1
00:00:00,020 --> 00:00:08,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,860 --> 00:00:10,110
‫جلوی رفیقات...

3
00:00:10,820 --> 00:00:13,070
‫اینقدر خودت رو سرسخت نشون نده،

4
00:00:13,480 --> 00:00:15,070
‫ناتسوکی سوبارو!

5
00:00:15,570 --> 00:00:18,060
‫کله‌ات شدیداً بهم‌ریخته و آشفته‌ست،

6
00:00:18,060 --> 00:00:20,240
‫و نمی‌دونی چیکار کنی، درست نمیگم؟

7
00:00:20,850 --> 00:00:23,540
‫همه‌ش تو موقعیت‌هایی قرار می‌گیری
‫که باید دستتو برا کمک دراز کنی،

8
00:00:23,540 --> 00:00:26,230
‫ولی هم دست‌هات و هم مغزت ناتوان‌تر
‫از چیزین که بتونن به چیزی برسن.

9
00:00:26,230 --> 00:00:29,880
‫در نتیجه آخرش به این می‌رسی که با
‫دستپاچگی اینور اونور تلو تلو بخوری، نه؟

10
00:00:31,940 --> 00:00:33,510
‫می‌شنوی چی میگم؟

11
00:00:34,060 --> 00:00:36,720
‫اگه می‌شنوی، یه چی بگو!

12
00:00:37,350 --> 00:00:38,550
‫این دیگه برا چی بود؟!

13
00:00:40,690 --> 00:00:43,120
‫بالأخره عصبانیتت آروم شد،

14
00:00:43,120 --> 00:00:45,330
‫ولی یادت رفت حواست به راه رفتنت باشه.

15
00:00:45,330 --> 00:00:48,600
‫همین به تنهایی شخصیتت رو کامل توصیف می‌کنه، نه؟

16
00:00:48,600 --> 00:00:49,540
‫رقت‌انگیزه.

17
00:00:49,540 --> 00:00:51,630
‫واقعاً؟!

18
00:00:56,910 --> 00:00:59,660
‫این جداً تمام قدرتیه که داری.

19
00:01:00,590 --> 00:01:04,120
‫اینکه جلوی دختری که عاشقشی
‫ادای سرسخت‌ها رو در بیاری عیب نداره.

20
00:01:04,500 --> 00:01:07,610
‫و تو هم می‌تونی جلوی دختری که از تو
‫خوشش میاد، ادای سرسخت‌ها رو در بیاری.

21
00:01:07,610 --> 00:01:08,830
‫هیچکس به این گیری نمیده.

22
00:01:09,390 --> 00:01:11,800
‫ولی ته تهش همینه!

23
00:01:12,610 --> 00:01:14,800
‫می‌دونی که به اندازه‌ی کافی خوب نیستی، مگه نه؟

24
00:01:14,800 --> 00:01:16,680
‫می‌دونی که دستت نمی‌رسه، مگه نه؟

25
00:01:17,080 --> 00:01:19,550
‫می‌خوای جلوی دختری که ازش خوشت میاد
‫خوب جلوه کنی، مگه نه؟

26
00:01:19,550 --> 00:01:23,000
‫می‌خوای کسی باشی که اون دختری که ازش
‫خوشت میاد بهت افتخار کنه، مگه نه؟

27
00:01:23,760 --> 00:01:27,100
‫پس چرا کمک کسی رو قبول نمی‌کنی؟!

28
00:01:27,760 --> 00:01:28,940
‫یکی مثلِ...

29
00:01:29,530 --> 00:01:30,770
‫یه دوست!

30
00:01:35,250 --> 00:01:38,070
‫من به یکی دیگه تکیه کردم.

31
00:01:38,070 --> 00:01:39,840
‫درخواست کمک کردم.

32
00:01:40,630 --> 00:01:42,270
‫ولی جواب نداد.

33
00:01:43,920 --> 00:01:44,620
‫شاید...

34
00:01:45,440 --> 00:01:49,830
‫ولی یادم نیست تا حالا
‫از من درخواست کمک کرده باشی.

35
00:01:50,080 --> 00:01:51,920
‫نـ-نه، منظو...

36
00:01:58,400 --> 00:02:00,490
‫تو کله‌ام پر از سوال مواله.

37
00:02:01,130 --> 00:02:04,160
‫پر از چیزهاییه که حتی اگه
‫بهت بگم هم، باور نمی‌کنی.

38
00:02:04,630 --> 00:02:06,980
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم...

39
00:02:07,680 --> 00:02:10,690
‫فقط شروع کن.
‫تا آخرش به حرفات گوش میدم.

40
00:02:11,370 --> 00:02:13,320
‫ولی در اون‌صورت-

41
00:02:13,320 --> 00:02:16,430
‫مگه بهت نگفتم اون شکلی
‫ادای سرسخت‌ها رو در نیار؟!

42
00:02:16,430 --> 00:02:19,330
‫اگه اینقدر وقت داری که همه‌چیزو
‫توی کله‌ات بیش از حد پیچیده کنی،

43
00:02:19,330 --> 00:02:20,820
‫پس یه راست همه‌ش رو بریز بیرون!

44
00:02:20,820 --> 00:02:22,550
‫گفتنش برای تو راحته، ولی من-

45
00:02:22,550 --> 00:02:24,680
‫کل اون سوال موال‌ها رو بریز بیرون!

46
00:02:24,680 --> 00:02:28,220
‫و وقتی تموم شد،
‫فقط بهم بگو که باورت کنم!

47
00:02:28,220 --> 00:02:29,850
‫چون دوستتم، باشه؟

48
00:02:36,050 --> 00:02:39,550
‫شاید باورم نکنی، ولی...

49
00:02:52,630 --> 00:02:53,650
‫رزوال!

50
00:02:58,480 --> 00:02:59,810
‫بیا شرط ببنیدم،

51
00:02:59,810 --> 00:03:02,990
‫سر آرزوی خودم و خودت!

52
00:03:06,980 --> 00:03:13,830
‫بدون شک انتظار نداشتم تو رو
‫دوباره توی این زندگیت ببینم.

53
00:03:14,430 --> 00:03:17,230
‫این آخرین مسابقه‌ی من و توئه.

54
00:03:17,620 --> 00:03:21,970
‫قراره به هر قیمتی که شده،
‫توی همین دور پناهگاه و عمارتو نجات بدم.

55
00:03:22,440 --> 00:03:25,500
‫و تک تک نقشه‌هات رو ‫نقش بر آب می‌کنم.

56
00:03:25,840 --> 00:03:29,010
‫تو می‌خوای حالا که منو تحت کنترل خودت داری،
‫دوباره از اول شروع کنی.

57
00:03:29,010 --> 00:03:33,740
‫و تنها قدرتی که ‫داری رو بیخیال شی؟

58
00:03:35,060 --> 00:03:38,280
‫اینکه بتونی از اول شروع کنی
‫با اینکه نجاتشون بدی، فرق دارن.

59
00:03:39,530 --> 00:03:41,780
‫ولی من و تو جفتمون زیادی مغروریم.

60
00:03:42,270 --> 00:03:45,540
‫این قدرت اونقدرا هم بدردبخور نیست.

61
00:03:46,770 --> 00:03:48,640
‫اگه به فرض این آخرین بار باشه،

62
00:03:49,110 --> 00:03:51,730
‫از من چی می‌خوای؟

63
00:03:51,730 --> 00:03:53,500
‫درخواستم ساده‌ست.

64
00:03:54,160 --> 00:03:57,840
‫اگه هم عمارت و هم پناهگاه رو نجات دادم،

65
00:03:58,290 --> 00:04:00,950
‫اون کتابو میندازی دور و باهام میای.

66
00:04:00,950 --> 00:04:02,930
‫قراره امیلیا رو حاکم جدید کنم،

67
00:04:02,930 --> 00:04:06,180
‫و برای اینکار به کمکت نیاز دارم.

68
00:04:07,790 --> 00:04:08,640
‫چرند نگو.

69
00:04:09,090 --> 00:04:11,870
این پیشنهاد کاملاً کژه.

70
00:04:11,870 --> 00:04:13,230
‫فکر کردی می‌تونی منو بابت کار-

71
00:04:13,230 --> 00:04:15,850
‫اگه مسئله بخشیدنت بود،

72
00:04:15,850 --> 00:04:18,250
‫عمراً همچین کاری نمی‌کردم.

73
00:04:18,620 --> 00:04:21,030
‫ولی اون مشکلیه برای قلب من، نه کس دیگه‌ای.

74
00:04:22,610 --> 00:04:25,860
‫هنوز اتفاق مرگباری رخ نداده،

75
00:04:25,860 --> 00:04:28,200
‫پس اگه بتونم اینو حل کنم...
‫گرفتی چی شد؟

76
00:04:28,730 --> 00:04:31,410
‫چطور یه ایده می‌تونه تا این حد بی‌دردسر باشه؟

77
00:04:31,780 --> 00:04:35,050
‫خب، من عاشق ایده‌های بی‌دردسرم!

78
00:04:35,050 --> 00:04:37,620
‫امیلیا برای اینکه حاکم بعدی بشه،
‫تمام تلاششو می‌کنه...

79
00:04:37,620 --> 00:04:40,160
‫و منم کنارش خواهم بود تا بهش تبریک بگم.

80
00:04:40,160 --> 00:04:43,010
‫می‌خوام تو هم جزء کسایی باشه که
‫اطرافش خواهند بود.

81
00:04:43,860 --> 00:04:45,720
‫فقط محض اطلاع، شرکت در اون اجباریه!

82
00:04:47,220 --> 00:04:51,320
‫انتظار داری خواسته‌ات بدون اینکه
‫بیخیال چیزی بشی، برآورده شه؟

83
00:04:51,320 --> 00:04:54,290
‫فقط همین هم نیست،
‫میگی وجود منم اجباریه...

84
00:04:54,290 --> 00:04:56,810
‫و اصرار می‌کنی که منو در آینده
‫جزء پایه و اساس‌ها قرار بدی؟

85
00:04:57,660 --> 00:04:59,650
‫می‌دونی دیگه، سوبارو-کون؟

86
00:05:00,180 --> 00:05:01,110
‫چیو؟

87
00:05:01,690 --> 00:05:06,570
‫از طمعِ محض این راه‌حل.

88
00:05:14,280 --> 00:05:17,720
‫دشمن تو شده
‫قوی‌ترین کارت داخل بازی.

89
00:05:17,720 --> 00:05:19,830
‫هنوزم برات کافی نیست؟

90
00:05:24,160 --> 00:05:26,250
‫مهم نیست چطور باهاش بجنگی،

91
00:05:26,250 --> 00:05:28,120
‫نمی‌تونی ازش رد بشی.

92
00:05:28,510 --> 00:05:31,730
‫با امیلیا-سامایی که نمی‌تونه
‫رو پاش وایسه، حصار سرجاش می‌مونه.

93
00:05:32,200 --> 00:05:34,170
‫پناهگاه پوشیده از برف می‌شه،

94
00:05:34,170 --> 00:05:36,390
‫و عمارت غرق فاجعه‌ی خونین می‌شه.

95
00:05:36,390 --> 00:05:39,770
‫آره، که باعث می‌شه تماشای گریه
‫کردنت از قبل هم لذت بخش‌تر بشه.

96
00:05:41,730 --> 00:05:44,720
‫که اینطور. درست میگی.

97
00:05:44,720 --> 00:05:48,110
‫ایده‌ی بدی نیست که آماده‌سازی‌های لازم
‫رو برای منِ بعدی انجام بدم.

98
00:05:49,520 --> 00:05:52,330
‫پس می‌تونم اینو اینطور برداشت کنم
‫که تو با شرط‌بندی موافقی؟

99
00:05:55,740 --> 00:05:59,260
‫خب، حالا که قضیه حل شد
‫می‌تونم شروع کنم.

100
00:06:00,100 --> 00:06:01,130
‫سوبارو-کون...

101
00:06:02,050 --> 00:06:06,420
‫برفِ پناهگاه و حمله‌ی عمارت
‫در عرض سه روز شروع میشن.

102
00:06:06,420 --> 00:06:09,340
‫نهایت تلاشت رو بکن تا باهاش مقابله کنی...
‫و با فلاکت شکست بخوری.

103
00:06:09,690 --> 00:06:10,800
‫هرچی می‌خوای بگو.

104
00:06:15,040 --> 00:06:19,520
‫رزوال، آرایش دلقکت رو دوباره آماده کن، باشه؟
‫حواسم رو پرت می‌کنی.

105
00:06:20,080 --> 00:06:22,480
‫به‌عنوان دوتا دلقک تحت موهبت سرنوشت،

106
00:06:22,850 --> 00:06:25,480
‫بیا منصفانه و برابر بجنگیم.

107
00:06:25,490 --> 00:06:25,530
شرط مستقیم

108
00:06:25,530 --> 00:06:25,570
شرط مستقیم

109
00:06:25,570 --> 00:06:25,610
شرط مستقیم

110
00:06:25,610 --> 00:06:25,650
شرط مستقیم

111
00:06:25,650 --> 00:06:25,690
شرط مستقیم

112
00:06:25,690 --> 00:06:25,740
شرط مستقیم

113
00:06:25,740 --> 00:06:25,780
شرط مستقیم

114
00:06:25,780 --> 00:06:25,820
شرط مستقیم

115
00:06:25,820 --> 00:06:25,860
شرط مستقیم

116
00:06:25,860 --> 00:06:25,900
شرط مستقیم

117
00:06:25,900 --> 00:06:25,940
شرط مستقیم

118
00:06:25,940 --> 00:06:25,990
شرط مستقیم

119
00:06:25,990 --> 00:06:26,030
شرط مستقیم

120
00:06:26,030 --> 00:06:26,070
شرط مستقیم

121
00:06:26,070 --> 00:06:26,110
شرط مستقیم

122
00:06:26,110 --> 00:06:26,150
شرط مستقیم

123
00:06:26,150 --> 00:06:26,190
شرط مستقیم

124
00:06:26,190 --> 00:06:26,240
شرط مستقیم

125
00:06:26,240 --> 00:06:26,280
شرط مستقیم

126
00:06:26,280 --> 00:06:26,320
شرط مستقیم

127
00:06:26,320 --> 00:06:26,360
شرط مستقیم

128
00:06:26,360 --> 00:06:26,400
شرط مستقیم

129
00:06:26,400 --> 00:06:26,440
شرط مستقیم

130
00:06:26,440 --> 00:06:26,490
شرط مستقیم

131
00:06:26,490 --> 00:06:26,530
شرط مستقیم

132
00:06:26,530 --> 00:06:26,570
شرط مستقیم

133
00:06:26,570 --> 00:06:26,610
شرط مستقیم

134
00:06:26,610 --> 00:06:26,650
شرط مستقیم

135
00:06:26,650 --> 00:06:26,690
شرط مستقیم

136
00:06:26,690 --> 00:06:26,740
شرط مستقیم

137
00:06:26,740 --> 00:06:26,780
شرط مستقیم

138
00:06:26,780 --> 00:06:26,820
شرط مستقیم

139
00:06:26,820 --> 00:06:26,860
شرط مستقیم

140
00:06:26,860 --> 00:06:26,900
شرط مستقیم

141
00:06:26,900 --> 00:06:26,950
شرط مستقیم

142
00:06:26,950 --> 00:06:26,990
شرط مستقیم

143
00:06:26,990 --> 00:06:27,030
شرط مستقیم

144
00:06:27,030 --> 00:06:27,070
شرط مستقیم

145
00:06:27,070 --> 00:06:27,110
شرط مستقیم

146
00:06:27,110 --> 00:06:27,150
شرط مستقیم

147
00:06:27,150 --> 00:06:27,200
شرط مستقیم

148
00:06:27,200 --> 00:06:27,240
شرط مستقیم

149
00:06:27,240 --> 00:06:27,280
شرط مستقیم

150
00:06:27,280 --> 00:06:27,320
شرط مستقیم

151
00:06:27,320 --> 00:06:27,360
شرط مستقیم

152
00:06:27,360 --> 00:06:27,400
شرط مستقیم

153
00:06:27,400 --> 00:06:27,450
شرط مستقیم

154
00:06:27,450 --> 00:06:27,490
شرط مستقیم

155
00:06:27,490 --> 00:06:27,530
شرط مستقیم

156
00:06:27,530 --> 00:06:27,570
شرط مستقیم

157
00:06:27,570 --> 00:06:27,610
شرط مستقیم

158
00:06:27,610 --> 00:06:27,650
شرط مستقیم

159
00:06:27,650 --> 00:06:27,700
شرط مستقیم

160
00:06:27,700 --> 00:06:27,740
شرط مستقیم

161
00:06:27,740 --> 00:06:27,780
شرط مستقیم

162
00:06:27,780 --> 00:06:27,820
شرط مستقیم

163
00:06:27,820 --> 00:06:27,860
شرط مستقیم

164
00:06:27,860 --> 00:06:27,900
شرط مستقیم

165
00:06:27,900 --> 00:06:27,950
شرط مستقیم

166
00:06:27,950 --> 00:06:27,990
شرط مستقیم

167
00:06:27,990 --> 00:06:28,030
شرط مستقیم

168
00:06:28,030 --> 00:06:28,070
شرط مستقیم

169
00:06:28,070 --> 00:06:28,110
شرط مستقیم

170
00:06:28,110 --> 00:06:28,150
شرط مستقیم

171
00:06:28,150 --> 00:06:28,200
شرط مستقیم

172
00:06:28,200 --> 00:06:28,240
شرط مستقیم

173
00:06:28,240 --> 00:06:28,280
شرط مستقیم

174
00:06:28,280 --> 00:06:28,320
شرط مستقیم

175
00:06:28,320 --> 00:06:28,360
شرط مستقیم

176
00:06:28,360 --> 00:06:28,400
شرط مستقیم

177
00:06:28,400 --> 00:06:28,450
شرط مستقیم

178
00:06:30,900 --> 00:06:33,910
‫دسیسه‌ای که داری با دوستت می‌چینی چطور پیش میره؟

179
00:06:34,360 --> 00:06:35,450
‫تو چطور؟

180
00:06:35,450 --> 00:06:37,810
کارهایی که رزوال کرده رو پذیرفتی؟

181
00:06:37,810 --> 00:06:42,290
‫فقط یک چیز هست، که بیش‌تر از
‫هرچیزی براش اهمیت قائلم.

182
00:06:42,810 --> 00:06:45,830
‫اون چیز هیچوقت نغییر نخواهد کرد، به هیچ‌عنوان.

183
00:06:46,270 --> 00:06:49,420
‫پس زحمت نکش و منتظر اینکه
‫نظرمو عوض کنم نباش.

184
00:06:49,420 --> 00:06:51,210
‫هیچ‌وقت نگو به هیچ وجه.

185
00:06:51,210 --> 00:06:52,720
‫ساکت باش.

186
00:06:54,880 --> 00:06:56,780
‫به امیلیا-ساما امید بستی؟

187
00:06:57,120 --> 00:07:00,100
‫آره، بستم، بهش باور دارم.

188
00:07:00,770 --> 00:07:04,110
‫امیلیا-ساما هنوز دلیل تلاششون رو نفهمیدن.

189
00:07:05,210 --> 00:07:07,600
‫تا وقتی که نفهمن، همین
‫اتفاقات دوباره تکرار میشن.

190
00:07:08,360 --> 00:07:10,910
‫دیگه از چیزی که تو کتاب نوشته
‫راهمون کج شده.

191
00:07:10,910 --> 00:07:12,950
‫رزوال دیگه آزاده!

192
00:07:15,820 --> 00:07:17,890
‫جدی جدی نصیحتم کرد...

193
00:07:17,890 --> 00:07:19,730
‫از منم خوشش میاد؟

194
00:07:19,730 --> 00:07:21,960
‫هنوزم اینطوری حرف می‌زنی؟

195
00:07:21,960 --> 00:07:24,540
‫اگه بشنوه چی میگی، خیلی عصبانی می‌شه ها.

196
00:07:25,160 --> 00:07:28,130
‫از اونجایی که رام-سان با مارگراف کار می‌کنن.

197
00:07:28,130 --> 00:07:30,140
‫باعث نمی‌شه با هم دشمن بشین؟

198
00:07:30,140 --> 00:07:31,380
‫رام دشمنمه؟

199
00:07:35,010 --> 00:07:39,240
‫خب، حالا می‌فهمم که تا
‫چه حد به رام-سان اعتماد داری.

200
00:07:39,240 --> 00:07:41,960
‫خب؟ خود مارگراف چی شد؟

201
00:07:41,960 --> 00:07:43,310
‫همه چی آماده‌ست.

202
00:07:43,810 --> 00:07:45,860
‫رسماً شرط‌‌بندی برقراره.

203
00:07:45,860 --> 00:07:47,390
‫مایه‌ی خوشحالیه.

204
00:07:47,800 --> 00:07:51,500
‫البته، فکر نمی‌کنم تا حالا
‫تو زندگیش تو چیزی باخته باشه.

205
00:07:51,500 --> 00:07:53,320
‫پس شک نداشتم که قبول می‌کنه.

206
00:07:54,010 --> 00:07:56,030
‫و بعدشم...

207
00:07:57,030 --> 00:07:59,340
‫گارفیل، آره.

208
00:08:02,580 --> 00:08:05,710
‫ولی قبلش، می‌تونم یه چی رو چک کنم؟

209
00:08:06,940 --> 00:08:10,460
‫باشه. پس منم همونطور که گفتیم
‫نقشی که دارم رو انجام می‌دم.

210
00:08:10,990 --> 00:08:12,970
‫و امیلیا-ساما هم...

211
00:08:14,530 --> 00:08:17,110
‫اون چیزیه که نمی‌تونم روی
‫کمکت براش حساب باز کنم.

212
00:08:17,680 --> 00:08:20,430
‫یا شایدم باید بگم کمک خودم...

213
00:08:22,420 --> 00:08:25,900
‫هنوز هیچی از اینکه چی باعث می‌شه
‫امیلیا اینقدر درد بکشه نفهمیدم.

214
00:08:26,200 --> 00:08:28,980
‫آخرشم گمونم ترسیده بودم.

215
00:08:28,980 --> 00:08:30,740
‫آره به خدا.

216
00:08:30,740 --> 00:08:32,660
‫اینقدر سعی نکن ادای بی‌گناه‌ها رو در بیاری.

217
00:08:32,660 --> 00:08:34,050
‫هوی!

218
00:08:34,050 --> 00:08:37,780
‫خب آماده‌ای که یه ذره از اینکه
‫چی باعث می‌شه امیلیا-سان اذیت شن رو بفهمی؟

219
00:08:38,270 --> 00:08:41,250
‫خب، اگه بشه آماده‌ام که ازش بپرسم.

220
00:08:41,640 --> 00:08:44,930
‫برعکس گارفیل، لازم نیست
‫با امیلیا نگران مُردن باشم.

221
00:08:44,930 --> 00:08:47,630
‫مطمئن نیستم که باید بخندم یا نه.

222
00:08:47,940 --> 00:08:51,260
‫درهرصورت، گمونم کسی که باید شرایط سختی که
‫شانس بردش کمه رو قبول کنه تویی، نه؟

223
00:08:51,680 --> 00:08:52,990
‫آره والا.

224
00:08:53,450 --> 00:08:56,470
‫ولی قبول کردن شرط حتی بدونِ
‫در نظر گرفتن شانسم برای بردن؟

225
00:08:57,430 --> 00:08:58,810
‫اولین بارمه.

226
00:09:05,970 --> 00:09:10,000
‫فکر می‌کردم اینجا پیدات کنم، ریوزو-سان.

227
00:09:10,000 --> 00:09:15,380
‫مثل کسی صحبت می‌کنی که انگار
‫منو خیلی خوب می‌شناسه.

228
00:09:16,310 --> 00:09:19,160
‫باید بگم که حق با توئه.
‫تقریباً همه‌چیزو می‌دونم.

229
00:09:19,670 --> 00:09:21,510
‫حتی اینکه هدفت اینجا چیه رو هم می‌دونم.

230
00:09:22,980 --> 00:09:27,010
‫پس گمونم اونی که رز جوان منتظرش بود،
‫تو بودی.

231
00:09:27,010 --> 00:09:29,970
‫آره، شرمنده.
‫کل اون چیزه منتفی شده.

232
00:09:29,970 --> 00:09:30,500
‫ها؟

233
00:09:31,250 --> 00:09:34,960
‫درهرصورت، الآن وسط یه مسابقه‌ی
‫خیلی بزرگ با رزوال‌ام.

234
00:09:34,960 --> 00:09:37,650
‫می‌خوام آخرش چیزی بشه
‫که برای همه خوب باشه،

235
00:09:37,650 --> 00:09:41,090
‫برای همین ازت کمک می‌خوام.

236
00:09:41,830 --> 00:09:45,520
‫چرا از قدرتت به عنوان یه فرستاده
‫استفاده نمی‌کنی تا کمکم رو بخوای؟

237
00:09:45,960 --> 00:09:47,940
‫نمی‌خوام به همچین قدرتی تکیه کنم.

238
00:09:48,990 --> 00:09:51,480
‫اومدم اینجا باهات صحبت کنم.

239
00:09:53,490 --> 00:09:56,490
‫جوون‌ها خیلی راحت می‌تونن
‫ادای سرسخت بودن رو دربیارن ها.

240
00:09:57,040 --> 00:09:59,560
‫خب؟ رقابتت سر چیه؟

241
00:09:59,560 --> 00:10:04,700
‫به زبون ساده بخوام بگم، گمونم باید بگم
‫یه راهی برای آزاد کردن پناهگاه.

242
00:10:05,440 --> 00:10:09,440
‫البته می‌دونم که تو مخالف آزاد کردنشی.

243
00:10:10,260 --> 00:10:12,920
‫مخالف آزاد کردن پناهگاهم؟

244
00:10:13,280 --> 00:10:16,310
‫ها؟ نکنه مخالفش نیستی؟

245
00:10:17,780 --> 00:10:21,050
‫ناموساً؟! شوخی می‌کنی!
‫پس چرا...

246
00:10:24,050 --> 00:10:27,550
‫ولی بازم نمی‌تونم بگم
‫که سوء ظنت کاملاً بی‌اساسه.

247
00:10:28,240 --> 00:10:31,340
‫نظرت راجبه گار جوان چیه؟

248
00:10:32,720 --> 00:10:36,150
‫به‌نظرم... راهی نیست
‫که باهاش درگیر نشیم.

249
00:10:38,420 --> 00:10:39,420
‫که اینطور.

250
00:10:39,420 --> 00:10:40,360
‫ولی...

251
00:10:40,840 --> 00:10:45,580
‫ولی اینکه بعدش می‌تونیم دوست باشیم
‫یا نه رو باید صبر کنیم و ببینیم.

252
00:10:48,180 --> 00:10:50,030
‫برای اینکه کمکم کنی اون تصمیم رو بگیرم،

253
00:10:50,420 --> 00:10:53,200
‫می‌خوام بیشتر درباره‌ش بدونم.

254
00:10:55,780 --> 00:10:59,720
‫توی گول زدن بزرگترت خیلی ماهری، سوی جوان.

255
00:11:03,990 --> 00:11:06,890
از ساحره درمورد من سوال کردی، مگه نه؟

256
00:11:07,780 --> 00:11:11,250
‫و درمورد کپی‌های ریوزو میر،

257
00:11:11,250 --> 00:11:14,610
‫و شایدم در مورد هدف ساختن‌شون.

258
00:11:14,610 --> 00:11:16,900
‫بهم راجب آزمایش جاودانگی گفت...

259
00:11:16,900 --> 00:11:19,550
‫و اینکه شما رویوزوها حامل‌های مناسبی براش بودین.

260
00:11:20,430 --> 00:11:25,750
‫تا امروز، من از کریستالی که کپی‌ها رو
‫می‌سازه محافظت می‌کردم و زیر نظر داشتمش.

261
00:11:25,750 --> 00:11:31,120
‫چهارتامون نوبتی نظارت روشو برعهده می‌گیریم.

262
00:11:31,620 --> 00:11:34,220
‫راجب «چهارتای اول» شنیدم.

263
00:11:34,220 --> 00:11:37,080
‫پس به جز تو اون سه تا...

264
00:11:41,200 --> 00:11:43,410
‫اسم من ناتسوکی سوباروئه.

265
00:11:43,410 --> 00:11:45,580
‫اسم تو چیه، ریوزو-سان؟

266
00:11:46,800 --> 00:11:49,300
‫اسم من «ریوزو آرما»ست.

267
00:11:49,300 --> 00:11:52,640
‫یکی از چهار کپی اول هستم.

268
00:11:53,310 --> 00:11:54,350
‫آرما؟

269
00:11:54,350 --> 00:11:56,270
‫من «ریوزو بیلما» هستم.

270
00:11:57,130 --> 00:12:00,790
‫اولین ریوزو-سانی که دیدم
‫گفت «بیلما»ست.

271
00:12:01,240 --> 00:12:04,490
‫هیچ‌وقت قصد نداشتم چیزی از
‫ریوزو-سان مخفی کنم...

272
00:12:05,070 --> 00:12:07,630
‫ولی این همه دردسر برای چیه؟

273
00:12:08,200 --> 00:12:11,650
‫بدن‌هامون از گوشت و خون ساخته نشده.

274
00:12:11,650 --> 00:12:18,000
‫‫*اودو: انرژی زندگی‌ای که از بدو تولد در بدن جریان دارد،
‫و برخلاف مانا که انرژی جادویی محیط است، می‌باشد.

275
00:12:11,650 --> 00:12:15,010
‫از اودوی مصنوعیِ پوشیده شده در مانا ساخته شدن.

276
00:12:15,330 --> 00:12:18,000
‫تمام فعالیت‌‌هامون مانا مصرف می‌کنن،

277
00:12:18,000 --> 00:12:21,210
‫و فعالیت مداوم برای یک روز کامل غیرممکنه.

278
00:12:21,700 --> 00:12:24,240
‫که اینطور، درست مثل روح‌ها.

279
00:12:24,240 --> 00:12:26,910
‫برای همین بود که چهارتاتون به نوبت انجامش می‌دادین.

280
00:12:27,480 --> 00:12:29,920
‫ولی... مشکلی باهاش نداری؟

281
00:12:30,730 --> 00:12:32,910
‫خیلی مهربونی ها، سوی جوان.

282
00:12:34,980 --> 00:12:41,780
‫هرچند، یکی از چهارتای اول،
‫ریوزو شیما، استثناست.

283
00:12:42,400 --> 00:12:43,990
‫ریوزو شیما؟

284
00:12:44,580 --> 00:12:46,050
‫چیزی که گفتی رو به کسی نمیگم.

285
00:12:46,050 --> 00:12:48,910
‫به اسم ریوزو شیما قسم می‌خورم.

286
00:12:49,780 --> 00:12:53,120
‫حدود ده سال پیش، باعث یه دردسری شد.

287
00:12:53,500 --> 00:12:56,220
‫از اون موقع از نقش نظارت برکنار شد،

288
00:12:56,220 --> 00:12:59,580
‫و حال در جنگل با کپی‌های دیگه زندگی‌ می‌کنه.

289
00:13:00,050 --> 00:13:04,730
‫به همین دلیل، در حال حاضر
‫ما سه تا نقش نظارت رو برعهده داریم.

290
00:13:05,080 --> 00:13:06,640
‫باعث چه دردسری شد؟

291
00:13:07,140 --> 00:13:11,840
‫با وارد شدن به مقبره، از پیمانی که
‫با ساحره‌ای که مارو ساخت بستیم، تخطی کرد...

292
00:13:12,480 --> 00:13:19,000
‫تا گار جوان رو وقتی که قانون‌ها رو شکوند تا
‫آزمون بده و برنگشته بود، برگردونه.

293
00:13:20,300 --> 00:13:24,310
‫شیما رو از وقتی که از وظیفه‌اش
‫کنار گذاشته شد، ندیدم.

294
00:13:24,850 --> 00:13:26,810
‫ولی تعجب نمی‌کنم اگه...

295
00:13:26,810 --> 00:13:31,760
‫گار جوان با شیما ملاقات داشته،
‫با کسی که خاطراتی داره که ما نداریم.

296
00:13:31,760 --> 00:13:34,010
‫خاطراتی که شما سه تا ندارین؟

297
00:13:34,480 --> 00:13:39,040
‫اون گذشته‌ای رو میگم که گار جوان
‫توی آزمونِ مقبره دید.

298
00:13:39,760 --> 00:13:43,670
‫از شرایط خانوادگی گار جوان باخبری؟

299
00:13:39,760 --> 00:13:43,670
‫از وضعیت خانوادگی گار جوان اطلاع داری؟

300
00:13:44,180 --> 00:13:48,730
‫آره، می‌دونم که فردریکا خواهر
‫ناتنیش از یه پدر دیگه‌ست،

301
00:13:48,730 --> 00:13:50,490
‫و چون خون غیر انسانی کمتری داره،

302
00:13:50,490 --> 00:13:52,890
‫ده سال پیش پناهگاه رو ترک کرد.

303
00:13:54,930 --> 00:13:57,390
‫چرا پناهگاه رو ترک کردی؟

304
00:13:58,930 --> 00:14:02,170
‫گمونم می‌خواستم...

305
00:14:02,700 --> 00:14:06,580
‫برای مردمی که داخل پناهگاه زندگی می‌کنن فرصتی درست کنم...

306
00:14:06,580 --> 00:14:08,860
‫تا وقتی حصار شکسته شد اونجا رو ترک کنند.

307
00:14:09,650 --> 00:14:12,160
‫می‌خواستم یه جایی برای اون‌ها درست کنم.

308
00:14:12,890 --> 00:14:14,740
‫حداقل این چیزی بود که گفت.

309
00:14:15,500 --> 00:14:19,810
‫نگو که گذشته‌ای که گارفیلد دیده برای
‫زمانی‌‌‍ه که فردریکا از اینجا رفت؟

310
00:14:19,810 --> 00:14:22,710
‫نه، احتمالاً چیزی که دیده...

311
00:14:23,180 --> 00:14:29,430
‫برای زمانی‌‌‍ه که مادرشون گار جوان و «فرد»
‫رو تنها گذاشت و از پناهگاه رفت.

312
00:14:30,980 --> 00:14:33,320
‫اون گارفیل احمق و بیچاره...

313
00:14:33,320 --> 00:14:35,310
‫از دنیای بیرون می‌ترسه.

314
00:14:37,010 --> 00:14:39,680
‫پس دلیل اینکه اون مخالف آزاد سازی پناهگاهه،

315
00:14:40,030 --> 00:14:45,030
‫بخاطر تلخی‌ اینه که مادرشون اونا رو
‫رها کرد و دنیای بیرون رو انتخاب کرد؟

316
00:14:47,040 --> 00:14:51,430
‫اون پسر خودش رو گارفیل تینزل صدا می‌کنه.

317
00:14:51,430 --> 00:14:53,920
‫اون نام خانوادگی مادرشه.

318
00:14:53,920 --> 00:14:58,040
‫فکر می‌کنم از اون اسم استفاده می‌کنه تا مادرش رو فراموش نکنه.

319
00:14:59,120 --> 00:15:02,970
‫اینکه بخاطر خشم‌‌‍ه یا ناراحتی...

320
00:15:03,330 --> 00:15:08,300
‫جواب این سوال احتمالاً فقط دست شیما و خودشه.

321
00:15:14,080 --> 00:15:15,280
‫امیلیا-تان؟

322
00:15:16,270 --> 00:15:17,110
‫ها؟

323
00:15:19,470 --> 00:15:20,350
‫سوبارو؟

324
00:15:21,200 --> 00:15:22,900
‫اون پایین چیکار می‌کنی، امیلیا-تان؟

325
00:15:22,900 --> 00:15:24,310
‫پشتت کثیف میشه ها.

326
00:15:24,880 --> 00:15:27,460
‫چیزه... خیلی بد خوابم.

327
00:15:28,430 --> 00:15:30,020
‫شرمنده... دروغ گفتم.

328
00:15:30,020 --> 00:15:32,600
‫راستش خوابم نمی‌برد.

329
00:15:34,150 --> 00:15:38,200
‫ولی نگران نباش. تا شب خوب استراحت می‌کنم.

330
00:15:39,110 --> 00:15:40,900
‫ولی دیگه ظهر شده.

331
00:15:40,900 --> 00:15:43,430
‫داری می‌گی می‌خوای تا شب بخوابی؟

332
00:15:43,790 --> 00:15:46,400
‫امیلیا-تان، خیلی تنبل هستی.

333
00:15:46,980 --> 00:15:48,300
‫جوری که این حرفو زدی...

334
00:15:49,000 --> 00:15:51,160
‫یه احساس خیلی عجیبی بهم می‌ده.

335
00:15:51,530 --> 00:15:53,550
‫خیلی بدی، سوبارو.

336
00:15:55,540 --> 00:15:56,300
‫ممنون.

337
00:16:01,200 --> 00:16:06,530
‫امیلیا، دلت می‌خواد درمورد چیزی
‫که در آزمون دیدی با من حرف بزنی؟

338
00:16:08,100 --> 00:16:11,740
‫درموردش حرف زدن احتمالاً حالت رو بهتر نمی‌کنه.

339
00:16:12,290 --> 00:16:15,120
‫ولی اگه به من بگی، می‌تونیم باهم نگرانش باشیم.

340
00:16:15,590 --> 00:16:17,830
‫ولی نمی‌دونم که می‌تونم کمکی کنم یا نه...

341
00:16:17,830 --> 00:16:21,040
‫ولی آیا بهم اجازه می‌دی که من هم
‫با دشمن‌هایی که می‌جنگی بجنگم؟

342
00:16:26,780 --> 00:16:27,670
‫سوبارو...

343
00:16:28,160 --> 00:16:31,380
‫سوبارو، تو این همه به من ایمان داری...

344
00:16:40,070 --> 00:16:41,310
‫من...

345
00:16:42,040 --> 00:16:43,980
‫گذشته‌ای که من دیدم...

346
00:16:44,500 --> 00:16:48,300
‫فکر کنم خاطره‌ای بود از قبل از وقتی که به خواب برم.

347
00:16:49,140 --> 00:16:55,000
‫بهت نگفته بودم که برای مدت
‫طولانی‌ای در یخ منجمد بودم، درسته؟

348
00:16:55,000 --> 00:16:57,270
‫در یخ... منجمد بودی؟

349
00:16:57,270 --> 00:17:00,660
‫برای مدت طولانی‌ای در جنگل منجمد بودم.

350
00:17:01,300 --> 00:17:03,470
‫تا وقتی که پاک پیدام کرد و منو بیرون آورد،

351
00:17:03,470 --> 00:17:09,630
‫برای مدت خیلی خیلی طولانی‌ای داخل یخ خوابیده بودم.

352
00:17:10,800 --> 00:17:11,810
‫از کِی؟

353
00:17:11,810 --> 00:17:15,010
‫گمونم از وقتی که شش یا هفت سالم بود.

354
00:17:15,010 --> 00:17:18,070
‫تا قبل از اینکه جنگل یخ بزنه، فکر کنم
‫اونجا همه کنار هم زندگی می‌کردیم.

355
00:17:18,070 --> 00:17:18,980
‫فکر می‌کنی؟

356
00:17:18,980 --> 00:17:22,310
‫چیز زیادی قبل از اون اتفاق یادم نیست.

357
00:17:22,790 --> 00:17:24,420
‫خانواده‌ت چی؟

358
00:17:24,880 --> 00:17:28,020
‫خانواده‌م تو جنگل نبودن.

359
00:17:28,540 --> 00:17:31,350
‫ولی یه نفر بود که مثل یه مادر بود برام...

360
00:17:32,680 --> 00:17:33,410
‫ها؟

361
00:17:34,210 --> 00:17:35,750
‫چی، چرا...

362
00:17:37,140 --> 00:17:38,740
‫ما...در؟

363
00:17:42,350 --> 00:17:44,690
‫آروم باش. یواش یواش پیش برو.

364
00:17:46,150 --> 00:17:48,370
‫چه اتفاقی برای بقیه افتاد؟

365
00:17:49,420 --> 00:17:51,760
‫همون بلایی که... سر من اومد.

366
00:17:52,180 --> 00:17:53,590
‫در یخ منجمد شدن.

367
00:17:54,180 --> 00:17:55,880
‫توی جنگل زندگی می‌کردم،

368
00:17:56,060 --> 00:18:01,050
‫همراه پاک منتظر بودم تا بقیه
‫هم چشم‌هاشون رو باز کنن.

369
00:18:01,780 --> 00:18:03,720
‫ولی اون روز هیچوقت از راه نرسید.

370
00:18:04,730 --> 00:18:07,390
‫برای همین... از جنگل رفتم

371
00:18:08,010 --> 00:18:09,770
‫و در انتخابات سلطنتی شرکت کردم.

372
00:18:09,770 --> 00:18:10,300
‫ها؟

373
00:18:10,790 --> 00:18:13,650
‫جنگل چه ربطی به انتخابات سلطنتی داره؟

374
00:18:14,090 --> 00:18:16,970
‫رزوال بهم قول داد...

375
00:18:18,130 --> 00:18:21,100
‫اگر بتونی به تخت بنشینی،

376
00:18:21,100 --> 00:18:24,550
‫شاید بتونم یخی که این جنگل رو فرا گرفته آب کنم.

377
00:18:26,020 --> 00:18:27,390
‫نظرت راجب من تغییر کرد؟

378
00:18:28,100 --> 00:18:35,210
‫بقیه‌ی کاندیداها با اهداف و عزم قوی شرکت می‌کنند،

379
00:18:35,210 --> 00:18:38,590
‫ولی دلیل من خیلی خیلی شخصیه.

380
00:18:39,140 --> 00:18:42,930
‫پس این «دلیل خودخواهانه‌ای»ـه که درموردش حرف می‌زدی؟

381
00:18:44,980 --> 00:18:49,260
‫اینکه می‌خوای کسایی که برات مهم
‫هستن رو نجات بدی اصلا چیز بدی نیست.

382
00:18:49,650 --> 00:18:54,150
‫چه تعداد کمی رو نجات بدی، چه زیاد،
‫از شریف بودن کارت کم نمی‌کنه.

383
00:18:55,370 --> 00:18:56,040
‫اوهوم...

384
00:18:56,980 --> 00:18:59,360
‫خیلی... ممنونم.

385
00:19:03,410 --> 00:19:04,420
‫امیلیا؟

386
00:19:12,720 --> 00:19:15,460
‫خاطراتی که امیلیا بیاد نمیاره...

387
00:19:15,460 --> 00:19:18,080
‫سرنخی برای گذشتن از آزمون‌ها داره؟

388
00:19:21,040 --> 00:19:23,260
‫شاید امیلیا بیاد نیاره،

389
00:19:23,560 --> 00:19:25,220
‫ولی اگه از کسی که یادشه سوال کنم ...

390
00:19:37,290 --> 00:19:39,400
‫منو ببخش، امیلیا.

391
00:19:42,660 --> 00:19:43,630
‫آخ!

392
00:19:44,220 --> 00:19:46,790
‫این همه شدت دیگه لازم نبود.

393
00:19:47,200 --> 00:19:49,280
‫همم، مطمئن نیستم...

394
00:19:49,280 --> 00:19:51,700
‫بنظر می‌رسه عشق تو از نوع «پر نیاز» باشه،

395
00:19:51,700 --> 00:19:54,420
‫برای همین می‌ترسم بذارم کنار لیا بمونی.

396
00:19:54,420 --> 00:19:55,500
‫بزنم محوت کنم؟

397
00:19:55,500 --> 00:19:58,050
‫یه جور نگو که انگار چیز خاصی نیست!

398
00:19:58,050 --> 00:20:01,140
‫به هرحال، امیلیا-تان خیلی غمگینه...

399
00:20:01,140 --> 00:20:03,790
‫چون خانواده یا همون حیوون خونگیش فرار کرده.

400
00:20:03,790 --> 00:20:05,510
‫فرار نکردم دقیقاً.

401
00:20:05,510 --> 00:20:07,600
‫همیشه درونش بودم.

402
00:20:08,260 --> 00:20:10,680
‫ولی خوب شد که صدام زدی، سوبارو.

403
00:20:10,680 --> 00:20:13,000
‫خوش‌حال شدم، سوبارو.

404
00:20:18,410 --> 00:20:19,030
‫امیلیا!

405
00:20:28,250 --> 00:20:30,800
‫بازم خواب ترسناک دیدی؟

406
00:20:30,800 --> 00:20:31,690
‫پاک؟!

407
00:20:36,970 --> 00:20:39,280
‫خداروشکر! این همه وقت کجا بودی؟

408
00:20:39,280 --> 00:20:40,830
‫خیلی نگرانت بودم!

409
00:20:41,180 --> 00:20:43,390
‫دیگه اینطوری ناپدید نشو!

410
00:20:44,270 --> 00:20:44,930
‫پاک؟

411
00:20:45,600 --> 00:20:48,640
‫از همیشه کوچیک‌تر بنظر نمیام؟

412
00:20:49,620 --> 00:20:52,150
‫گمونم زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردم انرژیم تموم شد.

413
00:20:52,520 --> 00:20:55,730
‫البته، بصورت ارادی داشتم
‫پیمانمون رو میشکستم،

414
00:20:55,730 --> 00:20:59,360
‫پس گمونم منطقی بنظر می‌رسه که بزرگ‌ترین
‫قدرتم به عنوان یه روح رو از دست بدم.

415
00:20:59,360 --> 00:21:01,440
‫پیمانمون رو می‌شکستی؟

416
00:21:01,970 --> 00:21:03,900
‫چـ-چی داری می‌گی؟

417
00:21:03,900 --> 00:21:06,980
‫همه‌ی این مدت کنارت بودم.

418
00:21:06,980 --> 00:21:09,990
‫بخاطر دلایل شخصی نمی‌تونستم بهت بگم،

419
00:21:09,990 --> 00:21:11,590
‫و بخاطر مشکلات خودت،

420
00:21:12,500 --> 00:21:13,950
‫ولی از این به بعد...

421
00:21:15,400 --> 00:21:16,060
‫ها؟

422
00:21:18,240 --> 00:21:21,920
‫ها... چی؟! وایسا ببینم!

423
00:21:25,760 --> 00:21:28,080
‫بـ-بیچاره شدیم، پاک!

424
00:21:28,080 --> 00:21:30,190
‫سنگی که داخلش زندگی می‌کنی...

425
00:21:30,190 --> 00:21:31,470
‫منو ببخش، بیا.

426
00:21:31,840 --> 00:21:35,340
‫ای‌ کاش می‌تونستم همه چیز رو
‫برات توضیح بدم، ولی وقت ندارم.

427
00:21:35,660 --> 00:21:37,680
‫با اینکه برام دردناکه،

428
00:21:37,680 --> 00:21:42,560
‫ولی تو رو به کسی می‌سپارم که بعد
‫از من بیشترین عشق رو نسبت بهت داره.

429
00:21:42,560 --> 00:21:44,560
‫چی... داری می‌گی؟

430
00:21:45,260 --> 00:21:48,310
‫همچین کسی... همچین کسی نیست...

431
00:21:48,310 --> 00:21:49,010
‫لیا...

432
00:21:49,490 --> 00:21:52,550
‫پیمان بینمون رو میشکنم.

433
00:21:53,220 --> 00:21:55,390
‫واقعاً متأسفم که اینطوری یک طرفه شد.

434
00:21:55,970 --> 00:21:59,420
‫وقتی که من رفتم، مهری که روی
‫خاطراتت هست برداشته میشه.

435
00:21:59,420 --> 00:22:03,180
‫بیاد آوردنشون احتمالاً خیلی غمگینت می‌کنه.

436
00:22:03,640 --> 00:22:05,900
‫حتی شاید بیشتر از الان بخوای گریه کنی.

437
00:22:10,380 --> 00:22:11,290
‫امیلیا...‫

438
00:22:11,840 --> 00:22:15,020
‫خیلی خیلی دوستت دارم‫

439
00:22:15,020 --> 00:22:15,760
‫نه...

440
00:22:20,870 --> 00:22:23,360
‫همم، خوبه.

441
00:22:24,490 --> 00:22:25,150
‫لیا...

442
00:22:26,710 --> 00:22:30,870
‫من از هرکس دیگه‌ای تو دنیا بیشتر عاشقتم.

443
00:22:46,180 --> 00:22:48,300
‫امیلیا-ساما بیهوش شده؟

444
00:22:48,740 --> 00:22:52,580
‫آره، روحِ کاربرِ روحی ترکش کرد.

445
00:22:52,980 --> 00:22:56,260
‫اگه اینقدر دیوونه‌ش کنه که آزمون‌ها رو از دست بده،

446
00:22:56,260 --> 00:22:57,680
‫دیگه به چه دردمون می‌خوره؟

447
00:22:58,720 --> 00:23:00,630
‫اینطوری نگو.

448
00:23:00,630 --> 00:23:05,190
‫این مسئله‌ای مربوط به قلبه، برای همین براش غمگینم.

449
00:23:05,840 --> 00:23:08,900
‫ضمناً، گار جوان، درمورد سوی جوان...

450
00:23:09,400 --> 00:23:11,490
‫اون پسره که بخار بد بو دورش رو گرفته؟

451
00:23:11,910 --> 00:23:15,170
‫درسته. می‌دونم که قبلاً چی گفتم،

452
00:23:15,170 --> 00:23:18,590
‫ولی بنظر نمی‌رسه که ارتباطی با ساحره داشته باشه.

453
00:23:20,210 --> 00:23:21,670
‫کی می‌دونه.

454
00:23:22,390 --> 00:23:25,320
‫زودتر برو بخواب، عجوزه پیر.

455
00:23:25,320 --> 00:23:28,760
‫«گرگی که کل شب رو بیدار بمونه،
‫حسرت پاهای کوتاهش رو ‌می‌خوره.»

456
00:23:31,330 --> 00:23:33,270
‫امیلیا، حالت خوبه؟

457
00:23:33,650 --> 00:23:34,430
‫اوهوم.

458
00:23:34,800 --> 00:23:36,330
‫مطمئنم... که خوب می‌شم.

459
00:23:36,820 --> 00:23:40,340
‫دوست دارم فکر کنم که
‫تا صبح حالم خوب می‌شه.

460
00:23:45,740 --> 00:23:48,480
‫بـ-به هرحال، خیلی نگرانش نباش!

461
00:23:48,810 --> 00:23:50,610
‫اگه کاری هست که من بتونم انجامش بدم...

462
00:23:50,610 --> 00:23:53,700
‫چیز زیادی برای دادن ندارم،
‫ولی هرچی دارم مال توئه.

463
00:24:00,240 --> 00:24:01,460
‫امیلیا؟

464
00:24:02,000 --> 00:24:03,920
‫دستم رو نگه دار.

465
00:24:04,660 --> 00:24:07,050
‫تا صبح اینجا می‌مونی؟

466
00:24:07,530 --> 00:24:08,550
‫اگر بمونی...

467
00:24:09,370 --> 00:24:10,730
‫فکر کنم بتونم...

468
00:24:12,660 --> 00:24:13,760
‫ببخشید.

469
00:24:14,750 --> 00:24:15,660
‫ببخشید.

470
00:24:16,480 --> 00:24:17,340
‫خواهش می‌کنم...

471
00:24:20,850 --> 00:24:23,690
‫اگر این چیزیه که می‌خوای، پس خیلی راحته.

472
00:24:24,230 --> 00:24:27,380
‫وقتی صبح فرا برسه... وقتی فردا بشه، حالت خوب می‌شه.

473
00:24:27,960 --> 00:24:29,150
‫من باورت دارم.

474
00:24:32,160 --> 00:24:32,810
‫اوهوم.

475
00:24:42,290 --> 00:24:43,540
‫امیلیا!

476
00:24:46,920 --> 00:24:49,930
‫ببخشید امیلیا، منو ببخش.

477
00:24:50,720 --> 00:24:54,800
‫کسایی که اون دروغ محبت آمیز رو بهت
‫گفتن، که می‌خوان ازت محافظت کنن...

478
00:24:55,530 --> 00:24:57,040
‫لطفاً از اون‌ها متنفر نباش.

479
00:24:58,010 --> 00:25:02,520
‫امیلیا، خیلی دوستت دارم.

480
00:25:12,290 --> 00:25:14,110
‫مادر فورتونایِ دروغگو.

481
00:25:15,280 --> 00:25:16,820
‫پاک دروغگو.

482
00:25:18,520 --> 00:25:21,270
‫سوباروی... دروغگو.

483
00:25:24,290 --> 00:25:25,700
‫امیلیا-ساما!

484
00:25:25,700 --> 00:25:26,500
‫پیداش کردید؟

485
00:25:26,720 --> 00:25:27,550
‫نه.

486
00:25:29,500 --> 00:25:30,840
‫امیلیا-ساما!

487
00:25:31,120 --> 00:25:32,930
‫امیلیا-ساما!

488
00:25:32,930 --> 00:25:34,800
‫رام، اینجا چه خبره؟

489
00:25:34,800 --> 00:25:35,220
‫گارف...

490
00:25:36,090 --> 00:25:38,330
‫می‌دونی امیلیا-ساما کجا رفته؟

491
00:25:38,330 --> 00:25:38,930
‫چی؟

492
00:25:39,490 --> 00:25:42,000
‫امیلیا-ساما ناپدید شده.

493
00:25:42,470 --> 00:25:44,430
‫همه پخش شدن که دنبالش بگردن.

494
00:25:47,170 --> 00:25:49,900
‫خیلی خب، منم این دور و اطراف رو می‌گردم.

495
00:25:54,570 --> 00:25:56,070
‫هی، عجوزه! بیداری؟

496
00:25:56,800 --> 00:26:00,050
‫شاید یه نفر دنبال شازده خانوم بیاد اینجا.

497
00:26:00,050 --> 00:26:01,150
‫بهتره بری-

498
00:26:04,840 --> 00:26:07,080
‫عجوزه؟! عجوزه!

499
00:26:13,500 --> 00:26:15,460
‫بنظر می‌رسه یه کاسه‌ای زیر نیم‌ کاسه‌ست.

500
00:26:24,710 --> 00:26:26,430
‫عجوزه! اینجایی؟!

501
00:26:27,860 --> 00:26:29,480
‫اینجام نیست.

502
00:26:38,030 --> 00:26:40,140
‫امکان نداره. نکنه...

503
00:26:41,490 --> 00:26:42,340
‫عجوزه؟!

504
00:26:44,720 --> 00:26:47,910
‫از اینکه ناامیدتون می‌کنم متأسفم...

505
00:26:50,080 --> 00:26:52,310
‫ولی یک دوست ازم درخواست کمک کرد.

506
00:26:53,340 --> 00:26:57,010
‫متوجه‌ام که نقش کوچیکیه،
‫ولی قصد بازی کردنش رو دارم.

507
00:26:58,520 --> 00:26:59,540
‫تو...

508
00:26:59,540 --> 00:27:03,140
‫راستش، می‌خواستم اینجا درموردش باهاتون بحث کنم.

509
00:27:03,140 --> 00:27:04,770
‫بحث کنی؟

510
00:27:04,770 --> 00:27:09,510
‫درسته، می‌خواستم با شما همراه ریوزو...

511
00:27:09,510 --> 00:27:12,140
‫یا درواقع، در حضور شیما-سان باهاتون صحبت کنم.

512
00:27:12,140 --> 00:27:16,900
‫ولی انتظار قضیه‌ای که برای
‫امیلیا-ساما پیش اومد رو نداشتم.

513
00:27:17,690 --> 00:27:22,070
‫با این همه، نقشه‌های توطئه‌آمیز
‫بسیاری طرح ریزی شده بود.

514
00:27:23,360 --> 00:27:26,080
‫پس حالا که میزبان این ضیافت حضور نداره،

515
00:27:26,540 --> 00:27:28,910
‫چطوره شما نقش میزبان رو برعهده بگیرید؟

516
00:27:34,270 --> 00:27:35,390
‫... که می‌خوان ازت محافظت کنن...‫

517
00:27:35,390 --> 00:27:36,180
‫من رو ببخش.‫

518
00:27:36,180 --> 00:27:36,930
‫لطفاً ازشون متنفر نباش...‫

519
00:27:36,930 --> 00:27:37,490
‫امیلیا...‫

520
00:27:37,490 --> 00:27:38,870
‫کسایی که اون دروغ محبت‌امیز رو بهت گفتن....‫

521
00:27:38,870 --> 00:27:39,680
‫منو ببخش.‫

522
00:27:39,680 --> 00:27:41,050
‫خیلی دوستت دارم.‫

523
00:27:41,050 --> 00:27:43,850
‫آه، خداروشکر. بالاخره پیدات کردم.

524
00:27:47,380 --> 00:27:48,620
‫سوبارو؟

525
00:27:49,070 --> 00:27:59,070
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

526
00:27:53,700 --> 00:27:55,980
‫خب، بیا صحبت کنیم.

527
00:27:57,970 --> 00:27:59,070
‫امیلیا-تان.
