WEBVTT

00:01.700 --> 00:03.020
جک نلسون داره میاد لندن

00:03.060 --> 00:05.340
یه سری افراد توی این کشور هستن
که دوست دارم ببینم‌شون

00:06.180 --> 00:09.020
فاشیست‌ها -
نه اونایی که چکمه و پیراهن‌های مشکی به تَن دارن -

00:09.060 --> 00:10.540
اونایی که لباسِ رسمی به تَن دارن

00:10.580 --> 00:12.860
آقای شلبی، بانو دایانا میت‌فورد

00:12.900 --> 00:15.460
جدیدترین و آخرین معشوقۀ اوزوالد

00:15.500 --> 00:18.340
به‌طور رسمی، داره میاد
تا مجوزهای وارداتِ الکل رو بگیره

00:18.380 --> 00:21.220
و به‌طور غیر رسمی، فرستادۀ روزولت‌ــه
[فرانکلین روزولت، سی و دومین رئیس‌جمهور آمریکا]

00:21.260 --> 00:24.180
و با بینِ فاشیست‌ها بودن، با بین‌شون بودن

00:24.220 --> 00:25.460
می‌تونم تضعیف‌شون کنم

00:25.500 --> 00:26.668
و انقدر دنبال مشکلات بزرگ می‌گردی
تا آخرش کشته بشی

00:26.692 --> 00:30.220
آیدا، اگر نمی‌خوای توی حمل سطل کمک کنی
سرزنشت نمی‌کنم

00:30.260 --> 00:32.180
باید این سطل رو به تنهایی حمل کنی

00:32.220 --> 00:33.740
قبوله آقای نلسون؟

00:33.780 --> 00:35.060
آدمِ شجاعی هستین

00:36.620 --> 00:37.900
هر قهرمانِ جنگی که تا حالا دیدم

00:37.940 --> 00:40.540
دنبال این بوده
تا خودش رو به کشتن بده

00:40.580 --> 00:43.460
…اگر قراره کسی تامی شلبی رو بکشه -
تو باید اینکارو بکنی -

00:43.500 --> 00:46.700
،شیطان می‌میره
آینده مال ماست

00:47.820 --> 00:49.500
باید بری دکتر

00:49.540 --> 00:52.020
تا زمانی که
معاملۀ بوستون انجام بشه، ادامه میدیم

00:52.060 --> 00:54.820
الو؟

00:54.860 --> 00:57.300
تامی، تَبِ ۳۸.۳۳ درجه داره
و هیچ چیزی جواب نمیده

00:57.340 --> 00:58.420
همین الان بیا اینجا

01:00.300 --> 01:08.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:08.300 --> 01:16.300
‫« ترجمه از مهـرداد »

01:20.620 --> 01:22.860
!برین کنار! برین کنار

01:22.900 --> 01:25.700
نه… نه. دکتر کجاست؟ -
می‌تونین دکتر رو خبر کنین؟ -

01:25.740 --> 01:27.580
باید با یه دکتر صحبت کنم -
آقای شلبی -

01:27.620 --> 01:30.220
آقای شلبی، دخترتون بیماریِ سِل داره

01:30.260 --> 01:32.260
سِل یه بیماریِ به‌شدت واگیرداره

01:32.300 --> 01:34.620
باید از یه سری از دستورالعمل‌ها پیروی بشه

01:34.660 --> 01:37.540
لطفاً، بچه رو تحویل بدین. باشه -
لیزی؟ -

01:37.580 --> 01:38.940
درست میشه

01:38.980 --> 01:41.660
باشه، بِبَرش. باهاش مهربون باش

01:41.700 --> 01:43.220
مراقبش باش

01:43.260 --> 01:46.020
دخترمه، می‌فهمی؟

01:46.060 --> 01:47.580
باید کنارش باشم

01:47.620 --> 01:49.780
!باید کنارِ دخترم باشم

01:49.820 --> 01:51.020
تام

01:51.060 --> 01:54.620
باشه، آروم باش. دارن از روبی عکس رادیولوژی
می‌گیرن، باید از ما هم عکس رادیولوژی بگیرن

01:54.660 --> 01:57.180
چون شاید ما هم مریض شده باشیم -
کونِ لَقِ ما لیزی -

01:57.220 --> 01:59.460
!کونِ لَقِ ما! کونِ لَقِ من و تو

01:59.500 --> 02:01.220
کی باعث این اتفاق شده؟

02:03.420 --> 02:05.340
ما باعث این نفرین شدیم

02:05.380 --> 02:07.340
بَس کن تامی

02:07.380 --> 02:08.780
!بَس کن

02:10.180 --> 02:11.780
نمی‌ذارن رَد بشم

02:12.860 --> 02:14.100
نمی‌ذارن رَد بشم

02:15.900 --> 02:19.100
از عمد اینکارو کردن، تا منو مجازات کنن

02:21.300 --> 02:23.420
تامی، لطفاً بَس کن

02:23.460 --> 02:25.380
بسیارخب

02:25.420 --> 02:27.100
بسیارخب

02:29.540 --> 02:33.020
همسرم خیلی معذرت می‌خواد

02:33.060 --> 02:34.500
باشه

02:34.540 --> 02:39.340
همسرم خیلی معذرت می‌خواد و الان آرومه

02:41.060 --> 02:45.380
…داره اعتیاد رو پشت سر می‌ذاره. بعضی وقتا

02:48.260 --> 02:49.500
…بعضی وقتا

02:50.620 --> 02:53.220
مثل اسبی‌ــه که توی یه
جعبه زندانی شده، به جعبه لَگَد می‌زنه

02:54.820 --> 02:56.460
دارم به جعبه لَگَد می‌زنم

02:58.740 --> 03:00.060
ببخشید

03:01.780 --> 03:03.540
لیزی -
بله؟ -

03:03.580 --> 03:05.220
بهم بگین باید چیکار کنم

03:05.260 --> 03:07.380
از این طرف قربان -
ببخشید -

03:10.420 --> 03:11.700
ممنون

03:20.260 --> 03:22.980
آقای شلبی، باید یه لحظه بی حرکت باشین

03:37.420 --> 03:39.220
برای اینکه ببینین داخلش چیه

03:41.100 --> 03:42.580
صبر کنین تا ببینین

03:45.700 --> 03:46.980
خدا

03:50.180 --> 03:52.060
خدا می‌دونه داخلش چیه

03:55.340 --> 03:56.660
خدا کمکش کنه

04:30.460 --> 04:32.820
ریۀ چپش دچارِ عفونت سل شده

04:34.340 --> 04:35.820
زود متوحه شدن

04:37.300 --> 04:38.700
آزمایش‌های بیشتری انجام میدن

04:41.340 --> 04:45.100
…یه کاری انجام میدن، یه چیزی مربوط به ریه

04:45.140 --> 04:47.900
یه کاری می‌کنن ریه کُلَپس کنه، استراحت کنه
[هواجنبی]

04:47.940 --> 04:49.620
بعضی وقتا ریه خودش رو درمان می‌کنه

04:52.180 --> 04:54.940
و اگر جواب نده، از طلا استفاده می‌کنن

04:54.980 --> 04:57.060
چی؟

04:57.100 --> 05:00.500
طلا؟ -
نمک‌های طلا -

05:00.540 --> 05:02.780
دکتر گفت وقتی که
در زمانِ افتتاحِ این مؤسسه داشتی

05:02.820 --> 05:05.580
روبان رو می‌بُریدی
روش‌هاشون رو برات توضیح داده

05:05.620 --> 05:07.860
یادم نیست، گوش نمی‌دادم

05:07.900 --> 05:09.820
آره، خب

05:09.860 --> 05:11.820
نمک‌های طلا

05:11.860 --> 05:15.140
نمکی با ۳۷% طلا

05:19.500 --> 05:23.100
میگن کمک می‌کنه
ولی اولش باعث میشه حالش بدتر بشه

05:33.900 --> 05:36.540
…نگفتن

05:36.580 --> 05:38.900
نگفتن احتمالش چقدره؟

05:38.940 --> 05:42.380
نه. نمیگن

05:42.420 --> 05:43.660
ولی روبی کوچیک‌ــه

05:43.700 --> 05:47.300
ولی سِل خوب نیست چون بیماری وسیع و سریع‌ــه

06:30.660 --> 06:33.780
خیلی متأسفم عزیزم

06:36.860 --> 06:38.300
ولی یه کاریش می‌کنم

06:40.620 --> 06:42.340
ناپدیدش می‌کنم

06:44.500 --> 06:46.100
معامله می‌کنم

06:56.140 --> 06:57.660
باید ماسک بزنی

06:59.540 --> 07:00.740
زدم

07:21.860 --> 07:25.580
،تو طلا رو امتحان کن
من یه چیز دیگه رو امتحان می‌کنم

07:34.700 --> 07:36.260
مِی‌فر ۲۴۴

07:37.660 --> 07:39.780
آیدا، گوش کن ببین چی میگم

07:39.820 --> 07:42.580
باید به‌جای من بری لندن

07:42.620 --> 07:44.340
نه، مهمه

07:44.380 --> 07:46.500
…می‌دونم نمی‌خوای توی تجارتم دخالت کنی

07:46.540 --> 07:48.980
ولی حالِ روبی خیلی بده

07:49.020 --> 07:50.860
من، ۵ روز از وقتت رو احتیاج دارم

07:59.180 --> 08:02.180
« لندن »

08:06.340 --> 08:07.980
خب، خوب لباس می‌پوشه

08:10.980 --> 08:13.500
برو دَمِ در و کُتِش رو تحویل بگیر -
بله خانم -

08:13.540 --> 08:16.900
اِ… و بِرَندش رو یادداشت کن

08:16.940 --> 08:18.460
البته خانم

08:48.140 --> 08:50.260
توماس، کجایی تو؟

10:05.780 --> 10:07.500
خانمِ آیدا ثورن، خانم

10:08.980 --> 10:11.980
فکر می‌کردم فامیلیِ همه‌تون شلبی‌ــه -
بیوه‌م

10:12.020 --> 10:15.700
شوهرم لطف نکرد بمیره. هنوز زنده‌ست

10:15.740 --> 10:18.860
فکر می‌کنم شوهرت از خانوادۀ گینس ‌ــه

10:18.900 --> 10:21.100
کارهای خوبِ زیادی برای فُقرا انجام میدن

10:21.140 --> 10:22.780
فقیرهایی که فقط فقیرن چون

10:22.820 --> 10:25.940
مقدار زیادی از درآمدشون رو
صرفِ گینس می‌کنن. بفرما

10:25.980 --> 10:29.780
فکر می‌کنم علت‌های فقر
یکم پیچیده‌تر از این حرفا باشه

10:29.820 --> 10:32.060
آره. به‌نظرِ من به ژنتیک ربط داره

10:33.220 --> 10:35.020
هان. گلدانِ قشنگیه

10:35.060 --> 10:37.940
پدر بزرگم
از یه فاحشه خانه توی قاهره دزدیدتش

10:37.980 --> 10:41.020
مصری‌ــه. فکر کنم مالِ دودمان هجدهم باشه

10:41.060 --> 10:43.500
از کجا این همه اطلاعات
دربارۀ گلدان‌های مصری داری؟

10:43.540 --> 10:45.540
عتیقه‌جات جمع‌آوری می‌کنم

10:46.780 --> 10:50.780
یه قبیله از کولی‌ها
توی یه بخش از یه شهر صنعتی ساکن شدن

10:50.820 --> 10:53.540
تعداد بچه‌ها به صد نفر می‌رسه

10:53.580 --> 10:56.620
ولی یکی‌شون گانگستر و سیاستمدار میشه

10:56.660 --> 10:58.340
و اون یکی عتیقه‌جات جمع‌آوری می‌کنه

10:58.380 --> 11:00.060
خارق العاده‌ست

11:00.100 --> 11:01.700
به‌گونم نتیجۀ ژنتیک‌ــه

11:02.740 --> 11:05.460
،عزیزم، تو دربارۀ من تحقیق کردی
منم دربارۀ تو تحقیق کردم

11:05.500 --> 11:09.220
،اگر الان سالِ ۱۹۱۹ بود
با ۷ تیر و کوکتل مولوتف

11:09.260 --> 11:10.900
از در وارد می‌شدی

11:10.940 --> 11:12.900
و می‌زدی منو می‌کُشتی

11:12.940 --> 11:15.740
اینکه زمان همه چیز رو تغییر میده جالب نیست؟

11:15.780 --> 11:17.620
آمریکایی کجاست؟ -
بعداً میاد -

11:17.660 --> 11:20.460
موزلی کجاست؟ -
شنید توماس نمیاد و قهر کرد -

11:20.500 --> 11:22.660
،خودت که می‌دونی مَردا چه‌جورین
توماس کجاست؟

11:23.700 --> 11:25.540
دخترش مریض‌ــه

11:25.580 --> 11:27.820
مگر مُربی نداره؟

11:27.860 --> 11:30.940
باکلاس‌ــه، به ژنتیک ربط داره

11:30.980 --> 11:33.460
رفاه و سلامتیِ
دخترش نسبت به تجارت اولویت داره

11:33.500 --> 11:35.540
حتی تجارتِ تغییر دادنِ دنیا

11:35.580 --> 11:37.540
فکر می‌کردم جلسۀ امروز
صرفاً تفریحی و معاشرتی‌ــه

11:37.580 --> 11:39.700
حالا که فقط تو اومدی، به‌گمونم همینطور باشه

11:45.180 --> 11:47.460
باید بدونی برادرت زندگیم رو تغییر داده

11:48.860 --> 11:53.180
مردهای اینجا فقط بلند یورتمه برن

11:53.220 --> 11:54.900
هیچوقت حتی به‌تاخت هم نمیرن

11:54.940 --> 11:57.980
توماس مَردی‌ــه که
سوار بر اسب هم گلدان می‌گیره دستش

11:58.020 --> 12:00.020
واسۀ همین گذاشتمش جلوی چشم تا ببینیش

12:01.620 --> 12:03.940
…بنابر تفاسیرِ اخیر

12:03.980 --> 12:08.220
سوارکارِ سیاه‌پوستِ روی گلدان‌های
دودمان هجدهم به نزدیک شدن به مرگ

12:08.260 --> 12:09.820
دلالت می‌کنه

12:09.860 --> 12:13.140
پس آره، به‌گمونم شبیه به توماس‌ــه

12:14.460 --> 12:17.220
بهم بگو، چرا انقدر مشکل عاطفی داره؟

12:17.260 --> 12:20.700
چون شخصیتِ یه رُمان‌ــه، البته

12:20.740 --> 12:24.780
یکی از رُمان‌هایی که زن‌هایی مثل تو
دوست دارن بخونن، همه‌ش دربارۀ مردهای وحشی‌ــه

12:24.820 --> 12:27.300
من رُمان نمی‌خونم

12:27.340 --> 12:29.580
فقط پورنوگرافی و سیاست می‌خونم

12:31.420 --> 12:34.900
در غیابِ مَردها، بهتر نیست
ما زن‌ها حرف‌های معمولی بزنیم؟

12:36.100 --> 12:38.620
بسیارخب، حرف‌های معمولی

12:51.380 --> 12:53.940
،می‌دونی دوست دارم با زن‌ها هم سکس کنم
به اندازۀ علاقه‌م به سکس به مردها

12:55.980 --> 12:58.460
حق با تامی بود

12:58.500 --> 13:01.020
میگه که همه چیز یه چرخه‌ست

13:01.060 --> 13:05.580
یه زن در میدانِ ایتون مثل یه
جندۀ اهلِ آستون بی ادب و روراست‌ــه

13:05.620 --> 13:07.580
الان متوجه شدم بهت مشروب تعارف نکردم

13:15.460 --> 13:19.860
آیدا، قبل از اینکه
…کارِ دلگیرِ تغییر دادن دنیا شروع بشه

13:19.900 --> 13:21.380
می‌خوام یه چیزی رو بدونی

13:23.100 --> 13:25.940
وقتی که زمانِ پاکسازیِ بزرگ فرا برسه

13:25.980 --> 13:28.260
خودم شخصاً این بحث رو مطرح می‌کنم که

13:28.300 --> 13:31.940
باید به حسابِ یهودی‌ها رسیده بشه
ولی باید از جونِ کولی‌ها گذشت

13:31.980 --> 13:33.380
هان

13:34.900 --> 13:37.060
بیا ویسکی بخوریم و منتظر آمریکایی بمونیم

13:38.820 --> 13:40.100
هان

14:27.100 --> 14:28.660
تو دیگه کدوم خری هستی؟

14:33.700 --> 14:38.340
من صاحبِ این کُلت و گلوله‌های داخلش هستم

14:38.380 --> 14:39.860
و عجله دارم

14:41.060 --> 14:43.500
علائمِ کُدگذاری شدۀ
خانوادۀ لی رو تعقیب کردم

14:44.540 --> 14:47.500
دنبالِ اِزمه شلبی-لی می‌گردم

14:47.540 --> 14:48.980
تا حالا اسمش رو نشنیدم

14:51.420 --> 14:53.420
اون بیوۀ برادرمه

14:54.900 --> 14:57.080
می‌خوام باهاش حرف بزنم

14:58.020 --> 15:01.380
شوهرِ اِزمه یه کولیِ دیدیکوی بود

15:01.420 --> 15:04.420
یه پیکی بلایندر بود -
آره؟ -

15:04.460 --> 15:06.900
خب، من بزرگتر و بدترم

15:06.940 --> 15:08.620
و همونجوری که گفتم، عجله دارم

15:10.220 --> 15:11.940
کجاست؟

15:31.660 --> 15:34.660
اسلحه‌ت رو بذار کنار توماس، بچه اینجاست

15:41.660 --> 15:44.500
منو پیدا کردی چون اجازه دادم پیدام کنی

15:44.540 --> 15:46.740
شنیدم دنبالم می‌گشتی و منم که کنجکاوم

15:49.860 --> 15:52.628
اگر اینا مردهاتن، لطفاً
[آدماتن]

15:52.652 --> 15:55.420
بهشون بگو دنبال دردسر نیستم

15:55.460 --> 15:56.660
مرد ندارم

15:58.180 --> 15:59.460
مرد به چه دردی می‌خوره؟

16:00.860 --> 16:03.980
،اسب، اَرابه رو می‌کِشه
سگ، ازم محافظت می‌کنه

16:05.020 --> 16:06.580
گربه، شب‌ها گرم نگه‌م می‌داره

16:08.020 --> 16:13.060
و اگر قرار باشه کسی برات دردسر درست کنه
تامی شلبی، اون منم

16:13.100 --> 16:14.500
چی می‌خوای؟

16:16.580 --> 16:18.020
بهشون بگو برن

16:19.580 --> 16:21.420
چیه، نکنه فکر کردی من مسئول اینجام؟

16:21.460 --> 16:22.860
از این بابت مطمئنم اِزمه

16:25.100 --> 16:26.100
برین

16:27.940 --> 16:29.960
طفلکی ترسیده

16:51.500 --> 16:54.380
این روزا کَسرِ شأنِ دیدیکوی میشه
کونش رو بذاره زمین؟

17:00.580 --> 17:03.340
یه دختر دارم اِزمه

17:03.380 --> 17:05.220
اسمش روبی‌ــه

17:05.260 --> 17:07.180
یهو مریض شده

17:07.220 --> 17:08.780
حالش خیلی بده

17:11.300 --> 17:16.220
و با گفتنِ اسمش و نگاه توی چشمات می‌فهمم

17:16.260 --> 17:18.540
که بنزین، وقت و امیدم رو هدر دادم

17:19.660 --> 17:21.260
روی چی هدر دادی؟

17:26.180 --> 17:29.340
،آقای توماس شلبی نمایندۀ مجلس
افسر والامقامِ امپراتوریِ بریتانیا

17:29.380 --> 17:33.140
توی کوه‌ها دنبالِ نفرینِ
کولی‌ها می‌گرده، همینه نه؟

17:34.660 --> 17:38.300
فکر می‌کردم مسئولیت ارواح با پالی بود -
پالی مُرده -

17:41.900 --> 17:44.060
با تیر یا تیغ؟

17:44.100 --> 17:45.980
هنوز وقتی می‌خوابم باهام صحبت می‌کنه

17:47.300 --> 17:49.140
پالی بهم گفت بیام سراغِ تو

17:52.220 --> 17:53.460
پالی

17:57.060 --> 17:59.540
اون اسم مثلِ زنگ خوردنِ زنگِ مدرسه‌ست

17:59.580 --> 18:00.980
بیا و کاری که بهت میگن رو انجام بده

18:02.140 --> 18:03.740
!لعنتی

18:04.700 --> 18:06.940
خیلی خوشحالم که دیگه توی اردوگاه شما نیستم

18:08.100 --> 18:09.820
از آجر و میله ساخته شده

18:11.100 --> 18:13.620
دخترم داره می‌میره اِزمه

18:13.660 --> 18:15.940
بعضیا میرن فرانسه. میرن لورد

18:15.980 --> 18:17.660
شنیدم بَدَلی‌جات می‌فروشن

18:17.700 --> 18:19.220
بَدَلی‌جات به‌کارم نمیاد

18:22.340 --> 18:25.540
از واکنشت مشخص‌ــه کار تو نیست

18:25.580 --> 18:27.180
ببخشید مزاحمت شدم

18:46.260 --> 18:49.980
خدمتکار میگه دوستِ آمریکایی‌مون
داره ماشین رو پارک می‌کنه

18:50.020 --> 18:52.820
و همینطور در جوابِ استعلامت دایانا، میگه که

18:52.860 --> 18:56.060
،کُتی که دوستِ خارجی‌مون پوشیده بود
بِرَندِ شَنِل‌ــه

18:58.420 --> 19:01.620
بِرَندِ خیلی گرون قیمتی‌ــه -
آره، همینطوره -

19:01.660 --> 19:03.900
ولی عطرِ تو خیلی ارزون‌ــه

19:11.260 --> 19:14.500
از اینکه توماس اینجا نیست خیلی خیلی ناراحتم

19:14.540 --> 19:17.220
ظاهراً، یه مشکلِ خانوادگی‌ــه

19:17.260 --> 19:19.420
فقط آیدا رو داریم. خواهره

19:21.260 --> 19:24.540
خب، خواهره بازم شامپاین می‌خواد؟

19:24.580 --> 19:26.460
خواهره می‌تونه صحبت کنه؟

19:26.500 --> 19:28.500
فکر می‌کنه این قرارِ ناهار
صرفا تفریحی و معاشرتی‌ــه

19:29.940 --> 19:32.980
خواهره اینجاست
چون بیماری به خانواده نفوذ کرده

19:33.020 --> 19:35.580
توماس می‌خواست یه نفر از تشکیلاتِ شلبی

19:35.620 --> 19:37.060
آقای نلسون رو بهتون معرفی کنه

19:37.100 --> 19:39.780
و هر ۳ تاتون رو دعوت کنه

19:39.820 --> 19:43.460
چه دعوتی؟

19:43.500 --> 19:45.220
دعوت باشه برای بعد

19:45.260 --> 19:48.300
،و لطفاً یادتون باشه
در این لحظه، در این اتاق

19:48.340 --> 19:50.700
قدرت دستِ خانوادۀ شلبی‌ــه

19:50.740 --> 19:53.700
چرا که اطلاعات و چیزهایی که باعث میشه

19:53.740 --> 19:57.100
آقای نلسون کاری که
ازش می‌خواین رو انجام بده، در اختیارِ ماست

19:57.140 --> 19:59.780
،پس وقتی که صحبت می‌کنم
لطفاً دهن‌های کیری‌تون رو ببندین

19:59.820 --> 20:03.220
چون با اینکه مخالف‌ام
ولی کارم رو خیلی خوب بلدم

20:03.260 --> 20:05.260
و بله، شامپاین می‌خورم

20:10.860 --> 20:13.420
اینو بگیر

20:13.460 --> 20:17.140
باشه، خب قبل از اینکه
معرفی‌های حوصله‌سَربَر شروع بشه

20:17.180 --> 20:20.220
باید چیزی که برادر زاده‌م
جینا بهم گفت رو بهتون بگم

20:20.260 --> 20:23.180
وای جک -
گفت که همۀ اعضای خانوادۀ شلبی، جادوگر -

20:23.220 --> 20:25.340
و ساحرن که آزادانه با مُرده‌ها صحبت می‌کنن

20:25.380 --> 20:27.900
خب، اینجا کی شلبی‌ــه؟

20:32.220 --> 20:33.860
حقیقت داره؟

20:33.900 --> 20:36.260
جینا -
سلام آیدا -

20:38.100 --> 20:40.220
مایکل سلام می‌رسونه

20:40.260 --> 20:41.980
تو خواهره‌ای

20:42.020 --> 20:44.940
آره، به‌نظر می‌رسه واقعاً خواهره‌ام

20:44.980 --> 20:46.220
یه مقدار تحقیق کردم

20:46.260 --> 20:49.700
یه زمانی کمونیست بودی
ولی الماس و رُژ لب

20:49.740 --> 20:52.220
راستش، من یه سوسیالیست‌ام

20:52.260 --> 20:55.060
ایشون مشاورِ سیاسیِ آقای شلبی هستن

20:55.100 --> 20:58.140
و شما، نخست وزیرِ آیندۀ بریتانیای کبیر و

20:58.180 --> 21:00.180
و مستعمراتش هستین -
همینطوره -

21:00.220 --> 21:02.780
و شما، بانو دایانا میت‌فورد

21:02.820 --> 21:05.820
شُهرۀ لندن به آمفتامین‌ها و زُمُرُدهاش

21:07.340 --> 21:09.860
من عاشقِ ذهنِ هوشیار و تیزش شدم

21:09.900 --> 21:13.740
،مردها حوصلۀ منو سَر می‌بَرن
آیدا، تو شوهر داری؟

21:13.780 --> 21:16.900
شوهرم مُرده ولی
زیاد با هم صحبت می‌کنیم، البته

21:18.700 --> 21:24.300
،لابه‌لای این مکالمۀ بی معنی
میشه مشروب بهم بدین؟

21:24.340 --> 21:27.140
این بچه جینا، میره و

21:27.180 --> 21:29.020
با یه گانگستر ازدواج می‌کنه

21:29.060 --> 21:30.860
و حالا همه‌مون اینجاییم

21:30.900 --> 21:33.100
وای جک، لطفاً. تو خیلی صریحی

21:33.140 --> 21:34.860
آره، عجیبه

21:34.900 --> 21:37.340
مردی که نسبت به کلماتی
که به‌کار می‌بره محتاط نیست

21:37.380 --> 21:38.900
محتاط نیستم

21:38.940 --> 21:42.660
اول به زبون میارم بعدش
شیشۀ شکسته رو با دستای خالیم جمع می‌کنم

21:42.700 --> 21:44.500
بفرمائین

21:44.540 --> 21:46.500
انگار منم مشروب ندارم

21:47.660 --> 21:50.940
خب، هم اسکاتلندی دارم و هم ایرلندی

21:50.980 --> 21:52.380
توماس ایرلندی می‌خوره

21:52.420 --> 21:54.700
کجاست؟ -
ایرلندی -

21:54.740 --> 21:56.740
به‌طرزِ اجتناب ناپذیری یه مشکلی براش بوجود اومده

21:56.780 --> 21:59.620
هیچ چیز اجتناب ناپذیر نیست -
حالِ دخترش خوب نیست -

21:59.660 --> 22:01.260
مگه زن نداره؟

22:05.740 --> 22:08.940
می‌دونین، منم دربارۀ شما
یه مقدار تحقیق کردم آقای نلسون

22:08.980 --> 22:11.660
باهوشِ خانواده، آیدائــه

22:11.700 --> 22:13.980
متوجه شدم که وقتی کوچیک بودین برادر

22:14.020 --> 22:15.740
و خواهرتون رو به‌خاطر سِل از دست دادین

22:23.380 --> 22:24.900
یخ نداری؟

22:24.940 --> 22:28.940
خب، همون بیماریِ بد وارد خانوادمون شده

22:28.980 --> 22:32.780
و می‌دونین، توماس اعتقاد چندانی به
روش‌های درمانیِ فعلیِ

22:32.820 --> 22:35.740
سِل نداره -
کارِ درستی می‌کنه -

22:35.780 --> 22:37.940
رفتنه دنبال روش‌های جایگزین

22:37.980 --> 22:39.380
برای درمانِ بیماری بگرده

22:39.420 --> 22:42.340
روشِ تجربی که
امیدواره جونِ دخترش رو نجات بده

22:42.380 --> 22:45.300
اگر منم جای توماس بودم، همینکارو می‌کردم

22:45.340 --> 22:47.300
برادرت من رو جذب می‌کنه

22:47.340 --> 22:50.140
آره، اغلب این تأثیر روی بقیه داره

22:52.060 --> 22:56.580
آره و من و شوهرِ آینده‌م این تأثیر رو
روی ۲۰ میلیون نفر از مردم این کشور که

22:56.620 --> 22:59.060
توی تجمعاتش شرکت می‌کنن
و به حرفاش گوش میدن داریم

23:00.140 --> 23:05.060
کاری که زن‌های باکلاسِ انگلیسی فقط با پوست

23:05.100 --> 23:08.180
استخوان و غرورشون انجام میدن، خیلی جالبه

23:09.820 --> 23:12.300
برادرم از اینکه اینجا نیست معذرت خواهی کرد

23:12.340 --> 23:15.980
و می‌خواد همۀ شما رو
برای ملاقات به خونه‌ش دعوت کنه

23:16.020 --> 23:18.860
ملاقاتی که کارِ اصلی در اونجا صورت می‌گیره

23:18.900 --> 23:22.540
جایی که افرادِ هم‌فکر از ایرلند رو می‌بینین
که اون‌ها هم دوست دارن

23:22.580 --> 23:24.460
دربارۀ آیندۀ اروپا صحبت کنن

23:24.500 --> 23:28.100
،ولی همونجوری که میگین
ناهارِ امروز صرفا تفریحی و معاشرتی‌ــه

23:28.140 --> 23:32.380
،و وقتی که به لیوانم نگاه می‌کنم
می‌بینم که هنوزم شامپاین ندارم

23:32.420 --> 23:34.900
مایکل بهم گفت خواهره همه چیز رو کنار گذاشته
و درست زندگی می‌کنه

23:34.940 --> 23:39.420
آره ولی برادرش مثل خورشیده
و بقیه دورش می‌چرخن

23:41.580 --> 23:45.540
جینا چیزهای زیادی بهم میگه
ولی دلم می‌خواد از زبونِ تو بشنوم آیدا

23:47.980 --> 23:52.300
شرکتِ شلبی دقیقاً چیکار می‌کنه؟

24:11.380 --> 24:13.060
!لعنتی

24:33.100 --> 24:35.300
قبلاً پشت سرت هم چشم داشتی

24:37.100 --> 24:40.420
چطور می‌تونی در آنِ واحد
هم تغییر کنی و هم اصلاً تغییر نکنی؟

24:40.460 --> 24:43.780
،باید برم سراغ چیزهای دیگه
…شمعِ ماشین رو بهم بده. شمعِ

24:43.820 --> 24:45.740
شمعِ لعنتی رو بهم بده

24:45.780 --> 24:48.020
شمع رو بهت بدم، بهت امید بدم؟
این چیزیه که می‌خوای؟

24:53.060 --> 24:54.993
دربارۀ این موضوع یه چیزهایی می‌دونم

24:56.580 --> 24:58.420
باید یه چیزی رو ببینی

24:58.460 --> 25:01.860
یه نفر مُرده، یه نفر غمگین‌ــه

25:02.900 --> 25:04.980
خیلیا ازت نفرت دارن

25:09.860 --> 25:12.100
عاقل بودی که اومدی پیشِ من، توماس

25:13.700 --> 25:15.300
کاپوت رو بزن بالا، باشه؟

25:16.660 --> 25:18.460
کدوم نفرت؟

25:18.500 --> 25:20.620
کدوم نفرت، کدوم غم؟

25:44.780 --> 25:47.140
نمی‌تونم توضیح بدم باید کجا بری

25:47.180 --> 25:48.420
پس خودم می‌برمت اونجا

25:49.820 --> 25:52.060
امیدوارم تعلیقِ ماشین خوب باشه

25:52.100 --> 25:54.500
داریم میریم یه جای قدیمی و وحشی

26:02.980 --> 26:05.580
« شرکتِ شلبی، تأسیس شده در سالِ ۱۹۲۰ »

26:09.020 --> 26:11.980
خانم ثورن، آقای شلبی اینجا نیستن

26:12.020 --> 26:14.020
می‌دونم. من اینجام

26:14.060 --> 26:15.940
می‌دونین کجا رفتن؟

26:15.980 --> 26:19.220
زده به دل کوه دنبال معجزه می‌گرده

26:19.260 --> 26:22.420
وقتی که نیستن کسی اجازه نداره بره داخل

26:22.460 --> 26:23.980
کلیدا رو برام بیار

26:24.020 --> 26:25.580
همۀ کلیدا رو

26:47.860 --> 26:50.180
چای میل دارین خانم ثورن؟

26:50.220 --> 26:51.660
ویسکی می‌خورم

26:51.700 --> 26:54.420
آقای شلبی
دیگه اجازه نمیدن ویسکی وارد ساختمون بشه

26:54.460 --> 26:57.260
پس یه نفر رو بفرست بگیره

26:59.060 --> 27:02.860
تا زمانی که آقای شلبی
از کوه برگرده، مسئول منم

27:02.900 --> 27:04.460
بله خانم ثورن

27:33.720 --> 27:35.987
« هِیدن اِستَگ، بنادرِ لیورپول »

27:39.500 --> 27:41.180
لعنتی

28:04.700 --> 28:06.980
میکی، باید برم. خواهرِ رئیس اومده

28:07.020 --> 28:10.900
برای ۵ روزِ آینده
خواهرِ رئیس نیست، خود رئیس‌ام

28:10.940 --> 28:14.900
آرتور کجاست؟ -
توی گاو صندوق زندانیش کردیم -

28:14.940 --> 28:18.620
وقتی که بد جور قاط می‌زنه
بهمون میگه توی گاو صندوق زندانیش کنیم

28:18.660 --> 28:21.260
تا نره محلۀ چینی‌ها

28:21.300 --> 28:23.540
قاط می‌زنه دیگه چیه؟

28:23.580 --> 28:27.820
،وقتی که آدم خودش رو گُم می‌کنه
نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه

28:27.860 --> 28:29.500
جَوونا میگن قاط زده

28:32.020 --> 28:34.500
و آرتور زیاد قاط می‌زنه؟

28:34.540 --> 28:38.220
،زیاد یعنی روزی ۲ بار
آرتور روزی ۳ بار اینطوری میشه

28:39.340 --> 28:41.540
بو میاد

28:41.580 --> 28:45.220
آرتور روی زمین می‌خوابه. شب زندانیش می‌کنیم

28:45.260 --> 28:46.820
بلند شو

28:50.220 --> 28:52.020
بشین

28:56.980 --> 28:58.500
چه عطرِ خوبی

29:02.780 --> 29:04.900
تامی ازت خوشش میاد آیزیا

29:04.940 --> 29:08.220
فکر می‌کنم مناسبِ این زندگی‌ام

29:08.260 --> 29:10.220
من ازت خیلی مطمئن نیستم

29:12.820 --> 29:16.700
متوجه شدم که دیگه شما بخشی از شرکت نیستین

29:18.740 --> 29:20.780
خوب صحبت می‌کنی

29:20.820 --> 29:23.220
می‌خواستم حسابدار بشم

29:23.260 --> 29:26.140
ولی همه می‌گفتن اگر
به‌جای دزدیدن پول برم تو کارِ شمردنش

29:26.180 --> 29:27.820
هدر رفته‌م

29:31.060 --> 29:32.420
اسمِ این عطر چیه؟

29:32.460 --> 29:35.180
یه دوست دختر دارم که تولدش در پیش‌ــه

29:35.220 --> 29:38.420
می‌خوام بری لیورپول

29:38.460 --> 29:40.820
پس میرم لیورپول

29:40.860 --> 29:44.180
توی اسکله‌های سالتهاوس انبارِ تریاک داریم

29:44.220 --> 29:46.180
بینِ کارگرهای اسکله چُ افتاده

29:46.220 --> 29:49.420
،قبلاً لیوان لیوان می‌دزدیدن
الان شده سطل سطل

29:49.460 --> 29:53.220
سطل سطل؟
چه گُستاخ و با جسارت

29:55.660 --> 29:58.220
فروشِ تریاکِ دزدیده شده توسط یه

29:58.260 --> 30:01.980
هماهنگ کنندۀ اتحادیه
به اسم هِیدن اِستَگ انجام میشه

30:02.020 --> 30:04.660
توی پاکت نامه
جزئیاتِ مورد نیاز برای پیدا کردنش

30:04.700 --> 30:06.580
و اینکه باهاش چیکار کنی رو پیدا می‌کنی

30:09.700 --> 30:12.900
توی پاکت نامه یه ستارۀ سیاه هست؟

30:12.940 --> 30:14.500
تصمیم گرفتم اینکارو نکنیم

30:16.060 --> 30:17.540
تو تصمیم گرفتی؟

30:18.780 --> 30:22.060
اسمِ عطر اینه که بدون
توی چه جایگاهی هستی سرباز

30:25.340 --> 30:26.940
تصمیم گرفته فقط کافیه کُتَک بخوره

30:26.980 --> 30:31.180
و همینطور اینکه آرتور رو با خودت می‌بری

30:31.220 --> 30:33.660
آرتور، ۱۰ روزه که پاک‌ــه

30:33.700 --> 30:36.420
و می‌خوایم ببرمیش
توی یه انبار پُر از تریاک؟

30:36.460 --> 30:38.580
می‌تونه وظیفۀ تو باشه که مراقبش باشی

30:38.620 --> 30:40.300
اصلاً چرا ببریمش؟

30:40.340 --> 30:42.860
داری آبرو و اعتبارش رو با خودت می‌بری

30:42.900 --> 30:46.260
میشه کُتَک زدن رو
به‌صورتِ متمدنانه انجام داد

30:46.300 --> 30:49.620
کسی با آرتور شلبی سر شاخ نمیشه

30:49.660 --> 30:51.740
ولی با من سر شاخ میشن؟

30:51.780 --> 30:54.380
آره. اون آرتور شلبی‌ــه

30:54.420 --> 30:57.180
تو آیزیا… کی هستی؟

31:00.460 --> 31:05.660
،من فقط آیزیام
کسی که مشتاق یادگیری‌ــه آیدا

31:06.980 --> 31:08.380
حواست به آرتور باشه

31:09.660 --> 31:12.940
،مشکلِ هِیدن اِستَگ رو حل کن
آرتور رو سالم برگردون

31:12.980 --> 31:16.820
و در ازاش، به تامی نمیگم
روی مسابقاتِ خودمون

31:16.860 --> 31:19.140
به صورتِ شخصی شرط‌بندی می‌کنی

31:20.740 --> 31:23.420
فقط دارم تلاش می‌کنم پولِ بیشتری دربیارم

31:23.460 --> 31:26.340
و برای دوست دخترم کادوی تولد بگیرم

31:26.380 --> 31:29.780
دخترِ خوش‌شانسی‌ــه

32:16.060 --> 32:18.660
در رو قفل کن لیزی. این اطراف افرادی هستن

32:18.700 --> 32:21.380
که مشروب خوردن رو از صبحِ زود شروع می‌کنن

32:27.300 --> 32:28.660
نه

32:30.340 --> 32:33.780
باید هوشیار و قوی باشم

32:33.820 --> 32:37.020
،بیخیال، پیشِ من نه
پیشِ من می‌تونی راحت باشی

32:37.060 --> 32:41.420
،نمی‌تونم گریه کنم آیدا
شروع کنم، از هم می‌پاشم

32:41.460 --> 32:43.300
به‌خاطر روبی، باید قوی باشم

32:46.700 --> 32:49.140
تامی میگه فقط یه ریه‌ش درگیر شده

32:49.180 --> 32:51.940
نه. الان فکر می‌کنن هر ۲ تا ریه‌ش درگیر شده

32:51.980 --> 32:54.340
خیلی سریع پیش میره

32:56.500 --> 32:59.980
یه کاری کردن ریۀ سمتِ چپش
کُلَپس کنه ولی فرقی نکرد

33:00.020 --> 33:02.340
فردا روشِ نمک‌های طلا رو شروع می‌کنن

33:05.300 --> 33:09.140
یه نفر رو می‌شناسی
که به‌خاطر درمانِ طلا مُرد، نه؟

33:09.180 --> 33:11.420
نصفِ افرادی که بهشون میگم
قیافه‌شون مثل قیافۀ تو میشه

33:11.460 --> 33:13.940
چون یه نفر رو می‌شناسن
که به‌خاطر روش طلا مُرده

33:17.300 --> 33:18.900
کسی که من می‌شناختم، پیر بود

33:20.020 --> 33:21.820
پیر و جَوون، فرقی نداره

33:25.900 --> 33:27.660
نااُمید شدی لیزی؟

33:30.100 --> 33:32.020
نه

33:32.060 --> 33:35.620
قوی‌ام

33:35.660 --> 33:37.900
کنارِ روبی‌ام، تنها

33:39.580 --> 33:42.300
در حالیکه تامی
رفته توی کوه‌ها و بینِ کولی‌هاست

33:45.060 --> 33:48.260
راستش بهتر که نزدیکِ بیمارستان نیست

33:48.300 --> 33:50.740
چون فقط می‌خواد با مردم دعوا کنه

33:50.780 --> 33:52.620
و خودش رو سرزنش نکنه

33:52.660 --> 33:54.460
هیچوقت تا حالا انقدر شرمنده نکرده بود

33:54.500 --> 33:57.860
وای خدا، چون الان می‌خوام
یه شوهرِ عادی داشته باشم

34:00.740 --> 34:03.380
من اونجام، پارچه‌های خونی رو می‌اندازم دور

34:03.420 --> 34:05.140
و ذره ذره آب شدنش رو می‌بینم

34:27.300 --> 34:30.660
می‌دونی کِی برمی‌گرده آیدا؟

34:30.700 --> 34:32.900
یه سری دستورالعمل بهم داد، نه اطلاعات

34:37.740 --> 34:40.220
می‌تونی بهش پیغام بدی؟

34:40.260 --> 34:41.660
در دسترس نیست

34:43.340 --> 34:46.740
آیدا، فکر کردم شاید تو یه چیزهایی بدونی

34:46.780 --> 34:48.860
از این مسائل دور بودم

34:50.140 --> 34:51.780
ولی بازم یه کولی هستی

34:51.820 --> 34:54.740
آره، خب، راز رو فراموش می‌کنی

34:56.700 --> 35:00.300
کدوم راز؟ -
لیزی، کارِ خاصی از دستم برمیاد؟ -

35:04.580 --> 35:07.260
،قبل از اینکه بره
تامی دنبالِ شمارۀ اِزمه می‌گشت

35:08.860 --> 35:11.700
این قضیه چه ربطی به اِزمه داره؟

35:11.740 --> 35:13.140
فکر کردم شاید تو بدونی

35:15.060 --> 35:16.340
اِزمه از خانوادۀ لی‌ــه

35:17.740 --> 35:19.020
یعنی چی؟

35:19.060 --> 35:22.140
خانواده‌های لی و باروِل، قبایلِ وحشی‌ان

35:24.060 --> 35:25.620
کجا زندگی می‌کنن؟

35:25.660 --> 35:28.220
اونا کولی‌ان، هر جا دوست داشته باشن
زندگی می‌کنن

35:28.260 --> 35:30.740
لعنتی. لعنتی، آیدا

35:34.820 --> 35:37.140
قبایلِ توی کوه‌ها

35:39.340 --> 35:42.140
ناسلامتی الان سالِ ۱۹۳۴ــه
و دکترها می‌دونن چیه

35:42.180 --> 35:43.860
می‌دونن علتش چیه

35:43.900 --> 35:46.340
ولی وای نه، شوهرِ من یه چیزی می‌دونه

35:46.380 --> 35:49.300
برادرت، یه مردِ عادی نیست

35:49.340 --> 35:52.020
با اسب دزدها و جادوگرها توی کوه‌هاست

35:52.060 --> 35:54.140
و من اینجا تنهام

35:56.620 --> 35:58.460
عادی نیست

36:47.500 --> 36:51.180
چیزی نیست آرتور. من مراقبت‌ام

36:51.220 --> 36:53.460
آره

36:53.500 --> 36:56.940
و آیدا گفت که مشکلی نیست
عمو زاده‌هام رو استخدام کنم

36:56.980 --> 37:00.500
،توی خیابون‌های آلوم راک
دنبالِ کارهای بزرگ می‌گردن

37:03.420 --> 37:05.060
نظرت چیه آرتور؟

37:20.340 --> 37:23.220
نظرم اینه که کسایی که
دنبال کارهای بزرگ‌ان، اجازه نمی‌گیرن

37:25.220 --> 37:27.340
فکر کنم منظورش اینه، استخدام شدین

37:27.380 --> 37:28.860
بریم

37:50.140 --> 37:51.860
هنوزم می‌تونی بدونِ زین سوارِ اسب بشی؟

38:56.540 --> 38:58.540
خیلی دور شدیم اِزمه

38:58.580 --> 39:01.540
اگر بفهمم داشتی وقتم رو تلف می‌کردی

39:01.580 --> 39:04.140
با اون طناب دارت می‌زنم

39:11.740 --> 39:16.380
« بنادرِ لیورپول »

39:21.420 --> 39:24.340
باشه، صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین

39:24.380 --> 39:27.220
گوش کنین، می‌دونین باید چیکار کنین، نه؟

39:27.260 --> 39:30.140
،دستورات بهتون داده شده
دارم بهتون تکیه می‌کنم

39:30.180 --> 39:31.700
می‌فهمین؟

39:31.740 --> 39:33.460
بذارین یه چیزی رو بهتون بگم

39:33.500 --> 39:38.860
…هر کسی، هر کسی که قبلاً این شکلی بود

39:41.100 --> 39:42.780
پیکی بلایندره

39:42.820 --> 39:45.420
پیکی بلایندر هنوز همین شکلی‌ــه

39:46.820 --> 39:48.180
تا الان

40:17.140 --> 40:19.980
اومدیم یه آقای محترم
به اسمِ هِدین اِستَگ رو ببینیم

40:21.740 --> 40:23.060
یه آقای محترم؟

40:24.900 --> 40:26.340
آقای اِستَگ؟

40:29.420 --> 40:30.860
اون پَستِ عوضی

40:32.500 --> 40:34.100
هر وقت کارش دارن، نیستش

40:37.820 --> 40:39.260
کی کارش داره؟

40:39.300 --> 40:40.660
ما

40:42.060 --> 40:43.460
کجاست؟

40:45.460 --> 40:50.420
آخرین باری که دیدمش
تا خایه کرده بود توی یه زن به اسمِ ماریا

40:54.620 --> 40:56.220
نه برای رسم و رسوم وقت داریم

40:56.260 --> 40:58.020
و نه برای قوانینِ زندگیِ ورزشی

40:58.060 --> 41:00.900
چون، در بینِ پیکی بلایندرها

41:00.940 --> 41:05.500
هر کسی که از مأموریت برگرده
و همۀ گلوله‌هاش توی تفنگش باشه

41:05.540 --> 41:07.260
باید جریمه بده

41:08.500 --> 41:11.020
اسمم هِیدن اِستَگ‌ــه

41:11.060 --> 41:14.020
شنیدم چند نفر از بیرمنگام اومدن
و دنبالم می‌گردن

41:15.060 --> 41:18.180
داشتم توی انبارِ موز
با پسرا فوتبال بازی می‌کردم

41:26.860 --> 41:29.900
ولی به‌گمونم شما آقایون
برای فوتبال بازی کردن نیومدین اینجا

41:31.500 --> 41:33.060
نه

41:33.100 --> 41:35.980
برای یه کارِ دیگه اومدیم

41:36.980 --> 41:39.460
دوست داریم بهش بگیم کارِ ستارۀ سیاه

41:39.500 --> 41:40.980
ستارۀ سیاه یه مِیخانه‌ست، نه؟

41:44.060 --> 41:46.180
آره. ستارۀ سیاه یه مِیخانه‌ست

41:47.540 --> 41:50.420
آخرین مِیخانه‌ای که توش مِی می‌خوری

41:50.460 --> 41:53.060
پیکی بلایندرها ببرنت ستارۀ سیاه

41:53.100 --> 41:54.940
همۀ مشکلاتت حل میشه

41:57.420 --> 42:00.620
ولی مِیخانه‌ای که توش مِی می‌خوری

42:00.660 --> 42:03.700
اسم دلفین‌ــه، نه؟

42:03.740 --> 42:06.700
هر شب اونجایی

42:08.700 --> 42:10.700
…مِی نمی‌خوری

42:10.740 --> 42:13.980
درآمدهای روز رو تقسیم می‌کنی، نه؟

42:16.820 --> 42:18.460
و یه زن اونجاست

42:20.460 --> 42:24.500
«!داد می‌زنه: «تریاکِ فروشی

42:27.460 --> 42:28.780
بشینین پسرا

42:33.700 --> 42:37.020
قوانین میگن که اگر پادشاه ریسک کنه
بازی تموم میشه

42:39.340 --> 42:42.020
داری از شرکتِ شلی دزدی می‌کنی

42:43.500 --> 42:45.780
داری از پیکی بلایندرها دزدی می‌کنی رفیق

42:49.940 --> 42:51.300
…بنابراین

42:53.860 --> 42:55.340
…مجازات

42:56.340 --> 42:59.540
رفتن به مِیخانۀ ستارۀ سیاه‌ــه

43:05.380 --> 43:11.980
ولی به‌خاطر قلبِ مهربونِ من

43:12.020 --> 43:15.740
حُکمت دچار تخفیف شده

43:15.780 --> 43:19.340
!دَمِ خدا گرم

43:19.380 --> 43:21.380
و همینطور آیدای مهربونِ ما، هان؟

43:25.420 --> 43:26.940
…به‌جاش

43:28.660 --> 43:31.940
به‌جاش آقای اِستَگ، فقط کُتَک می‌خوری

43:34.780 --> 43:36.340
…خب، قبل از اینکه کُتَک بخورم

43:38.540 --> 43:40.500
اسم‌تون آرتور شلبی‌ــه، نه؟

43:42.140 --> 43:47.020
خب رفیق، حقیقت زیرِ آستینِ‌هات‌ــه

43:47.060 --> 43:49.380
علامت‌های روی دستت

43:49.420 --> 43:50.700
آره

43:50.740 --> 43:53.740
داستان‌هایی دربارۀ مسیر سختت

43:53.780 --> 43:58.340
،جایی که قبلاً به تنهایی راه می‌رفتی
الان عصا لازم داری

43:58.380 --> 44:00.340
بیا انجامش بدیم آرتور

44:02.300 --> 44:05.460
برای من
مورفینی بود که توی فرانسه بهمون می‌دادن

44:05.500 --> 44:08.540
مزه‌ش رفت زیرِ زبونم آرتور

44:08.580 --> 44:12.900
قبل از اینکه بفهمم
جنگ تموم شده، سالِ ۱۹۲۴ شده بود

44:14.300 --> 44:18.220
یه انبارِ پُر اون طرف حیات‌ــه، اونجا

44:18.260 --> 44:20.620
جایی که پسرا فوتبال بازی می‌کنن

44:20.660 --> 44:23.380
و می‌دزدنش و می‌خندن

44:23.420 --> 44:25.260
و توی هوا پخش میشه

44:28.180 --> 44:30.020
ولی من قوی‌ام رفیق

44:30.060 --> 44:33.100
!آرتور. بیا انجامش بدیم

44:35.380 --> 44:38.100
دروغگو -
حقمه یه بار کُتَک بخورم -

44:38.140 --> 44:41.620
ولی من دلم براتون می‌سوزه آقای شلبی

44:41.660 --> 44:46.220
چون شما هر روز و هر ساعت کُتَک می‌خورین

44:46.260 --> 44:50.180
خونِ خودتون بهتون خیانت می‌کنه
چون باید رقیق بشه

44:51.660 --> 44:54.580
و بعضی وقتا دوست دارین
یه درگاه توی دست‌تون باز کنین

44:54.620 --> 44:57.780
تا خونِ‌تون خالی بشه و راحت بشین

44:57.820 --> 44:59.860
آره

44:59.900 --> 45:01.420
کونِ لَقِت رفیق

45:02.740 --> 45:05.300
منم یه زمانی مثلِ تو بودم آرتور

45:09.100 --> 45:11.220
اگر می‌خوای انجامش بدی، انجامش بده

45:11.260 --> 45:13.700
ولی من رو ببین، می‌تونی اینجوری باشی

45:17.060 --> 45:19.460
عیسی مسیح رو امتحان کردی؟

45:19.500 --> 45:22.380
آره، یه نگاه بهت انداخت و سرش رو تکون داد

45:22.420 --> 45:23.780
…عزیزانت

45:25.580 --> 45:27.500
همسرت و بچه‌هات

45:32.940 --> 45:36.460
عیسی و همسرت و بچه‌هات نمی‌تونن کمکت کنن

45:38.500 --> 45:41.580
فقط خودت، آرتور شلبی

45:42.940 --> 45:44.020
فقط خودت

45:45.060 --> 45:47.020
روزها رو نشمار

45:47.060 --> 45:48.820
بیهوده‌ست

45:48.860 --> 45:51.540
تا ۱۰۰ می‌رسی ولی بعدش
بیدار میشی و می‌بینی دوباره ۱ شده

45:55.580 --> 45:57.220
کوه نساز

45:58.940 --> 46:00.620
جوری راه برو که انگار
یه دشتِ صاف و مسطح‌ــه

46:01.820 --> 46:05.820
با قدم‌های آروم

46:07.660 --> 46:10.780
آرتور، بهم دستور بده تا انجامش بدم

46:14.860 --> 46:17.580
از عصات استفاده کن آرتور. بهش دستور بده

46:23.420 --> 46:26.420
آرتور، ۲ بار ازت درخواست نمی‌کنم

46:26.460 --> 46:28.340
آیزیا، وِلِش کن

46:28.380 --> 46:29.860
بی… بیخیال

46:31.020 --> 46:32.620
گفتم کاری نکنین

46:49.620 --> 46:51.460
بریم، یالا

46:52.860 --> 46:54.740
یالا، همه‌تون. برین. برین

47:32.180 --> 47:33.780
قبرستانِ کولی‌ها؟

47:33.820 --> 47:35.140
هنوز علائم رو فراموش نکردی

47:36.940 --> 47:39.300
،هیچ اسبی از این جلوتر نمیره
باید پیاده بریم

47:47.540 --> 47:49.500
بهم بگو قبرِ کی‌ــه

47:49.540 --> 47:51.340
می‌بینی

47:51.380 --> 47:53.500
کی می‌دونه چی می‌بینی؟

47:55.820 --> 47:57.740
میری سر قبرِ جان؟

47:57.780 --> 47:59.460
اوضاع خیلی بده

47:59.500 --> 48:01.580
خیلی بد یعنی کِی؟

48:01.620 --> 48:03.460
کارهای بدی کردم اِزمه

48:04.500 --> 48:07.340
و فکر می‌کنی
الان داری به‌خاطرشون مجازات میشی؟

48:07.380 --> 48:09.180
دوست دارم جبران کنم

48:09.220 --> 48:12.060
می‌خوای تمام نفرین‌هایی
که شدی رو از بین ببری؟

48:12.100 --> 48:13.940
تعداد نفرین‌ها خیلی زیاده

48:13.980 --> 48:15.700
نفرینِ خودمم اون وسط مَسطا هست

48:15.740 --> 48:17.340
باید برای محافظت از جان بیشتر تلاش می‌کردم

48:17.380 --> 48:18.540
فکر می‌کنی تو این جای مقدس

48:18.580 --> 48:20.500
ارواح صدات رو می‌شنون که مهربون شدی؟

48:20.540 --> 48:24.100
،باورت بشه یا نه اِزمه
دارم مهربونی رو کشف می‌کنم

48:24.140 --> 48:25.940
دارم از بچه‌هام یادش می‌گیرم

48:27.420 --> 48:29.540
تا حالا شده فکر کنی
عقلت رو از دست دادی توماس؟

48:29.580 --> 48:30.940
خیلی وقت پیش از دستش دادم

48:30.980 --> 48:33.380
فقط از جعبه‌ش استفاده می‌کنم

48:33.420 --> 48:35.380
می‌دونم چرا اومدی اینجایی

48:35.420 --> 48:36.860
عجله دارم اِزمه

48:36.900 --> 48:39.340
فکر می‌کنی با مَرگ هم می‌تونی معامله کنی؟

48:39.380 --> 48:41.780
خب، به زودی در جایگاهی خواهی بود
که بتونی اینکارو انجام بدی

48:41.820 --> 48:44.660
روستا ناپدید شد. کلیسا نابود شد

48:44.700 --> 48:46.380
فقط ما هنوز از قبرستان استفاده می‌کنیم

48:48.460 --> 48:49.620
یاقوت کبود رو یادته؟

48:51.980 --> 48:54.740
به یه زن به اسمِ بثانی باروِل
یه یاقوت کبود دادی

48:54.780 --> 48:56.260
اِ… ۱۰ سال پیش

48:56.300 --> 48:58.380
سنگ رو برگردوند به اردوگاهش

48:58.420 --> 49:01.300
بهش هشدار دادم
ولی هر جوری بود بُردش

49:01.340 --> 49:03.740
یاقوت کبود رو داد به خواهرش

49:03.780 --> 49:05.540
اِوادنی باروِل

49:05.580 --> 49:08.380
اِوادنی اون سنگ رو گذاشت دورِ گردنِ دخترش

49:08.420 --> 49:09.460
یه دختر بچه

49:11.740 --> 49:14.020
فوراً، دختره شروع به سُرفه کرد

49:16.180 --> 49:19.500
همون شب مُرد، ۷ سالش بود

49:26.980 --> 49:28.940
شنیدم یاقوت کبود رو انداخت توی رودخانه

49:30.180 --> 49:31.900
کسی نرفته دنبالش

49:34.180 --> 49:36.940
فکر می‌کنم مادرِ اون دختره نفرین کرده

49:38.060 --> 49:39.780
فقط زن‌ها می‌تونن نفرین کنن

49:41.820 --> 49:44.780
شاید صبر کرده
تا دخترت ۷ سالش بشه

49:44.820 --> 49:46.620
تا بفهمی چه حسی داره

49:46.644 --> 49:47.980
« کانی باروِل، ۷ ساله »

49:57.780 --> 49:59.540
ویسکی داری؟ -
نه -

50:16.220 --> 50:18.140
تامی

50:18.180 --> 50:21.180
شاید درمان جواب بده و دخترت زنده بمونه

50:23.500 --> 50:25.660
علوم‌ــه

50:25.700 --> 50:28.580
علوم این روزا هر چیزی رو شکست میده

50:28.620 --> 50:30.540
حتی در برابرِ فرشته‌ها

50:35.340 --> 50:38.100
اگر بخوای، می‌تونم تنهات بذارم

50:38.140 --> 50:40.900
اسبت راه برگشت رو بلده

50:40.940 --> 50:44.100
ولی فکر می‌کنم
چیزی که نشونت دادم پاداش داشته باشه

50:44.140 --> 50:45.881
یه‌جور ملاحظه، از پَسِ هزینه‌ش برمیای

50:45.905 --> 50:47.860
آقای توماس شلبی
افسر والامقامِ امپراتوریِ بریتانیا

50:49.660 --> 50:51.340
پیداش می‌کنم

50:51.380 --> 50:53.660
اِوادنی باروِل رو پیدا می‌کنم

50:53.700 --> 50:55.020
پیداش می‌کنم

50:55.060 --> 50:57.180
و بهش پول میدم تا نفرین رو برداره

50:57.220 --> 50:59.420
تو منو پیدا کردی
چون خودم می‌خواستم پیدا بشم

50:59.460 --> 51:01.540
و خانوادۀ باروِل
از مَرز تا دریا سرگردان‌ان

51:01.580 --> 51:03.660
بهت ۱۰ هزار پوند میدم. بیشتر. هر چیزی

51:03.700 --> 51:05.060
چُ بنداز اِزمه

51:05.100 --> 51:07.780
،تو چُ می‌اندازی
من چُ می‌اندازم و پیداش می‌کنم

51:07.820 --> 51:10.420
…و به‌جای این صلیبِ چوبی ناچیز -
!تامی -

51:10.460 --> 51:13.460
برای این دختر کوچولو یه مَقبره می‌سازم

51:13.500 --> 51:14.860
اندازه‌ش با مادرش

51:14.900 --> 51:17.540
می‌تونه به بزرگیِ برج نلسون باشه
[برج نلسون یادمانِ دریادار هوریشیو نلسون]

51:17.580 --> 51:19.900
اون و ۱۰ هزار پوند

51:19.940 --> 51:23.220
،با پول راضیش می‌کنم
از همین اروز دنبالش می‌گردم

51:23.260 --> 51:24.620
روبی خوب میشه

51:25.660 --> 51:27.740
!خوب میشه

51:27.780 --> 51:30.900
و اشتباهاتِ زیادی که مرتکب شده‌م رو
جبران می‌کنم

51:30.940 --> 51:33.420
حالا که ویسکی نمی‌خورم
صدای ارواح رو به وضوح می‌شنوم

51:33.460 --> 51:35.900
و دارن میگن که اگر جبران کنم، روبی خوب میشه

51:35.940 --> 51:37.260
مکالمه‌مون همینه

51:37.300 --> 51:40.180
،اگر می‌خوام کمک کنم، کمک می‌کنم توماس
اگر به منم پول بدی

51:40.220 --> 51:42.580
بهم پول بدی بهت کمک می‌کنم پیداش کنی

51:42.620 --> 51:44.700
بهت پول میدم -
ولی پول نمی‌خوام -

51:44.740 --> 51:47.300
روزنامه‌ها رو نمی‌خونم ولی
می‌دونم که بحران وجود داره

51:47.340 --> 51:49.700
و هیچ چیزی قطعی نیست
و پول ارزشش رو از دست میده

51:49.740 --> 51:52.420
به‌جای پول، بهم طلا بده

51:52.460 --> 51:54.940
طلا. باشه، بهت طلا میدم

51:54.980 --> 51:57.380
،وقتی که اوضاع قاراش میش باشه
داشتنِ طلا همیشه خیالِ آدم رو راحت می‌کنه

51:57.420 --> 51:59.140
بهت طلا میدم

51:59.180 --> 52:01.340
و تو کمکم می‌کنی اون زن رو پیدا کنم

52:01.380 --> 52:03.980
و اون از خیر جونِ دخترم می‌گذره

52:22.940 --> 52:24.940
!لیزی -
!کدوم گوری بودی؟ -

52:26.460 --> 52:27.860
کجا بودی؟

52:27.900 --> 52:29.540
کدوم گوری بودی؟

52:34.980 --> 52:36.580
اون مُرد تامی

52:40.500 --> 52:41.580
مُرد

52:43.860 --> 52:45.820
یکم پیش. ساعت ۵:۱۷

52:50.660 --> 52:54.020
اینجا نبودی، بودی؟

52:55.340 --> 52:56.460
بودی؟

53:08.140 --> 53:11.340
یکم پیش زنده بود ولی بعدش نبود

53:11.380 --> 53:13.540
و حالا بُردنش پیش مُرده‌ها

53:16.540 --> 53:18.500
بُردنش جایی که مُرده‌ها رو می‌بَرن

53:29.220 --> 53:31.060
همین یکم پیش تو رو می‌خواست

53:32.660 --> 53:33.700
…ولی مُرد

53:35.820 --> 53:36.860
ساعت ۵:۱۷

53:47.020 --> 53:48.580
…بهش گفتم که خیلی دوستش

53:51.420 --> 53:53.500
از طرفِ تو روی گونه‌ش بوسۀ خداحافظی زدم

54:06.500 --> 54:13.500
‫« ترجمه از مهـرداد »

54:13.500 --> 54:20.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
