WEBVTT

00:01.100 --> 00:03.000
‫جک نیلسون داره میاد لندن

00:03.000 --> 00:04.320
‫چند نفر توی این کشور هستن

00:04.360 --> 00:06.640
‫که دوست دارم باهاشون ملاقات کنم

00:06.680 --> 00:09.520
‫- فاشیست‌ها رو می‌گین
‫- فاشیست‌های پیراهن سیاه و چکمه‌پوش رو نمی‌گم،

00:09.560 --> 00:11.040
‫فاشیست‌های کت‌شلواری رو می‌گم

00:11.080 --> 00:13.360
‫آقای شلبی،
‫ایشون خانم دایانا میتفورد هستن

00:13.400 --> 00:15.960
‫جدیدترین و آخرین معشوقه آزولد هستم

00:16.000 --> 00:18.840
‫رسماً، اون واسه خریدِ
‫مجوز واردات مشروب به اینجا میاد

00:18.880 --> 00:21.720
‫ولی از نظر غیررسمی،
‫فرستاده روزولته

00:21.760 --> 00:24.680
‫و با وجود بودن در کنار فاشیست‌ها

00:24.720 --> 00:25.960
‫می‌تونم اونا رو ضعیف کنم

00:26.000 --> 00:28.360
‫ولی بازم دنبال یه دردسر بزرگ میگردی
‫که تو رو به کُشتن بده

00:28.400 --> 00:30.720
‫آیدا، اگه نمی‌خوای
‫تو حمل سطل کمکم کنی سرزنشت نمی‌کنم

00:30.760 --> 00:32.680
‫باید خودت تنهایی
‫این سطل رو حمل کنی

00:32.720 --> 00:34.240
‫باهام به توافق رسیدیم، آقای نیلسون؟

00:34.280 --> 00:35.560
‫تو مرد شجاعی هستی

00:37.120 --> 00:38.400
‫کل قهرمانان جنگی
‫که به عمرم دیدم،

00:38.440 --> 00:41.040
‫صرفاً می‌خواستن خودشون رو به کشتن بدن

00:41.080 --> 00:43.960
‫- اگه قراره کسی تامی شلبی رو بکشه...
‫- ...باید تو باشی

00:44.000 --> 00:47.200
‫اون شیطان می‌میره.
‫آینده مطعلق به ماست

00:48.320 --> 00:50.000
‫باید بری پیش یه دکتر

00:50.040 --> 00:52.520
‫باید تا تموم شدن کار و کاسبی بوستون
‫کارمون رو ادامه بدیم

00:52.560 --> 00:55.320
‫الو؟

00:55.360 --> 00:57.800
‫تامی، تبش رفته بالا.
‫هیچ دارویی روش عمل نمی‌کنه

00:57.840 --> 00:58.920
‫زود بیاد خونه

01:00.000 --> 01:09.000
‫زیرنویس از
‫کیارش نعمت گرگانی و عرفـان مـرادی

01:09.001 --> 01:14.001
‫تلگرام ما
‫erfan: @Sub_Hub
‫kiarash: @realKiarashNg

01:21.120 --> 01:23.360
‫از سر راه برین کنار!
‫از سر راه برین کنار!

01:23.400 --> 01:26.200
‫- نه، نه. دکتر کجاست؟
‫- میشه دکتر رو خبر کنین؟

01:26.240 --> 01:28.080
‫- باید با یه دکتر حرف بزنم
‫- آقای شلبی

01:28.120 --> 01:30.720
‫آقای شلبی، دخترتون مرض سل داره

01:30.760 --> 01:32.760
‫مرض سل یه بیماری واگیرداره

01:32.800 --> 01:35.120
‫یه دستورالعمل هست
‫که باید بهش عمل کنیم

01:35.160 --> 01:38.040
‫- خواهش می‌کنم بچه رو بدین به ما
‫- لیزی؟

01:38.080 --> 01:39.440
‫چیزی نیست

01:39.480 --> 01:42.160
‫- خیلی‌خب
‫- بگیرش. باهاش آروم رفتار کن

01:42.200 --> 01:43.720
‫مراقبش باشین

01:43.760 --> 01:46.520
‫اون دختر منه، شنیدی چی گفتم؟

01:46.560 --> 01:48.080
‫باید پیشش باشم

01:48.120 --> 01:50.280
‫باید پیش دخترم باشم!

01:50.320 --> 01:51.520
‫تام

01:51.560 --> 01:55.120
‫خیلی‌خب. اونا دستگاه اشعه ایکس دارن.
‫ما باید آزمایش اشعه ایکس بدیم

01:55.160 --> 01:57.680
‫- چون ممکنه ما هم گرفته باشیم
‫- گور پدر ما، لیزی

01:57.720 --> 01:59.960
‫گور پدر ما!
‫گور پدر تو و من!

02:00.000 --> 02:01.720
‫کی باعثش شده؟

02:03.920 --> 02:05.840
‫ما باعث این نفرین شدیم

02:05.880 --> 02:07.840
‫بس کن، تامی

02:07.880 --> 02:09.280
‫فقط بس کن!

02:10.680 --> 02:12.280
‫نمیذارن از اینجا برم!

02:13.360 --> 02:14.600
‫نمیذارن از اینجا برم!

02:16.400 --> 02:19.600
‫از عمد این‌کارو کردن،
‫که منو مجازات کنن

02:21.800 --> 02:23.920
‫تامی، خواهش می‌کنم بس کن

02:23.960 --> 02:25.880
‫خیلی‌خب

02:25.920 --> 02:27.600
‫خیلی‌خب

02:30.040 --> 02:33.520
‫همسرم واقعاً متأسفه

02:33.560 --> 02:35.000
‫خیلی‌خب

02:35.040 --> 02:39.840
‫همسرم خیلی متأسفانه
‫و الان آرومه

02:41.560 --> 02:45.880
‫داره با ترک اعتیاد سر و کله میزنه.
‫بعضی‌وقت‌ها...

02:48.760 --> 02:50.000
‫بعضی‌وقت‌ها...

02:51.120 --> 02:53.720
‫یه آدم نادونم که بداخلاق میشم

02:55.320 --> 02:56.960
‫فقط بداخلاق شدم

02:59.240 --> 03:00.560
‫متأسفم

03:02.280 --> 03:04.040
‫- لیزی
‫- بله؟

03:04.080 --> 03:05.720
‫بگین چیکار کنم

03:05.760 --> 03:07.880
‫- همراه من بیاین، آقا
‫- متأسفم

03:10.920 --> 03:12.200
‫ممنون

03:20.760 --> 03:23.480
‫آقای شلبی، باید واسه چند لحظه
‫ثابت بمونین

03:37.920 --> 03:39.720
‫دیدن چیزی که داخله

03:41.600 --> 03:43.080
‫صبرکن تا ببینی

03:46.200 --> 03:47.480
‫خدا

03:50.680 --> 03:52.560
‫فقط خدا می‌دونه چی داخلشه

03:55.840 --> 03:57.160
‫خدایا بهش کمک کن

04:30.960 --> 04:33.320
‫ریه سمت چپش
‫به سل مبتلا شده

04:34.840 --> 04:36.320
‫زود تشخیص دادن

04:37.800 --> 04:39.200
‫ولی بازم ازش آزمایش میگیرن

04:41.840 --> 04:45.600
‫اون روش ریوی رو انجام میدن،

04:45.640 --> 04:48.400
‫ریه رو کوچیک می‌کنن
‫و میذارن استراحت کنه

04:48.440 --> 04:50.120
‫بعضی‌وقت‌ها ریه خودبخود خوب میشه

04:52.680 --> 04:55.440
‫و اگه این جواب نده
‫از طلا استفاده می‌کنن

04:55.480 --> 04:57.560
‫چی؟

04:57.600 --> 05:01.000
‫- طلا؟
‫- نمک طلایی

05:01.040 --> 05:03.280
‫دکتر گفت وقتی روبان موسسه رو قیچی کردی...

05:03.320 --> 05:06.080
‫روشش رو برات توضیح داده

05:06.120 --> 05:08.360
‫یادم نمیاد، گوش نمی‌دادم

05:08.400 --> 05:10.320
‫آره، خب

05:10.360 --> 05:12.320
‫نمک طلایی

05:12.360 --> 05:15.640
‫یه نمک که 37 درصدش طلاست

05:20.000 --> 05:23.600
‫میگن کمک می‌کنه ولی اول
‫حالش رو بدتر می‌کنه

05:34.400 --> 05:37.040
‫نگفتن...؟

05:37.080 --> 05:39.400
‫نگفتن احتمالش چقدره؟

05:39.440 --> 05:42.880
‫نه.
‫چیزی نگفتن

05:42.920 --> 05:44.160
‫ولی اون کوچیکه

05:44.200 --> 05:47.800
‫و مرض سل اصلاً خوب نیست
‫چون این مریضی سریع و خطرناکه

05:59.801 --> 06:02.801
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

06:31.160 --> 06:34.280
‫متأسفم، عزیزم

06:37.360 --> 06:38.800
‫ولی درستش می‌کنم

06:41.120 --> 06:42.840
‫ازت دورش می‌کنم

06:45.000 --> 06:46.600
‫به یه توافق میرسم

06:56.640 --> 06:58.160
‫باید ماسک بزنی

07:00.040 --> 07:01.240
‫زدم

07:22.360 --> 07:26.080
‫می‌تونین روش نمک طلایی رو امتحان کنین،
‫من یه چیز دیگه رو امتحان می‌کنم

07:35.200 --> 07:36.760
‫محله می‌فیر شماره 244

07:38.160 --> 07:40.280
‫آیدا.
‫گوش کن ببین چی میگم

07:40.320 --> 07:43.080
‫ازت می‌خوام به جای من بری لندن

07:43.120 --> 07:44.840
‫نه، مهمه

07:44.880 --> 07:47.000
‫می‌دونم نمی‌خوای قاطی کار من بشی،

07:47.040 --> 07:49.480
‫ولی روبی خیلی مریضه

07:49.520 --> 07:51.360
‫پنج روز از وقتت رو می‌خوام

07:58.320 --> 08:01.200
‫[لندن]

08:06.840 --> 08:08.480
‫خب، لباسش خوبه

08:11.480 --> 08:14.000
‫- برو دم در و لباسش رو ازش بگیر
‫- چشم، خانوم

08:14.040 --> 08:17.400
‫آه... اسم برندش رو یادداشت کن

08:17.440 --> 08:18.960
‫بله البته خانوم

08:48.640 --> 08:50.760
‫توماسِ شیطان، کجایی؟

10:06.280 --> 10:08.000
‫خانوم آیدا ثورن، خانوم

10:09.480 --> 10:12.480
‫- فکر کردم تو هم شلبی باشی
‫- من یه بیوه‌ام

10:12.520 --> 10:16.200
‫همسرم توفق خوبی تو مُردن نداشت.
‫هنوز لب مرگه

10:16.240 --> 10:19.360
‫به گمانم همسرتون عضو خانواده گنیس باشه

10:19.400 --> 10:21.600
‫کمک زیادی به فقرا می‌کنن

10:21.640 --> 10:23.280
‫فقرا بخاطر این فقیرن

10:23.320 --> 10:26.440
‫چون بیشتر درآمدشون رو به خانواده گنیس میدن.
‫بفرمایید لطفاً

10:26.480 --> 10:30.280
‫به گمونم دلیل فقر
‫پیچیده‌تر از این حرفا باشه

10:30.320 --> 10:32.560
‫بله.
‫بنظر من که به ژن آدم ربط داره

10:33.720 --> 10:35.520
‫گلدان قشنگیه

10:35.560 --> 10:38.440
‫پدربزرگم اونو از
‫یه فاحشه‌خانه در قاهره دزدیده

10:38.480 --> 10:41.520
‫مصر.
‫فکر کنم مال قرن 18ام باشه

10:41.560 --> 10:44.000
‫چطور اینقدر در مورد
‫گلدان‌های مصری اطلاعات دارین؟

10:44.040 --> 10:46.040
‫من عتیقه جات جمع می‌کنم

10:47.280 --> 10:51.280
‫یه قبیله‌ی کولی
‫قبول می‌کنن که توی محله کارخانه ساکن بشن

10:51.320 --> 10:54.040
‫واضحه که صدها بچه بدنیا اومدن،

10:54.080 --> 10:57.120
‫ولی یکی از اونا
‫تبدیل میشه به یه گنگستر و سیاستمدار

10:57.160 --> 10:58.840
‫و اون یکی تبدیل میشه
‫به یه جمع کننده عتیقه جات

10:58.880 --> 11:00.560
‫واقعاً خارق العاده‌اس

11:00.600 --> 11:02.200
‫فکر کنم ژنتیکی باشه

11:03.240 --> 11:05.960
‫عزیزم، تو در مورد من تحقیق کردی
‫و منم در مورد تو

11:06.000 --> 11:09.720
‫اگه الان سال 1919 بود،
‫با یه هفت تیر و یه بمب دست‌ساز

11:09.760 --> 11:11.400
‫میومدی در خونه‌م

11:11.440 --> 11:13.400
‫و منو میکُشتی

11:13.440 --> 11:16.240
‫زیبا نیست که زمان
‫همچی رو تغییر میده؟

11:16.280 --> 11:18.120
‫- اون مرد آمریکایی کجاست؟
‫- بعداً میاد

11:18.160 --> 11:20.960
‫- موزلی کجاست؟
‫- اون فهمید توماس نمیاد پس تصمیم گرفت قهر کنه

11:21.000 --> 11:23.160
‫می‌دونی که اخلاق مردها چطوریه.
‫توماس کجاست؟

11:24.200 --> 11:26.040
‫دخترش مریضه

11:26.080 --> 11:28.320
‫مگه دایه نداره؟

11:28.360 --> 11:31.440
‫یه چیز عمومی و ژنتیکیه

11:31.480 --> 11:33.960
‫اون دخترش رو به کارش ترجیح میده

11:34.000 --> 11:36.040
‫حتی اگه قرار باشه اون کار
‫دنیا رو تغییر بده؟

11:36.080 --> 11:38.040
‫فکر کردم امروز قراره یه مراسم معمولی باشه

11:38.080 --> 11:40.200
‫حالا که تو اومدی
‫به گمونم همینطور بشه

11:45.680 --> 11:47.960
‫باید بدونی که برادرت
‫زندگی منو تغییر داده

11:49.360 --> 11:53.680
‫مردهای اینجا مدام در حال
‫اسب سواری در با سرعت پایینن،

11:53.720 --> 11:55.400
‫هیچوقت با اسب نمی‌تازند

11:55.440 --> 11:58.480
‫توماس اون مرد روی گلدانه

11:58.520 --> 12:00.520
‫بخاطر همین آوردمش که ببینیش

12:02.120 --> 12:04.440
‫بر اساس تفاسیر اخیر،

12:04.480 --> 12:08.720
‫سواره‌ی سیاه روی گلدان قرن 18ام

12:08.760 --> 12:10.320
‫به معنی مرگه

12:10.360 --> 12:13.640
‫پس، آره
‫به گمونم به توماس شباهت داره

12:14.960 --> 12:17.720
‫بهم بگو.
‫چرا بنظر میاد از لحاظ احساسی آسیب دیده؟

12:17.760 --> 12:21.200
‫چون اون کارکتر یه رمانه

12:21.240 --> 12:25.280
‫یکی از اون رمان‌هایی که زن‌هایی مثل تو
‫دوست دارن بخوننش. اونایی که همش در مورد مردهای وحشیه

12:25.320 --> 12:27.800
‫خب، من رمان نمی‌خونم

12:27.840 --> 12:30.080
‫فقط پورن و سیاست می‌خونم

12:31.920 --> 12:35.400
‫در غیاب مردها بهتر نیست ما زن‌ها
‫در مورد چیزهای مودبانه صحبت کنیم؟

12:36.600 --> 12:39.120
‫بسیارخب.
‫مودبانه حرف میزنیم

12:51.880 --> 12:54.440
‫می‌دونی، من از سکس با زن‌ها
‫به اندازه سکس با مردها، خوشم میاد

12:56.480 --> 12:58.960
‫تامی راست می‌گفت

12:59.000 --> 13:01.520
‫اون میگه همچی مثل یه دایره‌اس

13:01.560 --> 13:06.080
‫یه بانو از «ایتن اسکور»،
‫به اندازه یه فاحشه از استون، بی‌ادبه

13:06.120 --> 13:08.080
‫متوجه شدم هنوز بهت نوشیدنی تعارف نکردم

13:15.960 --> 13:20.360
‫آیدا، قبل از اینکه
‫معامله تغییر دنیا انجام بشه،

13:20.400 --> 13:21.880
‫می‌خوام یه چیزی رو بدونی

13:23.600 --> 13:26.440
‫وقتی زمان پاکسازی بزرگ برسه،

13:26.480 --> 13:28.760
‫من شخصاً در این مورد صحبت می‌کنم

13:28.800 --> 13:32.440
‫که یهودی‌ها باید از بین برن
‫ولی به کولی‌ها باید رحم بشه

13:32.480 --> 13:33.880
‫هان

13:35.400 --> 13:37.560
‫بیا ویسکی بنوشیم
‫و منتظر مرد آمریکایی باشیم

13:39.320 --> 13:40.600
‫هان

14:27.600 --> 14:29.160
‫تو کدوم خری هستی؟

14:34.200 --> 14:38.840
‫من صاحب این کُلت و تیرهای توشم

14:38.880 --> 14:40.360
‫و بدجور عجله دارم

14:41.560 --> 14:44.000
‫من نشانه محل سکونت خانواده لی رو
‫دنبال کردم

14:45.040 --> 14:48.000
‫دنبال ازمه شلبی لی می‌گردم

14:48.040 --> 14:49.480
‫تا حالا اسمشو نشنیدم

14:51.520 --> 14:54.760
‫[اون بیوه برادرمه]

14:54.761 --> 14:58.200
‫[فقط می‌خوام باهاش صحبت کنم]

14:58.520 --> 15:01.880
‫شوهر ازمه یه کولی کثافت بود

15:01.920 --> 15:04.920
‫- یه پیکی بلایندر بود
‫- آره؟

15:04.960 --> 15:07.400
‫خب، من برادر بزرگشونم
‫و از اونا بدترم

15:07.440 --> 15:09.120
‫و همونطور که گفتم عجله دارم

15:10.720 --> 15:12.440
‫اون کجاست؟

15:32.160 --> 15:35.160
‫اسلحه‌ات رو بذار کنار، توماس.
‫بچه این اطراف هست

15:42.160 --> 15:45.000
‫منو پیدا کردی
‫چون خودم گذاشتم پیدام کنی

15:45.040 --> 15:47.240
‫شنیدم داری دنبالم میگردی
‫و کنجکاو شدم

15:50.360 --> 15:55.920
‫اگه یکی از این مردها همسرته،
‫بهش بگو که من دنبال دردسر نیستم

15:55.960 --> 15:57.160
‫من همسری ندارم

15:58.680 --> 15:59.960
‫فایده همسر داشتن چیه؟

16:01.360 --> 16:04.480
‫اسب گاریم رو میکشه.
‫سگم ازم محافظت می‌کنه

16:05.520 --> 16:07.080
‫گربه‌م منو شب‌ها گرم می‌کنه

16:08.520 --> 16:13.560
‫اگه قراره باشه کسی تو رو
‫توی دردسر بندازه، تامی شلبی؛ اون منم

16:13.600 --> 16:15.000
‫چی می‌خوای؟

16:17.080 --> 16:18.520
‫بهشون بگو از اینجا برن

16:20.080 --> 16:21.920
‫چیه؟ فکر کردی من رئیس اینجام؟

16:21.960 --> 16:23.360
‫اوه، کاملاً مطمئنم، ازمه

16:25.120 --> 16:28.000
‫[از اینجا برین]

16:28.400 --> 16:30.281
‫[اون پسر بیچاره ترسیده]

16:52.000 --> 16:54.880
‫این کولی اونقدر مغرور شده
‫که نمی‌خواد باسنش رو روی زمین بذاره؟

17:01.080 --> 17:03.840
‫من یه دختر دارم، ازمه

17:03.880 --> 17:05.720
‫اسمش روبیه

17:05.760 --> 17:07.680
‫یهویی مریض شد

17:07.720 --> 17:09.280
‫وضعش خرابه

17:11.800 --> 17:16.720
‫و با گفتن اسمش
‫و نگاه کردن تو چشمات می‌تونم بفهمم...

17:16.760 --> 17:19.040
‫که فقط زمان و امیدم رو هدر دادم

17:20.160 --> 17:21.760
‫چی رو هدر دادی؟

17:24.280 --> 17:25.400
‫آه...

17:26.680 --> 17:29.840
‫تامی شلبی، نماینده حزب کارگر جنوب بیرمنگام،
‫شوالیه‌ رسمی بریتانیا

17:29.880 --> 17:31.560
‫بخاطر نفرین یه کولی

17:31.600 --> 17:33.640
‫در به در کوه‌ها شده

17:35.160 --> 17:38.800
‫- فکر کردم پالی رو داری که به این کارها برسه
‫- پالی مُرده

17:42.400 --> 17:44.560
‫با اسلحه یا چاقو؟

17:44.600 --> 17:46.480
‫هنوز توی خوابم باهام حرف میزنه

17:47.800 --> 17:49.640
‫اون بود که بهم گفت بیام تو رو پیدا کنم

17:52.720 --> 17:53.960
‫پالی

17:57.560 --> 18:00.040
‫این اسم شبیه زنگ مدرسه‌اس

18:00.080 --> 18:01.480
‫بیا و به قولت عمل کن

18:02.640 --> 18:04.240
‫لعنت!

18:05.200 --> 18:07.440
‫خیلی خوشحالم که دیگه دور و بر تو نیستم

18:08.600 --> 18:10.320
‫زندگی همه رو داغون کردی

18:11.600 --> 18:14.120
‫دخترم داره میمیره، ازمه

18:14.160 --> 18:16.440
‫بعضی‌ها رفتن فرانسه.
‫لورد

18:16.480 --> 18:18.160
‫شنیدم «ترینکت» می‌فروشن
‫[جواهر کم ارزش]

18:18.200 --> 18:19.720
‫من به چیزی بیشتر از ترینکت نیاز دارم

18:22.840 --> 18:26.040
‫از واکنشت می‌تونم بفهمم
‫که این کار تو نیست

18:26.080 --> 18:27.680
‫متأسفم که وقتت رو گرفتم

18:46.760 --> 18:50.480
‫خدمتکار میگه دوست آمریکایی‌مون
‫داره ماشینش رو پارک می‌کنه

18:50.520 --> 18:53.320
‫همچنین در جواب سوالت گفت، دایانا

18:53.360 --> 18:56.560
‫که کت عجیب دوست‌مون
‫ساخت برند شنل‌ـه

18:58.920 --> 19:02.120
‫- برند خیلی گرونیه
‫- آره، دقیقاً

19:02.160 --> 19:04.400
‫ولی عطری که دارم حس می‌کنم ارزونه

19:11.760 --> 19:15.000
‫واقعاً ناراحتم که توماس اینجا نیست

19:15.040 --> 19:17.720
‫ظاهراً یه مشکل خانوادگی اضطراری پیش اومده

19:17.760 --> 19:19.920
‫فقط آیدا رو داریم.
‫خواهر توماس

19:21.760 --> 19:25.040
‫خب، خواهر توماس شامپاین میل داره؟

19:25.080 --> 19:26.960
‫اوه، خواهر توماس اجازه داره حرف بزنه؟

19:27.000 --> 19:29.000
‫فکر می‌کنه این نهار صرفاً یه مهمونی معمولیه

19:30.440 --> 19:33.480
‫خواهر توماس بخاطر مریضی دخترش اینجاست

19:33.520 --> 19:36.080
‫توماس می‌خواست
‫یکی از تشکیلات شلبی

19:36.120 --> 19:37.560
‫شما رو به آقای نیلسون معرفی کنه

19:37.600 --> 19:40.280
‫و به هر سه تاتون پیشنهاد یه دعوت رو بده

19:40.320 --> 19:43.960
‫اوه.
‫چه دعوتی؟

19:44.000 --> 19:45.720
‫موضوع دعوت بمونه برای بعد

19:45.760 --> 19:48.800
‫و لطفاً یادتون باشه
‫که در این لحظه و در این اتاق

19:48.840 --> 19:51.200
‫قدرت دست خانواده شلبیه

19:51.240 --> 19:54.200
‫چون ما اطلاعات و انگیزه‌ای رو داریم

19:54.240 --> 19:57.600
‫که باعث میشه آقای نیلسون
‫کاری که می‌خواین رو انجام بده

19:57.640 --> 20:00.280
‫پس وقتی حرف میزنم دهن گوه‌تون رو ببندین

20:00.320 --> 20:03.720
‫چون برخلاف ظاهرم
‫تو حرف زدن واردم

20:03.760 --> 20:05.760
‫و بله، شامپاین میخورم

20:11.360 --> 20:13.920
‫ترتیب اینو بده

20:13.960 --> 20:17.640
‫خیلی‌خب، قبل از اینکه
‫این معرفی کسل کننده شروع بشه،

20:17.680 --> 20:20.720
‫باید یه چیزی رو که برادرزاده‌ام
‫الان بهم گفت رو بهتون بگم

20:20.760 --> 20:23.680
‫- اوه جک
‫- گفت خانواده شلبی همه‌شون جادوگرن

20:23.720 --> 20:25.840
‫و جادوگرها آزادانه با مُرده‌ها حرف میزنن

20:25.880 --> 20:28.400
‫پس، کی اینجا شلبیه؟

20:32.720 --> 20:34.360
‫واقعیت داره؟

20:34.400 --> 20:36.760
‫- جینا
‫- سلام، آیدا

20:38.600 --> 20:40.720
‫مایکل بهت سلام رسوند

20:40.760 --> 20:42.480
‫تو خواهرشی

20:42.520 --> 20:45.440
‫بله، دقیقا همونم، خواهرش

20:45.480 --> 20:46.720
‫یکم تحقیق کردم

20:46.760 --> 20:50.200
‫یه زمانی کمونیسم بودی،
‫ولی الان جواهر میندازی و رژ لب میزنی

20:50.240 --> 20:52.720
‫راستش من سوسیالیستم

20:52.760 --> 20:55.560
‫اون مشاور سیاسی آقا شلبیه

20:55.600 --> 20:58.640
‫و تو نخست وزیر آینده بریتانیای کبیری

20:58.680 --> 21:00.680
‫- و همینطور مستعمره‌هاش
‫- بله، درسته

21:00.720 --> 21:03.280
‫و شما، بانو دایانا میتفورد،

21:03.320 --> 21:06.320
‫با زمرد و داروی اعصابش
‫تو لندن پُز میده

21:07.840 --> 21:10.360
‫ذهن خلاقانه‌شه که من عاشقشم

21:10.400 --> 21:14.240
‫مردها حوصله‌م رو سر میبرن.
‫آیدا، مردی واسه خودت داری؟

21:14.280 --> 21:17.400
‫همسرم فوت کرده،
‫ولی مسلمه که بعضی‌اوقات باهم حرف میزنیم

21:19.200 --> 21:24.800
‫بین بحث شیرین‌تون
‫میشه یکم مشروب بهم بدین؟ از هر نوعی که شد

21:24.840 --> 21:27.640
‫خب، این بچه کوچولو، جینا.
‫از خونه فرار کرد

21:27.680 --> 21:29.520
‫با یه گنگستر ازدواج کرد

21:29.560 --> 21:31.360
‫و حالا اینجاییم

21:31.400 --> 21:33.600
‫اوه جک، خواهش می‌کنم.
‫داری منو خجالت میدی

21:33.640 --> 21:35.360
‫آره، عالیه

21:35.400 --> 21:37.840
‫مرد باید رُک باشه

21:37.880 --> 21:39.400
‫من آدم رُکی‌ام

21:39.440 --> 21:43.160
‫اول حرفم رو میزنم و بعد با دست خالی
‫لیوان شکسته شده رو جمع می‌کنم

21:43.200 --> 21:45.000
‫بفرما

21:45.040 --> 21:47.000
‫بنظر نمیاد منم مشروبی داشته باشم

21:48.160 --> 21:51.440
‫خب، اسکاچ و ویسکی ایرلندی دارم

21:51.480 --> 21:52.880
‫توماس ویسکی ایرلندی میخوره

21:52.920 --> 21:55.200
‫- کدوم گوریه؟
‫- ایرلندی

21:55.240 --> 21:57.240
‫به ناچار گرفتار یه مشکل شده

21:57.280 --> 22:00.120
‫- میشه یه جوری مشکلات رو دور زد
‫- دخترش مریضه

22:00.160 --> 22:01.760
‫زن نداره؟

22:06.240 --> 22:09.440
‫منم در مورد شما تحقیق کردم، آقای نیلسون

22:09.480 --> 22:12.160
‫آیدا، شخص باهوش خانواده‌اس

22:12.200 --> 22:14.480
‫فهمیدم وقتی بچه بودین

22:14.520 --> 22:16.240
‫برادر و خواهرتون رو
‫به دلیل بیماری سل از دست دادین

22:23.880 --> 22:25.400
‫یخ نداره؟

22:25.440 --> 22:29.440
‫خب، این بیماری الان گرفتار خانواده ما شده

22:29.480 --> 22:33.280
‫و توماس اعتقاد کمی
‫به روش درمانی الان...

22:33.320 --> 22:36.240
‫- در زمینه بیماری سل داره
‫- خب حق داره

22:36.280 --> 22:38.440
‫اون رفته دنبال یه چیز دیگه

22:38.480 --> 22:39.880
‫که بتونه بیماری رو درمان کنه

22:39.920 --> 22:42.840
‫کارهای تجربی که امیدواره
‫زندگی دخترش رو نجات بده

22:42.880 --> 22:45.800
‫اگه منم جای اون بودم
‫همین‌کارو می‌کردم

22:45.840 --> 22:47.800
‫برادرت منو مجذوب خودش کرده

22:47.840 --> 22:50.640
‫آره، زیاد روی آدما تأثیر میذاره

22:52.560 --> 22:57.080
‫بله، و همسر آینده من
‫روی 20 میلیون آدم توی این کشور تأثیر گذاشته

22:57.120 --> 22:59.560
‫که مایلن به تجمعاتش بیان
‫و به سخنرانیش گوش بدن

23:00.640 --> 23:05.560
‫عالیه که زن‌های اشرافی انگلیسی

23:05.600 --> 23:08.680
‫کارشون رو با تکبر و غرور جلو میبرن

23:10.320 --> 23:12.800
‫برادرم عذرخواهی کرد
‫که نتونسته بیاد اینجا

23:12.840 --> 23:16.480
‫و مایله که همه‌تون رو
‫برای یه قرار به خونه‌اش دعوت کنه

23:16.520 --> 23:19.360
‫قراری که توش تصمیمات مهمی گرفته میشه

23:19.400 --> 23:23.040
‫و جایی که می‌تونین
‫با آدمایی هم فکری مثل من از ایرلند دیدار کنین

23:23.080 --> 23:24.960
‫و در مورد آینده اروپا باهم صحبت کنین

23:25.000 --> 23:28.600
‫ولی همونطور که شما گفتین،
‫این نهار یه قرار معمولیه

23:28.640 --> 23:32.880
‫و با نگاه به لیوانم، می‌بینم که
‫هنوز شامپاین ندارم

23:32.920 --> 23:35.400
‫مایکل بهم گفت که خواهرش
‫مستقیم میره سر اصل مطلب

23:35.440 --> 23:39.920
‫آره، ولی برادش خورشیده
‫بقیه‌شون فقط چندتا سیاره‌ن که دورشن

23:42.080 --> 23:46.040
‫جینا کلی حرف زده،
‫ولی می‌خوام از دهن خودت بشنوم، آیدا

23:48.480 --> 23:52.800
‫شرکت متمایز شلبی چیکار می‌کنه؟

24:11.880 --> 24:13.560
‫گندش بزنن!

24:33.600 --> 24:35.800
‫قدیما همیشه حواست جمع بود

24:37.600 --> 24:40.920
‫چطور می‌تونی بدون تغییری این همه تغییر کنی؟

24:40.960 --> 24:44.280
‫باید سراغ آدمای زیادی برم،
‫شمع موتور رو بهم بده...

24:44.320 --> 24:46.240
‫شمع کوفتی موتور رو بهم بده

24:46.280 --> 24:48.520
‫بهت امید بدم، بهت شمع رو بدم.
‫همین رو می‌خوای؟

24:53.240 --> 24:55.400
‫[من یه چیزی در این مورد می‌دونم]

24:57.080 --> 24:58.920
‫یه چیزی هست که باید ببینی

24:58.960 --> 25:02.360
‫یکی مُرده،
‫یکی عزاداره

25:03.400 --> 25:05.480
‫کلی نفرت ازت هست

25:10.360 --> 25:12.600
‫کار عاقلانه‌ای کردی
‫که اومدی پیش من، توماس

25:14.200 --> 25:15.800
‫کاپوت ماشین رو باز کن، باشه؟

25:17.160 --> 25:18.960
‫چه نفرتی؟

25:19.000 --> 25:21.120
‫چه نفرتی، چه عزایی؟

25:45.280 --> 25:47.640
‫نمی‌تونم توضیح بدم کجاست،
‫باید خودت بری

25:47.680 --> 25:48.920
‫پس تو رو میبرم اونجا

25:50.320 --> 25:52.560
‫امیدوارم تعطیل باشه

25:52.600 --> 25:55.000
‫قراره بریم یه جای بد و خطرناک

26:09.520 --> 26:12.480
‫خانوم ثورن، آقای شلبی اینجا نیست

26:12.520 --> 26:14.520
‫می‌دونم.
‫من به جاش اومدم

26:14.560 --> 26:16.440
‫می‌دونین کجا رفته؟

26:16.480 --> 26:19.720
‫رفته تو کوه، دنبال یه معجزه بگرده

26:19.760 --> 26:22.920
‫اگه اینجا نباشن
‫کسی حق نداره وارد دفترش بشه

26:22.960 --> 26:24.480
‫فقط کلید رو واسم بیار

26:24.520 --> 26:26.080
‫تمام کلیدها رو می‌خوام

26:48.360 --> 26:50.680
‫چایی میل دارین، خانوم ثورن؟

26:50.720 --> 26:52.160
‫ویسکی

26:52.200 --> 26:54.920
‫آقای شلبی اجازه ویسکی
‫تو این ساختمون رو نمیده

26:54.960 --> 26:57.760
‫پس یکی بره واسم بخره

26:59.560 --> 27:01.812
‫تا آقای شلبی از کوه برنگشتن،

27:01.836 --> 27:03.360
‫من رئیس محسوب می‌شم

27:03.400 --> 27:04.960
‫چشم خانم تورن

27:29.400 --> 27:36.850
‫[هیدن استگ.
‫بارانداز لیورپول]

27:40.000 --> 27:41.680
‫خاک عالم

28:05.200 --> 28:07.480
‫میکی، باید قطع کنم
‫خواهر رئیسم تشریف آوردن

28:07.520 --> 28:09.448
‫من طی پنج روز آینده خواهر رئیست...

28:09.472 --> 28:11.400
‫محسوب نمی‌شم،
‫رئیست محسوب می‌شم

28:11.440 --> 28:15.400
‫- آرتور کجاست؟
‫- تو گاوصندوق حبسش کردیم

28:15.440 --> 28:16.824
‫وقتی بدجور خمار می‌شه،

28:16.848 --> 28:19.120
‫بهمون می‌گه
‫تو گاوصندوق حبسش کنیم...

28:19.160 --> 28:21.760
‫که نتونه بره محله چینی‌ها

28:21.800 --> 28:24.040
‫خمار شدن چه شکلیه؟

28:24.080 --> 28:26.053
‫آدم از خود بیخود می‌شه

28:26.077 --> 28:28.320
‫کنترلش از دستش خارج می‌شه

28:28.360 --> 28:30.000
‫اصطلاح جوان‌هاست

28:32.520 --> 28:35.000
‫خب، آرتور زیاد خمار می‌شه؟

28:35.040 --> 28:36.962
‫دو بار در روز زیاد محسوب می‌شه،

28:36.986 --> 28:38.720
‫ولی آرتور سه بار خمار می‌شه.

28:39.840 --> 28:42.040
‫اینجا بو میاد

28:42.080 --> 28:45.720
‫آرتور کف زمین می‌خوابه
‫شب‌ها اینجا حبسش می‌کنیم

28:45.760 --> 28:47.320
‫بلند شو

28:50.720 --> 28:52.520
‫بشین

28:57.480 --> 28:59.000
‫عطرتون خوش‌بوئه

29:03.280 --> 29:05.400
‫تامی باهات حال می‌کنه آیزیا

29:05.440 --> 29:08.720
‫به نظرم به درد این سبک زندگی می‌خورم

29:08.760 --> 29:10.720
‫من اون‌قدرها بهت اطمینان ندارم

29:13.320 --> 29:17.200
‫این‌طور که من فهمیدم،
‫شما دیگه تو شرکت نقشی ندارین

29:17.240 --> 29:19.200
‫هوم

29:19.240 --> 29:21.280
‫قشنگ صحبت می‌کنی

29:21.320 --> 29:23.720
‫قرار بود حسابدار بشم،

29:23.760 --> 29:25.596
‫ولی همه می‌گفتن
‫اگه جای دزدیدن پول،

29:25.620 --> 29:26.640
‫مشغول شمردنش باشم،

29:26.680 --> 29:28.320
‫عمرم رو هدر دادم

29:31.560 --> 29:32.920
‫اسم عطرتون چیه؟

29:32.960 --> 29:35.680
‫تولد دوست‌دخترم نزدیکه

29:35.720 --> 29:38.920
‫ازت می‌خوام بری لیورپول

29:38.960 --> 29:41.320
‫پس می‌رم لیورپول

29:41.360 --> 29:44.680
‫تو بارانداز سالتهاوس تریاک انبار کردیم

29:44.720 --> 29:46.680
‫خبرش بین کارگران بارانداز پخش شد

29:46.720 --> 29:49.920
‫اولش قاشق قاشق می‌دزدین،
‫الان دیگه سطل سطل می‌دزدن

29:49.960 --> 29:53.720
‫سطل سطل می‌دزدن؟
‫چه جگری دارن

29:56.160 --> 29:58.720
‫یکی از مسئولین سندیکاشون
‫به نام هیدن استگ...

29:58.760 --> 30:02.480
‫هماهنگی‌های فروش تریاک سرقتی رو انجام می‌ده

30:02.520 --> 30:05.160
‫تو این پاکت با جزئیات نوشته
‫کجا پیداش کنی...

30:05.200 --> 30:07.080
‫و وقتی پیداش کردی،
‫چی به سرش بیاری

30:10.200 --> 30:13.400
‫تو پاکت ستاره سیاه کشیدین؟

30:13.440 --> 30:15.000
‫تصمیم گرفتم نکشم

30:16.560 --> 30:18.040
‫خودتون تصمیم گرفتین؟

30:19.280 --> 30:22.560
‫اسم عطرم «حد و حدود خودت رو بشناس»ـه سرباز

30:25.840 --> 30:27.440
‫تصمیم گرفتم صرفا گوشمالیش بدین

30:27.480 --> 30:31.680
‫ضمنا، آرتور رو هم با خودت می‌بری

30:31.720 --> 30:34.160
‫آرتور که ده روزه پاکه،

30:34.200 --> 30:36.920
‫اون‌وقت می‌خوایم ببریمش
‫تو یه انبار پر از تریاک؟

30:36.960 --> 30:39.080
‫می‌تونی مراقبش باشی دیگه

30:39.120 --> 30:40.800
‫اصلا واسه چی ببرمش؟

30:40.840 --> 30:43.360
‫در واقع آوازه‌اش رو با خودت می‌بری

30:43.400 --> 30:46.760
‫می‌تونین خیلی متمدنانه گوشمالیش بدین

30:46.800 --> 30:50.120
‫کسی جرئت نداره سر به سر آرتور شلبی بذاره

30:50.160 --> 30:52.240
‫ولی حاضرن سر به سر من بذارن؟

30:52.280 --> 30:54.880
‫آره. طرف آرتور شلبیه دیگه

30:54.920 --> 30:57.680
‫تو آیزیا... چی بودی؟

31:00.960 --> 31:06.160
‫همون آیزیای خالی‌ام
‫و مشتاقم یاد بگیرم ایدا

31:07.480 --> 31:08.880
‫نذار مصرف کنه

31:10.160 --> 31:11.606
‫به خدمت هیدن استگ برس...

31:11.630 --> 31:13.440
‫و آرتور رو صحیح و سالم برگردون

31:13.480 --> 31:15.272
‫من هم در ازاش به تامی نمی‌گم...

31:15.296 --> 31:17.320
‫شخصا سر مسابقاتی
‫که هماهنگ کردیم...

31:17.360 --> 31:19.640
‫شرط‌بندی می‌کنی

31:21.240 --> 31:23.920
‫صرفا دارم سعی می‌کنم
‫یه کم بیشتر دربیارم...

31:23.960 --> 31:26.840
‫که بتونم واسه دوست‌دخترم
‫هدیه تولد بخرم

31:26.880 --> 31:30.280
‫هوم، چه دختر خوش‌شانسیه

31:43.300 --> 31:49.300
‫[جین خالص.]

32:16.560 --> 32:19.160
‫در رو قفل کن لیزی
‫یه سری از ساکنین این اطراف...

32:19.200 --> 32:21.880
‫از همین موقع صبح مشروبشون رو می‌خورن

32:27.800 --> 32:29.160
‫نه

32:30.840 --> 32:34.280
‫نه باید خودم باشم و قوی بمونم

32:34.320 --> 32:36.104
‫بی‌خیال، پیش من
‫نمی‌خواد قوی باشی

32:36.128 --> 32:37.520
‫می‌تونی پیش من راحت باشی

32:37.560 --> 32:39.054
‫نباید گریه کنم ایدا

32:39.078 --> 32:41.920
‫اگه یه قطره اشک بریزم،
‫از هم می‌پاشم

32:41.960 --> 32:43.800
‫باید به خاطر روبی قوی بمونم

32:47.200 --> 32:49.640
‫تامی می‌گه فقط یه ریه‌اش درگیر شده

32:49.680 --> 32:52.440
‫نه. الان می‌گن احتمالا جفتشون درگیر شده

32:52.480 --> 32:54.840
‫خیلی سریع پخش می‌شه

32:57.000 --> 33:00.480
‫ریه چپش رو هواجنبی کردن،
‫ولی تفاوتی حاصل نشد

33:00.520 --> 33:02.840
‫از فردا بهش نمک طلا می‌دن

33:05.800 --> 33:07.607
‫یه آشنا داشتی که به خاطر...

33:07.631 --> 33:09.640
‫درمان با طلا جون باخت، مگه نه؟

33:09.680 --> 33:11.920
‫نصف افرادی که بهشون می‌گم،
‫همین شکلی می‌شن،

33:11.960 --> 33:14.440
‫آخه آشنایی داشتن که به خاطر
‫درمان با طلا جون باخته بوده

33:17.800 --> 33:19.400
‫آشنای من مسن بود

33:20.520 --> 33:22.320
‫مسن و کم سن و سال فرقی ندارن

33:26.400 --> 33:28.160
‫تسلیم شدی لیزی؟

33:30.600 --> 33:32.520
‫نه

33:32.560 --> 33:36.120
‫قوی هستم

33:36.160 --> 33:38.400
‫تک و تنها کنار تختش می‌شینم

33:40.080 --> 33:42.800
‫تامی هم رفته بالای کوهستان
‫که بین کولی‌ها باشه

33:45.560 --> 33:48.760
‫راستش، همین که تو بیمارستان نیست
‫نعمت محسوب می‌شه،

33:48.800 --> 33:51.240
‫آخه فقط می‌خواد با ملت دعوا کنه...

33:51.280 --> 33:53.120
‫و خودش رو مقصر بدونه،

33:53.160 --> 33:54.960
‫به عمرم این‌قدر
‫مایه خجالتم نبوده،

33:55.000 --> 33:58.360
‫آخه فعلا باید یه مرد عادی
‫کنارم باشه، ای خدا

34:01.240 --> 34:03.880
‫خودم کنارش می‌شینم،
‫دستمال‌های خونیش رو جمع می‌کنم...

34:03.920 --> 34:05.640
‫و محو شدنش رو تماشا می‌کنم

34:27.800 --> 34:31.160
‫می‌دونی کی برمی‌گرده ایدا؟

34:31.200 --> 34:33.400
‫بهم دستورالعمل داده بود،
‫اطلاعاتی نداده بود

34:38.240 --> 34:40.720
‫می‌تونی یه پیغام به گوشش برسونی؟

34:40.760 --> 34:42.160
‫در دسترس نیست

34:43.840 --> 34:47.240
‫ایدا، با خودم گفته بودم
‫شاید اطلاعاتی داشته باشی

34:47.280 --> 34:49.360
‫من از این جریانات فاصله گرفته بودم

34:50.640 --> 34:52.280
‫بالاخره کولی هستی دیگه

34:52.320 --> 34:55.240
‫آره، خب، رمز و رازش محو می‌شه دیگه

34:57.200 --> 35:00.800
‫- چه رمز و رازی؟
‫- لیزی، کار به درد بخوری از دستم برنمیاد؟

35:05.080 --> 35:07.760
‫قبل از رفتنش، داشت دنبال شماره ازمه می‌گشت

35:09.360 --> 35:12.200
‫این جریانات به ازمه چه ربطی داره؟

35:12.240 --> 35:13.640
‫خیال می‌کردم شاید خبر داشته باشی

35:15.560 --> 35:16.840
‫ازمه از قبیله لیه

35:18.240 --> 35:19.520
‫یعنی چی؟

35:19.560 --> 35:22.640
‫قبایل لی و بارول
‫قبیله‌هایی وحشی هستن

35:24.560 --> 35:26.120
‫محل سکونتشون کجاست؟

35:26.160 --> 35:28.720
‫کولی‌ان دیگه، هر جا حال کنن ساکن می‌شن

35:28.760 --> 35:31.240
‫خاک عالم. خاک بر سرم ایدا

35:35.320 --> 35:37.640
‫رفته سراغ قبایل کوه‌نشین

35:39.840 --> 35:42.640
‫سال 1934ـه،
‫دکترها هم بیماریش رو تشخیص دادن،

35:42.680 --> 35:44.360
‫علتش رو هم تشخیص دادن،

35:44.400 --> 35:46.840
‫ولی نه دیگه، شوهر من بیشتر می‌فهمه

35:46.880 --> 35:49.800
‫برادرت آدم عادی‌ای نیست

35:49.840 --> 35:52.520
‫با یه مشت اسب‌دزد
‫و جادوگر رفته بالای کوه...

35:52.560 --> 35:54.640
‫و من اینجا تک و تنهام

35:57.120 --> 35:58.960
‫آدم عادی‌ای نیست

36:48.000 --> 36:51.680
‫چیزی نیست آرتور
‫خودم مراقبتم

36:51.720 --> 36:53.960
‫باشه

36:54.000 --> 36:57.440
‫ضمنا، ایدا گفت اشکالی نداره
‫فامیل‌هام رو استخدام کنم

36:57.480 --> 37:01.000
‫بچه‌های خیابون‌های الوم راکن
‫و دنبال موفقیتن

37:03.920 --> 37:05.560
‫نظرت چیه آرتور؟

37:20.840 --> 37:23.720
‫به نظر من کسی
‫که دنبال موفقیته، اجازه نمی‌گیره

37:25.720 --> 37:27.840
‫گمون کنم یعنی استخدامین

37:27.880 --> 37:29.360
‫بریم

37:50.640 --> 37:52.360
‫هنوز بلدی بدون زین اسب‌سواری کنی؟

38:57.040 --> 38:59.040
‫الان از هر آبادی‌ای به دوریم ازمه

38:59.080 --> 39:02.040
‫اگه بفهمم داشتی وقتم رو تلف می‌کردی،

39:02.080 --> 39:04.640
‫با همون طناب دارت می‌زنم

39:11.900 --> 39:16.550
‫[بارانداز لیورپول]

39:21.920 --> 39:24.840
‫خب، وایستین،
‫وایستین، وایستین

39:24.880 --> 39:27.720
‫ببینین، کارتون رو بلدین دیگه، نه؟

39:27.760 --> 39:30.640
‫می‌دونین باید چیکار کنین دیگه،
‫روتون حساب می‌کنم‌ها

39:30.680 --> 39:32.200
‫شنیدین چی گفتم؟

39:32.240 --> 39:33.960
‫بذارین یه چیزی رو بهتون بگم

39:34.000 --> 39:39.360
‫قبلا هر کسی که این شکلی تیپ می‌زد،

39:41.600 --> 39:43.280
‫«پیکی بلایندر» محسوب می‌شد

39:43.320 --> 39:45.920
‫«پیکی بلایندر» جماعت هنوز هم
‫این شکلی تیپ می‌زنه

39:47.320 --> 39:48.680
‫بعد از من بیاین

39:52.840 --> 39:54.920
‫♪ هاپ! هاپ! هاپ! هاپ! ♪

39:54.960 --> 39:57.200
‫♪ هاپوئه به ماره گفت... ♪

39:59.680 --> 40:02.800
‫♪ من یه آینه لبخند نشان بزرگ دارم... ♪

40:02.840 --> 40:05.160
‫♪ که جلوی کلاه‌بردارها نگه می‌دارمش ♪

40:08.080 --> 40:10.560
‫♪ چکمه سفتم رو محکم به زمین می‌کوبم... ♪

40:10.600 --> 40:12.720
‫♪ که ببینم کجاها می‌لرزه ♪

40:17.640 --> 40:20.480
‫اومدیم اینجا که آقای متشخصی
‫به نام هیدن استگ رو ببینیم

40:22.240 --> 40:23.560
‫آقای متشخص؟

40:25.400 --> 40:26.840
‫آقای استگ رو می‌گین؟

40:29.920 --> 40:31.360
‫امان از دست این آدم رذل

40:33.000 --> 40:34.600
‫اصلا وقتی کارش داریم نیست

40:38.320 --> 40:39.760
‫کی کارش داره؟

40:39.800 --> 40:41.160
‫ما کارش داریم دیگه

40:42.560 --> 40:43.960
‫کجاست؟

40:45.960 --> 40:47.799
‫آخرین باری که دیده بودمش،

40:47.823 --> 40:50.920
‫تا دسته تو خانمی
‫به نام ماریا فرو کرده بود

40:55.120 --> 40:56.720
‫ما فرصت نداریم طبق سنت پیش بریم...

40:56.760 --> 40:58.520
‫یا قوانین شرط‌بندی رو رعایت کنیم

40:58.560 --> 41:01.400
‫آخه هر کدوم از اعضای «پیکی بلایندرز»...

41:01.440 --> 41:06.000
‫که موقع بازگشت از مأموریتش،
‫از گلوله‌هاش کم نشده باشه،

41:06.040 --> 41:07.760
‫جریمه می‌شه

41:09.000 --> 41:11.520
‫من هیدن استگ هستم

41:11.560 --> 41:14.520
‫شنیدم چند نفر از بیرمنگام اومدن و کارم دارن

41:15.560 --> 41:18.680
‫داشتم تو انبار موز با بچه‌ها
‫فوتبال بازی می‌کردم

41:27.360 --> 41:30.400
‫ولی گمون نکنم شما اومده باشین
‫فوتبال بازی کنین آقایون

41:32.000 --> 41:33.560
‫نه‌خیر

41:33.600 --> 41:36.480
‫کار دیگه‌ای داریم

41:37.480 --> 41:39.960
‫ترجیح می‌دیم بگیم
‫کارمون به «ستاره سیاه» مربوط می‌شه

41:40.000 --> 41:41.480
‫«ستاره سیاه» اسم میخانه است، مگه نه؟

41:44.560 --> 41:46.680
‫آره. «ستاره سیاه» اسم میخانه است

41:48.040 --> 41:50.920
‫آخرین میخانه‌ایه که به عمرت
‫توش مشروب می‌خوری

41:50.960 --> 41:53.560
‫«پیکی بلایندرز» می‌برنت «ستاره سیاه»...

41:53.600 --> 41:55.440
‫و بعدش دیگه کل مشکلاتت حل می‌شه

41:57.920 --> 42:01.120
‫ولی اسم میخانه‌ای که خودت مشتریشی...

42:01.160 --> 42:04.200
‫«دلفین»ـه، مگه نه آقای استگ؟

42:04.240 --> 42:07.200
‫هر شب می‌ری اونجا

42:09.200 --> 42:11.200
‫ولی مشروب نمی‌خوری...

42:11.240 --> 42:14.480
‫می‌ری درآمد روزانه رو تقسیم کنی، مگه نه؟

42:17.320 --> 42:18.960
‫یه خانمی هم اونجا هست...

42:20.960 --> 42:25.000
‫که با آواز می‌گه: «تریاک فروشی داریم!»

42:27.960 --> 42:29.280
‫بشینین بچه‌ها

42:34.200 --> 42:37.520
‫طبق قوانین، وقتی پادشاه یه سر بیاد اینجا،
‫دیگه کاری نمی‌کنیم

42:39.840 --> 42:42.520
‫جناب‌عالی داری از شرکت
‫محدود شلبی دزدی می‌کنی

42:44.000 --> 42:46.280
‫داری از «پیکی بلایندرز» دزدی می‌کنی پسر

42:50.440 --> 42:51.800
‫از همین روی...

42:54.360 --> 42:55.840
‫مجازاتت...

42:56.840 --> 43:00.040
‫اینه که یه سر بریم میخانه «ستاره سیاه»

43:05.880 --> 43:12.480
‫ولی از اون‌جایی که من خیلی مهربونم،

43:12.520 --> 43:16.240
‫تو حکمت تخفیف قائل می‌شیم

43:16.280 --> 43:19.840
‫خدای بزرگ رو شکر!

43:19.880 --> 43:21.880
‫ایدای نازمون رو هم شکر، نه؟

43:25.920 --> 43:27.440
‫به جاش...

43:29.160 --> 43:32.440
‫به جاش صرفا گوشمالیت می‌دیم
‫آقای هیدن استگ

43:35.280 --> 43:36.840
‫خب، تا هنوز گوشمالیم ندادین...

43:39.040 --> 43:41.000
‫آرتور شلبی بودین دیگه، درسته؟

43:42.640 --> 43:47.520
‫خب، حقیقت زیر آستینت پیداست همرزم جان

43:47.560 --> 43:49.880
‫آثارش رو بازوت مونده

43:49.920 --> 43:51.200
‫آره

43:51.240 --> 43:54.240
‫ماجراهات رو این طرف کانال هم تعریف می‌کنن

43:54.280 --> 43:58.840
‫قبلا خودت راحت راه می‌رفتی،
‫ولی الان عصا به دست شدی

43:58.880 --> 44:00.840
‫بیا به خدمتش برسیم دیگه آرتور

44:02.800 --> 44:05.960
‫من به خاطر مرفینی که تو فرانسه
‫بهمون داده بودن معتاد شدم

44:06.000 --> 44:09.040
‫باهاش حال کرده بودم آرتور

44:09.080 --> 44:13.400
‫تازه سال 1924 فهمیدم جنگ تموم شده

44:14.800 --> 44:18.720
‫اون طرف حیاط یه انبار پر از تریاک هست...

44:18.760 --> 44:21.120
‫که بچه‌ها توش فوتبال بازی می‌کنن

44:21.160 --> 44:23.880
‫خودش رو هم می‌قاپن،
‫خوش و خرمن...

44:23.920 --> 44:25.760
‫ تریاک تو هوا پخش می‌شه

44:28.680 --> 44:30.520
‫ولی من قوی هستم همرزم جان

44:30.560 --> 44:33.600
‫آرتور. بیا بریم تو کارش دیگه

44:35.880 --> 44:38.600
‫- ای دروغگو
‫- باید من رو گوشمالی بدین

44:38.640 --> 44:42.120
‫ولی دلم به حال خودتون می‌سوزه آقای شلبی

44:42.160 --> 44:46.720
‫آخه خودتون هر روز و هر ساعت
‫خودتون رو گوشمالی می‌دین

44:46.760 --> 44:50.680
‫خون خودتون به خاطر نیازش
‫به رقیق‌سازی بهتون خیانت می‌کنه

44:52.160 --> 44:55.080
‫گاهی اوقات هم می‌خواین
‫دریچه‌ای رو دستتون باز کنین...

44:55.120 --> 44:58.280
‫که خونتون بتونه فرار کنه
‫و به آرامش برسین

44:58.320 --> 45:00.360
‫آره

45:00.400 --> 45:01.920
‫گور بابات مردک

45:03.240 --> 45:05.800
‫من هم یه زمانی شرایط الانت رو داشتم آرتور

45:09.600 --> 45:11.720
‫اگه می‌خوای بری تو کارش،
‫برو تو کارش

45:11.760 --> 45:14.200
‫ولی تمام توانت رو به کار بگیر
‫و تو چشمم نگاه کن

45:17.560 --> 45:19.960
‫از حضرت مسیح هم کمک گرفتی، مگه نه؟

45:20.000 --> 45:22.880
‫آره، یه نگاهی به سر تا پات انداخت
‫و یه سری تکون داد

45:22.920 --> 45:24.280
‫عزیزانت...

45:26.080 --> 45:28.000
‫همسرت، بچه‌هات

45:33.440 --> 45:36.960
‫کمکی از دست حضرت مسیح،
‫همسرت و بچه‌هات برنمیاد

45:39.000 --> 45:42.080
‫فقط از دست خودت برمیاد آرتور شلبی

45:43.440 --> 45:44.520
‫فقط از دست خودت برمیاد

45:45.560 --> 45:47.520
‫روزشماری نکن

45:47.560 --> 45:49.320
‫به درد نمی‌خوره

45:49.360 --> 45:50.797
‫تا به صد روز می‌رسی،
‫یهو به خودت میای...

45:50.821 --> 45:52.040
‫و می‌بینی دوباره یه روزه که پاکی

45:56.080 --> 45:57.720
‫واسه خودت کوه نساز

45:59.440 --> 46:01.120
‫فرض کن داری تو دشت صافی پیش می‌ری

46:02.320 --> 46:06.320
‫آروم و راحت قدم بردار

46:08.160 --> 46:11.280
‫آرتور، کافیه بهم دستور بدی
‫که به خدمتش برسم

46:15.360 --> 46:18.080
‫چوبت رو بلند کن آرتور
‫بهش دستور بده

46:23.920 --> 46:26.920
‫آرتور، دیگه تکرار نمی‌کنم‌ها

46:26.960 --> 46:28.840
‫آیزیا، ولش کن

46:28.880 --> 46:30.360
‫نه... امکان نداره

46:31.520 --> 46:33.120
‫گفتم ولش کن دیگه

46:50.120 --> 46:51.960
‫بریم، بیاین ببینم

46:53.360 --> 46:55.240
‫بجنبین دیگه. زود باشین. زود باشین

47:32.680 --> 47:34.280
‫قبرستان کولی‌هاست؟

47:34.320 --> 47:35.640
‫هنوز هم بلدی تابلوها رو بخونی

47:37.440 --> 47:39.800
‫هیچ اسبی از اینجا جلوتر نمی‌ره
‫باید پیاده بریم

47:48.040 --> 47:50.000
‫خودت بگو دنبال قبر کی هستیم دیگه

47:50.040 --> 47:51.840
‫خودت می‌فهمی

47:51.880 --> 47:54.000
‫از کجا معلوم چی ببینی؟

47:56.320 --> 47:58.240
‫اصلا به قبر جان سر می‌زنی؟

47:58.280 --> 47:59.960
‫اوضاع خیلی وخیمه

48:00.000 --> 48:02.080
‫از چه نظر خیلی وخیمه؟

48:02.120 --> 48:03.960
‫من کارهای بدی کردم ازمه

48:05.000 --> 48:07.840
‫خب، به نظرت داری
‫بابت همون کارها مجازات می‌شی؟

48:07.880 --> 48:09.680
‫ترجیح می‌دم جبرانشون کنم

48:09.720 --> 48:12.560
‫می‌خوای تک‌تک نفرین‌هایی که همه
‫نثارت کردن رو خنثی کنی؟

48:12.600 --> 48:14.440
‫کلی نفرینه‌ها

48:14.480 --> 48:16.200
‫باید نفرین خودم رو هم خنثی کنی

48:16.240 --> 48:17.840
‫باید بیشتر از جان محافظت می‌کردم

48:17.880 --> 48:19.040
‫خیال کردی اگه تو این مکان مقدس...

48:19.080 --> 48:21.000
‫مهربون باشی، ارواح به حرفت گوش می‌دن؟

48:21.040 --> 48:24.600
‫چه باور بکنی، چه نکنی،
‫دارم کم‌کم مهربون می‌شم ازمه

48:24.640 --> 48:26.440
‫دارم از بچه‌هام یاد می‌گیرم

48:27.920 --> 48:30.040
‫تا حالا به ذهنت خطور نکرده
‫که دیوانه شده باشی توماس؟

48:30.080 --> 48:31.440
‫خیلی وقته که دیوانه شدم

48:31.480 --> 48:33.880
‫صرفا پوسته مغزم رو به کار می‌گیرم

48:33.920 --> 48:35.880
‫می‌دونم واسه چی اومدی اینجا

48:35.920 --> 48:37.360
‫عجله دارم ازمه

48:37.400 --> 48:39.840
‫خیال کردی می‌شه با مرگ معامله کرد؟

48:39.880 --> 48:42.280
‫خب، به زودی جایگاه
‫انجام معامله رو پیدا می‌کنی

48:42.320 --> 48:45.160
‫روستامون از بین رفت
‫کلیسامون از هم پاشید

48:45.200 --> 48:46.880
‫فقط خودمون هنوز به قبرستان سر می‌زنیم

48:48.960 --> 48:50.120
‫یاقوت کبودی به خاطر نداری؟

48:52.480 --> 48:55.240
‫به زنی به نام بتانی بارول
‫یه یاقوت کبود داده بودی

48:55.280 --> 48:56.760
‫جریان ده سال پیشه

48:56.800 --> 48:58.880
‫سنگه رو برده بود اردوگاهشون

48:58.920 --> 49:01.800
‫خودم بهش هشدار داده بود،
‫ولی برداشت بردش

49:01.840 --> 49:04.240
‫یاقوت کبوده رو داد به خواهرش

49:04.280 --> 49:06.040
‫اسمش اوادنه بارول بود

49:06.080 --> 49:08.880
‫اوادنه سنگه رو انداخت گردن دخترش

49:08.920 --> 49:09.960
‫دخترک کم سن و سالی داشت

49:12.240 --> 49:14.520
‫دخترش درجا به سرفه افتاد

49:16.680 --> 49:18.640
‫همون شب مرد

49:18.680 --> 49:20.000
‫هفت سالش بود

49:27.480 --> 49:29.440
‫شنیدم یاقوت کبوده رو
‫انداخته بودن تو رود

49:30.680 --> 49:32.400
‫هیچ‌کس اصلا نرفت دنبالش بگرده

49:34.680 --> 49:37.440
‫حدس می‌زنم مادر دختره نفرینت کرده بوده باشه

49:38.560 --> 49:40.280
‫فقط زن‌ها می‌تونن نفرین کنن

49:42.320 --> 49:45.280
‫احتمالا صبر کرده بوده
‫دخترکت هفت ساله بشه...

49:45.320 --> 49:48.300
‫- که حالش رو درک کنی
‫- [کانی بارول]

49:58.280 --> 50:00.040
‫- ویسکی نداری؟
‫- نه

50:16.720 --> 50:18.640
‫تامی

50:18.680 --> 50:21.680
‫شاید درمانشون جواب بده
‫و دخترت زنده بمونه

50:24.000 --> 50:26.160
‫علمه دیگه

50:26.200 --> 50:29.080
‫علم این روزها در هر زمینه‌ای پیروز می‌شه

50:29.120 --> 50:31.040
‫حتی مقابل فرشته‌ها هم پیروز می‌شه

50:35.840 --> 50:38.600
‫اگه بخوای، می‌تونم برم

50:38.640 --> 50:41.400
‫اسبت راه برگشت رو بلده

50:41.440 --> 50:44.600
‫ولی به نظرم باید بابت چیزی که نشونت دادم
‫یه جایزه‌ای بهم بدی

50:44.640 --> 50:45.722
‫یه کم ملاحظه داشته باش

50:45.746 --> 50:48.360
‫تو که پولش رو داری جناب شلبی،
‫دارای نشان امپراتوری بریتانیا

50:50.160 --> 50:51.840
‫پیداش می‌کنم

50:51.880 --> 50:54.160
‫این اوادنه بارول عوضی رو پیدا می‌کنم

50:54.200 --> 50:55.520
‫پیداش می‌کنم...

50:55.560 --> 50:57.680
‫و بهش پول می‌دم
‫که نفرینش رو خنثی کنه

50:57.720 --> 50:59.920
‫من رو هم صرفا چون می‌خواستم
‫پیدام کنی، پیدا کردی

50:59.960 --> 51:02.040
‫ضمنا، قبیله بارول
‫هم لب مرز ساکن می‌شن، هم دم دریا

51:02.080 --> 51:04.160
‫ده هزار پوند بهش می‌دم
‫بیشتر می‌دم. هر چی بخواد می‌دم

51:04.200 --> 51:05.560
‫خبرش رو پخش کن ازمه

51:05.600 --> 51:08.280
‫خبرش رو پخش کن
‫خودم هم پخش می‌کنم و پیداش می‌کنم

51:08.320 --> 51:10.920
‫- به جای این صلیب فقیرانه و چوبی هم...
‫- تامی!

51:10.960 --> 51:13.960
‫واسه این دخترک یه بنای یادبود می‌سازم

51:14.000 --> 51:15.360
‫اندازه‌اش رو مادرش تعیین می‌کنه

51:15.400 --> 51:18.040
‫می‌تونه بگه اندازه برج نلسون بسازم

51:18.080 --> 51:20.400
‫ده هزار پوند هم بهش می‌دم

51:20.440 --> 51:23.720
‫راضیش می‌کنم
‫از امروز دنبالش می‌گردم

51:23.760 --> 51:25.120
‫روبی خوب می‌شه

51:26.160 --> 51:28.240
‫خوب می‌شه!

51:28.280 --> 51:31.400
‫من هم اشتباهات متعددم رو جبران می‌کنم

51:31.440 --> 51:33.920
‫الان که ویسکی نمی‌خورم،
‫صدای ارواح رو به وضوح می‌شنوم...

51:33.960 --> 51:36.400
‫و دارن بهم می‌گن اگه اشتباهاتم رو
‫جبران کنم، روبی خوب می‌شه

51:36.440 --> 51:37.760
‫همین رو می‌گن

51:37.800 --> 51:38.777
‫اگه می‌خوای کمکت کنم،

51:38.801 --> 51:40.680
‫کمکت می‌کنم توماس،
‫ولی باید به من هم دستمزد بدی

51:40.720 --> 51:43.080
‫بهم دستمزد بده که کمکت کنم پیداش کنی

51:43.120 --> 51:45.200
‫- بهت دستمزد می‌دم
‫- ولی من پول نمی‌خوام

51:45.240 --> 51:47.800
‫من روزنامه نمی‌خونم،
‫ولی می‌دونم فروپاشی رخ داده...

51:47.840 --> 51:50.200
‫و هیچی معلوم نیست
‫و پول بی‌ارزش می‌شه

51:50.240 --> 51:52.920
‫به جای پول، بهم طلا بده

51:52.960 --> 51:55.440
‫طلا. باشه، بهت طلا می‌دم

51:55.480 --> 51:57.880
‫اوضاع که نامعلوم باشه،
‫تکلیف طلا همیشه معلومه

51:57.920 --> 51:59.640
‫بهت طلا می‌دم

51:59.680 --> 52:01.840
‫تو هم کمکم می‌کنی
‫خانمه رو پیدا کنم

52:01.880 --> 52:04.480
‫اون هم از جون دخترم می‌گذره

52:23.440 --> 52:25.440
‫- سلام لیزی!
‫- کدوم گوری بودی؟

52:26.960 --> 52:28.360
‫کجا بودی؟

52:28.400 --> 52:30.040
‫کدوم گوری بودی؟

52:35.480 --> 52:37.080
‫از دست رفت تامی

52:41.000 --> 52:42.080
‫از دست رفت

52:44.360 --> 52:46.320
‫همین الان، پنج و هفده دقیقه از دست رفت

52:51.160 --> 52:54.520
‫ولی تو که اینجا نبودی، مگه نه؟

52:55.840 --> 52:56.960
‫مگه نه؟

53:08.640 --> 53:11.840
‫قبلش زنده بود،
‫ولی بعدش مرد،

53:11.880 --> 53:14.040
‫الان هم گذاشتنش بین جنازه‌ها

53:17.040 --> 53:19.000
‫گذاشتنش بین جنازه‌ها

53:29.720 --> 53:31.560
‫همین الان داشت سراغت رو می‌گرفت

53:33.160 --> 53:34.200
‫ولی پنج و هفده دقیقه...

53:36.320 --> 53:37.360
‫جون داد

53:47.520 --> 53:49.080
‫بهش گفتم دوستش دا...

53:51.920 --> 53:54.000
‫از طرف تو بوسش کردم

54:18.000 --> 54:25.000
‫زیرنویس از
‫کیارش نعمت گرگانی و عرفـان مـرادی

54:25.024 --> 54:29.024
‫تلگرام ما
‫erfan: @Sub_Hub
‫kiarash: @realKiarashNg

54:29.048 --> 54:34.048
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
