 18:18.370
‫نکنه... اتفاقی قراره بیفته؟

18:24.660 --> 18:26.540
‫حالا چیکار کنم.

18:27.810 --> 18:30.240
‫شاید نتونم به‌موقع برسم.

18:32.600 --> 18:36.190
‫اوه؟ اون باسن ناز کیه که اونجاست؟

18:39.360 --> 18:42.550
‫از شما خواهش می‌کنم که مرا عفو کنید...

18:42.550 --> 18:46.980
‫به، به، چه خانم جوان نازی...

18:49.890 --> 18:51.860
‫شـ-شما...

18:52.230 --> 18:55.360
‫نه، تو، امکان نداره...

18:57.220 --> 18:58.070
‫جیوس؟

18:59.630 --> 19:00.570
‫حالت خوبه؟

19:10.450 --> 19:12.080
‫حالم... خوبه...

19:13.000 --> 19:16.900
‫بله... بله! حالم خوبه!

19:16.900 --> 19:18.840
‫کوچک‌ترین مشکلی وجود نداره!

19:19.540 --> 19:20.840
‫چون من...

19:21.770 --> 19:25.120
‫به من... الآن...

19:26.530 --> 19:30.930
‫رستگاری‌ بی‌مانندی داده شده!

19:33.600 --> 19:34.750
‫واقعاً؟

19:35.930 --> 19:38.230
‫نجات پیدا کردی، ولی داری گریه می‌کنی؟

19:38.760 --> 19:42.100
‫گریه‌ام از ناراحتی نیست.

19:42.550 --> 19:45.810
‫خوشحالم... بی‌اندازه شادم.

19:46.210 --> 19:47.790
‫من واقعاً خوشبختم...

19:48.240 --> 19:52.210
‫و این خوشحالی، گاهی باعث ریختن اشک‌هایی گرم میشه.

20:01.130 --> 20:04.430
‫حتی وقتی خوشحالی... گریه می‌کنی؟

20:06.590 --> 20:09.040
‫اشکالی نداره، جیوس.

20:09.570 --> 20:10.680
‫اشکالی نداره.

20:12.390 --> 20:13.630
‫اشکالی نداره.

20:18.720 --> 20:22.100
‫می‌دونم چیزای زیادی مثل این
‫وجود داره که فراموش کردم...

20:22.100 --> 20:26.820
‫ولی تا همین چند وقت پیش،
‫نمی‌تونستم اینو قبول کنم.

20:27.620 --> 20:28.760
‫ولی حالا...

20:30.850 --> 20:33.750
‫می‌ترسم، ولی از ترس دست و پام نمی‌لرزه.

20:34.160 --> 20:37.240
‫داری بیخیال اتکا کردن به یک
‫مرد یا شخصیت پدرگونه می‌شی،

20:37.240 --> 20:41.090
‫با اینکه برای زن کثیفی مثل
‫تو، کار عادی‌ای حساب می‌شه؟

20:41.090 --> 20:44.590
‫مطمئنم که اگر این‌کار رو
‫بکنم، سوبارو من رو می‌بخشه،

20:45.210 --> 20:47.230
‫ولی ضعیف باقی می‌موندم،

20:47.230 --> 20:48.990
‫و نمی‌خوام این واقعیت رو سرسری بگیرم.

20:49.620 --> 20:50.560
‫به غیر از اون...

20:50.960 --> 20:55.690
‫نمی‌خوام چیزایی که سوبارو
‫برای من نوشته اشتباه در بیاد.

20:56.480 --> 20:58.420
‫سوبارو به من باور داره،

20:58.420 --> 21:01.560
‫و بخاطر همینه که نمی‌خوام
‫از احساساتش خجالت زده باشم.

21:02.840 --> 21:04.650
‫هرکاری می‌خوای بکن.

21:04.960 --> 21:09.260
‫من صرفاً از زجر کشیدنت خوشحال خواهم شد.

21:11.470 --> 21:13.580
‫همه چیز آماده‌ست؟

21:14.000 --> 21:17.050
‫بله. گرم کردن به پایان رسیده.

21:17.530 --> 21:21.500
‫آزمونی که یکبار تو را خرد کرد، حالا حقیقتاً شروع می‌شه.

21:22.880 --> 21:24.930
‫لطفاً بایستید، امیلیا-ساما!

21:24.930 --> 21:26.970
‫اینطوری دویدن خطرناکه!

21:26.970 --> 21:28.570
‫نمی‌خوام! نمی‌خوام!

21:28.570 --> 21:30.760
‫زود باش! اگه می‌تونی منو بگیر!

21:32.880 --> 21:36.860
‫اون دخترک برای ما زیادی شیطونه.

21:37.450 --> 21:39.670
‫پرانرژی بودن چیز خوبیه.

21:39.670 --> 21:43.400
‫فقط.. ای‌ کاش از انجام کارهای خطرناک پرهیز می‌کرد.

21:44.120 --> 21:46.270
‫اگه می‌شد تو خونه بازی‌گوشیش رو انجام بده،

21:46.270 --> 21:48.310
‫سالم و سرحال و غرقِ نور آفتاب،

21:48.310 --> 21:50.880
‫بدون نگرانی که جاییش رو بشکنه...

21:50.880 --> 21:52.240
‫جیوس...

21:52.530 --> 21:54.950
‫اینکار خیلی سخته.

21:56.770 --> 21:58.190
‫و-واقعاً؟

21:58.690 --> 22:01.890
‫ولی بخاطر امیلیا-ساما، من...

22:01.890 --> 22:03.090
‫من...

22:04.630 --> 22:05.420
‫ای بابا!

22:06.000 --> 22:09.880
‫مادر و جیوس! چرا نمیاید من رو بگیرید؟

22:09.880 --> 22:12.510
‫مگه الآن گرگم به هوا بازی نمی‌کنیم؟!

22:12.900 --> 22:15.120
‫آه، ببخشید!

22:15.120 --> 22:17.610
‫تا حالا همچین اشتباه بزرگی مرتکب نشده بودم!

22:18.020 --> 22:19.980
‫انقدر لوسش نکن!

22:20.400 --> 22:22.480
‫امیلیا، یه لحظه بیا اینجا.

22:23.030 --> 22:24.690
‫چیه، مادر؟

22:25.210 --> 22:28.070
‫از دست تو، خیلی لوسی، مادر!

22:29.550 --> 22:30.880
‫بفرما، حیف شد!

22:30.880 --> 22:34.210
‫مادر فورتونا امیلیا رو گرفت!

22:34.210 --> 22:36.240
‫قبول نیست! نامردی کردی مادر!

22:36.240 --> 22:38.390
‫الآن حساب نیست! کار کثیفی کردی، خجالت بکش!

22:38.390 --> 22:41.370
‫عه؟ گوش کن ببین این دخترک چی می‌گه!

22:41.370 --> 22:45.920
‫پس تو هم درمورد چیزی که
‫من بهت گفتم خوب فکر کردی؟

22:45.920 --> 22:49.130
‫چرا فکر می‌کنی مادر و جیوس دنبالت بودن؟

22:50.360 --> 22:52.600
‫ا-اشتباه می‌کنی، مادر!

22:52.600 --> 22:56.890
‫پری‌ها گفتن که بریم بیرون و بازی کنیم، برای همین...

22:57.280 --> 23:02.320
‫مادر از بچه‌هایی که بقیه که نه،
‫پری‌ها رو مقصر می‌دونن خوشش نمیادا.

23:04.400 --> 23:05.810
‫ببخشید.

23:05.810 --> 23:08.350
‫چون با جیوس دوست شدم،

23:08.350 --> 23:11.160
‫می‌خواستم به تو بگم.

23:11.160 --> 23:13.380
‫و چون جیوس زود گریه می‌افته،

23:13.380 --> 23:14.910
‫می‌خواستم کمکش کنم.

23:15.300 --> 23:17.970
‫این احساس خیلی ارزشمنده.

23:17.970 --> 23:22.320
‫ولی قول داده بودی که هیچوقت به اونجا نری، مگه نه؟

23:23.040 --> 23:25.130
‫ا-اوهوم... درسته.

23:25.570 --> 23:28.390
‫کار خیلی بدی کردی.

23:31.560 --> 23:34.890
‫قول تجسمی از اعتماده،

23:35.390 --> 23:40.510
‫و زیر قول زدن یعنی خیانت به اون
‫اعتماد، پس نباید زیر قولت بزنی.

23:41.190 --> 23:44.170
‫امیلیا، به مادر قول بده،

23:44.170 --> 23:47.200
‫که دیگه به قول‌هات عمل می‌کنی.

23:48.880 --> 23:50.780
‫بله... عمل می‌کنم.

23:51.240 --> 23:53.960
‫ببخشید، مادر!

23:55.540 --> 23:56.280
‫خیلی خب!

23:57.960 --> 23:59.230
‫همین کافیه.

24:04.770 --> 24:07.680
‫و... تو چی جیوس، حالت خوبه؟

24:07.680 --> 24:12.360
‫صـ-صحنه‌ی بسیار درخشانی بود...

24:12.360 --> 24:15.420
‫نمی‌تونستم... نمی‌تونستم جلو اشک‌‌هام رو بگیرم...

24:17.440 --> 24:19.240
‫راستی، امیلیا...

24:19.970 --> 24:22.250
‫گفتی پری‌ها؟

24:22.250 --> 24:24.740
‫آها، درسته! پری‌ها!

24:24.740 --> 24:27.490
‫خیلی وقته که میان و به من کمک می‌کنن!

24:28.000 --> 24:28.860
‫بیاید.

24:32.280 --> 24:34.120
‫نکنه اینا... روح کوچیکن؟!

24:34.610 --> 24:36.640
‫چقدر هم زیادن!

24:41.090 --> 24:46.250
‫بنظر می‌رسه که امیلیا-ساما استعداد
‫ذاتی داره تا یه کاربر روحی بشه.

24:46.680 --> 24:50.090
‫روح کوچیک؟ استعداد ذاتی تا یه کاربر روحی بشه؟

24:50.420 --> 24:54.870
‫چیزهایی که شما اون‌ها رو «پری»
‫می‌نامید، موجوداتی به نام روح کوچیک هستند.

24:55.280 --> 24:58.290
‫کسایی که با اون‌ها ارتباط
‫برقرار می‌کنن، پیمان می‌بندن،

24:58.290 --> 25:00.970
‫و از قدرت اون‌ها استفاده می‌کنن،
‫به نام کاربر روحی شناخته می‌شن.

25:01.520 --> 25:03.560
‫و من می‌تونم یکی از اون‌ها بشم؟

25:03.920 --> 25:07.140
‫وایسا، ایده‌های عجیب ننداز داخل سرش.

25:07.140 --> 25:10.640
‫امیلیا-ساما همیشه یک بچه باقی نمی‌مونه.

25:10.640 --> 25:15.450
‫علی‌الخصوص وقتی کسی کنارش نباشه،
‫اون‌ها قدرتشون خواهند بود.

25:15.780 --> 25:20.430
‫ولی خطرناکه، و من ‌نمی‌تونم
‫اجازه بدم که امیلیای عزیزم...

25:21.290 --> 25:23.860
‫امروز من طرف جیوسم!

25:23.860 --> 25:26.920
‫هرطور شده یه کاربر روحی می‌شم!

25:27.310 --> 25:29.780
‫دیدی؟ حرفتو جدی گرفت.

25:29.780 --> 25:31.130
‫چطور می‌خوای مسئولیتش رو قبول کنی؟

25:31.330 --> 25:34.090
‫آه... چیزه... نمی‌دونم چی‌کار کنم...

25:34.440 --> 25:35.200
‫چیزه...

25:36.160 --> 25:37.470
‫عجب وضعیتی شد.

25:40.130 --> 25:43.250
‫مادر فورتونا و جیوس،

25:43.250 --> 25:45.090
‫یه جورایی شبیه مامان باباها رفتار می‌کنین.

25:45.090 --> 25:45.980
‫چی-

25:47.300 --> 25:49.700
‫حـ-حرفای عجیب‌غریب نزن!

25:49.700 --> 25:53.300
‫من و جیوس خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم! بخاطر همین...

25:51.540 --> 25:53.300
‫‫درسته، امیلیا-ساما!

25:53.300 --> 25:55.140
‫برای کسی مثل من که عمری طولانی داره،

25:55.140 --> 25:57.640
‫حتی فورتونا-ساما هم مانند یک بچه‌است.

25:58.180 --> 26:00.830
‫هرطور بهش نگاه کنی، من رو
‫بچه صدا زدن دیگه زیاده‌رویه!

26:00.830 --> 26:03.500
‫اصلاً می‌دونی من چند سالمه؟!

26:03.500 --> 26:06.450
‫نـ-نه، جمله‌ی مناسبی انتخاب نکردم!

26:06.450 --> 26:09.490
‫مسلماً، از سن دقیق شما مطلع‌ام،

26:09.490 --> 26:14.130
‫و شما اونقدر زیبا و بالغ هستید
‫که نمی‌شه شما رو بچه صدا زد.

26:17.280 --> 26:19.800
‫بسیار خب، می‌بخشمت.

26:21.120 --> 26:23.760
‫ولی حسابی به اشتباهت فکر کن.

26:24.440 --> 26:25.230
‫بله...

26:26.720 --> 26:31.550
‫به‌هرحال، خیلی وقته که فورتونا-ساما رو می‌شناسم.

26:31.940 --> 26:36.280
‫در واقع، از زمانی که پدر و مادر شما...

26:36.280 --> 26:37.250
‫جیوس!

26:38.010 --> 26:39.940
‫عـ-عذر می‌خوام.

26:40.860 --> 26:42.990
‫پدر و مادرم؟

26:47.480 --> 26:49.320
‫منو ببخش، امیلیا.

26:50.530 --> 26:52.740
‫یه وقت دیگه درمورد اون حرف می‌زنیم.

26:53.320 --> 26:55.040
‫دیگه برگرد به اتاقت.

26:55.930 --> 26:57.800
‫یه وقت دیگه؟

26:58.680 --> 27:00.570
‫واقعاً بهم می‌گی دیگه؟

27:03.250 --> 27:05.680
‫دختر خوبی باش و به حرفم گوش کن.

27:06.360 --> 27:10.040
‫می‌ذارم دوباره با جیوس هم ملاقات کنی.

27:10.040 --> 27:11.230
‫راستی راستی؟

27:11.570 --> 27:14.520
‫قول می‌دی؟ زیرش هم نمی‌زنی دیگه؟

27:22.580 --> 27:24.660
‫آره. قول می‌دم.

27:26.100 --> 27:30.700
‫یه قول خیلی مهم بین امیلیا و مادرش.

27:33.530 --> 27:34.660
‫خیلی خب.

27:35.190 --> 27:37.760
‫پس برمی‌گردم به اتاقم.

27:43.220 --> 27:44.640
‫بعداً می‌بینمت، جیوس.

27:45.060 --> 27:47.270
‫سعی کن کمتر گریه کنی.

27:47.780 --> 27:49.890
‫یه قول تا وقتی که دوباره همدیگه رو ببینیم.

27:51.590 --> 27:55.480
‫بله. دوباره همدیگه رو خواهیم دید.

28:05.120 --> 28:06.450
‫یکی داره میاد.

28:19.570 --> 28:20.230
‫تو کی هستی؟

28:28.800 --> 28:31.390
‫وقتی می‌خوای اسم یه نفر رو بدونی،

28:31.590 --> 28:35.350
‫نباید اول اسم خودت رو اعلام کنی؟

28:35.730 --> 28:38.680
‫این بار اولیه که باهم ملاقات می‌کنیم.

28:38.680 --> 28:43.300
‫باید رابطه‌ی ما در یک سطح همسان باشه،

28:43.300 --> 28:47.470
‫پس چرا یه جوری اسمم رو می‌پرسی
‫که انگار خیلی از من بهتری؟

28:47.470 --> 28:51.040
‫به عنوان یه مرد، زیادی وراجی.

28:50.480 --> 28:52.640
‫‫«به عنوان یه مرد»؟

28:52.640 --> 28:56.420
‫ممنون که بهم نشون دادی که هیچ مردی رو
‫نمی‌شناسی تا من رو باهاش مقایسه کنی.

28:56.740 --> 28:59.670
‫نمی‌تونم این رفتارت رو نادیده بگیرم.

29:00.120 --> 29:03.630
‫داری بی احترامی می‌کنی، به
‫وجود فردی من، به اختیارم...

29:03.630 --> 29:04.670
‫کافیه دیگه!

29:04.670 --> 29:07.140
‫جوری صحبت نکن که انگار مست خودتی!

29:07.140 --> 29:08.640
‫تو کی هستی؟!

29:08.660 --> 29:18.660
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:20.560 --> 29:23.980
‫اسقف اعظم فرقه ساحره، نماینده‌ی طمع...

29:24.500 --> 29:26.510
‫«رگولوس کورنیاس.»

29:26.950 --> 29:26.990
‫سیاحتی   در

29:26.950 --> 29:26.990
خاطرات

29:26.990 --> 29:27.030
‫سیاحتی   در

29:26.990 --> 29:27.030
خاطرات

29:27.030 --> 29:27.080
‫سیاحتی   در

29:27.030 --> 29:27.080
خاطرات

29:27.080 --> 29:27.120
‫سیاحتی   در

29:27.080 --> 29:27.120
خاطرات

29:27.120 --> 29:27.160
‫سیاحتی   در

29:27.120 --> 29:27.160
خاطرات

29:27.160 --> 29:27.200
‫سیاحتی   در

29:27.160 --> 29:27.200
خاطرات

29:27.200 --> 29:27.240
‫سیاحتی   در

29:27.200 --> 29:27.240
خاطرات

29:27.240 --> 29:27.280
‫سیاحتی   در

29:27.240 --> 29:27.280
خاطرات

29:27.280 --> 29:27.330
‫سیاحتی   در

29:27.280 --> 29:27.330
خاطرات

29:27.330 --> 29:27.370
‫سیاحتی   در

29:27.330 --> 29:27.370
خاطرات

29:27.370 --> 29:27.410
‫سیاحتی   در

29:27.370 --> 29:27.410
خاطرات

29:27.410 --> 29:27.450
‫سیاحتی   در

29:27.410 --> 29:27.450
خاطرات

29:27.450 --> 29:27.490
‫سیاحتی   در

29:27.450 --> 29:27.490
خاطرات

29:27.490 --> 29:27.530
‫سیاحتی   در

29:27.490 --> 29:27.530
خاطرات

29:27.530 --> 29:27.580
‫سیاحتی   در

29:27.530 --> 29:27.580
خاطرات

29:27.580 --> 29:27.620
‫سیاحتی   در

29:27.580 --> 29:27.620
خاطرات

29:27.620 --> 29:27.660
‫سیاحتی   در

29:27.620 --> 29:27.660
خاطرات

29:27.660 --> 29:27.700
‫سیاحتی   در

29:27.660 --> 29:27.700
خاطرات

29:27.700 --> 29:27.740
‫سیاحتی   در

29:27.700 --> 29:27.740
خاطرات

29:27.740 --> 29:27.780
‫سیاحتی   در

29:27.740 --> 29:27.780
خاطرات

29:27.780 --> 29:27.830
‫سیاحتی   در

29:27.780 --> 29:27.830
خاطرات

29:27.830 --> 29:27.870
‫سیاحتی   در

29:27.830 --> 29:27.870
خاطرات

29:27.870 --> 29:27.910
‫سیاحتی   در

29:27.870 --> 29:27.910
خاطرات

29:27.910 --> 29:27.950
‫سیاحتی   در

29:27.910 --> 29:27.950
خاطرات

29:27.950 --> 29:27.990
‫سیاحتی   در

29:27.950 --> 29:27.990
خاطرات

29:27.990 --> 29:28.030
‫سیاحتی   در

29:27.990 --> 29:28.030
خاطرات

29:28.030 --> 29:28.080
‫سیاحتی   در

29:28.030 --> 29:28.080
خاطرات

29:28.080 --> 29:28.120
‫سیاحتی   در

29:28.080 --> 29:28.120
خاطرات

29:28.120 --> 29:28.160
‫سیاحتی   در

29:28.120 --> 29:28.160
خاطرات

29:28.160 --> 29:28.200
‫سیاحتی   در

29:28.160 --> 29:28.200
خاطرات

29:28.200 --> 29:28.240
‫سیاحتی   در

29:28.200 --> 29:28.240
خاطرات

29:28.240 --> 29:28.280
‫سیاحتی   در

29:28.240 --> 29:28.280
خاطرات

29:28.280 --> 29:28.330
‫سیاحتی   در

29:28.280 --> 29:28.330
خاطرات

29:28.330 --> 29:28.370
‫سیاحتی   در

29:28.330 --> 29:28.370
خاطرات

29:28.370 --> 29:28.410
‫سیاحتی   در

29:28.370 --> 29:28.410
خاطرات

29:28.410 --> 29:28.450
‫سیاحتی   در

29:28.410 --> 29:28.450
خاطرات

29:28.450 --> 29:28.490
‫سیاحتی   در

29:28.450 --> 29:28.490
خاطرات

29:28.490 --> 29:28.540
‫سیاحتی   در

29:28.490 --> 29:28.540
خاطرات

29:28.540 --> 29:28.580
‫سیاحتی   در

29:28.540 --> 29:28.580
خاطرات

29:28.580 --> 29:28.620
‫سیاحتی   در

29:28.580 --> 29:28.620
خاطرات

29:28.620 --> 29:28.660
‫سیاحتی   در

29:28.620 --> 29:28.660
خاطرات

29:28.660 --> 29:28.700
‫سیاحتی   در

29:28.660 --> 29:28.700
خاطرات

29:28.700 --> 29:28.740
‫سیاحتی   در

29:28.700 --> 29:28.740
خاطرات

29:28.740 --> 29:28.790
‫سیاحتی   در

29:28.740 --> 29:28.790
خاطرات

29:28.790 --> 29:28.830
‫سیاحتی   در

29:28.790 --> 29:28.830
خاطرات

29:28.830 --> 29:28.870
‫سیاحتی   در

29:28.830 --> 29:28.870
خاطرات

29:28.870 --> 29:28.910
‫سیاحتی   در

29:28.870 --> 29:28.910
خاطرات

29:28.910 --> 29:28.950
‫سیاحتی   در

29:28.910 --> 29:28.950
خاطرات

29:28.950 --> 29:28.990
‫سیاحتی   در

29:28.950 --> 29:28.990
خاطرات

29:28.990 --> 29:29.040
‫سیاحتی   در

29:28.990 --> 29:29.040
خاطرات

29:29.040 --> 29:29.080
‫سیاحتی   در

29:29.040 --> 29:29.080
خاطرات

29:29.080 --> 29:29.120
‫سیاحتی   در

29:29.080 --> 29:29.120
خاطرات

29:29.120 --> 29:29.160
‫سیاحتی   در

29:29.120 --> 29:29.160
خاطرات

29:29.160 --> 29:29.200
‫سیاحتی   در

29:29.160 --> 29:29.200
خاطرات

29:29.200 --> 29:29.240
‫سیاحتی   در

29:29.200 --> 29:29.240
خاطرات

29:29.240 --> 29:29.290
‫سیاحتی   در

29:29.240 --> 29:29.290
خاطرات

29:29.290 --> 29:29.330
‫سیاحتی   در

29:29.290 --> 29:29.330
خاطرات

29:29.330 --> 29:29.370
‫سیاحتی   در

29:29.330 --> 29:29.370
خاطرات

29:29.370 --> 29:29.410
‫سیاحتی   در

29:29.370 --> 29:29.410
خاطرات

29:29.410 --> 29:29.450
‫سیاحتی   در

29:29.410 --> 29:29.450
خاطرات

29:29.450 --> 29:29.660
‫سیاحتی   در

29:29.450 --> 29:29.950
خاطرات

29:29.660 --> 29:29.950
‫سیاحتی   در
