WEBVTT

00:05.780 --> 00:07.690
‫پایانی کنایه‌آمیز، ها؟

00:11.510 --> 00:14.110
‫این رو هم از اون کتاب عزیزت متوجه شدی؟

00:14.380 --> 00:16.360
‫هرچیزی که میگی از اون کتاب میاد.

00:16.360 --> 00:18.330
‫هیچ اراده‌ای از خودت نداری.

00:18.870 --> 00:20.490
‫این چیزی‌‍ه که داری میگی، درسته؟

00:20.490 --> 00:22.740
‫مجبورم نکن که حرف‌هام رو تکرار کنم.

00:24.090 --> 00:26.570
‫واقعاً که کله‌شقی.

00:26.570 --> 00:28.920
‫از اینجا بیرون بردنت چه مکافاتی بشه.

00:29.350 --> 00:33.160
‫منو ببری بیرون؟
‫داری درمورد چی حرف میزنی، گمونم؟

00:33.160 --> 00:35.030
‫هیچوقت ازت نخواستم که من رو...

00:35.030 --> 00:37.120
‫بنظر میرسه که انتظار شنیدن این رو نداشتی.

00:37.120 --> 00:40.310
‫مگه هرکاری که من می‌کنم
‫داخل اون کتاب نوشته نشده؟

00:46.910 --> 00:48.940
‫اینقدر به این کتاب نچسب.

00:51.920 --> 00:53.560
‫وقتی داری با من حرف می‌زنی،

00:53.560 --> 00:56.020
‫تو چشمای من نگاه کن، نه به یه کتاب!

00:54.700 --> 00:56.020
‫‫نـ-نه!

01:03.960 --> 01:05.660
‫چند وقت پیش بود که...

01:06.780 --> 01:10.000
‫کتاب دیگه آینده‌ی من رو نشون نمی‌داد.

01:10.800 --> 01:12.280
‫چندسالی میشه.

01:20.660 --> 01:24.790
‫قرارداد من، منو موظف به رسیدگی و نگه‌داری از
‫دانش موجود در این کتاب‌خونه می‌کنه، گمونم.

01:25.440 --> 01:27.100
‫کتاب‌خانه‌ای از دانش؟

01:27.660 --> 01:31.820
‫اون بیشتر از هرچیزی، از جمع‌آوری دانش لذت می‌برد.

01:35.020 --> 01:36.400
‫بئاتریس...

01:37.410 --> 01:40.220
‫تو یه روح تحت قرارداد اکیدنا هستی، درسته؟

01:43.030 --> 01:47.060
‫توی این کتاب چیزی نوشته نشده، ولی بازم تو...

01:47.530 --> 01:49.420
‫این آخرین چیزی بود که بهم گفت، گمونم.

01:49.890 --> 01:52.590
‫«روزی، اون شخص در کتاب‌خونه پدیدار میشه.»

01:53.470 --> 01:56.130
‫وظیفه‌ی من انتظار برای رسیدنِ اون روز بود.

01:57.310 --> 02:00.590
‫تمام این مدت من منتظر بوده‌ام.

02:01.100 --> 02:02.900
‫ولی «اون شخص» هیچ‌وقت پیداش نشد،

02:04.020 --> 02:06.310
‫و کتاب هم به من نگفت که
‫اون چه کسی خواهد بود.

02:06.980 --> 02:10.310
‫زمان همینطوری سپری شد، و بعدش...

02:10.900 --> 02:11.690
‫برای همین...

02:12.530 --> 02:15.280
‫مهم نیست که تو «اون شخص‌» هستی یا نه.

02:15.770 --> 02:18.040
‫اگر کسی که زندگی من رو به پایان میرسونه،

02:18.040 --> 02:20.110
‫کسی که قرارداد من رو به اتمام میرسونه،

02:20.110 --> 02:22.200
‫کسی که میتونه زندگی
‫من رو بگیره، تو هستی...

02:22.200 --> 02:24.300
‫به همین هم راضی‌ام، گمونم.

02:25.800 --> 02:27.850
‫چـ-چی میگی...

02:28.350 --> 02:30.710
‫داری میگی میخوای بمیری؟

02:30.710 --> 02:34.120
‫«میخوام بمیرم» کاملاً دقیق نیست.

02:34.750 --> 02:40.050
‫فقط میخوام که من رو از این قراردادی که
‫قرن‌‌ها دستم رو بسته آزاد کنی، گمونم.

02:40.050 --> 02:43.550
‫این چه فرقی با مردن داره؟!

02:44.770 --> 02:47.010
‫حتی به شوخی هم نگو که میخوای بمیری!

02:47.010 --> 02:51.350
‫به هرکس دیگه میتونی این حرف رو بزنی،
‫ولی اجازه نمیدم جلوی من این رو بگی!

02:53.380 --> 02:56.400
‫این خیلی خودخواهانه‌ست.

02:56.980 --> 02:59.610
‫درمورد من چی میدونی، گمونم؟

03:00.390 --> 03:05.540
‫چهارصد ساله که طبق توافقم در اینجا زندگی کردم.

03:06.110 --> 03:07.370
‫چهارصد سال؟

03:07.860 --> 03:09.630
‫هیچ‌وقت نگران نبودم، گمونم.

03:10.230 --> 03:12.070
‫چون کتاب رو داشتم.

03:13.010 --> 03:17.380
‫چندین و چند بار رویای پُر شدنِ صفحه‌ی آخرش رو دیدم.

03:18.370 --> 03:21.030
‫هردفعه که کسی اون دَر رو لمس می‌کرد،

03:21.030 --> 03:23.760
‫به قلبم خیانت می‌شد، گمونم.

03:24.580 --> 03:27.470
‫با گذشت زمان متوجه چیزی شدم.

03:28.200 --> 03:29.820
‫متوجه چی؟

03:30.240 --> 03:32.140
‫دلیل اینکه چیز دیگه‌ای داخلش نوشته نشده،

03:33.500 --> 03:37.070
‫اینه که اونجا جایی‌‍ه که آینده‌ی
‫صاحب کتاب به پایان می‌رسه.

03:37.360 --> 03:38.240
‫اشتباه می‌کنی!

03:38.710 --> 03:43.760
‫چرا همیشه اینطوری برای خودت نتیجه‌گیری می‌کنی؟!

03:43.760 --> 03:46.410
‫اگه می‌خواستی کسی برات کاری انجام بده،

03:46.410 --> 03:49.190
‫فقط لازم بود که مستقیماً ازشون بخوای!

03:49.190 --> 03:52.660
‫اگه درخواست کمک
‫می‌کردی، حتی من هم...

03:54.030 --> 03:56.340
‫لطفاً یه کاری انجام بده.

03:56.340 --> 03:59.170
‫همینه! همینطوری درخواست کن!

04:00.440 --> 04:02.150
‫لطفاً کمکم کن.

04:02.150 --> 04:03.260
‫درسته!

04:03.470 --> 04:05.710
‫اگر همینطوری دستت رو برای
‫کمک دراز کنی، حتی منم...

04:05.710 --> 04:06.320
‫پس...

04:06.320 --> 04:07.160
‫ازت می‌خوام...

04:08.180 --> 04:10.590
‫من رو بکشی، گمونم.

04:10.610 --> 04:20.610
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

04:20.980 --> 04:24.100
‫هیچ میدونی چقدر منتظرش بودم؟

04:25.140 --> 04:27.990
‫فکر کردی که همینطوری فقط تسلیم شده بودم، گمونم؟!

04:29.250 --> 04:32.250
‫ داری میگی که من رو از این تاریکیِ خیلی عمیقی که داخلش حتی...

04:32.510 --> 04:35.460
‫...دست دراز شده‌ی خودم رو نمیتونم ببینم، بیرون میاری؟

04:36.510 --> 04:39.030
‫اگه بگی این کار رو برای من انجام میدی،

04:40.010 --> 04:42.670
‫پس چرا... چرا...

04:43.240 --> 04:46.500
‫چرا من رو برای ۴۰۰ سال تنها گذاشتی؟!

04:47.890 --> 04:51.140
‫کمکم می‌کنی؟ نجاتم میدی؟

04:51.580 --> 04:54.140
‫پس چرا زودتر برای انجامش نیومدی؟!

04:54.480 --> 04:58.680
‫ناله‌هایی که برای کمک می‌کردم
‫و رستگاری‌ای که امیدش رو داشتم...

04:58.680 --> 05:00.860
‫آرزوهایی هستن که سالیانِ ساله که محو شدن!

05:04.160 --> 05:06.490
‫با اینحال، اگه هنوزم میگی
‫که میخوای من رو نجات بدی...

05:07.630 --> 05:09.210
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

05:12.080 --> 05:13.190
‫من رو...

05:13.940 --> 05:15.370
‫اول قرار بده.

05:16.100 --> 05:18.920
‫من رو اول قرار بده! اول به من فکر کن!

05:18.920 --> 05:20.290
‫اول من رو انتخاب کن!

05:20.290 --> 05:23.010
‫قرارداد من رو بازنویسی کن!
‫روی اون خط بکش!

05:23.010 --> 05:25.010
‫پاره پاره‌ش کن و من رو از اینجا ببر بیرون!

05:25.010 --> 05:27.220
‫منو به طرف خودت بکش! بغلم کن!

05:29.160 --> 05:32.240
‫امکان نداره که بتونی این‌
‫کارها رو انجام بدی، گمونم.

05:32.720 --> 05:36.810
‫پس در عوض... ازت می‌خوام که این
‫درمونده‌ی بدبخت رو نابود کنی.

05:38.680 --> 05:43.150
‫یا اینکه... برای بتی به «اون شخص» تبدیل میشی؟

05:44.520 --> 05:46.030
‫اگر نمیتونی، پس ازت می‌خوام...

05:46.790 --> 05:51.460
‫که با دستای خودت بتی رو بکشی، گمونم.

05:56.280 --> 05:59.790
‫ارواح به تنهایی حتی قادر به مرگ هم نیستن.

06:02.400 --> 06:04.500
‫چرا باید من باشم؟

06:06.960 --> 06:09.590
‫چرا، گمونم...

06:11.000 --> 06:12.220
‫من میدونم چرا.

06:13.040 --> 06:16.430
‫دلیل اینکه پایانم رو به تو میسپارم...

06:16.430 --> 06:19.060
‫خیلی شرمنده بابت مزاحمت.

06:19.450 --> 06:23.260
‫ولی ممکنه که من «اون شخص» برات بشم؟

06:24.040 --> 06:26.680
‫چه کسی به تو اجازه‌ی ورود داد، گمونم؟

06:27.080 --> 06:28.940
‫اینجا کتاب‌خانه‌ی ممنوعه‌ی منه.

06:28.940 --> 06:30.770
‫بدون اجازه کسی نباید واردش بشه.

06:30.770 --> 06:33.330
‫جادویی که برای مجزا کردن فضا استفاده می‌کنی،

06:33.330 --> 06:35.530
‫از درها به عنوان واسطه
‫استفاده می‌کنه، درسته؟

06:35.530 --> 06:40.120
‫وقتی متوجه این شدم، فقط لازم
‫بود که تمام درها رو باز بذارم.

06:40.360 --> 06:41.960
‫ساده‌ست، نه؟

06:42.670 --> 06:45.080
‫یکم وقت برد، ولی خیالم راحت شد که پیدات کردم.

06:45.080 --> 06:50.680
‫واقعاً خوشحالم که قبل از اینکه
‫میلی از دهکده برگرده، پیدات کردم.

06:50.680 --> 06:53.060
‫دهکده؟ چرا دهکده؟!

06:53.060 --> 06:55.590
‫آخه، بعضی از اهداف به اونجا فرار کردن،

06:56.040 --> 06:57.640
‫برای همین کار رو تقسیم کردیم.

06:58.040 --> 06:59.350
‫تقسیم کردین؟

06:59.600 --> 07:01.870
‫اهداف بیشتری داخل دهکده هستن،

07:01.870 --> 07:04.390
‫ولی هدفی که اینجاست مهم‌تره.

07:04.390 --> 07:08.770
‫بالاخره شانس اینو بهم میده که
‫بفهمم دل و روده‌ی یه روح چطوریه.

07:11.040 --> 07:12.450
‫داری ازش محافظت می‌کنی؟

07:12.450 --> 07:13.670
‫معلومه!

07:13.670 --> 07:15.280
‫چقدر باهم صمیمی هستید.

07:15.280 --> 07:18.990
‫حسودیم میشه. باهم دیگه
‫میفرستمتون به دیدار فرشته‌ها.

07:18.990 --> 07:19.450
‫شا-

07:19.450 --> 07:20.420
‫شاماک.

07:26.120 --> 07:28.170
‫چیکار می‌خوای بکنی، گمونم؟

07:28.170 --> 07:29.420
‫برم سمت دهکده!

07:33.270 --> 07:35.760
‫الآن اونجا رفتن هیچ فایده‌ای نداره.

07:36.130 --> 07:37.550
‫احمق نباش!

07:40.470 --> 07:42.940
‫عه، شما دوتایید.

07:43.450 --> 07:46.190
‫این‌ طرفا چی‌کار می‌کنید؟

07:46.530 --> 07:49.080
‫الزا چقدر بی‌دقت‌‍ه.

07:49.080 --> 07:50.010
‫تو...

07:50.620 --> 07:52.320
‫صبر کن ببینم، تو...

07:52.810 --> 07:56.930
‫اون روز که باهامون بازی کردی، خیلی خوش گذشت.

07:58.590 --> 07:59.830
‫چیزه...

08:00.080 --> 08:00.910
‫اونجا.

08:07.780 --> 08:09.420
‫یه استفاده کننده از حیوانات جادویی هستی؟!

08:10.820 --> 08:13.280
‫«میلی پورت‌روت» هستم.

08:13.280 --> 08:16.830
‫من رو با همچین اسم نچسبی صدا نزن.

08:19.160 --> 08:19.970
‫دهکده...

08:20.250 --> 08:22.050
‫سر رم و بقیه چه بلایی آوردی؟!

08:22.050 --> 08:25.290
‫این «رم»‌ـی که میگی رو نمیشناسم،

08:25.290 --> 08:28.140
‫ولی کاری که ازم خواسته شده بود رو انجام دادم.

08:28.140 --> 08:31.070
‫خدمتکار بزرگه و خدمتکار کوچولو‌‌ی عمارت رو...

08:31.560 --> 08:35.160
‫فقط حیف شد که خدمتکار
‫کوچولوئه پترا-چان از آب دراومد.

08:35.480 --> 08:39.000
‫حیف شد؟ چی‌داری میگی...

08:39.000 --> 08:42.000
‫نگران نباش! اون دوستم بود.

08:42.000 --> 08:45.410
‫مطمئن شدم که با یه گاز
‫کارش تموم بشه تا عذاب نکشه.

09:00.070 --> 09:02.030
‫چی شد؟ می‌خوای باهام بجنگی؟

09:02.460 --> 09:05.600
‫می‌دونی، من از بهم ریختن برنامه‌هام متنفرم.

09:06.020 --> 09:08.270
‫بهت تسلیت می‌گم، گمونم.

09:08.270 --> 09:10.940
‫برای همین اجازه میدم که همکارم کارت رو بسازه،

09:10.940 --> 09:13.150
‫همونطور که برای تقسیم کار توافق کرده بودیم.

09:13.670 --> 09:15.950
‫اینکه فرار کردید خیلی دوستانه نبود.

09:22.120 --> 09:25.910
‫اگر فکر می‌کنی که از جادوی سایه نمیشه
‫بصورت تهاجمی استفاده کرد، خیلی ساده‌لوحی.

09:26.240 --> 09:29.720
‫چه جالب. فکرش رو هم نمی‌کردم که
‫بتونی همچین کاری انجام بدی.

09:29.720 --> 09:30.500
‫چه دوست داشتنی.

09:30.500 --> 09:31.380
‫مینایا!

09:32.080 --> 09:36.010
‫قشنگ طعم پیکان‌های جادویی زمانِ ایستا رو بچش!

09:37.630 --> 09:39.970
‫فقط یه نگاه به این حمله کافیه تا-

09:43.760 --> 09:45.880
‫خب، این اشتباه از من بود.

09:48.280 --> 09:49.480
‫من خیلی از تو مسن‌ترم.

09:49.880 --> 09:52.070
‫حالا همونجایی که هستی از هم بپاش!

10:03.020 --> 10:07.920
‫ای بابا، الزا واقعاً که چه احمقیه.

10:08.320 --> 10:10.310
‫نفر بعدی تو هستی.

10:10.310 --> 10:10.790
‫چی-

10:11.090 --> 10:13.450
‫صبر کن! اون فقط یه بچه‌ست!

10:13.450 --> 10:15.620
‫دشمن دشمنه، بچه و غیر بچه نداره، گمونم.

10:15.620 --> 10:18.680
‫ولی... باید بگیریمش تا بهمون بگه که کی فرستادش.

10:19.060 --> 10:21.240
‫اگه بگم توی دردسر میفتم، پس شرمنده.

10:21.240 --> 10:23.290
‫از من حرفی بیرون نمیاد.

10:24.000 --> 10:26.050
‫ولی نمیخوام ببینم که تو یه بچه رو بکشی!

10:26.050 --> 10:28.140
‫هنوز داری اینطور صحبت می‌کنی...

10:32.210 --> 10:34.880
‫ای وای، چه احساس عجیبی.

10:36.430 --> 10:41.240
‫پس واقعاً ارواح از داخل با بقیه‌ی ما متفاوت‌اند.

10:47.610 --> 10:48.740
‫حالا...

10:49.840 --> 10:52.460
‫حالا... بالاخره...

11:01.700 --> 11:02.620
‫صبر کن...

11:11.820 --> 11:13.270
‫چطور...

11:13.810 --> 11:15.240
‫چرا؟!

11:21.700 --> 11:23.030
‫الـزا!

11:32.810 --> 11:35.140
‫این دفعه فقط تا اینجا پیش میرم؟

11:35.140 --> 11:36.590
‫نگاه توی چشمات‌ رو دوست ندارم.

11:40.550 --> 11:43.350
‫ای بابا، الزا، خیلی بی رحمی‌ها.

11:43.350 --> 11:44.880
‫دلت براش نمی‌سوزه؟

11:44.880 --> 11:47.820
‫کسی که دلم براش میسوزه، اون روحه.

11:47.820 --> 11:50.500
‫تصور کن که برای همچین پسری فدا بشی.

12:14.660 --> 12:15.960
‫من کجام...

12:25.830 --> 12:27.930
‫شوخی نکن.

12:33.810 --> 12:38.570
‫چقدر از این ماجرا رو پیش‌بینی کردی، اکیدنا؟

12:42.240 --> 12:43.110
‫سوبارو؟

12:43.860 --> 12:45.100
‫امیلیا...

12:45.860 --> 12:48.390
‫درسته، سوبارو. منم.

12:53.310 --> 12:54.870
‫بـ-ببخشید...

12:59.240 --> 13:00.490
‫امیلیا؟

13:00.960 --> 13:02.400
‫خیلی تنها بودم...

13:03.440 --> 13:05.610
‫خیلی تنها بودم، سوبارو.

13:06.450 --> 13:08.890
‫آخه ناپدید شدی و من رو تنها گذاشتی.

13:11.080 --> 13:13.530
‫نـ-نه، من...

13:14.880 --> 13:17.690
‫یه نامه گذاشتم... که همه چی رو توضیح می‌ده.

13:17.880 --> 13:18.940
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟

13:19.610 --> 13:20.260
ها؟

13:21.930 --> 13:24.260
‫لازم نیست بهونه بیاری.

13:24.260 --> 13:27.120
‫هرچی باشه، برگشتی پیشم.

13:28.080 --> 13:28.950
‫می‌دونی،

13:29.620 --> 13:31.160
‫من همیشه باور داشتم...

13:34.640 --> 13:37.580
‫که تو میای پیشم.

13:37.990 --> 13:43.670
‫که اگه توی انجام دادن وظیفه‌ام تمام تلاشمو بکنم،
‫تو میای تا نجاتم بدی.

13:44.160 --> 13:47.180
‫به‌هرحال، همیشه‌ی همیشه‌ همین‌کار رو می‌کردی.

13:47.590 --> 13:48.180
مگه‌نه؟

13:51.520 --> 13:52.560
‫سوبارو، می‌دونی...

13:53.070 --> 13:55.900
چطور همیشه سعی می‌کردی تا به موهام دست بزنی؟

13:56.900 --> 13:58.020
‫دارم لطفت رو جبران می‌کنم.

14:00.440 --> 14:02.480
‫خیلی ترسیده بودم.

14:03.060 --> 14:07.710
‫فکر می‌کردم که شاید واقعاً
‫از دستم خسته شدی.

14:08.200 --> 14:10.540
‫فکر می‌کردم رفته رفته ازم متنفر شدی.

14:11.390 --> 14:16.200
‫واسه همین ترسیدم و اومدم اینجا،
‫ولی هیچ فایده‌ای نداشت.

14:16.370 --> 14:20.680
‫برای همین وقتی اومدی، خیلی خیلی خوشحال شدم.

14:21.790 --> 14:23.670
‫همیشه باهام بمون.

14:24.030 --> 14:28.230
‫تا وقتی که تو رو دارم،
‫به هیچ‌چیز دیگه‌ای نیاز ندارم.

14:28.690 --> 14:30.440
‫بابت همه‌چیز شرمنده‌ام.

14:30.440 --> 14:34.260
‫امیدوارم تو هم درمورد من همین احساس رو داشته باشی.

14:36.010 --> 14:38.060
‫سوبارو، دوسِت دارم!

14:45.280 --> 14:48.020
ها؟ چشم چپت چی شده؟

14:48.020 --> 14:50.020
کدوم گوری گذاشتیش؟

14:50.630 --> 14:52.120
و شازده خانم کوش؟

14:53.430 --> 14:56.870
‫اگه امیلیا رو می‌گی... گفت که دوستم داره.

14:57.120 --> 14:58.080
ها؟

14:58.080 --> 14:59.600
‫گفت دوستم داره،

15:00.040 --> 15:03.220
‫و تا وقتی که منو داره،
‫به چیز دیگه‌ای نیاز نداره.

15:03.220 --> 15:04.540
‫حرومی...

15:04.540 --> 15:08.120
‫با اون صورت ناز، و اون صدای ناز،

15:08.120 --> 15:10.400
‫اینقدر نزدیک که می‌تونستیم با هم یکی بشیم...

15:10.400 --> 15:11.550
‫این چیزی‌‍ه که اون گفت.

15:11.550 --> 15:13.180
‫فکر می‌کنی الآن وقت اینـ-

15:13.180 --> 15:17.560
‫امکان نداره امیلیا بگه منو دوست داره!

15:18.060 --> 15:21.560
‫سنگ از آسمون بیاد... همچین حرفی نمی‌زنه.

15:22.360 --> 15:24.390
‫که به هیچ‌چیز دیگه‌ای نیاز نداره...

15:25.050 --> 15:26.020
‫عمراً.

15:26.280 --> 15:28.020
‫چـ- چی داری...

15:29.960 --> 15:33.810
‫فقط اگه پاک کنارش بود،

15:33.810 --> 15:37.670
‫امکان نداشت اینقدر به من تکیه کنه.

15:38.930 --> 15:45.080
‫یه نفر اینقدر اونو تحت فشار گذاشته که
‫چاره‌ای به‌جز متکی بودن به من نداشته.

15:45.080 --> 15:47.300
‫پس برای همینه که همه‌جارو برف گرفته؟!

15:47.300 --> 15:49.720
‫نیمه-ساحره رو بکشون بیرون!
‫اگه نمی‌تونی اینکارو...

15:49.720 --> 15:52.630
امیلیا رو بیارم بیرون تا جلوی برف رو بگیره؟

15:53.060 --> 15:54.190
‫نمی‌تونم اینکارو بکنم.

15:54.190 --> 15:55.320
‫چرا نه؟!

15:55.800 --> 15:58.940
‫اونی که باعث این برفه، امیلیا نیست.

15:58.940 --> 16:00.300
‫یکی دیگه‌ست.

16:00.300 --> 16:01.850
‫یکی دیگه؟!

16:02.720 --> 16:04.600
رزوال کجاست؟

16:04.870 --> 16:05.770
ها؟

16:11.400 --> 16:17.370
‫جواب گرفتن از اون، آخرین هدفیه که
‫توی این دنیا، لازمه بهش برسم.

16:18.560 --> 16:22.330
‫خب، خب. چه زوج کمیابی هستین شما دوتا.

16:22.760 --> 16:26.880
‫تو کسی هستی که داری کاری می‌کنی تا
‫توی پناهگاه برف بیاد، نه، رزوال؟

16:28.910 --> 16:32.130
سوبارو-کون، اینو از من شنیدی؟

16:35.390 --> 16:37.320
‫همم... که اینطور.

16:37.920 --> 16:39.880
‫که اینطور. مایه‌ی تأسفه.

16:40.800 --> 16:42.730
‫انکارش نمی‌کنی، هوی؟!

16:42.960 --> 16:48.410
‫می‌تونستم وانمود کنم که بی‌خبرم، ولی واضحه که شما دوتا
‫دلایلی برای پرسیدن این از من دارین،

16:48.410 --> 16:51.590
‫پس گمونم باید براش احترام قائل باشم.

16:51.590 --> 16:53.660
‫هه! خیلی ممنون!

16:53.660 --> 16:57.490
‫شاید منم باید کمی برای حماقتت احترام قائل شم!

16:57.490 --> 16:59.580
‫اجازه نمی‌دم به رزوال-ساما توهین کنی.

16:59.580 --> 17:01.440
‫الآن وقتش نیست که خودتو قاطی کنی!

17:01.440 --> 17:03.470
‫تویی که باید بکشی عقب، گارف!

17:03.470 --> 17:05.790
‫من نمی‌خوام اینو سر تو خالی کنم.

17:09.980 --> 17:10.830
‫رام...

17:11.470 --> 17:14.840
‫تو واقعاً خدمتکار عالی‌ای هستی.

17:31.640 --> 17:32.340
‫روز...

17:32.340 --> 17:34.020
‫من پای حرفم هستم.

17:34.890 --> 17:38.390
‫من این روح رو به تو تقدیم می‌کنم.

17:48.000 --> 17:49.220
‫روز...

17:49.820 --> 17:51.720
‫رام...

17:51.720 --> 17:54.840
‫رام... رام، رام، رام...

17:55.240 --> 17:58.010
‫رام، رام، رام، رام...

17:58.220 --> 18:00.590
‫رام! رام!

18:01.350 --> 18:03.350
‫رااام!

18:08.860 --> 18:11.620
‫نمی‌تونم بذارم اینجا تبدیل بشی.

18:13.120 --> 18:16.860
‫حالا، مطابقِ سوگندم، حرف بزنیم...

18:17.520 --> 18:18.950
‫ناتسوکی سوبارو-کون؟

18:21.340 --> 18:22.830
چرا کشتیشون؟

18:23.230 --> 18:25.850
‫مزاحم بحثمون شده بودن.

18:26.260 --> 18:29.550
‫کار وحشتناکی در حق رام بود،
‫ولی اگه این فرصت رو ایجاد نکرده بودم،

18:29.550 --> 18:31.800
‫شانس کمی برای شکست دادن گارفیل داشتم.

18:33.520 --> 18:34.300
ها؟

18:34.720 --> 18:36.270
‫چه واکنش غیرمنتظره‌ای.

18:36.720 --> 18:38.350
‫من همیشه تو رو...

18:38.350 --> 18:42.050
‫از اون تریپ آدم‌هایی می‌دونستم که در موقعیت‌هایی مثل این،
‫کورکورانه از کوره در می‌رن.

18:42.410 --> 18:45.340
منظورت از این حرف چیه، حرومی؟

18:45.340 --> 18:47.140
‫امکان نداره من...

18:47.140 --> 18:49.020
‫بذاری از این قسر در برم؟

18:50.680 --> 18:53.780
‫این‌طور... این‌طور نگام نکن!

18:53.780 --> 18:55.460
‫تو کدوم خری هستی؟!

18:55.460 --> 18:58.200
‫اونارو کشتی، همه‌ی اون حرفا رو
‫در مورد فرقه‌ی ساحره زدی...

18:58.200 --> 19:00.500
‫بارها ازم طفره می‌رفتی!

19:00.500 --> 19:01.660
‫بارها...

19:02.380 --> 19:04.870
‫آره، بارها، سوبارو-کون.

19:09.910 --> 19:12.780
‫خیلی‌خوب. از اونجایی که نمی‌فهمی،

19:12.780 --> 19:16.160
‫جوری برات توضیح می‌دم که اگه خودم بودم می‌فهمیدم.

19:17.550 --> 19:21.050
‫تو از مرگ اونا احساس غم و غصه نداری.

19:21.580 --> 19:25.720
‫احساس شوکه شدن و خشم داری،
‫ولی غم و غصه نه.

19:26.160 --> 19:30.260
‫این بخاطر این نیست که فکر می‌کنی
‫این چیزیه که می‌تونی خنثی کنیش؟

19:31.610 --> 19:32.600
می‌دونستی؟

19:33.410 --> 19:38.480
‫نشون دادنِ این احتمالاً سریع‌ترین راه
‫برای توضیح دادن باشه.

19:38.880 --> 19:40.720
‫این یه انجیل نیست.

19:40.720 --> 19:42.700
‫یکی از اون نوشته‌های ناقص نیست،

19:42.700 --> 19:44.810
‫بلکه نوشته‌ی حقیقی و اصلیه،
‫که فقط دو نسخه ازش وجود داره.

19:45.360 --> 19:47.080
تو هم یکی داری؟

19:47.510 --> 19:53.080
‫به نظر میاد که لازم نیست بهت توضیح بدم توی این کتاب چیه،
‫یا کی اون نسخه‌ی دیگه رو داره.

19:54.950 --> 19:56.290
‫از روی ظاهرت،

19:56.820 --> 20:00.550
‫حدس می‌زنم بئاتریس موفق شد به
‫عزیزترین آرزوش یعنی مُردنش جامه‌ی عمل بپوشونه؟

20:01.660 --> 20:03.200
عزیزترین آرزوش؟

20:03.600 --> 20:09.060
‫اینکه... اونطوری بمیره عزیزترین آرزوش بود؟!

20:09.060 --> 20:11.010
‫اين چيزيه که داری می‌گی؟!

20:11.010 --> 20:13.110
‫این چیزیه که اون می‌خواست.

20:13.600 --> 20:15.350
‫بهش حسودیم می‌شه.

20:16.000 --> 20:20.400
‫اینطور به‌نظر می‌رسه که من قادر نیستم
‫به عزیزترین آرزوم جامه‌ی عمل بپوشونم.

20:21.990 --> 20:24.840
تو... می‌خوای چیکار کنی؟

20:24.840 --> 20:26.360
‫چرا این‌طوری‌ هستی؟!

20:26.360 --> 20:29.940
‫نمی‌تونم بگم. من قسمِ خودم رو خوردم.

20:29.940 --> 20:31.750
‫هرچند، اینو می‌گم.

20:33.020 --> 20:37.920
‫من همیشه نهایت تلاشم رو می‌کنم تا
‫به عزیزترین آرزوم جامه‌ی عمل بپوشونم.

20:38.170 --> 20:39.690
‫تمام دسیسه‌هام،

20:39.690 --> 20:42.670
‫رفتارهای غیرانسانیم، و کمک و پشتیبانی‌هام،
‫همه برای اون هدف هستن.

20:43.510 --> 20:46.000
تو هم از اون کتاب پیروی می‌کنی؟

20:47.410 --> 20:49.600
‫پس این برف هم توی کتاب هست؟!

20:49.920 --> 20:52.290
‫اون بهت گفت که کاری کنه برف بباره؟!

20:52.290 --> 20:53.450
‫چرا؟!

20:53.450 --> 20:54.730
‫چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟

20:55.290 --> 20:57.060
‫تا امیلیا-ساما رو تنها کنم.

20:57.490 --> 20:59.130
هـ-ها؟

20:59.130 --> 21:01.130
‫طوفان برف توی این فصل، اونم توی جایی که اون هستش،

21:01.130 --> 21:03.970
‫جایی که ارتباط عمیقی با ساحره داره؛

21:04.460 --> 21:08.820
‫گارفیل محکومش می‌کنه، و روستایی‌ها
‫با طلسم‌های سرما آشنایی دارن.

21:08.820 --> 21:14.260
‫امیلیا-ساما بعدش تنها می‌شد و
‫از نظر عاطفی متزلزل می‌شد.

21:14.710 --> 21:16.040
‫تو...

21:16.040 --> 21:19.520
‫و اگه بهت تکیه می‌کرد، تو هیچ‌وقت نمی‌تونستی
‫ازش فاصله بگیری.

21:19.520 --> 21:22.650
‫پس برای همین با نامه‌ام اون کارو کردی؟

21:22.650 --> 21:23.620
‫نامه؟

21:24.230 --> 21:28.350
‫درهر صورت، تویِ فعلی نمی‌تونی آینده‌ای که در نوشته
‫نشون داده شده رو به ارمغان بیاری.

21:29.150 --> 21:32.520
‫اگه تناقضی وجود داره، باید برطرف بشه.

21:33.450 --> 21:35.120
‫می‌خوای منو بکشی؟

21:35.120 --> 21:38.450
‫کشتنِ تو سُرنا را از ته زدن‌‍ه.

21:35.120 --> 21:38.450
‫* کاری را وارونه انجام دادن

21:38.450 --> 21:40.020
‫مهم نیست چه اتفاقی برات بیافته،

21:40.020 --> 21:43.440
‫می‌خوام برای تلاش مجدد در فرصت بعدی آماده باشی.

21:43.440 --> 21:44.100
ها؟

21:44.480 --> 21:48.820
‫من نمی‌تونم بکشمت، ولی کارهای دیگه‌ای هست
‫که می‌تونم انجام بدم.

21:48.820 --> 21:49.740
‫اشتباه می‌کنم؟

21:51.860 --> 21:53.880
‫با در نظر گرفتن آینده‌ای که من و تو سهیم می‌شیم،

21:53.880 --> 21:56.840
‫این شاید راه خیلی هوشمندانه‌ای برای انجام کارها نباشه.

21:56.840 --> 21:57.920
درست ازش استفاده کردم؟

22:12.990 --> 22:16.540
‫حتی بعد از همه‌‌ی اینا،
‫مشکلی نداری که دوباره شروع کنی؟

22:17.040 --> 22:18.660
‫روزوال...

22:19.490 --> 22:23.230
‫تو راجع‌به شروعِ دوباره حرف می‌زنی،

22:23.780 --> 22:26.540
‫ولی اینکه با فرض اینکه دوباره شروع می‌کنه و بس،‫

22:26.540 --> 22:30.830
‫نقشه بکشی که با طرف چیکار کنی، دیوانگی‌‌‍ه.

22:32.130 --> 22:34.700
‫ظاهراً بحثمون تمومه.

22:35.720 --> 22:36.330
‫«گوآ»!

22:38.280 --> 22:42.090
‫که اینطور، که اینطور.
‫پس اینطوری تموم می‌شه.

22:51.350 --> 22:52.660
خرگوش بزرگ؟

22:54.290 --> 22:56.090
‫ولی تازه روز دومه که...

22:56.510 --> 22:58.570
‫احتمالاً به‌خاطر این برفه.

22:59.300 --> 23:03.940
‫دافنه گفت که خرگوش بزرگ به مقادیر
‫عظیمی از مانا جذب می‌شه...

23:04.570 --> 23:08.120
‫رزوال، فعلاً آتش‌بس اعلام می‌کنم.

23:08.120 --> 23:10.730
‫باید به امیلیا ملحق بشیم،
‫و همه رو ببریم بیرون!

23:12.400 --> 23:13.860
‫و چطور اینکارو بکنیم؟

23:14.580 --> 23:19.250
‫تا وقتی که آزمون تموم نشده، کسایی که توی پناهگاه هستن
‫نمی‌تونن حصار رو ترک کنن.

23:19.500 --> 23:21.640
‫هنوز کارم تموم نشده!

23:21.640 --> 23:24.810
‫تو شاید فکر کنی که این می‌تونه تا
‫دفعه‌ی بعد منتظر باشه، ولی...

23:24.810 --> 23:28.220
‫به‌نظر راجع‌به یک چیز
‫اشتباه می‌کنی، سوبارو-کون.

23:29.420 --> 23:32.860
‫شاید تو بتونی دوباره شروع کنی، ولی من نمی‌تونم.

23:34.980 --> 23:36.990
‫منِ فعلی اینجا کارش تمومه.

23:37.560 --> 23:39.780
‫ولی اشکالی نداره.

23:40.320 --> 23:43.920
‫منِ دیگه، که خودم نیست،
‫بعد از اینکه دوباره شروع کردی اونجا خواهد بود.

23:43.920 --> 23:45.940
‫‫پس تا وقتی که اون منِ دیگه یه روزی
‫به هدفم جامه‌ی عمل بپوشونه، فرقی نداره.

23:45.940 --> 23:47.660
‫پس تا وقتی که اون منِ دیگه یه روزی
‫به هدفم جامه‌ی عمل بپوشونه، فرقی نداره.

23:49.780 --> 23:52.450
‫این طرز فکر انسان‌های عادی نیست.

23:54.040 --> 23:58.410
‫روزی می‌رسه که تو واقعاً به پای من برسی.

23:58.690 --> 24:00.440
‫بهم گوش بده، سوبارو-کون.

24:00.440 --> 24:04.750
‫یه چیزی هست که واقعاً و واقعاً برات عزیزترینه.

24:05.430 --> 24:07.770
‫باید از شر هرچیزی به‌‌جز اون خلاص بشی.

24:07.770 --> 24:11.790
‫و به‌هیچ‌چیزی به‌جز محافظت از اون
‫چیزی که عزیزترینه، فکر نکنی.

24:13.660 --> 24:14.840
‫با انجام اون‌کار...

24:20.110 --> 24:21.100
‫رزوال!

24:22.000 --> 24:25.360
‫... می‌تونی شبیه من بشی.

24:46.150 --> 24:47.150
سوبارو؟

24:47.600 --> 24:49.300
‫خودتی، سوبارو!

24:53.350 --> 24:55.630
ای خدا، کجا بودی؟

24:56.360 --> 24:58.450
‫خیلی نگران بودم.

24:59.920 --> 25:01.640
از پا افتادی؟

25:04.990 --> 25:07.790
‫که اینطور! خیلی‌خوب، پس.

25:10.720 --> 25:12.220
‫سوبارو! سوبارو!

25:15.270 --> 25:17.870
‫تو دوست داری که سرت رو بذاری رو پام، نه؟

25:22.440 --> 25:24.760
سوبارو، خوابت میاد؟

25:35.970 --> 25:37.470
‫به خودت فشار نیار.

25:37.840 --> 25:41.940
‫آخه تو همیشه به‌خاطر بقیه یه عالمه
‫به خودت فشار میاری.

25:44.480 --> 25:46.140
‫این بهم احساسات ضد و نقیضی می‌ده.

25:46.430 --> 25:50.120
‫من ازت می‌خوام به خودت فقط برای من،
‫یه عالمه فشار بیاری.

25:50.120 --> 25:53.650
‫ولی از سوبارویی که هیچوقت هیچکس
‫دیگه‌ای رو نمی‌بینه، خوشم نمیاد.

25:53.960 --> 25:56.980
عذر می‌خوام. من خیلی خودخواهم، نه؟

25:57.000 --> 26:06.000
« ارائه شده توسط وبسایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

26:06.870 --> 26:09.880
طعم

26:06.870 --> 26:09.880
ـِ

26:06.870 --> 26:09.880
مرگ
