WEBVTT

00:09.830 --> 00:10.620
‌!دست چپم

00:12.000 --> 00:13.100
هنوز دارمش؟

00:14.040 --> 00:16.280
...دوباره برگشتم

00:16.280 --> 00:19.800
...نه، بهتره بگم موفق شدم برگردم

00:22.980 --> 00:25.340
.اوه، متاسفم. صبح بخیر

00:27.870 --> 00:31.150
...درسته، فکر نکنم منو یادتون باشه

00:33.250 --> 00:35.310
!شرمنده براتون زحمت درست کردم

00:35.310 --> 00:37.150
!حالا ناتسوکی سوبارو از نو شروع می‌کنه

00:39.000 --> 00:42.180
راستی، چندشنبه‌ست و ساعت چنده؟

00:42.200 --> 00:52.200
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:53.440 --> 00:58.700
فکر می‌کنم در گذشته‌ی خودم گرفتار شدم و دارم بیراهه میرم

00:58.700 --> 01:08.630
"اما بعدش مدام با خودم میگم "نه، اشتباه می‌کنم. همه‌چیز داره طبق خواسته‌م پیش میره

01:08.630 --> 01:11.190
اما مثل آسمونی که مه‌آلود میشه به حرفم شک می‌کنم

01:11.190 --> 01:13.760
دنیا کجا رفت؟

01:13.760 --> 01:19.220
چیز باقیمونده‌ی باارزش در کف دستم

01:19.220 --> 01:23.890
و خاطراتی که بعد از این‌همه وقت نمی‌تونم فراموش کنم

01:23.890 --> 01:28.980
باعث میشن فریاد بزنم که می‌خوام تا آخر ازت محافظت کنم

01:28.980 --> 01:36.400
عشقی که کشف کردم رو به راحتی در این تکرار زمان رها نمی‌کنم

01:36.400 --> 01:41.700
احساسی که درونمه دوباره به خواسته‌ت جواب میده

01:41.700 --> 01:46.740
و بعدش اون رو به خود بعدیم می‌سپارم

01:46.740 --> 01:51.740
قولی که در گذشته به هم دادیم تبدیل به نوری میشه که به جلو هدایتم می‌کنه

01:51.740 --> 02:02.930
قــــســـم مـــی‌خـــورم بـــرای تـــو تا آخـــرش رو مـیـــــــرم

02:02.930 --> 02:08.020
حتی اشک‌هام رو تبدیل به قدرت می‌کنم، چرا که مطمئنم اونها منو به آینده‌ای میبرن که

02:08.020 --> 02:10.980
تجسم کرده بودم

02:13.810 --> 02:16.250
.این سومین روز اولم توی عمارت روزواله

02:17.540 --> 02:19.120
...اون سرمایی که حس کردم

02:19.120 --> 02:22.540
،یعنی دفعه‌ی اولی که توی خواب مردم
به‌خاطر ضعف جسمی بوده؟

02:23.410 --> 02:24.880
،اما دفعه‌ی دوم

02:25.480 --> 02:27.130
.یه مهاجم منو کشت

02:28.190 --> 02:30.200
،اگه من کشته شدم

02:30.200 --> 02:33.810
پس یعنی بقیه‌ی اعضای عمارت هم هدف هستن؟

02:33.810 --> 02:37.430
چون قاطی انتخابات سلطنتی امیلیا شدیم؟

02:38.000 --> 02:39.470
،با اینکه اینارو می‌دونم

02:39.470 --> 02:44.550
.مدرکی برای توضیحش یا راهی برای طفره رفتن ازش ندارم

02:44.550 --> 02:47.440
.بدتر از این، چهره‌ی قاتل رو ندیدم

02:47.440 --> 02:49.240
.مرگم کاملاً بیهوده بود

02:49.240 --> 02:51.010
.کشتیم دیگه

02:51.010 --> 02:54.360
.یا تمومش کن یا بگو چته

02:54.680 --> 02:56.340
...اوه، متاسفم

02:56.340 --> 03:00.530
‌اما یه جورایی، توی یه دایره راه رفتن
.چرخ‌دنده‌های سرم رو راه میندازه

03:00.530 --> 03:01.680
سخت نگیر، باشه؟

03:01.680 --> 03:03.100
ما دوستیم، نه؟

03:03.100 --> 03:06.380
فکر می‌کنی دقیقاًً چه رابطه‌ای داشته باشیم؟

03:06.380 --> 03:08.090
.فقط دوبار همدیگه رو دیدیم

03:11.640 --> 03:14.360
.خب، برات دردسر درست نمی‌کنم

03:14.360 --> 03:16.580
.یه فنجون چایی‌ای چیزی بریز بخوریم

03:16.580 --> 03:19.440
.طوری نگو انگار واقعاً اینکارو می‌کنم

03:19.440 --> 03:21.230
!اه، داری اذیت می‌کنی

03:21.830 --> 03:24.070
چه کتابی می‌خونی؟

03:24.070 --> 03:27.690
راجب خلاص شدن از شر حشراتیه که
.وارد اتاقم شدن، گمون کنم

03:27.900 --> 03:31.720
.توی کتابخونه حشره دارید؟ افتضاحه

03:31.720 --> 03:32.490
چجور حشره‌ای؟

03:33.360 --> 03:35.920
!وقتشه بری

03:35.920 --> 03:37.600
،دست‌هات دیگه نمی‌لرزه

03:37.600 --> 03:40.080
.گمون کنم دیگه می‌تونی ترست رو بپوشونی

03:41.070 --> 03:41.920
از کجا فهمیدی؟

03:42.210 --> 03:44.190
.گمون کنم داشتی سعی می‌کردی پنهانش کنی

03:44.190 --> 03:47.330
.خیلی آزاردهنده‌ست که مثل یه نفهم باهات رفتار بشه

03:47.730 --> 03:50.020
...اصلاً مهربون نیستی

03:50.020 --> 03:51.560
.به هر حال، ممنون بابت کمک

03:51.560 --> 03:52.760
.دفعه‌ی بعدی هم روت حساب می‌کنم

03:53.020 --> 03:55.240
.گمون نکنم دوست داشته باشم روم حساب کنی

03:55.240 --> 03:57.760
!پس دیگه نیا اینجا

03:58.090 --> 03:59.470
.پیشته، پیشته

03:59.750 --> 04:01.830
پیشته، پیشته"؟"

04:02.360 --> 04:05.030
وایسا! منظورت از "حشرات"، من بودم؟

04:05.030 --> 04:07.070
!زودباش برو دیگه

04:14.360 --> 04:18.420
...ا - اگه اینجا باغچه نبود، درجا مرده بودم

04:18.420 --> 04:19.660
...ام

04:21.110 --> 04:22.960
حالت خوبه؟

04:24.070 --> 04:28.730
.امیلیا تان، مهربونیت تنها چیزی‌ـه که می‌تونه درمانم کنه

04:28.730 --> 04:33.180
می‌دونی، رم همین دیروز
.توی باغچه کود ریخته بود

04:34.680 --> 04:37.430
...قانون سه ثانیه! حساب نیست
حساب نیست، مگه نه؟

04:38.420 --> 04:43.700
.راستش، میگن که همچین چیزی خوش‌شانسیه

04:44.120 --> 04:48.180
...امیلیا تان به این زودی داره وارد حالت دلداری دادن میشه

04:50.230 --> 04:51.530
.پاک، بیدار شو

04:57.730 --> 04:59.370
...صبح بخیر، لیا

04:59.780 --> 05:01.680
.صبح بخیر، پاک

05:01.680 --> 05:06.180
،ببخش تازه بیدارت کردم و اینو میگم
اما میشه سوبارو رو بشوری؟

05:06.180 --> 05:06.960
سوبارو؟

05:07.970 --> 05:10.850
.باشه، می‌شورمش

05:10.850 --> 05:11.970
!بگیر

05:17.510 --> 05:18.850
.بفرما، برق افتاد

05:19.210 --> 05:20.610
خوبه؟

05:25.550 --> 05:27.790
...فکر کردم رفتنی‌ام

05:27.790 --> 05:29.960
راه دیگه‌ای نبود؟

05:29.960 --> 05:31.320
حال کردی، نه؟

05:32.630 --> 05:35.110
.هیچم نه... هه هه

05:36.290 --> 05:38.550
!بگیر که اومد

05:39.110 --> 05:41.560
!خودت شروع کردی

05:41.560 --> 05:44.840
خوشت میاد؟ این حرکت مرگبارمه
...که گربه‌ها رو گریه میندازه

05:44.840 --> 05:46.040
!تمومش کن

05:46.330 --> 05:47.540
!مشت دُمی

05:47.540 --> 05:48.090
کوچولوی ـــ

05:48.090 --> 05:50.850
!و با لگد خردکننده‌م کارتو تموم می‌کنم

05:51.500 --> 05:53.340
...خردکننه، خردکننده، خردکننده

05:57.070 --> 05:58.900
...وای خدا، ببخشین، نمی‌تونم

05:58.900 --> 06:00.700
چیکار می‌کنید شما دو تا؟

06:01.580 --> 06:04.180
...اوه، شکمم... مردم از خنده

06:07.750 --> 06:10.790
...خب، حالا که دیگه اون حس بد رو ندارم

06:10.790 --> 06:12.620
!ممنون بابت همکاری، پدر

06:12.620 --> 06:14.320
چرا منو "پدر" صدا می‌زنی؟

06:14.320 --> 06:16.750
.به این راحتی دخترمو بهت نمیدم

06:16.750 --> 06:19.760
...لطفاً تمومش کنید. هر دو خیلی خنده‌دارید

06:20.310 --> 06:22.720
.هیچی بهتر از لبخندت نیست، لیا

06:22.720 --> 06:24.290
موافق نیستی، سوبارو؟

06:24.820 --> 06:26.700
.کاملاً هستم

06:27.640 --> 06:31.460
!برای من، لبخند امیلیا تان اولین ستاره‌ی درخشنده در شبه

06:31.870 --> 06:34.050
.تو دیگه نه، سوبارو

06:34.050 --> 06:37.050
این "تان" هم که میگی یعنی چی؟
چرا بهم میگی؟

06:38.960 --> 06:41.730
‌.مثل یه اسمه که افراد صمیمی به هم میگن

06:41.730 --> 06:44.350
.درست مثل"لیا" که پاک بهت میگه

06:44.350 --> 06:48.010
یه جور بیان محبته که
.صمیمیت افراد رو نشون میده

06:48.680 --> 06:52.310
...یادم نمیاد اینقدر باهات صمیمی شده باشم

06:53.420 --> 06:57.160
‌،حرفت یکم ناراحتم کرد
!اما ناامید نمیشم

06:57.160 --> 06:59.490
.به چشم پیشرفت برای رابطه‌مون بهش نگاه کن

06:59.490 --> 07:03.490
منظورم اینه که می‌خوام به اندازه‌ای نزدیک
.شیم که با این اسم‌ها همدیگه رو صدا کنیم

07:03.490 --> 07:03.910
اوکی؟

07:09.010 --> 07:12.240
.خیلی خب، قبول می‌کنم

07:14.070 --> 07:15.670
.نه... بهم نگاه نکن

07:16.660 --> 07:20.060
،انتظار داشتم بگی خاک تو سرت
.اما به جاش یه جواب مثبت گرفتم

07:20.590 --> 07:22.220
‌،معنیش چی می‌تونه باشه
مفسر پاک سان؟

07:22.730 --> 07:25.000
،اون دوست‌های زیادی نداره

07:25.000 --> 07:27.320
.برای همین از چیزهایی مثل اسم مستعار خوشش میاد

07:27.320 --> 07:28.060
.سخت‌‌گیر نیست

07:28.390 --> 07:30.270
!که قهرمان اصلیم سخت‌گیر نیست، هان؟

07:30.940 --> 07:33.510
،خواهر، خواهر... مدت زیادی نگذشته

07:33.510 --> 07:35.910
.اما مهمونمون شبیه موشِ آبکشیده شده

07:35.910 --> 07:38.440
،رم، رم. مدت زیادی نگذشته

07:38.440 --> 07:40.770
.اما مهمونمون لباسش رو کثیف کرده

07:40.770 --> 07:44.550
.می‌دونم شبیه موش آب‌کشیده شدم
.اما نیازی نیست بهم بگید

07:44.550 --> 07:48.290
.اربابمون، روزوال ساما، برگشتن

07:48.290 --> 07:49.750
.لطفاً بیاید داخل

07:51.470 --> 07:52.250
.بریم

07:52.800 --> 07:55.400
.سومین اولین دیدارم با ارباب عمارت

07:56.480 --> 08:02.340
.تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که یه نفر شب چهارم بهم حمله می‌‌کنه

08:02.340 --> 08:05.090
.اگه می‌‌تونستم بهشون بگم خوب میشد

08:05.090 --> 08:07.640
،اما نمی‌‌تونم توضیح بدم از کجا فهمیدم

08:07.860 --> 08:10.940
.پس ممکنه فکر کنن همکار قاتل‌‌هام

08:10.940 --> 08:13.740
،اگه فقط می‌‌دونستم هیکل مهاجم چطوریه

08:13.740 --> 08:15.230
.ممکن بود داستان فرق کنه

08:15.990 --> 08:18.160
پس این بار، از این چهار روز استفاده می‌‌کنم

08:18.160 --> 08:22.660
.تا اطلاعات جمع کنم و بفهمم مهاجم کیه

08:22.660 --> 08:24.070
...و برای انجام این کار

08:24.480 --> 08:26.720
.هر پاداشی بخوای بهت میدم

08:26.720 --> 08:30.200
!فقط بگو چی می‌‌خوای

08:30.580 --> 08:31.580
،در این صورت

08:31.980 --> 08:33.600
،بذارید به‌عنوان مهمان اینجا بمونم

08:33.600 --> 08:36.360
!و هرچقدر می‌‌خوام بخورم و بخوابم

08:43.540 --> 08:47.000
اما چطور باید اطلاعات جمع کنم؟

08:47.000 --> 08:50.270
...فکر کنم با چند سوال غیرمستقیم شروع کنم

08:53.240 --> 08:54.940
.همونجاست که افتادم

08:58.960 --> 09:00.770
...برای دردسری که درست کردم متاسفم

09:00.770 --> 09:03.730
.بله. با اجازه‌‌تون، قربان

09:03.730 --> 09:04.740
.وایسا

09:05.330 --> 09:07.410
.حتی نشد باهاش حرف بزنم

09:13.760 --> 09:15.780
...چیز غیرعادی‌‌ای نمی‌‌بینم

09:19.060 --> 09:21.350
چی نمی‌‌بینی؟

09:21.350 --> 09:22.940
...روز چی

09:22.940 --> 09:25.090
.اینطوری آدمو نترسون. اشتباه گرفتم

09:26.680 --> 09:29.890
جادو - مرگ به دلیل ضعف در خواب
صدای زنجیر
X زنجیرهای روزوال
!!گمراه‌کننده

09:33.420 --> 09:33.930
!بیا تو

09:35.060 --> 09:36.740
.بفرمایید، قربان

09:36.740 --> 09:39.680
اوه، ممنون. می‌خوای تو هم بخوری؟

09:39.680 --> 09:41.710
.نه، ممنون، قربان

09:43.540 --> 09:47.630
...هی، اگه بخوای می‌تونی یکم دوستانه‌تر باهام رفتار کنی

09:52.020 --> 09:55.080
.خب، روز اولمه
.با عقل جور در میاد

09:58.060 --> 09:58.790
!یو

09:59.610 --> 10:01.920
.هر روز، بدون در زدن وارد میشی

10:01.920 --> 10:04.420
.اصلاً نمی‌دونی ادب چیه

10:04.420 --> 10:07.430
گمون کنم به نفع خودت باشه قبل از اینکه
.پرتت کنم بیرون بری

10:07.770 --> 10:09.280
...وواه! وایسا، وایسا

10:09.280 --> 10:11.050
.فقط می‌‌خوام یه چیزی بپرسم

10:11.600 --> 10:16.840
جادویی هست که شخص رو ضعیف کنه و بکشه؟
.چیزی شبیه خابوندن

10:16.840 --> 10:20.020
.اگه باید جواب بدم، بله، هست

10:20.760 --> 10:21.910
هست؟

10:21.910 --> 10:25.320
.اما گمونم بیشتر شبیه نفرین باشه تا جادو

10:25.650 --> 10:30.080
چیزهای زیادی شبیه این افسون‌ها وجود داره
.که در تخصص شامن‌هاست

10:30.080 --> 10:30.820
شامن‌ها؟

10:31.190 --> 10:32.470
.جادوگران

10:32.470 --> 10:36.460
هرچند، شامن‌ها یک کلاسِ فرعی از
.کاربران هنرهای روحی و جادو هستن

10:36.460 --> 10:39.060
گمون کنم تشکیلاتش هم
.کشور شمالی گوستکو باشه

10:39.060 --> 10:43.420
.همه‌شون بی‌مصرف‌اند و جدی گرفته نمیشن

10:44.120 --> 10:47.830
.اما گمونم راه آسون‌تری از نفرین هم باشه

10:47.830 --> 10:48.510
آسون‌تر؟

10:49.560 --> 10:52.840
.گمون کنم قبلاً تجربه‌ش کردی

10:54.450 --> 10:55.430
...وایسا، منظورت

10:56.170 --> 10:59.770
اون ماناکشیدن می‌تونست منو بکشه؟

11:01.690 --> 11:04.450
.مانا نیروی زندگی هم هست

11:04.450 --> 11:09.400
گمونم اگه به بیرون کشیدنش ادامه بدی
.هدف به‌خاطر ضعف می‌میره

11:09.400 --> 11:12.950
وایسا... تو که منو نکشتی؟

11:13.180 --> 11:16.900
.ببخشید که ناامیدت می‌کنم، اما سرم شلوغه

11:16.900 --> 11:20.220
...به خودم زحمت نمیدم بکشمت

11:21.210 --> 11:22.720
همینو می‌خواستی؟

11:23.750 --> 11:25.210
...پس، ام

11:25.210 --> 11:26.290
.اوه، آره

11:26.290 --> 11:28.630
هر کسی می‌تونه اون عمل مانا مکیدن رو انجام بده؟

11:29.120 --> 11:32.280
.گمونم روش وحشتناکی برای کشتن باشه

11:32.280 --> 11:34.450
.توی این عمارت، فقط من و عشقولکی می‌تونیم انجامش بدیم

11:34.450 --> 11:36.140
.حتی روزوال هم نمی‌تونه

11:36.550 --> 11:39.760
.اوه... پس مهارت کم‌یابیه

11:39.760 --> 11:42.760
.زیاد از این چیزا بیرون نکش

11:42.760 --> 11:44.170
.مخصوصاً از من

11:44.170 --> 11:47.320
،الان به شدت کم‌خونم
.به راحتی کشته میشم

11:47.630 --> 11:50.200
،درسته، تمام اعضات ترمیم شدن

11:50.200 --> 11:52.650
.اما خونت برنگشت، گمون کنم

11:52.650 --> 11:55.450
.خب، به هر حال وظیفه‌ای در قبال تو ندارم

11:55.790 --> 11:56.870
اعضام؟

11:59.290 --> 12:00.880
طوری که گفتی

12:00.880 --> 12:04.960
.باعث میشه آدم فکر کنه تو درمانم کردی

12:05.500 --> 12:08.380
اینکه سعی داری اعتبار امیلیا تان رو بدزدی
!باعث میشه بدجنس به‌نظر بیای

12:08.940 --> 12:14.350
تا جایی که من می‌دونم اون دختر ساده هنوز
.قدرت درمان زخم‌های کشنده رو نداره

12:14.350 --> 12:15.140
ها؟

12:15.140 --> 12:19.640
اون و عشقولکی وضعیتت رو ثابت کردن
.و من هم اعضات رو ترمیم کردم

12:19.910 --> 12:20.790
!ها؟

12:20.790 --> 12:23.040
راست میگی؟ شوخی می‌کنی، نه؟

12:23.970 --> 12:25.510
.معلومه... دروغه

12:25.510 --> 12:28.120
!دروغ بود! دروغ گفتن کار خوبی نیست

12:28.120 --> 12:30.150
...دروغ نگو

12:30.530 --> 12:32.160
.خفه شو ببینم

12:32.160 --> 12:33.770
.برای شنیدن حقیقت زیادی نفرت‌انگیزی

12:33.770 --> 12:36.290
!کسی که ارزش نجات پیدا کردن نداره باید بمیره

12:40.100 --> 12:41.330
...ام

12:41.750 --> 12:43.870
یه بار دیگه، حالت خوبه؟

12:45.640 --> 12:49.040
پس آخرش کلمات کلیدی
.نفرین" و "زنجیر‌ها" هستن"

12:49.040 --> 12:50.840
.چیز دیگه‌ای نمی‌دونم

12:51.360 --> 12:54.280
،اگر شرایط برگشتن از مرگ یکسان باشه

12:54.280 --> 12:58.120
در کل سه باره که مُردم
.و چهارمین بار نجات پیدا کردم

12:58.120 --> 13:02.200
ولی اینطوری نیست که بخوام به این قضیه
.به‌عنوان یه زندگی یک بار مصرف نگاه کنم

13:02.200 --> 13:06.100
برای همین از پاک خواستم
.حواسش به امیلیا باشه

13:06.880 --> 13:08.190
.باشه

13:08.190 --> 13:10.260
،همه اینا خیلی غیرمعموله

13:10.260 --> 13:13.360
ولی می‌تونم بفهمم به‌خاطر
.نگرانیت برای لیا این رو ازم می‌خوای

13:14.360 --> 13:17.460
صبح چهارمین روز
از اینجا میرم و بعدش ـــ

13:17.820 --> 13:18.580
جادو - مرگ به دلیل ضعف در خواب
صدای زنجیر
X زنجیرهای روزوال
!!گمراه‌کننده

13:18.300 --> 13:20.490
.به‌خاطر مزاحمت عذر می‌خوام قربان

13:21.220 --> 13:23.760
.می‌بینم که واقعاً دارین مطالعه می‌کنین، قربان

13:23.760 --> 13:26.090
...خیلی خبیثی

13:26.090 --> 13:28.830
.ناسلامتی مهمونتونم ها

13:29.320 --> 13:31.510
.شما یه مفت‌خور هستین که به خودتون میگین مهمان

13:31.510 --> 13:34.200
.من شما رو اینطوری می‌بینم،‌ قربان

13:34.200 --> 13:35.430
.ممنونم

13:37.720 --> 13:39.930
.آه، هنوز هم بدمزه‌ست

13:39.930 --> 13:44.400
.شما موجب خشم بهترین برگ‌های چای عمارت میشید

13:45.520 --> 13:48.400
درست جلوی مهمونت از وظایفت شونه خالی می‌کنی؟

13:48.400 --> 13:51.120
.واقعا نمی‌دونم به این همه پررویی چی باید بگم

13:51.120 --> 13:54.930
شما خودتون گفتین که باهاتون
.دوستانه‌تر رفتار کنم

13:54.930 --> 13:57.210
.من هم الان فقط دارم جواب درخواستتون رو میدم

13:58.060 --> 14:00.420
خب؟ مطالعه‌تون چطور پیش میره؟

14:00.420 --> 14:01.120
...بد نیست

14:01.780 --> 14:04.950
.الان دیگه می‌تونم داستان‌های ساده‌ای مثل این رو بخونم

14:04.950 --> 14:08.210
جالبه که رسومات یه ذره با اونایی
.که می‌شناسم فرق می‌کنه

14:08.550 --> 14:11.320
!مثل ارتباطات میان فرهنگی واقعی می‌مونه

14:11.320 --> 14:14.920
شاید بد نباشه من هم یه سری از
.داستان‌های کشورم رو بنویسم

14:14.920 --> 14:16.810
".مثل "غول قرمزی که گریه می‌کند

14:19.410 --> 14:21.010
غول قرمزی که گریه می‌کند؟

14:22.240 --> 14:23.850
می‌خوای برات داستانش رو بگم؟

14:27.450 --> 14:29.700
.خب، پس خوب گوش کن

14:30.230 --> 14:36.110
سال‌ها پیش یه غول قرمز
.و یه غول آبی وجود داشتن

14:36.740 --> 14:39.660
.جفتشون با هم دوستای خیلی خوبی بودن

14:40.510 --> 14:44.910
غول قرمز دلش می‌خواست با مردم دهکده
.دوست باشه

14:45.470 --> 14:48.990
.ولی مردم خیلی ازش می‌ترسیدن

14:49.430 --> 14:51.080
،غول آبی نمی‌تونست بیشتر از این تحمل کنه

14:51.080 --> 14:53.880
.پس یه نقشه کشید که به دوستش کمک کنه

14:54.740 --> 14:59.140
من توی دهکده آشوب به پا می‌کنم"
.بعد تو بیا جلوم رو بگیر

14:59.140 --> 15:02.530
".اونوقت مردم دهکده بهت اعتماد می‌کنن

15:03.200 --> 15:07.520
نقشه‌شون جواب داد
.و با آدم‌ها دوست شد

15:07.990 --> 15:12.310
ولی بعد از یه مدتی
.یه چیزی نگرانش کرد

15:12.980 --> 15:17.190
.اینکه غول آبی دیگه به ملاقاتش نمی‌اومد

15:17.970 --> 15:21.940
یه روزی، ‌غول قرمز به خونه‌ی
.غول آبی رفت

15:21.940 --> 15:26.490
درش محکم بسته شده بود
.و روش یه نامه چسبیده شده بود

15:27.180 --> 15:28.870
...توی نامه نوشته بود

15:30.070 --> 15:35.010
غول قرمز،‌ لطفا با دوستای انسانت"
.خوش بگذرون

15:35.540 --> 15:38.520
،اگر من کنارت باشم

15:38.520 --> 15:41.820
.باعث میشه فکر کنن تو هم غول بدی هستی

15:42.470 --> 15:45.760
،برای همین تصمیم گرفتم به یه سفر برم

15:45.760 --> 15:48.810
.ولی هرگز فراموشت نمی‌کنم

15:49.420 --> 15:52.980
.خداحافظ. لطفاً مراقب خودت باش

15:52.980 --> 15:54.860
...کسی که تا ابد دوستته

15:55.570 --> 15:56.730
".غول آبی

15:58.850 --> 16:01.990
غول قرمز نامه رو بارها و بارها
.در سکوت خوند

16:02.510 --> 16:05.450
.اشک‌هاش شروع به ریختن کرد و گریه کرد

16:05.900 --> 16:07.030
.پایان

16:08.740 --> 16:10.500
.چه داستان غمگینی

16:10.840 --> 16:12.140
.همینطوره

16:12.840 --> 16:15.920
.ولی به‌نظرم یه جورایی داستان قشنگیه

16:16.580 --> 16:20.480
.به‌نظر من تمام شخصیت‌های این داستان احمقن

16:20.960 --> 16:23.590
غول قرمز، ‌غول آبی
.و مردم دهکده

16:23.910 --> 16:27.140
.چه نظر تند و تیزی

16:27.140 --> 16:29.860
...خب یعنی قبول دارم حرفت رو ولی

16:29.860 --> 16:33.730
به‌خاطر همینه که هم این داستان رو دوست ‌دارم
.و هم ازش بدم میاد

16:34.440 --> 16:37.620
،از خودگذشتگی غول آبی خیلی قشنگه

16:37.620 --> 16:40.150
ولی احمقانه‌ست چون در عوضش
.چیزی گیرش نیومد

16:40.150 --> 16:43.200
من خودم از اون آدمایی هستم که دوست دارم
.به‌خاطر تلاشم یه چیزی گیرم بیاد

16:43.750 --> 16:46.280
این دلیل نظرت راجب غول آبی‌ـه؟

16:47.370 --> 16:49.910
.ولی به‌نظر من این غول قرمزه که خیلی بدبخته

16:50.960 --> 16:53.320
.اون غول آبی رو قاطی آرزو و خواسته خودش کرد

16:53.320 --> 16:55.810
.و در نتیجه اون چیزی رو از دست نداد

16:55.810 --> 16:57.460
.فقط غول آبی همه چی رو از دست داد

16:57.920 --> 17:01.830
پس به‌نظرت غول‌ها باید چیکار می‌کردن؟

17:02.300 --> 17:05.740
اگر غول قرمز واقعاً دلش می‌خواست
،با آدم‌ها دوست بشه

17:05.740 --> 17:08.220
باید شاخ‌هاش رو می‌شکست
.و می‌رفت پیش اون‌ها

17:09.180 --> 17:12.930
باید اینکار رو قبل اینکه تحمل غول آبی
.تموم بشه، ‌می‌کرد

17:13.300 --> 17:17.050
...خب این دیگه زیادیه

17:17.050 --> 17:17.900
واقعاً؟

17:18.420 --> 17:22.300
ترجیح می‌دادی با کدوم یکی از غول‌ها دوست بشی؟

17:22.300 --> 17:23.490
کدومشون؟

17:25.860 --> 17:29.330
غول قرمز که فقط آرزو میکنه
،و دیگران ازش مراقبت می‌کنن

17:29.330 --> 17:31.910
یا غول آبی احمق که فقط بلده از خود‌گذشتکی کنه؟

17:42.630 --> 17:44.420
.چه جواب احمقانه‌ای

17:45.080 --> 17:47.280
،اگر می‌خوای با جفتشون دوست بشی

17:47.280 --> 17:50.010
از اون آدم‌هایی هستین که نمی‌تونه تصمیم
.بگیره و می‌خواد با همه باشه

17:50.010 --> 17:51.360
.یه روزی پشیمون میشی

17:51.360 --> 17:54.430
!این داستان رو نگفتم که به من ربطش بدی

17:55.210 --> 17:58.050
،جدا از داستان‌های کشور خودتون

17:58.050 --> 18:00.740
هیچ‌کدوم از این داستان‌ها تاثیری روتون داشتن؟

18:00.740 --> 18:03.950
خب، اونی که بیشتر از همه ازش خوشم اومد

18:03.950 --> 18:06.580
اون داستان وسطیه بود، که در مورد اژدهاست

18:06.580 --> 18:08.200
.و اون آخریه که در مورد ساحره‌ست

18:08.830 --> 18:12.920
بالاخره فهمیدم اسم
.پادشاهیِ اژدهاییِ لوگونیکا" از کجا اومده"

18:12.920 --> 18:13.960
جدی؟

18:13.960 --> 18:16.820
میگه یه خانواده سلطنتی با یه اژدها
،قرارداد می‌بندن

18:16.820 --> 18:19.670
برای همین بیشتر شبیه یه داستان
قومی به‌نظر میرسه تا خیالی،‌ درسته؟

18:20.140 --> 18:22.390
.بله، چون حقیقته

18:22.890 --> 18:27.570
اژدهای نجیب هنوز هم از
،راه دور از پشت یک آبشار خیلی بزرگ

18:27.570 --> 18:29.970
.مراقب این سرزمینه

18:30.580 --> 18:34.280
اینکار رو تا زمانی که قراردادش با خانواده
.سلطنتی کامل بشه انجام میده

18:34.710 --> 18:39.810
صبر کن، ‌مگه اون خانواده‌ی سلطنتی که
قرارداد رو امضا کردن، نمردن؟

18:39.810 --> 18:41.690
.بله، خیلی هم ناگهانی مردن

18:42.510 --> 18:45.490
.هیچ‌کس نمیدونه اژدها چی می‌خواد

18:45.980 --> 18:49.820
توی موقعیت فعلی سرزمینمون
...فقط خدا می‌دونه

18:49.820 --> 18:53.380
نه، فقط اژدها می‌دونه که
.اژدها می‌خواد چیکارکنه، ‌قربان

18:55.340 --> 18:57.580
راستی در مورد داستان ساحره ـــ

18:57.860 --> 18:59.830
.نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

19:00.410 --> 19:01.670
.زیادی موندم

19:02.260 --> 19:05.670
.وقتی شام آماده شد میام بهتون خبر میدم قربان

19:07.500 --> 19:09.010
.باشه

19:09.870 --> 19:12.820
...اون داستانی که در مورد غول‌ها بهم گفتی

19:12.820 --> 19:14.640
.به رم نگو

19:14.640 --> 19:16.970
.مطمئنم اون خوشش نمیاد

19:25.380 --> 19:28.690
یه ساحره‌ی وحشتناک. یه ساحره‌ی ترسناک"

19:28.690 --> 19:31.800
.حتی حرف زدن در مورد اسمش هم ترسناک بود

19:31.800 --> 19:33.870
همه بهش می‌گفتن

19:34.600 --> 19:36.440
".ساحره حسود

19:41.860 --> 19:43.300
در این مورد مطمئنی؟

19:43.300 --> 19:45.880
می‌تونیم برات یه ماشین سلطنتی
.خبر کنیم تا ببرتت پایتخت

19:46.200 --> 19:48.200
...خوبم

19:48.200 --> 19:53.140
یه روزی، ‌وقتی که یه مرد قوی، باهوش
پولدار، ‌کسی که لیاقت تو رو داشته باشه شدم

19:53.140 --> 19:54.970
.میام با یه اسب سفید می‌برمت

19:55.230 --> 19:56.500
با خودت دستمال داری؟

19:56.500 --> 19:59.620
...و آب، سنگ لاگومایت

19:59.620 --> 20:01.260
می‌تونی تنهایی بخوابی؟

20:01.260 --> 20:02.600
فکر کردی مامانمی؟

20:02.870 --> 20:06.070
.پس، ‌سوبارو کون، مراقب باش

20:06.070 --> 20:08.070
.و هدیه‌ای که بهت دادم رو گم نکن

20:08.520 --> 20:12.450
هم‌ارزش روزهای خاطره‌انگیزی
...که با هم داشتیم یه چیز خوب گذاشتم

20:14.430 --> 20:17.200
.پول حق‌السکوت؟ نگران نباش، فهمیدم

20:17.200 --> 20:19.660
.چیزی که نباید رو به کسی نمیگم
.به اژدها قسم

20:20.050 --> 20:24.440
حرف زدن باهات باعث میشه هر نقشه‌ی شیطانی‌ای
.نقش بر آب بشه

20:24.870 --> 20:29.670
درضمن توی این سرزمین قسم خوردن به اژدها
.بزرگترین و مهمترین قسمه

20:30.040 --> 20:32.090
.حواست باشه فراموشش نکنی

20:32.650 --> 20:33.430
!فهمیدم

20:34.120 --> 20:35.640
.شما دو تا خیلی بهم کمک کردین

20:36.430 --> 20:39.640
.به خصوص تو رم رین
.به‌خاطر همه‌ی غذاهای عالیت ممنونم

20:39.640 --> 20:41.270
...و رام‌ چی

20:41.270 --> 20:44.220
آره! کارت توی تمیز کردن دستشویی‌ها حرف نداره،‌ مگه نه؟

20:44.220 --> 20:48.640
خواهر،‌خواهر... مهمونمون توی
.پاچه‌خواری کردن خیلی افتضاحه

20:48.640 --> 20:52.200
رم،‌ رم... مهمونمون ذره‌ای استعداد توی پاچه‌خواری
.کردن نداره

20:52.200 --> 20:53.270
!خفه شین

20:53.270 --> 20:55.160
!واقعاً هیچی به ذهنم نرسید

20:56.510 --> 20:58.120
.ولی ممنونم

20:58.580 --> 20:59.340
.بله

21:06.420 --> 21:07.500
!سوبارو

21:08.950 --> 21:10.550
.به‌خاطر همه‌چیز ممنونم

21:10.550 --> 21:12.380
.هر وقت چیزی نیاز داشتی یه سر بیا

21:14.080 --> 21:14.900
!باشه

21:17.300 --> 21:19.970
!امیلیا ‌تان، ممنونم

21:40.370 --> 21:41.700
.خب، اینم از این

21:42.550 --> 21:45.060
.از اینجا، ‌خوب می‌تونم اتاق امیلیا رو ببینم

21:45.680 --> 21:49.340
حالا فقط کافیه منتظر بمونم
.تا یه اتفاقی بیافته

21:50.210 --> 21:51.500
.و جلوش رو بگیرم

21:54.370 --> 21:57.380
احتمالاً به‌خاطر اینکه اینطوری
...ازش استفاده می‌کنم عصبانی میشه

21:59.100 --> 22:01.000
...امیدوارم بشه

22:03.010 --> 22:04.810
.نمی‌خوام بمیرم

22:07.040 --> 22:08.730
.نمی‌خوام بمیرن

22:12.260 --> 22:14.490
چی بهت گفتم، ناتسوکی سوبارو؟

22:15.180 --> 22:19.100
،حتی وقتی همه‌چیز دوباره تکرار میشه
،کسی چیزی یادش نمیاد

22:19.100 --> 22:21.450
.ولی تو به یاد داری

22:25.700 --> 22:29.520
.راستی این‌دفعه با رم نرفتیم خرید

22:30.180 --> 22:32.420
به‌خاطر اینکه غذا‌هایی که برام می‌آوردن
غذاهای باقی مونده بود؟

22:34.470 --> 22:37.080
.هنوز تا تاریکی شب مونده

22:37.080 --> 22:38.970
!تمرکز کن! تمرکز کن

22:38.990 --> 22:50.990
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:51.490 --> 22:53.270
...راه فرار اضطراری

22:54.000 --> 22:54.570
!دیدمش

22:54.880 --> 22:55.860
!آره، ‌دیدمش

22:56.360 --> 22:58.310
!دیدم صدای زنجیر‌ها از کجا میاد

22:58.730 --> 23:00.960
ولی الان از این سمت میاد؟

23:05.260 --> 23:09.810
یعنی افتادم توی تله‌ش؟

23:16.120 --> 23:18.170
!اگر می‌خوای بیای، پس بیا

23:24.760 --> 23:27.350
جراتش رو داری؟

23:31.560 --> 23:34.370
!خیلی خب... خودت رو نشون بده، لعنتی

23:34.370 --> 23:37.560
!همه‌جور بدبختی کشیدم تا قیافه‌ی نحست رو ببینم

23:52.900 --> 23:54.210
.پس چاره دیگه‌ای ندارم

24:04.020 --> 24:08.220
بهترین سناریوی ممکن اینه که
.بدون اینکه کسی متوجه بشه همه‌چیز تموم شه

24:13.650 --> 24:14.610
...شوخی می‌کنی

24:15.840 --> 24:16.920
رم؟

24:21.780 --> 24:24.820
زنجیر‌ها صدای
