1
00:00:10,600 --> 00:00:11,460
‫عذر می‌خوام.

2
00:00:12,530 --> 00:00:13,420
‫عذر می‌خوام.

3
00:00:15,470 --> 00:00:18,110
‫چرا... گریه می‌کنی؟

4
00:00:19,340 --> 00:00:22,190
‫چون تنهات گذاشتم...

5
00:00:23,060 --> 00:00:25,500
‫تنهام گذاشتی؟

6
00:00:26,500 --> 00:00:31,950
‫چون تمام این مدت نمی‌تونستم پیدا کنم...

7
00:00:33,280 --> 00:00:36,230
‫ولی... من درست همین‌جام.

8
00:00:39,870 --> 00:00:42,270
‫اسمت چیه؟

9
00:00:44,380 --> 00:00:47,910
‫اسم من...

10
00:00:47,930 --> 00:00:57,930
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

11
00:00:57,960 --> 00:01:07,960
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

12
00:01:08,720 --> 00:01:10,880
‫می‌دونم اینجا فقط یه دنیای خیالیه،

13
00:01:11,170 --> 00:01:14,770
‫ولی می‌تونم رایحه‌ی باد
‫و حتی خاک و خل رو حس کنم.

14
00:01:14,770 --> 00:01:16,710
‫خیلی عجیبه، مگه نه؟

15
00:01:17,570 --> 00:01:20,100
‫اکیدنا؟ گوش می‌دی؟

16
00:01:24,640 --> 00:01:26,600
‫عذر می‌خوام! خوبی؟

17
00:01:26,600 --> 00:01:28,890
‫زیادی تند راه رفتم؟

18
00:01:28,890 --> 00:01:33,360
‫فکر کردی همچین ترحم تابلویی حتی یه ذره هم
‫طرز فکرم نسبت بهت رو تغییر می‌ده؟

19
00:01:33,730 --> 00:01:35,240
‫‌اگه آره که، خیلی احمقی.

20
00:01:36,190 --> 00:01:38,860
‫فقط نگرانت بودم.

21
00:01:38,860 --> 00:01:41,680
‫به هیچ وجه به نگرانی تو نیازی ندارم.

22
00:01:41,680 --> 00:01:45,180
‫فقط رویاهای بیش از حدی
‫همزمان رخ ‌دادن، همین.

23
00:01:45,180 --> 00:01:46,910
‫سریع خودمو تطبیق می‌دم.

24
00:01:47,230 --> 00:01:48,430
‫درست مثل این.

25
00:01:49,120 --> 00:01:49,670
‫دیدی؟

26
00:01:50,900 --> 00:01:54,630
‫«دنیای خیالی» صرفاً یه اصطلاح استعاریه.

27
00:01:54,960 --> 00:01:58,620
‫دقیق‌تر بگیم، یه دنیای جداست
‫که خاطرات رو دوباره می‌سازه...

28
00:01:58,620 --> 00:02:02,100
‫و ضمیر خودآگاه کسی که آزمون
‫می‌ده رو منعکس می‌کنه.

29
00:02:02,520 --> 00:02:06,870
‫ممنونم، با اینکه ازم بدت میاد
‫واضح برام توضیحش دادی.

30
00:02:06,870 --> 00:02:11,990
‫فقط یه وقت فکر احمقانه‌ای راجب من به
‫کله‌ات خطور نکنه که من آدم مهربونی‌ام.

31
00:02:11,990 --> 00:02:15,640
‫صرفاً ذاتم اینطوریه که جواب
‫هر سؤالی که ازم پرسیده می‌شه رو می‌دم.

32
00:02:16,020 --> 00:02:17,020
‫باشه، باشه.

33
00:02:19,770 --> 00:02:24,090
‫یادته آخرین باری که آزمون دادی
‫چه تلاش رقت‌انگیزی انجام دادی؟

34
00:02:24,660 --> 00:02:29,170
‫خیلی درمانده بودم، اصلاً نمی‌تونم
‫با این توصیفی که کردی مخالفت کنم.

35
00:02:29,570 --> 00:02:33,410
‫حتماً خاطراتم رو پوشوندم چون
‫نمی‌خواستم ببینمشون.

36
00:02:33,410 --> 00:02:37,140
‫برای همین به اراده‌ی خودم یادم نمیاد.

37
00:02:37,990 --> 00:02:39,180
‫و همین الآنش هم...

38
00:02:39,820 --> 00:02:43,100
‫هنوز آماده نیستم.

39
00:02:43,330 --> 00:02:46,740
‫برای همین عجیب نیست
‫اگه دوباره رد بشی؟

40
00:02:46,740 --> 00:02:50,000
‫ساختن یه لایه‌ی دفاعی حتی
‫قبلِ شروع خیلی ناامیدانه‌ست.

41
00:02:50,360 --> 00:02:52,310
‫نه، اینطور نیست.

42
00:02:52,660 --> 00:02:56,310
‫همین الآن خودمو آماده می‌کنم.

43
00:02:59,720 --> 00:03:03,120
‫این صرفاً یه درخت معمولی نیست، نه؟

44
00:03:03,120 --> 00:03:06,910
‫یه چیزی بود که می‌خواستی خیلی نومیدانه
‫داخلش حبس کنی.

45
00:03:06,910 --> 00:03:08,500
‫اینجا اتاق شاهزاده‌‌ست.

46
00:03:09,430 --> 00:03:12,480
‫وقتی بچه بودم خیلی وقتا
‫می‌فرستادنم اینجا تا بازی کنم.

47
00:03:12,480 --> 00:03:15,090
‫آه... نمی‌تونم درو لمس کنم.

48
00:03:15,340 --> 00:03:17,370
‫می‌تونیم همین شکلی ازش رد شیم؟

49
00:03:39,410 --> 00:03:41,480
‫اون بچه تویی؟

50
00:03:41,970 --> 00:03:43,780
‫حتی با درنظر گرفتن اینکه هیچی نمی‌دونستی هم،

51
00:03:44,100 --> 00:03:46,610
‫به‌طرز رومُخی بی‌خیال به‌نظر میای.

52
00:03:46,610 --> 00:03:49,050
‫حتماً باید راجب بچگی‌ام هم شکایت کنی؟

53
00:03:49,810 --> 00:03:51,700
‫در ضمن، من الآن...

54
00:04:01,630 --> 00:04:03,240
‫مادر «فورتونا»...

55
00:04:04,660 --> 00:04:07,800
‫امیلیا، باید برم از یه کار مهمی انجام بدم.

56
00:04:08,180 --> 00:04:10,380
‫پس توی این اتاق بمون و بچه‌ی خوبی باش، باشه؟

57
00:04:10,770 --> 00:04:12,910
‫بازم «یه چیز مهم»؟

58
00:04:15,730 --> 00:04:18,320
‫موی نقره‌ای برادرمو داری...

59
00:04:18,780 --> 00:04:22,500
‫ولی چهره‌ی مهربونت از مامانته.

60
00:04:22,500 --> 00:04:24,450
‫همه توی خانواده‌ام چشم‌های خشنی دارن.

61
00:04:25,310 --> 00:04:28,160
‫من از چشمات خوشم میاد، مادر فورتونا.

62
00:04:28,740 --> 00:04:31,900
‫مادر فورتونا خواهر کوچیک‌تر پدرم بود.

63
00:04:32,310 --> 00:04:36,170
‫پدر مادر واقعیم اینقدر سرشون شلوغ بود
‫که برای من وقتی نداشتن،

64
00:04:36,750 --> 00:04:39,820
‫پس مادر فورتونا رو گذاشتن از من مراقبت کنه.

65
00:04:49,820 --> 00:04:51,430
‫حوصله‌ام سر رفته!

66
00:04:51,840 --> 00:04:55,980
‫اونوقت مادر همه‌ش بهم میگه
‫دروغ گفتن و رازداری اشتباهن!

67
00:04:55,980 --> 00:04:57,120
‫درست نمیگم؟!

68
00:04:58,280 --> 00:05:00,400
‫کاشکی می‌تونستم برم بیرون.

69
00:05:06,950 --> 00:05:08,300
‫پری؟

70
00:05:10,880 --> 00:05:12,700
‫آه، نامردیه! صبر کن!

71
00:05:30,180 --> 00:05:33,680
‫مادر فورتونا و بقیه همه‌ش
‫یه چیزایی ازم مخفی می‌کنن...

72
00:05:33,680 --> 00:05:34,810
‫پس این به اون در!

73
00:05:42,400 --> 00:05:43,370
‫دزدکی...

74
00:05:46,150 --> 00:05:46,990
‫دزدکی...

75
00:05:57,590 --> 00:06:01,630
‫شماها خیلی بهمون لطف داشتین.

76
00:06:01,630 --> 00:06:06,230
‫و کلی دردسر هم براتون ساختیم.

77
00:06:06,230 --> 00:06:08,430
‫این برای هردومون صدق می‌کنه.

78
00:06:08,430 --> 00:06:09,290
‫«جیوس».

79
00:06:11,280 --> 00:06:12,260
‫و اینکه...

80
00:06:12,640 --> 00:06:14,920
‫می‌دونم هر باری که همدیگه رو می‌بینیم اینو می‌پرسم،

81
00:06:15,940 --> 00:06:17,730
‫ولی مُهر سالمه؟

82
00:06:18,110 --> 00:06:20,360
‫نگران نباش. چیزی تغییر نکرده.

83
00:06:20,800 --> 00:06:22,480
‫اگه قرار بود بدترین حالت پیش بیاد،

84
00:06:22,480 --> 00:06:25,520
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم با برادر و خواهرم روبه‌رو بشم.

85
00:06:26,070 --> 00:06:28,450
‫منظورت برادرت... و زنشه؟

86
00:06:28,820 --> 00:06:31,090
‫اشکال نداره. می‌دونم.

87
00:06:31,570 --> 00:06:36,920
‫ولی هیچ‌وقت نباید سنگینی باری که
‫رو دوشمه رو فراموش کنم.

88
00:06:36,920 --> 00:06:39,770
‫نمی‌خوام بیخیالش بشم یا نیمه تموم بذارمش.

89
00:06:40,340 --> 00:06:41,670
‫برای تو هم همین نیست مگه؟

90
00:06:42,100 --> 00:06:43,150
‫من...

91
00:06:44,760 --> 00:06:47,420
‫بالأخره من هیچ چیز دیگه‌ای ندارم.

92
00:06:48,020 --> 00:06:51,840
‫گمونم احساس مسئولیتِ متفاوتی نسبت به احساس توئه.

93
00:06:52,430 --> 00:06:54,150
‫مشغولیت ذهن، پشیمونی...

94
00:06:54,930 --> 00:06:57,810
‫فقط به چیزایی اتکا می‌کنم که شاید
‫توهمی بیش نباشن.

95
00:07:01,630 --> 00:07:03,250
‫به لطف روح‌ها،

96
00:07:03,250 --> 00:07:06,280
‫فصل‌های مختلف تغییر زیادی تو جنگل ایجاد نمی‌کنن،

97
00:07:06,280 --> 00:07:08,900
‫ولی تو همین‌طور برامون چیزهایی مثل
‫لباس و کتاب میاری.

98
00:07:09,450 --> 00:07:10,860
‫خیلی لطف می‌کنی.

99
00:07:12,390 --> 00:07:13,870
‫مثل همیشه، ممنون.

100
00:07:15,420 --> 00:07:17,890
‫در حقیقت، اینکه مجبورتون کنیم...

101
00:07:17,890 --> 00:07:21,870
‫تو همچین جای پردرسری زندگی کنین، اشتباهه.

102
00:07:22,450 --> 00:07:24,910
‫به اینجا نگو «همچین جای».

103
00:07:25,280 --> 00:07:27,670
‫می‌دونی که ما عاشق جنگلیم.

104
00:07:28,340 --> 00:07:29,470
‫فورتونا-ساما!

105
00:07:30,610 --> 00:07:32,690
‫همه‌ی وسایل منتقل شدن.

106
00:07:33,140 --> 00:07:34,750
‫دستت درد نکنه، «آرچی».

107
00:07:35,220 --> 00:07:38,350
‫قابل اعتمادتر از قبل هم شدی، آرچی-دونو.

108
00:07:38,590 --> 00:07:41,230
‫به‌عنوان عضوی از نسل بعدیِ اهالی جنگل،

109
00:07:41,230 --> 00:07:43,600
‫نمی‌تونم تا ابد مثل یک تازه‌کار عمل کنم.

110
00:07:44,410 --> 00:07:46,360
‫دعا می‌کنم همین‌طور سالم بمونی.

111
00:07:46,790 --> 00:07:48,340
‫برای جنگل و مهر،

112
00:07:49,030 --> 00:07:51,260
‫برای خانواده‌ات، و همچنین برای خودت.

113
00:07:58,320 --> 00:08:01,120
‫آه، راستی... فقط یه چیز دیگه.

114
00:08:01,890 --> 00:08:04,250
‫امیلیا-ساما در سلامت به سر می‌برن؟

115
00:08:05,780 --> 00:08:07,390
‫نگران نباش.

116
00:08:07,390 --> 00:08:10,880
‫امیلیا داره تبدیل به یه دختر خیلی خوب و سالم و سرحال می‌شه.

117
00:08:11,410 --> 00:08:12,620
‫ولی... عذر می‌خوام.

118
00:08:13,020 --> 00:08:14,680
‫نمی‌تونم بذارم باهات ملاقات کنه.

119
00:08:15,050 --> 00:08:16,160
‫مشکلی نیست.

120
00:08:16,520 --> 00:08:20,670
‫تا وقتی که امیلیا-ساما در سلامت
‫بزرگ شن، همین کافیه.

121
00:08:21,090 --> 00:08:25,740
‫گناهکاری مثل من هیچ‌وقت نمی‌تونه
‫بیشتر از این چیزی بخواد.

122
00:08:28,230 --> 00:08:31,180
‫اسقف رومانو-کنتی-ساما، آماده‌این؟

123
00:08:31,180 --> 00:08:32,780
‫آره، تمومه.

124
00:08:33,190 --> 00:08:35,970
‫خب ما گناهکارها دیگه راه می‌افتیم.

125
00:08:36,690 --> 00:08:39,620
‫فورتونا-ساما، به امید دیدار مجدد.

126
00:08:40,420 --> 00:08:42,560
‫اگه هیچکسِ دیگه‌ای هم اینو نگه،

127
00:08:42,560 --> 00:08:44,930
‫ما ازتون ممنونیم.

128
00:08:45,320 --> 00:08:47,080
‫خیلی خیلی.

129
00:08:47,510 --> 00:08:53,500
‫کلماتتون به تنهایی منو از
‫صدها سال آشفتگی می‌گذرونه.

130
00:09:05,420 --> 00:09:07,600
‫فورتونا-ساما، خسته‌این؟

131
00:09:08,030 --> 00:09:10,790
‫مثل یه پیرزن باهام رفتار نکن.

132
00:09:11,150 --> 00:09:14,530
‫درسته که در مقایسه با پسرهای جوونی
‫مثل تو پیرم،

133
00:09:14,530 --> 00:09:15,820
‫ولی هنوز اوضاعم توپه!

134
00:09:16,080 --> 00:09:18,720
‫ا-اصلاً همچین منظوری نداشتم!

135
00:09:18,720 --> 00:09:22,520
‫فقط فکر کردم این باید براتون سخت باشه،
‫با توجه به اینکه وظیفه‌ی اهالی جنگل رو هم دارین...

136
00:09:23,090 --> 00:09:25,790
‫پس شاید از مهربونیت سوء استفاده کنم...

137
00:09:26,370 --> 00:09:28,100
‫و بقیه‌شو بسپرم به تو.

138
00:09:28,560 --> 00:09:33,220
‫من باید برم و یه شازده کوچولویی که
‫حتماً خیلی خسته شده رو آزاد کنم.

139
00:09:35,760 --> 00:09:38,080
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟
‫چیکار کنم؟

140
00:09:38,080 --> 00:09:39,450
‫چیکار کنم؟ چیکار-

141
00:09:40,410 --> 00:09:41,930
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟ چیکار-

142
00:09:42,320 --> 00:09:43,520
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟

143
00:09:45,010 --> 00:09:47,060
‫چیکار کنم؟ چیکار کنم؟ چیکار کنم؟

144
00:09:54,230 --> 00:09:55,650
‫عالیه...

145
00:09:56,020 --> 00:09:57,810
‫امیلیا، بیداری؟

146
00:09:58,810 --> 00:10:00,480
‫بـ-بیدارم!

147
00:10:00,920 --> 00:10:02,300
‫و-ولی...

148
00:10:02,300 --> 00:10:03,440
‫چیه؟

149
00:10:03,440 --> 00:10:05,250
‫چرا اینقدر دستپاچه‌ای؟

150
00:10:08,190 --> 00:10:11,290
‫چیزه... عـ-عذر می‌خوام.

151
00:10:11,290 --> 00:10:14,370
‫جوهر نقاشیم رو ریختم رو خودم.

152
00:10:14,910 --> 00:10:16,410
‫وای من...

153
00:10:16,410 --> 00:10:19,120
‫مادر فورتونا، من...

154
00:10:19,120 --> 00:10:21,930
‫از دست تو، زیادی نگرانی، امیلیا.

155
00:10:22,510 --> 00:10:25,820
‫نیاز نیست اینقدر بترسی.
‫عصبانی نیستم.

156
00:10:26,660 --> 00:10:28,640
‫به‌هرحال صدمه که ندیدی، نه؟

157
00:10:33,040 --> 00:10:34,150
‫مادر؟

158
00:10:34,920 --> 00:10:37,040
‫چیزی نیست.

159
00:10:37,730 --> 00:10:41,150
‫فقط خیلی دلم برات تنگ شده بود.

160
00:10:44,420 --> 00:10:45,520
‫بچه ننر...

161
00:10:47,160 --> 00:10:48,690
‫میگم، امیلیا...

162
00:10:50,820 --> 00:10:52,080
‫عاشقتم.

163
00:10:55,730 --> 00:10:59,730
‫شاید منظره‌هایی که توی
‫اعماق قلبت حبسشون کردی...

164
00:10:59,730 --> 00:11:02,260
‫کم کم شروع به تداخل با خاطراتت کردن؟

165
00:11:02,620 --> 00:11:03,650
‫غافلگیر شدم.

166
00:11:03,650 --> 00:11:08,270
‫فکر می‌کردم نظرات نیش‌داری راجب
‫منو مادرم تو چنته داشته باشی.

167
00:11:08,850 --> 00:11:10,730
‫حتی اگه همچین فکری هم می‌کردی،

168
00:11:10,730 --> 00:11:13,660
‫توصیه می‌کنم پیش خودت نگهش داری.

169
00:11:14,040 --> 00:11:16,990
‫همین الآنش هم نظر خوبی نسبت به تو ندارم.

170
00:11:16,990 --> 00:11:19,730
‫و داری باعث می‌شی بدتر هم بشه.

171
00:11:19,730 --> 00:11:21,370
‫آه، نگران نباش.

172
00:11:21,370 --> 00:11:24,200
‫به هیچکس راجب این چیزی نمیگم.

173
00:11:25,570 --> 00:11:27,380
‫چه خوب چه بد،

174
00:11:27,380 --> 00:11:30,830
‫تأثیری که اون پسر روت گذاشته شدیدتر از قبل شده.

175
00:11:31,170 --> 00:11:32,120
‫واقعاً؟

176
00:11:32,740 --> 00:11:34,000
‫ممنونم!

177
00:11:36,160 --> 00:11:42,340
‫به‌هرحال، حالا که مادرت، یه سری‌ها که می‌شناسی‌شون،
‫و اون چیزه به اصطلاح پری رو یادت اومده...

178
00:11:42,340 --> 00:11:44,380
‫آماده‌ای که دیگه با گذشته‌ات روبه‌رو بشی؟

179
00:11:44,980 --> 00:11:46,510
‫نه، هنوز نه.

180
00:11:48,450 --> 00:11:51,740
‫هنوز خاطرات مهمی هست که فراموششون کردم.

181
00:11:52,410 --> 00:11:53,730
‫دیگه چی می‌تونه باشه؟

182
00:11:56,210 --> 00:11:57,180
‫مهر.

183
00:12:00,580 --> 00:12:04,820
‫زود باش، پری کوچولو.
‫امروز دوباره فرار می‌کنیم.

184
00:12:06,780 --> 00:12:07,940
‫امیلیا، دارم میام تو.

185
00:12:11,280 --> 00:12:12,290
‫چی شده؟

186
00:12:12,560 --> 00:12:15,980
‫تـ-تو چی، آرچی؟
‫چی نیاز داری؟

187
00:12:15,980 --> 00:12:19,120
‫هوم، قبلش، یکم تنقلات آوردم برات.

188
00:12:19,120 --> 00:12:19,800
‫آجیله.

189
00:12:20,970 --> 00:12:23,340
‫بخورشون و دختر خوبی باش، باشه؟

190
00:12:25,090 --> 00:12:26,350
‫ممنونم...

191
00:12:27,360 --> 00:12:30,430
‫آرچی جدیداً خیلی دلواپس شده.

192
00:12:30,430 --> 00:12:31,770
‫باید مواظب باشم.

193
00:12:33,090 --> 00:12:33,810
‫دزدکی...

194
00:12:34,410 --> 00:12:36,770
‫جیوس اینا امروزم اینجان.

195
00:12:37,490 --> 00:12:40,670
‫فکر می‌کردم چیزی که مخفی می‌کنن
‫باحال‌تر از اینا باشه.

196
00:12:40,670 --> 00:12:42,610
‫مادر و بقیه خیلی عجیبن.

197
00:12:43,470 --> 00:12:46,800
‫امیلیا اخیراً خیلی پرانرژی بوده.

198
00:12:46,800 --> 00:12:49,530
‫هروقت میاد خونه لباس‌هاش پر از گِله.

199
00:12:49,530 --> 00:12:52,620
‫اینکه اینقدر سالم و سرحاله نشانه‌ی خوبیه.

200
00:12:52,620 --> 00:12:54,710
‫تا جایی که می‌تونم لباس‌های نو براش میارم.

201
00:12:55,240 --> 00:12:59,190
‫شرمنده که با وجود همه‌ی کارهایی که کردی،
‫بازم ازت می‌خوام.

202
00:12:59,970 --> 00:13:01,540
‫لباس بزرگسال‌ها هم دارین؟

203
00:13:01,930 --> 00:13:03,090
‫بله، البته.

204
00:13:03,710 --> 00:13:07,840
‫مطمئنم چیزی داریم که در تنتون فوق‌العاده بنظر بیاد.

205
00:13:09,280 --> 00:13:11,950
‫ای خدا، می‌دونم خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم،

206
00:13:11,950 --> 00:13:14,100
‫ولی از کِی همچین شوخی‌هایی می‌کنی؟

207
00:13:15,350 --> 00:13:17,810
‫فقط چیزی که حس می‌کردم درسته رو گفتم...

208
00:13:17,810 --> 00:13:20,320
‫چیز عجیبی راجب حرفی که زدم هست؟

209
00:13:28,100 --> 00:13:30,350
‫جیوس، این چه کاریه؟

210
00:13:30,350 --> 00:13:33,020
‫نه، تازه یادم اومد اون موقع...

211
00:13:33,020 --> 00:13:36,150
‫وقتی که موقعِ حرف زدن باهام ناراحت به‌نظر میومدی،

212
00:13:36,150 --> 00:13:38,860
‫به‌خاطر این بود که تب کرده بودی.

213
00:13:38,860 --> 00:13:41,210
‫ولی الآن به‌نظر تب نداری...

214
00:13:41,210 --> 00:13:44,290
‫بیخیال، اون برای دهه‌ها قبله!

215
00:13:44,290 --> 00:13:46,080
‫شبیه یه بچه باهام رفتار نکن!

216
00:13:46,530 --> 00:13:47,930
‫از دست تو آخه...

217
00:13:50,130 --> 00:13:51,660
‫جیوسِ احمق!

218
00:13:51,660 --> 00:13:53,640
‫و آرچیِ احمق!

219
00:13:56,740 --> 00:14:00,190
‫خب... مهر هنوز سرجاشه؟

220
00:14:00,500 --> 00:14:02,240
‫مثل همیشه، بله.

221
00:14:03,180 --> 00:14:06,540
‫اینکه هربار چکش می‌کنی،
‫وظیفه‌شناسیت رو می‌رسونه.

222
00:14:06,540 --> 00:14:08,420
‫هرچی‌باشه، وظیفه‌ی من همینه.

223
00:14:09,030 --> 00:14:11,950
‫در حال حاضر اوضاعِ خارج جنگل شک‌برانگیزه.

224
00:14:12,570 --> 00:14:14,350
‫شاید نگرانیم الکی باشه،

225
00:14:14,350 --> 00:14:16,250
‫ولی می‌خواستم بگم که مطلع باشین.

226
00:14:16,880 --> 00:14:17,910
‫فهمیدم.

227
00:14:18,480 --> 00:14:20,140
‫لطفاً به تلاش‌تون ادامه بدین.

228
00:14:20,650 --> 00:14:24,130
‫برای امیلیا-ساما و همچنین اون دوتا.

229
00:14:24,920 --> 00:14:26,130
‫مهر؟

230
00:14:31,520 --> 00:14:33,060
‫لطفاً، باش؟

231
00:14:53,680 --> 00:14:54,650
‫یه در؟

232
00:14:55,670 --> 00:14:57,430
‫چه منظره‌ی عجیبی.

233
00:15:01,170 --> 00:15:03,240
‫این... مهره.

234
00:15:08,900 --> 00:15:12,340
‫وجود این مهر... دلیلِ اینه که...

235
00:15:15,260 --> 00:15:16,970
‫جوابت رو پیدا کردی؟

236
00:15:27,210 --> 00:15:29,200
‫این مهره؟

237
00:15:34,880 --> 00:15:40,000
‫نامهٔ عاشقانه‌ام رو قبل از اینکه دختری
‫که دوستش دارم ببینه، یه نفر دیگه دید...

238
00:15:40,260 --> 00:15:42,060
‫دیگه زندگیم تمومه.

239
00:15:42,060 --> 00:15:45,040
‫دیگه داری زیادی سر این افسرده می‌شی!

240
00:15:45,040 --> 00:15:47,280
‫خودتو جمع کن مرد!

241
00:15:47,280 --> 00:15:51,810
‫هیچوقت فکرشو نمی‌کردم که گارفیل
‫منتظر وایساده باشه تا حسابشو صاف کنه...

242
00:15:51,810 --> 00:15:55,010
‫همیشه جلوی بقیه هی بهش «عاشقتم می‌گی».

243
00:15:55,010 --> 00:15:58,480
‫چرا حالا که رو دیوار نوشتیش خجالت‌آور شده؟

244
00:15:58,480 --> 00:16:01,390
‫هر دفعه آمادگی این رو دارم که نادیدم بگیره!

245
00:16:01,390 --> 00:16:04,320
‫و دقیقاً هر دفعه همین اتفاق می‌افته و مشکلی نداره!

246
00:16:04,320 --> 00:16:06,880
‫ولی این دفعه جدی بودم!

247
00:16:06,880 --> 00:16:10,020
‫و تازه رسماً یه نامه‌ی عاشقونه آخر شبی هم بود!

248
00:16:10,020 --> 00:16:11,790
‫خجالت آورترین نوعش!

249
00:16:11,790 --> 00:16:14,000
‫نگران نباش، رئیس.

250
00:16:14,000 --> 00:16:17,750
‫در واقع، باعث میشه بگم
‫ای ‌کاش می‌تونستم شانست رو تیغ بزنم.

251
00:16:17,750 --> 00:16:20,750
‫همونطور که میگن: «تو مسائل عاشقی، از مثال لینگدورن پیروی کن.»

252
00:16:20,750 --> 00:16:22,950
‫وقتی اینطوری می‌گی،

253
00:16:22,950 --> 00:16:26,000
‫بنظر می‌رسه داری تحریکم
‫می‌کنی، حتی اگه قصدت این نباشه!

254
00:16:27,170 --> 00:16:30,700
‫وقتی گارفیل رفت داخل، براش یک ساعت طول کشید،

255
00:16:30,700 --> 00:16:32,380
‫پس گمونم برای اونم همین حدودا طول بکشه.

256
00:16:32,620 --> 00:16:34,980
‫اگه موفق بشه، بله.

257
00:16:37,060 --> 00:16:39,090
‫واسه تنوع هم که شده یکم جَو رو بخون!

258
00:16:39,850 --> 00:16:40,960
‫آخ آخ!

259
00:16:40,960 --> 00:16:42,660
‫اینقدر نسبت به جَو بی‌توجهی،

260
00:16:42,660 --> 00:16:43,970
‫بعد اسمتو هم گذاشتی تاجر؟

261
00:16:43,970 --> 00:16:46,900
‫‫این از ضربه‌ای که زدی هم بیشتر درد داشت!

262
00:16:46,060 --> 00:16:46,900
‫راستی...

263
00:16:47,770 --> 00:16:50,630
‫شیما-ساما می‌خواد باهات صحبت کنه، باروسو.

264
00:16:50,630 --> 00:16:53,030
‫می‌خواد بحث دیشب رو ادامه بده.

265
00:16:53,470 --> 00:16:57,220
‫با مامان بزر-
‫با اون عجوزه‌ی پیر درمورد چی حرف زدی؟

266
00:16:57,220 --> 00:16:58,500
‫لازم نیست حرفتو قطع کنی.

267
00:16:58,500 --> 00:17:01,330
‫همه‌مون می‌دونیم مامان بزرگتو دوست داری.

268
00:17:01,330 --> 00:17:04,370
‫بیشتر درمورد اتفاقات مربوط به
‫وقتی که به مقبره رفتی صحبت کردیم.

269
00:17:05,150 --> 00:17:06,580
‫جداً؟

270
00:17:06,880 --> 00:17:10,690
‫دیروز دستم بند این بود که
‫بفهمم چطور با تو مقابله کنم.

271
00:17:10,690 --> 00:17:13,600
‫بخش‌های مهم رو گذاشتیم برای بعد.

272
00:17:13,600 --> 00:17:15,740
‫چه چیزی رو گذاشتید برای بعد؟

273
00:17:16,420 --> 00:17:17,390
‫راستش...

274
00:17:17,390 --> 00:17:23,020
‫موضوعی که برای آزاد سازی پناهگاه، غیرقابل اجتنابه.

275
00:17:35,080 --> 00:17:37,530
‫آخه چرا نمی‌افته؟

276
00:17:38,030 --> 00:17:40,360
‫یکم زیادی عجیبه که بخوام بفهمش.

277
00:17:40,790 --> 00:17:43,820
‫ولی با کمک شما تونستم پیداش کنم!

278
00:17:43,820 --> 00:17:46,000
‫دست، دست، دست!

279
00:17:47,150 --> 00:17:50,770
‫همش تقصیر مادر فورتوناست.

280
00:17:50,770 --> 00:17:52,470
‫همش تقصیر جیوسه!

281
00:17:57,140 --> 00:18:00,020
‫خیلی خب، برگردیم خونه.

282
00:18:00,020 --> 00:18:04,520
‫نقاشمون امروز می‌خواد
‫آسمونو قرمز و جنگ رو سفید بکشه!

283
00:18:09,340 --> 00:18:10,380
‫چی شده؟

284
00:18:15,940 --> 00:18:18,370
‫نکنه... اتفاقی قراره بیفته؟

285
00:18:24,660 --> 00:18:26,540
‫حالا چیکار کنم.

286
00:18:27,810 --> 00:18:30,240
‫شاید نتونم به‌موقع برسم.

287
00:18:32,600 --> 00:18:36,190
‫اوه؟ اون باسن ناز کیه که اونجاست؟

288
00:18:39,360 --> 00:18:42,550
‫از شما خواهش می‌کنم که مرا عفو کنید...

289
00:18:42,550 --> 00:18:46,980
‫به، به، چه خانم جوان نازی...

290
00:18:49,890 --> 00:18:51,860
‫شـ-شما...

291
00:18:52,230 --> 00:18:55,360
‫نه، تو، امکان نداره...

292
00:18:57,220 --> 00:18:58,070
‫جیوس؟

293
00:18:59,630 --> 00:19:00,570
‫حالت خوبه؟

294
00:19:10,450 --> 00:19:12,080
‫حالم... خوبه...

295
00:19:13,000 --> 00:19:16,900
‫بله... بله! حالم خوبه!

296
00:19:16,900 --> 00:19:18,840
‫کوچک‌ترین مشکلی وجود نداره!

297
00:19:19,540 --> 00:19:20,840
‫چون من...

298
00:19:21,770 --> 00:19:25,120
‫به من... الآن...

299
00:19:26,530 --> 00:19:30,930
‫رستگاری‌ بی‌مانندی داده شده!

300
00:19:33,600 --> 00:19:34,750
‫واقعاً؟

301
00:19:35,930 --> 00:19:38,230
‫نجات پیدا کردی، ولی داری گریه می‌کنی؟

302
00:19:38,760 --> 00:19:42,100
‫گریه‌ام از ناراحتی نیست.

303
00:19:42,550 --> 00:19:45,810
‫خوشحالم... بی‌اندازه شادم.

304
00:19:46,210 --> 00:19:47,790
‫من واقعاً خوشبختم...

305
00:19:48,240 --> 00:19:52,210
‫و این خوشحالی، گاهی باعث ریختن اشک‌هایی گرم میشه.

306
00:20:01,130 --> 00:20:04,430
‫حتی وقتی خوشحالی... گریه می‌کنی؟

307
00:20:06,590 --> 00:20:09,040
‫اشکالی نداره، جیوس.

308
00:20:09,570 --> 00:20:10,680
‫اشکالی نداره.

309
00:20:12,390 --> 00:20:13,630
‫اشکالی نداره.

310
00:20:18,720 --> 00:20:22,100
‫می‌دونم چیزای زیادی مثل این
‫وجود داره که فراموش کردم...

311
00:20:22,100 --> 00:20:26,820
‫ولی تا همین چند وقت پیش،
‫نمی‌تونستم اینو قبول کنم.

312
00:20:27,620 --> 00:20:28,760
‫ولی حالا...

313
00:20:30,850 --> 00:20:33,750
‫می‌ترسم، ولی از ترس دست و پام نمی‌لرزه.

314
00:20:34,160 --> 00:20:37,240
‫داری بیخیال اتکا کردن به یک
‫مرد یا شخصیت پدرگونه می‌شی،

315
00:20:37,240 --> 00:20:41,090
‫با اینکه برای زن کثیفی مثل
‫تو، کار عادی‌ای حساب می‌شه؟

316
00:20:41,090 --> 00:20:44,590
‫مطمئنم که اگر این‌کار رو
‫بکنم، سوبارو من رو می‌بخشه،

317
00:20:45,210 --> 00:20:47,230
‫ولی ضعیف باقی می‌موندم،

318
00:20:47,230 --> 00:20:48,990
‫و نمی‌خوام این واقعیت رو سرسری بگیرم.

319
00:20:49,620 --> 00:20:50,560
‫به غیر از اون...

320
00:20:50,960 --> 00:20:55,690
‫نمی‌خوام چیزایی که سوبارو
‫برای من نوشته اشتباه در بیاد.

321
00:20:56,480 --> 00:20:58,420
‫سوبارو به من باور داره،

322
00:20:58,420 --> 00:21:01,560
‫و بخاطر همینه که نمی‌خوام
‫از احساساتش خجالت زده باشم.

323
00:21:02,840 --> 00:21:04,650
‫هرکاری می‌خوای بکن.

324
00:21:04,960 --> 00:21:09,260
‫من صرفاً از زجر کشیدنت خوشحال خواهم شد.

325
00:21:11,470 --> 00:21:13,580
‫همه چیز آماده‌ست؟

326
00:21:14,000 --> 00:21:17,050
‫بله. گرم کردن به پایان رسیده.

327
00:21:17,530 --> 00:21:21,500
‫آزمونی که یکبار تو را خرد کرد، حالا حقیقتاً شروع می‌شه.

328
00:21:22,880 --> 00:21:24,930
‫لطفاً بایستید، امیلیا-ساما!

329
00:21:24,930 --> 00:21:26,970
‫اینطوری دویدن خطرناکه!

330
00:21:26,970 --> 00:21:28,570
‫نمی‌خوام! نمی‌خوام!

331
00:21:28,570 --> 00:21:30,760
‫زود باش! اگه می‌تونی منو بگیر!

332
00:21:32,880 --> 00:21:36,860
‫اون دخترک برای ما زیادی شیطونه.

333
00:21:37,450 --> 00:21:39,670
‫پرانرژی بودن چیز خوبیه.

334
00:21:39,670 --> 00:21:43,400
‫فقط.. ای‌ کاش از انجام کارهای خطرناک پرهیز می‌کرد.

335
00:21:44,120 --> 00:21:46,270
‫اگه می‌شد تو خونه بازی‌گوشیش رو انجام بده،

336
00:21:46,270 --> 00:21:48,310
‫سالم و سرحال و غرقِ نور آفتاب،

337
00:21:48,310 --> 00:21:50,880
‫بدون نگرانی که جاییش رو بشکنه...

338
00:21:50,880 --> 00:21:52,240
‫جیوس...

339
00:21:52,530 --> 00:21:54,950
‫اینکار خیلی سخته.

340
00:21:56,770 --> 00:21:58,190
‫و-واقعاً؟

341
00:21:58,690 --> 00:22:01,890
‫ولی بخاطر امیلیا-ساما، من...

342
00:22:01,890 --> 00:22:03,090
‫من...

343
00:22:04,630 --> 00:22:05,420
‫ای بابا!

344
00:22:06,000 --> 00:22:09,880
‫مادر و جیوس! چرا نمیاید من رو بگیرید؟

345
00:22:09,880 --> 00:22:12,510
‫مگه الآن گرگم به هوا بازی نمی‌کنیم؟!

346
00:22:12,900 --> 00:22:15,120
‫آه، ببخشید!

347
00:22:15,120 --> 00:22:17,610
‫تا حالا همچین اشتباه بزرگی مرتکب نشده بودم!

348
00:22:18,020 --> 00:22:19,980
‫انقدر لوسش نکن!

349
00:22:20,400 --> 00:22:22,480
‫امیلیا، یه لحظه بیا اینجا.

350
00:22:23,030 --> 00:22:24,690
‫چیه، مادر؟

351
00:22:25,210 --> 00:22:28,070
‫از دست تو، خیلی لوسی، مادر!

352
00:22:29,550 --> 00:22:30,880
‫بفرما، حیف شد!

353
00:22:30,880 --> 00:22:34,210
‫مادر فورتونا امیلیا رو گرفت!

354
00:22:34,210 --> 00:22:36,240
‫قبول نیست! نامردی کردی مادر!

355
00:22:36,240 --> 00:22:38,390
‫الآن حساب نیست! کار کثیفی کردی، خجالت بکش!

356
00:22:38,390 --> 00:22:41,370
‫عه؟ گوش کن ببین این دخترک چی می‌گه!

357
00:22:41,370 --> 00:22:45,920
‫پس تو هم درمورد چیزی که
‫من بهت گفتم خوب فکر کردی؟

358
00:22:45,920 --> 00:22:49,130
‫چرا فکر می‌کنی مادر و جیوس دنبالت بودن؟

359
00:22:50,360 --> 00:22:52,600
‫ا-اشتباه می‌کنی، مادر!

360
00:22:52,600 --> 00:22:56,890
‫پری‌ها گفتن که بریم بیرون و بازی کنیم، برای همین...

361
00:22:57,280 --> 00:23:02,320
‫مادر از بچه‌هایی که بقیه که نه،
‫پری‌ها رو مقصر می‌دونن خوشش نمیادا.

362
00:23:04,400 --> 00:23:05,810
‫ببخشید.

363
00:23:05,810 --> 00:23:08,350
‫چون با جیوس دوست شدم،

364
00:23:08,350 --> 00:23:11,160
‫می‌خواستم به تو بگم.

365
00:23:11,160 --> 00:23:13,380
‫و چون جیوس زود گریه می‌افته،

366
00:23:13,380 --> 00:23:14,910
‫می‌خواستم کمکش کنم.

367
00:23:15,300 --> 00:23:17,970
‫این احساس خیلی ارزشمنده.

368
00:23:17,970 --> 00:23:22,320
‫ولی قول داده بودی که هیچوقت به اونجا نری، مگه نه؟

369
00:23:23,040 --> 00:23:25,130
‫ا-اوهوم... درسته.

370
00:23:25,570 --> 00:23:28,390
‫کار خیلی بدی کردی.

371
00:23:31,560 --> 00:23:34,890
‫قول تجسمی از اعتماده،

372
00:23:35,390 --> 00:23:40,510
‫و زیر قول زدن یعنی خیانت به اون
‫اعتماد، پس نباید زیر قولت بزنی.

373
00:23:41,190 --> 00:23:44,170
‫امیلیا، به مادر قول بده،

374
00:23:44,170 --> 00:23:47,200
‫که دیگه به قول‌هات عمل می‌کنی.

375
00:23:48,880 --> 00:23:50,780
‫بله... عمل می‌کنم.

376
00:23:51,240 --> 00:23:53,960
‫ببخشید، مادر!

377
00:23:55,540 --> 00:23:56,280
‫خیلی خب!

378
00:23:57,960 --> 00:23:59,230
‫همین کافیه.

379
00:24:04,770 --> 00:24:07,680
‫و... تو چی جیوس، حالت خوبه؟

380
00:24:07,680 --> 00:24:12,360
‫صـ-صحنه‌ی بسیار درخشانی بود...

381
00:24:12,360 --> 00:24:15,420
‫نمی‌تونستم... نمی‌تونستم جلو اشک‌‌هام رو بگیرم...

382
00:24:17,440 --> 00:24:19,240
‫راستی، امیلیا...

383
00:24:19,970 --> 00:24:22,250
‫گفتی پری‌ها؟

384
00:24:22,250 --> 00:24:24,740
‫آها، درسته! پری‌ها!

385
00:24:24,740 --> 00:24:27,490
‫خیلی وقته که میان و به من کمک می‌کنن!

386
00:24:28,000 --> 00:24:28,860
‫بیاید.

387
00:24:32,280 --> 00:24:34,120
‫نکنه اینا... روح کوچیکن؟!

388
00:24:34,610 --> 00:24:36,640
‫چقدر هم زیادن!

389
00:24:41,090 --> 00:24:46,250
‫بنظر می‌رسه که امیلیا-ساما استعداد
‫ذاتی داره تا یه کاربر روحی بشه.

390
00:24:46,680 --> 00:24:50,090
‫روح کوچیک؟ استعداد ذاتی تا یه کاربر روحی بشه؟

391
00:24:50,420 --> 00:24:54,870
‫چیزهایی که شما اون‌ها رو «پری»
‫می‌نامید، موجوداتی به نام روح کوچیک هستند.

392
00:24:55,280 --> 00:24:58,290
‫کسایی که با اون‌ها ارتباط
‫برقرار می‌کنن، پیمان می‌بندن،

393
00:24:58,290 --> 00:25:00,970
‫و از قدرت اون‌ها استفاده می‌کنن،
‫به نام کاربر روحی شناخته می‌شن.

394
00:25:01,520 --> 00:25:03,560
‫و من می‌تونم یکی از اون‌ها بشم؟

395
00:25:03,920 --> 00:25:07,140
‫وایسا، ایده‌های عجیب ننداز داخل سرش.

396
00:25:07,140 --> 00:25:10,640
‫امیلیا-ساما همیشه یک بچه باقی نمی‌مونه.

397
00:25:10,640 --> 00:25:15,450
‫علی‌الخصوص وقتی کسی کنارش نباشه،
‫اون‌ها قدرتشون خواهند بود.

398
00:25:15,780 --> 00:25:20,430
‫ولی خطرناکه، و من ‌نمی‌تونم
‫اجازه بدم که امیلیای عزیزم...

399
00:25:21,290 --> 00:25:23,860
‫امروز من طرف جیوسم!

400
00:25:23,860 --> 00:25:26,920
‫هرطور شده یه کاربر روحی می‌شم!

401
00:25:27,310 --> 00:25:29,780
‫دیدی؟ حرفتو جدی گرفت.

402
00:25:29,780 --> 00:25:31,130
‫چطور می‌خوای مسئولیتش رو قبول کنی؟

403
00:25:31,330 --> 00:25:34,090
‫آه... چیزه... نمی‌دونم چی‌کار کنم...

404
00:25:34,440 --> 00:25:35,200
‫چیزه...

405
00:25:36,160 --> 00:25:37,470
‫عجب وضعیتی شد.

406
00:25:40,130 --> 00:25:43,250
‫مادر فورتونا و جیوس،

407
00:25:43,250 --> 00:25:45,090
‫یه جورایی شبیه مامان باباها رفتار می‌کنین.

408
00:25:45,090 --> 00:25:45,980
‫چی-

409
00:25:47,300 --> 00:25:49,700
‫حـ-حرفای عجیب‌غریب نزن!

410
00:25:49,700 --> 00:25:53,300
‫من و جیوس خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسیم! بخاطر همین...

411
00:25:51,540 --> 00:25:53,300
‫‫درسته، امیلیا-ساما!

412
00:25:53,300 --> 00:25:55,140
‫برای کسی مثل من که عمری طولانی داره،

413
00:25:55,140 --> 00:25:57,640
‫حتی فورتونا-ساما هم مانند یک بچه‌است.

414
00:25:58,180 --> 00:26:00,830
‫هرطور بهش نگاه کنی، من رو
‫بچه صدا زدن دیگه زیاده‌رویه!

415
00:26:00,830 --> 00:26:03,500
‫اصلاً می‌دونی من چند سالمه؟!

416
00:26:03,500 --> 00:26:06,450
‫نـ-نه، جمله‌ی مناسبی انتخاب نکردم!

417
00:26:06,450 --> 00:26:09,490
‫مسلماً، از سن دقیق شما مطلع‌ام،

418
00:26:09,490 --> 00:26:14,130
‫و شما اونقدر زیبا و بالغ هستید
‫که نمی‌شه شما رو بچه صدا زد.

419
00:26:17,280 --> 00:26:19,800
‫بسیار خب، می‌بخشمت.

420
00:26:21,120 --> 00:26:23,760
‫ولی حسابی به اشتباهت فکر کن.

421
00:26:24,440 --> 00:26:25,230
‫بله...

422
00:26:26,720 --> 00:26:31,550
‫به‌هرحال، خیلی وقته که فورتونا-ساما رو می‌شناسم.

423
00:26:31,940 --> 00:26:36,280
‫در واقع، از زمانی که پدر و مادر شما...

424
00:26:36,280 --> 00:26:37,250
‫جیوس!

425
00:26:38,010 --> 00:26:39,940
‫عـ-عذر می‌خوام.

426
00:26:40,860 --> 00:26:42,990
‫پدر و مادرم؟

427
00:26:47,480 --> 00:26:49,320
‫منو ببخش، امیلیا.

428
00:26:50,530 --> 00:26:52,740
‫یه وقت دیگه درمورد اون حرف می‌زنیم.

429
00:26:53,320 --> 00:26:55,040
‫دیگه برگرد به اتاقت.

430
00:26:55,930 --> 00:26:57,800
‫یه وقت دیگه؟

431
00:26:58,680 --> 00:27:00,570
‫واقعاً بهم می‌گی دیگه؟

432
00:27:03,250 --> 00:27:05,680
‫دختر خوبی باش و به حرفم گوش کن.

433
00:27:06,360 --> 00:27:10,040
‫می‌ذارم دوباره با جیوس هم ملاقات کنی.

434
00:27:10,040 --> 00:27:11,230
‫راستی راستی؟

435
00:27:11,570 --> 00:27:14,520
‫قول می‌دی؟ زیرش هم نمی‌زنی دیگه؟

436
00:27:22,580 --> 00:27:24,660
‫آره. قول می‌دم.

437
00:27:26,100 --> 00:27:30,700
‫یه قول خیلی مهم بین امیلیا و مادرش.

438
00:27:33,530 --> 00:27:34,660
‫خیلی خب.

439
00:27:35,190 --> 00:27:37,760
‫پس برمی‌گردم به اتاقم.

440
00:27:43,220 --> 00:27:44,640
‫بعداً می‌بینمت، جیوس.

441
00:27:45,060 --> 00:27:47,270
‫سعی کن کمتر گریه کنی.

442
00:27:47,780 --> 00:27:49,890
‫یه قول تا وقتی که دوباره همدیگه رو ببینیم.

443
00:27:51,590 --> 00:27:55,480
‫بله. دوباره همدیگه رو خواهیم دید.

444
00:28:05,120 --> 00:28:06,450
‫یکی داره میاد.

445
00:28:19,570 --> 00:28:20,230
‫تو کی هستی؟

446
00:28:28,800 --> 00:28:31,390
‫وقتی می‌خوای اسم یه نفر رو بدونی،

447
00:28:31,590 --> 00:28:35,350
‫نباید اول اسم خودت رو اعلام کنی؟

448
00:28:35,730 --> 00:28:38,680
‫این بار اولیه که باهم ملاقات می‌کنیم.

449
00:28:38,680 --> 00:28:43,300
‫باید رابطه‌ی ما در یک سطح همسان باشه،

450
00:28:43,300 --> 00:28:47,470
‫پس چرا یه جوری اسمم رو می‌پرسی
‫که انگار خیلی از من بهتری؟

451
00:28:47,470 --> 00:28:51,040
‫به عنوان یه مرد، زیادی وراجی.

452
00:28:50,480 --> 00:28:52,640
‫‫«به عنوان یه مرد»؟

453
00:28:52,640 --> 00:28:56,420
‫ممنون که بهم نشون دادی که هیچ مردی رو
‫نمی‌شناسی تا من رو باهاش مقایسه کنی.

454
00:28:56,740 --> 00:28:59,670
‫نمی‌تونم این رفتارت رو نادیده بگیرم.

455
00:29:00,120 --> 00:29:03,630
‫داری بی احترامی می‌کنی، به
‫وجود فردی من، به اختیارم...

456
00:29:03,630 --> 00:29:04,670
‫کافیه دیگه!

457
00:29:04,670 --> 00:29:07,140
‫جوری صحبت نکن که انگار مست خودتی!

458
00:29:07,140 --> 00:29:08,640
‫تو کی هستی؟!

459
00:29:08,660 --> 00:29:18,660
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

460
00:29:20,560 --> 00:29:23,980
‫اسقف اعظم فرقه ساحره، نماینده‌ی طمع...

461
00:29:24,500 --> 00:29:26,510
‫«رگولوس کورنیاس.»

462
00:29:26,950 --> 00:29:26,990
‫سیاحتی   در

463
00:29:26,950 --> 00:29:26,990
خاطرات

464
00:29:26,990 --> 00:29:27,030
‫سیاحتی   در

465
00:29:26,990 --> 00:29:27,030
خاطرات

466
00:29:27,030 --> 00:29:27,080
‫سیاحتی   در

467
00:29:27,030 --> 00:29:27,080
خاطرات

468
00:29:27,080 --> 00:29:27,120
‫سیاحتی   در

469
00:29:27,080 --> 00:29:27,120
خاطرات

470
00:29:27,120 --> 00:29:27,160
‫سیاحتی   در

471
00:29:27,120 --> 00:29:27,160
خاطرات

472
00:29:27,160 --> 00:29:27,200
‫سیاحتی   در

473
00:29:27,160 --> 00:29:27,200
خاطرات

474
00:29:27,200 --> 00:29:27,240
‫سیاحتی   در

475
00:29:27,200 --> 00:29:27,240
خاطرات

476
00:29:27,240 --> 00:29:27,280
‫سیاحتی   در

477
00:29:27,240 --> 00:29:27,280
خاطرات

478
00:29:27,280 --> 00:29:27,330
‫سیاحتی   در

479
00:29:27,280 --> 00:29:27,330
خاطرات

480
00:29:27,330 --> 00:29:27,370
‫سیاحتی   در

481
00:29:27,330 --> 00:29:27,370
خاطرات

482
00:29:27,370 --> 00:29:27,410
‫سیاحتی   در

483
00:29:27,370 --> 00:29:27,410
خاطرات

484
00:29:27,410 --> 00:29:27,450
‫سیاحتی   در

485
00:29:27,410 --> 00:29:27,450
خاطرات

486
00:29:27,450 --> 00:29:27,490
‫سیاحتی   در

487
00:29:27,450 --> 00:29:27,490
خاطرات

488
00:29:27,490 --> 00:29:27,530
‫سیاحتی   در

489
00:29:27,490 --> 00:29:27,530
خاطرات

490
00:29:27,530 --> 00:29:27,580
‫سیاحتی   در

491
00:29:27,530 --> 00:29:27,580
خاطرات

492
00:29:27,580 --> 00:29:27,620
‫سیاحتی   در

493
00:29:27,580 --> 00:29:27,620
خاطرات

494
00:29:27,620 --> 00:29:27,660
‫سیاحتی   در

495
00:29:27,620 --> 00:29:27,660
خاطرات

496
00:29:27,660 --> 00:29:27,700
‫سیاحتی   در

497
00:29:27,660 --> 00:29:27,700
خاطرات

498
00:29:27,700 --> 00:29:27,740
‫سیاحتی   در

499
00:29:27,700 --> 00:29:27,740
خاطرات

500
00:29:27,740 --> 00:29:27,780
‫سیاحتی   در

501
00:29:27,740 --> 00:29:27,780
خاطرات

502
00:29:27,780 --> 00:29:27,830
‫سیاحتی   در

503
00:29:27,780 --> 00:29:27,830
خاطرات

504
00:29:27,830 --> 00:29:27,870
‫سیاحتی   در

505
00:29:27,830 --> 00:29:27,870
خاطرات

506
00:29:27,870 --> 00:29:27,910
‫سیاحتی   در

507
00:29:27,870 --> 00:29:27,910
خاطرات

508
00:29:27,910 --> 00:29:27,950
‫سیاحتی   در

509
00:29:27,910 --> 00:29:27,950
خاطرات

510
00:29:27,950 --> 00:29:27,990
‫سیاحتی   در

511
00:29:27,950 --> 00:29:27,990
خاطرات

512
00:29:27,990 --> 00:29:28,030
‫سیاحتی   در

513
00:29:27,990 --> 00:29:28,030
خاطرات

514
00:29:28,030 --> 00:29:28,080
‫سیاحتی   در

515
00:29:28,030 --> 00:29:28,080
خاطرات

516
00:29:28,080 --> 00:29:28,120
‫سیاحتی   در

517
00:29:28,080 --> 00:29:28,120
خاطرات

518
00:29:28,120 --> 00:29:28,160
‫سیاحتی   در

519
00:29:28,120 --> 00:29:28,160
خاطرات

520
00:29:28,160 --> 00:29:28,200
‫سیاحتی   در

521
00:29:28,160 --> 00:29:28,200
خاطرات

522
00:29:28,200 --> 00:29:28,240
‫سیاحتی   در

523
00:29:28,200 --> 00:29:28,240
خاطرات

524
00:29:28,240 --> 00:29:28,280
‫سیاحتی   در

525
00:29:28,240 --> 00:29:28,280
خاطرات

526
00:29:28,280 --> 00:29:28,330
‫سیاحتی   در

527
00:29:28,280 --> 00:29:28,330
خاطرات

528
00:29:28,330 --> 00:29:28,370
‫سیاحتی   در

529
00:29:28,330 --> 00:29:28,370
خاطرات

530
00:29:28,370 --> 00:29:28,410
‫سیاحتی   در

531
00:29:28,370 --> 00:29:28,410
خاطرات

532
00:29:28,410 --> 00:29:28,450
‫سیاحتی   در

533
00:29:28,410 --> 00:29:28,450
خاطرات

534
00:29:28,450 --> 00:29:28,490
‫سیاحتی   در

535
00:29:28,450 --> 00:29:28,490
خاطرات

536
00:29:28,490 --> 00:29:28,540
‫سیاحتی   در

537
00:29:28,490 --> 00:29:28,540
خاطرات

538
00:29:28,540 --> 00:29:28,580
‫سیاحتی   در

539
00:29:28,540 --> 00:29:28,580
خاطرات

540
00:29:28,580 --> 00:29:28,620
‫سیاحتی   در

541
00:29:28,580 --> 00:29:28,620
خاطرات

542
00:29:28,620 --> 00:29:28,660
‫سیاحتی   در

543
00:29:28,620 --> 00:29:28,660
خاطرات

544
00:29:28,660 --> 00:29:28,700
‫سیاحتی   در

545
00:29:28,660 --> 00:29:28,700
خاطرات

546
00:29:28,700 --> 00:29:28,740
‫سیاحتی   در

547
00:29:28,700 --> 00:29:28,740
خاطرات

548
00:29:28,740 --> 00:29:28,790
‫سیاحتی   در

549
00:29:28,740 --> 00:29:28,790
خاطرات

550
00:29:28,790 --> 00:29:28,830
‫سیاحتی   در

551
00:29:28,790 --> 00:29:28,830
خاطرات

552
00:29:28,830 --> 00:29:28,870
‫سیاحتی   در

553
00:29:28,830 --> 00:29:28,870
خاطرات

554
00:29:28,870 --> 00:29:28,910
‫سیاحتی   در

555
00:29:28,870 --> 00:29:28,910
خاطرات

556
00:29:28,910 --> 00:29:28,950
‫سیاحتی   در

557
00:29:28,910 --> 00:29:28,950
خاطرات

558
00:29:28,950 --> 00:29:28,990
‫سیاحتی   در

559
00:29:28,950 --> 00:29:28,990
خاطرات

560
00:29:28,990 --> 00:29:29,040
‫سیاحتی   در

561
00:29:28,990 --> 00:29:29,040
خاطرات

562
00:29:29,040 --> 00:29:29,080
‫سیاحتی   در

563
00:29:29,040 --> 00:29:29,080
خاطرات

564
00:29:29,080 --> 00:29:29,120
‫سیاحتی   در

565
00:29:29,080 --> 00:29:29,120
خاطرات

566
00:29:29,120 --> 00:29:29,160
‫سیاحتی   در

567
00:29:29,120 --> 00:29:29,160
خاطرات

568
00:29:29,160 --> 00:29:29,200
‫سیاحتی   در

569
00:29:29,160 --> 00:29:29,200
خاطرات

570
00:29:29,200 --> 00:29:29,240
‫سیاحتی   در

571
00:29:29,200 --> 00:29:29,240
خاطرات

572
00:29:29,240 --> 00:29:29,290
‫سیاحتی   در

573
00:29:29,240 --> 00:29:29,290
خاطرات

574
00:29:29,290 --> 00:29:29,330
‫سیاحتی   در

575
00:29:29,290 --> 00:29:29,330
خاطرات

576
00:29:29,330 --> 00:29:29,370
‫سیاحتی   در

577
00:29:29,330 --> 00:29:29,370
خاطرات

578
00:29:29,370 --> 00:29:29,410
‫سیاحتی   در

579
00:29:29,370 --> 00:29:29,410
خاطرات

580
00:29:29,410 --> 00:29:29,450
‫سیاحتی   در

581
00:29:29,410 --> 00:29:29,450
خاطرات

582
00:29:29,450 --> 00:29:29,660
‫سیاحتی   در

583
00:29:29,450 --> 00:29:29,950
خاطرات

584
00:29:29,660 --> 00:29:29,950
‫سیاحتی   در
