1
00:00:05,780 --> 00:00:07,690
‫پایانی کنایه‌آمیز، ها؟

2
00:00:11,510 --> 00:00:14,110
‫این رو هم از اون کتاب عزیزت متوجه شدی؟

3
00:00:14,380 --> 00:00:16,360
‫هرچیزی که میگی از اون کتاب میاد.

4
00:00:16,360 --> 00:00:18,330
‫هیچ اراده‌ای از خودت نداری.

5
00:00:18,870 --> 00:00:20,490
‫این چیزی‌‍ه که داری میگی، درسته؟

6
00:00:20,490 --> 00:00:22,740
‫مجبورم نکن که حرف‌هام رو تکرار کنم.

7
00:00:24,090 --> 00:00:26,570
‫واقعاً که کله‌شقی.

8
00:00:26,570 --> 00:00:28,920
‫از اینجا بیرون بردنت چه مکافاتی بشه.

9
00:00:29,350 --> 00:00:33,160
‫منو ببری بیرون؟
‫داری درمورد چی حرف میزنی، گمونم؟

10
00:00:33,160 --> 00:00:35,030
‫هیچوقت ازت نخواستم که من رو...

11
00:00:35,030 --> 00:00:37,120
‫بنظر میرسه که انتظار شنیدن این رو نداشتی.

12
00:00:37,120 --> 00:00:40,310
‫مگه هرکاری که من می‌کنم
‫داخل اون کتاب نوشته نشده؟

13
00:00:46,910 --> 00:00:48,940
‫اینقدر به این کتاب نچسب.

14
00:00:51,920 --> 00:00:53,560
‫وقتی داری با من حرف می‌زنی،

15
00:00:53,560 --> 00:00:56,020
‫تو چشمای من نگاه کن، نه به یه کتاب!

16
00:00:54,700 --> 00:00:56,020
‫‫نـ-نه!

17
00:01:03,960 --> 00:01:05,660
‫چند وقت پیش بود که...

18
00:01:06,780 --> 00:01:10,000
‫کتاب دیگه آینده‌ی من رو نشون نمی‌داد.

19
00:01:10,800 --> 00:01:12,280
‫چندسالی میشه.

20
00:01:20,660 --> 00:01:24,790
‫قرارداد من، منو موظف به رسیدگی و نگه‌داری از
‫دانش موجود در این کتاب‌خونه می‌کنه، گمونم.

21
00:01:25,440 --> 00:01:27,100
‫کتاب‌خانه‌ای از دانش؟

22
00:01:27,660 --> 00:01:31,820
‫اون بیشتر از هرچیزی، از جمع‌آوری دانش لذت می‌برد.

23
00:01:35,020 --> 00:01:36,400
‫بئاتریس...

24
00:01:37,410 --> 00:01:40,220
‫تو یه روح تحت قرارداد اکیدنا هستی، درسته؟

25
00:01:43,030 --> 00:01:47,060
‫توی این کتاب چیزی نوشته نشده، ولی بازم تو...

26
00:01:47,530 --> 00:01:49,420
‫این آخرین چیزی بود که بهم گفت، گمونم.

27
00:01:49,890 --> 00:01:52,590
‫«روزی، اون شخص در کتاب‌خونه پدیدار میشه.»

28
00:01:53,470 --> 00:01:56,130
‫وظیفه‌ی من انتظار برای رسیدنِ اون روز بود.

29
00:01:57,310 --> 00:02:00,590
‫تمام این مدت من منتظر بوده‌ام.

30
00:02:01,100 --> 00:02:02,900
‫ولی «اون شخص» هیچ‌وقت پیداش نشد،

31
00:02:04,020 --> 00:02:06,310
‫و کتاب هم به من نگفت که
‫اون چه کسی خواهد بود.

32
00:02:06,980 --> 00:02:10,310
‫زمان همینطوری سپری شد، و بعدش...

33
00:02:10,900 --> 00:02:11,690
‫برای همین...

34
00:02:12,530 --> 00:02:15,280
‫مهم نیست که تو «اون شخص‌» هستی یا نه.

35
00:02:15,770 --> 00:02:18,040
‫اگر کسی که زندگی من رو به پایان میرسونه،

36
00:02:18,040 --> 00:02:20,110
‫کسی که قرارداد من رو به اتمام میرسونه،

37
00:02:20,110 --> 00:02:22,200
‫کسی که میتونه زندگی
‫من رو بگیره، تو هستی...

38
00:02:22,200 --> 00:02:24,300
‫به همین هم راضی‌ام، گمونم.

39
00:02:25,800 --> 00:02:27,850
‫چـ-چی میگی...

40
00:02:28,350 --> 00:02:30,710
‫داری میگی میخوای بمیری؟

41
00:02:30,710 --> 00:02:34,120
‫«میخوام بمیرم» کاملاً دقیق نیست.

42
00:02:34,750 --> 00:02:40,050
‫فقط میخوام که من رو از این قراردادی که
‫قرن‌‌ها دستم رو بسته آزاد کنی، گمونم.

43
00:02:40,050 --> 00:02:43,550
‫این چه فرقی با مردن داره؟!

44
00:02:44,770 --> 00:02:47,010
‫حتی به شوخی هم نگو که میخوای بمیری!

45
00:02:47,010 --> 00:02:51,350
‫به هرکس دیگه میتونی این حرف رو بزنی،
‫ولی اجازه نمیدم جلوی من این رو بگی!

46
00:02:53,380 --> 00:02:56,400
‫این خیلی خودخواهانه‌ست.

47
00:02:56,980 --> 00:02:59,610
‫درمورد من چی میدونی، گمونم؟

48
00:03:00,390 --> 00:03:05,540
‫چهارصد ساله که طبق توافقم در اینجا زندگی کردم.

49
00:03:06,110 --> 00:03:07,370
‫چهارصد سال؟

50
00:03:07,860 --> 00:03:09,630
‫هیچ‌وقت نگران نبودم، گمونم.

51
00:03:10,230 --> 00:03:12,070
‫چون کتاب رو داشتم.

52
00:03:13,010 --> 00:03:17,380
‫چندین و چند بار رویای پُر شدنِ صفحه‌ی آخرش رو دیدم.

53
00:03:18,370 --> 00:03:21,030
‫هردفعه که کسی اون دَر رو لمس می‌کرد،

54
00:03:21,030 --> 00:03:23,760
‫به قلبم خیانت می‌شد، گمونم.

55
00:03:24,580 --> 00:03:27,470
‫با گذشت زمان متوجه چیزی شدم.

56
00:03:28,200 --> 00:03:29,820
‫متوجه چی؟

57
00:03:30,240 --> 00:03:32,140
‫دلیل اینکه چیز دیگه‌ای داخلش نوشته نشده،

58
00:03:33,500 --> 00:03:37,070
‫اینه که اونجا جایی‌‍ه که آینده‌ی
‫صاحب کتاب به پایان می‌رسه.

59
00:03:37,360 --> 00:03:38,240
‫اشتباه می‌کنی!

60
00:03:38,710 --> 00:03:43,760
‫چرا همیشه اینطوری برای خودت نتیجه‌گیری می‌کنی؟!

61
00:03:43,760 --> 00:03:46,410
‫اگه می‌خواستی کسی برات کاری انجام بده،

62
00:03:46,410 --> 00:03:49,190
‫فقط لازم بود که مستقیماً ازشون بخوای!

63
00:03:49,190 --> 00:03:52,660
‫اگه درخواست کمک
‫می‌کردی، حتی من هم...

64
00:03:54,030 --> 00:03:56,340
‫لطفاً یه کاری انجام بده.

65
00:03:56,340 --> 00:03:59,170
‫همینه! همینطوری درخواست کن!

66
00:04:00,440 --> 00:04:02,150
‫لطفاً کمکم کن.

67
00:04:02,150 --> 00:04:03,260
‫درسته!

68
00:04:03,470 --> 00:04:05,710
‫اگر همینطوری دستت رو برای
‫کمک دراز کنی، حتی منم...

69
00:04:05,710 --> 00:04:06,320
‫پس...

70
00:04:06,320 --> 00:04:07,160
‫ازت می‌خوام...

71
00:04:08,180 --> 00:04:10,590
‫من رو بکشی، گمونم.

72
00:04:10,610 --> 00:04:20,610
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

73
00:04:20,980 --> 00:04:24,100
‫هیچ میدونی چقدر منتظرش بودم؟

74
00:04:25,140 --> 00:04:27,990
‫فکر کردی که همینطوری فقط تسلیم شده بودم، گمونم؟!

75
00:04:29,250 --> 00:04:32,250
‫ داری میگی که من رو از این تاریکیِ خیلی عمیقی که داخلش حتی...

76
00:04:32,510 --> 00:04:35,460
‫...دست دراز شده‌ی خودم رو نمیتونم ببینم، بیرون میاری؟

77
00:04:36,510 --> 00:04:39,030
‫اگه بگی این کار رو برای من انجام میدی،

78
00:04:40,010 --> 00:04:42,670
‫پس چرا... چرا...

79
00:04:43,240 --> 00:04:46,500
‫چرا من رو برای ۴۰۰ سال تنها گذاشتی؟!

80
00:04:47,890 --> 00:04:51,140
‫کمکم می‌کنی؟ نجاتم میدی؟

81
00:04:51,580 --> 00:04:54,140
‫پس چرا زودتر برای انجامش نیومدی؟!

82
00:04:54,480 --> 00:04:58,680
‫ناله‌هایی که برای کمک می‌کردم
‫و رستگاری‌ای که امیدش رو داشتم...

83
00:04:58,680 --> 00:05:00,860
‫آرزوهایی هستن که سالیانِ ساله که محو شدن!

84
00:05:04,160 --> 00:05:06,490
‫با اینحال، اگه هنوزم میگی
‫که میخوای من رو نجات بدی...

85
00:05:07,630 --> 00:05:09,210
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

86
00:05:12,080 --> 00:05:13,190
‫من رو...

87
00:05:13,940 --> 00:05:15,370
‫اول قرار بده.

88
00:05:16,100 --> 00:05:18,920
‫من رو اول قرار بده! اول به من فکر کن!

89
00:05:18,920 --> 00:05:20,290
‫اول من رو انتخاب کن!

90
00:05:20,290 --> 00:05:23,010
‫قرارداد من رو بازنویسی کن!
‫روی اون خط بکش!

91
00:05:23,010 --> 00:05:25,010
‫پاره پاره‌ش کن و من رو از اینجا ببر بیرون!

92
00:05:25,010 --> 00:05:27,220
‫منو به طرف خودت بکش! بغلم کن!

93
00:05:29,160 --> 00:05:32,240
‫امکان نداره که بتونی این‌
‫کارها رو انجام بدی، گمونم.

94
00:05:32,720 --> 00:05:36,810
‫پس در عوض... ازت می‌خوام که این
‫درمونده‌ی بدبخت رو نابود کنی.

95
00:05:38,680 --> 00:05:43,150
‫یا اینکه... برای بتی به «اون شخص» تبدیل میشی؟

96
00:05:44,520 --> 00:05:46,030
‫اگر نمیتونی، پس ازت می‌خوام...

97
00:05:46,790 --> 00:05:51,460
‫که با دستای خودت بتی رو بکشی، گمونم.

98
00:05:56,280 --> 00:05:59,790
‫ارواح به تنهایی حتی قادر به مرگ هم نیستن.

99
00:06:02,400 --> 00:06:04,500
‫چرا باید من باشم؟

100
00:06:06,960 --> 00:06:09,590
‫چرا، گمونم...

101
00:06:11,000 --> 00:06:12,220
‫من میدونم چرا.

102
00:06:13,040 --> 00:06:16,430
‫دلیل اینکه پایانم رو به تو میسپارم...

103
00:06:16,430 --> 00:06:19,060
‫خیلی شرمنده بابت مزاحمت.

104
00:06:19,450 --> 00:06:23,260
‫ولی ممکنه که من «اون شخص» برات بشم؟

105
00:06:24,040 --> 00:06:26,680
‫چه کسی به تو اجازه‌ی ورود داد، گمونم؟

106
00:06:27,080 --> 00:06:28,940
‫اینجا کتاب‌خانه‌ی ممنوعه‌ی منه.

107
00:06:28,940 --> 00:06:30,770
‫بدون اجازه کسی نباید واردش بشه.

108
00:06:30,770 --> 00:06:33,330
‫جادویی که برای مجزا کردن فضا استفاده می‌کنی،

109
00:06:33,330 --> 00:06:35,530
‫از درها به عنوان واسطه
‫استفاده می‌کنه، درسته؟

110
00:06:35,530 --> 00:06:40,120
‫وقتی متوجه این شدم، فقط لازم
‫بود که تمام درها رو باز بذارم.

111
00:06:40,360 --> 00:06:41,960
‫ساده‌ست، نه؟

112
00:06:42,670 --> 00:06:45,080
‫یکم وقت برد، ولی خیالم راحت شد که پیدات کردم.

113
00:06:45,080 --> 00:06:50,680
‫واقعاً خوشحالم که قبل از اینکه
‫میلی از دهکده برگرده، پیدات کردم.

114
00:06:50,680 --> 00:06:53,060
‫دهکده؟ چرا دهکده؟!

115
00:06:53,060 --> 00:06:55,590
‫آخه، بعضی از اهداف به اونجا فرار کردن،

116
00:06:56,040 --> 00:06:57,640
‫برای همین کار رو تقسیم کردیم.

117
00:06:58,040 --> 00:06:59,350
‫تقسیم کردین؟

118
00:06:59,600 --> 00:07:01,870
‫اهداف بیشتری داخل دهکده هستن،

119
00:07:01,870 --> 00:07:04,390
‫ولی هدفی که اینجاست مهم‌تره.

120
00:07:04,390 --> 00:07:08,770
‫بالاخره شانس اینو بهم میده که
‫بفهمم دل و روده‌ی یه روح چطوریه.

121
00:07:11,040 --> 00:07:12,450
‫داری ازش محافظت می‌کنی؟

122
00:07:12,450 --> 00:07:13,670
‫معلومه!

123
00:07:13,670 --> 00:07:15,280
‫چقدر باهم صمیمی هستید.

124
00:07:15,280 --> 00:07:18,990
‫حسودیم میشه. باهم دیگه
‫میفرستمتون به دیدار فرشته‌ها.

125
00:07:18,990 --> 00:07:19,450
‫شا-

126
00:07:19,450 --> 00:07:20,420
‫شاماک.

127
00:07:26,120 --> 00:07:28,170
‫چیکار می‌خوای بکنی، گمونم؟

128
00:07:28,170 --> 00:07:29,420
‫برم سمت دهکده!

129
00:07:33,270 --> 00:07:35,760
‫الآن اونجا رفتن هیچ فایده‌ای نداره.

130
00:07:36,130 --> 00:07:37,550
‫احمق نباش!

131
00:07:40,470 --> 00:07:42,940
‫عه، شما دوتایید.

132
00:07:43,450 --> 00:07:46,190
‫این‌ طرفا چی‌کار می‌کنید؟

133
00:07:46,530 --> 00:07:49,080
‫الزا چقدر بی‌دقت‌‍ه.

134
00:07:49,080 --> 00:07:50,010
‫تو...

135
00:07:50,620 --> 00:07:52,320
‫صبر کن ببینم، تو...

136
00:07:52,810 --> 00:07:56,930
‫اون روز که باهامون بازی کردی، خیلی خوش گذشت.

137
00:07:58,590 --> 00:07:59,830
‫چیزه...

138
00:08:00,080 --> 00:08:00,910
‫اونجا.

139
00:08:07,780 --> 00:08:09,420
‫یه استفاده کننده از حیوانات جادویی هستی؟!

140
00:08:10,820 --> 00:08:13,280
‫«میلی پورت‌روت» هستم.

141
00:08:13,280 --> 00:08:16,830
‫من رو با همچین اسم نچسبی صدا نزن.

142
00:08:19,160 --> 00:08:19,970
‫دهکده...

143
00:08:20,250 --> 00:08:22,050
‫سر رم و بقیه چه بلایی آوردی؟!

144
00:08:22,050 --> 00:08:25,290
‫این «رم»‌ـی که میگی رو نمیشناسم،

145
00:08:25,290 --> 00:08:28,140
‫ولی کاری که ازم خواسته شده بود رو انجام دادم.

146
00:08:28,140 --> 00:08:31,070
‫خدمتکار بزرگه و خدمتکار کوچولو‌‌ی عمارت رو...

147
00:08:31,560 --> 00:08:35,160
‫فقط حیف شد که خدمتکار
‫کوچولوئه پترا-چان از آب دراومد.

148
00:08:35,480 --> 00:08:39,000
‫حیف شد؟ چی‌داری میگی...

149
00:08:39,000 --> 00:08:42,000
‫نگران نباش! اون دوستم بود.

150
00:08:42,000 --> 00:08:45,410
‫مطمئن شدم که با یه گاز
‫کارش تموم بشه تا عذاب نکشه.

151
00:09:00,070 --> 00:09:02,030
‫چی شد؟ می‌خوای باهام بجنگی؟

152
00:09:02,460 --> 00:09:05,600
‫می‌دونی، من از بهم ریختن برنامه‌هام متنفرم.

153
00:09:06,020 --> 00:09:08,270
‫بهت تسلیت می‌گم، گمونم.

154
00:09:08,270 --> 00:09:10,940
‫برای همین اجازه میدم که همکارم کارت رو بسازه،

155
00:09:10,940 --> 00:09:13,150
‫همونطور که برای تقسیم کار توافق کرده بودیم.

156
00:09:13,670 --> 00:09:15,950
‫اینکه فرار کردید خیلی دوستانه نبود.

157
00:09:22,120 --> 00:09:25,910
‫اگر فکر می‌کنی که از جادوی سایه نمیشه
‫بصورت تهاجمی استفاده کرد، خیلی ساده‌لوحی.

158
00:09:26,240 --> 00:09:29,720
‫چه جالب. فکرش رو هم نمی‌کردم که
‫بتونی همچین کاری انجام بدی.

159
00:09:29,720 --> 00:09:30,500
‫چه دوست داشتنی.

160
00:09:30,500 --> 00:09:31,380
‫مینایا!

161
00:09:32,080 --> 00:09:36,010
‫قشنگ طعم پیکان‌های جادویی زمانِ ایستا رو بچش!

162
00:09:37,630 --> 00:09:39,970
‫فقط یه نگاه به این حمله کافیه تا-

163
00:09:43,760 --> 00:09:45,880
‫خب، این اشتباه از من بود.

164
00:09:48,280 --> 00:09:49,480
‫من خیلی از تو مسن‌ترم.

165
00:09:49,880 --> 00:09:52,070
‫حالا همونجایی که هستی از هم بپاش!

166
00:10:03,020 --> 00:10:07,920
‫ای بابا، الزا واقعاً که چه احمقیه.

167
00:10:08,320 --> 00:10:10,310
‫نفر بعدی تو هستی.

168
00:10:10,310 --> 00:10:10,790
‫چی-

169
00:10:11,090 --> 00:10:13,450
‫صبر کن! اون فقط یه بچه‌ست!

170
00:10:13,450 --> 00:10:15,620
‫دشمن دشمنه، بچه و غیر بچه نداره، گمونم.

171
00:10:15,620 --> 00:10:18,680
‫ولی... باید بگیریمش تا بهمون بگه که کی فرستادش.

172
00:10:19,060 --> 00:10:21,240
‫اگه بگم توی دردسر میفتم، پس شرمنده.

173
00:10:21,240 --> 00:10:23,290
‫از من حرفی بیرون نمیاد.

174
00:10:24,000 --> 00:10:26,050
‫ولی نمیخوام ببینم که تو یه بچه رو بکشی!

175
00:10:26,050 --> 00:10:28,140
‫هنوز داری اینطور صحبت می‌کنی...

176
00:10:32,210 --> 00:10:34,880
‫ای وای، چه احساس عجیبی.

177
00:10:36,430 --> 00:10:41,240
‫پس واقعاً ارواح از داخل با بقیه‌ی ما متفاوت‌اند.

178
00:10:47,610 --> 00:10:48,740
‫حالا...

179
00:10:49,840 --> 00:10:52,460
‫حالا... بالاخره...

180
00:11:01,700 --> 00:11:02,620
‫صبر کن...

181
00:11:11,820 --> 00:11:13,270
‫چطور...

182
00:11:13,810 --> 00:11:15,240
‫چرا؟!

183
00:11:21,700 --> 00:11:23,030
‫الـزا!

184
00:11:32,810 --> 00:11:35,140
‫این دفعه فقط تا اینجا پیش میرم؟

185
00:11:35,140 --> 00:11:36,590
‫نگاه توی چشمات‌ رو دوست ندارم.

186
00:11:40,550 --> 00:11:43,350
‫ای بابا، الزا، خیلی بی رحمی‌ها.

187
00:11:43,350 --> 00:11:44,880
‫دلت براش نمی‌سوزه؟

188
00:11:44,880 --> 00:11:47,820
‫کسی که دلم براش میسوزه، اون روحه.

189
00:11:47,820 --> 00:11:50,500
‫تصور کن که برای همچین پسری فدا بشی.

190
00:12:14,660 --> 00:12:15,960
‫من کجام...

191
00:12:25,830 --> 00:12:27,930
‫شوخی نکن.

192
00:12:33,810 --> 00:12:38,570
‫چقدر از این ماجرا رو پیش‌بینی کردی، اکیدنا؟

193
00:12:42,240 --> 00:12:43,110
‫سوبارو؟

194
00:12:43,860 --> 00:12:45,100
‫امیلیا...

195
00:12:45,860 --> 00:12:48,390
‫درسته، سوبارو. منم.

196
00:12:53,310 --> 00:12:54,870
‫بـ-ببخشید...

197
00:12:59,240 --> 00:13:00,490
‫امیلیا؟

198
00:13:00,960 --> 00:13:02,400
‫خیلی تنها بودم...

199
00:13:03,440 --> 00:13:05,610
‫خیلی تنها بودم، سوبارو.

200
00:13:06,450 --> 00:13:08,890
‫آخه ناپدید شدی و من رو تنها گذاشتی.

201
00:13:11,080 --> 00:13:13,530
‫نـ-نه، من...

202
00:13:14,880 --> 00:13:17,690
‫یه نامه گذاشتم... که همه چی رو توضیح می‌ده.

203
00:13:17,880 --> 00:13:18,940
‫درمورد چی حرف می‌زنی؟

204
00:13:19,610 --> 00:13:20,260
ها؟

205
00:13:21,930 --> 00:13:24,260
‫لازم نیست بهونه بیاری.

206
00:13:24,260 --> 00:13:27,120
‫هرچی باشه، برگشتی پیشم.

207
00:13:28,080 --> 00:13:28,950
‫می‌دونی،

208
00:13:29,620 --> 00:13:31,160
‫من همیشه باور داشتم...

209
00:13:34,640 --> 00:13:37,580
‫که تو میای پیشم.

210
00:13:37,990 --> 00:13:43,670
‫که اگه توی انجام دادن وظیفه‌ام تمام تلاشمو بکنم،
‫تو میای تا نجاتم بدی.

211
00:13:44,160 --> 00:13:47,180
‫به‌هرحال، همیشه‌ی همیشه‌ همین‌کار رو می‌کردی.

212
00:13:47,590 --> 00:13:48,180
مگه‌نه؟

213
00:13:51,520 --> 00:13:52,560
‫سوبارو، می‌دونی...

214
00:13:53,070 --> 00:13:55,900
چطور همیشه سعی می‌کردی تا به موهام دست بزنی؟

215
00:13:56,900 --> 00:13:58,020
‫دارم لطفت رو جبران می‌کنم.

216
00:14:00,440 --> 00:14:02,480
‫خیلی ترسیده بودم.

217
00:14:03,060 --> 00:14:07,710
‫فکر می‌کردم که شاید واقعاً
‫از دستم خسته شدی.

218
00:14:08,200 --> 00:14:10,540
‫فکر می‌کردم رفته رفته ازم متنفر شدی.

219
00:14:11,390 --> 00:14:16,200
‫واسه همین ترسیدم و اومدم اینجا،
‫ولی هیچ فایده‌ای نداشت.

220
00:14:16,370 --> 00:14:20,680
‫برای همین وقتی اومدی، خیلی خیلی خوشحال شدم.

221
00:14:21,790 --> 00:14:23,670
‫همیشه باهام بمون.

222
00:14:24,030 --> 00:14:28,230
‫تا وقتی که تو رو دارم،
‫به هیچ‌چیز دیگه‌ای نیاز ندارم.

223
00:14:28,690 --> 00:14:30,440
‫بابت همه‌چیز شرمنده‌ام.

224
00:14:30,440 --> 00:14:34,260
‫امیدوارم تو هم درمورد من همین احساس رو داشته باشی.

225
00:14:36,010 --> 00:14:38,060
‫سوبارو، دوسِت دارم!

226
00:14:45,280 --> 00:14:48,020
ها؟ چشم چپت چی شده؟

227
00:14:48,020 --> 00:14:50,020
کدوم گوری گذاشتیش؟

228
00:14:50,630 --> 00:14:52,120
و شازده خانم کوش؟

229
00:14:53,430 --> 00:14:56,870
‫اگه امیلیا رو می‌گی... گفت که دوستم داره.

230
00:14:57,120 --> 00:14:58,080
ها؟

231
00:14:58,080 --> 00:14:59,600
‫گفت دوستم داره،

232
00:15:00,040 --> 00:15:03,220
‫و تا وقتی که منو داره،
‫به چیز دیگه‌ای نیاز نداره.

233
00:15:03,220 --> 00:15:04,540
‫حرومی...

234
00:15:04,540 --> 00:15:08,120
‫با اون صورت ناز، و اون صدای ناز،

235
00:15:08,120 --> 00:15:10,400
‫اینقدر نزدیک که می‌تونستیم با هم یکی بشیم...

236
00:15:10,400 --> 00:15:11,550
‫این چیزی‌‍ه که اون گفت.

237
00:15:11,550 --> 00:15:13,180
‫فکر می‌کنی الآن وقت اینـ-

238
00:15:13,180 --> 00:15:17,560
‫امکان نداره امیلیا بگه منو دوست داره!

239
00:15:18,060 --> 00:15:21,560
‫سنگ از آسمون بیاد... همچین حرفی نمی‌زنه.

240
00:15:22,360 --> 00:15:24,390
‫که به هیچ‌چیز دیگه‌ای نیاز نداره...

241
00:15:25,050 --> 00:15:26,020
‫عمراً.

242
00:15:26,280 --> 00:15:28,020
‫چـ- چی داری...

243
00:15:29,960 --> 00:15:33,810
‫فقط اگه پاک کنارش بود،

244
00:15:33,810 --> 00:15:37,670
‫امکان نداشت اینقدر به من تکیه کنه.

245
00:15:38,930 --> 00:15:45,080
‫یه نفر اینقدر اونو تحت فشار گذاشته که
‫چاره‌ای به‌جز متکی بودن به من نداشته.

246
00:15:45,080 --> 00:15:47,300
‫پس برای همینه که همه‌جارو برف گرفته؟!

247
00:15:47,300 --> 00:15:49,720
‫نیمه-ساحره رو بکشون بیرون!
‫اگه نمی‌تونی اینکارو...

248
00:15:49,720 --> 00:15:52,630
امیلیا رو بیارم بیرون تا جلوی برف رو بگیره؟

249
00:15:53,060 --> 00:15:54,190
‫نمی‌تونم اینکارو بکنم.

250
00:15:54,190 --> 00:15:55,320
‫چرا نه؟!

251
00:15:55,800 --> 00:15:58,940
‫اونی که باعث این برفه، امیلیا نیست.

252
00:15:58,940 --> 00:16:00,300
‫یکی دیگه‌ست.

253
00:16:00,300 --> 00:16:01,850
‫یکی دیگه؟!

254
00:16:02,720 --> 00:16:04,600
رزوال کجاست؟

255
00:16:04,870 --> 00:16:05,770
ها؟

256
00:16:11,400 --> 00:16:17,370
‫جواب گرفتن از اون، آخرین هدفیه که
‫توی این دنیا، لازمه بهش برسم.

257
00:16:18,560 --> 00:16:22,330
‫خب، خب. چه زوج کمیابی هستین شما دوتا.

258
00:16:22,760 --> 00:16:26,880
‫تو کسی هستی که داری کاری می‌کنی تا
‫توی پناهگاه برف بیاد، نه، رزوال؟

259
00:16:28,910 --> 00:16:32,130
سوبارو-کون، اینو از من شنیدی؟

260
00:16:35,390 --> 00:16:37,320
‫همم... که اینطور.

261
00:16:37,920 --> 00:16:39,880
‫که اینطور. مایه‌ی تأسفه.

262
00:16:40,800 --> 00:16:42,730
‫انکارش نمی‌کنی، هوی؟!

263
00:16:42,960 --> 00:16:48,410
‫می‌تونستم وانمود کنم که بی‌خبرم، ولی واضحه که شما دوتا
‫دلایلی برای پرسیدن این از من دارین،

264
00:16:48,410 --> 00:16:51,590
‫پس گمونم باید براش احترام قائل باشم.

265
00:16:51,590 --> 00:16:53,660
‫هه! خیلی ممنون!

266
00:16:53,660 --> 00:16:57,490
‫شاید منم باید کمی برای حماقتت احترام قائل شم!

267
00:16:57,490 --> 00:16:59,580
‫اجازه نمی‌دم به رزوال-ساما توهین کنی.

268
00:16:59,580 --> 00:17:01,440
‫الآن وقتش نیست که خودتو قاطی کنی!

269
00:17:01,440 --> 00:17:03,470
‫تویی که باید بکشی عقب، گارف!

270
00:17:03,470 --> 00:17:05,790
‫من نمی‌خوام اینو سر تو خالی کنم.

271
00:17:09,980 --> 00:17:10,830
‫رام...

272
00:17:11,470 --> 00:17:14,840
‫تو واقعاً خدمتکار عالی‌ای هستی.

273
00:17:31,640 --> 00:17:32,340
‫روز...

274
00:17:32,340 --> 00:17:34,020
‫من پای حرفم هستم.

275
00:17:34,890 --> 00:17:38,390
‫من این روح رو به تو تقدیم می‌کنم.

276
00:17:48,000 --> 00:17:49,220
‫روز...

277
00:17:49,820 --> 00:17:51,720
‫رام...

278
00:17:51,720 --> 00:17:54,840
‫رام... رام، رام، رام...

279
00:17:55,240 --> 00:17:58,010
‫رام، رام، رام، رام...

280
00:17:58,220 --> 00:18:00,590
‫رام! رام!

281
00:18:01,350 --> 00:18:03,350
‫رااام!

282
00:18:08,860 --> 00:18:11,620
‫نمی‌تونم بذارم اینجا تبدیل بشی.

283
00:18:13,120 --> 00:18:16,860
‫حالا، مطابقِ سوگندم، حرف بزنیم...

284
00:18:17,520 --> 00:18:18,950
‫ناتسوکی سوبارو-کون؟

285
00:18:21,340 --> 00:18:22,830
چرا کشتیشون؟

286
00:18:23,230 --> 00:18:25,850
‫مزاحم بحثمون شده بودن.

287
00:18:26,260 --> 00:18:29,550
‫کار وحشتناکی در حق رام بود،
‫ولی اگه این فرصت رو ایجاد نکرده بودم،

288
00:18:29,550 --> 00:18:31,800
‫شانس کمی برای شکست دادن گارفیل داشتم.

289
00:18:33,520 --> 00:18:34,300
ها؟

290
00:18:34,720 --> 00:18:36,270
‫چه واکنش غیرمنتظره‌ای.

291
00:18:36,720 --> 00:18:38,350
‫من همیشه تو رو...

292
00:18:38,350 --> 00:18:42,050
‫از اون تریپ آدم‌هایی می‌دونستم که در موقعیت‌هایی مثل این،
‫کورکورانه از کوره در می‌رن.

293
00:18:42,410 --> 00:18:45,340
منظورت از این حرف چیه، حرومی؟

294
00:18:45,340 --> 00:18:47,140
‫امکان نداره من...

295
00:18:47,140 --> 00:18:49,020
‫بذاری از این قسر در برم؟

296
00:18:50,680 --> 00:18:53,780
‫این‌طور... این‌طور نگام نکن!

297
00:18:53,780 --> 00:18:55,460
‫تو کدوم خری هستی؟!

298
00:18:55,460 --> 00:18:58,200
‫اونارو کشتی، همه‌ی اون حرفا رو
‫در مورد فرقه‌ی ساحره زدی...

299
00:18:58,200 --> 00:19:00,500
‫بارها ازم طفره می‌رفتی!

300
00:19:00,500 --> 00:19:01,660
‫بارها...

301
00:19:02,380 --> 00:19:04,870
‫آره، بارها، سوبارو-کون.

302
00:19:09,910 --> 00:19:12,780
‫خیلی‌خوب. از اونجایی که نمی‌فهمی،

303
00:19:12,780 --> 00:19:16,160
‫جوری برات توضیح می‌دم که اگه خودم بودم می‌فهمیدم.

304
00:19:17,550 --> 00:19:21,050
‫تو از مرگ اونا احساس غم و غصه نداری.

305
00:19:21,580 --> 00:19:25,720
‫احساس شوکه شدن و خشم داری،
‫ولی غم و غصه نه.

306
00:19:26,160 --> 00:19:30,260
‫این بخاطر این نیست که فکر می‌کنی
‫این چیزیه که می‌تونی خنثی کنیش؟

307
00:19:31,610 --> 00:19:32,600
می‌دونستی؟

308
00:19:33,410 --> 00:19:38,480
‫نشون دادنِ این احتمالاً سریع‌ترین راه
‫برای توضیح دادن باشه.

309
00:19:38,880 --> 00:19:40,720
‫این یه انجیل نیست.

310
00:19:40,720 --> 00:19:42,700
‫یکی از اون نوشته‌های ناقص نیست،

311
00:19:42,700 --> 00:19:44,810
‫بلکه نوشته‌ی حقیقی و اصلیه،
‫که فقط دو نسخه ازش وجود داره.

312
00:19:45,360 --> 00:19:47,080
تو هم یکی داری؟

313
00:19:47,510 --> 00:19:53,080
‫به نظر میاد که لازم نیست بهت توضیح بدم توی این کتاب چیه،
‫یا کی اون نسخه‌ی دیگه رو داره.

314
00:19:54,950 --> 00:19:56,290
‫از روی ظاهرت،

315
00:19:56,820 --> 00:20:00,550
‫حدس می‌زنم بئاتریس موفق شد به
‫عزیزترین آرزوش یعنی مُردنش جامه‌ی عمل بپوشونه؟

316
00:20:01,660 --> 00:20:03,200
عزیزترین آرزوش؟

317
00:20:03,600 --> 00:20:09,060
‫اینکه... اونطوری بمیره عزیزترین آرزوش بود؟!

318
00:20:09,060 --> 00:20:11,010
‫اين چيزيه که داری می‌گی؟!

319
00:20:11,010 --> 00:20:13,110
‫این چیزیه که اون می‌خواست.

320
00:20:13,600 --> 00:20:15,350
‫بهش حسودیم می‌شه.

321
00:20:16,000 --> 00:20:20,400
‫اینطور به‌نظر می‌رسه که من قادر نیستم
‫به عزیزترین آرزوم جامه‌ی عمل بپوشونم.

322
00:20:21,990 --> 00:20:24,840
تو... می‌خوای چیکار کنی؟

323
00:20:24,840 --> 00:20:26,360
‫چرا این‌طوری‌ هستی؟!

324
00:20:26,360 --> 00:20:29,940
‫نمی‌تونم بگم. من قسمِ خودم رو خوردم.

325
00:20:29,940 --> 00:20:31,750
‫هرچند، اینو می‌گم.

326
00:20:33,020 --> 00:20:37,920
‫من همیشه نهایت تلاشم رو می‌کنم تا
‫به عزیزترین آرزوم جامه‌ی عمل بپوشونم.

327
00:20:38,170 --> 00:20:39,690
‫تمام دسیسه‌هام،

328
00:20:39,690 --> 00:20:42,670
‫رفتارهای غیرانسانیم، و کمک و پشتیبانی‌هام،
‫همه برای اون هدف هستن.

329
00:20:43,510 --> 00:20:46,000
تو هم از اون کتاب پیروی می‌کنی؟

330
00:20:47,410 --> 00:20:49,600
‫پس این برف هم توی کتاب هست؟!

331
00:20:49,920 --> 00:20:52,290
‫اون بهت گفت که کاری کنه برف بباره؟!

332
00:20:52,290 --> 00:20:53,450
‫چرا؟!

333
00:20:53,450 --> 00:20:54,730
‫چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟

334
00:20:55,290 --> 00:20:57,060
‫تا امیلیا-ساما رو تنها کنم.

335
00:20:57,490 --> 00:20:59,130
هـ-ها؟

336
00:20:59,130 --> 00:21:01,130
‫طوفان برف توی این فصل، اونم توی جایی که اون هستش،

337
00:21:01,130 --> 00:21:03,970
‫جایی که ارتباط عمیقی با ساحره داره؛

338
00:21:04,460 --> 00:21:08,820
‫گارفیل محکومش می‌کنه، و روستایی‌ها
‫با طلسم‌های سرما آشنایی دارن.

339
00:21:08,820 --> 00:21:14,260
‫امیلیا-ساما بعدش تنها می‌شد و
‫از نظر عاطفی متزلزل می‌شد.

340
00:21:14,710 --> 00:21:16,040
‫تو...

341
00:21:16,040 --> 00:21:19,520
‫و اگه بهت تکیه می‌کرد، تو هیچ‌وقت نمی‌تونستی
‫ازش فاصله بگیری.

342
00:21:19,520 --> 00:21:22,650
‫پس برای همین با نامه‌ام اون کارو کردی؟

343
00:21:22,650 --> 00:21:23,620
‫نامه؟

344
00:21:24,230 --> 00:21:28,350
‫درهر صورت، تویِ فعلی نمی‌تونی آینده‌ای که در نوشته
‫نشون داده شده رو به ارمغان بیاری.

345
00:21:29,150 --> 00:21:32,520
‫اگه تناقضی وجود داره، باید برطرف بشه.

346
00:21:33,450 --> 00:21:35,120
‫می‌خوای منو بکشی؟

347
00:21:35,120 --> 00:21:38,450
‫کشتنِ تو سُرنا را از ته زدن‌‍ه.

348
00:21:35,120 --> 00:21:38,450
‫* کاری را وارونه انجام دادن

349
00:21:38,450 --> 00:21:40,020
‫مهم نیست چه اتفاقی برات بیافته،

350
00:21:40,020 --> 00:21:43,440
‫می‌خوام برای تلاش مجدد در فرصت بعدی آماده باشی.

351
00:21:43,440 --> 00:21:44,100
ها؟

352
00:21:44,480 --> 00:21:48,820
‫من نمی‌تونم بکشمت، ولی کارهای دیگه‌ای هست
‫که می‌تونم انجام بدم.

353
00:21:48,820 --> 00:21:49,740
‫اشتباه می‌کنم؟

354
00:21:51,860 --> 00:21:53,880
‫با در نظر گرفتن آینده‌ای که من و تو سهیم می‌شیم،

355
00:21:53,880 --> 00:21:56,840
‫این شاید راه خیلی هوشمندانه‌ای برای انجام کارها نباشه.

356
00:21:56,840 --> 00:21:57,920
درست ازش استفاده کردم؟

357
00:22:12,990 --> 00:22:16,540
‫حتی بعد از همه‌‌ی اینا،
‫مشکلی نداری که دوباره شروع کنی؟

358
00:22:17,040 --> 00:22:18,660
‫روزوال...

359
00:22:19,490 --> 00:22:23,230
‫تو راجع‌به شروعِ دوباره حرف می‌زنی،

360
00:22:23,780 --> 00:22:26,540
‫ولی اینکه با فرض اینکه دوباره شروع می‌کنه و بس،‫

361
00:22:26,540 --> 00:22:30,830
‫نقشه بکشی که با طرف چیکار کنی، دیوانگی‌‌‍ه.

362
00:22:32,130 --> 00:22:34,700
‫ظاهراً بحثمون تمومه.

363
00:22:35,720 --> 00:22:36,330
‫«گوآ»!

364
00:22:38,280 --> 00:22:42,090
‫که اینطور، که اینطور.
‫پس اینطوری تموم می‌شه.

365
00:22:51,350 --> 00:22:52,660
خرگوش بزرگ؟

366
00:22:54,290 --> 00:22:56,090
‫ولی تازه روز دومه که...

367
00:22:56,510 --> 00:22:58,570
‫احتمالاً به‌خاطر این برفه.

368
00:22:59,300 --> 00:23:03,940
‫دافنه گفت که خرگوش بزرگ به مقادیر
‫عظیمی از مانا جذب می‌شه...

369
00:23:04,570 --> 00:23:08,120
‫رزوال، فعلاً آتش‌بس اعلام می‌کنم.

370
00:23:08,120 --> 00:23:10,730
‫باید به امیلیا ملحق بشیم،
‫و همه رو ببریم بیرون!

371
00:23:12,400 --> 00:23:13,860
‫و چطور اینکارو بکنیم؟

372
00:23:14,580 --> 00:23:19,250
‫تا وقتی که آزمون تموم نشده، کسایی که توی پناهگاه هستن
‫نمی‌تونن حصار رو ترک کنن.

373
00:23:19,500 --> 00:23:21,640
‫هنوز کارم تموم نشده!

374
00:23:21,640 --> 00:23:24,810
‫تو شاید فکر کنی که این می‌تونه تا
‫دفعه‌ی بعد منتظر باشه، ولی...

375
00:23:24,810 --> 00:23:28,220
‫به‌نظر راجع‌به یک چیز
‫اشتباه می‌کنی، سوبارو-کون.

376
00:23:29,420 --> 00:23:32,860
‫شاید تو بتونی دوباره شروع کنی، ولی من نمی‌تونم.

377
00:23:34,980 --> 00:23:36,990
‫منِ فعلی اینجا کارش تمومه.

378
00:23:37,560 --> 00:23:39,780
‫ولی اشکالی نداره.

379
00:23:40,320 --> 00:23:43,920
‫منِ دیگه، که خودم نیست،
‫بعد از اینکه دوباره شروع کردی اونجا خواهد بود.

380
00:23:43,920 --> 00:23:45,940
‫‫پس تا وقتی که اون منِ دیگه یه روزی
‫به هدفم جامه‌ی عمل بپوشونه، فرقی نداره.

381
00:23:45,940 --> 00:23:47,660
‫پس تا وقتی که اون منِ دیگه یه روزی
‫به هدفم جامه‌ی عمل بپوشونه، فرقی نداره.

382
00:23:49,780 --> 00:23:52,450
‫این طرز فکر انسان‌های عادی نیست.

383
00:23:54,040 --> 00:23:58,410
‫روزی می‌رسه که تو واقعاً به پای من برسی.

384
00:23:58,690 --> 00:24:00,440
‫بهم گوش بده، سوبارو-کون.

385
00:24:00,440 --> 00:24:04,750
‫یه چیزی هست که واقعاً و واقعاً برات عزیزترینه.

386
00:24:05,430 --> 00:24:07,770
‫باید از شر هرچیزی به‌‌جز اون خلاص بشی.

387
00:24:07,770 --> 00:24:11,790
‫و به‌هیچ‌چیزی به‌جز محافظت از اون
‫چیزی که عزیزترینه، فکر نکنی.

388
00:24:13,660 --> 00:24:14,840
‫با انجام اون‌کار...

389
00:24:20,110 --> 00:24:21,100
‫رزوال!

390
00:24:22,000 --> 00:24:25,360
‫... می‌تونی شبیه من بشی.

391
00:24:46,150 --> 00:24:47,150
سوبارو؟

392
00:24:47,600 --> 00:24:49,300
‫خودتی، سوبارو!

393
00:24:53,350 --> 00:24:55,630
ای خدا، کجا بودی؟

394
00:24:56,360 --> 00:24:58,450
‫خیلی نگران بودم.

395
00:24:59,920 --> 00:25:01,640
از پا افتادی؟

396
00:25:04,990 --> 00:25:07,790
‫که اینطور! خیلی‌خوب، پس.

397
00:25:10,720 --> 00:25:12,220
‫سوبارو! سوبارو!

398
00:25:15,270 --> 00:25:17,870
‫تو دوست داری که سرت رو بذاری رو پام، نه؟

399
00:25:22,440 --> 00:25:24,760
سوبارو، خوابت میاد؟

400
00:25:35,970 --> 00:25:37,470
‫به خودت فشار نیار.

401
00:25:37,840 --> 00:25:41,940
‫آخه تو همیشه به‌خاطر بقیه یه عالمه
‫به خودت فشار میاری.

402
00:25:44,480 --> 00:25:46,140
‫این بهم احساسات ضد و نقیضی می‌ده.

403
00:25:46,430 --> 00:25:50,120
‫من ازت می‌خوام به خودت فقط برای من،
‫یه عالمه فشار بیاری.

404
00:25:50,120 --> 00:25:53,650
‫ولی از سوبارویی که هیچوقت هیچکس
‫دیگه‌ای رو نمی‌بینه، خوشم نمیاد.

405
00:25:53,960 --> 00:25:56,980
عذر می‌خوام. من خیلی خودخواهم، نه؟

406
00:25:57,000 --> 00:26:06,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

407
00:26:06,870 --> 00:26:09,880
طعم

408
00:26:06,870 --> 00:26:09,880
ـِ

409
00:26:06,870 --> 00:26:09,880
مرگ
