WEBVTT

00:02.300 --> 00:03.900
برادرم از اینکه اینجا نیست معذرت خواهی کرد

00:03.940 --> 00:05.860
و می‌خواد همۀ شما رو
برای ملاقات به خونه‌ش دعوت کنه

00:06.500 --> 00:09.380
تنها کاری که باید بکنی
اینکه بشینی پیشِ جک نلسون

00:09.420 --> 00:10.900
و دربارۀ «عصر طلاییِ» جدید باهاش صحبت کنی

00:10.940 --> 00:13.460
…اگر قراره کسی تامی شلبی رو بکشه -
تو باید اینکارو بکنی -

00:13.500 --> 00:15.700
آینده مال ماست

00:15.740 --> 00:17.900
دخترتون بیماریِ سِل داره

00:17.940 --> 00:19.900
سِل یه بیماریِ به‌شدت واگیرداره

00:19.940 --> 00:22.060
،وقتی که از روبی عکس رادیولوژی می‌گیرن
باید از ما هم عکس رادیولوژی بگیرن

00:22.100 --> 00:24.100
باید مادرِ اون دختره نفرین کرده باشه

00:24.140 --> 00:26.220
شاید صبر کرده
تا دخترت ۷ سالش بشه

00:26.260 --> 00:27.500
تا بفهمی چه حسی داره

00:27.540 --> 00:30.140
حالا که ویسکی نمی‌خورم
صدای ارواح رو به وضوح می‌شنوم

00:30.180 --> 00:32.460
و دارن میگن که اگر جبران کنم، روبی خوب میشه

00:32.500 --> 00:34.060
اون مُرد تامی

03:04.900 --> 03:12.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:12.900 --> 03:20.900
‫« ترجمه از مهـرداد »

03:24.900 --> 03:26.140
آرتور

03:28.700 --> 03:30.300
یه چیزایی نوشتم

03:32.100 --> 03:33.260
نمی‌تونم به زبون بیارم‌شون

03:36.220 --> 03:37.820
تو از همه بزرگتری

03:37.860 --> 03:39.780
تو به‌جای من اون کلمات رو به زبون بیار

03:48.660 --> 03:52.180
متأسفم برادر. نمی‌تونم اینکارو بکنم

04:22.580 --> 04:24.820
می‌تونستیم کالسکۀ طلایی بیاریم

04:29.500 --> 04:31.300
لیاقتِ کالسکۀ طلایی رو داشت

04:36.140 --> 04:38.460
ولی بیخیال این تَجَمُلات شدیم

04:42.180 --> 04:43.700
چون طلا جواب نمیده

04:49.740 --> 04:52.180
این آخرین درسی بود که روبی بهمون یاد داد

05:07.900 --> 05:12.540
اینجا، جای مورد علاقۀ روبی در دنیا بود

05:12.580 --> 05:14.260
…و اون می‌گفت

05:15.620 --> 05:16.860
…بابا»

05:19.700 --> 05:22.180
هیچوقت خبر نداری جریانِ آبِ رودخونه
«چه چیز رو با خودش میاره

05:24.260 --> 05:25.500
و این حقیقت داره

05:27.820 --> 05:31.900
سرنوشت روبی خیلی زودتر از اون چیزی که باید
فرا رسید

05:36.620 --> 05:40.780
،ولی به اسمِ روبی و برای یادبودش
یه سری چیزا تغییر می‌کنه

05:44.220 --> 05:48.700
و هر چیزی که
…با جریانِ آبِ رودخونه بیاد رو خوب

05:52.460 --> 05:54.820
خوب، صلح‌آمیز و صادقانه

05:54.860 --> 05:57.140
و بهتر از قبل می‌فرستیمش بره

05:57.180 --> 05:58.900
برای یادبودِ روبی اینکارو انجام میدیم

06:07.580 --> 06:13.620
ولی فعلاً، روبی رو می‌فرستیم بره
…هر جایی که قراره بری

06:15.940 --> 06:18.060
…با این اُمید که اگر مقصدی وجود داره

06:20.740 --> 06:22.980
…یه محوطه مثل اینجا باشه

06:23.020 --> 06:26.700
با اسب و قایق تا بتونه باهاشون بازی کنه

06:39.580 --> 06:42.580
تام، بنزین رو آوردم

06:44.420 --> 06:46.020
کی آتیش رو روشن می‌کنه؟

06:51.420 --> 06:52.740
ارمیا؟

06:58.940 --> 07:02.580
ارمیا، تو باعث می‌شد بخنده

07:02.620 --> 07:04.180
تو آتیش رو روشن کن

07:04.220 --> 07:07.300
!نه، نه! نه -
…لیزی -

07:07.340 --> 07:10.740
!نه، نباید بسوزونینش! نه

07:10.780 --> 07:12.100
!لیزی

07:15.260 --> 07:17.500
فقط می‌خوام ببینمش

07:17.540 --> 07:20.540
فقط می‌خوام صورتش رو ببینم -
با همدیگه میریم می‌بینمش. بیا -

07:20.580 --> 07:22.780
با همدیگه میریم می‌بینمش -
آره -

07:34.460 --> 07:35.780
عزیزِ دلم

07:55.780 --> 07:58.020
شیاطینی که اینکارو کردن، تقاص پَس میدن روبی

08:02.260 --> 08:03.620
منظورت چیه؟

08:07.020 --> 08:08.380
منظورت چیه؟

08:10.140 --> 08:11.460
کجا داری میری؟

10:03.740 --> 10:06.820
رایلی، فکر می‌کنم پلیس اومده

10:09.260 --> 10:10.580
اِوادنی باروِل؟

10:12.180 --> 10:14.780
آره. شما؟

10:16.100 --> 10:17.940
از طرفِ یاقوت کبود اومدم

10:28.300 --> 10:30.660
!شلیک نکن! بچه اینجا هست

13:00.420 --> 13:02.180
کیسۀ طلا

13:02.220 --> 13:05.820
کارمون تموم شده اِزمه. از ماشین پیاده شو

13:05.860 --> 13:07.100
هنوز تموم نشده تامی

13:08.260 --> 13:12.020
،فکر می‌کردم الان وقت خوبی باشه
در اصل، الان عالیه

13:13.220 --> 13:15.060
هنوز بعضی از کارا تموم نشده

13:17.180 --> 13:20.780
:مسیحی‌ها میگن
«خدا خودش میده، خودشم می‌گیره»

13:20.820 --> 13:22.820
ارواح‌مون مثل همدیگه‌ان

13:22.860 --> 13:25.060
اوراح بچه‌ت رو ازت گرفتن

13:25.100 --> 13:27.020
از ماشین پیاده شو ازمه

13:27.060 --> 13:30.020
ولی همون ارواح
می‌خوان یه بچۀ دیگه بهت بدن تامی

13:30.060 --> 13:33.100
کدوم بچه؟

13:34.740 --> 13:36.980
یه دختر از دست دادی

13:37.020 --> 13:38.300
یه پسر پیدا کردی

13:41.300 --> 13:42.940
…قبل از اینکه بری فرانسه

13:42.980 --> 13:46.300
خیلی وقت پیش توی
فستیوالِ اپلبی با یه دختر خوابیدی

13:46.340 --> 13:48.860
اسمش زِلدا بود. دیدمش

13:50.300 --> 13:53.820
زلدا گفت که ماهِ مِیِ سال ۱۹۱۴
زیر یه درختِ فندق با هم خوابیدین

13:55.820 --> 14:00.260
،وقتی که حامله شد
پدرش تهدید کرد تو رو می‌کشه

14:00.300 --> 14:03.300
ولی تو به ارتش ملحق شده و رفته بودی فرانسه

14:06.900 --> 14:10.020
اون دختر و
درختِ فندق رو یادته تامی، مگه نه؟

14:13.900 --> 14:16.500
…اون پسر هر کسی که هست ازمه

14:17.940 --> 14:20.220
هر کسی که هست، کارمون تموم شده -
از اینکه تو رو آوردم -

14:20.260 --> 14:23.740
اینجا دلیل داشتم و اون رو هم آوردم

14:23.780 --> 14:24.940
بچۀ توئــه

14:26.340 --> 14:29.020
پسری با چشم‌های فندقی

14:29.060 --> 14:30.540
به خودش میگه دوک

14:32.820 --> 14:35.860
مادرش مُرده. یه دزده

14:35.900 --> 14:37.420
توی محلِ فستیوال کار می‌کنه ولی خودش

14:37.460 --> 14:40.540
میگه که از زندگیش چیزهایی
فراتر از چرخ‌های بزرگ و چرخ فلک می‌خواد

14:44.180 --> 14:46.660
اگر از دست دادنِ روبی
توی قلبت یه حفره ایجاد کرده

14:48.300 --> 14:50.180
می‌فرستمش پیشت

14:51.660 --> 14:53.340
اگر یکم دیگه بهم طلا بدی

14:55.260 --> 14:58.460
بهش میگم که تامی شلبی می‌تونی چیزی فراتر از

14:58.500 --> 15:01.060
چرخ‌های بزرگ
و چرخ فلک در اختیارِ یه آدم قرار بده

15:03.420 --> 15:05.260
کارمون تموم شده یا نه تامی؟

15:33.220 --> 15:34.820
می‌دونم کجا رفتی

15:48.660 --> 15:50.780
قراره ساعت‌های بیشتری رو
در کنارِ آقای چرچیل

15:50.820 --> 15:51.900
در مجلس عوام حضور داشته باشم

15:51.940 --> 15:53.180
مبارزۀ اون، مبارزۀ منه

15:53.220 --> 15:56.060
مثل یه سنگ نشستم یه جا و به این
فکر کردم که به اسمِ روبی آدم کشتی

15:56.100 --> 15:58.700
و مؤسساتِ شلبی بزرگتر میشه

16:00.020 --> 16:03.140
برای تحقیق دربارۀ علت‌ها و درمان‌های
بیماریِ سِل یه بودجه اختصاص میدم

16:03.180 --> 16:04.980
زنی که کشتی بچه داشت؟

16:05.020 --> 16:08.340
سالانه ۱۰ هزار تا بچه می‌میرن لیزی -
برو بخواب تامی -

16:08.380 --> 16:09.980
یه چیزهایی دربارۀ یه تحقیقِ جدید خونده‌م

16:10.020 --> 16:12.580
بَس کن و چشمای کیریت رو ببند -
…بَس -

16:12.620 --> 16:14.220
!بَس نمی‌کنم

16:14.260 --> 16:16.580
آدمِ خوبی میشی؟

16:26.780 --> 16:28.500
یه زن رو کشتم

16:29.620 --> 16:31.580
یه یه زن و سه تا مرد رو کشتم

16:31.620 --> 16:34.100
و جنازه‌هاشون توی یه قایق انداخته میشه

16:34.140 --> 16:35.540
مثل بقیۀ جنازه‌ها

16:35.580 --> 16:38.300
ولی من از اون قایق پیاده
و سوار یه قایقِ دیگه میشم

16:40.140 --> 16:41.420
می‌فهمی؟

16:44.460 --> 16:45.740
آره

16:57.100 --> 16:59.540
دکتر از کلینیک تماس گرفت و گفت که

16:59.580 --> 17:01.540
فوراً باید باهات صحبت کنه

17:03.700 --> 17:06.820
ولی فکر نمی‌کنم برات کاری از دستِ دکترا بربیاد -
…لیزی -

17:10.380 --> 17:12.060
فرانسس گفت
آرتور اومده

17:44.780 --> 17:45.900
تامی؟

17:47.820 --> 17:49.420
تام؟ -
آره، خودمم -

17:50.940 --> 17:52.060
لعنتی

18:11.660 --> 18:13.300
آرتور، میشه فندکت رو بهم بدی؟

18:14.340 --> 18:15.700
فندکم رو پیدا نمی‌کنم

18:28.140 --> 18:30.540
متأسفم که پای اَرابه نتونستم صحبت کنم تام

18:41.020 --> 18:42.260
متأسف نباش

18:45.420 --> 18:46.860
اینجا چیکار می‌کنی؟

18:50.220 --> 18:52.900
منتظرم تا این لیوانِ کیری پُر بشه

18:56.980 --> 18:58.540
این بُشکه، تقریباً خالی شده

19:00.260 --> 19:01.820
کُلی بُشکه داریم آرتور

19:03.300 --> 19:05.340
یه بُشکۀ دیگه باز کن

19:05.380 --> 19:07.900
فکر کردم شاید همه‌شون پُر از خون باشن

19:11.900 --> 19:13.500
…تام، مواد

19:15.460 --> 19:17.060
ذهنِ آدم رو بِگا میده

19:21.460 --> 19:22.860
می‌دونی، آرتور

19:25.300 --> 19:27.100
تو از قبل بِگا رفته بودی

19:29.500 --> 19:32.420
از وقتی که بچه بودی بِگا رفته بودی

19:34.420 --> 19:35.780
این فرضیۀ منه

19:39.740 --> 19:41.460
مالِ اون وقتی‌ــه که من ۹ سالم بود

19:41.500 --> 19:43.980
و تو ۱۲ سالت که من کُتَکِت زدم

19:45.420 --> 19:47.220
داشتیم به‌خاطر سیگار دعوا می‌کردیم

19:49.780 --> 19:54.700
شاید وقتی که زده بودمت زمین

19:54.740 --> 19:57.820
زیادی زدم توی سرت

19:57.860 --> 20:00.620
ولی مساوی شده بود تام

20:00.660 --> 20:03.660
نه، شکستت داده بودم

20:05.100 --> 20:08.220
گیرت انداخته بودم -
نه راستش -

20:10.260 --> 20:14.220
هر دومون قبول کردیم -
انقدر بِگا رفتی که یادت نمیاد برادر -

20:16.180 --> 20:19.540
یادمه. چیزهای کوچیک یادمه

20:19.580 --> 20:21.140
می‌دونم که یادته

20:22.300 --> 20:23.580
منم یادمه

20:24.780 --> 20:26.580
مِه و بخار داره تموم میشه، هان؟

21:18.860 --> 21:21.180
،بیا، اون لیوان تقریباً پُر شده
رَدِش کن بیاد اینجا

21:25.460 --> 21:26.620
…این

21:29.460 --> 21:31.380
تامی… گفتی دیگه نمی‌خوری

21:33.740 --> 21:35.820
دیگه مشروب نمی‌خوری تام

21:59.340 --> 22:01.780
…آرتور، وقتی که پالی مُرد

22:03.100 --> 22:05.060
فکر می‌کردم می‌تونم همینجوری پیشرَوی کنم

22:06.460 --> 22:08.220
به چپ، راست، چپ، راست، چپ

22:08.260 --> 22:10.860
پایبند بودم، اون ریتمِ کیری

22:12.140 --> 22:13.620
هیچوقت مجبور نبودم بَس کنم

22:16.340 --> 22:17.860
بعدش روبی مُرد

22:21.780 --> 22:23.260
تِلو تِلو خوردم زمین

22:29.020 --> 22:30.620
…و الان اینجام

22:32.340 --> 22:37.100
مثلِ یه تونل‌سازِ کیری

22:37.140 --> 22:39.340
با رفیقِ قدیمیم آرتور

22:41.540 --> 22:43.700
نشستم روی زمین

22:48.540 --> 22:50.180
ژانویه رو یادته آرتور؟

22:52.820 --> 22:54.060
کشتیِ خانوادگی؟

22:55.820 --> 22:57.580
همۀ خانواده روی چیزی به اندازۀ ۱۰ برابر

22:57.620 --> 22:59.900
بزرگتر از این بُشکه‌های کیری زندگی می‌کردن

23:03.620 --> 23:07.860
اون شب توی تایل کراس رو یادته

23:07.900 --> 23:11.340
که ۱۶ نفرمون توی کشتی خوابیده بودیم
و مأمورا اومدن

23:12.660 --> 23:14.140
همه‌مون مثل موش شنا کردیم

23:15.140 --> 23:16.940
به‌جز آرتور

23:16.980 --> 23:21.740
آرتور با یه قُلاب جلوشون رو گرفت، به تنهایی

23:23.700 --> 23:25.740
و یادمه

23:25.780 --> 23:28.340
اومدم بالا و پشتِ سرم رو نگاه کردم

23:28.380 --> 23:31.460
و دیدم که اون قلاب رو به سمتِ

23:31.500 --> 23:34.500
…صورتِ مأمورا تکون می‌دادی

23:34.540 --> 23:35.780
به تنهایی

23:37.140 --> 23:38.660
همون موقع فهمیدم

23:40.540 --> 23:45.060
وقتی که اون همه سال پیش زده بودمت زمین

23:45.100 --> 23:47.260
واسۀ این بود که خودت گذاشتی
من بَرَنده بشم

23:50.820 --> 23:52.620
می‌خواستی من بَرَنده بشم

23:56.500 --> 23:58.700
از اون موقع می‌خواستی من بَرَنده بشم

24:00.980 --> 24:07.620
…اگر دوباره اونکارو انجام بدی
چه شانسی دارم، هان؟

24:09.580 --> 24:11.780
بَس می‌کنی

24:11.820 --> 24:14.900
بَس می‌کنی چون خانواده بهت نیاز داره

24:16.300 --> 24:18.660
مثل اونِ تونلِ طولانی در دادلی‌ــه

24:19.820 --> 24:21.660
کانالِ دادلی، خطِ شماره ۱ رو یادته؟

24:21.700 --> 24:26.620
تقریباً ۲۹۰۰ متر سیاهی و شنا کردنِ موش‌ها

24:26.660 --> 24:29.180
آره -
بعدش می‌رسیدم به اون گوشه که -

24:29.220 --> 24:31.900
پَرتوی نور دیده می‌شد و اون وقت می‌فهمیدیم

24:33.660 --> 24:36.620
آره -
و من و تو هر دومون می‌فهمیدیم که تقریباً تمومه -

24:40.340 --> 24:41.940
الان توی همچین وضعیتی هستیم آرتور

24:44.260 --> 24:45.940
فقط چند متر دیگه مونده

24:48.580 --> 24:50.180
بعدش تو بهتر روش‌هات رو تغییر میدی
[بهتر میشی]

24:53.740 --> 24:55.980
و من دنیا رو تغییر میدم

26:13.220 --> 26:15.980
فکر کردیم در این ساعت از شب، غذا مِیل کردین

26:16.020 --> 26:19.820
نوشیدنی و ساندویچ هست، اگر مِیل داشتین -
برای غذا خوردن نیومدیم اینجا -

26:19.860 --> 26:21.940
آقای شلبی خیلی زود میان پائین

26:21.980 --> 26:24.260
لطفاً، از طرفِ همۀ ما به آقای شلبی بگین

26:24.300 --> 26:26.220
که تغییر دادنِ دنیا باشه برای بعد

26:26.260 --> 26:27.860
دوست ندارن صبر کنن

26:27.900 --> 26:29.380
شامپاین هم هست

26:29.420 --> 26:30.740
خوبه

26:41.420 --> 26:42.580
چارلز؟

26:45.140 --> 26:46.460
صدای ماشین شنیدم

26:51.060 --> 26:52.380
…آقای شلبی، مهمون‌ها

26:52.420 --> 26:53.620
می‌دونم

26:55.220 --> 26:58.700
بابا، یه بِنتلی و یه رولز رویس دَمِ دره

27:01.660 --> 27:02.700
آره

27:04.860 --> 27:06.220
برو بخواب چارلز

27:14.180 --> 27:15.700
نمی‌تونم بخوابم

27:19.140 --> 27:20.980
وقتی که چشمام رو می‌بندم، روبی رو می‌بینم

27:22.740 --> 27:24.660
برو پیشِ مامانت

27:24.700 --> 27:26.740
باید بیدار باشه

27:26.780 --> 27:28.700
دستم رو می‌گیره

27:28.740 --> 27:30.260
بذار دستت رو بگیره

27:31.700 --> 27:33.540
می‌فهمی چی میگم؟

27:33.580 --> 27:35.060
همیشه بذار دستت رو بگیره

27:36.300 --> 27:37.540
برو

27:42.380 --> 27:45.060
آقای شلبی، مهمون‌ها گفتن که
…درک می‌کنن اگر

27:45.100 --> 27:47.140
بهشون مشروب دادین؟ -
بله -

27:47.180 --> 27:48.420
آره

28:01.020 --> 28:02.460
باشه فرانسس

28:08.020 --> 28:09.540
دستورِ جلسه توی سرمه

28:10.900 --> 28:12.860
دستورِ جلسه توی سرمه

28:13.860 --> 28:15.100
خوبم

28:16.460 --> 28:17.780
خوب به‌نظر می‌رسم؟

28:21.460 --> 28:23.700
اگر کسی بهتون دست بزنه، نمی‌شکنین

28:26.260 --> 28:28.260
بخونش

28:28.300 --> 28:30.300
بخونش. اون آهنگ رو دوست دارم

28:30.340 --> 28:31.340
…من

28:31.380 --> 28:34.740
،توی خونه‌ای که عزادار و غمگینن
نمی‌تونم آهنگ‌های شورشی بخونم

28:34.780 --> 28:36.580
آروم برام بخونش

28:36.620 --> 28:37.860
قلبم رو می‌شکونه

28:39.500 --> 28:41.340
اون رو نگاه نکن. اون انگلیسی‌ــه

28:41.380 --> 28:42.580
می‌تونه گوش‌هاش رو بگیره

28:46.460 --> 28:51.100
عزیزم، الان که منتظریم، عیبی نداره
آهنگِ شورشیِ ارتش جمهوری‌خواه ایرلند رو

28:51.140 --> 28:53.020
بخونه یا زشته؟

28:56.540 --> 29:00.300
می‌دونین، توی جلسه‌ای با
همین قصد و منظور در برلین شرکت کردم

29:00.340 --> 29:03.060
خودِ صدراعظم، گورینگ

29:03.100 --> 29:05.340
و هیملر حضور داشتن

29:07.020 --> 29:09.460
تا طلوع آفتاب طول کشید

29:09.500 --> 29:13.060
به‌صورتِ کاملاً جِدی
دربارۀ آینده دنیا صحبت کردیم

29:15.060 --> 29:17.300
…وقتی که اولین پرتوهای نور وارد اتاق شد

29:17.340 --> 29:20.260
همه‌مون بلند شدیم
و بهش خیره شدیم، انگار که دنیای پیشِ‌رو بود

29:21.860 --> 29:24.260
نه آهنگ خوندنی در کار بود و نه خندیدنی

29:27.340 --> 29:31.100
و وقتی که صبحانه
در تِراسِ مشرف به کوه‌ها سِرو می‌شد

29:31.140 --> 29:32.820
چند تا یهودی آوردن

29:34.580 --> 29:37.380
،و وقتی که ما داشتیم تخم مرغ می‌خوردیم
یهودی‌ها رو مجبور کردن علف بخورن

29:39.340 --> 29:42.380
،و در حالیکه داشتیم قهوه‌مون رو می‌خوردیم
این صحنه رو تماشا کردیم

29:48.300 --> 29:50.780
باید یادمون باشه که این، مسئلۀ مهمی‌ــه

30:00.340 --> 30:01.660
وای، دایانا

30:03.900 --> 30:06.580
ببین چیکار کردی. مود رو از بین بردی

30:11.740 --> 30:15.140
بذار آهنگِ کیریش رو بخونه
تا روحیه‌مون عوض بشه. لطفاً بخون

30:24.940 --> 30:29.540
♪ توی شهری تمیز به اسم بلفاست ♪

30:29.580 --> 30:33.260
♪ مُقَیَد بودم شاگردی کنم ♪

30:33.300 --> 30:37.660
♪ و چندین ساعت شادی ♪

30:37.700 --> 30:41.620
♪ توی اون شهرِ تمیز و کوچیک سپری کردم ♪

30:41.660 --> 30:45.460
♪ اتفاقی غم‌انگیز برام افتاد ♪

31:00.700 --> 31:06.620
♪ توکای سیاه، روی شونه‌م بشین و برام بخون ♪

31:08.900 --> 31:10.380
شکست؟

31:10.420 --> 31:12.020
مامان برات درستش می‌کنه

31:14.020 --> 31:19.980
وقتی که گریه می‌کنم به‌صورتِ رنگی می‌بینی ♪
♪ یا سیاه و سفید، پرنده؟

31:24.180 --> 31:29.420
♪ یه روزِ جدیده ولی احساس قدیمی‌ــه ♪

31:31.340 --> 31:36.020
♪ دخالت کن توکای سیاه و جاده رو کوتاه کن ♪

31:40.500 --> 31:46.540
توکای سیاه، تصوری که ♪
♪ از عشق داشتم اشتباه بود

31:52.100 --> 31:54.420
♪ جوری ♪

31:54.460 --> 32:00.020
♪ عاشقش شدم که تصور نمی‌کردم، توکای سیاه ♪

32:03.620 --> 32:09.060
چیزی که ازش می‌ترسم ♪
♪ و چیزی که شوقش رو دارم

32:10.900 --> 32:15.780
♪ دخالت کن توکای سیاه و جاده رو کوتاه کن ♪

32:39.780 --> 32:45.820
توکای سیاه، بیا توی خوابم ♪
♪ و برام آواز بخون

32:51.380 --> 32:53.540
♪ وقتی که خواب می‌بینم ♪

32:53.580 --> 32:59.140
به‌صورتِ رنگی می‌بینی ♪
♪ یا اصلاً نمی‌بینی، پرنده؟

33:03.500 --> 33:09.500
♪ تصویر صلح‌آمیزه ولی خواب می‌بینم تنهام ♪

33:09.540 --> 33:14.980
♪ دخالت کن توکای سیاه و جاده رو کوتاه کن ♪

33:27.780 --> 33:30.180
دیگه روبی اینجا نیست

33:41.540 --> 33:45.780
♪ چشماش مثل الماس درخشیدن ♪

33:45.820 --> 33:47.900
♪ اون رو ملکه می‌دونستم ♪

33:47.940 --> 33:50.940
آقای شلبی -
نه، خواهش می‌کنم، نیازی به تسلیت گفت نیست -

33:50.980 --> 33:52.380
از همه‌تون ممنونم که تشریف آوریدن

33:53.940 --> 33:55.340
حالا بیاین بفهمیم

33:55.380 --> 33:57.740
دنیای جدیدمون چه شکلی خواهد بود، باشه؟

34:04.580 --> 34:07.100
شاید بهتر باشه
به کارهای عملی‌ای که آقای نلسون برای

34:07.140 --> 34:11.460
پیشبُردِ هدف‌مون از داخل کشورشون
می‌تونن انجام بدن، بپردازیم

34:11.500 --> 34:14.980
گوشِ رئیس جمهورِ ایالات متحدۀ آمریکا
به دهنِ منه

34:15.020 --> 34:17.900
که واسۀ همینه که من اینجام، نه؟

34:17.940 --> 34:21.780
می‌خوایم چیزهایی رو در گوشِ
رئیس جمهور زمزمه کنین

34:23.460 --> 34:25.420
بهشون بگین ما انگلستان هستیم

34:25.460 --> 34:27.940
مودِ انگلستان مائیم

34:27.980 --> 34:32.420
و در ایرلند، تعدادِ افرادِ
مُماشات کننده با انگلیسی‌ها زیاده

34:32.460 --> 34:36.620
ولی ما نمایندۀ روحیۀ آزادِ واقعیِ کشوری
…هستیم که

34:36.660 --> 34:38.020
در کشور خودتون ساکن هستن

34:40.300 --> 34:43.140
در هر ۲ جا اسمِ کمونیست‌ها رو می‌شنوم

34:43.180 --> 34:45.300
ما سنگرِ در مقابل‌شون هستیم

34:46.500 --> 34:49.340
وقتی که بحثِ طبقۀ کارگر میشه

34:49.380 --> 34:52.700
می‌تونیم با یه اشاره مردم‌مون رو از

34:52.740 --> 34:54.780
جمهوری خواهی به فاشیسم تغییر بدیم

34:56.140 --> 34:57.220
بهمون اعتماد دارن

34:58.620 --> 35:01.260
شما با سگ‌های شکاری همراه هستین آقای موزلی

35:01.300 --> 35:03.180
کمونیست‌ها رو شکار می‌کنین؟

35:03.220 --> 35:06.020
سگ‌هام دارن زوزه می‌کشن

35:06.060 --> 35:07.860
…شلبی

35:07.900 --> 35:09.580
تو به عنوان یه سوسیالیست فعالیت می‌کنه

35:17.060 --> 35:20.660
آقای شلبی یکی از بزرگترین
اکثریت‌های عوام در انگلستان رو دارن

35:21.900 --> 35:25.060
در قلبِ انگلستان

35:25.100 --> 35:27.620
وقتی که زمانش برسه، از حزب‌شون استعفا میدن

35:27.660 --> 35:29.340
و به‌صورتِ مستقل فعالیت می‌کنن

35:33.420 --> 35:36.820
ولی واقعاً به هدف اعتقاد داری آقای شلبی؟

35:48.020 --> 35:49.820
من اینجام

35:49.860 --> 35:52.060
…آقای نلسون، من ۴ شب بعد از

35:59.180 --> 36:00.900
…فقط ۴ شب گذشته و من اینجام

36:03.180 --> 36:06.260
،توی این اتاق، توی این جلسه
من اینجام و جِدی‌ام

36:08.940 --> 36:10.420
بهش ثابتش کن

36:14.540 --> 36:16.420
از نظر فیزیکی ثابتش کن

36:28.300 --> 36:29.540
مرگ بر یهودی‌ها

36:38.100 --> 36:39.460
مرگ بر یهودی‌ها

36:46.300 --> 36:48.260
این ما رو به کُشتن میده

36:51.420 --> 36:52.820
برو بخواب

36:54.340 --> 36:57.180
توی مدرسه، باهام حرف نمی‌زنن

37:01.380 --> 37:03.020
میگن تاریکی از بین میره

37:06.060 --> 37:09.260
وقتی که به قدرت برسن، ازت می‌گیرنش

37:10.940 --> 37:12.780
همه‌مون رو جُدا می‌کنن

37:14.860 --> 37:16.420
می‌فرستنش آفریقا

37:18.620 --> 37:20.420
آره؟

37:20.460 --> 37:22.260
و تو رو کجا می‌فرستن؟

37:23.740 --> 37:25.260
تو رو کجا می‌فرستن کارل؟

37:26.420 --> 37:29.180
…تو نیمه کولی هستی، پس

37:29.220 --> 37:30.620
شاید به مصر؟

37:35.580 --> 37:38.380
…چیزی که تا حالا بهت نگفته بودم

37:38.420 --> 37:40.180
چون مهم نبود

37:41.780 --> 37:43.020
شاید الان مهمه

37:44.700 --> 37:46.180
پدرت یهودی بود

37:48.380 --> 37:51.500
پسرِ یه خیاط توی اِستِچفورد بود

37:51.540 --> 37:53.060
اسم‌شون رو به ثورن تغییر دادن

37:53.100 --> 37:55.420
تا دیگه با آجر نزنن
شیشۀ خونه‌شون رو بشکونن

37:57.660 --> 37:59.500
خب، تو رو کجا می‌فرستن کارل؟

38:02.900 --> 38:05.980
آقای نلسون، می‌تونین
به رئیس جمهورتون گزارش بدین

38:06.020 --> 38:09.380
که اشرافیت و شایسته سالاری متحد شدن

38:09.420 --> 38:12.460
و بنابراین نظمی جدید در حال شکل‌گیری‌ــه

38:14.500 --> 38:19.020
و همینطور اینکه آقای نلسون، در حالِ حاضر
اسلحه‌هامون از آلمان تأمین میشه

38:19.060 --> 38:21.460
بریتانیایی‌ها دارن
خطوطِ تامین‌مون رو از بین می‌برن

38:21.500 --> 38:23.620
،اگر از بوستون تأمین بشیم
برامون خیلی ارزشمنده

38:25.260 --> 38:28.700
،می‌تونم بهتون اسلحه بدم
اگر برای هدفی خوب مورد استفاده قرار بگیرن

38:28.740 --> 38:31.700
و تا داریم
…دربارۀ واردات و صادرات صحبت می‌کنیم

38:31.740 --> 38:35.340
آقای شلبی، به‌خاطرِ رابطۀ جدیدمون

38:35.380 --> 38:37.500
و به‌خاطر اینکه به نحوی خارق‌العاده

38:37.540 --> 38:39.940
تعهدتون رو ثابت کردین

38:39.980 --> 38:44.100
بوستون رسماً آمادۀ وارادتِ کالای شماست

38:50.460 --> 38:51.660
خوبه

39:32.780 --> 39:35.580
اگر به نتیجه‌ای که می‌خواستیم رسیدیم

39:35.620 --> 39:37.380
شاید بتونیم جلسه رو به پایان برسونیم

39:37.420 --> 39:38.660
البته

40:26.260 --> 40:30.460
همونی ماشین تحریری‌ــه
که سال‌ها یپش برام خریدی

40:30.500 --> 40:32.340
تا بهم کمک کنی قابلِ احترام باشم

40:33.620 --> 40:34.860
یادته؟

40:36.580 --> 40:37.780
آره

40:44.940 --> 40:46.420
این رسید

40:47.420 --> 40:48.900
از طرفِ کلینیک‌ــه

40:50.500 --> 40:53.700
هزینه‌های پزشکیِ روبی رو پرداخت کردم

40:53.740 --> 40:55.660
فکر نمی‌کنم صورت حساب باشه

40:55.700 --> 40:58.420
،روش نوشته ضروری و فوری‌ــه
از طرفِ مشاور ارشده

41:17.540 --> 41:19.260
چرا نیومدی بخوابی؟

41:24.700 --> 41:26.660
چرا نیومدی بخوابی؟

41:32.340 --> 41:34.660
دارم چیزهایی که از جلسه یادم هست رو
می‌نویسم

41:36.220 --> 41:41.180
،اگر من… اگر فوراً انجامش بدم
می‌تونم کلمه به کلمه بنویسم

41:42.860 --> 41:44.900
اطلاعات وقتی که کلمه به کلمه باشه

41:44.940 --> 41:47.380
بیشتر به‌دردِ آقای چرچیل می‌خوره

42:15.300 --> 42:16.660
صندلیش رو سوزوندم

42:18.860 --> 42:22.100
رنگِ روی چوب باعث شد یه بویی توی هوا بمونه

42:22.140 --> 42:23.900
پنجره رو باز نکردم

42:26.580 --> 42:28.180
از اون بو خوشم میاد

42:53.940 --> 42:55.500
هنوز نه

42:58.140 --> 42:59.540
هنوز نه

43:02.060 --> 43:05.100
…باید اینکارو انجام بدم چون الان می‌دونم

43:05.140 --> 43:06.260
که تغییر می‌کنم

43:08.780 --> 43:10.260
که باید تغییر کنم

43:12.020 --> 43:14.820
و برای همیشه تغییر می‌کنم لیزی

43:20.300 --> 43:21.580
فقط هنوز نه

43:53.300 --> 43:54.420
الو؟

43:58.780 --> 44:00.060
آهان

45:14.660 --> 45:15.940
دیدم که رفت

45:17.980 --> 45:21.260
این آپارتمان رو
فقط برای همین کار نگه می‌داره، نه؟

45:23.300 --> 45:25.220
تعقیبم می‌کنی آقای شلبی؟

45:26.340 --> 45:28.220
…تحت تأثیر قرار گرفتم

45:28.260 --> 45:30.180
ولی چرا؟

45:30.220 --> 45:31.820
وقتی که با کسی کار می‌کنم

45:31.860 --> 45:34.620
باید رازهاش رو بدونم

45:37.260 --> 45:39.300
سابقۀ موزلی که راز نیست

45:40.300 --> 45:41.420
اون نه، تو

45:44.780 --> 45:47.140
از کجا می‌دونستی میام اینجا؟

45:47.180 --> 45:49.500
یه سری چیزهای رو می‌دونم

45:49.540 --> 45:51.900
ذهنِ مردم رو می‌خونم، می‌دونی

45:54.580 --> 45:57.860
یه نگاهِ کوچیک بندازم کافیه. یه موهبت‌ــه

45:57.900 --> 46:00.060
…همۀ خانواده

46:00.100 --> 46:01.900
ساحره و جادوگرن

46:11.220 --> 46:12.740
عموت تو رو انکار می‌کنه

46:14.300 --> 46:16.660
خوابیدن با شریکش، اونم پشت سرش

46:18.180 --> 46:19.860
فکر می‌کنی اخلاقیات براش مهمه؟

46:19.900 --> 46:21.140
کاتولیک‌ــه

46:21.180 --> 46:23.660
مردها هر کاری بخوان می‌کنن، زن‌ها
کاری رو می‌کنن که بهشون گفته میشه

46:25.780 --> 46:27.220
به مایکل میگی؟

46:28.500 --> 46:29.820
مایکل عضوِ خانواده‌ست

46:31.300 --> 46:32.820
ما یه خانوادۀ شفا یافته‌ایم

46:34.740 --> 46:36.820
…نه علاقه‌ای به من داری

46:36.860 --> 46:38.100
نه به مایکل

46:40.220 --> 46:42.660
پس چرا بهم نمیگی واقعاً چی می‌خوای؟

46:54.780 --> 46:57.380
…وقتی که موزلی میره برلین

46:57.420 --> 46:58.820
همراهش خواهی بود

46:59.980 --> 47:01.100
وقتی که با

47:01.140 --> 47:03.940
اعضای ارشدِ دولت آلمان
ملاقات می‌کنه، توی اتاق هستی

47:03.980 --> 47:07.300
…می‌خوام بدونم راجع به چی بحث میشه

47:07.340 --> 47:09.180
و چه تصمیمی گرفته میشه

47:11.860 --> 47:12.940
و اگر دروغ بگم چی؟

47:15.260 --> 47:16.700
می‌فهمم

47:25.660 --> 47:27.780
…می‌دونی، مایکل فکر می‌کنه تو شیطانی

47:29.420 --> 47:31.500
و به‌نظرم شاید حق با مایکل باشه

47:33.260 --> 47:35.820
دلیلِ دیگه‌ای که اومد اینجا، همین بود

47:35.860 --> 47:39.700
نظرِ مایکل دربارۀ من چیه جینا؟

47:39.740 --> 47:41.220
و اگر دروغ بگی، می‌فهمم

47:46.900 --> 47:48.060
…تامی

47:49.580 --> 47:52.940
مایکل می‌خواد معامله رو به سرانجام برسونه

47:52.980 --> 47:54.580
و بعدش، هر دوتون میرین پِیِ کارتون

48:09.020 --> 48:10.420
لعنتی

48:36.772 --> 48:39.772
« نامه‌ای فوری برای آقای شلبی »

49:32.540 --> 49:33.780
بیا

49:36.180 --> 49:38.020
آقای شلبی، دکتر هولفورد اومدن

49:41.140 --> 49:42.340
بفرستش داخل

49:49.900 --> 49:51.900
گفتی باید حضوری صحبت می‌کردیم

49:51.940 --> 49:53.180
من اینجام

49:55.060 --> 49:56.700
شاید دل‌تون بخواد بشینین

50:04.060 --> 50:07.220
آقای شلبی، می‌دونم که هنوز
…به‌خاطر مرگِ دخترتون عزادار هستین

50:08.820 --> 50:10.620
ولی اخباری دارم
که نمیشه به تعویق‌شون انداخت

50:15.740 --> 50:20.900
وقتی که ۱۰ روز پیش توی کلینیک
…ازتون عکس رادیولوژی گرفتن

50:23.100 --> 50:26.180
اثری از سِل در ریه‌تون نبود

50:28.420 --> 50:31.500
ولی متأسفانه یه چیزِ دیگه پیدا کردن

50:31.540 --> 50:33.980
یه چیزی مربوط به بیماریِ دخترتون

50:37.820 --> 50:40.820
وقتی که بیمارستان بودین
سعی کردن باهاتون صحبت کنن

50:40.860 --> 50:42.500
ولی همکاری نکردین

50:44.020 --> 50:46.780
بعد از مرگِ دخترتون

50:46.820 --> 50:50.620
نمی‌شد پیداتون کرد
تا به‌صورتِ حضوری بهتون اطلاع بدن

50:50.660 --> 50:53.940
،در نهایت، به عنوانِ پزشکِ شخصی‌تون
با من تماس گرفتن

50:57.300 --> 51:00.260
،بهت چای تعارف نکردم
اوضاعت خوب نیست. چای نمی‌خوای؟

51:02.100 --> 51:03.260
نه

51:04.980 --> 51:07.580
توی کلینیک، آزمایشِ خون گرفتن

51:09.740 --> 51:13.420
آزمایش‌ها نشون میدن که سایه‌ای که در

51:13.460 --> 51:15.580
…مرکزِ جُمجُمه‌تون می‌بینین

51:15.620 --> 51:17.060
سرطان نیست

51:18.420 --> 51:19.980
توبرکلوماست

51:22.540 --> 51:26.020
بیماری‌ای که علتش
همون باکتری‌ای هست که باعث سِل میشه

51:29.620 --> 51:31.860
شاید از دخترتون گرفته باشین

51:33.660 --> 51:37.820
به محض اینکه این بیماری واردِ یه خانواده
میشه، می‌تونه همه چیز رو بهم بریزه

51:37.860 --> 51:40.460
می‌تونه با یه بوسۀ ساده منتقل بشه

51:44.620 --> 51:47.220
به‌نظر می‌رسه
خانوادۀ شلبی هم استثنا نیستن

51:51.300 --> 51:55.340
آقای شلبی، همونجوری که گفتم می‌دونم که
…هنوز به‌خاطر مرگِ دخترتون عزاردار هستین

51:56.740 --> 51:59.180
ولی باید درک کنین
که این موضوع کاملاً جِدی‌ــه

52:01.420 --> 52:04.660
،با توجه به اندازۀ تومور
میشه گفت که گسترش سریع بوده

52:06.100 --> 52:09.860
مطمئنم که قبلاً علائمی رو تجربه کردین، نه؟

52:11.540 --> 52:13.540
اخیراً دچارِ تَشَنُج نشدین؟

52:14.940 --> 52:20.500
ضعف، گسستگی، توهم؟

52:28.540 --> 52:30.140
چرا نیومدین پیشِ من؟

52:32.860 --> 52:34.060
کار دارم

52:38.020 --> 52:39.500
برای بقیه خطرناکم؟

52:41.300 --> 52:42.940
نه

52:42.980 --> 52:46.580
برخلافِ سِل، توبرکلوما واگیردار نیست

52:46.620 --> 52:50.740
…آقای شلبی، واگیردار نیست

52:50.780 --> 52:53.100
…ولی در موردِ شما

52:53.140 --> 52:55.260
متأسفانه باید بگم که
امکانِ عمل جراحی وجود نداره

52:57.060 --> 52:58.980
رُشدِ بیماری به ساقۀ مغزتون رسیده

52:59.020 --> 53:00.380
هر گونه تلاش برای خارج کردنش

53:00.420 --> 53:02.860
باعث آسیب و خونریزیِ مغزی میشه

53:07.580 --> 53:09.380
وقتی که جواب تماس‌هام رو نمی‌دادین

53:09.420 --> 53:12.780
عکس‌های رادیولوژی‌تون رو
به ۳ تا از بهترین جراح‌های کشور نشون دادم

53:16.700 --> 53:19.900
…همه‌شون گفتن عمل نمی‌کنن

53:19.940 --> 53:21.300
چرا که بی فایده‌ست

53:22.980 --> 53:27.260
البته که می‌خواین
نظرِ یه پزشکِ دیگه رو هم بشنوین

53:28.460 --> 53:31.620
دکتر هِلِن راثرفورد، توی بیمارستانِ
سنت توماس کار می‌کنه

53:31.660 --> 53:32.980
از دوستان‌ــه

53:44.260 --> 53:45.700
…این

53:47.540 --> 53:48.900
تا چه اندازه بَد میشه؟

53:55.300 --> 53:57.500
همینطور که تومور رُشد می‌کنه

53:57.540 --> 54:01.380
میزانِ زَوالِ جسمی و روانی
افزایش پیدا می‌کنه

54:06.020 --> 54:10.700
در نهایت، همیشه باید افرادی کنارتون باشن

54:10.740 --> 54:12.460
که دوست‌تون دارن

54:15.780 --> 54:17.020
چقدر؟

54:20.660 --> 54:23.740
می‌دونم که دشمنانِ زیادی رو شکست دادین
آقای شلبی

54:25.180 --> 54:27.380
…حالا، یه دشمنِ جدید دارین

54:27.420 --> 54:28.700
که توی بدنِ خودتون‌ــه

54:30.180 --> 54:31.620
…نمی‌تونین شکستش بدین

54:33.060 --> 54:35.740
می‌تونین کاری کنین
یه مدت بیماری خودش رو نشون نده

54:35.780 --> 54:39.980
،اگر درست زندگی کنین
…اگر مصمم باشین و اگر مبارزه کنین

54:40.020 --> 54:41.940
ازت یه سؤال پرسیدم

54:41.980 --> 54:43.580
پس یه جواب می‌خوام

54:43.620 --> 54:46.420
نمی‌خوام حرفای کلیشه‌ایت رو بشنوم

54:46.460 --> 54:50.940
چقدر وقت دارم تا قبل از اینکه نیاز
داشته باشم افرادی که دوستم دارن کنارم باشن؟

54:55.860 --> 54:57.700
ببخشید -
عیبی نداره، لیزی -

54:57.740 --> 54:59.620
حسابدارم داشت می‌رفت

55:05.300 --> 55:07.780
وقتی برگشتم لندن باهاتون تماس می‌گیرم

55:07.820 --> 55:09.260
نه، وقت ندارم

55:09.300 --> 55:11.980
ناسلامتی تو حسابداری، بهم عدد بده

55:13.300 --> 55:15.780
یک سال

55:15.820 --> 55:18.020
شاید ۱۸ ماه

55:18.060 --> 55:20.540
خوبه. کارِ دیگه‌ای ندارم

55:20.580 --> 55:23.860
کارهای مالی رو درست می‌کنم. ممنون

55:25.940 --> 55:29.580
توضیحاتِ کامل و مورد نیاز رو براتون می‌فرستم -
آره، ممنون -

55:33.420 --> 55:35.100
روز بخیر

55:43.340 --> 55:45.860
مسئلۀ مهمی‌ــه؟

55:45.900 --> 55:48.100
…نه، نه. فقط

55:48.140 --> 55:52.300
…یه صورت حساب‌ــه که انتظارش نداشتم و من

55:52.340 --> 55:53.940
باید پرداختش کنم

56:03.820 --> 56:05.940
میشه یه لحظه تنها باشم لیزی؟

56:09.780 --> 56:11.140
آره

56:26.860 --> 56:28.180
…شیطان نیستم

56:31.260 --> 56:33.180
یه آدمِ عادی و فانی‌ام

56:39.700 --> 56:41.980
…توی این خانواده جنگ میشه

56:44.220 --> 56:46.060
و یکی‌تون می‌میره

56:48.460 --> 56:49.980
پالی

56:51.780 --> 56:54.380
فقط به اندازۀ مورد نیاز برای
کاری که باید انجام بدم، بهم وقت بده

56:56.540 --> 56:57.940
…می‌کشی

56:57.980 --> 56:59.740
و بازم می‌کشی

57:00.900 --> 57:05.900
‫« ترجمه از مهـرداد »

57:05.900 --> 57:10.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
